گفت‌وگوی اختصاصی چاپ و نشر با اصغر حاج محمدرضا

GTO کار

  • دوشنبه, 28 مرداد 1398 ساعت 14:01
  • منتشرشده در چاپ

ظهر بود. بارها برای تهیه‌ی گزارش به خیابان استاد نجات الهی و کوچه سلمان پاک رفته بودم و همیشه تابلوی زیبای کاشی‌کاری منقش به طرح اسلیمی چشمم را نوازش کرده بود. این تصویر نام چاپ استقلال را در ذهنم حک کرده بود، غافل از اینکه روزی از سردر زیبای آن رد می‌شوم و با یکی از پیشکسوتان صنعت چاپ دیدار می‌کنم.

 

وارد چاپخانه که شدم اصغر حاج‌محمدرضا، در بین کارگران مشغول کار بود و با دیدن من به سمتم آمد و بعد از خوش‌آمدگویی به دفتر چاپخانه هدایتم کرد. قرار شد سؤالاتم را بپرسم و اینگونه بود که همسفر زمان گذشته شدیم. صدایش را نوای ریتمیک چاپ، موسیقی متن بود.

 

 

این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)
  • آخرین ویرایش در چهارشنبه, 30 مرداد 1398 ساعت 23:10
  • اندازه قلم