*یاسمن ثمری

 محمداسماعیل قاضی زاده متولد سال 1323 در شهرستان خامنه از توابع تبریز به دنیا آمد و در سن 9 سالگی به همراه خانواده به تهران آمد و در مدرسه راه آهن مشغول به تحصیل شد.

وی از درآمدزایی چاپخانه می گوید: «آنقدر درآمد کارخانه خوب بود که پسرم به این کار جذب شد و شاید قبل از این ها حرفه ما درآمدزایی خوبی داشت اما الان وضعیت خیلی خوب نیست و با دستش به سمت پسرش که روبروی او نشسته اشاره می کند و می گوید من غصه شغل مسعود را دارم.»

این بخشی از صحبت های پیشکسوتی است که حدود 58 سال در صنعت چاپ سابقه دارد و بعد از تماس با وی سر موعدی که تعیین کرده بود دریکی از روزهای پاییزی که فقط برگ های درختان زرد نشانه آن بود و اثری از بارش باران پاییزی نبود. برای مصاحبه با مجله چاپ و نشر به همراه پسرش که مدیر چاپخانه آریاست، مهمان مجله شده اند که خبرنگار چاپ و نشر به گفت وگو با ایشان پرداخته است و اکنون در مقابل روی شماست.

مهاجرت به تهران، سرنوشت کاری ام را تعیین کرد

 شغل پدرم خواروبار فروشی بود و چون در جوانی بسیار پر شر و شور بودم تا مقطع دبیرستان درس خواندم و به واسطه یکی از دوستان پدرم به چاپ خودکار ایران که در فرودسی، سر کوچه خندان بود رفتم.

 البته آن ساختمان درحال حاضر ضمیمه روزنامه کیهان شده است حدود دو سالی در آنجا کار کردم در واقع دوره کارآموزی را سپری کردم و به کار حروفچینی مشغول شدم و در کارم آنقدر مهارت کسب کردم که در چاپخانه هر کار حروفچینی بود به من محول می شد.

سپس در چاپخانه اکونومیست کار حروفچینی لاتین را توسط شخص ارمنی آموزش دیدم و در چاپخانه ترقی که بعدها به چاپخانه درخشان تغییر نام داد مشغول کار شدم رفته رفته از دید بسیاری از کارفرماها من جزو حروف چین های مطرح شدم بنابراین به من از خیلی جاها پیشنهاد کار می شد.

ازداواج و تشکیل خانواده

در سال 48 ازدواج کردم آن موقع در چاپخانه پیک ایران که در محله شاه آباد بود به عنوان فرم بند کار می کردم تا اینکه به چاپ آبان منتقل شدم. آنجا کارها از نظم خاصی برخوردار نبود و از طرفی به دلیل درآمد پایین و حقوق 530 تومان کفاف زندگی ما را نمی داد بنابراین دنبال کار می گشتم تا اینکه در چاپخانه پرچم مشغول کار شدم.

او از شغل فرزندانش می گوید: سه فرزند دارم و پسرم آقا مسعود چاپخانه را اداره می کند و من دیگر بازنشسته شده ام.به او می گویم شاید به ظاهر در این حرفه خود را بازنشسته کار می دانید اما حتما همچنان مدیریت لازم را اعمال می کنید.

لبخندی درصورتش نقش می بندد و با تکان دادن سرش حرف مرا تأیید می کند و بیشتر راجع به نقش پسرش مسعود که در حال حاضر تحصیلات کارشناسی در حوزه چاپ را به پایان رسانده توضیح می دهد و می گوید شانسی که بچه های من در این حرفه داشتند این بود که به صورت عملی کار با دستگاه های چاپ را از نزدیک لمس کردند و به راحتی در دانشگاه دروس را با موفقیت طی کردند.

البته دو دخترم نیز در زمینه چاپ تحصیل کرده اند که در کنار برادرشان گاهی اوقات در کارهای چاپخانه همکاری می کنند.

خاطرات تلخ و شیرین

یکی از خاطراتی که شاید الان هم حین تعریف کردن شیرنی آن را حس می کنم این است که در چاپ آبان 2 هزار تومان شب عید پاداش گرفتم و 2 هزار تومان در مقابل حقوق 500 تومان خیلی زیاد بود.

ماجرا بر می گردد به اینکه در آستانه برگزاری نمایشگاه بین المللی بودیم و قرار شد هر شب ویژه نامه نمایشگاه را به مدت یک ماه به طور فشرده چاپ کنیم و از طرفی آخرین ماه سال بود و کم کم به شب عید نزدیک می شدیم و به علت فشردگی کار یک ماهی به خانه نرفتم و آن زمان مبلغ 2 هزار تومان در جیب هایم جا نمی شد و آن روز به خاطر گرفتن این پاداش خیلی خوشحال بودم.

خاطره تلخ من بر می گردد به این قضیه که داوود خانیان چون در بنیاد پهلوی در شرکت ایرانی سهم داشت بعد از پیروزی انقلاب اسلامی در سال 58 موجب شد خیلی از دستگاه های چاپخانه مصادره شود و دلیل آن هم این بود که وی در کارخانه ایرانی (بنیاد پهلوی) سهامدار بود. سر همین مساله این مصادره اتفاق افتاد و از کارخانه فقط جا، جواز و دستگاه های ملخی و یک شریک برجا ماند.

سال 80 مالک چاپخانه شدم

یک روزی به من پیشنهاد دادند که چاپ آریا مدیر داخلی می خواهد که هم کار فرم بندی را اداره کند و در کنارش چاپخانه را نیز مدیریت کند و من با این پیشنهاد موافقت کردم و به عنوان مدیر فنی مشغول کار در چاپخانه شدم و سال 54 ما سهامدار چاپخانه شدیم و با آقای شایان چاپخانه را سرپا نگه داشتیم تا اینکه سال 80 آقای شایان که شریک من در چاپخانه بود گفت من چاپخانه را نمی خواهم و سهم ایشان را من خریدم و چاپخانه به نامم شد.

توسعه چاپخانه آریا با تدبیر نوریانی

من به نوریانی احترام خاصی قائل هستم زیرا هرچه فرهنگ چاپ داریم به وجود ایشان است وقتی در سال 54 سهامدار شرکت شدیم به فکر توسعه چاپخانه بودم تا اینکه این مسئله را با آقای نوریانی مطرح کردم وگفتم برای توسعه چاپخانه می خواهم دستگاه چاپ بخرم و نوریانی در این زمینه برایم ویزا گرفت و به کشور آلمان رفتم و در سوئیس دستگاه های لازم را خریداری کردم و خود آلمانی ها آمدند به تهران و دستگاه ها را در چاپخانه نصب کردند.

 البته قبل از انقلاب دستگاه های چاپ قیمت مناسب تری داشت و در سال 54 با ده-بیست هزار تومان دستگاه های چاپ را خریدم.

 البته ما پول را از آقای داوود خانیان (سهامدار عمده) قرض گرفتیم. ایشان مدیرعامل شرکت ایران بودند و پسرش که سهامدار چاپخانه بود و مغز اقتصادی خیلی خوبی داشت و توانستیم با حمایت مالی ایشان مشکل چاپخانه را حل کنم.

آموزش قبل از کار

مسعود (پسر خانواده) از سال 71 در کار چاپخانه مشغول شده است و دوره های چاپ سیلک را در دانشگاه تهران در کنار استاد گنجینه آموزش دیده است.

وی می گوید: من ترجیح می دهم کارگران اطلاع کافی از این حرفه داشته باشند و چه بسا افرادی که با تخصص وارد کار نشوند موجب صدمه زدن به دستگاه های چاپ می شوند.

آقای اسفرجانی که نمایندگی هایدلبرگ را گرفت به ایشان یک نامه مکتوب ارسال کردم و خواستم از ایشان که در کنار فروش ماشین آلات یک جور اطلاع رسانی نیز داشته باشند.

شاید به خاطر همین مساله است که کارگران تمایل دارند با دستگاه های قدیمی کار کنند و به ایشان پیشنهاد دادم که سی دی آموزش را همراه دستگاه ها به خریداران بدهند و یا اینکه کارگران دوره های آموزش را بدون پرداخت هزینه طی کنند.

تجربه کار من نشان داده است که چه بسا صنعت چاپ علم محور است نه کارگرمحور و نظر من این است که بایدکارگران آنقدر به زبان اشراف داشته باشند تا نحوه کار با دستگاه ها را بدانند.

قاضی می گوید: مسعود در کارش مهارت زیادی داشت این بود که عملا در چاپخانه کار چاپ را یاد گرفته بود و بعد هم که وارد دانشگاه شد به راحتی دروس دانشگاهی را پاس کرد.

در ادامه صحبت پدر، پسر خانواده می گوید: این صنعت احتیاج به کار عملی دارد نه تئوری و متاسفانه در دانشگاه بیشتر تئوری انجام می شود. من گاهی دانشجویان را برای کارهای عملی به چاپخانه هدایت می کنم و دانشجویان به شیوه عملی کار را بهتر یاد می گیرند. اگر وزارت ارشاد که باعث و بانی ایجاد دانشگاه چاپ و نشر بود پا پس نمی کشید وضعیت چاپ ما بهتر از این بود.

وقتی آقای فکری گفتند دانشگاه چاپ حتما باز می شود ولی متاسفانه هنوز اتفاقی نیافتاده باید گفت از وعده تا عمل خیلی راه است و اغلب قول ها در وعده می ماند.

مصادره دستگاه ها، چاپ کتب را به صفر رساند

(پسر خانواده) قبل از مصادره شدن دستگاه ها ما کار چاپ کتاب انجام می دادیم. حتی کتاب های کانون پرورش فکری را ما تولید می کردیم.

دستگاه ها تکمیل بود ولی بعد از مصادره دستگاه ها مجبور شدیم فرم اداری شرکت نفت را چاپ کنیم و شرکت نفت چاپخانه اش را جمع کرد زیرا برایش صرف نمی کرد و چاپخانه سرمایه اش به میزان سفارش آن خیلی توازنی با هم نداشت و در حال حاضر چند سالی است که چاپخانه اش را جمع کرده و همه را به انباری شرکت برده اند.

شرکت هایی هستند که به صورت رابطه ای دستگاه های عظیم را می خرند و استفاده نمی کنند و آنها را به انبار منتقل می کنند در حالی که خیلی از چاپخانه داران ما نیاز به وام دارند اما اهمیتی به آنها نمی دهند.

یک روزی مسیرم به یکی از نهادهای مسوول افتاد. وقتی رفتم دیدم برخوردها چقدر بد شده است و هرکسی فقط به فکر منافع خودش است و وقتی هرج ومرج شخصی ایجاد می شود وضعیت صنعت چاپ بدتر از این خواهد شد. در حال حاضر ما دو سالی است که برای گرفتن وام ثبت نام کرده ایم، اما خبری نشده است.

توصیه برای جوان ترها

 جوان ترها با علاقه و علم و دانش وارد کار شوند. زمان ما، استاد، شاگردی بود می رفتیم و آلوده کار می شدیم ولی وقتی صنعت جدید می آید حتما باید علم به روز آن آموزش داده شود و متصدیان باید بیاموزند.

البته 90 درصد مردم در مقابل تکنولوژی مقاومت می کنند مثل برخورد با موبایل. ولی الان آن هایی که مخالف این تکنولوژی و ابزار بودند 2-3 تا موبایل دارند.

 

وقتی که قبل از انقلاب به آلمان برای خریدن دستگاه رفتم تکنولوژی در آنجا خیلی پیشرفت کرده بود. ما هم باید با زمان پیش برویم از زمان عقب هستیم.

 * سیدعلی علوی، رییس برنامه ریزی و کنترل تولید چاپ و انتشارات اوقاف

 

 وقتی شاهد هستیم صنایع موفق کشور مانند صنایع داروسازی، راه و ساختمان، مخابرات، برق، نظامی، خدمات پزشکی و درمانی و... رشد روزافزونی دارند و حتی توان رقابت با کشورهای صاحب صنعت را دارند این پرسش برای هر یک از اهالی صنعت چاپ پیش می آید: چرا صنعت چاپ نتوانسته گام به گام با صنایع دیگر موجود در کشور رشد و توسعه پیدا کند؟ چرا در خدمات پزشکی مانند چشم پزشکی و جراحی های داخلی پیشرفته ترین دستگاه ها را در کشور داریم (و ضروری هم هست که داشته باشیم) ولی پیشرفته ترین دستگاه های چاپ را نداریم؟ چرا آموزش، تحقیق و توسعه در چاپ مورد غفلت واقع شده است؟

 یکی از زیرساخت های موثر در رشد، پیشرفت و بالندگی اقتصادی صنایع، توانایی چاپ و بسته بندی محصولات صنعتی است. بارها در خبرها شنیده ایم به دلیل عدم بسته بندی مناسب، زعفران صادراتی کشور پس از صادر شدن به یک کشور واسطه اروپایی در آنجا با بسته بندی جدید و شکیل تر به سراسر اروپا با قیمتی بسیار بالاتر صادر می شود و خبرهایی از این دست برای دیگر محصولات کشاورزی و خشکبارهم وجود دارد، یا حتی محصولات بهداشتی، دارویی و شیمیایی تولیدی داخل کشور برای توزیع در بازار، سفارشات چاپ و بسته بندی خود را از خارج از کشور تامین می کنند.

 اما راه برون  رفت از این وضعیت چه می تواند باشد؟

در حال حاضر در کشورمان می بینیم چاپخانه های زیادی به صورت مجزا، کوچک، پراکنده و سنتی بدون توجه به علوم مدیریتی و اقتصادی مشغول فعالیت های روزانه هستند (کارهایی که با برنامه ریزی و مدیریت علمی می تواند به صورت خودکار انجام شود) و دارای تشکل منسجم و قوی نیستند، این ضعف باعث شده صنعت چاپ نه خود فرصت جذب نخبگان اقتصادی، صنعتی و علمی کشور را بدست بیاورد و نه آن ها علاقمند به مشارکت در این صنف باشند، این شرایط تنها مختص چاپ نیست بلکه در صنایع مهم دیگر مانند تولید پوشاک هم وضعیت مشابهی وجود دارد.

یک راه برون  رفت از این شرایط برای صنعت چاپ و بسته بندی تجمیع واحدهای صنعتی و چاپخانه های کوچک و بزرگ با یکدیگر است.

باید گفت اگر برای انجام این مهم مشکل فرهنگی نیز وجود دارد باید مشکل حل شود در غیر این صورت با توجه به اتفاقات و تغییر معادلات اقتصادی حال و آینده که یکی از آن ها شامل فروش زیاد با سود کم بجای فروش کم با سود زیاد است و دیگری، فراگیر شدن خدمات فناوری دیجیتال و رایانه است، تقاضای سفارش های چاپی مشابه گذشته در بازار هر روز کاهش یافته و چاپخانه های قدیمی عمر طولانی نخواهند داشت.

اما در مقابل با تجمیع چاپخانه ها و تشکیل مراکز تولیدی بزرگ تر، فرصت های اقتصادی بوجود می آید از جمله آن ها می توان به جذب سرمایه های فکری، معنوی و مادی داخل و خارج از کشور اشاره کرد، که در این راه اطلاع رسانی و سیاست گذاری های اتحادیه ها و وزارت ارشاد به عنوان متولیان این صنعت بسیار موثر و تاثیرگذار است.

با توجه به اینکه سود بانکی وام های پرداختی توسط بانک ها نسبت به نرخ تورم کشور بالاتر است بنابراین روش قابل توجیه برای افزایش سرمایه تولید، نه دریافت وام از بانک ها بلکه جذب سرمایه از طریق مشارکت با سرمایه داران است.

با تقویت ساختار صنعت چاپ، به صورت خودکار نخبگان نیز جذب این صنعت خواهند شد. وقتی تشکل های صنف چاپ در بین اعضای هیات مدیره و مدیران خود دارای نفرات توانمندتر و با نفوذتر باشند می توانند سخن خود را به گوش مسئولان محترم بهتر برسانند و دولت و مجلس را برای ایجاد زیرساخت های مناسب از قبیل سهولت و دسترسی کامل به حمل و نقل هوایی، ریلی و جاده ای مجاب کنند و با افزایش امکانات حمل و نقل، باعث انتقال صنعت به خارج از مرکز شوند. در نتیجه ضمن کاهش هزینه های ملک و اجاره و خواب سرمایه، سهولت دسترسی مصرف کننده برای استفاده از خدمات مورد نیاز حفظ خواهد شد.

 باید توجه داشت موقعیت اقتصادی کشور ما هم به لحاظ داشتن منابع طبیعی و هم به لحاظ شاهراه اتصال کشورهای منطقه به یکدیگر موقعیت کاملا ویژه و استتثنایی است و از این نقطه قوت می توان برای جذب سفارش های خارج از کشور نهایت استفاده را داشت.

 

نباید غافل شد که یکی از ابزارهای مهم رشد و توسعه، ایجاد ارتباطات و زیرساخت های مناسب است. امید است با تدبیر مسئولان محترم و متعهد، دلسوزی و پیگیری پیشکسوتان هرچه زودتر شاهد اعتلای صنعت چاپ در کشور عزیزمان باشیم، کاری که با شرط همدلی و اتحاد با امکانات موجود به آسانی انجام می شود.

*فاطمه مهدوی

 اتوبان بهشت زهرا شهرک صالح آباد تهران جایی است که قرار است خودم را به آنجا برسانم تا با یکی از پیشکسوتان صنعت چاپ کشور گپ وگفتی داشته باشم.ماشین که ایست می کند پلاک خانه توجهم را جلب می کند که درست آمده ایم ، راننده آژانس سرش را برمی گرداند و به من می گوید اینم از آدرس سر راست که آدم رو تو کوچه پس کوچه نمی چرخونه ومن هم تایید می کنم .در حین پیاده شدن از ماشین ،تابلوی نصب شده بر سردر کوچک و زنگ زده ای که بر روی آن نوشته  چاپ کتب  چاپخانه زاگرس نظر مرا بخود جلب می کند مطمئن می شوم چاپخانه زاگرس است از راهروی باریکی که رد می شوم آقای عزیزی به پیشوازمان می آید ومرا به سمت دفتر پدرشان حاج آقا اکبر عزیزی پیشکسوت بزرگ چاپ کشور که همچنان مشغول صحبت با ارباب رجوع است هدایت می کند  با دیدن دوربین و وسایل متوجه من می شود که برای مصاحبه با او آمده ام و حرف زدن با ارباب رجوع را قطع می کند وبا خوش رویی  احوال پرسی می کند و از من می خواهد که بنشینم وبعد از مدت کوتاهی روبروی من می نشیند وضمن صرف چای می گوید در خدمتم و او از خودش و زندگی اش در صنعت چاپ گفت.

اکبر عزیزی متولد سال 28 هجری  ـ شمسی از سال 1341 در چاپخانه افست که بعد از انقلاب به 25 شهریور تغییر نام داد مشغول به کار شد و اکنون در سن 66 سالگی همچنان در حرفه اش با اراده تر از سن و سالش با 12 نیرو  چراغ چاپخانه زاگرس را روشن نگه داشته است.عزیزی آرام و بدون اینکه مسعود پسرش که مدیر داخلی چاپخانه است بشنود می گوید فقط به خاطر  دو فرزندم که اینجا مشغول هستند  چاپخانه را جمع نکردم.

12 سالگی شروع  تجربه ای جدید 

قبل از 16 سالگی به کار آزاد مشغول بودم در حقیقت از سن 12 سالگی کار کردن را تجربه کردم . چهارده سال  در چاپخانه افست کارکردم تا اینکه در سال 49 به خدمت وظیفه رفتم و درسال 51 از سربازی بازگشتم و در چاپ گوتنبرگ مشغول شدم بعد از آن به چاپ اردیبهشت رفتم و بعد از سال 53 در چاپ لوکس کارم را ادامه دادم. یک  روزی سر چهارراه  شهباری دنبال کار بودم آقای نیک پور آمده بود یک تعداد کارگر بگیرد.  از من سوال کرد در چاپخانه کار می کنی و من  احساس کردم پیشنهادش بجا است و به این ترتیب وارد چاپخانه اش  شدم. و وقتی فهمید من سواد ندارم مرا مجبور به ثبت نام در اکابر آن زمان کرد و  مدرک چهارم اکابر را گرفتم و به کارم در چاپخانه ادامه دادم.

نقش همسر در پیشرفت کاری

سال 46 ازدواج کردم و حاصل ازدواجمان 7 فرزند است . موفقیت اولیه در زندگی را مدیون همسرم هستم. من خیلی نمی توانستم به دلیل مشغله کاری در کنار خانواده ام باشم و با حقوق کارگری 7 بچه را سرپرستی کردم درحال حاضر  پسر آخرم مجرد است و بقیه بچه ها به خانه بخت رفته اند. 2 تا از فرزندان من به نام مسعود و مجتبی که مسعود حدود 25 سال و مجتبی حدود 10 سال است که به این حرفه مشغول هستند .

مسعودعزیزی ( پسر خانواده) در ادامه صحبت های پدرشان در خصوص فعالیت های حوزه چاپ می گوید: اگر  در کارمان دوراندیشی نداشته باشیم و حساب کار از دستمان بیرون برود مطمئنا ورشکست می شویم. ما در این شغل با مشکلات زیادی روبرو هستیم مثلا  یکی از خواسته ما از مشتری ها  تهیه مواد اولیه  است که برخی از آنها به دلیل هزینه کرایه و  بنگاه راغب به انجام این کار  نیستند از طرفی تهیه مواد اولیه برای ما سودی ندارد و هزینه اضافی در بر دارد. مزیت چاپخانه این است که اگر به مسافرت برویم نیروی جایگزین داریم تا ماشین ها خالی از نیرو نباشد.و اگر در کارمان سودی از کار به ما می رسد منشاء آن برمی گردد به وجود پدرم که در کار مدیریت قوی دارد .

 

 

خاطرات تلخ و شیرین

اگر بخواهم خاطره ای بگویم  سالهای خیلی قبل من در چاپخانه ای کار می کردم که آقای جعفر صمیمی صاحب چاپخانه بود یک روز ایشان  وقتی از در چاپخانه وارد شد ناخود آگاه من هول شدم ویکی ازکتاب ها یی که  به تعداد  20نسخه روی هم بسته بندی می کردم سر خورد و رفت  در قسمت پوشا ل ها یی که در آنجا بود افتاد .آقای صمیمی  با دیدن این صحنه به طرفم آمد من را از جایم بلند کرد و گفت داخل پوشال ها یه پنج زاری افتاده آن را پیدا کن و  بده به من. من دنبال پنج زاری  می گشتم در واقع پنج زاری همان کتابی بود که افتاده بود او با این کار به من یاد دادکه امانت دار مال مردم باید باشم حتی یک ورقه کاغذ مشتری را هم مواظب باشم تا  هدر نشود زیرا مشتری بابت آن هزینه پرداخت کرده است .

توسعه کار با خرید چاپخانه

رفته رفته در  سال 69  با 350هزار  تومان در قرچک ورامین با 5 شریک یک چاپخانه خریدیم در اثر گذشت زمان  کم کم سهم شرکا را دادم و چاپخانه را به دست گرفتم علاقه به کارم خیلی زیاد بود بسیاری از شب ها  با پسرم مسعود  که مدرسه می رفت بیدار می ماندیم و کارها را چاپ می کردیم سپس به تهران می آوردیم و توزیع می کردیم.

 در همین چاپخانه که کار می کردیم یک روز  صبح زود ساعت 6  با پسرم راهی چاپخانه شدیم آقایی جلوی در ایستاده بود و منتظر ما بود با دیدن ما گفت:  بار مقوا از همدان آوردم و شما باید بار کامیون مرا زود خالی کنید و گرنه بار کامیون  راجا می گذارم و می روم از شانس بد حادثه باران گرفت و تنها کمکی که راننده به ما کرد این بود که چادر روی ماشین را به صورت سقفی تا دیوار چاپخانه انداخت تا موقع حمل، مقوا ها  خیس نشود و ما بدون هیچ امکاناتی تا ساعت یک شب مقوا ها را به چاپخانه منتقل کردیم و خاطره چنین شبی از ذهن مان پاک نمی شود چون بدون هیچ امکاناتی محموله مقوا را به داخل چاپخانه حمل کردیم .

متخصص در کار تعمیرات  دستگاه های چاپی

خیلی مایلم دستگاه های  چاپخانه ام را به روز کنم ولی امکانات کار فراهم نیست . به وزارت ارشاد درخواست می دهیم که دستگاه کارکرده را وارد کنیم ولی اجازه نمی دهند. ارشاد می گوید دستگاه نو باید وارد کنید و ما توان هزینه کردن را نداریم .تعمیرات دستگاههای چاپ را خودم انجام می دهم ودر این خصوص تجربه های خوبی دارم.

اعتبار، صداقت سرلوحه چاپخانه زاگرس

حدود 10 سال یا بیشتر از مشتریان  سفارش می گیریم و گذری کار سفارش قبول نمی کنیم و رمز موفقیت  و تداوم سفارشات  از سوی مشتریان به کیفیت، اعتبار و صداقت کاری این مجموعه بر می گردد . امروزه شرکت های بزرگ دنبال چاپخانه دارانی می گردند تا اگر یک میلیون جعبه سفارش می دهند یک میلیون جعبه سفارش بگیرند چون آنها آمار دارند و اگر کم کاری شود مطمئنا دنبال چاپخانه دیگری می گردند و اعتماد از مشتریان سلب می شود. .با اینکه ماشین آلات ما برای 40 سال پیش است ولی شرکت دارویی سفارش کارش  را به چاپخانه ما می دهد.

توصیه به جوانان

به جوانان توصیه می کنم که با معلومات وارد کار شوند و علاقه داشته باشند و از مشکلات کار نهراسند ولی متاسفانه برخی از جوانان که وارد این حرفه شده اند بدون اینکه به کار علاقه ای داشته باشند روزگار سپری می کنند .

مثلا فرزند من درون کار بوده است و آموخته است و اگر من از کار کنار بکشم او نیازی به من ندارد و چون خم و چم راه را می داند و مطمئنا بهترین تصمیم ها را می گیرد.

 مطلب آرشیوی مهر سال 95 شماره 140

 

 

امروزه صنعت بسته‌بندی در بحث اقتصاد و صادرات محصولات، بسیار تاثیرگذار شده و چاپخانه‌های مشهد باید به این صنعت بیشتر بپردازند.

 

به گزارش چاپ و نشر، یوسف امینی، معاون فرهنگی، مطبوعاتی اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی خراسان رضوی گفت: صنعت چاپ در خراسان رضوی، ریشه‌دار است و توانمندی‌های بسیاری وجود دارد، اما باید به سمت بسته‌بندی کالا برویم، زیرا هم ارزش اقتصادی دارد و هم تاثیرگذار در قسمت صادرات محصولات داخلی است.

وی با بیان اینکه امروزه صنعت چاپ در تولید کتاب و کارهای فرهنگی خلاصه نمی شود، گفت: صنعت چاپ امروز نیازمند نوسازی دستگاه‌ها و تعلیم تخصصی کارگران بخش‌های فنی است، در حال حاضر وزارت فرهنگ و  ارشاد اسلامی، دوره‌های آموزش تخصصی و برگزاری  را برای برخی از تکنسین‌های چاپخانه‌ها، در دانشگاه فردوسی برگزار کرده است.

وی در خصوص این مسابقه اظهار کرد: مسابقات مدیریت صنعت چاپ با هدف گسترش ارتباط دانشگاه با صنعت و آموزش‌های دانشگاهی و تخصصی به کارگران چاپخانه‌ها برگزار شد که بخشی از هزینه این دوره‌ها را سازمان متقبل شده است.

 امینی افزود: تعداد 320 چاپخانه به همراه صنایع وابسته در خراسان رضوی وجود دارد که بیش از 80درصد آنها در مشهد واقع شده، علاوه بر این، در طرح شهرک صنعت چاپ در حاشیه مشهد، با همکاری وزارت صنایع و وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، زیر ساخت‌ها در حال انجام است و امیدواریم تا پایان سال جاری، این شهرک افتتاح شود.

 

منبع: فارس

نام : bindereport

زبان : آلمانی

کشور : آلمان

موضوع : چاپ و دستگاه های چاپی

 

به گزارش چاپ و نشر، نشریه bindereport مجله ای کاملا تخصصی تمام رنگی و گلاسه در کشور آلمان به صورت ماهانه حدود 60 صفحه منتشر می شود. شماره 129 این نشریه که در ماه می و ژوئن 2016 منتشر شد ویژه نمایشگاه چاپ و کاغذ دروپاست. در این شماره با تعدادی از کارشناسان دستگاه های چاپی مصاحبه هایی را انجام داده و نظراتشان را در مورد نمایشگاه دروپا جویا می شود. دستگاه های برش مدرن را هم معرفی کرد ه ، با تصاویری گویا به شرح آن می پردازد. در بخشی دیگر به توضیح درباره بهینه سازی دستگاه های چاپ با نرم افزار چسب در صنعت می پردازد و عکس هایی مشخص در این بخش ارائه می دهد. سپس دستگاه های فیلتر و فیلترهای فابریک کارخانه ای را معرفی می کند و در اواخر مجله به انواع رنگ و رنگ آمیزی در صنایع چاپ اشاره می کند.

 

مترجم: محمود سمیعی

به لطف فناوری‌های نوینی نظیر چاپگر سه‌بعدی که می‌تواند خود را با استفاده از مواد موجود در ماه بازتولید کند، بشر بیش از هر زمان دیگری به بازگشت سریع‌تر به قمر زمین امیدوار شده است. داستان از این قرار است که محققان دانشگاه کارلتون کانادا نسخه فوق‌مدرنی از سیستم‌های چاپگر سه‌بعدی تولید می‌کنند که می‌تواند با استفاده از ترکیبات موجود در ماه، خود را بازتولید کند. بدون شک این نوآوری را می‌توان جهشی بلند در فناوری نوپایی همچون چاپگرهای سه‌بعدی به شمار آورد.

 

به گزارش چاپ و نشر، این فناوری روزی می‌تواند ابزار اصلی ساکنان ماه برای توسعه ساخت و ساز در آن باشد. ماه، محیط سرد و خشنی دارد، اما با توجه به فاصله کمی که با زمین دارد از مدت‌ها پیش به عنوان سکوی پرتاب فضاپیماهای سرنشین‌دار آینده برای رسیدن به اعماق فضا ازجمله مریخ در نظر گرفته شده است. به همین دلیل از هم‌اکنون باید منظره‌ای را تصور کرد که در آن شمار زیادی از دانشمندان و مهندسان زبده عرصه فضا در این جرم فضایی مشغول مهیا کردن برنامه‌های مربوط به پرتاب‌ها به سوی مریخ باشند. این افراد قطعا به اقامتگاه‌های ایمن و بزرگی نیاز دارند و تا این لحظه هیچ فناوری کاربردی به اندازه چاپ سه بعدی، دانشمندان را امیدوار نکرده است.

آنها به ایده محققان دانشگاه کارلتون امید زیادی بسته‌اند. تولید ماهواره‌های مختلف و سپرهای خورشیدی آن هم در ماه که بتوان از آنها از زمین در برابر گرمایش جهانی حفاظت کرد ازجمله نتایج چشمگیر توسعه این فناوری جدید به شمار می‌آید. کاهش هزینه‌های مربوط به پرتاب‌های فضایی ازجمله مواردی است که ما را در توسعه این فناوری ترغیب می‌کند. این اظهارنظر الکس الرلی، محقق اصلی این پروژه است که به نتیجه‌بخش بودن آن امید زیادی دارد.

اگر همه چیز براساس برنامه پیش برود، در آینده‌ای نزدیک یک دستگاه چاپگر سه‌بعدی راهی ماه می‌شود و پس از استقرار و راه‌اندازی، به جای آن که شروع به ساخت سازه‌های مسکونی و فنی کند، دستگاه‌های چاپگر سه‌بعدی دیگری تولید می‌کند. ویژگی مهم این نگرش، استفاده از ترکیبات موجود در ماه به جای انتقال مواد اولیه از زمین است و دقیقا به همین علت هزینه ساخت و سازهای بزرگ در این جرم فضایی چندان نجومی نخواهد شد.

پس از این مرحله، یعنی تولید دستگاه‌های چاپگر به اندازه کافی، فاز بعدی ساخت و ساز در ماه آغاز می‌شود و طی آن تجهیزات و بلوک‌های مورد نیاز برای توسعه زیرساخت‌ها فراهم می‌شود تا در نهایت شرایط لازم برای اقامت طولانی مدت فضانوردان آماده شود.

در حال حاضر این پروژه در مراحل حساس خود قرار دارد و محققان می‌گویند به ساخت موتوری برقی که فرآیند چاپ سه بعدی را با ضریب دقت بالایی انجام دهد، نزدیک شده‌اند. این دستگاه از موادی برای ساخت همنوعش در زمین استفاده می‌کند که شباهت زیادی به ترکیبات موجود در ماه دارد. این نوآوری از هم‌اکنون امیدهای زیادی برای بازگشت سریع‌تر انسان به ماه ایجاد کرده است.

 

منبع: جام جم

در پی امضا تفاهمنامه بین وزرای فرهنگ و ارشاد اسلامی و صنعت، معدن، تجارت از تاریخ 21 خردادماه 96 ورود ماشین‌آلات چاپ، لیتوگرافی و .... نیاز به مجوز وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی نخواهند داشت.

 

به گزارش چاپ و نشر، هیئت وزیران در جلسه هفتم خردادماه 96، اصلاحات مربوط به مندرجات ذیل یادداشت فصول کتاب مقررات صادرات و واردات را تصویب کرد.

 به موجب یکی از بندهای این مصوبه، فصل 84 آیین‌نامه مقررات صادرات و واردات اصلاح گردید و مندرجات یادداشت ذیل فصل 84 حذف شد.

 

 

  لازم به ذکر است پیش از این ، ورود هر گونه ماشین‌آلات چاپ، لیتوگرافی، گراورسازی، حروف چینی و صحافی موکول به اجازه وزارت فرهنگ وارشاد اسلامی بود که با مصوبه مذکور، مندرجات یاد شده حذف و از این پس واردکنندگان دستگاه‌های چاپ و واحدهای وابسته نیازی به اخذ مجوز از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی نخواهند داشت.

 

منبع: ایپینا