مدیرکل دفتر صنایع شیمیایی و سلولزی  وزارت صنعت، معدن و تجارت و رئیس انجمن علمی فناوری چاپ ایران  مهمترین فرصت ها و چالش های صنعت چاپ را مورد بحث و بررسی قرار دادند.

 

در این نشست که در دفتر خانم مهندس پروین نباتی مدیرکل دفتر صنایع شیمیایی و سلولزی  وزارت صنعت، معدن و تجارت برگزار شد مهمترین چالش ها در صنعت  چاپ را فقدان هرگونه آمار و اطلاعات جامع و قابل اتكا، مشخص نبودن حمایت های قانونی، عدم توجه به تربیت نیروي انساني در این بخش، عدم توجه نسبت به بومي سازي و وابستگي شديد در بخش مواد اوليه و دانش فني، اتكا شديد به واردات، عدم توسعه رشته های دانشگاهی، رقابت نامتوازن بخش های دولتی با فعالان بخش خصوصي، چند صدايي در بين تشکلهاي صنفي و عدم شناخت كافي مجلس و دولت  و تصميم سازان نسبت به توانمندي و ظرفيت هاي قابل توجه اين صنعت راهبردي برشمردند.

در ابتداي این نشست  بیطرفان رئیس انجمن علمی فناوری چاپ ایران به بیان مشکلات، چالش ها و فرصت های این صنعت در کشورمان پرداخت و بر آمادگی این انجمن براي ايجاد يك پل ارتباطي بين دانشگاه و صنعت و وزارت صنعت، معدن و تجارت تاكيد نمود.

وی از به رسميت شناخته شدن جايگاه صنعتي صنعت راهبردي چاپ و حذف برخي قوانين و مقررات دست و پاگير در اين حوزه ابراز خرسندی کرد و با بیان اینکه که یکی از مشکلات مهم صنعت چاپ در حال رفع شدن است اظهار داشت: یکی از مشکلات و چالش های صنعت چاپ این است که قوانین و مقررات حاكم بر اين صنعت متعلق به چند دهه قبل است و تغییری در آن ایجاد نشده است. با توجه به این که وزارت صنعت نگاه صنعتی به موضوعات دارد امیدواریم تفاهم و همکاری های خوبی بین صنعت چاپ و این وزارتخانه صورت گیرد

رئیس این انجمن علمی با اشاره به اینکه .سنگ اندازی های زیادی هم در این زمینه صورت گرفته و قوانین دست و پاگیری در این زمینه وجود دارد خاطرنشان کرد: نگاه انجمن علمی فناوری چاپ ایران یک نگاه علمی است و نه صرفا یک نگاه صنفی و ما امیدوار هستیم با همکاری وزارت صنعت، معدن و تجارت و انجمن علمی فناوری چاپ ایران برطرف شود.

مهندس بیطرفان با اشاره به اینکه اتفاقات زیادی در صنعت چاپ در حال رخ دادن و این صنعت به سوی دیجیتالی شدن پیش می رود گفت: هشتاد درصد  ماشین آلات چاپی ما از خارج از کشور وارد می شود و نیاز داریم این صنعت را با توانمندی های و ظرفیت های خوب داخلی بومی کنیم و دانش فني داخلي را ارتقا بخشيم.

رئیس انجمن علمی فناوری چاپ ایران با اشاره به اینکه انجمن های علمی در کشور وظیفه برقراری ارتباط بین دانشگاه و صنعت و دولت را دارند و ما در راستای تحقق این هدف تلاش می کنیم افزود: این انجمن توافقات و تفاهم نامه های خوبی را با دانشگاه هاي صنعتي امیرکبیر، شهید بهشتی، علامه طباطبايي، علم و فرهنگ، پژوهشگاه پتروشيمي و پليمر، موسسه پژوهشي رنگ و پوشش و سایر نهادهای علمی و اجرایی داشته است و برای توفیقات بیشتر نیازمند همکاری و هم افزایی با وزارت صمت هستیم و امیدواریم در شرایطی که متولی گری بخش سخت افزاري صنعت چاپ در حال انتقال به وزارت صمت است شاهد همکاری های بیشتر و بهتر برای حل مسائل مختلف باشیم.

بيطرفان با اشاره به اینکه صنعت چاپ یک صنعت راهبردی است ولی در کشور ما مورد بی مهري و بي توجهي  قرار می گيرد  افزود: درحالیکه این صنعت سومین صنعت HIGH TECHNOLOGY در جهان است از لحاظ اقتصادی هم از جايگاه بالاتري نسبت به خيلي از صنايع برخوردار است بگونه اي كه در ایالات متحده امريكا و كشورهاي پيشرفته جايگاه سوم تاپنجم را از لحاظ ترنور مالي در اختيار دارد.

ترنور مالي این صنعت در جهان بين 850 تا 1000 میلیارد دلار ترنور است و صنعتی مانند خودرو که بر اساس تفکر دولتمردان و تصميم گيرندگان، صنعت عظیمی است در مقابل این صنعت از جايگاه و تونور مالي بسيار كمتري برخوردار است.

نکته قابل تامل دیگر این است که این صنعت صنعتی پویا است و بسياري از بخش ها و شايد بتوان گفت اكثر حوزه ها را تحت پوشش محصولات و خدمات خود قرار داده است.

مدیرکل دفتر صنایع شیمیایی و سلولزی  وزارت صنعت، معدن و تجارت در این نشست با اشاره به اهمیت همه صنایع بویژه صنعت چاپ از انتقال وظایف و امور چاپ به وزارت صمت به عنوان گامی در راستای حل مسائل این صنعت و تسهیل و روانسازی کسب و کار برای صنعت چاپ یاد کرد و خاطرنشان کرد: ما از هر پیشنهادی که بتواند گرهی از مشکلات این صنعت برطرف کند استقبال می کنیم.

مهندس پروین نباتی از تلاش ها و اقدامات انجمن علمی فناوری چاپ ایران در راستای احصاء آمار و اطلاعات علمی و کارشناسی و اجرایی این صنعت استقبال کرد و یادآور شد: وزار

 

ت صنعت، معدن و تجارت در بخش های مختلف اعم از طرح و برنامه، پژوهش و فناوری و توسعه صنایع و ارائه تسهیلات از بخش صنعت چاپ حمایت می کند و برای توسعه همکاری ها اعلام آمادگی می کند.

وی بر ارتقاء جایگاه صنعت چاپ تاکید کرد و افزود: هنوز فرصت ها و چالش ها و نیازهای این صنعت احصاء نشده است و نقش انجمنی مثل انجمن علمی فناوری چاپ ايران می تواند در این زمینه برای وزارت صنعت، معدن و تجارت تسهیل کننده باشد.

 

منبع: بازارکار 

برندها کاربردهای متنوعی برای کسب وکارها، محصولات و افراد در چشم انداز پویای بازاریابی امروز دارند؛ جایی که در آن اطلاع رسانی و انتشار پیام، دیگر به نهادهای رسانه ای محدود نمی شود. هر مصرف کننده ای از طریق استفاده از رسانه های اجتماعی می تواند ناشر برند محبوب خودش باشد و آن را ترویج دهد. برندها بر سر زمان و توجه (دو منبع کمیاب) با هم رقابت می کنند تا بر حجم عظیم تبلیغات غلبه کنند و با مخاطب (یا مخاطبان) رابطه برقرار کنند. یک برند به خودی خود یک استراتژی بازاریابی نیست.

 

در این مقاله به نقل از بازده، تعاریف برندینگ را از زبان بازاریاب ها و رهبران دنیای تصویر نقل می کنیم تا شما را با آنچه برندسازی به همراه دارد، بیشتر آشنا کنیم.

۱- انجمن بازاریابی آمریکا برند را این گونه تعریف می کند: «یک نام، اصطلاح، طرح، نماد یا هر مشخصه دیگری که محصول یا خدمت یک فروشنده را از محصول و خدمت فروشندگان دیگر متمایز می کند. اصطلاح حقوقی برند «نام بازرگانی» است. یک برند می تواند معرف یک کالا، مجموعه ای از کالاها یا تمام کالاهای یک فروشنده باشد. اگر از برند برای یک شرکت استفاده شود، اصطلاح کاربردی آن «نام تجاری» است.

۲- برند، هویت شناخته شده یک شرکت در خصوص محصولات و خدماتی است که ارائه می کند. افزون بر این، ماهیت آن چیزی است که شرکت به لحاظ خدمات و دیگر نگرانی های احساسی و نامحسوس مصرف کننده، طرفدار آن است. برندینگ زمانی اتفاق می افتد که یک فرد یا شرکت با پیام های توصیفی و اثرگذار و اظهارات نامحسوس یا آشکار چیزی را معرفی کند که شرکت یا فرد مظهر آن است. برای نمونه، آیا برند مقرون به صرفه ترین است، آیا مظهر خدمات برتر است، آیا تأمین  کننده خدمات یا محصولات x،y و z است و به لحاظ زیست محیطی قابل  اعتماد است؟ هر پیام در برانگیختن احساس مخاطب، حساب  شده است و خلاصه ای از اصول اعتقادی فرد یا شرکت را در اختیار او قرار می دهد. «دونا آنتونوچی»

۳- برندینگ هنر همسوکردن چیزی که می خواهید مردم درباره شما فکر کنند با چیزی که مردم واقعا درباره شرکت شما فکر می کنند، است و بالعکس.  «جی بِر»

۴- برند، ماهیت داستان منحصربه فرد خود شخص است. این موضوع هم برای برندینگ شخصی و هم برای برندینگ کسب و کار صدق می کند. مهم، یافتن  «خودِ» منحصربه فرد و اصیل تان است و اگر آن را پیدا نکنید، برند شما فقط یک ظاهر ساختگی خواهد داشت. قدرت یک لوگوی قوی در هویت برند به این است که یک تصویر ساده بتواند بی درنگ بیانگر پیام یک برند و موضوع آن باشد.

برخی از برندهای بزرگ قادرند این کار را بدون کلمات و فقط با نماد انجام بدهند و این آرزوی همه برندها است. این ویژگی، درست نمایانگر ماهیت پیام به ابتدایی ترین شکل آن است. عده کمی از عهده این کار برمی آیند. لوگوها بسیار مهم هستند، اما تنها جزئی از چیزی هستند که یک برند قوی را خلق می کند. لوگوها باید از استراتژی کلی تر برند پشتیبانی کنند که آن نیز از یک داستان برند بزرگ تر پشتیبانی می کند. «پل بایدرمن»

۵- برند دلیل انتخاب است. «شریل برجیس»

۶- نماد برند، مانند چیزی ا ست که یک تصویر ذهنی از هویت برند را به جای می گذارد. «لئو برنِت»

۷- برندسازی چیزی بیش از یک نام و نماد است. برند به وسیله افراد، تصاویر، فرهنگ، سبک، ادراک، کلمات، پیام ها، روابط عمومی، عقاید، رسانه های خبری و به ویژه رسانه های اجتماعی خلق می شود و متأثر از آنها است. درست مانند نوزادی که متولد می شود و نامی برایش انتخاب می کنند، برند نیز به پرورش، حمایت، رشد و توجه مداوم نیاز دارد تا بتواند شکوفا شود. برخی از برندها چرخه زندگی دارند و درست مانند ما پیر می شوند، اما برندهای جاودانه ای هم وجود دارند که هرگز نمی میرند، بلکه دوباره متولد یا دوباره  ابداع می شوند. در این بین، عمر برخی از برندها کوتاه است، اما زندگی قدرتمندی دارند؛  به گونه ای که از خود یک میراث نمادین به جای می گذارند. «لیسا بایِر»

۸. برندینگ خلاصه ای از مأموریت، اهداف و روحیه جمعی یک شرکت است که با در نظر گرفتن عقاید شرکت و اصول زیبایی شناسی بیان می شود.  «مارگی کلِیمان»

۹. برندها پیام های بازاریابی مختصری هستند که سبب ایجاد پیوندهای عاطفی با مصرف کنندگان می شوند. آنها شامل عناصر محسوس و نامحسوس هستند، عناصر نامحسوس با وعده خاص، شخصیت و موقعیت برند ارتباط دارند و عناصر محسوس نشانه های قابل شناسایی از قبیل لوگو، گرافیک، رنگ و صدا دارند. یک برند از طریق شخصیت خود به گونه ای نزد مشتریان صاحب ارزش می شود که سبب تمایز و برتری آن نسبت به محصولات مشابه دیگر می شود. داستان برند با ظرافت با ادراک مردم می آمیزد و همواره به مصرف کنندگان این احساس امنیت را می دهد که می دانند برای چه چیزی، پول پرداخت می کنند. در دنیایی که هر فردی یک هویت رسانه ای دارد، برند شما در تملک مشتریان تان است (همانطور که همیشه بوده است). «هایدی کوهِن»

۱۰. برندینگ از نظر من هویت محصولات یا خدمات است. مردم از نام، لوگو، طراحی یا ترکیبی از همه اینها برای شناسایی چیزی که در آستانه خریدش هستند، استفاده می کنند. یک برند خوب باید پیام واضحی برساند، قابل اعتبار باشد، با مشتریان رابطه عاطفی برقرار کند، به خریدار انگیزه خرید بدهد و سبب ایجاد حس وفاداری در مصرف کننده شود. «گینی دیتریک»

۱۱. برندسازی جمع  جزئی از تمام «تجربیاتی» است که مشتریان شما با کسب وکار شما دارند. برای داشتن یک برند موفق باید اصول «ایوان پاولوف» را درک کنید که من و برادرم جِفری در کتاب «Waiting For Your Cat to Bark» معرفی کرده ایم. برای مؤثر واقع شدن برندینگ باید ثبات، تکرار و تکیه گاه را رعایت کنید.

نکته: کتاب «Waiting for Your Cat to Bark» چگونگی تضعیف سودمندی مدل های رایج بازاریابی انبوه توسط رسانه های در حال ظهور را بررسی می کند.

 - ثبات: «پاولوف» هرگز بدون به صدا درآوردن زنگ، غذا نیاورد و هرگز بدون آوردن غذا، زنگ را به صدا درنیاورد.

 - تکرار: زنگ هر روز چندین بار به صدا درمی آمد.

 - تکیه گاه: پاولوف این آزمایش را با چیزی درآمیخت که سگ را احساساتی می کرد. تکرار و ثبات تنها زمانی برندینگ را خلق می کنند که پیام شان به یک تکیه گاه عاطفی وابسته باشد. این سخت ترین و ضروری ترین عنصری است که باید اصلاح شود.

با وجود این، به یاد داشته باشید که «پاولوف» تجربه آسانی تری داشت، چون سگ ها را انتخاب کرده بود که بهتر از هر حیوان دیگری، از صاحب شان حرف شنوی دارند. مشتریان امروزی بیشتر شبیه گربه هستند و به راحتی نمی توان آنها را ترغیب کرد. «برایان آیزِنبِرگ»

۱۲. در دنیای اجتماعی و مشتری سالار امروز، بازاریاب ها ممکن است پول شان را صرف خلق یک برند کنند، اما مالک آن نخواهند شد. «شارلین لی» و «جاش بِرنوف» در کتاب تأثیرگذار خود به نام «Groundswell» می گویند: «برند شما چیزی است که مشتریان شما می گویند». این گفته به آن معناست که شاید یک برند رابطه بین مصرف کننده و محصول باشد، اما شما به عنوان یک بازاریاب، باید با مصرف کنندگان رابطه برقرار کنید و درخصوص برندی که خلق کرده اید، تداعی های مثبت ایجاد کنید. هرچه این رابطه عمیق تر باشد، ارزش برند بیشتر خواهد شد. «نِیل فاینستاین»

۱۳. برندینگ را می توان به دو دسته قدیم و جدید تقسیم کرد:

برندینگ قدیم: جارچی ها پیام های تبلیغاتی را با صدای بلند برای مردمی می خواندند که تمایلی به شنیدن آن تبلیغات نداشتند.

برندینگ جدید:

۱) صاحبان مشاغل با فروتنی به آنچه مصرف کنندگان در تعریف برند آنها به دیگران می گویند، گوش می دهند. این مصرف کنندگان یا مشتریان در عمل (با خرید مجدد از شما) نیز از گفته های شان درباره برند شما حمایت می کنند.

۲) صاحبان مشاغل نوآوری های مناسب را با هم ادغام می کنند تا محصولات شان همچنان وفاداری مشتریان و تبلیغات زبانی آنها را جذب کند. «دکتر آگوستین فو»

۱۴. برند، برآیندی از نحوه برداشت یک فرد از یک سازمان خاص است. برندینگ درباره شکل گیری آن برداشت است. «اَشلی فریدلاین»

۱۵. برندینگ یک فرآیند در جریان است که گذشته و حال شرکت شما را بررسی می کند و سپس یک شخصیت منسجم را برای شرکت و محصولات آن خلق می کند. ما تحلیل SWOT(نقاط قوت، نقاط ضعف، فرصت ها، خطرات) را انجام می دهیم و تمام مزایایی را بررسی می کنیم (واقعی و عاطفی) که محصولات یا خدمات برای مشتریان دارند. ما عوامل مهمی را مرور می کنیم که محرک رشد و پیشرفت، قیمت گذاری، فرهنگ سازمانی و نقش آفرینان مهم بودند و به کمک همین نقش آفرینان مهم، همین طور رئیس شرکت و خدمات مشتری به جواب «شما که هستید» می رسیم. پس از آن، پیام برند را می سازیم. این یک فرآیند شگفت انگیز است. «لویس گِلِر»

۱۶. برند مجموعه ای از انتظارات، خاطرات، داستان ها و روابط است که روی هم رفته، تصمیم یک مصرف کننده را برای انتخاب یک محصول توجیه می کند. اگر مصرف کننده (فرقی نمی کند کسب وکار، خریدار، رأی دهنده یا اهداکننده باشد) نخواهد اضافه بر مبلغ استاندارد بپردازد، اگر نخواهد برند شما را انتخاب کند یا برای شما تبلیغ کند، در این صورت برند شما برای آن مشتری هیچ ارزشی ندارد.  «سِث گادین»

۱۷. برند تصویری است که مردم از شرکت یا محصول شما در ذهن شان دارند. این تصور مردم از شما است که برند شما را می سازد یا به نقل از «زی فرانک»: «احساسی که مردم پس از تجربه یک محصول، خدمت یا شرکت (حتی به صورت غیرمستقیم) پیدا می کنند، هویت برند شما را می سازد. درست مانند ردی که از تماس آهن سرخ داغ با ران گوساله به  جا می ماند». «آن هَندلی»

۱۸. توجه منبع کمیابی است. برندینگ تجربه ای است که بازاریاب ها برای جلب آن توجه خلق می کنند.  «جِفری هارمون»

۱۹. برندینگ نماینده سازمان شما و به عبارتی شخصیت سازمان شما است. برندینگ معرف شماست و شما را از دیگران متمایز می کند. «دِیو کِرپِن»

۲۰. برند یک نام، اصطلاح، نشانه، نماد، طرح یا ترکیبی از همه آنها است که هدفش کمک به شناسایی کالاها و خدمات یک فروشنده یا گروهی از فروشندگان و تمایز قائل شدن میان آنها و رقبایشان است. «فیلیپ کاتلِر»

۲۱- «دان زاهورسکی» گاوپرور پیرِ محله ما است. او دهه هاست در کسب وکار ثبت شده خودش به  نام گاو اَنگِس مشغول به کار است، حتی از زمانی که پدر من کوچک بوده. اگر همراه او به چراگاه بروید، او می تواند اصل ونسب هر گاوی را به شما بگوید.

«شماره اون برچسب چیه؟ ۰۲۸۲؟ اون یکی دیگه از پسرای دامینِیتوره. مادرش واقعا گاو خوبی بود. پدرشم قهرمان بزرگی بود و دیگر اطلاعات لازم در خصوص آن گاو.» او تمام عمرش را صرف پرورش بهترین گاوهای اَنگس کرده است. او گاوهای نری را که به مردم فروخته بود، اما از نحوه رفتارشان راضی نبود، باز از آنها خریده بود.

او هرگز به برندهای تجاری، به تجربیات احساسی یا به لوگوها فکر نکرده است، اما به اعتبار و خدماتی که برای خریدارانش ارائه می کند، اهمیت زیادی می دهد. او نشان DZ را به کفل راست گاوهای نر داغ می زند. همه مردم این نواحی برند او را می شناسند. خود  «دان» را هم می شناسند. آنها می دانند برند DZ یعنی یک گاو نر معرکه. درسی که می توان از زندگی «دان» گرفت، این است: برند، گاو نر را ارزشمند نمی کند. این اعتبار و شهرت «دان» است که گاوهای نرش را ارزشمند می کند. برند فقط راهی برای نشان دادن ارزش کنونی گاوهای اوست.  «بِکی مک کری»

۲۲- برند، آگاهی معنادار از یک محصول، یک خدمت یا حتی خودتان است (خواه خوب، بد یا بی تفاوت باشید). بازاریاب ها می خواهند مردم بر اساس چیزی که تصور می کنند که می شنوند، می بینند، می بویند، می چشند و به طورکلی احساس می کنند، برندی را از برندهای دیگر تشخیص بدهند و آن را باور کنند. «جاش موریتس»

۲۳- برند مجموع نامحسوسی از ویژگی های یک محصول است: نام، بسته بندی، قیمت، تاریخ، اعتبار و نحوه تبلیغات آن. «دیوید اگیلوی»

۲۴- برندینگ شخصیت تعریف شده یک محصول، خدمت، شرکت، سازمان یا فرد است. بسیاری از افراد «لوگو» را با فرآیند برندینگ اشتباه می گیرند؛  درصورتی که یک لوگوی خوب مصداقی از یک هویت تعریف شده برای فعالیت اقتصادی است، درست مانند یک پرچم یا سرود ملی که نماد یک کشور است. شخصیت برندی که خوب طراحی شده باشد می تواند در هر چیزی دیده شود؛ از خدمات مشتری گرفته تا محصولاتی که یک شرکت ممکن است عرضه کند.

تصور اشتباه دیگر درباره برندها این است که باید منعکس کننده یک کیفیت باشند و این گفته شاید در مورد برندی که درباره کیفیت است (مثلا لوگوی شانل که ایده لوکس بودن را در ذهن تداعی می کند) درست باشد، اما از طرف دیگر، لوگوی یک مغازه سمساری می تواند خوب طراحی شده باشد، اما با اهداف برند مغایر باشد، چون ظاهرش به گونه ای است که بسیار گران به نظر می رسد. درست مانند هنرمندی که صدایش را پیدا می کند، هدف فرآیند برندینگ هم باید این باشد که همیشه به گونه ای مختصر نشان بدهد تلاش شما منحصربه فرد است و سپس آن پیام را برای هر وسیله  و ابزاری به کار بگیرد. «مایکل پینتو»

۲۵- برند یک ایده  یا مفهوم شگفت در ذهن یک مشتری است که شما صاحب آن هستید. «ال رایز»

۲۶- برندینگ کاری است که بازاریاب های تنبل و ناکارآمد برای پرکردن زمان و مشغول به نظر رسیدن، انجام می دهند. «دیوید میرمان اسکات»

27- برندینگ موفق، کاری است که انجام می دهید، نه چیزی که می گویید یا نشان می دهید. برای داشتن یک برندینگ موفق باید دائما برای مشتریان تان تجربیات مثبت بسازید. برندینگ، حاصل عمل کردن به وعده های تان است؛ حاصل جلب اعتماد مشتریان به اینکه برند شما نهایت تلاشش را می کند تا آنچه را که آنها می خواهند یا از شما انتظار دارند، برآورده کنید.

این اعتماد منجر به انتخاب دوباره برند شما از سوی آنها می شود. برندهای موفق هرگز وجود مشتریان خود را مسلم فرض نمی کنند. مشتریان بسته به محصول یا خدمت شما شامل یکی از گروه های زیر می شوند: مصرف کنندگان، مسئولان تدارکات، کارمندان، شرکا، همکاران، سرمایه گذاران، اهداکنندگان، تحلیلگران، منتقدان، اتحادیه ها، رسانه ها، رأی دهندگان و... . لوگو و طرح موضوع، برند نیستند. لوگو مظهر برند است. طرح موضوع، اگر ارزشی داشته باشد، به صورت منحصربه فرد و به یاد ماندنی وعده برند را بیان می کند. بیشتر طرح موضوعات موفق به این هدف منجر نمی شوند.  «جیم سیگل»

۲۸- تبلیغات عمومی مانند شخصیت «سیرانو»  (Cyrano) است، به زیر پنجره شما می آید و شروع به آواز خواندن می کند. مردم به مرور زمان به آن عادت می کنند و سپس نادیده اش می گیرند، اما اگر روکسان (Roxane) واکنش نشان بدهد، رابطه برقرار می شود. رابطه برند را یک پله بالاتر در نظر می گیریم. تبلیغات به دیالوگی تبدیل می شود که دعوتنامه ای به یک رابطه  است. «لستر واندرمن»

۲۹- یک برند در اصل محفظه ای برای تجربه کامل مشتری از یک محصول یا شرکت است. «سرگیو زیمان»

با اینکه تعاریف بازاریاب ها از برندسازی در ظاهر متفاوت است، اما اهمیت خلق برند به عنوان یک ابزار بازاریابی رقابتی بین آنها مشترک است. در جامعه امروز که ابزار و  سیستم رسانه های اجتماعی در حال تکامل در استفاده از اطلاعات بی  تفاوت شده اند، برندها قادر به حفظ قدرت شان هستند، زیرا پیام مختصر آنها بر جو انباشته از خبر کنونی غلبه می کند. خلاصه کلام این است که مشتریان آینده شما تداعی های قوی و مثبتی از برند دارند که با دیدگاه شان یکی کرده اند.

 

منبع: فرصت امروز

هیچ شوخی در کار نیست. بازی تمام شده است. شکست موضوع ساده ای نیست، اما بخش مهمی از زندگی کارآفرینانه به حساب می آید. کارآفرینان موفق مانند بیل گیتس نیز شکست های بزرگی را تجربه کرده اند.

 

من حتی بر این عقیده ام که اگر کارآفرینی تا به حال شکست نخورده، حتما تا به حال به ریسک بزرگی هم دست نزده است. خوشبختانه این تجربه تلخ بیهوده ای نیست. شکست، به ویژه در دنیای کسب و کار، می تواند به نفع شما باشد. البته اگر بدانید چطور باید دوباره روی پای خود بایستید. من هم به اندازه کافی شکست خورده ام. به عنوان مثال وب سایتم، تحت عنوان Zeadoo با موفقیت چندانی روبرو نشد. البته این وب سایت هنوز هم پابرجاست، اما به دلیل نبود استراتژی مناسب، نتوانستم آن را به مرحله ایجاد درآمد برسانم.

 این تجربه و تجربه های دیگر، باعث شدند که درک بهتری نسبت به شکست پیدا کنم و بتوانم دوباره روی پای خود بایستم. نکاتی را برای تان فراهم کرده ام تا بتوانید بعد از مشکلات و شکست های دنیای کسب و کار، باز هم روی پای خود بایستید و ناامید نشوید.

1. شکست تان را قبول کرده و به آن اعتراف کنید

 این سخت ترین و البته مهم ترین کاری است که بعد از شکست خوردن باید انجام دهید. شوکه شدن و انکار کردن شکست نیز طبیعتا رخ خواهند داد، به ویژه اگر سرمایه گذاری زیادی روی ایده تان کرده باشید. شاید به سختی بتوانید از این احساسات عبور کنید و متوجه شوید که واقعا شکست خورده اید. به یاد داشته باشید که شما، به عنوان مالک کسب و کار، شاید آنقدر به موقعیت کاری تان نزدیک باشید که متوجه عدم کارکرد آن نشوید.

 به شرکا، کارمندان و دوستان تان گوش دهید. گاهی آنها زودتر از شما متوجه می شوند که بهتر است کار را متوقف کنید و جلوی ضرر بیشتر را بگیرد. فقط با شناسایی و پذیرش شکست است که می توانید از آن عبور کنید و به راه تان ادامه دهید.

2. مراقبت از خود را تمرین کنید.

شکست تجربه ای احساسی است. شاید پس از آن دچار احساساتی مانند شوکه شدن، انکار، ناامیدی یا تغییرات فیزیکی چشمگیر، مانند افت سروتونین شوید. به خودتان اجازه دهید این احساسات را تجربه کنید و سپس از آنها رد شوید. شیون نکنید، اما از آن طرف هم جلوی احساسات تان را نگیرید.

شکست باعث می شود که احساس ضعف یا بی ارزشی داشته باشیم که این موضوع می تواند انگیزه ما را برای تلاش دوباره از بین ببرد. ما برای مبارزه با این معضل، باید توانایی های ذاتی مان را تغذیه کنیم. به یاد داشته باشید که در چه حیطه هایی توانایی خوبی دارید و سپس چندین عامل انگیزه بخش را برای خود فهرست کرده و از نو شروع کنید.

3. دلایل شکست کسب و کارتان را به طور کامل شناسایی کنید.

بعد از این که با احساسات اولیه شکست کنار آمدید و دوباره حس واقع گرایی را به دست آوردید، کار واقعی آغاز می شود. بررسی کنید که چه عواملی باعث شکست ایده کاری تان شدند و چرا تلاش های تان موثر واقع نشدند. این کار مهم ترین و کارآمدترین نکته ای است که می توانید از شکست بیاموزید. اگر به طور کامل ندانید که چرا شکست خورده اید، نمی توانید از آن درس بگیرید و در تجربه ها و تصمیم گیری های آتی از آن استفاده کنید. سایت Zeadoo به من درس های کاری مهمی را در زمینه استراتژی سوددهی آموخت، اما از شکست نیز درس هایی حیاتی را در مورد هویت کارآفرینانه فرا گرفتم.

4. موفقیت را دوباره برای خودتان معنا کنید.

بعد از آن که شکست را به طور کامل مورد تحلیل و بررسی قرار دادید، وقت آن می رسد که دیگر آن را کنار بگذارید. درس هایی را که آموختید همیشه آویزه گوش تان کنید، اما «موفقیت» را از نو برای خودتان معنی کنید. پروژه جدیدی انتخاب کنید. وارد کاری شوید که به آن علاقه مندید. هدف گذاری جدید به شما هیجان می بخشد و فرصتی را در اختیارتان قرار می دهد تا انچه را از شکست آموخته اید به کار بگیرید.

5. مقاوم باشید.

شکست ممکن است باعث ترس ما از ریسک پذیری شده یا اعتماد به نفس ما را دستخوش تغییرات منفی کند. زمانی که پس از یک تجربه ناموفق تصمیم به شروع یک پروژه جدید می گیرید، مهم است که رفتارتان را تحت نظر داشته باشید. آیا به اندازه کافی ریسک پذیر هستید یا خیلی به خودتان سخت می گیرید؟ چنین عاداتی می توانند باعث عقب نگه داشته شدن شما شوند. باید بدانید که شکست های قدیمی ممکن است روی کارایی شما اثر منفی بگذارند. این عادات بد را شناسایی و رفع کنید. آلیسون اوکلی، مدیرعامل، می گوید: «پیروزی به معنای شناسایی شکست، ایجاد راهی برای عبور از آن و کسب توانایی های بیشتر و عملکردی هوشمندانه تر است.» شما نیز با عمل به این نکات می توانید شکست تان را به نقطه شروع مسیر موفقیت آمیز آینده تان تبدیل کنید.

 

منبع: برترین ها

هر شرکتی که می‌خواهد درآمد خود را افزایش دهد، باید محصولات یا خدمات جدیدی راه‌اندازی کند. طبق تحقیقات موسسه مک‌کینزی، بیش از ۲۵ درصد کل درآمد و سود صنایع از راه‌اندازی محصولات جدید به دست می‌آید.همچنین تحقیقات اخیر نشان داده شرکت‌هایی که بر تولید محصولات و خدمات جدید متمرکز می‌شوند و همزمان قابلیت‌های هسته‌ای خود را هم حفظ می‌کنند، سریع‌تر از همتایان خود رشد می‌کنند. وقتی شرکت‌ها رشد آینده خود را در نظر می‌گیرند، بیشترشان انتظار دارند چنین رشدی از تولید محصولات، خدمات یا مدل‌های کسب‌وکار جدید به دست آید.

 

شرکت‌هایی که به دنبال رشد هستند، از سال ۲۰۰۵ هزینه‌های سالانه تحقیق و توسعه را افزایش داده‌اند که اکنون این رقم در سطح جهان به ۵/ ۱ تریلیون دلار رسیده است (معادل تولید ناخالص داخلی کانادا). با این حال، با وجود این سرمایه‌گذاری و اهمیت توسعه محصولات جدید موفق، تحقیقات نشان داده که بیش از ۵۰ درصد اقداماتی که برای راه‌اندازی محصول می‌شود، نمی‌تواند اهداف کسب‌وکار را محقق کند.

چرا راه‌اندازی یک محصول یا خدمات جدید دشوار است؟

تکنولوژی روند راه‌اندازی مناسب یک محصول خوب را چالش‌برانگیزتر کرده است. تکنولوژی موانع توسعه محصول را کم کرده و به شرکت‌ها و استارت‌آپ‌ها امکان داده روند راه‌اندازی را سریع‌تر و ارزان‌تر طی کنند. به‌طور خاص، تکنولوژی‌های دیجیتال به شرکت‌ها امکان‌ داده‌اند خدمات جدید را از برنامه‌های وفاداری تا حمایت از محصولات موجود بسنجند و هدایت کنند.فراتر از اینها، هزاران پلت‌فرم دیجیتال، از ارسال ایمیل گرفته تا اسنپ‌چت، امکان ارسال رگباری پیام و برقراری ارتباط را فراهم کرده است. این واقعیت می‌گوید که چرا خانواده‌های آمریکایی‌ خرید همان ۱۵۰ محصولی را که ۸۵ درصد نیازهای خانوار را تشکیل می‌دهد، تکرار می‌کنند.

موسسه مک‌کینزی در تحلیل روند راه‌اندازی محصول و خدمت جدید در صنایع مختلف، به متغیرهای متعددی از نظر تناوب، متوسط هزینه و نوع راه‌اندازی برخورده است؛ به‌ویژه در میان محصولات جدید. با وجود این متغیرهای متعدد، متوسط نرخ شکست نسبتا بالا و بیش از ۴۰درصد است که تولیدکننده‌های کالاهای مصرفی و خرده‌فروشی بدترین عملکرد و داروسازی بهترین عملکرد را دارند. جالب این است که این نرخ شکست در مورد انواع روند راه‌اندازی متفاوت است.

 همه انتظار داریم راه‌اندازی یک محصول کاملا جدید، به خاطر پیچیدگی‌های تغییر عادت مصرف‌کننده موفقیت کمتری داشته باشد، درحالی‌که نرخ شکست این کار با ایجاد تغییرات بزرگ در محصولات مشابه قابل مقایسه است. واضح است که پیچیدگی محصول تاثیری بر روند راه‌اندازی آن ندارد.در مورد هزینه هم همین‌طور است. تحقیقات نشان داده بین مبلغ سرمایه‌گذاری شده برای راه‌اندازی یک محصول جدید و نرخ موفقیت آن، رابطه مستقیمی وجود ندارد. همچنین بین متوسط تناوب راه‌اندازی محصول هم همین‌طور. داده‌ها نشان می‌دهند زیاد تولید کردن یک محصول، صرفا به معنای آن نیست که عملکرد خوبی در روند راه‌اندازی آن دارید.

قهرمانان تولید محصول جدید

چیزی که واقعا اهمیت دارد داشتن یکسری قابلیت‌های کلیدی خاص است که مهم‌ترین آنها عبارت است از: همکاری تیمی، در نظر گرفتن دیدگاه‌های بازار، برنامه‌ریزی برای راه‌اندازی‌های آینده و رشد دادن استعدادها .

به هر حال، بیشتر کسب‌وکارها در هر بخشی نمی‌دانند چه قابلیت‌هایی برای راه‌اندازی محصول بیشترین اهمیت را دارد و نیز برنامه‌ای سیستماتیک برای سرمایه‌گذاری در آن ندارند. موضوع نگران‌کننده‌تر این است که بسیاری از شرکت‌ها در قابلیت‌های مهم و کلیدی مورد نیاز برای راه‌اندازی محصول، در رده عملکرد ضعیف قرار می‌گیرند و تنها تعداد بسیار کمی از شرکت‌های داروسازی عملکرد خوب دارند.  کارهایی که بهترین شرکت‌ها برای راه‌اندازی محصول یا خدمات انجام می‌دهند تا به موفقیت برسند عبارت است از:

۱) ایجاد سازمانی برای همکاری

در نظرسنجی مک‌کینزی، مهم‌ترین عاملی که برای راه‌اندازی‌های تجاری موفق شناسایی شد همکاری تیمی بود، به‌خصوص توانایی هم‌جهت کردن اعضای تیم و مدیریت کردن آنها. تحقق این سطح از همکاری در بیشتر کسب‌وکارها دشوار است، چون کارکردهای مختلف با ساختارهای گزارش‌دهی مختلف، مسوول عوامل مختلف راه‌اندازی محصول هستند.

شرکت‌هایی که بهترین عملکردها را دارند، برای مقابله با این مساله، واحدی با کارکردهای مختلف ایجاد می‌کنند تا فعالیت‌ها را در بخش‌ها و موقعیت‌های جغرافیایی با هم هماهنگ کند. این بخش مثل مرکزی کار می‌کند که بر کل پرتفوی فرآیند راه‌اندازی نظارت دارد و مکانیزمی برای گرد هم آوردن افراد مناسب است؛ از جمله بازاریاب‌ها، کارشناسان رسانه‌های اجتماعی، توسعه‌دهندگان، کارکنان بخش خدمات به مشتری، طراحان و...

به عنوان مثال، یک شرکت بسته‌بندی آلمانی یک تیم راه‌اندازی را تشکیل داده که ذی‌نفعان فنی، تجاری و منطقه‌ای را تحت مدیریتی قوی در ابتدای فرآیند توسعه محصول ترکیب می‌کند.

 این کار باعث می‌شود فرآیند تسریع شود، چون افرادی که می‌توانند تصمیم‌گیری کنند همه با هم کار می‌کنند. این نوع همکاری تخصصی و تبادل ایده، به تفکرات خوبی برای راه‌اندازی محصول جدید منجر می‌شود.  واحد راه‌اندازی محصول، معمولا با تصویب مستقیم مدیر بازاریابی یا گاهی خود مدیرعامل، اقدام به تخصیص بودجه می‌کند و مدیرانی را برای هر یک از راه‌اندازی‌ها تعیین می‌کند که آنها اختیار تصمیم‌گیری دارند.

۲) برتری در استراتژی و برنامه‌ریزی

راه‌اندازی محصول عمدتا پیچیده و گران است و هزینه‌های سرسام‌آوری دارد. بنابراین، داشتن یک استراتژی دقیق و برنامه واضح ضروری است. یک استراتژی باید دقیقا تبیین کند که کسب‌وکار چه چیزی می‌خواهد از آن محصول یا خدمت جدید به دست آورد؛ از جمله اینکه کدام مشتریان را هدف قرار دهد، چه پیام‌های کلیدی را بفرستد و کدام سه یا پنج تصمیم حیاتی به چنین دستاوردهایی منجر می‌شود.

این تصمیم‌های استراتژیک در فرآیند توسعه باید آنقدر زود اتخاذ شوند تا تیم راه‌اندازی بداند هدف اصلی راه‌اندازی محصول جدید چیست. مثلا وقتی شرکت فیات محصول فیات ۵۰۰ را راه‌اندازی کرد، قصد داشت دیدگاه‌ها را از خودرویی صرفا کاربردی دور کند و آگاهی را نسبت به ظاهر خودروهای فیات بالا ببرد. تیم راه‌اندازی محصول تصمیم گرفت از مشتریان در مورد طراحی خودرو و داخل آن نظرسنجی کند. این تیم قصد نداشت اطلاعات زیادی در مورد طراحی به دست آورد، چون انعطاف زیادی برای تغییر وجود نداشت. هدف این بود که توجه مردم به ظاهر خودروهای فیات هم جلب شود. به همین منظور، تیم راه‌اندازی باید در مراحل اولیه فرآیند توسعه خودرو وارد می‌شد.

یک استراتژی ثابت، مبنایی برای یک برنامه راه‌اندازی با جزئیات است که مسیرهای مهم، منابع و تصمیم‌های مورد نیاز برای موفقیت را شناسایی می‌کند. بهترین شرکت‌ها برای توسعه برنامه راه‌اندازی خود، تمرکز دقیقی بر بازدهی سرمایه دارند تا مشخص کنند که فعالیت‌های مرتبط با راه‌اندازی محصول ارزش ایجاد می‌کند.

همچنین یک طرح راه‌اندازی خوب، بین دفاتر مرکزی و تیم‌های مسوول در سطح کشوری که مسوولیت ساخت و اجرا را بر عهده دارند، شفافیت ایجاد می‌کند. سطوح بالای شفافیت به‌ویژه برای راه‌اندازی‌های بزرگ در سطح جهانی اهمیت دارد. در چنین سطحی معمولا ۶۰۰ یا ۷۰۰ آیتم مثل پیام‌دهی، بروشورها، کوپن‌ها و کمپین‌های اینترنتی در روند راه‌اندازی محصول دخیل می‌شوند. یک طرح خوب باید تشخیص دهد کدام فعالیت‌ها چه زمانی باید رخ دهند و چه کسی مسوول هر کدام است.

همچنین طرح مذکور باید سناریوهای ریسک احتمالی را شناسایی کند. مثلا اینکه اگر رقیبی یک کمپین برای همان محصول قبل از معرفی به بازار راه‌اندازی کند، چه اتفاقی می‌افتد؟ 

شرکت بسته‌بندی آلمانی که در بالا به آن اشاره شد، استراتژی و برنامه‌ریزی را با سازماندهی یک فرآیند راه‌اندازی دقیق ترکیب می‌کند که باعث می‌شود پیشرفت تجاری و فنی سنجیده شود. پیشرفت تجاری با مطرح کردن ایده‌های بزرگ، تعریف مشتری هدف و استراتژی ورود به بازار پیگیری می‌شود. این فرآیند به رهبری سازمان امکان می‌دهد وقتی مشکلات یا فرصت‌هایی پیش آمدند، به سرعت دخالت کند.

۳) سرمایه‌گذاری در دیدگاه‌هایی برای بهینه‌سازی برنامه‌ها

یک استراتژی راه‌اندازی متفاوت بر شناخت دقیق بازار، مشتری و موقعیت رقابتی متکی است. بدون آن، شرکت‌ها فقط به شعارهای کلی و پیام‌رسانی متکی خواهند بود که ارزش چندانی برای بازگرداندن مشتری ندارد. تحلیل‌های جمعیت‌‌شناختی اولیه و آنلاین شروع خوبی است، اما بهترین شرکت‌ها از این هم فراتر می‌روند تا دیدگاه‌ها را به رفتارهایی از بخش‌های کوچک مشتریان هدف تبدیل کنند.

به عنوان مثال، یک تولیدکننده خودروی بزرگ آماده تولید خودروی جدیدی در چین بود و مشتریان هدف خود را خانواده‌های جوان قرار داده بود. طرح اصلی راه‌اندازی محصول جدید، بخش زیادی از هزینه‌های تبلیغات را به آگهی‌ در تلویزیون و روزنامه اختصاص داده بود و کمتر بر فعالیت اینترنتی متمرکز شده بود. اما تحلیل‌ها نشان داده خانواده‌های جوان بیشتر از اینکه بخواهند تلویزیون نگاه کنند، در وب‌سایت‌ها می‌چرخند. در نتیجه، این شرکت آگهی‌ در تلویزیون و روزنامه را کم کرد و هزینه‌های بیشتری را به وب‌سایت‌هایی که محوریت خانواده داشتند اختصاص داد. همچنین آنها بر مناسب‌سازی رویدادهای شخصی که خانواده‌های جوان بیشتر در آن حضور می‌یافتند، متمرکز شدند. این باعث شد که مثلا طراحی جدید آیتم صندلی‌های مخصوص کودک را در خودروهایی که در مجتمع‌های تجاری بزرگ قرار می‌دادند، به نمایش بگذارند.

۴) ایجاد استعدادهای راه‌اندازی محصول

معمولا در شرکت‌های بزرگ صدها نفر درگیر راه‌اندازی تجاری یک محصول جدید می‌شوند. یک اشتباه در این فرآیند می‌تواند کل آن را به خطر بیندازد. شرکت‌های موفق می‌دانند که باید روی استراتژی کار کنند و به همین دلیل روی آموزش و توسعه کارکنان خود سرمایه‌گذاری می‌کنند. این سرمایه‌گذاری فقط به‌منظور جذب استعدادهای خوب نیست، بلکه روی ارزش‌گذاری و اهمیت دادن به نقش تیم راه‌اندازی هم باید تاکید داشته باشد. شرکت‌هایی که عملکرد خوب دارند، مسیرهای شغلی اختصاصی برای راه‌اندازی محصول جدید ایجاد می‌کنند و معیارهای مشخصی برای ارتقا و پاداش‌های مناسب در نتیجه عملکرد خوب تعیین می‌کنند.

مدیران عامل با دخالت فعالانه، از معرفی محصول گرفته تا مرور برنامه‌ها با هیات‌مدیره، می‌توانند جایگاه آن محصول یا خدمات را بالا ببرند. همچنین آنها از طریق برقراری ارتباط با تیم‌های موفق، نقشی محوری در بزرگ کردن موفقیت روند راه‌اندازی دارند. به این ترتیب، آنها حتی می‌توانند الگوهای خوبی برای دیگران باشند.

شروع کار

ایجاد قابلیت یک فرآیند خوب راه‌اندازی محصول، تلاشی مهم است. این فرآیند به تعهد رهبری و سرمایه‌‌گذاری در قابلیت‌های پشتیبانی نیاز دارد. تجربه نشان داده توسعه یک قابلیت راه‌اندازی قوی نیازمند این است که مدیران به این مجموعه سوالات پاسخ دهند:

توسعه محصول/ خدمت جدید چه نقشی در استراتژی شرکت من دارد؟

از چه اهرم‌هایی می‌توانم استفاده کنم تا ارزش بیشتری از راه‌اندازی محصول/ خدمت جدید به دست آورم؟

میزان بازدهی سرمایه راه‌اندازی محصول/ خدمت جدید چقدر است؟ آیا رقبا عملکردی بهتر یا بدتر از ما دارند؟

محصولات منبع رشد اصلی کسب‌وکارها هستند. اما تا زمانی که شرکت‌ها نتوانند بر روند راه‌اندازی محصول تسلط کامل داشته باشند، کل ارزش آن محصول دور از دسترس خواهد بود.

 

منبع: روزنامه دنیای اقتصاد 

بازاریابی اینترنتی که به آن بازاریابی الکترونیکی، بازاریابی تحت وب یا بازاریابی آنلاین گفته میشود، به کسب در آمد، فروش محصولات و ارائه خدمات از طریق اینترنت اطلاق میشود.

 

بازاریابی اینترنتی حوزه وسیعی دارد چرا که نه تنها شامل بازاریابی از طریق اینترنت می‌شود، بلکه شامل کلیه فعالیت ها و بازاریابی ها از طریق ایمیل و دیگر وسایل از راه دور است.

مدیریت داده های مشتریان و ارتباط الکترونیکی با مشتریان نیز در حوزه بازاریابی اینترنتی خلاصه خواهد شد. بازاریابی اینترنتی، ویژگی های فنی و خلاقانه اینترنت را با هم گره میزند که شامل طراحی، توسعه، تبلیغات و فروش است.

بسیاری از مردم بر این تصور اشتباهند که یک بازاریاب اینترنتی یا آنلاین، حتماً بایستی دارای سایت باشد. چنین تصوری واقعاً بسیار دور از حقیقت است. روزانه بیش از میلیون ها سایت اینترنتی بوجود می آید. واقعیت آنست که بازاریابی اینترنتی چیزی فراتر از ثبت دامنه، خرید هاست، و بروز رسانی مطالب سایت است.

بازاریاب اینترنتی، عملاً می بایست مهارت زیادی در طراحی استراتژی و بهره برداری از علم بازاریابی بصورت آنلاین داشته باشد.

یک کسب و کار موفق در اینترنت، اصلاً قابل مقایسه با یک کسب و کار موفق در دنیای واقعی نمی باشد. اختیاراتی که ما در یک کسب و کار اینترنتی موفق داریم چه از لحاظ فضا و چه از لحاظ تعداد مشتریان بالقوه، قابل مقایسه با اختیاراتمان در یک کسب و کار محلی موفق نیست. در دنیای اینترنت، از لحاظ تئوری، محدودیتی برای تعداد مشتریان ما وجود ندارد، چیزی که در یک کسب و کار محلی بچشم نمی خورد.

 

منبع: سئو ایران

 ایده های تبلیغاتی هوشمندانه می توانند در بازاریابی و تبلیغات برای کسب و کارتان به کمک شما بیایند.

 

در این نوشتار به نقل از بازده، 20 ترفند بازاریابی و تبلیغات برای کسب و کارها ارائه می شود.

۱- مشتری های تان را بشناسید

الف) فردی را توصیف کنید که بیشترین احتمال را دارد که به محصول شما نیاز داشته باشد یا آن را بخواهد.

ب) چرا باید خواهان خرید محصول شما باشد؟

پ) وقتی انگیزه را بدانید می توانید محصول تان را برای پایه مشتری درست هدف گذاری کنید.

ت) نمی توانید محصولی را قبل از تعریف و استقرار بفروشید.

توجه: یک شرکت دارویی یک داروی سرماخوردگی را کنار گذاشت، چرا که نمی توانست خواب آلودگی ناشی از آن را کنترل کند. یک نفر دیگر آن را NyQuil نامید و به عنوان داروی سرماخوردگی هنگام خواب معرفی کرد. این دارو به پرفروش ترین داروی سرماخوردگی بازار تبدیل شد. صرف اینکه محصول تان خوب است فروش آن را تضمین نمی کند؛ باید آن را به درستی تعریف کنید و این کاری است که بازاریابی انجام می دهد.

2- تبلیغات با کارت پستال

الف) سیستم پست ایالات متحده افزایش نامحسوس هزینه نامه ها و کارت پستال های ارسالی را پیشنهاد کرده است، اما تمبرهای درجه یک «همیشگی» همان ۴۹ سنت مانده است.

تحت بایگانی با کمیسیون تنظیم مقررات پستی، نامه های مقصدهای بین المللی از ۱.۱۵ دلار به ۱.۲۰ دلار می رسد. درحالی که کارت های پستال از ۳۴سنت به ۳۵ سنت می رسند.

ب) کارت های پست حس فوریت را به مشتری القا می کند. شاید نامه تان را نخوانند اما پشت کارت پستال را می خوانند. (شما ۳ ثانیه وقت دارید پیام تان را برسانید. این متوسط زمانی است که افراد به یک تبلیغ نگاه می کنند.)

پ) تبلیغات با استفاده از یک کارت پستال همیشه جلوی چشم است و علاوه بر فرد گیرنده کارت پستال، سایر مشتریان بالقوه نیز آن را خواهند دید.

۳- یک نظرسنجی انجام دهید

الف) یک فرم نظرسنجی را به مشتریان تان ارسال کنید تا انگیزه های آنها را برای خرید پیدا کنید.

ب) کجا کار می کنند؟ چه مجلاتی می خوانند؟ گروه سنی آنها چیست؟

پ) این اطلاعات به شما خواهد گفت کجا و چگونه به گروه هدف تان دسترسی داشته باشید.

ت) برای تکمیل نظرسنجی یک هدیه یا تخفیف در نظر بگیرید.

۴- از یک رویکرد دو مرحله ای استفاده کنید

الف) به مشتریان بالقوه خود اطلاعات تکمیلی مرتبط با کسب و کار ارائه کنید.

مرحله ۱: به مشتریانی که تخصص تان را نمایش می دهند، یک فکت شیت رایگان ارائه دهید.

مرحله ۲: این مشتریان را به فهرست پست خود اضافه کنید و غالبا به آنها نامه دهید.

5- تولدشان را تبریک بگویید

الف) به مشتریان تان کارت های تبریک بفرستید  (تاریخ های آنها را می توانید از نظرسنجی های تان استخراج کنید).

ب) یک کوپن یا پیشنهاد ویژه در آن بگنجانید یا از محصولی که می توانند به عنوان هدیه برای خود بخرند صحبت کنید.

۶- با یک کسب وکار دیگر همکاری کنید

الف) هزینه های تبلیغات را با یک شرکت دیگر شریک شوید.

ب) شراکت در هزینه ها باعث می شود بتوانید تبلیغات بزرگ تر و باکیفیت تری چاپ کنید.

پ) آیا می توانید محصول تان را با محصول دیگری ترکیب کنید؟ (مثلا یک روغن موتور را همراه قیف ابداعی جدید خود بسته بندی کنید.)

7- ثابت قدم و متعهد باشید

الف) تحقیقات نشان می دهد یک پیام برای به خاطر سپرده شدن باید تکرار شود.

ب) به هر فرد چندین با نامه بفرستید.

پ) اگر تبلیغات می کنید، جایی آن را انجام دهید که بتوانید چندین بار دیگر هم آنجا تبلیغات انجام دهید.

۸- از تلفن استفاده کنید

الف) قبل از آنکه تبلیغات پر هزینه انجام دهید، یک ایده جدید را با تلفن امتحان کنید.

ب) پاسخ حاصل از ۱۰۰ تماس تلفنی به مثابه ارسال ۱۰۰۰ نامه است.

پ) شما نتایج سریع تری کسب خواهید کرد، هزینه کمتری برای تان خواهد داشت و ورودی و بازخورد بهتری تولید خواهید کرد.

۹- قیمت های تان را افزایش دهید

الف) رقبای تان قیمت را بالا برده اند؟ شاید بهتر است شما هم همین کار را بکنید.

ب) قیمت های بالاتر شما را از جمعیت جدا می کند و به نوعی کیفیت بهتر محصول شما را القا می کند و آن را شایسته یک قیمت بیشتر نشان می دهد. BMW با Yugos رقابت نمی کند.

پ) در این حوزه مراقب باشید. مشتری باید ارزش قیمت بالاتر را ببیند.

۱۰- گرایش ها و رویدادهای جدید را تبلیغ کنید

الف) آیا می توانید محصول یا خدمات تان را با محیط زیست، المپیک یا رقابت های جهانی پیوند دهید؟

ب) به وسیله همکاری با گروه های شناخته شده، اعتبار ارزشمندی کسب کنید.

 ۱۱- به کسب و کارتان شخصیت دهید

الف) از عکس های خود و کارمندان تان برای تبلیغات استفاده کنید.

ب) نقل قولی از فردی که در تصویر حضور دارد صمیمت را منتقل کرده و باعث ایجاد اعتماد دیگران به شرکت تان می شود.

پ) وقتی در سمینارها و برنامه ها از تصاویر استفاده شود، پاسخ به آنها به حد چشمگیری افزایش می یابد.

۱۲- از ضرب الاجل استفاده کنید

الف) حتماً برای تبلیغات تان محدودیت زمانی تعیین کنید.

ب) مراقب تاریخ های انقضا باشید. (پیشنهاد ویژه  تان چه روزی به پایان می رسد؟)

۱۳- از نداشتن محصول تان بترسید

الف) برای محصولاتی که امنیت، ایمنی یا سلامت شخصی را افزایش می دهند، ترس می تواند یک ابزار تقویت کننده مؤثر در کسب وکار باشد.

ب) اگر الان محصول شما را نخرند، ضرر خواهند کرد. مثلاً یک تخفیف یا یک هدیه ویژه را از دست خواهند داد. ترس از دست دادن از انتظار به دست آوردن قوی تر است.

۱۴- از رسانه ها استفاده کنید

الف) به انتشارات محلی، نامه هایی حاوی موضوعات مرتبط با کسب وکارتان بفرستید.

ب) محصول یا کسب وکارتان را به رویدادهای جدیدی که در صدر اخبار هستند پیوند بزنید.

پ) اگر نام شما و کسب وکارتان چاپ شده باشد احتمالا مورد استفاده قرار خواهد گرفت.

ت) به عنوان متخصصی در حوزه خود شناخته خواهید شد.

ث) شما این اطلاعات را به خاطر یک وب سایت اینترنتی یا یک تبلیغ محلی یا ملی در اختیار دارید.

۱۵- تبلیغات طولانی بسازید

الف) تبلیغاتی بخرید که ماه ها طول بکشد، نه فقط چند دقیقه. (نشریات زرد محلی یا آنلاین)

ب) علائم مغناطیسی برای خودروها یا ون ها بسازید. پشت اتومبیل تان را فراموش نکنید. علائمی را روی شیشه عقب و پشت کامیون ها بچسبانید. بیشتر مشتری ها با رانندگی کنار وسیله شما آدرس یا شماره تلفن را برنمی دارند. احتمال این کار پشت چراغ قرمز بیشتر است.

پ) از برچسب های سپر یا تیشرت هایی با طرح زیرکانه استفاده کنید.

ت) اگر یک تبلیغ رنگ گران قیمت را چاپ می کنید از مسئول آن بخواهید قیمت چاپخانه را نیز درج کند.

ث) بیرون بروشور را طوری طراحی کنید که ثابت بماند و در آینده فقط داخل آن را تغییر دهید. به این ترتیب می توانید بروشورهای خالی را چاپ کنید و دم دست نگه دارید. سپس با تغییر پیام های تبلیغاتی تان فقط داخل آنها را چاپ کنید.

ج) با چاپ تعداد زیادی در همان ابتدای کار، در هزینه های خود صرفه جویی خواهید کرد. بعدها نیز تنها با چاپ آنچه متناسب با تغییرات شرکت تان نیاز دارید، صرفه جویی بیشتری خواهید کرد. از بروشورهای قدیمی و از مد افتاده پرهیز کنید.

۱۶- مواد تبلیغاتی را بررسی کنید

الف) حتماً از مواد بسته بندی درجه یک برای کارت های تبلیغاتی، سربرگ ها، بروشورها و... استفاده کنید.

ب) رقبای تان از چه موادی برای تبلیغات استفاده می کنند؟

پ) اگر نمی توانید از پس هزینه بروشورهای چهار رنگ برآیید، از دو یا سه رنگ استفاده کنید. استفاده از رنگ پاسخ به آن را تا 26درصد افزایش می دهد.

ت) اگر نمی توانید تبلیغات دو رنگ چاپ کنید، از اسکرین استفاده کنید.

توجه: اسکرین نام دیگری است برای سایه  (تاریک تر) یا ته رنگ (روشن تر). برای مثال یک گل فروش برای حاشیه های بروشور گل های قرمز و برای متن آن رنگ مشکی را انتخاب می کند، یعنی دو رنگ. رنگ صورتی 50درصد ته رنگ قرمز دارد، پس یک رنگ دیگر محسوب نمی شود. می توانید تعدادی گل صورتی را هم به آن اضافه کنید و هزینه اضافی اندکی برای آن بپردازید یا اصلاً هزینه ای برای تان نداشته باشد. به این ترتیب در ظاهر سه رنگ قرمز، صورتی و مشکی را دارید. با استفاده از رنگ خاکستری (ته رنگی از مشکی)، می توانید با هزینه یک بروشور دو رنگ، بروشوری چهار رنگ داشته باشید. گران به نظر می رسد درحالی که این طور نیست.

۱۷- یک کارت ویزیت به یاد ماندنی درست کنید

الف) از کارت ویزیت تان یک بروشور کوچک بسازید. اگر به نقشه یا اطلاعات دیگر نیاز دارید از پشت کارت استفاده کنید. وقتی خودتان نیستید کارت تان نماینده شماست.

ب) هزار کارت ویزیت دو رنگ حدود ۳۰ الی ۶۰ دلار هزینه برمی دارد اما ارزشش را دارد.

پ) کارت های رقبای تان چه شکلی است؟ چه پیامی به شما منتقل می کنند؟

ت) به شرکای کاری که ممکن است بتوانند کسب و کارتان را تبلیغ کنند، چندین کارت ویزیت بدهید. به هر کسی که ملاقات می کنید کارت بدهید و در هر نامه (و حتی صورتحساب ها) نیز کارت بگذارید.

توجه: جو گیرارد، فروشنده اتومبیل معروف، عادت داشت در مسابقات فوتبال از صندلی های قسمت بالایی یک مشت کارت ویزیت را مانند کاغذ رنگی به هوا بیندازد تا روی سر کسانی بیفتد که روی صندلی های گران قیمت پایین نشسته بودند. پشت هر کارت برای خرید هر ماشین در دوشنبه بعدی، تخفیفی در نظر گرفته شده بود.

۱۸- «متشکرم»؛ کلمه جادویی

الف) با یک پیشنهاد ویژه از مشتریان خود تشکر کنید.

ب) از هر کسی که کسب وکارش را به شما ارجاع می دهد با یک کارت شخصی سازی شده، یک تماس تلفنی، یک تخفیف، گل، شام یا حتی یک حق کمیسیون تشکر کنید.

پ) از تأمین  کنندگان قابل اطمینان تان با یک نامه و افزایش سفارشات تشکر کنید.

ت) مردم مهربانی شما را به خاطر می آورند.

11- یک کارت ویزیت برای همه کارمندان؟!

الف) فروشندگان؟ رانندگان؟ بله. آنها هم آن قدر اهمیت دارند که این سرمایه گذاری کوچک را انجام دهید.

ب) آنها از ارائه کارت ویزیت به هر مشتری به خود می بالند.

پ) آنها از کارت ویزیت در خانواده و جمع دوستان شان استفاده می کنند و نام شما به مکان های خیلی بیشتری خواهد رسید.

۲۰- همان کاری را بکنید که برندگان انجام می دهند

الف) آیا شرکتی وجود دارد که تحسینش کنید؟ استراتژی های بازاریابی اش را تحلیل کنید.

ب) استراتژی هایی را که به دردتان می خورد به کار بگیرید و بهبودشان بخشید.

پ) از چیزهایی استفاده کنید که جواب می دهند. تبلیغاتی که شما را جذب کرده و توجه تان را جلب می کند جمع آوری کرده و آنها را با کسب و کار خودتان تطبیق دهید.

 

منبع: فرصت امروز

 

احتمالا تمام افراد در زندگی خود در موقعیت‌هایی قرار داشته‌اند که احساس کرده‌اند ظاهرا در حال پیشرفت هستند اما در واقع هیچ پیشرفتی نکرده‌اند. این شرایط دقیقا هنگامی اتفاق می‌افتد که به سختی کار می‌کنید تا تغییرات مثبتی در برنامه‌های بازاریابی و تبلیغات ایجاد کنید اما متوجه می‌شوید ارزش طول عمر مشتری در موقعیتی نیست که باید قرار گرفته باشد.

 

امیدوار هستید محصولات و خدمات عالی که ارائه می‌دهید باعث وفاداری و صمیمیت مشتریان خواهد شد گاهی اوقات همین اتفاق می‌افتد اما در حقیقت یک استراتژی همیشه کارآیی ندارد و موثر نیست.

اگر تمرکز خود را روی مشتریان نگذارید و کارهایی انجام ندهید تا احساس با ارزش بودن کنند، در نهایت هزینه هنگفتی متحمل می‌شوید و مشتریان دائمی را از دست خواهید داد. با توجه به نظر Bain & Company یکی از مطرح‌ترین شرکت‌های مشاوره مدیریت و کسب‌وکار، جذب مشتری جدید برای کسب‌وکار هزینه‌ای معادل ۶ تا ۷ برابر بیشتر از حفظ مشتری فعلی در بر دارد. لازم است هر کاری که می‌توانید انجام دهید تا همواره وفاداری مشتریان را جلب کنید و هرگز ارزش حفظ مشتریان را دست کم نگیرید. این مقاله به بررسی عوامل اصلی دستیابی به میزان حفظ مشتری برای افزایش درآمد می‌پردازد.

۱. شناخت بیشتر مشتریان

انسان‌ها تمایل شدید و ذاتی نسبت به شناخته شدن و درک شدن از سوی دیگران دارند. اگر احتیاجات مشتریان از سوی کسب‌وکاری برآورده شود بنابراین مشتری آن کسب‌وکار را به سایر کسب‌وکارها که صرفا به‌عنوان مشتری در نظر گرفته می‌شوند، ترجیح می‌دهد. رتبه‌بندی که مشتریان برای ارائه خدمات در نظر می‌گیرند ارتباط مستقیمی با احساس سرخوردگی و رضایت دارد که در این صورت کسب‌وکار مورد نظر در رتبه پایین‌تری قرار می‌گیرد. در مورد رضایت مشتریان نکات بسیار مهمی وجود دارد. یکی از تاکتیک‌های موفقیت، صرف زمان بیشتر برای هر مشتری است. بهتر است درتمام راهکارهای افزایش کسب‌وکار این استراتژی ساده را در نظر گرفت. اما برای ایجاد روابط واقعی با مشتریان باید زمان زیادتری صرف کنید.

۲. اجرای سیستم‌های بازخورد

 مشتریان دوست ندارند نادیده گرفته شوند یا مورد بی‌اهمیتی صاحبان کسب‌وکار واقع شوند. تنها می‌خواهند خواسته‌هایشان از سوی آنها شنیده و برآورده شود. فراهم کردن فضایی برای مشتریان برای مطرح کردن نیاز ها، نقش مهمی در ایجاد تجربه مشتری مثبت ایفا می‌کند. سیستم‌هایی مانند نظرسنجی یا مطرح کردن سوال درباره بازخورد از مشتریان قدیمی کمک خواهد کرد تا از نظرات آنها درباره کسب‌وکار، محصولات و خدمات ارائه شده، اطلاع پیدا کنید. مشتریان نظرات عالی نسبت به کسب‌وکار و حمایت از آن در اختیار شما قرار می‌دهند که می‌توانید در صورت نیاز با استفاده از پیشنهادهای ارائه شده، در کارهای خود تجدید نظر کنید. اگر اخیرا با مشتریان قدیمی در ارتباط نبوده‌اید پس طی تماس تلفنی احوال مشتری را جویا شوید و به هیچ وجه از کار صحبتی به میان نیاورید. ارتباط تلفنی روش فوق‌العاده‌ای است برای برقراری ارتباط مجدد با افرادی که مدت‌ها از آنها خبر ندارید و در ارتباط نبوده‌اید. به‌عنوان مثال می‌توانید با ارسال کارت دعوت یا دیگر یادگاری‌های کوچک با مشتریان قدیمی در ارتباط باشید تا متوجه شوند که برای زمان و نظرات آنها ارزش بسیار قائل هستید.

۳. رفتار خوب و مودبانه

یک روش دیگر برای جلب رضایت مشتریان قدردانی و تشکر کردن از آنها است اما غافلگیری راهکار تاثیرگذارتری است. افراد هرگز اتفاقات خوشایند و غیرمنتظره‌ای را که در زندگی برایشان اتفاق می‌افتد، فراموش نمی‌کنند و مهربانی تاثیر دائمی بر جای خواهد گذاشت. سعی کنید با ایجاد خلاقیت و نوآوری در کسب‌وکار، عملکردی متفاوت‌تر از دیگران داشته باشید و تشکر و حق شناسی از مشتریان را در دستور کار خود قرار دهید. برای مثال در برخی کسب‌وکارها حتی می‌توان برای مشتریان خاص، پرواز خصوصی با هواپیما جت، دیدن پشت صحنه یک کنسرت بزرگ، بلیت تماشای مسابقات ورزشی مهم و کارت تبریک تولد به همراه هدیه کوچکی را در نظر گرفت.

۴. ارائه خدمات پیشگیرانه

اگر تصور می‌کنید خدمات مشتری مهم‌ترین کاری است که می‌توان برای کمک به رشد هر کسب‌وکاری انجام داد، کاملا درست متوجه شده‌اید. نکاتی در مورد ارائه خدمات به مشتریان وجود دارد که در هر کسب‌وکاری باید آنها را آموخت. یکی از آن نکات، سبکی از خدمات مشتری یعنی «خدمات پیشگیرانه» است که با پیش‌بینی مشکلات احتمالی قبل از وقوع، می‌توان مانع روی دادن برخی از اتفاقات شد. می‌توانید کارهای ساده‌ای انجام دهید برای مثال پیش از اینکه مشتریان با شما تماس بگیرند و سوالات یا خواسته‌های خود را مطرح کنند با آنها در ارتباط باشید تا متوجه نیازها و پرسش هایشان شوید. فعال بودن و ایجاد روابط و گفت‌وگو با مشتریان، نشان‌دهنده آگاهی و احترامی است که برای مشتریان قائل هستید. مشتریان هیچ علاقه‌ای به تماس مکرر برای درخواست کمک از سوی شما ندارند. مشتریان گذری موجب افزایش رشد کسب‌وکار نخواهند شد. در حقیقت مشتریان بیشتر دوست دارند در تعامل با یک کسب‌وکار مرکز توجه باشند و برایشان زمان زیادی گذاشته شود نه اینکه بنگاه اقتصادی در معامله با مشتری، تمام سود خود را در یک داد و ستد خلاصه کند. حفظ مشتریان برای موفقیت هر کسب‌وکار پایداری، ضروری است. بیاموزید که چگونه مشتریان خود را به مشتری وفادار تبدیل کنید و همچنین از طریق دوره‌های آموزشی و مکانیزم‌های عملیاتی گسترده، در سازمان خود طرح‌های جذب، حفظ و نگهداری مشتری را به اجرا در آورید. سرنوشت سازمان خود را خود در دست بگیرید و متکی بر شانس نباشید. سرمایه‌گذاری بر مشتریان، درآمد شما را بیشتر و موفقیت‌تان را در کسب‌وکار تضمین می‌کند. مشتری قلب تپنده سازمان است، برای حفظ مشتریان همه تلاش خود را به‌کار گیرید.

 

منبع: دنیای اقتصاد

توسعه کسب و کار برای هر استارتاپ نوپایی بسیار مهم و حیاتی است و بدون آن، کسب و کار شما فقط باید برای بقا بجنگد، چه برسد به این که بخواهد پیشرفت کند.

 

وقتی صحبت از توسعه کسب و کار به میان می‌آید، باید به طور واضح بگوییم که منظور ما چیست؛ منظور از توسعه کسب و کار، افزایش درآمد است. به عبارت ساده‌، تنها سه راه برای انجام این کار وجود دارد: فروش بیشتر به مشتریان، فروش به مشتریان بیشتر و فروش با قیمت بالاتر.

ترفندهای راه‌اندازی یک کسب و کار بدون سرمایه!

اغلب اوقات کارشناسان مسائل را بیش از حد پیچیده می‌کنند، اما از لحاظ رشد درآمد، این‌ سه گزینه تنها گزینه‌هایی هستند که باید به آن‌ها توجه کنید و مخاطب قرار دهید و تمام تلاش شما باید در راستای آن‌ها باشد.  کسب و کار شما باید برای این سه فرصت، راهبردهایی را در نظر بگیرد، چون اگر راهکار نداشته باشید، فرصت‌ها را از دست می‌دهید و کسب و کار را به نفع رقبای خود رها می‌کنید تا سود ببرند.

فروش بیشتر به مشتریان

ساده‌ترین راه برای رشد کسب و کار، فروش بیشتر محصولات و خدمات به مشتریان موجود است. مشتریان فعلی شما با شما در ارتباط هستند، آن‌‌ها از قبل شما را می‌شناسند، دوستتان دارند و به شما اعتماد می‌کنند، پس برایتان نسبتاً آسان است که اقلام اضافی را به آن‌ها بفروشید. برخی مطالعات نشان می‌دهند که جذب مشتریان جدید، هفت برابر فروش محصولات به مشتریان فعلی هزینه برمی‌دارد. یعنی فروش محصولات و خدمات اضافی به مشتریان موجود، سود بیشتری دارد چون شما قبلاً هزینه‌های جذب مشتری را پرداخت کرده‌اید. ببینید چه محصولات و خدمات دیگری را می‌توانید به مشتریان فعلی خود ارائه دهید.

 این خدمات حتماً نباید خدماتی باشند که خودتان تولید می‌کنید؛ بلکه می‌توانند خدمات یک شریک تجاری باشند که شما بابت آن‌ها پورسانت کمی دریافت می‌کنید. همانند خطوط هوایی که خدمات اضافی مانند اجاره ماشین، هتل و غیر را ارائه می‌دهند، تا درآمد خود از مشتریان را به حداکثر برسانند. همچنین باید رضایت مشتری را در دستور کار خود قرار دهید، زیرا برای هر مشتری که از دست می‌دهید، باید مبلغ قابل توجهی را برای جایگزین کردن آن‌ها هزینه کنید. شما به راهبردهایی نیاز دارید تا درآمد خود را از هر مشتری افزایش دهید.

فروش به مشتریان بیشتر

 احتمالاً این حوزه‌ای است که اکثر کسب و کارها بر روی آن تمرکز دارند، جذب مشتریان جدید و افزایش سهم و نفوذ در بازار. اگر می‌خواهید بر بازار خود تسلط داشته باشید و راندمان کار و صرفه جویی به مقیاس را که موجب افزایش سود می‌شوند، بالا ببرید؛ به مشتری نیاز دارید. اما باید در مورد نحوه انجام این کار هوشمندانه عمل کنید و به دنبال آن باشید تا هزینه‌های جذب مشتری را تا حد امکان پایین بیاورید. یکی از ساده‌ترین روش‌ها برای جذب مشتریان جدید از طریق مراجعات مشتریان فعلی می‌باشد. اگر مشتریان فعلی شما از محصولات و خدمات شما راضی هستند چگونه می‌توانید آن‌ها را تشویق کنید تا حامیان شما باشند و شما را به دیگران توصیه کنند؟

چگونه می‌توانید یک طرح برد- برد تنظیم کنید که هردو نفع ببرید؟ همانطور که گفتیم جذب مشتری هفت برابر  فروش به مشتریان فعلی هزینه برمی‌دارد، اگر مشتریان جدید را به توصیه مشتریان قدیمی خود جذب می‌کنید، بودجه زیادی از این طریق صرفه جویی می‌شود که می‌توانید قسمتی از آن را برای جایزه دادن به افراد در نظر بگیرید. برنامه‌های مشارکتی هم همین رویکرد را دارند، به گونه‌ای که شما به افراد دیگر اجازه می‌دهید تا  با یافتن مشتریان جدید و تقبل هزینه آن‌ها، درصدی از فروش را به خود اختصاص دهند. گزینه‌های بسیاری برای یافتن مشتریان جدید وجود دارند، شما باید راهبردهایی داشته باشید که با مدل کسب و کار شما جور در می‌آیند و همچنین سودآوری شما را به حداکثر می‌رسانند.

فروش با قیمت بالاتر

جای تعجب است که برخی از کارآفرینان، ارزش خدمات خود را دست کم می‌گیرند. دلایل متعددی برای این کار وجود دارد: اعتماد به نفس ندارند و بنابراین خدمات را زیر قیمت‌ عرضه می‌کنند؛ نمی‌دانند بازار تا چه حد می‌تواند پذیرای محصولات آن‌ها باشد، یا ارزش واقعی خدمات خود را نمی‌دانند. این مورد آخر می‌تواند نوعی تحقیر برای کالا یا خدمات محسوب گردد و در نهایت منجر به قیمت‌گذاری‌ پایین آن‌ها شود.

افزایش قیمت احتمالاً یکی از ساده‌ترین راه‌ها برای افزایش درآمد است، اما خطراتی را هم به دنبال دارد. افزایش بیش از حد قیمت‌ها می‌تواند موجب از دست دادن مشتریان فعلی شود. اما وقتی قیمت‌ها زیاد پایین باشند هم همین اتفاق می‌افتد، اگر ارزش خدماتی را که عرضه می‌کنید، ندانید؛ پس چرا بقیه باید برای آن ارزش قائل شوند.

 گرچه افزایش قیمت ممکن است موجب از دست دادن برخی از مشتریان فعلی شود، اما می‌تواند مشتریان جدیدی را هم جذب کند که هم استطاعت و هم تمایل پرداخت قیمت بالاتر را دارند و بنابراین هم تقاضا و هم درآمد افزایش می‌یابد. اگر شما یک محصول با کیفیت دارید و باید آن را با قیمت مناسب بفروشید، در صورت قیمت‌گذاری پایین آن، به عنوان یک محصول بی‌ارزش تلقی خواهد شد.

تنها سه راه برای افزایش درآمد وجود دارد، فروش بیشتر به مشتریان فعلی، فروش محصولات و خدمات به افراد بیشتر و فروش آن‌ها با قیمت بالاتر. با داشتن استراتژی‌ برای هر سه‌ی این‌ها، می‌توانید پتانسیل کسب و کار خود را به حداکثر برسانید و اگر یکی از این سه مورد را نادیده بگیرید، فقط سود بیشتری را نصیب رقبای خود خواهید کرد.

 

منبع: برترین ها

مشتریان از کسی خرید می کنند که او را بشناسند، از او خوششان بیاید و به او اعتماد داشته باشند. آن ها به ندرت از غریبه ها خرید می کنند. اگر شما کپی یک کارآفرین معروف دیگر باشید، مشتریان هیچ وقت خودِ واقعی شما را نخواهند شناخت.

 

حتماً شما هم متوجه شده اید که روزانه افراد زیادی در دنیای آنلاین وجود دارند که همان محصول یا سرویسی را تبلیغ می کنند که شما ارائه می دهید. وقتی وارد شبکه های اجتماعی می شوید، بسیاری از دوستان کارآفرین خود را می بینید که محصولات پادکست می فروشند، تبلیغات انجام می دهند، آموزش استفاده از ویدئوی لایو را می دهند، به شما یاد می دهند که چگونه وبلاگی سودآور ایجاد کنید و کارهایی از این دست. ساختن یک کسب و کار آنلاین آسان نیست، و واقعیت های سختی وجود دارد که باید در مورد آن ها بدانید.

 البته هیچ کدام از این ها حرف تازه ای نیست، چرا که احتمالاً خودتان از قبل آن ها را می دانید. با این حال، همه ما عاشق نوعی آزادی هستیم که کسب و کار آنلاین می تواند برایمان فراهم کند.

 شما می توانید مقاله وبلاگ خود را در کافی شاپ یا اتاق خانه خود بنویسید، و وقتی در مسافرت هستید مردم محصولات شما را روی وبسایتتان بخرند و پول دربیاورید. اگر این یکی از اهداف شماست، هفت کار وجود دارد که با انجام آن ها می توانید نتایج بهتری از ایجاد کسب و کاری آنلاین بگیرید یا اینکه حضور کسب و کار خود در دنیای آنلاین را تقویت کنید.

 1. دست از کپی کردن دیگر کارآفرینان بردارید.

مشتریان از کسی خرید می کنند که او را بشناسند، از او خوششان بیاید و به او اعتماد داشته باشند. آن ها به ندرت از غریبه ها خرید می کنند. اگر شما کپی یک کارآفرین معروف دیگر باشید، مشتریان هیچ وقت خودِ واقعی شما را نخواهند شناخت. موقع خرید، آن ها از کارآفرینی خرید می کنند که شما کارش را کپی می کنید. چارچوبی که مؤثر عمل می کند را استفاده کنید، ولی کپی کسی نباشید. از استراتژی های موفقیت الگو بگیرید ولی آن ها را کپی نکنید. سعی کنید که صدای خود را به گوش افراد برسانید، و کسب و کاری بسازید که متعلق به شما باشد.

2. در مورد اینکه مخاطب هدف اصلی شما چه کسی است شفاف باشید.

اگر بخواهید به همه دنیا دست پیدا کنید، در آخر به هیچ کس دست پیدا نخواهید کرد چرا که تلاش هایتان برای رسیدن به مشتریان پراکنده خواهد بود. اگر با مخاطب هدف خاصی صحبت نکنید، نمی توانید به مردم کمکی کنید. هر چه مخاطب هدف شما مشخص تر باشد، بازاریابی هم برای شما آسان تر خواهد بود، و همین بازاریابی است که در نهایت باعث رشد کسب و کار شما می شود. در چنین حالتی، شما روی استراتژی های مشخص خود تمرکز خواهید کرد. برندینگ و پیام شما باید کاملاً شفاف باشد.

3. همه چیز را ساده نگه دارید.

وبسایت خود را ساده و تمیز نگه دارید. با اینکه وردپرس گزینه های زیادی از ویجت ها و پلاگین ها دارد، شما به همه آن ها احتیاج ندارید. وقتی کسی از وبسایت شما دیدن می کند نباید گیج شود. وقتی مسئله کسب و کار پیش می آید، آن را نیز ساده نگه دارید. برای وبسایت خود ترافیک ایجاد کنید. از بزرگترین چالش هایی که مخاطبان هدف شما با آن مواجه هستند آشنا شوید. محصولات و خدماتی بسازید که به حل این مشکلات کمک کند. بله، ایجاد پایه و اساسی مستحکم به همین سادگی است.

4. فقط روی شبکه های اجتماعی تمرکز نکنید.

مسلماً نمی توانید از شبکه های اجتماعی غافل شوید، ولی آن را تبدیل به استراتژی اصلی خود برای ترافیک و کسب مشتریان بالقوه نکنید. بهترین کار این است که کسب و کار خود را روی پلتفرم خود بسازید، نه پلتفرم کس دیگری. بهتر است که مردم عضو خبرنامه شما شوند و شخصاً با شما تعامل داشته باشند، نه فقط در شبکه های اجتماعی.

5. روی چیزی تمرکز کنید که اهمیت دارد.

انبوهی از اطلاعات وجود دارد که می توانید به صورت آنلاین یاد بگیرید. ولی بیشتر این اطلاعات در فرایندی که شما در آن قرار دارید اهمیت ندارند. اگر شما چیزی را ایجاد می کنید، احتمالاً نیازی ندارید که مطلب زیادی راجع به سئو یاد بگیرید.

 اگر مقالات میهمان بنویسید و به شکل های دیگر مخاطبان خود را ایجاد کنید، سئو به طور طبیعی به وجود می آید پس بهتر است که وقت خود را صرف نوشتن مقالات میهمان کنید. ارزیابی کنید که در مسیر کارآفرینی خود در کجا قرار دارید، و به چیزی اهمیت دهید که بیش از همه به شما کمک می کند. قربانی اطلاعات بیش از حد نشوید چرا که می تواند به سادگی جلوی پیشرفت شما را بگیرد. سرعت پیاده سازی و اجرا چیزی است که شما را در کسب و کار موفق می کند.

6. از دریافت قیمت عادلانه نترسید.

خیلی خوب است که تا حد ممکن بتوان به افراد به طور رایگان کمک کرد، ولی شما خانواده ای دارید که باید از آن ها مراقبت کنید و صورتحساب هایی دارید که باید پرداخت کنید. اگر شما ارزش اضافه کنید و به مردم کمک کنید، باید قیمت عادلانه ای هم برای آن دریافت کنید. یادتان باشد که شما در حال ساخت کسب و کار هستید؛ اگر پول در نیاورید، پس کسب و کاری هم در کار نیست. تا زمانی که شما روی خدمت کردن و اضافه کردن ارزش به زندگی مشتریانتان تمرکز کنید، قیمت های شما توجیه خواهد داشت.

7. با تمام تلاش به سمت اهداف خود حرکت کنید.

در پایان، اگر می خواهید موفق شوید باید همین حالا عزم خود را جزم کنید که تحت هر شرایطی به حرکت ادامه دهید. پشتکار چیزی است که باعث رشد کسب و کار شما می شود. حتی اگر تا به حال فرایندی که می خواستید به آن برسید را نتوانسته اید پیش ببرید، نباید تسلیم شوید.

صبر داشته باشید. ساخت کسب و کار زمان می برد. با تلاش متمرکز، می توانید بیزنس آنلاین قدرتمندی بسازید یا اینکه حضور کسب و کار خود در فضای آنلاین را گسترش دهید. از این هفت استراتژی استفاده کنید تا تلاش های خود را بهینه کنید. صبر داشته باشید، و چیزی بسازید که به مخاطبان هدف شما کمک کند. تمرکز کنید، و مطمئن باشید که به نتیجه خواهید رسید.

 

منبع: برترین ها

اهداف هوشمندانه داشته باشید... ضرباهنگ مشخصی برای کارکردن داشته باشید... یاد بگیرید که سه اولویت روزانه داشته باشید و قبل از هر چیزی به آنها بپردازید... وب سایتتان پر از توصیه هایی برای افزایش کارآیی کارآفرینان است.

 

اگرچه این توصیه ها در صورتی که به درستی به کار گرفته شوند، تاثیر فوق العاده ای بر عملکردتان می گذارند، اما همیشه چیزی فراموش می شود؛ مالکان کسب و کار باید از چه کارهایی دوری کنند و وقت باارزششان را به آنها اختصاص ندهند؟

 فهرست کارهایی که نباید انجام دهید، همان قدر اهمیت دارد که فهرست برنامه های پیش رو برایتان مهم است. به هفت مورد زیر که باید در فهرست کارهای ممنوعه قرارشان دهید، توجه کنید:

1. قراردادن کارهای غیرضروری در فهرست کارهای روزانه

آیا کار مشخصی وجود دارد که مدت هاست از انجام دادنش طفره می روید؟ اومار پرچیک، بنیانگذار شرکت Any.do، این طور استدلال می کند که شاید اصلا دلیلی برای انجام آن کار نداشته باشید: «زمانی که می بینید دارید به طور مداوم کاری را به تعویق می اندازید، باید از خودتان بپرسید که آیا اصلا انجام دادن آن کار برایتان ضروری است یا خیر. افراد واقعا موفق می دانند چطور باید روی اولویت های خود متمرکز شوند، پس خیلی راحت می توانند کارهایی را که خیلی اهمیت ندارند یا به حیطه کاری شان مرتبط نیستند حذف کنند.

  و این که چطور دیگر مرتکب این اشتباهات نشویم؟

2. برنامه ریزی قرارهای ملاقات

دیگر نیازی نیست با تقویم کلنجار بروید تا روز و ساعت مناسبی را برای جلسات و قرارهای ملاقات بعدی تان پیدا کنید. این کار را به مسئول دفترتان واگذار کنید. از جمله دیگر کارهایی که باید به مسئول دفتر، بخش مالی یا بخش فروش و بازاریابی شرکت خود واگذار کنید، می توان به کتابداری، مرتب کردن مدارک و پوشه ها، پرداخت حقوق کارمندان و پیگیری پیشنهادهای فروش اشاره کرد.

3. شرکت کردن در جلسات بی فایده و غیرضروری

همچنین قبل از اینکه جلسه ای را ترتیب دهید یا در آن شرکت کنید، از خودتان بپرسید که آیا واقعا این جلسه ضروری است یا حالت تشریفاتی دارد. به زمان خود و دیگران احترام بگذارید و این گونه جلسات غیرضروری و اغلب بی فایده را در فهرست کارهایی قرار دهید که نباید انجامشان دهید.

4. اختصاص ندادن وقت کافی به تیم کاری تان

به سادگی ممکن است آن قدر در سمت مدیریت غرق کار شوید که فراموش کنید برای تیمتان وقت بگذارید. شما پروژه هایی دارید که باید انجام شوند، اما باید به کارمندان خود نیز برسید. اگر شما برایشان وقت نگذارید، آنها چطور بدانند که باید چه کاری انجام دهند و در صورت بروز مشکل، چطور آن را رفع و رجوع کنند؟

در برنامه کاری تان زمانی را صرفا به امور کارمندان خود اختصاص دهید و سعی کنید به شکل فعالی به حرف هایشان گوش دهید. هوش احساسی خود را افزایش دهید تا بتوانید نسبت به اعضای تیم و نیازهایشان آگاهی بیشتری به دست آورید. بازه زمانی ای را در طول روز مشخص و به کارمندان خود اعلام کنید که می توانند در آن بازه زمانی به شما مراجعه کرده و حرفشان را بزنند.

5. رفتار بیش از حد دوستانه نداشته باشید.

بیشتر ما دوست داریم فردی با رفتار دوستانه و مهربان به نظر برسیم. بالاخره مردم با روسای مهربان و خوش رفتار بهتر کار می کنند. با این حال گاهی باید تصمیمات دشواری در مورد برخی از افراد تیمتان بگیرید؛ چرا که عده ای به محض دیدن رفتار خوش شما وسوسه می شوند که تا حد امکان از زیر کار دربروند.

البته این بدان معنا نیست که با کارمندان خود گرم نگیرید و خوش اخلاق باشید، اما باید تعادل را سرلوحه خود قرار داده و بین رفتار رییس مآبانه و دوستانه تعادل برقرار کنید.

6. ضعف در تعیین هدف

وقتی که کارمندانتان اهدف مشخصی نداشته باشند، وقت کاری شان را هدر خواهندداد. اگر آنها دلیل و هدفی برای کار نداشته باشند، نمی توانند بازدهی بالایی از خود نشان دهند. هم چنین ممکن است این ناکارآمدی در تعیین اولویت ها نیز رخ دهند و پروژه ها به ترتیب نادرستی آماده شوند.

باید یاد بگیرید که برای تیم کاری تان اهداف هوشمندانه تعیین کنید. با استفاده از جدول و نمودار سعی کنید مسیر کاری را به درستی شرح داده و به درستی اهدافی تیم را با ماموریت شرکت همسو کنید.

7. استخدام عجولانه

وقتی حجم کاری تان به شدت افزایش پیدا می کند، بدیهی است که به فکر افزایش نیروی کار باشید، اما پرکردن عجولانه جایگاه های شغلی خالی نیز اشتباهی فاجعه بار خواهدبود.

استخدام عجولانه می تواند به استخدام افراد نادرستی برای شرکت بینجامد. آنها به دلیل ناکارآمدی و نداشتن صلاحیت کافی باعث ایجاد وقفه و کاهش سرعت انجام کارها می شوند. همچنین وقت باارزش و منابعی که صرف آموزش آنها می کنید نیز به هدر خواهدرفت. کارمند نامناسب تاثیر سوئی نیز بر دیگر کارمندان خواهدگذاشت.

 

سعی کنید مطالب آموزشی زیادی در مورد استخدام بخوانید تا هوشمندانه عمل کنید یا از یک مسئول منابع انسانی کمک بگیرید.

منبع: برترین ها