فروش سهمیه کاغذ ناشران در بازار آزاد

  • یکشنبه, 19 خرداد 1398 ساعت 07:36
  • منتشرشده در نشر

 

نویسنده جوان کشورمان گفت: همه ناشرها به نوعی سهمیه دریافت کاغذ دارند، اما نکته جالب آن جاست که این کاغذها را دریافت می‌کنند و آن را به نرخ آزاد در بازار می فروشند و همین مسئله باعث گران تر شدن قیمت کاغذ و همچنین کتاب می شود.

به گزارش چاپ و نشر به نقل از گلستان ما، سابیر هاکا شاعر و نویسنده جوان کشورمان در خصوص علت گران شدن کتاب در گفت وگو با خبرنگار شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ گفت: همه ناشرها به نوعی سهمیه دریافت کاغذ دارند، اما نکته جالب آن جاست که این کاغذها را دریافت می کنند و آن را به نرخ آزاد در بازار می فروشند و همین مسئله باعث گران تر شدن قیمت کاغذ و همچنین کتاب می شود.

وی افزود: بالاخره در این سال ها که در این حوزه فعالیت داشته ام یک شناختی پیدا کرده و می دانم که یک کتاب نهایتا نباید بیشتر از 7 یا 8 هزار تومان قیمت داشته باشد، اما چرا قیمت آن چندین برابر می شود و به فروش می رسد؟ این افزایش قیمت باعث شده است که فروش کتاب کاهش پیدا کند و مردم کمتر کتاب بخرند.

نویسنده کتاب می ترسم بعد از مرگ هم کارگر باشم اظهار داشت: در سال های اخیر شاهد این مسئله هستیم که کتاب هایی که توسط سلبریتی ها نوشته شده اند با استقبال بیشتری از جانب مردم مواجه می شوند، آن هم به این دلیل است که آن ها به خاطر شهرتشان در هنر یا ورزشی که قبلا انجام می داده اند با این استقبال رو به رو می شوند نه این که کتابشان به خاطر تفکری که پشت آن است به فروش برسد، در واقع کسی به اندیشه اهمیت نمی دهد، این که تعدادی کتاب هم به فروش می رسد دلیل نمی شود که فکر کنیم جامعه ای اهل مطالعه و اندیشمند داریم، چرا که متاسفانه مقدار زیادی از همین کتاب هایی هم که به فروش می رسند را نمی خوانند و فقط در قفسه کتابخانه خانه‌شان نگهداری می کنند؛ خیلی خنده‌دار است که بگوییم هر چیز که در کشور گران می شود، کتاب هم باید گران شود، این حرف بسیار مضحک و خنده دار است.

سابیر هاکا در پایان اذعان داشت: کتاب خوب هم وجود دارد، اما فرض را بر این بگیریم که کتاب خوب بسیاری هم در بازار توزیع شود باید دید که قدرت خرید مردم چقدر است، یک مسئله دیگر این است که مردم چقدر برای کتاب خواندن وقت دارند؟ الان اگر نگاه کنید متوجه می شوید که طبقه متوسط جامعه که البته دیگر وجود هم ندارد، بعد از وقت اداری اش مجبور است که جای دیگر مانند تاکسی های اینترنتی هم کار کند تا بتواند از عهده هزینه های زندگی اش بربیاید، خب این فرد چه زمانی وقت می کند که کتاب بخواند؟ این که بخواهیم سرانه مطالعه را بالا ببریم ریشه در خیلی چیزها دارد، ابتدا باید ریشه یابی کنیم که استحکام خانواده تا چه حدی است، کسی که شب و روز کار می کند باعث می شود که بنیان خانواده هم دچار فروپاشی شود، کجای زندگی این آدم مطالعه معنا پیدا می کند؟

 

این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)