ناشران به دنبال رقابت‌های منصفانه نیستند

  • چهارشنبه, 10 خرداد 1396 ساعت 09:53
  • منتشرشده در نشر

قاچاق کتاب که از اواسط سال گذشته به صورت جدی و فراگیر گریبان نشر را گرفته، تاکنون ضرر و زیان‌های بسیاری بر پیکره نحیف این روزهای نشر وارد کرده است.

 

متاسفانه ما در حوزه نشر نگاه صنعتی نداریم،‌ نگاه تنها فرهنگی است قاچاق کتاب و فسادهای دیگری که امروز در عرصه نشر شاهد هستیم‌، محصول نظام قوانین از هم گسیخته‌ای است که در این زمینه وجود دارد.

از آنجا که قانون مشخصی برای مقابله با قاچاق کتاب تاکنون وجود نداشته است و ناشران برای طی کردن مسیر قانونی باید هزینه‌های بسیاری را تحمل کنند،‌ کار چندان به شکایت و برخورد قاطع نیانجامیده است،‌ اتحادیه ناشران و کتابفروشان تهران به عنوان قدیمی‌ترین صنف نشر در کشور هم که از چندی پیش حرکت‌هایی را برای مبارزه در این راه آغاز کرده است، به باور بسیاری از ناشران هنوز نتوانسته گامی عاجل بردارد.

 شاید گزافه نباشد که بگوییم انتشار کتاب در ایران مسیری را می‌رود که انتهای آن چندان مشخص نیست،‌ اگر روزی شرایط به گونه‌ای بود که خارج از صنف تیشه به ریشه نشر می‌زد‌، امروز گویی خود ناشران حلقه را بر حلقوم نشر می‌فشارند و سعی می‌کنند از هر فرصتی برای ضربه زدن به نشر بهره ببرند. چرا که هر روز ابعاد تازه‌ای از فساد در نشر نمود پیدا می‌کند،‌ گویی همه حلقه‌های این زنجیره به هم پیوسته از مولف گرفته تا توزیع کننده و حتی نهاد متولی درگیر فساد شده‌اند.

 محمد متولی مدیر انتشارات هوپا  در این زمینه مهمترین عامل را نبود قانون مشخص می‌داند و می‌گوید:‌ صنف نشر امروز درگیر بی‌اخلاقی‌هایی شده است که در هیچ صنف دیگر وجود ندارد.متن گفت‌وگو با متولی به شرح ذیل است:

سیستم توزیع در ایران فاقد شناسه و مجوز است

قاچاق کتاب دغدغه این روزهای همه شما ناشران شده است‌، چرا با وجود فعالیت یکساله نمی‌توان جلوی این اقدام را گرفت؟

 مشکل اصلی ما مشکل قوانین است، متاسفانه ما در حوزه نشر نگاه صنعتی نداریم،‌ نگاه تنها فرهنگی است،‌ در حالیکه وقتی پای مسائل تجاری به میان می‌آید می‌بینیم با یک نظام قوانین از هم گسیخته و بی برنامه مواجه هستیم، یکی از مشکلات اصلی این است که موزعان  در حوزه نشر بدون مجوز فعالیت می‌کنند‌،  بیشتر کسانی که کتاب توزیع می‌کنند فاقد مجوز و شناسه هستند، پس قابل ردیابی نیستند. وزارت ارشاد با وجود اینکه پیگیر حل این قضیه است،‌ اما راه به جایی نمی‌برد چرا که قوانین ما مشکل دارد.

 ورود تکنولوژیهای جدید به بازار نیز کار را پیچیده‌تر کرده است، چرا که نمی‌توان نظارت چندانی روی آن‌ها داشت‌، چاپ دیجیتال را نمی‌توان نه نظارتی داشت و نه به راحتی کنترل کرد‌، چرا که هر فرد با خرید یک دستگاه چاپ دیجیتال در خانه شخصی خود نیز می‌تواند کتاب چاپ کند.

 چرا ارشاد با دستفروش‌های کتاب برخورد نمی‌کند؟

 وزارت ارشاد و اتحادیه ناشران و کتابفروشان یکسالی است که برای مقابله با این پدیده وارد میدان شده‌اند و اقداماتی نیز تاکنون انجام شده است،‌ از جمله ورود نیروی انتظامی به ماجرا،‌ این اقدامات از نظر شما چه اندازه موثر بوده است؟

 هنوز متاسفانه به نظر می‌آید ارشاد که متولی این داستان است عزمش جزم نیست. من هر روز بی‌شمار دست فروش و بساط‌گستر را می بینیم که فروششان از فروش کتاب فروشی های اطراف خیابان انقلاب و حتی شهر کتاب‌ها نیز بیشتر است‌، این دست‌فروش‌ها کتاب‌های قاچاق و کتاب‌های بدون مجوز را به صورت  عادی و طبیعی به فروش می‌رسانند و اتفاقا ارگان‌های دولتی‌، مساجد و مدارس نیز از آن‌ها کتاب تهیه می‌کنند. خوب چرا ارشاد برخوردی با آن‌ها نمی‌کند؟

 مشکل اصلی عدم وجود نظام صنفی درست برای توزیع و فروش کتاب است

 در ابتدای صحبت‌هایتان به مشکل قوانین اشاره کردید،‌ گفتید با قوانین از هم گسیخته‌ای روبرو هستیم،‌ پیش از شما نیز ناشران و مسئولان از لزوم ورود قوه قضاییه به این کارزار سخن گفته بودند،‌ این اشکال در قوانین بهچه باز می‌گردد؟ آیا ما با کمبود قانون مواجهیم،‌ یا اینکه قانون‌های موجود جوابگو نیستند؟

 ببینید،‌ برخی جرم‌ها مشهود است، اگر کسی دزدی کند،‌ به 110 اطلاع دهیم‌، سریع نیرو فرستاده و فرد خاطی را بازداشت می‌کنند‌، اما اگر کتابفروشی کتابی قاچاق را بفروشد،‌ نمی‌توان ثابت کرد و جرم وی به راحتی قابل پیگیری نیست. مشکل اصلی ما عدم وجود نظام صنفی درست برای توزیع و فروش کتاب است. در چرخه نشر از زمانی که کتاب تحویل موزع می‌شود تا زمانی که به دست کتابفروشی می‌رسید،‌ غیرشفاف و غیر قابل ردیابی است. در واقع رصدی هم انجام نمی‌شود.

 در این میان کتابفروشان ما نیز به دنبال چند درصد سود بیشتر هستند،‌ پس برخی از آن‌ها کتاب‌های قاچاق را آگاهانه به فروش می‌رسانند،‌ یک پرونده در همدان باز شد که یک کتابفروشی نسخه قاچاق یکی از کتاب‌های هوپا را می‌فروخت. من به همراه یک وکیل‌، نماینده اتحادیه نشر همدان و مدیبر کل ارشاد این استان در محل حضور یافتیم‌‌، کتاب را با نسخه‌ای از فاکتور ضمیمه پرونده کردیم و به دادگاه فرستادیم،‌ اما به نتیجه نرسیدیم،‌ چون اولاً قاضی پرونده تخصصی در این زمینه نداشت و دوم اینکه هنوز دزدی کتاب جرم تلقی نمی‌شود‌، کتابفروش با بیان اینکه نمی‌دانسته کتاب تقلبی است خود را تبرئه کرد‌، در حالیکه من بارها در تماس تلفنی به او گفته بودم این کتاب نسخه قاچاق است و نباید آن را بفروشد. او نیز گفته بود هر کاری می توانی انجام بده.

 به نظر می‌رسد،‌ یکی از الزامات برخورد با این معضل وجود دادگاه کتاب باشد.

 بله،‌ ما هنوز یک دستگاه قضایی متمرکز برای حوزه کتاب نداریم. که این خود از ضروریات است در ونضعیت فعلی من 20 تا 30 پرونده دیگر نیز در دست دارم که چون می‌دانم به نتیجه نمی‌رسد و باید 30 تا 40 میلیون تومان خرج کنم و باز هم نتیجه‌ای نگیرم‌، آن را دنبال نمی‌کنم.

 ماجرای قاضی شعبه 15 خرداد که می‌گفت ارشاد و اتحادیه بر سر قاچاق کتاب با ما همکاری نمی‌کند

  اشاره کردید که دزدی کتاب هنوز جرم تلفی نمی‌شود،‌ اتحادیه ناشران در سال گذشته تلاش کرد در این مسیر قدم بردارد و مذاکراتی با قوه قضاییه نیز داشت‌، چرا تاکنون موفق نبوده‌ایم؟

 به نظر من تلاش مناسبی از طرف اتحادیه ناشران و کتابفروشان تهران و وزارت ارشاد در این زمینه انجام نشده است،‌ من خود چندین بار  پیگیر پرونده‌هایم بودم، به دادگاه رسانه مراجعه کردم، کارشناسان دستگاه قضایی میدان 15 خرداد خودشان نظرشان این بود که ارشاد با ما همکاری نمی‌کند، قاضی این شعبه می‌گفت من از نظر شخصی می‌توانم قضیه را پیگیری کنم،  ولی همکاری لازم با ما از طرف ارشاد انجام نمی‌شود‌، این امر نیاز به تخصصی بیشتر و تجربه بیشتر دارد. اما قضیه از  طرف ارشاد و اتحادیه پیگیری نمی‌شود، باید توجه داشته باشیم که قاچاق کتاب معضل بسیار بزرگی است و هر روز گسترش بیشتری پیدا می‌کند.

 در وضعیت فعلی که به باور شما ارشاد و اتحادیه راه به جایی نبرده‌اند‌، چه می‌توان کرد تا از شر قاچاق کتاب در امان بود؟

 ما برای جلوگیری از این مشکل‌، یک اقدام کرده‌ایم و آن استفاده از کاغذهای خاص است که به راحتی در دستری همه نیست. ما در کتاب‌هایمان هم تبلیغ می‌کنیم که این نوع کاغذ‌ها برای بهداشت چشم و دست بهتر است، کاغذهای مکانیکال هم مطالعه را راحت‌تر می‌کند، هم زودتر به طبیعت بر می‌گردد و هم سبک‌تر است در حالی که پیش از این همه می‌گفتند، این کاغذها کاهی است.

اگر به وضعیت نشر در چند سال احیر نگاهی بیاندازیم،‌ خواهیم دید که فارغ از بحث قاچاق کتاب‌، این صنعت درگیر فسادهای مختلفی شده است،‌ از صدور فیپاهای جعلی گرفته تا جعل شمارگان و.... چرا نشر ما به این روزگار دچار شده است؟

 مشکل ما، مشکل رانت و یارانه است، اولین قدم این است که  وزارت ارشاد یارانه را حذف کنند، برای نمونه یارانه‌های ریز و درشتی که داده می‌شود‌، مثل اختصاص غرفه در نمایشگاه کتاب بر اساس یارانه، باید حذف شود. متاسفانه ما ناشرانی را داریم که توقع دارند‌، چون کار فرهنگی می‌کنند،‌ همه چیز باید برا یشان آماده باشد‌، در حالیمه نکاه ما به نشر برای پیشرفت باید یک نگاه صنعتی باشد.

 در نمایشگاه کتاب تهران در همان سالن کودک اگر وزارت ارشاد بخواهد آیین‌نامه نمایشگاه را اجرا کند‌،  باید 70 درصد غرفه‌ها تعطیل کند. چون 70 درصد غرفه‌ها تخلف می‌کنند. حتی ناشران بزرگ و مشهور نیز بالای 40 عنوان کتاب بدون مجوز و فیپا عرضه کرده بودند. سیاست ارشاد برخوردهای محکم در این حوزه‌ها نیست.

 من دو سال پیش مسئولیت کمیته اطلاع‌رسانی نمایشگاه را بر عهده داشتم،‌ تخلف‌های بسیاری به ما گزارش داده شد نظیر اینکه ناشری غرفه‌ای را اجاره کرده بود،‌ اما در اختیار یک پخشی یا ناشر دیگر قرار گرفته بود. کتابی در سیستم ثبت نشده بود چون مجوز نداشت‌، اما ناشر آن را در غرفه‌اش عرضه کرد بود و... اگر وزارت ارشاد بخواهد پای آیین‌نامه اجرایی نمایشگاه بایستد،‌ همان سالن‌های 3 قلو شهر آفتاب برای کل نمایشگاه مناسب است. اما انقدر ارشاد مجوز برای ناشران صادر کرده است که ناشران بسیاری با چند کتاب صوری حضور پیدا کرده و اقدام به نقد کردن بن کتاب می‌کنند تا 30 درصد سود ببرند. این عده حق ناشرانی که کار می‌کنند‌، را ضایع کرده‌اند.

 متاسفانه ناشران ما به دنبال رقابت‌های منصفانه نیستند،‌ اکنون بدون رعایت کپی‌رایت کتاب‌های خارجی به سرعت با ترجمه‌های ضعیف روانه بازار می‌شود در حالیکه ناشر از فیپای جعلی استفاده کرده است تا کتابش زودتر از سایر ناشران به بازار عرضه شود.متاسفانه وضعیت فساد در نشر به اندازه‌ای رسیده است که می‌توان گفت:‌ بی‌اخلاقی‌های موجود در صنف نشر در هیچ صنف دیگری وجود ندارد.

منبع: تسنیم

این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)