سعید اقبال‌کتابچی در نشست تاریخ شفاهی کتاب گفت:بعد از انقلاب به ویژه در سال 1369 به بعد صدور مجوز ه نشر از سوی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی مطرح شد به تضعیف اتحادیه ناشران انجامید و حتی به صراحت گفته شد که وقتی ناشری پروانه نشر دارد، نیازی به اتحادیه ندارد.

 

به گزارش چاپ و نشر، جلسه دوم گفت‌و‌گو با سعید اقبال‌کتابچی، مدیر انتشارات اقبال از سلسله نشست‌های هفدهمین نشست «تاریخ شفاهی کتاب» شنبه (21 مردادماه) در سرای اهل قلم خانه كتاب به دبیری نصراله حدادی برگزار شد.

سعید اقبال‌کتابچی گفت: انتشارات ما از دیرباز به چاپ کتاب‌های کاظم‌زاده ایرانشهر اهتمام داشته و چندی پیش نیز برخی از کتاب‌هایش مانند «اصول اساسی فن تربیت» و «اصول اساسی فن روانشناسی» را بازچاپ کرد، اگرچه امروز علاقه‌مندان خاصی به کتاب‌های وی توجه دارند.

وی افزود: در چاپ کتاب، سیاست انتشارات اقبال به این شکل بوده که به نشر کتاب‌های مرجع و پایه مانند کتاب‌های تاریخی، ادبیات و دینی اهتمام ویژه‌ای داشته و دلیل انتخاب این شیوه، چاپ کتاب‌هایی است که به افزایش دانش و فرهنگ جامعه کمک کند.

این ناشر درباره سه بار تغییر نام انتشارات اقبال بیان کرد: ابتدا نام کتابخانه اقبال انتخاب شد، زیرا آن‌زمان چاپ کتاب چندان انگیزه مادی نداشت و بیشتر افرادی که به این حوزه وارد می‌شدند، ابتدا علاقه شخصی آنها باعث کار در حوزه کتاب و افزایش فزهنگ جامعه بود. اما بعدا در دهه 40 و 50 کتاب دچار تحول اقتصادی و چاپخانه‌ها به وسایل و ابزار پیشرفته مجهز شد و انتشارات ما از چاپخانه، انتشارات و کتابفروشی برخوردار بود، پس نام کتابخانه برداشته شد و به سازمان انتشارات اقبال تغییرنام پیدا کرد. بعدا و به ویژه پس از انقلاب که بازار کتاب دچار رکود شد و دیگر ما از آن مجموعه منظم برخوردار نبودیم، پس به انتشارات اقبال تبدیل شدیم.

اقبال‌کتابچی عنوان کرد: درباره تغییراتی که در آرم انتشارات به وجود آمد و نام لاتین اقبال از آن حذف شد، باید بگویم که در یک دوره (65-60) فشار وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی برای حذف عنوان لاتین از لوگوی کتابفروشی‌ها باعث شد، نام لاتین اقبال از آرم انتشارات حذف شود. اگرچه به دلیل ارتباطات و تبادل کتاب با خارج از کشور وجود نام لاتین در لوگوی کتابفروشی می‌توانست برای ایران‌شناسان خارج از ایران جلب‌ توجه بیشتری کند.

وی با اشاره به سابقه دیرینه اقبال در چاپ تقویم اظهار کرد: راه پیدا کردن تقویم از زمان پدربزرگم، حاج‌محمدحسین اقبال به انتشارات ما افزوده شد و تا به امروز ادامه داشته است اگرچه گاه پیش آمده که اشتباهی در این تقویم‌ها راه پیدا کند که این اتفاق بسیار کم روی داده است. ضمن اینکه باید یادآوری کنم که در چاپ قرآن هم ممکن است که این اشتباهات راه پیدا کند و گاه یک اعراب اشتباه نوشته شود، کمااینکه در چاپ قرآن عثمان طاها نیز چنین اشتباهاتی رخ داده است.

این ناشر درباره وضعیت اتحادیه ناشران ادامه داد: نشر یکی از معدود فعالیت‌هایی بود که در سال 1337 دارای اتحادیه شد و افراد دلسوخته و کارکشته کتاب در این اتحادیه عضویت پیدا کرده و ایفای نقش کردند. اگرچه در ابتدا تعداد اعضاء چندان زیاد نبود اما به مرور تعداد آنها افزایش پیدا کرد و این اتحادیه تا قبل از انقلاب نقش و تاثیر بسیاری داشت.

اقبال‌کتابچی اظهار کرد: بعد از انقلاب به ویژه در سال 1369 به بعد  صدور مجوز ه نشر از سوی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی مطرح شد به تضعیف اتحادیه ناشران انجامید و حتی به صراحت گفته شد که وقتی ناشری پروانه نشر دارد، نیازی به اتحادیه ندارد. در حالی که تا پیش از انقلاب اتحادیه نقش بسیار فعالی در سروسامان دادن به وضعیت نشر داشت اما با نامهربانی‌های که از سوی دولتی‌ها به اتحادیه شد به ضعف آن در حوزه نشر انجامید.

وی درباره حذف یارانه کاغذ و تاثیر آن بر نشر ایران گفت: در هر اتحادیه، صنف و تشکیلاتی اختلاف‌سلیقه وجود دارد و افراد با نگاه و نظر متفاوت وقتی کنار هم می‌آیند گاه تصمیماتی که می‌گیرند اگر کارشناسی نشده باشد، ممکن است در درازمدت به ضرر آن تشکل باشد. به نظرم حذف یارانه کاغذ موجب گرانی کتاب و کاهش شمارگان کتاب شد. اگرچه وضعیت اقتصادی کشور در سال‌های 90 و 92 نیز به وسیله بعضی تصمیم‌گیری‌ها موجب اثرات سوئی در اقتصاد کشور شد.

این ناشر با اشاره به خرید کتاب از سوی ارشاد افزود: اگر خرید کتاب وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به کمک ناشران خصوصی منجر شود و سلیقه و تبعیض در کار نباشد، می‌تواند حرکت مفیدی تلقی شود و گره‌ای از کار ناشران بگشاید، اما باید گفت که چنین خرید کتابی با کار کارشناسی باشد.

اقبال‌کتابچی ادامه داد: وضعیت ما در نشر کتاب به شکلی است که به زور می‌تواند تکافوی خرج انتشارات باشد و در حال حاضر بعید است که نسل ششمی باشد که کار انتشارات اقبال را ادامه دهد. از طرفی اگر کسی از من بپرسد که درست است در این وضعیت وارد کار نشر شوم؟ در پاسخ می‌گوییم که اگر به دنبال کسب درآمد هستید به سمت نشر نیایید. اما اگر علاقه‌مند و مشتاق باشید و نه به دنبال پول و بتوانید دشواری‌های نشر را با علاقه دنبال کنید شاید بتوانید در این راه دشوار موفق شوید. اگرچه با همه دشواری‌ها و مشکلات نشر، چه در زمان جشن‌تولد و چه ازدواج کتاب را به عنوان هدیه انتخاب می‌کنم و با این کار به دنبال افزایش کتابخوان‌ها در جامعه کتاب‌نخوان امروز هستم.

وی افزود: به چاپ کتاب سیاسی علاقه ندارم و اگر پیشنهادی بشود، ترجیحا نمی‌پذیرم چون کلا از سیاست پرهیز می‌کنم، اگرچه پدرم کتاب «تاریخ روابط سیاسی ایران و انگلیس» و «فراماسونری» را چاپ کرده بود.

این ناشر عنوان کرد: خودمان با تخمینی که زدیم تقریبا 2000 عنوان کتاب چاپ کردیم اما براساس آمار خانه کتاب که در سال گذشته مطرح شد، به نام انتشارات اقبال تقریبا 1500 عنوان کتاب ثبت شده است. بعد از خانه مسکونی، اتحادیه ناشران، موسسه خانه کتاب به عنوان سومین خانه ناشران به شمار می‌آید و ما در این موسسه می‌توانیم گلایه‌ها و دردهایمان را در حوزه نشر بیان کنیم و در دوره جدید کارهای خوبی صورت گرفته است.

اقبال‌کتابچی درباره پیوستن به کنوانسیون کپی‌رایت اظهار کرد: به این مساله باید از این دریچه نگاه کرد که در آن طرف دنیا وقتی کتاب مولفان ایرانی منتشر می‌شود بتوان به دنبال حق و حقوق آنها بود. اگرچه به دلیل قوانین خاصی که کنوانسیون دارد، ممکن است که ابتدا برخی در حوزه نشر با پیاده شدن آن اذیت شوند اما به مرور می‌توان نشر را به قوانین آن وقف داد.

وی افزود: وقتی کتابی از صحافی بیرون می‌آید مانند این است که برای ناشر یک نوزاد تولد شده است. اما از طرفی وقتی کتاب در انبار می‌ماند، ناشر اندوهگین می‌شود و گاه این کتاب‌ها را به کتابخانه‌های عمومی اهدا می‌کند تا جامعه از آن بهره بگیرد. اگرچه معتقدم که قیمت کتاب با توجه به وسع مالی قشر کتابخوان قدری بالا رفته است. ضمن اینکه در این میان کتاب به نسبت سایر کالاها آنقدر گران نیست اما خانواده‌ها در جامعه ما در سبد کالای خود هزینه‌ای برای کتاب پیش‌بینی نکرده و این باعث شده است که کتاب مانند سال‌های پیش از استقبال برخوردار نباشد.

اگرچه به قول سعید نفیسی جامعه کتاب‌نخوان ما ارزش کتاب را نمی‌داند. با همه مشکلاتی که در حوزه نشر وجود دارد باز هم اگر به عقب برگردیم کار نشر را ادامه خواهم داد و در صدد هستیم که با توجه به کتاب‌های قدیمی که باقی‌مانده انها را اسکن کنیم و از این آثار گرانمایه و اشیایی که نزد ماست به موزه کتاب اهدا کنیم یا موزه‌ای برای اشیاء قدیمی ترتیب دهیم.

 

منبع: ایبنا

اگر سیاست‌های دولت و نظام در اصل ۴۴ را دنبال می‌کنیم؛ طبیعی‌ست که دستگاه‌های دولتی و عمومی نباید از امکانات و امتیازات ویژه‌ خود در رقابت با بخش خصوصی اسنفاده کنند.

 

محمدعلی نجفی در نشست تشریح برنامه‌های خود برای تصدی پست شهرداری تهران در بخشی از سخنانش گریزی به فعالیت‌های شهرداری در حوزه کتاب و نشر زده و گفته است: اگر شهرداری می‌‌خواهد کتاب چاپ کند، چرا به ناشران بخش خصوصی نمی‌دهد؟ چه نیازی دارد که با رانت امکانات شهرداری انتشارات٬ کتابفروشی و شهرکتاب راه بیندازد و بخش خصوصی که با سیلی صورت خودشان را سرخ نگه داشته‌اند را تحت فشار گذاشته‌ و به ورشکستگی بکشاند.

محمود آموزگار (رئیس اتحادیه ناشران و کتابفروشان تهران) نیز در واکنش به سخنان شهردار پیشنهادی برای تهران، در گفت‌وگو با خبرنگار ایلنا گفت: این مواضع به نظرم مواضع درستی است و به طور کلی اگر سیاست‌های دولت و نظام در اصل ۴۴ را دنبال می‌کند یعنی سپردن امور به بخش خصوصی. طبیعی هم هست که دستگاه‌های دولتی و عمومی که مسلما از امکانات و امتیازات ویژه‌ای برخوردار هستند و بخش خصوصی به آن‌ها دسترسی ندارد؛ نباید از ابزار خود در فعالیت‌هایی استفاده کنند که بخش خصوصی در آن حوزه مشغول است. در غیر این صورت یک رقابت نابرابر به وجود می‌آید و در نتیجه بحث واسپاری‌ها به بخش خصوصی را هم باید منتفی شده دانست.

او مشخصا درباره نوع فعالیت باغ کتاب اظهار داشت: آقای نجفی درمورد مشخص فعالیت‌های شهرداری در حوزه روی نکات درستی انگشت گذاشته‌اند. نهادها و ارگان‌های عمومی وظیفه دارند زیرساخت‌های لازم را برای فعالیت‌های فرهنگی آماده کنند و برای بهره‌برداری آن‌ها را در اختیار بخش خصوصی قرار بدهد و در عین حال در واگذاری به بخش خصوصی نباید انحصار ایجاد کند. ممکن است بگویند شهرکتاب‌ها یا باغ کتاب به بخش خصوصی واگذار شده و دیگر این انتقاد جایی ندارد اما من معتقدم باید موضوع دیگری را به این ماجرا اضافه کرد آن هم اینکه ما به نحوی سیاست‌گذاری کنیم که مجموعه افراد حوزه مذکور منتفع بشوند. مثلا به طور مشخص در مورد باغ کتاب ما صحبت‌های آقای اشعری را داریم که سال‌ها در پروژه باغ کتاب مسئولیت برعهده داشته‌ و گفت‌وگوها و مذاکرات با بخش‌های مختلف حوزه برای اینکه درباره چگونگی بهره‌برداری از باغ کتاب تصمیم‌گیری شود را دنبال می‌کرد تا منفعت پروژه به تمام جامعه بازگردد.

آموزگار ادامه داد: یک فروشگاه ۱۵هزار متری که می‌گویند در گینس هم ثبت شده آیا واقعا متناسب با ظرفیت تقاضای کتاب افزایش پیدا کرده است؟ آیا اصولا تقاضا فقط در تهران افزایش پیدا کرده؟ آیا در شهرستان‌ها و دیگر استان‌ها چنین تقاضاهایی نیست؟ این‌ها پرسش‌هایی است که یافتن پاسخ دقیق برای آن‌ها می‌تواند در سیاست‌گذاری درست و خدمت به نشر کمک کند.

رئیس اتحادیه ناشران و کتابفروشان همچنین با اشاره به مشکلاتی که کتابفروشی‌‌ها با آن مواجه هستند، یادآور شد: صنف نشر به ویژه در حوزه کتابفروشی‌ها مشکلات و مسائل زیادی دارد. اگر دقیت کنید می‌بینید که در فضای مجازی کتابفروشی‌های شهرستانی با چه رغبتی از این طرح‌های فصلی فروش کتاب صحبت می‌کنند و چگونه یک یارانه مختصر از مجموعه یارانه‌های نشر توانسته این کتابفروشی‌ها را به ادامه راه و بقا در صحنه امیدوار کند. پرداخت‌هایی که کتابفروشی‌ها باید به موسسات پخش انجام بدهند، وعده‌ است و دریافتی‌شان از مشتری و خریدار کتاب نقد. این پول‌های نقد هم صرف دخل و خرج و مصرف روزانه‌شان می‌شوند و در موعد سررسید برای پرداخت تعهداتشان دچار کسری بودجه و نقدینگی می‌شوند. اینگونه است که مدام تعهدات مالی بیشتری را می‌پذیرند و به یکباره با وضعیتی روبرو می‌شوند که حتی تمام دارایی‌هاشان کفاف پردخت تعهداتشان را نمی‌کند. این وضعیت دشوار مالی و اقتصادی کتابفروشی‌های ماست و در چنین وضعیتی یک نهاد عمومی نباید به اتکای بودجه عمومی وارد گود رقابت با کتابفروشی‌های مستقل شود. رویکرد و موضع‌گیری آقای نجفی در رابطه با  فعالیت‌های شهرداری در حوزه کتاب و نشر در همین راستاست.

او در پاسخ به این پرسش که یکی از وظایف شهرداری فعالیت‌های فرهنگی و مثلا کمک به افزایش ویترین کتاب در شهر است، در این صورت نحوه صحیح ورود شهرداری به عنوان یک نهاد عمومی به حوزه کتاب و نشر چیست، گفت: ویترین کتاب مستلزم افزایش تقاضا برای خرید کتاب و کتابخوانی است. یعنی در وهله اول باید بکوشیم تا تقاضا برای کتاب و کتابخوانی را افرایش بدهیم و شهروندان و هم‌وطنان ما پی ببرند که به کتاب و مطالعه نیاز دارند. وقتی به این نقطه رسیدیم باید برای ایجاد  دسترسی به کتاب ، کتابفروشی و کتابخانه‌های عمومی را برای شهروندان مهیا کنیم که از وظایف دولت و نهادهای عمومی مثل شهرداری به شمار می‌رود. اساسا ایجاد دسترسی به کتاب برای شهروندان محدود به راه‌اندازی کتابفروشی زنجیره‌ای و ویترین‌های دیگر نیست و باید به توسعه و تجهیز کتابخانه‌های‌ عمومی هم فکر کرد. در همه‌جای دنیا کتابخانه‌های عمومی نقش پررنگی در رفع نیازهای شهروندان به کتاب دارند. بودجه نهاد کتابخانه‌های عمومی ما این امکان را به این نهاد نمی‌دهد که دستش برای تجهیز کتابخانه‌ها و به روز کردن منابع آن‌ها باز باشد. کتابخانه‌ها با روزآمد بودن می‌توانند نقش اساسی در رفع نیازهای مطالعاتی جامعه ایفا کنند.

این فعال نشر تاکید کرد: فکر می‌کنم شهرداری‌ها با توجه به نمونه فعالیت‌هایی که در جاهای مختلف انجام شده مثل بازارچه‌های کتاب در شهرهای کوچک؛ می‌توانند در چنین اتفاق‌هایی مشارکت داشته باشند. در زمان آقای قالیباف مذاکرات مفیدی در معاونت فرهنگی شهرداری با آقای ایازی آغاز شد و قرار بود در اطراف دانشگاه‌های بزرگ مثل شهید بهشتی، علم و صنعت، شریف و ... زمین‌توسط شهرداری اختصاص بدهند  و با همکاری شرکت‌های شهرداری در امور عمرانی و سرمایه‌گذاری اعضای صنف مبادرت به تاسیس مجتمع های کتابفروشی شود اما متاسفانه این پروژه متوقف شد. فکر می‌کنم چنین برنامه‌هایی از سوی شهرداری اصولی‌تر و درست‌تر خواهد بود.

محمدرضا توکل‌صدیق (نایب رئیس اتحادیه ناشران و کتابفروشان تهران) نیز با اشاره به اینکه دولت و نهادهای عمومی هیچیک نباید تصدی‌گری کنند، گفت: این نگرش درست است. وظیفه دولت و نهادهای عمومی تنها سیاست‌گذاری، حمایت و نظارت و تقویت بخش‌های دیگر است. اگر قرار باشد نهادهای عمومی یا دولت خودش مجری باشد از وظایف و مسئولیت‌های اصلی خود دور می‌شوند. واگذاری امور به بخش خصوصی باعث تقویت آن حوزه می‌شود و افراد جامعه هم در فعالیت‌های مربوطه به آن سرمایه‌گذاری می‌کنند. به نظر این نگرش نه فقط در مورد شهرداری بلکه در مورد همه نهادهای دولتی و عمومی و حتی وزرتخانه‌ها هم می‌تواند و باید لحاظ شود. هر ارگان و نهادی که از بودجه‌های عمومی استفاده می‌کند نباید رقیب بخش خصوصی باشند بلکه باید حامی حوزه مذکور باشند.

 

منبع: ایلنا

در این فراخوان خطاب به ناشران و اهل قلم آمده است:

 

اتحادیه ناشران و کتاب‌فروشان تهران با همکاری مؤسسه نمایشگاه‌های فرهنگی ایران، با هدف بسترسازی حضور نشر ایران در عرصه بین‌المللی، آثار ایرانی را با شرایط زیر در نمایشگاه بین‌المللی کتاب فرانکفورت عرضه خواهد کرد:

آثار ارائه شده تألیفی و قابل عرضه در بازارهای بین‌المللی باشد.

به شکل قانونی در ایران منتشر شده باشد.

حوزه‌های ادبیات، تاریخ، ایرانشناسی و هنر در اولویت قرار دارند.

اولویت با آثار منتشر شده در پنج سال اخیر است.

کتاب‌هایی که از فارسی به زبان‌های خارجی ترجمه شده یا دو زبانه باشند، در اولویت‌اند.

ارسال چکیده‌ای به زبان فارسی (برای هر کتاب حدود ۲۰۰ تا ۳۰۰ کلمه) الزامی است.

توصیه می‌شود در صورت امکان چکیده‌ای به زبان انگلیسی به‌ همراه چکیده فارسی آن ارسال شود.

مقررات و نحوه ثبت نام:

همزمان با ثبت نام باید کتاب‌های مورد نظر، با پست پیشتاز به دبیرخانه غرفه ایران در نمایشگاه فرانکفورت مستقر در اتحادیه ناشران و کتابفروشان تهران، به نشانی: تهران، خیابان انقلاب، پیچ شمیران، کوی شهید محسن عباسی اصفهانی، کوچه شریف، پلاک ۱، طبقه سوم ارسال فرمایید و چنانچه از طریق پست پیشتاز اقدام به ارسال کرده ­اید، کد ۲۰ رقمی مرسوله پیشتاز در زمان ثبت نام آنلاین در اختیار ارسال قرار دهید.

منبع: مهر

ثبت نام به صورت آنلاین در سایت www.nasheran.org  از طریق مراجعه به آدرس پورتال اتحادیه صورت می‌گیرد و لازم است اطلاعات مورد نیاز آماده شود تا در فرآیند ثبت نام مشکلی ایجاد نشود.

با توجه به اولویت‌های فوق‌الذکر، از هر ناشر حداکثر ۷ عنوان کتاب انتخاب خواهد شد، بنابراین توصیه می‌شود همکاران ناشر کتاب‌های خود را براساس اولویت در پورتال اطلاعات کتاب وارد کنند.

کتاب‌های ارسالی، بدون نقص چاپ و صحافی باشند.

دقیق بودن اطلاعات ارسالی، به ویژه چکیده فارسی، در انتخاب کتاب مؤثر است.

کتاب‌های ارسالی به نمایشگاه فرانکفورت بازگردانده نخواهند شد.

پیگیری عدم وصول کتاب‌ها از طریق پست به عهده فرستنده کتاب خواهد بود.

مهلت ثبت نام و وصول کتاب‌ها حداکثر تا ۲۵/۵/۱۳۹۶ است.

چنانچه تعداد عناوین قابل عرضه ناشر به چهل عنوان برسد، بر حسب تقاضای ناشر، اتحادیه با هماهنگی مؤسسه نمایشگاه‌های فرهنگی نسبت به تخصیص استند اقدام خواهد کرد.

یادآوری می‌شود، پیش‌تر هم موسسه نمایشگاه های فرهنگی ایران طی اطلاعیه‌ای، تشکل‌های نشر، ناشران و آژانس‌های ادبی برای حضور در شصت و نهمین نمایشگاه کتاب فرانکفورت فراخوانده بود (اینجا) که نتیجه این فراخوان را هم می توانید اینجا ببینید.

 

اتحادیه ناشران و کتابفروشان تهران، فراخوان برای حضور نشر ایران در شصت و نهمین نمایشگاه بین‌المللی کتاب فرانکفورت (۱۱ تا ۱۵ اکتبر ۲۰۱۷، مطابق ۱۹ تا ۲۳ مهر ۱۳۹۶) را منتشر کرد.

منبع: مهر

رئیس اتحادیه ناشران و کتابفروشان تهران یکی از علل تداوم پدیده قاچاق کتاب در ایران را عدم تناسب بین جرم مربوط به سرقت ادبی و مجازاتی که قانون برای آن تعیین کرده است، عنوان کرد.

 

به گزارش چاپ و نشر، محمود آموزگار رئیس اتحادیه ناشران و کتابفروشان تهران عصر امروز دوشنبه ۱۹ تیرماه در برنامه زنده رادیویی «سکوت کتاب» با موضوع «واکاوی پدیده قاچاق کتاب در ایران» که از شبکه فرهنگ پخش می‌شد، درباره ماهیت این پدیده، گفت: شاید عنوان «قاچاق کتاب» عبارت رسایی برای اتفاقاتی که در بازار نشر ما رخ می‌هد، نباشد؛ اما به هر حال هر چیزی که به صورت غیرقانونی عرضه می‌شود، می‌تواند در تعریف مفهوم قاچاق بگنجد.

وی افزود: ما در برنامه‌ای که خودمان در اتحادیه ناشران و کتابفروشان تهران در دستور کار قرار داده‌ایم، مقصودمان را از قاچاق کتاب مشخص کرده‌ایم؛ قاچاق در این مفهوم، یعنی انتشار غیرقانونی کتاب‌های مکتوب و دیجیتال. شاید عنوان درست این ماجرا، همان سرقت ادبی باشد و طبیعتاً اگر بخواهیم پیگیری کنیم، باید به قانون حمایت از حقوق مولفان و مصنفان مصوب سال ۱۳۴۸ مراجعه کنیم.

رئیس اتحادیه ناشران و کتابفروشان تهران اضافه کرد: ناشرانی که آثار موفقی را منتشر می‌کنند، تعداد این آثار تقریباً حدود ۱۰ درصد همه عناوینشان را شامل می‌شود و اینها شانس رسیدن به چاپ‌های بالاتر را کسب می‌کنند؛ بدیهی است چنین کتاب‌های خوش شانسی ممکن است با این پدیده (سرقت ادبی) رو به رو شوند. آن ناشر با سود این ۱۰ درصد است که می‌تواند هزینه‌های ۹۰ درصد مابقی کتاب‌هایش را پوشش دهد.

آموزگار ادامه داد: متاسفانه اشتیاق به مطالعه آثاری که مجوز ندارند یا مجوزشان منقضی شده، این زمینه را در بازار نشر ایجاد کرده که این کتاب‌ها توسط عده‌ای به صورت غیرقانونی منتشر شوند. آنها (سودجویان) توجیه می‌کنند که به هر حال ما داریم به نیازهای مخاطبان می‌پردازیم اما واقعیت این است که دولت و حاکمیت باید فکری برای این مسئله بکند؛ یا اینکه زمینه انتشار رسمی این آثار را فراهم کند تا دیگر شاهد کپی کردن غیرقانونی این آثار نباشیم یا با این قبیل سودجویان برخورد جدی بکند.

وی همچنین گفت: من البته خیلی امیدوار نیستم که ما به زودی به این نقطه برسیم که همه کتاب‌ها بتوانند بدون کمترین مشکل منتشر شوند و رواداری‌مان به حدی برسد که هر کسی به آنچه که دوست دارد بخواند، دسترسی پیدا کنند و این افکار عمومی و وجدان عمومی باشد که در مورد آنها بخواهد قضاوت کند.

رئیس اتحادیه ناشران و کتابفروشان تهران افزود: ما در این زمینه باید به عواملی که ویژگی بازدارندگی داشته‌اند و هنوز هم دارند، بپردازیم؛ قانون حمایت از حقوق مولفان و مصنفان از سال ۴۸ در دست اجراست اما خیلی کاربرد نداشته چون پذیرش این نکته که مالکیت فکری مقوله‌ای است که انسان را ملزم می‌کند که به آن احترام بگذارند، هنوز به باور ما راه نیافته است.

آموزگار با ذکر مثالی کوشید این عبارت را بیشتر توضیح دهد و گفت: هنوز در همان فضای مجازی جایی که داستان نویسان خودشان هم حضور دارند، وقتی یکی می‌پرسد که فلان داستان را از فلان نویسنده دارید یا ندارید؟، ده‌ها نفر برای به اشتراک گذاشتن فایل دیجیتال آن اعلام آمادگی می‌کنند!

وی ادامه داد: الان در همین کتاب‌هایی که به صورت غیرقانونی منتشر می‌شوند، آثار زیادی را پیدا می‌کنیم که به صورت قانونی هم منتشر شده‌اند ولی طبیعتاً آن مترجم و آن ناشر که به صورت قانونی کار خود را پیش برده‌اند، متضرر شده‌اند و می‌شوند.

رئیس اتحادیه ناشران و کتابفروشان تهران افزود: متاسفانه اول اینکه کار فرهنگی مناسبی روی مجموعه قوانین مربوط به حوزه مالکیت فکری انجام نشده و دوم اینکه ما این مجموعه قوانین موجود را هم به صورت ناقص اجرا می‌کنیم؛ نمی‌شود بگوئیم که شما در مورد کتاب‌های خارجی مجازید که هر نوع دوست داشتید رفتار کنید اما در مورد کتاب‌های داخلی باید طبق قانون عمل کنید؛ پس بخشی از مسئله به نگاه دوگانه‌ای که با این حقوق داریم، برمی‌گردد؛ یک امر نمی‌تواند برای شهروندان کشور ما درست باشد اما در مورد خارجی‌ها غلط باشد.

آموزگار تاکید کرد: سال ۴۸ یعنی سالی که قانون حمایت از حقوق مولفان و مصنفان تصویب شد، اتفاقاً مقارن با تصویب الحاقیه کنوانسیون برن است و در آن مقطع، تصویب این قانون یک اتفاق بسیار مبارک بود چون برای اولین بار به صورت مشخص حقوق مالکیت فکری را وارد ادبیات حقوقی ما کرد. اما اشکالش این است که این مسئله و قانون محدود به داخل کشور ماست.

وی افزود: جالب است که اغلب تدوینگران قانون که از قضا بیشتران را هم روشنفکران ما تشکیل می‌دادند، مخالف رعایت حقوق مولفین و ناشران خارجی بوده‌اند و بیشتر نگاهشان به حقوق مولفان داخلی بوده است. البته وقتی به سابقه انتشاراتی مثل فرانکلین برمی‌گردید، می‌بینید که مرحوم صنعتی‌زاده در ترجمه آثار خارجی، مبلغ ناچیزی را هم به آنها (پدیدآورنندگان اصلی و خارجی آثار) پرداخت می‌کرد که به نوعی به حقوق آنها هم احترام گذاشته باشد.

رئیس اتحادیه ناشران و کتابفروشان تهران تاکید کرد: در واقع آنچه قانونگذار ما در تصویب آن قانون دنبال می‌کرد، این بود که ناشران را به مراعات کردن حقوق مولفان ملزم کند. مثلاً این قید که شمارگان کتاب حتماً در صفحه اول کتاب بیاید، برای این بود که مولف بعدها بتواند پیگیر حقوق خودش بشود.

آموزگار گفت: ماده ۱۳ قانون حمایت از حقوق مولفان و مصنفان تا ۳۰ سال حق استفاده از اثر را در اختیار ناشر قرار داده و این برای این است که جانب مولف را بیشتر از ناشر گرفته باشد که البته خودش یک ایراد جدی است.

وی همچنین به متناسب نبودن مجازات‌ها با جرم‌هایی که در این قانون نامشان ذکر شده، اشاره کرد و گفت: در این قانون مجازات‌های تعیین شده تناسبی با جرم‌ها ندارد؛ کسی که مرتکب سرقت ادبی می‌شود، در قانون ذکر شده که به ۳ ماه تا ۶ ماه و یا ۶ ماه یا یک سال حبس محکوم می‌شود این مسائل باید بازنگری شود؛ چرا که به هر حال همان کسی هم که مرتکب سرقت ادبی می‌شود، ممکن است صبغه‌ای فرهنگی داشته باشد؛ مثلاً برای یک استاد دانشگاه که مرتکب چنین عمل خلافی می‌شود، شاید توبیخ یا درج مسئله در پرونده دانشگاهی‌اش، سنگین‌تر از مجازات تعیین شده در قانون باشد.

 

رئیس اتحادیه ناشران و کتابفروشان تهران با ذکر مثالی، پرداختن به این موضوع را خاتمه داد و گفت: ما نمونه‌ای داریم که یک استاد دانشگاه تهران یک سخنرانی از یک استاد بسیار والا را به نام خودش در روزنامه اطلاعات منتشر کرد و زمانی که ماجرا به گوش پدرخانم او رسید، او (پدرخانم سارق ادبی) تهدید کرد که دخترش دیگر اصلاً نباید با این فرد زندگی کند و اتفاقاً زندگی آنها را تا به آخر تحت تاثیر همین مسئله بود.

منبع: مهر

مهندس ابوالفضل جوکار موسس انتشارات بین المللی گاج گفت: شهرداری تهران بایستی موضوع مالکیت (ساخت) و بهره برداری را دو مقوله کاملاً مستقل و تخصصی ببیند. به این معنا که بعد از مرحله ساخت باغ کتاب ، بهره برداری از آن را به اتحادیه ناشران و کتاب فروشان واگذار نماید و اتحادیه با کمک کتاب فروشی ها و با ذینفع کردن این عزیزان و استفاده از تجارب آنها باغ کتاب را اداره کند.

 

* همواره کمبود ویترین کتاب مورد بحث و گله مندی ناشران است. خود شما هم در چندین مصاحبه مشکل اصلی صنعت نشر کشور را شبکه توزیع کتاب دانسته اید. به نظر می رسید افتتاح باغ کتاب به عنوان یک ویترین بسیار بزرگ بایستی پدیده ای مبارک و میمون باشد ولی در طی این چند روز شاهد موضع گیری تند اتحادیه ناشران و کتاب فروشان نسبت به افتتاح باغ کتاب هستیم علت این موضع گیری‌ها چیست؟

 به نظر من افتتاح باغ کتاب پدیده ای مبارک برای صنعت نشر و عموم مردم می باشد و عمده ناشران با اصل این موضوع موافقند و گله مندی بیشتر ازسوی کتاب فروشی ها می باشد . این عزیزان نگران افت فروش کتاب در کتاب فروشی های کوچک ، محلی و کتاب فروشی های راسته خیابان انقلاب و کریم خان هستند . به عقیده من این موضوع در دراز مدت باعث رشد فروش کتاب در کتاب فروشی های خرد می شود؛ چرا که افزایش ویترین کتاب آنهم ویترینی که به مخاطب فرصت مطالعه،  بررسی و سپس انتخاب را می دهد ، ذائقه ایجاد می کند و باعث افزایش فروش کتاب می شود. گاهی اوقات مخاطب  به قصد خرید یک جلد کتاب به کتاب فروشی های  بزرگ مراجعه می کند و اگرفرصت دیدن و تورق و مطالعه بخشی از کتاب را داشته باشد کتاب را انتخاب کرده و موقع خروج با چندین کتاب و با دست پر خارج می شود. این امکان در کتاب فروشی های خرد و محلی وجود ندارد. من معتقدم مردم ما کتاب خوان هستند ولی کتاب در دسترسشان نیست. اگر کتاب دیده شود، حتماً خریده می شود. به نظر من همان اشخاصی که به کتاب فروشی های بزرگ مراجعه می کنند و ده ها کتاب می خرند، عادت به کتاب خوانی و خرید کتاب پیدا می کنند و در نهایت از کتاب فروشی های محلی و خرد هم خرید می کنند.  نمی توان گفت که کتاب فروشی های بزرگ تاسیس نشود؛ چرا که به کتاب فروشی های خرد آسیب می رسد. به نظرم، همکاران عزیز در کتاب فروشی های کوچک در کشور بایستی با ایده پردازی و ایجاد ، بستر و شرایط مطلوب برای مخاطب از حیث محیط مناسب، تنوع کتاب ، تخفیف های خوب و... نسبت به جذب و حفظ مخاطبان خود اقدام نمایند و همیشه به روز باشند.

 *پس نگرانی اتحادیه ناشران و کتاب فروشان برای چیست؟

 نگرانی اتحادیه ناشران وکتاب فروشان کاملاً بجاست . ایشان صرفاً رئیس اتحادیه ناشران نیستند بلکه نام اتحادیه ما ، اتحادیه ناشران و کتاب فروشان می باشد.

کمتر ناشری به افتتاح یک کتاب فروشی بزرگ معترض است، اما طبیعتا عمده کتاب فروشی ها به این پدیده معترضند و ایشان مسئولیت دفاع از حقوق این عزیزان را برعهده دارند . افتتاح باغ کتاب در کوتاه مدت در فروش کتاب فروش های خرد شهر تهران اثر می گذارد . هزینه اداره یک کتاب فروشی با درآمد ناخالص حداکثر 35% ، کار دشواری است به عبارت دیگر باغ کتاب یک نمایشگاه کتاب کوچک دائمی است اما در دراز مدت باعث رشد فروش کتاب می شود و کتاب فروش های خرد با ارائه خدمات خوب به مخاطب ،می توانند فروش خود را افزایش دهند.

*    به نظر شما راهکاری وجود دارد که کتاب فروشی ها هم از تاسیس باغ کتاب راضی باشند؟

به نظر من، شهرداری تهران بایستی موضوع مالکیت (ساخت) و بهره برداری را دو مقوله کاملاً مستقل و تخصصی ببیند. به این معنا که بعد از مرحله ساخت باغ کتاب ، بهره برداری از آن را به اتحادیه ناشران و کتاب فروشان واگذار نماید و اتحادیه با کمک کتاب فروشی ها و با ذینفع کردن این عزیزان و استفاده از تجارب آنها باغ کتاب را اداره کند. با این روش هم کار تخصصی کتاب فروشی به متخصص آن سپرده می شود و هم کتاب فروشان عزیز با یک تعریف دقیق و عادلانه ذینفع می شوند.

منبع: برنا

 

 

محمود آموزگار سخنگوی کارگروه صیانت از حقوق مولفان و مترجمان و رئیس اتحادیه ناشران و کتابفروشان تهران از به جریان انداختن شکایت‌های ناشران با موضوع قاچاق کتاب از این هفته خبر داد و گفت:‌ 23 فقره شکایت از سوی ناشران به دبیرخانه اتحادیه واصل شده است. ما مقدمات کار را برای اینکه بتوانیم شکایت‌ها را به جریان بیاندازیم از حیث قضایی و انتظامی فراهم کردیم و اقدامات اولیه را این هفته انجام خواهیم داد.

وی ادامه داد:‌ جلساتی با حضور آقای ضرغامی رئیس کارگروه و قطبی معاون دادستانی تهران برگزار شده و مشکلات قانونی برای مقابله با خاطیان نیز برطرف شده است.

آموزگار با اشاره به اینکه برخی معتقدند قوه قضاییه دزدی کتاب را جرم تلقی نمی‌کند،‌ گفت:  نه چنین نیست،‌ بلکه بالعکس مستند قانونی نیز برای این اقدام وجود دارد،‌ در قانون حمایت از حقوق مولفان و مصنفان به صراحت آمده است و کسانی که کتاب دیگران را بدون اجازه منتشر کردند، دقیقاً مطابق با مواردی که در این قانون قید شده با تعقیب کیفری مواجه خواهند شد.

وی تصریح کرد:‌ به هر حال شروع هر اقدامی مشکلات خاص خود را دارد، اگر مقابله با قاچاق کتاب نیز تاکنون به طول انجامید،‌ به این دلیل بود که باید مسائل مقدماتی را نیز حل می‌کردیم،‌ خوشبختانه این مشکلات و مسائل کنار رفتند و ما اقداماتمان را به طور جدی از این هفته آغاز می‌کنیم و مسلماً تاثیرات را در بازار نشر  به زودی ارزیابی خواهیم کرد.

 

منبع: تسنیم

قاچاق کتاب که از اواسط سال گذشته به صورت جدی و فراگیر گریبان نشر را گرفته، تاکنون ضرر و زیان‌های بسیاری بر پیکره نحیف این روزهای نشر وارد کرده است.

 

متاسفانه ما در حوزه نشر نگاه صنعتی نداریم،‌ نگاه تنها فرهنگی است قاچاق کتاب و فسادهای دیگری که امروز در عرصه نشر شاهد هستیم‌، محصول نظام قوانین از هم گسیخته‌ای است که در این زمینه وجود دارد.

از آنجا که قانون مشخصی برای مقابله با قاچاق کتاب تاکنون وجود نداشته است و ناشران برای طی کردن مسیر قانونی باید هزینه‌های بسیاری را تحمل کنند،‌ کار چندان به شکایت و برخورد قاطع نیانجامیده است،‌ اتحادیه ناشران و کتابفروشان تهران به عنوان قدیمی‌ترین صنف نشر در کشور هم که از چندی پیش حرکت‌هایی را برای مبارزه در این راه آغاز کرده است، به باور بسیاری از ناشران هنوز نتوانسته گامی عاجل بردارد.

 شاید گزافه نباشد که بگوییم انتشار کتاب در ایران مسیری را می‌رود که انتهای آن چندان مشخص نیست،‌ اگر روزی شرایط به گونه‌ای بود که خارج از صنف تیشه به ریشه نشر می‌زد‌، امروز گویی خود ناشران حلقه را بر حلقوم نشر می‌فشارند و سعی می‌کنند از هر فرصتی برای ضربه زدن به نشر بهره ببرند. چرا که هر روز ابعاد تازه‌ای از فساد در نشر نمود پیدا می‌کند،‌ گویی همه حلقه‌های این زنجیره به هم پیوسته از مولف گرفته تا توزیع کننده و حتی نهاد متولی درگیر فساد شده‌اند.

 محمد متولی مدیر انتشارات هوپا  در این زمینه مهمترین عامل را نبود قانون مشخص می‌داند و می‌گوید:‌ صنف نشر امروز درگیر بی‌اخلاقی‌هایی شده است که در هیچ صنف دیگر وجود ندارد.متن گفت‌وگو با متولی به شرح ذیل است:

سیستم توزیع در ایران فاقد شناسه و مجوز است

قاچاق کتاب دغدغه این روزهای همه شما ناشران شده است‌، چرا با وجود فعالیت یکساله نمی‌توان جلوی این اقدام را گرفت؟

 مشکل اصلی ما مشکل قوانین است، متاسفانه ما در حوزه نشر نگاه صنعتی نداریم،‌ نگاه تنها فرهنگی است،‌ در حالیکه وقتی پای مسائل تجاری به میان می‌آید می‌بینیم با یک نظام قوانین از هم گسیخته و بی برنامه مواجه هستیم، یکی از مشکلات اصلی این است که موزعان  در حوزه نشر بدون مجوز فعالیت می‌کنند‌،  بیشتر کسانی که کتاب توزیع می‌کنند فاقد مجوز و شناسه هستند، پس قابل ردیابی نیستند. وزارت ارشاد با وجود اینکه پیگیر حل این قضیه است،‌ اما راه به جایی نمی‌برد چرا که قوانین ما مشکل دارد.

 ورود تکنولوژیهای جدید به بازار نیز کار را پیچیده‌تر کرده است، چرا که نمی‌توان نظارت چندانی روی آن‌ها داشت‌، چاپ دیجیتال را نمی‌توان نه نظارتی داشت و نه به راحتی کنترل کرد‌، چرا که هر فرد با خرید یک دستگاه چاپ دیجیتال در خانه شخصی خود نیز می‌تواند کتاب چاپ کند.

 چرا ارشاد با دستفروش‌های کتاب برخورد نمی‌کند؟

 وزارت ارشاد و اتحادیه ناشران و کتابفروشان یکسالی است که برای مقابله با این پدیده وارد میدان شده‌اند و اقداماتی نیز تاکنون انجام شده است،‌ از جمله ورود نیروی انتظامی به ماجرا،‌ این اقدامات از نظر شما چه اندازه موثر بوده است؟

 هنوز متاسفانه به نظر می‌آید ارشاد که متولی این داستان است عزمش جزم نیست. من هر روز بی‌شمار دست فروش و بساط‌گستر را می بینیم که فروششان از فروش کتاب فروشی های اطراف خیابان انقلاب و حتی شهر کتاب‌ها نیز بیشتر است‌، این دست‌فروش‌ها کتاب‌های قاچاق و کتاب‌های بدون مجوز را به صورت  عادی و طبیعی به فروش می‌رسانند و اتفاقا ارگان‌های دولتی‌، مساجد و مدارس نیز از آن‌ها کتاب تهیه می‌کنند. خوب چرا ارشاد برخوردی با آن‌ها نمی‌کند؟

 مشکل اصلی عدم وجود نظام صنفی درست برای توزیع و فروش کتاب است

 در ابتدای صحبت‌هایتان به مشکل قوانین اشاره کردید،‌ گفتید با قوانین از هم گسیخته‌ای روبرو هستیم،‌ پیش از شما نیز ناشران و مسئولان از لزوم ورود قوه قضاییه به این کارزار سخن گفته بودند،‌ این اشکال در قوانین بهچه باز می‌گردد؟ آیا ما با کمبود قانون مواجهیم،‌ یا اینکه قانون‌های موجود جوابگو نیستند؟

 ببینید،‌ برخی جرم‌ها مشهود است، اگر کسی دزدی کند،‌ به 110 اطلاع دهیم‌، سریع نیرو فرستاده و فرد خاطی را بازداشت می‌کنند‌، اما اگر کتابفروشی کتابی قاچاق را بفروشد،‌ نمی‌توان ثابت کرد و جرم وی به راحتی قابل پیگیری نیست. مشکل اصلی ما عدم وجود نظام صنفی درست برای توزیع و فروش کتاب است. در چرخه نشر از زمانی که کتاب تحویل موزع می‌شود تا زمانی که به دست کتابفروشی می‌رسید،‌ غیرشفاف و غیر قابل ردیابی است. در واقع رصدی هم انجام نمی‌شود.

 در این میان کتابفروشان ما نیز به دنبال چند درصد سود بیشتر هستند،‌ پس برخی از آن‌ها کتاب‌های قاچاق را آگاهانه به فروش می‌رسانند،‌ یک پرونده در همدان باز شد که یک کتابفروشی نسخه قاچاق یکی از کتاب‌های هوپا را می‌فروخت. من به همراه یک وکیل‌، نماینده اتحادیه نشر همدان و مدیبر کل ارشاد این استان در محل حضور یافتیم‌‌، کتاب را با نسخه‌ای از فاکتور ضمیمه پرونده کردیم و به دادگاه فرستادیم،‌ اما به نتیجه نرسیدیم،‌ چون اولاً قاضی پرونده تخصصی در این زمینه نداشت و دوم اینکه هنوز دزدی کتاب جرم تلقی نمی‌شود‌، کتابفروش با بیان اینکه نمی‌دانسته کتاب تقلبی است خود را تبرئه کرد‌، در حالیکه من بارها در تماس تلفنی به او گفته بودم این کتاب نسخه قاچاق است و نباید آن را بفروشد. او نیز گفته بود هر کاری می توانی انجام بده.

 به نظر می‌رسد،‌ یکی از الزامات برخورد با این معضل وجود دادگاه کتاب باشد.

 بله،‌ ما هنوز یک دستگاه قضایی متمرکز برای حوزه کتاب نداریم. که این خود از ضروریات است در ونضعیت فعلی من 20 تا 30 پرونده دیگر نیز در دست دارم که چون می‌دانم به نتیجه نمی‌رسد و باید 30 تا 40 میلیون تومان خرج کنم و باز هم نتیجه‌ای نگیرم‌، آن را دنبال نمی‌کنم.

 ماجرای قاضی شعبه 15 خرداد که می‌گفت ارشاد و اتحادیه بر سر قاچاق کتاب با ما همکاری نمی‌کند

  اشاره کردید که دزدی کتاب هنوز جرم تلفی نمی‌شود،‌ اتحادیه ناشران در سال گذشته تلاش کرد در این مسیر قدم بردارد و مذاکراتی با قوه قضاییه نیز داشت‌، چرا تاکنون موفق نبوده‌ایم؟

 به نظر من تلاش مناسبی از طرف اتحادیه ناشران و کتابفروشان تهران و وزارت ارشاد در این زمینه انجام نشده است،‌ من خود چندین بار  پیگیر پرونده‌هایم بودم، به دادگاه رسانه مراجعه کردم، کارشناسان دستگاه قضایی میدان 15 خرداد خودشان نظرشان این بود که ارشاد با ما همکاری نمی‌کند، قاضی این شعبه می‌گفت من از نظر شخصی می‌توانم قضیه را پیگیری کنم،  ولی همکاری لازم با ما از طرف ارشاد انجام نمی‌شود‌، این امر نیاز به تخصصی بیشتر و تجربه بیشتر دارد. اما قضیه از  طرف ارشاد و اتحادیه پیگیری نمی‌شود، باید توجه داشته باشیم که قاچاق کتاب معضل بسیار بزرگی است و هر روز گسترش بیشتری پیدا می‌کند.

 در وضعیت فعلی که به باور شما ارشاد و اتحادیه راه به جایی نبرده‌اند‌، چه می‌توان کرد تا از شر قاچاق کتاب در امان بود؟

 ما برای جلوگیری از این مشکل‌، یک اقدام کرده‌ایم و آن استفاده از کاغذهای خاص است که به راحتی در دستری همه نیست. ما در کتاب‌هایمان هم تبلیغ می‌کنیم که این نوع کاغذ‌ها برای بهداشت چشم و دست بهتر است، کاغذهای مکانیکال هم مطالعه را راحت‌تر می‌کند، هم زودتر به طبیعت بر می‌گردد و هم سبک‌تر است در حالی که پیش از این همه می‌گفتند، این کاغذها کاهی است.

اگر به وضعیت نشر در چند سال احیر نگاهی بیاندازیم،‌ خواهیم دید که فارغ از بحث قاچاق کتاب‌، این صنعت درگیر فسادهای مختلفی شده است،‌ از صدور فیپاهای جعلی گرفته تا جعل شمارگان و.... چرا نشر ما به این روزگار دچار شده است؟

 مشکل ما، مشکل رانت و یارانه است، اولین قدم این است که  وزارت ارشاد یارانه را حذف کنند، برای نمونه یارانه‌های ریز و درشتی که داده می‌شود‌، مثل اختصاص غرفه در نمایشگاه کتاب بر اساس یارانه، باید حذف شود. متاسفانه ما ناشرانی را داریم که توقع دارند‌، چون کار فرهنگی می‌کنند،‌ همه چیز باید برا یشان آماده باشد‌، در حالیمه نکاه ما به نشر برای پیشرفت باید یک نگاه صنعتی باشد.

 در نمایشگاه کتاب تهران در همان سالن کودک اگر وزارت ارشاد بخواهد آیین‌نامه نمایشگاه را اجرا کند‌،  باید 70 درصد غرفه‌ها تعطیل کند. چون 70 درصد غرفه‌ها تخلف می‌کنند. حتی ناشران بزرگ و مشهور نیز بالای 40 عنوان کتاب بدون مجوز و فیپا عرضه کرده بودند. سیاست ارشاد برخوردهای محکم در این حوزه‌ها نیست.

 من دو سال پیش مسئولیت کمیته اطلاع‌رسانی نمایشگاه را بر عهده داشتم،‌ تخلف‌های بسیاری به ما گزارش داده شد نظیر اینکه ناشری غرفه‌ای را اجاره کرده بود،‌ اما در اختیار یک پخشی یا ناشر دیگر قرار گرفته بود. کتابی در سیستم ثبت نشده بود چون مجوز نداشت‌، اما ناشر آن را در غرفه‌اش عرضه کرد بود و... اگر وزارت ارشاد بخواهد پای آیین‌نامه اجرایی نمایشگاه بایستد،‌ همان سالن‌های 3 قلو شهر آفتاب برای کل نمایشگاه مناسب است. اما انقدر ارشاد مجوز برای ناشران صادر کرده است که ناشران بسیاری با چند کتاب صوری حضور پیدا کرده و اقدام به نقد کردن بن کتاب می‌کنند تا 30 درصد سود ببرند. این عده حق ناشرانی که کار می‌کنند‌، را ضایع کرده‌اند.

 متاسفانه ناشران ما به دنبال رقابت‌های منصفانه نیستند،‌ اکنون بدون رعایت کپی‌رایت کتاب‌های خارجی به سرعت با ترجمه‌های ضعیف روانه بازار می‌شود در حالیکه ناشر از فیپای جعلی استفاده کرده است تا کتابش زودتر از سایر ناشران به بازار عرضه شود.متاسفانه وضعیت فساد در نشر به اندازه‌ای رسیده است که می‌توان گفت:‌ بی‌اخلاقی‌های موجود در صنف نشر در هیچ صنف دیگری وجود ندارد.

منبع: تسنیم

رییس اتحادیه‌ی ناشران ایتالیا (AIE) - مهمان ویژه سی‌امین دوره نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران - با ارسال نامه‌ای از حُسن میزبانی نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران قدردانی کرد.

 

 به گزارش چاپ و نشر، در متن این نامه که به امضای آلفیری لورنتزون رسیده، آمده است:

«جناب شهرام‌نیا پیرو تجربه‌ای که در تهران داشتیم، مایلم مراتب قدردانی خود را شخصاً و از سوی اتحادیه‌ی ناشران ایتالیا (AIE) و کلیه‌ نویسندگان، تصویرگران و ناشران به خاطر دعوت از ایتالیا به‌عنوان مهمان ویژه و به پاس پشتیبانی‌های به‌عمل‌آمده در برگزاری این رویداد، ابراز دارم.

از کلیه‌ همکاران شما، به ویژه مدیر کمیته بین‌الملل و مسؤول پروژه مهمان ویژه که با حسن نیت و شایستگی بسیار یاریمان دادند، و تردید ندارم بدون آن‌ها ناتوان از رسیدن به همین نتایج بودیم، سپاسگزارم.

احساس ناشران، نویسندگان و تصویرگران حاضر در نمایشگاه و نیز کارمندان اتحادیه‌ ناشران ایتالیا در خصوص مشارکت‌مان بسیار مثبت بوده است.

امیدواریم حضور ما در بر قراری پیوند میان صنعت نشر دو کشور سهمی بسزا داشته باشد.

با این امید که همکاریمان در آینده نیز تکرار گردد، بهترین آرزوهایم را نثارتان می کنم.

آلفیری لورنتزون

منبع: برنا