سیدعباس حسینی نیک بازرس اتحادیه ناشران و کتابفروشان تهران از بی توجهی وزارت ارشاد و شهرداری تهران به رشد بی‌رویه کتابفروشی‌های دستفروش انتقاد کرد.

 

سید عباس حسینی نیک بازرس اتحادیه ناشران و کتابفروشان تهران با انتقاد به رویکرد خنثی شهرداری و وزارت ارشاد در برخورد با پدیده دستفروشی کتاب گفت: ناشران و کتابفروشان بارها نسبت به این موضوع به مسئولان شهرداری تهران و وزارت ارشاد اعتراض کرده‌اند‌، اما متاسفانه اقدامی در این زمینه تاکنون انجام نشده است.

وی ادامه داد: وضعیت به گونه‌ای شده است که دستفروشان کتاب در خیابان انقلاب برای خودمرکزیتی پیدا کرده و یک صنف به شمارمی‌روند،‌ رئیس دارند و با یکدیگر هماهنگ هستند تا اگر مشکلی برایشان به وجود آمد،‌ به یاری یکدیگر بشتابند. اگر یک کتابفروشی از اینکه مقابل کتابفروشی‌اش کتاب‌هایش توسط دستفروش فروخته می‌شود،‌ اعتراضی داشته باشد‌، همه به او حمله می‌کنند حتی سابقه ضرب و شتم نیز  داشته‌ایم.

حسینی‌نیک تصریح کرد:‌ سازماندهی دستفروشان کتاب امری خطرناک برای است،‌ مسئولان فرهنکی ـ سیاسی و امنیتی اگر یکبار با لباس شخصی به این دستفروش‌ها مراجعه کنند‌، خواهند دید که هر نوع کتاب غیرقانونی با هر نوع محتوایی در بساط آن‌ها پیدا می‌شود. صدمات و لطماتی که این دستفروش‌ها بر ناشران و کتابفروشان وارد می‌کنند،‌ بارها گفته شده و مشخص است. اما در دید حاکمیتی تاثیرات سوء به مراتب بیشتر است.

مدیر انتشارات مجد تصریح کرد:  کتاب‌های که به دلایل متعدد سیاسی‌، امنیتی ‌، اخلاقی و ... مجوز انتشار از سوی وزارت ارشاد نمی‌گیرند،‌ در هزاران نسخه از سوی این دستفروش‌ها تکثیر شده و درسراسر کشور توزیع می‌شوند. متاسفانه مسئولان ذیربط به کار ظاهری و روتین در این زمینه می‌پردازند و تنها با صدور یا عدم صدور مجوز رفع تکلیف می‌کنند‌، دیگر به اینکه محتوای رد شده در ممیزی چگونه در کشور توزیع می‌شود‌، ندارند.

بازرس اتحادیه ناشران و کتابفروشان تهران ادامه داد: همه مسئولان اعم از وزیر ارشاد و شهردار تهران و ... در نکوهش و تقبیح این گونه اقدامات بارها سخن گفته‌اند‌، اما هیج اقدامی صورت نگرفته است،‌ چگونه است که در روز کتابگردی و یا در زمان‌هایی که بازدیدی انجام می‌شود،‌ این بساط‌ها برچیده می‌شود،‌ اما در زمان‌های دیگر نه. این نشان می‌دهد که می‌شود این بساط‌ها را جمع کرد. وزارت ارشاد و شهرداری باید مسئولیت جمع‌اوری این بساط‌ها را بپذیرند.

وی در پاسخ به اینکه اتحادیه ناشران و کتابفروشان تهران در این زمینه تاکنون چه اقداماتی کرده است، گفت: اتحادیه هم یکی از اضلاع این موضوع است، اما متاسفانه آنقدر مباحث اختلافی در صنف مطرح شده که بعضاً منشا آن نیز در جایی غیر از اتحادیه است. متاسفانه این اختلافات درون صنفی موجب شده توجه همه به اختلافات باشد و به مسائل مهم صنف که در حال نابود کردن است، توجهی نشود.

 

منبع: تسنیم

یک فعال عرصه نشر نوشت: اتحادیه ناشران رسالت خودش را درباره آسیب‌های فراوانی که در نشر هست فراموش کرده و درگیر موضوعی شده که دو سر باخت است.

 

علی محمدپور فعال عرصه نشر و مدیر شبکه کتاب الکترونیک کودکان ایران در کانال ناشران کتاب کودک در یادداشتی درباره باغ کتاب نوشت؛ هنوز در گفت‌وگوها و بحث‌ها موضوع باغ کتاب شفاف نشده و روی موضوع دقیقی صحبت نمی‌شود. الان دغدغه چیست؟ این که از اعضا هیئت مدیره نباید جای دیگری شرکتی تأسیس کند و در مزایده‌ای شرکت کند؟ (که قطعاً خواسته غلطی است) اعضای هیئت مدیره هر صنفی می‌تواند فعالیت اقتصادی‌اش را در هر جایی داشته باشد(در چهارچوب قانون کشور).

این که واگذاری‌ها در باغ کتاب درست نبوده؟ قرائن که نشان می‌دهد که مزایده‌ای برگزار شده و بخش کودک را یک شرکت به نام «ماه پیشونی» برنده شده و بخش عمومی را هم کسی شرکت نکرده و خود نشر شهر که برای شهرداری است متولی آن شده. البته باغ کتاب بخش‌های مختلف دیگری هم دارد مثل سینما و بخش علمی و کافی شاپ و .... که آنها را هم با مزایده واگذار کرده‌اند.

ممکن است این جا گفته شود که واگذاری‌ها درست نبوده. یا عدالت ایجاد نشده. یا به همه اطلاع‌رسانی نشده. خب این را باید اثبات کنند. با این که روزنامه‌هایی که اطلاعیه مزایده را منتشر کرده‌اند در اینترنت موجود هستند. اکثر معترضان فعال در نشر عمومی هستند. ولی تمام اعتراضشان به بخش کودک است. اصلا ندیده‌ام که به بخش عمومی باغ کتاب که ۷۵۰۰ متر است اعتراضی بکنند و حرفی از آن بزنند.

به بخش کودک اعتراض می‌کنند که توسط شرکتی مدیریت می‌شود که بیشترین تولید کننده کتاب کودک کشور است. اگر اینها نباید مدیریت کنند چه کسی توانش را دارد؟ هر کسی که برنده بخش کودک بشود باید از همین‌ها کتاب کودک بگیرد. دوستانی که خیلی معترض هستند چرا انگشت روی بخش عمومی باغ کتاب نمی‌گذارند؟

استراتژی بعدی معترضان این خواهد بود که در باغ کتاب هیچ کتابی فروخته نشود. آن‌ها بخش عمومی را قبول نخواهند کرد و شرکت فراگیر هم تأسیس نخواهد شد. فقط این هدف دنبال خواهد شد که هیچ کتابی در باغ کتاب فروخته نشود. در آن صورت سینمادارها هم باید اعتراض کنند که سینماهای باغ کتاب هیچ فیلمی نشان ندهند. کافی شاپ‌دارها هم باید اعتراض کنند که کافی شاپ باغ کتاب هیچ آب میوه‌ای نفروشد. هر کسی خواست برود، آبمیوه را ببیند و بعد از داخل شهر تهیه کند و بنوشد.

هدف اگر تبدیل باغ کتاب به یک قبرستان است که هیچ خدمات فروش نداشته باشد بدون شک اتفاق نمی‌افتد. این رفتاری که اتحادیه در پیش گرفته فقط یک نتیجه خواهد داشت. دولتی‌ها را وا خواهد داشت که اتحادیه را از آنچه که هست، ضعیف‌تر کنند. به ویژه با این انشقاق داخلی که اتفاق افتاده و این جنگ داخلی که درست شده.

اتحادیه رسالت خودش را درباره آسیب‌های فراوانی که در نشر هست فراموش کرده و درگیر موضوعی شده که دو سر باخت است. اگر موضوعشان این است که آن‌ها را در معادله باغ کتاب راه نداده‌اند، بخش عمومی را بگیرند. درخواست کنند که شهرداری بخش عمومی را به آن‌ها برای مدت مشخصی اجاره بدهد. گر چه فکر نمی‌کنم این اتفاق هرگز بیفتد و این درخواست هرگز انجام شود.

 

منبع: ایکنا

رئیس اتحادیه ناشران و کتابفروشان تهران با اعلام افزایش ۲۰ درصدی قیمت کاغذ در بازار به خاطر متوقف شدن ثبت سفارش واردات این کالا، نسبت به افزایش قیمت کتاب ابراز نگرانی کرد.

 

محمود آموزگار رئیس اتحادیه ناشران و کتابفروشان تهران در حاشیه برنامه کتابگردی پنجشنبه ۲ آذر گفت: چند روزی است که ثبت سفارش برای واردات کاغذ انجام نمی‌شود و ارز مبادله‌ای هم برای خرید این کالای استراتژیک حوزه صنعت نشر اختصاص پیدا نمی‌کند و این مسئله موجب افزایش حدوداً ۲۰ درصدی قیمت کاغذ در بازار شده است.

وی با بیان اینکه ارز مبادله‌ای مدتی است که تنها برای ۷ قلم از کالاهای اساسی تخصیص می‌یابد که کاغذ جزو آنها نیست، افزود: به دلیل این مسئله، در روزهای اخیر قیمت هر بند کاغذ ۱۰۰ در ۷۰ در بازار به حدود ۹۵ هزار تومان و قیمت هر بند کاغذ ۶۰ در ۹۰ هم به حدود ۷۵ هزار تومان افزایش پیدا کرده است.

رئیس اتحادیه ناشران و کتابفروشان تهران اضافه کرد: علاوه بر این مسئله، مدتی است مجدداً بحث افزایش نرخ تعرفه واردات کاغذ از ۵ به ۱۰ درصد مطرح شده است که چنانچه این اتفاق رخ دهد، شاهد افزایش دوباره قیمت کاغذ و بالا رفتن نرخ افزایش آن از رقم ۲۰ درصد فعلی خواهیم بود که این مسئله نگرانی‌های جدی را برای تولیدکنندگان کتاب یعنی ناشران، به وجود آورده است.

آموزگار نسبت به این مسئله که قیمت تمام شده محصولات تولیدشده از کاغذ از جمله کتاب به خاطر اتفاقات پیش گفته، بالا رود اظهار نگرانی کرد و گفت: در همین رابطه مذاکراتی با آقای کرباسیان وزیر اقتصاد و امور دارایی برای برطرف کردن این مشکل و بازگرداندن قیمت کاغذ به حالت قبلی، صورت گرفته و در جلسه‌ای که با آقای صالحی، وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی خواهیم داشت، این موضوع و نگرانی فعالان عرصه نشر را به ایشان منتقل می‌کنیم.

وی در پایان با اشاره به اینکه کارخانجات تولید کاغذ در کشور در وضعیت فعلی تنها قادر به تامین ۲۰ درصد از نیاز داخلی هستند، نظر مسئولان دولتی را به این مسئله جلب کرد که «در این شرایط، این اقدام درستی نیست که شوکی ناگهانی به فعالان عرصه نشر و کتاب برای تولید محصولاتشان و عرضه آن در بازار فراهم شود و بهتر است قیمت کتاب، به تابعی از متغیرهای مربوط به قیمت کاغذ در بازار تبدیل نشود».

 

منبع: مهر

مدیرعامل خانه کتاب در واکنش به نامه اعتراضی ناشران و کتابفروشان کاشان و سنندجی نسبت به وضعیت فروش کتاب بر ضرورت تشکیل اتحادیه یا تشکلی کلان برای پیگیری مطالبات صنفی نشر تاکید کرد.

 

‌ جمعی از ناتشران و کتابفروشان کاشان در نامه‌ای خطاب به سید‌عباس صالحی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی نسبت به برپایی نمایشگاهی با تخفیف 70 درصد اعتراض خود را نشان داده و خواستار رسیدگی اداره کل ارشاد این شهرستان شدند.

 مجید غلامی جلیسه مدیرعامل خانه کتاب در واکنش به این نامه و نامه اعتراضی دیگری از سوی ناشران سنندجی نسبت به فروش نسخه‌های قاچاق کتاب نوشت:

«در بسیاری از کشورهای دنیا کتابفروشان دارای صنف و تشکل مستقل هستند، مثلا در آمریکا ما American Booksellers Association را داریم و یا در انگلستان BOOKSELLERS ASSOCIATION و البته در استرالیا، آلمان، و حتی در استانها و شهرستانها مثل کالیفرنیا و نیز انجمن‌های محلی و کوچکتر برای کتابفروشان دیده می‌شود.

در خصوص کشور ما ایران از دیرباز تاکنون تنها اتحادیه ناشران و کتابفروشان تهران بیشترین سهم برای رسیدگی به مطالبات کتابفروشان را داشته و هرچند در برخی از شهرهای بزرگ نیز اتحادیه‌ها به همین شکل بوده‌اند اما در شهرهای کوچک متاسفانه کتابفروشان کمترین سهم از مطالبات صنفی خود را نتوانسته‌اند محقق بکنند.

این را گفتم که تاکید کنم اولا اتحادیه‌های ناشران و کتابفروشان سهم بیشتری برای مطالبات کتابفروشان قائل شوند و در ثانی در حال حاضر ضرورت تشکیل یک اتحادیه و یا تشکل کلان برای پیگیری مطالبات صنفی بیش از پیش احساس می‌شود. آنهم بگونه‌ای که این بخش مهم از چرخه نشر به صورت کشوری مدنظر قرار گرفته و مطالبات این قشر در سطح کلان کشوری برآورده شود.

نکته آخر،‌ این دو نامه که به ضمیمه آمده و واقعا جای شادمانی و امیدواری دارد که بالاخره بعد از مدتها کتابفروشان محلی ما در نقاط دور از مرکز با اتحاد و پیوستگی خود هم افزایی نموده و مطالبات جدی خود را مطرح می‌کنند که حقیقتا جای دستمریزاد و خداقوت دارد. امیدوارم بزودی شاهد اتفاقات بیشتر و تاثیرگذارتر از این دست در میان کتابفروشان عزیز باشیم.

 

منبع: تسنیم

 

بازرس قانونی اتحادیه ناشران تهران گفت: وقت آن رسیده است که توزیع کنندگان پخش سنتی را کنار بگذارند و از روش های نوین و مدرن برای پخش استفاده کنند.

 

برنامه گفتگوی فرهنگی با موضوع نظام توزیع کتاب در کشور با حضور سید عباس حسینی نیک بازرس قانونی اتحادیه ناشران تهران و ناشر برگزیده سال ۹۳، ۹۴ و متخصص در حوزه مالکیت فکری و معنوی و مجید بدرکوهی مدیرعامل پخش کتاب فرهنگ از آنتن رادیو گفتگو پخش شد.

حسینی نیک در ابتدای این برنامه گفت: اگر بخواهیم به صورت همه جانبه مشکلات نظام توزیع کتاب را بررسی کنیم بایدبه همه عوامل موثر در تولید توجه داشته داشته باشیم. متاسفانه در کشور ما افراد در حد تحصیلات لیسانس و فوق لیسانس کتاب می نویسند در حالی که در هیچ جای دنیا این گونه نیست.

وی ادامه داد: همین موضوع سبب گسترش کتاب سازی  می شود. بنابراین حتی اگر سیستم خوب توزیع هم وجود داشته باشد با تولید کتاب های بد امکان توزیع مطلوب وجود ندارد. در واقع  کتاب باید خوب و جذاب باشد. کالایی که مزیت ندارد نباید انتظار توزیع خوب و معجزه داشته باشد. زمان آن که ناشران به صورت سنتی هر کتابی را چاپ می کرد به سر رسیده است. به این معنا که ناشران  باید در یک حوزه تخصصی فعالیت کنند.

بازرس قانونی اتحادیه ناشران تهران بر پخش حرفه ای تاکید کرد و گفت: وقت آن رسیده است که توزیع کنندگان پخش سنتی را کنار بگذارند و از روش های نوین و مدرن برای پخش استفاده کنند. پیشنهاد می شود  یارانه پرداختی به بخش های فرهنگی در ساخت مجموعه های فرهنگی برای فروش و ارائه آثارو محصولات این حوزه صرف شود. به عنوان مثال به  جای هزینه میلیاردی برای برپایی نمایشگاه کتاب آن رادر یک محل دائمی برگزار نمایند تا هر ساله هزینه ساخت و اجرای دکوراسیون به دولت و ناشران تحمیل نشود و بودجه این بخش صرف توسعه بخش توزیع شود.

در ادامه این برنامه، بدر کوهی با بیان اینکه بزرگترین مشکل بخش توزیع بحث فضاست، گفت: کتابفروشی ها هم در خصوص فضا برای چیدن کتاب مشکل دارند. کتاب در حال تبدیل شدن به یک کالای لوکس است.چون افراد پول زیادی برای خرید کتاب پرداخت می کنند در خرید آن دقت زیادی به کار می برند بنابراین ناشران باید امکاناتی را برای توزیع کننده ها فراهم کنند که متاسفانه این کار صورت نمی گیرد.

مدیرعامل پخش کتاب فرهنگ با بیان اینکه نظام توزیع باید از این حالت سنتی خارج شود، گفت: زمانی که جلد یک کتاب آسیب جزئی می بیند کتابفروشی کتاب را مرجوع می کند و این هزینه به توزیع کننده تحمیل می شود در حالی که در سیستم مدرن این صدمات به حداقل می رسد.

وی در پایان گفت: وقتی در مسائل کوچک مشکل داشته باشیم نمی توانیم مسائل بزرگ را حل کنیم و تا زمانی که آموزش وجود ندارد نمی توانیم یک سیستم درست برای اجرای کار ایجاد کنیم.

 

منبع: مهر

همزمان روز «کتاب، کتابخوانی و کتابدار» چند تن از اعضای شورای شهر تهران، همراه با رئیس و اعضای اتحادیه ناشران و کتابفروشان با حضور در خیابان انقلاب که بر خلاف روز‌های گذشته چند ساعتی از حضور دست‌فروشان و دادزن‌ها خالی بود از چند کتابفروشی بازدید کردند و در یک نشست صمیمانه، پای صحبت چند کتابفروش نشستند.

 

«بازدید اعضای شورای اسلامی شهر تهران از راسته فرهنگی خیابان انقلاب به مناسبت روز کتاب، کتابخوانی و کتابدار» پیش‌از ظهر امروز چهارشنبه (24 آبانماه) با حضور محمدجواد حق‌شناس؛ رئیس کمیسیون فرهنگی و اجتماعی شورای شهر تهران، الهام فخاری و زهرا نژاد‌بهرام از اعضای شورای شهر تهران، عباس طباطبایی؛ معاون فرهنگی اجتماعی شهرداری منطقه 11، نصراله آبادیان شهردار منطقه 11، محمود آموزگار؛ رئیس اتحادیه ناشران و کتابفروشان تهران و چند تن از اعضای این اتحادیه برگزار شد. 

 کتابگردی اعضای شورای شهر تهران و رئیس اتحادیه ناشران و کتابفروشان ساعت 9 و 30دقیقه امروز از کتابفروشی «روزبهان» آغاز شد. آموزگار در حضور الهام فخاری و زهرا نژاد‌بهرام و همچنین شهردار منطقه 11 ضمن اشاره به مشکلات کتابفروشان گفت:‌ چهره فرهنگی خیابان انقلاب تغییر کرده است و بسیاری از کتابفروشان با توجه به این مشکلات مجبور به تغییر کاربردی شده‌اند.

انقلاب و داستان تقلب علمی!

رئیس اتحادیه ناشران و کتابفروشان تهران در ادامه از پیگیری مشکلات کتابفروشان در هیأت دولت خبر داد و از وضعیت فعلی یکی از تاریخی‌ترین خیابان‌های تهران به محل تبلیغ و فروش پایان‌نامه و مقاله انتقاد کرد.

 هیات بازدیدکننده از کتابفروشی‌های تهران در ادامه از کتابفروشی انتشارات علمی و فرهنگی، جیحون، ققنوس و «بازارچه کتاب» بازدید کردند. ساماندهی به وضعیت دستفروشان، قاچاق کتاب و تغییر کاربری و لزوم حفظ چهره فرهنگی خیابان انقلاب مهم‌ترین دغدغه کتابفروشان بود که با اعضای این هیات مطرح شد.

 در ادامه محمود آموزگار، الهام فخاری، زهرا نژادبهرام و آبادیان با حضور در جمع کتابفروشان و خبرنگاران به پرسش‌های آن‌ها درباره مساعدت شورای شهر و اتحادیه و همچنین شهرداری برای ساماندهی وضعیت دستفروشان و بهبود دسترسی مردم به کتاب به گفت‌وگو نشستند. در ابتدای این نشست صمیمانه، آموزگار زبان به گلایه گشود و نسبت به مسدودشدن مسیر شمال به جنوب خیابان انقلاب گفت: کتابفروشی‌های انقلاب از قدیمی‌ترین کتابفروشی‌های انقلاب به حساب می‌آیند و برای بازگشایی مسیر شمال به جنوب خیابان انقلاب با پلیس راهور رایزنی‌هایی داشتیم.

 این فعال حوزه نشر در ادامه نسبت به استقرار ایستگاه‌های اتوبوس روبه‌روی کتابفروشی‌های میدان انقلاب نیز انتقاد کرد و گفت:‌ تلاش‌ها برای جابجایی این ایستگاه‌ها در نهایت به خاموش‌شدن این دستگاه‌ها در زمان مسافرگیری ختم شد.

آیا شهرداری نمی‌تواند دستفروشان را جمع‌آوری کند؟

آموزگار خطاب به اعضای شورای شهر گفت: امروز که از کتابفروشی‌های انقلاب بازدید می‌کردیم خبری از دستفروش‌ها نبود و گویا به خیابان دیگری آمده‌ایم؛ بنابراین به‌نظر می‌رسد شهرداری در جمع‌آوری بساط دستفروش‌ها می‌تواند اقداماتی را انجام دهد.

 آموزگار در واکنش به برخی اظهار نظر‌ها نسبت به تغییر محل برگزاری نمایشگاه کتاب تهران، تصمیم‌گیری درباره این موضوع را به نظر وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی منوط دانست. وی گفت: بسیاری از همکاران نسبت به برگزاری نمایشگاه در مرکز شهر موافق هستند اما برگزاری نمایشگاه در مصلی هزینه‌های بالغ بر چهار تا پنج میلیارد تومان را به دنبال دارد.

  رئیس اتحادیه ناشران همچنین نسبت به پرداخت عوارض تابلو‌ از سوی کتابفروشان و  برپایی نمایشگاه‌های کتاب با تخفیف‌‌های بالا در ایستگاه‌های مترو به نماینده شوراری و شهر و شهردار منطقه 11 گلایه کرد.

 جمع‌آوری دستفروشان راه چاره نیست!

در ادامه این نشست الهام فخار دیگر عضو شورای شهر تهران، اعضای شورای جدید را افرادی آشنا به مسایل نشر و مولف خواند. فخار در ادامه ساماندهی به دستفروشان خیابان انقلاب را صرفا با جمع‌آوری آن‌ها امکان‌پذیر ندانست و تاکید کرد که با تعامل با اصناف این مشکل برطرف خواهد شد.

این عضو شورای شهر در ادامه تاکید کرد که در لوای دستفروشی امکان بروز بزه و تقلب وجود دارد بنابراین باید سازوکار مشخصی برای شناسایی راهکارهای رفع این مشکل پیدا کرد.

 فخار راهکار مشکل دستفروشان خیابان انقلاب را به معنای نیاز به ایجاد یک صنف جدید ندانست و بر بهره‌گیری از تجارب کشورهای پیشرفته تاکید کرد و گفت:‌ باید محدوده کار دستفروش‌ها مشخص شود و به آن‌ها به‌عنوان «دستیار امنیت شهری» نگاه کنیم؛ به‌عبارت دیگر وقتی رویه مشخص و سیستم ثبت‌نام تعیین شود به‌مرور شاهد بهبود این وضعیت خواهیم بود.

 این عضو شورای شهر در ادامه با انتقاد از تب کنکور در بین نوجوانان با ارایه پیشنهادی این پرسش را مطرح کرد که چرا مشتری کتاب به این حال و روز افتاده است و نقش آموزش و پرورش و رسانه را در بهبود این وضعیت ضروری دانست.

خیابان انقلاب و  آموزش تاریخ

فخار در ادامه با تاکید بر توجه به وجه تاریخی خیابان انقلاب گفت که می‌توان این خیابان را با همکاری انجمن‌های مردم‌نهاد به کلاس آموزش تاریخ تبدیل کرد. وی با اشاره به طرح  «تهران امید دارد» از ناشران برای اجرایی شدن این طرح در راستای مدیریت محله  درخواست کمک کرد.  فخار در ادامه درباره ساماندهی دستفروشان پیشنهاد کرد که اصناف درباره این موضوع که چه نوع دستفروشی مکمل کار کتابفروشان است به‌عنوان یک راهکار توجه کنند.

در ادامه این نشست صمیمانه نژاد‌بهرام با تاکید بر لزوم توجه بیشتر به چرایی کاهش میزان مطالعه گفت: آلودگی هوا در خیابان انقلاب مانعی برای کار کتابفروشان نیست چرا که در زمان مبارزات انقلابی این خیابان محل رفت و آمد دانشحویان بسیاری بود. خیابان انقلاب به‌عنوان مکان تاریخی شهر تهران در زمان مبارزات انقلابی شاهد رفت و آمد دانشجویان و خرید کتاب بود؛ بنابراین کاهش رونق کتابفروشان نیازمند بررسی‌های بیشتری است.

دوباره شهر آفتاب 

مجموعه نمایشگاهی شهر آفتاب موضوع دیگر بحث این عضو شورای شهر بود. نژادبهرام تاکید کرد که رویدادهای فرهنگی باید در شهر برگزار شود تا دسترسی مخاطبان تسهیل شود. به اعتقاد این عضو کمیسیون فرهنگی شورای شهر رویدادهای فرهنگی مانند نمایشگاه کتاب در رفع مشکلات نشر بسیار موثرند.

 نژاد‌بهرام این پرسش را مطرح کرد که چرا باید با برگزاری نمایشگاه بیرون از شعر، فرهنگ کتاب و کتاب خوانی را از شهر دور کنیم؟ ترافیک در شهر تهران وجود دارد چه بهتر که این ترافیک، ترافیک کتاب باشد. خیابان انقلاب راسته فرهنگی شهر تهران است. مساله دستفروشان باید با کمک صنف و ناشران حل و فصل شود. معتقدم خیابان انقلاب محل گذر نیست و شهرداری منطقه 11 می‌تواند خیابان انقلاب را به پیاده‌رویی مناسب تردد و توقف مخاطبان تبدیل کند.

این عضو شورای شهر در واکنش به گلایه محمود آموزگار درباره پرداخت عوارض تابلو برای کتابفروشان گفت که اتحادیه با درخواست کتبی این موضوع را پیگیری کند.   

در ادامه ابن نشست شهردار منطقه 11 از پیگیری‌ها برای ساماندهی دستفروشان و انبار‌های کتاب در خیابان انقلاب گفت و ابراز امید‌واری کرد با تعیین ردیف بودجه، مشکلات خیابان انقلاب برطرف شود. این مقام مسئول در شهرداری تهران بر لزوم تشکیل جلسات مشترک با مسئولان مترو، شورای شهر و اتحادیه ناشران در رفع مسائل کتابفروشان تاکید کرد.

 

منبع: ایبنا

حق نشر بیش از ۲۰ عنوان کتاب ایرانی به زبان ترکی و کشورهای دیگر، در جریان برگزاری نمایشگاه کتاب استانبول، واگذار شد.

 

بخش بین‌الملل سی و ششمین دوره نمایشگاه کتاب استانبول روز گذشته به کار خود پایان داد. در این بخش علاوه بر ایران ۱۹ کشور دیگر حضور داشتند.

در غرفه ایران ۲۵۰ عنوان کتاب در موضوعات ادبیات داستانی، کودک و نوجوان، ادبیات انقلاب اسلامی، دفاع مقدس، ادبیات کلاسیک، ایران‌شناسی، دین و هنر به نمایش گذاشته شده بود که در نهایت، قرارداد واگذاری کپی رایت بیش از ۲۰ عنوان کتاب ایران به زبان ترکی و کشورهای دیگر، امضا و مقدمات واگذاری رایت چند اثر دیگر هم فراهم شد.

بر اساس این گزارش، بازدید رئیس اتحادیه ناشران ترکیه از غرفه ایران، حضور پروفسور ایلبر اورتایلی، مورخ ترکیه‌ای، حضور گوزل یوز، مدیر نشر دماوند ترکیه و حضور اسدزاده سرکنسول ایران در استانبول از جمله رخدادهای غرفه ایران در سی و ششمین دوره نمایشگاه کتاب ترکیه بود.

پس از پایان فعالیت‌های نمایشگاه کتاب ترکیه به‌منظور پاسداشت زبان و ادبیات فارسی و گسترش آن کلیه کتاب‌های عرضه‌شده در غرفه ایران به کتابخانه گروه زبان و ادبیات فارسی دانشکده زبان و ادبیات استانبول اهدا شد. این کتابخانه ۳ هزار عنوان کتاب فارسی در زمینه‌های ادبیات، تاریخ و هنر دارد.

 

منبع: مهر 

 

رییس اتحادیه ناشران و کتابفروشان که به تازگی در نمایشگاه کتاب فرانکفورت حضور داشته است، راهکارهایی را برای حل مشکل نبود کپی رایت در داخل کشور ارایه و برای چندمین بار تاکید کرد که رعایت حقوق مولف یا کپی رایت، اصلی‌ترین شرط حضور در بازار جهانی کتاب است.

 

حضور در نمایشگاه‌های بین‌المللی کتاب به ویژه در سال‌های اخیر همواره فرصتی فراهم آورده است تا بار دیگر موانع حضور موثر کشورمان در بازار جهانی کتاب را مورد توجه قرار دهیم و در این میان نمایشگاه کتاب فرانکفورت به سبب اهمیت و قدمتی که دارد، فرصتی مناسب است برای طرح جدی‌تر این مسائل به همین دلیل همزمان با اختتامیه این نمایشگاه در شامگاه ٢٣ مهر ماه، در گفت‌وگویی با محمود آموزگار، رییس اتحادیه ناشران و کتابفروشان به برخی از این مسائل پرداخته‌ایم.

آموزگار در پاسخ به سوالی درباره ارزیابی روند حضور ایران در نمایشگاه‌های بین‌المللی کتاب در چند سال گذشته می‌گوید: «واقعیت این است که تا چند سال گذشته و به طور مشخص تا سال ٩١ حضور ایران در نمایشگاه‌های بین‌المللی بیشتر به منظور معرفی نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران در نمایشگاه‌های خارجی بوده و تلاش شده تا این حضور به نوعی نشان‌دهنده فرهنگ ایران و انقلاب باشد، اما از سال ٩١ به دنبال مشورتی که در همان نمایشگاه کتاب فرانکفورت انجام شد، تصمیم گرفتند همه شرکت‌کنندگان در غرفه ایران حضور یابند.

 پیش از آن اغلب کسانی که به ویژه در این نمایشگاه شرکت می‌کردند، ناشران دولتی و عمومی بودند که به صورت پراکنده در نمایشگاه‌ها حضور پیدا می‌کردند و آقای اشعری که آن زمان مسوولیت باغ کتاب را بر عهده داشتند، پیشنهاد حضور همه شرکت‌کنندگان را در غرفه ملی ایران دادند مثل بسیاری از کشورهای دیگر. به این ترتیب از اکتبر سال ٩٢ بخشی از غرفه کشورمان به اتحادیه ناشران و کتاب‌فروشان تهران اختصاص پیدا کرد و اتحادیه فراخوانی به ناشران کل کشور داد و کتاب‌ها را انتخاب کرد و با استانداردهایی که به ضوابط بین‌المللی نزدیک بود، به عرضه و معرفی کتاب‌ها مبادرت و بحث رایت را به طور جدی مطرح و پیگیری کرد.»

پنجره‌ای که اتحادیه ناشران و کتابفروشان گشود

آموزگار گریزی به سال‌های گذشته می‌زند: «پیش از این مقطع می‌توان گفت: به طور جدی ناشران، پدیدآورندگان و نویسندگان و مولفان کشورمان توجهی به بازارهای خارجی نداشتند و حداکثر موفقیت را در انتشار یک کتاب، فروش همان میزان شمارگانی که منتشر شده بود، مثلا هزار نسخه در یک بازه زمانی مطلوب، تلقی می‌کردند. در واقع هدف اتحادیه ناشران این بود که پنجره‌ای به روی این عزیزان باز کند و نشان دهد که همکاران‌شان در کشورهای دیگر به چه ترتیبی به عرضه حقوق کتاب‌های‌شان و تلاش برای فروش حق ترجمه و انتشار آثارشان به زبان‌های دیگر مبادرت می‌کنند و از این طریق درآمد قابل توجهی را برای خود کسب می‌کنند.»

هنوز در آغاز راهیم

او که نقطه آغازین این حرکت را مثبت می‌داند، از افزایش تجربه‌ها در این زمینه نیز می‌گوید: «این شروع بسیار خوبی بود و طی چند سال گذشته، به جز دو سال پیش که به علت ماجرای رونمایی از کتاب سلمان رشدی، حضور در نمایشگاه کتاب فرانکفورت از طرف کشورمان تحریم شد، این مسیر را ادامه دادیم و هر سال بر تجربیات‌مان افزودیم و مواردى را آموختیم و تقریبا می‌توان گفت: با توجه به اقبالی که هم از سوی مولفان، نویسندگان و پدیدآورندگان و هم ناشران نشان داده شد، راه درستی را طی کرده‌ایم که البته هنوز در آغاز آن هستیم و قاعدتا باید جمع‌بندی مناسبی در این مرحله داشته باشیم و راه را ادامه دهیم تا به نتیجه برسیم.»

کپی رایت مساله جدی ما است

همین که صحبت نمایشگاه خارجی کتاب به میان بیاید، نخستین دلمشغولی، نبود کپی رایت در ایران است؛ هرچند در چند سال اخیر که دولت بار‌ها بر دیپلماسی فرهنگی تاکید داشته است، ضرورت توجه و پیوستن به قوانین جهانی، بار‌ها بیان شده و اکنون نیز آموزگار بار دیگر بر اهمیت این موضوع صحه می‌گذارد: «بحث مراعات حقوق مولف یا کپی‌رایت یکی از مسائل جدی نشر کشور ما برای حضور در بازارهای جهانی است. چنانچه بخواهیم در بازارهای جهانی نشر حضور پیدا و به عرضه کتاب‌های‌مان مبادرت کنیم، قاعدتا باید ضوابط آن بازار را بپذیریم و این نکته اصلی ماجراست که رعایت حقوق مولف یا کپی‌رایت اصلی‌ترین شرط حضور در این بازار است.

 مسلما و طبیعتا رعایت نکردن حقوق مولف بیرون از مرزهای ایران در رابطه با ناشران خارجی، مانعی است جدی برای حضور ما در بازار جهانی ولی در عین حال باید این را هم عرض کنم که حضور ما در نمایشگاه‌های خارجی دقیقا می‌تواند کمک کند برای فهم بیشتر ضرورت مراعات این حقوق از سوی همکاران ما چه در حوزه نشر و چه در حوزه تالیف.»

نمایشگاه فرانکفورت دانشگاه مهم کتاب است

او که نمایشگاه کتاب فرانکفورت را دانشگاهی مهم برای همه دست اندرکاران کتاب می‌داند، ادامه می‌دهد: «حضور همکاران ناشر، مولف، پدیدآورنده و نویسنده در نمایشگاهی مثل نمایشگاه کتاب فرانکفورت بسیار مهم است چراکه واقعا اغراق نیست اگر بگوییم این نمایشگاه، دانشگاه ویژه‌ای برای نشر است و هر کسی که به نوعی دست‌اندرکار موضوع کتاب است، قاعدتا باید از این نمایشگاه بازدید کند و مسلما درس‌های زیادی برای او خواهد داشت. از جمله اینکه چگونه در نمایشگاه به معنی اخص کلمه صرفا به نمایش آخرین آثار منتشر شده پرداخته مى شود و همین طور تقلا و تلاش برای معرفی آن آثار و فروش حقوق ترجمه و انتشار آن‌ها به ناشران همکار در دیگر کشورها.»

 گاهی با این انتقاد رو به رو می‌شویم که بیشتر بازدیدکنندگان غرفه ایران در نمایشگاه‌های خارجی، هموطنان ما هستند و شرکت‌کنندگان خارجی کمتر در غرفه ما حاضر می‌شوند؛ پاسخ رییس اتحادیه ناشران و کتابفروشان به این انتقاد چنین است: «طبیعتا مراجعین به غرفه ایران کسانی هستند که یا به کشور و فرهنگ و ادبیات و هنر ما علاقه‌مندند یا ناشرانی هستند که مقاصد اقتصادی دارند. فراموش نکنیم نمایشگاه کتاب فرانکفورت، مرکزی اقتصادی است و با انگیزه‌های اقتصادی برپا می‌شود، هرچند پیامدهای فرهنگى غنی‌ای هم در بر دارد، اما مسلما مهم‌ترین هدف برگزاری این نمایشگاه، اقتصادی است؛ بنابراین ناشران بسیاری با این انگیزه در نمایشگاه حضور پیدا می‌کنند و مسلما زمانی به غرفه ایران مراجعه می‌کنند که بتوانند از تعامل با شرکت‌کنندگان، ناشران، مولفان و نویسندگان درآمدی کسب کنند و یک اتفاق اقتصادی را رقم بزنند.

 به این ترتیب متوجه می‌شویم اگر بخواهیم تعداد بازدیدکنندگان خارجی افزایش پیدا کند، هم باید برنامه‌هایی داشته باشیم که از جاذبه‌های بیشتری برای پاسخگویی به نیازهای کسانی که به فرهنگ و ادبیات کشور ما علاقه‌مند هستند، برخوردار باشند و از سوی دیگر بستر مساعدی را ایجاد کنیم برای آن دسته از ناشرانی که با اهداف اقتصادی به این غرفه مراجعه می‌کنند.»

گرنت ایران شروع خوبی داشته است

برخی ناشران معتقدند گرنت ایران ـ. طرح حمایت از ترجمه و انتشار کتاب‌های ایرانی در دیگر کشور‌ها ـ. در خارج از کشور به خوبی معرفی نشده است و در نشست خبری نمایشگاه کتاب تاکید شد این طرح حتما در نمایشگاه فرانکفورت بهتر معرفی خواهد شد، در ارزیابی این موضوع، آموزگار می‌گوید: «موضوع گرنت، موضوعی جهانی است و می‌توان گفت: اکثریت قریب به کل کشورهای جهان از این وسیله برای ترویج فرهنگ و ادبیات خود به ویژه در حوزه نشر استفاده می‌کنند.

 حتما در حوزه‌های دیگر هم این موضوع جریان دارد و به نوعی از جهانی شدن آثاری که در کشورشان منتشر می‌شود، حمایت می‌کنند. خوشبختانه سرانجام، دولت ایران هم به این موضوع توجه نشان داده و امسال برای نخستین بار طرح گرنت مطرح شده و فکر می‌کنم شروع مناسبی داشته است و این خود می‌تواند انگیزه‌ای را فراهم کند برای جذب ناشرانی که اگر حتی ترجمه و انتشار آثار ایرانی را سودآور نمی‌بینند، حداقل با دریافت بخشی یا تمام حق‌الترجمه کتاب، انگیزه بیشتری برای انتشار آن پیدا کنند.

 باید بعد از بازگشت از نمایشگاه فرانکفورت، تمام تماس‌هایی را که در این ارتباط واصل شده جمع‌بندی و دسته‌بندی کنیم تا بتوانیم ارزیابی دقیق‌تری داشته باشیم که تا چه حد راه را درست طی کرده‌ایم.»

امسال غرفه ترکیه هم برنامه موسیقی داشت

انتقاد دیگری که به حضور ایران در نمایشگاه‌های خارجی وارد می‌شود، اجرای برنامه‌های حاشیه‌ای مانند موسیقی یا نمایش است که برخی معتقدند اجرای این برنامه‌ها بخشی از توجه بازدیدکنندگان را جلب می‌کند و باعث کم‌توجهی به کتاب می‌شود.

 همین موضوع آخرین مبحثی است که با محمود آموزگار در میان گذاشته‌ایم: «البته من هم موافقم که وقتی در نمایشگاه‌های کتاب شرکت می‌کنیم، توجه داشته باشیم که کتاب محور اصلی غرفه ما باشد ولی این به هیچ‌وجه منافی عرضه دیگر هنرهای کشورمان نیست. جالب است که امسال برای نخستین بار می‌دیدم در غرفه ترکیه که کنار غرفه ما قرار داشت، به نمایش خوشنویسی پرداخته بودند و کسی آنجا نشسته بود و خط سابق ترکیه را خطاطی می‌کرد چراکه سال‌هاست خط ترک‌ها تبدیل به لاتین شده و این هنرمند در غرفه کشورش همان خط سابق را خطاطی می‌کرد. این قضیه نشان می‌دهد در دل آن خط و رسم قدیم زیبایی و هنری نهفته است که در خط جدیدشان نیست و در عین حال در افتتاحیه، اختتامیه و نیز روز ملی‌شان، برنامه موسیقی هم داشتند.»

قانون مصوب سال ٤٨ مغایرتی با شرع ندارد

محمود آموزگار راهکارهایی هم براى این موضوع ارایه می‌دهد: «دغدغه‌هایی در کشورمان درباره پیوستن به کنوانسیون برن وجود دارد و ابهاماتی نیز در این خصوص مطرح است که لازم است به آن‌ها توجه شود. به این معنا که با پیوستن به این پیمان، ناچاریم مجموعه مقررات بین‌المللی را رعایت کنیم و شاید این در کوتاه‌مدت آسیب‌هایی را به ما بزند که نیازمند بررسی بیشتری است ولی در عین حال اعتقادم بر این است که باید حقوق مولف را به رسمیت بشناسیم.

  با توجه به اینکه قانون حمایت از مولفان مصوب سال ٤٨ بعد از انقلاب هم کماکان معتبر است و فقهای شورای نگهبان هم آن را مخالف شرع اسلام تشخیص نداده‌اند و بنابراین حق مولف با توجه به اینکه می‌تواند از زیان‌های رعایت نکردن حقوق مولف خارجی جلوگیری و به آن حوزه نیز تسری پیدا کند و بهترین شکلش این است که در قالب یک قانون ملی به تصویب مجلس شورای اسلامی برسد و هر زمان که مسوولان لازم دانستند، نمایندگان مجلس نسبت به اصلاح و حتی تغییر آن اقدام کنند و در این فاصله کنوانسیون برن با دقت بیشتری مورد مطالعه قرار بگیرد و ابهامات آن رفع شود و در صورتی که پیوستن آن به نفع ما تشخیص داده شد، این کار را انجام دهیم.»

منبع: فرادید

به نظر می‌رسد دست‌هایی می‌کوشند عقلای صنف در اتحادیه ناشران از انتقاد و اظهارنظر کنار کشیده و موضوع به دست تندروها بیفتد. کشمکش‌ها و شکاف به وجود آمده در اتحادیه این روزها درحال تشدید است.

 

به گزارش چاپ و نشر، اتحادیه ناشران و کتابفروشان و تشکل‌های نشر در نبود یک اتحادیه سراسری مسائل حقوقی و صنفی حوزه نشر اعم از نشرع توزیع و فروش را برعهده دارند و مخصوصا پس از واسپاری‌هایی که وزارت ارشاد برای صنعت نشر محقق کرده؛ نقش بیشتری در امور اجرایی حوزه فعالیت خود بازی می‌کنند. با این حال به نظر می‌رسد شاهد نوعی گسست و چنددسته‌گی در این نهاد صنفی هستیم که اگر مورد توجه اعضا و خود مدیران صنف قرار نگیرد؛ می‌تواند روند کاری آن‌ها را مختل کند. امری که به ویژه در این دو سال و با اضافه شدن واسپاری معاونت اجرایی نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران بیش از گذشته خودش را نشان می‌دهد. به گونه‌ای که امسال در معرفی ۷ نماینده برای کارگروه‌های نمایشگاه‌ کتاب کار تا جایی بالا گرفت که معاونت فرهنگی ارشاد پیشنهاد اضافه شدن دو نماینده دیگر را داد. جدا از اینکه اساس این پیشنهاد درست یا غلط است، چنین مواردی بیش از بیش نشان می‌دهد احتمالا صنف نشر نیاز به یک پوست‌اندازی دارد تا گروه‌های اقلیت و اکثریتی که امروز شکل گرفته؛ هرکدام جایگاه درست خود را در حوزه نشر پیدا کنند.

گفت‌وگوی زیر با محمود آموزگار (رئیس اتحادیه ناشران و کتابفرشان تهران) درباره چرایی چنین اختلافاتی در صنف و ریشه‌یابی جدل‌های حوزه معانت اجرایی نمایشگاه انجام شده است. هرچند وی خود تاکید دارد وقتى چهار نفر از اعضاى اکثریت هیئت مدیره موافق این نظرات نیستند؛ پس آنچه در این گفتگو به آنها اشاره شده؛ مواضع شخص محمود آموزگار است که در عین حال رییس هیئت‌مدیره اتحادیه ناشران و کتاب فروشان تهران نیز هست.

در مدتی که از فعالیت شما در راس اتحادیه ناشران و کتابفروشان می‌گذرد، فعالیت‌ها و اقدامات مختلفی در اتحادیه انجام شده که برخی مانند بحث‌های مرتبط با معافیت مالیاتی ناشران و کتابفروشان یا تسهیل فعالیت ناشران در منازل و موضوعاتی از این دست به نتیجه رسیده و برخی مباحث مانند عدم توجیه بازرسان سازمان تامین اجتماعی در بحث معافیت مالیاتی کتابفروشان یا معافیت کتابفروشان از پرداخت سهم بیمه کارفرما یا کسب توافق دولت برای صدور تعرفه فرهنگی برای هزینه‌های شامل آب و برق و گاز و ... برای ناشران و کتابفرشان یا به جایی نرسیده یا همچنان در حال پیگیری‌ست. در حال حاضر تلقی خودتان از عملکرد اتحادیه و تاثیربخشی آن در حوزه مشکلات نشر در قبال تولیدکنندگان آن چیست؟

برای اینکه بتوان از دست‌آورد معافیت مالیاتی برای کتابفروشی‌ها صیانت کرد باید به پیگیری‌ها ادامه داد مدیریت سازمان امور مالیاتی این معافیت را پذیرفته است اما قسمتی از بدنه در مقابل آن موضع دارد و با تفسیرهای سلیقه‌اى شرایط ویژه نشر و کتابفروشی و قوانین حمایتی از آن را ندیده می‌گرفتند و با این موضوع برخورد سلبى می‌کردند و بر سر اعمال آن مشکل به وجود می‌آوردند. ما در اتحادیه برای اینکه این معافیت را حفظ کنیم و تفاهمنامه مربوطه با سازمان مالیاتی تنها روی کاغذ باقی نماند و به مرحله عمل دربیاید اقداماتی را انجام داده‌ایم. به عنوان مثال من و یکی دیگر از اعضای هیئت مدیره به عنوان نماینده صنف در هیئت‌های حل اختلاف مالیاتی حضور داریم و می‌توانم به جرات بگویم در سطح شهر تهران در ۹۰ درصد موارد موفق بوده‌ایم. یعنی تا همان مرحله هیئت‌هاى بدوی و تجدید نظر معافیت مالیاتی را برای همکاران ناشر و برای اولین بار کتابفروش تهرانی محقق کرده‌ایم. منتها متاسفانه گزارشاتی که به ما می‌رسد حاکی از آن است که در شهرستان‌ها همکاران ما همچنان برای اعمال معافیت مالیاتی مشکل دارند و دائم با مادر تماس هستند و راهنمایی می‌گیرند که چگونه حقوق خود را پیگیری کنند. مدتى پیش اتحادیه کتابفروشان و نوشت‌افزار ارومیه نامه‌ای به ما نوشتند مبنی بر اینکه در آنجا اداره دارایى با تفاهمنامه معافیت مالیاتی آشنایى ندارند و درخواست داشتند که مستندات به اداره مالیاتی ارومیه ارسال شود. درحال حاضر هم با مسئولین مالیات‌های مستقیم سازمان برای یافتن راه‌حلی که به اجرای تفاهم‌نامه در کل کشور کمک کند در حال رایزنی هستیم.

علت اصلی چنین مشکلاتی هم این است که ما تنها در تهران و قم اتحادیه ناشران و کتابفروشان داریم و در بقیه مناطق کشور اتحادیه ناشران و کتابفروشان نداریم. کتابفروشان بقیه مناطق عمدتا جزیی از اتحادیه‌های نوشت‌افزار هستند و ناشران سایر مناطق چون به حد نصاب لازم برای تشکیل اتحادیه نمی‌رسیدند و نیازمند تشکیلاتی برای پیشبرد مسائل خود بودند در شکل شرکت تعاونی به فعالیت‌های خود ادامه داده‌اند. شرکت‌های تعاونی به دلیل ماهیت بازرگانی خود نهاد صنفی محسوب نمی‌شوند. در حال حاضر هم در صحبت‌هایی با خود دوستان از آنها خواسته‌ایم که به سمت تاسیس اتحادیه بروند. تشکیلات واحد سراسری نشر و اتحادیه کشوری مطالبه ما از دولت دوازدهم است.

ما از هر فرصتی استفاده کرده‌ایم و با وزیر سابق نیرو درباره تعرفه آب و برق کتابفروشی‌ها صحبت کرده‌ایم تا همانطور که باشگاه ورزشی از تعرفه فرهنگی برای آب و برق استفاده می‌کند، کتابفروشی‌ها هم از این امتیاز برخوردار شوند. اتفاقا موضوع را با خود آقای چیتچیان در میان گذاشتیم که گفتند به دلیل وضعیت نامناسب بودجه و پایین بودن منابع مالی تحقق این امر مشکل است. پیشنهاد کردیم که گروهی را از طرف اتحادیه معرفی کنیم تا در کنار نمایندگانی از وزارت نیرو کارگروهی را تشکیل دهند و مسئله مربوطه را بررسی کنند و نهایتا پیشنهاد این کارگروه برای اتخاذ تصمیم در اختیار وزیر نیرو قرار بگیرد. در حال حاضر این کارگروه تشکیل شده و کار خود را آغاز کرده است.

در بحث اضافه کردن کتابفروشی‌ها به لیست مشاغل دارای حق معافیت کارفرما از پرداخت حق بیمه سهم کارفرما که درباره ناشران اجرایی شده هم پیگیری‌های متعددی صورت گرفته که همچنان ادامه دارد. این معافیت مربوط به تولیدکنندگان است و نشر تولیدی است ولی کتابفروشان تولیدی نیستند. در حال حاضر حل این مسئله به صورت جدی‌ترى در وزارت ارشاد مطرح است و از وزیر سابق ارشاد خواسته بودیم که پرداخت حق بیمه کارفرماى کتابفروش حداقل تا سقف دو نفر را تقبل کنند که از محل یارانه‌های نشر پرداخت شوند. واقعیت این است که یارانه‌ها مصرف بهتر و درستتری پیدا کرده‌اند. در صورت تحقق این امر دیگر دلیلی ندارد کارمند کتابفروشى بیمه نشود. در حال حاضر وقتی خود کارمند میبیند شرایط مالی کارفرما مناسب نیست از بیمه شدن صرف نظر می‌کند که دست‌کم کارش حفظ شود، ولی وقتی سهم کارفرما پرداخت شود دیگر مانعی برای بیمه کارمندان کتابفروشی نیست.

امروز اتحادیه از یک مشکل حاد و مشخص رنج می‌برد و آن بحث شکاف در بدنه این مجموعه است. به نظر می‌رسد وزن اتحادیه ازسوی برخی از اهالی این صنف با دیده تردید نگاه می‌شود و مرکزیت اتحادیه به نوعی از دست رفته است به گونه‌ای که اختلاف درون صنفی بیش از گذشته خود را نشان می‌دهد و صنف با مشکلاتی اساسی مواجه شده. این وضعیت چرا و چگونه به وجود آمده است؟

خوب است که تعریفی درباره انجمن‌ها و اتحادیه داشته باشیم. اتحادیه نهاد صنفی مدنى عمومی غیردولتی است. مطابق قانون نظام صنفی هرکس تمایل به فعالیت در حرفه و پیشه‌ای دارد باید به عضویت اتحادیه درآید. هرگونه اقدام به کسب و کار مستلزم اخذ پروانه کسب از اتحادیه مربوطه و عضویت در آنهاست. بنابراین هیچ مانعی بر سر راه عضویت در اتحادیه نیست. انجمن‌ها متشکل از افرادی هستند که در یک حوزه خاص فعالیت می‌کنند و کارشان دارای ویژگی‌هایی است که آن‌ها را از اتحادیه متمایز می‌کند. اول اینکه هرچند فعالیتشان در یک حوزه نشر است ولی عضویت کلیه فعالان آن حوزه در آن‌ها ممکن نیست و در پذیرش اعضا گزینشی عمل می‌کنند و الزامی به پذیرش ندارند. دوما طبیعى است که بخشی عمل کنند .یکی از هدف‌های انجمن‌ها هموارسازی بستر کسب و کار و رفع مشکلات اعضایشان است. این رویه بخشی است چون حل مسایل اعضا هدف است نه کل صنف. سوما انجمن‌ها انگیزه اقتصادی دارند حال آنکه اتحادیه نهادی غیرانتفاعی است. بنا براین طبیعی است که در برخی موارد و موضوعات اختلاف نظرهایی وجود داشته باشد. ما معتقدیم اتحادیه‌ای که ۱۳۰۰ عضو دارد نباید در شورای تشکل ها با انجمنی که حدود یکصد عضودارد کمى بیشتر یا کمتر و از همین تعداد هم حدود نصفشان عضو اتحادیه هستند رای برابر داشته باشد. این مسئله یکی از موارد اختلاف است. البته اکثر انجمن‌ها در این مورد با اتحادیه هم‌نظر هستند و به همین جهت برای برگزاری سی امین نمایشگاه، اتحادیه ناشران و کتاب فروشان تهران و آشنا را بر شورای تشکل ها ترجیح دادند. شاید به دلیل اینکه در انجمن‌های صنفی صرف نظر از گرایشاتی که برای فعالیت تخصصی‌تر وجود دارد، منافع اقتصادی مجموعه‌شان هم برایشان بی‌اهمیت نیست. بنابراین وقتی اتحادیه از مجموعه‌ای از انجمن‌ها و همکاران مختلف‌المنافع تشکیل شده کار هم دشوار می‌شود. مخصوصا وقتی بحث بهبود کسب و کار مطرح می‌شود این تعارضات و تضادها بیشتر هم به چشم می‌آید. باید در اتحادیه نقاط اشتراک و افتراق را پیدا کرد وبر نقاط اشتراک پاى فشرد.

اتحادیه ناشران قدیمی‌ترین نهاد صنفی کشور است و سال آینده ۶۰ ساله می‌شود، منتها همچنان سیستم کاری و مدیریتی در نشر ما به شدت سنتی است و به آن خو گرفته است. به عنوان مثال به واسطه طرح‌های فصلی که برای کتابفروشی‌ها به راه افتاده تازه مشخص شد که بسیاری از کتابفروشی‌های ما فاقد رایانه و اینترنت و ... هستند. در اولین طرح فصلی که نام آن کتابفروشی به وسعت ایران بود تنها ۲۰۰ کتابفروشی شرکت کردند که علت آن فقدان رایانه و اینترنت در کتابفروشی‌ها بود. همین مسئله انگیزه‌ای شد که از خانه کتاب درخواست کنیم کمک کنند تا سیستم‌های مدیریتی کتابفروشی‌ها به روز شود. این شد که در طرح‌های امسال فصلی نزدیک به ۸۰۰ کتابفروشی شرکت می‌کنند. این رشد چهاربرابری یعنی تعداد بیشتری با تکنولوژی روز خود را به روز کرده‌اند. جالب‌تر اینکه دیدیم همزمان با این تغییرات استفاده از تبلیغات جدیدتر مثل صفحات اینستاگرام و گروه‌ها و کانال‌های تلگرامی بیشتر شده یا اینکه کتابفروشی‌ها شروع کردند به ثبت کردن اسامی مشتری‌های خود در رایانه و نرم‌افزارهای مشتری‌مداری. اما به نظر می‌رسد دست‌هایی می‌کوشند عقلای صنف از انتقاد و اظهارنظر کنار کشیده و موضوع به دست تندرو ها بیفتد.

شاید اتحادیه نیازمند یک پوست‌اندازی در تعریف، ساختار و اهداف خود برای قانع کردن بخشی از بدنه صنف است که اختلافاتشان با اتحادیه بالا گرفته؟

دامنه اختلافات به این میزان نیست. این اختلافات تنها از سوی عدهاى اندک و اقلیتی از صنف مطرح می‌شود. البته سرو صدایشان زیاد است و اتفاقا از نزدیکی به نهادهای قدرت فرو گذار نمی‌کنند. البته خوشبختانه در سیستم دموکراتیک رای‌گیری در اتحادیه، صنف با آرای خود به من به عنوان رئیس اتحادیه بیشترین مسئولیت صنفی و بالاترین مقام اجرایی اتحادیه را جهت انجام آن مسئولیت‌ها به من اعطا نموده که به آن افتخار مى‌کنم و کوشیده‌ام به اتکای این جایگاه در منظر نهادهای کشور از منزلت صنف حراست کرده و خواسته‌هاى صنفى را بدون لکنت و بى‌توجه به منافع فردى پى بگیرم و در این جهت از کلیه ظرفیت‌هاى کشور بهره ببرم و رابطه و دیالوگى با مدیران و مسئولین بخش‌هاى مختلف ایجاد کنم.

حاصل این ارتباطات چه بوده؟ چرا عده‌ای از خود صنف توانستند موضوع باغ کتاب را باوجود مخالفت همکاران خود به راحتی پیش ببرند؟ فکر نمی‌کنید به وجود آمدن این مشکل ناشی از سوءمدیریت هیات‌مدیره در اتحادیه است؟ قطعا شما به عنوان رئیس اتحادیه به پوست‌اندازی و تغییر در سلایق و فعالیت‌های بخشی از اعضای توجه نشان نداده‌اید که نتیجه‌اش شده از دست دادن فرصت نظردهی درمورد شیوه بهره‌برداری از باغ کتاب؟

 

ما در این مدت با آقای مجید حسینی و آقای اشعری مذاکره داشتیم. اگر مسائل و مشکلات را باز نکردیم چون نمی‌خواستیم شکاف‌ها را بیشتر کنیم و مایل بودیم این موضوعات در فضای صمیمانه حل و فصل شود. منتها در حال حاضر به مرحله‌ای رسیده که نیاز است جدی کار کنیم.در مورد باغ کتاب و شیوه بهره‌برداری از آن هم شورای شهر و شهردار صاحب نظرند. به هر حال باغ کتاب زیر مجموعه آنهاست. در باره نوع استفاده و نحوه آن باید پاسخ بدهند.

واقعا در حال حاضر جایگاه اتحادیه در صنف نشر و در تعامل با دیگر دستگاه‌های مرتبط با این حوزه کجاست؟

سال ۸۹ انتخابات دوره دوازدهم هیئت‌مدیره با تصوری کاندیدا شدم که به کمک سایر منتخبان بتوانیم با استفاده از مجموعه تجارب بین‌المللی و حقوقی و نشر و فروش کتاب با بررسی و مطالعه برای جمع‌بندی وضعیت نشر از مشکلات و ناهنجاری‌های متعددی که دامن‌گیر این حرفه است، بکاهیم. در آن دوره که بعد از سال ۸۸ و دوره دوم ریاست‌جمهوری آقای احمدی‌نژاد بود و قطعا خودتان به خاطر دارید که چه فضا و نگاه بدی به اتحادیه وجود داشت و اتحادیه به شدت منزوی شده بود. نه دولت و نه ارشاد هیچکدام اعتنایی به وضعیت اتحادیه نمی‌کردند. در سال ۸۹ در فضای مجازی جزوه‌ای به نام زمزمه‌های رنگی منتشر شد که با نام بردن از تعدادی ناشر از ناشران برانداز صحبت می‌کرد. این فضای ابتدای کار ما بود و بسیاری از همین دوستان اذعان داشتند در چنین شرایطی واقعا نمی‌توان انتظار داشت اتحادیه کاری انجام بدهد. با این وجود ما سیاستی را در پیش گرفتیم و باتوجه به این نکته که این نگاه به ناشران مستقل از نگرانی‌هایی برمى‌خیزد که باید آنها را رفع کرد.

در مدت کوتاهی که تعلیق‌های ناشران افزایش پیدا کرد. ما بحث ضوابط نشر را مطرح کردیم. بالاخره مستندات قانونی برای برخورد با ناشران چه بود. تفسیرى ضیق و سخت‌گیرانه از ماده ۱۵ ضوابط نشر به نمره منفى و تنبیهات غیرمنصفانه انجامیده بود. برای اولین بار در آن دوره هیئت مدیره با این مسئله برخورد کرد و از نظر حقوقی مسئله تحت پیگیری قرار گرفت چراکه نباید برای اثر منتشر نشده ناشر مجازات می‌شد.

خوشبختانه این سیاست در حوزه نشر به نتیجه رسید و توانستیم فضاى امن حرفه‌اى ایجاد کنیم که همکاران در عین قانونمدارى دیگر دغدغه این موضوعات را نداشته باشند. به موازات آن سایر مواد ضوابط نشر را نیز مطرح کردیم ازجمله اینکه در حوزه کتاب کودک و بزرگسال اصلا هیئت‌های نظارت بر ضوابط نشر تشکیل نشده و همه مسائل را اداره کتاب دنبال می‌کرد. با خود رئیس‌جمهور وقت درمیان گذاشتیم که چرا این هیئت‌ها تشکیل نشده و چرا با وجود اینکه اسامی اعضای هیئت نظارت بر کتاب کودک مشخص شده هنوز به امضای رئیس‌جمهور نرسیده است. ما همه جا اعم از دیدارها، مصاحبه‌ها و .... این مطالبه را مطرح می‌کردیم و بالاخره در دولت یازدهم به نتیجه رسید.

از دستگاه‌های دولتی مثل تعزیرات، پلیس امنیت، سازمان حمایت از حقوق مصرف‌کننده خواسته‌ایم مستقیم به اعضای صنف مراجعه نکنند و امروز این نهادها هرکجا مشکلی با اعضای صنف ما داشته باشند به ما مراجعه می‌کنند. امروز تقریبا در برخی کتابفروشی‌ها کافه کتاب و ... دایر شده و با توجه به آنکه ایجاد رسته آن در اتاق اصناف در دست پیگیرى است کسی مانع فعالیت کافه کتاب‌ها نمی‌شود و خود نیروی انتظامی کمک کرد این فضا را ایجاد کنیم.

در موضوع چاپ و تکثیر غیرقانونی هم موضوع جدی‌تر گرفته شده ودر هفته کتاب سال پیش به روشنی مسئله را با وزیر درمیان گذاشتیم و توانستیم وزارت ارشاد را قانع کنیم که همراهی و همگامی کاملی برای حل این مشکل داشته باشیم و در کنارش هم نیروی انتظامی و قوه قضاییه در این مسیر ما را کمک کنند که با متخلفان برخورد کنیم.

البته برخورد قهرى بحث قاچاق کتاب هدف فرعی ما است و معتقدیم باید با فرهنگ‌سازی این تخلف را ریشه‌کن کرد. وقتی حتی بعضاخود مولفین هم قبح ماجرا را درک نکردهاند و در فضای مجازی پیدیاف فلان کتاب را در اختیار یکدیگر می‌گذارند یعنی باید کار فرهنگی برای حل این مشکل انجام داد. با شهردارى به ویژه شهردار منطقه ١١ همکارى و تعامل خوبى داریم الان دیگر به هیچ وجه رویه‌هاى گذشته مشاهده نمى‌شود. موضوع مزاحمت‌های بازرسى سازمان تامین اجتماعی را پیگیر بودیم و هستیم و به توافقات خوبى هم رسیده‌ایم. معنای اتحادیه هم همین است که اعضای ما حق ندارند تخلف کنند و قانون را زیر پا بگذارند و از آن سو از دستگاه‌های دولتی نیز خواسته‌ایم به قانون عمل کنند. مرجع صالح برای تشخیص تخلف اعضا و برخورد با آن اتحادیه است.

این کارها فقط فعالیتی بوده که اتحادیه صرفا برای اعضا انجام داده است. ما اقدامات دیگری هم در حوزه‌هایی که در مقام مشورت، و ... داشته‌ایم که آثار آن به کل نشر کشور برمی‌گردد، موضوعاتی مثل پایتخت کتاب ایران، طرح‌های فصلی برای خرید کتاب و ....

نمی‌گویم امروز همه چیز برای ناشران و کتابفروشان ایده‌آل است ولی انکار نمی توان کرد که همکاران ما امروزه در فضای امنی فعالیت می‌کنند و به مراتب دغدغه‌های کمتری نسبت به گذشته دارند، حتی در حوزه ممیزی.

این شکاف عمیق بین بدنه صنف و اعضای هیئت‌مدیره از کجاست؟ به نظر می‌رسد بحث واسپاری‌ها به این اختلافات دامن زده و صنف آمادگی پذیرش چنین مسئولیتی را نداشته است.

وجود اختلاف نظر در هر صنفی طبیعی است ولی از آن طرف هم معتقد هستم وقتی فردی در یک حرفه فعالیت میکند می‌تواند و باید به مصالح خود فکر کند، اما وقتی وارد یک انجمن صنفی شد باید مصالح آن انجمن را به منافع فردی ترجیح دهد و اگر در یک اتحادیه عضو شد باید منافع اتحادیه را به مصالح انجمنی ترجیح بدهد. جابه‌جا شدن هرکدام از این اولویت‌ها می‌تواند نظم و هماهنگی را به هم بریزد.

در بحث خود نمایشگاه هم ما بالاخره توانستیم مجددا و بعد از ۹ سال اتحادیه را وارد نمایشگاه کنیم. در این ۹ سال اتحادیه جایگاهی در امور نمایشگاه نداشت و انجمن‌ها بودند که در کنار شرکت تعاونی آشنا بخش‌های مختلف نمایشگاه کتاب را در سطح مدیریت سالن‌ها اداره می‌کردند. اتحادیه از نمایشگاه ۲۶ رایزنی‌ها و مذاکرات را آغاز کرد و از نمایشگاه ۲۷ به نوعی برای اولین بار در تصمیم‌گیری‌ها و مدیریت نمایشگاه وارد شد و در نمایشگاه‌های ۲۸ و ۲۹ و ۳۰ نیز مسئولیت‌های بیشتری را پذیرفت.

اینکه می‌گویم تشکلات واحد سراسری یک ضرورت است تا به واسپاری کامل برسیم همین است که ما خیلی سریع و در زمانی کوتاه ناگزیر بودیم به ارشاد نشان بدهیم که یک جمع همبسته و هماهنگ هستیم. آن زمان مدیریت عالی ارشاد تمایل به این واسپاری داشت اما بدنه ارشاد مقاومت می‌کرد و اختلافات و تفاوت دیدگاه‌ها را دلیلی برمی‌شمردند که براساس آن صلاح نمی‌دانستند که اتحادیه و صنف در امور اجرایی وارد شود. در آن فرصت اندک باید همبستگی صنف نشر را نشان می‌دادیم و اتحادیه به دلیل اینکه افق دورتری را می‌دید از یکسری موضوعات گذشت و مثلا دیگر دنبال نکردیم که وزن اتحادیه و انجمن‌ها در آرا چگونه باشد و یک شورای تشکل‌ها به وجود آمد با آرای برابر. در حال حاضر اتحادیه‌ای داریم که یک بازوی اجرایی بسیار قوی به نام شرکت تعاونی ناشران و کتابفروشان تهران را در کنار خود ندارد و بعد از کلاهبرداری که نسبت به شرکت تعاونی اتفاق افتاد فعالیت این شرکت متوقف شد.

در دوره‌های قبلی بخش قابل توجهی از کار اجرایی و مالی اتحادیه را شرکت تعاونی انجام می‌داد ولی اینبار نه تنها شرکت تعاونی نبود که بتوانیم روی کمک آن حساب کنیم، بلکه ناگزیر بودیم بار شرکت تعاونی را هم به دوش بکشیم و برخی کارها و فعالیت‌ها که در چارچوب وظایف شرکت تعاونی بود را هم انجام دهیم. به علاوه اینکه میزان مسئولیت اتحادیه افزوده شده بود و دیگر تنها وظیفه نظارت بر امور اجرایی نمایشگاه را برعهده نداشتیم.

در بحث امور اجرایی نمایشگاه هم اتحادیه وارد کار شد. از اتاق اصناف مجوز لازم را گرفتیم و با معاونت فرهنگی مستقیما تفاهم نامه امضا کردیم که در تاریخ اتحادیه بی‌سابقه بوده است. تاکنون هیچگاه اتحادیه به صورت مستقیم با معاونت فرهنگی تفاهمنامه امضا نکرده بود.

نمایشگاه ۲۸ به پایان رسید و در نمایشگاه ۲۹ همه پذیرفته بودند که اتحادیه محور امور اجرایی نمایشگاه کتاب باشد. اما با تاکید بر آرا برابر واژه محوریت معنای خودش را از دست می‌دهد. محوریت اتحادیه یعنی مسئولیت اجرای نمایشگاه با این نهاد صنفی است و معنی ندارد که مسئول اجرای نمایشگاه اختیار متناسب با مسئولیتش نداشته باشد. این مشکل در نمایشگاه ۲۹ به روشنی بروز کرد و زمانی که ما می‌خواستیم مدیر کمیته ناشران داخلی را انتخاب و معرفی کنیم نتوانستیم موضوع را نهایی کنیم. موضوع که جدی‌تر شد، مسئله را به دکتر صالحی منعکس کردیم و ایشان مدیر کمیته را انتخاب کرد.

یعنی این آسیب در بحث واسپاری خودش را نشان داد. برای اجرا ما ناگزیر شدیم که اتحادیه را درگیر مسائلی کنیم. درگیر کردن اتحادیه در بحث مالی و دریافت هزینه‌های ثبت‌نام نمایشگاه و ... با اینکه در یک اتاق شیشه‌ای زیر نظر ارشاد و مطابق با مصوبات انجام می‌شد اما دارایی در وهله نخست ملاحظه می‌کند که ۲ میلیارد و ۶۰۰ میلیون به حساب اتحادیه واریز شده است. وقتی شرکت تعاونی را به عنوان یک ابزار برای فعالیت اقتصادی در کنار اتحادیه نداشتیم، جز پذیرش درجه‌ای از ریسک و امیدواری به اینکه مسئولین مالیاتی هم ماهیت فعالیت غیرانتفاعی ما را درک کنند، چاره دیگری برای حفظ واسپاری‌ها نبود.

مخلص کلام اینکه تمامی این مسئولیت‌ها و پذیرش ریسک بر گردن اتحادیه بود ولی این امکان به تشکل محوری داده نمی‌شد که حتى یک مدیر کمیته انتخاب کند و این دغدغه را با ارشاد هم درمیان گذاشتیم و خواستیم تا درآینده و روند رای‌گیری‌ها چگالی تشکل‌ها در نظر گرفته شود.

اختلاف جدی نیز از این مقطع آغاز شد. در یک جلسه هیئت‌مدیره پس از نمایشگاه ۲۹ صحبت شد تا مجدد از شورای تشکل‌ها دعوت کنیم و شرط اعمال چگالی در رای‌گیری‌ها را درمیان بگذاریم. دوستانی در هییت مدیره که فعلا هم در اکثریت هستند با این مسئله مخالفت کردند و گذاشتن این شرط را نپذیرفتند و ادعا کردند که این رویه به الفت بین تشکل‌ها آسیب می‌زند و بر تشکیل شورای تشکل‌ها با همان شیوه قبلی اصرار کردند. ما دقیقا زیر امضاها به عنوان مخالف نوشتیم که چون می‌دانیم یک گرایش بسیار قوی حاصل از آسیب‌شناسی دو دوره قبل در وزارت ارشاد است که چگالی و وزن تشکل‌ها دیده شود بنابراین پیشنهاد می‌دهیم که خودمان این موضوع را نهایی کنیم قبل از اینک ارشاد برای ما تعیین تکلیف کند.

آقای توکل تا قبل از این مصوبه در کنار ما قرار داشتند و به این ترتیب ما اکثریت چهار نفره را تشکیل مى‌دادیم اما در این مصوبه به طرف مقابل گرایش پیدا کردند و ما شدیم اقلیت سه نفره مشتمل بر رییس و خزانه دار و دبیر. مصوبه بعدی هم که قرار بود اتحادیه نماینده برای عضویت در شورای تشکل‌ها معرفی کند هم دوباره با همین بحث‌ها مواجه و با راى اکثریت چهار نفره آقاى دهقانى به عنوان نماینده اتحادیه در شوراى تشکل‌ها انتخاب شدند. با این حال شورای تشکل‌ها چند جلسه تشکیل داد و شورای سیاستگذاری نمایشگاه نیز تصویب کرد که یک کمیته واسپاری ۹ نفره تشکیل شود. قرار شد سه نفر را شورای تشکل‌ها معرفی کند، و بقیه از معاونت فرهنگی و شورای سیاستگذاری معرفی شوند و نهایتا این ۹ نفر پیگیری واسپاری امور به صنف را به عهده بگیرد.

خروجی شورای تشکل‌ها این بود که رییس اتحادیه در بین منتخبین نبود و البته من هم اعتراضی نکردم. ولی به نظر می‌رسد ارشاد چنین تصمیاتی را با مخاطرات و اما و اگرهای مختلف تلقی کرد. باید مطمئن می‌شدند که کار به شیوه‌ای جلو برود که همه جوانب در آن لحاظ شده باشد و نظر آحاد صنف در آن حتماً لحاظ شود و اینجا بود که آقای صالحی به عنوان نماینده خود برای حضور در این کمیته شخصا به بنده حکم داد. این اتفاقى نبود که برنامه‌ریزی‌ها و تصمیم‌گیری‌ها جوری رقم بخورد که رییس اتحادیه مدام کنار گذاشته شود. مگر حضور رئیس اتحادیه چه زیانی وارد می‌کند و چه خطری از وجود او احساس می‌کنند که چنین برخوردهایی را نشان می‌دهند.

در کمیته واسپاری چهار گزینه برای تفویض اختیار امور اجرایی نمایشگاه کتاب مطرح شد، اول یک تشکیلات فراگیر که از دید آقای صالحی اتحادیه یا شرکت تعاونی آشنا بود، دوم ادامه فعالیت شورای تشکلها با روش سابق با رعابت وزن تشکل‌ها، سوم یک شرکت برای اداره نمایشگاه تاسیس شود و گزینه چهارم هم اینکه اساسا خود موسسه نمایشگاه‌های فرهنگی واگذار شود. واگذاری موسسه ظرف سه تا چهارماه واقعا غیرممکن بود، تاسیس یک شرکت با حضور بیش از دو هزار غرفه‌دار هم که نیازمند زمان است و برنامهریزی اصولی خود را می‌خواهد.

گزینه دوم و بحث رعایت چگالی وزن انجمن‌ها هم که همچنان مورد موافقت واقع نمی‌شد. مثلا آقای طائب با بحث رعایت چگالی مخالفت مى‌کرد و انجمن ناشران کودک و نوجوان را یک انجمن کیفی مى‌دانست و معتقد بود که تعداد اعضای آن در نظر گرفته نشود.

وقتی تنها گزینه اول باقی ماند پیشنهاد کردم که چرا یا اتحادیه یا آشنا و بهتر است که اتحادیه و آشنا در کنار یکدیگر امور اجرایی نمایشگاه را دنبال کنند. استدلالم هم این بود که واسپاری زمانی معنا پیدا می‌کند که ما تشکیلات واحد سراسری داشته باشیم و بخش هرچه بیشتری از کشور را پوشش بدهیم و بالاخره آشنا درست است که نه در قالب اتحادیه صنفی بلکه اتحادیه شرکت‌های تعاونی عمل می‌کند و در چند استان مختلف تعاونی دارند و می‌تواند نماینده شهرستان‌ها تلقی شود ما هم کمک می‌کنیم که اتحادیه‌های سایر مناطق تشکیل شوند.

پس از آن آقای داودی‌پور به عنوان مشاور اتحادیه این طرح را به شورای تشکل‌ها برد که از قضا با مطرح شدن تاسیس شرکت دنیای ماه‌پیشونی مقارن شد. با تاسیس این شرکت یک موضع‌گیرى منفى در برخى از تشکل‌ها به وجود آمد چون ۱۲ نفر از آنها اعضای انجمن ناشران کودک بودند به خصوص دو نفر که آقایان محمدرضاتوکل صدیق و یحیی دهقانی که در شرکت ماه‌پیشونی (طرف قرارداد باغ کتاب) رئیس و نایب رئیس هیئت مدیره هستند؛ در نهاد صنفی ناشران و کتابفروشان تهران یعنی اتحادیه؛ دارای سمت‌های صنفی نائب رئیس هیئت مدیره و عضو هیئت مدیره هستند و... به علاوه شرکت تعاونی انجمن کودک برنده مزایده بخش کودک و نوجوان باغ کتاب شده‌اند و با اینکه در هیئت‌مدیره اتحادیه هم هستند این موضوع را به دیگر اعضای هیئت‌مدیره اطلاع نداده‌اند. نهایتا شورای تشکل‌ها رای به برگزاری نمایشگاه توسط اتحادیه و تعاونی آشنا داد و در این میان دو نماینده رای مخالف دادند: آقای دهقانی نماینده اتحادیه و نایبرئیس ماه‌پیشونی به علاوه آقاى طائب نماینده انجمن ناشران کودک. نماینده نشر دانشگاهی رای ممتنع داده بود .آقای توکل دبیر شورای تشکل‌ها در رای گیری تشکیک کرد و مجددا با هیئت‌مدیره تشکل‌ها نامه‌نگاری کردند و آرا را استعلام کردند و اکثریت مجددا با اجرای برگزاری نمایشگاه توسط اتحادیه و تعاونی آشنا موافق کردند.

حال مطرح می‌کنند که شورای تشکل‌ها رای به انحلال خود داد و درنظر نمی‌گیرند که حتما مسئله‌ای باعث این تصمیم شده است. این ماجراها هنوز هم ادامه دارد مخصوصا اینکه دکتر صالحی اعلام کرده اعضای هفت نفره شورای برنامه‌ریزی اجرایی سال گذشته برای نمایشگاه سی‌ویکم هم کارها را پیش ببرند. از این هفت نفر، ۴ نفر از اتحادیه هستند، سه نفر هم از آشنا هستند که باز هم یک نفرشان آقای داودی‌پور است که از اعضای با سابقه اتحادیه و مشاور هیئت مدیره بوده و به لحاظ شان مدیرعاملی شرکت تعاونی ناشران و کتابفروشان تهران در آشنا عضویت دارد و یعنی ما ۵ عضو در این شورا داریم. دوستان به آقای صالحی گفتند که شورای ۷ نفره مربوط به نمایشگاه سی‌ام است و برای نمایشگاه سی و یکم باید هیئت مدیره اتحادیه مجدداً تصمیم‌گیری کند.آقای صالحی هم پذیرفتند ولی تاکید کردند همان افراد مجددا انتخاب شوند.

جالبتر اینکه دوستان که تا به حال چگالى یک هشتم را مناسب می دیدند! حالا اصرار داشتند که چگالی رعایت نشده و نسبت ۴ به ۳  درست نیست و باید یا  ۵ به ۲  باشد یا  ۶ به ۳. رایگیری را هم در دستور کار هیئت مدیره قرار دادند. اگر به این موضوع رای مخالف می‌دادیم مخالفت ما را پیراهن عثمان می‌کردند که خود آموزگار، حسن پور و فخری‌زاده زیر بار قبول چگالی نرفتند. اگر هم رای موافق می‌دادیم یعنی تصمیمات ارشاد را به چالش کشیده بودیم و بستر مناسب همکاری با آشنا را نیز دچار مشکل می‌کردیم. واقعا طول کشید تا اعتماد بین اتحادیه و تعاونی آشنا را دوباره احیا کنیم و درست نبود این فرصت را از بین ببریم. با این قبیل برخوردها حتی ممکن است بحث واسپاری‌ها منتفی شود و طاقت ارشاد هم از این همه اختلاف به سر رسد.

با همین ملاحظه عنوان کردم که موضوع چگالی را بهانه نکنید و مشکل شما با بنده است و من کنار می‌روم تا کارها پیش برود. یعنی برای اینکه حرمت دکتر صالحی حفظ شود، حرمت تعاونی آشنا و اتحادیه هم حفظ شود و این دست‌آورد هم از بین نرود من کنار می‌روم. اینجا بالاخره مشخص می‌شود که ماجرا چیست. این موضع من مانع تصمیم گیری شد و قرار شد به گفتگو ادامه دهیم. تا این لحظه نتیجه‌ای حاصل نشده است.

درمورد انتخاب معاون اجرایی نمایشگاه هم حرف و حدیث‌های زیادی به وجود آمد و عملا بگوومگوها به یک جنگ لفظی تبدیل شد که هنوز هم ادامه دارد. توضیح شما به عنوان رئیس اتحادیه درباره این حواشی صنف چیست؟

مصوبه شورای تشکل‌ها به شورای سیاستگزاری نمایشگاه سى‌ام رفت و تصمیم گرفته شد که آشنا و اتحادیه متفقا اجرای نمایشگاه را برعهده بگیرند. در نتیجه قرار شد سه نفر از طرف اتحادیه و سه نفر از آشنا و نفر هفتم توسط دو تشکل برای امور اجرایی نمایشگاه انتخاب شوند. از طرف اتحادیه آقایان دهقانی، حسینینیک و من انتخاب شدیم و آشنا هم آقایان اسماعیلی‌راد، حسینی و معینی را معرفی کردند و قرار شد نفر هفتم و معاون اجرایی را در اولین جلسه بعدی مشخص کنیم. این موضوع طی صورتجلسه‌ای به تایید اعضای هیئت مدیره دو تشکل رسید. متعاقب آن آقای اسماعیلی‌راد یک روز را هماهنگ کرد و برای همه این افراد هم پیامک ارسال کرد که برای انتخاب نفر هفتم و معاون اجرایی در دفتر اتحادیه جلسه برگزار می‌شود. آقایان حسینى‌نیک و دهقانى به رغم اطلاع نیامدند و ما چهار نفری که اکثریت آرا را داشتیم نفر هفتم و معاون اجرایی را انتخاب کردیم و صورت‌جلسه را برای ارشاد فرستادیم و حکم‌های مربوطه صادر شد.

آقایان در ادامه یک جلسه غیرقانونی چهارنفره با حضور آقای حسینی نیک در اتحادیه برگزار کردند و بدون اطلاع‌رسانی به سه نفر بعدی تصمیمات قبلی هیئت مدیره را وتو کردند، درصورتی که برگزاری جلسه برعهده رئیس اتحادیه است و آنها تنها می‌توانستند درخواست برگزاری جلسه داشته باشند. در این جلسه آقایان دهقانی و حسینی‌نیک اعلام کردند که از این شواى شش نفره استعفا مى‌دهند و اکثریت چهار نفره تصویب کردند که اصلا اتحادیه حق ندارد در نمایشگاه دخالت کند. من را هم از آن شورا عزل کردند و در نامه‌ای با امضاى آقاى توکل به آقای صالحی ضمن اعلام مراتب نوشتند که گزارش تخلفات رئیس اتحادیه را هم به اتاق اصناف می‌فرستند. تشکیل جلسه و نامه‌نگاری به آقای صالی با امضای آقای توکل خلاف قوانین بود.

وقتی اختلافات به اینجا رسید گروهی سه نفره متشکل از دو مشاور رسمی هییت مدیره آقایان کیاییان و حسین‌خانی به همراه آقای فیاضی نامه‌ای به هیئت‌مدیره نوشتند و ضمن ابراز نگرانی پیشنهاد دادند شورایی برای حل اختلافات تشکیل شود. چندین جلسه این دوستان برای روشن شدن موضوع برگزار کردند و آقایان توکل،دهقانى و فیاضى مقدمات کار را فراهم کردند و نهایتا تصمیم این شد که هر ۷ نفر عضو هیئت مدیره دو نفر را به نمایندگی خودشان انتخاب کنند و به همراه دو مشاور هیئت مدیره این ١٦نفر در حضور خود اعضای هیئت مدیره راه‌حل اختلافات بر سر سه موضوع مشخص شده را بررسی و با اختیاراتی که تمام اعضای هیئت مدیره به آنها دادند داوری کنند. این تصمیمات به اتفاق آرا توسط هیئت مدیره تصویب شد. تصمیم شورای حل اختلاف نهایتا این شد که معاون اجرایی ابقا شود و از نفر هفتم یعنی آقای داودی‌پور درخواست شود که استعفا بدهد و این شش نفر مجدد در جلسه‌ای نفر هفتم را از لیستی ۱۰ نفره که یکى از آنها آقای داودی‌پور باشد انتخاب کنند. ولی این دوستان ناراضى از نتیجه و با توجه بهاینکه تعدادی از منتخبان خودشان هم به این طرح رای مثبت داده بودند علیرغم تصمیم و امضاى خود اعلام کردند که این شورای حل اختلاف غیرقانونی است و نمی‌تواند تصمیم‌گیری کند. در جلسه هیئت مدیره بعدى اکثریت چهارنفره از تصمیم قبلی خود مبنی بر ارجاع اختلافات به داوری شورای پیشکسوتان عدول کردند و شورا را مشورتی اعلام کردند که تصمیماتش لازم‌الرعایه نیست.

 وقتی که زیربار تصمیمات خود صنف نرفتند ارشاد وارد ماجرا شد و مسئله با تغییراتی با دخالت ارشاد حل شد و آقای توکل به عنوان نفر هفتم انتخاب شد. دخالت شورای پیشکسوتان نشانگر بلوغ صنفی بود که متاسفانه توجهی به آن نشد. در جلسه با ارشاد هم که یک روز تا شب طول کشید به پیشنهاد آقای دهقانی  و موافقت من، آقای توکل‌صدیقی به عنوان نفر هفتم انتخاب شد و به موضوع انتخاب مدیران کمیته‌ها رسید.

من نگرانی ندارم و اتفاقات اخیر را پوست‌اندازی اتحادیه می‌دانم البته اتحادیه چنان پی‌ریزی شده که در دوره بعد قوی‌تر از گذشته به امور نشر و کتاب خواهد پرداخت و اینکه من باشم یا نه هم واقعا مهم نیست. در مورد اتفاقات اخیر در باره معرفى نمایندگان اتحادیه در شوراى هفت نفره و بر خورد غیرمتعارف معاونت فرهنگى وزارت ارشاد نیز در فرصت دیگرى حرف‌هایم را مى‌زنم.

 فراموش نمى‌کنیم که باید همواره منافع ملى را بر منافع صنفی و منافع صنفى را بر منافع بخشى و فردى ترجیح دهیم. مولانا می‌فرماید:

جوى دیدى کوزه اندر جوى ریز

‏آب را از جوى کى باشد گریز

‏آب کوزه چون در آب جو شود

‏محو گردد در وى و جو او شود

 

 منبع: ایلنا

 

یکی از ناشران که سابقه روزنامه‌نگاری هم داشته است در مواجهه با یکی از قاچاقچیان کتاب که آثار او را به صورت غیرقانونی چاپ و به فروش می‌رسانده است، سیلی می‌خورد و در ادامه هم می‌شنود که این کمترین پاسخی بود که او در قبال اعتراضش دریافت کرده است. همین ناشر چندی قبل نیز گفته بود که از سوی قاچاقچیان کتاب تهدید نیز شده است.

 

این اتفاق در حالی رخ می‌دهد که در آخرین و در واقع نخستین دیدار وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی با دست‌اندرکاران چاپ و نشر کتاب در کشور و نمایندگان تشکل‌ها نشر، موضوع قاچاق کتاب به عنوان یکی از مهمترین و اصلی‌ترین پدیده‌های حل نشده نشر که از قضا تازه چند سالی است که ابعاد آن در جراید منتشر شده است، یاد می‌شود.

در این خصوص، خبرهایی از دل معاونت فرهنگی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و نیز اتحادیه ناشران و کتابفروشان تهران بیرون آمد مبنی بر اینکه کارگروهی برای مقابله با این پدیده شکل‌گرفته و با هم‌افزایی این دو نهاد تصمیم به مبارزه با این پدیده گرفته شده است. اما با این همه آنچه ناشران و فعالان اصناف نشر درباره قاچاق کتاب بازگو می‌کنند، کمافی‌السابق باقی‌ماندن رویه‌های موجود در این زمینه در است. به عبارت دیگر قاچاقچی کماکان کار خودش را می‌کند و ناشر نیز باید با درد خود بسوزد و بسازد.

داستان اما خیلی ساده‌است. ناشری کتابی را قانونی منتشر می‌کند و با برنامه‌ریزی موفق می‌شود کتابش را در بازار به موفقیت اقتصادی برساند. در ادامه ناشرنماهایی که از قضا برگه قانونی فعالیت نشر را هم دارند، با کپی‌کردن متن ترجمه و نهادن نام مترجمی جعلی بر آن و یا انتشار نسخه دیجیتال همان کتاب و همان ناشر، در بازار و حتی در نمایشگاه‌های رسمی کتاب و نیز شبکه‌های توزیع کنار خیابانی آن را به فروش می‌رسانند و سود و فعالیت قانونی اقتصادی یک ناشر را از بین می برد.

تاسف انگیزتر این است که به گفته ناشرانی که سعی کرده‌اند از راهکارهای قانونی به مبارزه با این پدیده بپردازند، ظاهرا قانون موجود در مقابل این اتفاق آنچنان که باید راهکاری برای مقابله با این پدیده و کمک به ناشران نسجیده است. تلاش‌های تشکل‌های صنفی نشر نیز در این زمینه تاکنون بی‌فایده بوده و در دوراهی اعمال تشریفاتی یا اعمال غیرتشریفاتی اما کم رمق باقی مانده است و در ضلع دیگر این ماجرا وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی نیز این پدیده را مانند بسیاری از رویه‌های موجود در نشر کشور در سیکل کند و کسل کننده اداری کشور انداخته است.

یادمان باشد سیلی که هفته گذشته به گوش یک ناشر آن هم از سوی قاچاقچی کتاب نواخته شد،  سیلی است که انگار به گوش معاونت فرهنگی وزارت ارشاد و تشکل‌های صنفی نشر نواخته شده است. سیلی به گوش آنهایی که دائم دم از ارتقا و کیفیت در خدمات فرهنگی با موضوع کتاب می‌زنند و آنهایی که به شکلی سیری‌ناپذیر به دنبال کسب مدیریت دولتی به اسم خصوصی‌سازی و به کام تشکل خود هستند. این سیلی که رواست همه اهالی نشر اهم از مدیر و ناشر به خاطرش نم به چشم برسانند، سیلی به روندهایی است که تاکنون از آنها دم زده شده است و نخستین زنگ جدی برای رشد خزنده یک پدیده شوم را به صدا در آورده است.

اگر عزمی جزم برای مجازات بانیان این دست اقدامات وجود نیاید به زودی بخش‌های دیگری از صنعت نیمه جان نشر کشور نیز از سوی سوداگران نشر سیلی خواهند خورد و دیری نخواهد پایید تا این صنعت با شکل فعلی به یکی از ناامن‌ترین صنایع کشور از منظر سرمایه‌گذاری مبدل شود.

 

منبع: مهر