این روزها که نمایشگاه کتاب برقرار است، یکی از دغدغه‌های مهم مراجعه‌کنندگان اطلاع از کم و کیف کتاب‌های مناسب خرید است و این که در این بازار مکاره و شلوغ و پرازدحام، چه عنوانی می‌تواند ذائقه و سلیقه و نیازهای مطالعاتی‌شان را تأمین کند. بسیاری از افراد و نهادهای کارشناس کتاب، هر یک به فراخور بضاعتشان، در حال ارائه فهرست‌ها و یا معرفی عنوان‌هایی هستند که البته قابل‌توجه و استفاده هستند و مایه تحسین.

در این میان، یک فهرست دیگر هم هست که شاید بتواند برای بازدیدکننده‌های نمایشگاه کتاب مفید باشد؛ و آن فهرست مصوبات هیئت انتخاب و خرید کتاب وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی است. حسن این فهرست آن است که انتخاب‌کنندگانشان، جمعی از کارشناسان خبره نشر و کتاب هستند که در گروه‌های مجزای کودک/نوجوان، هنر/ادبیات، علوم انسانی، دین و دانش عمومی، اغلب کتاب‌های چاپ اول سال ۱۳۹۷ و ۱۳۹۶ را بر اساس معیارهایی فرهنگی مرکب از شاخص‌های کیفی، قالبی و محتوایی مانند رعایت بایسته‌های نوشتاری به لحاظ روش تحقیق در آثار پژوهشی، میزان خلاقیت و نوآوری و پختگی متن در آثار هنری، پاکیزگی و کیفیت چاپ و صفحه‌بندی و ویراستاری و درج تصاویر و نیازسنجی‌های وزارتخانه بر مبنای اعلام کتابخانه‌ها و مراکز فرهنگی کشور برگزیده‌اند.

تلاش هیئت ما دست کم در چند سال اخیر این بوده که در این فرایند، به وادی مناقشه‌های جناحی و سیاسی و هر نوع زمینه غیرفرهنگی دیگر، سمت و سو گرفته نشود و صرفاً سنجه‌های مربوط به فرهنگ مد نظر قرار گیرد. البته محدوده انتخاب ما، صرفاً در دایره کتاب‌هایی است که ناشرانشان به تمایل خود برای دبیرخانه هیئت فرستاده‌اند و بااین‌حال، درصد حداکثری از ناشران فعال کشور را در برمی‌گیرد؛ به جز کتاب‌های کنکوری و یک بار مصرف (مثل رنگ‌آمیزی‌ها) و یا تخصصی دانشگاهی. 

از نظر خود من تا ۹۰، ۸۰ درصد این فهرست شامل کتاب‌های خوب و قابل توصیه به خرید در رشته‌های مختلف است. آن ۲۰، ۱۰ درصد دیگر هم یا حفره‌هایی هستند که به‌هرحال در فرایند حجیم ارسال کتاب‌ها از سراسر کشور ممکن است شکل گیرند و یا معطوف به حوزه‌هایی است که ممکن است فراتر از اختیار من و اعضای هیئت انتخاب و خرید شکل‌گرفته باشد؛ اما تا همین حد هم فهرست نسبتاً جامع و مطلوبی از کتاب‌های خواندنی و البته وزین محسوب می‌شود که پیشنهاد می‌کنم قبل از مراجعه به نمایشگاه مروری بر آن داشته باشید.

هم‌اکنون فهرست مصوبات شش جلسه اخیرمان (۶۰۳ تا ۶۰۸) روی سایت معاونت امور فرهنگی وزارتخانه درج‌شده است که تا هفته دیگر، فهرست جلسه ۶۰۹ هم به آن‌ها افزوده خواهد شد. نشانی این صفحه به‌قرار زیر است: (https://mof.farhang.gov.ir/fa/home/book)

امسال متأسفانه در خود روزهای نمایشگاه خرید کتاب نداریم، ولی بحث خرید کتاب را در همان محدوده ماهی دو جلسه ادامه خواهیم داد و برنامه‌ریزی‌هایی نیز در دست داریم تا کیفیت خریدمان بهتر شود؛ ازجمله این‌که از جلسات جدیدمان، کارشناسان هیئت، خودشان اقدام به تعیین تعداد خرید کتاب‌ها نکنند و صرفاً کتاب‌ها را به لحاظ کیفی درجه‌بندی کنند تا بر اساس درجه داده‌شده، تعداد خرید هم رقم بخورد و به‌این‌ترتیب وحدت رویه در خرید کتاب‌های رشته‌های مختلف حفظ شود. شاید بنا به ملاحظات بودجه‌ای، انقباض‌هایی را پیش رو داشته باشیم، ولی این ماجرا در هدف اصلی‌مان که تجهیز کتابخانه‌های کشور، مخصوصاً کتابخانه‌های مناطق محروم، با کتاب‌های مناسب و مفید است وقفه‌ای پیش نخواهد آورد.

قاعدتاً از انتقادها و پیشنهادها و یادآوری‌های اهل نظر بی‌نیاز نیستیم. برای بهبود کارمان، کمکمان کنید. از همفکری‌تان قطعاً بهره‌مند خواهیم شد.

 

برندسازی در حوزه چاپ و نشر کتاب مثل کالاهای دیگر نوعی جلب اعتماد مشتری و مخاطب است که بخش مهمی از پازل تولید و فروش در بازار کتاب است.

به گزارش چاپ ونشر به نقل از (ایبنا) برندسازی در حوزه بازرگانی مساوی بالا بردن اعتبار و کیفیت یک کالا یا جنس برای مشتری‌هاست ولی در حوزه چاپ و نشر کتاب معنی بهتری می‌دهد که شامل تبلیغات مناسب، توزیع و ارتباط موثر با مخاطب و ترغیب آنها برای تهیه و خرید محصولات و خدمات است. همانقدر که محتوای کتاب مهم است برندسازی نیز از اهمیت خاصی برخوردار است. در اینجا روش‌های موثر برای برندسازی کتاب‌ها توضیح داده شده است که به نظر می‌رسد در دنیای امروزی با این حجم مطالب منتشر شده یکی از ضروریات فروش کتاب باشد:

 

1. اعتماد

نوشتن یک کتاب خود بخشی از پازلی پیچیده در روند تولید و فروش آن است. در حقیقت در دنیای امروزی نوشتن کتاب ساده‌ترین بخش این پازل است که از همان ابتدا محل قرارگیری آن مشخص شده است ولی باید اولین بخش برندسازی برای موفقیت احتمالی کتاب پیش‌بینی شود. باید مخاطب را نسبت به محتوا، نویسنده و ژانر کتاب آشنا کرد و اعتمادش را نسبت به کیفیت آن جلب کرد. همگان استیون کینگ را به عنوان نویسنده داستان‌های تریلر می‌شناسند یعنی اولین مرحله برندسازی برای کتاب‌های کینگ به طور خودکار تامین شده است.

 

2. خارج از گود بایستید

در آمریکا و سایر کشورهای جهان سالانه میلیون‌ها کتاب با موضوعات مختلف چاپ می‌شود. طبق گزارش سایت بوکر در سال 2017 بیش از یک میلیون کتاب تنها از سوی نویسندگان خودنشر وارد بازار کتاب شد که این رقم نسبت به کتاب‌های دارای شابک در سال 2012 نزدیک به 156درصد افزایش نشان می‌دهد. با این حجم انبوهی از کتاب‌ها بهتر است وارد گود نشوید و سعی نکنید با شبکه‌های اجتماعی با دیگر ناشران رقابت کنید. تجربه نشان می‌دهد نویسندگان با کیفیت به تدریج شناخته می‌شوند و تنها کافی است که در سایت یا وبلاگ خود بخش‌هایی از کتاب را برای مخاطب منتشر کنید.

 

3. چشم انداز در حال تغییر طبع و نشر

هرچند امروز با وجود فرمت‌های فراوان کتاب مثل نسخه‌های دیجیتال و صوتی بسیاری از نویسندگان خودنشر به این حوزه‌ها روی می‌آورند ولی چاپ سنتی کتاب را فراموش نکنید. این مقوله آنقدر مهم است که بعضی از نویسندگان بزرگ کتاب‌های خود را تنها با فرمت کاغذی یا چاپی منتشر می‌کنند. ناشران به نویسندگان خوب اهمیت می‌دهند و کار ارزشمند را می‌شناسند. جف بزوس صاحب آمازون می‌گوید یک برند به مشتری در حقیقت شما را یادآوری می‌کند.

 

4. برندسازی به فروش کمک می‌کند

اگر در کار و شغل نویسندگی جدی هستید و می‌خواهید از این طریق امرار معاش کنید و پول درآورید نیاز به تمرکز روی برند خودتان کنید. برندسازی خوب به شما اجازه می‌دهد قبل از کتاب خودتان را به مخاطب معرفی کنید و بتوانید در جهت فروش بیشتر کتاب امکانات لازم را فراهم کنید. برندسازی یعنی تهیه گزارش خوب و قوی از خودتان و نوشته‌هایتان است.

 

در شرایطی که کارگروه صیانت مجدانه درصدد مقابله با قاچاق کتاب‌اند؛ شواهد حاکی از خیزش موج جدید از این پدیده خسارت‌بار است که با سروشکل رسمی و قانونی بازار کتاب در کشور را مورد هدف قرار داده است.

به گزارش چاپ ونشر به نقل از (ایبنا)- هادی حسینی‌نژاد: پیش‌ترها وقتی اسم کتاب افست به میان می‌آمد، تصویر کتاب‌های بی‌کیفیت با چاپ رنگ و رورفته، صفحات کج و معوج و صحافی‌های زهواردررفته به ذهن می‌رسید. دلیلش هم این بود که تنها کتاب‌هایی به شکل افست در بساط دست‌فروشان عرضه می‌شد که به هر دلیل(بیشتر به دلیل مجوز نداشتن) در بازار رسمی کشور وجود نداشتند. همین مساله باعث می‌شد تا چنین کتاب‌هایی با تبلیغِ «کتاب ممنوعه» و «کتاب بدون سانسور» همیشه مشتریانی داشته باشد. این رویه اما در سال‌های اخیر با تفاوت‌های اساسی همراه شده؛ به‌طوری که بخش قابل توجهی از کتاب‌های تقلبی(موسوم به قاچاق) نه تنها غیرمجاز نیستند، بلکه از سوی ناشران رسمی و فعال کشور در دست انتشارند.

 

طرح تعاریف جدید و ویروس‌های تکامل یافته

در تعریف جدید؛ متخلفان با تکثیر کتاب‌هایی که از سوی ناشران رسمی منتشر شده و استقبال مخاطبان را به همراه داشته، کسب‌وکار پرسودی را آغاز کرده‌اند و رواج یافتن این پدیده مهلک با واکنش‌های صنفی، تشکیل کارگروه صیانت از حقوق ناشران، مولفان و مترجمان، همراهی دستگاه‌های‌‌ انتظامی و قضایی همراه شد و کشف و توقیف انبارهای متعدد کتاب‌های تقلبی را در پی داشت. جریان مقابله با این پدیده ادامه دارد اما شواهد و قرائن حاکی از آن است که متخلفان با استفاده از خلا‌های موجود در صنعت نشر و این‌بار تحت لوای قانون، اشکال تازه‌ای از تخلف را رقم زده‌اند؛ درست مثل ویروسی که در درازمدت و در تقابل با آنتی‌بیوتیک‌های نه‌چندان اثرگذار، قوی‌تر شده و نقاط ضعف خود را تکامل داده است.

اگر ساعاتی را به گشت‌وگذار در بازار دست‌فروشان کتاب(چه در بساطِ دست‌فروشان خیابان انقلاب تهران و چه بساطی‌های سایر شهرها و استان‌ها) در میان کتاب‌های افست، عناوینی به چشم می‌آید که با تلاش ناشران مختلف، جایی در بازار نشر پیدا کرده و به نوبت چاپ‌های بالا رسیده‌اند. اما در این میان، همان عناوین پرفروش با برند نشرهای دیگری هم عرضه می‌شوند که این مساله سوال‌برانگیز است: اگر قرار بر افست کردن کتاب‌های پرفروش بوده، چرا قاچاقچیان و سودجویان بازار نشر، همان کتاب اصلی یعنی کتاب ناشری که پیش از همه روی انتشار آن عنوان سرمایه‌گذاری شده و مخاطبان زیادی را به خود جذب کرده- افست نشده است؟ به عبارت دیگر، چرا فعالان زیرزمینی نشر، کتاب ناشری را افست کرده‌اند که چندمین ناشر کتاب‌ مورد نظر است و اتفاقا تازه‌تاسیس بوده و نام شناخته شده‌ای برای اهل کتاب نیست؟

بازدید و بررسی انبوه کتاب‌های کشف شده که اخیرا در انبار شریف‌آباد رونمایی شد، سوال‌های مطرح شده را تقویت کردند. نکته قابل توجه دیگر، کیفیت بالای این کتاب‌هاست؛ تا حدی که نمی‌شود تصور کرد این کتاب‌ها، افست شده‌ی کتاب‌های رسمی باشند. این واقعیت را می‌توان از نوع کاغذ، صحافی و چاپ آن‌ها دریافت. حالا سوال اینجاست که چرا کتاب‌های مورد اشاره، سر از انبار کتاب‌های تقلبی(قاچاق) در آورده‌اند؟

 

به‌ظاهر قانونی؛ به‌شدت آسیب‌رسان

یکم: انتشار کتاب در چرخه رسمی صنعت نشر، فرایند تقریبا مشخص و ثابتی دارد. در این الگو، هزینه‌های مشخصی نیز وجود دارد که معمولا بر اساس قیمت پشت جلد کتاب تعیین می‌شوند. به عبارت دیگر هر کدام از دست‌اندرکاران نشر(از مولف و ناشر گرفته تا موزع و کتاب‌فروش) درصد مشخصی از فروش کتاب سهم دارند. در این میان سودِ ناشر، چیزی حدود 20 تا 30 درصد از رقم پشت جلد کتاب است. البته باید در نظر داشت که سهم‌های مشخص شده تنها در صورتی محقق می‌شوند که کتاب‌ها در بازه زمانی معقولی به دست مخاطبان رسیده و فروخته شوند. در غیراینصورت طبیعی است که انتشار کتاب می‌تواند خسارات سنگینی را به همراه داشته باشد.

دوم: مساله گرانی کتاب و قدرت مالی پایین علاقه‌مندان به کتاب و کتاب‌خوانی، همواره یکی از دغدغه‌های اصلی در حوزه نشر بوده است. در چنین شرایطی، تخصیص تخفیف در چهارچوب‌های و نظام‌های مختلف نظیر نمایشگاه‌ها، می‌تواند برای مشتریان واقعی کتاب فرصت مغتنمی باشد اما فروش کتاب با تخفیف 50 درصد که یکی از اصلی‌ترین عوامل تفوق بساط‌های غیررسمی فروش کتاب به شمار می‌آید، دیگر با روال رسمی چرخه فروش کتاب منطقی به‌نظر نمی‌رسد. به‌عبارت دیگر تنها کتاب‌هایی که به شکل تقلبی(قاچاق) منتشر می‌شوند و از پرداخت هزینه‌های مختلف؛ از حق‌التالیف و حق‌الترجمه گرفته تا هزینه حروف‌چینی، لیتوگرافی و صدالبته پرداخت سهم شبکه‌های توزیع و فروش کتاب معاف بوده‌اند، می‌توانند برای عاملان توجیه اقتصادی داشته باشند.

سوم: تجمیع این موقعیت‌ها، ما را به شکل تازه‌ای از انتشار می‌رساند که در صورت وقوع و تداوم، قطعا برای صنعت نشر ایران به‌شدت آسیب‌رسان است؛ یعنی فعال شدن ناشرانی که ‌سراغ عناوین پرفروش ناشران دیگر می‌روند و با انتشار موازی آن‌ها، به‌جای اینکه تولیدات خود را از طریق شبکه‌ رسمی توزیع و فروش کتاب عرضه کنند، با به‌اصطلاح «قاچاقچیان کتاب» وارد قرارداد می‌شوند! با این روش، یا سهم بیشتری نسبت به الگوهای معروف و مرسوم در چرخه نشر از قیمت کتاب‌ها می‌برند یا دستِ‌کم زودتر به سهم مشخص شده خود خواهند رسید.

این رویه از آن‌جا حائز توجیه اقتصادی است که بساطی‌های کتاب‌فروش با ارائه تخفیف‌های 50 درصدی، بسیار موفق نشان داده‌اند و عاملان این جریان و در راس آن‌ها خانواده «خ» که پرونده قطوری را یک‌تنه نزد مراجع قضایی از خود به‌جا گذاشته، مدام در صدد توسعه کسب‌وکار خود و تعدد بساط‌های کتاب‌فروشی در سراسر کشور بوده‌اند. البته بماند که چنین کتاب‌هایی دستِ‌کم در مواردی سر از شبکه‌های رسمی فروش کتاب نیز درآورده‌اند و به گفته یکی از اعضای کارگروه صیانت یعنی محمدتقی عرفان‌پور؛ تا کنون تخلفات چند مرکز نشر، توزیع و کتاب‌فروشی و دست‌داشتن آن‌ها در جریان انتشار و فروش کتاب‌های تقلبی محرز شده که برخی از این پرونده‌ها به لغو پروانه و پلمب نیز انجامیده است.

 

هشدار: جای ناشر و قاچاقچی عوض نشود!

یکی می‌گفت: خسته‌شدیم از بس در تحلیل هر آسیبی، بحث را به عدم عضویت ایران در معاهده برن و قانون کپی‌رایت می‌کشانید، اما واقعیت این است که تمام این آشفتگی‌ها و وقوع تخلفات خسارت‌بار، در سایه خلاء قانونی رخ می‌دهد. اگر هر کتاب خارجی تنها یک ناشر انحصاری در ایران داشته باشد، دیگر انتشار موازی آن کتاب، جایز و قانونی تلقی نخواهد شد و بستر تخلفات مختلفی همچون سرقت ادبی و قاچاق این‌طور گسترش پیدا نمی‌کند. توضیح آنکه کتاب‌های ترجمه‌ای در میان کتاب‌های تقلب، سهم حداکثری دارند.

در چنین شرایطی، آنچه بیشتر از همه نگران‌کننده به‌نظر می‌رسد، تغییر مفاهیم ارزشمند در حوزه فرهنگ مکتوب و عوض شدن نقش‌های مثبت و منفی در بازار کتاب است. با این رویه، قاچاقچی دارد نقش ناشر، موزع و کتاب‌فروش را توامان بازی می‌کند و این به‌نظر نگارنده، مهلک‌ترین خطری است که آینده صنعت نشر کشور را به مخاطره می‌کشاند.

چندی قبل یکی از اعضای کارگروه صیانت، کشف چند انبار تازه کتاب قاچاق و انتشار اخبار آن در آینده نزدیک را نوید می‌داد. تدوام این اخبار، اگرچه می‌تواند ما را به برچیده شدن کامل این جریان ناگوار امیدوار کند اما تمام نشدن این انبارها و کشف دوباره و دوباره انبارهای تازه، آن‌هم وقتی می‌دانی که عاملان اصلی بدون نگرانی و با وثیقه‌های ناچیز، آزادانه به تکرار تخلفات خود مشغول‌اند، نگرانی‌ها را تشدید می‌کند. با این حساب برخورد با این ویروس تکامل‌یافته، نیازمند اقدامات گسترده‌تر و مجدانه‌تر می‌نماید و این امر باید با ترمیم قوانین و بستن خلل و فرج‌های موجود در مسیرهای قانونی نشر همراه باشد.

 

ناشران می‌گویند به احتمال زیاد از تعداد عناوین تحت چاپ خود در سال جاری کاهش دهند. ظاهراً امسال اولویت ناشران روسی چاپ کتاب‌های نویسندگان داخلی باشد.

به گزارش چاپ ونشر به نقل از ایبنا، ناشران کشور روسیه از وضعیت گرانی کاغذ و عدم تناسب عرضه و تقاضا در بازار کتاب شکایت دارند و اینطوری که پیش‌بینی می‌شود در سال 2019 با کاهش فعالیت ناشران و تعدیل نیرو در این صنف روبرو هستیم. ناشران می‌گویند به احتمال زیاد از تعداد عناوین تحت چاپ خود در سال جاری کاهش دهند. ظاهراً امسال اولویت ناشران روسی چاپ کتاب‌های نویسندگان داخلی باشد.

در سال‌های اخیر قیمت کاغذ در بازار افزایش قابل ملاحظه‌ای داشته است که اولین نتیجه آن افزایش قیمت کتاب‌ها بوده که در سال جاری به نظر می‌رسد به اوج خود برسد. به این افزایش قیمت مالیات ارزش افزوده کشور روسیه را نیز باید اضافه کرد که دولت گفته از 18 درصد به 20 درصد خواهد رسید.

الکسی آیلین مدیر انتشارات آلپینا منتشر کننده کتاب‌های اقتصادی و تجاری، روان‌شناسی و فلسفه از وضعیت نابسامان بازار کتاب روسیه در سال گذشته و امسال خبر می‌دهد. به گفته وی قیمت کاغذ در سال جاری 40درصد افزایش داشته است که علاوه بر این هزینه‌های جانبی نیز تا 15درصد رشد داشته که مجموع آنها موجب تعطیلی بسیاری از  انتشاراتی‌ها شده است.

لئونید شکورویچ مدیر انتشارات آزبوکا آتیکوس منتشر کننده رمان‌های کلاسیک نیز از گرانی کاغذ در روسیه شکایت دارد و می‌گوید این انتشارات احتمالاً امسال در ترجمه و چاپ رمان‌های خارجی محدودیت داشته باشد. وی گفت: انتشارات آزبوکا نسبت به سال 2014 تعداد ترجمه‌هایش کاهش قابل ملاحظه‌ای داشته و به نظر می‌رسد روند کاهشی نیز در سال جدید ادامه داشته باشد.

کتابفروش‌های روسی نیز از کسادی بازار کتاب در سال گذشته و اوایل سال جاری خبر می‌دهند. به گفته آنها بسیاری از کتاب‌های موجود در انبارها مربوط به فصول گذشته چاپ هستند و هنوز فروش نرفته‌اند. البته به نظر می‌رسد ناشران با وجود گرانی بازار قصد افزایش قیمت کتاب‌ها را ندارند چون همین افزایش موجب کسادتر شدن بازار خواهد شد.

به گفته ناشران و کتاب‌فروشان روسی آنها برای بهتر شدن وضعیت خود اقدام به چیدمان و تزئین و یک سری کارهایی شبیه لیست کردن کتاب‌های مورد علاقه مشتری‌ها می‌کنند. آنها کتاب‌هایی که کمتر فروش می‌رود را از قفسه‌های خود جمع می‌کنند و به جای کتاب‌های علمی بیشتر به کتاب‌های داستانی و عامه پسند روی آورده‌اند.

ایگور آرتمیف رئیس سرویس توزیع کتاب فدرال روسیه (FAS) شروع افزایش قیمت کاغذ را از سال 2010 عنوان کرد و از برنامه‌های دولت برای بهبود بخشیدن به وضعیت بازار کتاب خبر داد. وی گفت: برنامه‌های ما از سال‌های گذشته برای ثبات قیمت کاغذ شروع شده است و امیدواریم در سال‌های آینده بتوانیم دوباره به این ثبات برسیم.

 

 

حال و روز نامساعد صنعت چاپ و نشر و اوضاع نابسامان بازار کتاب بر کسی پوشیده نیست. چندبرابر شدن ناگهانی قیمت کاغذ، برای صنعت چاپ و نشر در ایران که همواره معضلات و مشکلات عدیده بوده را به دنبال داشته، حکم مصیبت ناگهانی را داشت. این صنعت در سال‌ها و دهه‌های اخیر درآمد چندانی نداشته است تا بتواند پایه‌های خود را مستحکم و از نظر اقتصادی مقاوم کند.

به گزارش چاپ ونشر به نقل از همشهری، یکی از اصلی‌ترین انگیزه‌های کسانی که در این حیطه فعالند، علاقه است. به‌عبارت بهتر بسیاری از نویسندگان و ناشران، پیش از گران شدن کاغذ نیز بنیه اقتصادی قدرتمند و سرمایه و اندوخته قابل‌توجهی نداشتند و ای بسا بیشتر آنان صرفا از روی علاقه به فعالیت خود ادامه می‌دادند. طبیعتا چنین کسانی توان مواجهه با بحران‌های اقتصادی و تکانه‌های شدید مالی را ندارند. گرانی ناگهانی کاغذ، درست زمانی گریبانگیر این جماعت شد که دیگر تاب و توان مواجهه با مشکلات جدید را نداشتند.

با این تفاصیل و با وجودی که همواره سعی کرده‌ام، آدم خوشبینی باشم، نگران وضعیت نشر و کتاب هستم.

گرانی کاغذ آن هم تا این حد برای ناشران کتاب کمرشکن و زمینگیرکننده است. باید پرسید کسانی که با وجود همه مشکلات با پایین آوردن سطح انتظارات خود، کارشان را انجام می‌دادند، آیا می‌توانند در چنین بازاری همچنان کالای فرهنگی تولید کنند و از قبل آن سودی - هرچند ناچیز ببرند؟ و آیا توان حضور فعال در نمایشگاه کتاب را که حدود 2ماه دیگر باید برگزار شود، خواهند داشت؟ آن هم با وضعی که ناشران ما حتی درباره انتشار کتاب‌هایی که فروش آنها به‌دلیل رسیدن به چاپ هفتم و هشتم، تضمین شده است، مرددند.

شاید اگر در گذشته فضای مجازی به‌عنوان پشتوانه‌ای برای فرهنگ کشور تقویت می‌شد، می‌توانست امروز بخشی از بار را به‌دوش بکشد اما وضع فعلی فضای مجازی چنان است که اولا به بعد اطلاع‌رسانی آن بیشتر توجه شده و در زمینه مطالعه جدی و تخصصی خیلی روی آن حساب نمی‌شود. از سوی دیگر کتاب‌های الکترونیکی و ای‌بوک‌ها بیشتر مناسب کتاب‌های معروف و آثار افراد مطرحند و نمی‌توانند به استعدادهای جوان و چهره‌های جدید کمک کنند. امیدوارم اگر برنامه‌ریزی‌ای صورت می‌گیرد و سیاستی اتخاذ می‌شود در آن اصلاح اشتباهات گذشته و رفع مشکلات موجود، لحاظ شود.

 

 

 

 

نویسنده کتاب «کلیدی به‌نام مذاکره» که برای مشخص کردن نوبت چاپ از برچسب استفاده کرده، مدعی است کتابش تا پایان سال به چاپ 5000 می‌رسد؛ درحالی که هیچ اطلاعاتی از محل، شیوه و میزان فروش این کتاب وجود ندارد.

به گزارش چاپ ونشر به نقل از (ایبنا)، بازار کتاب، بازار فرهنگ است اما مکاری هم کم به خود ندیده است. سرقت ادبی، کلاه سر مولف و مترجم گذاشتن، قاچاق کتاب، کپی‌برداری و... از جمله آسیب‌هایی‌اند که می‌تواند به این بازار فرهنگ صدمه بزند. یکی دیگر از مصادیق مکر هم دست‌بردن در اطلاعات کتاب است که با اهداف مختلفی اتفاق می‌افتد؛ مثلا برای کسب معیارهای حضور درنمایشگاه‌کتاب تهران یا بازنشر کتابی که مجوز انتشار آن باطل شده است. اما از دیگر اهداف این رویه که بیشتر مورد نظر ذی‌نفعان قرار می‌گیرد، فریب دادن مخاطب و البته بازار کتاب با دست‌بردن در عدد شمارگان و یا نوبت چاپ است. ایجاد موج کاذب و تهییج مخاطبان به خرید، یا عوامل دیگری مانند شهرت‌طلبی می‌تواند انگیزه انجام این تخلف باشد.

 

ورودیه با معارفه

حکایتی که در مقدمه آمد، حکایت ادامه‌داری است که تشریح آن مطالب دیگری را می‌طلبد و موضوع این نوشتار نیست. این گزارش با رویکرد گفت‌وگو با ناشر-مولفی تهیه و منتشر می‌شود که مدعی است کتابش در عرض دو سال به چاپ 212 رسیده و تا پایان سال جاری، این عدد به 5000 خواهد رسید.

حسین الهیاری؛ متولد 1354 که خود را فارغ‌التحصیل مدیریت بازرگانی بین‌الملل معرفی می‌کند در آذرماه سال95 کتابی را با نام «کلیدی به نام مذاکره» منتشر می‌کند؛ کتابی که مانند مشابه‌های فراوانش در بازار نشر، برای مخاطب عام نوشته شده و مدعی‌است مخاطب با خواندنش می‌تواند در امور یومیه خود انسان موفق‌تری باشد. القصه... نامبرده در روزهای پایانی همان سال، چاپ دوم این کتاب را به اداره کتاب اعلام کرده و اعلام وصول می‌گیرد. در طول سال 96 خبری از نام این کتاب در فهرست‌ تجدید چاپی‌ها نیست اما در آبان‌ماه سال جاری(1397) به یک‌باره شاهد ثبت 210 نوبت چاپ از این کتاب و رسیدن آن به چاپ 212ام هستیم؛ اتفاقی که به خودیِ خود محل سوال است؛ خصوصا در شرایطی که ایشان این میزان نوبت چاپ تنها در دو روز(15 و20 آبان‌ماه) ثبت شده است.

بررسی نسخه‌های موجود از این کتاب در مخزن خانه کتاب، نتایج جالبی را به همراه داشت. اولین نکته در این کتاب‌ها، الصاق برچسب‌های کاغذی روی جلدشان بود که نوبت چاپ روی آن‌ها پرینت شده است:

بررسی‌های بیشتر نشان داد که این اتفاق برای تمام نسخه‌هایی که به عنوان تجدید چاپی به اداره کتاب ارائه شده (و طبق قواعد یک جلد از آن برای درج در بانک اطلاعاتی به خانه کتاب رفته) رخ داده است؛ 211 نسخه که برای نمونه تصویر جلد برخی از آن‌ها را در یک قاب تجمیع شده است:

البته این تمام ماجرا نبود. نکته بعدی به شناسنامه کتاب برمی‌گردد که همین روش چسباندن برچسب برای آن نیز اعمال شده است. جالب آنکه زیر این برچسب‌ها، نوبت چاپ دوم درج شده است:

«من اهل مذاکره‌ام... با شرکت‌های خارجی مذاکره کرده‌ام.»، «چه دل‌شان بخواهد یا نه، کتاب من پرفروش‌ترین کتاب ایران است.»، «من مدیریت بازرگانی خوانده‌ام و راه فروش را بلدم.»، «با یک خبر دست اول آمده‌ام.»، «اگر طرف من نقد کردن را بلد نباشد، من او را می‌خورم(!)»... این‌ها جملاتی است که مولف این کتاب در خلال گفت‌وگویی که با او داشتیم، عنوان کرده است.

او درباره پیشینه شغلی خود می‌گوید: «قبلا در یک شرکت پیمانکاری کار می‌کردم اما مدتی‌است که وارد حوزه تحقیقات و کار فرهنگی در زمینه مهارت‌های ارتباطی و کلامی شده‌ام و همایش‌هایی را در این رابطه برگزار می‌کنم.» همچنین انگیزه‌اش از نگارش این کتاب را اینگونه توضیح می‌دهد: «در سال‌های 88-89 به دلیل ارتباطی که با شرکت‌های خارجی داشتم، احساس کردم در جامعه ما نقص مهارت‌های کلامی وجود دارد. به نظر من دلیلش ضعف آموزش است. به همین دلیل تصمیم گرفتم به حوزه فرهنگ اجتماعی ورود کنم و در این زمینه 27 عنوان آموزشی برای رفع این معضل اجتماعی طراحی کردم که کلیدی به نام مذاکره اولین عنوان آن‌ها است.»

پیش‌پرده:

اگر کسی می‌خواهد نقد کند، باید ادبیات نقد کردن را بداند و به‌روز باشد. هرکسی نمی‌تواند من را نقد کند یعنی من اجازه نمی‌دهم هرکسی من را نقد کند... چون باید بداند با کسی طرف شده که با شرکت‌های خارجی مذاکره کرده. اگر طرف من نقد کردن را بلد نباشد، من او را می‌خورم(!)...

 

پرده اول: شرحی بر ماجرا

- چرا تصمیم گرفتید ناشر-مولف شوید و این کتاب را خودتان منتشر کنید؟

- با اینکه کتاب در قفسه بماند و کسی برود آن را انتخاب کند و بخرد، مشکل دارم. خصوصا در شرایطی که عناوین کتاب بسیار زیاد است و مردم نمی‌دانند چه کتابی بخوانند. اول تصمیم داشتم از طریق یک ناشر این کتاب را چاپ کنم؛ این کار را هم کردم، کتاب را به ناشری دادم اما بدون اینکه آن را بخوانند، آن را رد کردند. بسیار ناراحت شدم ولی به خودم گفتم هیچ اشکالی ندارد؛ کاری می‌کنم که همین ناشران بیایند دنبالم. این اتفاق واقعا رخ داد و از معتبرترین ناشران کشور که نمی‌خواهم اسمشان را بیاورم، با من تماس داشتند و اگر من می‌خواستم، برایم ماشین شخصی می‌فرستادند.

- می‌توانید اسم ببرید! ما مشکلی برای انتشار نام آن‌ها نداریم.

- اسمشان را نمی‌آورم، چراکه قصد انتقام‌گیری ندارم. من دنبال پیشرفت کردن هستم، دنبال پرواز! نمی‌خواهم وقتم را با این مباحث تلف کنم. امروز هم با یک خبر دستِ اول آمده‌ام. کتاب من تا آخر اسفند ماه امسال، به چاپ 5000 می‌رسد و همه نسخه‌های آن پیش فروش شده است. یعنی پنج میلیون‌نفر تا پایان سال کتاب من را دریافت می‌کنند. کتاب من در کتابفروشی‌ها و کتاب‌خانه‌ها نمی‌ماند، بلکه می‌رسد به دست مخاطب.

- طبق بررسی‌های به عمل آمده کتاب شما در هیچ کتاب‌فروشی‌ای وجود ندارد. حتی روی سایت‌های اینترنتی هم خبری از کتاب شما نیست. با توجه به اینکه کتاب شما وارد چرخه رسمی نشر و شبکه توزیع و فروش نشده، چطور توانستید در طول این مدت کوتاه 212هزار نسخه از کتاب را بفروشید؟

- من معتقدم اگر افرادی مثل شما که اهل قلم هستند کتاب من را بخوانند، بسیار برای من با ارزش است اما اگر یک خانم خانه‌دار این کار را بکند، برای من دوبرابر ارزش دارد چراکه یک خانواده من را خواهد شناخت و اینگونه کتاب من وارد جامعه می‌شود. یکی از دلایلی که تصمیم گرفتم تا الان از انتشار کتاب دومم دست نگه دارم، این بود که می‌خواستم این شیوه فروش کتاب را کامل کنم، یعنی مخاطبان خودم را داشته باشم تا کتاب دوم توزیع و فروش راحت‌تری داشته باشد.

کانال‌های توزیع من، کانال‌های مرسوم نیست و من با وجود فروش بالایی که داشته‌ام، یک ریال از محل فروش کتاب‌هایم برای خودم برنداشته‌ام، به دلیل اینکه هدف من فرهنگ است. درآمد کتاب را به افرادی اختصاص داده‌ام که کار توزیع و فروش کتاب‌ها را به عهده دارند، از جوانانی که نیاز به کار داشتند استفاده می‌کنم؛ یعنی از آن‌ها خواسته‌ام کتاب را معرفی کنند، بفروشند و درآمد کتاب مال خودشان باشد. البته آن‌ها موظفند زیر نظر من کار کنند و تمام فعالیت‌هاشان با مدیریت من انجام شود؛ هم قیمت فروش، هم شیوه توزیع و هم جایی که کتاب‌ها توزیع و فروخته می‌شود.

بیشتر دلم می‌خواهد فروشم در خانواده‌ها اتفاق بیفتد. به جوانانی که برایم کار می‌کنند گفته‌ام بیشتر در خانواده و فامیل خود کار کنند. معمولا شبکه‌های فامیلی و کانال‌هایی وجود دارد که می‌شود در آن‌ها کتاب را معرفی و تبلیغ کرد. به نظر من روش‌ها باید تغییر کند و سیستم توزیع کتاب هم باید روش‌های تازه‌ای داشته باشد.

 

- پس کتاب دقیقا کجا فروخته می‌شود؟

- تا چاپ 212فقط در تهران؛ اما از چاپ 213 توزیع و فروش سراسر کشور را داریم و چنانکه گفتم، تا چاپ 5000 آن پیش فروش شده است. هنوز به دلیل مشغله بالای کاری، وقت نکرده‌ام طرح جلد جدید را برای اخذ مجوز به ارشاد ببرم. با اینکه خودم هم الان دیگر پروانه نشر گرفته‌ام.

 

- یعنی الان خودتان ناشرید؟

- بله. اخیرا مجوز نشری را با نام «ماهرخ» دریافت کرده‌ام.

 

- شغل فعلی شما دقیقا چیست. آیا فقط روی فروش همین کتاب کار می‌کنید؟

- قبلا در یک شرکت پیمانکاری کار می‌کردم اما مدتی‌است که وارد حوزه تحقیقات و کار فرهنگی در زمینه مهارت‌های ارتباطی و کلامی شده‌ام و همایش‌هایی را در این رابطه برگزار می‌کنم.

 

- چه‌جور همایش‌هایی؟

- همایش‌ها مختلف است. برای سازمان‌ها و نهادهای مختلفی این کار را می‌کنم و در آن‌ها به آموزش مهارت‌های کلامی می‌پردازم. مثلا همایش‌هایی را برای شهرداری و محیط زیست تهران داشتم که به شکل رایگان و با هدف شناساندن خودم آن‌ها را برپا کردم. کتابم را هم آنجا معرفی کردم که اگر دوست داشتند خریداری کنند که این اتفاق هم افتاد. اما هدف من اصلا فروختن کتاب نبود.

 

- پیش از انتشار این کتاب، چقدر بازار نشر کتاب را می‌شناختید؟

- فضای نشر را می‌شناختم و متوجه روال کار بازار کتاب بودم. به همین دلیل رفتم سراغ ناشری که مخاطب بیشتری دارد. من حتی بعد از انتشار، در برهه‌ای از زمان دست به دامن هنرپیشه‌ها هم شدم که کتابم را بهتر معرفی کنند اما متاسفانه نگاه‌های مادی برای من خیلی تاسف‌برانگیز بود. بعضی‌ها هم کتاب را گرفتند اما خبری از آن‌ها نشد و نمی‌دانم اصلا کتاب را خواندند یا نه.

- منظور من آشنایی از حلقه‌های نشر است. چراکه شما از هیچ کدام از رویه‌های مرسوم نشر، تبعیت نکردید.

- بله؛ به‌خاطر اینکه می‌دانستم شبکه‌های توزیع و فروش کتاب در کشور بسیار ضعیف عمل می‌کنند و من نمی‌خواستم کتابم در قفسه‌ها بماند. زمانی که مجوز گرفتم (اصلا خارج از قاعده وزارتخانه کاری نمی‌کنم چراکه نمی‌خواهم برای خودم و کتابم حاشیه ایجاد شود.) در ابتدا هزینه زیادی کردم، تعداد زیادی کتاب را به شکل غیرافست(دیجیتال) به چاپ رساندم و برای معرفی به سازمان‌ها و شرکت‌هایی که می‌خواستم و مدنظرم بود ارائه کردم. در سال 96 تمام وقتم صرف معرفی و بازاریابی کتاب شد.  این روش را الان هم دنبال می‌کنم اما الان برای خودم گروه دارم. بعد از این کار،‌ برخی از این شرکت‌ها از کتابم استقبال کردند. در واقع من کتابم را در شرکت‌های مختلف ارائه کردم که بخوانند و اگر خوششان آمد، سفارش بدهند. بعضی از آن‌ها نخواستند؛ بعضی‌ها هم با ظرفیت‌های مختلف سفارش دادند.

 

پرده دوم: در جستجوی مستندات

- با توجه به اینکه در کشور ما آمار فروش کتاب وجود ندارد، ملاک آمارگیری، شمارگانی است که در شناسنامه کتاب‌ها منتشر می‌شود. حالا سوال این است که در مواردی مانند کتاب شما که کتاب در شبکه‌های رسمی توزیع و فروش کتاب عرضه نمی شود، چطور می‌توان صحت اطلاعات درج شده در شناسنامه کتاب را دریافت. بگذارید اینطور بگویم: این اعداد و ارقامی که شما می‌گویید برای ما هیچ عینیتی ندارد؛ چراکه روشن نیست چه تعداد کتاب را کجا و به چه کسانی فروخته‌اید؟

شاخص‌های دیگری هم وجود دارد که بتوان به شکل نسبی، وضعیت یک کتاب را در بازار نشر ثابت بکند و آن هم بازتابی است که در رسانه‌ها و فضای مجازی از آن اثر به جا می‌ماند. تجربه نشان داده که اگر یک کتاب دستِ کم سه یا حداکثر پنج بار تجدید چاپ شود، امکان ندارد رسانه‌های برخط و یا مطبوعات کاغذی نسبت به آن واکنشی اعم از انتشار خبر یا نقد آن اثر، نشان ندهند. همچنین نهادهای تخصصی آن حوزه، قطعا به آن کتاب توجه نشان می‌دهد؛ حالا چه از باب تایید و چه از باب نقد. اما در هیچ یک از این فضا‌ها رد و نشانی از کتاب شما نیست. آن‌هم در شرایطی که شما مدعی هستید کتابتان 212 نوبت تجدید چاپ شده و 212هزار نسخه از کتاب شما در جامعه توزیع و فروخته شده است.

- شما به مودبانه‌ترین شکل ممکن من را به دروغ‌گویی متهم می‌کنید.

- خیر. من از شما می‌خواهم با ارائه مستندات، ادعای خودتان را ثابت کنید.

- من هیچ اصراری ندارم که کسی حرفم را باور کند.

- اما من یک خبرنگارم و وظیفه دارم ادعای شما را بررسی کرده و اطلاعت درست و مستند را به مخاطبانم ارائه کنم.

- بگذارید من برای شما مثالی بیاورم. اگر وارد ورزشگاه آزادی شوید، 100هزار نفر جمعیت به چشم شما می‌آید اما همین 100هزار نفر اگر وقتی در تهران پخش شوند، در میان 15میلیون نفر اصلا به چشم نمی‌آیند.

- شما به جای ارائه مستندات، سفسطه می‌کنید. این مثال شما مثال درستی نیست.

- مستند این است که من دست شما را بگیرم و تک تک کسانی که کتاب من را خریده‌اند به شما نشان دهم.

- شما راه حلی را پیش پای من و حتی خودتان می‌گذارید که شدنی نیست. درحالی‌که راه‌های ساده‌تری برای اثبات چنین ادعایی وجود دارد. شما می‌‌گویید بخش قابل توجهی از فروشتان، فروش شرکتی بوده؛ نام این شرکت‌ها را بگویید.

- من هیچ وقت این‌کار را نخواهم کرد. به دلیل اینکه این کار خیلی زشت است. مثل این است که من به شما بگویم روزه هستم و شما به من بگویی بیا برویم آزمایش بدهیم تا ببینیم آیا ویتامینی وارد بدن شما شده یا خیر.

- خیر. شما ادعایی کردید که اثبات آن، هیچ منع امنیتی و اخلاقی‌ای ندارد. مشتریان شما(شرکت‌هایی که مدعی هستید) هم کتاب خریده‌اند، کار زشتی انجام نداده‌اند که از افشای اسمشان برآشفته شوند. سِر مگو که نیست!

- من شان و شخصیت خودم را خیلی بالاتر از این می‌دانم که بخواهم ادعایم را اینطور ثابت کنم.

- پس چطور می‌توانید ثابت کنید؟

- شما به عنوان یک خبرنگار به من پاسخ بدهید که اگر من آدم راست‌گویی نیستم و عدد 212 دروغ است، چرا من ادعا نکرده‌ام مثلا 300 نوبت چاپ شده؟ من الان به شما می‌گویم تا چاپ 5000هزار نسخه را پیش‌فروش کرده‌ام!

- ما درباره آینده صحبت نمی‌کنیم. اجازه بدهید فقط درباره همین ادعای 212 نوبت چاپی حرف بزنیم. آیا شما مستندی برای اثبات این ادعا دارید یا نه؟

- اگر من این 212هزار نفر را برای شما به خط کنم، شما برای من چکار می‌کنید؟

- قرار نیست من برای شما کاری بکنم.

- شما با این‌کار ارزش من را پائین می‌آورید. این یعنی من برای بالا رفتن خودم مردم را پله کنم.

- اینطور نیست آقای الهیاری. شما خودتان راهکار ارائه می‌دهید بعد می‌گویید این کار شان من را پایین می‌آورد. من اصلا می‌گویم به جای این راهکار غیرمنطقی و نشدنی، راهکارهای ساده‌تری وجود دارد اما شما پاسخی ندارید.

- اگر من چاپ 213ام را به شبکه توزیع و فروش بدهم که توزیع کند، قانع می‌شوید؟

- باز هم تکرار می‌کنم که درباره آینده حرف نمی‌زنیم. هرچند که معتقدم مراکز پخش و کتاب‌فروشی‌ها به این سادگی زیربار این مورد نخواهند رفت. اجازه بدهید دیگر سر این موضوع بحث نکنیم چراکه ظاهرا نتیجه‌ای ندارد و شما هم سندی برای ارائه ندارید. اما آیا به قول خودتان 1000 نسخه بعدی را در شبکه‌ رسمی توزیع کتاب ارائه خواهید کرد؟

- خیر. من فقط از شما پرسیدم که «آیا شما چنین چیزی از من می‌خواهید؟». من برنامه‌های خودم را دارم و نشر و شبکه توزیع کتاب را ناکارآمد می‌دانم. شما هم اگر به ناشر زنگ می‌زدی و وقتی پیگیر کتابت می‌شدی، در پاسخ به تو می‌گفت «مگر علی دایی هستی که شما را بشناسم» همین تصمیم را می‌گرفتی.

 

پرده سوم؛ واقعیت پشت برچسب‌

- طبق اطلاعات ثبت شده، شما در آبان‌ماه 97 به اداره کتاب مراجعه کرده‌اید و 210 نوبت چاپی از کتاب شما تنها در دو روز یعنی در روزهای پانزدهم و بیستم از این ماه به ثبت رسیده است. به عبارت دیگر شما از هر چاپ سه‌نسخه؛ یعنی مجموعاً 630نسخه کتاب را در دو روز به اداره کتاب برده و تحویل داده‌اید. چطور ممکن است؟

- از آنجایی که تعدد چاپ‌های کتاب من بالا بوده، این اقدام با هماهنگی مسئولان اداره کتاب انجام شده است. این کار غیرقانونی نیست.

- بسیار خب؛ برسیم به موضوع اصلی. شماره چاپ تمام این 210 نوبت چاپی که به اداره کتاب برده‌اید با برچسبی که روی جلد چسبانده شده، مشخص شده است. یعنی شماره چاپ‌ها روی جلد، الصاق شده است. البته این تمام ماجرا نیست و شما در بخش شناسنامه کتاب نیز با چسباندن برچسب، نوبت چاپ‌ها را الصاق کرده‌اید، در حالی‌که وقتی این برچسب‌ها را می‌کنیم، زیر آن نوشته است «چاپ دوم». مخدوش کردن شناسنامه کتاب، کار منطقی و البته حرفه‌ای نیست.

- همانطور که گفتم من استفاده‌ای از چاپ این کتاب‌ها نمی‌برم. به خاطر همین پولی که از مشتریانم می‌گیرم، به چاپخانه‌ای می‌دهم که کار چاپ و توزیع(ارسال به دست مشتری) کتاب‌ها را به عهده دارد. در دور جدید البته گروه فروشم تغییراتی داشته اما من هیچ برداشت مالی از این پروژه ندارم.

- این حرف ارتباطی به موضوع ندارد. شما به عنوان ناشر-مولف مسئولیت کتاب را هم باید به عهده بگیرید.

- اگر دقت کنید قیمت کتاب هنوز همان 10هزارتومان باقی مانده است.

- این حرف هم ارتباطی به موضوع ندارد. قیمت ثابت مانده، به‌خاطر اینکه فرمِ شناسنامه کتاب در چاپ 211، همان فرم چاپ دوم است.

- چه اشکالی دارد؟ اگر چاپ بشود، زیباتر می‌شود؟

- شما با این کار سلامت اطلاعات شناسنامه کتاب را مخدوش کرده‌اید.

- احتمالا چاپخانه‌ نسخه‌هایی که برای اعلام وصول به اداره کتاب ارائه شده، از نسخه‌های قدیمی داخل انبار بوده و به همین خاطر روی آن برچسب زده شده است.

- یعنی این اتفاق برای هر 211 نوبت چاپ رخ داده!؟ چاپخانه کتاب شما کدام چاپخانه است؟

- حالا.... یک چاپخانه‌ای... چه فرقی می‌کند.

- اسم چاپخانه‌تان را هم نمی‌گویید؟

- خیر. اصلا من قول می‌دهم که چاپ 213 را با شماره چاپ ‌شده به اداره کتاب تحویل بدهم.

- بازهم تکرار می‌کنم: ما درباره آینده صحبت نمی‌کنیم.

- شما که این سوال‌ها را می‌پرسید، به من بگویید چرا خانه کتاب به اندازه 212 نسخه کتابی که از من گرفته، از من حمایت نکرده است؟

- حمایت کردن از یک کتاب، دستورالعملی دارد که مطابق آن عمل می‌شود. به طور کلی خانه کتاب و وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی وظیفه ندارند از تمام کتاب‌ها حمایت کنند. البته این موضوع دیگری است و ربطی به بحث ما ندارد.

این کار شما می‌تواند به مثابه تخلف محسوب شود. کاری که شما انجام دادید به این معنی است که همان چاپ دوم را با چسباندن برچسب‌های متعدد، به عنوان چاپ‌های بعدی و تا چاپ 212 ارائه کرده‌اید. وقتی هم که از شما می‌خواهم این ادعا را ثابت کنید، سندی ارائه نمی‌کنید.

- سند من این است که اداره کتاب این نسخه‌ها را اعلام وصول کرده است. اگر مشکلی در کار بود، نباید از من قبول می‌کردند. شما دارید به من تهمت می‌زنید.

- وظیفه ما به عنوان خبرنگار، انتشار مستندات است. اگر هم مستندی وجود نداشته باشد، به مخاطبان اعلام می‌کنیم که ادعای مورد بحث، مستند نیست.

- اشکالی ندارد. شما با این کار بیشتر من را مشهور می‌کنید. می‌دانید چرا؟ به‌خاطر اینکه آن‌وقت مخاطبان من توهین کردن به شما را شروع می‌کنند.

- من هم می‌گویم اشکالی ندارد. این مساله در شغل ما مساله تازه‌ای نیست و باعث نمی‌شود که وظیفه خودمان را انجام ندهیم.

- به‌هرحال باز هم تکرار می‌کنم: کتاب من تا امروز بیش از 212هزار نسخه فروش رفته است. برایم مهم نیست که شما باور کنید یا نه اما این وعده را می‌دهم که با رسیدن تعداد نسخه‌های کتاب من به مرز پنج‌میلیون نسخه، تا پایان سال یک جبهه یا شاید بهتر باشد بگویم یک کمپین سراسری در کشور تشکیل خواهم داد. این کمپین کاملا در جامعه مشهود خواهد بود و به دلیل انبوه افراد، دیگر نیازی به شمارش آن‌ها نیست. طوری که مثلا اگر بخواهم در اردبیل سخنرانی بگذارم، مخاطبان من در این استان جمع می‌‌شوند. البته نمی‌خواهم فعلا زیاد تبلیغات کنم و ترجیح می‌دهم «چراغ‌خاموش» پیش بروم. هدف من هم ارتقای فرهنگ جامعه است؛ ولاغیر!

این را هم بگویم که در چاپ‌های بعدی‌ام دیگر نسخه‌ای را به خانه کتاب نمی‌دهم. چراکه این‌ها همه پول است و وقتی کتاب هیچ تغییری نداشته، چرا باید هربار سه نسخه از آن ارائه شود. بعد هم بگویم کتاب من را بخرید و نخرند! این سوءاستفاده است.

 

موضوع بحران در رسانه‌های مکتوب چه در سطح جهانی و چه در بعد داخلی، امری چندوجهی است که در شکل کنونی تهدیدی برای کیان این رسانه‌ها به‌شمار می‌رود، اما در ایران این تهدید دوچندان خود را نشان می‌دهد. در واقع بحران‌های جهانی وقتی در کشورهای پیشرفته بروز پیدا کند در کشورهای کمتر توسعه‌یافته ابعاد مضاعفی به‌خود می‌گیرد، از همین رو وقتی می‌بینیم که در کشورهایی مثل آمریکا یا آلمان و انگلیس رسانه‌های مکتوب با تنگناهایی مواجه می‌شوند، در کنار آن روزنه‌هایی نیز پدید می‌آید که می‌تواند راه برون‌رفت از آن مشکل را نشان دهد و فرصتی تازه بیافریند، اما در ایران بحران مخاطب مطبوعات کاغذی که شاید در نتیجه تحول تکنولوژی، گسترش پیام‌رسان‌ها و رسانه‌های فضای مجازی و تغییر ذائقه مخاطبان، امری طبیعی تلقی شود، وقتی در کنار عاملی چون محدودیت آزادی بیان (به تعبیر رئیس‌جمهور در بازدید اخیرش از وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات) و از دست رفتن اعتماد خوانندگان و به‌ویژه واقعیت تلخی چون تحریم‌ها و گران‌شدن کاغذ تا میزان 3 برابر می‌شود، تراژدی‌ای را دامن می‌زند که همان داستان معروف مثنوی هزار من کاغذ است.

در یک سال گذشته بر اثر عوامل متعدد پیش گفته، قیمت نهاده‌های مطبوعات ازجمله کاغذ، زینک و مرکب افزایش چشمگیری حتی تا 3 برابر یافته است. این موضوع، مطبوعات کشور را در تنگنای بی‌سابقه‌ای قرار داده است به‌طوری که تیراژ مطبوعات که پیش از این نیز وضع چندان خوشایندی نداشت، به سرعت شیب نزولی پیمود. در مقابل قیمت مطبوعات به جهت نبود کشش بازار و مخاطب تغییر محسوسی نکرده است، زیرا مطبوعات نگرانند در چنین شرایطی افزایش قیمت می‌تواند همین مخاطب نصفه‌ونیمه را نیز کاهش دهد. شرایط در بازار کتاب با توجه به مشکلات اقتصادی مردم و ضعف فرهنگ مطالعه و ادبیات نوشتاری چندان بهتر از مطبوعات نیست.

در چنین شرایطی اوضاع اجتماعی و موقعیت بین‌المللی کشور اقتضا می‌کند که مطبوعات قوی‌تر از هر زمانی بتواننددر کنار دولتمردان و متولیان اجرایی کشور به مقابله با جنگ روانی و رسانه‌ای نابرابری که کلیت و کیان کشور را هدف گرفته است، تأثیرگذار باشند، اما واقعیت برای مطبوعات تلخ‌تر از آن است که به چشم می‌آید. مطبوعات ایران در 2 دهه گذشته بر اثر فشارهای سیاسی و قرار گرفتن در نقطه کانونی منازعه جریان‌های سیاسی کشور، تأثیرگذاری و مرجعیت اجتماعی خود را از دست داده و عرصه را به حریفان تازه از راه رسیده‌ای چون فعالان فضای مجازی و شبکه‌های اجتماعی واگذار کرده‌ است. شبکه‌های مجازی نه‌تنها به نهادهای قانونی و نظارتی پاسخگو نیستند، بلکه شبه‌خبر و شایعه را به جای خبر و تحلیل نشانده‌اند و در عصر شهروندخبرنگاری و تسهیل تهیه فیلم و عکس هر کسی در این حوزه مدعی اطلاع‌رسانی است. در این حالت سندیت خبر و دقت، جای خود را به فضاسازی‌های کاذب داده که نتیجه آن را در همه‌جای تحولات یک سال گذشته اقتصادی، اجتماعی و سیاسی ایران می‌توان دید.

امروزه در کشورهای اروپایی جنبش بازگشت به کاغذ و مطالعه مکتوب به جای فضای مجازی و رسانه‌های موبایلی که تهدیدهایی را متوجه سلامت جسمی، روانی و کانون خانواده‌ها می‌کند، آغاز شده و دولت‌ها نیز از این رویکرد اجتماعی حمایت می‌کنند، ولی در ایران همچنان شاهد افول نقش کاغذ در زندگی فردی و اجتماعی هستیم. شاید در چنین شرایطی رسیدن به راه‌حلی مورد اجماع و اجرای همگان دور از دسترس باشد ولی دست‌کم می‌توان یکی، دو مطالبه را آشکار مطرح کرد؛ یکی بازگرداندن مرجعیت اجتماعی به رسانه‌ها با برداشتن فشارها بر مطبوعات رسمی و شناسنامه‌دار برای رسیدن به آزادی بیان و دوم ایجاد سازوکار حمایتی از مطبوعات، زیرا به همان میزان که رسانه‌ها امروز به حمایت نظام و دولت نیاز دارند، این نظام و دولت است که نیازمند نظام اطلاع‌رسانی مقتدر و پویاست./ همشهری

 

صابری نژاد گفت: به دلیل نوسانات قیمت کاغذ برخی از قراردادهای انتشار کتاب را در انتشارات آریترین کنسل کردیم.

به گزارش چاپ ونشر به نقل از باشگاه خبرنگاران جوان، جلال صابر نژاد مدیر مسئول انتشارات آریترین، با اشاره به تاثیر شرایط اقتصادی بر انتشار کتاب گفت: متاسفانه یک مقدار بازار کتاب دچار افت شده و شرایط اقتصادی بر انتشار کتاب تاثیر گذاشته است. به دلیل نوسانات قیمت کاغذ برخی از قراردادهای انتشار کتاب را در انتشارات آریترین کنسل کردیم. در این میان اما برخی کتاب ها را در انتشارات آریترین منتشر کردیم که یکی از آن ها کتابی با عنوان «از زندان شاه تا جنگ صدام» است.

وی در خصوص کتاب از زندان شاه تا جنگ صدام بیان کرد: کتاب «از خاطرات شاه تا جنگ صدام » خاطرات یک فرد انقلابی به نام سید لطیف آرمیو قبل از انقلاب است. وی خاطراتش را تا زمان جنگ در این کتاب بیان می کند. آرمیو از هم دوره ای های عسگر اولادی  است که قبل از انقلاب چندین سال به زندان می رود. وی پس از انقلاب به عنوان کسی که در جنگ حضور دارد، سرنوشت عجیبی پیدا می کند.

مدیر مسئول انتشارات آریترین ادامه داد: اصول و روش های ترتبیت اسلامی اثر کرم صرفه جو کتاب دیگری است که در انتشارات آریترین منتشر شد. این کتاب درباره دوران کودکی و تربیت کودک در این دوران بر اساس سیره پیامبر اعظم است. با توجه به اهمیتی که تربیت نسل انقلابی دارد، این نوع تربیت به یک خط فکری نیاز دارد که باتوجه به سیره تربیتی پیامبر اکرم و امام حسین (ع) باشد. نویسنده در این کتاب، یک کار پژوهشی انجام داده است. کتاب «اصول و روش های تربیت اسلامی» چندین فصل دارد. با توجه به فضای تربیتی که در آموزش و پرورش وجود دارد، نیاز داریم کتابی داشته باشیم که به موضوع تربیت اسلامی و روش های این نوع تربیت بپردازد.

 

مدیرعامل نمایشگاه‌های فرهنگی ایران گفت: گرانی کاغذ و ارز یکی از عمده مشکلاتی است که دامن گیر بازار کتاب شده است و شرایط اقتصادی کشور موجب شد تا کتاب کمتر در سبد خانواده قرار بگیرد.

به گزارش چاپ ونشر به نقل از خبرگزاری تسنیم، امیرمسعود شهرام‌نیا در آیین افتتاحیه نمایشگاه بزرگ کتاب با بیان اینکه تاکنون در استان‌ها 366 نمایشگاه کتاب برپا شده است، اظهار داشت: از ابتدای امسال تاکنون 13 نمایشگاه کتاب در کشور برپا شد که این استان امروز میزبان ناشران کشور است.

وی افزود: برپایی نمایشگاه فرصتی برای ایجاد انگیزه کتابخوانی در سطح کشور است که در راستا ترویج و توسعه فرهنگ کتابخوانی سامانه تأمین یارانه کتاب در کشور راه‌اندازی شده است که امیدواریم این سامانه بتواند کمکی به ناشران داشته باشد.

مدیرعامل نمایشگاه‌های فرهنگی ایران با اشاره به استقبال خوب ناشران برای حضور در نمایشگاه بیان کرد: به علت اینکه فضای نمایشگاه محدود بود متاسفانه نتوانستیم در اختیار ناشران بیشتری باشیم اما برای سال‌های آینده مسئولان باید تدابری در این خصوص بیندیشند اما برنامه‌های جانبی خوبی در نمایشگاه در نظر گرفته شده است.

شهرام نیا با اشاره به وضعیت کتاب و کتابخوانی در کشور خاطرنشان کرد: گرانی کاغذ و ارز یکی از عمده مشکلاتی است که دامن گیر بازار کتاب شده است و شرایط اقتصادی کشور موجب شد تا کتاب کمتر در سبد خانواده قرار بگیرد.

وی با بیان اینکه نمایشگاه‌های کتاب فرصتی برای پررنگ کردن فرهنگ کتابخوانی در کشور است، گفت: امسال با توجه به شرایط اقتصادی نمایشگاه‌ کتاب قرار بود برگزار نشود اما با پیگیری‌های مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی این استان یارانه جهت برگزاری نمایشگاه کتاب در چهارمحال و بختیاری اختصاص داده شد.

 

 

به گزارش چاپ ونشر به نقل از محمود آموزگار در نشست خبری با اصحاب رسانه در محل اتحادیه ناشران و کتابفروشان تهران با اشاره به جزئیات مراحل کشف و ضبط انبار و مغازه های عرضه کتابهای قاچاق گفت: بزرگترین ویژگی منفی کتابهای کشف شده این است که حقوق مولفان روی کتاب و شناسنامه مربوطه درج نشده است.

وی ادامه داد با هماهنگی و همکاری حراست وزارت ارشاد، پلیس امنیت، سربازان گمنام امام زمان (عج)، نیروی انتظامی بعد از مدت زمانی محل توزیع، فروش و انبار کتابهای قاچاق کشف و در اقدامی ضربتی تمامی کتابها جمع آوری شد.

رئیس اتحادیه ناشران و کتابفروشان تهران با اشاره به راه اندازی دبیرخانه دائمی مقابله با تکثیر کتابهای قاچاق در سال 95 گفت: در این مدت توانستیم نیروی انتظامی و قوه قضائیه را مجاب کنیم که همراه وزارت ارشاد پای کار بیایند.

 

زیان قاچاق کتاب تنها شامل ناشران نمی شود

آموزگار با اشاره به اینکه قاچاق کتاب و نشر غیر مجاز فقط شامل ناشران نمی‌شود، تصریح کرد: کتاب‌های پرفروش یک ناشر که بطور معمول مشمول قاچاق می‌شوند تمامی هزینه‌های فعالیت ناشر طی یکسال را فراهم کرده و چنانچه سود ناشردر این میان کاهش پیداکند بدون شک بسیاری از فعالیتهای ناشران نیز براین اساس آنها کم خواهد شد.

رئیس اتحادیه ناشران و کتابفروشان در ادامه سخنان خود با تقدید از همکاری خوب نیروی انتظامی، قوه قضائیه و دیگر نهادها و ارگانهای همراه در طرح مبارزه با قاچاق کتاب، اظهار داشت: خوشبختانه دیگر نهادهای فوق الذکر خیلی جدی تر به میدان آمده و این موفقیت حاصل تلاش همگان است.

به گفته آموزگار باید این مقوله جا بیافتد که قاچاق کتاب درحوزه امنیت ملی کشور نیز آسیب رسان و بی توجهی و بی‌تفاوت بودن به این مهم می تواند اثرات سوئی را برای جامعه به همراه داشته باشد.

وی اضافه کرد: خوشبختانه در دادسرای رسانه پرونده‌هایی که در این زمینه گشوده شده است لذا بررسی و مشکلاتی که پیش از این وجود داشت برطرف شده است.

 

کشف 90 دستگاه خاور و وانت کتاب

وی گفت: در حال حاضر فقط مشکل این است که اکتشافاتی انجام گرفته حجم بسیار بالایی در حدود 90 دستگاه وانت نیسان و خاور را دربرمی گیرد که از انبارها و مغازه‌های مختلف کشف و بارگیری شدند.

رئیس اتحادیه ناشران و کتابفروشان تهران اظهار داشت: این اتحادیه برای این حجم کتاب کشف شده و کشفیات احتمالی بعدی و آینده محل و مکان برای دپو وجاسازی این کتاب‌ها را دراختیار ندارد.

 

تغذیه 900 بساطی کتاب فروش توسط شبکه کشف شده

آموزگار در ادامه با تشریح روند کشف و اقدامات انجام گرفته درجهت رسیدن به هدف نهایی که کشف محوله های و انبارهای قاچاق کتاب توسط شبکه ها است، تاکید کرد: شبکه کشف شده بسیار گسترده بوده است بطوریکه بسیاری از بساطی های کنار خیابانها و برخی کتاب‌های فروشی‌های تهران و شهرستانی را تغذیه می‌کردند.

وی خاطرنشان کرد: سرشاخه‌های این شبکه یک خانواده بوده که از این اتحادیه هم مجوز کسب گرفته اند لذا این شبکه حدود 900 بساطی کتاب فروشی درتهران را پوشش ‌داده و برای آنها کتاب برای فروش غیرمجاز تهیه و توزیع می کردند.

 

انواع کتاب های کشف شده

رئیس اتحادیه ناشران و کتابفروشان تهران در ادامه کتاب‌های کشف شده از شبکه فوق را سه دسته عنوان کرد و گفت: اول شامل کتاب‌هایی که مالک و مدعی انتشار ندارند و مدت زمانی از نشر آنها گذشته که البته مجوز انتشار از وزارت ارشاد داشته اند اما درحال حاضر فردی آنها را چاپ و منتشر نمی‌کند.

آموزگار دسته دوم را شامل کتاب‌هایی دانست که در خارج از کشور چاپ شده و از طریق فضای مجازی درایران تکثیر و در تیراژ بالایی توزیع می شدند.

رئیس اتحادیه ناشران و کتابفروشان تهران در ادامه دسته سوم را شامل کتاب‌های پرفروش ناشرانی عنوان کرد که به صورت غیرقانونی چاپ شده‌اند.

 

انتقاد از نبود نظارت کافی بر چاپخانه ها

آموزگار در ادامه و بخش دیگری از سخنان خود از نبود نظارت کافی برچاپخانه‌ها انتقاد کرد و اظهارداشت: پیشتر روی فعالیت چاپخانه‌ها نظارت دقیقی انجام می گرفت اما وضعیت فعلی نشانگراین است که چاپخانه‌ها نیزگرفتار پدیده قاچاق کتاب شده‌اند.

وی تصریح کرد:اتحادیه ناشران و کتابفروشان تهران درگام اول خود از اتحادیه صحافان، چاپخانه داران و لیتوگرافان خواسته است تا به اعضای خود نسبت به همکاری نکردن با اینگونه افراد هشدارهای لازم را بدهند که اتحادیه فوق طی روزهای گذشته اطلاع رسانی کردند.

 

استفاده از ارز دولتی برای قاچاق کتاب

رئیس اتحادیه ناشران و کتاب فروشان تهران همچنین به ارزش ریالی کتاب‌های قاچاق کشف شده اشاره کردو افزود: بررسی‌های اتحادیه ناشران و کتاب فروشان نشانگراین است که که دهها میلیارد تومان صرف تولید این کتاب‌ها شده است.

آموزگار تصریح کرد: جالب اینکه این قاچاقچیان دستگیر شده به اندازه‌ای نفوذ داشته‌اند که قادر بوده اند ازکاغذهای بالکی بهره‌مند ازارز چهار هزار و200 تومانی نیز بهره مند.

 

پلمپ سه مغازه کتابفروشی قاچاق کننده کتاب

 

رئیس اتحادیه ناشران و کتابفروشان تهران از پلمپ سه مغازه کتاب فروشی دارای مجوز فعالیت ازاین اتحادیه به دلیل فروش و توزیع قاچاق کتاب خبرداد و افزود: در بند 9صنف این اجماع وجود دارد که کتابهای جمع آوری شده به هیچ عنوان به چرخه فروش بازنگردد.

به گفته آموزگار کتابهای قاچاق کشف شده که فاقد مجوز وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی باید خمیرشده و از چرخه توزیع و فروش خارج شوند از این رو از مسئولان قضایی درخواست داریم که هرچه زودتر دستورات قضایی لازم را در مورد کتابهای جمع آوری شده صادر و به ما ابلاغ کنند.

 

نظام قضایی برای برخورد با قاچاقچیان کتاب باید قوی تر باشد

وی با اشاره به مجازات شش ماه تا سه سال حبس برای کسانیکه مبادرت به تکثیر و توزیع غیرقانونی کتاب می کنند، تصریح کرد: نظام قضایی ما چندان با این قانون کار نکرده و تعداد قضاتی هم که مسلط به اجرای این قانون هستند، زیاد نیستند.

به گفته وی اتحادیه ناشران و کتابفروشان تهران از ناشرانی که از این موضوع (قاچاق و فروش و توزیع غیرقانونی کتاب) آسیب دیده اند وکالت گرفته تا علیه متخلفان ، در مراجع قضایی اقامه دعوی کند.

 

دو کشور هدف ارسال و فروش کتاب قاچاق

آموزگار با تایید انتقال برخی از کتابهای تکثیرشده درایران به بازار کتاب افغانستان و پاکستان تعداد ناشران مالباخته را در این زمینه حدود 30 مورد عنوان کرد و گفت: نگاه، چشمه، امیرکبیر، خوارزمی، مازیار، ققنوس، اختران، نشر نو، نیلوفر، آموت، رشد، آمه ازجمله ناشران و کتابفروشانی هستند که ازاین ناحیه متضرشده اند.

رئیس اتحادیه ناشران و کتابفروشان تهران از فروش و توزیع غیر قانونی کتابهای قاچاق در نمایشگاه اخیرکتاب تبریز خبرداد و تاکید کرد: باید جلوی اینگونه سواستفاده ها هرچه سریع تر گرفت تا از آسیب های جدی به ناشران و کتابفروشان جلوگیری شود.

 

تهدید آخرین

آموزگار درعین حال یادآورشد: اعضای یکی از شبکه های قاچاق کننده کتاب که با اسلحه گرم یکی از کتابفروشانی را که آثارش توسط اعضای این شبکه به صورت غیرقانونی تکثیر و توزیع شده، به قتل تهدید کرده است.

به گفته وی این فرد تاکنون11پروانه نشرداشته و دارای سوابقی در زمینه قاچاق کتاب ، توزیع و فروش غیر قانونی کتاب دیگران بوده است.

رئیس اتحادیه ناشران و کتابفروشان تهران تاکید کرد: در پیامهایی که با واسطه به بنده رسیده است مرا نیزهم به مرگ تهدید کرده است.

 

اقدامات هدفمند و پیچیده اعضای شبکه قاچاق کتاب

آموزگار در ادامه از سازماندهی پیچیده و اقدامات هدفمند اعضای این شبکه برای رسیدن به اهداف خود خبر داد و گفت: بررسی ها نشان می دهد که این شبکه اقدامات هدفمندی در راستای تشخیص نیاز مخاطبان خود در بازار انجام داده و اگرچه ارائه این آثار با تخفیف های بالا توسط آنها در جذب مخاطب تاثیر داشته اما تبلیغات و توزیع حرفه ای کتابها توسط آنها نشان از آشنایی کامل آنها با بازار کتاب دارد.

به گفته وی این بررسی ها همچنین نشان می دهد که آنها درآمد سرشاری از اقداماتی که در این مدت انجام می داده اند، بدست آورده اند./ایرنا