مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی چهارمحال و بختیاری گفت: برای دومین سال پیاپی در نمایشگاه ناشران ایران در شهرکرد، رکورد میزان فروش کتاب استان شکسته شد.

به گزارش چاپ ونشر به نقل از ایرنا، جواد کارگران دهکردی افزود: میزان فروش کتاب در سیزدهمین نمایشگاه ناشران ایران در چهارمحال و بختیاری در آبانماه امسال به 17 میلیارد و 100 میلیون ریال رسید.

بگفته وی، سال گذشته میزان فروش کتاب در نمایشگاه چهارمحال و بختیاری 14میلیارد ریال بود که یک رکورد شکنی محسوب شد و امسال نیز این رکورد شکنی تکرار شد.

مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی چهارمحال و بختیاری با بیان اینکه در زمان برپایی نمایشگاه سیزدهم ناشران کتاب در شهرکرد 192هزار نفر از نمایشگاه دیدن کردند، افزود: سال گذشته نیز 180 هزار نفر از این نمایشگاه دیدن کردند.

سیزدهمین نمایشگاه ناشران کتاب ایران از نهم تا چهاردهم آبانماه در محل دائمی نمایشگاه های بین المللی شهرکرد برگزار شد.

در این نمایشگاه 500 ناشر کشوری و استانی تازه های نشر کتاب را در اختیار علاقه مندان قرار دادند.

 

در سایت شابک آمریکا گفته شده است خرید شماره استاندارد بین‌المللی کتاب در جهت حفظ حقوق نویسندگان و افزایش فروش کتاب برای ناشران یک ضرورت اجتناب‌ناپذیر است.

به گزارش چاپ ونشر به نقل از (ایبنا) به نقل از بوک دیزاینر، در سراسر دنيا هر سال انتشار كتاب به ميزان قابل توجهی افزايش می‌یابد و به همین نسبت مراکز فروش و انتشار کتاب نیز زیاد می‌شود. مسئله حق تالیف و حفاظت از حقوق نویسنده نیز موجب می‌شود هر روز ابزارهای جدیدتری برای شناسنامه‌دار کردن کتاب‌ها ابداع شود که فعلاً تنها ابزار کارآمد و البته قدیمی شابک است. شماره استاندارد بین‌المللی کتاب یا شابک (ISBN) شماره‌ای متشکل از ۱۰ یا ۱۳ رقم که به کتاب‌های منتشرشده منسوب می‌شود و هر شماره منحصر به یک کتاب است، اما تجدید چاپ کتاب باعث تغییر شابک نمی‌شود. البته در سال ۱۹۶۶ استانداردی دیگر به نام شماره‌گذاری استاندارد کتاب (SBN) برای این منظور ایجاد شد.

در سال ۱۹۶۷ استاندارد شابک برای اولین بار به صورت ده رقمی مطرح شد و در نهایت در سال ۱۹۷۰ توسط سازمان بین‌المللی استانداردسازی (ایزو) به عنوان استاندارد ایزو ۲۱۰۸ در سال ۱۹۷۰ به چاپ رسید. از آن زمان تا پایان سال ۲۰۰۶ شابک‌ها ده‌رقمی بودند. از سال ۲۰۰۷ برای آن که تعداد بیشتری کتاب را بتوان شماره‌گذاری کرد، شابک سیزده‌ رقمی شده ‌است.

در سال 1967 در انگلستان يا شماره استاندارد كتاب توسط اسميت كه با استفاده از آن، ديگر بكارگيری اطلاعات كتابشناختی از قبيل عنوان، نام نويسنده و ساير مشخصات نشر. در همين زمان آمريكایی‌ها هم در اجراي چنين طرحی با كشور انگليس مشاركت و همكاری كردند كه توسط شركت «باوكر» توسعه يافت. در سایت این شرکت به نشانی راهنمایی برای دریافت شابک وجود دارد که در قالب پرسش و پاسخ برای ناشران وجود دارد که در پرسش‌های ابتدایی به نیاز وجود شابک برای کتاب‌ها اشاره شده است. در پاسخ به این سوال که چرا باید همه کتاب‌ها این شماره را داشته باشند، به وجود شابک حتی قبل از نوشتن کتاب تاکید شده است که در حقیقت در بازار کتاب کنون با این حجم کتاب در حفظ حقوق نویسندگان ضروری است.

ظهور کتاب‌های الکترونیک و افزایش علاقمندان به این کتاب‌ها در سال‌های اخیر موجب پدیده خودانتشاری توسط نویسندگان شده است. امروزه بسیاری از نویسندگان ترجیح می‌دهند کتاب‌های‌شان را خودشان منتشر کنند و به همین خاطر سایت شابک آمریکا امکانی برای حفظ حقوق این نویسندگان در نظر گرفته است که وقتی به سایت شرکت باوکر مراجعه کنید متوجه این قضیه خواهید شد.

کلاً هر ناشری در آمریکا بخواهد کتابی چاپ کند باید برای دریافت یک شابک برای هر عنوان کتاب مبلغ 125دلار  پرداخت کند ولی اگر تعداد عناوین افزایش پیدا کند تخفیف‌هایی در نظر گرفته می‌شود. برای ناشران بسته‌هایی در نظر گرفته شده است تا با بالا بردن تعداد درخواست‌های خود از این تخفیف‌ها استفاده کنند. بر همین اساس ناشران برای دریافت بارکد برای کتاب‌هایشان نیز باید مبلغ ناچیزی پرداخت کنند که در سال 2018 این مبلغ به ازای هر 5 عدد بارکد 25دلار تعیین شده است. در مورد ناشران مستقل یا خودناشران مبالغ و هزینه‌های دریافت شابک کمی سبک‌تر در نظر گرفته شده است.

به نوشته سایت شرکت باوکر کاربران و ناشران وقتی یک شابک خریداری کنند، علاوه بر اطمینان از حفظ حقوق نویسنده و ناشر می‌توانند به فروش بیشتر کتاب‌شان نیز امیدوار باشند. مسئولان این شرکت اعتقاد دارند کتاب‌های دارای شابک معتبر در بازار کتاب به سادگی قابل شناسایی و جستجو هستند و به همین خاطر فروش آن‌ها نسبت به دیگر کتاب‌ها با سهولت بیشتری انجام خواهد شد.

 

 

گاهی برای رسیدن به باورها باید کوه را شکافت، از دریاها گذشت و تمام هستی را زیر و رو کرد. قافیه‌ها رنگ باختند زمانیکه معنای عشق در بی رنگی‌های علم و عمل گم شد.

به گزارش چاپ ونشر به نقل از ایمنا، ناآگاهی و بی اطلاعی مردم ناشی از عدم عشق و علاقه به مطالعه است. فاصله میان علم و عمل سبب شده مردم به سمت دیگری کشیده شوند .

در خصوص مشکلات نشر خبرنگار ایمنا با محمد جزینی مدیر انتشارات " کنکاش" گفت و گو کرده است که در ادامه می‌خوانید:

 

مشکلات به وجود آمده در نشر نشات گرفته از چیست؟

مشکلات اقتصادی همیشه وجود داشته و گران شدن مواد اولیه صنوف تازگی ندارد. مشکل اصلی در نشر توزیع و فروش کتاب است. مشکل اساسی تر اینکه مردم از فرهنگ و کتاب فاصله گرفته اند و دیگر کتاب را جز ضروریات زندگی خود نمی دانند مگر کتاب های آموزشی که برای تحصیل ضرورت دارد.

کشورهای دیگر زودتر از ما با فضای مجازی آشنا شدند اما هنوز کتاب جایگاه خود را حفظ کرده و با تیراژهای بالای ۵۰ هزار کتاب را به چاپ می رسانند اما در ایران حتی در فضای مجازی  مردم مطلب طولانی را مطالعه نمی کنند.

 بیش از ۶۰ درصد کتاب‌ها با تیراژ کمتر از ۵۰۰ جلد به چاپ می‌رسد و میانگین چاپ کتاب در ایران ۲۰۰۰ جلد است و گاهی از هر کتابی  تنها ۱۰ جلد منتشر شده اما در شناسنامه کتاب ۱۰۰۰ جلد ثبت می شود که این آمار نشر کتاب را بی دلیل بالا می برد.

 

به نظر شما عدم علاقه مردم  نسبت به کتاب چیست؟

به نظرم مردم دیگر روحیه، اعصاب و بهداشت روانی ندارند. این سه عامل باعث عدم تمرکز شده و مردم علاقمندند فایل‌های صوتی کتاب‌ها را بشنوند و صبر برای مطالعه ندارند. کتاب های پرمحتوا و کم محتوا در کشور بسیار یافت می‌شود اما مردم از کتاب فاصله گرفته اند. در گذشته تنها بیماری کودکان دل درد  و جوانان سرد درد بود اما در حال حاضر کودک ۵ ساله می گوید: اعصاب ندارم و واقعاً رفتار کودک نشان دهنده این مسئله هست چون بهداشت روانی به هم خورده است که این مسئله مربوط به وزارت بهداشت است بیمار باید مداوا شود تا به آن خوراک علم داد.

 به خاطر می آورم در اوایل انقلاب بیشترین صحبت در میان مردم مطالعه کتاب بود و عدم مطالعه را بی کلاسی می‌دانستند و مردم برای اینکه از بقیه عقب نمانند. بسیار کتاب مطالعه می کردند تا آگاهی و علم خود را در مورد مسائل بالا ببرند.

 

بی علاقگی مردم نسبت به کتاب از چه زمانی شروع شد؟

از فرهنگ سازی دور شدیم. بی علاقگی مردم مربوط به امروز و دیروز نیست بلکه بیش از دو دهه است. از زمانیکه نویسنده و ناشر به حرف خود عمل نکردند. بین حرف و عمل فاصله افتاد و کم کم مردم از کتاب دور و دورتر شدند.

آنچه درمیان اجتماع دانشجویان اتفاق افتاده اینکه دانشجویان هم به دنبال سوالات ترم های قبل استاد هستند که تمام کتاب را مطالعه نکنند.در گذشته مساجد مملو از جمعیت بود و همه همدیگر را می شناختند اما امروز این مورد کمتر دیده می شود. مسئله مهم و قابل تامل این است که به آنچه نوشته شد، عمل نشد.

 

 عده ای فقر را دلیل عدم مطالعه می دانند. نظر شما چیست؟

جامعه دیگر به کتاب احساس نیاز نمی کند. چرا فقیرترین مردم پول قبض برق را پرداخت می کنند؟ چون به مشکلات نبود برق در زندگی شخصی خود واقف است.کسانی که تنها فقر مردم را عامل عدم مطالعه می دانند را رد می کنم. در کشور ما غنی و فقیر مطالعه نمی کنند. ۲۰ درصد جامعه ثروتمند هستند اما همان افراد پول‌های زیادی برای خوشگذرانی خرج می‌کنند اما برای مطالعه به ندرت یا هرگز.

 مثالی بزنم. شهرستانی حدود ۴۱ هزار نفر جمعیت دارند و اکثر مردم کشاورز و بی بضاعت هستند اما شش مغازه طلا فروشی آنجا همیشه شلوغ است. خانواده‌ها در حال خرید و فروش طلا هستند. درهای این مغازه ها ضد سرقت است و تمام امکانات ضروری برای حفاظت را دارد. مردم از کلانتری درخواست کردند تا دو مامور برای حفاظت مقرر کند و هزینه را ماهیانه اهالی پرداخت می‌کنند.اما دو کتاب فروشی در این شهرستان ورشکست شد.

 

نظر شما در خصوص بن های تخفیف کتاب چیست؟

هر کجا که بحث سهمیه بندی باشد فسادهایی را به همراه خواهد داشت. مقدار بسیار ناچیزی از بن‌ها تبدیل به کتاب می‌شود. دولت توانایی ندارد که برای هر غرفه در نمایشگاه مامور مشخص کند که آیا این بن ها به کتاب تبدیل  شده یا به فروش می رسد؟

 

مگر کسانی که ارز دولتی برای وارد کردن گوشی از دولت گرفتند گوشی وارد کردند؟ اینکه دستگاه‌ قضایی را نیز درگیر کردند و مشکلات بسیاری را برای جامعه به وجود آوردند و مثال های این چنینی زیاد است. برخی از مردم از هوش خود برای تقلب و فریب عوام استفاده می کنند.

بن و تخفیف‌ها دیگر موثر نیست مگر اینکه مردم به کتاب احساس نیاز کنند آن زمان خواهید دید که فقیرترین مردم برای خرید کتاب پس انداز می کنند. استاد دانشگاهی بود می گفت: کتاب‌های هدیه را اصلاً مطالعه نمی کنم. این نشان می‌دهد که حتی مردم از کتاب رایگان استقبال نمی کنند.حتی خودم زماینکه با شوق تعدادی کتاب را آماده و در جمع بازنشسته‌های دانشگاه صنعتی توزیع کردم نه تنها تشکر نکردند بلکه گله مند بودند چرا به جای کتاب خوراکی نبرده‌ام.

مثال دیگر دکتردهلیمی ده سال گذشته کتابی مربوط به بیماری‌های لثه منتشر کرد و لیست تمام دانشجویان داندانپزشکی کشور را گرفت و با هزینه خود برای همه فرستاد اما یک نفر هم از او تشکر نکرد. پس برمی گردیم سر مسئله که مردم دیگر عاشق کتاب نیستند.

 

برخی ناشران رقابت با ناشران دولتی را ناعادلانه می دانند. نظر شما در این خصوص چیست؟

به نظر من دولت حمایت خاصی از انتشارات دولتی در فروش کتاب‌ها انجام نمی‌دهد. سود و زیان انتشاراتی دولتی کسی را درگیر نمی کند از جهتی که قیمت کتاب تولید شده در بخش خصوصی و دولتی به یک اندازه است اما تفاوت عمده اینکه پول نفت و مالیات خرج چاپ کتاب‌های دولتی می شود و اگر به فروش نرسد افراد چاپخانه دغدغه خاص ندارند اما کتاب منتشر شده در بخش خصوصی ناشر را درگیر می کند. مسئله اساسی این است که کتاب منتشر شده در بخش خصوصی و دولتی هیچ کدام به فروش نمی رسد.

 

بررسی وضعیت صنعت نشر تنها با گردآوری و تطبیق آمارهای نشر در دوره‌های مختلف میسر می‌شود. آنچه در این گزارش پیش‌روی مخاطب، بررسی تطبیقی آمارهای نشر در سال‌های 95 و 96 به شکل تفکیکی و مبتنی بر گروه‌های دیویی است.

 

11 درصد رشد تعداد عناوین نوبت‌های چاپ

به گزارش چاپ و نشر به نقل از ایبنا  اطلاعات به دست‌آمده حاکی از آن است که به‌جز کتاب‌های گروه کمک درسی، آمار نشر در سال 96 نسبت به سال 95؛ چه در بخش تالیف و چه در بخش ترجمه، با رشد مثبت مواجه بوده است که در این میان بیشترین میزان رشد به کتاب‌های حوزه زبان، هنر، ادبیات و کودک مربوط می‌شود.

 

رشد کتاب‌های زبان:

رشد سواد یا رشد مهاجرت

اینکه تعداد کتاب‌های زبان از 1814 در سال 95 با رشد 40 درصدی به 2542 در سال 96 رسیده است، اتفاق قابل توجهی است و نشان از افزایش علاقه جامعه به آموختن زبان‌های خارجی دارد.

بررسی این رویداد نیاز به مطالعات جامعه‌شناسی دارد. درواقع اینکه رشد کتاب‌های حوزه زبان را باید به پای پیشرفت گذاشت یا عوامل نگران‌کننده‌ای همچون تمایل به مهاجرت، باید در حوزه‌های تخصصی دیگر مورد ارزیابی قرار گیرد.

اما نکته قابل توجه دیگر این است که بخش اعظم این میزان رشد به کتاب‌های تالیفی مربوط می‌شوند؛ بخشی که در آن شاهد رشد 44 درصدی بوده‌ایم. همچنین میزان رشد کتاب‌های چاپ اولی در سال 96 برابر بوده با 27 درصد و این درحالی است که تعداد تجدد چاپی‌های زبان در مقایسه با سال 95، 79 درصد رشد داشته است.

 

نمایش هنر در آینه کتاب

تعداد 3374 کتاب در سال 96 البته کمتر از حد انتظار به‌نظر می‌آید اما توجه به رقم 2703 در سال 95 و رشد 25 درصدی کتاب‌های این حوزه مایه دلگرمی است.

همچنین رشد 32 درصدی کتاب‌های ترجمه‌ای نسبت به رشد 21 درصدی کتاب‌های تالیفی در این حوزه نیز با توجه به اینکه مبانی هنر و گرایش‌های هنری را عمدتا تئوری‌ها و مقالات غربی تشکیل می‌دهد، قابل توجیه است. ضمن اینکه میزان تالیفات در حوزه هنر نیز قابل توجه به نظر می‌رسد. البته در این گزارش، مبنای کار تنها کمیت است و بررسی‌های کیفی در آن لحاظ نشده.

در حوزه هنر کتاب‌های چاپ اولی در سال 96 رشد 28 درصد و تجدید چاپی‌ها رشد 19 درصدی داشته‌اند.

ادبیاتی‌ها بازارشان همیشه گرم است

میل به ادبیات، آن‌هم در کشوری که پیوست‌های ناگسستنی‌ آن با شعر و ادب غیرقابل انکار است، در آمار نشر نیز نمود روشنی دارد؛ آنچنانکه دومین رتبه در میزان رشد عناوین در سال 96 نسبت به سال 95 به حوزه ادبیات مربوط می‌شود و نشانگر افزایش تعداد از 12086 کتاب به 14874 کتاب است.

در این مقایسه آماری شاهد رشد 20 درصدی در حوزه تالیف و رشد 31 درصدی در حوزه ترجمه هستیم که نسبت این دو با یکدیگر، تقریبا قابل قبول می‌نماید و نشان می‌دهد چندان هم نباید نگران تسخیر شدن بازار کتاب ایران از سوی کتاب‌های ترجمه‌ای بود. همچنین آمارها حاکی از رشد 23 درصدی، هم در بخش چاپ اولی و هم در بخش تجدیدچاپی‌های ادبیات را نشان می‌دهد.

کتاب کودک و رشد نگران‌کننده ترجمه‌ها

در عرصه نشر، همیشه کتاب‌های کودک جایگاه و اهمیت ویژه‌ای داشته‌اند چراکه مطابق با آن نقل مشهور؛ کودکان امروز، نقش‌آفرینان فردای جامعه‌ خواهند بود. بازار کتاب کودک نیز با وجود مصائب و تنگناهایی مانند کمبود ویترین تخصصی در کشور، دستِ‌کم در تعداد عناوین روند روبه‌رشدی داشته است.

 

آمارها نشان می‌دهد تعداد کتاب‌های کودک از 13027 در سال 95 به 15910 در سال 96 رسیده است. اما رشد 35 درصدی کتاب‌های ترجمه‌ای نسبت به رشد 14 درصدی تالیف در این حوزه، تفاوت چشمگیری را روایت می‌کند که ناشی از تمایل ناشران کودک به ترجمه و انتشار کتاب‌ها و مجموعه‌های مشهور خارجی بوده است؛ رویه‌ای که از سوی منتقدان بارها و بارها مورد انتقاد قرار گرفته و نسبت به آن هشدار داده‌اند. توجیه این هشدارها نیز برمی‌گردد به همان جایگاه و اهمیت ویژه‌ای که کتاب‌های کودک می‌توانند در تربیت و پرورش کودکان داشته باشند.

کتاب‌های چاپ اولی در سال 96 نسبت به سال 95، 8 درصد رشد داشته و میزان رشد کتاب‌های تجدیدچاپی در این مقایسه، 37 درصد بوده است

 

 

 شمارگان‌های سربه‌زیر

بخش دوم این گزارش اما به شاخصه مهم دیگر صنعت نشر؛ یعنی شمارگان اختصاص دارد که به نوعی می‌توان مبین وضعیت مطالعه در جامعه و میل مردم به کتاب‌وکتاب‌خوانی باشد. متاسفانه نتایج؛ به معنای کامل کلمه نگران‌کننده‌اند زیرا تقریبا در تمام گروه‌های دیویی دوازده‌گانه، شاهد رشد منفی شمارگان‌های متوسط بوده‌ایم.

 

جدول تطبیقی شمارگان 95-96  خود گویای واقعیت است:

 

بیشترین کاهش شمارگان در علوم اجتماعی

در بین آمارهای فوق، تنها کتاب‌های حوزه زبان بوده‌اند که شمارگان‌ متوسط‌شان رشد 2 درصدی داشته‌است که این پارامتر نیز می‌تواند در صحت یا سقم گمانه‌زنی میل به مهاجرت مورد توجه قرار گیرد. اما باقی درصد‌ها، تماماً منفی‌اند و بدترین شرایط نیز مربوط می‌شود به کتاب‌های حوزه علوم اجتماعی که شمارگان متوسط آن‌ها در سال 96 نسبه به 95، 16 درصد کاهش داشته است.

 

و چنانچه مشهود است، جمیع وضعیت نزولی شمارگان متوسط در گروه‌های دیویی را می‌توان در ردیف آخر جدول فوق دید: شمارگان متوسط کتاب در این مقایسه، درصد -10 را نشان می‌دهد!

با این اوصاف؛ اگرچه در جدول اول شاهد افزایش تعداد عناوین تازه و تجدیدچاپ‌های بیشتر در سال 96 بودیم اما کاهش قابل توجه شمارگان کتاب‌ها از تضعیف ارکان نشر و وضعیت مطالعه در جامعه خبر می‌دهد. به عبارت دیگر افزایش عناوین در مقابل کاهش شمارگان، درعین‌حال که تناسب وارونه و قابل تامل دارد، بیشتر نگرانی را در اهالی کتاب برمی‌انگیزد.

 

قیمت‌های صعودی

اگر تعداد عناوین و میزان شمارگان دو حلقه مهم در زنجیره بررسی وضعیت صنعت نشر باشد، قطعِ یقین سومین حلقه قیمت است که با دو حلقه اول در ارتباط است. مضاف برآنکه در بحث قیمت و قیمت‌گذاری، همواره مساله قدرت خرید و توان مالی مخاطبان و مشتریان وجود دارد و افزایش قیمت، همیشه پارامتری حساسیت‌برانگیز است؛ آن هم در شرایطی که شمارگان کتاب‌ها روندی نزولی را طی کرده‌اند.

 

 مطابق با جدول فوق، قیمت کتاب به‌جز گروه کلیات و علوم‌طبیعی‌ و ریاضیات، در تمام گروه‌ها رشد مثبتی داشته است. این رشد از 5 درصد در گروه هنر آغاز می‌شود و به 30 درصد در گروه کودک و نوجوان می‌انجامد.

 

میزان افزایش قیمت در گروه‌های 12گانه دیویی، احتمالا به نوع کاغذ مصرفی و چاپ یا میزان حق‌التالیف و حق‌الترجمه(یا حق تصویرگری در کتاب‌های کودک) بستگی دارد اما نیازمند بررسی‌های دقیق‌تری است.

در مجموع اما جدول فوق به ما می‌گوید که قیمت کتاب در سال 96 با 14 درصد رشد، به 17 هزار و 597 تومان رسیده است که تبعا؛ میزان خرید مخاطبان کتاب که معمولا از طبقات متوسط رو‌به‌پایین اقتصادی در جامعه‌اند نیز دستخوش تاثیراتی خواهد شد.

 

و...

امید است با کنار هم قرار دادن سه پارامتر تعداد عناوین، شمارگان و قیمت که در این گزارش در جداول مجزا مورد بررسی قرار گرفت، اهالی نشر و مدیران فرهنگی با بررسی‌های کارشناسانه‌ خود تصمیمات بهتری را برای رشد و تعالی صنعت نشر در سال جاری و آینده اتخاذ کنند.

بر اساس آمار تازه‌های نشر فرانسه ، در سال 2017 میلادی 365 میلیون نسخه کتاب در این کشور به فروش رسیده و جدیدترین کتاب از مجموعه «ماجراهای آستریکس» نیز پرفروش‌ترین کتاب پارسال فرانسه بوده است.

به گزارش چاپ ونشر به نقل از(ایبنا)، بازار کتاب فرانسه در سال‌ گذشته میلادی نتوانست رکود قابل‌توجهی را در فروش کتاب به ثبت برساند اما طبق آماری که در مراسم افتتاحیه نمایشگاه کتاب پاریس منتشر شد، فروش کتاب در فرانسه در سال 2017  کاهش داشته است.

بر اساس آمار اعلام شد فرانسوی‌ها در سال 2017 میلادی  356 میلیون نسخه کتاب خریده‌اند که نسبت به سال گذشته کاهشی یک درصدی داشته که ارزش مادی این یک درصد، چیزی حدود چهار میلیارد یورو برآورد شده است.

فروش کتاب در کشور فرانسه در ماه‌های ژوئیه و دسامبر به اوج خود می‌رسد؛ یک بار در تعطیلات تابستانی و دیگر جشن‌های پایان سال. اما کاهش فروش کتاب در باقی سال در این کشور با انتقاد مواجه شده است. به عنوان مثال در سه ماه نخست سال 2017 میلادی، فروش کتاب کاهش 8 درصدی داشته است. با این‌همه، کاهش یک درصدی فروش در طی سال گذشته مانع از آن نشده که کتاب‌ها، هم‌چنان هدیه‌ای محبوب نزد فرانسوی‌ها به شمار نیاید.

کتاب‌های الکترونیکی در فرانسه موجب مرگ کتاب‌های کاغذی نشده است

چند سال‌ است که آینده نامعلوم کتاب‌های کاغذی به بحث داغ اهالی نشر تبدیل شده است. در سال 2017 میلادی کتاب‌های الکترونیک در فرانسه با 13 میلیون نسخه فروش، رشد 9 درصدی را ثبت کرد. با این وجود، افزایش چشمگیر کتاب‌های الکترونیک در سال‌های اخیر به این معنا نیست که این کتاب‌ها جای کتاب‌های کاغذی را گرفته‌اند که 95 درصد از فروش کتاب را به خود اختصاص داده‌اند.

آماری که به تازگی درباره بازار نشر فرانسه در سال 2017 میلادی منتشر شده، نشان می‌دهد که ادبیات عمومی و کتاب‌های کودک 45 درصد از فروش کل کتاب را به خود اختصاص داده‌اند.

در کنار رمان‌ها، کمیک استریپ‌ها نیز از فروش خوبی برخوردار بوده‌اند؛ به طوری که پرفروش‌ترین کتاب در سال گذشته میلادی در فرانسه، سی‌و هفتمین جلد از مجموعه کمیک‌های استریپ با عنوان «Astérix et la Transitalique» بوده که یک و نیم میلیون نسخه از آن به فروش رفته است. دیگر کتاب‌های پرفروش فرانسه در سال گذشته به ترتیب کتاب‌های «زندگی دوم تو زمانی شروع می‌شود که بدانی فقط یکی زندگی داشته‌ای» نوشته رافائل ژیوردانو و «کودک گمشده» نوشته النا فرانت بوده‌ است.

 

اگر در راسته خیابان انقلاب محدوده دانشگاه قدم بزنید، دقیقا رو‌به‌روی کتابفروشی‌ها چند قدم به چند قدم انبوهی از کتاب‌های نو و دست دوم روی زمین پیاده‌رو چند نفر را مشغول خودشان کرده‌اند. افرادی که ممکن بود در صورت نبودن این دستفروشان کتاب، در کتابفروشی‌ها به دنبال کتاب مورد نظرشان می‌گشتند. طیبه سیاوشی شاه عنایتی به تازگی در اظهارنظری گفته است که «دستفروشان کتاب در خیابان انقلاب به علت چاپ غیرمجاز کتاب، آن را با قیمت بسیار پایین‌تر از مغازه‌های کتاب‌فروشی ‌و کیفیتی نامناسب عرضه می‌کنند و استقبال از این کتاب‌ها به دلایل اقتصادی بسیار زیاد است و این موضوع آسیب بزرگی به صنعت نشر وارد می‌کند» و ضمن انتقاد از نحوه مدیریت بازار کتاب از قوه قضائیه خواست تا برای حل مسائل کتاب نظیر کپی‌رایت و چاپ کتاب‌های غیرمجاز و قاچاق کتاب اقدامات لازم را انجام دهد. اما سوالی که در این میان مطرح می‌شود این است که چرا مردم از این دستفروشان استقبال می‌کنند؟ با وجود اینکه سال‌ها است شعار جمع‌آوری دست‌فروشان کتاب داده می‌شود، چرا چنین اتفاقی نیفتاده است؟ اصلا این شعار عملی است یا نه؟

 

دلیل استقبال مخاطبان در خرید از دستفروشان کتاب می‌تواند دلایل مختلفی داشته باشد. یکی از آن‌ها عدم تجدید چاپ برخی کتاب‌ها است، کتاب‌هایی که قبل دیگر به دلایل مختلف تجدید چاپ‌ نمی‌شود. علت دیگر دسترسی به کتاب‌های سانسور نشده در بساط دستفروشان است. وجود کتاب‌هایی که توسط ناشران ایرانی در خارج از کشور به چاپ رسیده‌اند ولی در داخل کشور منتشر نمی‌شوند هم می‌تواند در این اقبال مردمی موثر باشد. بخش دیگر خرید و فروش این بازار خیابانی متعلق به نشریات و مجلات است. اما دلیل دیگر قیمت پایین کتاب است و بی‌کیفیت بودن تاثیر چندانی در میزان خرید مردم از این بساط‌ها ندارد. همه این عوامل با کمک هم باعث می‌شود که دستفروشان کتاب مشتری‌های پر و پا قرصی داشته باشند و به درآمدزایی در کنار خیابان ادامه دهند. اما آیا این کار اخلاقی است؟ آیا نباید جلوی فعالیت این بخش را گرفت؟ آیا چهره شهر با وجود دستفروشان خدشه‌دار نمی‌شود؟ اصلا آیا همه دستفرو‌شان کتاب بد هستند؟

قیمت کتاب بالا نیست

کتاب‌هایی که زمان زیادی از انتشاران نگذشته و در بساط دستفروشان نمونه افست‌شان پیدا می‌شود اغلب کتاب‌هایی با کیفیت به مراتب پایین‌تری است. اما چرا مردم باز هم از این دست‌فروشان خرید می‌کنند؟ محمود آموزگار، رئیس اتحادیه ناشران و کتابفروشان تهران در پاسخ به «ابتکار» می‌گوید: دستفروشان به دو بخش تقسیم می‌شوند. بخش اول عرضه‌کنندگان کتاب‌های دست دومی هستند که از دور خارج شده‌اند یا دیگر چاپ نمی‌شوند و در کتاب‌فروشی‌ها پیدا نمی‌شود. اما بخش دوم کسانی هستند که کتاب‌هایی را می‌فروشند که توسط عده‌ای سودجو بدون اجازه صاحب اثر تکثیر می‌شود و با تخفیف بالا آن‌ها را عرضه می‌کنند. این تکثیرکنندگان غیرقانونی بعضی از هزینه‌ها مانند حق تالیف، چاپ و حروف‌چینی و آماده‌سازی و صفحه‌بندی و ... را پرداخت نمی‌کنند. بنابراین قیمت تمام‌شده برای بسیار پایین است و این موضوع را در قیمت عرضه دخالت می‌دهد و معمولا کتاب‌ها را با 50 درصد تخفیف می‌فروشند. ممکن است مردم تصور کنند این کتاب ارزان‌تر است اما نباید فراموش کنیم این کتاب‌ها از مسیر غیرقانونی منتشر شده و حقوق مولف و ناشر رعایت نشده است.

او قیمت کتاب را در حالت عادی آن‌چنان بالا نمی‌داند که سبب خرید کتاب‌های غیرقانونی با قیمت پایین‌تر شود و در ادامه می‌افزاید: زمانی که به راحتی برای یک وعده غذایی معمولی 50 هزارتومان پرداخت می‌شود، بنابراین قیمت کتاب آنچنان زیاد نیست. ما بیشتر در بحث فرهنگ‌سازی دچار مشکلات هستیم.

تکنولوژی در خدمت تکثیرکنندگان غیرقانونی

گاهی کتاب‌های افست موجود در بساط دستفروشان کیفیت چاپ بالایی دارند، این کتاب‌ها کجا تهیه می‌شوند؟ آیا نباید قبل از برخورد با دستفروشان با این تکثیرکنندگان غیرقانونی برخورد کرد؟ رئیس اتحادیه ناشران و کتابفروشان تهران می‌گوید با پیشرفت تکنولوژی امکان تکثیر کتاب بسیار ساده و سهل است. او می‌افزاید: در حوزه چاپ فناوری‌های تازه‌ای وارد بازار شده که توسط آن‌ها می‌شود در گوشه‌ای از یک اتاق اقدام به تکثیر کتاب کرد. آن‌ها به صورت سفارشی به تعداد دلخواه کتاب‌های مورد نظرشان تکثیر و پخش می‌کنند.

برخرود با دستفروشان همیشه مطرح بوده اما هیچ‌گاه به سرانجام نرسیده است، برخورد با این بساطی‌ها به عهده کدام نهاد است؟ وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، شهرداری یا قوه قضائیه؟ آموزگار می‌گوید: دستفروشی بحثی است در حوزه ساماندهی و زیباسازی که به شهرداری برمی‌گردد. شهر باید هویت و تصویر هنجاری داشته باشد. از این حیث مجموع دستفروشان در این رده قرار می‌گیرند. و بعد از ساماندهی باید محلی را در اختیارشان قرار داد که به معیشت‌شان بپردازند. ولی در مورد کتاب به جز عده‌ای که از سالیان دور بوده‌اند و تنها کتاب‌های کمیاب و دست‌دوم را عرضه می‌کنند و خدشه‌ای به کارشان وارد نیست و خللی در کار کتابفروشان ایجاد نمی‌کنند، مابقی که کتاب‌‌های تازه منتشر شده را با تخفیف 50 درصد منتشر می‌کنند، کارشان در مخالفت آشکار با قانون حمایت حقوق مولفان و مصنفان است و قابل می‌توان آن را به لحاظ قانونی مورد پیگرد قرار داد. در صورت شکایت شاکی خصوصیف قوه قضائیه و نیروی انتظامی موظف به انجام اقدامات لازم هستند.

پاسکاری جمع‌آوری دستفروشان

طیبه سیاوشی شاه عنایتی، عضو ناظر مجلس در هیات امنای کتابخانه‌های عمومی کشور که در گفت‌وگو با خانه ملت از روند مدیریت بازار کتاب و برخورد با دستفروشان انتقاد کرده بود، در پاسخ به سوال «ابتکار» مبنی بر اینکه در صورت جمع‌آوری دستفروشان کتاب، امکانی برای ارائه خدمات آن‌ها به مخاطبان در کتابفروشی‌ها یا محل‌های تعیین شده دیگر وجود دارد، می‌گوید: کدام خدمات؟ اینکه جای مشخصی مثل اکثر کشورهای دیگر که می‌بینیم و از آن لذت می‌بریم به وجود بیاید تا کتاب‌های دست دوم یا نایاب در آنجا ارائه شود، بسیار خوب است. اما حرف من آن بود که به دلیل نبود کپی‌رایت در کشور، گاهی شاهد آن هستیم که چندین ترجمه از یک نویسنده خارجی توسط چند ناشر چاپ می‌شود و همه هم عنوان جاپ اول را قید می‌کنند. این آمار دروغین به جامعه داده می‌شود. جالب اینجاست که همین کتاب با کیفیت پایین‌تر و به صورت کپی توسط دستفروشان به فروش می‌رسد. این کار به نوعی قاچاق است.

او در ادامه درباره نهاد مرتبط درباره جمع‌آوری این دست‌فروشان می‌افزاید: زمانی که به وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی می‌گوییم که به وضع موجود رسیدگی کند، آن را وظیفه شهرداری می‌داند! دستفروشی کتاب به یک معضل بزرگ تبدیل شده است. مسائل حوزه کتاب بسیار زیاد است.

سانسور بلای جان کتاب و کتابفروشی

باید بپذیریم به دلیل ممیزی‌های سلیقه‌ای حوزه کتاب و عدم وجود قوانین مشخص در این حوزه، مخاطبان برای دسترسی به نسخه‌های کمتر سانسور شده، دست به دامن همین بساط‌های کتاب‌فروشی می‌شوند. سیاوشی هم ضمن تاکید این مورد می‌کوید: ما به علت ممیزی، مخاطبان‌مان را در جامعه از دست داده‌ایم اما فضای مجازی را بهانه می‌کنیم. اما به نظر من این استدلال درست نیست و بهانه‌ای واهی است. در جوامع پیشرفته می‌بینیم که با وجود فضای مجازی پرسرعت‌تر از کشور ما، کتاب هنوز جایگاه خودش را دارد و هنوز به عنوان ویترین فرهنگی آن کشور به فعالیت خود ادامه می‌دهد ولی متاسفانه کشور ما این ویترین را کاملا از دست داده است. یک عامل تخریب وضعیت بازار کتاب، ممیزی‌های بی‌حد و حصری است که هیچ خط قرمزی برای آن وجود ندارد. از ابتدای دولت یازدهم اما مقداری جلوی این وضعیت گرفته شده است. مسئله فروش کتا‌ب‌هایی که دیگر تجدید چاپ نمی‌شوند ولی طرفدارن خودشان را دارند نیست. موضوع کتاب‌های کپی شده در بازار است.

او ضمن بیان این نکته که بازار کتاب بسیار آشفته است، می‌افزاید: گویا حوزه کتاب هیچ متولی‌ای ندارد که نظارت کند و سامانی به این حوزه دهد. دلخوشی وزارت فرهنگ وارشاد این شده که سالی یک بار نمایشگاه بین‌المللی کتاب را برگزار کند که بیشتر هم مورد توجه مجموعه‌های دولتی است که کتاب می‌خرند. ما امیدواریم این حوزه به سمت مردم هدایت شود، نه بخش دولتی.

لزوم ورود دولت به موضوع کپی‌رایت

 

رعایت کپی‌رایت و پیوستن ایران به کنوانسیون برن هم می‌تواند در راستای ساماندهی وضعیت تکثیر غیرقانونی کتاب موثر باشد. سید عباس صالحی، وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی هم در ابتدای وزارت خود بر رعایت این قانون تاکید کرده است. اما این موضوع سال‌ها است که در حد شعار باقی مانده است. سیاوشی در این خصوص می‌گوید: به بهانه عدم توانایی پرداخت هزینه کپی‌رایت توسط خریداران کتاب و مردم مسئله پیوستن به این کنوانسیون و رعایت این قانون کنار گذاشته شده است. در حالی که به نظر من باید این قانون را رعایت کنیم چون تکلیف بسیاری از حوزه‌ها و نه فقط کتاب با رعایت کپی‌رایت حل خواهد شد. موضوع حق مولف مسئله بسیار مهم و ارزشمندی است که دائما پرونده‌های قضائی مرتبط با آن را می‌بینیم چون توجهی به رعایت آن نمی‌شود. زمانی دولت باید به عنوان دستگاه سیاست‌گذار ورود کند. این مسئله قابل حل است. دولت می‌تواند یارانه‌ را به صورت فرهنگی ارائه کند، مثل خیلی از کشورها که در این عرصه موفق بوده‌اند و در حوزه فرهنگ و آموزش یارانه تخصیص داده‌اند. معیشت مردم با این میزان حل و فصل نمی‌شود