۳۵۰ نفر از کتابفروشان تهرانی طی نامه‌ای اعتراضی به رئیس اتحادیه ناشران و کتابفروشان تهران، نگرانی خود را از آغاز به کار باغ کتاب تهران با رویکرد نمایشگاهی و فروشگاهی ابراز کردند.

 

در متن این نامه که رو نوشت آن برای سیدعباس صالحی (معاون فرهنگی وزارت ارشاد)، احمد مسجدجامعی (عضو شورای شهر تهران) و رئیس اتاق اصناف فرستاده شده، آمده است:

جناب آقای محمود آموزگار

ضمن سپاس از دفاع مسئولانه شما در دفاع از حقوق کتابفروشان و پخش گران کتاب در مقابل آسیب‌های که باغ کتاب شهرداری می‌تواند متوجه کتابفروشان تهران سازد، ما امضاکنندگان زیر تقاضای اقدام لازم در جهت استیفای حقوق خود را داریم.

 

منبع: ایلنا

اگر سیاست‌های دولت و نظام در اصل ۴۴ را دنبال می‌کنیم؛ طبیعی‌ست که دستگاه‌های دولتی و عمومی نباید از امکانات و امتیازات ویژه‌ خود در رقابت با بخش خصوصی اسنفاده کنند.

 

محمدعلی نجفی در نشست تشریح برنامه‌های خود برای تصدی پست شهرداری تهران در بخشی از سخنانش گریزی به فعالیت‌های شهرداری در حوزه کتاب و نشر زده و گفته است: اگر شهرداری می‌‌خواهد کتاب چاپ کند، چرا به ناشران بخش خصوصی نمی‌دهد؟ چه نیازی دارد که با رانت امکانات شهرداری انتشارات٬ کتابفروشی و شهرکتاب راه بیندازد و بخش خصوصی که با سیلی صورت خودشان را سرخ نگه داشته‌اند را تحت فشار گذاشته‌ و به ورشکستگی بکشاند.

محمود آموزگار (رئیس اتحادیه ناشران و کتابفروشان تهران) نیز در واکنش به سخنان شهردار پیشنهادی برای تهران، در گفت‌وگو با خبرنگار ایلنا گفت: این مواضع به نظرم مواضع درستی است و به طور کلی اگر سیاست‌های دولت و نظام در اصل ۴۴ را دنبال می‌کند یعنی سپردن امور به بخش خصوصی. طبیعی هم هست که دستگاه‌های دولتی و عمومی که مسلما از امکانات و امتیازات ویژه‌ای برخوردار هستند و بخش خصوصی به آن‌ها دسترسی ندارد؛ نباید از ابزار خود در فعالیت‌هایی استفاده کنند که بخش خصوصی در آن حوزه مشغول است. در غیر این صورت یک رقابت نابرابر به وجود می‌آید و در نتیجه بحث واسپاری‌ها به بخش خصوصی را هم باید منتفی شده دانست.

او مشخصا درباره نوع فعالیت باغ کتاب اظهار داشت: آقای نجفی درمورد مشخص فعالیت‌های شهرداری در حوزه روی نکات درستی انگشت گذاشته‌اند. نهادها و ارگان‌های عمومی وظیفه دارند زیرساخت‌های لازم را برای فعالیت‌های فرهنگی آماده کنند و برای بهره‌برداری آن‌ها را در اختیار بخش خصوصی قرار بدهد و در عین حال در واگذاری به بخش خصوصی نباید انحصار ایجاد کند. ممکن است بگویند شهرکتاب‌ها یا باغ کتاب به بخش خصوصی واگذار شده و دیگر این انتقاد جایی ندارد اما من معتقدم باید موضوع دیگری را به این ماجرا اضافه کرد آن هم اینکه ما به نحوی سیاست‌گذاری کنیم که مجموعه افراد حوزه مذکور منتفع بشوند. مثلا به طور مشخص در مورد باغ کتاب ما صحبت‌های آقای اشعری را داریم که سال‌ها در پروژه باغ کتاب مسئولیت برعهده داشته‌ و گفت‌وگوها و مذاکرات با بخش‌های مختلف حوزه برای اینکه درباره چگونگی بهره‌برداری از باغ کتاب تصمیم‌گیری شود را دنبال می‌کرد تا منفعت پروژه به تمام جامعه بازگردد.

آموزگار ادامه داد: یک فروشگاه ۱۵هزار متری که می‌گویند در گینس هم ثبت شده آیا واقعا متناسب با ظرفیت تقاضای کتاب افزایش پیدا کرده است؟ آیا اصولا تقاضا فقط در تهران افزایش پیدا کرده؟ آیا در شهرستان‌ها و دیگر استان‌ها چنین تقاضاهایی نیست؟ این‌ها پرسش‌هایی است که یافتن پاسخ دقیق برای آن‌ها می‌تواند در سیاست‌گذاری درست و خدمت به نشر کمک کند.

رئیس اتحادیه ناشران و کتابفروشان همچنین با اشاره به مشکلاتی که کتابفروشی‌‌ها با آن مواجه هستند، یادآور شد: صنف نشر به ویژه در حوزه کتابفروشی‌ها مشکلات و مسائل زیادی دارد. اگر دقیت کنید می‌بینید که در فضای مجازی کتابفروشی‌های شهرستانی با چه رغبتی از این طرح‌های فصلی فروش کتاب صحبت می‌کنند و چگونه یک یارانه مختصر از مجموعه یارانه‌های نشر توانسته این کتابفروشی‌ها را به ادامه راه و بقا در صحنه امیدوار کند. پرداخت‌هایی که کتابفروشی‌ها باید به موسسات پخش انجام بدهند، وعده‌ است و دریافتی‌شان از مشتری و خریدار کتاب نقد. این پول‌های نقد هم صرف دخل و خرج و مصرف روزانه‌شان می‌شوند و در موعد سررسید برای پرداخت تعهداتشان دچار کسری بودجه و نقدینگی می‌شوند. اینگونه است که مدام تعهدات مالی بیشتری را می‌پذیرند و به یکباره با وضعیتی روبرو می‌شوند که حتی تمام دارایی‌هاشان کفاف پردخت تعهداتشان را نمی‌کند. این وضعیت دشوار مالی و اقتصادی کتابفروشی‌های ماست و در چنین وضعیتی یک نهاد عمومی نباید به اتکای بودجه عمومی وارد گود رقابت با کتابفروشی‌های مستقل شود. رویکرد و موضع‌گیری آقای نجفی در رابطه با  فعالیت‌های شهرداری در حوزه کتاب و نشر در همین راستاست.

او در پاسخ به این پرسش که یکی از وظایف شهرداری فعالیت‌های فرهنگی و مثلا کمک به افزایش ویترین کتاب در شهر است، در این صورت نحوه صحیح ورود شهرداری به عنوان یک نهاد عمومی به حوزه کتاب و نشر چیست، گفت: ویترین کتاب مستلزم افزایش تقاضا برای خرید کتاب و کتابخوانی است. یعنی در وهله اول باید بکوشیم تا تقاضا برای کتاب و کتابخوانی را افرایش بدهیم و شهروندان و هم‌وطنان ما پی ببرند که به کتاب و مطالعه نیاز دارند. وقتی به این نقطه رسیدیم باید برای ایجاد  دسترسی به کتاب ، کتابفروشی و کتابخانه‌های عمومی را برای شهروندان مهیا کنیم که از وظایف دولت و نهادهای عمومی مثل شهرداری به شمار می‌رود. اساسا ایجاد دسترسی به کتاب برای شهروندان محدود به راه‌اندازی کتابفروشی زنجیره‌ای و ویترین‌های دیگر نیست و باید به توسعه و تجهیز کتابخانه‌های‌ عمومی هم فکر کرد. در همه‌جای دنیا کتابخانه‌های عمومی نقش پررنگی در رفع نیازهای شهروندان به کتاب دارند. بودجه نهاد کتابخانه‌های عمومی ما این امکان را به این نهاد نمی‌دهد که دستش برای تجهیز کتابخانه‌ها و به روز کردن منابع آن‌ها باز باشد. کتابخانه‌ها با روزآمد بودن می‌توانند نقش اساسی در رفع نیازهای مطالعاتی جامعه ایفا کنند.

این فعال نشر تاکید کرد: فکر می‌کنم شهرداری‌ها با توجه به نمونه فعالیت‌هایی که در جاهای مختلف انجام شده مثل بازارچه‌های کتاب در شهرهای کوچک؛ می‌توانند در چنین اتفاق‌هایی مشارکت داشته باشند. در زمان آقای قالیباف مذاکرات مفیدی در معاونت فرهنگی شهرداری با آقای ایازی آغاز شد و قرار بود در اطراف دانشگاه‌های بزرگ مثل شهید بهشتی، علم و صنعت، شریف و ... زمین‌توسط شهرداری اختصاص بدهند  و با همکاری شرکت‌های شهرداری در امور عمرانی و سرمایه‌گذاری اعضای صنف مبادرت به تاسیس مجتمع های کتابفروشی شود اما متاسفانه این پروژه متوقف شد. فکر می‌کنم چنین برنامه‌هایی از سوی شهرداری اصولی‌تر و درست‌تر خواهد بود.

محمدرضا توکل‌صدیق (نایب رئیس اتحادیه ناشران و کتابفروشان تهران) نیز با اشاره به اینکه دولت و نهادهای عمومی هیچیک نباید تصدی‌گری کنند، گفت: این نگرش درست است. وظیفه دولت و نهادهای عمومی تنها سیاست‌گذاری، حمایت و نظارت و تقویت بخش‌های دیگر است. اگر قرار باشد نهادهای عمومی یا دولت خودش مجری باشد از وظایف و مسئولیت‌های اصلی خود دور می‌شوند. واگذاری امور به بخش خصوصی باعث تقویت آن حوزه می‌شود و افراد جامعه هم در فعالیت‌های مربوطه به آن سرمایه‌گذاری می‌کنند. به نظر این نگرش نه فقط در مورد شهرداری بلکه در مورد همه نهادهای دولتی و عمومی و حتی وزرتخانه‌ها هم می‌تواند و باید لحاظ شود. هر ارگان و نهادی که از بودجه‌های عمومی استفاده می‌کند نباید رقیب بخش خصوصی باشند بلکه باید حامی حوزه مذکور باشند.

 

منبع: ایلنا

 

رئیس اتحادیه ناشران و کتاب‌فروشان تهران دیدگاهش را درباره ویژگی‌های مدیریتی سیدعباس صالحی، وزیر پیشنهادی فرهنگ و ارشاد اسلامی بیان کرد.

 

محمود آموزگار، رئیس اتحادیه ناشران و کتاب‌فروشان تهران در این‌باره این‌گونه اظهارنظر می‌کند: نوع مدیریت سیدعباس صالحی در معاونت امور فرهنگی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی مثبت بوده است. به نظرم روشی که در کار آقای صالحی است و من نیز به آن اعتقاد دارم این است که قبل از انجام هر کاری به مطالعه و بررسی وضعیت موجود آن پدیده می‌پردازد.

نکته دیگر توجه به نظرات اصحاب فن در جلسات مشورتی و نگاه به تجارب دیگران و دیگر کشورها درباره آن پدیده است. از این‌رو سیاست‌گذاری‌های ایشان در چهار سال گذشته در معاونت امور فرهنگی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، سیاست‌گذاری مبتنی بر تشخیص درست مسائل حوزه نشر بوده است.

آقای صالحی جسارت اجرای راه‌حل‌ها را دارند و با توجه به شناختی که از موضوعات پیدا می‌کنند، جسارت در تصمیمگیری دارند. برای مثال تصمیم واسپاری امور نمایشگاه به صنف و تشکل‌های نشر کاملا جسورانه بود. به طوری که می‌توان گفت در هیچ دوره‌ای از ابتدای انقلاب تاکنون چنین تصمیم‌گیری در حوزه نشر نشده بود؛ باید گفت که جسارت ایشان مثال‌زدنی است.

توجه به کتاب‌فروشی‌ها دیگر تصمیم مهم اتخاذشده در این دوره بود که با برگزاری دوره‌های فصلی مانند عیدانه، تابستانه، پاییزه و زمستانه کتاب در مسیر حمایت از کتاب‌فروشی‌ها گام برداشتند. در دوره‌های گذشته کتاب‌فروشی‌ها در مسیر بی‌توجهی و حتی حذف قرار گرفته بودند و بیشتر بر روی برگزاری نمایشگاه مانور داده می‌شد. آقای صالحی این جسارت را هم داشتند که استفاده از بن‌کارت‌های خرید کتاب در کتاب‌فروشی‌های استان‌ها را هم اجرا کنند تا با حمایت از آن‌ها به تقویت این کتاب‌فروشی‌ها در استان‌ها بپردازند.

باور به یافتن راه حل یا (Solution Making) یکی از مولفه‌های مهم ایشان است. آقای صالحی در برخورد با هر مساله یا موضوعی تلاش می‌کند راه حلی برای آن پیدا کند. وی به مسائل نگاه تنگ‌نظرانه ندارد بلکه از منظر نسبی به آن‌ها می‌نگرد و قدم به قدم در مسیر رفع مشکلات تلاش می‌کند.

از این‌رو در دوره حضور ایشان در معاونت امور فرهنگی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی اتفاقاتی رخ داد که بسیاری از این اقدامات بی‌سابقه و بی‌بدیل بودند. در ابتدا که ایشان در این سمت مشغول به فعالیت شد، بسیاری ایشان را نمیشناختند. آقای صالحی به مانند یک پزشک به شناخت بیماری نشر کشور پرداخت و درباره درمان این بیماری اقدام کرد و به مرور تلاش کرد تا حال و روز این بیمار بهتر شود.

در چهار سال گذشته در حوزه نشر اتفاقات بسیار خوبی رخ داده و تصمیمات بسیار خوب و مهمی اتخاذ شده است. البته باید توجه داشت که وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی تنها وزارتخانه و سازمانی نیست که در حوزه فرهنگ فعالیت می‌کند بلکه نهادهای دیگری هم هستند که داعیه فرهنگ دارند و حتی برخی برنامه‌های این نهادها در تعارض با برنامه‌های وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی است. از این رو ممکن است که برخی از تصمیمات اتخاذشده چندان دیده نشده باشند.

با شناختی که از آقای صالحی در این دوره ایجاد شده است مطمئنم ایشان در حوزه‌های دیگر هم چنین رویه‌ای را در پیش خواهد گرفت.

 

منبع: ایسنا

رئیس اتحادیه ناشران و کتابفروشان تهران یکی از علل تداوم پدیده قاچاق کتاب در ایران را عدم تناسب بین جرم مربوط به سرقت ادبی و مجازاتی که قانون برای آن تعیین کرده است، عنوان کرد.

 

به گزارش چاپ و نشر، محمود آموزگار رئیس اتحادیه ناشران و کتابفروشان تهران عصر امروز دوشنبه ۱۹ تیرماه در برنامه زنده رادیویی «سکوت کتاب» با موضوع «واکاوی پدیده قاچاق کتاب در ایران» که از شبکه فرهنگ پخش می‌شد، درباره ماهیت این پدیده، گفت: شاید عنوان «قاچاق کتاب» عبارت رسایی برای اتفاقاتی که در بازار نشر ما رخ می‌هد، نباشد؛ اما به هر حال هر چیزی که به صورت غیرقانونی عرضه می‌شود، می‌تواند در تعریف مفهوم قاچاق بگنجد.

وی افزود: ما در برنامه‌ای که خودمان در اتحادیه ناشران و کتابفروشان تهران در دستور کار قرار داده‌ایم، مقصودمان را از قاچاق کتاب مشخص کرده‌ایم؛ قاچاق در این مفهوم، یعنی انتشار غیرقانونی کتاب‌های مکتوب و دیجیتال. شاید عنوان درست این ماجرا، همان سرقت ادبی باشد و طبیعتاً اگر بخواهیم پیگیری کنیم، باید به قانون حمایت از حقوق مولفان و مصنفان مصوب سال ۱۳۴۸ مراجعه کنیم.

رئیس اتحادیه ناشران و کتابفروشان تهران اضافه کرد: ناشرانی که آثار موفقی را منتشر می‌کنند، تعداد این آثار تقریباً حدود ۱۰ درصد همه عناوینشان را شامل می‌شود و اینها شانس رسیدن به چاپ‌های بالاتر را کسب می‌کنند؛ بدیهی است چنین کتاب‌های خوش شانسی ممکن است با این پدیده (سرقت ادبی) رو به رو شوند. آن ناشر با سود این ۱۰ درصد است که می‌تواند هزینه‌های ۹۰ درصد مابقی کتاب‌هایش را پوشش دهد.

آموزگار ادامه داد: متاسفانه اشتیاق به مطالعه آثاری که مجوز ندارند یا مجوزشان منقضی شده، این زمینه را در بازار نشر ایجاد کرده که این کتاب‌ها توسط عده‌ای به صورت غیرقانونی منتشر شوند. آنها (سودجویان) توجیه می‌کنند که به هر حال ما داریم به نیازهای مخاطبان می‌پردازیم اما واقعیت این است که دولت و حاکمیت باید فکری برای این مسئله بکند؛ یا اینکه زمینه انتشار رسمی این آثار را فراهم کند تا دیگر شاهد کپی کردن غیرقانونی این آثار نباشیم یا با این قبیل سودجویان برخورد جدی بکند.

وی همچنین گفت: من البته خیلی امیدوار نیستم که ما به زودی به این نقطه برسیم که همه کتاب‌ها بتوانند بدون کمترین مشکل منتشر شوند و رواداری‌مان به حدی برسد که هر کسی به آنچه که دوست دارد بخواند، دسترسی پیدا کنند و این افکار عمومی و وجدان عمومی باشد که در مورد آنها بخواهد قضاوت کند.

رئیس اتحادیه ناشران و کتابفروشان تهران افزود: ما در این زمینه باید به عواملی که ویژگی بازدارندگی داشته‌اند و هنوز هم دارند، بپردازیم؛ قانون حمایت از حقوق مولفان و مصنفان از سال ۴۸ در دست اجراست اما خیلی کاربرد نداشته چون پذیرش این نکته که مالکیت فکری مقوله‌ای است که انسان را ملزم می‌کند که به آن احترام بگذارند، هنوز به باور ما راه نیافته است.

آموزگار با ذکر مثالی کوشید این عبارت را بیشتر توضیح دهد و گفت: هنوز در همان فضای مجازی جایی که داستان نویسان خودشان هم حضور دارند، وقتی یکی می‌پرسد که فلان داستان را از فلان نویسنده دارید یا ندارید؟، ده‌ها نفر برای به اشتراک گذاشتن فایل دیجیتال آن اعلام آمادگی می‌کنند!

وی ادامه داد: الان در همین کتاب‌هایی که به صورت غیرقانونی منتشر می‌شوند، آثار زیادی را پیدا می‌کنیم که به صورت قانونی هم منتشر شده‌اند ولی طبیعتاً آن مترجم و آن ناشر که به صورت قانونی کار خود را پیش برده‌اند، متضرر شده‌اند و می‌شوند.

رئیس اتحادیه ناشران و کتابفروشان تهران افزود: متاسفانه اول اینکه کار فرهنگی مناسبی روی مجموعه قوانین مربوط به حوزه مالکیت فکری انجام نشده و دوم اینکه ما این مجموعه قوانین موجود را هم به صورت ناقص اجرا می‌کنیم؛ نمی‌شود بگوئیم که شما در مورد کتاب‌های خارجی مجازید که هر نوع دوست داشتید رفتار کنید اما در مورد کتاب‌های داخلی باید طبق قانون عمل کنید؛ پس بخشی از مسئله به نگاه دوگانه‌ای که با این حقوق داریم، برمی‌گردد؛ یک امر نمی‌تواند برای شهروندان کشور ما درست باشد اما در مورد خارجی‌ها غلط باشد.

آموزگار تاکید کرد: سال ۴۸ یعنی سالی که قانون حمایت از حقوق مولفان و مصنفان تصویب شد، اتفاقاً مقارن با تصویب الحاقیه کنوانسیون برن است و در آن مقطع، تصویب این قانون یک اتفاق بسیار مبارک بود چون برای اولین بار به صورت مشخص حقوق مالکیت فکری را وارد ادبیات حقوقی ما کرد. اما اشکالش این است که این مسئله و قانون محدود به داخل کشور ماست.

وی افزود: جالب است که اغلب تدوینگران قانون که از قضا بیشتران را هم روشنفکران ما تشکیل می‌دادند، مخالف رعایت حقوق مولفین و ناشران خارجی بوده‌اند و بیشتر نگاهشان به حقوق مولفان داخلی بوده است. البته وقتی به سابقه انتشاراتی مثل فرانکلین برمی‌گردید، می‌بینید که مرحوم صنعتی‌زاده در ترجمه آثار خارجی، مبلغ ناچیزی را هم به آنها (پدیدآورنندگان اصلی و خارجی آثار) پرداخت می‌کرد که به نوعی به حقوق آنها هم احترام گذاشته باشد.

رئیس اتحادیه ناشران و کتابفروشان تهران تاکید کرد: در واقع آنچه قانونگذار ما در تصویب آن قانون دنبال می‌کرد، این بود که ناشران را به مراعات کردن حقوق مولفان ملزم کند. مثلاً این قید که شمارگان کتاب حتماً در صفحه اول کتاب بیاید، برای این بود که مولف بعدها بتواند پیگیر حقوق خودش بشود.

آموزگار گفت: ماده ۱۳ قانون حمایت از حقوق مولفان و مصنفان تا ۳۰ سال حق استفاده از اثر را در اختیار ناشر قرار داده و این برای این است که جانب مولف را بیشتر از ناشر گرفته باشد که البته خودش یک ایراد جدی است.

وی همچنین به متناسب نبودن مجازات‌ها با جرم‌هایی که در این قانون نامشان ذکر شده، اشاره کرد و گفت: در این قانون مجازات‌های تعیین شده تناسبی با جرم‌ها ندارد؛ کسی که مرتکب سرقت ادبی می‌شود، در قانون ذکر شده که به ۳ ماه تا ۶ ماه و یا ۶ ماه یا یک سال حبس محکوم می‌شود این مسائل باید بازنگری شود؛ چرا که به هر حال همان کسی هم که مرتکب سرقت ادبی می‌شود، ممکن است صبغه‌ای فرهنگی داشته باشد؛ مثلاً برای یک استاد دانشگاه که مرتکب چنین عمل خلافی می‌شود، شاید توبیخ یا درج مسئله در پرونده دانشگاهی‌اش، سنگین‌تر از مجازات تعیین شده در قانون باشد.

 

رئیس اتحادیه ناشران و کتابفروشان تهران با ذکر مثالی، پرداختن به این موضوع را خاتمه داد و گفت: ما نمونه‌ای داریم که یک استاد دانشگاه تهران یک سخنرانی از یک استاد بسیار والا را به نام خودش در روزنامه اطلاعات منتشر کرد و زمانی که ماجرا به گوش پدرخانم او رسید، او (پدرخانم سارق ادبی) تهدید کرد که دخترش دیگر اصلاً نباید با این فرد زندگی کند و اتفاقاً زندگی آنها را تا به آخر تحت تاثیر همین مسئله بود.

منبع: مهر

بارگذاری غیرقانونی کتاب‌ها از طریق کارگروه بخش رسانه‌های دیجیتال پیگیری می‌شود.

 

محمود آموزگار رئیس اتحادیه ناشران گفت: برای بخش کتاب‌های اینترنتی نیازی به برخوردهای قضایی نداریم و در وزارت ارشاد می‌توانیم موضوع را پیگیری کنیم، اما برای کتاب‌های کاغذی نیازمند برخوردهای قضایی هستیم.

وی گفت: مسئله قاچاق کتاب در وزارت ارشاد تحت بررسی است و به نقطه‌های خوبی رسیده است؛ ما با مقامات قضایی و نیروی انتظامی جلسه هایی داشتیم که در آن قول همه گونه همکاری را به ما داده‌اند.

رئیس اتحادیه ناشران افزود: هم اکنون همه موانع موجود برطرف شده و از این به بعد شاکیان و ناشرانی که کتاب‌های شان تکثیر شده است می‌توانند به دبیرخانه کارگروه مبارزه با قاچاق کتاب در وزارت ارشاد مراجعه کنند و بعد از انجام مراحل اداری موضوع را از طریق وکیل دعاوی پیگیری کنند.

آموزگار گفت: البته این نوع اقدامات برخوردهای آنی است که باید در خصوص آن فرهنگ سازی شود.

وی در خصوص پرونده هایی که در دبیرخانه برخورد با کتاب‌های قاچاق وجود دارد گفت: هم اکنون ۲۱ پرونده قاچاق کتاب در اتحادیه ناشران و کتابفروشان تشکیل شده است که در حال تکمیل و پیگیری‌های قضایی است.

قاچاق کتاب و تکثیر غیر قانونی آثار مکتوب بیشتر از سه سال است که در بازار نشر به موضوع بحث برانگیز حوزه کتاب تبدیل شده است؛ این موضوع شکایت‌های مختلفی را به دنبال داشت که سرانجام یک کارگروه متشکل از مقامات قضایی، شهری و فرهنگی مسئول پیگیری شکایت‌ها شدند.

 

منبع: خبرگزاری صدا و سیما

منفعت فروش کتاب متعلق به کتابفروش است. وقتی شما این منفعت را از این‌ها بگیرید و به بهره‌برداران محدودی مثل نشر شهر بدهید موازین قانونی رعایت نشده است. باغ کتاب متعلق به شهرداری است و منابع مالی از عوارضی تامین شده که شهروندان این شهر یعنی من و شما پرداخت کرده‌ایم.

 

به گزارش چاپ و نشر، باغ کتاب تهران سرانجام پس از سال‌ها که در مرحله احداث باقی مانده بود، امروز دوشنبه دوازدهم تیرماه افتتاح می‌شود. در واگذاری این پروژه؛ بخش خصوصی همچون شرکت دنیای ماه‌پیشونی نیز با اتکا به یک مزایده به عنوان بخشی از سهامداران این پروژه حضور داشته‌ است اما حال که به افتتاح و آغاز به کار باغ کتاب رسیده‌ایم؛ نگرانی‌هایی از تاثیر منفی باغ کتاب به عنوان مکانی با کارکرد نمایشگاه دائمی بر بازار کار کتابفروشی‌ها ایجاد کرده است. محمود آموزگار (رئیس اتحادیه ناشران و کتابفروشان) در گفت‌وگویی از چرایی این نگرانی‌ها گفته و اینکه باغ کتاب به عنوان یک حق عمومی نباید به گونه‌ای مدیریت شود که تنها منافع عده‌ای خاص را مدنظر داشته باشد.

مشروح این گفت‌وگو را در ذیل می‌خوانید.

همیشه کتابفروشان و بخش عمده‌ای از ناشران از نبود ویترین کافی برای عرضه و فروش کتاب گلایه‌مند بوده‌اند. موضوع عدد و رقم معکوس تعداد کتابفروشی‌ها و ناشران هم واقعا یکی از چالش‌های جدی صنعت نشر ما هست. حال که موضوع باغ کتاب به میان آمده؛ به نظر می‌رسد این مجموعه می‌تواند تا حدودی پاسخگویی نیاز نشر کشور به وی‌ترین باشد. پس این‌ موضع‌گیری‌ها علیه باغ کتاب چه دلیلی دارد؟

 این موضوع را باید در کنار چند موضوع دیگر مورد بررسی قرار داد تا به پاسخ درستی رسید. اینکه وضعیت ویترین کتاب در کشور ما خراب است. شاید در نگاه اول به تعداد پروانه‌های نشری که صادر می‌شود ربطی نداشته باشد ولی از نظر من این دو مقوله کاملا به یکدیگر مرتبط هستند. زمانی بود در گفت‌وگو‌ها عنوان می‌کردیم ۱۴هزار پروانه نشر صادر شده است و یکی از مسئولان ارشاد انتقاد می‌کرد که چرا می‌گویید ۱۴هزار، حال آنکه پروانه‌های صادره ۱۲۷۰۰ فقره است. امروز با‌‌ همان منابع آماری نزدیک به ۱۴۷۰۰ پروانه نشر صادر شده است، یعنی در همین مدت کوتاه قریب به ۲۰۰۰ پروانه نشر صادر شده است.

زمانی بود در گفت‌وگو‌ها عنوان می‌کردیم ۱۴هزار پروانه نشر صادر شده است و یکی از مسئولان ارشاد انتقاد می‌کرد که چرا می‌گویید ۱۴هزار، حال آنکه پروانه‌های صادره ۱۲۷۰۰ فقره است. امروز با‌‌ همان منابع آماری نزدیک به ۱۴۷۰۰ پروانه نشر صادر شده است، یعنی در همین مدت کوتاه قریب به ۲۰۰۰ پروانه نشر صادر شده است.

این تعداد پروانه نشر، طبیعی است که تقاضا برای عرضه کتاب را هم افزایش پیدا دهد. واقعا هم ویترین عرضه کتاب در کشور و نه فقط در تهران که به ویژه در شهرستان‌ها و سایر مناطق به اندازه کافی نیست. تازه تهران تا حدودی از نظر کتابفروشی‌ و ویترین کتاب جزو شهرهای برخوردار محسوب می‌شود و اگر کسی در تهران کتابی نیاز داشته باشد اگر از این قسمت شهر به قسمت دیگر برود به کتابفروشی دسترسی خواهد داشت. حتی می‌تواند با این سیستم‌های سفارش آنلاین کتاب خود را اینترنتی خریداری کند و تحویل بگیرد. منتها در نزدیک به ۲۰۰ شهر بزرگ حتی کتابخانه عمومی هم ندارند چه برسد به کتابفروشی. کاملا مشخص است وضعیت عرضه و ویترین کتاب در کل کشور به چه صورت است. بنابراین فکر می‌کنم هر نوع بررسی درباره بحث ویترین کتاب باید همراه با دیگر مسائل حوزه نشر سنجیده شود. روشن است وقتی این‌طور بی‌حساب و کتاب پروانه نشر صادر می‌شود؛ چنین اتفاقی رخ می‌دهد و بالاخره ناشران حتی با انتشار زیر ۱۰ عنوان کتاب هم انتظار دارند فرصتی برای عرضه و فروش آثارشان داشته باشند، این یعنی ویترین کافی نداریم و باید ویترین اضافه کرد.

طبیعی است که با تعداد عناوین کتاب منتشر شده در کشور که امروز به ۸۰ هزار عنوان رسیده آن‌هم با شمارگان ۱۰۰۰تایی باید به یک مشکل در ساختار نشر کشور پی ببریم. مثلا وقتی با کلان‌شهری مثل تهران مواجه هستیم و مردم ناگزیر هستند برای رفتن به سر کار مسافت طولانی طی کنند، مقامات شهری هم ناگزیر می‌شوند که به اتوبان‌ها و وسایل نقیله اضافه کنند. منتها بعد از مدتی چون همچنان به جمعیت شهر اضافه می‌شود دیگر همین اتوبان‌ها هم نه تنها کفاف رفت‌وآمدهای شهری را نمی‌دهند بلکه خودشان یک گره ترافیکی تازه را به وجود می‌آورند. این موضوع در بحث ویترین کتاب هم وجود دارد و خوب است برای حل مشکل کمبود ویترین کتاب در کشور یک نگاه بلند‌مدت داشته باشیم و بتوانیم در بستر چنین نگاهی مسئله را جلو ببریم.

با این حساب باید از راه‌اندازی باغ کتاب خوشحال بود تا دربرابر آن موضع گرفت؟

در رابطه با باغ کتاب طبیعتا من به عنوان یک شخصیت حقیقی شخصا با خود این پدیده که فضایی با انواع و اقسام امکانات فرهنگی و گردشی مثل سالن سینما، آمفی‌تئا‌تر و... در شهر احداث شود و امکان دسترسی شهری خوبی هم برایش مهیا باشد، مشکلی ندارم ولی به‌عنوان کسی که در یک انتخابات از سوی همکاران برای ایفای مسئولیت صیانت از حقوق صنفی انتخاب شده‌ام، ناگزیرم موضوع باغ کتاب را پیگیری ‌کنم. وگرنه چه آن‌هایی که آغازگر احداث باغ کتاب بودند، چه آن‌هایی که روند تکمیل این پروژه را دنبال کردند و چه آن‌هایی که در مرحله آخر به واسطه مزایده‌ به پروژه اضافه شدند؛ همه از دوستان بنده هستند. ممکن است در برخی موارد نظرات و نگاه‌هایی متفاوت از یکدیگر داشته باشیم ولی به هیج‌وجه مسئله شخصی با کسی ندارم.

آنچه که برای من در ایفای مسئولیتم به عنوان رئیس اتحادیه ناشران و کتابفروشان اهمیت پیدا می‌کند؛ این است که اتحادیه ما تنها اتحادیه ناشران نیست بلکه اتحادیه کتابفروشان نیز هست که باتوجه به آمار جوازهای صادره تعداد کتابفروشان بیشتر از ناشران است. ۱۶۰ ناشر- کتابفروش، ۶۰۰ کتابفروش، ۴۳۳ دفتر نشر، دفتر ۱۲ پخش کتاب، ۵۸ چاپ‌کننده پوستر اعضای اتحادیه را تا به امروز تشکیل می‌دهند. بنابراین در مجموع ۷۶۲ واحد صنفی توزیع و فروش کتاب تحت پوشش اتحادیه هستند و به هرحال سوالاتی درباره سرنوشت خود پس از آغاز به کار باغ کتاب دارند به ویژه که دخل و خرج یک کتاب فروشی در شرایط فعلی بازار با هم نمی‌خواند.

در مجموع ۷۶۲ واحد صنفی توزیع و فروش کتاب تحت پوشش اتحادیه هستند که سوالاتی درباره سرنوشت خود پس از آغاز به کار باغ کتاب دارند به ویژه که دخل و خرج یک کتابفروشی در شرایط فعلی بازار با هم نمی‌خواند.

ما اگر در انتخابات دوره دوازدهم هیئت‌مدیره اتحادیه در سال ۸۹ اعلام کردیم که باید از هزینه‌های کتابفروشی‌ها بکاهیم به دلیل رویه غیرمنصافه و غیرعادلانه در برخورد با کتابفروشی‌ها بود. کتابفروشی‌ مکانی است که تمام هزینه‌های سربار سایر مشاغل (بنگاه املاک، جواهر فروشی، نمایشگاه ماشین و...) را دارد اما درآمدش قطره‌ای است. درآمد کتابفروشی تنها از ۲۵ درصد تخفیفی است که کتابفروش از پخش‌کننده می‌گیرد و این رقم سقف سود ناخالص یک کتابفروشی است. میانگین قیمت کتاب را هم اگر ۲۰هزار تومان درنظر بگیریم که سود ناخالصش تنها ۵هزار تومان می‌شود؛ در این‌صورت چه تعداد باید فروش برود که کتابفروش بتواند صرفا از عهده هزینه‌هایش بربیاید؟! حالا سود و درآمد به کنار.

کتابفروشی‌ تمام هزینه‌های سربار سایر مشاغل (بنگاه املاک، جواهر فروشی، نمایشگاه ماشین و...) را دارد اما درآمدش قطره‌ای است. درآمد کتابفروشی تنها از ۲۵ درصد تخفیفی‌ست که کتابفروش از پخش‌کننده می‌گیرد و این رقم سقف سود ناخالص یک کتابفروشی است.

علت اصلی اینکه می‌بینیم تعداد بیشتری از کتابفروشی‌ها تغییر کاربری می‌دهند همین است که فشارهای مالی بالاخره یک جایی بر عشق و علاقه و انگیزه‌های درونی آدم‌ها برای گرایش به حرفه کتابفروشی می‌چربد و در مقابل یک واقعیت سختی قرار می‌گیرند که توان ادامه کار را از آن‌ها سلب می‌کند. با توجه به همین سیاست چندین موضوع را برای کتابفروشی‌ها در اتحادیه دنبال کردیم، مثل معافیت مالیاتی کتابفروشی‌ها، تعرفه‌های آب و برق، حق بیمه سهم کارفرما و......

بهره‌برداری از باغ کتاب باید به گونه‌ای مدیریت شود که پوشش جمعی و عمومی داشته باشد اما به تاریخچه باغ کتاب که توجه کنیم مثل دیگر حوزه‌های مدیریتی کشور فقدان برنامه را ملاحظه می‌کنیم.

به نظرم هم می‌رسد باغ کتاب را باید در چندین وجه مورد ارزیابی قرار بدهیم. قبول دارم وقتی یک کلان‌شهر مثل تهران به وجود می‌آید طبیعتا باید فکری هم برای نیازهای فرهنگی شهروندان آن بشود. منتها بهره‌برداری از باغ کتاب باید به گونه‌ای مدیریت شود که پوشش جمعی و عمومی داشته باشد. به تاریخچه باغ کتاب که توجه کنیم مثل دیگر حوزه‌های مدیریتی کشور فقدان برنامه را ملاحظه می‌کنیم. وقتی می‌گویم احداث باغ کتاب بدون توجه به برنامه‌ریزی بلندمدت اتفاق افتاده مثلا یعنی اینکه در اختتامیه نمایشگاه ۲۸ آقای قالیباف شهردار تهران وعده داد که نمایشگاه بعدی با ۱۳۰هزار مترمربع فضای نمایشگاهی در باغ کتاب برگزار می‌شود، ولی وقتی به نمایشگاه ۲۹ رسیدیم ما را به شهرآفتاب بردند.

کمبود ویترین کتاب توجیهی نیست که با مدیریت غلط، همین تعداد ویترین محدود را هم در معرض خطر قرار بدهیم. باید بررسی کنیم با چنین فضای جذابی که دست‌کم ۱۴ تا ۱۵هزار مترمربع فضای سرپوشیده فروشگاهی دارد و در ۳۶۵ روز سال قرار است کتاب عرضه کند دیگر چه کسی به سراغ کتابفروشی‌های سطح شهر تهران می‌رود.

رسیدگی به موضوعاتی از این دست، مسائلی است که پیگیری آن‌ها برعهده شورای شهر است که باید برنامه‌های مدیریتی درستی را برای باغ کتاب تدوین می‌کردند. به عبارت دیگر ما به وجود چنین فضای فرهنگی و امکانات آن انتقاد نداریم. ولی مسئله اینجاست که کمبود ویترین کتاب توجیهی نیست که با مدیریت غلط، همین تعداد ویترین محدود را هم در معرض خطر قرار بدهیم. باید بررسی کنیم با چنین فضای جذابی که دست‌کم ۱۴ تا ۱۵هزار مترمربع فضای سرپوشیده فروشگاهی دارد و در ۳۶۵ روز سال قرار است کتاب عرضه کند دیگر چه کسی به سراغ کتابفروشی‌های سطح شهر تهران می‌رود. دوستان به کرات اعلام کرده‌اند اگر نمایشگاه کتاب ۱۰ روز کتاب عرضه می‌کند در باغ کتاب در تمام ۳۶۵ روز سال یک نمایشگاه برای عرضه کتاب دایر خواهد بود. آیا در این شرایط کتابفروش با تمام هزینه‌های سرقفلی و عوارض و... و تخفیف ۲۵ درصدی که از پخشی‌ها می‌گیرد توان رقابت با چنین فضای نمایشگاهی را دارد؟ امروز می‌گویند قرار نیست در باغ کتاب تخفیف نمایشگاهی به خریدار داده شود که البته هیچ ضمانت اجرایی هم ندارد. هرچند حتی اگر موضوع تخفیف را هم کنار بگذاریم و قبول کنیم که واقعا قرار نیست باغ کتاب فضای نمایشگاهی با ارائه تخفیف باشد، با هم باعث کاهش فروش کتابفروشی‌ها خواهد شد.

دوستان به کرات اعلام کرده‌اند اگر نمایشگاه کتاب ۱۰ روز کتاب عرضه می‌کند در باغ کتاب در تمام ۳۶۵ روز سال یک نمایشگاه برای عرضه کتاب دایر خواهد بود. در این شرایط کتابفروش با تمام هزینه‌های سرقفلی و عوارض و... و تخفیف ۲۵ درصدی که از پخشی‌ها می‌گیرد آیا توان رقابت با چنین فضای نمایشگاهی را دارد؟

آیا استفاده از پروژه‌ای مثل باغ کتاب که حقوق عمومی محسوب می‌شود از طریق مشارکت حداکثری ذینفعان ممکن نبود؟. مسئله فقط شرکت دنیای ماه‌ پیشونی و بخش کودک نیست، بخش بزرگسال باغ کتاب هم در اختیار نشر شهر است که وابسته به شهرداری است. اساسا باید دید شهرداری براساس کدام موازین قانونی مبادرت به انجام چنین اقداماتی می‌کند؟!

آیا استفاده از پروژه‌ای مثل باغ کتاب که حقوق عمومی محسوب می‌شود از طریق مشارکت حداکثری ذینفعان ممکن نبود؟. مسئله فقط شرکت دنیای ماه‌ پیشونی و بخش کودک نیست، بخش بزرگسال باغ کتاب هم در اختیار نشر شهر است که وابسته به شهرداری است. اساسا باید دید شهرداری براساس کدام موازین قانونی مبادرت به انجام چنین اقداماتی می‌کند؟!

آقای آموزگار امروز ۲۳۰ ناشر فقط در بخش کودک نامه‌نگاری کرده و خواستار آن شده‌اند که آثارشان در باغ کتاب عرضه شود. همانطور که شما در یک انتخابات ازسوی ۴۰۰ ناشر به‌عنوان رئیس اتحادیه انتخاب شدید. اگر رای این ۴۰۰ نفر مهم است؛ رای آن ۲۳۰ ناشر هم مهم است. اگراین عدد‌ها را کنارهم بگذاریم به یک تعارض می‌رسیم. این درست که بخش بزرگی از کتابفروشان با باغ کتاب موضع دارند اما باید این مشکل را بیشتر بازکرد؟ مشکل چیست؟

این عدد ۴۰۰ نفرتعداد اعضایی است که در انتخابات شرکت کرده‌اند و نصاب قانونی در نظام صنفی است. در این انتخابات اکثریت به من رای داده‌اند. من اگر امروز در این مسئولیت نبودم به باغ کتاب چه کاری داشتم؟

هزینه‌های تاسیس باغ کتاب از بودجه شهر تامین شده و قاعدتا استفاده از آن نیز باید کلیه ذینفعان ازجمله کتاب‌فروشی‌ها را شامل شود. این تنها راه جبران کاهش فروشی است که دامنگیر کتابفروشی‌ها خواهد شد. هر نوع استفاده اختصاصی از منافع عمومی کتابفروشی‌ها را به خظر می‌اندازد.

باغ کتاب درست است که ویترین عرضه کتاب است اما نباید فراموش کرد که هزینه‌های تاسیس آن از بودجه شهر تامین شده است و قاعدتا استفاده از آن نیز باید کلیه ذینفعان ازجمله کتاب‌فروشی‌ها را شامل شود. این تنها راه جبران کاهش فروشی است که دامنگیر کتابفروشی‌ها خواهد شد. هر نوع استفاده اختصاصی از منافع عمومی کتابفروشی‌ها را به خظر می‌اندازد. معروف است که در زمان واگذاری شهر کتاب‌ها به آقای حسن کیائیان در زمانی که در اتحادیه مسئولیت داشت؛ پیشنهاد دادند تا یکی از این شهرکتاب‌ها را در اختیار بگیرد، ولی او تاکید کرد هر زمانی که اعضای صنف از این امکان بهره‌مند شدند من هم از آن استفاده می‌کنم.

همان مشکلی که سیستم برگزاری نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران برای کتابفروشی‌ها ایجاد کرده، باغ کتاب هم ایجاد می‌کند و کتابفروشی‌‌ها حذف می‌شوند و کتابفروشی‌ها جایی در این سیستم به اصطلاح ویترین کتاب ندارند.

به عقیده من‌‌؛ همان مشکلی که سیستم برگزاری نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران برای کتابفروشی‌ها ایجاد کرده، باغ کتاب هم ایجاد می‌کند و کتابفروشی‌‌ها حذف می‌شوند. چون یک ارتباط مستقیم بین ناشران و بهره‌برداران به وجود می‌آید و کتابفروشی‌ها جایی در این سیستم به اصطلاح ویترین کتاب ندارند. وقتی ما در عنوان خود آورده‌ایم اتحادیه ناشران و کتابفروشان یعنی باید از حقوق صنفی کتابفروشان هم دفاع کنیم. کتابفروشی که زیر مشکلات به فعالیت خود ادامه می‌دهد.

همین کتابفروشی‌های واقع در مجتمع‌های کورش و پالادیوم هم به‌طور جدی روی کتابفروشی‌های سنتی ما اثر گذاشته‌اند و فروش کتابفروشی‌های راسته خیابان انقلاب روز به روز افت می‌کند.

من چندین جلسه با آقای اشعری که مدت‌های طولانی مسئولیت تکمیل باغ کتاب را داشتند، صحبت کرده بودم و درباره نحوه استفاده از باغ کتاب پیگیر بودم. وقتی درباره سرنوشت کتابفروشی‌ها در سیستم برپایی باغ کتاب صحبت می‌کردیم ایشان از من خواست طرحی را ارائه بدهم که کتابفروشی‌ها هم در این پروژه دیده شوند. ازجمله پیشنهاد‌ها این بود که شرکت تعاونی ناشران و کتابفروشان تهران وارد کارشوند. یا شرکت سهامی عامی تشکیل شود و سهام آن ازجمله به کتابفروشان عرضه شود. می‌گویند اینکه این قبیل ویترین‌ها روی فروش کتابفروشی‌ها اثر می‌گذارند باید بررسی شود. موضوع اتفاقا فقط باغ کتاب و شهرکتاب نیست همین کتابفروشی‌های واقع در مجتمع‌های کورش و پالادیوم و... هم به طور جدی روی کتابفروشی‌های سنتی ما اثر گذاشته‌اند و فروش کتابفروشی‌های راسته خیابان انقلاب روز به روز افت می‌کند. البته به روز شدن ویترین کتابفروشی‌های سنتی و روزآمد شدن کتابفروشی‌ها کاملا ضروری است.

امروزه اضافه کردن شعبه‌های مختلف کتاب فروشی در بین کتابفروشی‌های مستقل امیدواری ایجاد می‌کند. اقدامی بدون اتکا به بودجه عمومی و براساس مدیریت صحیح و تلاش فراوان که امیدی را در صنف ایجاد کرده که پس می‌توان کتابفروشی‌ هم راه انداخت و آن را سر پا نگاه داشت. من به عنوان یک مسئول صنفی باید از چنین فعالیت‌هایی حمایت کنم و اجازه ندهم در مسیر حرکت با چالش مواجه شود. علاوه بر بحث واقعی کاهش فروش کتابفروشی‌ها با راه‌اندازی باغ کتاب، نگرانی روانی که از همین حالا بر کتابفروشی‌ها وارد شده نیز جای توجه دارد و واقعا بار روانی دارد.

آیا شما طرح خودتان را در نحوه فعالیت باغ کتاب و مشارکت کتابفروشان به مسئولان این پروژه ارایه داده‌اید؟ آیا نتیجه‌ای داشته؟ پاسخ آن‌ها چه بوده؟

دوستان شرکت ماه‌پیشونی به هیچ وجه موضوع را در اتحادیه مطرح نکردند که شاید بقیه اعضای هیئت‌مدیره هم نظر و ایده‌ای داشته باشند. اگر من هم از اعضای شرکت ماه‌پیشونی بودم قطعا معتقد بودم که خلافی اتفاق نیفتاده. منتها همین دوستان خودشان را بجای ما بگذارند و مسئولیت ۷۶۲ کتابفروش را برعهده داشته باشند.  آن موقع ببینند این پروژه چه منافعی از این تعداد کتابفروشی سلب می‌کند؟

طرح را‌‌ همان زمان ارائه کردیم و یکی دو جلسه هم با شرکت تعاونی برگزار کردند و می‌شد واقعا ساز و کار اجرای آن را هم فراهم کرد. منتها موضوع پیگیری نشد و وقتی شهردار در اختتامیه نمایشگاه ۲۸ از برپایی قطعی نمایشگاه در باغ کتاب خبر داد، حاکی از آن بود که کاربری آن تغییر کرده است و ما استقبال کردیم و طی نامه‌هایی چندین ایده هم برای بهره‌برداری بهتر ارائه دادیم که مشخص نشد این نامه‌ها چه سرنوشتی پیدا کردند و به یکباره با پدیده شهرآفتاب مواجه شدیم. ارشاد هم با توجه به صرفه‌جویی در هزینه‌ها تفاهم‌نامه درباره شهرآفتاب را امضا کرد. دوستان شرکت ماه‌پیشونی هم به هیچ وجه موضوع را در اتحادیه مطرح نکردند که شاید بقیه اعضای هیئت‌مدیره هم نظر و ایده‌ای داشته باشند. من هم اگر از اعضای شرکت ماه‌پیشونی بودم قطعا معتقد بودم که خلافی اتفاق نیفتاده و در جهت مصالح و منافع اعضا و بهتر دیده شدن کتاب کودک کار کرده‌ایم. منتها همین دوستان خودشان را به جای ما بگذارند و مسئولیت ۷۶۲ کتابفروش را برعهده داشته باشند و آن موقع ببینند این پروژه چه منافعی از این تعداد کتابفروشی سلب می‌کند.

ایده رقابت آزاد اینجا بی‌معنی است. مثل این می‌ماند که دولت فروشگاهی را راه بیندازد و من بخش خصوصی بخواهم با آن رقابت کنم. کجا امکانات این دو مجموعه یکی خواهد بود که رقابت عادلانه باشد؟ باغ کتاب متعلق به شهرداری است و منابع مالی از عوارضی تامین شده که شهروندان این شهر یعنی من و شما پرداخت کرده‌ایم.

حتی این سوال هم مطرح نشده که آیا باغ کتاب منافع کتابفروشی‌ها را به خطر می‌اندازد یا خیر. نکته ناراحت‌کننده این است که این اتفاقات در حالی رقم می‌خورد که به واسطه دولت آقای روحانی و حضور دکتر صالحی در معاونت فرهنگی یک فرصت طلایی برای نشر و کتاب کشور فراهم شده است. فکر می‌کنید ایده طرح‌های فروش فصلی کتاب برای چه بود و از کجا آمد؟ اصلاح رویه برپایی نمایشگاهی استانی و شرایط استفاده از بن‌کارت‌های این نمایشگاه‌ها در کتاب‌فروشی‌های استان چرا فراهم شد؟ وقتی در شهری مثل اهواز کتابفروشی‌هایی با نزدیک به ۸۰ کارمند داریم که دیگر نیاز به برپایی نمایشگاه کتاب استانی به ضرب و زور یارانه نیست. همه این‌ها برای حفظ کتابفروشی‌ها بوده و هست و باید تمامی این زحمات حفظ شود نه اینکه یک فضای ناامنی و نگرانی برای کتابفروشی‌های تهران رقم بزنیم. در واقع با نفس وجود ویترین کتابی به نام باغ کتاب مشکلی ندارم ولی معتقدم نحوه مدیریت این پروژه و چگونگی کارکرد آن بسیار قابل انتقاد است. در دوره قبلی هیئت مدیره که بحث را با آقای اشعری مطرح کردم هم ایشان می‌گفت نیت من استفاده عموم از باغ کتاب است و نه تنها بخشی خاص.

شما از سویی بحث استفاده نادرست و غیرقانونی از اموال عمومی مردم را در شهرداری تهران به میان می‌کشید و معتقدید مجریان باغ کتاب قصد دارند منابع عمومی را به صورت غیرقانونی به نفع خود مورد استفاده قرار دهند و از طرف دیگر معتقدید باغ کتاب باید به منافع این ۷۶۲ کتابفروش هم توجه داشته باشد و منافع آن‌ها را تامین کند. یعنی آن‌ها را مشارکت دهد. سوال اول این است که به نظر می‌رسد در فضای رقابتی کسب‌وکار طبعا برد با آنهاست که طرح‌ها و ایده‌های بهتری دارند و ضمانت بقای کار برای همگان امری محال است. اینطور فکر نمی‌کنید؟

ایده رقابت آزاد اینجا بی‌معنی است. مثل این می‌ماند که دولت فروشگاهی را راه بیندازد و من بخش خصوصی بخواهم با آن رقابت کنم. کجا امکانات این دو مجموعه یکی خواهد بود که رقابت عادلانه باشد. باغ کتاب متعلق به شهرداری است و منابع مالی از عوارضی تامین شده که شهروندان این شهر یعنی من و شما پرداخت کرده‌ایم.

می‌گویند چرا فعالیت ماه‌پیشونی را موازی عملکرد اتحادیه می‌دانید؟ اتحادیه فعالیت اقتصادی ندارد که نگران یک فعالیت اقتصادی موازی با خود باشد. اما ما در قبال این اعضا مسئول هستیم و کسی که عضو هیئت‌مدیره اتحادیه ناشران و کتابفروشان است نباید سیاستی را پیش ببرد که به ضرر اکثریت اعضایش باشد.

اگر ما یک جمع منسجم بودیم و همه قبول می‌کردند که در قبال این ۷۶۲ عضو اتحادیه مسئول هستیم می‌رفتیم و شهردار و شورای شهر را مجاب می‌کردیم و روال درستی به فعالیت باغ کتاب می‌دادیم. شهردار هم که حرفی نداشت و بار‌ها به تفاهم‌های خوبی با شهرداری رسیده بودیم.

می‌گویند چرا فعالیت ماه‌پیشونی را موازی عملکرد اتحادیه می‌دانید؟ اتحادیه فعالیت اقتصادی ندارد که نگران یک فعالیت اقتصادی موازی با خود باشد. اما ما در قبال این اعضا مسئول هستیم و کسی که عضو هیئت‌مدیره اتحادیه ناشران و کتابفروشان است نباید سیاستی را پیش ببرد که به ضرر اکثریت اعضایش باشد.

به اعتقاد شما اگرهمین منابع عمومی به‌جای آنکه توسط عده قلیلی مورد استفاده قرار گیرد، توسط ۷۶۲ نفر مورد استفاده قرار گیرید دیگر مشکل قانونی ندارد و غیرشرعی و غیرعرف بودن آن مرتفع می‌شود. چطور می‌شود که یک اقدام برای تعدادی محل اشکال ایجاد می‌کند و برای عده‌ دیگری خیر؟ قانون با حضور ۷۶۲ نفر دیگر نقض نخواهد شد؟

 عدد و رقم را به این شیوه نگاه نکنید. موضوع فقط این ۷۶۲ نفر اعضای اتحادیه نیستند. در خود شمیران و شهر ری هم تعداد زیادی کتابفروشی وجود دارد که با وجود باغ کتاب فروش‌شان افت می‌کند و تحت تاثیر قرار می‌گیرند.

منفعت فروش کتاب متعلق به کتابفروش است که در این حرفه زحمت کشیده و عمرش را برای آن گذاشته است. وقتی شما این منفعت را از این‌ها بگیرید و به بهره‌برداران محدودی مثل نشر شهر بدهید موازین قانونی رعایت نشده است.

ذی‌نفع فروش کتاب در سطح شهر تهران کتابفروشان هستند و وقتی منافع کل کتابفروشان دیده نشود یعنی کار اشکال دارد. منفعت فروش کتاب متعلق به کتابفروش است که در این حرفه زحمت کشیده و عمرش را برای آن گذاشته است. وقتی شما این منفعت را از این‌ها بگیرید و به بهره‌برداران محدودی مثل نشر شهر بدهید موازین قانونی رعایت نشده است.

شهرداری این شهر باید به حقوق نهاد فروش کتاب شهر خود احترام بگذارد و باید خواسته آن‌ها را رعایت کند. نباید با بخشی‌نگری اقتصاد این نهاد را به مخاطره انداخت. همه رنج ما در این حرفه به خاطر نابرابری‌ها و تبعیضاتی است که به نظر می‌رسد در حوزه کتاب و نشر بیشتر از سایر مشاغل است.

شهرداری این شهر باید به حقوق نهاد فروش کتاب شهر خود احترام بگذارد و باید خواسته آن‌ها را رعایت کند. نباید با بخشی‌نگری اقتصاد این نهاد را به مخاطره انداخت.

انگلستان در بین کشورهای اروپایی بیش از همه تحت تاثیر سیاست‌های آمریکایی است ولی کمپینی در آن کشور به راه افتاده که هسته اصلی آن کتاب و کتابفروشی است. جالب‌تر آنکه نویسندگان بزرگ و غول‌های ادبی انگلیس که جایزه پولیتزر را کسب کرده‌اند یا به اصطلاح نیسنده کتابهای پرفروش هستند با این کمپین همراه شده‌اند. کم‌کم هم فعالیت‌های خود را از حوزه کتاب و کتابفروشی‌ گسترش داده‌اند و مثلا از مردم می‌خواهند خریدهای مختلف روزانه خود را از فروشگاه‌های کوچک محل خود انجام بدهند تا این فروشگاه‌های کوچک از بین نروند و بتوانند به حیات خود ادامه بدهند.

اصولا این منطق نظام سرمایه‌داری است که می‌خواهد همه کسب‌وکارهای کوچک را در خود حل کند. جامعه به محله، گفت‌وشنید محلی و روابط انسانی که در جریان خرید شکل می‌گیرد هم نیاز دارد.

 

منبع: ایلنا

محمود آموزگار سخنگوی کارگروه صیانت از حقوق مولفان و مترجمان و رئیس اتحادیه ناشران و کتابفروشان تهران از به جریان انداختن شکایت‌های ناشران با موضوع قاچاق کتاب از این هفته خبر داد و گفت:‌ 23 فقره شکایت از سوی ناشران به دبیرخانه اتحادیه واصل شده است. ما مقدمات کار را برای اینکه بتوانیم شکایت‌ها را به جریان بیاندازیم از حیث قضایی و انتظامی فراهم کردیم و اقدامات اولیه را این هفته انجام خواهیم داد.

وی ادامه داد:‌ جلساتی با حضور آقای ضرغامی رئیس کارگروه و قطبی معاون دادستانی تهران برگزار شده و مشکلات قانونی برای مقابله با خاطیان نیز برطرف شده است.

آموزگار با اشاره به اینکه برخی معتقدند قوه قضاییه دزدی کتاب را جرم تلقی نمی‌کند،‌ گفت:  نه چنین نیست،‌ بلکه بالعکس مستند قانونی نیز برای این اقدام وجود دارد،‌ در قانون حمایت از حقوق مولفان و مصنفان به صراحت آمده است و کسانی که کتاب دیگران را بدون اجازه منتشر کردند، دقیقاً مطابق با مواردی که در این قانون قید شده با تعقیب کیفری مواجه خواهند شد.

وی تصریح کرد:‌ به هر حال شروع هر اقدامی مشکلات خاص خود را دارد، اگر مقابله با قاچاق کتاب نیز تاکنون به طول انجامید،‌ به این دلیل بود که باید مسائل مقدماتی را نیز حل می‌کردیم،‌ خوشبختانه این مشکلات و مسائل کنار رفتند و ما اقداماتمان را به طور جدی از این هفته آغاز می‌کنیم و مسلماً تاثیرات را در بازار نشر  به زودی ارزیابی خواهیم کرد.

 

منبع: تسنیم

 رئیس اتحادیه ناشران و کتابفروشان تهران عضویت نمایندگانی از تشکل‌های نشر در هیأت امنای مؤسسه نمایشگاه‌های فرهنگی ایران را نشان‌دهنده حسن‌ظن مقامات وزارت ارشاد به صنف نشر دانست و این اقدام را فرصتی برای حرکت به سمت ارائه برنامه‌های ریشه‌ای و بنیادی در حوزه نشر اعلام کرد.

 

به گزارش چاپ و نشر، محمود آموزگار اظهار کرد: معاونت فرهنگی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در راستای واسپاری نمایشگاه‌های کتاب به تشکل‌های نشر مدت‌ها پیش چهار گزینه را پیشنهاد داده بود؛ نخستین پیشنهاد، راه‌اندازی یک تشکل فراگیر مانند اتحادیه ناشران و کتابفروشان تهران یا تعاونی آشنا به منظور مدیریت نمایشگاه‌های کتاب بود. دومین پیشنهاد این بود که شورای تشکل‌های نشر با سنجش چگالی تشکل‌ها، اداره نمایشگاه‌های کتاب را بر عهده بگیرد. تأسیس شرکتی برای اداره نمایشگاه‌ها سومین پیشنهاد این معاونت بود. آخرین پیشنهاد، واگذاری کامل مؤسسه نمایشگاه‌‌های فرهنگی ایران به تشکل‌های نشر بود.

 وی ادامه داد: زمانی که این موضوع مطرح شد، عملی شدن گزینه چهارم بعید به نظر می‌رسید و امکان حصول بسیار سختی داشت چرا که در این مؤسسه حدود 150 کارمند با کلی تعهدات فعالیت می‌کنند که در واسپاری کامل باید این موارد سنجیده شود و تنها با یک کلمه یا قرارداد نمی‌توان مؤسسه را واگذار کرد. اما حرکت جدید معاونت فرهنگی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی یعنی عضویت نمایندگانی از تشکل‌های نشر در هیأت امنای مؤسسه نمایشگاه‌های فرهنگی ایران نشان داد که اتفاقاً این معاونت نسبت به مسأله واگذاری مؤسسه دید عمیق‌تری دارد و بسیار راسخ‌‌اند که بحث واسپاری به صنوف تا جایی که ممکن است تکمیل شود.

 رئیس اتحادیه ناشران و کتابفروشان تهران افزود: انتخاب دو نفر از نمایندگان تشکل‌های نشر برای عضویت در هیأت امنای مؤسسه نمایشگاه‌های فرهنگی ایران نشان‌دهنده حسن‌ظن مقامات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به صنف نشر است. در عین حال، نشان‌دهنده این است که تاکنون مجموعه فعالیت‌های صنف نشر هم برای شخص وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی و هم برای معاون فرهنگی ایشان، مثبت بوده است.

 عضو جدید هیأت امنای مؤسسه نمایشگاه‌های فرهنگی ایران توضیح داد: بدون تردید می‌کوشیم برآیند مطالبات صنف نشر را چه از حیث توجه بیشتر به کتابفروشی‌ها، قانون‌مند کردن یارانه‌ها در نمایشگاه‌های استانی کتاب و چه از منظر ارتقای کیفیت نمایشگاهی نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران و حضور در نمایشگاه‌های کتاب خارجی به منظور ایجاد ارتباط محکم‌تر میان نشر داخلی و خارجی، در میان اعضای هیأت امنای مؤسسه منعکس کنیم. البته ناگفته نماند که این مطالبات تا حدودی در طول چهار سال گذشته محقق شده‌اند.

 وی با توجه به اِعمال تغییرات در هیأت امنای مؤسسه نمایشگاه‌های فرهنگی ایران، نسبت به آینده صنعت نشر گفت: این تغییرات گام‌های رو به جلویی در حوزه نشر هستند. تصور می‌کنم دستاوردهای قابل توجهی در این حوزه داریم که بسیاری از آن‌ها آن‌گونه که باید و شاید دیده نشده‌اند. باید در عین حال که به این دستاوردها توجه می‌شود، زمینه را برای بالیدن و بیشتر در معرض دید عموم قرار گرفتن آن‌ها را فراهم کرد.

 آموزگار بیان کرد: مجموعه سیاست‌هایی که در حوزه نشر مطرح می‌شوند همواره برای تخفیف مسائل و مشکلات هستند. بنابراین باید به سمت ارائه برنامه‌های ریشه‌ای و بنیادی حرکت کرد که تصور می‌کنم تغییرات اخیر در هیأت امنای مؤسسه نمایشگاه‌های فرهنگی ایران چنین فرصتی را فراهم می‌کند.

 شنبه (13 خردادماه) سیدرضا صالحی‌امیری، وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی در احکامی جداگانه رئیس و اعضای هیأت‌ امنای مؤسسه نمایشگاه‌های فرهنگی ایران را به مدت سه سال منصوب کرد. بر این اساس سیدعباس صالحی به عنوان رئیس و علی‌اصغر کاراندیش، مهدی فیروزان، حسین انتظامی، مرتضی کاظمی، محمود آموزگار و مهدی اسماعیلی‌راد به عنوان اعضای جدید هیأت امنای مؤسسه نمایشگاه‌های فرهنگی ایران منصوب شدند.

در دوره جدید فعالیت‌ هیأت امنای این مؤسسه برای نخستین‌بار محمود آموزگار، رئیس اتحادیه ناشران و کتاب‌فروشان تهران و مهدی اسماعیلی‌راد، مدیرعامل اتحادیه شرکت‌های تعاونی ناشران ایران (آشنا) به عنوان نمایندگان تشکل‌های نشر در ترکیب هیأت امنای مؤسسه نمایشگاه‌های فرهنگی ایران قرار گرفتند.

 

منبع: ایبنا

نمایشگاه کتاب امسال نسبت به سال های گذشته با فروش کمتر و استقبال پایین تری همراه بود. به طوری که غرفه داران نمایشگاه کتاب هم به این موضوع اذعان داشتند.

 

به گزارش چاپ و نشر، محمود آموزگار، رییس اتحادیه ناشران در خصوص سهم ناشران در جهان گفت: به دلیل تعامل نداشتن ناشران ایرانی و بین‌المللی، ایران سهمی در بازار نشر جهانی ندارد، که در این خصوص برگزاری نمایشگاه بین‌المللی با کیفیت می‌تواند تا حدی این شکاف را کم کند.

وی افزود: تاثیر نمایشگاه کتاب بر ناشران به دو بخش تقسیم می شود. در گروه اول ناشران حرفه ای و بزرگ قرار دارند که برای آنها برگزاری نمایشگاه به منزله موقعیتی است که بخشی از نقدینگی مورد نیازشان را فراهم می کند. اما گروه دوم ناشران غیر حرفه ای و حتی توزیع کننده‌ های کتاب هستند که در نمایشگاه فعالیت مناسبی ندارند و حتی رفتارهای هنجارشکنانه در نمایشگاه دارند.

رییس اتحادیه ناشران با انتقاد از اینکه نمایشگاه سال 96 هم به عنوان یک فروشگاه بزرگ 10 روز بود، تصریح کرد: برگزاری نمایشگاه کتاب با کیفیت کنونی دارای ویژگی های مثبتی است همانند اینکه مردم به نمایشگاه اقبال نشان می دهند، اما هنوز از جهت ارتباط با ناشران خارجی دارای ضعف است و همین موضوع باعث شده ناشران ایران سهم مشخصی در بازار نشر جهان بدست نیاورند. در حالی که در مورد فیلم سازان ایرانی وضعیت متفاوت است و این گروه امروز در دنیا مطرح شده اند و بسیاری از فیلم های کارگردانان بزرگ ایرانی به زبان های مختلف ترجمه و پخش می شود در حالی که چنین تجربه مشابهی را پیرامون کتاب ایرانی و نویسندگان ایرانی نداریم.

آموزگار ادامه داد: فعالیت ناشران در ایران شامل مواردی هست که قابل نقد کردن است. همانند ساماندهی نشدن یارانه ناشران و یا تناسب نداشتن تعداد ناشران با کتاب فروشی های فعال در کشور که در این خصوص برگزاری نمایشگاه کتاب باعث می شود کتاب فروشی ها بیرون از چرخه اقتصادی نمایشگاه قرار گیرند و سهمی از نقدینگی در گردش  نمایشگاه نداشته باشند. از طرفی نمایشگاه کتاب خود نمادی از ساختار بی هنجار و نبود تعادل بین تعداد ناشران و کتاب فروشی هاست. چرا که در آخرین آمار اعلام شده از سوی خانه کتاب در کل کشور 13 هزار پروانه نشر صادر شده است که در این میان 4 هزار ناشر حداقل سالی یک جلد کتاب به چاپ می رسانند. در حالی که کل کتاب فروشی های کشور یک هزار عدد است.

وی در بخش دیگری از صحبت خود با بیان اینکه فضای تبلیغاتی انتخابات در برگزاری نمایشگاه کتاب تهران اثرگذار بود، اظهار داشت: 2 جمعه ای که نمایشگاه کتاب برپا بود مقارن بود با پخش زنده مناظره های تلویزیونی کاندیداها و همین موضوع سبب شد دربهترین روزهای فروش نمایشگاه کتاب، میزان مراجعه بازدیدکنندگان کاهش داشته باشد. از طرفی هم به نظر می رسید فروش در نمایشگاه تحت تاثیر کاهش تعداد مراجعه کنندگان به میزان کمتری نسبت به نمایشگاه های سال گذشته اتفاق افتاد.

 

منبع: اقتصاد آنلاین

رئیس اتحادیه ناشران و کتابفروشان تهران گفت: در ایران بالغ بر ۱۳ هزار پروانه نشر صادر شده ولی از این تعداد تنها ۴۰۰۰ ناشر حداقل یک کتاب در سال چاپ می‌کنند.

 

محمود آموزگار رئیس اتحادیه ناشران و کتابفروشان تهران در تشریح ملاقات خود با آنا اوپاچیچ دبیر اتحادیه ناشران صربستان گفت: با توجه به تجربه‌های آنا اوپاچیچ و گفتگوهای

مقدماتی با وی تبادل رای صورت گرفته است.

آموزگار در باره حمایت از ترجمه‌ آثار صربی به زبان فارسی گفت: با توجه به گستره وسیع زبان فارسی در میان سایر کشورها به طور مثال افغانستان و تاجیکستان ترجمه آثار صربی

می‌تواند در جغرافیای وسیعی انتشار یابد.

رئیس اتحادیه ناشران و کتابفروشان تهران افزود: در ایران بالغ بر ۱۳ هزار پروانه نشر صادر شده ولی از این تعداد تنها ۴۰۰۰ ناشر حداقل یک کتاب در سال چاپ می‌کنند.

آموزگار عنوان کرد: کتابفروشی‌هایی که منحصر به فروش کتاب هستند ۸۰۰ باب بوده و در حالت عام بیش از ۲۰۰۰ کتابفروشی در ایران وجود دارد.

وی افزود: سه چهارم ناشران داخلی محدود به شهر تهران و تنها یک چهارم این ناشران در سایر شهرهای کشور فعال هستند.

رئیس اتحادیه ناشران و کتابفروشان تهران در پایان با اشاره به اهمیت داستان‌های قدیمی ایرانی در میان ایرانیان و جهانیان گفت: اورهان پاموک رمان‌نویس معروف ترک به داستان رستم

و سهراب پرداخته و بنده معتقدم مطالعه مردم ایران در جمع‌های شاهنامه‌خوانی و خصوصی هرگز در سنجش سرانه‌ی مطالعه‌ی ایرانیان به شمار نمی‌آید.

دیان پاپیچ رئیس اتحادیه ناشران و کتابفروشان صربستان و رئیس انتشارات لاگونا نیز گفت: گرچه کشور صربستان به وسعت ایران نیست ولی نمایشگاه بین‌المللی بلگراد از جمله

سالم‌ترین و بهترین نمایشگاه‌های اروپا است.

 دیان پاپیچ ادامه داد: در حال حاضر سه کتابفروشی زنجیره‌ای و ۴۰ کتابفروشی بزرگ در صربستان فعال هستند.  انتشارات لاگونا بزرگترین انتشاراتی صربستان بوده و ۳۵۰ عنوان کتاب

در سال منتشر می‌کند.

وی در پایان یادآور شد: نمایشگاه کتاب امکان ایجاد توافقات شرایط نشر میان دو کشور را فراهم می‌کند.

سی‌اُمین نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران با شعار «یک کتاب بیشتر بخوانیم» از ۱۳ تا ۲۳ اردیبهشت در مجموعه‌ی نمایشگاهی شهر آفتاب برگزار می‌شود. مجموعه‌ی شهر آفتاب در

اتوبان خلیج فارس، روبه روی حرم مطهر امام خمینی (ره) قرار دارد.

 

منبع: مهر