دیرزمانی است که گوته و حافظ بر کاغذ ابریشمین اشعار موزون نمی نویسند، معماری چاپ نوین شده و نشر، گذار در فراز و فرود را پیمود تا به امروز که در بروز مشکلاتی پیوسته و دامنه دار، روزگار فراز را می طلبد.

به گزارش چاپ و نشر به نقل از ایرنا، نشر ، یکی از اساسی ترین پایه های فرهنگ است و در پی بالارفتن قیمت ارز نشست ها و زمزمه ها چنین می نماید که روزگار بر نشر و ناشر خوش نمی گذرد و با افزایش بهای کاغذ و ملزومات چاپ، فضای گنگی در صنعت نشر گیلان نیز رخنه کرده است.

برآیند سخنان برخی صاحبان نشر گیلان چنین است که امانت داران میراث مکتوب تنها به دلیل اشتیاق شان ، از نقد جان خویش مایه می گذارند تا فروغ افروز فرهنگ سرزمین شان باشند و اگر تصمیمی جدی اتخاذ نشود، حوزه نشر بیش از همیشه گذار در فرود را تجربه خواهد کرد.

اکبر دهسرایی نویسنده و از برترین های ناشران گیلان، از وضعیت گنگ گرانی کاغذ، ملزومات چاپ و حمایت نشر گله مند است و می گوید: اگرچه سالهاست که حمایت های حوزه نشر بسیار کمرنگ شده و بیشتر ناشران قادر به ادامه راه نیستند، اما امروز با گران شدن غیرمنطقی کاغذ، فضای مبهمی بر صنعت (اگر بشود نامش را صنعت گذاشت) نشر استان حاکم شده و بسیاری از فعالان این حوزه در کسب و کارشان دچار تردید شده اند.

وی که سخن را با مزاح آغاز کرد، گفت: حال ناشران خوب است ، قلیان سراها و گیم نت ها خالیست و کتاب در صدر سبد خانوار ها پادشاهی می کند!

او بلافاصله لحنش را تغییر داد و لب به شکوه گشود و خواهان تصمیم جدی مسئولان در حوزه نشر شد و ادامه داد: روز به روز از تعداد ناشران کاسته می شود، مردم درگیر گذار روزهای سخت شده اند و کمتر دغدغه فرهنگ دارند، در این میان خریدهای حمایتی از سوی ارشاد و اداره های دولتی هم بسیار اندک شده است.

دهسرایی اضافه کرد: دو نسل ما در این صنعت فعال است و تنها به اشتیاق، در این حوزه مانده ام؛ قصد ناله کردن ندارم اما واقعا حال ناشران خوش نیست و فضای نشر نیازمند حمایت و نظارت جدی است.

چاپ و نشر، پیوند درونی اقوام را برقرار و در میان جوامع بشری ارتباط ایجاد کرد؛ اما امروز روزگار نشر و ناشر، خوش نمی گذرد و با افزایش بهای کاغذ و ملزومات چاپ، فضای گنگی در صنعت نشر گیلان نیز رخنه کرده است.

انسان بر مبنای شعور است که رشد می کند و آرام آرام انسان بودن می آموزد، درمی یابد که فقر گرسنگی نیست بلکه نداشتن است و این نداشتن پول نیست، طلا و غذا هم نیست بلکه فقر همان غباری است که بر کتاب های فروش نرفته یک کتاب فروشی می نشیند.

در گپ و گفتی کوتاه با نسل نو در می یابیم که کافی شاپ نشینی و فضای مجازی جذاب ترند و به حتم فروش کتاب های کمک آموزشی در نمایشگاه های کتاب گواه این موضوع است که مهندسی برای جذاب سازی و آموخته شدن نسل نو به کتاب صورت نگرفته است.

حمید بلوری مدیرعامل اتحادیه ناشران گیلان نیز ضمن تایید همه مشکلات بیان شده، گفت: فضای مطلوبی بر صنعت نشر استان حکمفرما نیست و در زمانیکه ناشران نیازمند حمایت بودند، گران شدن غیر منطقی کاغذ موجب افزایش نگرانی شده است.

وی با بیان اینکه با بروز وضعیت یادشده در ارائه درخواست و راهکار مانده ایم، افزود: فرهنگ بدون حمایت دولت نمی تواند به ارتقاء ، رشد و توسعه دست یازد؛ متاسفانه ناشران به واسطان بین مولف و چاپخانه تبدیل شده اند چراکه سرمایه گذاری با ریسک همراه است و ناشران فاقد نقدینگی هستند و امروز افزایش غیرمنطقی کاغذ نیز بر این چرخ معلول افزوده شده است.

بلوری بیان کرد: حدود 44 ناشر فعال بر مبنای تعریف وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در استان فعال هستند اما کمتر از تعداد انگشتان دست، ناشران فعال واقعی وجود دارند.

وی می گوید : فضای نشر از سال 92 تا امسال به ثباتی رسیده بود اما امروز بیش از هر چیز نیازمند نظارت است چراکه قیمت ها به دقیقه اعلام می شود و بر همین اساس کاغذ نمی فروشند.

به گفته بلوری ، کاغذ، مقوا، زینک و ... قیمت های چند برابر را تجربه می کنند؛ شرکت هایی که ارز دولتی برای کاغذ دریافت می کنند باید مورد نظارت باشند چراکه با ارز دولتی کاغذ وارد می کنند و با قیمت آزاد به ناشران می فروشند.

وی اضافه کرد: کاغذ جزو اقلام استراتژیک محسوب شده و بر همین اساس می بایست در نحوه عرضه آن نظارت صورت گیرد.

معاون فرهنگی و مطبوعاتی اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی گیلان نیز در این ارتباط به ایرنا بیان کرد: ناشران با مشکلات جدی روبه رو هستند اما اینکه خرید حمایتی انجام نمی شود، صحیح نیست بلکه خرید ها بر اساس معیارهای وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی است.

حسین ابراهیمیان افزود: وضعیت گرانی کاغذ ، دامنگیر نشریات مکتوب هم شده و صاحبان نشریات نیز با این مشکل دست و پنجه نرم می کنند.

وی اضافه کرد: مشکلات حوزه نشر در هیات وزیران مطرح شده و وزارتخانه قول داده هر چه سریع تر این موضوع را بررسی کند.

به هر رو ، در اثنای فرآیند گزارش نشر ، برآیند کلام ناشران استان چنین برآمد که ارباب حلقه های نشر حمایت است و اگر حمایت نباشد، حلقه های نشر بیش از پیش خواهد گسیخت و پر واضح تر آنکه اگر نگاه فرهنگی جامعه نسبت به کتاب و کتابخوانی ترقی نیابد، روز به روز بر غبار فقر افزوده خواهد شد و نیک پیداست که در جوامع امروزی دیگر فقر گرسنگی نیست، بلکه نداشتن است و این نداشتن پول نیست، طلا و غذا هم نیست، بلکه فقر همان گرد و خاکی است که بر کتاب های فروش نرفته یک کتاب فروشی می نشیند.

 

مدیرکل کتابخانه‌های عمومی آذربایجان‌شرقی گفت: این استان دومین واحد کتابخانه‌ای منتشرکننده کتاب بریل برای نابینایان در کشور می باشد و تاکنون ۱۴عنوان کتاب بریل در آن به چاپ رسیده است.

شهرام خدایی روز چهارشنبه در جلسه انجمن کتابخانه‌های عمومی استان، اظهار داشت: سال گذشته 2 میلیارد و ۴۰۰ میلیون تومان اعتبار به کتابخانه‌های عمومی استان اختصاص یافت که تاکنون ۷۲ درصد این بودجه جذب شده است.

وی با اشاره به تخصیص نیم درصد درآمد شهرداری ها به کتابخانه های عمومی ، ادامه داد: بابت بدهی های سال های 83 تا 89 و 91 و 92 از شهرداری تبریز سه و نیم میلیارد تومان دریافت شده است.

خدایی با بیان اینکه 112 باب کتابخانه عمومی در سطح استان فعال است، گفت: احتمال تعطیلی کتابخانه روستای 'پورزمان مولان' به دلیل مهاجرت زیاد و کاهش تعداد اعضا وجود دارد و کتابخانه نبی اکرم به دلیل تعمیرات و وجود مشکلات مالکیتی در حال حاضر غیرفعال است.

وی با اشاره به اینکه از مجموع سه کتابخانه سیار در استان، در حال حاضر 2 کتابخانه سیار فعال است، گفت: سه هزار و ۹۰۳ نفر عضو این کتابخانه ها می باشند.

مدیرکل کتابخانه‌های عمومی آذربایجان‌شرقی تعداد کتاب کتابخانه های استان را بیش از 2 میلیون و ۶۶۵ هزار نسخه اعلام کرد و افزود: 103 هزار و 500 نفر در کتابخانه های عمومی نهادی و 10 هزار و 946 نفر در کتابخانه های مشارکتی آذربایجان شرقی عضو فعال هستند.

 

نمایشگاه بین‎‎المللی کتاب تهران اگر چه که به روزهای پایانی خود نزدیک می‎شود اما همچنان از تب و تاب نیفتاده است و هر روز پذیرای خیل عظیم مشتاقان و دست‎اندرکاران عرصه‎های مرتبط با صنایع چاپ و نشر است. همچون روزهای گذشته غلامرضا شجاع (مدير عامل شركت تعاوني ليتوگرافان ايران و همچنین نمايندهی تشكلهاي صنعت چاپ استانهاي كشور به جز تهران) در روزهای شلوغ نمایشگاه حضور به هم ‎رسانده و با فعالین عرصه‎ی فرهنگ و نشر دیدار می‎کند.

به گزارش چاپ و نشر در روز گذشته (نوزدهم اردیبهشت ماه) با بازدید سید محمد حسینی (وزیر اسبق ارشاد و فرهنگ اسلامی) ملاقاتی صورت گرفت و ضمن تبادل نظر در باب وضعیت نمایشگاه، حال و روز صنعت چاپ و نشر هم زیر ذره‎بین رفت.

هفتمین روز نمایشگاه کتاب تهران روزی بود که اعضای شورای شهر تهران هم به مصلی آمدند. غلامرضا شجاع در دیداری با الهام فخاری (عضو شورای شهر تهران) پیگیر موضوع طرح ترافیک ویژه‎ی خبرنگاران شد. فخاری ضمن ابراز حمایت از حق خبرنگاران بیان کرد که فعلا با دو هزار طرح موافقت شده است و باقی درخواستها در حال بررسیاند. شجاع نیز به تشریح مسئله‎ی سوءاستفاده از تعرفهی گلاسه و واردات ديگر كالاها كه بالغ بر ٤٠٠ هزار تن ميشد پرداخت. در خلال همین دیدار هادی خانیکی استاد ارتباطات و کارشناس متبحر رسانه نیز حضور داشت که حاضرین در ارتباط با سياستهاي اقتصادي و ارزي به تبادل نظر پرداختند و همگی اذعان داشتند که اقتصاد بيمار كشور صدمات جبران ناپذيري به صنعت چاپ و نشر و فرهنگ كشور وارد كرده است.

علاوه بر این، جلسه‎ای با حضور دكتر مخبر دزفولي (رييس شوراي انقلاب فرهنگي)، محسن جوادی (معاون امور فرهنگی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی و رئیس سی و یکمین نمایشگاه کتاب)، داریوش رضواني (مدیر کمیته تشریفات نمایشگاه کتاب تهران) و توكل صديق (مدیر انتشارات صابرین و نایبرییس اتحادیهی ناشران) برگزار شد، در این جلسه رييس نمايشگاه توضيحات مفصلي در ارتباط با انتقال از شهر آفتاب به مصلا، فضاي نمايشگاه و میزان حضور ناشران داخلی، استقبال ناشران خارجي و تعداد كتابهاي چاپ اول توضیحاتی ارائه داد. توكل صديق و غلامرضا شجاع نیز مطالبي پیرامون مشكلات چاپ و نشر، پایین بودن ساعت مطالعه و  تيراژ کتاب ارائه دادند.

در ادامه‎ی دیدارها، اشرف بروجردی (رئیس سازمان اسناد و کتابخانه ملی) به همراه هيئت همراه، مهمانان بعدي سالن تشريفات بودند. داریوش رضوانی توضيحات مفصلي در مورد تجربه‎ی سی‎ویکمین نمایشگاه ارائه داد و غلامرضا شجاع و توكل صديق به روال سابق معضلات چاپ و نشر را مطرح کردند.

سپس در جلسه‎ای دیگر امکان ملاقاتی با حجت‎الاسلام احمد مازنی (از نمایندگان مردم تهران در مجلس شورای اسلامی) فراهم شد. غلامرضا شجاع ضمن قدردانی از پاسخگویی حجت‎الاسلام مازنی به درخواست‎های اهالی چاپ و نشر، خواستار آن شد که در ارتباط با مشكلات چاپ ونشر و خصوصا موضوع انتقال صنعت چاپ به وزارت صنعت، معدن و تجارت، كميسيون فرهنگي مجلس نگاه امنيتي به چاپ نداشته باشد، چرا که امروزه با وجود اينترنت و فضاي مجازي، چاپ دیگر به صورت گذشته تهديدي محسوب نميشود.

آخرین مهمان این روز حجتالسلام سیدمحمدرضا میرتاج‌الدینی (نمايندهی اسبق مجلس) بود كه خود از علاقهمندان عرصه‎ی نشر است. غلامرضا شجاع در این دیدار ضمن ارائه‎ی توضيحات لازم در ارتباط با سيويكمين نمايشگاه كتاب تهران تاریخچه‎ی صنعت چاپ در ایران را یادآور شد و به مقایسه‎ی جایگاه صنعت چاپ در ایران و جهان پرداخت.

 

یک ناشر گفت: رویکرد فرهنگی که پس از انقلاب ایجاد شد، به استقبال بسیاری از اشخاص برای حضور در صحنه چاپ و نشر انجامید.

به گزارش چاپ ونشر به نقل از جوان، افزایش شگفت‌انگیز تعداد ناشران پس از انقلاب اسلامیکامران شرفشاهی مدیر مسئول انتشارات تجلی مهر، در گفتگو با خبرنگار حوزه ادبیات گروه فرهنگی باشگاه خبرنگاران جوان؛ با اشاره به اینکه تغییرات فراوانی در صنعت چاپ  کشور پس از  انقلاب اسلامی به وقوع پیوست، گفت: پس از انقلاب گرایش به مطالعه به نحو چشمگیری در جامعه افزایش پیدا کرد و انحصار گذشته در چاپ و نشر از بین رفت و موجب شد تا رویکرد بی نظیری از سوی مخاطبان نسبت به کتاب و نشریات پدید آید. آزادی بیان در اواخر دهه پنجاه نقطه عطفی بود و با بررسی آن دوران متوجه خواهیم شد، بسیاری از کتابها که انتشار آن  در گذشته ممنوع بود به طور ناگهانی چاپ و منتشر شد. همین امر موجب شد عطش مخاطبان نسبت به مطالعه افزون شود.

وی افزود: پس از انقلاب اسلامی رویکردی فرهنگی در جامعه ما به وجود آمد. این رویکرد با استقبال طیف قابل ملاحظه ای از اشخاص برای حضور در صحنه چاپ و نشر منجر شد و به طور شگفت انگیزی تعداد ناشران کشور افزایش یافت. پیش از انقلاب اسلامی، تعداد کل ناشران کشور به 300 نفر نمی رسید؛ در حالیکه هم اکنون این رقم به بیش از 12 هزار نفر رسیده است. اما متاسفانه آن همه شور و حرارت به تدریج جای خود را به مسائل و مشکلات و موانعی داد که موجب شد، بازار چاپ و نشر کشورمان گرفتار آفت هایی شود. این آفت ها روز به روز مشکلات بزرگتری را سر راه چاپ و نشر این دیار فراهم  آورد. افزایش بی رویه قیمت کاغذ و لوازم اولیه چاپ در نتیجه نبود سیاست های حمایتی و منطقی در این عرصه، موجب شد قیمت کتاب چندین برابر افزایش پیدا کند.

مدیر مسئول انتشارات تجلی مهر گفت: دریغ که در کشور ما علی رغم وجود دستگاه های متعدد نظارتی، عرصه چاپ و نشر حالت رها شده ای پیدا کرده است. اشخاص با نیت های ناصواب در این عرصه جولان می دهند و تا هنگامی که این روابط شکل معقول به خود نگیرد و رانت هایی که عده ای دارند،  نظارت نشود؛ دست سودجویان از این بازار کوتاه نمی شود.

سخنگوی کارگروه مقابله با تکثیر و عرضه غیرقانونی آثار پدیدآورندگان و ناشران با تشریح عملکرد این کارگروه، از لغو پروانه یک ناشر متخلف با پیگیری‌های این کارگروه خبر داد.

 

محمود آموزگار سخنگوی کارگروه مقابله با تکثیر و عرضه غیرقانونی آثار پدیدآورندگان و ناشران و رئیس اتحادیه ناشران و کتابفروشان تهران صبح امروز ۲۲ آذرماه در نشست خبری صیانت از حقوق ناشران، مؤلفان و مترجمان که در محل اتحادیه برگزار شد، گفت: در راستای جلوگیری از چاپ و انتشار غیرقانونی کتاب‌ها توسط عده‌ای سودجو کارگروهی متشکل از نمایندگان وزارت ارشاد، اتحادیه ناشران و کتابفروشان تهران و سپس اعضایی از نیروی انتظامی و رسانه‌های دیجیتال اضافه شدند، تشکیل شده و طی جلساتی که داشته، کار‌ها سرعت مطلوب و مورد انتظار را نداشته، اما در مجموع کار‌ها رو به جلو است.

وی افزود: در این زمینه دو حوزه داریم که مسائل آن به طور جدی در حال پیگیری است، یکی در رابطه با کتاب‌های کاغذی و دیگری درباره سایت‌های الکترونیکی و فضای مجازی است؛ که ماجرای اولی از چاپ غیرقانونی کتاب‌های پرفروش آغاز شد و برخی از کتاب‌ها از سوی دستفروشان به صورت غیرقانونی مقابل کتابفروشی‌های ناشر به فروش می‌رسید و این کارگروه بر آن شد تا تسهیلاتی را برای پیگیری حقوقی در محاکم قضایی فراهم کند.

آموزگار ادامه داد: پیش از این وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در رابطه با تخلفاتی از قبیل: تکثیر غیرقانونی کتاب‌های ناشران توسط برخی ناشران متخلف انجام می‌شد، مبادرت به لغو پروانه آن‌ها نکرده بود؛ اما با توجه به خسارت زیادی که چندین ناشر به جهت تکثیر غیرقانونی کتاب‌هایشان توسط یکی از همکاران خود، متحمل شده بودند، رأی نهایی در رابطه با لغو پروانه این ناشر صادر شد.

وی در ادامه عنوان کرد: این ناشر در سی‌امین دوره نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران که اردیبهشت امسال برگزار شد، تعداد زیادی از آثار ناشران را به صورت غیرقانونی، تکثیر و عرضه کرده بود که در نهایت با بررسی دقیق مستندات از سوی هیأت رسیدگی به تخلفات ناشران، حکم لغو پروانه این ناشر صادر شد.

آموزگار با اشاره به پرونده‌های تخلف دیگر در این زمینه گفت: سه پرونده تخلف دیگر نیز در دادسرای فرهنگ و رسانه تکمیل شده و به زودی بررسی می‌شود و سایر پرونده‌ها نیز در حال رسیدگی هستند. یکی از ناشران که لغو پروانه نشر آن صادر شده است، کتاب‌های تعداد زیادی از ناشران دیگر را بدون هیچ‌گونه تغییری در محتوای آنها، با تغییر نام نویسنده، مترجم یا پدیدآورنده دیگر آن کتاب‌ها، با شابک‌های جعلی و البته با اخذ مجوز قانونی انتشار کتاب از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، مبادرت به تکثیر گسترده این کتاب‌ها می‌کرد که در این زمینه این نقد به وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی نیز وارد است که بدون بررسی‌های لازم، مبادرت به صدور مجوز نشر کتاب برای آثار این پدیدآورنده کرده بود.

وی تصریح کرد: وزارت ارشاد تاکنون اقدام به لغو پروانه نکرده بود، اما این برخورد قاطع، مایه امیدواری است؛ چرا که وزارت ارشاد مسئول صدور پروانه نشر و همچنین نظارت بر حسن عملکرد ناشران بوده و نیاز جدی است که نظارت‌ها در مواردی از این قبیل به صورتی دقیق‌تر از سوی این وزارتخانه انجام شود.

 

منبع: ایکنا

میزان سود تقسیم شده شرکت‌ها به تفکیک صنعت از ابتدای سال جاری تا پایان شهریورماه، برابر با ۲۱۷ هزار میلیارد ریال بود و متوسط سود نقدی برای هر سهم معادل۲۷۰ ریال را نشان می‌دهد.

 

به گزارش چاپ و نشر، اداره آمار بورس تهران، تطبیق سود (زیان) پیش بینی شده شرکت ها در این ماه نسبت به مرداد ۹۶ نشان می دهد که تعداد ۱۶ شرکت با افزایش، تعداد ۲۳ شرکت با کاهش و مابقی شرکت ها برابر با ۲۷۱ شرکت، تغییری در سود (زیان) پیش بینی شده نداشته اند.

همچنین سود و زیان پیش بینی شده شرکت ها در پایان شهریورماه سال ۹۶ برابر با ۴۲۶۳۵۶ میلیارد ریال است که نسبت به مرداد ماه، معادل ۹۴۸۰ میلیارد ریال کاهش نشان می دهد. در پایان شهریور ماه ۹۶ متوسط سود(زیان) خالص شرکت های بورسی به ازای هر سهم برابر با ۳۱۳ ریال است.

در ضمن میزان سود تقسیم شده شرکت ها به تفکیک صنعت- انباشته از ابتدای سال تا پایان شهریور ماه، برابر با ۲۱۷ هزار میلیارد ریال بوده که ۶۹درصد درآمد (زیان) واقعی شرکت ها بوده است. همچنین متوسط سود نقدی برای هر سهم معادل ۲۷۰ ریال را نشان می‌دهد.

 

منبع: بانک مردم

مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان فارس درگذشت زین العابدین بلادی کتابفروش با سابقه و خوشنام شیرازی را به جامعه ادبی و فرهنگی تسلیت گفت.

 

به گزارش چاپ و نشر، پیکر زین العابدین بلادی، پیر کتابفروشان استان فارس در دارالرحمه تشییع و خاکسپاری می شود؛در پی درگذشت پیر کتابفروشان و پیشکسوت صحافی جامعه از سوی مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی فارس، دبیر انجمن ناشران و کتابفروشان و جامعه فرهنگ و هنر استان پیام های تسلیتی صادر شد.

بهزاد مریدی در پی درگذشت این فعال و پیشکسوت کتاب و کتابخوانی شیراز که سالها عمر خویش را صرف گسترش فرهنگ و ترویج کتابخوانی کرد در پیامی عنوان کرد: «هر کتابفروشی که چشم از جهان فرو می بندد فقدانی برای فرهنگ و ادب آن سرزمین است؛ درگذشت سید زین العابدین بلادی که بیش از ۷۰ سال عمر با برکت خویش را صرف کتاب و صحافی کتب کرد سالها برای جامعه فرهنگی و ادبی شیراز خاطراتی را زنده می ساخت که در یادها خواهد ماند. این فرهیخته کتابدوست با وجود کهولت سن تا ساعت ها پیش از بدرود جهان فانی در پیشه کتابفروشی استوار ماند و درهای کتابفروشی خویش را که برای کتابدوستان خاطره انگیز بود را باز نگه داشت تا دروازه های فرهنگ بسته نماند».

این درحالیست که محمدجواد کاظمی دبیر انجمن ناشران و کتابفروشان استان فارس هم در پیامی از سوی این نهاد صنفی درگذشت این پیشکسوت فرهنگ و ادب و کتابفروش با سابقه دیرینه را تسلیت گفت.

در پیام یادشده آمده است: «انجمن ناشران و کتاب‌فروشان فارس درگذشت مرحوم سید زین العابدین بلادی، مدیر کتابفروشی بلادی و از قدیمی ترین کتابفروشان شیراز را به خانواده آن مرحوم و جامعه فرهنگی استان فارس تسلیت می گوید».

دبیر انجمن ناشران و کتابفروشان فارس با عرض تسلیت به خانواده آن مرحوم و جامعه فرهنگی استان فارس گفت: مرحوم بلادی بیش از ۷۰ سال با عشق به کتاب زیست و تا آخرین روزهای زندگی پربارش هم علیرغم کهولت سن چراغ کتابفروشی بلادی را روشن نگه داشت و یقینا اهل فرهنگ و کتاب این شهرهیچگاه لبخند پر مهرش و خدمت دیرسالش را به فرهنگ و ادب این شهراز یاد نخواهند برد. لبخند پرمهری که برای خیلی از افراد یادآور خاطره شیرین نخستین کتابی است که از کتابفروشی بلادی، خیابان زند خریده اند.

همچنین حسن مشکین فام مدیر موزه هنرمشکین فام در پیامی که حاوی تسلیتى به فرهنگ وفرهنگوران فارس است، آورده است: «تناوردرخت فرهنگ ومعرفت شیراز به خزان نشست؛ سترگ وارسته مرد عرصه کتاب وکتابخوانى بابیش از ۳ ربع قرن تلاش واستوارى درراه اشاعه وگسترش فرهنگ کولبارش رابه زمین گذاشت. اوکه برگها وشاخه هاى فراخش سایه سار فرهنگوران واهالى کتاب وقلم بود».

این در حالیست که داریوش نویدگویی عضو هیئت مدیره انجمن خیرین شهرساز که پی گیر قطعه نام آوران در آرامستان جدید شیراز در جاده خرامه است اعلام کرد: این قطعه شرایط مناسبی دارد اما خانواده مرحوم بلادی ترجیح دادند پیکر آن زنده یاد در دارالرحمه شیراز دفن شود.

وی تاکید کرد: این قطعه در آرامستان جدید شیراز تاکنون استفاده نشده و از شرایط مطلوبی برخوردار است اما به دلیل نبود وقت کافی برای انجام مراحل اداری و عدم رضایت خانواده بلادی پیکر ایشان صبح جمعه ۳۱ شهریورماه جاری از ساعت ۹ صبح تشییع و خاکسپاری خواهد شد.

زین العابدین بلادی متولد ١٣٠٥ در شهر شیراز از قدیمی ترین کتابفروش های شیراز بود که تا آخرین ساعت های حیات در این کتابفروشی در خیابان کریم خان زند شیراز به فعالیت می پرداخت. او چهارشنبه شب ٢٩ شهریورماه جاری در سن ٩١ سالگی دار فانی را وداع گفت.

یادآور می شود: مراسم تشییع و تدفین زین العابدین بلادی جمعه ۳۱ شهریورماه جاری ساعت ۹ صبح در دارالرحمه شیراز برگزار می شود و شنبه مراسم بزرگداشت و ختم آن مرحوم از ساعت ۱۵ در آستان مقدس علی ابن حمزه(ع) دایر خواهد بود.

 

منبع: روابط عمومی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی استان فارس

علی زوار، مدیر انتشارات زوار در بیستمین نشست از سلسله نشست‌های تاريخ شفاهی كتاب با اشاره به سابقه فعالیت این نشر گفت: جنون دلیل اصلی ادامه نشر کتاب است.

 

به گزارش چاپ و نشر، بیستمین نشست از سلسله نشست‌های تاريخ شفاهی كتاب با حضور علی زوّار، مدیر انتشارات زوّار و نصرالله حدادی دوشنبه (ششم شهریور‌ماه) در سرای اهل قلم موسسه خانه کتاب برگزار شد.

 علی زوار در روایت مختصر از تولد و زندگی‌‌اش گفت:  یازده  دی‌ماه سال 1313 در محله عین‌الدوله تهران به دنیا آمدم. دبستان را در مدرسه «آینده روشن» پیچ‌شمیران و دبیرستان را در مدرسه «خوارزمی» گذراندم. سال 1356 در رشته ریاضی دیپلم گرفتم. تیرماه سال 1357 به توصیه و پیشنهاد پدر به آمریکا رفتم و هفده  سال در این کشور اقامت داشتم و به کار‌های فنی مشغول بودم. سال 1372 نیز ازدواج کردم. بعد از فوت پدر با توجه به علاقه مادر به ادامه کار انتشارات اداره آن را پذیرفتم. دو برادرم برای پذیرفتن کار اداره انتشارات جرات نه گفتن داشتند. من تمایلی برای سفر و مهاجرت به آمریکا نداشتم.  می‌خواستم ایران بمانم و چاپخانه‌ای تاسیس کنم اما  به توصیه پدر و برای فراگیری زبان به آمریکا رفتم اما تصممیم دو سال حضور در آمریکا به هفده سال اقامت رسید. پدر بزرگم در مشهد چاپخانه داشت و بخشی از دوران کودکی‌ من به بازی در این چاپخانه گذشت. صدای ماشین چاپ برایم جذاب بود.

 وی افزود: به نظرم اگر در آمریکا می‌ماندم نسبت به وضعیت فعلی خوشحال‌تر بودم؛ اداره انتشارات علاقه من نبود. بعد از بیست و چهار  سال هنوز در جریان این کار  قرار نگرفته‌ام و همه چیز برایم مبهم است؛ اما مجبور هستم. تا چه زمانی باید کار کنم و نگران پاس شدن چک‌ باشم؟ وقتی ناشران مختلف به انتشار کتاب‌های ما دست می‌زنند کاری نمی‌توانم انجام دهم اما باید بگویم، جنون دلیل علت اصلی ادامه کار در این حوزه و چاپ کتاب است.

 این فعال حوز نشر گفت: بار‌ها به فکر فروش امتیاز انتشارات زوار افتادم، نخستین‌بار، سال دوم بعد از فوت پدر به دنبال عملی کردن این فکر افتادم. همه انتشارات زوار، قرارداد‌ها، حروفچینی و به‌عبارت دیگر همه لوازم انتشارات را به قیمت سی میلیون به‌‌صورت ماهیانه یک میلیون تومان برای فروش آگهی کردیم اما هیچ کس قدم جلو نگذاشت.

  وی با اشاره به گردش مالی انتشارات زوار ادامه داد: فروش یک‌صد نسخه در طول سال مایه خوشحالی است. گردش مالی مجموعه انتشارات پاسخ‌گوی مخارج نیست، به‌عنوان مثال، شاید فروش کتاب در فروشگاه کتاب زواره به دو تا سه عنوان کتاب در روز برسد. انتشارات زوار درحال حاضر دویست  عنوان کتابِ دارد که در چرخه فروش و عرضه هست؛ اما مجموعا از بدو فعالیت تا کنون هفتصد عنوان کتاب چاپ کرده‌ایم. الان به دلیل عدم تقاضا دیگر تجدید چاپ بسیاری از کتاب‌های زوار به صرفه نیست.

 وی درباره ویژگی‌‌های پدرش  اکبر زوار گفت: آدم اهل مطالعه‌ای بود و بسیاری از کتاب‌‌های نشر را می‌خواند و ویراستاری می‌کرد. پدرم علاوه بر کتاب‌شناسی با توجه به توانایی در کلام به اندازه استاد دانشگاه  ظرفیت بالایی برای وکیل شدن داشت. پدر 14 اسفند سال 1370 فوت شد و در این زمان فقط هشت عنوان، مانند مجموعه آثار سیمین بهبهانی، مجموعه نه جلدی «فرهنگ لغات تعبیرات مثنوی»، «سفرنامه ناصر خسرو» و «تهذیب و تربیت کودک» در انبار باقی مانده بود.  بعد فوت پدر و بازگشت از آمریکا از وجود بدهی‌های فراوان پدر متعجب شدم. پدر در حسابداری ضعف داشت. تمایل زیادی به انتشار کتاب‌های چاپ نخست داشت.

این فعال حوزه نشر درباره فعالیت زواره طی بیست و شش سال گذشته گفت: طی  قریب  سه دهه فعالیت،   سالانه پنج - شش عنوان کتاب چاپ نخست و بیست  عنوان تجدید چاپ داشته‌ایم. کتاب‌های متفرقه مانند رمان منتشر کردم اما مخاطب انتشارات زوار را با تاریخ و ادبیات می‌شناسد در نتیجه سال . چند سال پیش چند  کتاب رمان با شمارگان یک تا دو هزار عنوان را خمیر کردم.

 زوار درباره نقش نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران در تقویت صنعت نشر اظهار کرد: نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران به فروشگاه شبیه  و بیشتر از نظر نقدینگی مطلوب است؛ اما نمایشگاه‌های استانی نیز چندان قابل توجه نیست. خرید کتاب وزارت ارشاد به ناشران کمک می‌کند.

 وی درباره کتاب‌های درسی و تاثیر  فضای مجازی بر صنعت نشر اظهار کرد: کتاب‌های کمک درسی، غیر از تنبل کردن دانشجو اثری ندارد به‌عبارت دیگر مانند دارو برای مریض است؛ علاوه براین فضای مجازی رقیب جدی کتاب کاغذی به حساب می‌آید. نمی‌دانم چرا وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی برای توقف انتشار غیر قانونی کتاب در این فضا فعالیتی انجام نمی‌‌دهد.

 

منبع: ایبنا

 

علی میرمیرانی می‌گوید: تب انتشار کتاب مانند تب سوار شدن فلان ماشین مد روز، پوشیدن فلان مارک لباس و داشتن فلان برند عینک و... است. این تب برای دیده شدن در فضای سایبری است.

 

این نویسنده که به تازگی رمان «شولا» را منتشر کرده است، درباره تب نوشتن و نویسنده شدن اظهار کرد: ما تب نویسندگی نداریم بلکه تبِ داشتنِ کتاب داریم، زیرا نویسنده بودن معنا و تعریفی دارد، نیازمند ملزومات و میزانی از تحصیلات است، علاوه بر آن به تمرین و ممارست در نوشتن احتیاج دارد و فرد باید  عرصه نویسندگی را جدی بگیرد. 

او افزود: البته چاپ کتاب نیز برای خود تعریفی دارد. بعد از نوشتن کتاب، آن را به ناشر می‌سپارند و ناشر بعد از خواندن کتاب و با توجه به قابلیت‌هایی که کتاب دارد حاضر می‌شود بر روی آن سرمایه‌گذاری و دستمزد نویسنده را پرداخت کند، بعد از چاپ کتاب نیز نسبت به توزیع آن در بازار اقدام کند تا به دست مخاطب برسد. این‌که فردی بخواهد مطالبی را که در فضای مجازی نوشته، سرهم کند و غالبا با هزینه شخصی خود آن‌ها را منتشر کرد، نامش کتاب‌ داشتن ‌هم نیست؛ آن‌ها در ظاهر صاحب کتاب هستند.

میرمیرانی تأکید کرد:  سرهم کردن  نوشته‌هایی که در فضای سایبری  منتشر شده‌اند و چاپ آن‌ها با هزینه شخصی به هیچ‌هنوان کتاب داشتن نیست چه رسد به نویسنده بودن، این کار در حد خرید از فلان فروشگاه معروف و پوشیدن لباس از یک برند است برای جلب توجه کردن.

او در ادامه اظهار کرد: گوشی‌محور  شدن اینترنت از طرفی و کم‌هزینه شدن مکالمات از طرف دیگر  باعث فراگیر شدن نوشتن شد که این فراگیر شدن نوشتن صدماتی را در پی داشت؛ مثلا باب شدن  اشتباهات بسیار در ادبیات نوشتاری مانند هکسره. زمانی که نوشتن در جامعه‌ای که اکثریت باسواد دارد به این شکل درآمده است، طبیعی است که افرادی بخواهند نوشته‌های‌شان را صرف ‌نظر از این‌که قابلیت کتاب شدن دارند یا خیر، به شکل تفاخر ارائه دهند.

این نویسنده افزود: به نظر  برخی دوستان هرکاری که بدون زحمت حاصل شود خوب است، آماده‌خوری و   کار بدون سواد خوب است. زمانی که چاپ کتاب این‌قدر ساده است و می‌شود به راحتی صاحب کتاب شد، چرا کتاب نداشته باشند؟

او درباره این‌که چگونه می‌توان نویسندگانی را که در کتاب اول متوقف شده‌اند در مسیر درست قرار داد، گفت : اگر دوستان با این نیت که یک کتاب‌ هم داشته باشند کتاب چاپ کنند مانند داشتن فلان برند لباس، نوشتن نیز برای‌شان هوس است و برای هوس یک کتاب کافی است، اما این گفته من به این معنا نیست که هرکسی یک‌ کتاب دارد برای هوس خود شروع به نوشتن  می‌کند.

میرمیرانی با بیان این‌که در جامعه‌ای زندگی می‌کنیم که اقبال به کتاب زیاد نیست، افزود: این اتفاق کار را برای نویسنده شدن سخت‌تر می‌کند. تب نویسندگی در ایران رایج نمی‌شود زیرا نویسندگی خیلی دشوار است و صبوری و دندان در جگر نهادن، خواندن و نوشتن و باز نوشتن می‌خواهد. نویسنده حتی نبود اقبال متناسب از سوی مخاطب را باید به جان بخرد تا در طول سالیان طولانی ردای نویسندگی بر تن کند.

او یادآور شد: کسی که واقعا به نویسندگی علاقه دارد سختی‌ها  را به جان می‌خرد و اگر استعدادکی هم داشته باشد راه خود را پیدا می‌کند و نیازی به ننه من غریبم‌  هم نیست که من مستعد بودم و دولت‌آبادی نشدم. دولت‌آبادی مگر چگونه دولت‌آبادی شد؟ پارتی داشت؟ کسی دستش را گرفت؟ مگر جز این است که از روستایی از دل خراسان آمده و به دور از کلاس‌ها و گعده‌ها قلم زده و پیش‌ رفته است؟

این نویسنده تأکید کرد:  نویسنده شدن به دلیل سختی‌های بسیاری که دارد  و  دیده شدن در این عرصه  هم کم است، هیچ‌گاه به تب تبدیل نمی‌شود. متأسفانه دوستان سرنا را از سرگشادش می‌زنند.  برخی با تیراژ کم کتاب آن هم به هزینه خود به مدد فضای مجازی  به زور می‌خواهند دیده شوند تا  بگویند ما چه آدمی هستیم که کتاب داریم! آن‌ها می‌خواهند با خرید وجهه فرهنگی دیده شوند. نتیجه این اتفاق می‌شود تک‌کتاب و هوسناک بودن چاپ کتاب. نباید نام آن را بگذاریم تب نویسندگی؛ این تب برای دیده شدن در فضای سایبری است.

او با بیان این‌که کارگاه‌های نویسندگی را قبول ندارد، خاطرنشان کرد: فن را می‌شود آموزش داد اما هنر قابل آموزش نیست. خیلی‌ها کلاس نقاشی می‌روند و چیزهایی نیز می‌کشند اما نقاش نمی‌شوند. به نظرم کارگاه نویسندگی بیشتر کمک‌حال اقتصادی دوستان نویسنده است و یا کسانی که در قید فرضیات هستند و کار کتاب نمی‌کنند. این‌ها را حاشیه‌هایی بر متن می‌دانم. کسانی که استعداد داشته باشند اگر به این کلاس‌ها بروند نویسنده نمی‌شوند زیرا این کلاس‌ها فرم‌ و قالب یک نویسنده را به خورد شاگردان می‌دهند تا فرم‌شان شبیه به فلان نویسنده ‌شود.

میرمیرانی گفت: هنر کلاس‌بردار نیست، اگر نویسندگی را یک هنر بدانیم از این کلاس‌ها چیز قابل عرضه‌ای بیرون نمی‌آید. اگر نویسنده‌ای ‌هم از دل این کلاس‌ها بیرون آمده، اگر کلاس نمی‌رفت شاید نویسنده بهتری می‌شد.

او در پاسخ به این‌که چگونه می‌توان نارضایتی از میزان کتاب‌خوانی در جامعه و رغبت زیاد به نوشتن را کنار هم قرار داد، بیان کرد: از دوست ناشری شنیدم تعداد عناوین کتابی که به  زبان انگلیسی در سال منتشر می‌شود ۱۰۰ هزار عنوان است و این تعداد در زبان فارسی ۵۰هزار عنوان است که اگر این‌گونه باشد واقعا حیرت‌انگیز است، زیرا جمعیت کشورهای فارسی‌زبان و این‌که کتاب‌های فارسی به زبان‌های دیگر ترجمه نمی‌شود نشان می‌دهد که یک‌ جای کار می‌لنگد که من به آن می‌گویم عنوان‌های کاذب که چاپ‌های زیر ۵۰۰ نسخه دارند.

این نویسنده افزود:  بیشتر کتاب‌هایی که  شمارگان‌شان زیر ۵۰۰ نسخه است در بازار توزیع نمی‌شوند و فقط در کارنامه کار یک انتشارات قرار می‌گیرند؛ در واقع کتابی بیرون نمی‌آید. از طرفی ما مخاطب کم داریم  و از طرف دیگر عناوین واقعی نیست و بیشتر به درد اداره آمار می‌خورد. ما کتاب‌فروشی بزرگ کم داریم و کتاب‌فروش مجبور می‌شود به جای ۱۵ جلد دو جلد کتاب بگیرد و دو جلد کتاب به چشم نمی‌آید که به فروش برود و در  قفسه‌ها گم می‌شود.

منبع: ایسنا

اقتصاد هنر در کشور ما هنوز سردرگم است به این معنا که نه سرمایه گذار می داند که در کدام حوزه هنری می تواند سرمایه گذاری کند و نه هنرمند برای به ثبت رساندن آثار خود و فروش آن ها حامی دارد و این میان هیچ کدام به خواسته خود نخواهند رسید و همین میشود که هنرمند از صرافت خلق اثر می افتد چرا که می داند در ایران این کار کفاف گذران امرار معاش وی  را نمی دهد. اما در میان هنرمندان ناشرین و نویسندگان یکی از مظلومترین افراد هستند که مشکلات و معضلات بسیاری از اخذ مجوز چاپ تا انتشار و فروش کتاب دارند.

برای شفاف سازی مشکلات ناشرین و دلیل عدم رونق گرفتن اقتصاد نشر در کشور به سراغ یکی از ناشرین قدیمی کشور که اکنون مدیریت انتشارات تیسا را برعهده دارد رفتیم. سعید احمدی مدیر انتشارات تیسا  به معضلات و مشکلات این حوزه مخصوصا از دیدگاه اقتصادی پرداخت که به شرح ذیل است. 

مشکلات و معضلات ناشرین از نظر اقتصادی چیست؟

ما جز قشری هستیم که هر زمان  وضعیت اقتصاد کشور خوب می شود اوضاع اقتصاد ما بسیار بد است. الان در حال حاضر ناشرانی که خوب هستند و مخاطب آن ها را قبول دارد زمانی که کتابی را چاپ می کنند، فقط می توانند حدود 500 تا 700 نسخه در سال بفروشند و این وضعیت برای ناشران خیلی خوب هم وجود دارد. این وضعیت باعث شده که ناشر نتواند وضعیت مالی خود را به سامان برساند. اساسا کتابی که زیر 1800 نسخه فروش داشته باشد کتابی است که سودآور است. لذا ما ناشران مشکلی که داریم این است که تعداد فروش کتابمان اندک است. بعضی کتب مانند روانشناسی و شاخه هایی مانند کودک و دانشگاهی فروش بالایی دارند اما منظور من شاخه کتب انسانی است که خود من نیز در آن فعالیت دارم  و به 1800، 1900 نسخه فروش در سال نمی رسد. مشکل بعدی این است که وقتی ما کتاب را وارد شبکه توزیع می کنیم کتاب ها به صورت قطعی خرید نمی شوند بلکه آن ها را به صورت امانی خریداری می کنند. یعنی مرکز پخش کتاب ها را می برد و هر زمان این حق را دارد که کتاب را بازگرداند و هر وقت کتاب ها فروش رفت هزینه را با ما حساب می کند.

یعنی هیچ ضمانتی مانند چک برای امانت داری دریافت نمی کنید؟

در ابتدا خیر. کتاب ها به امانت دست آن ها می ماند و هروقت فروش رفت به ما چک 11 ماه بعد را می دهند به این شکل که هر دوماه یکبار به حساب کتاب های ناشر رسیدگی می کنند و هر مقداری که فروش رفته باشد برای 9 بعد چک می دهند و چون دو ماه یکبار به حساب ها رسیدگی می کنند، اگر کتاب ها فروش رفته باشند 11 ماه بعد پول را می دهند. همچنین مدت زمان زیادی هم کتاب باید در انبار ناشر خاک بخورد که یک خریدار برایشان پیدا کند. بگذریم از اینکه ناشر باید حداکثر طی چهار ماه تمام هزینه های کتاب اعم از ویراستار و طراح جلد و چاپخانه و صحافی و ...بدهد و اولین پولی که به دستش می رسد سال بعد است. این موضوع با هیچ منطق اقتصادی جور در نمی آید. به همین علت است افرادی که در این حوزه کار می کنند به دلایل دیگری مانند علاقه و نظیر آن کار می کنند وگرنه با منطق اقتصادی هیچ کسی این کار را انجام نمی دهد.

آیا مشکلاتی مانند منع نشر کتاب نیز در عدم رونق دهی به چرخه اقتصاد نشر کشور موثر است؟

بله این مشکل نیز وجود دارد و پروسه بسیار بسیار طولانی را طی می کنیم تا مجوز بگیریم. این اتفاق جدای این موضوع است که برخی کتاب ها مجوز نمی دهند و بعضی را سانسور می کنند و برای کتابی که مجوز می دهند هم باید مدت ها دوندگی داشته باشیم . خود من کتاب های فراوانی دارم که برای سال 95 ثبت شده و تمام هزینه ها برای چاپ شدن را همان سال 95 پرداخت کردم. اگر مجوز یک کتاب همین امروز صادر شود یک ماه طول می کشد که چاپ شود و 11 ماه بعد هم پولش می آید به این معنا که سال 95 سرمایه گذاری کرده ام و سال 97 پول آن به دستم می رسد. کدام منطق اقتصادی در دنیا این کار را توصیه می کند؟

دولت و به صورت دقیقتر وزارت ارشاد چه حمایتی می تواند از ناشرین در این زمینه داشته باشد؟

این موضوع بسیار عام و فراگیر است و هر کسی در حوزه کتاب فعالیت می کند این مشکل را دارد. دولت هم این مشکل را می داند اما راه برون رفت از این قضایا صحبت کردن نیست. وزارت ارشاد ناچار است که ممیزی کند چون اگر ممیزی نکند نهادهای دیگری وجود دارند که صدایشان در می آید و می گویند فرهنگمان از بین رفت! پس وزارت ارشاد ناچار است که سانسور کند. این موضوع چیزی نیست که بتوانیم به راحتی راجع به آن صحبت کنیم و در یک جمله بتوان راه حل آن را گفت. حل این مشکل یک سری عامل را کنار خود می خواهد که بخش قابل توجهی از آن به فرهنگ مردم بر می گردد. این مشکل برای امروز نیست و اگر روزنامه های دهه 40 را بخوانید آن موقع هم مشکل کتاب نخواندن وجود داشته است. من اعتقاد ندارم که این مشکل ریشه در عملکرد دولت دارد بلکه مانند یک زنجیره است که همه به هم متصل هستند و باهم ربط دارند؛ از آن کتاب فروشی که ناچار است با 25% تخفیف کتاب را بگیرد چون با 25 % اقتصاد مغازه اش نمی چرخد تا سبد خانواده ای که بوده اش آنقدر اندک است که به خرید کتاب نمی رسد. می خواهم بگویم این موضوع مثل یک مکعب چند وجهی است که در مورد هرکدام از وجوه باید مفصل صحبت کرد.

اگر قرار باشد کمیسیون فرهنگی مجلس حمایتی از ناشرین داشته باشد، خواسته شما چیست؟

اگر قرار است صدای ما به کمیسیون فرهنگی مجلس برسد باید بگویم که به زعم من اگر مجلس باید راجع به موضوعی اولویت تعیین کند، حمایت از حقوق معنوی و مادی پدیدآورندگان آثار در ایران است. ما در این رابطه قانون داریم اما به روز نیست و قابل اجرا هم نیست چون از ما ناشرین و نویسندگان و مترجمان در برابر کسانی که متقلبانه کتاب را تولید می کنند، حمایت نمی کند. چون این وضعیتی که بیان کردم همه را شامل نمی شود و بعضی از کتب مانند تک ستاره های درخشان در یک نشر پدید می آیند و اقصاد هنر را همان تک ستاره ها نگه داشته اند و این تک ستاره ها به محض اینکه پرفروش می شوند توسط چاپ کنندگان زیرزمینی و ناشرین متقلبی که مجوز از وزارت ارشاد هم دارند و مترصد هستند ببینند کدام کتاب پر فروش است، بازتولید می شود. این مسئله باعث می شود که آن تک ستارگان نتوانند ما را کمک کنند چون توسط این افراد وارد تقلب می شوند و سبد فروش ما خالی تر می شود.

قانونی که می تواند حامی ناشرین باشد شامل چه مواردی است؟

اگر مجلس می خواهد کمکی به ناشرین کند باید قانون حمایت از مولفین را تصحیح کند چون این قانون فعلی کار آمد نیست. خود من پیش یکی از مقامات قوه قضایی استان تهران رفتم که گفتند قضات ما قانون کپی رایت را محترم نمی شمارند. بنابراین اگر مجلس می خواهد کمک کند قانونی کارآمد که حامی ناشران باشد.

دیدگاه وزارت ارشاد تاکنون به این مشکل چگونه بوده است؟

یکی از معضلات ما وزارت ارشاد است و ترجیح میدهم راجع به این موضوع صحبت نکنم. چون سال گذشته من یادداشتی مبنی براینکه ناشران چه  خواسته ای از وزارت ارشاد دارند را چاپ کردم و همچنان مشکل من در این خصوص حل نشده است. در دل هایی که داریم جدید نیست و اگر مصاحبه های مرحوم جعفری بنیان گذار انتشارات امیرکبیر در دهه چهل را هم ببینید همین موضوع ها را گفته است و حرف های جدیدی نیست. غر زدن بی فایده است و باید با محور قرار دادن خدا و سپس مردم کتاب خوب تولید کنیم و تجربه من می گوید که مردم کتاب خوب را هم می بینند و هم درک می کنند و هم خریداری و حمایت می کنند. ناشران باید با این فرمول خود را نجات بدهند، وگرنه با چشم امید داشت به دولت مشکلی حل نمی شود.

آیا تغییری در فرهنگ کتابخوانی مردم ایجاد شده که بتواند کمک به اقتصاد نشر کند؟

به نظر من فرهنگ کتابخوانی مردم بهتر شده و روز به روز هم بهتر می شود. اهمیت مطالعه هر روز افزایش پیدا می کند و تعداد افراد باسواد و دانشگاه رفته و کسانی که اهمیت کتاب را درک می کنند روز به روز بیشتر می شد که کمتر نمی شود.

یعنی با وجود گسترش فضای مجازی و افزایش استفاده مردم از اینترنت میزان افراد کتابخوان بیشتر شده است؟

 

کتاب مخاطب خود را دارد و قیاس این دو مانند قیاس تاکسی با آژانس است. هر کدام از اینها مشتری خود را دارد. حتی نشر الکترونیک را چالش می دانم اما نابود کننده نشر نمی دانم. تا زمانی که در این کره خاکی بشر زندگی می کند کتاب خوانده می شود.

منبع: عصر اقتصاد