به گزارش چاپ و نشر به نقل از باشگاه خبرنگاران جوان محمد عزیزی مدیر مسئول انتشارات روزگار، در خصوص دانلود غیرقانونی کتاب گفت: دانلود غیر قانونی کتاب، ضرر زیادی به ناشران می زند؛ چراکه ناشران برای آماده سازی یک کتاب زحمت زیادی می‌کشند. ناشر کتاب را جستجو و  تهیه می‌کند و سپس آن را به مترجم یا مولفی می دهد که کتاب را بنویسد و در آخر اثر در انتشاراتی ویرایش و منتشر می شود. با وجود این مشقت ها عده ای به سادگی کتاب را  غیر قانونی، دانلود می کنند.

 

وی افزود: کسانی که کتاب را غیرقانونی دانلود می کنند، با دو انگیزه این کار را انجام می دهند؛ عده ای از این افراد نیت خیرخواهانه دارند و می خواهند خوراک مناسبی برای خوانندگان اثر تهیه کنند، اما عده ای دیگر با نگاهی غارتگرانه این کار را انجام می دهند. در هر دو صورت دانلود غیرقانونی کتاب، اشتباه است. این کار  زحمت گروهی را که اثر را آماده کرده اند، هدر می دهد. برفرض که زحمات معنوی ناشران برای انتشار کتاب با دانلود غیرقانونی آن از بین نرود، اما به طور قطع زحمات مادی آن ها هدر می رود. دانلود غیرقانونی کتاب به نوعی غارت اثر دیگری است.

 

مدیر مسئول انتشارات روزگار با اشاره به تاثیر دانلودهای غیرقانونی بر انگیزه ناشران، بیان کرد: دانلود غیرقانونی کتاب به میزان زیادی روی انگیزه ناشر برای انتشار کتاب تاثیر می گذارد. وقتی دانلود غیر قانونی صورت می گیرد ناشر احساس می کند، اگر کتاب از مجرای واقعی اش به دست خواننده آن می رسید، حاصل فروش آن هم نصیب ناشر، مترجم و نویسنده اثر می شد. دانلود غیرقانونی کتاب ناشران مترجمان و نویسندگان را از مالکیت اثرشان، محروم می كند.

 

عزیری در خصوص کتاب هایی که سر خیابان ها فروخته می شوند، اظهار کرد: کسانی که کتاب را سر خیابان می فروشند، از روی یک اثر موفق کپی می کنند و با آرم همان انتشارات، کتاب را می فروشند. وزارت فرهنگ و اشاد اسلامی و نیروی انتظامی در مقطعی با این افراد برخورد می کردند، اما دوباره برخی کتاب ها کنار خیابان فروخته می شود. فروش غیر قانونی کتاب، مانند دانلود غیرقانونی یأس ناشر، نویسنده، مترجم و پژوهشگر در نگارش و انتشار کتاب را به همراه دارد. با طی شدن  پروسه غیر قانونی فروش کتاب، در آمد حاصل از یک اثر یکباره به دست سود جویان می افتد.

 

به گزارش چاپ و نشر به نقل از روابط عمومی موسسه نمایشگاه‌های فرهنگی ایران، نمایشگاه کتاب سئول از 20 تا 24 ژوئن(30 خرداد تا 2 تیر ماه) در محل نمایشگاهی «کوئکس» برگزار می‌شود. 32 کشور و 480 شرکت انتشاراتی در این دوره از نمایشگاه حضور دارند. با توجه به بهبود روابط بین کره جنوبی و کره شمالی، در این دوره سالنی برای نمایش کتاب‌ها و تصاویری از کره شمالی اختصاص داده شده است تا تصویر مناسبی از کره شمالی در این نمایشگاه معرفی شود. با توجه به موضوع مورد تاکید نمایشگاه، تمام فعالیت‌ها برای ایجاد فرهنگ جدیدی از کتاب خواندن برای مردم انجام می‌شود.

جمهوری اسلامی ایران براساس کلیات تفاهم‌نامه‌ای که به صورت شفاهی با نمایشگاه کتاب سئول در سی‌ویکمین نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران به توافق رسیده بود، در غرفه‌ای به مساحت 18 مترمربع در این نمایشگاه حضور دارد و کتاب‌هایی در حوزه ایرانشناسی، کودک و نوجوان، هنر، ادبیات معاصر و دین را در معرض دید قرار داده است.

رونمایی از دو عنوان کتاب به زبان کره‌ای با عناوین «تاریخ ایران و پرشیا» و «مجموعه آثار شعرای نامی ایران» از دو مولف ایرانی و کره‌ای، دعوت از ناشران خارجی برای حضور در نمایشگاه کتاب تهران، امضاء تفاهم‌نامه همکاری مشترک با نمایشگاه کتاب سئول، معرفی طرح بورسیه برای ناشران، نویسندگان و مترجمان فعال در حوزه کتاب‌های فارسی و معرفی کتاب‌های طرح «گرنت» از جمله برنامه‌هایی است که در غرفه ایران دنبال می‌شود.

یادآور می‌شود فعالیت‌های غرفه ایران در نمایشگاه کتاب سئول از امروز (30 خرداد) آغاز و تا 3 تیرماه ادامه دارد.

شعله‌های بازار کاغذ، رفته رفته به بازار کتاب هم زبانه کشیده است و بهای خواندن کتاب را در سرزمین ما که تا پیش از این نیز به کتاب‌نخوانی شهره بود بالا برده است. اگر گذرتان این روزها به بازار کتاب افتاده باشد، کم نیستند آثاری که وقتی به دنبال قیمت آنها برای خرید می‌گردید، با برچسبی به روی محل درج قیمت آنها مواجه می‌شوید که نشان از درج قیمتی تازه به روی آنها دارد و این یعنی مصرف‌کننده به طور مستقیم با تبعات گرانی کاغذ و تاثیر شرایط ارزی کشور بر فروش کاغذ را بپذیرد تا شاید روزی روزگاری از دل جلسات مدیران برای ثبات قیمت کاغذ معجره‌ای بیرون بیاید که رنگ عمل و واقعیت را نیز به خود ببیند.

شوک نخست و یک تجربه تاریخی

قیمت کاغذ و تاثیرگذاری آن بر فروش کتاب و قیمت کتاب برای نخستین بار در سال ۹۰ بود که خود را به شکلی جدی به رخ بازار کتاب کشید. درست در نیمه تابستان سال ۹۰ بود که به همراه شعله‌های گرم تابستانی هوا، شعله‌های قیمت روز به روز بالا رونده کاغذ نیز به جان بازار کتاب افتاد کاغذ تحریر از بندی بندی سی‌هزارتومان ناگهان تا بندی نود هزار تومان افزایش قیمت داد و شوک ناشی از آن گریبان تمام بازار را گرفت.

ماجرا چه بود؟ تحریم. ناتوانی واردکنندگان برای واردات کاغذ و در نتیجه بالا رفتن قیمت کاغذ و گران‌شدن کتاب که ناشران ناچار از آن بودند. در آن زمان برای مساله کاغذ در وزارت ارشاد کارگروهی شکل گرفت و گفته شد که با همکاری وزارت وقت بازرگانی برای این مساله تدبیری اندیشیده می‌شود  و در نهایت این بازار بود که تعادل را با تنطیم عرضه و تقاضا به خود بازگرداند و قیمت حدود بندی ۶۰ هزار تومان برای کاغذ رقم خورد. با این همه پرش قیمت کتاب و بالا رفتن آن امر ناچاری بود که در آن زمان گریبان مخاطب نحیف کتاب را گرفت.

شاید به نوعی بتوان تلاش‌های صورت گرفته در هفت سال گذشته برای بازگرداندن کتاب به سبد خرید خانوار و نیز ارائه انواع یارانه‌های خرید اعم از برگزاری پویش کتابخوانی با ارائه کتاب‌هایی با قیمت ارزان، یا تخفیف‌های دولتی و ... برای فروش کتاب را برای رفع شک ناشی از این اتفاق قلمداد کرد؛ شوکی که این روزها دوباره در بازار کتاب دیده می‌شود و رفته رفته در حال گرفتن گریبان تمامی مخاطبان و قبل از آن تمامی ناشران است.

شوک دوم و عبرت نگرفتن از تجربه تاریخی

کاغذ به هر تقدیر در ایران به کالایی که با سرمایه‌گذاری داخلی بتوان بخش اعظم مصرفش را تامین کرد مبدل نشد. در این زمینه حرف‌های بسیاری می‌توان زد که از این مجال خارج است. عمده مصرف داخلی کاغذ در کشور حتی در نهادهای دولتی با واردات تامین می‌شود و در این میان ناشران نیز از خرید آن مستثنی نیستند. با وجود اینکه در روزهای گذشته اعلام شد که بانک مرکزی با تخصیص ارز دولتی برای واردات کاغذ موافقت کرده است اما بازار کتاب به این مساله واکنش منفی نشان داده است. قیمت هر بند کاغذ بالکی که این روزها برای انتشار کتاب طرفدار زیادی دارد به بالای نود هزار تومان رسیده است اما تجربه تاریخی قبل به ناشران می‌گوید که پیش از هر چیز باید خود به فکر سرمایه و فعالیت تجاری خود باشند و بر همین اساس نیز ناشران کم‌کم  و به ناچار در تدارک چاپ برچسب‌های جدید قیمت برای محصول خود افتاده‌اند  اما آیا این مساله از نظر قانونی خالی از ایراد است؟

تغییر قیمت کتاب و قانون

محمود آموزگار رئیس اتحادیه ناشران و کتابفروشان تهران درباره این پدیده می‌گوید که درج برچسب تغییر قیمت به روی کتاب غیرقانونی نیست اما غیر متعارف است.

وی در این زمینه اینطور توضیح می‌دهد: کتاب در زمره معدود کالاهایی است که قیمت آن در داخل محصول درج می‌شود و خدشه ناپذیر است. اگر قرار باشد قیمت کتاب تغییر کند به طبع آن باید حق‌الزحمه مولف و مترجم نیز تغییر و آنها نیز از مساله سود ببرند که این اتفاق نمی‌افتد و همین این تغییر قیمت را امری نامتعارف می‌کند.

 

وی ادامه داد: در زمینه تغییر قیمت کتاب باید مجموعه‌ای از عوامل را در نظر گرفت. نخست اینکه مخاطب با مشاهده تغییر نامتعارف کتاب آن را پس زده و از خرید آن منصرف می‌شود از سوی دیگر نمی‌توان به ناشر و تولید کننده گفت که به تغییرات بازار بی‌تفاوت بمان و برای آن کاری نکن. مساله ما الان این است که در مواجهه با این دست پدیده‌ها قاعده‌مندی و تعاریف دقیقی برای تغییر قیمت محصول نداریم و در بهترین حالت بازار و قانون عرضه و تقاضا است که وضعیت را مشخص کرده و محدوده‌ای را مشخص می‌کند.

با این همه کم نیستند ناشرانی که تصمیم گرفته‌اند که در وضعیت خاص موجود مخاطبشان را تحت فشار قرار نداده و او را قربانی بازار نکنند. ناشرانی که اعلام می‌کنند آثار موجودشان را با قیمت فعلی مندرج در آن به فروش می‌رسانند و افایش قیمت را منوط به تجدید چاپ کتاب کرده‌اند. اما در نهایت و در وضعیت بی‌ثبات فعلی آنچه در نهایت متضرر می‌شود جریان فرهنگ عمومی در کشور و مخاطب تشنه‌ای است که آبشخور ارزان‌تری را در مقابل کتاب برای رفع عطش خود جستجو خواهد کرد. آبشخوری که به تناسب ارزانتر بودنش ممکن است او را با آسیب‌های جدی‌تری نیز در مواجهه با خودش روبرو کند.

 

سعید منفرد؛ فعال حوزه چاپ دیجیتال در شرکت توتالیا با بیان اینکه چاپ دیجیتال امروز روند صعودی طی می‌کند، گفت: چاپ دیجیتال در ول سال‌ها فعالیت خود همیشه فرایند مستقیمی نداشته بلکه حرکت سینوسی داشته است، در برخی مواقع رشد جهشی داشته، گاهی وقت‌ها به صورت خط مستقیم حرکت کرده و در مواقعی نیز در سراشیبی قرار داشته است.

وی ادامه داد: آن چیزی که به عنوان چاپ دیجیتال در بازار ما تعریف شده در اصل یک چاپ بی‌کیفیت در تیراژ محدود بوده است اما به مرور این تعریف با تنوع در صحافی و انواع سیستم‌های چاپ دیجیتال در حال تغییر است و امروز روند بهتری دارد و شاهد کارهای با کیفیتی در آن هستیم به طوری که الان در حالت صعود قرار دارد.

به گزارش چاپ و نشر به نقل از ایپینا منفرد با بیان اینکه معتقد است چاپ دیجیتال در نقطه خوبی است و روز به روز بهتر خواهد شد، افزود: بخش عمده سرمایه‌گذاری چاپ دیجیتال در حوزه نشر و تبلیغات است و در عرصه بسته‌بندی نسبت به دو حوزه قبلی سرمایه‌گذاری کمتری شده است اما می‌توان در هر سه بخش سرمایه‌گذاری بیشتری کرد.

وی با اشاره به موانع رشد چاپ دیجیتال در ایران، توضیح داد: بخش عمده موانع این حوزه، ماشین‌‌آلات دست دوم است، برخلاف اینکه برخی فکر می‌کنند این دستگاه‌ها موجب رشد می‌شوند اما ماشین‌های استوک  اغلب موجب کاهش کیفیت می‌شود و وقتی کاهش کیفیت رخ می‌دهد بازار کار برای فعالان این حوزه کوچک می‌شود.

این فعال حوزه چاپ دیجیتال با اشاره به عوامل تاثیرگذار در این حوزه، گفت: به نظرم در سال‌های اخیر با تحریم‌ها دستگاه‌های بی‌کیفیت به عنوان چاپ دیجیتال وارد بازار شده‌اند که خیلی هم حرفه‌ای نبودند و بیشتر آفیس ماشین بودند و کیفیت‌های بالایی نداشتند. این بخش از بازار موجب کوچک شدن بازار شدند و به همین دلیل است که معتقدم ماشین‌های دست دوم مانع بزرگی برای رشد بازار است.

منفرد یادآور شد: از سوی دیگر به نظر من تحریم‌ها موجب شده است که نتوانیم ماشین‌آلات نو و با کیفیت خریداری کنیم و به ماشین‌های دست دوم و چینی و بی‌کیفیت بسنده کنیم که البته این موضوع موجب نابسمانی در این حوزه شده است.

وی همچنین درباره آینده چاپ دیجیتال پیش‌بینی کرد: معتقدم در کوتاه مدت و میان مدت در بخش نشر و تبلیغات رشد حرفه‌ای خواهیم داشت اما در افق دراز مدت باید در زمینه بسته‌‌بندی سرمایه‌گذاری کرد، زیرا انقلابی در این حوزه در حال رخ دادن است که نیاز به زمان دارد.

 از پانزده سالگی، شاید هم کمی زودتر قلم به‌دست گرفت و نوشت، از تفاوت‌ها، از رنج و دغدغه‌هایی که از همان سن و سال کم گریبانش را گرفت و هیچگاه رهایش نکرد، حتی حالا که در هفتمین دهه زندگی‌اش به سر می‌برد. آنقدر این راه را ادامه داد تا این که حول و حوش سال‌های وقوع انقلاب شهلا لاهیجی توانست به‌عنوان نخستین ناشر زن کشورمان وارد عرصه نشر شود.
به گزارش چاپ ونشر به نقل از ایران، البته تنها به این کار اکتفا نکرد و چندین سال بعد علاوه بر نشر روشنگران، دفتر مطالعات زنان را هم دایر کرد. با اینکه عمده سال‌های زندگی‌اش در پیچ و خم فرهنگ و فعالیت‌های مرتبط با آن گذشته اما هم از حقوق می‌داند و هم از سیاست. هراسی از صحبت درباره هیچ موضوع و اتفاقی ندارد، زنی ست که عاشقانه در اعماق تاریخ کند و کاو کرده، تألیف و انتشار مجموعه پژوهشی«هویت تاریخی زنان ایران» حاصل بخشی از همین مطالعات است، کتابی که جلد نخست آن سال هفتاد و یک و جلد  دومش هم چندی قبل روانه بازار نشر شد. از ابتدا بنای انتشار این مجموعه را در قالب سه جلد گذاشته اما نمی‌داند که موفق به انتشار جلد سوم خواهد شد یا نه.
هر چند که اطلاعات مرتبط با جلد سوم را جمع‌آوری کرده و فیش نویسی‌های لازم آن را هم انجام داده است. این مجموعه را با محور زنان نوشته چرا که معتقد به جای خالی زنان در تاریخ‌مان است. مهم‌ترین دلیل در نگارش این اثر را همین مسأله و از سویی خواست افرادی می‌داند که طی این سال‌ها همواره او را به نوشتن تشویق کرده‌اند. برخلاف آنچه امروز به نظر می‌رسد از ابتدا با شرایط ساده‌ای روبه‌رو نبوده، آنقدر که در دوره‌ای دست از کار می‌کشد و قهر می‌کند و برای چند سالی مشغول فعالیت‌های اجتماعی، از جمله پیگیری مسائل و مشکلات زندگی زنان زندانی می‌شود. بیش از نیم قرن از آغاز فعالیت‌هایش می‌گذرد، با این حال هنوز هم امید و انرژی بسیاری برای ادامه راه دارد، حتی می‌گوید: «به امروز زنان کشورم بیش از سال‌های جوانی خودم امید دارم چراکه می‌بینم چقدر تلاش می‌کنند و مطالبه گر شده‌اند.»
از آنجایی که عمده فعالیت‌های کاری‌اش در ارتباط با حوزه تألیف و تاریخ بوده تأکید بسیاری به ضرورت صادق بودن و بی‌طرفی مورخ و پژوهشگر با مخاطبان دارد، حتی خطاب به ناسیونالیست‌ها می‌گوید: «ناسیونالیست بودن که تنها بار افتخارات گذشته را به دوش کشیدن یا چرخیدن دور مقبره کوروش نیست! اگر مدعی ایران دوستی و ملی‌گرایی هستید باید تاریخ را با دقت بیشتر بخوانید و سعی کنید در آیینه آن به خود و آینده نگاه کنید. متأسفانه اغلب افرادی که مدعی ملی‌گرایی هستند هیچ چیزی درباره تاریخ و گذشته‌مان نمی‌دانند.» به‌تازگی جلد دوم «شناخت هویت زن ایرانی» که دوره زمانی ورود ایران به صحنه‌ تاریخ مکتوب (از آغاز پادشاهی ماد تا برچیده‌ شدن سلسله‌ ساسانی) را در بر می‌گیرد منتشر شده که به بهانه‌اش سراغ وی رفتیم، مشروح گفت‌و‌گویمان را با این نویسنده، محقق،  ناشر و فعال اجتماعی بخوانید.
‌ خانم لاهیجی تا به حال چندان درباره زندگی‌تان صحبت نکرده‌اید، زندگی زنانی همچون شما که هیچگاه از تلاش دست برنداشته‌اید می‌تواند الگویی برای نسل جوان و بویژه دختران باشد، قدری از خودتان و چگونگی ورود به فعالیت‌هایی که امروز بخشی از رزومه کاری‌تان شده‌اند بگویید.
نخستین نکته‌ای که می‌توانم از آن بگویم این است که در خانواده‌ای متولد شدم که به فرهنگ، تحصیلات و همچنین فعالیت‌های اجتماعی نگاهی جدی داشتند. مادری بسیار قدرتمند و متفاوت از زنان دوران خود و پدری بسیار مهربان داشتم، بی‌اغراق مدیریت تمام آنچه در خانه‌مان مربوط به تربیت ما خواهران و برادران بود از سوی مادرم و تمام مهربانی‌ها هم از سمت پدرمان متوجه ما می‌شد. دختر عزیز کرده پدر بودم و تا سال‌ها هیچ تصوری از برخی تفاوت‌هایی که خانواده‌ها میان دخترها و پسرهایشان قائل می‌شدند نمی‌دانستم؛ به گمانم همه دنیا و همه بچه‌ها در شرایطی همچون من زندگی می‌کردند.
‌ کودکی‌تان در شیراز سپری شد؟
نه، تا 12 سالگی تهران زندگی می‌کردم، بعد از آن به شیراز رفتیم، آن هم بواسطه کار پدرم بود.
‌ از شغل و تحصیلات والدین‌تان هم بگویید.
مادرم در دوره خودش جزو نوادر بود. در چهارمین دوره مدرسه «دارالمعلمات» درس خوانده بود و پنجمین زنی بود که در کشورمان به استخدام دولت درآمد و در اداره پست مشغول فعالیت شد. در فامیل مادری‌ام شرایط به‌گونه‌ای بود که اغلب زنان تحصیلکرده بودند، البته نه تنها در خانواده من بلکه اغلب کسانی که متعلق به منطقه کاشان بودند چنین شرایطی داشتند. مادر مادرم ناظم مدرسه «عفتیه» بود که اگر اشتباه نکنم بیستمین دبستانی به شمار می‌آمد که در ایران ساخته شده بود. اینها را گفتم که بدانید این درس خواندن و تلاش کردن در سمت خانواده مادری‌ام اتفاقی خارق‌العاده محسوب نمی‌شد. پدر مادرم، پیشکار دارایی بود و بواسطه کارش اغلب در سفر بود. از همین رو مدیریت خانه و کار تربیت بچه‌ها به عهده مادربزرگم بود، روالی که بعدها در ارتباط با مادرم هم وضعیتی تقریباً مشابه پیدا کرد. از سویی پدرم هم وقتی 15 سال بیشتر نداشته از راه شوروی سابق راهی لهستان می‌شود، در آن سن کم شاهد اتفاقات و کشتارهایی می‌شود که او را تا آخر از کمونیست‌ها بیزار کرد. هدفش اتمام تحصیل در لهستان و بازگشت دوباره به ایران برای کاربردی کردن چیزهایی که فرامی گیرد در کارخانه‌ها بوده است. ازهمین رو و بواسطه محیطی که در خارج از کشور در آن بزرگ می‌شود وقتی با مادرم ازدواج کرد او را زنی متفاوت ندید و توانست ارتباط خوبی با او داشته باشد. مادرم زنی عجیب بود، هم خیلی مهربان و هم بسیار محکم و پرتلاش بود. پنج سال بیشتر نداشتم که اصرار داشت ساز سختی همچون ویلون را بیاموزم، از ابتدای دبستان هم مرا به کلاس زبان فرستاد آنچنان که در دوران دبیرستان خیلی جلوتر از باقی بچه‌ها بودم.
‌ گویا مقاله‌نویسی در مطبوعات را هم از همان سال‌های نوجوانی آغاز می‌کنید؟ در این مسأله هم مادرتان دخیل بوده؟
بله، 15 سال بیشتر نداشتم که روزنامه نویس شدم و مقاله می‌نوشتم. حتی عضو انجمن زنان روزنامه نگار جهان شدم و فهمیدم که جوان‌ترین عضو آن به حساب می‌آیم، هرچند که خودم وقتی از عضویت در آن با خبر شدم که نامه‌ای از دفتر این انجمن در مکزیک به خانه‌مان رسید. آن زمان ساکن شیراز بودیم؛ نویسنده نشریات محلی شیراز و همین طور رادیوی آن بودم، البته اجرای چندین برنامه رادیویی را هم برعهده داشتم. مقاله نوشتن‌هایی که لازمه‌اش خواندن حداقل هزار مطلب و نوشتن چندصد صفحه بود. هرچند اینها برایم بسیار مشکل بود اما باعث شد که در سنین نوجوانی وارد جامعه شود و قلم به دست بگیرم.
چطور شد که مسیر علاقه‌مندی‌تان به سمت مسائل زنان هدایت شد؟
وقتی وارد مدرسه شدم دیدم که برخلاف تصور قبلی‌ام همه زنان و دختران شرایطی مشابه من ندارند و به یکباره تمام ذهنیتی که از جامعه داشتم بهم ریخت. نوشتن را آغاز کردم و علت روزنامه نگار شدنم هم همین بود. نوشتن آنقدر برایم جدی بود که روزی به مادرم گفتم: «چرا این قدر زود قلم به دستم دادی!» گفت: «کار بدی کردم؟» گفتم:«نوشتن رنجم را زیاد کرد.» رنجی که از دانستن بود و گاهی فکر می‌کنم اگر گرفتار این دغدغه‌ها نمی‌شدم زندگی آسان‌تری داشتم. حتی در آن سن کم رنج‌ها و کمبودها را می‌دیدم، با خودم مقایسه می‌کردم و می‌گفتم من شانس تولد در چنین خانواده‌ای را داشتم، اما دیگران نه! می‌گفتم چرا دنیا این‌طور است! همین باعث شد که بعدها در سنین بالاتر ناشر شوم چراکه مسأله نوشتن برایم کار تازه‌ای نبود.
‌ این دغدغه‌مندی بعد از ازدواج چطور ادامه پیدا کرد؟ با مانعی از سوی همسرتان روبه‌رو نشدید؟
نه، از آنجایی که در16 سالگی ازدواج کردم، اتفاقاً ادامه تحصیل و تحقیقاتم از بعد ازدواجم آغاز شد. منتهی وقتی دخترم به دنیا آمد برای دو- سه سالی فعالیت‌های اجتماعی‌ام را کنار گذاشتم. البته بخشی از این توقف چند ساله، بابت دلخوری‌ام از برخی اتفاقات هم بود، وقتی به زنان حق رأی داده شد من به‌عنوان اعتراض همه کارهایم را کنار گذاشتم. حتی مقاله‌ای نوشتم که کدام زن روستایی یا ایلیاتی آمده و گفته که فلان تعداد ما هر مرتبه سر زایمان می‌میرند یا گفته که از شرایط زندگی‌اش ناراضی است که چنین حقی بخواهد! تأکید داشتم که تغییرات اجتماعی اینچنینی باید از پایین به بالا باشد، درست بر عکس چیزی که آن سال‌ها رخ داد. نمونه‌اش همین کشور ترکیه، اگر این کشور با تحولات زیادی روبه‌رو شد به خاطر خواست مردم بوده است؛ ایران آن سال‌ها هنوز آماده نبود.
اعطای این حق به زنان که اتفاق خوبی بود! چرا مخالف بودید؟
آن سال‌ها معتقد بودم تا مطالبه‌ای رخ نداده نباید اعطایی انجام شود. آن زمان رئیس روابط عمومی سازمان زنان ایران بودم؛ می‌گفتم اگر قرار است حقی به زنان داده شود باید در پی خواست خود آنان و از همه مهم‌تر آماده بودنشان برای آن تغییر باشد، وگرنه فایده‌ای نخواهد داشت.
چرا فکر نمی‌کردید جامعه به حدی از مطالبه گری رسیده که چنین حقی را برای زنان قائل شده؟
شاید تصوراتم آرمانی و بیش از حد ایده آل بود، هر چند که حالا طوردیگری فکر می‌کنم. معتقد بودم که زنان باید خودشان این حق را مطالبه می‌کردند. امروز برخلاف آن سال‌ها خیلی امیدوار هستم چراکه زنان دیگر به‌دنبال پیشرفت برآمده‌اند. هم‌اکنون زنان سال‌هاست که در صف اول و دوشادوش مردان ایستاده‌اند. هر چند که مسأله جنسیت هیچگاه برایم مهم نبوده و معتقدم هر یک از ما قبل از اینکه جنسیت‌مان مهم باشد انسان بودن‌مان است که اهمیت دارد. جامعه ما از انسان‌ها تشکیل شده، همه ما اول انسانیم، بعد زن یا مرد. چند شب پیش زندگی خانم «گاندی» را بازخوانی می‌کردم، در تعجبم زنی که برای نخستین بار در یکی از متنوع‌ترین جوامع از فرهنگی، دینی و با جمعیتی انبوه که حدود نیم میلیارد نفر بوده چطور وارد عرصه شده و چطور به مادر هند تبدیل می‌شود! از همه مهم‌تر بعدها به کجا می‌رسد که او را دشمن مردم معرفی می‌کنند و در نهایت به آن طرز فجیعی هم او را می‌کشند. این زنان همیشه برای من شاخص و الگو بوده‌اند، همواره از خودم می‌پرسیدم که آنان چطورتا این اندازه محکم و استوار بودند! زندگی من ملغمه‌ای از امید و ناامیدی، تلاش و شکست و حتی موفقیت بوده است. همیشه همه چیز بر طبق خواسته‌ام نبوده، واخوردگی‌های بسیاری را تحمل کرده‌ام، بویژه حدود 10 سال قبل، هنگامی که پاتوق فرهنگی‌ام در دفتر انتشارات را بی‌هیچ دلیلی بستند و حتی نتوانستند مرا قانع کنند که چرا نگذاشتند جوانان را به کتاب خواندن و فعالیت‌های فرهنگی تشویق کنم. من که جز تلاش برای علاقه‌مند کردن جوانان به فرهنگ، ادبیات و هنر کاری نمی‌کردم! جوانانی که می‌آمدند شاید پول خرید کتاب نداشتند اما وقتی کسی مثل «بابک احمدی» درباره فلسفه یا زیبایی شناسی حرف می‌زد دیگر حتی روی زمین هم جای نشستن نبود. هرچند که با همه این سختی‌ها هیچ گاه حتی به رفتن فکر هم نکردم. با اینکه شرایط آن برایم فراهم بود. نرفتم و اعتراف می‌کنم که هیچ جا برایم ایران نمی‌شود. اگر همه ما بگذاریم برویم که نمی‌شود؛ باید بمانیم، تلاش کنیم و ایران را بسازیم.
در شرایط خاصی که در خانواده از آن برخوردار بودید، راه‌های ساده‌تری هم برای زندگی پیش رویتان بود، اما چرا در نهایت فرهنگ را انتخاب کردید؟
فرهنگ راه دوری است، مقصد آنی ندارد؛ اما درست مانند تونلی طولانی می‌ماند که می‌توان روشنایی را انتهای آن دید. از همان زمانی که متوجه تفاوت‌های اجتماعی شدم پیش خودم می‌گفتم اگر جایی پر از کتاب داشته باشم و بتوانم زنان و جوانان را به خواندن تشویق کنم چقدر خوب می‌شود و اینگونه بود که شدم نخستین ناشر زن کشورم. اوایل برپایی نمایشگاه‌های استانی، غرفه‌ای برای کتاب‌های زنان به ما می‌دادند ما هم آنقدر عاشق تشویق زنان و دختران جوان به خواندن بودیم که به آنان کتاب جایزه می‌دادیم تا به خواندن تشویق شوند. در آن زمان من تنها ناشر زن بودم.
سال 62؟
اوایل دهه شصت که دوران جنگ بود، این گفته‌هایم بیشتر درارتباط با سال 67 است که نمایشگاه‌های شهرستان‌ها کم و بیش راه افتاد. در نخستین نمایشگاهی که برگزار شد من تنها زن ناشر، آن هم میان مردان ناشری بودم که اتفاقاً تعداد آنان هم نهایت 200-300نفر می‌شد و سختی اینها هم تجربه بود.
بخش‌های فنی کار نشر که محیطی مردانه دارد چطور از پس کارهایتان و نگاه‌های متعجب برمی آمدید؟
اتفاقاً در اوایل کار با مشکلات زیادی روبه‌رو شدم، نخستین ناشر زن بودم و این برای مردانی که نشر را محیطی کاملاً مردانه می‌دانستند قابل درک نبود. البته تقصیری هم نداشتند تا قبل از آن زنی که در این عرصه کار کند ندیده بودند. ورود من آرامش آنها را هم بهم می‌زد. از طرفی هیچ چیزی از زینک و فیلم و کتاب نمی‌دانستم و این کار را سخت‌تر می‌کرد، آنان هم از این مسأله سوء‌استفاده می‌کردند تا به اصطلاح فراری‌ام بدهند. آن سال‌ها سی و اندی ساله، شاید هم در آستانه چهل سالگی بودم. برای ادامه کار باید سیاست بسیاری به خرج می‌دادم، عواطف مادرانه خیلی به‌کارم آمد. از بچه‌ها و همسرانشان می‌پرسیدم و اگر به دارو احتیاج داشتند تهیه می‌کردم. کم کم طوری شد که همان‌ها به صادق‌ترین دوستانم تبدیل شدند. اوایل هیچ کسی فکر نمی‌کرد در این کار بمانم، در خاطرم هست که یکبار در حال بردن زینک به چاپخانه بودم که راننده ماشین به اشتباه در را روی دستم بست. در حد بیهوش شدن درد کشیدم، کشان کشان مرا به چاپخانه بردند.

مدیر چاپخانه گفت:«آخر خواهر من این چه کاریست؟ برو به‌دنبال طباخی و گلدوزی‌ات!» هر چند که او نمی‌دانست من  این کارها را هم به بهترین نحو بلد بودم چراکه هم خیاط ماهری هستم و هم آشپزبسیار خوبی. می‌دانستم این سختی‌ها بخشی از سرنوشت کارم است، یکی از علت‌هایی که آمدم و ماندم، عشقم بود. هنوز هم اگر فرصتی پیدا کنم دلم می‌خواهم بنویسم و مهم‌ترین خواسته‌ام کمک به پرورش نویسندگان جوان است. معتقدم که پیشرفت در جامعه با همراهی همزمان زنان و مردان رخ می‌دهد. زن و مرد را مثل چرخ‌های یک خودرو می‌دانم، اگر دو چرخ تندتر و دو چرخ دیگر کندتر حرکت کنند، خودرو حتماً واژگون می‌شود.

برخلاف برخی که جامعه ایران را مرد سالار می‌دانند چنین نظری ندارم و آن را پدر سالار می‌دانم، البته نه به آن معنایی که در ذهن عموم جای گرفته. مردان ما همانقدر با مشکلات مختلف دست و پنجه نرم کرده‌اند که زنانمان. شما در متون آریایی کهن بخوبی می‌توانید این پدر را پیدا کنید. صحبت در این رابطه زمانی دیگر طلب می‌کند، اگر علاقه‌مند به اطلاع از این مبحث هستید می‌توانید به جلد نخست کتاب «شناخت هویت زن ایرانی» مراجعه کنید.
با وجود نگاهی که به دور از تفکرات فمینیستی به زنان و مردان دارید، چرا عمده تلاش‌تان روی زنان متمرکز شد؟
به این دلیل که زنان در مقایسه با مردان با شرایط به نسبت سخت تری روبه‌رو بوده‌اند.
در این راه چقدر از همراهی همسرتان برخوردار بودید؟
خیلی زیاد، اگر همراهی او نبود شاید موفق نمی‌شدم. همیشه به شوخی می‌گفت:«نصف عمر من به جاهایی گذشت که برای همراهی با تو می‌آمدم.» فریدون همسرم، مهندس مکانیک بود. اغلب کارخانه‌های سیمان ایران از پروژه‌هایی بود که او ساخت آنها را به عهده داشت، مثل من عاشق ایران و کارش بود. با پدرم به نوعی همکار بود، پدرم درس خواند تا کارخانه‌های شمع، عطر و لاستیک‌سازی را به ایران بیاورد اما با سنگ‌اندازی انگلیسی‌ها نتوانست و پدربزرگم هم ورشکسته شد.

16 سالگی ازدواج کردم و تمام درس خواندن و کارهایم بعد از ازدواج بود. بعد ازانقلاب، کار پروژه‌ای که شوهرم در جنوب قبول کرده بود تمام شد و از او برای کاری در تهران دعوت کردند. همان موقع فکر کردم هر طور شده باید مؤسسه‌ای برای نشر کتاب دایر کنم. مؤسسه را با ثبت شرکت‌ها دایرکردم و انتشارات روشنگران به وجود آمد. سال‌ها بعد هم مطالعات زنان به آن اضافه شد. به سراغ مسئولان ارشاد آن زمان رفتم و گفتم: شما که هر زمان محققی به‌دنبال مباحث مرتبط با زنان باشد من را به او معرفی می‌کنید حداقل حالا بگذارید این فعالیتم رسمی شود. موافقت کردند و حدود سال 74 بخش مطالعات زنان هم دایر شد. یکی- دو سال بعد هم انجمن ناشران زن را تشکیل دادیم، چراکه تعداد ناشران زن به حدود 10 نفر رسیده بود.
  یکی از نکات جالب درباره نشر شما این است که به‌دنبال انتشار آثار نویسندگان مشهور نیستید و اغلب آثار جوانان را منتشر می‌کنید! نگران ریسکی که این کار در بازگشت سرمایه‌تان دارد نیستید؟
نه چرا که اصلاً یکی از مهم‌ترین اهدافم همین بها دادن به جوانان و کشف استعدادهای تازه است. متأسفانه در جایگزینی نویسندگان پیشکسوت‌مان با نسل‌های بعد چندان موفق نبوده‌ایم؛ درست برخلاف کشورهای اروپایی.
به سراغ «شناخت هویت زن ایرانی» کتابی که بتازگی از شما منتشر شده برویم. جلد نخست این کتاب با همکاری خانم مهرانگیز کار بود، چرا میان انتشار دو جلد آن اینقدر وقفه افتاد؟
اتفاقاً بعد از پایان جلد اول همه می‌پرسیدند که کی جلد دوم را منتشر می‌کنیم! به آنان توضیح می‌دادم که درگیر کارهای انتشارات هستم اما قانع نمی‌شدند. حتی چند سال بعد تصور کردند که خلف وعده کرده‌ام و خبری از دو جلد بعدی نیست. شرایط تألیف جلد دوم را نداشتم، کار ساده‌ای نبود. باید هم به‌عنوان پژوهشگر و هم به‌عنوان قاضی وارد کار می‌شدم. اینکه در مباحث تاریخی قادر به جمع‌آوری اطلاعات با کمترین اعمال نظر بشوید کار بسیار مشکلی است، از همین رو باید در شرایطی که قدری از فشار کارم کم می‌شد جلد دوم را شروع می‌کردم. هرچند که بخش عمده‌ای از پژوهش‌های جلد دوم هم مدت‌ها قبل انجام شده بود و اغلب اطلاعات مورد نیاز را در اختیار داشتم، اما به هر حال طبقه‌بندی و تألیف آنها مستلزم زمان بسیاری بود.
برای تألیف جلد نخست چقدر زمان صرف کردید؟
حدود هشت سال زمان صرف آن شد، مصاحبه‌های بسیاری با مورخان انجام دادیم. برای دستیابی به اطلاعات لازم، چند سفر به امریکا و انگلستان رفتم. در جلد اول درباره دورانی صحبت می‌کردیم که در ایران به اسناد لازم برای آن دسترسی نداشتیم و کار سختی پیش رو داشتیم. در کتاب اول درباره دورانی نوشتیم که خودمان اسنادی درباره آن دراختیار نداریم. فیش‌برداری جلد دوم هم در همان سال‌ها انجام شد.
همواره تأکید دارید که نباید جانبدارانه به سراغ تاریخ رفت، خودتان را در این زمینه چقدر موفق می‌دانید؟
نمی دانم. اما تلاش بسیاری کرده‌ام تا در این مسیر بی‌طرف باشم، بویژه که اعتقادی به مفهوم ناسیونالیسم به شکلی که برای برخی به اشتباه مطرح است ندارم. ناسیونالیسم یعنی اینکه خودمان را در آیینه تاریخ ببینیم، اشکالاتمان را رفع کنیم و از آن درس بگیریم. ما ایرانیان با وجود تاریخ دوستی، هیچ اطلاعی از تاریخ‌مان نداریم، علاقه‌مندی به تاریخ که تنها دور مقبره کوروش چرخیدن نیست! ناسیونالیستم، یعنی شما به تاریخ با نگاه نقد و عبرت گرفتن نگاه کنید. متأسفانه از آنجایی که ما ایرانیان دچار فراموشی تاریخی هستیم مرتب اشتباهاتمان را تکرار می‌کنیم. حواسمان باشد تاریخ را درست بخوانیم نه اینکه تنها بار افتخارات تاریخی آن را به دوش بکشیم و از چیزهایی بگوییم که گاهی حتی واقعیت ندارند.
چرا در این کتاب زن را محور نوشته‌ها و تحقیقات‌تان انجام داده‌اید؟
هر چند که این کتاب تنها به زنان تعلق ندارد اما مسأله‌ای که نمی‌توان از آن چشم پوشی کرد این است که جای زنان در تاریخ ایران همیشه مفقود بوده و مورخان هیچگاه به زن نپرداخته‌اند.
در خاطرتان هست که برای کتاب دوم از چه تعداد منبع استفاده کرده‌اید؟
نه به یاد ندارم، چون فیش برداری‌ها از منابع متعدد و آن هم به مرور زمان انجام شد. البته برای کتاب دوم شرایط بهتر بود و در داخل ایران هم به منابعی دسترسی داشتیم. نمی‌دانم شرایط برای انتشار جلد سوم چه می‌شود.
باز هم کار تألیف را ادامه می‌دهید یا ترجیح‌تان به فعالیت در حوزه نشر است؟
نه، ترجیح می‌دهم به‌عنوان ناشر کارم را ادامه بدهم، آنقدر از تألیف کتاب دوم خسته‌ام که توان نوشتن کتاب پژوهشی دیگری را ندارم. بخش عمده‌ای از مشکلات نشر بواسطه این است که مطالعه هنوز در میان ما ایرانیان به عادت تبدیل نشده، امیدوارم تا زنده هستم شاهد تغییر این عادت و علاقه‌مند شدن مردم‌مان به کتابخوانی باشم. تنها در چنین صورتی است که آینده‌ای خوب پیش روی این صنعت خواهد بود.

 

 

علیرضا بهشتی که وجود کشش و تقاضا را عامل اصلی تقویت شبکه توزیع کتاب در کشور می‌داند، معتقد است نسل جوان بیشتر و بهتر از هم‌نسلان او کتاب می‌خوانند.

سید علیرضا بهشتی؛ مدیر و صاحب‌ امتیاز انتشارات روزنه درباره میزان رضایت از سی‌و‌یکمین دوره نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران بیان کرد: با توجه به بازگشت نمایشگاه به مصلا و دسترسی آسان مردم، میزان فروش رضایت‌بخش بود؛‌ علاوه براین معتقدم که مجموعه نمایشگاهی شهرآفتاب برای برگزاری بزرگترین رویداد فرهنگی کشور مکان مناسبی نیست.

به گفته وی موفقیت سی‌و‌یکمین دوره نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران برای نشر روزنه بیش از حد تصور بود.

بهشتی با اشاره به رکود و آغاز خواب تابستانی نشر بعد از برگزاری نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران گفت: وضعیت بازار کتاب بعد از نمایشگاه خیلی خراب است؛ به‌طوری که کتابفروشان وحشت کرده‌اند. علاوه براین ماه‌رمضان و همچنین تعطیلات پیش‌رو بر این نگرانی تاثیر گذاشته است. فروش خرداد‌ماه با توجه به همه این عوامل و تلاش ناشران برای عرضه محصولات خود در نمایشگاه به نصف فروش اردیبهشت رسیده و موجب شده تا سفارش‌ها متوقف شود و شاهد افزایش و به اصطلاح سیل  کتاب هستیم.  

این فعال حوزه نشر درباره بهبود وضعیت شبکه توزیع کتاب بیان کرد: به نظر می‌رسد برای ایجاد و یا تقویت شبکه توزیع کتاب، باید کتابخوان وجود داشته باشد. به عبارت دیگر افرادی باید دنبال کتاب باشند تا به افزایش توزیع و فروش امیدوار باشیم. زمانی که از آن سو، کشش وجود داشته باشد افرادی نیز به فکر ایجاد شکبه توزیع و تاسیس کتابفروشی می‌افتند.

بهشتی با اشاره به کلام ملاصدرا درباره تاثیر منفی زور و اجبار افزود: ملاصدرا معتقد است که زور مانع از ادامه هر فعالیتی می‌شود؛ علاوه بر این حمایت‌های دوره‌ای نیز چندان موثر نیست بنابراین اصل در ایجاد شبکه توزیع قوی، کشش و تقاضاست. اگر مشکل تقاضا را حل نکنیم حمایت‌های وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی چندان موثر نیست چراکه قوام اقتصادی ندارد و بعد از اتمام دوره‌های حمایتی، بحران ایجاد می‌شود.   

این استاد دانشگاه درباره سرانه مطالعه کتاب در کشور به‌‌ویژه دربین جوانان بیان کرد:  با نگاه تخمینی می‌توان گفت که نسل جدید بهتر از هم‌نسلان من کتاب می‌خواند. البته منظورم از بهتر کتاب‌خواندن آن‌ها این بود که بیشتر از نسل گذشته کتاب می‌خواند.

بهشتی دربیان دلیل افزایش سرانه مطالعه نسل جدید در مقایسه با نسل قدیم ادامه داد: توسعه آموزشی مهم‌ترین توجه نسل جدید به کتاب است. میزان فارغ‌التحصیلان دانشگاه سال 55 با دهه اخیر قابل مقایسه نیست علاوه براین امروز شاهدیم که روستائیان ما نیز لیسانس دارند. دانشجو مجبور به مطالعه است و با توجه به جمعیت دانشجویی کشور شاهد افزایش سرانه مطالعه هستیم.

وی فراغت و مسائل اقتصادی را در میزان کتابخوانی موثر دانست و بیان کرد: کتاب در ایران محصول گرانی است. به‌طور میانگین رمان 500 صفحه‌‌‌ای 50 هزار تومان است؛ بنابراین اگر رغبت و میلی برای خرید کتاب وجود دارد؛ باید قدرت خرید نیز وجود داشته باشد.

بهشتی با بیان این مطلب که 60 درصد فروش کتاب به رمان اختصاص دارد، گفت: جوان‌ها بد کتاب نمی‌خوانند. رفتار و گرایش ناشران هم نشان می‌دهد که مخاطبان جوان بیشتر به مطالعه رمان تمایل دارند. شاید از منظر سیاسی این میزان توجه به رمان قابل بررسی باشد. جوان‌ها کمتر به کتاب‌های جدی می‌خوانند البته رمان خواندن تمرینی برای شروع  مطالعه کتاب‌های جدی است.                             

مقانلو؛ مدیر گروه ترجمه انتشارات جدید ساپرا با اعلام خبر افتتاح رسمی نخستین فروشگاه کتاب این نشر گفت: تاسیس کتابفروشی و اصولا ورود به عرصه نشر کتاب ریسک به حساب می‌آید بنابراین عشق به فرهنگ و ایمان به هدف، قوی‌ترین انگیزه انجام این نوع فعالیت‌‌هاست.

وی درباره همکاری‌اش با انتشارات ساپرا عنوان کرد: این انتشارات تازه تاسیس با مدیریت ایرج پاکرو از پیشکسوتان صنعت چاپ روزنامه در ایران پایه‌‌گذاری شده که بعد از سال‌ها فعالیت موفق و گسترده در این حوزه به عرصه نشر کتاب نیز ورود کرده‌ است. من نیز در حال حاضر به دعوت این پیشکسوت صنعت چاپ، به‌عنوان مدیر گروه بخش ترجمه انتشارات ساترا فعالیت می‌کنم.

وی با بیان این مطلب که انتشارات ساپرا فعلا تمرکز خود را صرفا بر ترجمه آثار مهم گذاشته است، افزود: قدم‌‌های قابل توجهی در زمینه خرید کپی‌رایت و ترجمه و نشر کتاب‌های خارجی برداشته‌ایم؛ به‌عنوان مثال از ناشران ترکیه حق رایت چهارعنوان کتاب را خریداری کرده و در حال مذاکره با ناشرانی از کشور‌های اروپایی، عربی و کره‌جنوبی هستیم.

مقانلو درباره اهداف بخش ترجمه انتشارات ساپرا ادامه داد: بخش ترجمه انتشارات در حال سرمایه‌گذاری جدی در حوزه ادبیات داستانی کودک و نوجوان است. همچنین ترجمه کتاب‌هایی در حوزه مدیریت و سبک زندگی و برخی از کتاب‌های هنری نیز از اهداف بخش ترجمه انتشارات ساپراست. و خبر خوش این که چند قرارداد ترجمه رمان و مجموعه داستان بزرگسال نیز با دوستان مترجم منعقد شده بنابراین وارد حوزه ادبیات بزرگسالان نیز شده‌ایم.

مترجم «آشنایی با همینگوی» با اشاره به همکاریش با مجموعه انتشاراتی ساپرا و درباره تاسیس و بازگشائی چندمرحله‌ای سه کتابفروشی اختصاصی این نشر، گفت: مدیریت ساپرا با دو هدف توسعه و تشویق فرهنگ کتابخوانی و نیز ایجاد کتابفروشی‌های مدرن و خاص برای معرفی بهتر محصولات فرهنگی ساپرا، یکی از کتابفروشی‌های خود را در منطقه سعادت‌آباد  تاسیس و فعالیت خود را آغاز کرده است. هرچند که کتابفروشی هنوز با مراسم افتتاحیه رسمی فعالیتش را اعلام نکرده اما به گفته مدیریت این فروشگاه با استقبال خوب مردم منطقه روبرو شده که نشان‌دهنده اهمیت تاسیس کتابفروشی‌ها در مناطق مختلف است، آن هم در شرایطی که شاهد اخبار بسته شدن برخی کتابفروشی‌ها هستیم. این ریسک فرهنگی صرفا از علاقه و عزم راسخ مدیر این نشر نسبت به امر کتابخوانی نشات می‌گیرد.

به گفته مقانلو، قراردادهای زیادی با مترجمان مختلف بسته شده، چندین کار در مراحل اداری ارشاد است و بسیاری از کتاب‌ها نیز در مراحل آماده‌‌سازی برای انتشار قرار دارند.

او افزود: با تیم متنوع و خوبی از همکاران مجرب و تازه‌نفس کار می‌کنیم، ویراستاران حرفه‌ای داریم و به تولید کتاب‌های با کیفیت امیدواریم.

نویسنده «آن‌ها کم از ماهی‌ها نداشتند» برنده لوح تقدیر از جایزه ادبی مهرگان ادب، درباره همکاری سایر ناشران با کتابفروشی انتشارات ساپرا بیان کرد: فعلا کتاب‌های چند ناشر مطرح از‌جمله نیماژ، شمع‌ومه و پریان و چندین نشر دیگر در این کتابفروشی عرضه می‌شود که به تدریج عناوین سایر ناشران نیز افزایش خواهد یافت.

مقانلو با اعلام احتمال برگزاری یک مراسم رسمی برای معرفی این شعبه  و کتابفروشی‌های دیگر ساپرا بعد از ماه مبارک رمضان، با حضور اهالی نشر و ادبیات، افزود: نشست‌های ماهانه نقد بررسی کتاب پیش‌بینی شده تا علاوه بر فروش کتاب و لوازم التحریر و لوازم هنری، این کتابفروشی به پاتوقی امن و فرهنگی برای دورهمی‌های فرهنگی ازجمله جلسات رونمائی و نقد کتاب تبدیل شود، رویکردی که برای سایر شعبات ساپرا نیز در نظر گرفته شده است.

این داستان نویس و استاد دانشگاه درباره شرایط فعالیت فرهنگی به‌ویژه تاسیس کتابفروشی در شرایط فعلی نشر کشور ادامه داد: نه‌تنها تاسیس کتابفروشی بلکه اصولا ورود به عرصه نشر کتاب ریسک به حساب می‌آید بنابراین عشق به فرهنگ و ایمان به هدف، قوی‌ترین انگیزه انجام این نوع فعالیت‌‌هاست. بازگشت سرمایه در خیلی حوزه‌های دیگرسریع‌تر و مطمئن‌تر است، در حالی‌که سود صنعت نشر و به خصوص کتابفروشی، دیرتر و نامطمئن‌تر خواهد بود.

این نویسنده اعتماد مدیریت به نیروی‌ انسانی متخصص و کارآمد، و گزینش همکاران مجرب را از دیگر پشتوانه‌های آغاز فعالیت نشر ساپرا و تاسیس کتابفروشی‌های این نشر دانست.

با گذشت چندین ماه، همچنان کاغذهای گلاسه در بند گمرکات هستند و اجازه‎ی ترخیص پیدا نکرده‎اند. در این مدت تلاش‎های فراوان و نامه‎نگاره‎های چندین باره‎ای از سوی دست‎اندرکاران صنایع چاپ و نشر صورت گرفته است که در مکاتبه با مسئولان ذی‎صلاح خواستار باز شدن گره گمرک از کاغذهای گلاسه شده‎اند.

علی‌رغم بخشنامهی سازمان امور مالیاتی مبنی بر اینکه کاغذ گلاسه ارزش افزوده ندارد ولی گمرک همچنان از ترخیص کالاها بدون ارزش افزوده ممانعت می‌کند و به آشفتگی بازار و گرانی روز‎افزون این نوع کاغذ دامن می‎زند.

غلامرضا شجاع (نمایندهی مصرفکنندگان کاغذ و مقوای استان‌های کشور) و محمدمهدی داوودی‌پور (نمایندهی ناشران کشور) در نامهای دیگر خطاب به حسن یونس سینکی (معاونت امور اقتصادی و بازرگانی وزارت صنعت، معدن و تجارت) مجددا خواستار صدور دستور ترخیص کاغذهای گلاسه از گمرکات شدند.

انتظار می‎رود وزارت صنعت، معدن و تجارت بتواند کاغذهای گلاسه را از بن‎بست‎های بوروکراسی گمرکات، سازمان امورمالیاتی و سازمان استاندارد خارج کند و این مسئله‎ی چندماهه‎ی اهالی چاپ و نشر را با پایانی خوش خاتمه دهد.

سیویکمین نمایشگاه بین المللی کتاب تهران حالا به یک قدمی پایان رسیده است. از فردا مصلای تهران از شور و تاب اهالی کتاب خالی می‎شود و در این میان جدای از آمار فروش نمایشگاه و میزان استقبال از آن، پیگیری مطالبات و رایزنی‎های انجام شده نیز حائز اهمیت است. نوسانات قیمت ارز از آغاز سال جاری قیمت کاغذ را نیز به شدت تحت‎تاثیر قرار داده و دست‎اندرکاران صنعت چاپ و نشر را با اما و اگرها و مشکلات فراوانی روبه‎رو کرده است. در طول زمان برگزاری نمایشگاه کتاب تهران غلامرضا شجاع (مدير عامل شركت تعاوني ليتوگرافان ايران و همچنین نمايندهی تشكلهاي صنعت چاپ استانهاي كشور به جز تهران) تلاش کرد تا با تبادل نظر و رایزنی با صاحبان امر مسائل و مشکلات صنعت چاپ و نشر را پیگیری کند.

به گزارش چاپ و نشر در روز گذشته (جمعه ۲۱ اردیبهشت ماه) سمیع‎الله مکارم حسینی (سرپرست شهرداری تهران)، ولی‎الله شجاع پوریان (معاون امور اجتماعی و فرهنگی شهرداری تهران) و امین عارف‎نیا (مدیر کل روابط عمومی شهرداری تهران) با هیئت همراه در نمایشگاه کتاب تهران حضور پیدا کردند. داریوش رضواني (مدیر کمیته تشریفات نمایشگاه کتاب تهران) و امیرمسعود شهرام‎نیا (قائم‎مقام مدیر نمایشگاه کتاب تهران) به ارائه‎ی پاره‎ای توضیحات در باب جابه‎جایی محل نمایشگاه و میزان بازدید هرروزه پرداختند. غلامرضا شجاع نیز در همین جلسه به پیگیری طرح ترافیک خبرنگاران پرداخت و همچنین در ارتباط با مشکلات برگزاری نمایشگاه در شهرآفتاب و مصلی نیز سخن به میان آمد. وی در این دیدار خواستار اهمیت دادن شهرداری به تعهداتش در زمینه‎ی برگزاری نمایشگاه کتاب شد.

همچنین در روز گذشته دریادار حبیب‌الله سیاری (معاون هماهنگکنندهی ارتش جمهوری اسلامی ایران) نیز مهمان نمایشگاه کتاب تهران بود. در جلسه‎ای با حضور داریوش رضوانی و امیرمسعود شهرام‎نیا، غلامرضا شجاع در مورد نمایشگاه کتاب و حال‎ و روز صنعت چاپ و نشر گزارشی ارائه کرد و خواستار اهمیت بیشتر به گسترش فرهنگ کتابخوانی در پادگان‎ها شد.

علاوه بر این، وی در جلسه‎ای با مصطفی کواکبیان ( از نمایندگان مردم تهران در مجلس شورای اسلامی)، به مسئلهی قیمت کاغذ و کاهش تیراژ کتاب اشاره کرد. همچنین در گفت‎وگویی با جلیل رحیمی جهان آبادی (نماینده مردم تربت‎جام در مجلس شورای اسلامی) بر مشکلات موجود در صنعت چاپ و نشر تاکید کرده و خواستار حمایت مجلس برای حل مشکلات این حوزه شد.

با حضور پیدا کردن عمران خودآموز (معاون فرهنگی اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان ایلام) و حجت‎الاسلام محمدنقی لطفی (نماینده ولی فقیه در استان ایلام و امام جمعه شهر ایلام) با بحث در پیرامون وضعیت تشکل‎های صنعت چاپ، مالیات بر ارزش افزوده، مشکلات عدیده‎ی ناشران تبادل نظر صورت گرفت و جلسات روز جمعه ادامه یافت.

در آخرین ساعات نیز دیگر اهالی صنعت چاپ و نشر همچون میریونس جعفری ( از اعضای هیئت‎مدیره‎ی اتحادیه‎ی چاپخانه‎داران و مدیر چاپ جامی) و جلیل غفاری رهبر (رییس اتحادیه‎ی صحاف تهران) در نمایشگاه کتاب حاضر شدند و به بررسی وضعیت صنعت چاپ و تاثیرگذاری نمایشگاه کتاب تهران بر این صنعت پرداختند و پیرامون مسائلی عمده‎ در آغاز سال جدید چون قیمت کاغذ، مالیات بر ارزش افزوده و... به گفت‎وگو نشستند. امید که مجموع تلاش ها و رایزنی ها در این باب به ثمر بنشیند و از افول حوزه ی چاپ و نشر در سال 97 جلوگیری شود.

 

یک هفته از آغاز نمایشگاه بین‎المللی کتاب می‎گذرد و مصلای تهران هر روز بیش از روز قبل میزبان میهمانان کتابخوان خود است. تنها روزهای اندکی به پایان نمایشگاه باقی مانده است و در این روزهای معدود علاقه‎مندان و فعالان عرصه‎ی چاپ و نشر می‎کوشند از اندک زمان باقی‎مانده بیشترین استفاده را برای پیگیری خواسته‎های خود ببرند. در چند روز گذشته غلامرضا شجاع (مدير عامل شركت تعاوني ليتوگرافان ايران و همچنین نمايندهی تشكلهاي صنعت چاپ استانهاي كشور به جز تهران) با بهره‎گیری از فرصت برپایی نمایشگاه کتاب در پی مطرح کردن مسائل صنعت چاپ و انجام رایزنی‎های متعدد برای حل بحران‎های این صنعت پایه و مادر است.

به گزارش چاپ و نشر، به روال روزهای سابق غلامرضا شجاع با شرکت کردن در جلسه‎های متعدد و تبادل بحث در تلاش برای گره‎گشایی از کار فروبسته‎ی صنایع چاپ و کاغذ است. در روز گذشته وی ميزبان محمودرضا برازش (مدير كل اسبق و مدير فعلی بنياد امام رضا (ع) ) بود و با يادآوري خاطرات و تجربه‎های چهار سال مديركلي دفتر امور چاپ در مورد مشكلات فعلي در همه حوزههای مرتبط با چاپ و نشر به بحث و گفت‎وگو نشستند.

 

همچنین وی در ملاقات با حجت‎الاسلام سید مصطفی ذوالقدر (نمايندهی مجلس و عضو كميسيون شوراها) توضیحاتی در باب مالیات ارائه کرد و خواستار حمایت نمایندگان مجلس از صنف چاپ شد.

 

در ادامه جلسه‎ای هم با حضور سردار احمد وحیدی (وزیر اسبق دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح) به همراه هیئت همراه برگزار شد و در طی این جلسه توكل صديق (مدیر انتشارات صابرین و نایبرییس اتحادیهی ناشران) توضیحات مبسوطی پیرامون چالش‎های ناشران ارائه کرد.

 

با بازدید عبدالحمید سیّاح (مدیر انتشارات اسلام) از نمایشگاه کتاب نیز امکان دیداری فراهم شد و نقاط قوت و ضعف نمایشگاه و موقعیت نشر در کشور بررسی شدند.

 

در ادامه‎ی روز ششم نمایشگاه بین‎المللی کتاب تهران حجت‎الاسلام کاظم صدیقی (امام جمعه‎ی تهران) نیز میهمان این رویداد فرهنگی بود. در جلسه‎ی هم‎اندیشی که برگزار شد توکل صدیق از جایگاه والای نشر و مشکلات گریبانگیر صنعت کاغذ سخن گفت؛ غلامرضا شجاع نیز از حال‎وروز آشفته‎ی چاپ و نشر و رکود دامنگیری که تعداد زيادي از واحدهاي چاپی را به تعطيلي کشانده است گزارش داد. واحدهای کوچک و بزرگ در بحران‎های پی‎درپی اقتصادی به سر می‎برند. شجاع خواستار این شد که با استفاده از تریبون نمازجمعه به مسائل نشر و کتابخوانی پرداخته شود و اذعان کرد زیبنده نیست ملتی که معجزه‎ی راستین پیامبرش کتاب است در چنین وضعیت بی‎ثمر و آشفته‎ی نشر به سر ببرد.

 

 

علاوه بر این، سید محمدمجتبی حسینی (معاون امور هنری وزارت ارشاد) نیز در نمایشگاه کتاب حضور پیدا کرد و صحبت‎هایی پیرامون وضعیت نابه‎سامان چاپ و نشر با وی صورت گرفت تا شاید این بار وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی بتواند کمی این وضعیت آشفته و ملتهب را به آسودگی برساند.

همچنین در جلسه‎ای با حضور حجت‎الاسلام موحدی کرمانی (نماینده‎ی ولی‎فقیه در سپاه پاسدار)، مهندس داریوش رضواني (مدیر کمیته تشریفات نمایشگاه کتاب تهران) گزارش جامعی از رونق نمايشگاه و حضور و همراهي بخش خصوصي ناشران ارايه داد. غلامرضا شجاع نیز مطالبی پیرامون وضيعت اسف‎بار كتاب و كتابخواني و مشكلات چاپ و نشر ارائه کرد.

در ادامهی دیدارهای دیروز شجاع ميزبان مدير عامل و رييس هيئت مديرهی تعاوني مطبوعات كشور به همراه مهندس طبقچي (بازرس تعاوني) و مهندس محمدي (از فعالين مطبوعات) بود و پیرامون فعاليتهای اهالی مطبوعات در ارتباط با گرفتن سهميهی طرح ترافيك خبرنگاران به بحث و تبادل نظر پرداخت.

از جمله‎ دیگر میهمانان روز ششم نمایشگاه کتاب تهران، امير سردار افخمي(فرماندهی برنامهريزي ارتش) با هيئت همراه بود. در این دیدار  مهندس داریوش رضواني اطلاعات كاملي از نمايشگاه، جايگاه و اهميت ارتش در حفظ نظام و ضرورت تبادل فرهنگي ارائه کرد و در خلال این جلسه برای کمک به کتابخانه‎های ارتش نیز اعلام آمادگی شد.

 

آخرين مهمان این روز پربازدید، علی قرباني (نمايندهی بجنورد در مجلس شوراي اسلامي) بود كه مذاكراتي درمورد حمایت از اهالي چاپ و نشر در زمان مطرح شدن بحث ماليات برارزشافزوده در صحن علنی مجلس انجام پذیرفت و قول همکاری گرفته شد.