مدیرکل حفظ آثار و نشر ارزش‌های دفاع مقدس خراسان شمالی از کمبود کتب به چاپ رسیده مرتبط با شهدا در این استان خبر داد.

به گزارش چاپ ونشر به نقل از فارس سرهنگ احیا محمد امیری در همایش سازمان‌های مردم‌نهاد مرتبط با دفاع مقدس گفت: در خراسان شمالی 220 عنوان کتاب به چاپ رسیده که با توجه به وجود 3 هزار شهید بسیار کم است که اگر زندگی‌نامه هر شهید در نظر گرفته شود بایستی تا به امروز 3 هزار کتاب در خراسان شمالی نوشته‌شده باشد.

مدیرکل حفظ آثار و نشر ارزش‌های دفاع مقدس خراسان شمالی در ادامه بیان کرد: در نظر داریم کلاس‌های آموزش ویراستاری برای علاقه‌مندان برگزار کنیم تا بتوانیم زندگی‌نامه شهدا را به چاپ برسانیم که هدف بنیاد حفظ آثار و نشر ارزش‌های دفاع مقدس استفاده از ظرفیت و قابلیت‌های مردمی است.

وی افزود: مقام معظم رهبری در سال گذشته فرمودند کارهای فرهنگی اگر در ذیل یک اداره صورت بگیرد موفق نخواهد شد و بایستی آن را به مردم و جوانان آتش به اختیار سپرد.

سرهنگ امیری ادامه داد: با جمع‌آوری خاطرات، اسناد و مدارک و تشکیل هیئت اندیشه‌ورز می‌توانیم بسترسازی مناسبی در این زمینه انجام دهیم.

مدیرکل حفظ آثار و نشر ارزش‌های دفاع مقدس خراسان شمالی در ادامه مطرح کرد: حدود 20 ستاد فعال یادواره شهدا که قدمت بسیار زیادی دارند امشب دعوت‌شده‌اند که امیدواریم در حوزه دفاع مقدس همچون گذشته ما را یاری کنند.

وی ادامه داد: سالی 1 یا 2 بار میزبان شهدای گمنام هستیم و الحق دوستان آن‌قدر تلاش می‌کنند که مردم خراسان شمالی به تکاپو افتاده و خون جدیدی در رگ‌های تمامی آنان جریان پیدا می‌کند.

سرهنگ امیری در پایان عنوان کرد: در سال جدیدی که پیش روداریم امیدواریم با حضور تمامی شما بزرگواران جلسات اندیشه ورزی را شکل بدهیم تا بتوانیم حقی را که از شهدا بر گردن ما است به‌درستی ادا کنیم.

 

مشاور اجرایی معاونت فرهنگی وزارت ارشاد گفت: چاپ کتاب در کشور قابل مقایسه با قبل از انقلاب نیست و از یک میلیون جلد فراتر رفته است.

به گزارش چاپ و نشر به نقل از مهر، همایون امیرزاده روز گذشته در مراسم گشایش نمایشگاه کتاب ایلام اظهار داشت: قبل از انقلاب سالانه ۲۵۰ جلد کتاب در کشور چاپ میشد که این مقدار در سال گذشته از یک میلیون جلد فراتر رفت.

وی افزود: تنها در استان ایلام امسال ۲۰۰ جلد کتاب به چاپ رسیده است.

مشاور وزیر ارشاد تاکید کرد: یکی از دلایل این امر بهبود وضعیت نرخ باسوادی در کشور است به طوریکه قبل از انقلاب نرخ باسوادی ۴۲ درصد بود و هم اکنون به بیش از ۹۳ درصد رسیده است.

امیرزاده گفت: امسال ۳۴ میلیارد تومان برای اجرای برنامههای فرهنگی و هنری در کشور هزینه شده که معادل ۴۲ درصد بودجه این وزارتخانه است.

وی تاکید کرد: ۴۷۶ برنامه فرهنگی و هنری امسال در کشور برگزار شد و تلاش شده با انعقاد تفاهم نامه ها با استان ها حمایت ویژه ای از این فعالیت ها صورت گیرد.

وی گفت: قبل از انقلاب تنها ۲ مرکز حمایت از نخبگان و استعدادهای درخشان وجود داشت که اکنون به ۶۷۲ مرکز رسیده است.

 

مشاور وزیر ارشاد یاداور شد: انقلاب ملت ایران در بهمن ۵۷ باعث شد مردم از جهل فاصله گرفته و به چنان بالندگی برسند که امروز جزو ملت های سرآمد و آزاده جهان محسوب شوند.

کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان با چاپ 157 نسخه کتاب با خط بریل، کمک زیادی به علم و سواد نابینایان کرده است.

 

کتاب‌هایی که با خط بریل تهیه شده باشند، سهم کمی از بازار را اشغال کرده‌اند. در این راستا کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان تاکنون 157 عنوان کتاب با خط بریل به چاپ رسانده است.

 

منبع: باشگاه خبرنگاران

سید محسن طباطبایی مزدآبادی مولف، پژوهشگر و مدرس دانشگاه تهران: وضعیت کتاب و کتابخوانی امروز مانند بسیاری از حوزه‌های دیگر تحت تاثیر تحولات دنیای انسانی قرار گرفته است و نمی‌توان دیگر با پارامترهای قدیمی به ارزیابی این مقوله مهم پرداخت.

 

آمارهایی که تاکنون منتشر شده نشان‌دهنده کاهش شمارگان کتاب‌ها در ایران بوده است. در سال 95 بیش از 88 هزار کتاب چاپ اولی داشتیم که 12 درصد آن مربوط به کتب درسی، 14 درصد حوزه کودک و 74 درصد آن نیز در گروه کتب عمومی قرار گرفته است و در مجموع شمارگان متوسط کتاب در سال 95 قریب به هزار و 650 نسخه بوده است در حالی که در سال‌های نه چندان دور ما تیراژ متوسط سالانه 10 هزار نسخه‌ای را نیز تجربه کرده‌ایم.

همچنین آمارها نشان می‌دهد، متوسط قیمت کتاب در سال 95 حدود 13 هزار تومان بوده است. این در حالی است که از این تعداد، میانگین قیمت کتاب‌های عمومی حدود 14 هزار تومان، میانگین کتاب‌های درسی 17 هزار تومان و کتاب‌های کودک نیز با میانگین قیمت 5 هزار و 500 تومانی به فروش رسیده‌اند. این وضعیت نشر در ایران درحالی است که در کشورهای توسعه یافته برخی کتاب‌ها به راحتی به تیراژهای بالای یکصد هزار نسخه‌ای نیز دست پیدا می‌کنند.

درباره سرانه مطالعه در کشور آمار دقیقی در این حوزه وجود ندارد، برخی آمار مطالعه ایرانی‌ها را روزانه 2 دقیقه و برخی بیش از 70 دقیقه عنوان می‌کنند. با این وجود ورود فناوری‌های نو باعث شده است تا بسیاری از مفاهیم و کالاها نیز دستخوش تغییر و تحول شوند. یک استارت آپ نشان داده است که می‌تواند یک سامانه حمل و نقل با قدمت چند دهه‌ای را در مدت زمان چند ماه پشت سر بگذارد. در حوزه کتاب نیز باید به مقتضیات روز توجه کنیم. ورود برخی رسانه‌های نو همچون شبکه‌های اجتماعی سبب شده است تا برخی کارکردهای کتاب چاپی عملا از بین برود و برای مشتریان مقرون به صرفه نباشد.

امروز برخی کتابخانه‌ها و کتابفروشی‌های آنلاین که روی گوشی‌های تلفن همراه نیز نصب می‌شوند، در این حوزه کارکرد موثری دارند. به هر حال نیاز به علم و دانش هیچ گاه از بین نمی‌رود اما نحوه ارائه آن می‌تواند تغییر کند و ما نیز در شرایط فعلی باید بپذیریم که صنعت چاپ و نشر در آستانه یک تحول حتمی است که اگر با آن همراه نشویم تنها خود متضرر می‌شویم.

فعالان این عرصه نیز باید حتمی بودن این تغییر را پذیرفته و متناسب با آن برنامه‌ریزی کنند. بعید نیست تا چند دهه آینده انتشار کتاب به صورت مکتوب عملا متوقف شود و همه انتشارات به صورت مجازی باشند. در سال 2015 در کشور آمریکا درآمد رسانه‌های آنلاین به بیش از 30 میلیارد دلار رسیده است که دو برابر چین و 6 برابر انگلستان است.

مدیران و مسئولان نیز باید بیش از گذشته زمینه را برای نشر الکترونیکی فراهم آورند و مهمترین بایسته در این باره تضمین واقعی و عملیاتی حقوق مالکیت معنوی است.

 

منبع: ایبنا

 

مدیر نشر پیدایش بر این باور است که ارتقا استانداردهای انتشار کتاب کودک و نوجوان مهمترین کارکرد جشنواره کتاب برتر در مدت هشت دوره برگزاری آن است.

 

محسن طائب مدیر نشر پیدایش و از اعضای انجمن فرهنگی ناشران کتاب کودک و نوجوان در گفتگو با ستاد خبری نهمین دوره جشنواره کتاب برتر کودکان و نوجوانان با اشاره به اینکه از این جشنواره به اندازه یک رویداد فرهنگی با هشت دوره برگزاری باید انتظار داشت گفت: به نظر من جشنواره در همین مدت برگزاری خود تاثیرات قابل توجه و مثبتی را داشته و حتی توانسته است استانداردهای انتشار کتاب کودک و نوجوان را در جامعه ما ارتقا ببخشد.

وی افزود: مساله اصلی این است که از هر رویداد باید به تناسب اقتضائات آن انتظار داشت. از این جشنواره نیز به تناسب قدمت برگزاری آن انتظار تاثیرگذاری داریم و مثلا مانند یک رویداد که سی سال سابقه برگزاری دارد نباید درباره آن و تاثیرگذاری آن قضاوت کنیم.

طائب ادامه داد: جشنواره کتاب برتر کودک و نوجوان مسابقه‌ای است برای انتخاب برترین کتاب در این حوزه از نگاه ناشران و در اقع رویداد ناشر محور است به این تعبیر که مقتضیات انتشار کتاب در قالب یک ناشر و البته در کنار محتوا، در آن به داوری گذاشته می‌شود. این جشنواره تلاش دارد تا الگویی را معرفی کند که بر اساس آن بدانیم از منظر نشر حرفه‌ای کتاب برای کودک و نوجوان، چه آثاری برتر هستند و استانداردهای عرضه را رعایت کرده‌اند. طبیعی است که این انتخاب مختصات خودش را دارد و با انتخاب‌هایی که مثلا از زاویه مولفان و سایر عوامل نشر صورت می‌پذیرد تفاوت‌هایی را خواهد داشت

مدیر نشر پیدایش تصریح کرد: به باور من مهمترین کارکرد جشنواره در دوره‌های گذشته بر آن ارتقا استانداردهای انتشار کتاب کودک و نوجوان است. این مساله در کنار حضور جهانی آثاری از ادبیات کودک و نوجوان ایران رفته رفته این بخش از جریان نشر ایران را به عنوان یک بازیگر فرهنگی مهم در عرصه بین‌المللی مطرح کرده است و شاید همین مساله را بتوانیم در زمره یکی از مهمترین کارکردهای یک جشنواره بدانیم.

نهمین جشنواره کتاب برتر کودک و نوجوان که توسط انجمن فرهنگی ناشران کتاب کودک و نوجوان به طور دوسالانه برگزار می گردد در آذرماه سال جاری با همکاری معاونت فرهنگی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و همچنین شرکت پنتر برگزار خواهد شد.

 

منبع: مهر

عنوان کتاب را «سرخ و سیاه» انتخاب کردیم، چون آگهی‌های آن دوره در دو رنگ سرخ و سیاه منتشر می‌شد. قیمت کتاب ۴۵ هزار تومان است و با کاغذ بالکدار چاپ می‌شود.

 

کتاب «سرخ و سیاه» که مجموعه‌ای است از تبلیغات و آگهی‌های آژانس تبلیغاتی سیته از دهه‌ی ۳۰ تا دهه‌ی ۵۰ شمسی به‌زودی توسط نشر سیته منتشر خواهد شد.

شاهین ترکمن (مدیرمسئول انتشارات سیته) درباره‌ی این کتاب گفت: کتاب «سرخ و سیاه» آگهی‌های تبلیغاتی‌ای است که آژانس سیته از اواخر دهه‌ی ۳۰ و ۵۰ شمسی در روزنامه‌ها منتشر می‌کرد. ما مجموعه‌ا‌ی از این آگهی‌ها را در آرشیومان موجود داشتیم که به همت آقایان امرالله فرهادی، ابراهیم حقیقی و مرتضی کاتوزیان منتخبی از آن‌ها گردآوری شد. در حدود ۲۴۰ اثر از مجید بلوچ، آلکس گراگیز، رضا مرتضوی، حسن نوری، مرتضی کاتوزیان، عبدالله فُرادی و ... در کتاب آمده است. «سرخ و سیاه» تقریباً ۲۰۰ صفحه خواهد بود. این کارها عموماً در روزنامه‌های کیهان و اطلاعات منتشر می‌شد. کتاب هم‌اکنون در چاپخانه است و در یک‌ ماهه‌ی اخیر منتشر خواهد شد. آقای رضا عابدینی هم طراحیِ کتاب را برعهده داشتند.

او ادامه داد: ما جمعاً در حدود ۲۵۰۰ فایل در اختیار داشتیم که در نهایت ۲۵۰ تا از آن‌ها را برای انتشار در کتاب انتخاب کردیم. این آگهی‌ها، تبلیغاتی از بانک صادرات، پودر برف، بانک پارس، آدامس خروس‌نشان و ... است.

وی با اشاره به کتابی که پیشتر در انتشارات سیته منتشر شده بود و تاریخچه‌ای از تبلیغات در رسانه‌های مکتوب فارسی زبان بود، اشاره کرد و گفت: ما مجموعه شش‌جلدی «۲۳۰ سال تبلیغات بازرگانی در مطبوعات فارسی‌زبان» که درباره تاریخچه تبلیغات در رسانه‌های مکتوب فارسی‌زبان در یک دوره ۲۳۰ ساله تا دهه ۵۰ هجری شمسی است، پیش‌تر چاپ کرده‌ایم. آن کتاب بیشتر محتوایی بود ولی کتاب حاضر کتابی مربوط به هنر گرافیک است و بخش اعظمی از آن تصاویری است از آگهی‌های تبلیغاتی آن سال‌ها. در کتاب «سرخ و سیاه» مقدمه‌ای از ناشر، و مطالبی از محسن میرزایی، ابراهیم حقیقی، حسن نوری، کامران کاتوزیان، امرالله فرهادی و مجید بلوچ آمده است.

وی در پایان با اشاره به عنوان «سرخ و سیاه»، گفت: عنوان کتاب را «سرخ و سیاه» انتخاب کردیم، چون آگهی‌های آن دوره در دو رنگ سرخ و سیاه منتشر می‌شد. قیمت کتاب ۴۵ هزار تومان است و با کاغذ بالکدار چاپ می‌شود.

 

منبع: ایلنا

یکی از مثال‌های بسیار خوب برای بومی‌سازی و امکان آن در ایران، روش چاپ کتاب‌ها به شیوه‌ چاپ در زمان درخواست است که می‌تواند آینده چاپ کتاب در ایران را متفاوت کند.

 

به گزارش چاپ و نشر، بازاریابی کتاب و کلاً بازاریابی در حوزه فرهنگ در ایران، تفاوت های خاص خود را با سایر کشورهای دنیا دارد. بازاریاب‌ها و فروشندگانِ دیگر محصولات، فهمیده‌اند که در بازار ایران، با همان آموزه‌هایی که در کتاب‌های مرسوم بازاریابی می‌خوانند نمی‌توانند محصول خود را به مصرف کننده برسانند و باید این آموزه‌ها، بومی‌سازی یا Localization شوند.

یکی از مثال‌های بسیار خوب برای بومی‌سازی و امکان آن در ایران، روش چاپ کتاب‌ها به شیوه‌ POD (مخفف  Print on Demond یا چاپ در زمان درخواست) است. در ایران هم مثل همه جای دنیا، در سامانه توزیع سنتی و مرسوم کتاب، دور روش «مبتنی بر سفارش» و «مبتنی بر فعالیت‌های بازاریابی» مبنای اصلی چاپ کتاب هستند.

در حالت اول، یک ناشر، یک سفارش با تعداد مشخص از یک نهاد، شرکت، ارگان، موسسه و ... دریافت می کند. مثلاً برای هدیه دادن، یا در راستای سیاست‌های تعریف شده‌ی فرهنگی سازمان و مانند آن. مثلاً ناشری کتابی را منتشر می کند. مسئول خرید یا مسئول بررسی محصولات فرهنگی یا یکی از تصمیم‌گیران یا تصمیم‌سازان آن شرکت، موسسه، نهاد یا ارگان کتاب را می‌پسندند و برای خرید آن به تعداد مشخص اقدام می‌کنند.به این حالت که کتاب، بر اساس تعداد سفارش از پیش قطعی شده، در تیراژ مشخص چاپ می‌شود روش «مبتنی بر سفارش» گفته می شود.

اینکه «سفارش» به چه روش‌هایی ایجاد می‌شود، جای بحث ما در اینجا نیست. همانطور که در سایر کشورهای دیگر هم می بینیم که مثلاً انجیل و سایر کتاب های دینی با سفارش و درخواست مراکز دینی منتشر می شوند، در ایران هم شاهد آن هستیم. البته همان‌طور که در ابتدای این یادداشت مطرح شد، ما این روش را در ایران به شکل جالب توجهی بومی‌سازی هم کرده‌ایم.

با روابطی که وجود دارد، «چنان که افتد و دانی»، بسیاری از کتاب ها، مثلاً در حوزه کتاب های دانشگاهی یا حوزه کودک و نوجوان یا حوزه کمک درسی و البته عمومی و داستان، سفارش می‌گیرند و منتشر می‌شوند. اتفاقا وقتی کتاب‌ها به اصطلاح پر تیراژ را در بازار ایران بررسی می‌کنیم، نقش چنین انتخاب‌هایی و چنین سفارش‌هایی در افزایش تیراژ کتاب را نمی‌توان ندیده گرفت. البته در حوزه‌های مختلف، داریم کتاب‌هایی که به یُمنِ کیفیت خوب محتوای کتاب، نام و نشان ناشر، معروفیت و محبوبیت مولف یا مترجم و مانند آن به چاپ های نزدیک به صد هم رسیده‌اند و اگر موضوع تاسف برانگیز کپی غیرقانونی کتاب اجازه بدهد، تیراژ های نزدیک به یکصد هزار را هم تجربه می کنند، اما در بخش قابل توجهی از تیراژ های بالای چاپ کتاب، ردّ و نشان چاپ‌های «مبتنی بر سفارش» را هم می توان دید که فی‌نفسة، اشکالی ندارد، به شرط آنکه انتخاب بر مبنای کیفیت محتوای کتاب و سودمندی آن باشد. البته خوشبختانه این روزها ناشران مهمی در حوزه کتاب های مدیریتی، کودک و نوجوان و رمان و داستان (عمومی) را می توان پیدا کرد که به این جایگاه دست یافته‌اند به شکلی که چاپ کتاب‌هایشان، «سفارش» داده می‌شود و حتی «سفارشی» می‌شود، آن هم به دلیل کیفیت مطلوب محتوای آنها.

گذشته از سیستم «مبتنی بر سفارش» که هم نمونه‌های زیاد خارج از ایران و هم نمونه‌های بومی‌سازی شده‌ وطنی متعدد دارد، چاپ و فروش کتاب علی‌القاعده، باید «مبتنی بر فعالیت های بازاریابی» باشد. یعنی بر اساس شناخت بازار و کشف نیاز، ناشر و مولف یا مترجم اقدام به تولید کتاب، متناسب با حجم بازار برآورد شده کنند. اما در عمل این اتفاق نمی‌افتد. چه بسیار کتاب‌هایی که با اهداف دیگری تولید می شود. مثلاً موضوع «برند شخصی» یا Personal Branding یکی از دلایل تولید برخی کتاب‌ها است. چه بسیار کتاب‌ها که با هدف ارائه در آزمون مصاحبه دکتری ترجمه و تالیف می‌شود. چه بسیار کتاب‌هایی که با فرضیات ذهنی مولف یا مترجم یا ناشر که با بازار (چه از نظر کیفیت محتوا و چه از نظر مشخصه‌های فیزیکی) تطابق ندارد تولید می شود. در این میان، داریم، بسیار کتاب‌هایی که هم با نیاز بازار همراستا هستند و هم با کیفیت خوب (محتوایی و فیزیکی) چاپ می‌شوند  اما به دلیل عدم آشنایی ناشر/مولف/مترجم با «بازاریابی»، به فروش مناسب خود نمی‌رسند.

مشکل دیگری نیز وجود دارد. فرآیندهای بازاریابی برای محصولات فرهنگی، گاه متکی به روش های «بازاریابی شفاهی» است که ممکن است انجام آنها به درازا بکشد. همین موضوع طولانی شدن زمان، به نوعی سربار هزینه برای کتاب ایجاد می کند. پخش سنتی نیز موجب ایجاد چنین سربار هزینه می شود. تا کتاب پخش شود، برگشتی‌ها برگردند، چک‌های مراکز پخش نقد شود (اگر بشود) و این پول به حساب ناشر (و مولف یا مترجم) واریز شود، مدت زمان گاه تا یک سال (و حتی بیشتر) به طول می انجامد.

در اینجا، مشکلی خود را نشان می دهد. ناشر، هزینه‌های زیادی را برای تولید کتاب انجام می‌دهد و چون هزینه‌های مربوط به کاهش جریان نقدینگی را بر دوش خود احساس می کند (به دلیل زمان‌بر بودن بازگشت سرمایه)، قیمت کتاب را افزایش می دهد تا این هزینه ها را پوشش دهد. چه بسیار کتاب‌هایی که هزینه تولید آنها با محاسبه همه هزینه ها، کمتر از 50 درصد قیمت پشت جلد آنهاست. در این میان، تعداد قابل توجهی از کتاب‌ها هستند که خریده نمی‌شود که یکی از دلایل آن، همین «بالا بودن نسبی قیمت کتاب» است.

ناشر، برای کاهش هزینه های تولید، از چاپ افست استفاده می کند. در چاپ افست، مجبور هستید یک حداقل تعداد لازم را چاپ کنید که عملاً به شکل هزینه ثابت یا Fixed Cost خود را نشان می دهد. کم نیستند کتاب هایی که مولف یا مترجم می داند تعداد فروش احتمالی آن در کل کشور کمتر از این حد معمول و مرسوم چاپ افست است و حتی گاه، از انتشار آن خودداری می کند.

با پیشرفت‌هایی که امروز در فضای دیجیتال رخ داده، می توان بخش مهمی از این مشکلات را برای بخش قابل توجهی از کتاب‌ها به شکل کامل رفع کرد. بیاید به یک دنیای فرضی پای بگذاریم و ببینیم در این دنیای فرضی (که اتفاقاً اصلا فرضی نیست و همین حالا توسط ناشران بزرگ و معروف جهانی و توزیع‌کنندگان بین‌المللی اجرایی شده) پاسخی برای همه این مشکلات در ایران ترسیم کنیم.

فرض کنید (فقط فرض کنید، فرض محال، محال نیست)، فردی به نام عادل طالبی کتابی می‌نویسد یا ترجمه می کند. کتاب، در سه تا پنج نسخه به صورت دیجیتال چاپ و برای دریافت مدارک و مجوزهای قانونی (مانند شابک و فیپا و خانه کتاب و غیره) چاپ می شود. حالا، کتاب از نظر قانونی، یک کتاب چاپ شده است اما کتاب در واقع چاپ نمی‌شود. بلکه فایل دیجیتالی آن روی یک سری رایانه مرکزی یا Server قرار می گیرد. این رایانه های مرکزی، به فروشگاه‌های اینترنتی وصل هستند. اطلاعات کتاب در اختیار فروشگاه های اینترنتی قرار می گیرد. فروشگاه‌های اینترنتی کتاب (که روز به روز فعال تر و گسترده تر می‌شوند) به صورت یک «ویترین دیجیتال» برای کتاب درمی‌آیند. کتاب توسط مخاطبان دیده می‌شود و خریده می‌شود. هزینه‌اش پرداخت می‌شود. اما پول بابت چه چیزی پرداخت شده؟ چیزی که وجود ندارد! یا لااقل فعلا وجود ندارد. در همان لحظه ای که‌پول پرداخت می‌شود، به رایانه مرکزی، دستور یا Command چاپ داده می‌شود. رایانه مرکزی بر اساس نشانی (Address) خریدار، نزدیکترین POD یا «دستگاه چاپ بر اساس درخواست» را پیدا می کند و دستور چاپ کتاب را به POD می‌دهد. کتاب در دستگاه چاپ می شود، جلد می شود و همراه با آدرس خریدار بیرون می‌آید. مسئول پای دستگاه، کتاب را به پست تحویل می دهد و تمام.

به‌نظر خیالی می‌آید؟ بله. آیا امکان‌پذیر است؟ بله! چون همین حالا فروشگاهی مثل آمازون (و خیلی از ناشران بین‌المللی) دقیقا از همین روش برای بسیاری از انواع کتاب‌ها استفاده می کنند. شما در استرالیا یک کتاب از یک ناشر آمریکایی را می‌خرید. فردا صبح می توانید کتاب خود را تحویل بگیرید کتابی که در واقع در همان شهر خودتان چاپ شده. یا در آمریکا، کتابی را از یک ناشر معروف اروپایی خرید می کنید و بازهم چند ساعت بعد به صورت چاپ شده در آمریکا تحویل می‌گیرید. در حالی که هیچ نسخه چاپ شده ای حتی در 1000 کیلومتری اطراف شما از آن کتاب وجود نداشته است.

امروزه شرکت های مهم مختلفی اقدام به ساخت دستگاه های POD کرده‌اند. از دستگاه‌هایی که کتاب را به صورت جدا وجلد را به صورت جدا تحویل می دهند و کاربر یا اپراتور انسانی باید یک عملیات صحافی محدود هم انجام دهد تا دستگاه های تمام خودکاری که از این سمت، دستور چاپ را می گیرند و از آن سمت کتاب چاپ شده و جلد خورده را تحویل می دهند.

صرفه‌های اقتصادی:

با وجود اینکه در این روش هزینه های تولید هر جلد کتاب مشخصا بالاتر از کتاب های تولید شده با روش افست است، هزینه تولید نهایی ناشر در مجموع بسیار کمتر از تولید به روش افست می شود. به خصوص برای کتاب هایی که تیراژ چاپ یا فروش پایین دارند (مشخصاً زیر 1000 جلد) دارند. و چرا که نه با خواب سرمایه روبرو است، نه با بازگشت (مرجوعی) کتاب بعد از چند ماه و نه مشکلات مربوط به چک را دارد. از آنجا که مشتری حتی قبل از چاپ کتاب، هزینه را پرداخت کرده است، عملاً در پایان هر ماه امکان تسویه حساب در پایان ماه آن هم به صورت نقدی وجود دارد.

ضمن اینکه این اشکال در راهکار POD به تدریج در حال از بین رفتن است. این روزها با توجه به پیشرفت های روزافزون در حوزه چاپ دیجیتال، فاصله موجود بین هزینه تمام شده در روش چاپ دیجیتال با سایر روش های مرسوم و کم هزینه تر (مانند آفست)، دائماً در حال کاهش است. اگر این کاهش قیمت با همین روند ادامه داشته باشد (که عزیزانی که همین امسال در نمایشگاه صنعت چاپ در امارات حاضر بودند، آن را از نزدیک دیده‌اند) تا چند سال آینده عملاً چاپ دیجیتال حتی برای چاپ در تیراژ بالا نیز به صرفه خواهد بود.

صرفه های دیگری نیز در روش POD وجود دارند. عدم اعمال هزینه سربار انبار داری، عدم وجود هزینه سربار کتاب مرجوعی، عدم اعمال هزینه های سربار نگهداری و جابجایی کتاب بین ناشر و مرکز پخش و مرکز پخش و کتاب فروشی ها (که در حال حاضر وجود دارد) عملا هزینه تولید را کاهش می‌دهد، به شکلی که در مجموع، به خصوص برای کتاب هایی با فروش کمتر از 1000 نسخه، راهکار POD بسیار به صرفه تر از روش های مرسوم است.

از سوی دیگر، عدم چاپ کتاب هایی که به فروش نمی روند، عملاً صرفه‌ی دیگری را برای حوزه POD مطرح می کند: صرفه‌های زیست محیطی. با توجه به همین صرفه می توان در تعامل با دولت، خدمات حمایتی نیز (البته به شکل مشوق و نه به شیوه‌ی مشکل آفرین سوبسید یا رایانه مستقیم) دریافت کرد.

همچنین، راهکار POD به تولید کتاب های با کیفیت محتوای ماسب نیز منجر خواهد شد. بسیاری از کتاب های تخصصی و علمی با توجه به عدم انتظار فروش در تیراژ های بالای چند صد نسخه عملاً چاپ نمی شوند. در حالی که در روش POD می توان هر کتابی را به هر تعداد تیراژ کم تولید کرد. از مزایای POD به خصوص در بازارهای گوشه یا Niche Market می توان نام برد. جایی که تعداد مخاطبان برخی کتاب ها بسیار کم است. و این روش یک راهکار طلایی برای امکان عرضه محصول به این بازارهای گوشه بی‌شمار است.

راهکار POD مزایای جالب دیگری هم دارد. برای کشوری مانند ایران که کتاب هایی که در آن تولید می شود در کشورهای همجوار مثل افغانستان و تاجیکستان هم می تواند بازار مناسبی داشته باشد (که به دلیل مشکلات حمل و نقل و ارسال و هزینه بالای آن فعلا از این پتانسیل موجود استفاده مطلوب نشده است) این روش می‌تواند یک راهکار طلایی باشد. چرا که آنچه از تهران به افغانستان یا تاجیکستان منتقل می شود، «بار» نیست، تعدادی «بیت» و «دستور چاپ» است. همه‌ی کارهای دیگر در مقصد انجام می شود. حتی بازاریابی و ویترین دیجیتال آن هم در سایت های محلی یا Local انجام می شود. آنهایی که با مشکلات ارسال محصولات فرهنگی روبرو بوده اند می دانند که چنین مزیتی چه تاثیری می تواند در گسترده تر شدن مخاطبان محصولات فرهنگی تولیدیشان داشته باشد.

مشکلات POD:

مثل هر راهکار خوب دیگری، اثرات جانبی یا Side Effect های مختلفی را از راهکار POD می توان انتظار داشت. از مشکلات POD می توان به چهارموضوع مهم اشاره کرد. اولین نکته این است که چون POD روالی خودکار است، Template های مشخصی برای کتاب ها بید وجود داشته باشد. مثلاً از نظر جلد، به جلد براق و مات محدود می شود و مثلاً نمی توان انتظار جلد های خاصی که گاهی برای کتاب ها انتخاب می شود را در این روش ایجاد کرد. البته فراموش نکنیم که این نوع جلد ها کمتر از 10 درصد تعدد کل عناوین کتاب ها را در بر می گیرد. همچنین برش نمی توان در کتاب ایجاد کرد. مثلاً کتاب های کودکان که خیلی وقت ها دارای برش‌های داخلی و متن‌های برجسته و کاغذهای ویژه و مانند آن هستند هم در این سیستم امکان تولید ندارند. چون ورودی این سیستم معمولاً یکی دو نوع کاغذ برای چاپ و یکی دو نوع کاغذ برای جلد است. البته این مشکل با توجه به اینکه تعداد این نوع کتاب‌های خاص که نیازمند مواد اولیه یا Material خاص هستند خیلی زیاد نیست و می توان از آن چشم پوشی کرد و آنها را با همین شیوه سنتی موجود، تولید و عرضه کرد. کاری که در خارج از ایران هم هنوز انجام می شود.

مشکل دیگری که وجود دارد، هزینه اولیه بسیار بالای راه اندازی آن است که درصورت تجمیع و سرشکن شدن آن، این مشکل حل می‌شود. یعنی نمی توان انتظار داشت هر ناشر برای خود یک POD راه بیاندازد. معمولاً باید یک مرکز طرف قرارداد تعداد زیادی ناشر باشد و تعداد زیادی کتاب در این سیستم قرار بگیرد تا هزینه اولیه راه‌اندازی یا Startup Cost را با تقسیم بر تعداد یا با صرفه مقیاس، کاهش داد.

مشکل بعدی به موضوع «اعتماد» یا Trust بر‌می‌گردد. ناشر معمولاً در ارائه فایل دیجیتال به شخص ثالث احساس خوبی ندارد. راه حل این مشکل، اجرا شدن این راهکار (یعنی راه‌اندازی مرکز POD) توسط یک کسب و کار معروف دیجیتالی موجود است که طی سالیان توانسته اعتماد افراد و کار و کسب های موجود را جلب کند. راهکار دیگر، اجرا یا نظارت یا تضمین امنیت آن توسط یک نهاد مسئول قابل اتکا مثلاً از حوزه وزارت ارشاد است که همین حالا هم ناشران فایل های دیجیتالی کتاب های خود را برای بررسی به آن ارائه می کنند.

مشکل دیگری هم که می‌تواند مورد بررسی قرار گیرد، حذف سیستم سنتی توزیع است. این مشکل، ذاتاً یک مشکل به حساب نمی آید بلکه در آغاز کار معمولاً حساسیت هایی را ایجاد می کند. اصولاً خدمات مبتنی بر فناوری‌های دیجیتال موجب حذف یا کاهش هزینه ها می شوند. اصولا در حوزه «فناوری های متحول کننده» یا Disruptive Technology این مشکل همیشه در آغاز کار موجب بروز نارضایتی‌هایی می‌شود. ما با این مشکل در جاهای دیگر هم روبرو بوده ایم. به عنوان مثال، کسب و کارهای واسطه ای به تدریج و با رونق گرفتن ابزارهای حوزه C2C که افراد بدون نیاز به واسطه ها می توانند محصول یا خدمت خود را به مشتریان بالقوه عرضه کنند و مشتریان می توانند بدون واسطه محصول ا خدمت خود را از تولید کننده دریافت کنند عملاً موجب اعتراض شرکت های واسط و اتحادیه های مربوطه می شود. این مشکل را در حوزه حمل و نقل شهری و نقل و انتقالات ملک و املاک در سال گذشته در همین ایران مشاهده کرده ایم.

اما واقعیت این است که همان طور که وقتی عکاسی آنالوگ جای خود را به عکاسی دیجیتال (Digital) داد و کسب و کارهای مبتنی بر فناوری آنالوگ (Analog) در حوزه عکاسی (مثل ظهور و ثبوت عکس و ...) جای خود را به کسب و کارهای مرتبط به چاپگرهای رنگی دادند، در این نوع کسب و کارها هم، کسب و کارهای قدیمی حذف می شوند  اما کسب و کارهای جدید ایجاد می شود. در مجموع، بُرد، با تولید کننده و مصرف کننده خواهد بود و واسطه ها نیز به تدریج ناچار به تغییر زمینه کاری از واسطه گری به تولید محصول یا خدمت خواهند بود. در پایان این دوره گذار و تغییر، و در بلند مدت، ماحصل کار، به نفع کل جامعه و اقتصاد آن خواهد بود.

 

منبع: باشگاه خبرنگاران

 

وجود ماهواره، تلویزیون و شبکه های اجتماعی فرصت کتابخوانی را از مردم گرفته است. و بسیاری از چاپخانه هایی که کار چاپ کتاب را انجام میدهند با کاهش انتشار کتاب مواجه شده اند همچنین مشکلات دیگری همچون مالیات، نبود نرخ ثابت باعث کم کار شدن چاپخانه داران شده است. چاپ و نشر  در این خصوص به گفت و گو با مدیران چاپ شفق نشست ماحصل این گفت و شنید را در ادامه می‌خوانید.

 

محمد شریف زاده، مدیر چاپ شفق در خصوص اینکه چگونه وارد عرصه چاپ شد گفت: بنده از دوران ابتدایی به همراه دایی ام در چاپخانه تابان آقای فلسفی کار کرده ام و در آن زمان بود که با صنعت چاپ آشنا شدم. بعد از آن در چاپخانه بانک ملی به عنوان صحاف با آقای مصلحی به مدت دو سال کار کردم، همچنین بعد از کار در چاپخانه بانک ملی در شرکت انتشار چاپ که توسط آقایان مهندس بازرگان و طالقانی در خیابان باب همایون به مدیریت آقای محجوب تاسیس شد بنده به عنوان مدیر داخلی  به مدت یک سال مشغول به کار شدم.

وی ادامه داد: در آن زمان بخاطر چاپ کتاب های بازرگان، مطهری و شریعتی با ساواک به این دلیل که کتاب‌ها مورد تایید آنها نبود درگیر شدم. ماموران ساواک آنقدر ما را اذیت کردند که شرکت تعاونی انتشار منحل شد.

بعد از آن از قم و جاهای دیگر پیشنهاد کاری زیادی داشتم که آقای باهنر از من درخواست کردند که با چاپ کتاب های درسی همکاری کنم. بعد از آن به دفتر نشر فرهنگ اسلامی در خیابان روزلولت رفتم. تا زمان شهادت باهنر آنجا کار می کردم. باهنر قبل از شهادت به من گفتند که دفتر نشر مدیریت لازم دارد. بعد از شهادت باهنر آقای عابدینی از من خواستند که به دفتر نشر فرهنگ اسلامی بروم.

شریف زاده افزود:  سال 1362  زمانی که در چاپ کتاب های درسی کار می کردم زمان جنگ بود. در آن زمان شرکت دو تا مدیرعامل داشت یکی به عنوان مدیرعامل تولید و دیگری مدیرعامل توزیع. ما برای جبران کمبودهایمان به شرکت کاغذ پارس متوسل شدیم که ابتدا قبول نمی کردند ولی بعد از مذاکرات و توجیه فراوان 200 تن کاغذ برایمان فراهم کردند بعد با گرفتن کاغذ ها  به کارخانه سر و سامان دادند، کم کم، برق و تلفن ها راه اندازی شد تقریبا   700 نفر پرسنل داشتیم که خیلی دلسوزانه با ما همکاری میکردند. در زمان در کتابخانه ملی جلسه ای بود که از من خواستند سخنرانی در خصوص چاپ داشته باشم. بنده در آن جلسه مطرح کردم که چاپ گهوار تمدن مملکت است زیرا تمام نوشته های اندیشمندان باید چاپ شود تا مردم آنها را بخوانند و درک کنند.

در ادامه عابدینی به عنوان مدیر دیگرچاپ شفق، درباره اینکه چگونه با صنعت چاپ آشنا شده است گفت: بنده  از سال 44 با مرحوم سعیدزاده و حسینی در چاپخانه تابان واقع درخیابان ناصر خسرو کارم را با یک دستگاه ملخی شروع کردم و تا سال 56 هم ادامه داشت. از سال 56  تا سال 92 مدیر فنی چاپخانه بودم. منتها بنده از همان سال 52 به دنبال راه اندازی چاپخانه ایی برای خود بودم. سال 57 انقلاب شد و سال بعد انقلاب  ما درخواست  جواز چاپخانه دادیم که ارشاد  با درخواست ما موافقت کرد و از آن زمان است که با آقای شریف زاده همکاری می کنم. و در چاپ شفق بیشتر کارهای اجرایی چاپخانه به عهده بنده است.

عابدینی در خصوص مشکلات چاپخانه افزود: چاپخانه با مشکلاتی همچون، مالیات، بیمه و ناعدالتی، بیکاری و ثابت نبودن قیمت امور چاپی و ثبت نکردن دستگاههای نو و... است.

 رو به رو است. البته نا گفته نماند اگر مالیات به حق باشد ما شکایتی از پرداخت آن نداریم. ما چند سالی است که چاپ شفق را تاسیس کردیم از سال 91 مبلغ 72 میلیون تومان برایمان مالیات بستند ما هم پرداخت کردیم. نامه هایش هم موجود است. و در حال حاضر با توجه به اینکه ما مالیات بر ارزش افزوده را پرداخت کرده ایم باز نامه آمده که 70 میلیون باید مالیات بر ارزش افزوده پرداخت شود. برای چاپخانه چهارگل هم 20 میلیون مالیات خواستند که ما شکایت کردیم و الان در حال پیگیری آن هستیم.

 

مدیر چاپ شفق  در پاسخ به این پرسش که آیا بازار کارتان خوب است؟ مشتری دارید؟ اضافه کرد: رده کاری ما از ابتدا تا کنون چاپ کتاب بوده اما اکنون  کارها به سمت، فضای مجازی و کتابهای الکترونیکی رفته است، به طور مثال سال 57 تیراژ کتابهای ما 30 هزار بود اما حالا تیراژ به 500 یا 600 عدد رسیده و آن هم به صورت چاپ دیجیتال منتشر میشود. یکی از دلایل که کاهش تیراژکتاب وجود ماهواره و تلویزیون و شبکه های اجتماعی است که فرصت کتابخوانی را از مردم گرفته است.

معاون امور فرهنگی و قرآنی اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان زنجان گفت: طی ۶ ماهه امسال ۹۳ عنوان کتاب توسط ناشران این استان چاپ شد.

 

به گزارش چاپ و نشر، ابراهیم قاسمی افزود: تابستان امسال با تالیف ٣٣ عنوان کتاب و ترجمه ١٥ عنوان کتاب دیگر در چاپ نخست، بازار نشر این استان همچنان رونق خود را حفظ کرد.

وی ادامه داد: ۳۳ عنوان کتاب چاپ در تابستان امسال با تیراژ ٣٦ هزار و ٥٠٠ نسخه روانه بازار شد.

معاون امور فرهنگی و قرآنی اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان زنجان  ادامه داد: در سه ماهه نخست سال جاری ٤٥ عنوان کتاب تالیفی نیز برای نخستین بار در استان به چاپ رسید و مجموع تیراژ کتاب‌های تالیف شده چاپ اول در سه ماهه اول امسال ٤٩ هزار و ٥٠٠ نسخه بود.

قاسمی همچنین گفت: امسال نیز همچون سال های گذشته برای حمایت از ناشران استانی برنامه خرید کتاب از آن ها در دستور کار اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی قرار دارد.

معاون امور فرهنگی و قرآنی اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان زنجان از صدور مجوز فعالیت ٦ موسسه فرهنگی و هنری در این استان از ابتدای سال جاری خبر داد.

قاسمی همچنین به تمدید مجوز ٦ موسسه دیگر در مدت زمان یاد شده اشاره کرده و افزود: از ابتدای سال ٩٦، موسسه اندیشه‌گران افق اشراق به مدیرمسئولی اسمعیل رحمانی، موسسه رایحه سیب سرخ به مدیر مسئولی حسن پیری، موسسه ایده‌پردازان هنر ماندگار زنجان به مدیرمسئولی پریا حسنی، موسسه ندای حیات هنر به مدیرمسئولی محمد ذوالقدری در شهرستان خدابنده، موسسه صدای اندیشه اشراق به مدیرمسئولی سیده فیروزه موسوی و موسسه راه سبز خوبان به مدیرمسئولی سیروس میرزایی موفق به اخذ مجوز از این اداره کل شدند.

وی ادامه داد: موسسه‌ شمع طریقت اشراق به مدیرمسئولی حسین سلطانی، موسسه کیش خوبان به مدیرمسئولی بهنام عربی زنجانی، موسسه نیلو فیلم به مدیرمسئولی حسین محمدی از شهرستان طارم، موسسه خورشید قلم زنجان به مدیر مسئولی سمیه میناخانی، موسسه مجریان شهر سبز به مدیرمسئولی علی اکبر زارع از شهرستان خرمدره، موسسه سمت گنجینه ققنوس به مدیرمسئولی اکبر کریمی نیز در ٦ ماهه اول سال جاری تمدید مجوز انجام دادند.

قاسمی ادامه داد: در شش ماهه اول سال جاری پروانه تاسیس برای دو واحد چاپ و واحدهای وابسته نیز با عناوین چاپ دیجیتال قدس در شهر سجاس از شهرستان خدابنده به مدیرمسئولی جعفر گنج‌خانلو و چاپ افست وصال از شهرستان خرمدره به مدیرمسئولی محسن احمدی قیداری صادر شده است.

 

منبع: اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان زنجان

 به کسانی که علاقمند هستند برای کودک کار کنند توصیه می کنم که عجله ای برای چاپ کتاب نداشته باشند. خیلی بیشتر از حد تصورشان باید با زبان کودک، سلیقه ها و علائق آنها آشنا شوند. تمام اصول شعر را رعایت کنند که روزی شرمنده نشوند.

همیشه پدر و مادرها علاقمند هستند که کودک دلبندشان بهترین شغل را در آینده داشته باشد، اما گاهی این آرزو همان رویا باقی می ماند و از خاطر می برند که فرصتی برای رسیدن به هدف یا تحقق بخشیدن به رویایشان صرف نکرده اند.

درخت زندگیشان چنار می شود، به بار نشسته اما بی میوه و بی سایه، انگور می شود میوه می دهد اما وابسته به تکیه گاهی، سیب یا انار یا میوه ای آبدار نمی شود که نمی شود. نمی دانیم که بهترین فرصت برای علاقمند کردن کودکان به کتابخوانی بین سنین چهار تا شش سال است که اگر به هفت سالگی رسید سخت تر می توان آنها را علاقمند به کتابخوانی کرد.

 

از خود سوال کنید که امسال برای کودک دلبندتان چه کرده اید؟ کلاس ها و هزینه های گزاف برای آموزش و معلم خصوصی بی تاثیر است؛ این بار پای رفتارهای خود به قضاوت بنشینیم که چقدر برای کودکان امروز و جوانان فردا الگوهای خوبی بوده ایم؟

آذر صادقیان: به مناسبت روز کودک در خدمت کارشناس ادبیات خانم آذر صادقیان هستیم. شش کتاب در زمینه شعر کودک با عناوین «لالایی با طعم میوه»، «تاب تاب ابر و باد»، «قطار و رودخونه»، «بادکنک کجا میری سفر؟»، «زنی مهربان پیش بره ها» و «هوهوهو چی چی می رسد قطار»، تا کنون از او به چاپ رسیده است.

از چه سالی شعر برای کودک را شروع کردید؟

 از سال۸۴ به صورت جدی کار برای کودک را شروع کردم. همیشه بچه ها را دوست دارم و عجیب عاشق آنها هستم. قبلا در مهدکودک مربی بودم. در نوجوانی علاقمند بودم که بچه های فامیل و دوستان را دور خود جمع کنم و برایشان شعر بخوانم. شعرهای بدون بند و قافیه، بصورت ریتمیک، آنها هم به من علاقمند شده بودند و این برایم بسیار خوشایند و لذت بخش بود.

زمانیکه ازدواج کردم و بعدها برای دختر سه ساله ام شعر می خواندم. از من می خواست که برایش لالایی با میوه بخوانم؛ این انگیزه ای شد که برایش لالایی با طعم میوه بگویم و اولین شعر، لالایی با طعم گلابی شد!

لالا لالا گلابی

خیال کن روی تابی

توی قایق رو آبی حالا راحت می خوابی

این اولین شعری بود که برای نسترن دخترم خواندم و او بسیار دوست داشت.

چرا تصمیم گرفتید که شعرهای لالایی را چاپ کنید؟

 مشوقان اصلی من برای چاپ کتاب بچه هایم بودند. دخترم نسترن اصرار داشت که من شعرهای لالایی دیگری بگویم. این به من انرژی می داد که شعرهای دیگری با میوه ها بنویسم و وقتی شعرها را برای بچه های اقوام و دوستان می خواندم ذوق آنها اشتیاق مرا دو صد چندان می کرد. تصمیم به چاپ کتاب گرفتم. با اینکه بعد ده سال هنوز کسانی که کتاب را دارند می گویند تجدید چاپ کن ولی خودم دیگر مطمئن نیستم.

چرا؟!

 چون حرفه ای کار نکرده بودم و زیر نظر استادی کتابم را به اتمام نرسانده بودم. تنها به مطالعه های خودم بسنده کرده بودم. درست است که با بند و قافیه ها آشنا بودم ولی کافی نبود. اگر به ده سال گذشته برمی گشتم با دقت و وسواس بیشتری کار می کردم که کتاب قوی تری وارد بازار کنم. حتی به کسانی که علاقمند هستند برای کودک کار کنند توصیه می کنم که عجله ای برای چاپ کتاب نداشته باشند. خیلی بیشتر از حد تصورشان باید با زبان کودک، سلیقه ها و علائق آنها آشنا شوند. تمام اصول شعر را رعایت کنند که روزی شرمنده نشوند.

عده ای تصور اشتباهی دارند گمان می کنند که کار برای کودکان، تنها شکستن کلمات است؛ برعکس کلماتی که برای کودکان استفاده می شود فوق العاده باید با ظرافت و لطافت باشد. باید با بچه ها ساعتها وقت بگذرانند که بدانند کودکان از چه واژه هایی برای مکالماتشان استفاده می کنند. شعرها را بارها برایشان بخوانید، در چشمانشان نگاه کنید که آیا گیج و گنگ است؟ یا نه معنی شعر شما را می فهمد.

عکس العمل کودکان در مقابل شعری که برایشان خوانده می شود خیلی مهم است. شاعرانی هستند  که کار اولشان است و برای چاپ مجموعه شعرهایشان با من مشورت می کنند که حاضر هستند وام بگیرند و اثر خود را چاپ کنند اما واقعا کارهای ضعیفی است؛ نه اینکه خدایی نکرده بخواهم کار آنها را بی ارزش جلوه دهم نه، ولی ازطرفی هزینه های چاپ بسیار بالاست من نمی خواهم راه اشتباهی که من رفته ام را آنها نیز بروند. زمانی که کتاب چاپ شد دیگر نمی توان کاری کرد. آنها باید در کلاس های مختلف شرکت کنند و از تجربیات دیگران در این زمینه استفاده کنند.

در کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان هم فعالیت می کنید؟

 بله همکاری می کنم و مرا در مراسم ها دعوت می کردند که امسال به عنوان مربی ادبیات دعوت شدم و به عنوان مربی مدت کوتاهی فعال بودم. از زمانیکه فعالیت هایم را در کانون شروع کردم خیلی احساس رضایت می کنم. احساس می کنم که در کنار کودکان چیزهای زیادی یاد می گیرم؛ خیلی تجربه خوبی است.

چرا در کشور ما بچه ها علاقه زیادی به کتاب خواندن ندارند؟ مدام بحث سر این است که سرانه مطالعه در کشور پایین است.

 فرزندان از رفتار ما می آموزند نه کلام، باید همه چیز از خانواده شروع شود. اگر پدر و مادر کتاب مطالعه کنند فرزندان هم شروع به کتابخوانی می کنند. تلاش برای تربیت کودکان بی فایده است آنها شبیه ما خواهند شد، اول باید خودمان را تربیت کنیم تا آنها هم تربیت شوند. الان به جای کتاب، موبایل دست همه است. در گام اول، پدر و مادر باید با کتاب آشتی کنند، کتاب در خانه باشد، خریدن کتاب های رنگارنگ تاثیری در مطالعه کودکان ندارد.

از طرفی به نظر من مطالعه در رده های سنی متفاوت است. کودکان خردسال علاقمند هستند که پدر و مادر در کنارشان بنشینند و برایشان کتاب بخوانند اما متاسفانه عده ای از پدر و مادرها هیچوقت چنین کاری را انجام نمی دهند. باید وارد دنیای کودکانه شوند با کودک قد بکشند و بزرگ شوند. خصوصا مادران که بیشترین زمان را در کنار کودکان می گذرانند.

بعضی از مادرها عادت دارند یک سری اسباب بازی پیش بچه بگذارند که راحت تر به کارهای خودشان رسیدگی کنند. نظم و انضباط خانه در اولویت است؛ شاید نمی دانند که کودک آنها همیشه همین قدر نمی ماند. اینها فرصت رشد و خلاقیت را از کودکانشان می گیرند. بنظر من در کنار کودکان می توان صبورتر شد، مهربان تر شد، باید با بچه ها سرگرم شوند که مادرهای شاداب تر داشته باشیم.

یک گلایه ای که از مسئولین دارم اینکه در رده های سنی راهنمایی و دبیرستان نوجوان با انبوه از کتاب ها سر و کله می زند و تمام دغدغه اش کنکور و کسب بهترین رتبه است. اینجاست که خلاقیت از نوجوان گرفته می شود. او تمام تلاشش را می کند که فقط فورمول ها را حفظ کند که در دایره رقابت از دیگران عقب نماند. تنها حفظ می کنند اما کاربرد فرمول برایشان اهمیت ندارد.

چه تفاوتی بین کتابهای کودک در ایران با دیگر کشورهای خارجی وجود دارد؟

 انتخاب موضوع و تصویرگری کتاب های خارجی با ما بسیار متفاوت است. ما در کتاب ها فقط می خواهیم خیلی واضح و نصیحت وارانه آموزش دهیم. خودم شخصا کتاب های ترجمه شده را که می خوانم، می بینم که به شیوه های بسیار جذابی نوشته شده. سبک آنها بسیار با ما متفاوت است و آموزش همراه با بازی است. نویسنده خودش را جای کودک گذاشته است. رفتار خود کودک است ولی شخص دیگری جای کودک ایفای نقش می کند. کودک باور می کند انگار که بیرون ایستاده و اتفاقات را تماشا می کند.

نویسنده با زیرکی کار را فانتزی می کند مثلا راجع به مسواک زدن کودک می گوید: خرس هر شب مسواک می زد اما یک شب مسواک نزد و این شروع اتفاقات برای خرس است در حوزه کودک ما جای کار داریم. گاهی خیلی ضعیف برخورد کرده ایم.

در مورد کودکان صحبت کردید که گاهی کتابهای ضعیفی وارد بازار می شود. آیا می توان گفت که در مورد کودکان هم کم لطفی زیاد است؟

 خداراشکر زمانه خیلی عوض شده، در دوران قبل دسترسی به کتاب برای کودکان محدود بود ولی الان نه؛ کانون های آموزش و پرورش در تمام نقاط کشور هست. مراکز آموزشی با هزینه های کم فراهم است. پیشنهاد می کنم که خانواده ها به کانون فکری منطقه خودشان سری بزنند و از نزدیک با محیط آشنا شوند.

از طرفی کتاب های متنوع آموزشی بسیار زیادی در دستور کار است. بنظر من اگر پدر یا مادر از سلیقه و علائق کودکش بی اطلاع است مقصر اول و آخر خانواده است، چرا که الان با انبوه زیاد کتاب های چاپ شده بسیار عالی داخلی و ترجمه شده روبرو هستیم که راحت در دسترس همگان است. از کتاب های ایران شناسی گرفته تا تخیلی و تمام سبک ها، بستر برای رشد خلاقیت فرزندان ما فراهم است.

بنظر خودتان مادر خوبی هستید یا کودک خوبی بودید؟

 احساس می کنم در هر دو نقش خوب بودم؛ اول اینکه دوران کودکی ما با الان بسیار متفاوت بود، خبری از این همه امکانات تفریحی و رفاهی و آموزشی نبود. ایام جنگ هم بی تاثیر نبود. پدرم مرد بسیار مهربانی هست او با ما همبازی می شد. برای ما کتاب و شعر می خواند. نوار کاست می آورد هنگام شعرخوانی صدای ما را ضبط می کرد.

من همچون دختران همسن و سالم در دوران کودکی بچه ها خاله بازی می کردم و در کودکی هم همین روحیه آرام را داشتم و احساس می کنم آن بازی های کودکانه ما را قوی تر کرد که نسبت به دختران امروز زنان محکم تر و استوارتری باشیم. در مورد نقش مادری هم، هیچ کس نمی تواند ادعا کند که کامل است اما من برای بچه هایم وقت می گذاشتم که محیط شاد داشته باشند و در خانه احساس آرامش کنند. در کودکی با هم کتاب می خواندیم و کاردستی درست می کردیم. الان هم که بزرگ شده اند همچنان محیط گرم و صمیمی است.

منبع: ندای اصفهان