رئيس اتحاديه ناشران و كتابفروشان استان قم از اجراي طرح تابستانه كتاب در 87 كتابفروشي قم خبر داد.

 

به گزارش چاپ و نشر، حمید خرمی ، با اشاره به آغاز طرح تابستانه کتاب از 15 مرداد امسال اظهار کرد: این طرح به مدت 20 روز در سراسر کشور برگزار می‌شود و 87 کتابفروش قم در این طرح شرکت دارند.

وی خاطرنشان کرد: یارانه‌ 20 درصدی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به این طرح اختصاص داده شده و 10 تا 30 درصد تخفیف از سوی کتابفروشان به مخاطبان این طرح عرضه می‌شود و در مجموع این طرح شامل 30 تا 50 درصد تخفیف است.

رئیس اتحادیه ناشران و کتابفروشان استان قم با اشاره به هدف طرح تابستانه کتاب گفت: هدف این طرح ترویج کتاب و کتابخوانی است به طوری که با اختصاص یارانه میزان کتابخوانی بین علاقه‌مندان افزایش پیدا می‌کند و افراد می‌توانند کتاب‌های مورد نیاز خود را با تخفیف بیشتر تهیه کنند در نتیجه کتاب با قیمت کمتر در اختیار مخاطب قرار می‌گیرد.

وی با بیان اینکه ترویج کتاب و کتابخوانی و حمایت از خوانندگان در این طرح پیگیری می‌‌شود عنوان کرد: افراد طی تماس زمان اجرای طرح را جویا می‌شوند تا کتاب‌های مورد نیاز خود را با تخفیف مناسب تهیه کنند و این طرح در کسب و کار کتابفروشان رونق ایجاد کرده است.

خرمی یادآور شد: اسامی کتابفروشان مشمول این طرح در سایت خانه کتاب موجود است بنرهایی نیز مقابل هر کتابفروشی نصب شده تا افراد به آسانی بتوانند کتاب‌های خود را تهیه کنند.

وی خاطرنشان کرد: مطالعه کتاب سبب تقویت دانش فرهنگی افراد می‌شود و در فعالیت افراد تأثیرات مثبت بر جای می‌گذارد به طوری که می‌توانند اثرات آن را در زندگی روزمره خود احساس کنند.

رئیس اتحادیه ناشران و کتابفروشان استان قم با بیان اینکه 200 کتابفروش و هزار و 200 ناشر در سطح استان وجود دارد گفت: با توجه به شرایط رکودی که در بازار نشر و کتاب وجود دارد اجرای چنین طرح‌هایی در افزایش فروش کتاب تأثیرگذار است.

 

منبع: فارس

نشست هم‌اندیشی و بررسی طرح‌های حمایتی از کتابفروشان (تابستانه کتاب) با هدف تبادل نظرات و انتقال تجربیات سه شنبه (۱۰ مرداد) از سوی خانه کتاب برگزار می‌شود.

 

به گزارش چاپ و نشر، نشست‌ هم‌اندیشی و تبادل نظرمسئولان اجرایی طرح های حمایتی از کتابفروشان با حضور تشکل‌های نشر، کتابفروشان و اصحاب رسانه به منظور بررسی طرح های حمایتی از کتابفروشان (تابستانه کتاب) سه شنبه (۱۰ مرداد) در سرای اهل قلم خانه کتاب برگزار می‌شود.

طرح «تابستانه کتاب» با شعار «این چنین دوست کتاب است از او دست مدار» از ۱۵ مردادماه در کتابفروشی‌های سراسر کشور آغاز می‌شود که بر این اساس علاقه‌مندان و خریداران کتاب با همراه داشتن کارت ملی، می‌توانند از تخفیف ۲۰ تا ۲۵ درصدی خرید کتاب در این طرح تا سقف یکصد هزار تومان استفاده کنند.

نشست‌ هم‌اندیشی و تبادل نظر به منظور بررسی طرح های حمایتی از کتابفروشان (تابستانه کتاب) سه شنبه (۱۰ مرداد) ساعت ۱۰ در سرای اهل قلم واقع در خیابان انقلاب، خیابان برادران مظفرجنوبی، کوچه خواجه نصیر، پلاک ۲، برگزار می‌شود.

 

منبع: مهر

رئیس اتحادیه ناشران و کتابفروشان تهران یکی از علل تداوم پدیده قاچاق کتاب در ایران را عدم تناسب بین جرم مربوط به سرقت ادبی و مجازاتی که قانون برای آن تعیین کرده است، عنوان کرد.

 

به گزارش چاپ و نشر، محمود آموزگار رئیس اتحادیه ناشران و کتابفروشان تهران عصر امروز دوشنبه ۱۹ تیرماه در برنامه زنده رادیویی «سکوت کتاب» با موضوع «واکاوی پدیده قاچاق کتاب در ایران» که از شبکه فرهنگ پخش می‌شد، درباره ماهیت این پدیده، گفت: شاید عنوان «قاچاق کتاب» عبارت رسایی برای اتفاقاتی که در بازار نشر ما رخ می‌هد، نباشد؛ اما به هر حال هر چیزی که به صورت غیرقانونی عرضه می‌شود، می‌تواند در تعریف مفهوم قاچاق بگنجد.

وی افزود: ما در برنامه‌ای که خودمان در اتحادیه ناشران و کتابفروشان تهران در دستور کار قرار داده‌ایم، مقصودمان را از قاچاق کتاب مشخص کرده‌ایم؛ قاچاق در این مفهوم، یعنی انتشار غیرقانونی کتاب‌های مکتوب و دیجیتال. شاید عنوان درست این ماجرا، همان سرقت ادبی باشد و طبیعتاً اگر بخواهیم پیگیری کنیم، باید به قانون حمایت از حقوق مولفان و مصنفان مصوب سال ۱۳۴۸ مراجعه کنیم.

رئیس اتحادیه ناشران و کتابفروشان تهران اضافه کرد: ناشرانی که آثار موفقی را منتشر می‌کنند، تعداد این آثار تقریباً حدود ۱۰ درصد همه عناوینشان را شامل می‌شود و اینها شانس رسیدن به چاپ‌های بالاتر را کسب می‌کنند؛ بدیهی است چنین کتاب‌های خوش شانسی ممکن است با این پدیده (سرقت ادبی) رو به رو شوند. آن ناشر با سود این ۱۰ درصد است که می‌تواند هزینه‌های ۹۰ درصد مابقی کتاب‌هایش را پوشش دهد.

آموزگار ادامه داد: متاسفانه اشتیاق به مطالعه آثاری که مجوز ندارند یا مجوزشان منقضی شده، این زمینه را در بازار نشر ایجاد کرده که این کتاب‌ها توسط عده‌ای به صورت غیرقانونی منتشر شوند. آنها (سودجویان) توجیه می‌کنند که به هر حال ما داریم به نیازهای مخاطبان می‌پردازیم اما واقعیت این است که دولت و حاکمیت باید فکری برای این مسئله بکند؛ یا اینکه زمینه انتشار رسمی این آثار را فراهم کند تا دیگر شاهد کپی کردن غیرقانونی این آثار نباشیم یا با این قبیل سودجویان برخورد جدی بکند.

وی همچنین گفت: من البته خیلی امیدوار نیستم که ما به زودی به این نقطه برسیم که همه کتاب‌ها بتوانند بدون کمترین مشکل منتشر شوند و رواداری‌مان به حدی برسد که هر کسی به آنچه که دوست دارد بخواند، دسترسی پیدا کنند و این افکار عمومی و وجدان عمومی باشد که در مورد آنها بخواهد قضاوت کند.

رئیس اتحادیه ناشران و کتابفروشان تهران افزود: ما در این زمینه باید به عواملی که ویژگی بازدارندگی داشته‌اند و هنوز هم دارند، بپردازیم؛ قانون حمایت از حقوق مولفان و مصنفان از سال ۴۸ در دست اجراست اما خیلی کاربرد نداشته چون پذیرش این نکته که مالکیت فکری مقوله‌ای است که انسان را ملزم می‌کند که به آن احترام بگذارند، هنوز به باور ما راه نیافته است.

آموزگار با ذکر مثالی کوشید این عبارت را بیشتر توضیح دهد و گفت: هنوز در همان فضای مجازی جایی که داستان نویسان خودشان هم حضور دارند، وقتی یکی می‌پرسد که فلان داستان را از فلان نویسنده دارید یا ندارید؟، ده‌ها نفر برای به اشتراک گذاشتن فایل دیجیتال آن اعلام آمادگی می‌کنند!

وی ادامه داد: الان در همین کتاب‌هایی که به صورت غیرقانونی منتشر می‌شوند، آثار زیادی را پیدا می‌کنیم که به صورت قانونی هم منتشر شده‌اند ولی طبیعتاً آن مترجم و آن ناشر که به صورت قانونی کار خود را پیش برده‌اند، متضرر شده‌اند و می‌شوند.

رئیس اتحادیه ناشران و کتابفروشان تهران افزود: متاسفانه اول اینکه کار فرهنگی مناسبی روی مجموعه قوانین مربوط به حوزه مالکیت فکری انجام نشده و دوم اینکه ما این مجموعه قوانین موجود را هم به صورت ناقص اجرا می‌کنیم؛ نمی‌شود بگوئیم که شما در مورد کتاب‌های خارجی مجازید که هر نوع دوست داشتید رفتار کنید اما در مورد کتاب‌های داخلی باید طبق قانون عمل کنید؛ پس بخشی از مسئله به نگاه دوگانه‌ای که با این حقوق داریم، برمی‌گردد؛ یک امر نمی‌تواند برای شهروندان کشور ما درست باشد اما در مورد خارجی‌ها غلط باشد.

آموزگار تاکید کرد: سال ۴۸ یعنی سالی که قانون حمایت از حقوق مولفان و مصنفان تصویب شد، اتفاقاً مقارن با تصویب الحاقیه کنوانسیون برن است و در آن مقطع، تصویب این قانون یک اتفاق بسیار مبارک بود چون برای اولین بار به صورت مشخص حقوق مالکیت فکری را وارد ادبیات حقوقی ما کرد. اما اشکالش این است که این مسئله و قانون محدود به داخل کشور ماست.

وی افزود: جالب است که اغلب تدوینگران قانون که از قضا بیشتران را هم روشنفکران ما تشکیل می‌دادند، مخالف رعایت حقوق مولفین و ناشران خارجی بوده‌اند و بیشتر نگاهشان به حقوق مولفان داخلی بوده است. البته وقتی به سابقه انتشاراتی مثل فرانکلین برمی‌گردید، می‌بینید که مرحوم صنعتی‌زاده در ترجمه آثار خارجی، مبلغ ناچیزی را هم به آنها (پدیدآورنندگان اصلی و خارجی آثار) پرداخت می‌کرد که به نوعی به حقوق آنها هم احترام گذاشته باشد.

رئیس اتحادیه ناشران و کتابفروشان تهران تاکید کرد: در واقع آنچه قانونگذار ما در تصویب آن قانون دنبال می‌کرد، این بود که ناشران را به مراعات کردن حقوق مولفان ملزم کند. مثلاً این قید که شمارگان کتاب حتماً در صفحه اول کتاب بیاید، برای این بود که مولف بعدها بتواند پیگیر حقوق خودش بشود.

آموزگار گفت: ماده ۱۳ قانون حمایت از حقوق مولفان و مصنفان تا ۳۰ سال حق استفاده از اثر را در اختیار ناشر قرار داده و این برای این است که جانب مولف را بیشتر از ناشر گرفته باشد که البته خودش یک ایراد جدی است.

وی همچنین به متناسب نبودن مجازات‌ها با جرم‌هایی که در این قانون نامشان ذکر شده، اشاره کرد و گفت: در این قانون مجازات‌های تعیین شده تناسبی با جرم‌ها ندارد؛ کسی که مرتکب سرقت ادبی می‌شود، در قانون ذکر شده که به ۳ ماه تا ۶ ماه و یا ۶ ماه یا یک سال حبس محکوم می‌شود این مسائل باید بازنگری شود؛ چرا که به هر حال همان کسی هم که مرتکب سرقت ادبی می‌شود، ممکن است صبغه‌ای فرهنگی داشته باشد؛ مثلاً برای یک استاد دانشگاه که مرتکب چنین عمل خلافی می‌شود، شاید توبیخ یا درج مسئله در پرونده دانشگاهی‌اش، سنگین‌تر از مجازات تعیین شده در قانون باشد.

 

رئیس اتحادیه ناشران و کتابفروشان تهران با ذکر مثالی، پرداختن به این موضوع را خاتمه داد و گفت: ما نمونه‌ای داریم که یک استاد دانشگاه تهران یک سخنرانی از یک استاد بسیار والا را به نام خودش در روزنامه اطلاعات منتشر کرد و زمانی که ماجرا به گوش پدرخانم او رسید، او (پدرخانم سارق ادبی) تهدید کرد که دخترش دیگر اصلاً نباید با این فرد زندگی کند و اتفاقاً زندگی آنها را تا به آخر تحت تاثیر همین مسئله بود.

منبع: مهر

منفعت فروش کتاب متعلق به کتابفروش است. وقتی شما این منفعت را از این‌ها بگیرید و به بهره‌برداران محدودی مثل نشر شهر بدهید موازین قانونی رعایت نشده است. باغ کتاب متعلق به شهرداری است و منابع مالی از عوارضی تامین شده که شهروندان این شهر یعنی من و شما پرداخت کرده‌ایم.

 

به گزارش چاپ و نشر، باغ کتاب تهران سرانجام پس از سال‌ها که در مرحله احداث باقی مانده بود، امروز دوشنبه دوازدهم تیرماه افتتاح می‌شود. در واگذاری این پروژه؛ بخش خصوصی همچون شرکت دنیای ماه‌پیشونی نیز با اتکا به یک مزایده به عنوان بخشی از سهامداران این پروژه حضور داشته‌ است اما حال که به افتتاح و آغاز به کار باغ کتاب رسیده‌ایم؛ نگرانی‌هایی از تاثیر منفی باغ کتاب به عنوان مکانی با کارکرد نمایشگاه دائمی بر بازار کار کتابفروشی‌ها ایجاد کرده است. محمود آموزگار (رئیس اتحادیه ناشران و کتابفروشان) در گفت‌وگویی از چرایی این نگرانی‌ها گفته و اینکه باغ کتاب به عنوان یک حق عمومی نباید به گونه‌ای مدیریت شود که تنها منافع عده‌ای خاص را مدنظر داشته باشد.

مشروح این گفت‌وگو را در ذیل می‌خوانید.

همیشه کتابفروشان و بخش عمده‌ای از ناشران از نبود ویترین کافی برای عرضه و فروش کتاب گلایه‌مند بوده‌اند. موضوع عدد و رقم معکوس تعداد کتابفروشی‌ها و ناشران هم واقعا یکی از چالش‌های جدی صنعت نشر ما هست. حال که موضوع باغ کتاب به میان آمده؛ به نظر می‌رسد این مجموعه می‌تواند تا حدودی پاسخگویی نیاز نشر کشور به وی‌ترین باشد. پس این‌ موضع‌گیری‌ها علیه باغ کتاب چه دلیلی دارد؟

 این موضوع را باید در کنار چند موضوع دیگر مورد بررسی قرار داد تا به پاسخ درستی رسید. اینکه وضعیت ویترین کتاب در کشور ما خراب است. شاید در نگاه اول به تعداد پروانه‌های نشری که صادر می‌شود ربطی نداشته باشد ولی از نظر من این دو مقوله کاملا به یکدیگر مرتبط هستند. زمانی بود در گفت‌وگو‌ها عنوان می‌کردیم ۱۴هزار پروانه نشر صادر شده است و یکی از مسئولان ارشاد انتقاد می‌کرد که چرا می‌گویید ۱۴هزار، حال آنکه پروانه‌های صادره ۱۲۷۰۰ فقره است. امروز با‌‌ همان منابع آماری نزدیک به ۱۴۷۰۰ پروانه نشر صادر شده است، یعنی در همین مدت کوتاه قریب به ۲۰۰۰ پروانه نشر صادر شده است.

زمانی بود در گفت‌وگو‌ها عنوان می‌کردیم ۱۴هزار پروانه نشر صادر شده است و یکی از مسئولان ارشاد انتقاد می‌کرد که چرا می‌گویید ۱۴هزار، حال آنکه پروانه‌های صادره ۱۲۷۰۰ فقره است. امروز با‌‌ همان منابع آماری نزدیک به ۱۴۷۰۰ پروانه نشر صادر شده است، یعنی در همین مدت کوتاه قریب به ۲۰۰۰ پروانه نشر صادر شده است.

این تعداد پروانه نشر، طبیعی است که تقاضا برای عرضه کتاب را هم افزایش پیدا دهد. واقعا هم ویترین عرضه کتاب در کشور و نه فقط در تهران که به ویژه در شهرستان‌ها و سایر مناطق به اندازه کافی نیست. تازه تهران تا حدودی از نظر کتابفروشی‌ و ویترین کتاب جزو شهرهای برخوردار محسوب می‌شود و اگر کسی در تهران کتابی نیاز داشته باشد اگر از این قسمت شهر به قسمت دیگر برود به کتابفروشی دسترسی خواهد داشت. حتی می‌تواند با این سیستم‌های سفارش آنلاین کتاب خود را اینترنتی خریداری کند و تحویل بگیرد. منتها در نزدیک به ۲۰۰ شهر بزرگ حتی کتابخانه عمومی هم ندارند چه برسد به کتابفروشی. کاملا مشخص است وضعیت عرضه و ویترین کتاب در کل کشور به چه صورت است. بنابراین فکر می‌کنم هر نوع بررسی درباره بحث ویترین کتاب باید همراه با دیگر مسائل حوزه نشر سنجیده شود. روشن است وقتی این‌طور بی‌حساب و کتاب پروانه نشر صادر می‌شود؛ چنین اتفاقی رخ می‌دهد و بالاخره ناشران حتی با انتشار زیر ۱۰ عنوان کتاب هم انتظار دارند فرصتی برای عرضه و فروش آثارشان داشته باشند، این یعنی ویترین کافی نداریم و باید ویترین اضافه کرد.

طبیعی است که با تعداد عناوین کتاب منتشر شده در کشور که امروز به ۸۰ هزار عنوان رسیده آن‌هم با شمارگان ۱۰۰۰تایی باید به یک مشکل در ساختار نشر کشور پی ببریم. مثلا وقتی با کلان‌شهری مثل تهران مواجه هستیم و مردم ناگزیر هستند برای رفتن به سر کار مسافت طولانی طی کنند، مقامات شهری هم ناگزیر می‌شوند که به اتوبان‌ها و وسایل نقیله اضافه کنند. منتها بعد از مدتی چون همچنان به جمعیت شهر اضافه می‌شود دیگر همین اتوبان‌ها هم نه تنها کفاف رفت‌وآمدهای شهری را نمی‌دهند بلکه خودشان یک گره ترافیکی تازه را به وجود می‌آورند. این موضوع در بحث ویترین کتاب هم وجود دارد و خوب است برای حل مشکل کمبود ویترین کتاب در کشور یک نگاه بلند‌مدت داشته باشیم و بتوانیم در بستر چنین نگاهی مسئله را جلو ببریم.

با این حساب باید از راه‌اندازی باغ کتاب خوشحال بود تا دربرابر آن موضع گرفت؟

در رابطه با باغ کتاب طبیعتا من به عنوان یک شخصیت حقیقی شخصا با خود این پدیده که فضایی با انواع و اقسام امکانات فرهنگی و گردشی مثل سالن سینما، آمفی‌تئا‌تر و... در شهر احداث شود و امکان دسترسی شهری خوبی هم برایش مهیا باشد، مشکلی ندارم ولی به‌عنوان کسی که در یک انتخابات از سوی همکاران برای ایفای مسئولیت صیانت از حقوق صنفی انتخاب شده‌ام، ناگزیرم موضوع باغ کتاب را پیگیری ‌کنم. وگرنه چه آن‌هایی که آغازگر احداث باغ کتاب بودند، چه آن‌هایی که روند تکمیل این پروژه را دنبال کردند و چه آن‌هایی که در مرحله آخر به واسطه مزایده‌ به پروژه اضافه شدند؛ همه از دوستان بنده هستند. ممکن است در برخی موارد نظرات و نگاه‌هایی متفاوت از یکدیگر داشته باشیم ولی به هیج‌وجه مسئله شخصی با کسی ندارم.

آنچه که برای من در ایفای مسئولیتم به عنوان رئیس اتحادیه ناشران و کتابفروشان اهمیت پیدا می‌کند؛ این است که اتحادیه ما تنها اتحادیه ناشران نیست بلکه اتحادیه کتابفروشان نیز هست که باتوجه به آمار جوازهای صادره تعداد کتابفروشان بیشتر از ناشران است. ۱۶۰ ناشر- کتابفروش، ۶۰۰ کتابفروش، ۴۳۳ دفتر نشر، دفتر ۱۲ پخش کتاب، ۵۸ چاپ‌کننده پوستر اعضای اتحادیه را تا به امروز تشکیل می‌دهند. بنابراین در مجموع ۷۶۲ واحد صنفی توزیع و فروش کتاب تحت پوشش اتحادیه هستند و به هرحال سوالاتی درباره سرنوشت خود پس از آغاز به کار باغ کتاب دارند به ویژه که دخل و خرج یک کتاب فروشی در شرایط فعلی بازار با هم نمی‌خواند.

در مجموع ۷۶۲ واحد صنفی توزیع و فروش کتاب تحت پوشش اتحادیه هستند که سوالاتی درباره سرنوشت خود پس از آغاز به کار باغ کتاب دارند به ویژه که دخل و خرج یک کتابفروشی در شرایط فعلی بازار با هم نمی‌خواند.

ما اگر در انتخابات دوره دوازدهم هیئت‌مدیره اتحادیه در سال ۸۹ اعلام کردیم که باید از هزینه‌های کتابفروشی‌ها بکاهیم به دلیل رویه غیرمنصافه و غیرعادلانه در برخورد با کتابفروشی‌ها بود. کتابفروشی‌ مکانی است که تمام هزینه‌های سربار سایر مشاغل (بنگاه املاک، جواهر فروشی، نمایشگاه ماشین و...) را دارد اما درآمدش قطره‌ای است. درآمد کتابفروشی تنها از ۲۵ درصد تخفیفی است که کتابفروش از پخش‌کننده می‌گیرد و این رقم سقف سود ناخالص یک کتابفروشی است. میانگین قیمت کتاب را هم اگر ۲۰هزار تومان درنظر بگیریم که سود ناخالصش تنها ۵هزار تومان می‌شود؛ در این‌صورت چه تعداد باید فروش برود که کتابفروش بتواند صرفا از عهده هزینه‌هایش بربیاید؟! حالا سود و درآمد به کنار.

کتابفروشی‌ تمام هزینه‌های سربار سایر مشاغل (بنگاه املاک، جواهر فروشی، نمایشگاه ماشین و...) را دارد اما درآمدش قطره‌ای است. درآمد کتابفروشی تنها از ۲۵ درصد تخفیفی‌ست که کتابفروش از پخش‌کننده می‌گیرد و این رقم سقف سود ناخالص یک کتابفروشی است.

علت اصلی اینکه می‌بینیم تعداد بیشتری از کتابفروشی‌ها تغییر کاربری می‌دهند همین است که فشارهای مالی بالاخره یک جایی بر عشق و علاقه و انگیزه‌های درونی آدم‌ها برای گرایش به حرفه کتابفروشی می‌چربد و در مقابل یک واقعیت سختی قرار می‌گیرند که توان ادامه کار را از آن‌ها سلب می‌کند. با توجه به همین سیاست چندین موضوع را برای کتابفروشی‌ها در اتحادیه دنبال کردیم، مثل معافیت مالیاتی کتابفروشی‌ها، تعرفه‌های آب و برق، حق بیمه سهم کارفرما و......

بهره‌برداری از باغ کتاب باید به گونه‌ای مدیریت شود که پوشش جمعی و عمومی داشته باشد اما به تاریخچه باغ کتاب که توجه کنیم مثل دیگر حوزه‌های مدیریتی کشور فقدان برنامه را ملاحظه می‌کنیم.

به نظرم هم می‌رسد باغ کتاب را باید در چندین وجه مورد ارزیابی قرار بدهیم. قبول دارم وقتی یک کلان‌شهر مثل تهران به وجود می‌آید طبیعتا باید فکری هم برای نیازهای فرهنگی شهروندان آن بشود. منتها بهره‌برداری از باغ کتاب باید به گونه‌ای مدیریت شود که پوشش جمعی و عمومی داشته باشد. به تاریخچه باغ کتاب که توجه کنیم مثل دیگر حوزه‌های مدیریتی کشور فقدان برنامه را ملاحظه می‌کنیم. وقتی می‌گویم احداث باغ کتاب بدون توجه به برنامه‌ریزی بلندمدت اتفاق افتاده مثلا یعنی اینکه در اختتامیه نمایشگاه ۲۸ آقای قالیباف شهردار تهران وعده داد که نمایشگاه بعدی با ۱۳۰هزار مترمربع فضای نمایشگاهی در باغ کتاب برگزار می‌شود، ولی وقتی به نمایشگاه ۲۹ رسیدیم ما را به شهرآفتاب بردند.

کمبود ویترین کتاب توجیهی نیست که با مدیریت غلط، همین تعداد ویترین محدود را هم در معرض خطر قرار بدهیم. باید بررسی کنیم با چنین فضای جذابی که دست‌کم ۱۴ تا ۱۵هزار مترمربع فضای سرپوشیده فروشگاهی دارد و در ۳۶۵ روز سال قرار است کتاب عرضه کند دیگر چه کسی به سراغ کتابفروشی‌های سطح شهر تهران می‌رود.

رسیدگی به موضوعاتی از این دست، مسائلی است که پیگیری آن‌ها برعهده شورای شهر است که باید برنامه‌های مدیریتی درستی را برای باغ کتاب تدوین می‌کردند. به عبارت دیگر ما به وجود چنین فضای فرهنگی و امکانات آن انتقاد نداریم. ولی مسئله اینجاست که کمبود ویترین کتاب توجیهی نیست که با مدیریت غلط، همین تعداد ویترین محدود را هم در معرض خطر قرار بدهیم. باید بررسی کنیم با چنین فضای جذابی که دست‌کم ۱۴ تا ۱۵هزار مترمربع فضای سرپوشیده فروشگاهی دارد و در ۳۶۵ روز سال قرار است کتاب عرضه کند دیگر چه کسی به سراغ کتابفروشی‌های سطح شهر تهران می‌رود. دوستان به کرات اعلام کرده‌اند اگر نمایشگاه کتاب ۱۰ روز کتاب عرضه می‌کند در باغ کتاب در تمام ۳۶۵ روز سال یک نمایشگاه برای عرضه کتاب دایر خواهد بود. آیا در این شرایط کتابفروش با تمام هزینه‌های سرقفلی و عوارض و... و تخفیف ۲۵ درصدی که از پخشی‌ها می‌گیرد توان رقابت با چنین فضای نمایشگاهی را دارد؟ امروز می‌گویند قرار نیست در باغ کتاب تخفیف نمایشگاهی به خریدار داده شود که البته هیچ ضمانت اجرایی هم ندارد. هرچند حتی اگر موضوع تخفیف را هم کنار بگذاریم و قبول کنیم که واقعا قرار نیست باغ کتاب فضای نمایشگاهی با ارائه تخفیف باشد، با هم باعث کاهش فروش کتابفروشی‌ها خواهد شد.

دوستان به کرات اعلام کرده‌اند اگر نمایشگاه کتاب ۱۰ روز کتاب عرضه می‌کند در باغ کتاب در تمام ۳۶۵ روز سال یک نمایشگاه برای عرضه کتاب دایر خواهد بود. در این شرایط کتابفروش با تمام هزینه‌های سرقفلی و عوارض و... و تخفیف ۲۵ درصدی که از پخشی‌ها می‌گیرد آیا توان رقابت با چنین فضای نمایشگاهی را دارد؟

آیا استفاده از پروژه‌ای مثل باغ کتاب که حقوق عمومی محسوب می‌شود از طریق مشارکت حداکثری ذینفعان ممکن نبود؟. مسئله فقط شرکت دنیای ماه‌ پیشونی و بخش کودک نیست، بخش بزرگسال باغ کتاب هم در اختیار نشر شهر است که وابسته به شهرداری است. اساسا باید دید شهرداری براساس کدام موازین قانونی مبادرت به انجام چنین اقداماتی می‌کند؟!

آیا استفاده از پروژه‌ای مثل باغ کتاب که حقوق عمومی محسوب می‌شود از طریق مشارکت حداکثری ذینفعان ممکن نبود؟. مسئله فقط شرکت دنیای ماه‌ پیشونی و بخش کودک نیست، بخش بزرگسال باغ کتاب هم در اختیار نشر شهر است که وابسته به شهرداری است. اساسا باید دید شهرداری براساس کدام موازین قانونی مبادرت به انجام چنین اقداماتی می‌کند؟!

آقای آموزگار امروز ۲۳۰ ناشر فقط در بخش کودک نامه‌نگاری کرده و خواستار آن شده‌اند که آثارشان در باغ کتاب عرضه شود. همانطور که شما در یک انتخابات ازسوی ۴۰۰ ناشر به‌عنوان رئیس اتحادیه انتخاب شدید. اگر رای این ۴۰۰ نفر مهم است؛ رای آن ۲۳۰ ناشر هم مهم است. اگراین عدد‌ها را کنارهم بگذاریم به یک تعارض می‌رسیم. این درست که بخش بزرگی از کتابفروشان با باغ کتاب موضع دارند اما باید این مشکل را بیشتر بازکرد؟ مشکل چیست؟

این عدد ۴۰۰ نفرتعداد اعضایی است که در انتخابات شرکت کرده‌اند و نصاب قانونی در نظام صنفی است. در این انتخابات اکثریت به من رای داده‌اند. من اگر امروز در این مسئولیت نبودم به باغ کتاب چه کاری داشتم؟

هزینه‌های تاسیس باغ کتاب از بودجه شهر تامین شده و قاعدتا استفاده از آن نیز باید کلیه ذینفعان ازجمله کتاب‌فروشی‌ها را شامل شود. این تنها راه جبران کاهش فروشی است که دامنگیر کتابفروشی‌ها خواهد شد. هر نوع استفاده اختصاصی از منافع عمومی کتابفروشی‌ها را به خظر می‌اندازد.

باغ کتاب درست است که ویترین عرضه کتاب است اما نباید فراموش کرد که هزینه‌های تاسیس آن از بودجه شهر تامین شده است و قاعدتا استفاده از آن نیز باید کلیه ذینفعان ازجمله کتاب‌فروشی‌ها را شامل شود. این تنها راه جبران کاهش فروشی است که دامنگیر کتابفروشی‌ها خواهد شد. هر نوع استفاده اختصاصی از منافع عمومی کتابفروشی‌ها را به خظر می‌اندازد. معروف است که در زمان واگذاری شهر کتاب‌ها به آقای حسن کیائیان در زمانی که در اتحادیه مسئولیت داشت؛ پیشنهاد دادند تا یکی از این شهرکتاب‌ها را در اختیار بگیرد، ولی او تاکید کرد هر زمانی که اعضای صنف از این امکان بهره‌مند شدند من هم از آن استفاده می‌کنم.

همان مشکلی که سیستم برگزاری نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران برای کتابفروشی‌ها ایجاد کرده، باغ کتاب هم ایجاد می‌کند و کتابفروشی‌‌ها حذف می‌شوند و کتابفروشی‌ها جایی در این سیستم به اصطلاح ویترین کتاب ندارند.

به عقیده من‌‌؛ همان مشکلی که سیستم برگزاری نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران برای کتابفروشی‌ها ایجاد کرده، باغ کتاب هم ایجاد می‌کند و کتابفروشی‌‌ها حذف می‌شوند. چون یک ارتباط مستقیم بین ناشران و بهره‌برداران به وجود می‌آید و کتابفروشی‌ها جایی در این سیستم به اصطلاح ویترین کتاب ندارند. وقتی ما در عنوان خود آورده‌ایم اتحادیه ناشران و کتابفروشان یعنی باید از حقوق صنفی کتابفروشان هم دفاع کنیم. کتابفروشی که زیر مشکلات به فعالیت خود ادامه می‌دهد.

همین کتابفروشی‌های واقع در مجتمع‌های کورش و پالادیوم هم به‌طور جدی روی کتابفروشی‌های سنتی ما اثر گذاشته‌اند و فروش کتابفروشی‌های راسته خیابان انقلاب روز به روز افت می‌کند.

من چندین جلسه با آقای اشعری که مدت‌های طولانی مسئولیت تکمیل باغ کتاب را داشتند، صحبت کرده بودم و درباره نحوه استفاده از باغ کتاب پیگیر بودم. وقتی درباره سرنوشت کتابفروشی‌ها در سیستم برپایی باغ کتاب صحبت می‌کردیم ایشان از من خواست طرحی را ارائه بدهم که کتابفروشی‌ها هم در این پروژه دیده شوند. ازجمله پیشنهاد‌ها این بود که شرکت تعاونی ناشران و کتابفروشان تهران وارد کارشوند. یا شرکت سهامی عامی تشکیل شود و سهام آن ازجمله به کتابفروشان عرضه شود. می‌گویند اینکه این قبیل ویترین‌ها روی فروش کتابفروشی‌ها اثر می‌گذارند باید بررسی شود. موضوع اتفاقا فقط باغ کتاب و شهرکتاب نیست همین کتابفروشی‌های واقع در مجتمع‌های کورش و پالادیوم و... هم به طور جدی روی کتابفروشی‌های سنتی ما اثر گذاشته‌اند و فروش کتابفروشی‌های راسته خیابان انقلاب روز به روز افت می‌کند. البته به روز شدن ویترین کتابفروشی‌های سنتی و روزآمد شدن کتابفروشی‌ها کاملا ضروری است.

امروزه اضافه کردن شعبه‌های مختلف کتاب فروشی در بین کتابفروشی‌های مستقل امیدواری ایجاد می‌کند. اقدامی بدون اتکا به بودجه عمومی و براساس مدیریت صحیح و تلاش فراوان که امیدی را در صنف ایجاد کرده که پس می‌توان کتابفروشی‌ هم راه انداخت و آن را سر پا نگاه داشت. من به عنوان یک مسئول صنفی باید از چنین فعالیت‌هایی حمایت کنم و اجازه ندهم در مسیر حرکت با چالش مواجه شود. علاوه بر بحث واقعی کاهش فروش کتابفروشی‌ها با راه‌اندازی باغ کتاب، نگرانی روانی که از همین حالا بر کتابفروشی‌ها وارد شده نیز جای توجه دارد و واقعا بار روانی دارد.

آیا شما طرح خودتان را در نحوه فعالیت باغ کتاب و مشارکت کتابفروشان به مسئولان این پروژه ارایه داده‌اید؟ آیا نتیجه‌ای داشته؟ پاسخ آن‌ها چه بوده؟

دوستان شرکت ماه‌پیشونی به هیچ وجه موضوع را در اتحادیه مطرح نکردند که شاید بقیه اعضای هیئت‌مدیره هم نظر و ایده‌ای داشته باشند. اگر من هم از اعضای شرکت ماه‌پیشونی بودم قطعا معتقد بودم که خلافی اتفاق نیفتاده. منتها همین دوستان خودشان را بجای ما بگذارند و مسئولیت ۷۶۲ کتابفروش را برعهده داشته باشند.  آن موقع ببینند این پروژه چه منافعی از این تعداد کتابفروشی سلب می‌کند؟

طرح را‌‌ همان زمان ارائه کردیم و یکی دو جلسه هم با شرکت تعاونی برگزار کردند و می‌شد واقعا ساز و کار اجرای آن را هم فراهم کرد. منتها موضوع پیگیری نشد و وقتی شهردار در اختتامیه نمایشگاه ۲۸ از برپایی قطعی نمایشگاه در باغ کتاب خبر داد، حاکی از آن بود که کاربری آن تغییر کرده است و ما استقبال کردیم و طی نامه‌هایی چندین ایده هم برای بهره‌برداری بهتر ارائه دادیم که مشخص نشد این نامه‌ها چه سرنوشتی پیدا کردند و به یکباره با پدیده شهرآفتاب مواجه شدیم. ارشاد هم با توجه به صرفه‌جویی در هزینه‌ها تفاهم‌نامه درباره شهرآفتاب را امضا کرد. دوستان شرکت ماه‌پیشونی هم به هیچ وجه موضوع را در اتحادیه مطرح نکردند که شاید بقیه اعضای هیئت‌مدیره هم نظر و ایده‌ای داشته باشند. من هم اگر از اعضای شرکت ماه‌پیشونی بودم قطعا معتقد بودم که خلافی اتفاق نیفتاده و در جهت مصالح و منافع اعضا و بهتر دیده شدن کتاب کودک کار کرده‌ایم. منتها همین دوستان خودشان را به جای ما بگذارند و مسئولیت ۷۶۲ کتابفروش را برعهده داشته باشند و آن موقع ببینند این پروژه چه منافعی از این تعداد کتابفروشی سلب می‌کند.

ایده رقابت آزاد اینجا بی‌معنی است. مثل این می‌ماند که دولت فروشگاهی را راه بیندازد و من بخش خصوصی بخواهم با آن رقابت کنم. کجا امکانات این دو مجموعه یکی خواهد بود که رقابت عادلانه باشد؟ باغ کتاب متعلق به شهرداری است و منابع مالی از عوارضی تامین شده که شهروندان این شهر یعنی من و شما پرداخت کرده‌ایم.

حتی این سوال هم مطرح نشده که آیا باغ کتاب منافع کتابفروشی‌ها را به خطر می‌اندازد یا خیر. نکته ناراحت‌کننده این است که این اتفاقات در حالی رقم می‌خورد که به واسطه دولت آقای روحانی و حضور دکتر صالحی در معاونت فرهنگی یک فرصت طلایی برای نشر و کتاب کشور فراهم شده است. فکر می‌کنید ایده طرح‌های فروش فصلی کتاب برای چه بود و از کجا آمد؟ اصلاح رویه برپایی نمایشگاهی استانی و شرایط استفاده از بن‌کارت‌های این نمایشگاه‌ها در کتاب‌فروشی‌های استان چرا فراهم شد؟ وقتی در شهری مثل اهواز کتابفروشی‌هایی با نزدیک به ۸۰ کارمند داریم که دیگر نیاز به برپایی نمایشگاه کتاب استانی به ضرب و زور یارانه نیست. همه این‌ها برای حفظ کتابفروشی‌ها بوده و هست و باید تمامی این زحمات حفظ شود نه اینکه یک فضای ناامنی و نگرانی برای کتابفروشی‌های تهران رقم بزنیم. در واقع با نفس وجود ویترین کتابی به نام باغ کتاب مشکلی ندارم ولی معتقدم نحوه مدیریت این پروژه و چگونگی کارکرد آن بسیار قابل انتقاد است. در دوره قبلی هیئت مدیره که بحث را با آقای اشعری مطرح کردم هم ایشان می‌گفت نیت من استفاده عموم از باغ کتاب است و نه تنها بخشی خاص.

شما از سویی بحث استفاده نادرست و غیرقانونی از اموال عمومی مردم را در شهرداری تهران به میان می‌کشید و معتقدید مجریان باغ کتاب قصد دارند منابع عمومی را به صورت غیرقانونی به نفع خود مورد استفاده قرار دهند و از طرف دیگر معتقدید باغ کتاب باید به منافع این ۷۶۲ کتابفروش هم توجه داشته باشد و منافع آن‌ها را تامین کند. یعنی آن‌ها را مشارکت دهد. سوال اول این است که به نظر می‌رسد در فضای رقابتی کسب‌وکار طبعا برد با آنهاست که طرح‌ها و ایده‌های بهتری دارند و ضمانت بقای کار برای همگان امری محال است. اینطور فکر نمی‌کنید؟

ایده رقابت آزاد اینجا بی‌معنی است. مثل این می‌ماند که دولت فروشگاهی را راه بیندازد و من بخش خصوصی بخواهم با آن رقابت کنم. کجا امکانات این دو مجموعه یکی خواهد بود که رقابت عادلانه باشد. باغ کتاب متعلق به شهرداری است و منابع مالی از عوارضی تامین شده که شهروندان این شهر یعنی من و شما پرداخت کرده‌ایم.

می‌گویند چرا فعالیت ماه‌پیشونی را موازی عملکرد اتحادیه می‌دانید؟ اتحادیه فعالیت اقتصادی ندارد که نگران یک فعالیت اقتصادی موازی با خود باشد. اما ما در قبال این اعضا مسئول هستیم و کسی که عضو هیئت‌مدیره اتحادیه ناشران و کتابفروشان است نباید سیاستی را پیش ببرد که به ضرر اکثریت اعضایش باشد.

اگر ما یک جمع منسجم بودیم و همه قبول می‌کردند که در قبال این ۷۶۲ عضو اتحادیه مسئول هستیم می‌رفتیم و شهردار و شورای شهر را مجاب می‌کردیم و روال درستی به فعالیت باغ کتاب می‌دادیم. شهردار هم که حرفی نداشت و بار‌ها به تفاهم‌های خوبی با شهرداری رسیده بودیم.

می‌گویند چرا فعالیت ماه‌پیشونی را موازی عملکرد اتحادیه می‌دانید؟ اتحادیه فعالیت اقتصادی ندارد که نگران یک فعالیت اقتصادی موازی با خود باشد. اما ما در قبال این اعضا مسئول هستیم و کسی که عضو هیئت‌مدیره اتحادیه ناشران و کتابفروشان است نباید سیاستی را پیش ببرد که به ضرر اکثریت اعضایش باشد.

به اعتقاد شما اگرهمین منابع عمومی به‌جای آنکه توسط عده قلیلی مورد استفاده قرار گیرد، توسط ۷۶۲ نفر مورد استفاده قرار گیرید دیگر مشکل قانونی ندارد و غیرشرعی و غیرعرف بودن آن مرتفع می‌شود. چطور می‌شود که یک اقدام برای تعدادی محل اشکال ایجاد می‌کند و برای عده‌ دیگری خیر؟ قانون با حضور ۷۶۲ نفر دیگر نقض نخواهد شد؟

 عدد و رقم را به این شیوه نگاه نکنید. موضوع فقط این ۷۶۲ نفر اعضای اتحادیه نیستند. در خود شمیران و شهر ری هم تعداد زیادی کتابفروشی وجود دارد که با وجود باغ کتاب فروش‌شان افت می‌کند و تحت تاثیر قرار می‌گیرند.

منفعت فروش کتاب متعلق به کتابفروش است که در این حرفه زحمت کشیده و عمرش را برای آن گذاشته است. وقتی شما این منفعت را از این‌ها بگیرید و به بهره‌برداران محدودی مثل نشر شهر بدهید موازین قانونی رعایت نشده است.

ذی‌نفع فروش کتاب در سطح شهر تهران کتابفروشان هستند و وقتی منافع کل کتابفروشان دیده نشود یعنی کار اشکال دارد. منفعت فروش کتاب متعلق به کتابفروش است که در این حرفه زحمت کشیده و عمرش را برای آن گذاشته است. وقتی شما این منفعت را از این‌ها بگیرید و به بهره‌برداران محدودی مثل نشر شهر بدهید موازین قانونی رعایت نشده است.

شهرداری این شهر باید به حقوق نهاد فروش کتاب شهر خود احترام بگذارد و باید خواسته آن‌ها را رعایت کند. نباید با بخشی‌نگری اقتصاد این نهاد را به مخاطره انداخت. همه رنج ما در این حرفه به خاطر نابرابری‌ها و تبعیضاتی است که به نظر می‌رسد در حوزه کتاب و نشر بیشتر از سایر مشاغل است.

شهرداری این شهر باید به حقوق نهاد فروش کتاب شهر خود احترام بگذارد و باید خواسته آن‌ها را رعایت کند. نباید با بخشی‌نگری اقتصاد این نهاد را به مخاطره انداخت.

انگلستان در بین کشورهای اروپایی بیش از همه تحت تاثیر سیاست‌های آمریکایی است ولی کمپینی در آن کشور به راه افتاده که هسته اصلی آن کتاب و کتابفروشی است. جالب‌تر آنکه نویسندگان بزرگ و غول‌های ادبی انگلیس که جایزه پولیتزر را کسب کرده‌اند یا به اصطلاح نیسنده کتابهای پرفروش هستند با این کمپین همراه شده‌اند. کم‌کم هم فعالیت‌های خود را از حوزه کتاب و کتابفروشی‌ گسترش داده‌اند و مثلا از مردم می‌خواهند خریدهای مختلف روزانه خود را از فروشگاه‌های کوچک محل خود انجام بدهند تا این فروشگاه‌های کوچک از بین نروند و بتوانند به حیات خود ادامه بدهند.

اصولا این منطق نظام سرمایه‌داری است که می‌خواهد همه کسب‌وکارهای کوچک را در خود حل کند. جامعه به محله، گفت‌وشنید محلی و روابط انسانی که در جریان خرید شکل می‌گیرد هم نیاز دارد.

 

منبع: ایلنا

 ناشران، کتابفروشان، مراکز پخش و صاحبان حقوق کتاب، با انتشار بیانیه‌ای حمایت خود را از طرح‌های حمایتی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی از کتابفروشی‌ها و کتابخوان‌ها اعلام کردند.

به گزارش چاپ و نشر، متن بیانیه به این شرح است:

 بیش از یک‌سال است که طرح‌های عیدانه، تابستانه و پاییزه خانه کتاب، غبار از قفسه‌ کتابفروشی‌‌ها زدوده و باعث آشتی مردم با این فروشگاه‌ها شده است.

 این طرح‌ها تاکنون باعث‌ شده:

1ـ میلیون‌ها نسخه کتاب، بدون صرف هزینه‌های سنگین تبلیغات و برپایی نمایشگاه، توسط کتابفروشان، به فروش رود که در تاریخ نشر ایران بی‌سابقه بوده است.

2ـ یارانه کتاب، بدون اقدامات دست و پاگیر و هزینه‌های اضافی و باکمترین امکان سواستفاده، در مسیر صحیح خود و توزیع مناسب در سطح کشور قرار گیرد.

3ـ کتاب در چرخه صحیح ناشر، پخش و کتابفروش قرار گیرد و شبکه پخش و کتابفروشی‌ها که مدت‌هاست مغفول مانده‌اند احیا شوند.

4ـ بخش خصوصی تمایل به سرمایه‌گذاری در کتابفروشی‌های مدرن پیدا کند و کتابفروشی‌های سنتی و قدیمی به سوی مکانیزه‌شدن بروند.

5ـ شمارگان کتاب و سرانه مطالعه افزایش یابد و فرهنگ خرید و هدیه‌دادن کتاب احیا شود.

6ـ تمام مردم ایران در هر شهری که حتی یک کتابفروشی دارد بتواند بدون رنج سفر از این یارانه و مزیت استفاده کنند.

ما ناشران، کتابفروشان، مراکز پخش و صاحبان حقوق کتاب، با امضا این بیانیه، ضمن تشکر و حمایت از طرح‌های فوق به دلایل بسیاری که برخی از آنها در بیانیه آمده، خواستار تداوم این طرح‌ها و حمایت بیشتر مسئولین، تخصیص اعتبارات بیشتر و تسهیل در روند اجرای آن هستیم.

 

منبع: ایبنا

به گزارش چاپ و نشر ،‌ 10 تشکل صنفی ناشران و کتابفروشان، ۳۸۵ کتابفروش،  ناشر‌، موزع‌، نویسنده و مترجم در نامه‌ای خطاب به سید‌رضا صالحی امیری وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی که رونوشت آن نیز به سید‌عباس صالحی معاون فرهنگی وزارت ارشاد و مجید غلامی جلیسه مدیرعامل خانه کتاب ارسال شده است.از طرح‌های حمایتی وزارت ارشاد در قالب طرح‌های عیدانه‌، تابستانه و پاییزه کتاب حمایت کردند.

 

در متن این نامه آمده است:

مقام محترم وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی

جناب آقای دکتر سیدرضا صالحی امیری(زیدعزه)

سلام علیکم

با آرزوی قبولی طاعات و عبادات در این ماه عزیز، به استحضار می‌رساند که طی یک سال و اندی که گذشت به جهت اجرای طرح‌های عیدانه، تابستانه و پاییزه توسط موسسه خانه کتاب موجبات رونق و امیدواری قشر کتاب فروش و کتابخوان در سراسر کشور فراهم گردید. این طرحها، بعد از ۳۷ سال نادیده گرفتن صنف کتابفروش و صدماتی که این قشر به جهت تخصیص تقریبا تمامی بودجه حمایتی کتاب به خرید از ناشران و عدم برنامه ریزی و اهتمام به قشر به جهت تخصیص تقریبا تمامی بودجه حمایتی کتاب به خرید از ناشران و عدم برنامه ریزی و اهتمام به قشر کتابفروش تحمل کرد، ثابت نمود که با ارائه طرحی درست می توان چرخه ای صحیح، منطقی و عادلانه از توزیع یارانه مصرف کننده در سراسر کشور ایجاد نمود که مولف، ناشر، موزع، کتابفروش و کتابخوان را بهره مند نماید.

لذا گروهی از کتابفروشان و ناشران بر آن شدند تا با تنظیم بیانه‌ای حمایت خود را از این طرح اعلام نموده و از آن مقام محترم تقاضای مساعدت و تسهیل این طرح را داشته باشند که متن بیانیه و لیست ده تشکل صنفی ناشران و کتابفروشان و همچنین سیصد و هشتاد وپنج کتابفروش، ناشر، موزع، نویسنده و مترجم امضا کننده بیانیه به پیوست تقدیم حضور می‌گردد.

رونوشت: دکتر سیدعباس صالحی معاونت محترم فرهنگی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی

رونوشت: جناب آقای مجید غلامی جلیسه مدیرعامل محترم موسسه خانه کتاب

 این تشکل‌ها همچنین بیانیه‌ای را در اختیار تسنیم قرار داده‌اند که متن آن به شرح ذیل است:‌

«بیش از یک سال است که طرح‌های عیدانه، تابستانه و پاییزه خانه کتاب، غبار از قفسه کتابفروشی‌ها زدوده و باعث آشتی مردم با این فروشگاه‌ها شده

این طرح‌ها تاکنون باعث شده:

۱)میلیون‌ها نسخه کتاب، بدون صرف هزینه‌های سنگین تبلیغات و برپایی نمایشگاه، توسط کتابفروشان، به فروش رود که در تاریخ نشر ایران بی سابقه بوده.

۲)یارانه کتاب، بدون اقدامات دست و پاگیر و هزینه‌های اضافی و با کمترین امکان سواستفاده، در مسیر صحیح خود و توزیع مناسب در سطح کشور قرار گیرد.

۳)کتاب درچرخه صحیح ناشر، پخش و کتابفروش قرا گیرد و شبکه پخش و کتابفروشی‌ها کهمدتهاست مغفول مانده‌اند احیا شوند.

۴) بخش خصوصی تمایل به سرمایه گذاری در کتابفروشی‌ها مدرن پیدا کند و کتابفروشی‌های سنتی و قدیمی به سوی مکانیزه شدن بروند.

۵)شمارگان کتاب و سرانه مطالعه افزایش یابد و فرهنگ خرید و هدیه دادن کتاب احیا شود.

۶)تمام مردم ایران در هر شهری که حتی یک کتابفروشی دارد بتوانند بدون رنج سفر از این یارانه و مزیت استفاده کنند.

ما ناشران، کتابفروشان، مراکز پخش و صاحبان حقوق کتاب، با امضا این بیانیه، ضمن تشکر و حمایت از طرح‌های فوق به دلایل بسیاری که برخی از آنها در بیانیه آمده، خواستار تداوم این طرح‌ها و حمایت بیشتر مسئولین، تخصیص اعتبارات بیشترو  تسهیل در روند اجرای آن هستیم.

طرح‌های حمایتی وزارت ارشاد از کتابفروشی‌ها در یکسال و نیم گذشته موجب فروش قابل توجهی از کتاب‌ها و رونق دوباره‌ای در کتابفروشی‌ها شده است،  اما این طرح نیز بنا به گفته کارشناسان نواقص خاص خود را دارد که در صورت برطرف شدن کمک بزرگی بهتوسعه کتاب و کتابخوانی در کشور است.»

منبع: باشگاه خبرنگاران

360 مدیر نشر، کتابفروش و توزیع‌کننده‌ی کتاب در نامه‌ای به وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی خواستار ادامه‌ی فعالیت سیدعباس صالحی در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی شدند.

 

به گزارش چاپ و نشر، در نامه ای از طرف 360 ناشر،کتابفروش و توزیع کننده کتاب خطاب به سید رضا صالحی امیری آمده است:

 

جناب آقای دکتر رضا صالحی امیری؛ وزیر محترم فرهنگ و ارشاد اسلامی

ضمن عرض تبریک موفقیت جناب آقای دکتر حسن روحانی در کسب اکثریت آرای ملت و با آرزوی تداوم حضور حضرتعالی در مقام کنونی، لازم دانستیم مطلب مهمی را که در این روزها می‌تواند دغدغه‌ای برای دست‌اندرکاران فرهنگ مکتوب ایران به شمار آید به استحضارتان برسانیم:

به قرار مسموع، جناب آقای دکتر سید عباس صالحی، معاون محترم فرهنگی آن وزارتخانه، مایل به ادامه‌ی حضور خود در این سمت در دولت دوازدهم نیستند. بی‌شک، جنابعالی با اشرافی که بر فضای فرهنگی کشور دارید، نیک آگاهید که در چهار سال گذشته و از آغاز به کار دکتر صالحی در آن وزارتخانه، به میزان زیادی از تنش‌های حاکم بر فضای نشر کتاب در کشور کاسته شده است؛ کاهش اعمال سلیقه‌ها در حوزه‌ی ممیزی کتاب، باور توانمندی فعالان عرصه‌ی نشر به حل و فصل مشکلات‌شان، همراهی در واسپاری امور نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران به صنف، کاهش زمان صدور مجوز کتاب، اتخاذ شیوه‌های صحیح‌تر توزیع یارانه‌ها، نمونه‌هایی از رویکرد مثبت چهار سال گذشته در این حوزه است.

 به باور ما ناشران، کتابفروشان و توزیع‌کنندگان کتاب امضاکننده‌ی این نامه، هر چند گام‌های زیادی تا تحقق مطالبات صنفی، از جمله اجرای کامل اصول ٢٤ و ٤٤ قانون اساسی، برقراری عدالت در توزیع یارانه‌ها، واسپاری کامل امور صنف به خود ایشان  و... باقی مانده است، ولی بر این باوریم که ادامه‌ی حضور دکتر سید عباس صالحی در مقام معاونت فرهنگی آن وزارتخانه و در پی آن ادامه و تکمیل سیاست‌های چهار سال گذشته‌ی این حوزه‌ی فرهنگی می‌تواند در راستای تحقق این مطالبات و رسیدن به دیگر اهداف متولیان و خادمان صنعت نشر کشور تأثیر بسزایی داشته باشد.

با احترام مجدد

جمع کثیری از ناشران، کتابفروشان و توزیع‌کنندگان کتاب کشور.

 

منبع: ایسنا

قاچاق کتاب که از اواسط سال گذشته به صورت جدی و فراگیر گریبان نشر را گرفته، تاکنون ضرر و زیان‌های بسیاری بر پیکره نحیف این روزهای نشر وارد کرده است.

 

متاسفانه ما در حوزه نشر نگاه صنعتی نداریم،‌ نگاه تنها فرهنگی است قاچاق کتاب و فسادهای دیگری که امروز در عرصه نشر شاهد هستیم‌، محصول نظام قوانین از هم گسیخته‌ای است که در این زمینه وجود دارد.

از آنجا که قانون مشخصی برای مقابله با قاچاق کتاب تاکنون وجود نداشته است و ناشران برای طی کردن مسیر قانونی باید هزینه‌های بسیاری را تحمل کنند،‌ کار چندان به شکایت و برخورد قاطع نیانجامیده است،‌ اتحادیه ناشران و کتابفروشان تهران به عنوان قدیمی‌ترین صنف نشر در کشور هم که از چندی پیش حرکت‌هایی را برای مبارزه در این راه آغاز کرده است، به باور بسیاری از ناشران هنوز نتوانسته گامی عاجل بردارد.

 شاید گزافه نباشد که بگوییم انتشار کتاب در ایران مسیری را می‌رود که انتهای آن چندان مشخص نیست،‌ اگر روزی شرایط به گونه‌ای بود که خارج از صنف تیشه به ریشه نشر می‌زد‌، امروز گویی خود ناشران حلقه را بر حلقوم نشر می‌فشارند و سعی می‌کنند از هر فرصتی برای ضربه زدن به نشر بهره ببرند. چرا که هر روز ابعاد تازه‌ای از فساد در نشر نمود پیدا می‌کند،‌ گویی همه حلقه‌های این زنجیره به هم پیوسته از مولف گرفته تا توزیع کننده و حتی نهاد متولی درگیر فساد شده‌اند.

 محمد متولی مدیر انتشارات هوپا  در این زمینه مهمترین عامل را نبود قانون مشخص می‌داند و می‌گوید:‌ صنف نشر امروز درگیر بی‌اخلاقی‌هایی شده است که در هیچ صنف دیگر وجود ندارد.متن گفت‌وگو با متولی به شرح ذیل است:

سیستم توزیع در ایران فاقد شناسه و مجوز است

قاچاق کتاب دغدغه این روزهای همه شما ناشران شده است‌، چرا با وجود فعالیت یکساله نمی‌توان جلوی این اقدام را گرفت؟

 مشکل اصلی ما مشکل قوانین است، متاسفانه ما در حوزه نشر نگاه صنعتی نداریم،‌ نگاه تنها فرهنگی است،‌ در حالیکه وقتی پای مسائل تجاری به میان می‌آید می‌بینیم با یک نظام قوانین از هم گسیخته و بی برنامه مواجه هستیم، یکی از مشکلات اصلی این است که موزعان  در حوزه نشر بدون مجوز فعالیت می‌کنند‌،  بیشتر کسانی که کتاب توزیع می‌کنند فاقد مجوز و شناسه هستند، پس قابل ردیابی نیستند. وزارت ارشاد با وجود اینکه پیگیر حل این قضیه است،‌ اما راه به جایی نمی‌برد چرا که قوانین ما مشکل دارد.

 ورود تکنولوژیهای جدید به بازار نیز کار را پیچیده‌تر کرده است، چرا که نمی‌توان نظارت چندانی روی آن‌ها داشت‌، چاپ دیجیتال را نمی‌توان نه نظارتی داشت و نه به راحتی کنترل کرد‌، چرا که هر فرد با خرید یک دستگاه چاپ دیجیتال در خانه شخصی خود نیز می‌تواند کتاب چاپ کند.

 چرا ارشاد با دستفروش‌های کتاب برخورد نمی‌کند؟

 وزارت ارشاد و اتحادیه ناشران و کتابفروشان یکسالی است که برای مقابله با این پدیده وارد میدان شده‌اند و اقداماتی نیز تاکنون انجام شده است،‌ از جمله ورود نیروی انتظامی به ماجرا،‌ این اقدامات از نظر شما چه اندازه موثر بوده است؟

 هنوز متاسفانه به نظر می‌آید ارشاد که متولی این داستان است عزمش جزم نیست. من هر روز بی‌شمار دست فروش و بساط‌گستر را می بینیم که فروششان از فروش کتاب فروشی های اطراف خیابان انقلاب و حتی شهر کتاب‌ها نیز بیشتر است‌، این دست‌فروش‌ها کتاب‌های قاچاق و کتاب‌های بدون مجوز را به صورت  عادی و طبیعی به فروش می‌رسانند و اتفاقا ارگان‌های دولتی‌، مساجد و مدارس نیز از آن‌ها کتاب تهیه می‌کنند. خوب چرا ارشاد برخوردی با آن‌ها نمی‌کند؟

 مشکل اصلی عدم وجود نظام صنفی درست برای توزیع و فروش کتاب است

 در ابتدای صحبت‌هایتان به مشکل قوانین اشاره کردید،‌ گفتید با قوانین از هم گسیخته‌ای روبرو هستیم،‌ پیش از شما نیز ناشران و مسئولان از لزوم ورود قوه قضاییه به این کارزار سخن گفته بودند،‌ این اشکال در قوانین بهچه باز می‌گردد؟ آیا ما با کمبود قانون مواجهیم،‌ یا اینکه قانون‌های موجود جوابگو نیستند؟

 ببینید،‌ برخی جرم‌ها مشهود است، اگر کسی دزدی کند،‌ به 110 اطلاع دهیم‌، سریع نیرو فرستاده و فرد خاطی را بازداشت می‌کنند‌، اما اگر کتابفروشی کتابی قاچاق را بفروشد،‌ نمی‌توان ثابت کرد و جرم وی به راحتی قابل پیگیری نیست. مشکل اصلی ما عدم وجود نظام صنفی درست برای توزیع و فروش کتاب است. در چرخه نشر از زمانی که کتاب تحویل موزع می‌شود تا زمانی که به دست کتابفروشی می‌رسید،‌ غیرشفاف و غیر قابل ردیابی است. در واقع رصدی هم انجام نمی‌شود.

 در این میان کتابفروشان ما نیز به دنبال چند درصد سود بیشتر هستند،‌ پس برخی از آن‌ها کتاب‌های قاچاق را آگاهانه به فروش می‌رسانند،‌ یک پرونده در همدان باز شد که یک کتابفروشی نسخه قاچاق یکی از کتاب‌های هوپا را می‌فروخت. من به همراه یک وکیل‌، نماینده اتحادیه نشر همدان و مدیبر کل ارشاد این استان در محل حضور یافتیم‌‌، کتاب را با نسخه‌ای از فاکتور ضمیمه پرونده کردیم و به دادگاه فرستادیم،‌ اما به نتیجه نرسیدیم،‌ چون اولاً قاضی پرونده تخصصی در این زمینه نداشت و دوم اینکه هنوز دزدی کتاب جرم تلقی نمی‌شود‌، کتابفروش با بیان اینکه نمی‌دانسته کتاب تقلبی است خود را تبرئه کرد‌، در حالیکه من بارها در تماس تلفنی به او گفته بودم این کتاب نسخه قاچاق است و نباید آن را بفروشد. او نیز گفته بود هر کاری می توانی انجام بده.

 به نظر می‌رسد،‌ یکی از الزامات برخورد با این معضل وجود دادگاه کتاب باشد.

 بله،‌ ما هنوز یک دستگاه قضایی متمرکز برای حوزه کتاب نداریم. که این خود از ضروریات است در ونضعیت فعلی من 20 تا 30 پرونده دیگر نیز در دست دارم که چون می‌دانم به نتیجه نمی‌رسد و باید 30 تا 40 میلیون تومان خرج کنم و باز هم نتیجه‌ای نگیرم‌، آن را دنبال نمی‌کنم.

 ماجرای قاضی شعبه 15 خرداد که می‌گفت ارشاد و اتحادیه بر سر قاچاق کتاب با ما همکاری نمی‌کند

  اشاره کردید که دزدی کتاب هنوز جرم تلفی نمی‌شود،‌ اتحادیه ناشران در سال گذشته تلاش کرد در این مسیر قدم بردارد و مذاکراتی با قوه قضاییه نیز داشت‌، چرا تاکنون موفق نبوده‌ایم؟

 به نظر من تلاش مناسبی از طرف اتحادیه ناشران و کتابفروشان تهران و وزارت ارشاد در این زمینه انجام نشده است،‌ من خود چندین بار  پیگیر پرونده‌هایم بودم، به دادگاه رسانه مراجعه کردم، کارشناسان دستگاه قضایی میدان 15 خرداد خودشان نظرشان این بود که ارشاد با ما همکاری نمی‌کند، قاضی این شعبه می‌گفت من از نظر شخصی می‌توانم قضیه را پیگیری کنم،  ولی همکاری لازم با ما از طرف ارشاد انجام نمی‌شود‌، این امر نیاز به تخصصی بیشتر و تجربه بیشتر دارد. اما قضیه از  طرف ارشاد و اتحادیه پیگیری نمی‌شود، باید توجه داشته باشیم که قاچاق کتاب معضل بسیار بزرگی است و هر روز گسترش بیشتری پیدا می‌کند.

 در وضعیت فعلی که به باور شما ارشاد و اتحادیه راه به جایی نبرده‌اند‌، چه می‌توان کرد تا از شر قاچاق کتاب در امان بود؟

 ما برای جلوگیری از این مشکل‌، یک اقدام کرده‌ایم و آن استفاده از کاغذهای خاص است که به راحتی در دستری همه نیست. ما در کتاب‌هایمان هم تبلیغ می‌کنیم که این نوع کاغذ‌ها برای بهداشت چشم و دست بهتر است، کاغذهای مکانیکال هم مطالعه را راحت‌تر می‌کند، هم زودتر به طبیعت بر می‌گردد و هم سبک‌تر است در حالی که پیش از این همه می‌گفتند، این کاغذها کاهی است.

اگر به وضعیت نشر در چند سال احیر نگاهی بیاندازیم،‌ خواهیم دید که فارغ از بحث قاچاق کتاب‌، این صنعت درگیر فسادهای مختلفی شده است،‌ از صدور فیپاهای جعلی گرفته تا جعل شمارگان و.... چرا نشر ما به این روزگار دچار شده است؟

 مشکل ما، مشکل رانت و یارانه است، اولین قدم این است که  وزارت ارشاد یارانه را حذف کنند، برای نمونه یارانه‌های ریز و درشتی که داده می‌شود‌، مثل اختصاص غرفه در نمایشگاه کتاب بر اساس یارانه، باید حذف شود. متاسفانه ما ناشرانی را داریم که توقع دارند‌، چون کار فرهنگی می‌کنند،‌ همه چیز باید برا یشان آماده باشد‌، در حالیمه نکاه ما به نشر برای پیشرفت باید یک نگاه صنعتی باشد.

 در نمایشگاه کتاب تهران در همان سالن کودک اگر وزارت ارشاد بخواهد آیین‌نامه نمایشگاه را اجرا کند‌،  باید 70 درصد غرفه‌ها تعطیل کند. چون 70 درصد غرفه‌ها تخلف می‌کنند. حتی ناشران بزرگ و مشهور نیز بالای 40 عنوان کتاب بدون مجوز و فیپا عرضه کرده بودند. سیاست ارشاد برخوردهای محکم در این حوزه‌ها نیست.

 من دو سال پیش مسئولیت کمیته اطلاع‌رسانی نمایشگاه را بر عهده داشتم،‌ تخلف‌های بسیاری به ما گزارش داده شد نظیر اینکه ناشری غرفه‌ای را اجاره کرده بود،‌ اما در اختیار یک پخشی یا ناشر دیگر قرار گرفته بود. کتابی در سیستم ثبت نشده بود چون مجوز نداشت‌، اما ناشر آن را در غرفه‌اش عرضه کرد بود و... اگر وزارت ارشاد بخواهد پای آیین‌نامه اجرایی نمایشگاه بایستد،‌ همان سالن‌های 3 قلو شهر آفتاب برای کل نمایشگاه مناسب است. اما انقدر ارشاد مجوز برای ناشران صادر کرده است که ناشران بسیاری با چند کتاب صوری حضور پیدا کرده و اقدام به نقد کردن بن کتاب می‌کنند تا 30 درصد سود ببرند. این عده حق ناشرانی که کار می‌کنند‌، را ضایع کرده‌اند.

 متاسفانه ناشران ما به دنبال رقابت‌های منصفانه نیستند،‌ اکنون بدون رعایت کپی‌رایت کتاب‌های خارجی به سرعت با ترجمه‌های ضعیف روانه بازار می‌شود در حالیکه ناشر از فیپای جعلی استفاده کرده است تا کتابش زودتر از سایر ناشران به بازار عرضه شود.متاسفانه وضعیت فساد در نشر به اندازه‌ای رسیده است که می‌توان گفت:‌ بی‌اخلاقی‌های موجود در صنف نشر در هیچ صنف دیگری وجود ندارد.

منبع: تسنیم