به نظر می‌رسد دست‌هایی می‌کوشند عقلای صنف در اتحادیه ناشران از انتقاد و اظهارنظر کنار کشیده و موضوع به دست تندروها بیفتد. کشمکش‌ها و شکاف به وجود آمده در اتحادیه این روزها درحال تشدید است.

 

به گزارش چاپ و نشر، اتحادیه ناشران و کتابفروشان و تشکل‌های نشر در نبود یک اتحادیه سراسری مسائل حقوقی و صنفی حوزه نشر اعم از نشرع توزیع و فروش را برعهده دارند و مخصوصا پس از واسپاری‌هایی که وزارت ارشاد برای صنعت نشر محقق کرده؛ نقش بیشتری در امور اجرایی حوزه فعالیت خود بازی می‌کنند. با این حال به نظر می‌رسد شاهد نوعی گسست و چنددسته‌گی در این نهاد صنفی هستیم که اگر مورد توجه اعضا و خود مدیران صنف قرار نگیرد؛ می‌تواند روند کاری آن‌ها را مختل کند. امری که به ویژه در این دو سال و با اضافه شدن واسپاری معاونت اجرایی نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران بیش از گذشته خودش را نشان می‌دهد. به گونه‌ای که امسال در معرفی ۷ نماینده برای کارگروه‌های نمایشگاه‌ کتاب کار تا جایی بالا گرفت که معاونت فرهنگی ارشاد پیشنهاد اضافه شدن دو نماینده دیگر را داد. جدا از اینکه اساس این پیشنهاد درست یا غلط است، چنین مواردی بیش از بیش نشان می‌دهد احتمالا صنف نشر نیاز به یک پوست‌اندازی دارد تا گروه‌های اقلیت و اکثریتی که امروز شکل گرفته؛ هرکدام جایگاه درست خود را در حوزه نشر پیدا کنند.

گفت‌وگوی زیر با محمود آموزگار (رئیس اتحادیه ناشران و کتابفرشان تهران) درباره چرایی چنین اختلافاتی در صنف و ریشه‌یابی جدل‌های حوزه معانت اجرایی نمایشگاه انجام شده است. هرچند وی خود تاکید دارد وقتى چهار نفر از اعضاى اکثریت هیئت مدیره موافق این نظرات نیستند؛ پس آنچه در این گفتگو به آنها اشاره شده؛ مواضع شخص محمود آموزگار است که در عین حال رییس هیئت‌مدیره اتحادیه ناشران و کتاب فروشان تهران نیز هست.

در مدتی که از فعالیت شما در راس اتحادیه ناشران و کتابفروشان می‌گذرد، فعالیت‌ها و اقدامات مختلفی در اتحادیه انجام شده که برخی مانند بحث‌های مرتبط با معافیت مالیاتی ناشران و کتابفروشان یا تسهیل فعالیت ناشران در منازل و موضوعاتی از این دست به نتیجه رسیده و برخی مباحث مانند عدم توجیه بازرسان سازمان تامین اجتماعی در بحث معافیت مالیاتی کتابفروشان یا معافیت کتابفروشان از پرداخت سهم بیمه کارفرما یا کسب توافق دولت برای صدور تعرفه فرهنگی برای هزینه‌های شامل آب و برق و گاز و ... برای ناشران و کتابفرشان یا به جایی نرسیده یا همچنان در حال پیگیری‌ست. در حال حاضر تلقی خودتان از عملکرد اتحادیه و تاثیربخشی آن در حوزه مشکلات نشر در قبال تولیدکنندگان آن چیست؟

برای اینکه بتوان از دست‌آورد معافیت مالیاتی برای کتابفروشی‌ها صیانت کرد باید به پیگیری‌ها ادامه داد مدیریت سازمان امور مالیاتی این معافیت را پذیرفته است اما قسمتی از بدنه در مقابل آن موضع دارد و با تفسیرهای سلیقه‌اى شرایط ویژه نشر و کتابفروشی و قوانین حمایتی از آن را ندیده می‌گرفتند و با این موضوع برخورد سلبى می‌کردند و بر سر اعمال آن مشکل به وجود می‌آوردند. ما در اتحادیه برای اینکه این معافیت را حفظ کنیم و تفاهمنامه مربوطه با سازمان مالیاتی تنها روی کاغذ باقی نماند و به مرحله عمل دربیاید اقداماتی را انجام داده‌ایم. به عنوان مثال من و یکی دیگر از اعضای هیئت مدیره به عنوان نماینده صنف در هیئت‌های حل اختلاف مالیاتی حضور داریم و می‌توانم به جرات بگویم در سطح شهر تهران در ۹۰ درصد موارد موفق بوده‌ایم. یعنی تا همان مرحله هیئت‌هاى بدوی و تجدید نظر معافیت مالیاتی را برای همکاران ناشر و برای اولین بار کتابفروش تهرانی محقق کرده‌ایم. منتها متاسفانه گزارشاتی که به ما می‌رسد حاکی از آن است که در شهرستان‌ها همکاران ما همچنان برای اعمال معافیت مالیاتی مشکل دارند و دائم با مادر تماس هستند و راهنمایی می‌گیرند که چگونه حقوق خود را پیگیری کنند. مدتى پیش اتحادیه کتابفروشان و نوشت‌افزار ارومیه نامه‌ای به ما نوشتند مبنی بر اینکه در آنجا اداره دارایى با تفاهمنامه معافیت مالیاتی آشنایى ندارند و درخواست داشتند که مستندات به اداره مالیاتی ارومیه ارسال شود. درحال حاضر هم با مسئولین مالیات‌های مستقیم سازمان برای یافتن راه‌حلی که به اجرای تفاهم‌نامه در کل کشور کمک کند در حال رایزنی هستیم.

علت اصلی چنین مشکلاتی هم این است که ما تنها در تهران و قم اتحادیه ناشران و کتابفروشان داریم و در بقیه مناطق کشور اتحادیه ناشران و کتابفروشان نداریم. کتابفروشان بقیه مناطق عمدتا جزیی از اتحادیه‌های نوشت‌افزار هستند و ناشران سایر مناطق چون به حد نصاب لازم برای تشکیل اتحادیه نمی‌رسیدند و نیازمند تشکیلاتی برای پیشبرد مسائل خود بودند در شکل شرکت تعاونی به فعالیت‌های خود ادامه داده‌اند. شرکت‌های تعاونی به دلیل ماهیت بازرگانی خود نهاد صنفی محسوب نمی‌شوند. در حال حاضر هم در صحبت‌هایی با خود دوستان از آنها خواسته‌ایم که به سمت تاسیس اتحادیه بروند. تشکیلات واحد سراسری نشر و اتحادیه کشوری مطالبه ما از دولت دوازدهم است.

ما از هر فرصتی استفاده کرده‌ایم و با وزیر سابق نیرو درباره تعرفه آب و برق کتابفروشی‌ها صحبت کرده‌ایم تا همانطور که باشگاه ورزشی از تعرفه فرهنگی برای آب و برق استفاده می‌کند، کتابفروشی‌ها هم از این امتیاز برخوردار شوند. اتفاقا موضوع را با خود آقای چیتچیان در میان گذاشتیم که گفتند به دلیل وضعیت نامناسب بودجه و پایین بودن منابع مالی تحقق این امر مشکل است. پیشنهاد کردیم که گروهی را از طرف اتحادیه معرفی کنیم تا در کنار نمایندگانی از وزارت نیرو کارگروهی را تشکیل دهند و مسئله مربوطه را بررسی کنند و نهایتا پیشنهاد این کارگروه برای اتخاذ تصمیم در اختیار وزیر نیرو قرار بگیرد. در حال حاضر این کارگروه تشکیل شده و کار خود را آغاز کرده است.

در بحث اضافه کردن کتابفروشی‌ها به لیست مشاغل دارای حق معافیت کارفرما از پرداخت حق بیمه سهم کارفرما که درباره ناشران اجرایی شده هم پیگیری‌های متعددی صورت گرفته که همچنان ادامه دارد. این معافیت مربوط به تولیدکنندگان است و نشر تولیدی است ولی کتابفروشان تولیدی نیستند. در حال حاضر حل این مسئله به صورت جدی‌ترى در وزارت ارشاد مطرح است و از وزیر سابق ارشاد خواسته بودیم که پرداخت حق بیمه کارفرماى کتابفروش حداقل تا سقف دو نفر را تقبل کنند که از محل یارانه‌های نشر پرداخت شوند. واقعیت این است که یارانه‌ها مصرف بهتر و درستتری پیدا کرده‌اند. در صورت تحقق این امر دیگر دلیلی ندارد کارمند کتابفروشى بیمه نشود. در حال حاضر وقتی خود کارمند میبیند شرایط مالی کارفرما مناسب نیست از بیمه شدن صرف نظر می‌کند که دست‌کم کارش حفظ شود، ولی وقتی سهم کارفرما پرداخت شود دیگر مانعی برای بیمه کارمندان کتابفروشی نیست.

امروز اتحادیه از یک مشکل حاد و مشخص رنج می‌برد و آن بحث شکاف در بدنه این مجموعه است. به نظر می‌رسد وزن اتحادیه ازسوی برخی از اهالی این صنف با دیده تردید نگاه می‌شود و مرکزیت اتحادیه به نوعی از دست رفته است به گونه‌ای که اختلاف درون صنفی بیش از گذشته خود را نشان می‌دهد و صنف با مشکلاتی اساسی مواجه شده. این وضعیت چرا و چگونه به وجود آمده است؟

خوب است که تعریفی درباره انجمن‌ها و اتحادیه داشته باشیم. اتحادیه نهاد صنفی مدنى عمومی غیردولتی است. مطابق قانون نظام صنفی هرکس تمایل به فعالیت در حرفه و پیشه‌ای دارد باید به عضویت اتحادیه درآید. هرگونه اقدام به کسب و کار مستلزم اخذ پروانه کسب از اتحادیه مربوطه و عضویت در آنهاست. بنابراین هیچ مانعی بر سر راه عضویت در اتحادیه نیست. انجمن‌ها متشکل از افرادی هستند که در یک حوزه خاص فعالیت می‌کنند و کارشان دارای ویژگی‌هایی است که آن‌ها را از اتحادیه متمایز می‌کند. اول اینکه هرچند فعالیتشان در یک حوزه نشر است ولی عضویت کلیه فعالان آن حوزه در آن‌ها ممکن نیست و در پذیرش اعضا گزینشی عمل می‌کنند و الزامی به پذیرش ندارند. دوما طبیعى است که بخشی عمل کنند .یکی از هدف‌های انجمن‌ها هموارسازی بستر کسب و کار و رفع مشکلات اعضایشان است. این رویه بخشی است چون حل مسایل اعضا هدف است نه کل صنف. سوما انجمن‌ها انگیزه اقتصادی دارند حال آنکه اتحادیه نهادی غیرانتفاعی است. بنا براین طبیعی است که در برخی موارد و موضوعات اختلاف نظرهایی وجود داشته باشد. ما معتقدیم اتحادیه‌ای که ۱۳۰۰ عضو دارد نباید در شورای تشکل ها با انجمنی که حدود یکصد عضودارد کمى بیشتر یا کمتر و از همین تعداد هم حدود نصفشان عضو اتحادیه هستند رای برابر داشته باشد. این مسئله یکی از موارد اختلاف است. البته اکثر انجمن‌ها در این مورد با اتحادیه هم‌نظر هستند و به همین جهت برای برگزاری سی امین نمایشگاه، اتحادیه ناشران و کتاب فروشان تهران و آشنا را بر شورای تشکل ها ترجیح دادند. شاید به دلیل اینکه در انجمن‌های صنفی صرف نظر از گرایشاتی که برای فعالیت تخصصی‌تر وجود دارد، منافع اقتصادی مجموعه‌شان هم برایشان بی‌اهمیت نیست. بنابراین وقتی اتحادیه از مجموعه‌ای از انجمن‌ها و همکاران مختلف‌المنافع تشکیل شده کار هم دشوار می‌شود. مخصوصا وقتی بحث بهبود کسب و کار مطرح می‌شود این تعارضات و تضادها بیشتر هم به چشم می‌آید. باید در اتحادیه نقاط اشتراک و افتراق را پیدا کرد وبر نقاط اشتراک پاى فشرد.

اتحادیه ناشران قدیمی‌ترین نهاد صنفی کشور است و سال آینده ۶۰ ساله می‌شود، منتها همچنان سیستم کاری و مدیریتی در نشر ما به شدت سنتی است و به آن خو گرفته است. به عنوان مثال به واسطه طرح‌های فصلی که برای کتابفروشی‌ها به راه افتاده تازه مشخص شد که بسیاری از کتابفروشی‌های ما فاقد رایانه و اینترنت و ... هستند. در اولین طرح فصلی که نام آن کتابفروشی به وسعت ایران بود تنها ۲۰۰ کتابفروشی شرکت کردند که علت آن فقدان رایانه و اینترنت در کتابفروشی‌ها بود. همین مسئله انگیزه‌ای شد که از خانه کتاب درخواست کنیم کمک کنند تا سیستم‌های مدیریتی کتابفروشی‌ها به روز شود. این شد که در طرح‌های امسال فصلی نزدیک به ۸۰۰ کتابفروشی شرکت می‌کنند. این رشد چهاربرابری یعنی تعداد بیشتری با تکنولوژی روز خود را به روز کرده‌اند. جالب‌تر اینکه دیدیم همزمان با این تغییرات استفاده از تبلیغات جدیدتر مثل صفحات اینستاگرام و گروه‌ها و کانال‌های تلگرامی بیشتر شده یا اینکه کتابفروشی‌ها شروع کردند به ثبت کردن اسامی مشتری‌های خود در رایانه و نرم‌افزارهای مشتری‌مداری. اما به نظر می‌رسد دست‌هایی می‌کوشند عقلای صنف از انتقاد و اظهارنظر کنار کشیده و موضوع به دست تندرو ها بیفتد.

شاید اتحادیه نیازمند یک پوست‌اندازی در تعریف، ساختار و اهداف خود برای قانع کردن بخشی از بدنه صنف است که اختلافاتشان با اتحادیه بالا گرفته؟

دامنه اختلافات به این میزان نیست. این اختلافات تنها از سوی عدهاى اندک و اقلیتی از صنف مطرح می‌شود. البته سرو صدایشان زیاد است و اتفاقا از نزدیکی به نهادهای قدرت فرو گذار نمی‌کنند. البته خوشبختانه در سیستم دموکراتیک رای‌گیری در اتحادیه، صنف با آرای خود به من به عنوان رئیس اتحادیه بیشترین مسئولیت صنفی و بالاترین مقام اجرایی اتحادیه را جهت انجام آن مسئولیت‌ها به من اعطا نموده که به آن افتخار مى‌کنم و کوشیده‌ام به اتکای این جایگاه در منظر نهادهای کشور از منزلت صنف حراست کرده و خواسته‌هاى صنفى را بدون لکنت و بى‌توجه به منافع فردى پى بگیرم و در این جهت از کلیه ظرفیت‌هاى کشور بهره ببرم و رابطه و دیالوگى با مدیران و مسئولین بخش‌هاى مختلف ایجاد کنم.

حاصل این ارتباطات چه بوده؟ چرا عده‌ای از خود صنف توانستند موضوع باغ کتاب را باوجود مخالفت همکاران خود به راحتی پیش ببرند؟ فکر نمی‌کنید به وجود آمدن این مشکل ناشی از سوءمدیریت هیات‌مدیره در اتحادیه است؟ قطعا شما به عنوان رئیس اتحادیه به پوست‌اندازی و تغییر در سلایق و فعالیت‌های بخشی از اعضای توجه نشان نداده‌اید که نتیجه‌اش شده از دست دادن فرصت نظردهی درمورد شیوه بهره‌برداری از باغ کتاب؟

 

ما در این مدت با آقای مجید حسینی و آقای اشعری مذاکره داشتیم. اگر مسائل و مشکلات را باز نکردیم چون نمی‌خواستیم شکاف‌ها را بیشتر کنیم و مایل بودیم این موضوعات در فضای صمیمانه حل و فصل شود. منتها در حال حاضر به مرحله‌ای رسیده که نیاز است جدی کار کنیم.در مورد باغ کتاب و شیوه بهره‌برداری از آن هم شورای شهر و شهردار صاحب نظرند. به هر حال باغ کتاب زیر مجموعه آنهاست. در باره نوع استفاده و نحوه آن باید پاسخ بدهند.

واقعا در حال حاضر جایگاه اتحادیه در صنف نشر و در تعامل با دیگر دستگاه‌های مرتبط با این حوزه کجاست؟

سال ۸۹ انتخابات دوره دوازدهم هیئت‌مدیره با تصوری کاندیدا شدم که به کمک سایر منتخبان بتوانیم با استفاده از مجموعه تجارب بین‌المللی و حقوقی و نشر و فروش کتاب با بررسی و مطالعه برای جمع‌بندی وضعیت نشر از مشکلات و ناهنجاری‌های متعددی که دامن‌گیر این حرفه است، بکاهیم. در آن دوره که بعد از سال ۸۸ و دوره دوم ریاست‌جمهوری آقای احمدی‌نژاد بود و قطعا خودتان به خاطر دارید که چه فضا و نگاه بدی به اتحادیه وجود داشت و اتحادیه به شدت منزوی شده بود. نه دولت و نه ارشاد هیچکدام اعتنایی به وضعیت اتحادیه نمی‌کردند. در سال ۸۹ در فضای مجازی جزوه‌ای به نام زمزمه‌های رنگی منتشر شد که با نام بردن از تعدادی ناشر از ناشران برانداز صحبت می‌کرد. این فضای ابتدای کار ما بود و بسیاری از همین دوستان اذعان داشتند در چنین شرایطی واقعا نمی‌توان انتظار داشت اتحادیه کاری انجام بدهد. با این وجود ما سیاستی را در پیش گرفتیم و باتوجه به این نکته که این نگاه به ناشران مستقل از نگرانی‌هایی برمى‌خیزد که باید آنها را رفع کرد.

در مدت کوتاهی که تعلیق‌های ناشران افزایش پیدا کرد. ما بحث ضوابط نشر را مطرح کردیم. بالاخره مستندات قانونی برای برخورد با ناشران چه بود. تفسیرى ضیق و سخت‌گیرانه از ماده ۱۵ ضوابط نشر به نمره منفى و تنبیهات غیرمنصفانه انجامیده بود. برای اولین بار در آن دوره هیئت مدیره با این مسئله برخورد کرد و از نظر حقوقی مسئله تحت پیگیری قرار گرفت چراکه نباید برای اثر منتشر نشده ناشر مجازات می‌شد.

خوشبختانه این سیاست در حوزه نشر به نتیجه رسید و توانستیم فضاى امن حرفه‌اى ایجاد کنیم که همکاران در عین قانونمدارى دیگر دغدغه این موضوعات را نداشته باشند. به موازات آن سایر مواد ضوابط نشر را نیز مطرح کردیم ازجمله اینکه در حوزه کتاب کودک و بزرگسال اصلا هیئت‌های نظارت بر ضوابط نشر تشکیل نشده و همه مسائل را اداره کتاب دنبال می‌کرد. با خود رئیس‌جمهور وقت درمیان گذاشتیم که چرا این هیئت‌ها تشکیل نشده و چرا با وجود اینکه اسامی اعضای هیئت نظارت بر کتاب کودک مشخص شده هنوز به امضای رئیس‌جمهور نرسیده است. ما همه جا اعم از دیدارها، مصاحبه‌ها و .... این مطالبه را مطرح می‌کردیم و بالاخره در دولت یازدهم به نتیجه رسید.

از دستگاه‌های دولتی مثل تعزیرات، پلیس امنیت، سازمان حمایت از حقوق مصرف‌کننده خواسته‌ایم مستقیم به اعضای صنف مراجعه نکنند و امروز این نهادها هرکجا مشکلی با اعضای صنف ما داشته باشند به ما مراجعه می‌کنند. امروز تقریبا در برخی کتابفروشی‌ها کافه کتاب و ... دایر شده و با توجه به آنکه ایجاد رسته آن در اتاق اصناف در دست پیگیرى است کسی مانع فعالیت کافه کتاب‌ها نمی‌شود و خود نیروی انتظامی کمک کرد این فضا را ایجاد کنیم.

در موضوع چاپ و تکثیر غیرقانونی هم موضوع جدی‌تر گرفته شده ودر هفته کتاب سال پیش به روشنی مسئله را با وزیر درمیان گذاشتیم و توانستیم وزارت ارشاد را قانع کنیم که همراهی و همگامی کاملی برای حل این مشکل داشته باشیم و در کنارش هم نیروی انتظامی و قوه قضاییه در این مسیر ما را کمک کنند که با متخلفان برخورد کنیم.

البته برخورد قهرى بحث قاچاق کتاب هدف فرعی ما است و معتقدیم باید با فرهنگ‌سازی این تخلف را ریشه‌کن کرد. وقتی حتی بعضاخود مولفین هم قبح ماجرا را درک نکردهاند و در فضای مجازی پیدیاف فلان کتاب را در اختیار یکدیگر می‌گذارند یعنی باید کار فرهنگی برای حل این مشکل انجام داد. با شهردارى به ویژه شهردار منطقه ١١ همکارى و تعامل خوبى داریم الان دیگر به هیچ وجه رویه‌هاى گذشته مشاهده نمى‌شود. موضوع مزاحمت‌های بازرسى سازمان تامین اجتماعی را پیگیر بودیم و هستیم و به توافقات خوبى هم رسیده‌ایم. معنای اتحادیه هم همین است که اعضای ما حق ندارند تخلف کنند و قانون را زیر پا بگذارند و از آن سو از دستگاه‌های دولتی نیز خواسته‌ایم به قانون عمل کنند. مرجع صالح برای تشخیص تخلف اعضا و برخورد با آن اتحادیه است.

این کارها فقط فعالیتی بوده که اتحادیه صرفا برای اعضا انجام داده است. ما اقدامات دیگری هم در حوزه‌هایی که در مقام مشورت، و ... داشته‌ایم که آثار آن به کل نشر کشور برمی‌گردد، موضوعاتی مثل پایتخت کتاب ایران، طرح‌های فصلی برای خرید کتاب و ....

نمی‌گویم امروز همه چیز برای ناشران و کتابفروشان ایده‌آل است ولی انکار نمی توان کرد که همکاران ما امروزه در فضای امنی فعالیت می‌کنند و به مراتب دغدغه‌های کمتری نسبت به گذشته دارند، حتی در حوزه ممیزی.

این شکاف عمیق بین بدنه صنف و اعضای هیئت‌مدیره از کجاست؟ به نظر می‌رسد بحث واسپاری‌ها به این اختلافات دامن زده و صنف آمادگی پذیرش چنین مسئولیتی را نداشته است.

وجود اختلاف نظر در هر صنفی طبیعی است ولی از آن طرف هم معتقد هستم وقتی فردی در یک حرفه فعالیت میکند می‌تواند و باید به مصالح خود فکر کند، اما وقتی وارد یک انجمن صنفی شد باید مصالح آن انجمن را به منافع فردی ترجیح دهد و اگر در یک اتحادیه عضو شد باید منافع اتحادیه را به مصالح انجمنی ترجیح بدهد. جابه‌جا شدن هرکدام از این اولویت‌ها می‌تواند نظم و هماهنگی را به هم بریزد.

در بحث خود نمایشگاه هم ما بالاخره توانستیم مجددا و بعد از ۹ سال اتحادیه را وارد نمایشگاه کنیم. در این ۹ سال اتحادیه جایگاهی در امور نمایشگاه نداشت و انجمن‌ها بودند که در کنار شرکت تعاونی آشنا بخش‌های مختلف نمایشگاه کتاب را در سطح مدیریت سالن‌ها اداره می‌کردند. اتحادیه از نمایشگاه ۲۶ رایزنی‌ها و مذاکرات را آغاز کرد و از نمایشگاه ۲۷ به نوعی برای اولین بار در تصمیم‌گیری‌ها و مدیریت نمایشگاه وارد شد و در نمایشگاه‌های ۲۸ و ۲۹ و ۳۰ نیز مسئولیت‌های بیشتری را پذیرفت.

اینکه می‌گویم تشکلات واحد سراسری یک ضرورت است تا به واسپاری کامل برسیم همین است که ما خیلی سریع و در زمانی کوتاه ناگزیر بودیم به ارشاد نشان بدهیم که یک جمع همبسته و هماهنگ هستیم. آن زمان مدیریت عالی ارشاد تمایل به این واسپاری داشت اما بدنه ارشاد مقاومت می‌کرد و اختلافات و تفاوت دیدگاه‌ها را دلیلی برمی‌شمردند که براساس آن صلاح نمی‌دانستند که اتحادیه و صنف در امور اجرایی وارد شود. در آن فرصت اندک باید همبستگی صنف نشر را نشان می‌دادیم و اتحادیه به دلیل اینکه افق دورتری را می‌دید از یکسری موضوعات گذشت و مثلا دیگر دنبال نکردیم که وزن اتحادیه و انجمن‌ها در آرا چگونه باشد و یک شورای تشکل‌ها به وجود آمد با آرای برابر. در حال حاضر اتحادیه‌ای داریم که یک بازوی اجرایی بسیار قوی به نام شرکت تعاونی ناشران و کتابفروشان تهران را در کنار خود ندارد و بعد از کلاهبرداری که نسبت به شرکت تعاونی اتفاق افتاد فعالیت این شرکت متوقف شد.

در دوره‌های قبلی بخش قابل توجهی از کار اجرایی و مالی اتحادیه را شرکت تعاونی انجام می‌داد ولی اینبار نه تنها شرکت تعاونی نبود که بتوانیم روی کمک آن حساب کنیم، بلکه ناگزیر بودیم بار شرکت تعاونی را هم به دوش بکشیم و برخی کارها و فعالیت‌ها که در چارچوب وظایف شرکت تعاونی بود را هم انجام دهیم. به علاوه اینکه میزان مسئولیت اتحادیه افزوده شده بود و دیگر تنها وظیفه نظارت بر امور اجرایی نمایشگاه را برعهده نداشتیم.

در بحث امور اجرایی نمایشگاه هم اتحادیه وارد کار شد. از اتاق اصناف مجوز لازم را گرفتیم و با معاونت فرهنگی مستقیما تفاهم نامه امضا کردیم که در تاریخ اتحادیه بی‌سابقه بوده است. تاکنون هیچگاه اتحادیه به صورت مستقیم با معاونت فرهنگی تفاهمنامه امضا نکرده بود.

نمایشگاه ۲۸ به پایان رسید و در نمایشگاه ۲۹ همه پذیرفته بودند که اتحادیه محور امور اجرایی نمایشگاه کتاب باشد. اما با تاکید بر آرا برابر واژه محوریت معنای خودش را از دست می‌دهد. محوریت اتحادیه یعنی مسئولیت اجرای نمایشگاه با این نهاد صنفی است و معنی ندارد که مسئول اجرای نمایشگاه اختیار متناسب با مسئولیتش نداشته باشد. این مشکل در نمایشگاه ۲۹ به روشنی بروز کرد و زمانی که ما می‌خواستیم مدیر کمیته ناشران داخلی را انتخاب و معرفی کنیم نتوانستیم موضوع را نهایی کنیم. موضوع که جدی‌تر شد، مسئله را به دکتر صالحی منعکس کردیم و ایشان مدیر کمیته را انتخاب کرد.

یعنی این آسیب در بحث واسپاری خودش را نشان داد. برای اجرا ما ناگزیر شدیم که اتحادیه را درگیر مسائلی کنیم. درگیر کردن اتحادیه در بحث مالی و دریافت هزینه‌های ثبت‌نام نمایشگاه و ... با اینکه در یک اتاق شیشه‌ای زیر نظر ارشاد و مطابق با مصوبات انجام می‌شد اما دارایی در وهله نخست ملاحظه می‌کند که ۲ میلیارد و ۶۰۰ میلیون به حساب اتحادیه واریز شده است. وقتی شرکت تعاونی را به عنوان یک ابزار برای فعالیت اقتصادی در کنار اتحادیه نداشتیم، جز پذیرش درجه‌ای از ریسک و امیدواری به اینکه مسئولین مالیاتی هم ماهیت فعالیت غیرانتفاعی ما را درک کنند، چاره دیگری برای حفظ واسپاری‌ها نبود.

مخلص کلام اینکه تمامی این مسئولیت‌ها و پذیرش ریسک بر گردن اتحادیه بود ولی این امکان به تشکل محوری داده نمی‌شد که حتى یک مدیر کمیته انتخاب کند و این دغدغه را با ارشاد هم درمیان گذاشتیم و خواستیم تا درآینده و روند رای‌گیری‌ها چگالی تشکل‌ها در نظر گرفته شود.

اختلاف جدی نیز از این مقطع آغاز شد. در یک جلسه هیئت‌مدیره پس از نمایشگاه ۲۹ صحبت شد تا مجدد از شورای تشکل‌ها دعوت کنیم و شرط اعمال چگالی در رای‌گیری‌ها را درمیان بگذاریم. دوستانی در هییت مدیره که فعلا هم در اکثریت هستند با این مسئله مخالفت کردند و گذاشتن این شرط را نپذیرفتند و ادعا کردند که این رویه به الفت بین تشکل‌ها آسیب می‌زند و بر تشکیل شورای تشکل‌ها با همان شیوه قبلی اصرار کردند. ما دقیقا زیر امضاها به عنوان مخالف نوشتیم که چون می‌دانیم یک گرایش بسیار قوی حاصل از آسیب‌شناسی دو دوره قبل در وزارت ارشاد است که چگالی و وزن تشکل‌ها دیده شود بنابراین پیشنهاد می‌دهیم که خودمان این موضوع را نهایی کنیم قبل از اینک ارشاد برای ما تعیین تکلیف کند.

آقای توکل تا قبل از این مصوبه در کنار ما قرار داشتند و به این ترتیب ما اکثریت چهار نفره را تشکیل مى‌دادیم اما در این مصوبه به طرف مقابل گرایش پیدا کردند و ما شدیم اقلیت سه نفره مشتمل بر رییس و خزانه دار و دبیر. مصوبه بعدی هم که قرار بود اتحادیه نماینده برای عضویت در شورای تشکل‌ها معرفی کند هم دوباره با همین بحث‌ها مواجه و با راى اکثریت چهار نفره آقاى دهقانى به عنوان نماینده اتحادیه در شوراى تشکل‌ها انتخاب شدند. با این حال شورای تشکل‌ها چند جلسه تشکیل داد و شورای سیاستگذاری نمایشگاه نیز تصویب کرد که یک کمیته واسپاری ۹ نفره تشکیل شود. قرار شد سه نفر را شورای تشکل‌ها معرفی کند، و بقیه از معاونت فرهنگی و شورای سیاستگذاری معرفی شوند و نهایتا این ۹ نفر پیگیری واسپاری امور به صنف را به عهده بگیرد.

خروجی شورای تشکل‌ها این بود که رییس اتحادیه در بین منتخبین نبود و البته من هم اعتراضی نکردم. ولی به نظر می‌رسد ارشاد چنین تصمیاتی را با مخاطرات و اما و اگرهای مختلف تلقی کرد. باید مطمئن می‌شدند که کار به شیوه‌ای جلو برود که همه جوانب در آن لحاظ شده باشد و نظر آحاد صنف در آن حتماً لحاظ شود و اینجا بود که آقای صالحی به عنوان نماینده خود برای حضور در این کمیته شخصا به بنده حکم داد. این اتفاقى نبود که برنامه‌ریزی‌ها و تصمیم‌گیری‌ها جوری رقم بخورد که رییس اتحادیه مدام کنار گذاشته شود. مگر حضور رئیس اتحادیه چه زیانی وارد می‌کند و چه خطری از وجود او احساس می‌کنند که چنین برخوردهایی را نشان می‌دهند.

در کمیته واسپاری چهار گزینه برای تفویض اختیار امور اجرایی نمایشگاه کتاب مطرح شد، اول یک تشکیلات فراگیر که از دید آقای صالحی اتحادیه یا شرکت تعاونی آشنا بود، دوم ادامه فعالیت شورای تشکلها با روش سابق با رعابت وزن تشکل‌ها، سوم یک شرکت برای اداره نمایشگاه تاسیس شود و گزینه چهارم هم اینکه اساسا خود موسسه نمایشگاه‌های فرهنگی واگذار شود. واگذاری موسسه ظرف سه تا چهارماه واقعا غیرممکن بود، تاسیس یک شرکت با حضور بیش از دو هزار غرفه‌دار هم که نیازمند زمان است و برنامهریزی اصولی خود را می‌خواهد.

گزینه دوم و بحث رعایت چگالی وزن انجمن‌ها هم که همچنان مورد موافقت واقع نمی‌شد. مثلا آقای طائب با بحث رعایت چگالی مخالفت مى‌کرد و انجمن ناشران کودک و نوجوان را یک انجمن کیفی مى‌دانست و معتقد بود که تعداد اعضای آن در نظر گرفته نشود.

وقتی تنها گزینه اول باقی ماند پیشنهاد کردم که چرا یا اتحادیه یا آشنا و بهتر است که اتحادیه و آشنا در کنار یکدیگر امور اجرایی نمایشگاه را دنبال کنند. استدلالم هم این بود که واسپاری زمانی معنا پیدا می‌کند که ما تشکیلات واحد سراسری داشته باشیم و بخش هرچه بیشتری از کشور را پوشش بدهیم و بالاخره آشنا درست است که نه در قالب اتحادیه صنفی بلکه اتحادیه شرکت‌های تعاونی عمل می‌کند و در چند استان مختلف تعاونی دارند و می‌تواند نماینده شهرستان‌ها تلقی شود ما هم کمک می‌کنیم که اتحادیه‌های سایر مناطق تشکیل شوند.

پس از آن آقای داودی‌پور به عنوان مشاور اتحادیه این طرح را به شورای تشکل‌ها برد که از قضا با مطرح شدن تاسیس شرکت دنیای ماه‌پیشونی مقارن شد. با تاسیس این شرکت یک موضع‌گیرى منفى در برخى از تشکل‌ها به وجود آمد چون ۱۲ نفر از آنها اعضای انجمن ناشران کودک بودند به خصوص دو نفر که آقایان محمدرضاتوکل صدیق و یحیی دهقانی که در شرکت ماه‌پیشونی (طرف قرارداد باغ کتاب) رئیس و نایب رئیس هیئت مدیره هستند؛ در نهاد صنفی ناشران و کتابفروشان تهران یعنی اتحادیه؛ دارای سمت‌های صنفی نائب رئیس هیئت مدیره و عضو هیئت مدیره هستند و... به علاوه شرکت تعاونی انجمن کودک برنده مزایده بخش کودک و نوجوان باغ کتاب شده‌اند و با اینکه در هیئت‌مدیره اتحادیه هم هستند این موضوع را به دیگر اعضای هیئت‌مدیره اطلاع نداده‌اند. نهایتا شورای تشکل‌ها رای به برگزاری نمایشگاه توسط اتحادیه و تعاونی آشنا داد و در این میان دو نماینده رای مخالف دادند: آقای دهقانی نماینده اتحادیه و نایبرئیس ماه‌پیشونی به علاوه آقاى طائب نماینده انجمن ناشران کودک. نماینده نشر دانشگاهی رای ممتنع داده بود .آقای توکل دبیر شورای تشکل‌ها در رای گیری تشکیک کرد و مجددا با هیئت‌مدیره تشکل‌ها نامه‌نگاری کردند و آرا را استعلام کردند و اکثریت مجددا با اجرای برگزاری نمایشگاه توسط اتحادیه و تعاونی آشنا موافق کردند.

حال مطرح می‌کنند که شورای تشکل‌ها رای به انحلال خود داد و درنظر نمی‌گیرند که حتما مسئله‌ای باعث این تصمیم شده است. این ماجراها هنوز هم ادامه دارد مخصوصا اینکه دکتر صالحی اعلام کرده اعضای هفت نفره شورای برنامه‌ریزی اجرایی سال گذشته برای نمایشگاه سی‌ویکم هم کارها را پیش ببرند. از این هفت نفر، ۴ نفر از اتحادیه هستند، سه نفر هم از آشنا هستند که باز هم یک نفرشان آقای داودی‌پور است که از اعضای با سابقه اتحادیه و مشاور هیئت مدیره بوده و به لحاظ شان مدیرعاملی شرکت تعاونی ناشران و کتابفروشان تهران در آشنا عضویت دارد و یعنی ما ۵ عضو در این شورا داریم. دوستان به آقای صالحی گفتند که شورای ۷ نفره مربوط به نمایشگاه سی‌ام است و برای نمایشگاه سی و یکم باید هیئت مدیره اتحادیه مجدداً تصمیم‌گیری کند.آقای صالحی هم پذیرفتند ولی تاکید کردند همان افراد مجددا انتخاب شوند.

جالبتر اینکه دوستان که تا به حال چگالى یک هشتم را مناسب می دیدند! حالا اصرار داشتند که چگالی رعایت نشده و نسبت ۴ به ۳  درست نیست و باید یا  ۵ به ۲  باشد یا  ۶ به ۳. رایگیری را هم در دستور کار هیئت مدیره قرار دادند. اگر به این موضوع رای مخالف می‌دادیم مخالفت ما را پیراهن عثمان می‌کردند که خود آموزگار، حسن پور و فخری‌زاده زیر بار قبول چگالی نرفتند. اگر هم رای موافق می‌دادیم یعنی تصمیمات ارشاد را به چالش کشیده بودیم و بستر مناسب همکاری با آشنا را نیز دچار مشکل می‌کردیم. واقعا طول کشید تا اعتماد بین اتحادیه و تعاونی آشنا را دوباره احیا کنیم و درست نبود این فرصت را از بین ببریم. با این قبیل برخوردها حتی ممکن است بحث واسپاری‌ها منتفی شود و طاقت ارشاد هم از این همه اختلاف به سر رسد.

با همین ملاحظه عنوان کردم که موضوع چگالی را بهانه نکنید و مشکل شما با بنده است و من کنار می‌روم تا کارها پیش برود. یعنی برای اینکه حرمت دکتر صالحی حفظ شود، حرمت تعاونی آشنا و اتحادیه هم حفظ شود و این دست‌آورد هم از بین نرود من کنار می‌روم. اینجا بالاخره مشخص می‌شود که ماجرا چیست. این موضع من مانع تصمیم گیری شد و قرار شد به گفتگو ادامه دهیم. تا این لحظه نتیجه‌ای حاصل نشده است.

درمورد انتخاب معاون اجرایی نمایشگاه هم حرف و حدیث‌های زیادی به وجود آمد و عملا بگوومگوها به یک جنگ لفظی تبدیل شد که هنوز هم ادامه دارد. توضیح شما به عنوان رئیس اتحادیه درباره این حواشی صنف چیست؟

مصوبه شورای تشکل‌ها به شورای سیاستگزاری نمایشگاه سى‌ام رفت و تصمیم گرفته شد که آشنا و اتحادیه متفقا اجرای نمایشگاه را برعهده بگیرند. در نتیجه قرار شد سه نفر از طرف اتحادیه و سه نفر از آشنا و نفر هفتم توسط دو تشکل برای امور اجرایی نمایشگاه انتخاب شوند. از طرف اتحادیه آقایان دهقانی، حسینینیک و من انتخاب شدیم و آشنا هم آقایان اسماعیلی‌راد، حسینی و معینی را معرفی کردند و قرار شد نفر هفتم و معاون اجرایی را در اولین جلسه بعدی مشخص کنیم. این موضوع طی صورتجلسه‌ای به تایید اعضای هیئت مدیره دو تشکل رسید. متعاقب آن آقای اسماعیلی‌راد یک روز را هماهنگ کرد و برای همه این افراد هم پیامک ارسال کرد که برای انتخاب نفر هفتم و معاون اجرایی در دفتر اتحادیه جلسه برگزار می‌شود. آقایان حسینى‌نیک و دهقانى به رغم اطلاع نیامدند و ما چهار نفری که اکثریت آرا را داشتیم نفر هفتم و معاون اجرایی را انتخاب کردیم و صورت‌جلسه را برای ارشاد فرستادیم و حکم‌های مربوطه صادر شد.

آقایان در ادامه یک جلسه غیرقانونی چهارنفره با حضور آقای حسینی نیک در اتحادیه برگزار کردند و بدون اطلاع‌رسانی به سه نفر بعدی تصمیمات قبلی هیئت مدیره را وتو کردند، درصورتی که برگزاری جلسه برعهده رئیس اتحادیه است و آنها تنها می‌توانستند درخواست برگزاری جلسه داشته باشند. در این جلسه آقایان دهقانی و حسینی‌نیک اعلام کردند که از این شواى شش نفره استعفا مى‌دهند و اکثریت چهار نفره تصویب کردند که اصلا اتحادیه حق ندارد در نمایشگاه دخالت کند. من را هم از آن شورا عزل کردند و در نامه‌ای با امضاى آقاى توکل به آقای صالحی ضمن اعلام مراتب نوشتند که گزارش تخلفات رئیس اتحادیه را هم به اتاق اصناف می‌فرستند. تشکیل جلسه و نامه‌نگاری به آقای صالی با امضای آقای توکل خلاف قوانین بود.

وقتی اختلافات به اینجا رسید گروهی سه نفره متشکل از دو مشاور رسمی هییت مدیره آقایان کیاییان و حسین‌خانی به همراه آقای فیاضی نامه‌ای به هیئت‌مدیره نوشتند و ضمن ابراز نگرانی پیشنهاد دادند شورایی برای حل اختلافات تشکیل شود. چندین جلسه این دوستان برای روشن شدن موضوع برگزار کردند و آقایان توکل،دهقانى و فیاضى مقدمات کار را فراهم کردند و نهایتا تصمیم این شد که هر ۷ نفر عضو هیئت مدیره دو نفر را به نمایندگی خودشان انتخاب کنند و به همراه دو مشاور هیئت مدیره این ١٦نفر در حضور خود اعضای هیئت مدیره راه‌حل اختلافات بر سر سه موضوع مشخص شده را بررسی و با اختیاراتی که تمام اعضای هیئت مدیره به آنها دادند داوری کنند. این تصمیمات به اتفاق آرا توسط هیئت مدیره تصویب شد. تصمیم شورای حل اختلاف نهایتا این شد که معاون اجرایی ابقا شود و از نفر هفتم یعنی آقای داودی‌پور درخواست شود که استعفا بدهد و این شش نفر مجدد در جلسه‌ای نفر هفتم را از لیستی ۱۰ نفره که یکى از آنها آقای داودی‌پور باشد انتخاب کنند. ولی این دوستان ناراضى از نتیجه و با توجه بهاینکه تعدادی از منتخبان خودشان هم به این طرح رای مثبت داده بودند علیرغم تصمیم و امضاى خود اعلام کردند که این شورای حل اختلاف غیرقانونی است و نمی‌تواند تصمیم‌گیری کند. در جلسه هیئت مدیره بعدى اکثریت چهارنفره از تصمیم قبلی خود مبنی بر ارجاع اختلافات به داوری شورای پیشکسوتان عدول کردند و شورا را مشورتی اعلام کردند که تصمیماتش لازم‌الرعایه نیست.

 وقتی که زیربار تصمیمات خود صنف نرفتند ارشاد وارد ماجرا شد و مسئله با تغییراتی با دخالت ارشاد حل شد و آقای توکل به عنوان نفر هفتم انتخاب شد. دخالت شورای پیشکسوتان نشانگر بلوغ صنفی بود که متاسفانه توجهی به آن نشد. در جلسه با ارشاد هم که یک روز تا شب طول کشید به پیشنهاد آقای دهقانی  و موافقت من، آقای توکل‌صدیقی به عنوان نفر هفتم انتخاب شد و به موضوع انتخاب مدیران کمیته‌ها رسید.

من نگرانی ندارم و اتفاقات اخیر را پوست‌اندازی اتحادیه می‌دانم البته اتحادیه چنان پی‌ریزی شده که در دوره بعد قوی‌تر از گذشته به امور نشر و کتاب خواهد پرداخت و اینکه من باشم یا نه هم واقعا مهم نیست. در مورد اتفاقات اخیر در باره معرفى نمایندگان اتحادیه در شوراى هفت نفره و بر خورد غیرمتعارف معاونت فرهنگى وزارت ارشاد نیز در فرصت دیگرى حرف‌هایم را مى‌زنم.

 فراموش نمى‌کنیم که باید همواره منافع ملى را بر منافع صنفی و منافع صنفى را بر منافع بخشى و فردى ترجیح دهیم. مولانا می‌فرماید:

جوى دیدى کوزه اندر جوى ریز

‏آب را از جوى کى باشد گریز

‏آب کوزه چون در آب جو شود

‏محو گردد در وى و جو او شود

 

 منبع: ایلنا

 

رئیس اتحادیه ناشران و کتابفروشان تهران مطرح کرد: وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، امسال در طرح «گرنت» برای حمایت از هر عنوان کتاب در سه گروه ادبیات و هنر، اسلام‌شناسی و ایران‌شناسی و کودک و نوجوان، تا سقف سه هزار دلار بودجه درنظر گرفته است.

 

 

محمود آموزگار، درباره حضور در شصت و نهمین نمایشگاه بین‌المللی کتاب فرانکفورت، اظهار کرد: امسال به رویه دوره‌های قبل، ولی با تجربه بیشتر در این نمایشگاه شرکت خواهیم کرد. فراخوانی اعلام شد و ناشرانی که امکان حضور در نمایشگاه را نداشتند، آثارشان را ارسال کردند و عناوینی از بین کتاب‌ها برای این دوره از نمایشگاه انتخاب شد.

رئیس اتحادیه ناشران و کتابفروشان تهران ادامه داد: در مرحله بعد، چکیده معرفی آثار به زبان انگلیسی و بروشورهای مربوطه تهیه و قرارهایی نیز در ارتباط با معرفی و عرضه و انتشار آثار ایرانی گذاشته شد. امیدواریم در شصت و نهمین دوره نمایشگاه کتاب فرانکفورت، نتایج بهتر و بیشتری بگیریم و زمینه‌های معرفی و ترجمه و انتشار آثار ایرانی به زبان‌های دیگر فراهم شود.

 وی در ادامه درباره طرح حمایت از کتاب‌های ایرانی در بازارهای جهانی موسوم به «گرنت» نیز گفت: شورای سیاست‌گذاری طرح «گرنت» خردادماه 96 با حضور سیدعباس صالحی و اعضای این شورا برگزار شد. وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی امسال برای حمایت از هر عنوان کتاب در سه گروه ادبیات و هنر، اسلام‌شناسی و ایران‌شناسی و کودک و نوجوان، تا سقف سه هزار دلار بودجه درنظر گرفته است. براساس شیوه‌نامه مصوب، گروهی مسئول بررسی درخواست‌ها و آثار شدند و هر اثر به میزان حجم ترجمه و زبان مقصد، مورد حمایت قرار خواهد گرفت.

 آموزگار افزود: کشورهای مختلف جهان سال‌هاست این شیوه را برای ترویج و گسترش ادبیات خود و فراهم کردن زمینه انتشار آثار ملی در دیگر کشورها، به‌کار می‌گیرند. به‌عنوان نمونه، ترکیه کشور همسایه ما، چندین سال است این طرح را به همت بنیاد «تِدا» اجرا می‌کند و تاکنون حدود یک‌هزار و 800 عنوان کتاب ترکی توسط ناشران دیگر کشورها به زبان‌های مختلف ترجمه و منتشر شده است. کشور چین تنها در سال 2016 حدود 11 هزار عنوان حق رایت برای ترجمه و انتشار آثار به دیگر کشورها واگذار کرده است.

 رئیس اتحادیه ناشران و کتابفروشان تهران تصریح کرد: آنچه امروز بسیار اهمیت دارد این است که ناشران در عرصه بین‌الملل از محل فروش حق رایت ترجمه و انتشار آثارشان، کسب درآمد می‌کنند. در چند سال اخیر تلاش شده، توجه نویسندگان و ناشران ایرانی به این موضوع جلب شود. امسال چند ناشر ایرانی به‌طور مستقیم آثار خود را در غرفه‌های مجزا در نمایشگاه کتاب فرانکفورت عرضه می‌کنند. پیشرفت‌های قابل توجهی صورت گرفته و نباید گام‌هایی را که برداشته‌ایم متوقف کنیم.

 

منبع: ایبنا

 

نمایندگان پیشنهادی اتحادیه ناشران و کتابفروشان تهران برای حضور در شورای سیاستگذاری و شورای اجرایی سی‌ و یکمین نمایشگاه کتاب تهران معرفی شدند.

 

به گزارش چاپ و نشر، از سوی اتحادیه ناشران و کتابفروشان تهران «محمود آموزگار» به عنوان نماینده این اتحادیه به شورای سیاستگذاری سی‌ و یکمین نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران پیشنهاد شد.

چندی پیش وزارت ارشاد از اتحادیه ناشران و کتابفروشان درخواست کرده بود نماینده خود را معرفی کنند. (احکام اعضای شورای سیاستگذاری توسط وزیر ارشاد امضا می‌شود)

بر اساس این گزارش، فتح‌الله فروغی، محمدرضا حاتمی، مسعود پایدار و عبدالعظیم فریدون هم برای حضور در شورای هفت نفره از سوی اتحادیه ناشران و کتابفروشان تهران معرفی شده اند و قرار است از سوی اتحادیه شرکت‌های تعاونی ناشران آشنا هم سه نفر معرفی شوند تا این هفت نفر «شورای اجرایی نمایشگاه کتاب» را تشکیل دهند.

گفتنی است، در نمایشگاه سی‌ام بر اساس مصوبه شورای تشکل‌های نشر، تصمیم چنین بود که نمایشگاه کتاب را دو نهاد اتحادیه ناشران و کتابفروشان تهران (به عنوان اصلی‌ترین و بزرگ‌ترین نهاد صنفی حوزه کتاب) و اتحادیه شرکت‌های تعاونی ناشران (آشنا) (به عنوان حامی ناشران شهرستانی) برگزار کنند.

اصول این فرایند نیز چنین بود که شورای اجرایی سی‌اُمین نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران با هفت عضو تشکیل شود؛ سه عضو از اتحادیه شرکت‌های تعاونی ناشران (آشنا) و سه عضو دیگر از اتحادیه ناشران و کتابفروشان تهران انتخاب شوند و این شش نفر، نفر هفتم را انتخاب و همچنین معاون اجرایی سی‌اُمین نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران را نیز به معاونت فرهنگی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی معرفی کنند.

اما در انتخاب نفر هفتمِ شورای اجرایی سی‌اُمین نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران و معاون اجرایی این دوره از نمایشگاه، میان این دو نهاد (اتحادیه ناشران و کتابفروشان تهران و اتحادیه شرکت‌های تعاونی ناشران (آشنا)) اختلافاتی پیش آمد. بعد از فراز و فرودهای زیادی در این حوزه، اتحادیه ناشران و کتابفروشان تهران از مشارکت در مدیریت نمایشگاه کتاب تهران استعفا داد و دو نماینده اتحادیه ناشران و کتابفروشان تهران (سیدعباس حسینی‌نیک و یحیی دهقانی) نیز با هدف اعتراض به روند انتخاب نفر هفتم و معاون اجرایی نمایشگاه کتاب تهران، از شورای اجرایی نمایشگاه استعفا دادند.

در نهایت، با وساطت معاونت فرهنگی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی و تدبیر شخص سیدعباس صالحی، به صورت جداگانه جلسه‌هایی با اتحادیه ناشران و کتابفروشان تهران و اتحادیه شرکت‌های تعاونی ناشران (آشنا) برگزار شد و نظر معاونت مبنی بر «لزوم رعایت حقوق مربوط به اتحادیه ناشران و کتابفروشان تهران» ابلاغ و قرار شد جلسه‌ مشترکی میان نمایندگان وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، اتحادیه ناشران و کتابفروشان تهران و اتحادیه شرکت‌های تعاونی ناشران (آشنا) برگزار و شروط اتحادیه ناشران و کتابفروشان تهران محقق شود تا اتحادیه به مدیریت نمایشگاه کتاب تهران بازگردد.

 

منبع: فارس

 

نگاهی به آمار و ارقام استقبال مردم و کتابفروشان از «تابستانه کتاب96»  کتاب‌ها در تابستان خوش درخشیدند.

 

طرح حمایت فصلی «مؤسسه کتاب» از کتابفروشان و خریداران کتاب در حالی ششمین ایستگاه را هم پشت سرگذاشت که صحبتهای مجیدغلامی جلیسه حاکی از اختصاص 3 میلیارد تومان یارانه برای برگزاری پاییزه کتاب، همزمان با آغاز هفته کتاب در آبان ماه است.

بر اساس آمار و ارقامی که از برگزاری این طرح حمایت فصلی در تابستان 96، با عنوان «تابستانه کتاب» منتشر شده این دوره با خرید 10 میلیارد تومانی کتاب توسط مردم از کتابفروشان عضو که تعداد آنان نیز برابر با 813 کتابفروشی بوده پایان یافته است.البته تعداد کتابفروشانی که برای عضویت در این طرح ثبت‌نام کرده بودند بیش از 900 کتابفروشی بوده که تعدادی از آنان به سبب برخوردار نبودن از ویژگی‌ها و پیش شرط‌های لازم موفق به حضور در تابستانه کتاب سال‌جاری نشده‌اند. تعداد شرکت‌کنندگان در این دوره در حالی است که در طرح قبلی، یعنی عیدانه کتاب 715 کتابفروشی شرکت داشته‌اند که نگاهی به همین دو رقم و مقایسهشان، نشان میدهد افزایش علاقه‌مندی آنان به بهره گرفتن از این تخفیف فصلی برای رونق هر چه بیشتر کتابفروشی هایشان است.در دوره‌های گذشته مراکز استان‌ها اغلب حضور پررنگی در این طرح داشتند اما آن طور که مسئولان مؤسسه خانه کتاب می‌گویند در شهرستان‌ها حضور کتابفروشان با مشکلاتی روبه‌رو بوده است. از جمله این موانع بهروز نبودن تجهیزات برخی کتابفروشی‌ها و متصل نبودن سیستم رایانه‌ای آنان به فضای مجازی بوده است.

حضور پررنگ کتابفروشی‌های شهرستانها

با وجود این در این دوره کتابفروشان شهرستان‌ها هم حضور پررنگی در تابستانه کتاب داشته‌اند، آنچنان که از 813 کتابفروش شرکت‌کننده، 618 کتابفروشی از مراکز استان‌ها و 195 کتابفروشی هم از شهرستان‌ها با استفاده از یارانه حمایتی وزارت ارشاد مردم را به خرید آثار خود در دو بخش کودک و نوجوان و همچنین عمومی دعوت کرده‌اند.این در حالی است که در دوره قبلی برگزاری این طرح در «عیدانه کتاب»، 577 کتابفروشی از مراکز استان‌ها و 168 کتابفروشی از شهرستان‌ها در آن شرکت داشته‌اند. نکته جالب توجه فروش 10 میلیارد تومانی کتاب در ازای خرید 498 هزار و 749 نسخه کتاب از سراسر کشور است، البته این میزان در مقایسه با فروش 506 هزار و 972 نسخه‌ای کتاب در «عیدانه کتاب 96»گویای کاهش است که خود جای بررسی دارد.

از میان 31 استان شرکت‌کننده در این طرح حمایتی، استان تهران با 150 کتابفروشی در صدر جدول رتبه‌بندی استان‌های حاضر در تابستانه کتاب 96 قرار دارد. البته جایگاهی که پایتخت در این جدول دارد چندان هم عجیب نیست چراکه به هر حال تمرکز اصلی کتابفروشی‌های کشور در این شهر است. رتبه‌های بعدی هم به ترتیب به استان‌های اصفهان با 98 کتابفروشی و قم با 93 کتابفروشی تعلق دارد. البته جایگاه استان‌های خراسان رضوی، فارس، آذربایجان شرقی و کردستان هم در این جدول قابل توجه است.کتاب‌های کودک و نوجوان همچون دوره‌های قبل با تخفیف 25 درصدی و کتاب‌های گروه سنی بزرگسال در حوزه عمومی هم با تخفیف 20 درصدی عرضه شدند. در میان نویسندگان بخش کودک و نوجوان آنهایی که آثارشان با استقبال بیشتری روبه‌رو شده میتوان به کسانی همچون جی.کی.رولینگ اشاره کرد، نویسنده‌ای که نه تنها در سطح جهانی، بلکه حتی در کشور ما هم با استقبال بسیاری روبه‌رو است.

یارانه 7 میلیارد و 600 تومانی برای تخفیف فصلی کتاب

البته در این گروه سنی اغلب، نویسندگان خارجی، آثارشان با استقبال روبه‌رو شده و شاید در نهایت نام چند نویسنده ایرانی همچون مهدی آذریزدی و فهیمه سیدناصری در میان نویسندگان پرفروش این دوره دیده شود. در شرایطی که در این گروه سنی هم نویسندگان بسیاری در داخل کشور مشغول فعالیت هستند باید دید که چرا ترجیح مخاطبان و والدین آنان به خرید کتاب‌های ترجمه شده است! «قصه‌های خوب برای بچه‌های خوب» و «پرونده ویژه:فراتر از ترس!» از کتاب‌های پرفروش این گروه سنی بوده‌اند.در حوزه عمومی و گروه سنی بزرگسال هم محمود دولت آبادی، برایان تریسی، جوجو مویز از نویسندگان پرفروش و کتابهای «سمفونی مردگان»، «سووشون»، «سال بلوا» و «قهوه سرد آقای نویسنده» از پرمخاطب‌ترین آثار به شمار می‌آیند.

در میان مؤسسات نشر هم برخی از آنها با استقبال بیشتری روبه‌رو شده‌اند، مؤسساتی که در شرایط عادی هم اغلب با اقبال بیشتری در مقایسه با انتشاراتی‌های دیگر روبه‌رو هستند. تابستانه کتاب 96 از پانزدهم مرداد ماه تا سوم شهریور در کتابفروشی‌های عضو برگزار شد و علاقه مندان با در دست داشتن کارت ملی از یارانه صدهزار تومانی به ازای هر نفر برخوردار شدند.

به گفته مدیرعامل مؤسسه خانه کتاب، از آغاز امسال مبلغی برابر با هفت میلیارد و 600 میلیون تومان برای این طرح حمایتی از سوی وزارت ارشاد مصوب شده که یارانه برگزاری برای پاییزه کتاب 96 نیز به احتمال بسیار 3 میلیارد تومان خواهد بود.

 

منبع: روزنامه ایران

 

رئيس اتحاديه ناشران و كتابفروشان استان قم از اجراي طرح تابستانه كتاب در 87 كتابفروشي قم خبر داد.

 

به گزارش چاپ و نشر، حمید خرمی ، با اشاره به آغاز طرح تابستانه کتاب از 15 مرداد امسال اظهار کرد: این طرح به مدت 20 روز در سراسر کشور برگزار می‌شود و 87 کتابفروش قم در این طرح شرکت دارند.

وی خاطرنشان کرد: یارانه‌ 20 درصدی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به این طرح اختصاص داده شده و 10 تا 30 درصد تخفیف از سوی کتابفروشان به مخاطبان این طرح عرضه می‌شود و در مجموع این طرح شامل 30 تا 50 درصد تخفیف است.

رئیس اتحادیه ناشران و کتابفروشان استان قم با اشاره به هدف طرح تابستانه کتاب گفت: هدف این طرح ترویج کتاب و کتابخوانی است به طوری که با اختصاص یارانه میزان کتابخوانی بین علاقه‌مندان افزایش پیدا می‌کند و افراد می‌توانند کتاب‌های مورد نیاز خود را با تخفیف بیشتر تهیه کنند در نتیجه کتاب با قیمت کمتر در اختیار مخاطب قرار می‌گیرد.

وی با بیان اینکه ترویج کتاب و کتابخوانی و حمایت از خوانندگان در این طرح پیگیری می‌‌شود عنوان کرد: افراد طی تماس زمان اجرای طرح را جویا می‌شوند تا کتاب‌های مورد نیاز خود را با تخفیف مناسب تهیه کنند و این طرح در کسب و کار کتابفروشان رونق ایجاد کرده است.

خرمی یادآور شد: اسامی کتابفروشان مشمول این طرح در سایت خانه کتاب موجود است بنرهایی نیز مقابل هر کتابفروشی نصب شده تا افراد به آسانی بتوانند کتاب‌های خود را تهیه کنند.

وی خاطرنشان کرد: مطالعه کتاب سبب تقویت دانش فرهنگی افراد می‌شود و در فعالیت افراد تأثیرات مثبت بر جای می‌گذارد به طوری که می‌توانند اثرات آن را در زندگی روزمره خود احساس کنند.

رئیس اتحادیه ناشران و کتابفروشان استان قم با بیان اینکه 200 کتابفروش و هزار و 200 ناشر در سطح استان وجود دارد گفت: با توجه به شرایط رکودی که در بازار نشر و کتاب وجود دارد اجرای چنین طرح‌هایی در افزایش فروش کتاب تأثیرگذار است.

 

منبع: فارس

نشست هم‌اندیشی و بررسی طرح‌های حمایتی از کتابفروشان (تابستانه کتاب) با هدف تبادل نظرات و انتقال تجربیات سه شنبه (۱۰ مرداد) از سوی خانه کتاب برگزار می‌شود.

 

به گزارش چاپ و نشر، نشست‌ هم‌اندیشی و تبادل نظرمسئولان اجرایی طرح های حمایتی از کتابفروشان با حضور تشکل‌های نشر، کتابفروشان و اصحاب رسانه به منظور بررسی طرح های حمایتی از کتابفروشان (تابستانه کتاب) سه شنبه (۱۰ مرداد) در سرای اهل قلم خانه کتاب برگزار می‌شود.

طرح «تابستانه کتاب» با شعار «این چنین دوست کتاب است از او دست مدار» از ۱۵ مردادماه در کتابفروشی‌های سراسر کشور آغاز می‌شود که بر این اساس علاقه‌مندان و خریداران کتاب با همراه داشتن کارت ملی، می‌توانند از تخفیف ۲۰ تا ۲۵ درصدی خرید کتاب در این طرح تا سقف یکصد هزار تومان استفاده کنند.

نشست‌ هم‌اندیشی و تبادل نظر به منظور بررسی طرح های حمایتی از کتابفروشان (تابستانه کتاب) سه شنبه (۱۰ مرداد) ساعت ۱۰ در سرای اهل قلم واقع در خیابان انقلاب، خیابان برادران مظفرجنوبی، کوچه خواجه نصیر، پلاک ۲، برگزار می‌شود.

 

منبع: مهر

رئیس اتحادیه ناشران و کتابفروشان تهران یکی از علل تداوم پدیده قاچاق کتاب در ایران را عدم تناسب بین جرم مربوط به سرقت ادبی و مجازاتی که قانون برای آن تعیین کرده است، عنوان کرد.

 

به گزارش چاپ و نشر، محمود آموزگار رئیس اتحادیه ناشران و کتابفروشان تهران عصر امروز دوشنبه ۱۹ تیرماه در برنامه زنده رادیویی «سکوت کتاب» با موضوع «واکاوی پدیده قاچاق کتاب در ایران» که از شبکه فرهنگ پخش می‌شد، درباره ماهیت این پدیده، گفت: شاید عنوان «قاچاق کتاب» عبارت رسایی برای اتفاقاتی که در بازار نشر ما رخ می‌هد، نباشد؛ اما به هر حال هر چیزی که به صورت غیرقانونی عرضه می‌شود، می‌تواند در تعریف مفهوم قاچاق بگنجد.

وی افزود: ما در برنامه‌ای که خودمان در اتحادیه ناشران و کتابفروشان تهران در دستور کار قرار داده‌ایم، مقصودمان را از قاچاق کتاب مشخص کرده‌ایم؛ قاچاق در این مفهوم، یعنی انتشار غیرقانونی کتاب‌های مکتوب و دیجیتال. شاید عنوان درست این ماجرا، همان سرقت ادبی باشد و طبیعتاً اگر بخواهیم پیگیری کنیم، باید به قانون حمایت از حقوق مولفان و مصنفان مصوب سال ۱۳۴۸ مراجعه کنیم.

رئیس اتحادیه ناشران و کتابفروشان تهران اضافه کرد: ناشرانی که آثار موفقی را منتشر می‌کنند، تعداد این آثار تقریباً حدود ۱۰ درصد همه عناوینشان را شامل می‌شود و اینها شانس رسیدن به چاپ‌های بالاتر را کسب می‌کنند؛ بدیهی است چنین کتاب‌های خوش شانسی ممکن است با این پدیده (سرقت ادبی) رو به رو شوند. آن ناشر با سود این ۱۰ درصد است که می‌تواند هزینه‌های ۹۰ درصد مابقی کتاب‌هایش را پوشش دهد.

آموزگار ادامه داد: متاسفانه اشتیاق به مطالعه آثاری که مجوز ندارند یا مجوزشان منقضی شده، این زمینه را در بازار نشر ایجاد کرده که این کتاب‌ها توسط عده‌ای به صورت غیرقانونی منتشر شوند. آنها (سودجویان) توجیه می‌کنند که به هر حال ما داریم به نیازهای مخاطبان می‌پردازیم اما واقعیت این است که دولت و حاکمیت باید فکری برای این مسئله بکند؛ یا اینکه زمینه انتشار رسمی این آثار را فراهم کند تا دیگر شاهد کپی کردن غیرقانونی این آثار نباشیم یا با این قبیل سودجویان برخورد جدی بکند.

وی همچنین گفت: من البته خیلی امیدوار نیستم که ما به زودی به این نقطه برسیم که همه کتاب‌ها بتوانند بدون کمترین مشکل منتشر شوند و رواداری‌مان به حدی برسد که هر کسی به آنچه که دوست دارد بخواند، دسترسی پیدا کنند و این افکار عمومی و وجدان عمومی باشد که در مورد آنها بخواهد قضاوت کند.

رئیس اتحادیه ناشران و کتابفروشان تهران افزود: ما در این زمینه باید به عواملی که ویژگی بازدارندگی داشته‌اند و هنوز هم دارند، بپردازیم؛ قانون حمایت از حقوق مولفان و مصنفان از سال ۴۸ در دست اجراست اما خیلی کاربرد نداشته چون پذیرش این نکته که مالکیت فکری مقوله‌ای است که انسان را ملزم می‌کند که به آن احترام بگذارند، هنوز به باور ما راه نیافته است.

آموزگار با ذکر مثالی کوشید این عبارت را بیشتر توضیح دهد و گفت: هنوز در همان فضای مجازی جایی که داستان نویسان خودشان هم حضور دارند، وقتی یکی می‌پرسد که فلان داستان را از فلان نویسنده دارید یا ندارید؟، ده‌ها نفر برای به اشتراک گذاشتن فایل دیجیتال آن اعلام آمادگی می‌کنند!

وی ادامه داد: الان در همین کتاب‌هایی که به صورت غیرقانونی منتشر می‌شوند، آثار زیادی را پیدا می‌کنیم که به صورت قانونی هم منتشر شده‌اند ولی طبیعتاً آن مترجم و آن ناشر که به صورت قانونی کار خود را پیش برده‌اند، متضرر شده‌اند و می‌شوند.

رئیس اتحادیه ناشران و کتابفروشان تهران افزود: متاسفانه اول اینکه کار فرهنگی مناسبی روی مجموعه قوانین مربوط به حوزه مالکیت فکری انجام نشده و دوم اینکه ما این مجموعه قوانین موجود را هم به صورت ناقص اجرا می‌کنیم؛ نمی‌شود بگوئیم که شما در مورد کتاب‌های خارجی مجازید که هر نوع دوست داشتید رفتار کنید اما در مورد کتاب‌های داخلی باید طبق قانون عمل کنید؛ پس بخشی از مسئله به نگاه دوگانه‌ای که با این حقوق داریم، برمی‌گردد؛ یک امر نمی‌تواند برای شهروندان کشور ما درست باشد اما در مورد خارجی‌ها غلط باشد.

آموزگار تاکید کرد: سال ۴۸ یعنی سالی که قانون حمایت از حقوق مولفان و مصنفان تصویب شد، اتفاقاً مقارن با تصویب الحاقیه کنوانسیون برن است و در آن مقطع، تصویب این قانون یک اتفاق بسیار مبارک بود چون برای اولین بار به صورت مشخص حقوق مالکیت فکری را وارد ادبیات حقوقی ما کرد. اما اشکالش این است که این مسئله و قانون محدود به داخل کشور ماست.

وی افزود: جالب است که اغلب تدوینگران قانون که از قضا بیشتران را هم روشنفکران ما تشکیل می‌دادند، مخالف رعایت حقوق مولفین و ناشران خارجی بوده‌اند و بیشتر نگاهشان به حقوق مولفان داخلی بوده است. البته وقتی به سابقه انتشاراتی مثل فرانکلین برمی‌گردید، می‌بینید که مرحوم صنعتی‌زاده در ترجمه آثار خارجی، مبلغ ناچیزی را هم به آنها (پدیدآورنندگان اصلی و خارجی آثار) پرداخت می‌کرد که به نوعی به حقوق آنها هم احترام گذاشته باشد.

رئیس اتحادیه ناشران و کتابفروشان تهران تاکید کرد: در واقع آنچه قانونگذار ما در تصویب آن قانون دنبال می‌کرد، این بود که ناشران را به مراعات کردن حقوق مولفان ملزم کند. مثلاً این قید که شمارگان کتاب حتماً در صفحه اول کتاب بیاید، برای این بود که مولف بعدها بتواند پیگیر حقوق خودش بشود.

آموزگار گفت: ماده ۱۳ قانون حمایت از حقوق مولفان و مصنفان تا ۳۰ سال حق استفاده از اثر را در اختیار ناشر قرار داده و این برای این است که جانب مولف را بیشتر از ناشر گرفته باشد که البته خودش یک ایراد جدی است.

وی همچنین به متناسب نبودن مجازات‌ها با جرم‌هایی که در این قانون نامشان ذکر شده، اشاره کرد و گفت: در این قانون مجازات‌های تعیین شده تناسبی با جرم‌ها ندارد؛ کسی که مرتکب سرقت ادبی می‌شود، در قانون ذکر شده که به ۳ ماه تا ۶ ماه و یا ۶ ماه یا یک سال حبس محکوم می‌شود این مسائل باید بازنگری شود؛ چرا که به هر حال همان کسی هم که مرتکب سرقت ادبی می‌شود، ممکن است صبغه‌ای فرهنگی داشته باشد؛ مثلاً برای یک استاد دانشگاه که مرتکب چنین عمل خلافی می‌شود، شاید توبیخ یا درج مسئله در پرونده دانشگاهی‌اش، سنگین‌تر از مجازات تعیین شده در قانون باشد.

 

رئیس اتحادیه ناشران و کتابفروشان تهران با ذکر مثالی، پرداختن به این موضوع را خاتمه داد و گفت: ما نمونه‌ای داریم که یک استاد دانشگاه تهران یک سخنرانی از یک استاد بسیار والا را به نام خودش در روزنامه اطلاعات منتشر کرد و زمانی که ماجرا به گوش پدرخانم او رسید، او (پدرخانم سارق ادبی) تهدید کرد که دخترش دیگر اصلاً نباید با این فرد زندگی کند و اتفاقاً زندگی آنها را تا به آخر تحت تاثیر همین مسئله بود.

منبع: مهر

منفعت فروش کتاب متعلق به کتابفروش است. وقتی شما این منفعت را از این‌ها بگیرید و به بهره‌برداران محدودی مثل نشر شهر بدهید موازین قانونی رعایت نشده است. باغ کتاب متعلق به شهرداری است و منابع مالی از عوارضی تامین شده که شهروندان این شهر یعنی من و شما پرداخت کرده‌ایم.

 

به گزارش چاپ و نشر، باغ کتاب تهران سرانجام پس از سال‌ها که در مرحله احداث باقی مانده بود، امروز دوشنبه دوازدهم تیرماه افتتاح می‌شود. در واگذاری این پروژه؛ بخش خصوصی همچون شرکت دنیای ماه‌پیشونی نیز با اتکا به یک مزایده به عنوان بخشی از سهامداران این پروژه حضور داشته‌ است اما حال که به افتتاح و آغاز به کار باغ کتاب رسیده‌ایم؛ نگرانی‌هایی از تاثیر منفی باغ کتاب به عنوان مکانی با کارکرد نمایشگاه دائمی بر بازار کار کتابفروشی‌ها ایجاد کرده است. محمود آموزگار (رئیس اتحادیه ناشران و کتابفروشان) در گفت‌وگویی از چرایی این نگرانی‌ها گفته و اینکه باغ کتاب به عنوان یک حق عمومی نباید به گونه‌ای مدیریت شود که تنها منافع عده‌ای خاص را مدنظر داشته باشد.

مشروح این گفت‌وگو را در ذیل می‌خوانید.

همیشه کتابفروشان و بخش عمده‌ای از ناشران از نبود ویترین کافی برای عرضه و فروش کتاب گلایه‌مند بوده‌اند. موضوع عدد و رقم معکوس تعداد کتابفروشی‌ها و ناشران هم واقعا یکی از چالش‌های جدی صنعت نشر ما هست. حال که موضوع باغ کتاب به میان آمده؛ به نظر می‌رسد این مجموعه می‌تواند تا حدودی پاسخگویی نیاز نشر کشور به وی‌ترین باشد. پس این‌ موضع‌گیری‌ها علیه باغ کتاب چه دلیلی دارد؟

 این موضوع را باید در کنار چند موضوع دیگر مورد بررسی قرار داد تا به پاسخ درستی رسید. اینکه وضعیت ویترین کتاب در کشور ما خراب است. شاید در نگاه اول به تعداد پروانه‌های نشری که صادر می‌شود ربطی نداشته باشد ولی از نظر من این دو مقوله کاملا به یکدیگر مرتبط هستند. زمانی بود در گفت‌وگو‌ها عنوان می‌کردیم ۱۴هزار پروانه نشر صادر شده است و یکی از مسئولان ارشاد انتقاد می‌کرد که چرا می‌گویید ۱۴هزار، حال آنکه پروانه‌های صادره ۱۲۷۰۰ فقره است. امروز با‌‌ همان منابع آماری نزدیک به ۱۴۷۰۰ پروانه نشر صادر شده است، یعنی در همین مدت کوتاه قریب به ۲۰۰۰ پروانه نشر صادر شده است.

زمانی بود در گفت‌وگو‌ها عنوان می‌کردیم ۱۴هزار پروانه نشر صادر شده است و یکی از مسئولان ارشاد انتقاد می‌کرد که چرا می‌گویید ۱۴هزار، حال آنکه پروانه‌های صادره ۱۲۷۰۰ فقره است. امروز با‌‌ همان منابع آماری نزدیک به ۱۴۷۰۰ پروانه نشر صادر شده است، یعنی در همین مدت کوتاه قریب به ۲۰۰۰ پروانه نشر صادر شده است.

این تعداد پروانه نشر، طبیعی است که تقاضا برای عرضه کتاب را هم افزایش پیدا دهد. واقعا هم ویترین عرضه کتاب در کشور و نه فقط در تهران که به ویژه در شهرستان‌ها و سایر مناطق به اندازه کافی نیست. تازه تهران تا حدودی از نظر کتابفروشی‌ و ویترین کتاب جزو شهرهای برخوردار محسوب می‌شود و اگر کسی در تهران کتابی نیاز داشته باشد اگر از این قسمت شهر به قسمت دیگر برود به کتابفروشی دسترسی خواهد داشت. حتی می‌تواند با این سیستم‌های سفارش آنلاین کتاب خود را اینترنتی خریداری کند و تحویل بگیرد. منتها در نزدیک به ۲۰۰ شهر بزرگ حتی کتابخانه عمومی هم ندارند چه برسد به کتابفروشی. کاملا مشخص است وضعیت عرضه و ویترین کتاب در کل کشور به چه صورت است. بنابراین فکر می‌کنم هر نوع بررسی درباره بحث ویترین کتاب باید همراه با دیگر مسائل حوزه نشر سنجیده شود. روشن است وقتی این‌طور بی‌حساب و کتاب پروانه نشر صادر می‌شود؛ چنین اتفاقی رخ می‌دهد و بالاخره ناشران حتی با انتشار زیر ۱۰ عنوان کتاب هم انتظار دارند فرصتی برای عرضه و فروش آثارشان داشته باشند، این یعنی ویترین کافی نداریم و باید ویترین اضافه کرد.

طبیعی است که با تعداد عناوین کتاب منتشر شده در کشور که امروز به ۸۰ هزار عنوان رسیده آن‌هم با شمارگان ۱۰۰۰تایی باید به یک مشکل در ساختار نشر کشور پی ببریم. مثلا وقتی با کلان‌شهری مثل تهران مواجه هستیم و مردم ناگزیر هستند برای رفتن به سر کار مسافت طولانی طی کنند، مقامات شهری هم ناگزیر می‌شوند که به اتوبان‌ها و وسایل نقیله اضافه کنند. منتها بعد از مدتی چون همچنان به جمعیت شهر اضافه می‌شود دیگر همین اتوبان‌ها هم نه تنها کفاف رفت‌وآمدهای شهری را نمی‌دهند بلکه خودشان یک گره ترافیکی تازه را به وجود می‌آورند. این موضوع در بحث ویترین کتاب هم وجود دارد و خوب است برای حل مشکل کمبود ویترین کتاب در کشور یک نگاه بلند‌مدت داشته باشیم و بتوانیم در بستر چنین نگاهی مسئله را جلو ببریم.

با این حساب باید از راه‌اندازی باغ کتاب خوشحال بود تا دربرابر آن موضع گرفت؟

در رابطه با باغ کتاب طبیعتا من به عنوان یک شخصیت حقیقی شخصا با خود این پدیده که فضایی با انواع و اقسام امکانات فرهنگی و گردشی مثل سالن سینما، آمفی‌تئا‌تر و... در شهر احداث شود و امکان دسترسی شهری خوبی هم برایش مهیا باشد، مشکلی ندارم ولی به‌عنوان کسی که در یک انتخابات از سوی همکاران برای ایفای مسئولیت صیانت از حقوق صنفی انتخاب شده‌ام، ناگزیرم موضوع باغ کتاب را پیگیری ‌کنم. وگرنه چه آن‌هایی که آغازگر احداث باغ کتاب بودند، چه آن‌هایی که روند تکمیل این پروژه را دنبال کردند و چه آن‌هایی که در مرحله آخر به واسطه مزایده‌ به پروژه اضافه شدند؛ همه از دوستان بنده هستند. ممکن است در برخی موارد نظرات و نگاه‌هایی متفاوت از یکدیگر داشته باشیم ولی به هیج‌وجه مسئله شخصی با کسی ندارم.

آنچه که برای من در ایفای مسئولیتم به عنوان رئیس اتحادیه ناشران و کتابفروشان اهمیت پیدا می‌کند؛ این است که اتحادیه ما تنها اتحادیه ناشران نیست بلکه اتحادیه کتابفروشان نیز هست که باتوجه به آمار جوازهای صادره تعداد کتابفروشان بیشتر از ناشران است. ۱۶۰ ناشر- کتابفروش، ۶۰۰ کتابفروش، ۴۳۳ دفتر نشر، دفتر ۱۲ پخش کتاب، ۵۸ چاپ‌کننده پوستر اعضای اتحادیه را تا به امروز تشکیل می‌دهند. بنابراین در مجموع ۷۶۲ واحد صنفی توزیع و فروش کتاب تحت پوشش اتحادیه هستند و به هرحال سوالاتی درباره سرنوشت خود پس از آغاز به کار باغ کتاب دارند به ویژه که دخل و خرج یک کتاب فروشی در شرایط فعلی بازار با هم نمی‌خواند.

در مجموع ۷۶۲ واحد صنفی توزیع و فروش کتاب تحت پوشش اتحادیه هستند که سوالاتی درباره سرنوشت خود پس از آغاز به کار باغ کتاب دارند به ویژه که دخل و خرج یک کتابفروشی در شرایط فعلی بازار با هم نمی‌خواند.

ما اگر در انتخابات دوره دوازدهم هیئت‌مدیره اتحادیه در سال ۸۹ اعلام کردیم که باید از هزینه‌های کتابفروشی‌ها بکاهیم به دلیل رویه غیرمنصافه و غیرعادلانه در برخورد با کتابفروشی‌ها بود. کتابفروشی‌ مکانی است که تمام هزینه‌های سربار سایر مشاغل (بنگاه املاک، جواهر فروشی، نمایشگاه ماشین و...) را دارد اما درآمدش قطره‌ای است. درآمد کتابفروشی تنها از ۲۵ درصد تخفیفی است که کتابفروش از پخش‌کننده می‌گیرد و این رقم سقف سود ناخالص یک کتابفروشی است. میانگین قیمت کتاب را هم اگر ۲۰هزار تومان درنظر بگیریم که سود ناخالصش تنها ۵هزار تومان می‌شود؛ در این‌صورت چه تعداد باید فروش برود که کتابفروش بتواند صرفا از عهده هزینه‌هایش بربیاید؟! حالا سود و درآمد به کنار.

کتابفروشی‌ تمام هزینه‌های سربار سایر مشاغل (بنگاه املاک، جواهر فروشی، نمایشگاه ماشین و...) را دارد اما درآمدش قطره‌ای است. درآمد کتابفروشی تنها از ۲۵ درصد تخفیفی‌ست که کتابفروش از پخش‌کننده می‌گیرد و این رقم سقف سود ناخالص یک کتابفروشی است.

علت اصلی اینکه می‌بینیم تعداد بیشتری از کتابفروشی‌ها تغییر کاربری می‌دهند همین است که فشارهای مالی بالاخره یک جایی بر عشق و علاقه و انگیزه‌های درونی آدم‌ها برای گرایش به حرفه کتابفروشی می‌چربد و در مقابل یک واقعیت سختی قرار می‌گیرند که توان ادامه کار را از آن‌ها سلب می‌کند. با توجه به همین سیاست چندین موضوع را برای کتابفروشی‌ها در اتحادیه دنبال کردیم، مثل معافیت مالیاتی کتابفروشی‌ها، تعرفه‌های آب و برق، حق بیمه سهم کارفرما و......

بهره‌برداری از باغ کتاب باید به گونه‌ای مدیریت شود که پوشش جمعی و عمومی داشته باشد اما به تاریخچه باغ کتاب که توجه کنیم مثل دیگر حوزه‌های مدیریتی کشور فقدان برنامه را ملاحظه می‌کنیم.

به نظرم هم می‌رسد باغ کتاب را باید در چندین وجه مورد ارزیابی قرار بدهیم. قبول دارم وقتی یک کلان‌شهر مثل تهران به وجود می‌آید طبیعتا باید فکری هم برای نیازهای فرهنگی شهروندان آن بشود. منتها بهره‌برداری از باغ کتاب باید به گونه‌ای مدیریت شود که پوشش جمعی و عمومی داشته باشد. به تاریخچه باغ کتاب که توجه کنیم مثل دیگر حوزه‌های مدیریتی کشور فقدان برنامه را ملاحظه می‌کنیم. وقتی می‌گویم احداث باغ کتاب بدون توجه به برنامه‌ریزی بلندمدت اتفاق افتاده مثلا یعنی اینکه در اختتامیه نمایشگاه ۲۸ آقای قالیباف شهردار تهران وعده داد که نمایشگاه بعدی با ۱۳۰هزار مترمربع فضای نمایشگاهی در باغ کتاب برگزار می‌شود، ولی وقتی به نمایشگاه ۲۹ رسیدیم ما را به شهرآفتاب بردند.

کمبود ویترین کتاب توجیهی نیست که با مدیریت غلط، همین تعداد ویترین محدود را هم در معرض خطر قرار بدهیم. باید بررسی کنیم با چنین فضای جذابی که دست‌کم ۱۴ تا ۱۵هزار مترمربع فضای سرپوشیده فروشگاهی دارد و در ۳۶۵ روز سال قرار است کتاب عرضه کند دیگر چه کسی به سراغ کتابفروشی‌های سطح شهر تهران می‌رود.

رسیدگی به موضوعاتی از این دست، مسائلی است که پیگیری آن‌ها برعهده شورای شهر است که باید برنامه‌های مدیریتی درستی را برای باغ کتاب تدوین می‌کردند. به عبارت دیگر ما به وجود چنین فضای فرهنگی و امکانات آن انتقاد نداریم. ولی مسئله اینجاست که کمبود ویترین کتاب توجیهی نیست که با مدیریت غلط، همین تعداد ویترین محدود را هم در معرض خطر قرار بدهیم. باید بررسی کنیم با چنین فضای جذابی که دست‌کم ۱۴ تا ۱۵هزار مترمربع فضای سرپوشیده فروشگاهی دارد و در ۳۶۵ روز سال قرار است کتاب عرضه کند دیگر چه کسی به سراغ کتابفروشی‌های سطح شهر تهران می‌رود. دوستان به کرات اعلام کرده‌اند اگر نمایشگاه کتاب ۱۰ روز کتاب عرضه می‌کند در باغ کتاب در تمام ۳۶۵ روز سال یک نمایشگاه برای عرضه کتاب دایر خواهد بود. آیا در این شرایط کتابفروش با تمام هزینه‌های سرقفلی و عوارض و... و تخفیف ۲۵ درصدی که از پخشی‌ها می‌گیرد توان رقابت با چنین فضای نمایشگاهی را دارد؟ امروز می‌گویند قرار نیست در باغ کتاب تخفیف نمایشگاهی به خریدار داده شود که البته هیچ ضمانت اجرایی هم ندارد. هرچند حتی اگر موضوع تخفیف را هم کنار بگذاریم و قبول کنیم که واقعا قرار نیست باغ کتاب فضای نمایشگاهی با ارائه تخفیف باشد، با هم باعث کاهش فروش کتابفروشی‌ها خواهد شد.

دوستان به کرات اعلام کرده‌اند اگر نمایشگاه کتاب ۱۰ روز کتاب عرضه می‌کند در باغ کتاب در تمام ۳۶۵ روز سال یک نمایشگاه برای عرضه کتاب دایر خواهد بود. در این شرایط کتابفروش با تمام هزینه‌های سرقفلی و عوارض و... و تخفیف ۲۵ درصدی که از پخشی‌ها می‌گیرد آیا توان رقابت با چنین فضای نمایشگاهی را دارد؟

آیا استفاده از پروژه‌ای مثل باغ کتاب که حقوق عمومی محسوب می‌شود از طریق مشارکت حداکثری ذینفعان ممکن نبود؟. مسئله فقط شرکت دنیای ماه‌ پیشونی و بخش کودک نیست، بخش بزرگسال باغ کتاب هم در اختیار نشر شهر است که وابسته به شهرداری است. اساسا باید دید شهرداری براساس کدام موازین قانونی مبادرت به انجام چنین اقداماتی می‌کند؟!

آیا استفاده از پروژه‌ای مثل باغ کتاب که حقوق عمومی محسوب می‌شود از طریق مشارکت حداکثری ذینفعان ممکن نبود؟. مسئله فقط شرکت دنیای ماه‌ پیشونی و بخش کودک نیست، بخش بزرگسال باغ کتاب هم در اختیار نشر شهر است که وابسته به شهرداری است. اساسا باید دید شهرداری براساس کدام موازین قانونی مبادرت به انجام چنین اقداماتی می‌کند؟!

آقای آموزگار امروز ۲۳۰ ناشر فقط در بخش کودک نامه‌نگاری کرده و خواستار آن شده‌اند که آثارشان در باغ کتاب عرضه شود. همانطور که شما در یک انتخابات ازسوی ۴۰۰ ناشر به‌عنوان رئیس اتحادیه انتخاب شدید. اگر رای این ۴۰۰ نفر مهم است؛ رای آن ۲۳۰ ناشر هم مهم است. اگراین عدد‌ها را کنارهم بگذاریم به یک تعارض می‌رسیم. این درست که بخش بزرگی از کتابفروشان با باغ کتاب موضع دارند اما باید این مشکل را بیشتر بازکرد؟ مشکل چیست؟

این عدد ۴۰۰ نفرتعداد اعضایی است که در انتخابات شرکت کرده‌اند و نصاب قانونی در نظام صنفی است. در این انتخابات اکثریت به من رای داده‌اند. من اگر امروز در این مسئولیت نبودم به باغ کتاب چه کاری داشتم؟

هزینه‌های تاسیس باغ کتاب از بودجه شهر تامین شده و قاعدتا استفاده از آن نیز باید کلیه ذینفعان ازجمله کتاب‌فروشی‌ها را شامل شود. این تنها راه جبران کاهش فروشی است که دامنگیر کتابفروشی‌ها خواهد شد. هر نوع استفاده اختصاصی از منافع عمومی کتابفروشی‌ها را به خظر می‌اندازد.

باغ کتاب درست است که ویترین عرضه کتاب است اما نباید فراموش کرد که هزینه‌های تاسیس آن از بودجه شهر تامین شده است و قاعدتا استفاده از آن نیز باید کلیه ذینفعان ازجمله کتاب‌فروشی‌ها را شامل شود. این تنها راه جبران کاهش فروشی است که دامنگیر کتابفروشی‌ها خواهد شد. هر نوع استفاده اختصاصی از منافع عمومی کتابفروشی‌ها را به خظر می‌اندازد. معروف است که در زمان واگذاری شهر کتاب‌ها به آقای حسن کیائیان در زمانی که در اتحادیه مسئولیت داشت؛ پیشنهاد دادند تا یکی از این شهرکتاب‌ها را در اختیار بگیرد، ولی او تاکید کرد هر زمانی که اعضای صنف از این امکان بهره‌مند شدند من هم از آن استفاده می‌کنم.

همان مشکلی که سیستم برگزاری نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران برای کتابفروشی‌ها ایجاد کرده، باغ کتاب هم ایجاد می‌کند و کتابفروشی‌‌ها حذف می‌شوند و کتابفروشی‌ها جایی در این سیستم به اصطلاح ویترین کتاب ندارند.

به عقیده من‌‌؛ همان مشکلی که سیستم برگزاری نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران برای کتابفروشی‌ها ایجاد کرده، باغ کتاب هم ایجاد می‌کند و کتابفروشی‌‌ها حذف می‌شوند. چون یک ارتباط مستقیم بین ناشران و بهره‌برداران به وجود می‌آید و کتابفروشی‌ها جایی در این سیستم به اصطلاح ویترین کتاب ندارند. وقتی ما در عنوان خود آورده‌ایم اتحادیه ناشران و کتابفروشان یعنی باید از حقوق صنفی کتابفروشان هم دفاع کنیم. کتابفروشی که زیر مشکلات به فعالیت خود ادامه می‌دهد.

همین کتابفروشی‌های واقع در مجتمع‌های کورش و پالادیوم هم به‌طور جدی روی کتابفروشی‌های سنتی ما اثر گذاشته‌اند و فروش کتابفروشی‌های راسته خیابان انقلاب روز به روز افت می‌کند.

من چندین جلسه با آقای اشعری که مدت‌های طولانی مسئولیت تکمیل باغ کتاب را داشتند، صحبت کرده بودم و درباره نحوه استفاده از باغ کتاب پیگیر بودم. وقتی درباره سرنوشت کتابفروشی‌ها در سیستم برپایی باغ کتاب صحبت می‌کردیم ایشان از من خواست طرحی را ارائه بدهم که کتابفروشی‌ها هم در این پروژه دیده شوند. ازجمله پیشنهاد‌ها این بود که شرکت تعاونی ناشران و کتابفروشان تهران وارد کارشوند. یا شرکت سهامی عامی تشکیل شود و سهام آن ازجمله به کتابفروشان عرضه شود. می‌گویند اینکه این قبیل ویترین‌ها روی فروش کتابفروشی‌ها اثر می‌گذارند باید بررسی شود. موضوع اتفاقا فقط باغ کتاب و شهرکتاب نیست همین کتابفروشی‌های واقع در مجتمع‌های کورش و پالادیوم و... هم به طور جدی روی کتابفروشی‌های سنتی ما اثر گذاشته‌اند و فروش کتابفروشی‌های راسته خیابان انقلاب روز به روز افت می‌کند. البته به روز شدن ویترین کتابفروشی‌های سنتی و روزآمد شدن کتابفروشی‌ها کاملا ضروری است.

امروزه اضافه کردن شعبه‌های مختلف کتاب فروشی در بین کتابفروشی‌های مستقل امیدواری ایجاد می‌کند. اقدامی بدون اتکا به بودجه عمومی و براساس مدیریت صحیح و تلاش فراوان که امیدی را در صنف ایجاد کرده که پس می‌توان کتابفروشی‌ هم راه انداخت و آن را سر پا نگاه داشت. من به عنوان یک مسئول صنفی باید از چنین فعالیت‌هایی حمایت کنم و اجازه ندهم در مسیر حرکت با چالش مواجه شود. علاوه بر بحث واقعی کاهش فروش کتابفروشی‌ها با راه‌اندازی باغ کتاب، نگرانی روانی که از همین حالا بر کتابفروشی‌ها وارد شده نیز جای توجه دارد و واقعا بار روانی دارد.

آیا شما طرح خودتان را در نحوه فعالیت باغ کتاب و مشارکت کتابفروشان به مسئولان این پروژه ارایه داده‌اید؟ آیا نتیجه‌ای داشته؟ پاسخ آن‌ها چه بوده؟

دوستان شرکت ماه‌پیشونی به هیچ وجه موضوع را در اتحادیه مطرح نکردند که شاید بقیه اعضای هیئت‌مدیره هم نظر و ایده‌ای داشته باشند. اگر من هم از اعضای شرکت ماه‌پیشونی بودم قطعا معتقد بودم که خلافی اتفاق نیفتاده. منتها همین دوستان خودشان را بجای ما بگذارند و مسئولیت ۷۶۲ کتابفروش را برعهده داشته باشند.  آن موقع ببینند این پروژه چه منافعی از این تعداد کتابفروشی سلب می‌کند؟

طرح را‌‌ همان زمان ارائه کردیم و یکی دو جلسه هم با شرکت تعاونی برگزار کردند و می‌شد واقعا ساز و کار اجرای آن را هم فراهم کرد. منتها موضوع پیگیری نشد و وقتی شهردار در اختتامیه نمایشگاه ۲۸ از برپایی قطعی نمایشگاه در باغ کتاب خبر داد، حاکی از آن بود که کاربری آن تغییر کرده است و ما استقبال کردیم و طی نامه‌هایی چندین ایده هم برای بهره‌برداری بهتر ارائه دادیم که مشخص نشد این نامه‌ها چه سرنوشتی پیدا کردند و به یکباره با پدیده شهرآفتاب مواجه شدیم. ارشاد هم با توجه به صرفه‌جویی در هزینه‌ها تفاهم‌نامه درباره شهرآفتاب را امضا کرد. دوستان شرکت ماه‌پیشونی هم به هیچ وجه موضوع را در اتحادیه مطرح نکردند که شاید بقیه اعضای هیئت‌مدیره هم نظر و ایده‌ای داشته باشند. من هم اگر از اعضای شرکت ماه‌پیشونی بودم قطعا معتقد بودم که خلافی اتفاق نیفتاده و در جهت مصالح و منافع اعضا و بهتر دیده شدن کتاب کودک کار کرده‌ایم. منتها همین دوستان خودشان را به جای ما بگذارند و مسئولیت ۷۶۲ کتابفروش را برعهده داشته باشند و آن موقع ببینند این پروژه چه منافعی از این تعداد کتابفروشی سلب می‌کند.

ایده رقابت آزاد اینجا بی‌معنی است. مثل این می‌ماند که دولت فروشگاهی را راه بیندازد و من بخش خصوصی بخواهم با آن رقابت کنم. کجا امکانات این دو مجموعه یکی خواهد بود که رقابت عادلانه باشد؟ باغ کتاب متعلق به شهرداری است و منابع مالی از عوارضی تامین شده که شهروندان این شهر یعنی من و شما پرداخت کرده‌ایم.

حتی این سوال هم مطرح نشده که آیا باغ کتاب منافع کتابفروشی‌ها را به خطر می‌اندازد یا خیر. نکته ناراحت‌کننده این است که این اتفاقات در حالی رقم می‌خورد که به واسطه دولت آقای روحانی و حضور دکتر صالحی در معاونت فرهنگی یک فرصت طلایی برای نشر و کتاب کشور فراهم شده است. فکر می‌کنید ایده طرح‌های فروش فصلی کتاب برای چه بود و از کجا آمد؟ اصلاح رویه برپایی نمایشگاهی استانی و شرایط استفاده از بن‌کارت‌های این نمایشگاه‌ها در کتاب‌فروشی‌های استان چرا فراهم شد؟ وقتی در شهری مثل اهواز کتابفروشی‌هایی با نزدیک به ۸۰ کارمند داریم که دیگر نیاز به برپایی نمایشگاه کتاب استانی به ضرب و زور یارانه نیست. همه این‌ها برای حفظ کتابفروشی‌ها بوده و هست و باید تمامی این زحمات حفظ شود نه اینکه یک فضای ناامنی و نگرانی برای کتابفروشی‌های تهران رقم بزنیم. در واقع با نفس وجود ویترین کتابی به نام باغ کتاب مشکلی ندارم ولی معتقدم نحوه مدیریت این پروژه و چگونگی کارکرد آن بسیار قابل انتقاد است. در دوره قبلی هیئت مدیره که بحث را با آقای اشعری مطرح کردم هم ایشان می‌گفت نیت من استفاده عموم از باغ کتاب است و نه تنها بخشی خاص.

شما از سویی بحث استفاده نادرست و غیرقانونی از اموال عمومی مردم را در شهرداری تهران به میان می‌کشید و معتقدید مجریان باغ کتاب قصد دارند منابع عمومی را به صورت غیرقانونی به نفع خود مورد استفاده قرار دهند و از طرف دیگر معتقدید باغ کتاب باید به منافع این ۷۶۲ کتابفروش هم توجه داشته باشد و منافع آن‌ها را تامین کند. یعنی آن‌ها را مشارکت دهد. سوال اول این است که به نظر می‌رسد در فضای رقابتی کسب‌وکار طبعا برد با آنهاست که طرح‌ها و ایده‌های بهتری دارند و ضمانت بقای کار برای همگان امری محال است. اینطور فکر نمی‌کنید؟

ایده رقابت آزاد اینجا بی‌معنی است. مثل این می‌ماند که دولت فروشگاهی را راه بیندازد و من بخش خصوصی بخواهم با آن رقابت کنم. کجا امکانات این دو مجموعه یکی خواهد بود که رقابت عادلانه باشد. باغ کتاب متعلق به شهرداری است و منابع مالی از عوارضی تامین شده که شهروندان این شهر یعنی من و شما پرداخت کرده‌ایم.

می‌گویند چرا فعالیت ماه‌پیشونی را موازی عملکرد اتحادیه می‌دانید؟ اتحادیه فعالیت اقتصادی ندارد که نگران یک فعالیت اقتصادی موازی با خود باشد. اما ما در قبال این اعضا مسئول هستیم و کسی که عضو هیئت‌مدیره اتحادیه ناشران و کتابفروشان است نباید سیاستی را پیش ببرد که به ضرر اکثریت اعضایش باشد.

اگر ما یک جمع منسجم بودیم و همه قبول می‌کردند که در قبال این ۷۶۲ عضو اتحادیه مسئول هستیم می‌رفتیم و شهردار و شورای شهر را مجاب می‌کردیم و روال درستی به فعالیت باغ کتاب می‌دادیم. شهردار هم که حرفی نداشت و بار‌ها به تفاهم‌های خوبی با شهرداری رسیده بودیم.

می‌گویند چرا فعالیت ماه‌پیشونی را موازی عملکرد اتحادیه می‌دانید؟ اتحادیه فعالیت اقتصادی ندارد که نگران یک فعالیت اقتصادی موازی با خود باشد. اما ما در قبال این اعضا مسئول هستیم و کسی که عضو هیئت‌مدیره اتحادیه ناشران و کتابفروشان است نباید سیاستی را پیش ببرد که به ضرر اکثریت اعضایش باشد.

به اعتقاد شما اگرهمین منابع عمومی به‌جای آنکه توسط عده قلیلی مورد استفاده قرار گیرد، توسط ۷۶۲ نفر مورد استفاده قرار گیرید دیگر مشکل قانونی ندارد و غیرشرعی و غیرعرف بودن آن مرتفع می‌شود. چطور می‌شود که یک اقدام برای تعدادی محل اشکال ایجاد می‌کند و برای عده‌ دیگری خیر؟ قانون با حضور ۷۶۲ نفر دیگر نقض نخواهد شد؟

 عدد و رقم را به این شیوه نگاه نکنید. موضوع فقط این ۷۶۲ نفر اعضای اتحادیه نیستند. در خود شمیران و شهر ری هم تعداد زیادی کتابفروشی وجود دارد که با وجود باغ کتاب فروش‌شان افت می‌کند و تحت تاثیر قرار می‌گیرند.

منفعت فروش کتاب متعلق به کتابفروش است که در این حرفه زحمت کشیده و عمرش را برای آن گذاشته است. وقتی شما این منفعت را از این‌ها بگیرید و به بهره‌برداران محدودی مثل نشر شهر بدهید موازین قانونی رعایت نشده است.

ذی‌نفع فروش کتاب در سطح شهر تهران کتابفروشان هستند و وقتی منافع کل کتابفروشان دیده نشود یعنی کار اشکال دارد. منفعت فروش کتاب متعلق به کتابفروش است که در این حرفه زحمت کشیده و عمرش را برای آن گذاشته است. وقتی شما این منفعت را از این‌ها بگیرید و به بهره‌برداران محدودی مثل نشر شهر بدهید موازین قانونی رعایت نشده است.

شهرداری این شهر باید به حقوق نهاد فروش کتاب شهر خود احترام بگذارد و باید خواسته آن‌ها را رعایت کند. نباید با بخشی‌نگری اقتصاد این نهاد را به مخاطره انداخت. همه رنج ما در این حرفه به خاطر نابرابری‌ها و تبعیضاتی است که به نظر می‌رسد در حوزه کتاب و نشر بیشتر از سایر مشاغل است.

شهرداری این شهر باید به حقوق نهاد فروش کتاب شهر خود احترام بگذارد و باید خواسته آن‌ها را رعایت کند. نباید با بخشی‌نگری اقتصاد این نهاد را به مخاطره انداخت.

انگلستان در بین کشورهای اروپایی بیش از همه تحت تاثیر سیاست‌های آمریکایی است ولی کمپینی در آن کشور به راه افتاده که هسته اصلی آن کتاب و کتابفروشی است. جالب‌تر آنکه نویسندگان بزرگ و غول‌های ادبی انگلیس که جایزه پولیتزر را کسب کرده‌اند یا به اصطلاح نیسنده کتابهای پرفروش هستند با این کمپین همراه شده‌اند. کم‌کم هم فعالیت‌های خود را از حوزه کتاب و کتابفروشی‌ گسترش داده‌اند و مثلا از مردم می‌خواهند خریدهای مختلف روزانه خود را از فروشگاه‌های کوچک محل خود انجام بدهند تا این فروشگاه‌های کوچک از بین نروند و بتوانند به حیات خود ادامه بدهند.

اصولا این منطق نظام سرمایه‌داری است که می‌خواهد همه کسب‌وکارهای کوچک را در خود حل کند. جامعه به محله، گفت‌وشنید محلی و روابط انسانی که در جریان خرید شکل می‌گیرد هم نیاز دارد.

 

منبع: ایلنا

 ناشران، کتابفروشان، مراکز پخش و صاحبان حقوق کتاب، با انتشار بیانیه‌ای حمایت خود را از طرح‌های حمایتی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی از کتابفروشی‌ها و کتابخوان‌ها اعلام کردند.

به گزارش چاپ و نشر، متن بیانیه به این شرح است:

 بیش از یک‌سال است که طرح‌های عیدانه، تابستانه و پاییزه خانه کتاب، غبار از قفسه‌ کتابفروشی‌‌ها زدوده و باعث آشتی مردم با این فروشگاه‌ها شده است.

 این طرح‌ها تاکنون باعث‌ شده:

1ـ میلیون‌ها نسخه کتاب، بدون صرف هزینه‌های سنگین تبلیغات و برپایی نمایشگاه، توسط کتابفروشان، به فروش رود که در تاریخ نشر ایران بی‌سابقه بوده است.

2ـ یارانه کتاب، بدون اقدامات دست و پاگیر و هزینه‌های اضافی و باکمترین امکان سواستفاده، در مسیر صحیح خود و توزیع مناسب در سطح کشور قرار گیرد.

3ـ کتاب در چرخه صحیح ناشر، پخش و کتابفروش قرار گیرد و شبکه پخش و کتابفروشی‌ها که مدت‌هاست مغفول مانده‌اند احیا شوند.

4ـ بخش خصوصی تمایل به سرمایه‌گذاری در کتابفروشی‌های مدرن پیدا کند و کتابفروشی‌های سنتی و قدیمی به سوی مکانیزه‌شدن بروند.

5ـ شمارگان کتاب و سرانه مطالعه افزایش یابد و فرهنگ خرید و هدیه‌دادن کتاب احیا شود.

6ـ تمام مردم ایران در هر شهری که حتی یک کتابفروشی دارد بتواند بدون رنج سفر از این یارانه و مزیت استفاده کنند.

ما ناشران، کتابفروشان، مراکز پخش و صاحبان حقوق کتاب، با امضا این بیانیه، ضمن تشکر و حمایت از طرح‌های فوق به دلایل بسیاری که برخی از آنها در بیانیه آمده، خواستار تداوم این طرح‌ها و حمایت بیشتر مسئولین، تخصیص اعتبارات بیشتر و تسهیل در روند اجرای آن هستیم.

 

منبع: ایبنا

به گزارش چاپ و نشر ،‌ 10 تشکل صنفی ناشران و کتابفروشان، ۳۸۵ کتابفروش،  ناشر‌، موزع‌، نویسنده و مترجم در نامه‌ای خطاب به سید‌رضا صالحی امیری وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی که رونوشت آن نیز به سید‌عباس صالحی معاون فرهنگی وزارت ارشاد و مجید غلامی جلیسه مدیرعامل خانه کتاب ارسال شده است.از طرح‌های حمایتی وزارت ارشاد در قالب طرح‌های عیدانه‌، تابستانه و پاییزه کتاب حمایت کردند.

 

در متن این نامه آمده است:

مقام محترم وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی

جناب آقای دکتر سیدرضا صالحی امیری(زیدعزه)

سلام علیکم

با آرزوی قبولی طاعات و عبادات در این ماه عزیز، به استحضار می‌رساند که طی یک سال و اندی که گذشت به جهت اجرای طرح‌های عیدانه، تابستانه و پاییزه توسط موسسه خانه کتاب موجبات رونق و امیدواری قشر کتاب فروش و کتابخوان در سراسر کشور فراهم گردید. این طرحها، بعد از ۳۷ سال نادیده گرفتن صنف کتابفروش و صدماتی که این قشر به جهت تخصیص تقریبا تمامی بودجه حمایتی کتاب به خرید از ناشران و عدم برنامه ریزی و اهتمام به قشر به جهت تخصیص تقریبا تمامی بودجه حمایتی کتاب به خرید از ناشران و عدم برنامه ریزی و اهتمام به قشر کتابفروش تحمل کرد، ثابت نمود که با ارائه طرحی درست می توان چرخه ای صحیح، منطقی و عادلانه از توزیع یارانه مصرف کننده در سراسر کشور ایجاد نمود که مولف، ناشر، موزع، کتابفروش و کتابخوان را بهره مند نماید.

لذا گروهی از کتابفروشان و ناشران بر آن شدند تا با تنظیم بیانه‌ای حمایت خود را از این طرح اعلام نموده و از آن مقام محترم تقاضای مساعدت و تسهیل این طرح را داشته باشند که متن بیانیه و لیست ده تشکل صنفی ناشران و کتابفروشان و همچنین سیصد و هشتاد وپنج کتابفروش، ناشر، موزع، نویسنده و مترجم امضا کننده بیانیه به پیوست تقدیم حضور می‌گردد.

رونوشت: دکتر سیدعباس صالحی معاونت محترم فرهنگی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی

رونوشت: جناب آقای مجید غلامی جلیسه مدیرعامل محترم موسسه خانه کتاب

 این تشکل‌ها همچنین بیانیه‌ای را در اختیار تسنیم قرار داده‌اند که متن آن به شرح ذیل است:‌

«بیش از یک سال است که طرح‌های عیدانه، تابستانه و پاییزه خانه کتاب، غبار از قفسه کتابفروشی‌ها زدوده و باعث آشتی مردم با این فروشگاه‌ها شده

این طرح‌ها تاکنون باعث شده:

۱)میلیون‌ها نسخه کتاب، بدون صرف هزینه‌های سنگین تبلیغات و برپایی نمایشگاه، توسط کتابفروشان، به فروش رود که در تاریخ نشر ایران بی سابقه بوده.

۲)یارانه کتاب، بدون اقدامات دست و پاگیر و هزینه‌های اضافی و با کمترین امکان سواستفاده، در مسیر صحیح خود و توزیع مناسب در سطح کشور قرار گیرد.

۳)کتاب درچرخه صحیح ناشر، پخش و کتابفروش قرا گیرد و شبکه پخش و کتابفروشی‌ها کهمدتهاست مغفول مانده‌اند احیا شوند.

۴) بخش خصوصی تمایل به سرمایه گذاری در کتابفروشی‌ها مدرن پیدا کند و کتابفروشی‌های سنتی و قدیمی به سوی مکانیزه شدن بروند.

۵)شمارگان کتاب و سرانه مطالعه افزایش یابد و فرهنگ خرید و هدیه دادن کتاب احیا شود.

۶)تمام مردم ایران در هر شهری که حتی یک کتابفروشی دارد بتوانند بدون رنج سفر از این یارانه و مزیت استفاده کنند.

ما ناشران، کتابفروشان، مراکز پخش و صاحبان حقوق کتاب، با امضا این بیانیه، ضمن تشکر و حمایت از طرح‌های فوق به دلایل بسیاری که برخی از آنها در بیانیه آمده، خواستار تداوم این طرح‌ها و حمایت بیشتر مسئولین، تخصیص اعتبارات بیشترو  تسهیل در روند اجرای آن هستیم.

طرح‌های حمایتی وزارت ارشاد از کتابفروشی‌ها در یکسال و نیم گذشته موجب فروش قابل توجهی از کتاب‌ها و رونق دوباره‌ای در کتابفروشی‌ها شده است،  اما این طرح نیز بنا به گفته کارشناسان نواقص خاص خود را دارد که در صورت برطرف شدن کمک بزرگی بهتوسعه کتاب و کتابخوانی در کشور است.»

منبع: باشگاه خبرنگاران