مدیرعامل نمایشگاه‌های فرهنگی ایران گفت: گرانی کاغذ و ارز یکی از عمده مشکلاتی است که دامن گیر بازار کتاب شده است و شرایط اقتصادی کشور موجب شد تا کتاب کمتر در سبد خانواده قرار بگیرد.

به گزارش چاپ ونشر به نقل از خبرگزاری تسنیم، امیرمسعود شهرام‌نیا در آیین افتتاحیه نمایشگاه بزرگ کتاب با بیان اینکه تاکنون در استان‌ها 366 نمایشگاه کتاب برپا شده است، اظهار داشت: از ابتدای امسال تاکنون 13 نمایشگاه کتاب در کشور برپا شد که این استان امروز میزبان ناشران کشور است.

وی افزود: برپایی نمایشگاه فرصتی برای ایجاد انگیزه کتابخوانی در سطح کشور است که در راستا ترویج و توسعه فرهنگ کتابخوانی سامانه تأمین یارانه کتاب در کشور راه‌اندازی شده است که امیدواریم این سامانه بتواند کمکی به ناشران داشته باشد.

مدیرعامل نمایشگاه‌های فرهنگی ایران با اشاره به استقبال خوب ناشران برای حضور در نمایشگاه بیان کرد: به علت اینکه فضای نمایشگاه محدود بود متاسفانه نتوانستیم در اختیار ناشران بیشتری باشیم اما برای سال‌های آینده مسئولان باید تدابری در این خصوص بیندیشند اما برنامه‌های جانبی خوبی در نمایشگاه در نظر گرفته شده است.

شهرام نیا با اشاره به وضعیت کتاب و کتابخوانی در کشور خاطرنشان کرد: گرانی کاغذ و ارز یکی از عمده مشکلاتی است که دامن گیر بازار کتاب شده است و شرایط اقتصادی کشور موجب شد تا کتاب کمتر در سبد خانواده قرار بگیرد.

وی با بیان اینکه نمایشگاه‌های کتاب فرصتی برای پررنگ کردن فرهنگ کتابخوانی در کشور است، گفت: امسال با توجه به شرایط اقتصادی نمایشگاه‌ کتاب قرار بود برگزار نشود اما با پیگیری‌های مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی این استان یارانه جهت برگزاری نمایشگاه کتاب در چهارمحال و بختیاری اختصاص داده شد.

 

گرانی کاغذ و به دنبال آن افزایش قیمت کتاب و مشکلات بی شمار دیگر موجب شده که ناشران تمایل به انتشار کتاب نداشته باشند.

به گزارش چاپ ونشر به نقل از باشگاه خبرنگاران جوان، مرور چگونگی تعامل ناشران و کتابفروشان در شرایط فعلی/ناشران نمی‌خواهند با کتابفروشی‌ها رقابت کنندحسین عابدینی مدیر مسئول انتشارات سفیر اردهال اظهار کرد:متأسفانه کتابفروشی‌ها هیچ وقت از ناشر کتاب نمی‌گیرند و بیشتر کتاب‌ها را از پخشی‌ها دریافت می کنند. پخشی‌ها هم بیشتر کتاب‌ها را با تخفیف‌های بالا و با شرایط بسیار بد از ناشر می‌گیرند و پس از گرفتن کتاب از ناشر، چک ۸ ماهه یا یک ساله می‌دهند که این کار اصلا برای ناشر صرف نمی‌کند بنابراین مجبور است که فروشش را روی سیستم‌های خودش متمرکز کند بطوریکه خودش کتاب را بفروشد یا کتابهایش را از طریق سایت و اپلیکیشن معرفی کند تا کتاب با واسطه به دست مصرف‌کننده نرسد و تا جایی که اطلاع دارم ناشران نمی‌خواهند با کتابفروشی‌ها رقابت کنند.

مدیرمسئول انتشارات سفیر اردهال در بخش دیگری از سخنانش به برگزاری جلسات بی‌نتیجه وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی برای کنترل قیمت کاغذ اشاره کرد و گفت:امروز بسیاری از ناشران تولیدشان را متوقف کرده‌اند و برخی از چاپخانه‌ها نیز در آستانه تعطیلی قرار گرفته‌اند.

وی افزود:هم‌اکنون کاغذفروش‌ها هم متوجه شده‌اند که قیمت کالایشان را به اندازه‌ای باید افزایش بدهند که در زمان کاهش قیمت ارز به قیمت مد نظر خودشان برسند. این در صورتی است که اتحادیه‌ها و تشکل‌های صنفی نیز مجاز به تهیه کاغذ برای ناشران نیستند و تصور نمی‌کنم که در آینده نیز اجازه چنین کاری را داشته باشند. امروزه تولید کتاب، کاری با ریسک بالا است از این رو کسی تمایل به تولید کتاب ندارد.

 

ناشران با احتیاط کتاب منتشر می کنند

رضا حاجی‌آبادی مدیرمسئول انتشارات هزاره ققنوس گفت:تقریبا بیشتر ناشرانی که تا حدودی با استفاده از رانت بزرگ‌شده‌اند بلافاصله پس از گرفتن رانت به دنبال انحصار هستند و خیلی تلاش نمی‌کنند که به نوعی به مخاطب کمک کنند از این رو محتوا و فرهنگ برای چنین ناشرانی اهمیت چندانی ندارد و بیشتر به جنبه اقتصادی نشر توجه می‌کنند البته ناشرانی هم هستند که چنین کاری را انجام نمی‌دهند.

وی گفت:هم‌اکنون فضای مجازی می‌تواند به بهبود وضعیت کتاب و نشر کمک کند و طرح‌های زیادی نیز برای بهبود این حوزه فرهنگی ارائه شده اما اکثر این طرح‌ها ابتر مانده‌اند و به شکل اولیه خود انجام نشده‌اند.

مدیرمسئول انتشارات هزاره ققنوس بیان کرد:بهتر است آثار قرار گرفته در غرفه‌های همه کتابفروشی‌ها در یک وبگاه رسمی قرار بگیرند و با یک تعاملی که با پست انجام می‌شود چنین اتفاقی بیفتد یعنی ناشر موظف باشد که در عرض ۱ یا ۲ روز کتاب‌های سفارش داده شده را به سفارش‌دهنده تحویل دهد.

وی افزود:یکی از مشکلات ما ژست‌های آماردهنده و آمار‌های عملکردی است که نتایج آنها در ویترین محدود کتابفروشی‌ها جای نمی‌ گیرند. ما هر ساله حدود ۶۰ هزار عنوان کتاب جدید منتشر می‌کنیم و به نظر می رسد کتابفروشی‌های جزء باید به سراغ انتشار تخصصی بروند.

حاجی‌آبادی خاطرنشان کرد:به نظر می‌رسد امروزه همه ناشران با سرعت خیلی کم کار می‌کنند و تعداد کتابهایشان به خاطر نوسانات ارز خیلی کم شده است. من فکر می‌کنم ناشران وضعیت کارشان را روی شمعک گذاشتند و با احتیاط کتاب منتشر می‌کنند.

گفتنی است برخی از ناشران در زمان برگزاری نمایشگاه کتاب امسال از فروش کتابهایشان در نمایشگاه خودداری کردند و این نمایشگاه را صرفا به معرفی کتابهایشان اختصاص دادند. این امر اولین گام برای حمایت از کتابفروشی‌ها بود البته بعد از آن برخی از کتابفروشی‌ها تلاش کردند که خطر تعطیلی مراکز فرهنگی محلی را به مشتریانشان گوشزد کنند. در این میان این سؤال مطرح می‌شود که به راستی ما چگونه می‌توانیم به تداوم کتابفروشی‌های محلی کمک کنیم؟

 

مدیر نشر به‌نگار درباره قیمت کاغذ و به تبع آن چاپ کتاب، گفت: به نوعی با این اوضاع کنار می‌آییم. اوضاع نابه‌سامان است اما ناچاریم بسازیم و مدارا کنیم.

به گزارش چاپ ونشر به نقل از مهر، پریا آقایی مدیر انتشارات به‌نگار گفت: در حال حاضر چند عنوان کتاب زیر چاپ داریم که تا چند روز آینده منتشر و عرضه می‌شوند؛ یکی از این کتاب‌ها چاپ اولی و دوتای دیگر تجدیدچاپی هستند.

وی افزود:‌ کتاب جدیدمان، مجموعه‌داستان «ریشه‌های غریب» نوشته کَرم‌رضا تاج‌مهر است که اولین کتابش، پیش‌تر موفق به کسب جایزه مهرگان شده است و حالا قرار است کتاب جدیدش را چاپ کنیم.

این ناشر درباره شرایط گرانی کاغذ و چگونگی چاپ کتاب در این وضعیت گفت: راستش ما با وجود شرایط مورد اشاره، مدتی کتاب چاپ نکردیم اما دیدیم نمی‌شود چاپ نکرد و باید کاری صورت داد. یک‌سری از کتاب‌هایمان تمام شده و باید تجدید چاپ می‌شدند. بنابراین دست به کار شدیم.

آقایی در ادامه درباره چگونگی خرید کاغذ در وضعیت موجود گفت: خوشبختانه هنوز یکی دو واردکننده کاغذ هستند که منصفانه برخورد می‌کنند و با قیمت همان ارزی که گرفته‌اند، کاغذشان را می‌فروشند. ما هم توانستیم با آن‌ها همکاری کرده و برخی از عناوین‌مان را چاپ و تجدید چاپ کنیم. این کاغذفروش‌ها مانند برخی دیگر از فعالان این صنف فعالیت نمی‌کنند که کاغذ را با یک قیمت ارز وارد کنند و با قیمت دیگری بفروشند.

این مدیر نشر درباره مساله افزایش قیمت کتاب‌هایش گفت: راستش مجبوریم قیمت را بالا ببریم و از این جهت، چاره‌ای نداریم. چون نمی‌توانیم کاری جز این انجام بدهیم. ناچاریم به نسبت  قیمتی که برایمان تمام می‌شود، قیمت کتاب را بالا ببریم. ما جلد اول کتاب «کاپیتان زیرشلواری» را چاپ کردیم و دو هفته بعد که می‌خواستیم جلد بعدی‌اش را منتشر کنیم، دیدیم نمی‌شود. مجبور شدیم مدتی منتظر بمانیم. به همین دلیل یک ماه متوقف شدیم تا بتوانیم جلد دوم را با قیمت تمام‌شده معقولی برای خودمان و همچنین برای مخاطب، چاپ کنیم. قیمت مقداری بالاتر و پایین‌تر می‌شود اما بالاخره کتاب عرضه می‌شود. چون جلد یک کتاب را با ۱۵ هزار تومان عرضه کردیم، جلد دوم را هم با همان قیمت زدیم.

وی در پایان درباره میزان افزایش قیمت کتاب‌ها گفت: خب، خیلی هم نمی‌شود قیمت کتاب‌ها را بالا برد. چون یکی از عوارضش این است که مخاطب از خریدن کتاب منصرف می‌شود. به طور خلاصه می‌توانم بگویم داریم به نوعی با این اوضاع کنار می‌آییم. اوضاع نابه‌سامان است اما ناچاریم بسازیم و مدارا کنیم.

 

یک ناشر، گرانی کاغذ را برای ناشران حرفه‌ای، نه یک تهدید که یک فرصت می‌داند و معتقد است: گرانی کتاب حتی در میان‌مدت نیز به رشد و تعالی فرهنگی ایران و افزایش سرانه مطالعه در کشور می‌انجامد.

به گزارش چاپ ونشر به نقل از مهر، «سیدرضا تهامی» مدیر انتشارات «دبستانک» در یادداشتی که آن را برای انتشار در اختیار مهر قرار داده است، با نگاهی متفاوت به مسئله افزایش قیمت‌های کاغذ، این مسئله را برای ناشران حرفه‌ای نه یک تهدید بلکه یک فرصت خوانده است. متن این یادداشت که عنوان آن «در ستایش گرانی کاغذ و هزینه‌های چاپ!» است، در زیر از نظر مخاطبان می‌گذرد:

گرانی کاغذ و ملزومات چاپ به افزایش فوق‌العاده در قیمت کاغذها منجر خواهد شد. این اتفاق و ضربه گیج‌کننده، برخلاف سایر گرانی‌ها مبارک است و فرخنده! بیش‌ باد قیمت کاغذ و بیشتر باد بهای کتاب!

با آنکه سود فروش هر کتاب بسیار کم‌تر و مکافات تولیدش بسیار بیشتر می‌شود، اما به هیچ وجه از چنین روندی، وحشت‌زده نیستم، فقط نگران هستم! (در زبان فارسی درسی، به همراه بیمار «نگران» گفته می‌شود). به همین معنا باید نگران بود یعنی همراه این بیماری و پدیده‌ی اقتصادی بود و به اقتضائاتش پاسخ گفت.

در روزها و هفته‌های اخیر، بسیار از این گرانی‌ها و تبعات آن گفته شده و دلهره‌ها هر دم بیشتر و بیشتر شده است. اما همه دلهره‌ها اگر از منظر فرهنگی و ایران آینده آن بنگریم بی‌سبب است. شک نکنید گرانی کتاب حتی در میان‌مدت نیز به رشد و تعالی فرهنگی ایران و افزایش سرانه‌ی مطالعه در کشور خواهد انجامید.

بیایید ببینیم گرانی کاغذ و چاپ چه تبعاتی دارد و چرا ناشران کوچک (اگر حرفه‌ای هستند) و نویسندگان حرفه‌ای و تصویرگران کاربلد نباید کوچک‌ترین دغدغه‌ای در این باب داشته باشند، از قضا سرکنگبین صفرا خواهد فزود.

حذف غیرناشران

گمان و برآوردی اشتباه است اگر بپنداریم ناشران کوچک یا ناشران قدیمی و خوب که ضعف مالی دارند و در شرایط مرگبار کنونی ناگزیر از تعطیلی خواهند شد. چنین اتفاقی نخواهد افتاد این شرایط برکت می‌آورد نه مرگ؛ ناشران کوچک اگر اصل کارشان درست باشد با سرافرازی و (البته با مرارت) باقی می‌مانند. این غیرناشران هستند که حذف خواهند شد.

در سه، چهار دهه اخیر یکی از آثار سیاست‌های انقباضی فرهنگی، تولید انبوه چند هزار ناشر بود. ابتدا تفاوت قیمت کاغذ یارانه‌ای و آزاد و سپس انواع رانت‌های دیگر باعث شد کسانی برای گرفتن جواز نشر هجوم بیاورند که تعلقی به این حیطه ندارند. بسیاری از آنان مدت‌هاست (یا از ابتدای کارشان) غیرفعال بوده و برگه جواز را به صورت یکی از دارایی‌های خود منظور کرده‌اند که «خوب است، یک موقع به درد می‌خورد.»

در نخستین قدم، با افزایش شدید بهای کتاب، آن کاغذ پاره‌های مجوز نام، دیگر به درد نخواهد خورد؛ دیگر کسی خود را به صرف اینکه جواز نشر دارد، ناشر نخواهد دانست و جرأت نخواهد کرد کتاب‌ها را روی چنین کاغذ گرانی چاپ کند.

این درست است که با افزایش قیمت‌ها، یکی از نخستین کالاهایی که از سبد خرید حذف می‌شود، کتاب است اما این قانون شامل همه خریدها و نیز همه کتاب‌ها نخواهد شد. در شرایط جدید، خریداران کتاب باز هم کتاب می‌خرند اما دقت و بررسی بیشتری در انتخاب کتاب خواهند داشت و خیلی زود محتوای خوب، خود را از میان تقضییات کنونی (عدم امکان تبلیغات گران، عدم امکان استفادهاز رانت‌های متعدد و ...) بالا خواهد کشید و جلوه‌گری خواهد کرد.

غیرناشران اما ضربات کاری خواهند خورد. بسیاری‌شان دیگر نمی‌توانند هر متنی را و هر تصویری را کنار هم بگذارند و به پشتیبانی این یا آن، تعدادی را بفروشند که مثلاً بتوانند «ناشر» بودن خود را تداوم دهند و از آن برای کارهای دیگرشان استفاده کنند. در شرایط جدید، خود کاغذ به زبان می‌آید و نمی‌گذارد و هر متنی را روی آن حک می‌کنند.

بالا رفتن هزینه رانت‌خواری

در شرایط جدید، سیاست‌های انقباضی فرهنگی به تدریج و به ناگزیر جای خود را به سیاست‌های انقباضی مالی خواهند داد. وقتی ذخیره ارزی کم و کمتر شود، دیگر هر کسی نمی‌تواند به سادگی از «ژن خوب، فامیل خوب و رابطه خوب» استفاده کند. البته رانت‌خواری در همه سطوح و زمینه‌ها خیلی زود از میان نخواهد رفت. (مگر بعدتر و با اعمال نیرو و تأثیر از جوانب دیگر) اما فعلاً رانت‌خوارانِ «عزیز» از عرصه‌های کم‌بازده‌تر فاصله می‌گیرند و خود را به ناگزیر در عرصه‌های پربازده و کلان‌تر محدود می‌کنند.

در قدم اول رانت‌خوارهای محترم (به طور عمده، صاحبان انتشارات بزرگ خصولتی) به دنبال متن‌های بهتر، ترجمه‌های بهتر و تصویرگری‌های بهتر خواهند بود. به دنبال افراد واقعاً حرفه‌ای در این حیطه‌ها می‌روند. دیگر آنهایی را نخواهند خواست که خود به زور تبلیغ و چاپ کتاب‌های متعدد جا انداخته‌اند. تعداد عوامل واقعاً خوب و حرفه‌ای کم نیست اما چندان هم زیاد نیست. اکثرشان از قبل پیشینه‌ و روال و ماهیت واقعی سران و بزرگان مافیای تولید و پخش کتاب را می‌شناسند و به سختی حاضرند زیر بلیت همکاری با آنان بروند. در شرایط جدید باید هر چه بیشتر در شناسایی ماهیت و انگیزه‌های این رانت‌خواران کوشید تا سختی کار با آنان نمایان‌تر شود. اکثر عوامل حرفه‌ای (نویسنده، مترجم، تصویرگر و ...) حاضر نخواهند شد مدتی طولانی به خفت و خواریِ همکاری با رانت‌خواران تن دهند. از سوی دیگر این ناشران مثلاً «بزرگ»، آداب و راه و رسم برخورد با عوامل حرفه‌ای را نیاموخته‌اند و نخواهند آموخت. قضیه بیش از سلام و تعارف و احترام و ادب ظاهری است. بسیار بیشتر.

 

آنان نخواهند توانست جز با شیوه و روالی رفتار کنند که تاکنون کار کرده‌اند. بدنه بسیار نیرومند سازمان‌های آنان که از همان کوتوله‌های فرهنگی تشکیل شده که در طول سالیان پرورده‌اند، جلوی تغییرات مثبت را می‌گیرند و عوامل حرفه‌ای را پس خواهند زد و تحمل نمی‌کنند.

برخلاف آنچه گمان می‌رود، در گام دوم شرایط جدید، این ناشران «بزرگ» (البته بخش ناسالم آنها) هستند که زیر غلطک واقعیت‌های جدید له خواهند شد. مثلاً اینان دیگر نخواهند توانست به بهانه آشنا کردن نوجوانان و کودکان با کتاب‌های مشهور، خط تولیدی شبیه کارخانجات چینی راه بیندازند و ده‌ها کتاب را توسط مترجمان تازه‌کار (که انگلیسی را تا حدودی بلدند اما فارسی‌شان ضعیف است!) خلاصه کنند و بیرون بدهند. در میان‌مدت، این شعبده‌بازی‌ها از رنگ خواهد افتاد. درود بر کاغذ گران‌بها!

اهمیت گام دوم

در گام نخست، شرایط جدید، عوامل شبه مافیایی در نقاط رانت‌زا را تا مدتی عزیزتر می‌کند و به آنان امکان فعالیت بیشتری می‌دهد. نیازی به ذکر نام این افراد مشخص کردن و نقاط رانت‌زا نیست. همه دست‌اندرکاران این حرفه آنان را می‌شناسند. کسانی که در فلان جاها، مثلاً کارشناس انتخاب کتاب‌های مناسب هستند (و خود در یک یا چند انتشارات خصولتی به عنوان نویسنده کار می‌کنند) یا کسانی که در بهمان جاها عهده‌دار خرید کتاب یا سایر امور مربوط به کتاب هستند و خودشان یا به عنوان نویسنده یا عناوین دیگر در این یا آن نشر فعالیت می‌کنند. جالب است که تعداد معدودی از هر دو دسته فوق توانسته‌اند در شبکه مجازی یا محافل روشنفکری خود را به عنوان نویسندگان یا کارشناسان حرفه‌ای جا بیندازند و حتی «شورا» ی قدیمیِ قبلاً خوش‌نامی (در حیطه کودکان) را عملاً تحت سیطره منویات خویش درآورند.

در گام اول اینان تا مدت کوتاهی به تاختن خود اددامه خواهند داد اما خیلی زود با واقعیت تلخ (برای آنان) بازار و رفتار مخاطبان روبرو خواهند شد و از سوی دیگر، شرایط جدید اقتصادی امکان مانورهای مختلفی را از آنان سلب خواهد کرد که تاکنون با رابطه‌ها اجرا می‌کردند.

آنچه در این مرحله بسیار مهم است، آشکار شدن همه روابط ناسالم و زیرمیزی است. همه عوامل حرفه‌ای و سالم نشر، اعم از ناشر و نویسنده و مترجم و ویراستار و تصویرگر و ... موظفند (و این واجب عینی است نه کفایی) که همه اطلاعات مربوط به تجربه‌های خود را در ارتباط با این افراد و ارگان‌ها و سازمان‌هایشان در معرض آگاهی مردم بگذارند. ناشران سالم هر چه در این کار اصرار و صراحت بیشتری داشته باشند، گام دوم سریعتر برداشته خواهد شد.

افزایش ارج و قرب محتوا

هر چه هزینه‌های کاغذ و چاپ بالاتر رود، ارج و قرب تولید محتواهای بهتر، بیشتر و بیشتر خواهد شد که در میان‌مدت و بلندمدت به رشد سطح فرهنگی و افزایش قابل ملاحظه‌ سرانه مطالعه خواهد انجامید.

در شرایط جدید، ناشرانی که توان تولید محتواهای خوب (یا توان جذب افراد توانمند) را متناسب با ارتقای سطح کیفی تقاضاها داشته باشند، حرف اول را خواهند زد.

بله. البته تعداد «ناشران» اسمی کم و کمتر خواهد شد. بسیار هم کم خواهد شد و این اصلاً بد نیست. مطمئن باشید که در نهایت، تعداد ناشران از تعداد ناشران کمتر نخواهد شد!

همه ناشران حرفه‌ای و کاربلد، آنها که توان تولید محتوای درجه اول را دارند، باقی می‌مانند. اگر کسی هم حذف شود یا ناشر نبوده یا در گذر زمان فرسوده شده و از ترس مرگ خودکشی کرده است یعنی تکرار می‌کنم: تعداد ناشران از تعداد ناشران کمتر نخواهد شد. ناشرانی که یا خودشان توانایی تولید محتواهای خوب را دارند یا توانایی جذب تولیدکنندگان درجه اول محتوا را دارند. اینان باقی می‌مانند. بقیه برای چه باید بمانند؟ می‌توانند و بهتر است به کار و حرفه‌ای بپردازند که در آن مهارت دارند.

حذف سیاست‌های انقباضی فرهنگی

گران شدن کاغذ و چاپ، لامحاله به باز شدن سیاست‌های انقباضی می‌انجامد. در سینما چنین شد. در عرصه کتاب هم می‌شود. ابتدا مجوزها و دستورالعمل‌هایی حذف می‌شوند که ظاهرشان بهبودسازی ولی ماهیتشان رانت‌سازی است. مثل همین کاری که اخیراً یکی از انتشارات خصولتی بزرگ اعلام کرده برای استانداردسازی کتاب می‌خواهد انجام دهد! این حرکت ان‌شاءالله راه نیفتاده، متوقف خواهد شد. همه کارشناسان! آنان از همان زمره‌ای هستند که گفتیم.

آیا در کشورهایی مانند آلمان، فرانسه و ... برای چاپ کتاب باید مجوز گرفت و از هفت‌خوان گذشت؟ در کشوری مانند آلمان فقط کسی می‌تواند کتاب چاپ کند که ناشر باشد و از ابتدا در مسیر معین آن از پایین به بالا حرکت کرده باشد. جلوی بقیه را کسی نمی‌گیرد اما هیچ‌کس هم دیوانه نیست که مقادیر زیادی سرمایه را صرف کاری کند که ریزه‌کاری‌هایش را بلد نیست. همه رده‌های کاری چاپ و تولید و فروش کتاب، حساب و کتاب دارد. منحصر به کتاب هم نیست. در همه چیز همین‌طور است.

در همین ایران نیز چنین خواهد شد. در همه عرصه‌ها مثلاً در سال‌های اخیر که اتومبیل‌ها (به ویژه وارداتی‌ها) بسیار پیشرفته‌تر شده‌اند و اکثراً متکی به سیستم‌های کامپیوتری و ساختار پیچیده‌تری هستند، آیا دیده‌اید مانند سال‌های دور کسی برود کنار خیابان، تابلوی مکانیکی علم کند؟ یا همین‌طوری و با اندک سررشته‌ای از مکانیکی، مغازه بزند؟ اکنون تعمیر خودرو نیاز به امکانات و ابزاری دارد که از عهده هر کسی (ولو دانشش را داشته باشد) برنمی‌آید و پیدا کردن دانش آن نیز کار هر کسی نیست.

یک تعمیرگاه خوب در این شرایط در حالی شکل می‌گیرد که عامل آن یا خودش سرمایه و بضاعت فنی را داشته باشد یا دارای قدرت جذب سرمایه و افراد فنی واجد شرایط باشد.

در عرصه کتاب نیز سیاست‌های انقباضی فرهنگی نخستین قربانی شدید جدید خواهند بود! از این پس هزینه حذف افراد یا آثار هنری برای مسئولانی که قائل به انقباض هستند، بسیار بالا خواهد رفت. در شرایط جدید، باقی ماندن سیاست‌های انقباضی در هر زمینه، توقف کامل آن زمینه را به طور موقت در پی خواهد داشت. این چیزی نیست که مسئولان ارشد هیچ نظام و کشوری، اجازه آن را نمی‌دهند. چه سینما باشد، چه کتاب و چه هر چیز دیگر. تعطیلی هر یک از این حرفه‌ها مستقیماً با آبروی یک کشور ارتباط دارد.

همان اتفاقی که (به تدریج) در مورد سینما افتاد، در عرصه کتاب به نحو بسیار بهتری و با سرعت بیشتری روی خواهد داد چون اینجا عرصه کتاب است.

در دهه‌های دورتر هر سال فیلم‌های بسیاری توقیف می‌شد. این آمار به موازات افزایش مداوم هزینه‌های تولید فیلم و هزینه‌های چند میلیاردی ساخت سالن‌های جدید کاهش یافت و به سالی یکی، دو فیلم رسید. هم خود فیلمسازان مسلط‌تر شدند و هم سیاستگذاران بیشتر کوتاه آمدند. در دو، سه سال اخیر نیز فقط برای دو سه فیلم مشکلات اساسی‌تر پیش آمد که در مورد یکی دوتای آنها، عوامل خودسر بودند که مانع ایجاد می‌کردند اما بزرگان ناگزیر شدند به سرهای آن خودسران پیغام دهند که بساطشان را جمع کنند! همان یکی دو فیلم هم اکران شد و آب از آب تکان نخورد.

نتیجه

از گرانی کاغذ و چاپ و افزایش بهای کتاب نترسیم. هیچ انتشاراتی، اگر یک نشر واقعی باشد، تعطیل نخواهد شد. ناشران واقعی باقی می‌مانند و بقیه سراغ کارها و حرفه‌های دیگر که تاکنون از وجود این غیرناشران محروم شده بودند، رونق بیشتری خواهند یافت. آفت رشد و پیشرفت، تداوم سیاست‌های یارانه‌ای است که رانت‌خواری با کتاب را زنده نگاه خواهد داشت. آن وقت هم چوب را خواهیم خورد و هم پیاز را.

برقراری سیستم یارانه‌ای در تأمین کاغذ، از زهر هلاهل نیز برای آینده نشر کشنده‌تر است. نگذاریم غیرناشران و خصولتی‌ها بازار یارانه را داغ کنند.

فرصت گران‌بهای کنونی را از دست ندهیم. زمان عمل به آن واجب عینی همین حالاست. هر چه از روابط ناسالم اقتصادی و فرهنگی می‌دانیم (چه در عرصه انتخاب کتاب مناسب، چه خرید کتاب توسط سازمان‌ها و نهادها و چه سایر امور مربوط به کتاب) در معرض آگاهی عمومی همگان قرار دهیم تا همه چیز را همگان دانند.

 

همزمان با افزایش قیمت کاغذ در بازار، قیمت برخی کتاب ها و روزنامه ها افزایش پیدا کرده این در حالی است که قرار بود کاغذ از سهمیه ارزی برخوردار باشد.

به گزارش چاپ و نشر به نقل از جهان نيوز، چند ماهی است قیمت کاغذ گران تر شده این  در حالی است که دو بار وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و وزارت صنعت و معدن و تجارت به همراه مدیر بانک مرکزی جلسه ای برگزار کردند و در این جلسه مقرر شد که کاغذ در لیست کالاهای اساسی همچون دارو و غذا قرار  بگیرد و از ارز متفاوت برخوردار باشد اما این مصوبه عملی نشده و امروز در بازار کاغذ، بندی 130 هزارتومان است و به فراخور آن قیمت کتاب و روزنامه هم بالا رفته که به همین دلیل با چند تن که در این حوزه فعالیت می کنند گفتگویی داشتیم.

عباس حسینی نیک ناشر در خصوص گرانی کاغذ و کتاب اظهار داشت: به طور طبیعی گرانی کاغذ بر قیمت کتاب هم تاثیر می گذارد البته در این افزایش قیمت عوامل فنی چون چاپ کتاب هم بر بالا رفتن قیمت ها بی تاثیر نبوده اما با این حال ناشران نمی توانند قیمت درج شده بر روی کتاب را دست کاری کنند بلکه تغییر قیمت را در چاپ جدید باید اعمال کنند.

وی با بیان اینکه کمیته ای  برای موضوع گرانی کاغذ تشکیل شده اما ما تاثیری از تصمیمات این کمیته ها در بازار کاغذ نمی بینیم، گفت: این خیلی تاسف بار است که قیمت بین المللی هر بند کاغذ 20 دلار است و می گویند دلار اختصاصی به کاغذ 3800 تومان است یعنی قیمت کاغذ در حال حاضر باید بندی80 هزارتومان باشد.

این ناشر افزود:اگر دلار اختصاصی 4200 باشد باید هر بند کاغذ حدود 90 هزار تومان باشد اما با وضع موجود کاغذ، بندی 130 هزار تومان است یعنی دلار متفاوتی که اعلام شده برایش در نظر نگرفتند و دلار کاغذ آزاد است.

حسینی ادامه داد: مدیران وقتی آمار می دهند باید ملموس باشد و تغییر را در بازار ببینیم که قیمت کاغذ به زیر 100 هزار تومان کاهش پیدا کرده است اما بااین روند به نظر می رسد که هیچ دلاری اختصاص پیدا نکرده است و پیشنهاد می کنم که در حال حاضر آقای وزیر به بازار ظهیر الاسلام مراجعه کنند تا ببینند قیمت هر بند کاغذ چقدر است.

شفیعی:قیمت کاغذ به فرهنگ مطالعه ضربه می زند

محمدرضا شفیعی مدیر مسئول روزنامه صبا درباره وضعیت کاغذ بیان کرد: هنوز مخاطبان نشریات کاغذی انبوه هستند اما متاسفانه در این یک سال گذشته آنقدر قیمت کاغذ بالا رفته که وقتی نشریه ای را چاپ می کنی یا باید پول کامل کاغذ آن را از مخاطب بگیری که  رقم بالایی است و یا روزنامه ها باید تیراژشان را پایین بیاورند و یا به  نشریات الکترونیکی تبدیل شوند که این موضوع  به فرهنگ مطالعه ضربه می زند.

لزوم قرار دادن حوزه نشریات در زمره کالاهای حمایتی

سعید باستانی سخنگوی کمیسیون صنایع و معادن مجلس شورای اسلامی کاغذ را پایه اصلی نشر و دانش در حوزه فرهنگ می داند و اظهار داشت: انتظار داریم که وزیر صنعت و معدن و تجارت به صورت جدی فکری برای کاغذ کند و این موضوع را بارها تذکر داده ایم ما باید زنجیره حوزه نشریات از جمله کتاب و روزنامه را در مباحث کالاهای حمایتی قرار دهیم و در خصوص مالیات و ارز آن تمهیداتی بیندیشیم.

وی ادامه داد: امیدواریم وزارت صنعت و معدن فکر اساسی برای کاغذ کند زیرا به عنوان یک فرد تعجب می کنم چرا حوزه صنعت و معدن نسبت به چنین موضوع و کالای مهمی آنقدر بی تفاوت است و هیچ نظارتی بر روی افزایش قیمت ها ندارد.

باستانی تصریح کرد: متاسفانه هیچ برنامه ای هم نداریم تا حداقل آن کسانی که در این حوزه فعالیت می کنند کمی امیدوارباشند و اخطار جدی می دهم که اگر این موضوع را مسئولان این حوزه پیگیری نکنند، مجلس ورود جدی خواهد کرد.

وی خاطرنشان کرد: اگر کاغذ گران شود در راستای آن تمام نشریات از جمله کتب و روزنامه ها گران می شود و اگر می خواهیم اشاعه  فرهنگی در این خصوص داشته باشیم ، باید آن را کنترل کنیم.

عملیاتی شدن راهکارهای بلند مدت برای ثبات قیمت تا پایان برنامه ششم

همایون امیرزاده مشاور فرهنگی وزیر ارشاد در این باره گفت: کارگروه کاغذ کشور بنا به درخواست وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی هفته گذشته جلسه فوق العاده ای را تشکیل دادند در این جلسه سه وزارت خانه صنعت و معدن، وزارت ارشاد ، نماینده بانک مرکزی،واردکنندگان ، نمایندگان مجلس حضور داشتند و بحث های این جلسه درباره تخصیص ارز، قیمت ها ، ارزش افزوده و بسته های حمایتی بود که در واقع کلیات بسته های حمایتی به تصویب رسید و قابلیت اجرایی دارد و قرار شد تا پایان برنامه  ششم راهکارهای بلند مدت آن عملیاتی شود.

وی ادامه داد: موضوع دیگر این جلسه اعلام مواضع نماینده رسمی بانک مرکزی بود، درواقع ارزی که قبل از این جلسه در اختیار قرار می گرفت معادل 4200 تومان بود اما براساس تصمیم جدید بانک مرکزی در تاریخ یکم اردیبهشت 97  مقرر کرده تمام وارد کنندگان کاغذ چاپ و تحریرمشروط به اینکه در سامانه  بخشنامه  بانک مرکزی دارای کد ، صاحب تعرفه ، و در سامانه  تجارت وزارت صنعت و معدن ورود کالا مورد تایید و حائز این سه شرط باشند، کاغذ را  به صورت مستقیم و با ارز 3800 دریافت می کنند.

امیرزاده افزود: در بحث قیمت گذاری بنا شد سازمان حمایت بررسی اجمالی از طریق گمرکات کشور ، بازار ،مصرف کنندگان داشته باشد تا این وضعیت به ثبات برسد زیرا در این دو ماه گذشته قیمت روزنامه هم بالاتر رفته و این تکان های ارزی تاثیرش را بر بازار کاغذ هم گذاشته است.

وی بیان کرد: ما در بحث قیمت گذاری حرف داریم چون اعتقاد داریم کاغذ با ارز3800 وارد کشور شده و کاغذ 4200 عملا یا نیامده یا بسیار محدود بوده است و  اینکه به یکباره شاهد تغییرات در این حد و اندازه باشیم خیلی معقول به نظر نمی رسد چرا که  قیمت تمام شده کاغذ را حداقل 110 تومان ارزیابی می کنیم و تلاش داریم قیمت  را همکاران در سازمان حمایت مصرف کنندگان  به ثبات برسانند.

امیرزاده اظهار داشت: اگرچه کاغذ 30 درصد قیمت کاغذ را تعیین می کند اما سایر فرآورده ها از جمله هزینه های چاپ بالا رفته از این رو  افزایش منطقی قیمت کتاب مناسب با افزایش قیمت منطقی کاغذ قابل پذیرش است اما خارج از قاعده نباید باشد.

امیرزاده از جزئیات کوتاه مدت بسته  پیشنهادی گفت: در بسته پیشنهادی ،تسهیل در ارائه ارز مورد نیاز با اولویت های فرهنگی ،تنظیم بازار و حمایت از حوزه چاپ و نشر حوزه کتاب ،حذف مالیات بر ارزش افزوده کاغذ، انواع خدمات چاپ مانند لیتوگرافی ، اعمال تخفیف در حق بیمه کار فرما، پرداخت یارانه به تولید و تخصیص ارز مبادله به نهادها ، ثابت ماندن تعرفه  گمرکی در حد 5 درصد برای کاغذهای مورد نیاز در مدت دو سال انجام شود.

به گزارش چاپ ونشر سالی که گذشته سالی پر حادثه برای حوزه چاپ بود  از واگذاری بخشی از مسئولیت های صنعت چاپ به وزارت صنعت تا بحران گرانی کاغذ و تعطیلی روزنامه، حواشی اتفاقات خاصی را به همراه داشت.

سال گذشته وگرانی کاغذ همچنین ارتباط مستقیم قیمت ارز با قیمت کاغذ و کمبود آن مربوط چالش هایی را به همراه داشت، معضلی که باعث شد تا برخی از نشریات تا مرز تعطیلی بروند و برخی هم ناچار به تعطیلی شدند.

از اواسط سال گذشته بود که ناگهان کاغذ در کشور کمیاب شد و قیمت بسیار بالایی پیدا کرد، مسئله ای که باعث گلایه و نارضایتی بسیاری از روزنامه های خصوصی شد تا جایی که خیلی از روزنامه ها مانند سینما در اقدامی اعتراضی تصمیم به انتشات نسخه الترونیکی خود گرفتند.

پس از گذشت مدتی معاونت مطبوعاتی از ترخیص محموله ای 10 هزار تنی کاغذ از گمرک خبر داد و پس از آن وزیر صنعت هم در ماه های پایانی سال اعلام کرد که ظرفیت تولید کاغذ در داخل کاهش یافته است و از این پس به واردات آن بیشتر متکی هستیم.

این مشکلات باعث شد تا برخی از روزنامه های خصوصی در انتشار دچار مشکل شوند مانند روزنامه هایی چون «آسمان آبی»، «جامعه فردا» و روزنامه «سینما» مشکل کاغذ را از دلایل تعطیلی خود عنوان کردند.

روزنامه هایی چون «وقایع اتفاقیه» و «تماشاگران امروز» هم در سال گذشته به دلیل مشکلات مالی تعطیل شدند.

مدیر مسئول یک روزنامه گفت: افزایش قیمت کاغذ دارد خود را در خروجی روزنامه‌ها نشان می‌دهد. روزنامه سینما یک روز منتشر نشده و روزنامه شرق هم چهار صفحه از تعداد صفحاتش کاسته است. سایر روزنامه‌ها هم اگر متکی به فروش باشند که باید اقدام مشابهی انجام دهند و اگر هم از حمایت نهادهای حاکمیتی برخوردارند که یعنی دست‌شان در جیب مردم است و با پول بیت‌المال دارند برای ملت روزنامه چاپ می‌کنند. اما با قیمتی بالا و آن هم درحالی که اصلا این روزنامه‌ها در بازار رسانه‌ها مشتری ندارد.

نیره یوسفی ادامه داد: براساس یک پژوهش، تا سال 2020 یعنی تنها تا سه سال دیگر، روزنامه‌ها به موزه تاریخ سپرده می‌شوند. نشانه‌هایش هم اینجا و آنجای جهان به چشم می‌خورد. مثلا نیوزویک انتشار کاغذی خود را متوقف کرده و بسیاری دیگر از مطبوعات منطقه هم کاغذ را کنار گذاشته و تنها نسخه‌های اینترنتی خود را می‌فروشند.

این بحران تنها بر روزنامه ها اثر نگذاشت و  در بازار کتاب نیز قیمت پشت جلد افزایش معناداری پیدا کرد و راهکارهایی نظیر استفاده از فونت ریزتر و کاغذ نامرغوب نیز نمی‌تواند تاثیر چشمگیری در کنترل جدیِ قیمت کاغذ داشته باشد و بدین سان، قیمت کتب چاپ شده در سال 1397 که در نمایشگاه مطبوعات عرضه می‌شود، کتاب‌خوان‌های حرفه‌ای را نیز در خرید کتاب با وسواس و مشکل‌پسندی مواجه خواهد کرد!

اگر روند افزایش نرخ دلار در سال آینده تداوم یابد، شرایط از این نیز پیچیده‌تر خواهد شد و عمر رسانه‌های کاغذی در ایران سریع‌تر از دیگر کشورها به انتها می‌رسد و نسخه‌های الکترونیک کتب با سرعت بیشتری جایگزین نسخه‌های کاغذی می‌شوند. طبیعتاً در صورت وقوع چنین اتفاقاتی، صنعت چاپ در ایران با آسیب جدی مواجه خواهد شد و وضعیت از آنچه اکنون شاهدش هستیم برای چاپخانه‌ها پیچیده‌تر خواهد بود.

سه ماه از افزایش ناگهانی قیمت کاغذ می‌گذرد. مسئولان وعده داده بودند اگر بار کاغذی که در گمرک است، ترخیص شود، قیمت‌ها کاهش پیدا می‌کند، اما هنوز بعد از گذشتن از آن روزها و ترخیص بارهای گمرکی، بازار کاغذ در آستانه ‌سال نو آرام نگرفته است و به جای بازار شب عید حرف از بی‌رونقی است. قیمت‌ها بالاتر می‌روند و غیر از واردکنندگان و تولیدکنندگان و چاپخانه‌داران، این روزها فروشندگان هم می‌گویند در آستانه ورشکستگی هستند.

«سال که نو شود و حساب‌های جدید دربیاید تازه معلوم می‌شود چقدر کم آوردیم و کدام‌مان ورشکست شدیم. نمی‌دانیم چه می‌شود. پول نیست و مردم به فکر نان و آب هستند، دغدغه‌های مردم بسیار است و دیگر چندان طالب سالنامه نیستند.»

به گزارش چاپ و نشر به نقل از روزنامه‎ی شهروند روزهای نخست آذر‌ سال‌جاری بود که قیمت کاغذ در بازار داخلی بالا رفت. دلیل افزایش ۲۰‌درصدی نرخ کاغذ از سوی ناظران، توقف ثبت سفارش واردات آن اعلام شد. سیدحسن میرباقری، رئیس انجمن واردکنندگان کاغذ مقوا و فرآورده‌های سلولزی هم اعلام کرده بود که دلیل گرانی ۲۰‌درصدی کاغذ و ۱۰‌درصدی مقوا در بازار داخل افزایش قیمت جهانی آن است و نرخ کاغذ که پیش از این تنی ۷۵۰ تا ۸۰۰ دلار در جهان برآورد می‌شد، حالا به ۹۸۰ دلار رسیده و طبیعی است این کالا در بازار داخل گران شود، چراکه کاغذ در بازار ایران هم بیشتر وارداتی است تا این‌که تولیدی باشد.

کسبه بازار کاغذفروش‌ها کاغذ را کیلویی، رولی و تنی می‌فروشند آنها که از روز نخست در جریان افزایش قیمت‌ها هستند، می‌گویند: «٨‌سال پیش هم یک روز قیمت کاغذ ناگهانی بالا رفت و روی همان قیمت‌ هم ماند.» به گفته کسبه تا سه ماه پیش یعنی قبل از آن‌که قیمت‌ها تغییر کند هر برگ کاغذ تحریر که برای تولید سالنامه‌ها هم استفاده می‌شد، حدود ٧٨ تومان بود، اما طی چند هفته این نرخ به هر برگ ١٣٠ تومان رسید و حالا بعد از سه ماه حدود قیمت این کاغذ روی ٩٠ تا ١١٠ تومان ثابت شده است. درواقع افزایش قیمت اولیه ٤٠‌درصد بود که طی دوماه کاهش پیدا کرد و از اوایل اسفند با افزایش ٢٠‌درصدی ثابت ماند.

احمد، یکی از فروشندگان سالنامه در خیابان ظهیرالاسلام می‌گوید: «امسال خیلی کمتر از پارسال کار چاپ کردیم، خود ما پارسال یک‌میلیون سررسید فروختیم، اما امسال ٦٠٠ جلد بیشتر تولید نکردیم که هنوز یک‌سوم آن را هم نفروخته‌ایم. امسال ما سررسید را ١٠‌هزار و ٥٠٠ تومان می‌خریم، ١١‌هزار تومان می‌فروشیم تا جایی که توانستیم سودها را شکسته‌ایم تا حداقل اصل پول‌مان برگردد. همه می‌آیند تماشا، قیمت‌ها را که می‌بینند نمی‌خرند، کارهایی که از نظر جلد و کاغذ مرغوب‌ترند هم قیمتشان نسبت به ‌سال قبل افزایش زیادی داشته، مثلا کار ١٠تومانی پارسال را الان باید ١٩ تومان بفروشیم. البته اگر بخرند. مردم هم حق دارند، نقدینگی نیست، پول و رونق اقتصادی که نباشد، یکی‌یکی مشاغل مختلف ضرر می‌بینند و دودش به چشم همه صنوف می‌رود.»

او هنوز هزینه‌های خرید و فروش‌هایش را هم درنیاورده، با این‌که مدام لبخند می‌زند، اما روی حرف‌هایش سایه‌ای از نگرانی است: «باور کنید می‌ترسم حساب‌وکتاب کنم. می‌ترسم کم بیاورم. غیر از جنس‌های مغازه ٥٠٠‌میلیون جنس در انبار دارم که باید آنها را هم بفروشم به شهرستان، تازه شما حساب کنید ٦ نفر هم این‌جا کار می‌کنند و آخر ماه حقوق می‌خواهند.»

این روزها در میدان بهارستان و خیابان ظهیرالاسلام جایی که بورس سالنامه‌فروش‌ها و کاغذفروش‌های تهران است، بیشتر سفارش‌ها به حداقل رسیده‌اند و بازار سفارشات سالنامه مثل سال‌های قبل روی تیراژهای بالا نمی‌چرخد: «نگذار مشتری دست خالی برود. تخفیف بده، بدون پاکت بفروش، برای سفارش‌های زیاد چند عدد سالنامه کوچک رایگان بگذار، بگذار دخل بچرخد.»

آرمان اینها را به شاگرد مغازه‌اش می‌گوید، ١٠‌سال است در این حرفه کار می‌کند و بازار شب عید را می‌شناسد: «امسال بازار از هرسال بدتر است، هرکار می‌کنیم فروشمان تکان چندانی نمی‌خورد، سودهایمان را خیلی پایین آوردیم، باور کنید برای ٥٠٠-٤٠٠ تومان سود روی هر سالنامه می‌آییم سرکار، اما باز هم خبری نیست. قبلا حداقل سفارش‌ سالنامه‌ها روی تیراژ ١٠٠٠جلد بود، اما امسال خیلی‌ها از خیر سفارش دادن گذشتند، آنهایی هم که ماندند، سفارش‌هایشان بسیار محدود و حساب‌شده بود، در حد١٠٠ یا٢٠٠ سالنامه».

نه فقط آرمان که بیشتر مغازه‌داران گله از کم بودن سفارش‌ها دارند، سفارش‌های کم‌تیراژی که آنها را نگران کرده و اصلا نمی‌دانند همین سالنامه‌های تولیدشده تا ماه‌های اولیه ‌سال فروش می‌روند یا نه؟ چرا که اگر سالنامه‌ها در یک بازه زمانی تا بعد از‌ سال فروش نروند، بعد از آن عملا کالایی سوخته به شمار می‌آیند و باید به دستِ دست‌فروشان و کاغذ خمیرکن‌ها برسند.

تعیین قیمت هر سررسید در بورس کاغذفروش‌ها به نرخ کاغذ، چاپ، نوع جلد، طراحی و اندازه آن بستگی دارد، آن‌طور که می‌گویند سررسیدهای جیبی به‌طور متوسط از ٢٥٠٠ تومان شروع و بسته به قطع چاپ و جلد و ویژگی‌‌‌‌‌های دیگر این قیمت تا ٣٠‌هزار تومان برای هر عدد هم می‌رسد.

کسبه خیابان بهارستان و ظهیرالاسلام همه این مشکلات را مرتبط با افزایش ناگهانی قیمت کاغذ می‌بینند. تعدادی از بهارستانی‌ها این گرانی را در انحصار چهار، پنج‌ تاجر سرشناس می‌دانند؛ تجاری که از کره، چین و اندونزی کاغذ وارد می‌کنند و آن را به‌دست بنکداران می‌رسانند. برخی از کسبه معتقدند همه قیمت‌ها دست آنهاست و حتی در چنین وقت‌هایی دست به احتکار می‌زنند تا انواع کاغذها از انبارهای دیگر تخلیه و کاملا نایاب شود تا بعد خودشان چندین برابر قیمت واقعی آن را وارد بازار کنند. اما تعدادی دیگر هم معتقدند عمده‌ترین دلیل گرانی کاغذ «حذف ارز مبادله‌ای برای کاغذ وارداتی» است. البته علاوه‌بر افزایش نرخ ارز، عامل دیگر از نگاه آنها شرایطی است که برای تولید‌کنندگان داخلی به سختی پیش رفته تا جایی که به دلیل زیان‌ده بودن تولید خود را بشدت کاهش داده و محدود کرده‌اند.

کاغذهای داخلی به دست ما نمی‌رسد

مجتبی یکی از مغازه‌دار‌های کاغذفروشی عمده می‌گوید: «اتفاقا بازار فروش ما برعکس دیگر کاسب‌ها خوب است، چون وقتی کاغذ گران می‌شود، تولیدکنندگان هم از ترس نوسان قیمت در روزهای بعد سعی می‌کنند تا جایی که ممکن است نیازشان را تأمین کنند، اما مسأله این‌جاست که برخلاف گفته مسئولان ما تولید داخلی نداریم یا اگر هم تولید داخلی باشد، به صورت محدود است و در اختیار ما قرار نمی‌گیرد، درنهایت ما مجبور به واردات کاغذ و عرضه آن با قیمت‌های کاذب هستیم.»

همان‌طور که مجتبی می‌گوید بازار کاغذ داخلی اوضاع مناسبی ندارد، پیش از این غلامرضا شجاع، نماینده تشکل‌های صنعت چاپ استان‌هاي كشور هم از خالی بودن بازار تولید کاغذ در داخل گفته بود: «حدود ٣٥‌درصد کاغذ روزنامه در داخل کشور تولید می‌شود، ولی معمولا با کمبود کاغذ روزنامه مواجه هستیم، اما در زمینه کاغذ چاپ و تحریر توانمندی تولیدی کمتر از ١٠‌درصد داریم و مقدار کاغذ کمی که تولید می‌شود، برای چاپ کارهای تک‌رنگ مثل کتاب‌های درسی است و شرکت کاغذ مازندران هم که ‌سال گذشته، تولید محدودی داشت با تعطیلی یکی از خط‌های تولید، عملا هیچ تولیدی در حوزه کاغذ چاپ و تحریر ندارد و غیر از این‌که کیفیت آن با کاغذهای قابل استفاده یکسان نیست، تولید آن هم بسیار محدود شده و مي‌توان گفت توليد قابل توجهی ندارد.»

رئیس انجمن واردکنندگان کاغذ هم درباره این‌که از ابتدای سال‌جاری میلادی قیمت خمیر کاغذ در حدود ٢٥‌درصد افزایش یافته است، گفت: «همین افزایش قیمت در بازارهای جهانی در بازار داخلی نیز اثر گذاشته است. تا پیش از بازگشایی مدارس بازار کاغذ ایران در رکود به سر می‌برد، ولی با بازشدن مدارس و رشد تقاضا برای کتب کمک درسی و همچنین چاپ سررسید و تقویم برای ‌سال نو به یکباره میزان تقاضا در این بازار افزایش پیدا می‌کند.»

سال گذشته ابوالفضل روغنی‌گلپایگانی، رئیس سندیکای تولیدکنندگان کاغذ و مقوای کشور اعلام کرد ایران در مجموع به ٢میلیون تن کاغذ نیاز دارد. در این بین ۳۵۰‌هزار تن کاغذ تحریر، ۱۰۰‌هزار تن کاغذ روزنامه و ۷۰۰‌هزار تن کاغذ بسته‌بندی مورد نیاز است. یکی از خواسته‌های کسبه در بازار واردات کاغذ به اندازه مصرف بازار است، چراکه تولیدکنندگان کاغذ از عدم‌حمایت تعرفه‌ای و مشکلات مربوط به تأمین نقدینگی گلایه دارند. هرچند در فروردین‌ماه ‌سال‌جاری رئیس‌جمهوری در بازدید از کارخانه تولید کاغذ در بهشهر از خودکفایی ایران در تولید کاغذ گفت، اما هیچ‌گاه هماهنگی لازم بین دستگاه‌های دولتی در دولت یازدهم و در ادامه دولت دوازدهم برای حمایت تعرفه‌ای ‌از تولیدکنندگان کاغذ شکل نگرفته است.

شیفت‌های خالی چاپخانه‌ها

همراه با نوسانات قیمت کاغذ بازار دیگر شغل‌های وابسته به آن هم دچار تغییرات ناگهانی شد. چاپخانه‌هایی که سفارش سالنامه گرفته بودند، باید کار را تحویل می‌دانند و مجبور به تهیه کاغذ با قیمت‌های نامتعارف شدند. چاپخانه‌داران می‌گویند حدود ٧٥‌درصد کار چاپ وابسته به کاغذ است و وقتی سالنامه‌ها برای فروش کم‌اند، یعنی چاپخانه‌ها کم‌کارتر شدند و تولیدکنندگان مجبور به گرفتن حداقل سود برای چرخش بازار هستند.

این روزها گران‌ترین کاغذ بازار، کاغذ گلاسه ایندر بورد است با کیلویی ٦هزار تومان و ارزان‌ترین کاغذ، کاغذ تحریر با حدود قیمت ٩٠ تا ١١٠ تومان که در بعضی روزها تا ١٣٠ تومان هم معامله می‌شود.

رضا عمرانی، مدیر داخلی یکی از چاپخانه‌های بزرگ تهران از وضع این روزهای چاپخانه‌ها و اوضاع شیفت‌های کاری خالی، بعد از گرانی کاغذ می‌گوید: «بیشتر مجلات، ماه‌نامه‌ها و... تیراژها و دوره انتشارها را پایین آوردند. دو هفته‌نامه‌ها، ماهنامه شدند، ماهنامه‌ها با تاخیری ١٠ روزه چاپ شدند و بسیاری از روزنامه‌ها صفحات‌شان را کم کردند، معمولا هر چند وقت یک‌بار قیمت کاغذ تغییر می‌کرد، اما الان چندسالی بود که چنین افزایشی نداشتیم. مثلا اوایل سال، یک رول کاغذ کاهی ٢٢٠٠ تومان بود که این اواخر به ٣٥٠٠ تومان رسید. این روزها در مجموعه ما گردش ماشین‌ها و چرخش کار به یک‌سوم قبل رسیده است. قبلا بچه‌های ما دو شیفت ١٢ ساعته، تمام وقت کار می‌کردند، اما الان که شب عید است، نهایتا دو شیفت ٦ یا ٨ ساعته می‌آیند و تازه حجم کار هم مثل قبل نیست. ما سال‌های قبل ترازهایمان به چند برابر حالت عادی می‌رسید و معلوم بود بازار شب عید است و ورد زبان‌ها این بود که چاپخانه شب عید هستیم، اما حالا تا نیمه نخست اسفند هم بازار پررونقی نداریم.»

او می‌گوید امسال به دلیل صرف‌نظر از چاپ سالنامه بانک‌های دولتی و به دنبال آن کاهش دیگر سفارش‌ها ضرری برابر با یک‌میلیارد و ٢٠٠هزار تومان داشته‌اند؛ «سال‌های قبل چاپخانه خودمان حدود ٢میلیاردو٢٠٠ تومان از سالنامه‌ها درآمد داشت که امسال این رقم به ٨٠٠‌میلیون رسیده است، چراکه علاوه‌بر بی‌رونقی بازار سفارش بسیاری از بانک‌ها یا حذف شد یا به حداقل رسید.»

هدایای هدفمند پایان سال

فارغ از ضررهای وارد شده به کاسبان و تولیدکنندگان برخی از نهادها و شرکت‌ها چند سالی است تصمیم گرفتند هدایا و یادبودهای آخر سال را هدفمندتر از سالنامه سال‌های قبل به مشتریان یا کارمندهایشان ارایه دهند، به‌طور مثال با وقوع زلزله کرمانشاه قرار بر آن شد تا بانک‌های دولتی هزینه سررسیدهایشان را برای بازسازی‌های این شهر پرداخت کنند که علاوه بر آن بخشی از بانک‌های خصوصی نیز همین تصمیم را اجرایی کردند، همین‌طور گروه‌های مختلف مردم‌نهاد هم با هدف کمک به ساخت مجدد، خرید کانکس و بهبود شرایط برای زلزله‌زدگان کرمانشاه از مردم خواستند تا هزینه‌های سالنامه را به عناوین مختلف به دست مردم کرمانشاه برسانند، مثلا گروه‌هایی راه‌اندازی شد که عواید خرید کتاب به جای سالنامه به دست آنها برسد یا به جای خرید سالنامه، هزینه‌ها به حساب معتبری واریز شود. بعضی شرکت‌های خصوصی آمبولانس خریدند، بعضی دیگر به جای سالنامه اپلیکیشن‌های تقویم طراحی کردند که علاوه بر تقویم، نقاط گردشگری کشور را هم معرفی می‌کند و... اما در این میان فقط بانک‌ها نبودند که جایگزینی برای سالنامه در نظر گرفتند، بلکه بعضی از نشرها هم پیشتاز شدند و پیش از این‌که متضرر شوند با ارزیابی بازار تصمیم گرفتند به جای سالنامه طرح‌های ویژه‌ای برای خرید کتاب به جای سالنامه برگزار کنند. طرحی که از پارسال بین شهروندان فرهنگ‌سازی شد و بسیاری از افراد به جای سالنامه کتاب هدیه دادند تا خود را به نام «حامی فرهنگ کتاب و کتابخوانی» هم معرفی کنند.

با تغییرات بازار و هدفمند کردن هدایای آخر ‌سال شرایط برای کسانی که این برنامه‌ریزی را در پیش گرفتند، بهتر شد و حتی تواستند گام مثبتی در جهت حفاظت از محیط‌زیست و همین‌طور بالا بردن فرهنگ کتابخوانی ایجاد کنند، اما کارشناسان معتقدند آنهایی که هنوز سرمایه‌گذاری‌هایشان محدود به سالنامه‌هاست دیگر برایشان مقرون به صرفه نیست. حسن پاداشی، عضو هیأت‌مدیره یکی از دفاتر تولید سالنامه در این‌باره می‌گوید: «معمولا آخر ‌سال همکاران قیمت‌های سررسیدها را کاهش می‌دهند تا سررسیدهایشان به فروش برسند، اما این نوع فروش، بازدهی که انتظار می‌رود را برای تولید‌کننده ندارد. سال‌های گذشته تولیدکنندگان کمتر بودند و حرفه‌ای‌تر، ولی حالا دفترسازها هم وارد این حوزه شده‌اند، البته هستند صحاف‌هایی هم که برای درآمد بیشتر وارد بازار سررسید شده‌اند. بسیاری از دفترسازها هم جلد سالنامه‌ها را بسیار پایین‌تر از قیمت اصلی به فروش می‌رسانند و همین دلیلی برای کاهش بازدهی دیگر تولیدکنندگان سررسید است.»

از طرفی دیگر شروع هر سال، طراح‌ها و برنامه‌نویس‌ها هم دست به کار می‌شوند و اپلیکیشن‌های تقویم و برنامه‌ریزی روزانه را راهی بازار می‌کنند، نرم‌افزارهایی که خیلیها آن را به سالنامه‌های کاغذی ترجیح می‌دهند، بسیاری از این آپ‌ها رایگان و تعدادی دیگر هم با هزینه‌های یک‌سوم سالنامه‌های کاغذی در اختیار مردم قرار می‌گیرد. به علاوه این‌که افراد نرم‌افزارها را مرتب، برنامه‌ریزی‌شده و دقیق می‌دانند، درواقع این نرم‌افزارها قابلیت یادآوری، تنظیم ساعت، مشخص کردن روزهای خاص و.... را دارند که در سالنامه‌های کاغذی وظیفه این برنامه‌ریزی و به خاطر ماندن‌ها با خود افراد است، در نتیجه با نصب این اپلیکیشن‌ها بسیاری از مشتریان سالنامه‌های کاغذی از چرخه خرید حذف می‌شوند و ترجیح می‌دهند کارهای روزانه‌شان را منظم‌تر یادداشت کنند و حتی بدون آن‌که دفتری را با خود جابه‌جا کنند، همیشه در تلفن‌همراه یا رایانه شخصی‌شان به برنامه‌ها و اهداف‌شان دسترسی داشته باشند. درست همان کاری که تا چند‌ سال پیش با سالنامه‌ها انجام می‌شد و برنامه‌ها روی کاغذ می‌آمد، حالا برای گروهی به صورت دیجیتالی انجام می‌شود. آن‌طور که مردم از اپ‌ها و نرم‌افزارها استقبال می‌کنند و از ویژگی‌های آنها هم رضایت دارند، می‌توان گفت که با افزایش تعداد این نرم‌افزارها و قابلیت‌های جدید آنها هم می‌توانند یکی از عوامل کاهش تقاضا در بازار سالنامه‌ها باشند.

با همه این شرایط پاساژها و مغازه‌های بهارستان امسال هم مثل سال‌های قبل به کارشان ادامه می‌دهند، اما این‌که این‌بار چه سودی در انتظار آنهاست را سفارشات روزهای باقی مانده تا آخر ‌سال مشخص می‌کند. روزهایی که می‌گویند: «کاش ورشکسته نشویم.» هرچقدر کم اما باز هم سفارش می‌گیرند تا شرایط بازار تکانی بخورد، شاگرد مغازه‌ها هم کاغذ روی دوششان می‌اندازند و سالنامه‌ها را روی هم می‌چینند به این امید که‌ سال بعد هم سر کار بمانند. آنهایی هم که زودتر وارد بازار هدیه و یادبودهای جایگزین برای آخر‌ سال شدند، این روزها حال بهتری دارند و تلاش می‌کنند مشتری‌ها را به سوی هدایای هدفمند ببرند. یادبودهایی که شاید درختی برایشان قطع نشده باشد و تا‌ سال دیگر در قفسه‌ها خاک نخورند یا پس از گذشتن تاریخ انقضای‌شان خمیر نشوند.

کارشناسان معتقدند؛ صنعت چاپ با چالش های عدیده ای مواجه بوده و حالا با گرانی کاغذ، مشکلات این عرصه، تشدید شده است.

به گزارش چاپ ونشر به نقل از باشگاه خبرنگاران جوان، صنعت چاپ از نمونه فعالیت هایی به شمار می رود که مدت هاست با چالش های عدیده ای دست و پنجه نرم می‌کند و در ماه های اخیر با گرانی کاغذ، این معضلات بیش از پیش تشدید شده است.

یکی از انتقادات فعالان صنعت مذکور معطوف بر این امر می شود که چرا در ارتباط با تصمیماتی که از سوی دولت در خصوص صنعت چاپ اتخاذ می شود، با فعالان این حوزه، به معنای واقعی کلمه و بصورت مطلوب و شایسته مشورت و هم اندیشی نمی شود. 

تهدید شدن منافع صنفیِ فعالان این بخش از نارضایتی‌هایی است که در شرایط فعلی اقتصادی، به تنگ‌تر شدن سفره معیشتی و تحمیل آسیب های فراوان به این گروه منتهی خواهد شد.

چندی پیش، بهمن پورمند، رئیس اتحادیه چاپ خانه داران در گفتگو با رسانه‌ها با بیان وضعیت نامطلوب اغلب قریب به اتفاق چاپ خانه داران، اظهار کرد: در طول سه سال اخیر، بسیاری از چاپ خانه‌ها به تعطیلی واحدهای خود مبادرت ورزیده‌اند و حالا با گرانی کاغذ، بخشی از متقاضیان، ضریب سفارشات خود را کاهش خواهند داد.

با اُفت میزان سفارشات، مشکل نقدینگی چاپ خانه‌ها نیز حادتر از گذشته خواهد شد، زیرا در شرایطی که متقاضی برای سفارش کمتر شود، طبیعتا تنگنای مالی چاپ خانه داران نیز افزون‌تر می شود و این عارضه در وضعیت فعلیِ اقتصادی کشور، به هبچ عنوان شایسته و قابل هضم نخواهد بود.

بهمنی پور، در شرایطی که درصد قابل توجهی از کار چاپ خانه داران بصورت اعتباری و پرداخت های مدت دار انجام می شود با کاهش سفارشات، مبلغ یا مبالغی که بعد از چند ماه دست چاپ خانه دارها را می‌گیرد بسیار نازل و محدود خواهد بود و این موضوع در شرایطی است که می باید هزینه های چاپخانه بصورت نقدی از سوی فعالان این حوزه پرداخت شود.

عامل گرانی کاغذ چیست؟

عوامل بسیاری برای گرانی کاغذ مطرح می شود که اصلی ترین آن به نوساناتِ نرخ ارز معطوف باز می‌گردد.

به واقع یکی از عرصه هایی که از افزایش نرخ ارز تاثیر می پذیرد به خرید و نرخ خمیر کاغذ باز می‌گردد و به تبع در چنین شرایطی، علاوه بر افزایش مشکلات روزنامه نگاران، فعالان حوزه کتاب و صنعت چاپ نیز با آسیب های جدی مواجه خواهند شد.

چندی پیش، ابوالفضل روغنی، رئیس سندیکای تولیدکنندگان کاغذ و مقوای ایران در گفتگو با رسانه ها با اشاره به کاهش ضریب سفارشات و کمبود کاغذ اظهار کرد:کاغذ از نمونه محصولاتی است که در GDF و رشد اقتصادی، تاثیر قابل توجهی دارد و انتظار می‌رود در ارتباط با ساماندهی این حوزه، تدابیر لازم اتخاذ شود.

به زعم وی؛ دولت باید با شفاف سازی سیاست ها و ساماندهی بازار،این وضعیت را کنترل و مهار کند.

برخی از فعالان صنعت چاپ، اعتقاد دارند، حذف ارز مبادله ای به هیچ عنوان به صلاح صنعت چاپ نیست و در شرایطی که بخشی از بار اشتغال بر دوش این صنعت است، تصمیمات این‌چنینی به مثابه یک دومینو، بسیاری از فعالیتِ فعالان این عرصه را تحت تاثیر قرار خواهد داد.

انتقاد از رویکرد دولت در خصوص صنعت چاپ

بدون تردید، نقش دولت در خصوص چشم انداز و آینده صنعت چاپ بسیار نافذ و غیرقابل کتمان است، اما برخی از کارشناسان و فعالان این حوزه، همچون بابک عابدین، رئیس اتحادیه صادرکنندگان صنعت چاپ معتقدند، سیاست گذاری های دولت در قبالِ این صنعت، به مثابه خود تحریمی است.

چندی پیش، این مقام مسئول  اعلام کرده بود، ایران در تولید کاغذ از مزیت خاصی برخوردار نیست و در این شرایط، دولت با حمایت از تولیدِ داخلیِ کاغذ و بالابردن تعرفه واردات مواد واسطه ای، بر بسیای از کارخانه ها و همچنین نرخ های این بخش، تاثیر می‌گذارد.

وی معتقد است؛ در تمام دنیا، شیوه‌ها و راهکارهای حمایت از صنعت مذکور،شفاف و مبرهن است و با اتخاذ تدابیری همچون، معافیت های مالیاتی،بخشش درصدی از هزینه‌های تامین اجتماعی،کاهش قیمت انرژی مصرفی، ارائه تسهیلات ارزات قیمت،کاهش تعرفه‌های گمرکی و تصمیمات و اقدامات این‌چنینی، حمایت لازم از این حوزه را در دستورکار قرار می دهند.

با چنین اوصافی انتظار می رود، دستگاه های ذی ربط با در نظر گرفتن پشتیبانی هر چه بیشتر از این صنعت، شرایط متفاوتی را فراهم سازند که به طور قطع با حمایت مضاعف و هم افزایی فزاینده تر، شاهد حصول توفیقات مطلوب و شایسته‌تری در این عرصه خواهیم بود و هر آنچه موفقیت ها در این بخش افزایش یابد، روند رشد اقتصادی، افزایش اشتغالزایی و حتی توسعه فرهنگی با سرعت و شتاب بیشتری همراه خواهد شد.

 

سیدمحمود حسینی، مدیرعامل تعاونی ناشران قم در گفت‌وگو با ایکنا درباره تأثیر گرانی کاغذ بر نشر قرآن و کتاب‌های دینی گفت: گرانی کاغذ در قیمت تمام شده قرآن تأثیر بسیاری خواهد گذاشت و سبب افزایش قیمت‌ها خواهد شد و اکنون نیز قیمت‌ها افزایش یافته است و با توجه به مشکلات اقتصادی مردم، قدرت خرید آنها کاهش خواهد یافت و اقبال کمتری نسبت به خرید کتاب به وجود می‌آید.

وی افزود: کتاب‌های دیگر غیر از قرآن را می‌توان با کاغذ‌های معمولی و یا درجه کیفیت متوسط چاپ کرد، اما قرآن و کتاب‌های دینی را باید با کاغذ مرغوب چاپ کرد و برای قرآن باید ویژه‌تر باشد که از کاغذهای معمولی بازار حدود ۲۰ درصد گرانتر است و همین عوامل سبب کاهش تولید می‌شود؛ چرا که قدرت چاپ و انتشار ناشر نیز کاهش می‌یابد.

حسینی در ادامه گفت: در حال حاضر کاغذ بالای ۱۰۰ هزار تومان است و طبیعی است که قدرت چاپ و عرضه کتاب از سوی ناشر نیز کاهش خواهد یافت؛ از این رو وقتی قرآن هم چاپ شود قیمت تمام شده آن بالاتر خواهد رفت.

وی در بخش دیگری از سخنان خود درباره چگونگی مدیریت این مشکل بیان کرد: از قبل از دولت نهم، کاغذ جزء کالاهای استراتژیک بود، اما مدتی است که جزء کالاهای استراتژیک نیست و از اهمیت و حساسیت آن کاسته شده، به همین دلیل تأمین کاغذ دست دلالان افتاد و وزارت بازرگانی نیز برای تنظیم بازار هیچ دخالتی ندارد و دلالان نیز هر روز قیمت را بالا و پایین می‌کنند. هرچند اکنون قیمت تمام شده کاغذ نیز بالا است و کشورهای تولیدکننده کاغذ نیز قیمت را افزایش داده‌اند و کاغذ قبلاً تنی ۷۰۰ دلار بود و اکنون بالای ۹۰۰ تا ۹۸۰ دلار است. به همین دلیل مقدار کاغذی که ناشر قبلاً برای دو کتاب استفاده می‌کرد، اکنون با همان هزینه، نمی‌تواند کتاب چاپ کند و قدرت ناشر به نصف کاهش یافته است.

حسینی در ادامه گفت: این امر علاوه بر کاهش تولید در سرانه مطالعه نیز اثرگذار خواهد بود؛ چرا که قدرت مردم نیز کاهش بسیار خواهد یافت و باید فکری اساسی برای حل این مشکل از سوی دولت شود.

وی با اشاره به مشکل چاپخانه‌دارها نیز گفت: بسیاری از آنها کار خود را تعطیل کرده‌اند و تا چند سال پیش، چند شیفته کار می‌کردند، اما اکنون به سختی یک شیفت کار می‌کنند، ناشری داریم که هزینه‌های روزانه خود را نمی‌تواند تأمین کند و روز به روز اوضاع نشر بدتر می‌شود و قدرت اقتصادی ناشر کاهش می‌یابد و با گران شدن کتاب، این کالای فرهنگی از سبد خانوار خارج می‌شود.

حسینی تصریح کرد: صنعت نشر کشورمان، اکنون از مرز بیماری گذشته و به وضعیت بحرانی رسیده است و زنجیره تولید در صنعت نشر اعم از لیتوگراف، صحاف، چاپخانه‌دار، سرمایه‌گذار و تولیدکننده گرفتار این مشکل شده‌اند.

وی مشکلات کارخانه‌های کاغذ را مورد اشاره قرار داد و بیان کرد: باید مواد اولیه سامان پیدا کند، متأسفانه کارخانه‌های داخلی نه تنها نتوانستند کیفیت تولید کاغذ خود را افزایش دهند، بلکه به دنبال گرانی کاغذ نیز بودند و این شیطنت و توطئه افزایش تعرفه واردات کاغذ، زیر سر کارخانه‌داران است به عنوان مثال کارخانه کاغذ پارس که به کل تولیدی ندارد و امسال یک گرم هم کاغذ تولید نکرده است و اقدام به خام‌فروشی می‌کند و کارخانه کاغذ مازندران، نیز کاغذ با کیفیت بسیار پایین تولید می‌کند که به درد کتاب شدن نمی‌خورد و برای روزنامه‌ها بیشتر کاربرد دارد. از این رو از داخل کشور با این مشکل مواجه هستیم و در خارج از کشور نیز مواد اولیه کاغذ حدود ۲۰ درصد بیشتر شده است.

حسینی در ادامه درباره کاهش تعداد ناشران در قم نیز گفت: تعداد ناشران مهم نیست، بلکه میزان تولید آنها حائز اهمیت است که چاپخانه‌داران در این راستا مشکلات اساسی دارند، برخی تغییر کاربری داده و یا تعطیل شده‌اند و یکسری هم از چاپ کتاب خارج شده و به سمت چاپ و بسته‌‍بندی کالاهای تجاری رفته‌اند.

وی ادامه داد: ما تا سال ۹۱ رتبه یک تولید کتاب در کشور را داشتیم و اکنون به رتبه هفتم رسیده‌ایم و میزان تولید حداقل ۳۰ تا ۴۰ درصد کاهش یافته است، به این معنی که قبلاً ۸ ۹ هزار عنوان کتاب در سال تولید می‌شد و اکنون این رقم به ۵ هزار عنوان در سال رسیده است.

 

مدیرعامل تعاونی ناشران قم یادآور شد: چند عامل در فروش کتاب دینی مؤثر است، اول اینکه مؤلف کتاب چه کسی است، دوم شکل ظاهری آن اعم از طرح جلد، نوع چاپ، اندازه، نوع کاغذ و ... چگونه است و سوم قیمت پشت جلد کتاب است که در صورت گران بودن کتاب به قفسه برمی‌گردد و مخاطب از خرید آن منصرف می‌شود؛ چرا که اغلب مردم توان مالی کافی ندارند، البته برخی نهادها و سازمان‌ها نیز که بودجه فرهنگی دارند، نمایشگاه‌های کتاب با تخفیف بالای ۵۰ درصد عرضه می‌کنند که لطمه بسیاری به حوزه نشر کتاب زده است؛ چرا که این موضوع را به جامعه القا می‌کند که کتاب به اندازه‌ای سود دارد که ناشر دو برابر آن قیمت تعیین کرده است.

مدیر مسئول روزنامه «عصر اقتصاد» به بحران کاغذ در کشور اشاره کرد و گفت: مساله کاغذ یک بحران در روابط مصنوع بشر است و تا زمانی که عواملش را متعادل نکنند، این داستان وجود دارد.

سیف‌الله یزدانی در گفت‌وگو با ایسنا بیان کرد:‌ ما نباید در مساله کاغذ دنبال متهم بگردیم. در هر مساله‌ای اگر صاحب کار و سوژه، مدیریت نداشته باشند و بعد با نگاهی مرکانتیلیستی و کلاسیک بگوییم سود، انگیزه فعالیت‌های اقتصادی است بنابراین می‌توان گفت تجار کاغذ، حق داشتند که کاغذ را در انبار نگه دارند. ما عناوینی را تعریف کرده‌ایم که می‌گوید زمانی که شما اموال خود را مراقبت نکنید دیگران حق دارند به انگیزه سود در آن بازار شنا کنند که این کار را هم انجام داده‌اند.

او ادامه داد: موضوع سر این مساله است که ارزش رسانه را نمی‌دانیم و برای مدیریت سالم این رسانه برنامه‌ریزی منطقی نداریم.

مدیر مسئول روزنامه «عصر اقتصاد» درباره وضعیت کاغذ در بازار اظهار کرد: دو کارخانه در چین، یک کارخانه در روسیه و یک کارخانه هم در ایران بسته شده‌اند. همه این مسائل موجب کمبود کاغذ در بازار می‌شود. زمانی هم که کمبود وجود داشته باشد هر فردی تلاش می‌کند که نیاز خود را از این بازار محدود تامین کند بنابراین کاغذ نایاب می‌شود.

یزدانی به وضعیت صنف مطبوعات و برنامه‌ریزی کلان مدیریتی کشور اشاره و اضافه کرد: اما اصل داستان این است که صنف مطبوعات منسجم نیست که بتواند از نهادهایش مراقبت کند. همچنین در برنامه‌ریزی کلان مدیریتی کشور برای رسانه ارزشی که باید قائل شوند را نمی‌شوند تا آن‌ها بتوانند از بازار خود مراقب کنند. این مساله فقط درباره مطبوعات نیست بلکه چاپ کتاب و مصارف دیگر را دربر دارد. در حال حاضر این مسائل تاثیر خود را گذاشته و فکر می‌کنم بیش از ۲۰ درصد از تیراژ روزنامه‌ها در  مدت سه یا چهار ماه کاهش پیدا کرده است و تعطیلی برخی مطبوعات را هم شاهد بودیم.

مدیر مسئول روزنامه «عصر اقتصاد» ادامه داد: اگر بخواهند بگویند که کاغذ را با ارز آزاد بیاورید یعنی تجار و سوداگران ارز توانسته‌اند یک گپ ۹۱۰ تومانی میان ارز مبادله‌ای و ارز آزاد ایجاد کنند که در واقع بیش از ۲۵ یا ۲۶ درصد، ارزش کاغذ را گران کرده‌اند.

او با بیان اینکه بحران کاغذ مانند سیل و زلزله نیست که دوره گذر داشته باشد و تمام بشود، گفت: مساله کاغذ یک بحران در روابط مصنوع بشر است و تا زمانی که عواملش را متعادل نکنند، این داستان وجود دارد. همچنین تخریب را بیشتر خواهد کرد به دلیل اینکه منابع مالی مطبوعات روز به روز فرسوده خواهد شد. بسیاری از روزنامه‌ها هم با ذخایر روز مبادا چاپ می‌شوند که این ذخایر تمام خواهد شد و ممکن است تعداد روزنامه‌هایی که تعطیل می‌شوند، افزایش پیدا کند.

سیف الله یزدانی در پایان گفت: باید بدانیم که اصولا نشریات در سبد استفاده مردم جایگاهی ندارد. بنابراین روزنامه‌ها نمی‌توانند با افزایش قیمت کاغذ، قیمت فروش خود را دو برابر کنند. قیمت دوبرابر به منزله بسته شدن روزنامه است. اگر بخواهیم تعرفه تبلیغات را هم افزایش دهیم، کشش وجود ندارد و بازار نمی‌تواند خود را با بحران ما تطبیق دهد.

خبر افزایش تعرفه واردات کاغذ و تحریر روزنامه‌ در هفته‌های اخیر، واکنش برخی از روزنامه‌های خصوصی را به دنبال داشت و در این میان برخی روزنامه‌ها اعلام کردند که در اعتراض به گران شدن کاغذ برای مدتی فقط به صورت الکترونیکی منتشر خواهند شد یا تعداد صفحات خود را کم می‌کنند. البته در ادامه از سوی وزارت صنعت، معدن و تجارت اعلام شد که تعرفه انواع کاغذ چاپ و تحریر و روزنامه تا پایان سال جاری کماکان مطابق روال قبل بوده و افزایش نخواهد یافت اما طبق گفته برخی مدیران مسئول روزنامه‌های خصوصی، اعلام صرف این خبر هم به افزایش قیمت کاغذ و کمبود آن منجر شده است.

 

البته چهارشنبه، ۲۲ آذر ماه، حسین انتظامی اعلام کرد، «یک محموله کاغذ در حال ترخیص از گمرک است.» معاون مطبوعاتی همچنین گفت، «با مساعدت بانک مرکزی که ارز مبادله‌ای در اختیار واردکنندگان کاغذ قرار داد، یک محموله ١٠ هزار تنی کاغذ روزنامه و کاغذ تحریر در حال ترخیص از گمرک است و تا هفته آینده به انبارهای چاپخانه‌ها می‌رسد.»