بعد از توقف پیش فروش سکه در سررسید یک ماهه بانک مرکزی از امروز پیش فروش در سررسید سه ماهه را نیز متوقف کرد.

در اواخر هفته گذشته بانک ملی به عنوان کانال اجرای طرح پیش فروش سکه از ثبت نام موعد یک ماهه خودداری و دلیل آن را دستور بانک مرکزی اعلام کرد. هر چند که در همان زمان اخباری در رابطه با توقف پیش فروش سررسید سه ماهه نیز وجود داشت اما عملی نشد تا اینکه امروز (یکشنبه) شعب بانک ملی با دستور بانک مرکزی ثبت نام برای پیش فروش سکه در موعد سه ماهه را نیز متوقف کردند.

اخیرا رحیمی - مدیرکل ریالی و نشر بانک مرکزی- دلیل توقف پیش فروش در برخی سررسیدها را برنامه‌ریزی برای تولید سکه‌های پیش فروش شده دانست و اعلام کرد که با توجه به اهمیت تعهداتی که برای تولید سکه‌های پیش فروش وجود دارند باید در تولید و توزیع آن کیفیت سکه‌های تولیدی و اعتماد مردم به سکه بانک مرکزی مورد توجه قرار گرفته از این رو با توجه به محدودیت‌هایی که در خط تولید سکه‌های طلا در ضرابخانه وجود دارد، سررسیدهایی که ظرفیت آنها پر می‌شود، متوقف خواهد شد.

بر این اساس تا امروز همزمان با دوم اردیبهشت ماه پیش فروش سکه در سر رسید یک ماهه و سه ماهه متوقف بوده و سایر سر رسیدها برقرار است. نرخ ها در سر رسیدها از این قرار است که سکه تحویل یک ماهه یک میلیون و ۵۹۰ هزار تومان، سه ماهه یک میلیون و ۵۴۰ هزار تومان، شش ماهه یک میلیون و ۴۷۵ هزار تومان، نه ماهه یک میلیون و ۴۱۰ هزار تومان، یک ساله یک میلیون و۳۵۰ هزار تومان، ۱۸ ماهه یک میلیون و ۲۴۵ هزار تومان و ۲۴ ماهه یک میلیون و ۱۱۶ هزار تومان.

پیش فروش سکه طرحی است که بانک مرکزی از بهمن ماه سال گذشته در قالب بسته سیاستی خود برای کنترل بازار ارز و هدایت نقدینگی به سمت شبکه بانکی به اجرا درآورد. در ابتدای امر فروش قطعی نبود و در دو سررسید شش ماهه و یک ساله برگزار شد که در زمان خرید یک میلیون دریافت و مابقی در هنگام تحویل بر اساس نرخ روز تسویه می‌شد. سود خریدار از محل تخفیف چهار درصدی به سر رسید شش ماهه و ۹ درصدی در یکساله پرداخت می‌شد که با استقبالی همراه نبود. در کمتر از سه هفته شرایط تغییر کرد و فروش قطعی شد با سر رسید شش ماهه با نرخ یک میلیون و ۳۰۰ هزار تومان و یکساله با یک میلیون و ۴۰۰ هزار تومان. این نرخ‌ها در ادامه تغییر و سر رسیدهای جدید بعد از یکسان سازی نرخ ارز ( ۲۰ فروردین) اضافه شد.

 

اخبار منابع آگاه حاکی از این است که سعید مرتضوی بازداشت و به زندان معرفی شده است.

 در پی پیگیری‎ها برای اطلاع از آخرین وضعیت سعید مرتضوی دادستان سابق تهران که حکم جلب وی پیش از این صادر شده و اخیرا اخبار ضد و نقیصی مبنی بر فرار وی از گذراندن دوران محکومیت منتشر شده بود، منابع آگاه تایید کردند که وی در یکی از استان های شمالی دستگیر و به زندان معرفی شده است.

مرتضوی در دو پرونده مطرح با عناوین «کهریزک» و «تامین اجتماعی» دارای اتهامات متعدد است؛ البته پرونده وی در خصوص سازمان تامین اجتماعی دو بخش دارد. پرونده نخست در رابطه با حادثه کهریزک و پیرامون قتل‌هایی بود که شکات خصوصی شکایت کردند، دادگاه قتل عمد تشخیص داد و مباشرین را محکوم کرد، اما چون رضایت دادند، قصاص انجام نشد و از باب جنبه عمومی تحمل کیفر کردند.

مرتضوی در این پرونده به معاونت در قتل عمد متهم شد و نهایتا دادگاه بدوی وی را به 5 سال حبس محکوم کرد و شعبه 22 دادگاه تجدیدنظر به دلیل اظهار ندامت وی، حکم حبس را به دو سال تقلیل داد.

براساس این  گزارش، سخنگوی قوه قضاییه در حاشیه نشستی دانشجویی در مشهد در تاریخ 22 فروردین ماه درباره آخرین وضعیت پرونده سعید مرتضوی گفته بود: حکم جلبش صادر شده، اما گیرش نیاورده‌اند، حالا نمی‌دانم چطور است.

 

 

به گزارش چاپ و نشر به نقل از عصر ایران در جلسه هم اندیشی شورای شهر تهران تاکید شد؛ این اسامی فارغ از اعلام آمادگی افراد پیشنهاد شده و مسئولیت آن با پیشنهاد دهندگان است.

فهرست پیشنهادی از قرار زیر است:

۱-افشانی، ۲-علی اوسط هاشمی، ۳- انصاری لاری، ۴- مرتضی بانک، ۵- بیطرف، ۶- پنجه فولادگران، ۷- تبادار، ۸- ترک نژاد، ۹- تقی زاده، ۱۰- تندگویان،  ۱۱- محمود حجتی، ۱۲- سید محمود حسینی، ۱۳- حقانی، ۱۴- حناچی، ۱۵- خواجه نصیر، ۱۶- مصطفی سلیمی، ۱۷- عارف، ۱۸- فرشید گلزاری، ۱۹- حسینی مکارم، ۲۰- مهرعلیزاده، ۲۱- مقیمی، ۲۲- مناف هاشمی ۲۳-حجت اله میرزایی، ۲۴-سید جعفر موسوی، ۲۵- رضا ویسه، ۲۶- مرعشی، ۲۷- واعظ مهدوی و ۲۸- محسن هاشمی

 

عباس شیردل با اشاره به بسته‌بندی جدید صنایع دستی اظهار داشت: در حوزه بسته‌بندی کالاهای صنایع دستی همواره از سوی گردشگران داخلی و خارجی انتقادهایی به تولیدکنندگان و فروشندگان صنایع دستی منعکس می‌شد، به همین اتحادیه تصمیم بر طراحی نوعی بسته‌بندی بومی گرفت.

وی با اشاره به رونمایی از این بسته‌بندی جدید در اصفهان گفت: در بسته‌بندی جدید در نظر گرفته شده برای صنایع دستی اصفهان، از پارچه قلمکار و المان‌های بومی اصفهان استفاده شده است.

رئیس اتحادیه صنایع دستی اصفهان با اشاره به ایجاد تحولی نو در زمینه ارائه صنایع دستی به گردشگران داخلی و خارجی گفت: با توجه به نوسانات قیمت ارز و هزینه بالای بسته‌بندی صنایع دستی، تصمیم گرفته شد که این بسته‌بندی از مواد اولیه تولید داخل ساخته شود.

وی افزود: این بسته‌بندی جدید همزمان با افتتاحیه اتحادیه صنایع دستی اصفهان در نمایشگاه صنایع دستی با حضور تولیدکنندگان و فروشندگان رونمایی می‌شود.

تا افتتاح سی‌و یکمین نمایشگاه کتاب تهران کمتر از ۱۰ روز باقی مانده است؛ نمایشگاهی که چشم بسیاری از اهالی نشر به‌ویژه ناشران نوپا به آن دوخته شده، تا در سایه این رویداد سالانه رونقی به اقتصاد متزلزل خود بدهند. امسال اما ناشران با چالش‌های جدیدی مواجهند. ازآنجا که اغلب کاغذ مصرفی کشور از نوع خارجی و وارداتی است، افزایش ناگهانی قیمت دلار در مقابل پول ملی، موجب شده هزینه اولیه چاپ کتاب افزایش زیادی یابد که همین موضوع به صورت مستقیم و غیرمستقیم بر قیمت نهایی کتاب تاثیر خواهد گذاشت. از آنجا که در جامعه ما کالاهای فرهنگی در رده‌های انتهایی فهرست خرید خانواده‌هاست، ناشران از عواقب این افزایش قیمت و کاهش خرید در بازار مخصوصا نمایشگاه کتاب بیمناکند. این نگرانی وقتی بیشتر می‌شود که طبق سنت هر سال بسیاری از ناشران دو ماه مانده به شروع نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران، سفارش‌های خود را به چاپخانه‌ها می‌سپارند و خود را برای حضور در این رویداد بزرگ فرهنگی آماده می‌کنند. در نخستین واکنش‌ها، برخی ناشران به کاهش تعداد عناوین خود یا کاهش تیراژ کتاب‌ها روی آورده‌اند که در دراز مدت موجب تاثیرات زیان‌باری بر اقتصاد نشر خواهد بود.

افزایش قیمت کاغذ

گرانی‌ در حوزه مواد اولیه به شب عید اختصاص داشت؛ زیرا معمولا در این ماه همه کالاها گران می‌شود و قیمت‌ها بالا می‌رود و بعد از عید آرامش بر بازار حکمفرما می‌شود؛ اما امسال این رویه برعکس بود و نه تنها آرامشی در بازار دیده نمی‌شود، بلکه قیمت کاغذ حدود ۱۰ درصد افزایش پیدا کرده است. بهروز عطایی، مدیرمسوول انتشارات عطایی ناشر کتاب‌های عمومی درگفت‌وگو با خبرگزاری کتاب ایران با توضیح این فرآیند عنوان می‌کند: ما بخشی از خریدهای خود را به اجبار در شب عید انجام دادیم؛ اما شاید جالب باشد بدانید که قیمت‌‌های امروز بازار آنقدر افزایش داشته است که از نرخ شب عید هم بیشتر شده است و نمی‌توانیم همان میزان کاغذ را به قیمت شب عید هم خریداری کنیم. این موضوع البته فقط به کاغذ اختصاص ندارد، بلکه شامل مقوا و زینک هم می‌شود.

عطایی با اشاره به افزایش دستمزد خدمات چاپ، لیتوگرافی و صحافی نیز توضیح داد: به دنبال افزایش قیمت دستمزدها و تورمی که در بازار ایجاد شده است ما شاهد بالا رفتن دیگر هزینه‌های خدماتی هم شده‌ایم و به همین دلیل مجبور شدیم حدود ۱۰ تا ۲۰ درصد قیمت‌ کتاب‌های تازه منتشر شده خود را که برخی از آنها در نمایشگاه ارائه می‌شوند، افزایش دهیم. یکی دیگر از ناشرانی که در بحران افزایش قیمت‌ها نتوانسته است هزینه‌های خود را پوشش دهد، ‌سید رفیع احمد جواهری، مدیر انتشارات ابوعطا است. او با بیان اینکه تاثیر گرانی ۱۰۰ درصدی کاغذ، موجب افزایش قیمت ۲۵ درصدی پشت جلد کتاب می‌شود، گفت: عوامل دیگری مانند چاپ و مرکب، صحافی، خدمات و دستمزد، افزایش حقوق کارمندان، کرایه انبار و... هر یک به صورت جداگانه بر قیمت کتاب تاثیر دارد.

 وی ادامه داد: برای نمایشگاه پیش رو، کتاب‌های انتشارات ما با قیمت‌های جدید ۱۰ تا ۳۰ درصد گران‌تر شده است؛ زیرا پارامترهایی برای تعیین قیمت نهایی وجود دارد که وقتی در جدول می‌گذاریم برای کتاب رنگی با کاغذ گلاسه و چاپ چهار رنگ یک قیمت و برای کتاب‌های تک‌رنگ افزایش کمتری را شاهد هستیم. جواهری با بیان اینکه در کشور ما افزایش قیمت‌ها روی مواد غذایی ۲۰ درصد و در حوزه فرهنگ ۶۰ درصد است، یادآور شد: تبعات این موضوع در حوزه نشر عموما گسترده است و ما برای اینکه قیمت‌گذاری در ایران از پایین محاسبه می‌شود و عوامل مختلفی مثل هزینه مواد اولیه، هزینه انبار، اجاره‌بهای ملک، دستمزدها و... در آن تاثیرگذار است، در یک دوره زمانی کل هزینه‌ها دو و نیم برابر می‌شد و قیمت کتاب به دست می‌آمد؛ اما الان از سه و نیم تا پنج برابر محاسبه می‌شود.

مواجهه ناشران با گرانی کاغذ

مدیر انتشارات ابوعطا درباره عکس‌العمل ناشران در مواجهه با گرانی کاغذ در پی افزایش قیمت دلار عنوان می‌کند: برای اینکه بتوانیم هزینه‌های خود را کنترل کنیم مجبور می‌شویم تیراژ کتاب‌هایمان را کاهش دهیم تا بتوانیم کتاب تولید کنیم. در این میان، ‌همه فکر می‌کنند کتابخوان کم شده درحالی‌که نقدینگی کم شده است و تیراژ ‍۵ هزار به سه هزار و سه هزار به هزار نسخه رسید و به مرور کاهش پیدا کرده است. جواهری با تفاوت هزینه‌های اولیه کتاب در ایران و کشورهای پیشرفته می‌گوید: قیمت پشت جلد کتاب در آمریکا سیزده برابر و در اروپا ۱۰ برابر هزینه محاسبه می‌شود و به همین دلیل است که کتاب‌ها خیلی گران‌ترند و کتاب‌های ایرانی در مقایسه با کتاب‌های بین‌المللی قیمت پایین‌تری دارند. البته درصد تخفیف کتاب به کتابفروشان در اروپا بین ۳۷ تا ۴۳ درصد و در ایران حدود ۲۰ تا ۲۵ درصد است.

ناشران دست‌به عصا می‌شوند

افزایش قیمت منحصر به کتاب‌های داستان و عمومی نمی‌شود، بلکه بسیاری از ناشران آثار تخصصی و فنی نیز با چنین مشکلاتی دست به گریبانند. محمدحسین زارع، مدیر انتشارات نص ناشر کتاب‌های فنی ـ مهندسی است که خود را برای حضور در سی و یکمین جشن کتاب آماده می‌کند.او نیز با اشاره به افزایش قیمت ملزومات حوزه چاپ و نشر می‌گوید: غیر از گرانی‌های بازار کاغذ ما برای برخی کتاب‌های خود که به سلفون نیاز دارند نیز با مشکل روبه‌رو بودیم و این حوزه حدود ۱۰ تا ۱۵ درصد افزایش قیمت داشت که نسبت به سال‌های گذشته خیلی بالا بود، از سوی دیگر قبلا هزینه‌ها را به صورت چکی پرداخت می‌کردیم؛ اما فروشندگان امروز فقط پول نقد دریافت می‌کنند.

وی با بیان اینکه مهم‌ترین مساله در بخش کتاب کاغذ است، ادامه می‌دهد: معمولا هزینه‌های کاغذ در کتاب درصد بیشتری از دیگر عوامل مختلف مثل چاپ را شامل می‌شود و افزایش قیمت‌ها در این حوزه به حدی زیاد است که نمی‌دانیم باید با کدام یک خود را وفق بدهیم. زارع توضیح می‌دهد: هر بند کاغذ را ۱۰۲ تا ۱۰۶ هزار تومان خریداری می‌کردیم که بعد از عید به ۱۱۰ هزار تومان تا ۱۲۳ هزار تومان رسید و امروز حتی به ۱۳۰ هزار تومان هم رسیده است و این تغییرات آنقدر بالا است که در محاسبات نهایی و درج در شناسنامه کتاب به مشکل برخورده‌ایم. وی می‌افزاید:‌ درج قیمت در پشت جلد یا شناسنامه کتاب‌ها مثل صفحه اول روزنامه شده است و تا آخرین لحظه‌ چاپ، شناسنامه کتاب را نگه می‌داریم. البته ما در مجموعه خود تلاش می‌کنیم قیمت‌های خود را خیلی افزایش ندهیم و هزینه معتدل و متناسبی را در نظر بگیریم اما زمانی که هزینه‌ها بالا می‌روند ما مجبور می‌شویم که از چاپ یکسری از کتاب‌های خود منصرف شویم.

خطر کاهش مخاطب

هادی شریفیان، مدیر تولید انتشارات شب‌قره نیز با بیان اینکه افزایش قیمت کتاب به کاهش دایره مخاطبان در آینده نزدیک منجر می‌شود، معتقد است: این ریزش مخاطبان به دنبال کاهش تیراژ کتاب‌ها است که ناشران مجبور می‌شوند برای پوشش برخی از هزینه‌ها انجام دهند؛ زیرا فعالیت یک ناشر در گام نخست کار فرهنگی و سپس اقتصادی است؛ ولی زمانی که کتابی در هزار نسخه منتشر می‌شود و به‌دلیل افزایش قیمت نمی‌توانیم همه آن را بفروشیم طبیعتا دایره مخاطبان کاهش پیدا می‌کند و باید این موضوع را در نظر داشته باشیم که صنعت نشر کشور ما جثه‌ای نحیف دارد و فشارهای مضاعف بر آن موجب خواهد شد که در آینده‌ای نزدیک یکسری از ناشران از وسط میدان به کنار بروند و حذف شوند یا کم‌کاری را ترجیح دهند وی یادآور می‌شود:‌ برای اینکه تا حدودی مخاطب داشته باشیم، از سود خود کم  کردیم و به صورت سر به سر هزینه‌های خود را کاهش دادیم تا در نمایشگاه کتاب خیلی افزایش قیمت نداشته باشیم؛ زیرا معتقدیم بسیاری از مراجعه‌کنندگان از مکان‌های دور به نمایشگاه کتاب می‌آیند تا کتاب ارزان‌تر و با تخفیف خریداری کنند، اما این نکته را هم بگویم که بسیاری از ناشران این کار را نمی‌کنند و اگر اوضاع قیمت‌ها به همین منوال بماند ناگزیر هستیم افزایش قیمت داشته باشیم.

عضو هیأت نمایندگان اتاق بازرگانی ایران تصریح کرد که تاکنون هیچ واردکننده‌ای نتوانسته است با دلار ۴۲۰۰ تومانی ثبت سفارش کند و ادامه این روند باعث خواهد شد قیمت‌ها در بازار غیررسمی به شکل فزاینده‌ای افزایش یابد.

بیش از ۱۰ روز از اجرای سیاست‌های جدید ارزی دولت می‌گذرد که بر اساس آن دلار با قیمت ۴۲۰۰ تومان تک‌نرخی شده و بر اساس آنچه بانک مرکزی اعلام کرده، دلار ۴۲۰۰ تومانی فقط به متقاضیان قانونی از جمله واردکنندگان و صادرکنندگان ارائه می‌شود. اما محمدحسین برخوردار، عضو هیأت نمایندگان اتاق بازرگانی ایران در این باره اظهار کرد: تاکنون هیچ واردکننده‌ای نتوانسته با دلار ۴۲۰۰ تومانی ثبت سفارش کند.

وی گفت: هنوز گشایشی در این زمینه ایجاد نشده و ثبت سفارشی با دلار ۴۲۰۰ تومانی صورت نگرفته است.

عضو هیأت نمایندگان اتاق بازرگانی درباره موانع این کار گفت: احتمالا مسئولان دولتی و بانکی می‌خواهند دستورالعمل‌هایی را مجددا تعیین کنند؛ چون به علت محدودیت ارزی مجبور هستند کنترل‌های بیشتری در ثبت سفارش‌ها انجام دهند و به خاطر همین، این روند طولانی شده است. امیدوارم این مسأله زودتر حل شود، چون هرچه بیشتر طول بکشد، روی بازار هم اثر می‌گذارد.

برخوردار تصریح کرد:‌ در حال حاضر، قیمت‌ها در بازار به صورت فزاینده در حال افزایش است که این اتفاق مثبت نیست و بازار غیررسمی برای دلار شکل می‌گیرد. دانشجویانی هستند که در کشورهای دیگر پول لازم دارند، برخی فعالان اقتصادی هم قبلا سفارش‌هایی داشته‌اند و درصدهای بالایی پول داده‌اند و اکنون بارشان آمده؛ دستورالعمل‌ها برای فعالان اقتصادی شفاف نیست.

این کارشناس اقتصادی گفت:‌ به نظر می‌رسد دولت روی دستورالعمل‌های جدید فکر می‌کند ولی باید ثبت سفارش‌ها زودتر باز شود. در این مدت کسانی هم که نیاز فوری به ارز داشته‌اند -مثل دانشجویان و مسافران- هم نتوانستند ارز تهیه کنند. به نظر می‌رسد این وضعیت فعلا ادامه‌دار خواهد بود.

وی یادآور شد: بانک جهانی اعلام کرده که سال گذشته میلادی حدود ۳۰ میلیارد دلار ارز از ایران خارج شده است. این پول کمی نبوده است. دولت نتوانسته جلوی آن را بگیرد و امروز هم دولت با کمبود منابع روبرو است. باید مشخص شود که این خروج سرمایه از سوی چه کسانی صورت گرفته است.

گردشگران خارجی که در ایران نمی‌توانند از کارت‌های اعتباری خودشان استفاده کنند، فروش ارز در صرافی‌ها هم که این روزها ممنوع شده، بانک‌ها هم که کار آن‌ها را راه نمی‌اندازند، پس تکلیف گردشگری که به ایران سفر کرده چه می‌شود؟

پس از انتقادهای تشکل‌های گردشگری به وضعیت بازار ارز و جو روانی موجود و تبعات آن که صنعت گردشگری را به واسطه تحدید معامله‌های ارزی و سفرهای خارجی به مخاطره انداخته، این بار نوبت به اعتراض قشری رسیده که گمان می‌رود از گران شدن ارز سود برده و در ازای هر دلار و یورویی که در ایران تبدیل کرده پول زیادی نصیبش شده و سفر و زندگی ارزانی را در کشوری که هر لحظه دچار نوسانات نرخ ارز شده بود، تجربه کرده است، اما حالا همین گروه که اتفاقا در صادرات ارزی نقش مستقیمی دارند انگار فراموش شده‌اند!

بابک نعمت‌پور ـ راهنمای رسمی سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری ـ به چالش اخیر گردشگری پس از ابلاغ مصوبه یکسان‌سازی نرخ ارز از سوی دولت و بانک مرکزی اشاره کرد که همزمان با آغاز فصل سفر گردشگران خارجی به ایران بروز کرده و مورد غفلت واقع شده است و در این‌باره گفت: گردشگر خارجی که به ایران سفر می‌کند نمی‌تواند از کارت‌های اعتباری خود استفاده کند و به ناچار باید پول نقد همراه بیاورد که معمولا حمل چند هزار دلار و یا یورو در جریان سفر ریسک بالایی دارد و ممکن است جان گردشگر را به خطر اندازد، برای همین بیشتر آن‌ها به محض ورود به ایران پول خود را به ریال تبدیل می‌کنند، امکانی که پس از مصوبه اخیر بانک مرکزی و ممنوع الفروش شدن صرافی‌ها از این گردشگران گرفته شده و کسی هم به آن توجه نکرده است.

وی افزود: این مشکل درست زمانی بروز کرده که فصل سفر گردشگران خارجی به ایران آغاز شده است. تمام صرافی‌هایی که قبلا گروه‌های گردشگری در آنجا پول خود را تبدیل می‌کردند به خاطر ممنوعیت‌های تازه، از فروش ارز خودداری می‌کنند و خارجی ها را به بانک ارجاع می‌دهند، بانک هم می‌گوید دستورالعملی در این باره ندارد و دوباره به صرافی ارجاع می‌دهد. وضع موجود، گردشگران خارجی را سردرگم کرده است، بدتر آن که پاسخی هم برای این وضعیت وجود ندارد.

او اضافه کرد: قبلا کار برای ما ساده‌تر بود، یکسری صراف مطمئن را درنظر می‌گرفتیم و گردشگر پول مورد نیازش را همانجا تبدیل می‌کرد. به هر حال او پول ایرانی نیاز دارد، خرید روزانه دارد، می‌خواهد آب بخرد، رستوران برود و یا اصلا گُم می‌شود و باید خودش را به هتل برساند، اما حالا کار ما راهنماها این شده که تمام روز وقت بگذاریم و یک صرافی پیدا کنیم که مجاز باشد و ارز بفروشد. من برای گروه کوچکم پس از کلی جست و جو یک صرافی پیدا کردم که یورو را ۵۱۵۰ تومان و دلار را ۴۰۵۰ تومان از گردشگر خرید.

این راهنمای گردشگری اظهار کرد: وضعیت طوری شده که برخی از ایرانی‌ها که قصد سفر خارج دارند با گردشگران خارجی که به ایران آمده‌اند، معاوضه ارزی می‌کنند، حالا اگر یکی دو گردشگر باشد می‌توان مشکل را به این شکل، حل و پول مورد نیازش را تامین کرد، اما مشکل یک اتوبوس گردشگر را چطور باید حل کنیم.

نعمت‌پور گفت: به نظر می‌رسد هیچ متولی و دستورالعملی برای حل این مشکل وجود ندارد، در مصوبه‌ها و اطلاعیه‌ها مشخص نشده اتباع خارجی از کجا باید پول ایرانی مورد نیاز خود را تهیه کنند که این مشکل بزرگی را برای راهنماهای تور و گردشگران خارجی به‌وجود آورده است.

بانک مرکزی از زمان اعلام سیاست ارزی تا کنون ۱۱ اطلاعیه با عنوان «یکسان‌سازی نرخ ارز» براساس تصمیم‌ها و مصوبه‌های دولت منتشر کرده که با وجود تعیین «ضوابط مربوط به تامین ارز برای مسافران به خارج از کشور»، اما به شرایط تامین ارز گردشگران خارجی که به ایران سفر می‌کنند و همچنین شرکت‌های گردشگری که به گردشگران در داخل و خارج از کشور خدمات می‌فروشند، هیچ اشاره‌ای نکرده است.

در این اطلاعیه‌ها صراحتا اعلام شده؛ «تمام صرافی ‌ها تا اطلاع ثانوی مجاز به خرید و فروش اسکناس به صورت فیزیکی نبوده و این امر از طریق بانک‌ها انجام خواهد شد»، درحالیکه مسافران خارج و خارجی‌هایی که به ایران آمده‌اند در گزارش هایی اعلام کرده‌اند؛ بسیاری از بانک‌ها ارز مورد نیاز مسافر را تامین نمی‌کنند و برخی شعب بانک‌ها در فرودگاه ها در ساعت اوج ورود و خروج مسافران، اعلام می‌کنند؛ «ارز (دلار، یورو، ریال) تمام شده است.»

با ممنوع الفروش شدن صرافی‌ها، برخی هتل‌ها دست به کار شده‌اند و وظیفه تبدیل ارز مسافر خارجی به ریال را با قیمت‌های متفاوت به عهده گرفته‌اند. برخی راهنماها و آژانس‌های گردشگری نیز گزارش داده‌اند؛ صرافی هایی هستند که مخفیانه ارز (دلار، یورو و ریال) مورد نیاز  گردشگر  و مسافر را تامین می‌کنند، اما با شرایط و قیمت خودشان.

نزدیک به نیم قرن از زمانی که اولین اصول بازاریابی تدوین شد، می‌گذرد. این اصول که توسط فیلیپ کاتلر معرفی شدند، ذهنیت میلیون‌ها بازاریاب در سراسر جهان را تحت تاثیر قرار دادند. اما آیا صنعت بازاریابی به همین شکل باقی خواهد ماند؟

بازاریابی قبل از کاتلر مفهومی نداشت، این کاتلر بود که اقتصاد، علوم اجتماعی و مفاهیم کسب‌وکاری را با بازاریابی ترکیب کرد و بینش متفاوت‌تری را برای بازاریابان به ارمغان آورد. اما اکنون زمان آن فرا رسیده که فراتر از یافته‌های کاتلر عمل کنیم. بازاریابی در دهه‌ی آینده با یک تحول استراتژیک مواجه خواهد شد. تحولی که همه‌ی ما را مجبور خواهد کرد تا متفاوت‌تر فکر کرده و متفاوت‌تر عمل کنیم.

در ادامه راهنمایی کوچکی از آن‌چه که بازاریابان در سال‌های آینده باید انجام دهند، آورده شده است:

پیغام‌های تبلیغاتی به تجربه‌های واقعی تغییر پیدا خواهند کرد

هر چند ما امروز می‌توانیم از پیغام‌ها و پیشنهادهای متنوع برای جلب توجه مشتریانمان استفاده کنیم ولی این شرایط زیاد طول نخواهد کشید. به زودی ما مجبور خواهیم شد تمرکز خودمان را به جای جلب توجه مشتریان احتمالی بر روی نگه‌ داشتن توجه مشتریان فعلی‌مان متمرکز کنیم.

از بازاریابی منطقی به سمت بازاریابی احساسی حرکت خواهیم کرد

در دهه‌های گذشته، ما بر این باور بودیم که اگر عقلانیت مشتریان‌مان را هدف قرار دهیم، به نتایج بسیار مطلوبی دست پیدا خواهیم کرد. اما در کمال ناباوری می‌بینیم که انسان‌ها موجوداتی عاطفی هستند و توجه بر عقلانیت صرف به هیچ‌وجه کافی نیست.

برنامه‌ریزی استراتژیک جای خود را به استراتژی‌های تطبیقی خواهد داد

ما همواره از جامعه‌های آماری کوچک برای ساخت تصمیمات بزرگ استفاده کرده‌ایم. متاسفانه این جامعه‌های آماری کوچک ما را دچار اشتباهات بسیار بزرگی کرده‌اند. اما امروزه ورق برگشته است، در آینده‌ای بسیار نزدیک بزرگ‌داده‌ها ما را قادر خواهند ساخت تا از تجزیه تحلیل داده‌های انبوه برای تصمیمات کوچک‌تر بهره‌برداری کنیم. بزرگ داده ها صنعت بازاریابی را دگرگون خواهند کرد.

دیگر خبری از پیش‌بینی‌های احتمالی و خطای انسانی نیست

هوش مصنوعی و یادگیری ماشین به بازاریابی نیز نفوذ خواهد کرد، به جای پیش‌بینی‌ها، استدلال‌های انسانی و جلسات بسیار طولانی در اتاق‌های کنفرانس، ما با محیط‌های شبیه‌سازی شده از داده‌های دنیای واقعی مواجه خواهیم شد. محیط‌هایی که به ما امکان تصمیم‌گیری‌های موثرتر با خطای بسیار کمتری را خواهند داد.

در سال‌های آتی از برندها به سمت بسترها حرکت خواهیم کرد

در قرن بیستم کسب‌وکارها به دنبال کسب مزیت رقابتی از طریق بهبود کارایی و کیفیت محصولات خود بوده‌اند. اما دیگر خبری از بازارهای انحصاری و مشتریان کم‌توقع نیست. کسب‌وکارها می‌بایست قلمرو خود را بسازند و دارایی‌های خود را گسترش دهند.

تکنولوژی‌ها و فناوری‌های دیجیتال بازاریابان را مجبور کرده‌اند که رویکرد سنتی خود را تغییر دهند. اکنون کسب‌وکارها نیاز به دارایی‌های جذاب، کاربردی و ارزشمند دارند. در واقع کسب‌وکارها باید از برند شدن به سمت ایجاد بستری برای مشتری تغییر پیدا کنند. اما بستر چیست و چگونه می‌توان یک بستر خوب ایجاد کرد؟

پلتفرم یا بسترها ساختارهای فیزیکی هستند که می‌توانند همه چیز را داخل خود نگه دارند. اگرچه پلتفرم به معنی اسناد و مدارک نیز مورد استفاده قرار می‌گیرد، اما پلتفرم در عصر دیجیتال همان ساختار فیزیکی(اما مبتنی بر تکنولوژی) است. موفق‌ترین کسب‌وکارها در سال‌های آینده فضای دیجیتالی مخصوص و جذاب خود را ساخته و مردم مشتاقانه به سمت آن‌ها خواهند رفت. چون مردم علاقه‌ی بسیاری برای ماندن در این بسترهای دیجیتالی دارند، نام آن را پلتفرم نهاده‌اند.

ایربی‌ان‌بی، اوبر و یا اسنپ نمونه‌هایی از کسب‌‌وکارهایی هستند که بسترهای منحصربه‌فرد خود را در نقاط مختلف جهان راه‌اندازی کرده‌اند. این‌ها استارت‌آپ‌هایی هستند که انقلاب‌های بزرگی در صنایع مختلف به وجود آورده‌اند.

اما آیا یک کسب‌وکار سنتی هم می‌تواند بستر مخصوص خود را بسازد؟ بله، جنرال‌الکتریک نمونه‌ی بارزی از یک کسب‌وکار قدیمی است که با ترکیب محصولات خود با اینترنت اشیا در حال ساخت یک تحول بزرگ است. مدیرعامل این شرکت معتقد است جنرال الکتریک تا سال ۲۰۲۰ جزو ۱۰ شرکت برتر جهان در تولید نرم‌افزار خواهد بود. پس شما هم می‌توانید بستر منحصربه‌فرد خود را داشته باشید، کافیست به قدرت اعجاب‌انگیز تکنولوژی باور داشته باشید و به سمت آن حرکت کنید.

بنابراین همان‌طور که کاتلر بازاریابی را با استانداردهای کسب‌وکار آشتی داد، ما نیز باید مابین بازاریابی و تکنولوژی صلح برقرار کنیم. ما باید باور کنیم تکنولوژی چیزهایی را برای ما به ارمغان می‌آورد که حتی نمی‌توانیم تصورش را بکنیم. صنعت بازاریابی نیز از تغییرات دنیای تکنولوژی در امان نخواهند ماند.

بهروز قزلباش

امروز، روز سعدی است. من در اوان کودکی با نام ماندگار سعدی در مکتبخانهی ملا رستم (خدایش بیامرزد) آشنا شدم. نام سعدی با خط نستعلیق روی کتاب شریف گلستان نقش بسته بود؛ کتاب دخترکی که در کنار من می‌نشست. روبه‎روی ملا که ترکه‏‎ی بلندی به دست داشت و آنسوی کرسی نشسته بود.

من هنوز قرآن را تمام نکرده بودم ولی او گلستان می‌خواند؛ و شب‌های جمعه به قرائت و بازخوانی قرآن مشغول بود و در بقیهی روزها، گلستان می‌خواند: «یکی را دل از دست رفته بود و ترک جان کرده و مطمح نظرش جایی خطرناک و مظنه هلاک نه لقمه‌ای که مصور شدی که به کام آید یا مرغی که به دام افتد. باری به نصیحتش گفتند: ازین خیال محال تجنب کن که خلقی هم بدین هوس که تو داری اسیرند و پای در زنجیر» تجنب از این خیال محال  بعدها ما را به خواندن سراجالقلوب و تنبیهالغافلینکشاند؛ دو کتابی که باید پس از گلستان خوانده می‌شدند. از آن همه کبکبه و دبدبه تنها مصراعی ناقص از تنبیهالغافلین روزگار در خاطرم مانده است که نوشته بود: «شطرنج و قمار و نرد،کار شیطان» و من نمی‌دانستم شطرنج و نرد اصلا چیست که کار شیطان است یا نه!

هر بار که می‌آمد این حکایت از سعدی زنده می‌شد که: «شبی یاد دارم که یاری عزیز از در در آمد چنان بیخود از جای بر جستم که چراغم به آستین کشته شد» از سرخهی دیزج که کوچیدم از دیده برفت و از دل برفتیم. همه چیز فراموش شد تا امروز که باز به قول سعدی نوبت عاشقی است یک چندی!

ابومحمّد مُشرف‌الدین مُصلح بن عبدالله بن مشرّف متخلص به سعدی (۶۹۰-۶۰۶ هجری قمری) شاعر و نویسنده پارسی‌گوی ایرانی که اهل ادب، اورا «استادِ سخن»، «پادشاهِ سخن»، «شیخِ اجلّ» و حتی به‌طور مطلق، «استاد» نامیده‌اند. او در نظامیهی بغداد که مهمترین مرکز علم و دانش جهان اسلام در آن زمان به حساب می‌آمد  تحصیل کرده است.

و پس از آن به‌عنوان خطیب به مناطق مختلفی از جمله شام و حجاز سفر کرده است. سعدی سپس به زادگاه خود، شیراز، برگشته و تا پایان عمر در آنجا اقامت گزیده است. آرامگاه وی در شیراز واقع شده‌است که به «سعدیه» معروف است.

در گلستان آمده است: «دانشمندی را دیدم به کسی مبتلا شده و رازش برملا افتاده جور فراوان بردی و تحمل بی‌کران کردی. باری به لطافتش گفتم دانم که ترا در مودت این منظور علتی و بنای محبت بر زلّتی نیست، با وجود چنین معنی لایق قدر علما نباشد خود را متهم گردانیدن و جور بیادبان بردن. گفت ای یار دست عتاب از دامن روزگارم بدار، بارها درین مصلحت که تو بینی اندیشه کردم و صبر بر جفای او سهلتر آید همی که صبر از دیدن او و حکما گویند: دل بر مجاهده نهادن آسانتر است که چشم از مشاهده برگرفتن.»

بگذریم از این ماجرا به مرور غزلی از شیخ که فرمود:

 

پیش ما رسم شکستن نبود عهد وفا را

الله الله تو فراموش مکن صحبت ما را

قیمت عشق نداند قدم صدق ندارد

سست عهدی که تحمل نکند بار جفا را

گر مخیر بکنندم به قیامت که چه خواهی

دوست ما را و همه نعمت فردوس شما را

گر سرم می‌رود از عهد تو سر بازنپیچم

تا بگویند پس از من که به سر برد وفا را

خنک آن درد که یارم به عیادت به سر آید

دردمندان به چنین درد نخواهند دوا را

باور از مات نباشد تو در آیینه نگه کن

تا بدانی که چه بودست گرفتار بلا را

از سر زلف عروسان چمن دست بدارد

به سر زلف تو گر دست رسد باد صبا را

سر انگشت تحیر بگزد عقل به دندان

چون تأمل کند این صورت انگشت نما را

آرزو می‌کندم شمع صفت پیش وجودت

که سراپای بسوزند من بی سر و پا را

چشم کوته نظران بر ورق صورت خوبان

خط همی‌بیند و عارف قلم صنع خدا را

همه را دیده به رویت نگرانست ولیکن

خودپرستان ز حقیقت نشناسند هوا را

مهربانی ز من آموز و گرم عمر نماند

به سر تربت سعدی بطلب مهرگیا را

هیچ هشیار ملامت نکند مستی ما را

قل لصاح ترک الناس من الوجد سکاری

بهروز قزلباش

«پير پيمانهکش من که روانش خوش باد/ گفت پرهيز کن از صحبت پيمان شکنان.» از کودکی، بازی با تفنگ را در میدان واقعی جنگ آغاز کرده بودیم. مسجد امام هادی(ع) و مساجد دیگر،  محل بی‌قراری‌ها و سرودخوانی‌ها و ورق زدن اوراق دفتر عشق و کتاب شهادت ما بود.

از کلاس اول راهنمایی(ششم امروز) سودای حضور در نبرد با دشمن ما را با تفنگ و باز و بسته‌کردن چشم بسته‌ی آن عادت داده بود.

بچه‌های بزرگتر از ما که در سوم راهنمایی درس می‌خواندند، کلاس درس را به پشت خاکریزها منتقل کرده بودند.گاهی دستهگلی کوچک که از کمبضاعتی جیب بچه‌های مدرسه حکایت می‌کرد، بر روی نیمکت کلاس، یعنی که جای خالی شهید مسعود محمد باقر، جای خالی شهید امانی، جای خالی شهید رحمان مرادی، جای خالی شهید سلیمان آقایی، جای خالی شهید  بهروز غلامیان، جای خالی شهید رحمتالله بهرامی، جای خالی شهید  اسدالله بهرامی، جای خالی شهید... و شهید به شهید دور ما را گل به گل یادشان در اشک‌هایمان جاری بود.

جمعه‌ای که گذشت، زیر پرچم بزرگ در بهشت زهرا (س)، محل قرار و بی‌قراری ما بود. پیشکسوتان جهاد و شهادت، که دریغِ جای خالی همکلاسی‌ها و همسنگران تکهتکه شدهیشان را آه می‌کشیدند و می‌گریستند.

عجب روزی بود.

شهید حسین هوشیار، همشاگردی و رفیق سال‌های آتش و خون، در کلاس‌های تفسیر نهجالبلاغه جوانبخت شهید، و صوت قرآن سعید قزوینیان، دفتر و کتاب منصور غلامیان و روزهای فهم کلام مولا علی(ع)، ذخیرهی معنوی آن ایام خاکستر شده را تداعی کرد. روزهای رفته، سوخته، و خاکسترشده‌ای که غبارش هنوز در دامن دلهایمان خون می‌کارد.

«با صبا در چمن لاله سحر میگفتم / که شهیدان کهاند این همه خونین کفنان» این پرسش تا عمق روح آدمی را در بهشت زهرا می‌کاود و زهر بیرون می‌آورد از آن همه حماسه، شیرینی و تبریک و تسلیتی برای نوشین شربت وصل حضرت معشوق و تلخای غیبت از شهود این عالم خاکی، که بیهوده گِرد منظومه شمسی هی دور می‌زند!

بسیاری از بچه‌های آن دوره، حالا دیگر صاحب نوه و نتیجه‌اند! نوه‌هایشان، زیر چشمی پیرمردانی را شاهدند که باید بابت ایثاری که کرده‌اند، هنوز بدهکاری‌هایشان را صاف ‎کنند.

دزدان و گردنه‌گیران خائن به آرمان ملت، مشغول چپاول و خوشگذرانی‌اند، اما این جمع و جمع‌های پریشان بسیاری در هرکجای این سرزمین بزرگ، زیر آتش نگاه‌های سنگین و پرسش‌های ناگفته و بر زبان نیامده اما مفهومِ نوه‌های خودشان، هنوز باید بسوزند و می‌سوزند.

بهار را با یاد و عطر سنگ‌هایی شروع کردیم که هرکدام نامی را در جان خود کنده بودند. عکس‌هایی رنگ و رو رفته و رنگ باخته، چونان تاریخ مبارزهشان، بر صندوقهای عمود، دیگر از حرارت تپش‌های بی‌آرام قلب‌هایشان خبری نیست.

نشانی شهدا را گم کرده بودم. جلیل حیدری اما تکتک آنها را می‌شناخت. با نام و خاطره. حتی می‌دانست که پدر و مادر کدام یکی‌شان از دنیا رفته است، یا اکنون، در چه حال و روزی به سر می‌برد. ذکر احوالاتشان دل آدمی را کباب می‌کرد و سینه‌های همین بچه‌ها را به سوز آهی آتشین می‌سوزاند و سوزاند.

نمی‌خواهم طلبکار خون کسانی باشم که خودشان تصمیم گرفتند که آگاهانه، جانشان را در طبق اخلاص بگذارند و تقدیم راه ملتشان کنند. اما دلم می‌سوزد؛ نه برای آنها که با خدا معامله کردند و بردند. برای خودم و خودمان که ماندیم تا تباه شدن و به خاکستر نشستن آرمانهایمان را داد بزنیم و بسوزیم و بسازیم.

ما نسل سوخته بی‌مدعا و ادعایی هستیم که آبرویمان را هم برای آرمانهایمان گذاشتیم. کتک خوردیم تا ملت ما کتک نخورد. گلوله خوردیم تا ملتمان گلوله نخورد. ترکش‌های گلوله‌های دشمن را به جان خریدیم، تا تن ملتمان نسوزد. آتش دشمن را با جان و دل پاسخ دادیم تا ملتمان در آسایش و امان بماند و زندگی کند.

ملت کتک خورد، گلوله خورد، و ترکش‌های دشمن هنوز بر تن و جان برخی دیگر از فرزندان این ملت، باقی است و هر روز تازه می‌شود اما پیشکسوتان جهاد و شهادت، فراموش شدند. آقایان صاحب کرسی و انواع صندلی‌های جورواجور زر و زور سکه و دلار و...حتی به قدر گزش ککی، دردشان نگرفت و نمی‌گیرد.

هر چند ما از صحبت با پیمانشکنان پرهیز نکردیم اما بدانند که چند صباح دیگر ما به کلی خاک خواهیم شد. شما خیالتان آسوده باشد. دیگر کسی حتی از این نوع کلمات هم دردش نخواهد آمد. وجدانش قلقلک نخواهد شد.آب دهانش خشک نخواهد شد و دائم می‌توانند با خیال آسوده به پرورش جلو و عقب خود ادامه دهند. لاغر کنند، چاق کنند، زن‌های جورواجور بگیرند. جوراب‌های تابهتا بپوشند و خانه‌های رنگ و وارنگشان را از حوریان زمینی آنوری‌ها و این‎وری‌ها پر و خالی کنند و به ارواح ما بخندند.

یادشان باشد.گفتیم که بهانه نداشته باشند و نگویند که نمی‌دانستم!! «اَنّ غداً مِنَ الیوْمِ قریبً... أَلَیسَ الصُّبْحُ بِقَرِیبٍ؟»