تا زمانی که وزارت ارشاد توفیقی در تحقق حالت چهارم یعنی سازماندهی و واردات کنترل شده کاغذ نداشته باشد، وضعیت موجود تغییری نخواهد کرد. درصورتی که واردات کنترل شده کاغذ با قوّت و سرعت توسط واردکنندگان حرفه‌ای و معتبر صورت گیرد، بدون شک قیمت کاغذ به نحو چشمگیری کاسته خواهد شد.

به گزارش چاپ ونشر به نقل از(ایبنا)، سید عباس حسینی‌نیک؛ مدیرمسئول انجمن فرهنگی ناشران دانشگاهی در یادداشتی که اختصاصاٌ در اختیار  ایبنا قرار گرفت، روند تاثیر کاغذ در صنعت چاپ و نشر را بررسی کرده است.

متن این یادداشت به شرح زیر است:

نقش کاغذ در حوزه فرهنگ و کتاب به گونه‌ای است که امکان مسامحه و نادیده انگاشتن برای مسئولان امر را غیرممکن ساخته است. اینکه ممکن است برای جایگزینی نوع کتاب به فضای مجازی و کتاب الکترونیک هم بیاندیشیم، هرگز پاسخ قانع کننده‌ای برای دغدغده‌های موجود نمی‌تواند باشد. کتاب الکترونیک، کتاب صوتی و مانند آن می‌توانند در کنار کتاب کاغذی مورد توجه قرار گیرند وگرنه حتی در دنیای مدرن امروز نیز کتاب کاغذی جایگاه بی‌بدیل خود را دارد.

جامعه نشر کتاب اعم از پدیدآورندگان، ناشران، توزیع‌کنندگان، کتابفروشان و خوانندگان که مخاطب ما در این موضوع هستند، بیش از 95 درصدبا کتاب کاغذی سروکار دارند. از طرف دیگر، بهای کاغذ مهمترین پارامتر اقتصادی کتاب محسوب می‌شود. طبعاً مقوا نیز به تبع کاغذ، دارای بهای متناسب با آن خواهد بود و در نهایت، گرانی کاغذ منجر به گرانی کتاب، گرانی کتاب منجر به کاهش خرید و کاهش خرید منجر به افت تیراژ می‌گردد و همه این اتفاقات منجر به نابسامانی فرهنگی به عنوان زیر ساخت توسعه کشور خواهد شد.

اما با توجه به فرضیات فوق که احتمالاً اتفاق نظر برای آنها وجود دارد، چگونه باید با موضوع کاغذ برخورد شود؟ در پاسخ باید گفت متأسفانه سال‌هاست تولید کاغذ تحریر در کشور حمایت و مدیریت نشده و امروز شاهد آن هستیم که چند کارخانه‌ای که در سابق کاغذ تولید می‌کرده‌‌اند، امروز به دلایل مختلف لااقل به تولید کاغذ تحریر اشتغال ندارند! در این مقال فرصتی برای تحلیل وضعیت کارخانجات تولیدی کاغذ نیست. خوب، در وضعیتی که تقریباً همه کاغذ تحریر برای انتشار کتاب از خارج وارد می‌شود، بدیهی است که نیازمند ارز و تمهیدات لازم برای واردات و امور گمرکی هستیم.

بهای ارز در حالت چند نرخی مهمترین عامل تعیین کالای وارداتی بوده و بدون شک بهای واقعی ارز در صورت تک نرخی بودن، مهمترین شاخص اقتصاد آزاد در شرایط طبیعی است. اما کالاهایی وجود دارند که در شرایط بحرانی و غیر طبیعی باید از ارز ارزان‌تر استفاده کرده و وارد شوند مانند کالاهای اساسی، دارویی و بهداشتی. طبعاً جامعه‌ای که برای فرهنگ نیز اهمیت قائل است، کاغذ را نیز جزو کالاهای اساسی به حساب می‌آورد.

خوشبختانه با تلاش وزیر محترم فرهنگ و ارشاد اسلامی شاهد این اتفاق خوب هستیم. ما اهالی فرهنگ باید از این تلاش و تدبیر ، نه تنها حمایت که ممنون هم باشیم. بدیهی است اگر کاغذ با ارز دولتی یا مبادله‌ای که نصف ارز نیمایی و ثلث ارز آزاد است دارای قیمت موجود است، چنانچه مبنای ارزی آن تغییر کند، به همان نسبت گران‌تر خواهد شد.  بهای کاغذ با ارز دولتی یا مبادله‌ای حدود 120 هزار تومان، با ارز نیمایی بیش از 200 هزار تومان و با ارز آزاد بیش از 300 هزار تومان خواهد بود.

مسئله دیگر آن است که وقتی در زیر چتر حمایتی ارز مبادله ای یا دولتی هستیم، دولت باید ارز مورد نیاز را تأمین کند اما زمانی که به مشمولان ارز نیمایی پیوستیم، باید در صف متقاضیان انبوه این ارز بایستیم و عملاً از اینجا رانده و از آنجا مانده خواهیم شد.

آیا بی توجهی به این مسئله مهم طبیعی است؟ دولت تلاش کند تا ارز دولتی اختصاص دهد ولی عده ای بگویند لازم نیست؟!  این فرار رو به جلو برای من مفهوم نیست. خودکشی کردن از ترس وقوع حادثه ای هرچند سهمگین، عقلانی نمی تواند باشد. ما باید تلاش کنیم و دولت و مسئولان ارشاد را کمک نماییم تا برای واردات کاغذ، ارز مبادله ای اختصاص یابد اما اینکه چه باید کرد تا شاهد افزایش قیمت کاغذ و ایجاد رانت برای عده ای نباشیم، بحث دیگری است.

بدون شک هر یارانه ای به دنبالش فساد هم وجود دارد اما نباید فراموش کرد که یارانه مربوط به شرایط اضطراری است و فقط در این شرایط است که باید به آن تن داد و تلاش کرد تا از فساد آن کاست. در فرایند واردات کاغذ، دو نوع فساد مستتر است، اول آنکه ارز دولتی را به افرادی اختصاص دهند که به نام کاغذ، کالاهای دیگر وارد کرده و یا به کسانی ارز بدهند که تخصص و سابقه ای در واردات کاغذ نداشته باشند.

دومین مورد فساد، واردات کاغذ با ارز دولتی و فروش با قیمت معادل ارز آزاد یا نیمایی است. این فساد به دلیل تغییر وضعیت بازار از حالت طبیعی به شرایط موجود، لاینحل باقی مانده است. بدون شک کسانی که قبل از چندنرخی شدن ارز، اقدام به واردات کاغذ کرده‌اند، امروز باید مجاز باشند تا کالایشان را به قیمت روز بازار بفروشند ولیکن کسانی که از ارز دولتی استفاده کرده و کاغذ وارد نموده‌اند، حق ندارند کاغذ را به قیمت آزاد عرضه کنند.

در موضوع واردات کاغذ چند حالت وجود دارد:

حالت اول: وارد کننده در دوره قبل از چند نرخی ارز، اقدام به واردات کاغذ کرده است. اگرچه ممکن است این کاغذها مقدارشان امروز زیاد نباشد اما مجازند کاغذشان را به قیمت روز بازار بفروشند.

حالت دوم: کسانی که به اسم واردات کاغذ، ارز دولتی گرفته‌اند و کاغذ وارد نکرده‌اند. این افراد باید مورد تعقیب قضایی قرار گیرند.

حالت سوم: واردکنندگان کاغذی که از ارز دولتی یا مبادله‌ای استفاده کرده و کاغذ وارد کرده‌اند و امروز حاضر به عرضه کاغدهای خود با قیمت معادل ارز دولتی نیستند. متأسفانه این افراد تعدادشان کم نیست و مقدار کاغذ وارداتی آن‌ها نیز قابل توجه بوده و در انبارها موجود است. بعضی از این افراد در شرایط سخت تعزیراتی حاضر شده‌اند تا کاغذهای خود را با قیمت متناسب با ارز دولتی در اختیار ارشاد قرار داده تا بین ناشران توزیع گردد.

حالت چهارم: وارد کنندگانی که مورد تأیید وزارت ارشاد هستند و با دادن تضمین اقدام به واردات کاغذ با ارز دولتی کرده و توافق کرده‌اند که کاغذهای خود را با قیمت مورد تأیید سازمان حمایت از مصرف‌کنندگان در اختیار ارشاد و ناشران قرار دهند.

 

به نظر می رسد هدف و برنامه اصلی کارگروه کاغذ در وزارت ارشاد، تحقق حالت چهارم بوده و لیکن ظاهراً توفیق چندانی در این خصوص حاصل نگردیده است. بجز شرکت بهشت که واردکننده کاغذ بالک بوده و خارج از همه قواعد و الزامات موجود بصورت خود مختار عمل می‌کند، وارد کننده دیگری تاکنون در قالب حالت چهارم کاغذ تحریر وارد و عرضه نکرده است.

علت این امر آن است که بیشتر افراد و شرکت‌هایی که برای واردات کاغذ انتخاب گردیده یا با درخواست آنها در کارگروه کاغذ موافقت شده، تخصص ویژه در حوزه واردات کاغذ نداشته و بعضاً حتی سرمایه لازم را نیز نداشته‌اند!

امروز شاهد افسار گسیختگی قیمت کاغذ تحریر هستیم به نحوی که از مرز دو برابر قیمت مصوب نیز گذشته است. به نظر من مهمترین علت آن این است که کارگروه کاغذ وزارت ارشاد کمترین توفیق را در تحقق حالت چهارم یعنی ساماندهی واردات کاغذ توسط افراد مورد تأیید ارشاد داشته است. این یعنی عدم موفقیت کارگروه کاغذ در مأموریت اصلی خود وگرنه حالت‌های قبلی از مأموریت‌های کارگروه نبوده و نمی‌توان توقعی برای موفقیت داشت.

من در جلسه‌ای به محضر مقام عالی وزارت عرض کردم که تحقق این حالت چهارم منوط به ارجاع امر به واردکنندگان حرفه‌ای و معتمد بازار کاغذ است. افرادی که دارای سابقه زیاد و اعتبار کافی در نزد کارخانجات کاغذسازی هستند و حاضرند با سود معقول، واردات عمده کاغذ مورد نیاز کشور را انجام دهند. خوشبختانه واردکنندگانی داریم که به دلیل داشتن اعتبار کافی و البته غیردولتی بودن مشمول بسیاری از تحریم‌ها نیستند.

اخیراً اتحادیه کاغذفروشان تهران اعتراضی داشت که برای واردات کاغذ هیچگونه مذاکره‌ای با آن نهاد نشده است. ما هم در اخبار هرچه شنیدیم از انجمن واردکنندگان کاغذ شنیدیم که طرف مذاکره و مشاوره بوده و به نظرم در کارگروه کاغذ نیز اتحادیه کاغذ فروشان حضور ندارد.

بطور خلاصه تا زمانی که وزارت ارشاد توفیقی در تحقق حالت چهارم یعنی سازماندهی و واردات کنترل شده کاغذ نداشته باشد، وضعیت موجود تغییری نخواهد کرد. درصورتی که واردات کنترل شده کاغذ با قوّت و سرعت توسط واردکنندگان حرفه‌ای و معتبر صورت گیرد، بدون شک قیمت کاغذ به نحو چشمگیری کاسته خواهد شد. حتی در شرایط تحریم و با وجود اجازه واردات از کشورهای مانند چین در برابر صادرات نفت، وضعیت واردات کاغذ بهتر خواهد شد. این وضعیت را در دوره دولت دهم نیز شاهد بودیم که کاغذ در برابر نفت وارد کشور می‌شد و بطور تعجب انگیزی زیر قیمت ظاهراً تمام شده به فروش می‌رسید. رمز آن در این بود که دولت ایران مجبور بود در برابر صادرات نفت به کشورهای چین و اندونزی و ... کالا وارد کند. کاغذ  یکی از کالاهایی بود که در این تهاتر ارزی، وارد می‌شد.

بعد از موضوع واردات کاغذ که شرح آن گذشت، می رسیم به نحوه توزیع و اختصاص کاغذ به ناشران.  توزیع کاغذ یارانه‌ای فسادی کمتر از واردات آن ندارد. تخصیص این کاغذها می‌تواند برای ناشرانی خاص صورت گیرد، ممکن است ناشرانی که کاغذهای یارانه‌ای را دریافت کرده‌اند در بازار آزاد بفروشند و ...

مجدد تأکید می‌کنم که ما مجبوریم برای گریز از افزایش سه برابری قیمت کاغذ، مسیر تخصیص ارز دولتی و واردات کنترل شده و عرضه سهمیه‌بندی شده را در پیش گیریم. البته ممکن است چنانچه وضعیت کالا در برابر نفت تکرار شود میزان کاغذ در بازار به اندازه‌ای باشد که لااقل توزیع کاغذ یارانه‌ای موضوعیت نداشته باشد ولی به هرحال امروز با این پدیده مواجه هستیم. چه باید کرد؟

بدیهی است قبل از شفافیت به عنوان مهمترین راهکار مبارزه با رانت، باید تدابیر لازم برای اختصاص دقیق و صحیح و عادلانه کاغذ به ناشران اندیشیده و اتخاذ گردد. این راهکار پیشینی نسبت به شفافیت، مستلزم راهکار پسینی است و آن پاسخگو بودن مقامات مسئول در برابر تدابیر و تصمیمات و اقدامات خود است. متأسفانه گاهی مواجه هستیم با شفافیتی که با پاسخگویی همراه نیست، بنابراین اقدام شفافیت به ضد هدف خود تبدیل می‌شود به این مفهوم که همه بدانند چنین اقدامی صورت گرفته و همین هست که هست!

بنابراین در مرحله اول باید تدابیر و اقدامات دقیق صورت گیرد، در مرحله دوم باید شفافیت صورت پذیرد و در مرحله سوم باید پاسخگویی برای اقدامات انجام شده وجود داشته باشد. در موضوع بحث ما، وزارت ارشاد باید تدابیر لازم برای نحوه اختصاص کاغذ یارانه ای به ناشران بیاندیشد، سپس بطور شفاف اقدامات انجام شده را اطلاعرسانی کرده و در نهایت پاسخگوی اعتراضات باشد.

اکنون ببینیم چگونه باید مرحله اول را که بررسی درخواست ها و اختصاص کاغذ است، بگذرانیم. آیا حتماً باید وزارت ارشاد رأساً به این مهم بپردازد؟ یا می توان همه این مرحله را بطور کامل یا بخش هایی از آن را به تشکلهای نشر واگذار کرد؟

در پاسخ باید گفت به نظر می‌رسد که واگذاری کامل و تصدی‌گری کامل برای وزارت ارشاد مصلحت نیست. تجربه‌ای که در برگزاری نمایشگاه بین المللی کتاب تهران در طی سی و دو سال گذشته وجود دارد آن است که مشارکت تشکل های نشر برای مدیریت بهتر و پاسخگویی به صنف  توانسته ضمن کم کردن تصدی گری دولت، امور اجرایی را سامان بخشد.

این الگو در خصوص سامان‌دهی کاغذ نیز می‌تواند بکار گرفته شود.  جامعه نشر را می‌توان به ناشران عمومی، دانشگاهی، کودک و آموزشی (به لحاظ موضوع فعالیت) تقسیم کرد.  کاغذ مورد نیاز هر حوزه بعضاً متفاوت است، کاغذ بالک بیشتر مورد نیاز ناشران عمومی است، کاغذ ۳ ورقی بیشتر مورد نیاز ناشران آموزشی و کاغذ ۴/۵ مورد نیاز ناشران دانشگاهی است. بنابراین ایجاد شورا و یا کمیته تخصیص کاغذ با مدیریت ارشاد می‌تواند موضوع توزیع کاغذ را راهبری کند.

خوشبختانه وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی اقدام به راه‌اندازی سامانه‌ای برای ثبت درخواست کاغذ کرده و ناشران می‌توانند بطور مستقیم و مستند درخواست خود را ثبت نمایند. وضعیت هر ناشر متقاضی و درخواست وی می‌تواند توسط انجمن ذیربط مورد بررسی قرار گرفته و در کمیته تخصیص، مطرح و مصوب شود. در مرحله دوم، سهمیه‌های اختصاصی از طریق سایت‌ درخواست کاغذ اطلاع‌رسانی گردیده و عموم جامعه نشر از میزان سهمیه اختصاصی برای هر ناشر مطلع می‌شوند. در مرحله سوم، کمیته تخصیص که اعضای آن از نمایندگان جامعه نشر است، باید برای تصمیمات و مصوبات خود پاسخ داشته باشد. به نظر می‌رسد با این روش، آسیب سوء استفاده از کاغذ یارانه‌ای به حداقل رسیده و جامعه نشر، بخصوص مشتریان و خوانندگان، از مزیت تنظیم بازار کاغذ و به تبع آن، بهای کتاب، بهره‌مند می‌شوند.

 

 

 

 

یک ناشر واردکننده کاغذ با اشاره به کاغذبازی‌های اداری برای واردات کاغذ و وحشتناک خواندن روند اداری گفت:‌ اختصاص ارز دولتی به کاغذ اشتباهی بود که موجب فساد در این زمینه خواهد شد.

به گزارش چاپ ونشر به نقل از باشگاه خبرنگاران پویا،‌ 5 ماه از انتشار نخستین فهرست واردکنندگان کاغذ مورد تایید وزرات فرهنگ و ارشاد اسلامی می‌گذرد‌، در این مدت بارها اظهاراتی مبنی بر کمبود کاغذ در کشور از سوی نهادها و مسئولان مختلف فرهنگی‌، آموزشی و صنعتی مطرح شده است،‌ کمبودی که به نظر می‌رسد،‌ بخشی از آن با واردات کاغذ جبران شود. اما در حالی که بازار منتظر تزریق کاغذهای جدید وارداتی با قیمت مصوب وزارت فرهنگ  و ارشاد اسلامی است،‌ در هفته‌های گذشته شاهد ایجاد تنش در بازار کاغذ و افزایش یک شبه قیمت‌ها به بالای 200 هزار تومان بودیم.

 افزایش قیمتی که به گفته فعالان بازار کاغذ نتیجه کمبود کاغذ در کشور است. پرسشی که ایجاد می‌شود‌، این است که پس تکلیف واردات کاغذ به کشور چه شد؟ چرا پس از 5 ماه هنوز واردکنندگان نتوانسته‌اند،‌ کاغذ به کشور وارد کنند؟

محمد متولی مدیر انتشارات هوپا یکی از واردکنندگان مورد تایید وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی است. وی که در درجه اول خود را یک ناشر می‌داند و بعد یک واردکننده از مشکلاتی که بر مسیر واردات کاغذ به کشور وجود دارد،‌ سخن گفته و تصریح می‌کند:‌ اختصاص ارز دولتی به کاغذ فسادآور است و تنها راهکار رهایی از وضع موجود برداشتن انحصار واردات و استفاده از ارز نیمایی برای واردات کاغذ است. مشروح گفت‌وگوی تسنیم با متولی به شرح ذیل است:‌

 

آقای متولی شما به عنوان یک ناشر چه شد که به واردات کاغذ آن هم در شرایط فعلی که ریسک بالایی دارد‌،  پرداختید؟

با بهم ریختگی بازار کاغذ وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی توانست مصوبه پیوستن کاغذ به فهرست کالاهای اساسی برخوردار از ارز 3800 تومانی را در هیات دولات تصویب کند‌، اما چون این بحث شائبه‌هایی ایجاد می‌کرد و تفاوت قیمت ارز دولتی و ارز نیمایی فسادآور بود،‌ قرار شد این وزارتخانه روی واردات کاغذ و توزیع نیز نظارت کند. بنابراین صلاحیت واردکننده‌ها از سوی ارشاد تایید شد.

 به همین منظور کارگروهی در وزارت ارشاد تشکیل شد،‌ پیش از آن کارگروهی در وزارت صنعت برگزار می‌شد که بنده هم عضو آن بودم،‌ در این کارگروه مطرح شد که واردکنندگان کاغذ باید سود 15 درصد خود را بردارند و کاغذها را برای توزیع در اختیار مصرف‌کنندگان واقعی که ناشران هستند، قرار دهند‌،  مقرر شد،‌ راهکاری اندیشیده شود تا ورود کاغذ به کشور به صورت شفاف و دقیق در اختیار صنف و وزارت ارشاد قرار گیرد. بنابراین وزارت ارشاد به دنبال توزیع عادلانه کاغذ برآمد‌، که البته مورد انتظار هم است ولی به نظر من کار سخت و ناشدنی است،‌ چون مقیاس دقیقی برای اینکه هر ناشر چه میزان کاغذ باید دریافت کند،‌ وجود ندارد و به نظر من خود توزیع کاغذها نیز فسادآور خواهد بود.

در این راستا وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی از بنده خواست در واردات کاغذ به آن‌ها همکاری کنم،‌ ما پیش از این در انتشارات هوپا با یک شرکت نروژی که تولید بالک بر عهده دارد‌، وارد تعامل شده بودیم بخشی از کاغذها را در انتشارات مصرف می‌کردیم و بخشی دیگر را به کشورهای دیگر می‌فروختیم،‌ با مذاکرات ارشاد پذیرفتم که واردات کاغذ بالک به ایران را در تناژی انجام دهم.

 

تقریبا تقریبا 5 ماه از اعلام فهرست نخستین واردگنندگان کاغذ مورد تایید وزرات ارشاد که شما هم جزوی از آن‌ها بودید می‌گذرد،‌ عمده واردکنندگان تاکنون موفق به واردات تناژ اعلامی خود نشده‌اند من جمله شما‌، چرا؟

وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در اقدامات خود اسامی واردکنندگان را معرفی کرد. در این اسامی نام بنده نیز با ظرفیتی به ثبت رسیده بود،‌ که بیشتر اسمی بود،‌ نه واقعی.

چرا که در دنیا برای تولید بالک محدودیت وجود دارد،‌ کشورهای اسکاندیناوی به تولید این نوع کاغذ می‌پردازند و تولیداتشان سنگین نیست.برای نمونه 3 هزار تن کاغذ بالک را می‌توانند یک ساله به ما تحویل دهند‌، نه چند ماهه.

 

 متاسفانه برخی ناشران که تصور می‌کردند، این 3 هزارتن کاغذ بالک پشت درهای گمرک است، هر روز از بنده می‌پرسند، پس کاغذهایت کو؟

ما پیش از این نیز به صورت ماهیانه از این‌ شرکت خریداری کرده بودیم، اما اکنون ما دچار مشکلات نقل و انتقال مالی شده‌ایم‌، پول‌هایی که باید حواله می‌شد، چون ارز دولتی بود، مستقیم حواله نمی‌شود،‌ باید از کشورهایی چون چین حواله شود که این موجب 8 درصد افزایش قیمت است. بانک‌های واسطه چین 6 تا 10 درصد کارمزد برای انتقال پول بر می‌دارد بانک هم 35 درصد حواله را بلوکه می‌کند‌، طی کردن این مسیر زمینه سرمایه‌گذاری را بالا می‌برد، بنابراین از زمان ثبت سفارش تا خرید کاغذ 3 ماه طول می‌کشد، در این 4 ماه، 35 درصد پول بلوکه می‌شود. این اتفاقات موجب افزایش قیمت کاغذ خواهد شد.

نکته بعدی بحث حمل است، تا پیش از این شرکت‌های حمل کاغذ،‌ هر کانتینر را هزار تا 1500 یورو اجاره می‌داند‌، اکنون به 4 تا 5 هزار یورو رسیده است،‌ تازه اگر بتوانیم کانتینر خالی گیر بیاوریم.

 

چرا از کشورهایی چون هند، چین،‌ اندونزی‌، کره و ... خریداری نمی‌کنید که مشکلات حمل و انتقال حواله‌ کمتر شود؟

خرید از بازارهای اروپا مقرون به صرفه‌تر است،‌ چرا که هند و چین ال‌سی باز نمی‌کنند و قابل اعتماد نیستند، ریسک سرمایه گذاری بالا است،‌ ممکن است به هر نحوی به تعهدات خود عمل نکنند، افزایش قیمت داشته باشند و ... بنابراین ریسک سرمایه‌گذاری از کشورهای آسیایی بالاتر است.

 

به نظر می‌رسد،‌ تنها مشکلات واردات کاغذ مشکلات خارجی که به آن اشاره کردید نباشد،‌ بانک مرکزی نیز گویا کارشکنی‌هایی در تخصیص ارز داشته است،‌ درست است؟

ما برای بخشی از تناژ مورد نظر ثبت سفارش کرده و مقداری از پول را نیز حواله کردیم، کاغذهای خریداری شده در راهند، اما پروسه اداری که بین وزارت صنعت، معدن و تجارت، بانک مرکزی و وزارت ارشاد ایجاد شده است، پروسه طولانی و غیرهماهنگ است که موجب شده کار عقب بیافتد.

بخش نخست این پروسه در وزارت ارشاد صدور مجوز واردات است که انصافا با سرعت بالایی کار انجام می‌شود،‌ این مجوز باید به وزارت صنعت معدن و تجارت برود و دوباره تایید شد،‌ بعد باید به سراغ بانک مرکزی برویم تا اجازه دهد پول را حواله کنیم. اما این میان چند نکته وجود دارد‌، اول اینکه باید تناژ دقیق واردات را مشخص کنیم که این کار مشکل آفرین است چرا که تناژ دقیق زمانی که بار آماده می‌شود،‌ تعیین می‌شود،‌ ممکن است یک تن بالاتر یا یک تن پایین‌تر باشد.

 اگر این بالا و پایین‌شدن رخ داد باید دوباره این پروسه اداری را برای تایبد این کسری یا زیادی طی کنیم و گرفتار کاغذبازی وحشتناک اداری شویم.

دوم اینکه بانک مرکزی اخیراً 12 هزار پرونده ثبت سفارش واردات کالا را باطل کرده است،‌ آن‌هم به علت نامشخص که پرونده‌های واردات کاغذ هم در این میان است و پرونده ما نیز برای واردات کاغذ بالک باطل شده است.در حالیکه کاغذ ما حمل شده و اکنون در مسیر اسات،‌ ضمن اینکه ثبت سفارش‌‌های بعدی به مرور انجام می‌شود و دوباره گرفتار این پروسه اداری خواهد شد.

 

گرانی‌های اخیر بازار کاغذ را می‌توان به این موضوعات مرتبط دانست؟

بله‌، این اتفاقات موجب تنش شده در بازار شده است. گرانی کاغذ اصولا دو زمان رخ داده است،‌ یکی با افزایش قیمت جهانی و دومی با ایجاد جو روانی. من تاجر می‌دانم که تعدادی کاغذ در انبار دارم،‌ اگر آن را بفروشم دستم خالی می‌شود و دیگر نمی‌توانم کاغذ بخرم. این موجب ایجاد تنش می‌شود. این تنش قیمت‌ها را افزایش می‌دهد.

پیش‌بینی من این است که از این زمان به بعد بحران در بازار کاغذ بیشتر خواهد شد،‌ چرا که کره‌ای‌و اندونزی‌ها اساسا دیگر به ما کاغذ نمی‌فروشند‌، هندی‌ها و چینی‌ها نیز تعداد محدودی فروش دارند. مشکلات حمل و ریسک سرمایه‌گذاری نیز ایجاد شده است.

 

راهکار پیشنهادی شما چیست؟

من به شخصه معتقدم که ارز دولتی را باید از کاغذ حذف کنند و کاغذ با ارز نیمایی وارد شود، بگویند هر وارد کننده‌ای که توانست برود کاغذ بیاورد، واردات کاغذ را سهیمه بندی نکنند.

 

این موجب گران‌تر شدن کاغذ نخواهد شد؟

خیر‌، مگر الان کاغذ را با ارز 4200 تومان می‌فروشند؟ کاغذ الان هم گران است، ما اگر کاغذ را با ارز 9هزار تومان نیمایی هم حساب کنیم، ارزان‌تر از قیمت فعلی خواهد بود. واردات کاغذ با ارز نیمایی هم مانع فساد می‌شود و هم اینکه مشکلات توزیع ناعادلانه و ... را نیز در بر نخواهد داشت.

 

در وضعیت فعلی ناشر کاغذ دولتی را می‌گیرد و در بازار آزاد می‌فروشد‌، اینطور برایش سود بیشتری دارد‌،  آن‌وقت من ناشر واقعی باید بروم از شخصی که فقط مجوز نشر دارد و به واسطه این مجوز کاغذ دولتی دارد،‌ کاغذ را گران‌تر بخرم.

 

گفتید که شما بخشی از کاغذ‌هایی که قبول کردید وارد کنید را خریداری کرده‌اید،‌ این کاغذ‌ها کی به ایران می رسند و با چه قیمتی و چگونه توزیع خواهند شد؟

ما قرار است در اختیار اتحادیه ناشران و کتابفروشان تهران قرار دهیم و آن‌ها بین مصرف‌کنندگان توزیع کنند،‌ قیمت را هم تا لحظه‌ای که به تهران نرسد،‌ نمی‌توان دقیق مشخص کرد،‌ اما کاغذ سه ورقی بندی حدودا 100 هزار تومان خواهد بود.یعنی نصف قیمت فعلی در بازار.

 

جالب است،‌ قیمت تمام شده شما حتی پایین‌تر از قیمتی است که کارگروه چندی پیش برای کاغذهای موجود در بازار تعیین کرد؟ چگونه قیمت تمام شده شما این اندازه پایین در می‌آید؟

ما چون ظرفیتی از این کارخانه نروژی را خریداری کرده بودیم،‌ ـ از ابتدای سال ماهی 500 تن پیش پرداخت داده بودیم ـ  قیمتان پایین‌تر بود‌،  به همین دلیل بود که  وزارت ارشاد از ما خواست کاغذ وارد کنیم. کاغذهای وارداتی تمام در اختیار اتحادیه قرار خواهد گرفت و حتی یک بند از آن را ما خودمان استفاده نخواهیم کر