حاج عبدالرحیم نعمتی 54 سال است که در دروازه سعدی شیراز مغازه صحافی دارد. معتقد است صحاف با طراحی و ساخت جلد و شیرازه، به کتاب هویت می‌دهد و شخصیت.

 به گزارش چاپ و نشر به نقل از ایبنا؛ لب گود شازده منصور دروازه سعدی را که پایین بیایی، بعدِ گرمابه بهارستان؛ نرسیده به حدود وکیل می‌بینی‌اش. تابلو ندارد، اما چارچوب چوبی و «هوالرزاق» به خط ثلث ترکیبی استاد محمد نعمتی ارسنجانی نقش بسته بر سر در مغازه. 54 سال پیش شد آنچه امروز هست: «صحاف». اهل همین محله بود. با «1600 تومان» پس‌انداز کارِ تابستان‌های اول تا چهارم دبستان سرقفلی مغازه را خرید. «پدرم روحانی بود. فقط زندگی رو می‌گذروند؛ درآمدی نداشت.» حاج عبدالرحیم نعمتی حالا 66 ساله است؛ صدایش از پشت انبوهی ریش سفید که هم‌رنگ‌شده با موهای نسبتاً کم‌پشت، مهربان و رساست. می‌خندد. «انگار مقدر بوده یک صحاف باشم و همیشه در همین محله زندگی کنم.» محله‌ای که روزی «دروازه کازرون، دروازه اصفهون و چهارراه مشیر» همه شیراز بود.

 «حاج‌آقا» صحافی را با برادر بزرگش آغاز کرد، پیش از آن عموی مادرش صحاف بود. «صحاف معمولی سنتی بود.» خیلی زود در کارش پیشرفت کرد. «بعد یه مدت کارم زیاد شد. بعضی روزها تا 16 ساعت کار می‌کردم.» از مدرسه که برمی‌گشت، راه خانه را نمی‌رفت؛ با شوق یک نوجوان 13 ساله راهی صحافی می‌شد. «همون موقع هم علاقه‌مند بودم به چیزهای سنتی؛ ساختمان‌های سنتی، لباس‌های سنتی. حتی همون موقع چهره یک پیرمرد رو بیشتر از چهره یک جوون دوست می‌داشتم.» زمان اگر نیم‌قرن برمی‌گشت، شیفته شمایل امروزش می‌شد: بینی عقابی کشیده، پیشانی بلند و چشم‌هایی نیم‌گودافتاده و انگشتری با عقیق بزرگ قهوه‌ای در انگشت باریک دست‌هایی پهن و کارگری.

 

صحافی خلق‌ کردن است

از همان بچگی «خلق کردن» را ترجیح می‌داد؛ حتی «اسباب‌بازی‌هایم را خودم درست می‌کردم». می‌گوید: «مدرسه‌های اون زمان خیلی فرق می‌داشت با حالا. وقتی ما کلاس ششم دبستان بودیم، تمام گلستان و بوستان سعدی رو می‌خوندیم و همین‌ها باعث شد یک زمینه رشدی در ما به وجود بیاد.» هنوز هم همان اخلاق را دارد.

صحافی هم نوعی خلق‌کردن است؛ صحاف با طراحی و ساخت جلد و شیرازه، به کتاب هویت می‌دهد و شخصیت. شاید از همین‌رو بود که حاج‌آقا در این نیم‌قرن، شغل صحافی را در خانواده‌اش «موروثی» کرد. «بیشتر از 10، 12 نفر از برادرزاده‌ها و خواهرزاده‌هام الان در شهرستان‌های فارس صحاف هستند.»؛ پیشه‌ای که او به سختی اما زود فراگرفت. «وقتی وارد کار شدم در همون سن 12، 13 سالگی، به اندازه یک استاد دستمزد می‌گرفتم. مثلاً وقت‌هایی که چاپخانه‌ها می‌فرستادن دنبالم، به من هم همون 5 تومانی پرداخت می‌کردند که به استاد صحاف‌شون می‌دادند.» چندباری وسوسه شد که کار را گسترش دهد و دفتر و آلبوم‌سازی راه بیندازد؛ دفترهایی که ماندگارند و به یادگار می‌مانند. اما نشد؛ آنچه که او به دنبالش بود، با آنچه ناشران می‌خواستند متفاوت بود.»

 

سالکان کتاب

کتاب در شغل صحافی، مثل چوب است در نجاری؛ و پارچه در خیاطی. «شغل ما شغلیه که همیشه با اهل کتاب مواجهیم»، هرچند با این تفاوت که «قدیم برعکس امروز کتاب یک ارزش و احترام نزد همه مردم داشت.» آن زمان کتاب «حرمت» داشت و خوانده می‌شد. جز آن اما همیشه «دو کتاب» بود که در خانه همه پیدا می‌شد، دو کتاب مقدس. «حتی آنهایی که سواد نداشتند؛ یک قرآن و یک حافظ در خانه داشتند.» این «داشتن» هم از یک باور می‌آمد: «می‌دانستند که قرآن یک برکت به خانه و زندگی‌شان می‌دهد.» مانند مادرش که «قرآن را باز می‌کرد، می‌بوسید و می‌گفت همین نگاه کردن به سطرهای قرآن به من آرامش می‌دهد.» کتاب دیگری هم اگر در خانه بود، همه آن را می‌بلعیدند. آنها که نداشتند، از کتابفروشی‌هایی که هر کتاب را «شبی یک قِران» اجاره می‌دادند، می‌گرفتند و می‌خواندند. «آن موقع اطلاعات مردم از کتاب بود.» حتی در عصر امروز معتقد است که «همان‌گونه که جسم یک فرد به لباس نیاز دارد، کتاب همان لباسی است که بر تن یک انسان است.» آن کتاب، محترم بود و نگهداری‌اش، شیوه و سلوک داشت؛ صحاف‌ها هم سالکان آن.

 

یک شغل معنوی

«برکت» قرآن در همه این سال‌ها برای او ترجمه شد. «اولین کتابی که صحافی کردم و اسم روی آن زدم، قرآن بود؛ با ترجمه الهی قمشه‌ای.» هنوز یادش است که یک جلد سورمه‌ای روی آن قرآن کشید. حاج عبدالرحیم نعمتی، حالا بعدِ نیم‌قرن باور دارد که صحافی یک شغل معنوی است و جدای از همه مشاغل، «یک بُعد معنوی در خود دارد.» معتقد است این معنویت در ذهن یک صحاف هم هست. احتمالاً از همین است که حاج عبدالرحیم نعمتی مفتخر است که «هیچ‌کس در تاریخ صحافی شیراز، به اندازه من قرآن و مفاتیح صحافی نکرده است.» حتی بسیاری از اهالی شیراز او را تنها به صحافی قرآن و مفاتیح می‌شناسند. «چون مردم اول به ظاهر صحاف نگاه می‌کردند. شاید من این‌جوری توی دل مردم جا افتادم.» «هوالرزاق» سر در صحافی حاج‌عبدالرحیم خیلی زود در میانه محله دروازه سعدی جا افتاد و اعتبار یافت. «بچه‌هایی که زمانی مشتری‌ام بودند، حالا با نوه‌های‌شان می‌آیند و کتاب برای صحافی به من می‌دهند.» این اعتبار نیم‌قرنی برای او «ارزشمند» است؛ «یعنی مردم مرا فراموش نکرده‌اند.»

 

کتاب‌خوان کم شده است

دستی در ریش‌های برفی می‌برد و نگاهش را می‌دوزد به همکارش که مشغول حکاکی جلدهای چرم سالنامه است. «الان تعداد صحافی‌ها چندین برابر شده، چون کتاب‌ها بیشتر شده اما کتاب‌خوان‌ها کمتر شده.» می‌گوید وقتی او مغازه‌اش را باز کرد، تعداد صحافان شیراز کمتر از تعداد انگشتان یک دست بود؛ حالا دست‌کم 40 صحاف در شیراز هست؛ اما با یک تفاوت. «اگر امروز یک صحاف روزی 100 کتاب صحافی می‌کند، قبلاً روزی 5 صحافیِ خیلی خوب بیشتر انجام نمی‌داد. الان فقط می‌خواهند یک جلد روی یک کتاب کشیده بشه.» یادش هست که «قبلاً یک نمره از 20 نمره پایان‌نامه‌های دانشجویان دانشگاه شیراز برای صحافی آن بود. امروز اما از این خبرها نیست.» امروز مراجعه به صحافی در اشکال مختلف است و مراجعه‌کننده‌ها بیشتر می‌خواهند کارشان زودتر انجام شود و «رفع تکلیف کنند؛ نه اینکه خود صحافی کتاب برای‌شان مهم باشد.»

 

سه متر کتاب با جلد 25 سانتی‌متری

شمایل یک همینگوی میانسال با صورتی کشیده را دارد، با همان علایق. «رمان‌های زیادی از ویکتور هوگو، بالزاک، تولستوی و داستایوسکی خوانده‌ام. رمان‌های جدید رو اما کمتر.» و نویسندگان ایرانی؟ «بیشتر کتاب‌های تاریخی. رمان و داستان هم مثلاً آثار جمال‌زاده، آل‌احمد، دولت‌آبادی، هدایت و حسینعلی مستعان.» ناگهان خنده می‌آید به صورتش و ذکر خاطره‌ای از 42 سال پیش خنده می‌آورد به جمع. «یک خانم جوان آمد اینجا، گفت من یک کتابخانه با چوب گردو ساخته‌ام که بیشتر از 100 هزار تومان خرج برداشته (آن موقع با 100 هزار تومان می‌شد دو خانه 200 متری در شیراز خرید.) بعد به من گفت سه متر کتاب با جلد 25 سانتی می‌خوام.» حاج عبدالرحیم هرگز زیر بار ساختن آن «سه متر کتاب با جلد 25 سانتی‌متری» نمی‌رود. «گفتم این کارها چیه خانم؟ شما برو کتاب بخر.»

 

انتخاب شیوه صحافی

شاید از همان حرمتی است که برای کتاب قائل است که وقتی مشتری کتابی را برای صحافی برایش می‌آورد، اول نگاه می‌کند که این کتاب برای او چقدر اهمیت و ارزش دارد. چون کتاب یا کهنه است، یا تازه پرینت گرفته شده و نیاز به جلد فوری دارد. گاهی اما کتابی یک میراث خانوادگی است؛ صحافی این کتاب ویژه است. در این موارد نمونه جلدهای نفیس را به آنها نشان می‌دهد. جز این مورد ویژه، کتاب‌های دیگر را بر مبنای «خود کتاب» صحافی می‌کند: مذهبی، رمان، شعر، تاریخی و...، و بر اساس این عناوین رنگ جلد را انتخاب می‌کند. «مثلاً هیچ‌وقت برای یک کتاب تاریخی یک جلد روشن انتخاب نمی‌کنیم، معمولاً سورمه‌ای یا سبز است.» یا «جلد قرآن معمولاً رنگ‌هایی است که تقدس دارد، مثل سبز یشمی.» همکارش یک سالنامه جلدچرم را از روی «خواجه تاجدار» برمی‌دارد و می‌گذارد جلوی دستگاه پرس. «کتاب‌های تاریخی قهوه‌ای یا زرشکی تیره است.»

 

مراحل صحافی

حاج‌آقا همان‌طور که به حکاکی برجسته روی سالنامه یکی از ارگان‌ها نگاه می‌کند، انواع دوخت‌ها را نام می‌برد. «ما 12 نمونه دوخت داریم. امروز اما دو، سه نمونه بیشتر متداول نیست. ساده‌ترین و بدترین نوع دوخت پنج‌گرهی است، چون کنار کتاب 5 سوراخ می‌شود، ته کتاب بسته می‌شود و نمی‌توان به راحتی از آن استفاده کرد». جز آن، دوخت‌های ته‌دوزی، جزوه‌دوزی، مجله‌ای، دفتری، هندی‌دوزی، فرنگ‌دوزی و جزوه نازک هم استفاده می‌شود. می‌گوید در ته‌دوزی نوع دوخت و نوع نخ فرق می‌کند. حاج‌عبدالرحیم می‌گوید اگر یک صحاف بخواهد کار ریشه‌ای انجام دهد، بسنده به دو، سه نوع نخ نخواهد بود و 10، 12 نوع نخ را استفاده خواهد کرد. بعد از دوخت یا چسب، نوبت مرحله برش است. بعد از برش، «کتاب مُشته می‌خوره، گردی می‌خوره، شیرازه میشه.» هرچند که برای کتاب‌های امروزی این کار امکان‌پذیر نیست. شیرازه کاری زینتی بود، امروز اما دیگر کارایی زیادی ندارد و برای استحکام کتاب از چسب استفاده می‌شود. ماده اصلی چسب خارجی است، «قدیم از اوزو، سرشک، سیرشُم و نشاسته هم استفاده می‌کردند و با چسب خارجی ترکیب می‌شد.» امروز اما از چسب‌های شیمیایی ترکیبی استفاده می‌کنند. بعد از اینها مرحله جلدگیری است. «مقوا به اندازه کار می‌گیریم و می‌بُریم. بعدِ آن روکش کردن، پارچه، چرم، سلفون.»

 

صحاف‌ها قبلاً خوش‌نویس و نقاش هم بودند

می‌گوید هرچند که هنوز هم مراجعه‌کننده «دلی» دارد که صحافی کتاب برای‌شان بسیار مهم است و کار زیبا می‌خواهند، اما تعدادشان کم است. هنوز نفیس‌ترین جلدهای‌شان، جلد قرآن است. می‌پرسم خاتم؟ می‌گوید جلد خاتم زیبنده کتاب نیست. «امروز جلد چرم نفیس‌ترین جلد ماست. چرم یک تقدس برای ما دارد. چرم رو از دباغی‌ها می‌خریم اما هنر ما آن را به جلد نفیس تبدیل می‌کند.» می‌گوید قبلاً یک صحاف خوب یک خوشنویس و نقاش هم بود، «اگه یک تکه از یک کتاب ناقص بود، ما آن را کامل می‌کردیم.» یک جلد سورمه‌ای را می‌گذارد زیر دستگاه پرس. «قدیم‌ها با مُشته انجام می‌دادن.» یک دسته کاغذ مانده روی یک سنگ گندمی. «این سنگ یکی از رکن‌های اساسی ماست.»

روز به نیمه رسیده است و صدای اذان از پشت بازارچه‌ای که تاریخ‌اش هم‌قد تاریخ محله است، بلند شده؛ آفتابی که هوا را گرم کرده، مستقیم می‌افتد روی «هوالرزاق» ثلث ترکیبی سر در مغازه‌ای 54 ساله در لب گود شازده منصور دروازه سعدی.

یک آموزشگاه فنی و حرفه‌ای چاپ به مناسبت هفته ملی مهارت با اعتباری در حدود ۶۰ میلیارد ریال برای تجهیز چاپحانه و آموزشگاه به بهره برداری رسید.

به گزارش چاپ و نشر به نقل از مهر، نخستین آموزشگاه فنی و حرفه‌ای صنعت چاپ جنوب کشور با حضور مدیر کل آموزش فنی و حرفه‌ای فارس، مدیر کل ارشاد اسلامی استان و جمعی از مسؤولان در شیراز آغاز بکار کرد.

در این مراسم مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی فارس با گرامیداشت هفته ملی مهارت و ترویج کارآفرینی، گفت: توسعه زیرساخت‌های فرهنگی و هنری، رفع مشکلات اجتماعی را در پی دارد.

صابر سهرابی گفت: اعتقاد دارم هرچه بیشتر توسعه زیرساخت‌های فرهنگی و هنری در تمام حوزه‌ها، را شاهد باشیم به طور حتم جامعه از مشکلات و آسیب‌های اجتماعی به دور خواهد رفت.

وی افتتاح چاپخانه این آموزشگاه را با همکاری بین دستگاه‌های اجرایی عنوان کرد و گفت: اعتقاد دارم هرچه بیشتر توسعه زیرساخت‌های فرهنگی و هنری در تمام حوزه‌ها، را شاهد باشیم به طور حتم جامعه از مشکلات و آسیب‌های اجتماعی به دور خواهد رفت.

وی با اشاره به اینکه بحث آموزش در حوزه چاپ مغفول مانده بود که این آموزشگاه دوره‌های آموزشی صنعت چاپ را به کارآموزان ارائه خواهد کرد، ادامه داد: اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی از برنامه‌هایی که منجر به مهارت آموزی شود، حمایت خواهد کرد که متقاضیان را هم برای دریافت وام به اداره کار معرفی شدند.

جواد اشرافی، در حاشیه مراسم افتتاح چاپخانه آموزشگاه فنی و حرفه‌ای «ویرا» در جمع خبرنگاران با اشاره به اینکه این آموزشگاه، نخستین آموزشگاه در کشور در زمینه آموزش صنایع چاپ است، گفت: آموزشگاه آزاد دیگری که در زمینه چاپ باشد، وجود ندارد.

مدیر این آموزشگاه فنی و حرفه‌ای با اشاره به اینکه برای ۲ گروه مردان و زنان این دوره‌ها برگزار می‌شود، افزود: نبود نیروی متخصص یکی از مشکلات حوزه چاپ است و از این رو با هدف تأمین نیروی متخصص برای بازار کار این آموزشگاه، فعالیت می‌کند.

وی با یادآوری این مطلب که در مجموع یک ماه برای اخذ مجوز طول کشید، اظهار کرد: در هر دوره آموزشی ۱۵ نفر از هر کدام از گروه‌های خواهران و برادران حضور می‌یابند.

بر اساس این گزارش در ادامه پریوش خادمی هم گفت: دوره‌های نظارت فنی و محاسبات فنی چاپ، افست ورقه ای و همچنین دوره پیش از چاپ شامل لیتوگرافی نظیر نظارت پیش از چاپ و طراحی و صفحه آرایی در این آموزشگاه برپا می‌شود.

مؤسس آموزشگاه فنی و حرفه‌ای «ویرا» با یادآوری این مطلب که دوره‌ها بر اساس ساعت هستند که به طور مثال دوره چاپ افست ۳۸۰ ساعت است و در معمول سه ماهه طول می‌کشد، اضافه کرد: آموزش بخش تئوری در آموزشگاه و بخش عملی در محل چاپخانه برگزار می‌شود و در مجموع در حال حاضر ۱۴ نفر به شکل مستقیم در آموزشگاه و چاپخانه مشغول به فعالیت هستند که حدود ۶۰ میلیارد ریال برای تجهیز چاپحانه و آموزشگاه هزینه شده است.

به گفته مدیرکل فنی حرفه‌ای استان فارس در حاشیه این مراسم، ۱۳ مرکز جوار کارگاهی در کشور وجود داشت که ۳ مورد آن مربوط به فارس بوده که همه آنها به شکل ویدئو کنفرانس توسط معاون وزیر کار و رئیس سازمان فنی و حرفه‌ای کشور به بهره برداری رسید.

حشمت کوشکی در جمع خبرنگاران گفت: ۱۳ مرکز جوار کارگاهی در کشور وجود داشت که ۳ مورد آن مربوط به فارس بوده که همه آنها به شکل ویدئو کنفرانس توسط معاون وزیر کار و رئیس سازمان فنی و حرفه‌ای کشور به بهره برداری رسید.

مدیر کل فنی و حرفه‌ای فارس با تاکید بر اینکه مرکزهای «جوارکارگاهی» تعمیرکاران اتومبیل‌های سنگین و سبک، اتحادیه عطاران و یک شرکت تولیدی صنعتی از جمله این سه مرکز بودند، افزود: ۶ آموزشگاه و ۳۰ کارگاه در هفته ملی مهارت به بهره برداری می‌رسد.

وی با اشاره به اینکه آموزشگاه چاپ فوق از کشورهای دیگر کارآموز می‌گیرد، اضافه کرد: این آموزشگاه توانسته در کنار صنعت چاپ خود کارگاه عملی آموزشی دایر کند و این موضوع به نقطه قوت این آموزشگاه بدل شده است که در ۱۷ رشته مرتبط با چاپ فعالیت‌های آموزشی را انجام می‌دهد.

مدیر کل تعزیرات حکومتی استان فارس از محکومیت محتکر کاغذ در شیراز خبر داد.

به گزارش چاپ و نشر؛ علی مبشری مدیر کل تعزیرات حکومتی استان فارس در گفت و گو با باشگاه خبرنگاران جوان از شیراز، اظهار کرد: با اعلام خبری مبنی بر دپوی کاغذ در انباری واقع در شهر شیراز، رسیدگی به موضوع در دستور کار گشت مشترک تعزیرات حکومتی استان قرار گرفت.

وی ادامه داد: در بازرسی از انبار این فرد مقداری کاغذ کشف که با توجه به ثبت نکردن انبار در سامانه جامع انبارها، پرونده‌ای با عنوان احتکار تشکیل و برای رسیدگی به تعزیرات حکومتی ارسال شد.

مدیر کل تعزیرات حکومتی استان فارس اضافه کرد: با احضار صاحب انبار به تعزیرات و بازجویی از وی، نیت این فرد از اقدامش مشخص شد.

علی مبشری بیان کرد: شعبه رسیدگی کننده حکم به جریمه نقدی متهم و توزیع کاغذ‌های کشف شده در شبکه رسمی و به نرخ مصوب با نظارت سازمان صنعت، معدن و تجارت صادر کرد.

وی افزود: متخلفان بدانند که تخلفات آن‌ها از چشمان ماموران سازمان تعزیرات حکومتی پنهان نمی‌ماند و هیچ‌گونه چشم پوشی در این خصوص صورت نمی گیرد.

بیشتر بخوانید: محکومیت عاملین گرانفروشی کاغذ در اسفراین

 

 

 

فرمانده انتظامي شهرستان شيراز اعلام کرد که با توقیف يك دستگاه كاميون، 6 هزار بسته كاغذ A4 به ارزش 2 ميليارد و 400 ميليون ريال کشف شد.

به گزارش چاپ و نشر به نقل از ایسنا، سرهنگ دلاور القاصي‌مهر گفت: در راستاي مبارزه با قاچاق و جلوگيري از هدر رفتن سرمايه هاي ملي، ماموران كلانتري «15 قصردشت» شیراز، حين گشت زني در حوزه استحفاظي به يك دستگاه كاميون مشكوك شدند که در بازرسی از آن 6 هزار بسته کاغذ A4 کشف شد.

فرمانده انتظامی شهرستان شیراز با بیان اینکه در اين خصوص يك نفر دستگير و براي سير مراحل قانوني تحويل مراجع قضائي شد؛ تاکید کرد که نيروي انتظامي اين شهرستان در راستاي مبارزه با قاچاق كالا از هيچ تلاش و كوششي دريغ نخواهد كرد.

 

 

هجدهمین نمایشگاه تخصصی تبلیغات، بازاریابی، رسانه، چاپ، بسته بندی و صنایع وابسته در سالن سرو با حضور 22 شرکت در قالب 60 غرفه در محل نمایشگاه های بین المللی شیراز برپا شده است.

 آغاز به کار همزمان چهار نمایشگاه تخصصی در شیراز مدیر عامل شرکت نمایشگاه‌های بین المللی فارس گفت: نخستین نمایشگاه بین المللی خرما و صنایع وابسته، نخستین نمایشگاه شیلات، آبزیان، ماهی‌های تزئینی و صنایع وابسته به همراه پانزدهمین نمایشگاه فرش دستباف و هجدهمین نمایشگاه تبلیغات، چاپ، بسته‌بندی، بازاریابی و رسانه آغاز به کار کرد.

 

هجدهمین نمایشگاه بین‌المللی چاپ بسته‌بندی تبلیغات بازاریابی و رسانه و صنایع وابسته از 23 تا 26 بهمن‌ماه در شیراز برگزار می‌شود.

به گزارش چاپ و نشر؛ این نمایشگاه باهدف تمرکز بر روی برند سازی شرکت‌ها و حل مشکلات موجود در حوزه چاپ و بسته‌بندی برگزار می‌شود و تلاش دارد تا آخرین دستاوردهای صنعت چاپ و بسته‌بندی و همچنین تبلیغات را به معرض نمایش قرار بگذارد.

برگزاری کارگاه‌های آموزشی و نشست‌های صنفی همچنین جشنواره پوسترهای تبلیغاتی را باید وجه تمایز این نمایشگاه نسبت به سایر نمایشگاه‌های برگزارشده در استان شیراز است.

 نمایشگاه سرا سری شاهد حضور  فعالان این صنعت از استان‏های مختلف  خواهد بود و تمرکز اصلی این دوره از نمایشگاه بر حضور برندهای مختلف تجاری با بررسی رفتار مصرف‌کننده است  که سعی دارد تولید بسته‌بندی‌های متنوع را به نمایش گذاشته و بیشترین جذب مخاطب را در بازارهای هدف برای خود کسب کند.

بنابر گزارش ستاد نمایشگاه، در این رویداد صنعتی، آخرین دستاوردهای چاپ به نمایش گذاشته می‌شود. در نمایشگاه چاپ شیراز، فرآیند تولید بسته‌بندی از ایده، طراحی، مواد اولیه، جهت تولید متریال مورداستفاده، استفاده از ماشین‌آلات و ابزارهای بسته‌بندی، بکار‏گیری از تکنولوژی‌های به‌روز دربسته بندی، چاپ و درنهایت بسته‌بندی نهایی را در بر می‏گیرد. برای این نمایشگاه مراحل پیش از چاپ و طراحی و تبلیغات ازجمله مهم‌ترین نکاتی است که مورد تأکید واقع‌شده است.

ستاد نمایشگاه تاکید می‏کند: برگزاری گردهمایی فعالان این صنعت و ارائه توانمندی‌های داخلی در کنار تولیدکنندگان سراسری سبب هم‌افزایی خواهد شد و زمینه را برای کاهش مشکلات و کورت‏های نمایشگاه‏های گذشته در این استان فراهم خواهد کرد و می‌تواند گامی مؤثر در جهت رونق کسب‌وکار و ارائه چاپ و بسته‌بندی‌های باکیفیت به‌حساب بیاید.

هجدهمین نمایشگاه بین‌المللی چاپ بسته‌بندی تبلیغات بازاریابی با حضور فعالان این عرصه و با مشارکت حداکثری برگزار خواهد شد. علاوه بر آن، بر رونق کسب‌وکار این صنف اثر مثبت خواهد داشت و موجبات توجه بیش‌ازپیش به جایگاه این صنعت در افزایش صادرات را فراهم خواهد آورد.

همچنین ستاد نمایشگاه تصریح می‏کند: تلاش شده تا گردهمایی فعالان این صنعت، همراه با ارائه توانمندی‌های داخلی در کنار تولیدکنندگان خارجی باشد تا هم‌افزایی بین شرکت‌کنندگان ایجاد شود. امیدهای بسیاری هست تا برگزاری این نمایشگاه، گامی مؤثر در جهت رونق کسب‌وکار و ارائه چاپ مناسب و بسته‌بندی‌های باکیفیت و کمک به افزایش صادرات غیرنفتی باشد.

 

 

بهروز قزلباش

باغ ایرانی یا بهشت زیرین، الهامی از باغهای بهشت، باغهای برین است. آنچه قران کریم در وصف بهشت آورده است برای ساکنان باغهای ایرانی، رویایی است که بخشی از آن را در باغهایشان بازسازی کرده‌اند. تصور این که بهشت باید چیزی شبیه باغهای ایرانی باشد از اینجا ناشی میشود که باغهای ایرانی شبیه تصوراتی از بهشت آفریده شده‌اند. و ارم یک همچین جایی است با تمام رستنیها از هرجا.

هیچ کدام از ما زمانی را که در بهشت بودیم  به خاطر نمی‌آوریم. اما طبع ما در نگاه به توصیف بهشت در قرآن کریم، آن را می‌پسندد.

زیبارویان آراسته به طلا، نقره و منجوق‌های رنگ و وارنگ که بر تختها نشسته باشند، و پول آنها را از ما نمی‌گیرند. خودشان دارند. انواع درختان و غلبهی رنگ سبز بر رنگ‌های دیگر در بهشت، اندازهی آن هرچه وسیعتر بهتر، درهای آراسته به هنر ایرانی خاصه که تحت تاثیر هنر پس از اسلام ایرانی باشد، از انواع معرق و نقر خط خوش بر سنگ و الوانهای مینا و موسیقیهای آسمانی، رقص‌های شرقی بی‌بدیلِ سرشار از غنا و بدون اندوه، و هزار هزار موارد دیگر که طبع ما میپسندد.

در باغهای ایرانی هم موسیقی، رقص، شب شعر، جشن، مهمانی و بریز و بپاشهای فراوانی تجربه شده است. مخلص این که بهشت زیرین (باغهای ایرانی) هر چند به بهشت برین نمیرسد اما گویا چیز چندانی از بهشت کم ندارد بجز پیری، مرگ، حسادت معشوقهها نسبت به هم در تملک قلب مردان، اخلاق بد، وگرنه طبع حواهای زمین برگرفتی از تعلق خاطر ازلی آنها به طلا، نقره، منجوق و لباسهای حریر بهشتی اینجا هم هست. انواع حریرهای ایرانی، هندی و انگلیسی طرفداران زیادی بین حواهای زمین دارد. احتمالا نظام اجتماعی بهشت باید ارباب رعیتی باشد. خان و خانبازی. همه برای یکی و نه یکی برای همه. حالا ببینیم بهشت در قرآن کریم چطور وصف شده است؟ بعد برویم سراغ باغ ارم که گویا کلمهی «ارم» به معنای بهشت، پردیس، جنان، جنت، فردوس، مینو، نعیم است.

معانی دیگری هم دارد.مانند «خوردن تمام آنچه بر خوان باشد./ دندان بر چیزها نهادن.گزیدن به دندان/  نرم کردن کسی را، نرم گردانیدن/ نیست در آن کسی و نه اثری و نه نشانی و غیره»

اندازهی بهشت چقدر است؟ از نگاه قرآن بهشت بسیار وسیع است به طوری که عرض آن را هم‌اندازه آسمان و زمین می‌داند: «سابِقُوا إِلى‏ مَغْفِرَةٍ مِنْ رَبِّكُمْ وَ جَنَّةٍ عَرْضُها كَعَرْضِ السَّماءِ وَ الْأَرْضِ أُعِدَّتْ لِلَّذینَ آمَنُوا بِاللَّهِ وَ رُسُلِهِ ...» (حدید/21)

درهای بهشت چگونه است؟ آیات قرآن بر این امر دلالت دارند که بهشت شامل درهایی است. از جمله آنکه می‌فرماید: «جَنَّاتُ عَدْنٍ یَدْخُلُونَها وَ مَنْ صَلَحَ مِنْ آبائِهِمْ وَ أَزْواجِهِمْ وَ ذُرِّیَّاتِهِمْ وَ الْمَلائِكَةُ یَدْخُلُونَ عَلَیْهِمْ مِنْ كُلِّ بابٍ»؛ «بهشت‌هاى عدن كه آنان با پدرانشان و همسرانشان و فرزندانشان كه درستكارند در آن داخل می‎شوند، و فرشتگان از هر درى بر آنان درمی‎آیند». (رعد/23)

روز و شب در بهشت وجود دارد؟ خداوند متعال در قرآن کریم می‌فرماید: «لا یَسْمَعُونَ فیها لَغْواً إِلاَّ سَلاماً وَ لَهُمْ رِزْقُهُمْ فیها بُكْرَةً وَ عَشِیًّا»؛ «در آنجا سخن بیهوده‏اى نمی‎‏شنوند، جز درود. و روزى‎شان صبح و شام در آنجا [آماده‏] است».

نحوه‌ی چینش و صحنه‌آرایی در بهشت: قرآن بهشت را باغی بزرگ که از زیر درختان رنگارنگ و گوناگون و سایه‌سار آن، جوی‌های آب روان است و آبشارها و چشمه‌های جوشان بر زیبایی آن می‌فزاید توصیف می‌کند«فی‏ سِدْرٍ مَخْضُودٍ*وَ طَلْحٍ مَنْضُودٍ*وَ ظِلٍّ مَمْدُودٍ*وَ ماءٍ مَسْكُوبٍ*وَ فاكِهَةٍ كَثیرَةٍ*لا مَقْطُوعَةٍ وَ لا مَمْنُوعَةٍ»؛ «در [زیر] درختان كُنار بی‎‏خار*و درختهاى موز كه میوه‏‎اش خوشه خوشه روى هم چیده است*و سایه‏‎اى پایدار*و آبى ریزان*و میوه‏اى فراوان*نه بریده و نه ممنوع». (واقعه/28 تا 33)

«فیها عَیْنٌ جارِیَةٌ»؛ «در آن چشمه‎‏اى روان باشد». (غاشیه/12)

وصف تشریفات پذیرایی: قرآن برای پذیرایی بهشتیان مجموعه‌ای از سینی‌های زرین، جام‌های بلورین و سیمین و خادمانی زیبا که در پیرامون بهشتیان، چون رشته‌ی گسسته‌ای از مروارید پراکنده‌اند، بیان می‌کند. در این میان رنگ سبز، آرامش‌بخشی درختان و لباس‌های بهشتیان است. هم‌چنین از لباس‌های ابریشمی، دستبندهایی از طلا و نقره نیز یاد می‌کند.

«مُتَّكِئینَ عَلى‏ سُرُرٍ مَصْفُوفَةٍ»؛ «بر تخت هایى ردیف هم تكیه زده‎‏اند». (طور/20)

«یَلْبَسُونَ مِنْ سُندُسٍ وَ إِسْتَبْرَقٍ مُتَقابِلینَ»؛ «پرنیانِ نازك و دیباى ستبر می‎پوشند [و] برابر هم نشسته‏‎اند». (دخان/53)

« إِنَّ اللَّهَ يُدْخِلُ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ يُحَلَّوْنَ فِيها مِنْ أَساوِرَ مِنْ ذَهَبٍ وَ لُؤْلُؤاً وَ لِباسُهُمْ فِيها حَرِيرٌ »؛ «...در آنجا با دستبندهایى از طلا و مروارید آراسته می‎‏شوند، و لباسشان در آنجا از پرنیان است». (حج/23)‌

« وَ يَطُوفُ عَلَيْهِمْ وِلْدانٌ مُخَلَّدُونَ إِذا رَأَيْتَهُمْ حَسِبْتَهُمْ لُؤْلُؤاً مَنْثُوراً »؛ «و بر گردِ آنان پسرانى جاودانى می‎گردند. چون آنها را ببینى، گویى كه مرواریدهایى پراكنده‎‏اند». (انسان/19)

باغ ارم یک باغ ایرانی تاریخی در شهر شیراز است و شامل چند بنای تاریخی و باغ گیاه‌شناسی می‌شود.

 

تاریخ ساخت و بنیان‌گذاری اولیهی باغ ارم شیراز، به‌درستی مشخص نیست؛ ولی توصیف‌هایی از آن در سفرنامه‌های متعلق به قرن دهم و یازدهم هجری آمده‌است. این باغ در روزگار سلجوقیان و آل اینجو پابرجا بوده است. در زمان زندیه هم کریم‌خان زند در سازندگی و بهسازی این باغ کوشید. در زمان قاجاریه این باغ به مدت ۷۵ سال مقر سران ایل قشقایی بود. در این زمان عمارتی در این باغ ساخته شد. اما در زمان سلطنت ناصر الدین شاه قاجار عمارتی دیگر توسط حسین علی خان نصیر الملک (سازنده مسجد معروف نصیر الملک) پیریزی شد که با مرگ وی خواهرزادهی او ابولقاسم خان نصیر الملک امور باغ ارم را به دست گرفت و عمارت نیمهکاره را تکمیل کرد. این باغ از املاک خاندان قوامی شیراز بود. این عمارت تا کنون پابرجاست. این باغ تنوع گیاهی بسیار بالایی دارد و گیاهان بسیاری از اقصاء نقاط جهان در این باغ کاشته شده است؛ به شکلی که باغ در قالب یک نمایشگاه از انواع گل‌ها و گیاهان درآمده‌است. در حال حاضر این باغ در اختیار دانشگاه شیراز است؛ باغ گیاه‌شناسی آن در اختیار دانشکدهی کشاورزی و ساختمان باغ در اختیار دانشکده حقوق قرار دارد. در تاریخ ۶ تیرماه ۱۳۹۰ در سی‌وپنجمین اجلاس کمیته میراث جهانی یونسکو باغ ارم شیراز به همراه هشت باغ دیگر ایرانی در فهرست میراث جهانی ثبت گردید.

ویژگی بناها

عمارت وسط، هستهی مرکزی این باغ محسوب می‌شود. این ساختمان در زمان قاجاریه و با تقلید از سبک معماری زندیه ساخته شده است. این عمارت از نظر معماری، نقاشی، کاشیکاری و گچبری از شاهکارهای معماری زمان قاجار است. این عمارت، از سه طبقه، با تزئینات فراوان تشکیل شده‌است. اتاق‌های طبقهی زیرین که تقریباً زیرزمین هستند، محلی است برای استراحت در روزهای گرم تابستان. تزئینات این اتاق‌ها، کاشی‌کاری‌های رنگین است. دو طبقهی بالایی دارای ستون‌هایی است که از تخت جمشید الهام گرفته شده‌اند.

در پیشانی بنا، دو نیم‌دایره در دو طرف، و یک تابلوی بزرگ در وسط قرار گرفته که از سه هلال روی هم تشکیل شده‌است. این تابلو، تصاویری از شاهنامهی فردوسی و نبرد شاهان قاجار را نشان می‌دهد. این بنا بیش از هفتاد سال به خوانین قشقایی تعلق داشته که در دوران پهلوی مصادره شده‌است.

درشمال غربی شهر شیراز و در کنار شهر باغ زیبایی از دورهی قاجاریه باقی‌ مانده که به باغ ارم مشهور است. در سمت جنوب باغ مذکور رودخانهی خشک شیراز از شرق به غرب امتداد دارد. وسعت باغ بیش از سه هکتار و از درختان مرکبات و سرو پوشیده شده است.

جالبترین قسمت باغ خیابانی است که از شرق به غرب در وسط باغ احداث و در دو طرف آن درختان سرو کاشته‌اند و زیبایی خاصی را داراست. در میان درختان سرو این خیابان سرو بلندقامتی است که از دور جلب توجه می‌کند و به علت موزون بودن آن را «سروناز» می‌خوانند. نظیر سرو مذکور در سایر باغ‌های شیراز دیده نمی‌شود. صحن باغ را درختان زینتی، سرو، نارنج و انواع گلهای تزئینی پوشانیده و تزئین کرده است.

باغ ارم به وسیلهی دولت وکمک‌های مادی شاه سابق و شهبانو خریداری و تعمیر و به دانشگاه شیراز اهداء گردیده است. ساختمان آن به علت عوامل طبیعی به صورت مخروبه درآمده بود و دیوارهای باغ نیز از چینه بود که به طور کلی خراب شده بود. ضمن تهیهی طرح تعمیراتی دیوار چینه آن برداشته شد و یک دیوار کوتاه سنگی با نردهی آهنی در اطراف آن احداث گردید. تزیینات قسمت‌های مختلف ساختمان تعمیر، تکمیل و مجدداً به صورت آبرومندی درآمد.

باغ مذکور از آثار دورهی ناصرالدین شاه قاجار به شمار می‌رود. در این مورد چند سنگ‌نوشته (کتیبه) در نقاط مختلف باغ از نصیرالملک باقی‌مانده است. اولین کتیبه سنگ مرمر است که در بالای سر در ورودی شمال شرقی باغ نصب شده و با خط نستعلیق چنین خوانده می‌شود: «از وزیر شه نصیرالملک راد / دائمش باغ ارم آباد باد» علاوه بر کتیبهی فوق شش کتیبه سنگی در نمای شرقی ساختمان دیده می‌شود که همهی آنها با خط نستعلیق نقر و در آخر آنها تاریخ‌های مختلفی به چشم می‌خورد و نام نصیرالملک در آنها ذکر شده است. در آخر کتیبهی اولی تاریخ ۱۳۳۹ نوشته شده است.

اشعار کتیبهی دوم مربوط به شوریده شیرازی شاعر معروف دورهی قاجار است. کتیبهی سوم بیت اول آن تاریخ بنای ساختمان را مشخص می‌سازد چنین است: «از وزیر شه نصیرالملک راد / دائمش باغ ارم آباد باد».

در کتیبهی چهارم تاریخ ۱۳۳۹ دیده می‌شود و اشعار آن مربوط به فصیح الملک شوریده شیرازی است. در کتیبهی چهارم نیز رمضان المبارک ۱۳۱۵ دیده می‌شود و مربوط به تعمیرات بنا در دوره مظفرالدین شاه قاجار است. در کتیبهی پنجم در آخر کتیبه چنین خوانده می‌شود: «حسب مستطاب اجل اشرف آقای نصیرالملک».

در کتیبهی ششم که در سمت چپ و پای ایوان جنوبی نصب شده است، چنین خوانده می‌شود: «خادم اهل بشارت خان بنده درگه نصیرالملک ۱۳۴۰» کتیبه‌های مذکور مربوط به تعمیراتی است که به تدریج در این بنای باارزش صورت گرفته است. جالب‌ترین تعمیرات در سالهای اخیر در این بنای ارزنده انجام پذیرفت که به کلی آن را از وضع خراب گذشته خارج کرده است.

شش کتیبهی سنگی در نمای شرقی ساختمان باغ ارم دیده می‌شود. کتیبه‌های سنگی مذکور بر نمای جرزهای طبقهی اول نصب و خط همهی کتیبه‌ها نستعلیق است. دو کتیبه در زیر ایوان دو ستون سمت راست و دو کتیبه در زیر ایوان دو ستونی بزرگ و دو کتیبهی دیگر زیر ایوان دو ستونی سمت راست نصب گردید و به ترتیب کتیبه‌های مذکور را از سمت راست مورد بررسی قرارمی‌دهیم. اولین کتیبهی سمت راست در پای ستون سمت راست ایوان سمت راست نصب شده علینقی الشریف عمل استاد باشی حجار ۱۳۳۹. اشعار مربوط به مرحوم فصیح الملک شوریده شیرازی است.

کتیبهی دوم سنگی در پای ستون سمت چپ ایوان شمالی نصب شدهاست، خط کتیبهی مذکور نیز نستعلیق است. اشعار نیز اثر طبع مرحوم حاجی فصیح الملک شوریده شیرازی است. کتیبهی بعدی که سرباز دوره هخامنشی را نشان می‌دهد که در یک دست نیزه و در یک دست دیگر او گرزی قرار دارد، کلاه را با آن که سعی کرده‎اند به فرم نیزهداران تخت جمشید حجاری کنند ولی ساده است و هیچ گونه تزییناتی ندارد.

کتیبهی مذکور در دو طرف ایوان قرینهسازی است ولی به هر حال با آنکه از نقوش برجسته تخت جمشید تقلید شده، جذابیت و فرم زیبای نقوش برجسته نیزهداران پارسی تخت جمشید را ندارد. سه پنجرهی آهنی در پای ایوان مرکزی دیده می‌شود که دو پنجرهی آهنی طرفین بزرگتر و قرینهسازی است. پنجرهی وسط دو پنجره دارای اندازه بزرگتری است، پنجره‌های آهنی مذکور قدیمی و به زمان احداث ساختمان مربوط است سپس کتیبه‌ای با خط نستعلیق نصب شده و کتیبهی بعد نیز به خط نستعلیق نقر شده است.

کتیبهی بعدی نظیر کتیبهی سمت راست یک سرباز هخامنشی را نشان می‌دهد که به همان فرم نقش برجسته سمت راست حجاری گردید و سپس کتیبهی سنگی دیگری است که با خط نستعلیق حجاری و نصب شده است.

سردَرِ شمال شرقی باغ ارم: این سرا در سمت شمال شرقی باغ ارم و در انتهای آن قرار دارد و از نمونه‌های جالب و ارزنده از نظر فرم و تزئینات محسوب می‌شود.

 

کاشیکاری‌های سر در منحصر به چند کتیبه و چند قطعه کاشی‌کاری است ولی از نظر فرم ساختمان از نمونه‌های منحصر به فرد محسوب می‌شود، در بالا و در پیشانی سردر کتیبه‌ای به خط نستعلیق بر روی کاشی معرق نصب گردید. «نصر من الله و فتح قریب» در زیر کتیبهی کاشی کتیبه‌ای از سنگ مرمر لیمویی رنگ قرار دارد که در سطر اول آن عبارت شریف «بسم الله الرحمن الرحیم» و سپس یک بیت شعر با خط نستعلیق در زیر آن بر روی سنگ حجاری شده که چنین خوانده می‌شود:«از وزیر شه نصیرالملک راد / دائماً باغ ارم آباد باد»

تاریخ مذکور مربوط به دورهی سلطنت مظفرالدین شاه قاجار و زمانی است که نصیرالملک حکمران فارس بوده است، در هر سمت در دو طاقنما در طرفین دیده می‌شود که بالای آنها در هر طرف یک کتیبه‎‎ی کاشیکاری نصب شده است. کتیبه‌های کاشی‌کاری طرفین در با خط نستعلیق با زمینهی سرمه‌ای است و نوشتهی آن به صورت معرق است که آیه‌ای از قرآن مجید است. علاوه بر کتیبه‌های فوق چند کتیبه کاشی‌کاری معرق برجسته در اطراف سردر مذکور دیده می‌شود که جلوه خاصی به سردر داده است. در جلوی ساختمان اصلی باغ در سمت مشرق حوض وسیعی قرار دارد. روی هم رفته ساختمان باغ ارم را از نظر نقاشی‌های رنگ و روغن، درهای چوبی نفیس و منبت کاری‌های روی آن، پنجره‌های مشبک آهنی، از اره سنگی بنا، مقرنس‌ها و گچ‌بُری و کاشیکاری‌های نما و پیشانی ساختمان و ستون‌های سنگی از نمونه‌های جالب هنری دورهی قاجاریه باید محسوب داشت.

تالار آینه

آینهکاری تالار آینه و نقاشی‌های جالب رنگ و روغن سقف اتاق‌ها و ایوان‌ها ترمیم گردید. محوطهی باغ که به صورت مخروبه‌ای درآمده بود مجدداً تعمیر و با همان طرح اصلی خود ترمیم شده است. قسمت عمده از کاشی‌کاری نمای جرزها که فرو ریخته بود مجدداً با همان سبک اولیه در محل نصب شده است.

یکی از قسمت‌های بسیار جالب این بنا پنجره‌های آهنی است که در طبقه اول ساختمان در پای ایوان بزرگ دو ستونی در مدخل سردابه قراردارد و از نمونه‌های جالب پنجره‌های آهنی در دورهی قاجاریه محسوب می‌شود. قسمت عمده درهای چوبی از چوب ساج تهیه گردید و به همین جهت با گذشت سال‌ها سالم باقی‌مانده و هیئت اصلی خود را حفظ کرده‎اند.

کاشیکاری پیشانی ایوان مرکزی و اطراف آن از جالب‌ترین کاشی‌کاری‌های دورهی قاجاریه محسوب می‌شود که نمونه آن در سایر بناهای دورهی قاجاریه دیده نمی‌شود. چه در ساختمان دیوانخانهی قوام‌الملکی یا اندرون زینت الملکی یا سایر بناهای دورهی قاجاریه نظیر کتیبهی کاشیکاری پیشانی ایوان ساختمان باغ ارم دیده نمی‌شود و به همین جهت آن را باید از نمونه‌های منحصربه فرد دانست.

از مرحوم نصیرالملک بناهای ارزنده‌ای در فارس باقی‌مانده از جملهی آنها مسجد نصیرالملک، خانه نصیرالملک و باغ ارم را می‌توان نام برد. ساختمان قدیمی آن از بناهای بسیار جالب و بی‌نظیر دورهی قاجاریه است ایوان دوستونی مرکزی و دو ایوان اطراف آن از شاهکارهای معماری محسوب می‌شوند. حاشیه‌های کاشی‌کاری جرزهای ایوان از نمونه‌های جالب کاشی‌کاری دورهی قاجاریه است. عمارت آن با داشتن کاشی‌کاری‌ها و حجاری‌ها و نقاشی‌های رنگ و روغن از جمله بناهای پر ارزش و مهم شیراز و نقوش ازاره سنگی آن از نمونه‌های جالب حجاری محسوب می‌شود.

از جمله قسمت‎های بسیار جالب این بنای با ارزش سردابه‌ای است که در طبقه زیرین این ساختمان قرار دارد و آب جاری از وسط آن می‌گذرد و به همین جهت سردابه مذکور از نظر زندگی در تابستان محل بسیار مناسبی بوده است. گچ‌بری‌های بسیارزیبایی در قسمت‌های مختلف و از جمله در ایوان‌های نمای شرقی دیده می‌شود که منظره جالبی به این بنای با ارزش داده است.

 

بهروز قزلباش

سفر از شهر کرد به شیراز از مسیر یاسوج و سپیدان، چشم‌های شما را در طبیعت وحشی کوهستانها غرق می‌کند. اگر آهسته و نرم بروید و به تماشا وگلگشت بگذرانید تقریبا یک روز تمام وقتتان را می‌گیرد و به دیدن مناظرش می‌ارزد.

اول سلام به شاهچراغ. یکی از جاذبه‌های معنوی شیراز زیارت شاهچراغ است. یک صبح تا ظهر وقتتان را می گیرد و بعد باید به ظهرانه بیاندیشید. رستوران هفت خوان، مخصوصا بخش سنتیاش زیبا و دلپذیر است. غذاهای درجه یک دارد و بسیار شلوغ است. لطفا قبلا رزرو کنید وگرنه باید تا یک ساعت و نیم در صف انتظار بمانید.

مراقب احوالات خود باشید. اجازه ندهید بهانه‌های کوچک و بیبها زمان شما را تلخ کند. زمان که زهر می‌شود تلخی در رگ کلمات نفوذ میکند. شاید در رگ‌های کلمهی عشق، شیر و عسل جاری باشد و در رگ‌های کلمهی بهشت نشاط درون. زمان زهرشده، اجازه نمی‌دهد شیر و عسل، کام آدمی را شیرین کند و نشاط درون تراضی بین روح و جسم انسان است که اگر نباشد، روی دیگر بهشت، یعنی جهنم است.

باغ عفیف آباد، زمان را شکر می‌کند که تراضی بین روح و جسم انسان فراهم شود. تا نمایی از کاخهای بهشتی در برابر چشم شما باشد. شیر و عسل در رگ‌های عشق بدود، سرخرگ حیات از قلب طبیعت آن را به ضمیر و جان آدمی برساند و سیاهرگ طبیعت خستگی، نخوت و نفرت را در طبع خود می‌پذیرد و آن را تجزیه می‎کند. این‌ها زباله‌های وجود آدمی است که در باغ عفیف آباد به خاک میشود و به گُل می‌نشیند.

زمان اکسیر می‎شود تا تجزیه با نخستین تنفس، ریه‌های شما را عطرآگین کند. افسوس که این باغ به موزهی تفنگ و سلاح تبدیل شده است. آدمی به جای رفع خستگی و دوری از نخوت و پرهیز از نفرت، با دیدن سلاح به کشتن و کشته شدن و مرگ می‌اندیشد و در نفرت غرق می‌شود.

باید به جای موزهی تفنگ، موزهی آثار تذهیب ایرانی در این باغ برپا می‌شد تا روح بازدیدکنندگان با تن‏‎هایشان به تراضی و حظ نشاط روحانی برسد؛ بگذریم... اما؛ «باغ عفیفآباد» یا «گلشن» از آثار تاریخی شهر شیراز است. این باغ در خیابان عفیفآباد شیراز جای گرفته‌ است و هم اکنون در اختیار ارتش قرار دارد و گفته میشود یکی از بزرگ‌ترین موزه‌های سلاح خاورمیانه است.

باغ عفیفآباد نمونهی کاملی از هنر گلکاری ایرانی است. سازندهی عمارت باغ، میرزا علی محمدخان قوام الملک دوم است که در سال ۱۲۸۴ هجری قمری آن را احداث کرد. این باغ در یکی از مناطق اعیان‌نشین شیراز جای دارد و مجموعه در سال ۱۸۶۳ میلادی ساخته شد. این مجموعه شامل یک کاخ سلطنتی، موزهی سلاح‌های قدیمی و یک باغ ایرانی است که همگی برای بازدید همگانی فراهم هستند. این مجموعه با شماره ۹۱۳ و در سال ۱۳۵۱ در فهرست آثار ملی ایران به ثبت رسیده‌ است.

باغ یا عمارت عفیفآباد شیراز، با وسعتی حدود ۱۲۷ هزار متر مربع از زیباترین باغ‌های تاریخی شیراز است. این باغ در دورهی صفویه از باغ‌های مهم و گردشگاه پادشاهان بود. در این دوران این باغ توسط شاهان صفوی مورد استفاده قرار می‌گرفته است.

در زمان قاجاریه، میرزا علی خان قوام الملک این باغ را خریداری و اقدام به نوسازی باغ و درختان کرد و عمارتی زیبا و آراسته در آن بنا کرد. قوام دوم قناتی در نزدیکی باغ را برای آبیاری آن خریداری کرد. در اواخر دوران قاجار این باغ به دست عفیفه خانم، خواهرزادهی بانی باغ می‌رسد.

وی در این باغ دگرگونی و بهسازی گسترده‌ای پدید آورد و به همین جهت پس از آن این باغ به نام عفیف آباد معروف می‌شود. وارثین باغ در زمان پهلوی آن را به علیاحضرت فرح پهلوی همسر اعلیحضرت هدیه دادند. در سال ۱۳۴۰ ارتش در مزایده این باغ را خریداری کرد تا اینکه پس از انقلاب اسلامی و به کوشش ارتش جمهوری اسلامی و هم‌زمان با روز ارتش در تاریخ ۲۹ فروردین ۱۳۷۰، باغ عفیف آباد به موزهی نظامی شماره دو کشور مبدل شد.

این باغ یکی از کهن‌ترین باغ‌های شیراز است، از همین رو سادگی دیرینهی خود را نگه داشته‌ است. سردر باغ دارای چهار ستون گچی ساده است و سرستون‌های آن‌ها با الگو گرفتن از سرستون‌های تخت جمشید طراحی شده‌است.

در پیشانی سردر نگارهی دو شیر دیده می‌شود به گونه‌ای که گویی در را در میان پنجه‌های خود گرفته‌اند. پس از گذر از در، دالانی آن را به فضای اصلی باغ پیوند می‌دهد. در سوی دیگر در و بر پیشانی دهلیز آیین تاج‌گذاری یکی از پادشاهان ساسانی به چشم می‌خورد.

ساختمان کاخ دارای دو طبقه است که در آن نزدیک به ۳۰ اتاق تالار وجود دارد. در شمال و جنوب تالار دو بخاری از سنگ مرمر تراشیده شده‌ است. طبقهی پایین موزه نظامی شده‌ است و در آن آب‌نمای زیبایی ساخته شده و سوی خاوری آن با پنجره‌های رنگین ساخته شده‌ است. این طبقه با سه پلکان به طبقه‎ی دوم راه می‌یابد. طبقه‎ی دوم راهروی بلندی دارد که در دو سوی آن اتاق‌های تو در تو جای دارد.

در مرکز این طبقه تالاری بزرگ و باشکوه وجود دارد. سقف تالار چوبی است و به نقش‌های گل و بوته، شکارگاه و بزم و شادی آراسته شده‌است. دورادور دیوارها گچ‌بری و مقرنس‌کاری شده و درها و پنجره‌ها از شیشه‌های رنگی ساخته شده‌اند. در این طبقه «موزه عبرت» قرار دارد که دربردارندهی اتاق‌های همایش، رخت‌کن، نشیمن، مطالعه، پذیرایی و قمارخانه است.

پیشانی ساختمان با نگاره‌ای از تاجگذاری یکی از پادشاهان ساسانی با کاشی آراسته شده‌است. درِ اصلی ساختمان در سمت شمال است که از مسیر پلکان سنگی به تالار سرپوشیده می‌رسد. نمای شرقی عمارت دربرگیرندهی ایوانی بزرگ و زیباست که در تمام طول بنا کشیده شده‌است.

نمای غربی آن بسیار ساده است. ایوان جنوبی نیز از دید آذین‎بندی‌ها همانند ایوان شمالی است. در جلوی ایوان بزرگ عمارت چهار ستون بلند ساخته شده‌است و سقف آن با قطعات چوبی پوشیده شده‌است. سر ستون‌های ایوان با الهام از نقش‌های تخت جمشید گچ‎بری شده‌است. همچنین در جلوی ساختمان نیز استخر بزرگی وجود دارد که راه اصلی باغ از جلوی آن آغاز می‌شود.معماری این باغ آمیزه‌ای از ویژگی معماری دوران هخامنشی، ساسانی و قاجاریه است.

در این موزه مجموعه‌ای از سلاح‌های سرد و گرم، خودکار و نیمه خودکار، انواع شمشیر، زره، نیزه، کلاه خود، سپر، انواع تفنگ‌های سرپر، سنگ چخماق، تفنگ‌های شکاری، تپانچه و انواع مسلسل نگهداری می‌شود. از سلاح‌های با ارزش در این موزه می‌توان به تفنگ‌های شخصی فتحعلی‌شاه، ناصر الدین شاه، مظفرالدین شاه، رضا شاه، محمدرضا شاه و همچنین اسلحه‌های رزمندگان نهضت جنگل و مسلسل آب انباری رئیس علی دلواری اشاره کرد.

قهوه‌خانه سنتی و حمام خزینه‌ای

ساختمان قهوه‌خانه به شیوهی معماری ایرانی ساخته شده‌است. دیوارهای قهوه‌خانه با آجر ساخته شده در میانهی قهوه‌خانه حوض کوچکی وجود دارد. این قهوه‌خانه دارای شش حجره است که آراسته به نقوش شاهنامهی فردوسی است و با ظرافت و زیبایی خاصی بر روی کاشی کشیده شده‌است. از آن میان این نقاشی‌ها می‌توان «داستان ضحاک و کاوه آهنگر»، «داستان زال و سیمرغ»، «نبرد رستم و سهراب»، «نبرد تهمتن و دیو سفید» و «نبرد رستم و اسفندیار» را نام برد.

ساختمان حمام هم بر اساس شیوه سنتی حمام‌های سنتی ایران بنا شده‌است. این حمام دارای دو خزینه آب سرد و گرم است که از جاسازی دیگ مسی در کف خزینه، آب گرم فراهم می‌شد. حمام کهن باغ در پشت‌بام دارای مناره و قبه است. در دیوارهای این حمام نقش‌های برجسته‌ای به چشم می‌خورد، که از آن میان می‌توان به «فرهاد در کوه بیستون»، «دیدار مردم با خسرو پرویز ساسانی»، «صحنهی ورودی یوسف به جمع زنان مصری» اشاره کرد.

زنان و دختران ایرانی با ذوق و شوق وصف ناپذیری لباس‌های رنگارنگ قجری می‌پوشیدند، و عکس می‌گرفتند.

غرفه‌هایی برای فروش تولیدات دستی، نه چندان هنری در گوشه‌هایی از باغ تعبیه شده بود. مردم از مسقطی در رنگ‌های مختلف آنقدرها که از فالودهی شیرازی استقبال می کردند، نکردند. بازار فالودهی خنک شیرازی داغ داغ بود.

یک گروه موسیقی، در محوطهی ورودی باغ به نواختن آهنگهای مختلف و گاهی آهنگهای درخواستی بازدیدکنندگان و گردشگران را می‌نواختند و بهانه‌های نشاط مردم را فراهم کرده بودند. نفسشان گرم و عزتشان زیاد.

 

سید عباس آتش زمزم از تعویض کاغذهای باطله با کتابهای نو در هفته کتاب و کتابخوانی خبر داد و اظهار داشت: در این طرح شهروندان شیرازی میتوانند هرچیزی که از جنس کاغذ و مقوا باشد را به مراکز برپایی این طرح تحویل دهند و کتابهای نو را نیز با 50 درصد تخفیف خریداری نمایند .

 

رئیس سازمان فرهنگی، اجتماعی و ورزشی شهرداری شیراز با اشاره به اهمیت و نقش مطالعه در افزایش فرهنگ شهروندی گفت: این طرح علاوه بر کمک به خرید و مطالعه کتاب، با ماموریتهای شهرداری نیز تطابق دارد . آتش زمزم فرهنگسراهای علوی در بوستان علوی، سلامت در بوستان ملت، جوان در بوستان ایرانی، مطهری در شهرک شهید مطهری، کتاب در بولوار گلستان، قرآن در بولوار سیبوبه، رسانه در بولوارجانبازان و شهرداریهای مناطق دو، سه, پنج و هفت را محلهای برپایی این نمایشگاههای کتاب اعلام کرد .

وی با بیان اینکه در این طرح فرهنگ بازیافت نیز ترویج خواهد شد و یادآوری میشود که کاغذ زباله نیست، افزود: فرهنگسراهای منتخب از ساعت ۸ تا ۱۸ و شهرداریهای اشاره شده از ساعت ۸ تا ۱4 میزبان شهروندان شیرازی هستند .

 

منبع: روابط عمومی شرکت تعاونی لیتوگرافان

مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان فارس درگذشت زین العابدین بلادی کتابفروش با سابقه و خوشنام شیرازی را به جامعه ادبی و فرهنگی تسلیت گفت.

 

به گزارش چاپ و نشر، پیکر زین العابدین بلادی، پیر کتابفروشان استان فارس در دارالرحمه تشییع و خاکسپاری می شود؛در پی درگذشت پیر کتابفروشان و پیشکسوت صحافی جامعه از سوی مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی فارس، دبیر انجمن ناشران و کتابفروشان و جامعه فرهنگ و هنر استان پیام های تسلیتی صادر شد.

بهزاد مریدی در پی درگذشت این فعال و پیشکسوت کتاب و کتابخوانی شیراز که سالها عمر خویش را صرف گسترش فرهنگ و ترویج کتابخوانی کرد در پیامی عنوان کرد: «هر کتابفروشی که چشم از جهان فرو می بندد فقدانی برای فرهنگ و ادب آن سرزمین است؛ درگذشت سید زین العابدین بلادی که بیش از ۷۰ سال عمر با برکت خویش را صرف کتاب و صحافی کتب کرد سالها برای جامعه فرهنگی و ادبی شیراز خاطراتی را زنده می ساخت که در یادها خواهد ماند. این فرهیخته کتابدوست با وجود کهولت سن تا ساعت ها پیش از بدرود جهان فانی در پیشه کتابفروشی استوار ماند و درهای کتابفروشی خویش را که برای کتابدوستان خاطره انگیز بود را باز نگه داشت تا دروازه های فرهنگ بسته نماند».

این درحالیست که محمدجواد کاظمی دبیر انجمن ناشران و کتابفروشان استان فارس هم در پیامی از سوی این نهاد صنفی درگذشت این پیشکسوت فرهنگ و ادب و کتابفروش با سابقه دیرینه را تسلیت گفت.

در پیام یادشده آمده است: «انجمن ناشران و کتاب‌فروشان فارس درگذشت مرحوم سید زین العابدین بلادی، مدیر کتابفروشی بلادی و از قدیمی ترین کتابفروشان شیراز را به خانواده آن مرحوم و جامعه فرهنگی استان فارس تسلیت می گوید».

دبیر انجمن ناشران و کتابفروشان فارس با عرض تسلیت به خانواده آن مرحوم و جامعه فرهنگی استان فارس گفت: مرحوم بلادی بیش از ۷۰ سال با عشق به کتاب زیست و تا آخرین روزهای زندگی پربارش هم علیرغم کهولت سن چراغ کتابفروشی بلادی را روشن نگه داشت و یقینا اهل فرهنگ و کتاب این شهرهیچگاه لبخند پر مهرش و خدمت دیرسالش را به فرهنگ و ادب این شهراز یاد نخواهند برد. لبخند پرمهری که برای خیلی از افراد یادآور خاطره شیرین نخستین کتابی است که از کتابفروشی بلادی، خیابان زند خریده اند.

همچنین حسن مشکین فام مدیر موزه هنرمشکین فام در پیامی که حاوی تسلیتى به فرهنگ وفرهنگوران فارس است، آورده است: «تناوردرخت فرهنگ ومعرفت شیراز به خزان نشست؛ سترگ وارسته مرد عرصه کتاب وکتابخوانى بابیش از ۳ ربع قرن تلاش واستوارى درراه اشاعه وگسترش فرهنگ کولبارش رابه زمین گذاشت. اوکه برگها وشاخه هاى فراخش سایه سار فرهنگوران واهالى کتاب وقلم بود».

این در حالیست که داریوش نویدگویی عضو هیئت مدیره انجمن خیرین شهرساز که پی گیر قطعه نام آوران در آرامستان جدید شیراز در جاده خرامه است اعلام کرد: این قطعه شرایط مناسبی دارد اما خانواده مرحوم بلادی ترجیح دادند پیکر آن زنده یاد در دارالرحمه شیراز دفن شود.

وی تاکید کرد: این قطعه در آرامستان جدید شیراز تاکنون استفاده نشده و از شرایط مطلوبی برخوردار است اما به دلیل نبود وقت کافی برای انجام مراحل اداری و عدم رضایت خانواده بلادی پیکر ایشان صبح جمعه ۳۱ شهریورماه جاری از ساعت ۹ صبح تشییع و خاکسپاری خواهد شد.

زین العابدین بلادی متولد ١٣٠٥ در شهر شیراز از قدیمی ترین کتابفروش های شیراز بود که تا آخرین ساعت های حیات در این کتابفروشی در خیابان کریم خان زند شیراز به فعالیت می پرداخت. او چهارشنبه شب ٢٩ شهریورماه جاری در سن ٩١ سالگی دار فانی را وداع گفت.

یادآور می شود: مراسم تشییع و تدفین زین العابدین بلادی جمعه ۳۱ شهریورماه جاری ساعت ۹ صبح در دارالرحمه شیراز برگزار می شود و شنبه مراسم بزرگداشت و ختم آن مرحوم از ساعت ۱۵ در آستان مقدس علی ابن حمزه(ع) دایر خواهد بود.

 

منبع: روابط عمومی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی استان فارس