امسال سال خوبی برای کاغذ و محصولات فرهنگی مرتبط با آن نبود. بارها و بارها مسئولان تلاش کردند تا افسار اسب سرکش کاغذ را در دست بگیرند اما قیمت کاغذ، لجام‌گسیخته‌تر از آن بود که به این آسانی مهار شود.

به گزارش چاپ ونشر به نقل از ابتکار، نقطه شروع بحران کاغذ به آذر سال گذشته بازمی‌گردد. ماجرا از آنجا آغاز شد که پس از خبر خروج کاغذ از لیست کالاهای دارای اولویت ارزی، قیمت کاغذ ناگهان 20 درصد افزایش پیدا کرد. این افزایش همزمان شد با بالا رفتن قیمت ارز، افزایش قیمت جهانی خمیر کاغذ و عدم همخوانی عرضه و تقاضا.


کالای اساسی؛ آری یا نه؟

روزهای پایانی اولین ماه سال، همراه بود با خبر خوش وزیر ارشاد درباره کاغذ. او در توئیتی دراین‌باره نوشت: «کاغذ در لیست کالاهای اساسی همچون مواد غذایی و دارویی قرار گرفت و از تفاوت ارزی که دولت تامین می‌کند، برخوردار خواهد بود. برای ناشران، نویسندگان و اصحاب مطبوعات خبر خوشایندی است که دولت نیاز فرهنگی را چون نان، غذا و دارو برای کشور مهم و اساسی می‌داند». گرچه تنها چند روز بعد، سیداحسان قاضی‌زاده هاشمی، نماینده مجلس شورای اسلامی و عضو کمیسیون فرهنگی مجلس و عضو کمیته کنترل بحران کاغذ، با اشاره به گزارش رئیس سازمان برنامه و بودجه درخصوص کالاهای اساسی گفت: «متاسفانه طبق این گزارش کاغذ جزو لیست کالاهای اساسی قرار نمی‌گیرد و اشاره‌ای به کاغذ نشد لذا این ایراد و انتقاد جدی به مجموعه وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی وارد است چراکه نتوانست از حقوق مولفان و ناشران و اهالی مطبوعات صیانت کند».

حدودا یک ماه بعد از توئیت صالحی، علی واضحی، مدیر فروش یک شرکت واردکننده کاغذهای بالکی و موزع این نوع کاغذها در ایران دراین‌باره به یک خبرگزاری گفت: پیرو آشفتگی‌های اخیری که به واسطه اختلال در اداره نظارت بر ارز بانک مرکزی پیش آمده است، بیش از ۳ هفته است که پرداخت ارز کاغذ کتاب بالکی نه با نرخ ۳۸۰۰۰ ریالی وعده داده شده و نه حتی با نرخ ۴۲۰۰۰ ریالی از طرف بانک مرکزی انجام نمی‌پذیرد.


تحریم، تشدید بحران، واردات و درخواست نظارت

به واسطه دور اول تحریم‌ها، برخی کشورها تنها تا مرداد که زمان اجرایی شدن آن‌ها بود سفارش قبول می‌کردند و همین موضوع، قیمت کاغذ را تحت‌الشعاع قرار داد. گرچه مسئولان مرتبط، بالا رفتن قیمت را منطقی نمی‌دانستند اما قیمت کاغذ همچنان با رشدی جهنده بالا می‌رفت. محقق نشدن وعده‌ها درخصوص اختصاص ارز دولتی به کاغذ برای واردات و ناتوانی در تامین مواد اولیه برای تولید کاغذ در داخل همچنان به بالا رفتن قیمت کاغذ دامن می‌زد. روزهای پایانی بهار با همین ترتیب سپری می‌شد تا سرانجام با رفع مشکل تخصیص ارز 3800 تومانی به کاغذ، صدها تن کاغذ بالکی به کشور وارد شد تا شاید به این وسیله بتوان قیمت کاغذ را کمی مهار کرد. از همان زمان، با ورود این محموله کاغذ، تقاضا برای نظارت بر واردکنندگان از سوی دست‌اندرکاران و کسانی که به نوعی با کاغذ سروکار داشتند مطرح شد، تقاضایی که بیشتر با محوریت جلوگیری از سودجویی و احتکار کاغذ توسط برخی افراد در کشور بود.

به دنبال این تقاضا، وزیر ارشاد نیز در نامه‌ای به وزیر صنعت، معدن و تجارت، ورود ارگان‌های نظارتی به موضوع کاغذ را ضروری دانست. در همان روزها، علی فاضلی، رئیس وقت اتاق اصناف ایرانی در نامه‌ای دیگر به وزیر صنعت، از او خواست تا تدبیری برای بازگرداندن آرامش به بازار کاغذ بیندیشد. او در بخشی از این نامه ضمن اشاره به حجم واردات کاغذ، از عدم کمبود کاغذ مورد نیاز در انبارهای داخلی (حداقل ۶ ماه آینده؛ یعنی تا پایان آذر) خبر داد و عنوان کرد: «متاسفانه برخی واردکنندگان و دلالان با سوءاستفاده از وضع موجود کشور درصدد ایجاد بحران ساختگی و در نتیجه افزایش قیمت کاغذ هستند».

قیمت کاغذ همچنان بالا می‌رفت و یکی از راه‌ها برای مبارزه با آن، ورود کاغذ بیشتر برای تامین تقاضا بود. در همین راستا، اواسط مرداد ماه، وزیر ارشاد در توئیتی خبر از افزایش واردات کاغذ داد تا التهابات بازار کاهش پیدا کند.

باوجود همه این اقدامات اما گرانی کاغذ همچنان قربانی می‌گرفت؛ روزنامه‌ها و مجلات‌ یکی پس از دیگری به علت مسائل مالی یا مجبور به تعدیل نیرو می‌شدند و یا ناچار تعطیل می‌کردند.

تا شهریورماه مسائل مربوط به کاغذ در کارگروهی زیر نظر وزارت صنعت، معدن و تجارت بررسی می‌شد اما پس گذشت حدود 9 ماه، به دلیل تکثر حوزه‌های فرهنگی مرتبط با کاغذ، این کارگروه به وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی منتقل شد و تصمیم‌گیری‌ها زیر نظر این وزارتخانه صورت گرفت. اما این جابه‌جایی چقدر توانست به حل موضوع کاغذ کمک کند؟


سریال ادعای پایان بحران

میانه‌های شهریور ماه بود که برای بار نخست، محمد سلطانی‌فر، معاون مطبوعاتی وقت وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی از پایان بحران کاغذ خبر داد. او دراین‌باره گفته بود: «خوشبختانه بحران کاغذ را پشت سر گذاشتیم و نگذاشتیم که قیمت کاغذ بالا برود. از طرفی کارخانه تولید کاغذ مازندران را راه‌اندازی کردیم و با این اقدامات به نظر نمی‌رسد که تا پایان سال مشکل داشته باشیم». چند روز بعد صالحی، وزیر ارشاد هم این ادعا را تکرار کرد. او با بیان اینکه وضعیت کاغذ از شرایط بحرانی خارج شده است، گفت: «بیش از ۱۰۰ هزار تن کاغذ ثبت سفارش شده داریم که در مرحله تخصیص ارز هستند». پس از او نیز در این تاییدهای سریالی بر پایان بحران کاغذ، حسن میرباقری، رئیس انجمن واردکنندگان کاغذ، از پایان آنچه «شرایط بحرانی کاغذ» نامیده می‌شد، خبر داد و اعلام کرد: «با تصمیماتی که در این مدت اتخاذ شد، کاغذهایی که در گمرکات باقی مانده بود، همگی ترخیص شدند و در حال حاضر هیچ کاغذ ترخیص نشده‌ای باقی نمانده است».

همه چیز به نظر خوب به نظر می‌رسید اما مشکلات دست از سر کاغذ برنمی‌داشت، حالا نوبت سنگ حمل‌ونقل بود. چند ماهی بود که تعدادی از کامیون‌داران کشور به دلایلی ازجمله گران شدن عوارض و لوازم یدکی به ویژه لاستیک در عین ثابت ماندن کرایه بار، از حمل بارهای‌شان به مقاصد تعیین شده، خودداری می‌کردند. به همین دلیل روند انتقال محموله‌های کاغذ از گمرک به انبارها دچار اختلال شد و همین موضوع دوباره بازار را ملتهب کرد. البته مدتی بعد با رایزنی‌ها در خصوص مشکلات کامیون‌داران این مشکل حل شد و به‌نظر می‌رسید که حداقل برای مدتی کوتاه، کاغذ رنگ آرامش را به خود ببیند.


«سلطان کاغذ» وارد می‌شود

حدودا یکی دوماه همه چیز با آرامش سپری می‌شد، افزایش قیمت کاغذ دیگر لجام‌گسیخته نبود و می‌شد باور کرد که بحران کاغذ به انتهای کار خود رسیده بود. اول آذر هم، سیدعباس صالحی درباره وضعیت کاغذ گفته بود «من نمی‌گویم مشکلی در زمینه کاغذ نداریم اما از بحران خارج شدیم و تلاش می‌کنیم این موضوع را کنترل کنیم و مشکلات را به حداقل برسانیم.» اما آیا با وجود تمام مشکلات، این بحران به پایان رسیده بود؟ 12 دی، سردار حسین رحیمی، رئیس پلیس تهران، خبر از دستگیری سلطان کاغذ داد. بنابر گفته او گروهی ۱۶ نفره که بالغ بر ۳۰ هزار تن کاغذ را با ارز دولتی وارد کشور کرده و آن را احتکار کرده بودند دستگیر شدند.

دوباره بازار کاغذ آشفته شد. قرار گرفتن کاغذ در لیست کالاهای اساسی و بیان تخصیص ارز دولتی برای واردات این محصول به کشور این روزها نه‌تنها گره‌ای از کلاف پیچیده آن باز نکرد که روزبه‌روز و با افزایش قیمت کاغذ به سردرگمی ناشران افزود. محمد حسین متولی، از ناشران و واردکنندگان کاغذ به کشور دراین‌باره گفت: کاغذ در حال حاضر در لیست کالاهای تحت حمایت و در ردیف کالاهای ضروری قرار دارد اما دریافت ارز برای واردات آن مشمول کاغذبازی و بوروکراسی بسیار زیادی است. بعد از این مسئله هم بانک مرکزی می‌گوید برای واردات کاغذ تنها روبل روسیه، لیر ترکیه و روپیه هندوستان قابل تخصیص است و این ارزها در مقصد و در بانکی برای واردات به شما تخصیص می‌یابد و شما نیز حق تبدیل آن به ارز دیگری را ندارید.


زورآزمایی دلالان و دولت

قیمت‌گذاری کاغذ در بازار تبدیل شده‌بود به ماراتنی بین دلالان و دولت. ماراتنی فرساینده که فرهنگ، بیشترین آسیب را از آن می‌دید. اهالی فرهنگ دست به کار شدند، جلسه پشت جلسه، اما موضوع کاغذ بسیار بزرگ‌تر از توان اصحاب فرهنگ است. تا جایی که هومان حسن‌پور، رئیس اتحادیه ناشران و کتابفروشان استان تهران در اعتراض به عدم نظارت بر قیمت و گرانی کاغذ، وضعیت کتاب را به سرنوشت دریاچه ارومیه تشبیه کرد. او حتی مدعی شد که سال آینده حتی کاغذی برای چاپ کتاب هم نخواهیم داشت!

با این اوصاف آنچه به نظر می‌رسد، این است که بحران کاغذ، نه‌تنها حل نشده بلکه تبدیل به سرطانی شده که کم‌کم حوزه‌های فرهنگی اعم از رسانه، کتاب و... را یکی پس از دیگری از پا می‌اندازد. آیا این وضعیت ادامه خواهد داشت؟ آیا مسئولان، راهکاری برای مقابله با کمبود کاغذ پیدا می‌کنند؟ تنها می‌توان امیدوار بود!

 

 

 

 

 

سال ۹۷ سال سختی بود، این را حتی معاون اول رئیس‌جمهور که معتقد است امسال را با موفقیت به پایان رسانده‌‌‌‌‌ایم قبول دارد؛ سالی که در آن قیمت‌ها از ارز و سکه تا کالاهای اولیه و ثانویه بدون هیچ منطقی و در کسری از ساعت آنقدر افزایش پیدا می‌کرد که پس از مدتی گرانی مترادف با بخشی از «روزمرگی» مردم ایران معنا شد.

به گزارش چاپ ونشر نقل از اقتصادآنلاین، صادق فرامرزی در وطن امروز نوشت:  در میان این گرانی‌ها و با هر ضربه‌ای که به توان معیشتی مردم برای خرید اقلام ضروری زندگی‌شان وارد می‌آمد، تولیدکنندگان و عرضه‌کنندگان کالاهای فرهنگی بویژه در عرصه کتاب و مطبوعات متوجه فشاری جدید شدند؛ فشاری که از یک‌سو در آن با افزایش مشکلات معیشتی کالاهای آنان به‌عنوان یکی از اولویت‌‌های حذف از سبد خانوارها کنار گذاشته می‌شد و از سوی دیگر اقلام اولیه تولیدات آنان نیز نه اگر به سرعتی بیشتر که پا به پای سایر اقلام گران می‌شد. افزایش بی‌سابقه قیمت کتاب و کاهش تعداد تیراژ به 300 تا500 نسخه، افزایش قیمت روزنامه‌ها و نشریات و متقابلا کاهش تعداد صفحات برخی از آنان، تعدیل نیروها در بخش قابل توجهی از رسانه‌‌های مکتوب و... که همگی حکایت از نزدیک شدن بازار کتاب و جراید در سایه گرانی قیمت کاغذ به سمت سقوطی آزاد داشت موجب شد پرسش از آینده‌ای که در آن کتب و جراید اندک مشتریان فعلی خود را نیز از دست بدهد، تبدیل به پرسشی حیاتی شود. براستی در صورت «مرگ» کامل رسانه‌‌های کاغذی و محدودتر شدن دایره خریداران کتاب چه جایگزین‌‌‌هایی می‌تواند خلأ آنها را پر کند و آیا این جانشینان توانایی به دوش کشیدن رسالت اولیه پیشینیان خود را خواهند داشت؟

 

جامعه‌ای که نمی‌خواند

عجیب نیست که «اندیشه» به‌عنوان پدیده‌ای جاری در تمام طول تاریخ بشریت که جنبه‌ای ذهنی داشته و دارد، بیش از عمده پدیده‌‌های دیگر با واسطه‌‌‌هایی مادی یعنی «لوح» و «قلم» شناخته می‌شود. عمده کتب آسمانی با سخن گفتن در باب نوشتن و خواندن آغاز شده‌‌اند و هرجا نیز که صحبتی از اندیشه بوده است، بدون هیچ پیش‌شرطی مصادیق عینی آن را با مکتوبات به جای مانده شناخته‌‌‌اند. گویا که نسبت موجود میان اندیشه و جوامع را با آثاری که به نگارش درآمده‌‌اند باید سنجید و از این جهت جامعه‌ای که خواندن در آن جایگاهی نداشته باشد، نمی‌توان به گفته‌هایش نیز استناد چندانی داشت.

با همه این اوصاف آمارها گواهی به آن می‌دهد که جامعه ایران چندان اهل خواندن نیست. به‌عنوان مثال سرانه مصرف کاغذ در اروپا 55 کیلوگرم، در آمریکا 150 کیلوگرم و در برخی کشورهای جهان 300 کیلوگرم است، در حالی که این سرانه در حال تهدید در کشورمان بین 20 تا 22 کیلوگرم بیشتر نیست. به شکلی مصداقی و فراتر از توجه صرف به مصرف کاغذ به‌عنوان ماده خام تولیدات مکتوب (که بخشی از آن در عرصه‌‌های تبلیغاتی و بسته‌‌‌بندی نیز مورد استفاده قرار می‌گیرد) انداختن نگاهی کوتاه به میزان تیراژ جراید گویای آن است که مجموع روزنامه‌‌های منتشر شده در کشورمان بدون احتساب شماره‌‌های مرجوعی‌شان روزانه کمتر از یک میلیون نسخه است. این در حالی است که تنها از 2 روزنامه «یومیوری شیمبون» و «آساهی شیمبون» ژاپن روزانه بیش از

15 میلیون نسخه چاپ می‌شود؛ آن هم ژاپنی که به لحاظ تکنولوژیک قطعا در صنایع الکترونیک جایگزین مکتوبات از ما جلو‌‌‌‌‌‌تر است!

انداختن نگاهی به وضعیت مشابه در عرصه بازار نشر نیز بخوبی گواه آن است که فارغ از مشکلات اقتصادی و گرانی‌‌های اخیر، جامعه ایرانی جامعه‌ای خواننده نیست و سعی می‌کند عمده اطلاعات خود را نیز از طریق مجاری غیررسمی همچون شبکه‌‌های اجتماعی کسب کند. با این حال نمی‌توان از تاثیرگذاری مخاطبان ثابت‌قدم کتب و جراید در جهت‌دهی به فضای فرهنگی کشور و بخش قابل توجهی از جمعیت مرتبط با آنان چشم پوشید؛ مخاطبانی که بعد از تغییرات شکل گرفته در بازار کتب و جراید به احتمال زیاد باید رو به تغییر الگوی مصرف فرهنگی خود آورند.

 

گران‌تر از همیشه

گرانی‌‌های سال 97، بازار کاغذ و متعاقب آن کتب و جراید را به سمتی برد که حتی بدبینانه‌‌‌‌‌ترین نگاه‌ها نیز پیش‌بینی چنین سرنوشتی را برای آن نمی‌کرد. به‌عنوان مثال، در بازار نشر ایران یکی از پرمصرف‌ترین کاغذ‌ها در انتشار کتاب، کاغذ تحریر اندونزی 70 گرمی با ابعاد 60 در 90 است که مناسب انتشار کتاب در قطع رقعی است. این نوع کاغذ در آذرماه سال گذشته با قیمت بندی 81 هزار تومان به‌ دست مصرف‌کننده که همان ناشر است، می‌رسید اما این رقم امسال تقریبا به 400 هزار تومان رسیده و به عبارت دیگر 5 برابر شده است. از سوی دیگر با توجه به جداول آماری که خانه کتاب به‌عنوان تنها نهاد رسمی تولید آمار در حوزه کتاب به‌صورت ماهانه منتشر می‌کند، هر صفحه کتاب در 3 ماه گذشته حدود 27 درصد افزایش قیمت داشته است. بر اساس فرم‌های استاندارد و مرسوم، هر کتاب در قطع رقعی در فرم‌های 16 صفحه‌ای چاپ می‌شود. حالا اگر میانگین تعداد صفحات کتاب را 208 صفحه در نظر بگیریم (این رقم در دی‌ماه 210 صفحه ثبت شده است)، هر کتاب به 13 فرم کاغذ نیاز دارد. حالا اگر شمارگان هزار نسخه‌ای را لحاظ کنیم، برای چاپ چنین کتابی به 13 هزار برگ کاغذ 60 در 90 نیاز است که برابر با 13 بند کاغذ است. با این حساب چنین کتابی با قیمت امروز به 4 میلیون و 290 هزار تومان کاغذ نیاز دارد. در چنین شرایطی پیش‌بینی‌ها حکایت از آن دارد که میانگین قیمت هر جلد کتاب در نمایشگاه کتاب سال 98 به 41 هزار تومان یعنی برابر با یارانه نقدی یک نفر برسد. گرانی‌‌های کاغذ البته محدود به حوزه نشر باقی نماند و عمده جراید را نیز با مشکلاتی از این دست مواجه کرد. رو آوردن برخی مجلات به انتشار سیاه و سفید، تعدیل نیروهای مشغول به کار در این عرصه و همچنین گران شدن قیمت عمده جراید و کاهش تعداد صفحات منتشره از عمده‌‌‌‌‌ترین مصائب گرانی‌‌های کاغذ بوده است. وابسته بودن نزدیک به دوسوم از بازار

2 میلیون تنی کاغذ در ایران به واردات خارجی باعث شد سال 97 تبدیل به زمستان مرگبار خیلی از جرایدی شود که قدرت تطبیق دادن خود با قیمت‌‌های جدید کاغذ را نداشتند. خبر ناراحت‌کننده آن است که چند روزنامه اعلام کرده‌‌اند احتمالا سال بعد چاپ نخواهند شد.

 

سوت پایان یا وقت اضافه

به‌رغم آنکه خیلی‌ها اعتقاد دارند هر قدر رسانه‌‌های دیجیتال توسعه کمی و کیفی بیابند باز هم قادر به شکست کتاب و رسانه‌‌های کاغذی به‌عنوان قدیمی‌‌‌‌‌ترین رسانه نیستند اما گویا تغییرات همه‌جانبه در توسعه یکی و گران و محدود کردن دیگری باعث شده طرفداران قدیمی رسانه‌‌های کاغذی زنگ خطری را به مناسبت پایان یافتن عصر خود بشنوند! سوالات متعدد در این باب که آیا گران شدن قیمت کاغذ می‌تواند آخرین گلوله شلیک شده به سمت متقاضیان رسمی‌‌‌‌‌ترین رسانه خبری و کتب منتشره باشد یا خیر، هر ذهن کنجکاوی را به این فکر فرو می‌برد که در صورت پایان یافتن عصر و زمانه مطبوعات کاغذی و همچنین سقوط آزاد مخاطبان کتاب، چه مکانیسمی قادر به مدیریت عواقب آن خواهد بود. ریزش شدید مخاطبان جراید، رو آوردن تعداد زیادی از روزنامه‌نگاران سابق به فعالیت صرف در شبکه‌‌های اجتماعی، بحران تامین مالی رسانه‌‌های کاغذی در سایه رایگان شدن بیش از پیش اطلاع‌رسانی (به‌رغم پیش‌دستی برخی روزنامه‌ها در پولی کردن نسخه الکترونیکی خود) و عقب ماندن جراید کاغذی از رسانه‌‌های نوظهور در اطلاع‌رسانی سریع وقایع باعث شده امروز خیلی‌ها امکان وقوع فرضیه «پایان مطبوعات» را بیش از شکست آن محتمل بدانند. در چنین وضعیتی گران شدن قیمت کاغذ و اثرات متقابل آن بر قدیمی‌‌‌‌‌ترین رسانه خبری موجود در ایران باعث شده برخی در پیش گرفتن سیاست‌‌های صحیح مدیریتی را باعث کشیده شدن این دوئل به وقت‌‌های اضافه و نه سوت پایان بازی بدانند. حتم به یقین در صورتی که رسانه‌‌های کاغذی سال آینده بتوانند روند فشارهای وارد آمده به مخاطبان خود در سال 97 را کنترل کنند، می‌توان امید داشت که بخش قابل توجهی از عواقب اجتماعی و فرهنگی ناشی از «پایان عصر مطبوعات» را کنترل کرد. با این حال و در صورت فرض این امر که عمر رسانه‌‌های کاغذی و رسمی به پایان برسد، چه جانشین‌‌‌هایی برای آن وجود خواهد داشت و این جانشینان باعث شکل گرفتن چه اتفاقاتی خواهند شد؟

 

 مجازی شدن رسانه‌‌های کاغذی

فرض کوتاه آمدن رسانه‌‌های کاغذی مقابل تحولات فضای مجازی و تغییر دادن فرم انتشار آنان به سمت شکل و شمایلی مجازی از عمده‌‌‌‌‌ترین فرضیاتی بوده است که همواره پیرامون آینده مطبوعات از آن صحبت شده است. ابتکار عمل‌‌‌هایی همچون پولی کردن نسخه الکترونیکی مطبوعات و شکل گرفتن اپلیکیشن‌‌‌هایی برای مطالعه مجازی جراید (عمدتا مجلات) باعث شده خیلی‌ها آینده مطبوعات را آینده‌ای درون فضای مجازی و نه با شکل و شمایل کلاسیک و کاغذی آن تصور کنند. با این حال و به‌رغم تغییرات ساختاری و ذاتی فراوانی که مجازی شدن مطبوعات به ارمغان خواهد آورد، نخستین مساله مهم در این باب آن خواهد بود که مطبوعات مجازی به علت عدم توانمندی در کسب درآمد مستقل از فروش و تبلیغات، جای چندانی در رقابت با کانال‌ها و مجاری غیررسمی پیدا نخواهند کرد. نخستین عارضه این مساله را می‌توان در ادامه یافتن مسیر تعدیل نیروهای فعال در عرصه مطبوعات تصور کرد که منجر به کاهش بیش از پیش تعداد فعالان در این عرصه و بازدهی نهایی آن خواهد شد.

 

کتب الکترونیکی و صوتی

به موازات پر و بال گرفتن پدیده نوظهور «مطبوعات مجازی» و البته با سابقه‌ای بیشتر، سال‌هاست که مساله کتب الکترونیکی و صوتی نیز از سوی برخی سایت‌‌های جهانی و داخلی پیگیری می‌شود. هرچند که موفقیت‌‌‌هایی نیز در این عرصه شکل گرفته است اما دور شدن از اصالت و شکل اولیه کتاب و کتابخوانی باعث شده کماکان و به‌رغم تلاش‌‌های متعدد، این پروژه نتواند به شکلی در خور جای رقیب قدیمی خود را پر کند. در ایران نیز محبوب شدن تعدادی از اپلیکیشن‌‌های اختصاصی برای خرید نسخه الکترونیکی کتب و مجلات (طاقچه، فیدیبو و...) و خرید کتاب‌‌های صوتی (نوار، آوانو و...) باعث شده خیلی‌ها این عرصه را جانشین کتاب و کتابخوانی در سایه گران شدن کاغذ و کتب بدانند. این فرم از کتابخوانی هرچند که موفق شده با حذف مواد اولیه انتشار کتاب و واسطه‌‌های متعدد آن، تعدادی از کتب را با قیمتی نازل‌‌‌‌‌‌تر در اختیار متقاضیان قرار دهد اما هنوز در باب موفقیت آینده آن نمی‌توان با جدیت سخنی به زبان آورد. قرار داشتن در میانه ظرفیت‌‌های بالقوه و عدم پیشینه باعث شده بازار کتاب در سایه فروش الکترونیکی آن هنوز مساله‌ای مورد تردید باشد.

 

 غیررسمی شدن حوزه اطلاع‌رسانی

کمرنگ شدن حوزه نفوذ تاثیرگذاری جراید رسمی و کاغذی در مقابل کانال‌‌های مجازی و صفحات فعال در شبکه‌‌های اجتماعی در پروسه‌ای تدریجی باعث شده فرآیند خبر و اطلاع‌رسانی بیش از هر زمان دیگری ماهیتی غیررسمی پیدا کند. هرچند که غیررسمی شدن حوزه اطلاع‌رسانی در سال‌های اخیر باعث شده بخش قابل توجهی از سوژه‌‌های بدیع به لطف انتشار حداکثری در شبکه‌‌های اجتماعی تبدیل به موضوع روز و مسائل اصلی شود. با غیررسمی شدن هر روزه و بیش از پیش حوزه اطلاع‌رسانی که کمرنگ شدن مطبوعات نیز در آن اثری جدی داشته است، بازار ترویج شایعات در سایه پاسخگو نبودن و عمدتا عدم اطلاع از نسخه اولیه انتشار یک خبر، عدم توانایی در پاسخگویی مناسب قربانیان شایعات و... شکل می‌گیرد. از مهم‌ترین اثرات این پدیده می‌توان به این نکته مهم اشاره داشت که در سایه کاهش اثرگذاری مطبوعات (به‌عنوان مجاری رسمی اطلاع‌رسانی) ارزش خبری بخش قابل توجهی از اخبار با مشکل صحت و سقم مواجه شده است. غیررسمی شدن حوزه اطلاع‌رسانی در بلندمدت فضای جامعه را به سمت «عدم پاسخگویی» در قبال ادعای طرح شده خواهد برد.

واقعیت غیرقابل انکار در زمینه آینده احتمالی کتب و جراید آن است که به هر دلیل گریزناپذیری و در صورت موفقیت یا عدم موفقیت نسخه‌‌های الکترونیکی برای محافظت از این دو مرجع قدیمی اطلاعات و معرفتی مردم، آنچه در سایه تضعیف و از میدان خارج شدن‌شان رخ خواهد داد آن است که جامعه با تغییر یکباره‌ای در زمینه‌ مهم‌ترین مرجع مطالعاتی خود برای کسب داده‌‌های اولیه (چه در حوزه خبر و چه در حوزه معرفت) مواجه خواهد شد. برای مثال قدرت یافتن بسترهای بصری اطلاع‌رسانی هرچند زمینه دریافت اطلاعات جدید را هموار می‌کند اما عمده مخاطبان را با دور کردن از منبع مطالعاتی اولیه به سمت آن خواهد برد که کمتر اعتنایی به منابع اولیه مبتنی بر گزاره‌‌های منطقی (مکتوب) داشته باشد. کاهش میزان مطالعه و تغییر یافتن مرجع مطالعاتی جامعه جدا از میدان دادن به بازار حواشی و شایعات، مطالعه را نیز تبدیل به امری فرعی در جهت کسب اطلاعات خواهد کرد که اثرات وضعی آن در بلندمدت باعث سطحی‌نگری عمومی در جریان شناوری میان اطلاعات فراوان منتشر شده و عدم رسیدن به پیش‌فرض‌‌های اولیه جهت ارزش‌گذاری کنش‌ها و واکنش‌‌های اجتماعی خواهد شد.

 

هر فعالیت اقتصادی به ‌دور از ابعاد متفاوت و تأثیرگذاری که بر جامعه دارد، وابسته به وجود مواد اولیه و کالاهایی است که تداوم فعالیت آن را تضمین می‌کند؛ روزنامه نیز در کنار ماهیت فرهنگی، اجتماعی و سیاسی از این قاعده مستثنا نیست.

به گزارش چاپ ونشر به نقل از اصفهان امروز: هر فعالیت اقتصادی به ‌دور از ابعاد متفاوت و تأثیرگذاری که بر جامعه دارد، وابسته به وجود مواد اولیه و کالاهایی است که تداوم فعالیت آن را تضمین می‌کند؛ روزنامه نیز در کنار ماهیت فرهنگی، اجتماعی و سیاسی از این قاعده مستثنا نیست.

تامین کاغذ به‌عنوان یکی از اصلی‌ترین کالاهای موردنیاز صنعت نشر و روزنامه همواره با چالش‌های مختلف روبرو بوده و هست. این کالا اما در سال‌های اخیر و بویژه در سال جاری با نوسانات قیمت مواجه شده و این موضوع باعث شده بازار این حوزه کمتر دارای ثبات و آرامش نسبی باشد. مشکلات حوزه کاغذ مربوط به امسال و سال گذشته نیست اما در سال جاری روند افزایشی قیمت کاغذ بی‌ضابطه ادامه داشته تا جایی که ادامه فعالیت برای برخی از ناشران و روزنامه‌ها به حدی بغرنج شد که حتی با تعدیل نیرو نتوانستند به ادامه فعالیت بپردازند و فرجامی جز تعطیل و خاموشی چراغ فعالیت فرهنگی خود نداشتند.

رشد بیش از 600 درصدی قیمت کاغذ روزنامه در کمتر از یک سال موضوعی است که در مورد آن صحبت می‌شود. توجه به ضریب افزایش قیمت کاغذ عمق بحران موجود در این حوزه را نشان می‌دهد. درست از نخستین روزهای کاری پس از تعطیلات نوروزی سال 97 بود که نوسانات بازار کاغذ اوج گرفت و افزایش قیمت ارز بر روند خریدوفروش کاغذ در حوزه نشر تأثیر گذاشت. بسیاری از ناشران دل‌نگران از وضعیت بازار با بنگاه‌هایی روبرو شدند که از فروش کاغذ خودداری می‌کردند یا قیمت نمی‌دادند و برخی کاغذ فروش‌ها از واردکنندگانی گلایه داشتند که باوجود ترخیص کاغذ از گمرک، فروش نداشتند. خبرهای ناخوش برای این حوزه همچنان ادامه داشت و دقیقا در سال‌هایی که به نام اقتصاد مقاومتی و حمایت از تولید ملی نام‌گذاری شده بودند، معدود کارخانه‌های تولید کاغذ نیز در کشور به تعطیل کشیده می‌شوند.

 چندی پیش بود که رئیس سندیکای تولیدکنندگان کاغذ و مقوا از توقف تولید کاغذ در کارخانه‌های داخلی خبر داد. موضوعی که به‌شدت تعجب‌برانگیز بود. این روند ادامه‌دار بود تا اینکه در گرم‌ترین روزهای سال در قلب تیرماه خبری منتشر شد که آب سردی بر پیکر نیمه‌جان حوزه نشر و مطبوعات بود. خبر منتشرشده از سوی بانک مرکزی در مورد فهرست دریافت‌کنندگان دلار 4 هزار و 200 تومانی برای واردات کاغذ بود، فهرستی که سروصدای زیادی در رسانه‌ها به پا کرد. در این فهرست یکی از بخش‌هایی که توجه همه را به خود جلب کرد، ارزی بود که برای واردات کاغذ اختصاص داده‌شده بود.

طبق این لیست 22 شرکت حدود 40 میلیون یورو برای واردات کاغذ روزنامه و 67 شرکت حدود 80 میلیون یورو برای واردات خمیرکاغذ (ماده اولیه تولید کاغذ) دریافت کرده بودند و این در حالی است که قیمت انواع کاغذ در بازار ایران هیچ تناسبی با ارزی که برای واردات تخصیص داده‌شده بود، نداشت. همچنان  باوجود تخصیص ارز ارزان دولتی و حتی یارانه 400 تومانی که به واردکنندگان بازگردانده می‌شد (فاصله دلار 4200 تا 3800 تومانی) همه از نرخ کاغذ گلایه داشتند. در این مدت روزنامه‌ها کاغذی خریداری کرده‌اند که با نرخ دلار بازار آزاد محاسبه‌شده است. تنها مصرف‌کنندگان اصلی که شامل روزنامه‌ها، مطبوعات و ناشران می‌شوند، ناراضیان بازار کاغذ نبودند، فروشندگان صنف کاغذ نیز از این وضعیت گلایه داشتند. آن‌ها می‌گویند که احتکار کاغذهایی که وارد کشور شده باعث شده ضمن افزایش شدید قیمت‌ها، کاغذی هم برای فروش نداشته باشند؛ اما روزگار کاغذ هرروز مچاله‌تر از قبل می‌شد باوجود تمام وعده‌های دولت در راستای بهبود وضعیت اما روزنامه‌ها در عمل اتفاق شاخصی را شاهد نبودند؛ اما قصه پر غصه کاغذ برای روزنامه‌ها در همین محدوده خلاصه نمی‌شود و این داستان همچنان ادامه دارد. نیمه دوم سال 97 بازهم وضعیت کاغذ روزنامه روزهای سرد و سردتری را تجربه کرد. روزهایی که به‌واسطه ورود دلالان در عرصه کاغذ به وجود آمده بود. شناسایی گاه‌وبیگاه احتکارهای کاغذ، در رسانه‌ها منتشر می‌شد و صحبت از بهبود اوضاع اما در وضعیت روزنامه‌ها تغییری رخ نمی‌داد. مشکل کجا بود؟ چه کسانی از این وضعیت سودهای هنگفت به دست می‌آوردند؟ و در نهایت آینده روزنامه‌ها قرار است به کجا منتهی شود؟ این‌ها سوالاتی است که برای رسیدن به پاسخ آن‌ها پای صحبت‌های چند تن از مدیران مسئول و صاحب‌امتیازان روزنامه‌های محلی و ملی نشستیم.

 

وضعیت اقتصادی بحرانی نیست، بحران مدیریت داریم

مدیرمسئول روزنامه کیمیای وطن در مورد افزایش قیمت مواد اولیه و به‌صورت ویژه کاغذ در گفتگو با اصفهان امروز اظهار کرد: روزنامه‌ها در شرایط فوق‌العاده بدی به سر می‌برند، نخست باید به این نکته اشاره کرد که کاغذ تبدیل به کالایی غیرقابل‌دسترس و به‌نوعی قاچاق شده است. حاجیان بابیان اینکه کاغذ روزنامه در بازار موجود نیست و اگر هم هست کسانی که کاغذ دارند حاضر به عرضه آن نیستند تأکید کرد: دولت ارز 4 هزار و 200 تومانی برای کاغذ در نظر گرفته و عده‌ای از این ارز برای واردات استفاده کرده‌اند و این در حالی است که ارز لازم از کیسه مردم خارج‌شده اما بعد از گذشت 5 تا 6 ماه هنوز حتی به میزان 5 درصد از کاغذی که با این ارز خریداری‌شده در اختیار انتشارات مختلف قرار نگرفته است.

مظفر حاجیان اظهار کرد: سال گذشته در همین مدت‌زمانی کاغذ کیلویی 2 هزار و 250 خریداری می‌شده و امروز این رقم به 13 هزار تومان رسیده که نشان می‌دهد نزدیک به600 درصد افزایش قیمت داشته‌ایم. در این شرایط روزنامه‌ها چه باید بکنند وقتی زینک به‌عنوان یکی از پرکاربردترین و مواد موردنیاز روزنامه از 12 هزار تومان به 80 هزار تومان افزایش پیداکرده و همچنین جوهری که در چاپخانه‌ها استفاده می‌شده افزایش قیمت داشته واقعاً چه باید کرد؟ او با انتقاد از اینکه نظارت و حمایت دولت در امر خرید و توزیع کاغذ چندان اصولی و کارشناسی شده نبوده و نیست عنوان کرد: همه مدیران مسئول به دنبال کاغذ هستند اما وجود ندارد و به نظر می‌رسد عزم و اراده‌ای هم از سوی دولت دراین‌بین وجود ندارد. پول بیت‌المال از جیب ملت خارج‌شده اما در توزیع کاغذ اتفاقی رخ نداده درصورتی‌که دولت اذعان می‌کند کاغذ با ارز دولتی خریده شده این کاغذ در دستان چه کسانی است؟ حاجیان تصریح کرد: به نظر می‌آید در صورت ادامه‌دار بودن این روند در سال آینده، نفس کشیدن برای بخش عمده روزنامه‌هایی که هیچ حمایت مالی ندارند به‌شدت سخت خواهد بود و محکوم‌به فنا هستند. او روزنامه‌ها را نیازی ضروری برای ارتقای فرهنگ و روشنگری جامعه دانست و افزود: حال‌وروز این رسانه تأثیرگذار به‌شدت وخیم است. مدیرمسئول روزنامه کیمیای وطن راه‌حل خروج از این وضعیت را در نظارت بیشتر دانست و گفت: پیشنهاد مشخص این است که بحث کاغذ و حمایتی که قرار است دولت از روزنامه‌ها داشته باشد از مباحث تجارت خارج شود یعنی برای ورود کاغذ به تاجر ارز ندهند، بلکه در برنامه‌ای هماهنگ کاغذ روزنامه وارد کنند، در این روش دولت می‌تواند مصرف روزنامه‌ها را تحت کنترل داشته باشد چراکه اعداد و ارقام شفاف است و می‌تواند واسطه‌ها را از میان بردارد. او بیان داشت: در حال حاضر آن‌قدرها تعداد روزنامه‌های فعال در کشور زیاد نیست که بگوییم این کار غیرممکن است، تعداد روزنامه‌های فعال حدود 170 دفتر بیشتر نیست .

چاپخانه‌ها هم می‌توانند بر شفافیت این موضوع بیفزایند چراکه دستگاه‌های آن‌ها شماره‌انداز دارند و تمام موارد کاملاً مشخص است. حاجیان از تعدیل‌های اجباری در مطبوعات و فعالیت با حداقل نیرو در روزنامه‌ها اظهار نگرانی کرد و گفت: تمام روزنامه‌های کشور تعدیل نیروی انسانی داشته‌اند، درست در وضعیتی که دولت شعار می‌دهد ایجاد اشتغال را در دستور کار قرار داده هنگامی‌که روزنامه‌ای مجبور می‌شود 50 درصد نیروهای خود را تقلیل دهد یعنی اینکه 50 درصد از نیروی حامی مردم که می‌توانند از حقوق آحاد مردم دفاع کنند، کم شده‌اند. او بابیان اینکه در سخت‌ترین حالت تحریم می‌تواند 30 درصد بر اقتصاد تأثیرگذار باشد و 70 درصد از وضعیت با مدیریت صحیح قابل‌پیشگیری و کنترل است، اضافه کرد: وضعیت اقتصادی حال حاضر بحرانی نیست بلکه بحران مدیریت داریم منابع کم نداریم، درآمد دولت هم با توجه به تحریم‌ها مناسب است مسئولان باید کار جهادی را در پیش بگیرند و مدیریت را اصلاح کنند. این موضوع در تمام حوزه‌ها به‌ویژه کاغذ قابل‌اثبات است.

 

خود تحریمی‌ها وضعیت کاغذ را به این مرحله رسانده‌اند

احمد طبقچی، صاحب‌امتیاز روزنامه عصر اصفهان نیز خود تحریمی را عامل به وجود آورنده وضعیت موجود کاغذ در کشور عنوان می‌کند و گفت: از زمانی که وضعیت انتقال ارز دچار مشکل شده یک تحریم بین‌المللی وجود داشته و دست دولت‌مردان باز نیست که فعالیتی داشته باشند اما سوای از این موضوع چیزی که شاهد هستیم هم‌اکنون در جامعه مسئله خود تحریمی ایجاد شده است. طبقچی توضیح داد: در حال حاضر استفاده حداکثری از میزان ظرفیت تولید کاغذ در کشور نمی‌شود.

او تأکید کرد: تا دو ماه پیش تنها تولیدکننده کاغذ روزنامه در ایران تولید داشت و به طبع تأثیرات خوبی بر بازار می‌گذاشت و این در حالی بود که کسانی که بازار کاغذ وارداتی را در دست داشتند برای حفظ موجودیت خود مجبور به ارائه محصولات بودند اما مدیر این صنعت داخلی به دلیل انتخاب‌های سیاسی عوض شد و مدیر جدید هر دو خط تولید صنایع چوب مازندران را تعطیل کرد، این موضوع عامل سوءاستفاده واردکنندگان کاغذ و به صفر رسیدن تولید کاغذ داخلی شد و نتیجه آن فشار دوچندانی که به رسانه‌ها وارد می‌شود. او تأکید کرد: علاوه بر تحریم‌ها که مانع ورود کاغذ به کشور بوده صنایع داخلی هم با خود تحریمی روبرو بوده است. دو خط تولید که هر خط تولید قادر است روزانه 250 تن کاغذ تولید کند می‌توانست بسیار در بازار تأثیرگذار باشد.

طبقچی با انتقاد از اینکه انتصاب‌ها در پست‌های کارخانه‌ای بیشتر جنبه غیرتخصصی پیداکرده و ژن‌های خوب اقتصاد کشور را با چالش روبرو کرده‌اند، بیان داشت: همین عامل این بلا را به سر صنعت آورده است و از مدار تولید خارج کرده و به بحران کاغذ دامن زده است. او راه‌اندازی خط تولید داخلی را راه‌کار فوری برای بهبود شرایط دانست و عنوان کرد: سپردن مدیریت این کارخانه به شخصی باسابقه و حتی بدون سرمایه می‌تواند در کوتاه‌ترین زمان نجات‌دهنده انتشارات و وضعیت اسفناک آن‌ها باشد. صاحب‌امتیاز روزنامه عصر اصفهان ادامه داد: باید بپذیریم یا در دولت متخصص وجود ندارد و یا نمی‌خواهند کار کنند، در حال حاضر تحریم هستیم اما می‌توانیم با کشورهایی که دارای روابط تجاری خوب هستیم در حوزه کاغذ نیز ورود پیدا کنیم.

او مشورت با کارشناس اهل‌فن را ضرورتی دانست که مغفول مانده و افزود: این وضعیت درصورتی‌که ادامه‌دار باشد تمامی مطبوعات بزرگ که به‌صورت آزاد کار می‌کنند تعطیل می‌شوند. در شرایطی که هزینه پرسنلی و قیمت زینک نجومی افزایش‌یافته و آگهی‌های ثبتی و دادگستری لغو شده‌اند، نمی‌توان به آینده روزنامه‌ها امیدوار بود. طبقچی اظهار کرد: دولت شعار می‌دهد که سالانه اشتغال‌زایی خواهد داشت اما در اصل باید در حوزه حفظ اشتغال موجود ابتدا گام برداشته شود چراکه به‌عنوان‌مثال وضعیت درصورتی‌که به این منوال باشد در پایان سال جاری بدون شک مطبوعات مجبور خواهند شد نیمی از نیروهای خود را تعدیل کنند.

 

با وزیر اقتصاد در مورد کاغذ صحبت خواهم کرد

رئیس مجمع نمایندگان استان اصفهان در مجلس شورای اسلامی نیز در پاسخ به این سؤال که آیا با فعالیت کارخانه چوب و کاغذ مازندران، این امید وجود دارد که بخشی از مشکلات تا پیش از آغاز سال جدید برطرف شوند، گفت: کارخانه چوب و کاغذ مازندران نمی‌تواند جوابگوی تمام نیاز کشور باشد اما همان‌طور که در چند ماه گذشته موفق شد با کاغذی که تزریق کرد جلوی نوسانات را بگیرد و سهمیه‌ای به روزنامه‌ها اختصاص یابد به نظر می‌رسد با راه‌اندازی و تولید انبوه و حتی افزایش تولید می‌توان شاهد رفع بخشی از مشکلات در این بخش بود. این امکان وجود دارد که شاهد افزایش تولید در این کارخانه باشیم تنها باید اراده لازم برای این کار وجود داشته باشد. سید ناصر موسوی لارگانی اظهار کرد: اگر وزیر اقتصاد دستورات لازم را صادر کنند امیدوارم قبل از عید و در نهایت در فروردین‌ماه مشکل موجود تا حدودی برطرف شود، این موضوع را از وزیر پیگیری کردم و دوباره پیگیر این موضوع خواهم شد، باید به این موضوع توجه شود که رسانه‌ها نقش مهمی در کشور دارند و باید مسائل و مشکلات آن‌ها برطرف شود.

 

اراده‌ای در دولت برای پرداختن به موضوع کاغذ وجود ندارد

در ادامه بابک ایرانپور، صاحب‌امتیاز و مدیرمسئول روزنامه سیمای شهر نیز بازار کاغذ را متأثر از اوضاع بد اقتصادی در ماه‌های گذشته دانست و گفت: بازار کاغذ با شیب صعودی به قیمت‌های سرسام‌آوری رسیده که عملاً حوزه فرهنگ و مطبوعات را با چالش و خطر تعطیلی روبرو کرده است. ایرانپور تصریح کرد: اصفهان هم به‌عنوان یکی از استان‌های پیشتاز در امر مطبوعات با این خطر مواجه است. او بابیان اینکه کاغذ در بازار نایاب شده و برای سال آینده می‌توانیم ادعا کنیم دیگر دسترسی به کاغذ نداریم و دچار چالش جدی هستیم، اضافه کرد: بر این اساس به دلیل بی‌تدبیری‌هایی که در حوزه اقتصادی و بویژه حوزه ارز و مدیریت عرضه و تقاضا و ورود کاغذ و بخش‌های دیگر دچار مشکل جدی می‌شویم. صاحب‌امتیاز و مدیرمسئول این روزنامه محلی اصفهان بیان داشت: یکی از نخستین آسیب‌های افزایش قیمت کاغذ، تعدیل بیش از 50 درصدی نیروهای کیفی روزنامه‌ها است، چراکه آخرین قدمی که مدیران روزنامه برای تعادل ایجاد کردن بین هزینه‌ها و درآمد اتخاذ می‌کنند تعدیل نیرو است. او در مورد رسیدگی به وضعیت کاغذ اظهار کرد: کاغذ در دولت و کارگروه‌های مربوطه جزو کالاهایی دسته‌بندی‌شده‌ که باید ارز 4 هزار و 200 تومان به آن تعلق گیرد. دولت و بانک مرکزی مبالغ بالایی را برای واردات کاغذ ارز داده و دراین‌بین دیده‌شده یک سری شرکت که وجود خارجی نداشته‌اند از این ارزها استفاده کرده‌اند و متواری شده‌اند. او تأکید کرد: باید نقطه‌ضعف و حفره‌ای که باعث چنین سوءاستفاده‌هایی می‌شود، شناسایی شود. ایرانپور در مورد ارائه راه‌کار برای برون‌رفت از وضعیت موجود گفت: فکر نمی‌کنم حتی اگر پیشنهادی هم باشد اراده‌ای در دولت برای پرداختن به این‌گونه موضوعات باشد، دولت مسئولیتی در حوزه واردات کاغذ برای خود احساس نمی‌کند حالا هر پیشنهادی هم داده شود اما رصد کردن واردات کاغذ و درعین‌حال هدایت آن به سمت تشکل‌های مطبوعاتی به‌درستی صورت نگیرد راه به‌جایی نخواهیم برد. باید به‌جای شرکت‌های خصوصی انجمن‌ها و شرکت‌های مطبوعاتی خرید و توزیع کاغذ را به عهده داشته باشند.

 

کاغذ روزنامه نباشد، دفتر تحریر چاپ می‌کنیم

در کنار روزنامه‌ها، بسیاری دیگر از مشاغل نیز تحت شعاع وضعیت کاغذ قرار گرفته‌اند؛ یکی از این حوزه‌ها چاپخانه است. سید رضا حسینی، مدیرعامل چاپ رسانه برتر که نخستین مجموعه چاپ روزنامه در اصفهان بود نیز در مورد وضعیت چاپخانه رسانه برتر متأثر از گرانی کاغذ روزنامه گفت: گرانی و نبود کاغذ در نشر اتفاق می‌افتد و در صنف چاپخانه وقتی کاغذ روزنامه نباشد روی محصولات و کالاهای دیگر تمرکز می‌شود. حسینی اظهار کرد: در حال حاضر به دلیل شرایط ایجاد شده رسانه برتر در حوزه تولید دفتر تحریر و کاغذ کادویی مشغول به فعالیت شده و دیگر تولید روزنامه ندارد.

 

نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی گفت: متأسفانه قیمت کاغذ بسیار افزایش یافته و این مسئله باعث اعتراض اهالی مطبوعات و نشر شده است.

به گزارش چاپ ونشر به نقل از مهر، مصطفی کواکبیان در جلسه علنی امروز مجلس شورای اسلامی طی تذکری شفاهی، گفت: متأسفانه گرانی، بسیار سرسام‌آور شده است اما متولی هر صنفی، یک وزارتخانه است.

وی افزود به این معنا که اگر پراید به قیمت هلی‌کوپتر رسیده است، متولی پاسخگویی درباره آن، وزارت صنعت، معدن و تجارت است و همچنین متولی پاسخ‌دهی درباره افزایش بی‌رویه قیمت گوشت هم وزارت جهاد کشاورزی است.

نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی با اشاره به افزایش بی‌رویه قیمت کاغذ تصریح کرد: با وجود این، متأسفانه اهالی مطبوعات و نشر نمی‌دانند که متولی این مسئله، چه وزارتخانه‌ای است و دادِشان درآمده که چرا کاغذ تا این حد گران شده است که لازم است وزارتخانه‌های صنعت، معدن و تجارت و همچنین فرهنگ و ارشاد اسلامی در این باره پاسخ دهند.

 

مدیر نشر سفیر اردهال، با پیش‌بینی افزایش قیمت پشت جلد کتاب و کاهش کتاب چاپ نخست در نمایشگاه کتاب تهران گفت: نمایشگاه سال آینده با فاصله کم از عید نوروز برگزار می‌شود و جیب مردم به دلیل هزینه‌های نوروزی تقریبا خالی خواهد بود.

به گزارش چاپ ونشر به نقل از ایبنا، حسین عابدینی؛ مدیرمسئول انتشارات سفیر اردهال درباره وضعیت نمایشگاه کتاب سال98 و قیمت کتاب، بیان کرد: قیمت کتاب مسلما در مقایسه با سال جاری افزایش پیدا خواهد کرد و به نظر می‌رسد ناشران قیمت پشت جلد را دو و نیم برابر افزایش دهند.

 

کاهش کتاب‌های چاپ اول در نمایشگاه سال 98

وی با اشاره به تفاوت قیمت‌گذاری کتاب متاثر از افزایش قیمت ملزومات چاپ کتاب افزود: در ابتدای سال جاری قیمت هر صفحه کتاب 75 تومان بود که به دلیل افزایش قیمت کاغذ و دیگر ملزومات بیش از 150 تومان تمام می‌شود. هرچند که دولت در بحث کاغذ ورود کرد اما در کاهش قیمت پشت جلد تاثیر‌گذار نبود.

عابدینی درباره حضور ناشران در سی‌و‌دومین دوره نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران ادامه داد: بنا به گفته مدير موسسه خانه کتاب از نزدیک به 17 هزار دارنده پروانه نشر، تنها 500 تا 600 نشر فعال هستند و از این تعداد کم و بیش به‌‌طور حرفه‌ای به فعالیت می‌پردازند. علاوه‌براین براساس آخرین آمار تعداد ناشران برای حضور در سی‌و‌دومین دوره نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران تفاوت نکرده است؛ البته نباید تاثیر چاپ دیجیتال را فراموش کرد که جریان چاپ کتاب را تسهیل و تسریع کرده است.

مدیرمسئول انتشارات سفیر اردهال گفت: با وجود اینکه تعداد ناشران متقاضی حضور در نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران در مقایسه با سال گذشته تفاوت نکرده است اما به نظر می‌رسد عرضه کتاب‌های چاپ اولی کاهش پیدا کند. دلیل اصلی این پیش‌‌بینی نیز کاهش توان برای تولید کتاب است. 

عابدینی درباره میزان استقبال مردم از نمایشگاه کتاب سال آینده افزود: با وجود همه مسائل مختلف که نشر طی سال جاری تجربه کرد، باید دید مردم چه می‌‌کنند؟ اینکه نمایشگاه سال آینده با فاصله کم از عید نوروز برگزار می‌شود در میزان خرید مردم که جیبشان با هزینه‌های نوروز تقریبا خالی شده تاثیر خواهد گذاشت. 

وی با اشاره به تاثیر مشکلات تهیه ملزومات چاپ در حضور سفیر اردهال در نمایشگاه سال آتی  بیان کرد: 15 تا 20 عنوان سفیر اردهال قطع به نمایشگاه نمی‌رسد؛ البته ناشران به وضعیت رکورد بازار هرسال عادت کرده‌اند. هر سال فشار اقتصادی وجود دارد و مردم هم به نمایشگاه می‌آیند.

این ناشر فعال در حوزه کتاب‌ها طب سنتی درباره دیدگاه برخی ناشران مبنی بر عرضه کتاب‌های انبار مانده در نمایشگاه کتاب سال آتی افزود: باید توجه داشت که 70 تا 80 درصد بازدیدکنندگان از نمایشگاه کتاب تهران برای خرید و آشنایی با کتاب‌های چاپ اول به نمایشگاه می‌آیند. اگر چاپ نخست کاهش پیدا کند در نتیجه با کاهش فروش روبه‌رو خواهیم بود.

 

تولید و عرضه کتاب کاغذی، دیگر یک شوخی بد است. شوخی‌ غم‌انگیزی که هنوز طرفداران متعصب خودش را دارد. کتاب‌ها و مولف‌ها اغلب یکی بعد از دیگری تلف می‌شوند و نامشان را هم نمی‌شنویم، زیرا نمی‌خواهیم بپذیریم دوران کاغذ تمام شده است.

به گزارش چاپ ونشر به نقل از عصر ایران، دلمان نمی‌آید بپذیریم دیگر عصر کتاب‌های کاغذی نیست و جز مواردی اندک، انتشار آن‌ها دیگر توجیه اقتصادی و عقلی ندارد. با استناد به گزارش‌های یکی از پخش‌کننده‌‌های مشهور کتاب، فروش بسیاری از کتاب‌های شعر در سال به کمتر از ده یا بیست نسخه رسیده است. ناراحت‌کننده نیست؟ چرا باید همیشه همه‌چیز را به گردن مردم بیندازیم؟

کاغذ گران شده است. نسبت به سال گذشته، قیمت کاغذ سه برابر شده است. کاغذ سال گذشته هم گران محسوب می‌شد. مثلا کتابی که در آغاز امسال ۶۰,۰۰۰ تومان بود، در پاییز ۹۵۰۰۰ تومان شد و در چاپ بعدی باز هم گران‌تر خواهد شد. ناشرش می‌گوید قیمتش را باید دوبرابر کنیم. ناشر حق دارد. مشکل چیست؟ چه بلایی قرار است بر سر اندیشه در این سرزمین بیاید؟

در روزگاری نه چندان دور، موسیقی در صفحه گرامافون عرضه می‌شد. دستگاه گرامافون گران بود، دیسک هم ظرفیت کوچکی داشت و گاهی حامل فقط پنج دقیقه موسیقی بود. دستگاه نازنینی بود، بسیاری از مردم عاشقش شدند، عاشق قیافه‌اش و جنس صدایی که خارج می‌کرد؛ اما صنعت نشر موسیقی، به احساسات مردم کاری نداشت و تغییر کرد.

بعد، نوار کاست آمد. بعد، سی‌دی و بعد، دی‌وی‌دی و بعد، فلش مموری و حافظه داخلی تلفن‌های همراه آمدند. حتی مدتی‌ست که فروش آلبوم‌های موسیقی به صورت دی‌وی‌دی کمرنگ شده، چون در دنیای امروز توجیهی ندارد و ارائه فیزیکی آلبوم موسیقی، ناکارآمد است. شیوه‌ی انتشار موسیقی تغییر کرد اما صنعت انتشار کتاب اصرار دارد که تغییر نکند!

اینروزها، اینترنت، رایانه و تلفن هوشمند هست. این‌ها دنیا را دگرگون کرده‌‌اند. همه‌چیز تغییر کرده به جز صنعت انتشار کتاب. صنعتی که صرفا دارد خاطره‌بازی می‌کند. صنعتی که گرفتار عواطف و نوستالژی‌بازی شده است.

صنعتی که صنعت هم نیست. انتشار کاغذیِ کتاب، مثل انتشار موسیقی در صفحه گرامافون است. عملی است ذاتا احساساتی و از سر عشق به کاغذ و بوی کاغذ. ناخواسته، یک کالای فکریِ ضروری را به یک کالای لوکس غیرضروری تبدیل کرده‌ایم. عاشق کاغذیم. عشقی که کاملا محترم و قابل درک است، اما این عشق دارد همه را از پا در می‌آورد. کاغذی بودن کتاب، یک الزام نیست. کاغذ یک واسطه برای عرضه محتوای کتاب است و این واسطه می‌تواند تغییر کند. باید تغییر کند همان‌طور که انسان دیگر بر روی پوست حیوانات نمی‌نویسد. همان‌طور که انسان دیگر بر روی سنگ و گِل رس نمی‌نویسد.

پیشنهاد من این است که از همین حالا انتشار کاغذی کتاب‌های شعر متوقف و کتابهای دیگر بسیار محدودتر شود‌. ناشرین با تمرکز بر انتشار الکترونیکی آثار، به کتاب الکترونیکی حرمت ببخشند. سه نکته اهمیت فراوان دارد؛ اولا کتاب الکترونیکی تحت هیچ شرایطی رایگان عرضه نشود و ثانیا، همچنان در کنار عرضه الکترونیکی می‌توان کتاب کاغذی را هم به علاقه‌مندانش فروخت (البته با توزیعی محدودتر و اینترنتی).

به لطف تکنولوژی، چاپخانه‌ها حتی یک عدد سفارش را هم می‌پذیرند و چاپ می‌کنند. ثالثا، انتظار می‌رود با توجه به حذف کاغذ (چاپ، انبارداری، توزیع و...) هزینه هر کتاب الکترونیکی پایینتر از کتاب کاغذی باشد. البته که کتاب الکترونیکی هزینه‌های جدیدی می‌آفریند. فراموش نکنیم که هزینه جاری ناشر، آماده‌سازی کتاب و تبلیغات عملا هیچ تفاوتی با قبل نخواهد کرد، آنچه بسیار فرق می‌کند، بازدهی است. عرضه الکترونیکی برای پخش‌کننده‌اش هزینه خاص خود را دارد اما بسیار پربازده‌تر از پخش کتاب کاغذی ست. همین حالا یک کتاب الکترونیکی را می‌توان به مردم شهرهای کوچک و دور فروخت و حتی به مردم خارج از کشور. یعنی «جامعه مشتریان» بسیار بزرگتر خواهد بود.

ناشران بزرگ طبیعتا به کتاب الکترونیکی روی خوش نشان نمی‌دهند، چون آنها کاغذ، بازار انحصاری و کتابفروشی‌های وابسته به خود را دارند؛ بنابراین ناشران متوسط و کوچک که اکثریتِ قربانی هستند، باید کاری کنند و نمی‌کنند. بهتر است هر چه زودتر قدمی تازه برداشته شود. ادبیات در یک سرپایینی در حال غلت خوردن‌ است و عجیب است که هیچکس عملا اقدامی هم نمی‌کند.

 

کتاب «میقات عاشقی» نوشته رئوف پیش‌دار در دانشکده فرهنگ و ارتباطات سوره رونمایی شد.

به گزارش چاپ ونشر به نقل از ایکنا، «میقات عاشقی» قیمت کاغذ فاجعه است. کتاب «میقات عاشقی» با حضور نویسنده و جمعی از اساتید دانشکده فرهنگ و ارتباطات سوره در این دانشکده رونمایی شد.

پیش‌دار، نویسنده این اثر گفت: این کتاب یک مجموعه تحقیقی مکان‌محور است که در سه فاز گذشته، حال و آینده قابل تصور است و به بیان شرح مکان‌های تاریخی و چگونگی شکل‌گیری این اماکن و تأثیر اجتماعی، سیاسی و فرهنگی آن‌ها بررسی شده است.

وی افزود: این کتاب علاوه بر نگاه تاریخی به مسائل حج، اعمال و مناسک آن و مسائل و موضوعات امروز عربستان سعودی و لایه‌های اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و فرهنگی آن می‌پردازد که می‌تواند به ویژه برای زائران و محققان مورد استفاده قرار گیرد.

پیش‌دار ادامه داد: کتاب «میقات عاشقی» دومین سفرنامه حج من است که نخستین کتابم درباره سفرنامه حج با عنوان «اینجا تا خدا فاصله‌ای نیست» به صورت چاپی و دیجیتالی منتشر شد و این کتاب نیز حاصل ۷ بار تشرف به حج و عمره است که نسخه چاپی آن برای نخستین بار منتشر شده و پیش از این به صورت دیجیتالی در سایت مراکز مطالعات اسلامی به ویژه مرکز مطالعات اسلامی واشنگتن برای بهره‌برداری در دسترس بود.

این نویسنده ادامه داد: ما در حالی کتاب را با تیراژ کم چاپ کردیم که تعداد مراجعه‌کنندگان از پایگاه‌های اینترنتی برای دریافت این کتاب از تیراژ آن بسیار بیشتر بود. از سوی دیگر صنعت نشر و چاپ به شدت در معرض آسیب است. وقتی اعداد و ارقام قیمت کاغذ را دریافت کردم، این قیمت از نمایشگاه امسال تا سال آینده ۵ برابر شده و این فاجعه است.

وی تصریح کرد: با این تیراژ اندک اگر به هر یک از کتابفروشی‌های خیابان انقلاب یک جلد بدهیم، به هر کدام یک جلد نمی‌رسد. اما با این وجود، این کتاب منبع خوبی برای بهره‌مندی دانشگاه‌ها و مراکز علمی است.

محمد قجر، مدیرمسئول انتشارات هوشمند تدبیر گفت: من مدرس اقتصادم و بیش از ۸۵ عنوان کتاب منتشر کرده‌ام؛ از این رو مشکلات ناشران را بهتر لمس و درک می‌کنم.

وی افزود: این کتاب برای من، رویایی بود، چرا که تاکنون به سفر حج نرفته‌ام، اما این سفرنامه به اندازه‌ای جذاب بود که مرا با خود به این سفر برد و بسیار از آن لذت بردم. این کتاب از ابتدا تا انتها برای دینداران، پژوهشگران و محققان مفید است.

قجر در ادامه بیان کرد: این کتاب پیش‌تر در پایگاه بعثه مقام معظم رهبری، مراکز مطالعات جهانی از جمله مرکز مطالعات اسلامی واشنگتن مورد توجه قرار گرفته بود؛ از این رو ما آن را به صورت مکتوب منتشر کردیم تا بیشتر در دسترس علاقه‌مندان باشد.

وی در پایان یادآور شد: انتشارات هوشمند تدبیر آماده همکاری در همه زمینه‌ها بوده و آماده چاپ کتاب با هزینه انتشارات است.

حجت‌الاسلام روزبه برکت رضایی، استاد دانشگاه قم در ادامه گفت: همیشه تصور این است که مکه، آغاز تاریخ اسلام است، اما این مکان از ابتدای تاریخ بشریت است و انبیا در آنجا حضور یافته و طواف کرده‌اند. در عربستان حدود ۴ هزار اثر تاریخی وجود دارد که شناساندن آن‌ها ما را با تاریخ بشریت، ادیان و اسلام آشنا می‌کند.

وی با بیان اینکه حج معجزه پیامبر نیست، بلکه پیامبر(ص) آن را از زوائد و حاشیه‌ها دور کرد، افزود: حج یک رسانه برای ارتباط با همه انسان‌ها است. سفر نویسنده این کتاب، عمره مفرده بوده و روایت‌هایی را که طی سفرهایش یادداشت‌برداری کرده، به نگارش درآورده است. در واقع این کتاب نوعی، مدینه‌شناسی است و ما را با تاریخ گذشته آن آشنا می‌کند.

طاهرپور، رئیس دانشکده فرهنگ و ارتباطات نیز در ادامه گفت: شهر‌های مکه و مدینه شهر‌های مهمی هستند که جریان فکری اسلامی و دینی را نشان می‌دهند و این کتاب که همراه با تجربه شخصی و سفرنامه‌ای است، با نگارش شیوای نویسنده، شیرین‌تر و جذاب‌تر شده است.

 

در ماه های گذشته قیمت کاغذ و مقوا به طرز چشمگیری افزایش یافته به طوری که این مساله سبب شده تا قیمت مقواهای مورد نیاز برای جعبه های شیرینی تا کیلویی ۲۵هزار تومان افزایش یابد.

به گزارش چاپ و نشر به نقل از خبرآنلاین، افزایش قیمت مقوا ، قیمت جعبه شیرینی را گران کرده است تا جایی که برخی قنادان برای تحویل شیرینی در جعبه قیمت جداگانه ای را طلب می کنند، رییس اتحادیه قنادان اما می گوید این اقدام یعنی دریافت هزینه جداگانه برای شیرینی غیر قانونی است.

علی بهره‌مند در مورد میزان افزایش قیمت مقوا بیان کرد: امسال نسبت به سال قبل قیمت مقوا ۳۰۰درصد افزایش یافته است به طوری که مقوای کیلویی ۵تا۶ هزار تومان اکنون تا کیلویی ۲۵هزار تومان افزایش یافته است اما میانگین قیمت شیرینی ها پرمصرف ۲۱ هزار و پانصد تومان است.

وی تصریح کرد: با توافق مسوولان اعلام شد که در نرخنامه ها، وزن جعبه های استاندارد زیر نرخنامه هر واحد صنفی ذکر شود.

 

افزایش قیمت جعبه شیرینی

بهره‌مند اظهار کرد: هر جعبه شیرینی استاندارد به طور معمول ۱۲۵ گرم است که بر روی جعبه باید مهر استاندارد، مهر بهداشت و تاریخ تولید و انقضا و درج شود. وزن و قیمت جعبه ها در نرخ شیرینی محاسبه شده و از سوی اتحادیه این نرخ ها بر اساس محاسبه این هزینه ابلاغ شده است.

وی خاطر نشان کرد: جعبه های مقوایی شیرینی از معمولی تا لوکس را شامل می شود که قیمتی بین کیلویی ۱۵ تا ۲۵ هزار تومان دارد و قیمت ها بر اساس کیفیت و نوع جعبه‌ها می تواند متغیر باشد.

بر اساس گفته های رییس اتحادیه قنادان تهران می توان نتیجه گرفت قیمت هر کیلو جعبه مقوایی از قیمت یک کیلو شیرینی گران تر است.

 

رئیس اتحادیه واردکنندگان صنعت چاپ از کاهش قیمت کاغذ در بازار آزاد خبر داد و گفت: افزایش توزیع کاغذ از کارگروه کاغذ موجب ثبات بازار کاغذ و کاهش قیمت‌ ها شده است.

به گزارش چاپ ونشر به نقل از تسنیم، سید‌حسن میرباقری رئیس اتحادیه واردکنندگان صنعت چاپ با اشاره به کاهش قیمت کاغذ در هفته های گذشته گفت: خوشبختانه با توجه به افزایش  توزیع کاغذ در هفته‌های اخیر از سوی کارگروه کاغذ،‌ قیمت‌ها سیر نزولی به خود گرفته وقیمت هر بند کاغذ در بازار آزاد 3-00 تا 320 هزار تومان معامله می‌شود.

وی ادامه داد: هم‌چنین با توجه به توزیع مناسب کاغذ توسط کارگروه خرید از بازار آزاد کاهش یافته و اکثر ناشران کاغذ خود را از کارگروه تامین می‌کنند،مگر مصرف‌کنندگانی که واجد شرایط دریافت کاغذ از کارگروه نباشند.

میرباقری هم‌چنین از سهولت بیشتر در واردات کاغذ تحریر به کشور خبر داد و گفت: اخیرا با همکاری دولت و ستاد تنظیم بازار وضعیت نسبت به قبل بهتر شده و با رشد واردات کاغذ، حباب قیمت در بازار کاغذ نیز شکسته شده است.

وی اظهار امیدواری کرد که دولت و بانک مرکزی تعامل بهتری در تخصیص ارز به واردکنندگان کاغذ با یکدیگر داشته باشند، تا بتوان اوضاع کاغذ را در روزهای پایانی سال و سال آتی  مدیریت کرد.چرا که اگر ارز برای واردات اختصاص پیدا نکند،‌ دوباره وضعیت بحرانی خواهد شد.

میرباقری اظهار امیدواری کرد که وضعیت کاغذ در سال آینده با گشایش‌های بازرگانی که رخ داده بهتر از سال جاری باشد و گفت: فعلا که بازار رو به ثبات پیش رفته است.

 

گرانی کاغذ بار دیگر موجب نگرانی‌هایی در زمینه کتاب، نشر و فعالیت‌های فرهنگی مرتبط با این حوزه شده است.

چاپ ونشر به نقل از همشهری، کسانی که آشنایی بیشتری با حوزه چاپ و نشر کتاب دارند، می‌دانند که کاغذ گرچه مهم‌ترین عنصر در صنعت چاپ کتاب است اما یکی از این عوامل به حساب می‌آید و گرانی‌های اخیر موجب افزایش قیمت همه این عوامل شده است. یعنی هزینه‌های چاپ، صحافی، سلفون‌کشی و خدمات مربوط به چاپ و نشر همه گران شده‌اند و در این میان قیمت کاغذ پیشتاز در گرانی است. پیش از این هم با افزایش‌های ناگهانی در زمینه قیمت کاغذ روبه‌رو بوده‌ایم. چه زمانی که یارانه کاغذ حذف شد و چه هنگامی که دلار حدود هزار تومانی یک‌باره به بیش از 3 هزار تومان رسید کاغذ گران شد. اما این گرانی یکباره بود و با توقف آن کم‌کم آثار آن نیز به تحلیل رفت و قیمت کاغذ تعدیل شد.

اما وضعیت اخیر کاغذ به نوعی دیگر است. هنوز این افزایش ادامه دارد. افزایش قیمت کاغذ موجب بی‌ثباتی در بازار نشر می‌شود. همه این اتفاقات در حوزه‌ای رخ می‌دهد که قیمت محصول تمام شده به سهولت نمی‌تواند افزایش یابد و قیمت کتاب برای افزایش نیازمند عوامل متعددی است. نزدیکی به برگزاری نمایشگاه کتاب موجب شده است که گرانی کاغذ بیش از پیش موجب سردرگمی و نگرانی  و تشویش ناشران و اهل قلم شود. برخی ناشران، کار در چنین بازاری را منطقی نمی‌دانند. اما آنها که اندوخته‌ای دارند یا تزریق نقدینگی از کسب و کار دیگر به این حوزه برایشان ممکن است، تلاش می‌کنند به هر شکل ممکن خود را به نمایشگاه کتاب برسانند، به همین دلیل تصور می‌کنم بعد از نمایشگاه وضعیت واقعی بازار عیان خواهد شد.

به هر روی امیدوارم تصمیمات مؤثری در این زمینه اتخاذ شده و از جامعه پدیدآورنده و خواننده کتاب رفع نگرانی شود. عده‌ای عقیده دارند با اختصاص یارانه می‌شود مشکلات را به حداقل رساند، گرچه فکر می‌کنم یارانه باعث مشکلات دیگری خواهد شد و آزادشدن واردات کاغذ حتی با ارز آزاد گرچه موجب گرانی کتاب می‌شود اما دست‌کم بازار به سکون و تعادل می‌‌رسد.