گردشگران خارجی که در ایران نمی‌توانند از کارت‌های اعتباری خودشان استفاده کنند، فروش ارز در صرافی‌ها هم که این روزها ممنوع شده، بانک‌ها هم که کار آن‌ها را راه نمی‌اندازند، پس تکلیف گردشگری که به ایران سفر کرده چه می‌شود؟

پس از انتقادهای تشکل‌های گردشگری به وضعیت بازار ارز و جو روانی موجود و تبعات آن که صنعت گردشگری را به واسطه تحدید معامله‌های ارزی و سفرهای خارجی به مخاطره انداخته، این بار نوبت به اعتراض قشری رسیده که گمان می‌رود از گران شدن ارز سود برده و در ازای هر دلار و یورویی که در ایران تبدیل کرده پول زیادی نصیبش شده و سفر و زندگی ارزانی را در کشوری که هر لحظه دچار نوسانات نرخ ارز شده بود، تجربه کرده است، اما حالا همین گروه که اتفاقا در صادرات ارزی نقش مستقیمی دارند انگار فراموش شده‌اند!

بابک نعمت‌پور ـ راهنمای رسمی سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری ـ به چالش اخیر گردشگری پس از ابلاغ مصوبه یکسان‌سازی نرخ ارز از سوی دولت و بانک مرکزی اشاره کرد که همزمان با آغاز فصل سفر گردشگران خارجی به ایران بروز کرده و مورد غفلت واقع شده است و در این‌باره گفت: گردشگر خارجی که به ایران سفر می‌کند نمی‌تواند از کارت‌های اعتباری خود استفاده کند و به ناچار باید پول نقد همراه بیاورد که معمولا حمل چند هزار دلار و یا یورو در جریان سفر ریسک بالایی دارد و ممکن است جان گردشگر را به خطر اندازد، برای همین بیشتر آن‌ها به محض ورود به ایران پول خود را به ریال تبدیل می‌کنند، امکانی که پس از مصوبه اخیر بانک مرکزی و ممنوع الفروش شدن صرافی‌ها از این گردشگران گرفته شده و کسی هم به آن توجه نکرده است.

وی افزود: این مشکل درست زمانی بروز کرده که فصل سفر گردشگران خارجی به ایران آغاز شده است. تمام صرافی‌هایی که قبلا گروه‌های گردشگری در آنجا پول خود را تبدیل می‌کردند به خاطر ممنوعیت‌های تازه، از فروش ارز خودداری می‌کنند و خارجی ها را به بانک ارجاع می‌دهند، بانک هم می‌گوید دستورالعملی در این باره ندارد و دوباره به صرافی ارجاع می‌دهد. وضع موجود، گردشگران خارجی را سردرگم کرده است، بدتر آن که پاسخی هم برای این وضعیت وجود ندارد.

او اضافه کرد: قبلا کار برای ما ساده‌تر بود، یکسری صراف مطمئن را درنظر می‌گرفتیم و گردشگر پول مورد نیازش را همانجا تبدیل می‌کرد. به هر حال او پول ایرانی نیاز دارد، خرید روزانه دارد، می‌خواهد آب بخرد، رستوران برود و یا اصلا گُم می‌شود و باید خودش را به هتل برساند، اما حالا کار ما راهنماها این شده که تمام روز وقت بگذاریم و یک صرافی پیدا کنیم که مجاز باشد و ارز بفروشد. من برای گروه کوچکم پس از کلی جست و جو یک صرافی پیدا کردم که یورو را ۵۱۵۰ تومان و دلار را ۴۰۵۰ تومان از گردشگر خرید.

این راهنمای گردشگری اظهار کرد: وضعیت طوری شده که برخی از ایرانی‌ها که قصد سفر خارج دارند با گردشگران خارجی که به ایران آمده‌اند، معاوضه ارزی می‌کنند، حالا اگر یکی دو گردشگر باشد می‌توان مشکل را به این شکل، حل و پول مورد نیازش را تامین کرد، اما مشکل یک اتوبوس گردشگر را چطور باید حل کنیم.

نعمت‌پور گفت: به نظر می‌رسد هیچ متولی و دستورالعملی برای حل این مشکل وجود ندارد، در مصوبه‌ها و اطلاعیه‌ها مشخص نشده اتباع خارجی از کجا باید پول ایرانی مورد نیاز خود را تهیه کنند که این مشکل بزرگی را برای راهنماهای تور و گردشگران خارجی به‌وجود آورده است.

بانک مرکزی از زمان اعلام سیاست ارزی تا کنون ۱۱ اطلاعیه با عنوان «یکسان‌سازی نرخ ارز» براساس تصمیم‌ها و مصوبه‌های دولت منتشر کرده که با وجود تعیین «ضوابط مربوط به تامین ارز برای مسافران به خارج از کشور»، اما به شرایط تامین ارز گردشگران خارجی که به ایران سفر می‌کنند و همچنین شرکت‌های گردشگری که به گردشگران در داخل و خارج از کشور خدمات می‌فروشند، هیچ اشاره‌ای نکرده است.

در این اطلاعیه‌ها صراحتا اعلام شده؛ «تمام صرافی ‌ها تا اطلاع ثانوی مجاز به خرید و فروش اسکناس به صورت فیزیکی نبوده و این امر از طریق بانک‌ها انجام خواهد شد»، درحالیکه مسافران خارج و خارجی‌هایی که به ایران آمده‌اند در گزارش هایی اعلام کرده‌اند؛ بسیاری از بانک‌ها ارز مورد نیاز مسافر را تامین نمی‌کنند و برخی شعب بانک‌ها در فرودگاه ها در ساعت اوج ورود و خروج مسافران، اعلام می‌کنند؛ «ارز (دلار، یورو، ریال) تمام شده است.»

با ممنوع الفروش شدن صرافی‌ها، برخی هتل‌ها دست به کار شده‌اند و وظیفه تبدیل ارز مسافر خارجی به ریال را با قیمت‌های متفاوت به عهده گرفته‌اند. برخی راهنماها و آژانس‌های گردشگری نیز گزارش داده‌اند؛ صرافی هایی هستند که مخفیانه ارز (دلار، یورو و ریال) مورد نیاز  گردشگر  و مسافر را تامین می‌کنند، اما با شرایط و قیمت خودشان.

نزدیک به نیم قرن از زمانی که اولین اصول بازاریابی تدوین شد، می‌گذرد. این اصول که توسط فیلیپ کاتلر معرفی شدند، ذهنیت میلیون‌ها بازاریاب در سراسر جهان را تحت تاثیر قرار دادند. اما آیا صنعت بازاریابی به همین شکل باقی خواهد ماند؟

بازاریابی قبل از کاتلر مفهومی نداشت، این کاتلر بود که اقتصاد، علوم اجتماعی و مفاهیم کسب‌وکاری را با بازاریابی ترکیب کرد و بینش متفاوت‌تری را برای بازاریابان به ارمغان آورد. اما اکنون زمان آن فرا رسیده که فراتر از یافته‌های کاتلر عمل کنیم. بازاریابی در دهه‌ی آینده با یک تحول استراتژیک مواجه خواهد شد. تحولی که همه‌ی ما را مجبور خواهد کرد تا متفاوت‌تر فکر کرده و متفاوت‌تر عمل کنیم.

در ادامه راهنمایی کوچکی از آن‌چه که بازاریابان در سال‌های آینده باید انجام دهند، آورده شده است:

پیغام‌های تبلیغاتی به تجربه‌های واقعی تغییر پیدا خواهند کرد

هر چند ما امروز می‌توانیم از پیغام‌ها و پیشنهادهای متنوع برای جلب توجه مشتریانمان استفاده کنیم ولی این شرایط زیاد طول نخواهد کشید. به زودی ما مجبور خواهیم شد تمرکز خودمان را به جای جلب توجه مشتریان احتمالی بر روی نگه‌ داشتن توجه مشتریان فعلی‌مان متمرکز کنیم.

از بازاریابی منطقی به سمت بازاریابی احساسی حرکت خواهیم کرد

در دهه‌های گذشته، ما بر این باور بودیم که اگر عقلانیت مشتریان‌مان را هدف قرار دهیم، به نتایج بسیار مطلوبی دست پیدا خواهیم کرد. اما در کمال ناباوری می‌بینیم که انسان‌ها موجوداتی عاطفی هستند و توجه بر عقلانیت صرف به هیچ‌وجه کافی نیست.

برنامه‌ریزی استراتژیک جای خود را به استراتژی‌های تطبیقی خواهد داد

ما همواره از جامعه‌های آماری کوچک برای ساخت تصمیمات بزرگ استفاده کرده‌ایم. متاسفانه این جامعه‌های آماری کوچک ما را دچار اشتباهات بسیار بزرگی کرده‌اند. اما امروزه ورق برگشته است، در آینده‌ای بسیار نزدیک بزرگ‌داده‌ها ما را قادر خواهند ساخت تا از تجزیه تحلیل داده‌های انبوه برای تصمیمات کوچک‌تر بهره‌برداری کنیم. بزرگ داده ها صنعت بازاریابی را دگرگون خواهند کرد.

دیگر خبری از پیش‌بینی‌های احتمالی و خطای انسانی نیست

هوش مصنوعی و یادگیری ماشین به بازاریابی نیز نفوذ خواهد کرد، به جای پیش‌بینی‌ها، استدلال‌های انسانی و جلسات بسیار طولانی در اتاق‌های کنفرانس، ما با محیط‌های شبیه‌سازی شده از داده‌های دنیای واقعی مواجه خواهیم شد. محیط‌هایی که به ما امکان تصمیم‌گیری‌های موثرتر با خطای بسیار کمتری را خواهند داد.

در سال‌های آتی از برندها به سمت بسترها حرکت خواهیم کرد

در قرن بیستم کسب‌وکارها به دنبال کسب مزیت رقابتی از طریق بهبود کارایی و کیفیت محصولات خود بوده‌اند. اما دیگر خبری از بازارهای انحصاری و مشتریان کم‌توقع نیست. کسب‌وکارها می‌بایست قلمرو خود را بسازند و دارایی‌های خود را گسترش دهند.

تکنولوژی‌ها و فناوری‌های دیجیتال بازاریابان را مجبور کرده‌اند که رویکرد سنتی خود را تغییر دهند. اکنون کسب‌وکارها نیاز به دارایی‌های جذاب، کاربردی و ارزشمند دارند. در واقع کسب‌وکارها باید از برند شدن به سمت ایجاد بستری برای مشتری تغییر پیدا کنند. اما بستر چیست و چگونه می‌توان یک بستر خوب ایجاد کرد؟

پلتفرم یا بسترها ساختارهای فیزیکی هستند که می‌توانند همه چیز را داخل خود نگه دارند. اگرچه پلتفرم به معنی اسناد و مدارک نیز مورد استفاده قرار می‌گیرد، اما پلتفرم در عصر دیجیتال همان ساختار فیزیکی(اما مبتنی بر تکنولوژی) است. موفق‌ترین کسب‌وکارها در سال‌های آینده فضای دیجیتالی مخصوص و جذاب خود را ساخته و مردم مشتاقانه به سمت آن‌ها خواهند رفت. چون مردم علاقه‌ی بسیاری برای ماندن در این بسترهای دیجیتالی دارند، نام آن را پلتفرم نهاده‌اند.

ایربی‌ان‌بی، اوبر و یا اسنپ نمونه‌هایی از کسب‌‌وکارهایی هستند که بسترهای منحصربه‌فرد خود را در نقاط مختلف جهان راه‌اندازی کرده‌اند. این‌ها استارت‌آپ‌هایی هستند که انقلاب‌های بزرگی در صنایع مختلف به وجود آورده‌اند.

اما آیا یک کسب‌وکار سنتی هم می‌تواند بستر مخصوص خود را بسازد؟ بله، جنرال‌الکتریک نمونه‌ی بارزی از یک کسب‌وکار قدیمی است که با ترکیب محصولات خود با اینترنت اشیا در حال ساخت یک تحول بزرگ است. مدیرعامل این شرکت معتقد است جنرال الکتریک تا سال ۲۰۲۰ جزو ۱۰ شرکت برتر جهان در تولید نرم‌افزار خواهد بود. پس شما هم می‌توانید بستر منحصربه‌فرد خود را داشته باشید، کافیست به قدرت اعجاب‌انگیز تکنولوژی باور داشته باشید و به سمت آن حرکت کنید.

بنابراین همان‌طور که کاتلر بازاریابی را با استانداردهای کسب‌وکار آشتی داد، ما نیز باید مابین بازاریابی و تکنولوژی صلح برقرار کنیم. ما باید باور کنیم تکنولوژی چیزهایی را برای ما به ارمغان می‌آورد که حتی نمی‌توانیم تصورش را بکنیم. صنعت بازاریابی نیز از تغییرات دنیای تکنولوژی در امان نخواهند ماند.

بهروز قزلباش

امروز، روز سعدی است. من در اوان کودکی با نام ماندگار سعدی در مکتبخانهی ملا رستم (خدایش بیامرزد) آشنا شدم. نام سعدی با خط نستعلیق روی کتاب شریف گلستان نقش بسته بود؛ کتاب دخترکی که در کنار من می‌نشست. روبه‎روی ملا که ترکه‏‎ی بلندی به دست داشت و آنسوی کرسی نشسته بود.

من هنوز قرآن را تمام نکرده بودم ولی او گلستان می‌خواند؛ و شب‌های جمعه به قرائت و بازخوانی قرآن مشغول بود و در بقیهی روزها، گلستان می‌خواند: «یکی را دل از دست رفته بود و ترک جان کرده و مطمح نظرش جایی خطرناک و مظنه هلاک نه لقمه‌ای که مصور شدی که به کام آید یا مرغی که به دام افتد. باری به نصیحتش گفتند: ازین خیال محال تجنب کن که خلقی هم بدین هوس که تو داری اسیرند و پای در زنجیر» تجنب از این خیال محال  بعدها ما را به خواندن سراجالقلوب و تنبیهالغافلینکشاند؛ دو کتابی که باید پس از گلستان خوانده می‌شدند. از آن همه کبکبه و دبدبه تنها مصراعی ناقص از تنبیهالغافلین روزگار در خاطرم مانده است که نوشته بود: «شطرنج و قمار و نرد،کار شیطان» و من نمی‌دانستم شطرنج و نرد اصلا چیست که کار شیطان است یا نه!

هر بار که می‌آمد این حکایت از سعدی زنده می‌شد که: «شبی یاد دارم که یاری عزیز از در در آمد چنان بیخود از جای بر جستم که چراغم به آستین کشته شد» از سرخهی دیزج که کوچیدم از دیده برفت و از دل برفتیم. همه چیز فراموش شد تا امروز که باز به قول سعدی نوبت عاشقی است یک چندی!

ابومحمّد مُشرف‌الدین مُصلح بن عبدالله بن مشرّف متخلص به سعدی (۶۹۰-۶۰۶ هجری قمری) شاعر و نویسنده پارسی‌گوی ایرانی که اهل ادب، اورا «استادِ سخن»، «پادشاهِ سخن»، «شیخِ اجلّ» و حتی به‌طور مطلق، «استاد» نامیده‌اند. او در نظامیهی بغداد که مهمترین مرکز علم و دانش جهان اسلام در آن زمان به حساب می‌آمد  تحصیل کرده است.

و پس از آن به‌عنوان خطیب به مناطق مختلفی از جمله شام و حجاز سفر کرده است. سعدی سپس به زادگاه خود، شیراز، برگشته و تا پایان عمر در آنجا اقامت گزیده است. آرامگاه وی در شیراز واقع شده‌است که به «سعدیه» معروف است.

در گلستان آمده است: «دانشمندی را دیدم به کسی مبتلا شده و رازش برملا افتاده جور فراوان بردی و تحمل بی‌کران کردی. باری به لطافتش گفتم دانم که ترا در مودت این منظور علتی و بنای محبت بر زلّتی نیست، با وجود چنین معنی لایق قدر علما نباشد خود را متهم گردانیدن و جور بیادبان بردن. گفت ای یار دست عتاب از دامن روزگارم بدار، بارها درین مصلحت که تو بینی اندیشه کردم و صبر بر جفای او سهلتر آید همی که صبر از دیدن او و حکما گویند: دل بر مجاهده نهادن آسانتر است که چشم از مشاهده برگرفتن.»

بگذریم از این ماجرا به مرور غزلی از شیخ که فرمود:

 

پیش ما رسم شکستن نبود عهد وفا را

الله الله تو فراموش مکن صحبت ما را

قیمت عشق نداند قدم صدق ندارد

سست عهدی که تحمل نکند بار جفا را

گر مخیر بکنندم به قیامت که چه خواهی

دوست ما را و همه نعمت فردوس شما را

گر سرم می‌رود از عهد تو سر بازنپیچم

تا بگویند پس از من که به سر برد وفا را

خنک آن درد که یارم به عیادت به سر آید

دردمندان به چنین درد نخواهند دوا را

باور از مات نباشد تو در آیینه نگه کن

تا بدانی که چه بودست گرفتار بلا را

از سر زلف عروسان چمن دست بدارد

به سر زلف تو گر دست رسد باد صبا را

سر انگشت تحیر بگزد عقل به دندان

چون تأمل کند این صورت انگشت نما را

آرزو می‌کندم شمع صفت پیش وجودت

که سراپای بسوزند من بی سر و پا را

چشم کوته نظران بر ورق صورت خوبان

خط همی‌بیند و عارف قلم صنع خدا را

همه را دیده به رویت نگرانست ولیکن

خودپرستان ز حقیقت نشناسند هوا را

مهربانی ز من آموز و گرم عمر نماند

به سر تربت سعدی بطلب مهرگیا را

هیچ هشیار ملامت نکند مستی ما را

قل لصاح ترک الناس من الوجد سکاری

بهروز قزلباش

«پير پيمانهکش من که روانش خوش باد/ گفت پرهيز کن از صحبت پيمان شکنان.» از کودکی، بازی با تفنگ را در میدان واقعی جنگ آغاز کرده بودیم. مسجد امام هادی(ع) و مساجد دیگر،  محل بی‌قراری‌ها و سرودخوانی‌ها و ورق زدن اوراق دفتر عشق و کتاب شهادت ما بود.

از کلاس اول راهنمایی(ششم امروز) سودای حضور در نبرد با دشمن ما را با تفنگ و باز و بسته‌کردن چشم بسته‌ی آن عادت داده بود.

بچه‌های بزرگتر از ما که در سوم راهنمایی درس می‌خواندند، کلاس درس را به پشت خاکریزها منتقل کرده بودند.گاهی دستهگلی کوچک که از کمبضاعتی جیب بچه‌های مدرسه حکایت می‌کرد، بر روی نیمکت کلاس، یعنی که جای خالی شهید مسعود محمد باقر، جای خالی شهید امانی، جای خالی شهید رحمان مرادی، جای خالی شهید سلیمان آقایی، جای خالی شهید  بهروز غلامیان، جای خالی شهید رحمتالله بهرامی، جای خالی شهید  اسدالله بهرامی، جای خالی شهید... و شهید به شهید دور ما را گل به گل یادشان در اشک‌هایمان جاری بود.

جمعه‌ای که گذشت، زیر پرچم بزرگ در بهشت زهرا (س)، محل قرار و بی‌قراری ما بود. پیشکسوتان جهاد و شهادت، که دریغِ جای خالی همکلاسی‌ها و همسنگران تکهتکه شدهیشان را آه می‌کشیدند و می‌گریستند.

عجب روزی بود.

شهید حسین هوشیار، همشاگردی و رفیق سال‌های آتش و خون، در کلاس‌های تفسیر نهجالبلاغه جوانبخت شهید، و صوت قرآن سعید قزوینیان، دفتر و کتاب منصور غلامیان و روزهای فهم کلام مولا علی(ع)، ذخیرهی معنوی آن ایام خاکستر شده را تداعی کرد. روزهای رفته، سوخته، و خاکسترشده‌ای که غبارش هنوز در دامن دلهایمان خون می‌کارد.

«با صبا در چمن لاله سحر میگفتم / که شهیدان کهاند این همه خونین کفنان» این پرسش تا عمق روح آدمی را در بهشت زهرا می‌کاود و زهر بیرون می‌آورد از آن همه حماسه، شیرینی و تبریک و تسلیتی برای نوشین شربت وصل حضرت معشوق و تلخای غیبت از شهود این عالم خاکی، که بیهوده گِرد منظومه شمسی هی دور می‌زند!

بسیاری از بچه‌های آن دوره، حالا دیگر صاحب نوه و نتیجه‌اند! نوه‌هایشان، زیر چشمی پیرمردانی را شاهدند که باید بابت ایثاری که کرده‌اند، هنوز بدهکاری‌هایشان را صاف ‎کنند.

دزدان و گردنه‌گیران خائن به آرمان ملت، مشغول چپاول و خوشگذرانی‌اند، اما این جمع و جمع‌های پریشان بسیاری در هرکجای این سرزمین بزرگ، زیر آتش نگاه‌های سنگین و پرسش‌های ناگفته و بر زبان نیامده اما مفهومِ نوه‌های خودشان، هنوز باید بسوزند و می‌سوزند.

بهار را با یاد و عطر سنگ‌هایی شروع کردیم که هرکدام نامی را در جان خود کنده بودند. عکس‌هایی رنگ و رو رفته و رنگ باخته، چونان تاریخ مبارزهشان، بر صندوقهای عمود، دیگر از حرارت تپش‌های بی‌آرام قلب‌هایشان خبری نیست.

نشانی شهدا را گم کرده بودم. جلیل حیدری اما تکتک آنها را می‌شناخت. با نام و خاطره. حتی می‌دانست که پدر و مادر کدام یکی‌شان از دنیا رفته است، یا اکنون، در چه حال و روزی به سر می‌برد. ذکر احوالاتشان دل آدمی را کباب می‌کرد و سینه‌های همین بچه‌ها را به سوز آهی آتشین می‌سوزاند و سوزاند.

نمی‌خواهم طلبکار خون کسانی باشم که خودشان تصمیم گرفتند که آگاهانه، جانشان را در طبق اخلاص بگذارند و تقدیم راه ملتشان کنند. اما دلم می‌سوزد؛ نه برای آنها که با خدا معامله کردند و بردند. برای خودم و خودمان که ماندیم تا تباه شدن و به خاکستر نشستن آرمانهایمان را داد بزنیم و بسوزیم و بسازیم.

ما نسل سوخته بی‌مدعا و ادعایی هستیم که آبرویمان را هم برای آرمانهایمان گذاشتیم. کتک خوردیم تا ملت ما کتک نخورد. گلوله خوردیم تا ملتمان گلوله نخورد. ترکش‌های گلوله‌های دشمن را به جان خریدیم، تا تن ملتمان نسوزد. آتش دشمن را با جان و دل پاسخ دادیم تا ملتمان در آسایش و امان بماند و زندگی کند.

ملت کتک خورد، گلوله خورد، و ترکش‌های دشمن هنوز بر تن و جان برخی دیگر از فرزندان این ملت، باقی است و هر روز تازه می‌شود اما پیشکسوتان جهاد و شهادت، فراموش شدند. آقایان صاحب کرسی و انواع صندلی‌های جورواجور زر و زور سکه و دلار و...حتی به قدر گزش ککی، دردشان نگرفت و نمی‌گیرد.

هر چند ما از صحبت با پیمانشکنان پرهیز نکردیم اما بدانند که چند صباح دیگر ما به کلی خاک خواهیم شد. شما خیالتان آسوده باشد. دیگر کسی حتی از این نوع کلمات هم دردش نخواهد آمد. وجدانش قلقلک نخواهد شد.آب دهانش خشک نخواهد شد و دائم می‌توانند با خیال آسوده به پرورش جلو و عقب خود ادامه دهند. لاغر کنند، چاق کنند، زن‌های جورواجور بگیرند. جوراب‌های تابهتا بپوشند و خانه‌های رنگ و وارنگشان را از حوریان زمینی آنوری‌ها و این‎وری‌ها پر و خالی کنند و به ارواح ما بخندند.

یادشان باشد.گفتیم که بهانه نداشته باشند و نگویند که نمی‌دانستم!! «اَنّ غداً مِنَ الیوْمِ قریبً... أَلَیسَ الصُّبْحُ بِقَرِیبٍ؟»

 

ییس پلیس راهور تهران بزرگ اعلام کرد که با توجه به درخواست شهرداری برای آماده‌سازی شرایط اجرای طرح ترافیک ٩٧، اجرای این طرح از نیمه اردیبهشت ماه آغاز خواهد شد.

سردار محمدرضا مهماندار درباره اجرای طرح ترافیک جدید در پایتخت گفت: با توجه به درخواست شهرداری تهران برای مهیا کردن شرایط اجرای طرح ترافیک در سال جدید، اجرای طرح ترافیک از ١٥ اردیبهشت آغاز خواهد شد لذا خودروها با مجوز سال گذشته می‌توانند تا نیمه اردیبهشت ماه در محدوده طرح ترافیک تردد کنند.

مهماندار با بیان اینکه در مورد عدم اجرای طرح ترافیک در روزهای پنجشنبه به زودی در شورای ترافیک تهران تصمیم‌گیری خواهد شد، گفت: تا اعلام نتیجه، طرح ترافیک و زوج فرد همچون قبل از شنبه تا پنجشنبه اجرا خواهد شد.

رییس پلیس راهور تهران بزرگ همچنین در خصوص افراد ساکن در محدوده طرح ترافیک است نیز گفت: در طرح جدید مقرر است تا این افراد تا قبل از ساعت 8:30 از محدوده طرح ترافیک خارج شوند و البته تردد این خودروها در طرح زوج و فرد بر اساس رقم سمت راست پلاک خودروها مجاز است و تصمیم‌گیری در زمینه اجازه تردد اینگونه خودروها بدون رعایت مقررات زوج و فرد منوط به تصمیم‌گیری در شورای ترافیک تهران است.

بر اساس بخشنامه رئیس کل سازمان مالیاتی، به منظور تسریع در امر وصول مالیات بدین وسیله اختیارات قانونی موضوع مواد 167و 191 قانون مالیاتهای مستقیم در خصوص تقسیط بدهی و بخشودگی جرائم مالیاتی قابل بخشش مقرر در قانون یادشده و قانون مالیات بر ارزش افزوده تا پایان سال 97به مدیران کل امور مالیاتی سراسر کشور تفویض گردید.

 

 

در جریان یکسان‌سازی نرخ ارز بانک مرکزی نسبت به نگهداری بیش از ۱۰ هزار یورو تا پایان فروردین هشدار داده و اعلام کرده بود که اگر مازاد بر این به فروش نرسیده و یا سپرده‌گذاری ارزی نشود، در صورت کشف با دارنده طبق قانون برخورد می‌شود. این مهلت تمام شد ولی مشخص نیست قرار است با چه سازوکاری ارز دارندگان بیش از ۱۰ هزار یورو شناسایی و با آنها برخورد شود.

شامگاه ۲۱ فرودین ماه یعنی زمانی که هیجان بازار ارز و التهاب آن در بالاترین حد خود در سال‌های گذشته قرار گرفت، دولت از تصمیم جدید خود در حوزه ارزی خبر داد و اعلام کرد که ارز را تک نرخی کرده است. بر این اساس اعلام شد که نرخ دلار که تا آن تاریخ به بیش از ۶۰۰۰ تومان افزایش یافته بود به یکباره به ۴۲۰۰ تومان رسیده و برنامه‌ریزی بر این است که با تامین ارز متقاضیان از سوی بانک مرکزی، هر گونه خرید و فروش ارز با نرخی بیش از ۴۲۰۰ تومان در بازار ممنوع و قاچاق خواهد بود.

جدای از مواردی که در اطلاعیه‌ها و بخشنامه‌های بانک مرکزی در مورد نحوه تک‌نرخی شدن ارز و سازوکار اجرای آن مطرح شد، سهم مردم از نگهداری ارز در خارج از سیستم بانکی مورد تاکید قرار گرفت، به طوری که طبق دستورالعمل بانک مرکزی ارز قابل نگهداری توسط هر شخص از ۲۱ فروردین ماه امسال به بعد حداکثر ۱۰ هزار یورو یا معادل آن به سایر ارزها  است و در صورت کشف میزان بیش از آن در اختیار هر شخص، با وی طبق قانون برخورد می‌شود. این در حالی است که بر اساس بند (خ) ماده (۲ )قانون مبارزه با قاچاق کالا و ارز هر گونه خرید و فروش ارز خارج از سیستم بانکی و صرافی‌های مجاز  قاچاق محسوب شده و نهادهای ذیصلاح با مرتکب بر اساس قوانین و مقررات جاری از جمله قانون مبارزه با قاچاق کالا و ارز برخورد می‌کنند.

در بخش دیگری از این دستورالعمل آمده است تمام اشخاصی که تا پیش از اجرای این سیاست، اقدام به خرید ارز به صورت اسکناس کرده‌اند و در تاریخ صدور این اطلاعیه بیش از ۱۰ هزار یورو یا معادل آن ارز در اختیار دارند، باید حداکثر تا پایان ماه جاری(فروردین) آن را در دو حالت با حجم قابل نگه‌داری یعنی ۱۰ هزار یورو منطبق کنند به گونه‌ای که یا مبلغ مازاد را در بانک‌ها سپرده‌گذاری ارزی کرده و به بانک‌ها بفروشند.

بر این اساس از امروز (شنبه) همزمان با اول اردیبهشت ماه مهلت تعیین شده بانک مرکزی برای واگذاری ارز مازاد بر ۱۰ هزار یور و یا سپرده‌گذاری آن در بانک‌ها به پایان می‌رسد و اگر دارنده نسبت به این موضوع اقدام نکند مرتکب جرم شده است، در این شرایط پرس و جوی جریان از منابع مطلع نشانی از وجود راهکاری مشخص برای پیگیری و ردیابی افرادی که ارز مازاد و یا میزان ارز در اختیار طی سال‌های گذشته تا کنون ندارد. در عین حال که خرید و فروش صرافی‌ها هم گرچه در سامانه سنا ثبت می‌شود اما بیانگر ارز در اختیار خریداران نیست.

با این وجود بانک مرکزی شرایطی متفاوت از گذشته را برای سپرده‌گذاری ارزی در بانک‌ها ایجاد کرده است. در گذشته معمولا شخصی که در بانک ارز خود را سپرده می‌کرد در هنگام تحویل با این مشکل مواجه بود که در مواردی بانک‌ها از پرداخت ارز سر باز زده و ریال تحویل می‌دادند که در این شرایط تمایل مردم در گذر زمان برای سپرده‌گذاری ارزی کمرنگ شد، ولی آنطور که رئیس کل بانک مرکزی اعلام کرده است با ابلاغ بخشنامه‌ای به بانک‌ها تاکید شده تا در هنگام مراجعه سپرده‌گذار برای دریافت سپرده ارزی حتما ارز تحویل داده شود در عین حال که در طول دوره به این سرمایه‌گذاری سود تعلق خواهد گرفت، از این رو ولی‌الله سیف تضمین کرده که بازپرداخت اسکناس به سپرده گذاران ارزی در صورت مطالبه آنها  تضمین  می شود. 

در رابطه با سود پرداختی به سپرده‌های ارزی نیز باید یادآور شد که حداکثر این سود تا شش درصد تعریف می‌شود که در بانک‌ها احتمالا بین چهار تا ۴.۵ درصد پرداخت می‌شود.

رشد اقتصاد جهانی در اواسط سال 2016 شروع شد و حالا گسترده‌تر و قوی‌تر شده است. گزارش چشم‌انداز جهانی سال 2018 که به تازگی از سوی صندوق بین‌المللی پول منتشر شده، نشان می‌دهد که اقتصادهای پیشرفته ظرفیت‌های رشد خود را امسال و سال آینده پیش از آن‌که سرعت آن‌ها کم شود، افزایش می‌دهند از طرفی دیگر، اقتصادهای در حال توسعه و نوظهور نیز امسال و سال آینده رشد خواهند کرد.  برای بیشتر کشورها، نرخ رشد فعلی چندان به طول نخواهد انجامید. سیاست گذاران باید از این فرصت برای تقویت رشد، پایداری بهتر و تأمین بهتر دولت هایشان برای مقابله با رکود بعدی استفاده کنند. گزارش چشم‌انداز جهانی 2018، به تفکیک در مورد شاخص‌های اقتصادی کشورها و مناطق مختلف جهان داده‌هایی را منتشر کرده است که مهم‌ترین آن نشان می‌دهد نرخ بیکاری در ایران در سال 2017، نسبت به 2016 کاهش یافته و در 2018 نیز بهبود اندکی خواهد داشت.

رشد اقتصادی

از نظر رشد اقتصادی، در کشورهای منطقه خاورمیانه ایران پس از پاکستان و مصر، سومین نرخ رشد سریع سال ۲۰۱۸ را در اختیار خواهد داشت. نرخ رشد این سه کشور به ترتیب ۵.۶، ۵.۲ و ۴ درصد پیش‌بینی شده است و کمترین نرخ رشد نیز به ترتیب متعلق به کویت، لبنان و عربستان خواهد بود. همچنین صندوق پیش‌بینی کرده است نرخ رشد ایران در سال ۲۰۱۹ هم همان ۴ درصد باقی بماند.

رشد اقتصاد جهانی در سال 2017، به میزان 3.8 درصد افزایش یافت و بازده قابل توجهی در تجارت جهانی رخ داد. این امر، بر اثرِ بهبود سرمایه‌گذاری در اقتصادهای پیشرفته، رشد قوی در اقتصادهای در حال ظهور آسیا، بهبود قابل ملاحظه در اقتصادهای در حال ظهور اروپا و نشانه‌هایی از بهبود در چندین کشور صادرکننده کالا رخ داد.  انتظار می‌رود که رشد اقتصاد جهانی امسال و سال بعد به 3.9 درصد افزایش یابد. بهبود جزئی در قیمت‌ها نیز شرایط را برای صادرات کالا بهتر خواهد کرد.

نرخ تورم

ایران هم چنین یکی از بالاترین رقم های مصرف کننده را دارد و پیش‌بینی می‌شود نرخ تورم ایران در سال ۲۰۱۸ به ۱۲.۱ درصد برسد اما در سال ۲۰۱۹ به ۱۱.۵ درصد کاهش یابد. سودان با نرخ عجیب ۴۳.۵ درصدی و مصر با نرخ ۲۰.۱ درصد بالاترین نرخ بهای مصرف کننده را خواهند داشت. کمترین نرخ مصرف کننده سال ۲۰۱۸ نیز متعلق به رژیم صهیونیستی، مغرب و اردن با نرخ‌های ۰.۷ درصد، ۱.۴ درصد و۱.۵درصد خواهد بود. جدیدترین آمار صندوق بین‌المللی پول نشان می‌دهد نرخ تورم ایران در سال 2017 به 9.9 درصد افزایش یافته است. نرخ تورم ایران برای سال 2016 میلادی 9 درصد برآورد شده است. به این ترتیب، ایران در سال 2017 در میان کشورهای  مورد بررسی در این گزارش به لحاظ تورم در جایگاه 22 قرار گرفته که نسبت به سال 2016 تغییری نکرده است. بر اساس پیش‌بینی این نهاد بین‌المللی، نرخ تورم ایران در سال 2018 به 12.1 درصد افزایش خواهد یافت. هرچه رتبه در این گزارش بیشتر باشد نشان‌دهنده تورم کمتر است و پرتورم‌ترین کشور در جایگاه نخست قرار دارد. ونزوئلا با 1087.5 درصد تورم در رتبه نخست قرار گرفته است. این کشور سال 2016 با تورم 254.3 درصدی در جایگاه دوم قرار داشت.

بالاترین تورم در بین کشورهای اروپایی در سال ۲۰۱۸ متعلق به ترکیه با ۱۱.۴درصد و رومانی با ۴.۷ درصد است و کمترین نرخ نیز متعلق به قبرس با ۰.۴ درصد و یونان با ۰.۷ درصد است.بالاترین نرخ تورم جهان در سال ۲۰۱۸ نیز متعلق به ونزوئلا خواهد بود که نرخ عجیب ۱۳۸۶۴.۶ درصد برای آن پیش‌بینی شده است.

نیروی کار

صندوق بین‌المللی پول درباره وضعیت نیروی کار در جهان نیز می‌نویسد:«بر خلاف شتاب رشد جمعیت در تمام اقتصادهای توسعه یافته طی دهه گذشته، میزان مشارکت نیروی کار مسیرهای گوناگونی  را نشان می‌دهد؛ مشارکت اقتصادی در میان زنان جوان و کارگران سالمند افزایش یافته، درحالی که در میان مردان جوان کاهش یافته است. در عین حال، پیشرفت‌های تکنولوژیکی مانند اتوماسیون نیز درحالی که برای کل اقتصاد سودمند است، بر میزان مشارکت اقتصادی نیروی کار اثر گذاشته است

بررسی این گزارش از نرخ بیکاری در ایران، همچنین نشان می‌دهد که میزان بیکاری کاهش یافته است. در سال 2016، نرخ بیکاری ایران 12.4درصد بود اما در گزارش جدید صندوق بین‌المللی پول در سال 2017، به 11.8 درصد رسید و پیش‌بینی می‌شود که در سال 2018 نیز به 11.7 درصد کاهش یابد. همچنین ایران در رتبه بندی جهانی از نظر بیشترین میزان بیکاری در حال حاضر در رتبه 17 قرار دارد. در سال گذشته، ایران در جایگاه نوزدهم قرار داشت اما علی رغم بهبود نمره به خاطر عملکرد بهتر سایر کشورها، دو رتبه نزول کرده است.

در بخش آخر گزارش چشم‌انداز جهانی 2018، درباره اقتصاد جهانی شده نیز آمده است:«تکنولوژی نکته کلیدی اساسی در بهبود درآمد و کیفیت زندگی است. به‌طور تاریخی، پیشرفت‌های تکنولوژیکی در چند صنعت بزرگ متمرکز شده است. بنابراین، نحوه توزیع تکنولوژی درکشورهای مختلف، نشان می‌دهد که رشد اقتصادی جهان چطور تولید می‌شود و سهم کشورها در آن چقدر است. جهانی شدن نیز از طریق همین روند، تغییر کرده است؛ همراه با ادبیاتی که درباره اهمیت تجارت و سرمایه‌گذاری مستقیم خارجی صحبت می‌کند.»

 

دیجیتال مارکتنیگ به عنوان یک صنعت آنلاین با سرعت زیادی در حال رشد است؛ بسیار سریع! ابزارها، اپلیکیشن‌ها، و تکنولوژی‌هایی که تا چند سال پیش مخاطب خاصی نداشتند، امروزه به مهمترین بخش زندگی مردم تبدیل شده‌اند، از این رو بازاریابان فعال در هر حوزه تجاری به دنبال راه‌های متنوعی برای دسترسی به مخاطبان یا مشتریان خود هستند.

متاسفانه یا خوشبختانه، رشد سریع یجیتال مارکتینگ باعث بوجود آمدن اصطلاحاتی شده است که هر گروه تجاری باید از آن آگاهی لازم را بدست آورد؛ به زبان ساده، به روز بودن! بعضی از این اصطلاحات رایج دیجیتال مارکتینگ گمراه کننده هستند و باید از سایر مفهوم‌های مشابه تمییز داده شوند. در این میان شاید به عبارت «تبلیغات محتوایی» برخورد کرده باشید. تعداد جستجو‌های مرتبط با این عبارت بسیار زیاد بوده است و موضوع مهمی برای هر گروه تجاری است. همه چیز‌هایی که باید درباره تبلیغات محتوایی بدانید اینجاست:

تبلیغات محتوایی چیست؟

جای تعجب نیست که تعریف دقیق تبلیغات محتوایی کمی دشوار است، چرا که بسیاری از افراد عبارت تبلیغات محتوایی (content advertising) را با بازاریابی محتوایی (content marketing) اشتباه می‌گیرند. برخی افراد هستند که این عبارت را با تبلیغات همسان یا نیتیو اشتباه می‌گیرند. با اینکه مفهوم تبلیغات محتوایی نسبتا جدید است، ایده اصلی موجود در پشت پرده آن ساده است:

«تبلیغات محتوایی به مراحل تولید محتوا با هدف بهبود محتوا از طریق کانال‌های پولی گفته می‌شود. این کانال‌ها می‌تواند شامل کمپین‌های PPC، شبکه‌های اجتماعی، موقعیت‌های اسپانسر شده یا هر نوع فرصت برای تبلیغ پولی باشد.»

در این مفهوم هر نوع فرمت از محتوا می‌تواند بخشی از کمپین تبلیغات محتوایی را تشکیل دهد. برای مثال می‌توانید یک گزارش از یک مشکل متداول در حوزه تجاری خود تهیه کنید و با استفاده از تبیلغات شبکه‌های اجتماعی این گزارش را ارتقا دهید. تا زمانی که محتوا تولید می‌شود و از طریق شبکه‌های پولی گسترش پیدا می‌کند، شما از تبلیغات محتوایی استفاده می‌کنید.

تبلیغات محتوایی در برابر بازاریابی محتوایی

مزیت‌های متنوعی برای بازاریابی محتوایی وجود دارد، ولی ابتدا باید تبلیغات محتوایی را با بازاریابی محتوایی مقایسه کنیم. بازاریابی محتوایی مبنای اصلی بازاریابی ربایشی است. در بازاریابی ربایشی، گروه‌های تجاری با ارائه و به اشتراک گذاری مطالب مفید، کاربردی و ارزشمند در قالب خبر یا گزارش، ویدئو، پادکست و... مخاطبان یا مشتریانی که به دنبال کسب اطلاعاتی در زمینه‌ای خاص هستند را به سمت خود جذب می‌کنند. ساختار کلی بازاریابی محتوایی پیوستگی هدفمندی دارد و از هم گسیخته نیست.

از طرف دیگر تبلیغات محتوایی به صورت هدفمند از هم گسیخته‌اند و طوری طراحی شده‌اند که توجه بیننده را بربایند و آن‌ها را برای انجام یک عکس العمل خاص وسوسه کنند.

یکی از ویژگی‌هایی که در هر دو زمینه تبلیغات محتوایی و بازاریابی محتوایی مورد اهمیت است، تاکید و اهمیت دادن به کیفیت است. درست است که شما با تولید محتوای تبلیغاتی در حال گسترش محتوای ارگانیگ خود از طریق کانال‌های پولی هستید، اما این بدین معنی نیست که محتوای بی‌کیفیت در برابر کاربران قرار دهید. کیفیت محتوا باید در بالاترین سطح خود باشد، چراکه شما با پرداخت هزینه در حال گسترش محتوای تجارت خود هستید، پس باید بیشترین بازده را بگیرید!

تفاوت اصلی دیگر بین تبلیغات محتوایی و بازاریابی محتوایی جایی است که مسئله وابستگی بازاریابی محتوایی به اصول سئو و رتبه بندی ارگانیک گوگل پیش می‌آید. مخاطبان و مشتریان بوجود آمده از طریق بازاریابی محتوایی از طریق جستجو‌های گوگل روانه تجارت شما می‌شوند، بنابراین افت و خیز جستجو‌های ارگانیک بر کیفیت این نوع بازاریابی تاثیرگذار است. اما از طرف دیگر تبلیغات محتوایی با چالش‌های همراه با بازاریابی محتوایی رو به رو نیست، کاهش دسترسی ارگانیک به محتوای اصلی شما تاثیری بر قدرت تبلیغات محتوایی از طریق کانال‌های پولی را ندارد.

امروزه، باید بدانیم که حجم جستجو‌های ارگانیک در حال کاهش هستند و این مسئله در آینده برای تجارت‌هایی که بر پایه جستجو‌های ارگانیک یا به زبان بهتر بازاریابی محتوایی بنا شده‌اند، می‌تواند خطر آفرین باشد. از این رو به نظر می‌رسد که تبلیغات محتوایی قدم منطقی بعدی در جهت گسترش محتوا به عنوان یک سلاح مفید در بازاریابی است.

آیا تبلیغات محتوایی همان تبلیغات همسان با یک اسم دیگر است؟

این سوال نیز یکی از ابهامات موجود در زمینه دیجیتال مارکتینگ است. تبلیغات محتوایی همان تبلیغات همسان یا تیتیو است؟ خیر، این تساوی تقریبا نادرست است.

تبلیغات همسان با ارائه گزارش همسان با ساختار پلتفورم ارائه دهنده آن موفقیت آمیز بوده است. در این نوع تبلیغات، بسیاری از کاربران به تفاوت موجود بین محتوای اصلی و محتوای تبلیغاتی پی نمی‌برند.

از طرف دیگر تبلیغات محتوایی باید در چشمان کاربر نسبت به محتوای اصلی قابل تشخیص باشد. در این زمان است که محتوای با کیفیت نقش تاثیرگذاری در تصمیم کاربر می‌گذارد. برای مثال شما به دنبال دانلود یک مقاله علمی هستید، واضح است که به روش ارائه آن توسط سایت میزبان اهمیت نمی‌دهید، تنها چیزی که دنبال آن هستید کیفیت خوب است. بنابراین شاید اصلا متوجه نشوید که بر روی یک تبلیغ کلیک کرده‌اید.

مزیت‌های تبلیغات محتوایی چیست؟

به احتمال زیاد شاخص‌ترین مزیت تبلیغات محتوایی نسبت به بازاریابی محتوایی عدم وابستگی به جستجو در موتور‌های جستجو یا نیاز به کشف شدن است. اگر برای گسترش محتوای خود هزینه‌ای پرداخت می‌کنید، دیگر نباید نگران جذب مخاطب یا مشتریان باشید، دیگر نیاز ندارید بیش از حد لازم بر روی اصول سئو کار کنید. خیلی ساده است؛ مخاطب حوزه خود را پیدا می‌کنید، کانالی را انتخاب می‌کنید که تا حد زیادی با نیاز‌های شما مطابقت می‌کند، هزینه‌ای پرداخت کرده و با تبلیغات محتوایی در آن کانال مشتریان زیادی را به سمت تجارت خود روانه می‌کنید.

مزیت دیگر تبلیغات محتوایی امکان تمرکز بر موضوعات ریز و در اصطلاح زیر ذره‌بین است. گسترش موضوعاتی که با تولید محتوای ارگانیک و کسب بازدید از طریق جستجو بسیار سخت است، براحتی با تبلیغات محتوایی امکان پذیر می‌شود. این بدین معنی است که می‌توانید نقاط هدف را در ذهن کاربران تشخیص دهید و با ارائه تبلیغ محتوایی حول آن موضوع نیاز‌های کاربر را برطرف کرده و نام برند و هویت شرکت تجاری خود را در ذهن خواننده ثبت کنید.

معایب تبلیغات محتوایی چیست؟

چالش تولید محتوای باکیفیت یکی از نکات قابل توجه در تبلیغات محتوایی است. اولین چالش پیش رو برای گروه‌های تجاری تولید محتوا است. این کار زمان بر بوده و به اصول خاصی وابسته است. تولید محتوای با کیفیت به زمان و هزینه کافی نیازمند است. برخی اوقات نیاز است تا افرادی را در جهت تولید محتوا استخدام کرده و هزینه‌های مالی خود را افزایش دهید؛ بنابراین یکی از معایب تبلیغات محتوایی بحث محدودیت بودجه است. چرا که تبلیغ در کانال‌های تبلیغی پولی مانند تبلیغات فیسبوک یا سایت‌های مرتبط به پول نیازمند است. در اینجاست که برای اهداف اصلی شرکت تجاری نباید از تبلیغات محتوایی استفاده شود، چراکه این نوع تبلیغات هزینه بر هستند و در بلند مدت پاسخگوی اهداف شرکت نخواهند بود.

از طرف دیگر مهارت در تمرکز بر روی موضوعات تخصصی و عدم نگرانی درباره دیده شدن چالش‌های خاص خود را دارد. هر چه جمعیت مخاطبان کمتر باشد، باید تمام تلاش خود را کنید که نرخ تبدیل افزایش پیدا کند. نرخ تبدیل یعنی تبدیل یک بازدید کننده به مشتری! چالش دیگر زمانی مشاهده می‌شود که کابران بعد از ورود از طریق تبلیغ دیگر به سمت تجارت شما باز نمی‌گردند، این بدین معنی است که گسترش بعضی از پروژه‌ها از طریق تبلیغات محتوایی به صرفه نیست و هزینه‌ها بیشتر از سود تجارت است؛ بنابراین توصیه می‌کنیم تا مخاطبان یا مشتریان خود را به صورت تخصصی بررسی کنید و در انتخاب نوع کانال پولی و کیفیت محتوا بیشترین دقت لازم را به خرج دهید. مهم این است که هزینه‌های شما جوابگوی اهداف اولیه تبلیغات محتوایی باشد.

بیش از 100 قطعه از قطعات تشکیل‌دهنده کپسول خدمه فضاپیمای «اوریون» ناسا با استفاده از فناوری چاپ سه‌بعدی ساخته خواهد شد که به طور خاص برای روبرویی با چالش‌های فضای عمیق طراحی شده‌اند.

فضاپیمای اوریون(Orion) که در لغت به معنی شکارچی است، جدیدترین فضاپیمای سازمان فضایی آمریکا(ناسا) برای حمل انسان به فضا و اکتشافات دور دست از جمله سیاره مریخ است.

مراحل اجرایی این فضاپیما پس از اتمام پروژه شاتل و بازنشستگی ناوگان شاتل کلید خورد و نخستین پرواز آزمایشی بدون سرنشین خود را در 5 دسامبر 2014 با موفقیت انجام داد.

این فضاپیما مانند فضاپیمای آپولو از یک کپسول حامل فضانوردان تشکیل شده است که می‌تواند به فضای ماورای زمین به اکتشاف در سیارات دیگر و همچنین سیارک‌ها بپردازد و پس از آن با فرود به زمین به وسیله چتر نجات در اقیانوس فرود بیاید.

تنها استارتاپ‌های انقلابی مانند آزمایشگاه موشکی "Rocket Lab" نیستند که از چاپ سه‌بعدی برای ساخت موشک و سفینه استفاده می‌کنند. کپسول خدمه جدید "اوریون" ناسا دارای بیش از 100 قطعه چاپ سه‌بعدی است که به طور خاص توسط شرکت «لاکهید مارتین»، پیمانکار اصلی این پروژه با همکاری متخصصان چاپ سه‌بعدی توسعه داده شده است.

این قطعات از مواد کاملا جدیدی ساخته می‌شوند که به طور خاص برای مقاومت در برابر شرایط سخت فضای عمیق طراحی شده‌اند.

استفاده از چاپ سه‌بعدی، یک روش مقرون به صرفه برای ساخت یک سفینه فضایی پیچیده است. این بدان معنی است که طراحان می‌توانند کمی آزادانه‌تر طراحی کنند، زیرا به قطعات و مشخصات موجود و رایج محدود نمی‌شوند.

محققان امیدوارند آنچه را که از این تلاش آموخته و تجربه کسب کرده‌اند را در اختیار دیگر صنایع هوا و فضا، مانند ماهواره‌ها و فضاپیمای رباتیک قرار دهند. روشن نیست که پرواز آزمایشی بعدی "اوریون" چه زمانی خواهد بود. همانطور که گفته شد، اولین پرواز آزمایشی آن اواخر سال 2014 انجام شد. آزمایش بعدی، اولین پرواز موشک غول‌پیکر "SLS" ناسا خواهد بود.کپسول تقریبا 3 هفته در فضا خواهد بود و به دور ماه می‌چرخد تا بتواند قابلیت فضانوردی خود را تست کند.در حالی‌که این پرواز برای اواخر سال 2019 در نظر گرفته شده بود، تاخیرها به این معنی است که این پرواز احتمالا تا سال 2020 انجام نخواهد شد.