وزیر آموزش و پرورش از رفع شدن مشکل کاغذ و تجهیزات چاپ کتاب‌های درسی خبر داد.

به گزارش چاپ ونشر به نقل از فارس، سید محمد بطحایی وزیر آموزش و پرورش درباره مشکل تهیه کاغذ کتاب‌های درسی سال آینده، اظهار کرد: گزارشی دیروز از سرپرست سازمان پژوهش و برنامه‌ریزی آموزشی گرفتم که مشکل الحمدلله با کمک بانک مرکزی رفع شده است و دیگر مشکل کاغذ و تجهیزات چاپ نداریم.

وی ادامه داد: کاغذ و تجهیزات چاپ وارد کشور شده بود اما به دلیل مشکلات ارزی در گمرک باقی مانده بود که بر اساس گزارشی که به بنده دادند، این مشکل حل شد.

حیدر تورانی سرپرست سازمان پژوهش و برنامه‌ریزی آموزشی چندی پیش درباره مشکل کاغذ برای چاپ کتاب‌های درسی، اظهار کرد: فقط تا ۱۵ آبان‌ماه برای چاپ کتاب درسی سال ۹۹ـ۹۸ کاغذ داریم و اگر کاغذ به دست‌مان نرسید، سال تحصیلی آینده در اول مهر نمی‌توان کتاب درسی را به دست دانش‌آموزان رساند.

وی با بیان اینکه وزیر آموزش و پرورش در این خصوص ۲ نامه به معاون اول رئیس‌جمهور و رئیس‌کل بانک مرکزی نوشتند، گفت: در حال حاضر با مشکل کاغذ و ماشین‌های چاپ مواجه هستیم.

تورانی افزود: ماشین‌های چاپ را خریداری کردیم و به بندر رسیده است اما در گمرک است و باید ترخیص شود و درباره کاغذ هم مشکل گمرگ را داریم و اکنون چند ماه است که برای ترخیص این کاغذها به دلیل مابه‌‌التفاوت ارزی که به آنها تعلق می‌گیرد، دچار مشکل شده‌ایم.

 

به گزارش چاپ ونشر به نقل از ایبنا، احمدرضا اعتماد مظاهری؛ رئیس هیات مدیره تعاونی چاپخانه داران تهران درباره عدم تامین مواد اولیه صنعت چاپ، عنوان کرد: کارگروه ساماندهی کاغذ از مدت‏ها پیش فعالیت خود را آغاز کرده است، اما در این میان نماینده ای از تعاونی چاپخانه داران برای حضور در این کارگروه انتخاب نشده است.

وی افزود: البته این کارگروه بر مساله کاغذ و ناشران تمرکز دارد و با وجود توضیحات زیادی که ما در جلسه های مختلف حتی با حضور وزیر دادیم که محصولات چاپی به تنهایی فقط با کاغذ بیرون نمی آیند و بقیه اقلام نیز باید تامین شوند.

مظاهری با بیان اینکه بارها گفتیم که نباید فقط روی کاغذ تمرکز کنیم، عنوان کرد: با ورود کاغذ به تنهایی صنعت چاپ و نشر کشور که به یکدیگر وابسته هستند نمی توانند کالای نهایی را تولید کنند، ظاهرا این موضوع را قبول کرده اند اما تا الان این موضوه عملی نشده است.

وی با اشاره به تبعات تمرکز بر موضوع کاغذ، توضیح داد: متاسفانه مثل قبل ارشاد فقط به ناشران نگاه دارد و در گذشته هم وقتی کاغذ فقط به ناشران داده می شد، تعداد ناشران افزایش پیدا کرد، در حالی که تعداد کتاب ها افزایش پیدا نکرد و در مدت زمان کوتاهی کاغذها سر از بازار آزاد درآوردند.

رئیس هیات مدیره تعاونی چاپخانه داران تهران همچنین به نامه نگاری های مختلف برای پیگیری این موضوع اشاره کرد و گفت: تاکنون ما هرچه نامه نوشتیم و سعی کردیم این موضوع را به گوش مسئولان برسانیم که هرچه منابع توزیع بیشتر شود، توزیع عادلانه نتیجه بهتری به همراه خواهد داشت و اگر منابع توزیع محدود به یک سمت باشد، این رقابت از بین می رود و کالا به دست مصرف کننده اصلی نمی رسد و اگر برسد با قیمت های بالا می رسد.

مظاهری با بیان اینکه ما نماینده ای در کارگروه ساماندهی کاغذ نداریم اما خبرها غیرمستقیم می رسد، گفت: عملا تاکنون در عمل اقدامی ندیده ایم که روی کاغذ انجام شود، در این زمینه حدود دو هزار تن پروفرما برای واردات داده بودیم که گفتند تعاونی نمی تواند جنس وارد کند و یک تاجر یا بازرگان باید در این زمینه وارد شود.

 

پنج ماه بلاتکلیفی

وی همچنین به رایزنی با با وزارت صنعت، معدن و تجارت اشاره کرد و یادآور شد: ما تعدادی از پروفرمای خود را بردیم و تا بتوانیم از ارز نیمایی استفاده کنیم اما حتی برخی از همکارانمان هم که ارز نیمایی دارند نتوانسته اند مجوزهای لازم را از وزارت صنعت، معدن و تجارت دریافت کنند.

مظاهری افزود: پنج ماه است که نمی توانیم در زمینه واردات مواد اولیه صنعت چاپ اقدام کنیم و فقط می توانیم از برخی کارخانه های داخلی که قادر به صدور فاکتور هستند، کالا بگیریم و بین اعضا و چاپخانه داران توزیع کنیم تا بیش از این در حق همکاران اجحاف نشود.

رئیس هیات مدیره تعاونی چاپخانه داران تهران با توضیح درباره این موضوع، عنوان کرد: متاسفانه در داخل کشور به دلیل اینکه رسمی کار می کنیم باید فاکتور رسمی صادر شود و غیر از آن موقعیت خرید برای بسیاری از مواد مثل کاغذ و مقوا را نداریم.

وی تاکید کرد: در این زمینه حتی نامه ای نیز به رئیس اتاق تعاون تهران ارسال کردیم و گفتیم که تعریف کنند تعاونی ها در کدام قسمت بازار اقتصاد کشور هستند و اگر جایگاهی دارند پس چرا هیچ امتیازی برای آن ها در نظر گرفته نمی شود، در حالی که ما همیشه تابع قیمت های رسمی بودیم و توزیع ما به گونه ای بوده است که توانسته بودیم در کنترل قیمت ها تاثیرگذار باشیم.

مظاهری با بیان اینکه تلاش های کنونی ما برای ورود مواد اولیه مورد نیاز صنعت چاپ کشور است، گفت: بعد از سال ها فعالیت تعاونی چاپخانه داران شرایط به گونه ای شده است که برای اولین بار از نظر دخل و خرج به مشکل برخورده ایم.

 

روزی را تصور کنید که برای هواخوری و استفاده از طبیعت به بیشه یا جنگل اطراف شهر سری می‌زنید تا زمانی را زیر سایه درختان از حال و هوای زندگی شهری و ماشینی بیرون بیایید و آرامشی برای خود و خانواده ایجاد کنید. اما با تصویری از درختان قطع شده و زمین‌های خالی از درخت و سرسبزی مواجه می‌شوید چه احساسی پیدا می‌کنید آیا به یاد روزهایی نمی‌افتید که بسته بسته روزنامه‌های باطله، کاغذهای اضافی و مجلات را کنار سطل‌های آشغال می‌گذاشتید تا خانه از کاغذهای باطله خالی گردد؟!

به گزارش چاپ ونشر به نقل از کیهان، واقعیت این است که درختان در طول تاریخ همیشه مظلوم واقع شده‌اند. چه آن زمان که برای تولید زغال و گرم کردن خانه‌ها قطع می‌شدند و چه در زمان کنونی که برای تولید کاغذ از آنها استفاده می‌شود. هدر رفتن فضای سبز و قطع بی‌رویه درختان، زندگی انسان‌ها را در ابعاد مختلف تحت تأثیر قرار می‌دهد. بنابراین با تلاش همگانی باید شهروندان را متوجه این خطر زیست محیطی کرد تا در حفظ و نگهداری جنگل‌ها کوشا باشند.

 

حفاظت از جنگل‌ها

درخت در فرهنگ همه ملت‌های جهان به ویژه در فرهنگ ایران قبل و بعد از اسلام همواره ارزشی نمادین داشته است و درخت و جنگل همیشه مایه آرامش و راحتی انسان‌ها بوده‌اند، آرامش جنگل و احساس نزدیکی با طبیعت همواره برای گردشگران جاذبه داشته است. اما متأسفانه در سال‌های اخیر، همزمان با رشد علم و تکنولوژی، تخریب جنگل‌ها رشد فزاینده ای به خود گرفته به نحوی که نگرانی کارشناسان و متخصصان محیط زیست را به همراه داشته است.

«ملیکا هوشمند» کارشناس زیست‌شناسی ضمن ابراز نگرانی نسبت به تخریب جنگل‌ها درباره اهمیت جنگل‌ها و فضای سبز می‌گوید: «جنگل‌ها و مراتع به عنوان یکی از مهمترین منابع طبیعی کشور از اهمیت ویژه‌ای برخوردار هستند. جلوگیری از فرسایش خاک، افزایش منابع آب زیرزمینی، مبارزه با آلودگی هوا، تعدیل دما و تلطیف آب و هوا از جمله علل پراهمیت بودن پوشش جنگلی و فضای سبز در اقصی نقاط کشور است.»

وی اضافه می‌کند: «متأسفانه این جامعه نباتی که به منزله ریه تنفسی یک سرزمین به حساب می‌آید و تأثیر زیادی در سلامتی و شادابی محیط‌زیست دارد این روزها مورد بی‌مهری قرار گرفته و انسان‌ها دانسته یا ندانسته به تخریب آن مشغول هستند. به غیر از قطع درختان برای مصارف صنعتی، تولید کاغذ و چوب برای صنایع، چرای دام، سوزاندن و خشکانیدن درختان نیز از  جمله عواملی هستند که به پوشش گیاهی کشور آسیب‌های جدی وارد می‌کنند.»

به گفته این کارشناس، تولید هر تن کاغذ در کشور نیاز به قطع حداقل 15 اصله درخت تنومند دارد و این در حالی است که متأسفانه هر روز شاهد تخریب جنگل‌های غنی و بی‌نظیر کشور به بهانه بالا بردن تولید کاغذ مورد نیاز برای روزنامه‌ها، کتب و مجلات گوناگون هستیم.

آقایی که خود را «جعفری» معرفی می‌کند و در پارکی در حوالی خیابان رسالت مشغول استراحت و دیدن بازی کودکان است در این باره می‌گوید: «مهندس برق بوده‌ام و چند سالی است که بازنشسته شده‌ام و برای گذراندن وقت و استفاده از فضای سبز و هوای پاکیزه برخی از روزها به پارک می‌آیم اما با صحنه‌هایی مواجه می‌شوم که بسیار ناراحت کننده است چرا که در ابتدای این پارک یک کانکس تعبیه شده که محل دریافت مواد بازیافتی است و هر روز می‌بینم که افراد مختلف کتاب،‌روزنامه، مجله و کاغذهای زیادی را به این محل می‌آورند و تحویل می‌دهند و شامپو، دستمال کاغذی و... تحویل می‌گیرند در حالی که برای تهیه همه این منابع کاغذی درختان زیادی قطع شده و هزینه زیادی به مصرف رسیده است.»

وی اضافه می‌کند: «واقعاً چرا باید مصرف کاغذ در هر خانه‌ای این قدر زیاد باشد که آن را دور بریزند؟! کارشناسان می‌گویند برای تولید هر تن کاغذ باید دست کم 15-16 اصله درخت را قطع کرد و به علاوه در فرآیند تولید آن حدود 400 هزار لیتر آب و 4 هزار کیلو وات برق مصرف می‌شود بنابراین چرا باید این همه پسماند و زباله خشک تولید شود؟»

به گفته این فرد بازنشسته، اگر وضع به همین منوال پیش برود ضربه جدی به محیط زیست وارد خواهد شد.

کارشناسان اقتصادی می‌گویند فقط با 10 درصد کاهش مصرف کاغذ برای هر فرد می‌توان میلیون‌ها درخت را از قطع شدن نجات داد، درختانی که حیات و نفس ما و زمین را تأمین می‌کنند، اما واقعاً شهروندان چقدر به این مسئله حیاتی واقف هستند و به خطرات و پیامدهای ناشی از تخریب جنگل‌ها آگاهی دارند؟

 

زندگی بدون کاغذ

یکی از پرمصرف‌ترین مواد مورد استفاده مردم، برگه‌های کاغذی است، کاغذهایی که با قطع درختان، تبدیل شدن به تکه‌های ریز چوب و تهیه چیپس چوب و خمیر شدن به دست می‌آیند. امروزه حداقل 70 درصد کاغذ تولیدی در جهان از مشتقات الیاف چوب و 30 درصد بقیه نیز از الیاف گیاهی نظیر باگاس (تفاله نیشکر)، کاه و نی تولید می‌شود. همین کاغذی که به سختی به دست می‌آید و به قیمت قطع درختان مثمر ثمر و مفید روانه بازار می‌شود آسان نیز مصرف و به زباله تبدیل می‌شود.

برگه‌های تبلیغاتی بر در و دیوار ساختمان‌های شهر، روزنامه‌ها و مجلاتی که دسته دسته کنار سطل‌های زباله گذاشته می‌شود، نامه‌های اداری که از این اتاق به آن اتاق می‌روند و سپس بایگانی می‌شوند و احتمالا موقع جابجایی ادارات و سازمان‌ها به دور ریخته می‌شوند و ... همه و همه نمونه‌هایی از مصرف بی‌رویه کاغذ و افزایش زباله است، اما آیا به راستی زندگی بدون کاغذ امکان‌پذیر نیست؟

«سارا راجیان» کارشناس ارشد اقتصاد درباره زندگی بدون کاغذ اینگونه پاسخ می‌گوید: «یکی از مصارف عمده مردم کاغذ است که متاسفانه شاهد اسراف زیادی در این زمینه هستیم و هر روز کاغذهایی را می‌بینیم که در سطل‌های زباله روی هم انباشته می‌شوند درحالی‌که بسیاری از آنان سفید است و حتی کلمه‌ای بر روی آنها نوشته نشده است!»

وی اضافه می‌کند: «مصرف روزافزون کاغذ در کشور به معنی تخریب پوشش گیاهی، جنگل‌ها و مراتع سرسبز کشور است و تا آنجاکه ممکن است باید در استفاده از کاغذ صرفه‌جویی کنیم تا محیط زیست خود را سالم و پاکیزه نگه‌داریم.»

این کارشناس خاطرنشان می‌کند: «زندگی بدون کاغذبازی هم امکان‌پذیر است، کافی است هرکدام از افراد جامعه راه‌های رسیدن به این زندگی را تمرین کنند. به طور مثال به کودکان خود بیاموزیم که از دفترچه‌های خود به بهترین نحو استفاده کنند و در مصرف کاغذ صرفه‌جویی کنند یا در ادارات کارمندان از کاغذهای کمتری استفاده کنند و بیشتر مکاتبات خود را به صورت اینترنتی و رایانه‌ای انجام دهند یا مثلا آگهی‌های تبلیغاتی ترحیم و تسلیت، دعوت و میهمانی و ... به جای کارت و اعلامیه به صورت شفاهی، پیامک و اینترنتی مبادله شود. دراین صورت هم صرفه‌جویی خواهد شد و هم به اکوسیستم گیاهی ضربه‌ای وارد نخواهد آمد.»

 

صرفه‌جویی و پرهیز از اسراف

یک خانم خانه‌دار که دخترش کلاس دوم دبستان است درباره صرفه‌جویی در مصرف کاغذ می‌گوید: «استفاده از فرهنگ صرفه‌جویی در هر خانواده‌ای لازم و ضروری است و پدرها و مادرها از همان ابتدا باید به کودکان خود آموزش دهند تا از مصرف بی‌رویه کاغذ جلوگیری کنند، به طور مثال کودکان زیادی در خانواده‌ها مشاهده می‌شوند که برای نقاشی کردن ده‌ها کاغذ را استفاده و پاره پاره می‌کنند، چون معتقدند که نقاشی‌شان خوب نشده و باید دوباره نقاشی کنند، درحالی‌که پدر و مادر می‌توانند به کودک خود آموزش دهند که از کاغذهای باطله و یا برگه‌هایی که یک طرف آنها استفاده شده مصرف کنند تا اسراف نشود و کاغذها به سطل زبانه پرتاب نشوند.»

این خانم به نقل یک خاطره از یکی از دوستانش می‌پردازد و می‌گوید: «یکی از دوستان من با اینکه از نظر اقتصادی در موقعیت بدی قرار نداشتند اما بسیار صرفه‌جو و قانع بودند برای استفاده فرزندانش در هنگام نقاشی یا تمرین مشق و ... از کاغذهای تبلیغاتی که متاسفانه تعداد آنها کم هم نیست و بر در و دیوار ساختمان‌ها نصب شده‌اند استفاده می‌کرد و می‌گفت وقتی در خانه را باز می‌کنم می‌بینم ده‌ها کاغذ تبلیغاتی با کیفیت عالی به درون خانه انداخته‌اند و به همین دلیل آنها را منگنه می‌زنم و به صورت یک دفترچه دراختیار کودکانم قرار می‌دهم تا از پشت برگه‌ها که سفید یا رنگی هستند برای نقاشی استفاده کنند و به این ترتیب هم کمک به اقتصاد خانواده کرده‌ام و هم به کودکان خود الگوی صحیح مصرف و صرفه‌جویی را آموزش داده‌ام.»

این خانم خانه‌دار اضافه می‌کند: «با الگو گرفتن از چنین کسانی می‌توان هم به اقتصاد خانواده کمک کرد و هم قناعت و صرفه‌جویی را به فرزندان خود آموخت مخصوصا در شرایط کنونی کشور باید متکی به اقتصاد خودمان باشیم.»

 

کاغذهای وارداتی

«ابوالفضل روغنی» رئیس سندیکای تولیدکنندگان کاغذ و مقوا چندی پیش از توقف تولید کاغذ چاپ و تحریر در کارخانه‌های داخلی کشور خبر داده و گفته که کاغذهای وارداتی بازار را تسخیر کرده‌اند. وی افزوده، کارخانه‌های داخلی می‌توانند 60درصد نیاز داخلی کاغذ روزنامه و 40 درصد نیاز کل کشور به کاغذ تحریر را تامین کنند.

نظر سارا راجیان کارشناس اقتصادی را درباره این مطلب جویا می‌شویم، وی می‌گوید: «این اظهارنظر مسئله‌ای واقعی است اما جای بسی تاسف دارد چراکه چه فرقی می‌کند با افزایش مصرف کاغذ درختی در کشور ما قطع شود یا در دنیا درختان قطع شوند تبدیل به کاغذ شوند و به کشور ما صادر شوند؟ تخریب محیط زیست، قطع درختان در هرجای دنیا که باشد تاسف‌آور و ناراحت‌کننده است چون اکوسیستم طبیعی با خطر آلودگی، ویرانی و تخریب مواجه می‌گردد.»

وی اضافه می‌کند: «این گفته‌ها ازسوی دیگر نشان می‌د‌هد که مصرف کاغذ متاسفانه در کشور ما زیاد است و به احتمال زیاد اسراف و تبذیر صورت می‌گیرد درحالی‌که با اندکی صرفه‌جویی می‌توان از این بحران زیست‌محیطی و تخریب جنگل‌ها چه در داخل کشور و چه در خارج از آن جلوگیری کرد.»

نباید فراموش کرد که صرفه‌جویی و قناعت آغاز یک راه روشن برای آینده است و نه‌تنها از اسراف و تبذیر جلوگیری می‌کند بلکه زمینه‌ای برای پس‌انداز، سرمایه‌گذاری و اهداف بلندمدت است. / فریده شریفی

به گزارش چاپ و نشر به نقل از ایرنا، مخاطب این یادداشت، بی‌شک تمامی مردم کشورم و کسانی هستند که دغدغه‌ فرهنگ و نشر کتاب دارند؛ همچنین مدیران ارشد وزرات فرهنگ و ارشاد اسلامی، معاونت امور فرهنگی آن و نیز کارگروه ساماندهی کاغذ، به‌ویژه جناب آقایان حسین انتظامی، همایون امیرزاده، مهدی اسماعیلی راد، محمود آموزگار و البته محسن جوادی و سیدعباس صالحی.

 چرا این اسم‌ها؟ چون می‌دانم که این افراد، به گواه شناختی که داریم و حتی برخی اظهارنظرهایشان در این روزها که گاهی رسانه‌ای هم شده، خودشان اذعان دارند که باز بردن کشور به شرایط دهه‌های گذشته و تولی‌گری دولتی هرچند با مشارکت بخش‌هایی غیردولتی در اموری بدیهی ازجمله توزیع یک قلم جنس مثل کاغذ، سیاست نادرست و مسئله‌سازی است، اما چون احساس وظیفه می‌کنند که کاری باید کرد، دست به کاری می‌خواهند بزنند که همه باور دارند وادی درستی نیست.

سخن آخر را بخواهم در همین ابتدای متن بگویم، این است که به‌جد و به استناد تمامی تجربه‌های عینی، مبانی علمی و اصول منطقی، معتقدم ساز و کار جدیدی که برای تخصیص کاغذ به ناشران به‌عنوان یکی از اقدام‌های وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، پیرو مصوبه‌ی کارگروه ساماندهی کاغذ اعلام شده، چیزی نیست جز خطای آزموده را آزمودن. البته وقتی به تکرار این خطا برسیم، دیگر یک خطای طبیعی نخواهد بود و ما را به مرزهای مفهوم‌های ناگواری می‌تواند برساند.

پیشاپیش بگویم که به‌عنوان یک ناشر، در نشر خودمان همین الان 23 کتاب در مرحله‌‌ انتشار داریم و با وجودی که احتمالاً از سفره‌ای که قرار است پهن شود، به‌اندازه‌ 30-20 کتاب تا پایان سال می‌توانیم منتفع شویم، شخصاً با پهن شدن این سفره به‌شدت مخالفم. از همکارانم در نشرمان هم عذرخواهی می‌کنم که چون وظیفه‌ ملی، فرهنگی و غیره‌ خودم می‌دانم که با آن چیزی که معتقدم تقریباً همه‌ ما هم می‌دانیم 'غلط اندر غلط' است، مخالفت کنم، نمی‌توانم ساکت باشم و سهم خودم را ادا نکنم.

 

علت این اعتقاد و مخالفت چیست؟

یکی تجربه‌ تمام سالیانی است که پشت سر گذاشتیم و انواع و اقسام مدل‌های حمایتی که آزمودیم، از چند سال پیش هم به ترمیم و اصلاح برخی از آن مدل‌های غلط برآمدیم. آیا به این نتیجه نرسیدیم که حاصل آن سیاست‌های حمایتی، چیزی نشد جز ناهنجاری‌هایی در شکل و محتوای «فرهنگ» که امروز گریبانمان را جوری گرفته است که انگار به خفه کردن ما همت گماشته است؟ مگر نه این‌که بخشی از ناشران بزرگی که حال، خودشان در فضای فرهنگی کشور، به اخلال‌گران رفتاری و کرداری تبدیل شده‌اند، درنتیجه‌ همان سیاست‌های نادرست سال‌های گذشته بود که سرمایه‌ اولیه‌ لازم را به دست آوردند تا بعد به‌عنوان مولتی میلیاردرهای صنعت نشر، خود به «مسئله» تبدیل شوند.

اگر آن سیاست‌های سال‌های گذشته درست بوده، چرا با صدای رسا اعلام نمی‌کنیم همه‌ آن سخنرانی‌ها و مصاحبه‌ها و حرف‌هایی که در چند ساله‌ گذشته‌ نزدیک، درباره‌ ضرورت برداشته شدن چتر نظارت و دخالت دولتی از سر فرهنگ زدیم، اشتباه بوده و نگاه خود را از اساس اصلاح نمی‌کنیم؟ اگر این‌طور نبوده و اعتقاد نداریم که حرف‌های اخیرمان اشتباه بوده و اعتقاد نداریم که سیاست‌های پیشین درست بوده، چرا می‌خواهیم مدیرانی لقب بگیریم که در دوره‌ صدارتمان، همه‌ آنچه سال‌ها برای اصلاحش زحمت کشیده بود، در یک بازگشت به عقبِ درنهایت غیرقابل‌دفاع، به باد رفت!؟

همین روزها تصمیم داشتم یک یادداشت خطاب به وزیر محترم فرهنگ و معاون فرهنگی محترم ایشان بنویسم، یادآوری کنم شما که از حوزه‌ اندیشه برآمده‌اید، چه برنامه‌ بومی مبتنی‌بر دستاوردهای جهانی دارید، برای این‌که در شرایط بحرانی سال‌های 97 و 98، بنگاه‌های کوچک نشر، به‌عنوان مرکزهای اصلی تولید محتوا، از این مقطع حساس با کمترین تلفات عبور کنند؟ اما ناگهان با پروژه‌ شیک ولی ناکارآمد و غیرقابل‌اعتماد تخصیص دولتی کاغذ به ناشران مواجه شدیم. برنامه‌ای که شک نکنید روزی به‌خاطر نقض غرض بودن، به‌عنوان یک سیاست غلط، لغو خواهد شد.

مگر نه این‌که در تمام این سال‌ها، سود و حُسن عمده‌ سیاست‌های حمایتی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، معمولاً به ثروت ناشران قدر قدرتی افزوده است که حالا آن‌قدر خود را قدرتمند می‌دانند که خیلی محترمانه می‌فرمایند، متأسفیم! دیگر زمان آن رسیده که مرکز نشرها و کتابفروشی‌های کوچک، برچیده شوند! درواقع آنچه با سیاست‌های کاپیتالیستی در سال‌های مرگ بر کاپیتالیسم پرورش دادیم، حالا حکم مرگ نقطه قوت‌های ما را می‌خواهند صادر کنند.

دوستان حاضر در کارگروه سامان‌دهی کاغذ، هم اهل فن هستند و هم دنیا دیده‌اند. پس عجیب است که بدون در نظر گرفتن مدل‌های تجربه شده‌ موفق و نتیجه داده، بر تکرار مدل‌های تجربه شده‌ شکست‌خورده‌ اصرار بورزیم.

آیا دوستان اصلاً خبردار نشدند که همین ناشران بزرگ که بسیاری‌شان ناشران آموزشی و اخیراً کودک و نوجوان شده هستند، در زمستان سال گذشته و حتی زودتر، به پُر کردن انبارهای کاغذ خود مبادرت ورزیدند؟ آن‌ها واقعاً از کجا می‌دانستند که چه شرایطی پدید خواهد آمد؟ با چه رانت اطلاعاتی یا تجربی؟ آیا این‌گونه اتفاق‌ها موجب نمی‌شود دوستان ما در کارگروه به این بیندیشند که شاید همگی در یک پروژه‌ از پیش طراحی شده به کار گرفته شده‌ایم؟

آیا به این موضوع غیرطبیعی نباید توجه کرد که چرا در سال جاری که با بحران کاغذ مواجه شدیم، برخلاف روند طبیعی و منطقی، صف دریافت پروانه‌‌ نشر با تراکم مواجه شده است؟! آیا بررسی شد که چه تعداد از ناشران جدید، اعضای خانواده‌ برخی ناشران بزرگ و بنام هستند؟ واقعاً چرا این ناشران محترم، با بو کشیدن شرایط پیش رو، بستگان و وابستگانشان را برای دریافت پروانه‌های جدید گسیل کردند؟ پاسخش مشخص است: اول این‌که آن‌ها به رایج بودن خطاهای مدیریتی و تصمیم‌گیری در کشور واقف بودند، دیگر این‌که به قدرت اقناعی خود و هم‌طیفانشان در اتخاذ تصمیم‌‌های نادرست حاکمیتی ایمان داشتند و دست آخر این‌که مثل روز برایشان روشن بود سفره‌ای پهن خواهد شد که روی آن می‌شود معلّق زد. محترمانه‌ترین و شریف‌ترین حالتش این بوده که تصمیم گرفتند دست‌های خودشان را زیادتر کنند، تا از این سفره‌‌ سهم بیشتری ببرند.

واقعاً چرا این روزها از هر که، در هر مقام و کسوتی، می‌پرسیم نظرت درباره‌ این تصمیم جدید چیست، اکثراً از عبارت 'سفره‌ای جدید' برای ... استفاده می‌کنند؟!

همین‌جا عرض کنم که به‌واسطه‌ بیش از دو دهه حضور جدی در بخش‌های مختلف این حوزه، همه‌ پاسخ‌های احتمالی دوستان را که احتمالاً خواهند گفت، «ما خودمان همه‌ این‌ها را می‌دانیم» اما «شما نمی‌دانید که چرا و به‌خاطر چه ضرورت‌هایی این تصمیم‌ها را می‌گیریم»، از بر هستم و این بحث‌ها را خوب حفظ حفظم، چون به‌سلامتی با این بحث‌ها و استدلال‌ها، بزرگ شده‌ایم و عمری را با آن‌ها گذرانده‌ایم.

اتفاقاً یک روی سخن با آن دسته از عزیزان حاضر در این تصمیم‌گیری است که با مفاد این یادداشت موافقت دارند، اما درنهایت به این فکر کرده‌اند که در شرایطی که دیگر بخش‌ها از این تصمیم‌ها منتفع می‌شوند، اگر ما مشارکت نکنیم، خودمان ضرر می‌بینیم، درواقع صنف خودمان تضعیف می‌شود. چرا باید از این‌که تکلیف همه چیز یک بار برای همیشه مشخص شود طفره برویم؟

یک روی سخن هم با بخش دولتی ماجراست. گذشته از آنچه برشمرده شد، آیا مدیران ارشد وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی می‌‌دانند متهم هستند به این‌که این پروژه نیز اقدام دیگری است برای آن‌که بخش حاکمیتی و دولتی، عنان اختیار نشر و ناشران را در دست خودش بگیرد، تا به هر سو که تمایل داشت یا بیشتر تمایل داشت، بکشد؟ آیا وزیر محترم فرهنگ، بار معنایی این اتهام را می‌پذیرد؟

وگرنه، چه توجیهی می‌توان داشت؟ آیا صرف این‌که شرایط دسترسی به کاغذ در کشور به‌گونه‌ای است که - نمی‌گوییم بیلان کاری همیشه مورد افتخار دولت‌ها و مدیران را در پایان سال پایین خواهد آورد، بلکه - ناشران شریفی هستند که مشکل تأمین کاغذ دارند، می‌تواند توجیهی شود که بلای دیگری سر این نشر پرمسئله بیاوریم که تأثیرهای مخرب بلندمدت‌تری را به آن‌ها تحمیل می‌کند؟

مگر وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، بخشی از دولت نیست؟ مگر وزیر محترم عضوی از کابینه نیست؟ اگر ایراد و نقصان‌هایی در مدیریت دولتی و حاکمیتی در این زمینه وجود دارد، چرا به‌جای آن‌که با صدای رسا اعلام کنیم، اصرار داریم خلاف جهت همان شعارها و آرمان‌هایی حرکت کنیم که رای مثبت مردم را به‌دست آورد!؟ مگر رئیس محترم اتحادیه‌ ناشران و کتاب‌فروشان اعلام نکرد که بخشی از ده‌ها تن کتاب قاچاق کشف و ضبط شده با همکاری نیروی انتظامی و قوه‌ قضاییه، با همان کاغذهایی تولید و توزیع شده‌اند که با ارز دولتی 4200 تومانی به کشور وارد شدند؟! مگر اعلام نشد برخی از این قاچاقچیانِ بی‌انصاف، بعضا 11-10 مجوز نشر در اختیار داشتند تا به فراخور، از هر کدام در جایی استفاده کنند!؟ آیا باور ندارید که بخشی از علت معضل سرطانی قاچاق کتاب، محصول همان سیاست‌های حمایتی غلط در دوره‌های گذشته است؟ اگر در زمینه‌ اجرائیات ایراد وجود دارد، اگر در زمینه‌ واردات و فروش کاغذ تخلف‌هایی انجام می‌شود، چرا به‌جای تلاش مجدانه برای برطرف کردن آن معضل و مانع‌ها، می‌خواهیم یک معضل جدید ایجاد کنیم؟ به‌قول ظریفی، آیا سیگار از کتاب در این کشور پرمصرف‌تر است که برای سامان‌دهی بازار سیگار می‌توان کاری کرد، اما برای سامان‌دهی بازار کاغذ نمی‌توانیم؟!

به هر حال، به قول گفتنی، من مرده و شما زنده، آن چند ماه آینده را تصور کنید که پس از تکرار این گفته که «اشتباه بود»، این بساط برچیده می‌شود و شما قضاوت خواهید شد، سخت هم قضاوت خواهید شد. شما بزرگوارانی که نخواهید توانست ترازو و متر و ذره‌بین به دست بگیرید و اجرای تصمیم توأم با حسن‌نیت‌تان را پیگیری و ارزیابی کنید.

به‌خاطر آخرت و عاقبت کار و به‌خاطر تشرع و باورمندی‌هایی که وجود دارد، تأمل در اقدام به پهن کردن این سفره‌ فسادانگیز و فسادآمیز و در صورت لزوم، تجدیدنظر را توصیه می‌کنم، وگرنه سخنان این متن که حرف‌های یک مؤلف، ناشر، روزنامه‌نگار و غیره‌ جزء، بیش نیست. در بهترین حالت، یک ادای وظیفه‌ ملی، فرهنگی، شرعی و غیره است که حتماً یکایک بزرگواران مخاطب این متن، از کثیر آن برخوردارند. خلاصه این‌که، چاره‌ای دیگر باید اندیشید، وگرنه این چاره نیست ... / علیرضا بهرامی

 

یکی از دستگاه‌های چاپ سنگی در کوچه بهبهانی، نرسیده به گذر سرپولک در جنوب خیابان بوذرجمهری، نرسیده به چهارراه سیروس، چاپخانه سنگی قرار داشت. آن چاپخانه را با معیاری امروزی تصور نکنید؛ چاپخانه‌ای که چند تکه چوب و تخته بیشتر نداشت و شبیه چرخ چاه بود.‌

به گزارش چاپ ونشر به نقل از همشهری ساز و کار چاپخانه این‌طور بود که روی تکه سنگ‌های صیقلی شده‌ای را که نوشته رویشان برگردانده شده بود اول تیزاب می‌ریختند، بعد مرکب می‌مالیدند و به بالای تخته چرخ می‌بستند که با گردش چرخ و فرود آمدن سنگ، کاغذ در زیرش نقش می‌گرفت.

 پشت چرخ، چهار پره چوبی درست شبیه چرخ چاه که در ارتفاع یک متری نصب شده بود کارگری می‌نشست و انگار که می‌خواهد آب از چاه بکشد چرخ را به طرف خود می‌چرخاند. طناب دور تخته کلفتی را که زیرش سنگ چاپ و کاغذ بود و به‌صورت لولایی بالا و پایین می‌شد را بالا می‌کشید.

وقتی سنگ را به طرف زمین رها می‌کرد روی سنگ چاپ که نوشته و مرکب خورده بود می‌افتاد و یک صفحه چاپ می‌شد. دردسرهای چاپ سنگی هم شکست چوب و تخته‌های دستگاه، پاره شدن طناب، شکستن و ناهمواری سنگ‌ها و کم و زیاد شدن مرکب بود.

با ظهور روزنامه اطلاعات چاپخانه چاپ سربی راه افتاد و یکی، 2 دستگاه روزنامه چاپ می‌کرد و ماشین‌های دستی کوچک برای چاپ اعلانات و کارت ویزیت بود. با این حال دستگاه‌های چاپ سنگی کنار گذاشته نشد و با آن کتاب دعا و کتاب‌های خط نستعلیق را چاپ می‌کردند.

اندک تغییری هم در آن داده بودند که به جای کارگری که سنگ چاپ را بالا و پایین می‌کرد موتور نفت‌سوزی کار گذاشته شد. به هر حال در بازده کار چندان تغییری ایجاد نشد. رفته رفته ماشین‌هایی با کیفیت بهتر به میدان آمد. اما همچنان باید حروفشان با دست و حرف حرف چیده می‌شد. کم‌کم دستگاه‌های افست و ماشین‌های حروف چینی خودکار وارد شد و کار چاپ را رونق داد.

 

سال جاری برای اهالی کتاب سال چندان خوبی نبوده است. سالی که موضوعاتی همچون افزایش قیمت کاغذ، قاچاق کاغذ، افزایش قیمت کتاب و همچنین کاهش خرید در این عرصه به وفور در میان اهالی کتاب شنیده می شود.

به گزارش چاپ و نشر به نقل از میزان، سال جاری برای اهالی کتاب سال چندان خوبی نبوده است. سالی که موضوعاتی همچون افزایش قیمت کاغذ، قاچاق کاغذ، ازایش قیمت کتاب و همچنین کاهش خرید در این عرصه به وفور در میان اهالی کتاب شنیده می شود.

سرانه مطالعه کتاب از سوی اکثریت آمارها وضعیت به شدت ضعیفی داشته و این آمار هر روز کاهش پیدا می‌کند. در این میان متخصصان و صاحبان فن در این عرصه همواره به طور لفظی راهکارهایی را ارائه می‌دهند اما همچنان هیچ راهکار مستقیمی برای افزایش سرانه مطالعه در کشور لحاظ نشده است.

در عرصه تبلیغات محصولات فرهنگی سینما و بعد از آن موسیقی بیشترین سهم را دارند. تبلیغات آثار سینمایی از تلویزیون گرفته تا بیلبوردهای شهری اکثریت مخاطبان را پوشش می دهند. از سویی با اشاعه و گسترش فضای مجازی مخاطب در لحظه با تمامی اتفاقات سینمایی آشنا می شود.

بخش موسیقی نیز از تبلیغات نسبتاً قدرتمندی به خصوص در تبلیغات شهری بهرمند است. تبلیغاتی که گاهاً هزینه های هنگفتی را به همراه دارد اما در نهایت به سود اقتصادی محصول فرهنگی مورد نظر می انجامد.

خارج از تبلیغات در بخش دوم نحوه چگونگی رسیدن به محصول فرهنگی در سینما و موسیقی مشخص است. به عنوان مثال هر کدام از این دو عرصه دو سایت مرجع برای خرید و استفاده از آن محصول هنری را دارا می باشند و مخاطب پس از آشنایی با اثر می تواند آن را به راحتی از درگاه اینترنتی خرید کند.

این نمونه از تبلیغات در درجه سوم به تئاتر اختصاص دارد. البته در این مورد اکثریت آثاری که از تمول مالی برخوردارند و یا بازیگران سلبریتی در آنها به ایفای نقش می پردازند قادر به پرداخت هزینه های تبلیغات هستند و گروه های جوان تنها به فضای مجازی بسنده می کنند.

اما متاسفانه عرصه کتاب به عنوان بنیادی‌ترین بخش فرهنگی در کشور به نوعی هیچکدام از امکانات فوق را برای خود نمی بیند. از سویی به جز ده روز برگزاری نمایشگاه کتاب هیچگاه در سطح شهر تبلیغاتی در خصوص آثار مکتوب نمی بینیم.

یکی از دلایل اصلی نبود تبلیغات شهری فروش محدود کتاب و همچنین برآورد کم مالی در صنعت چاپ است که توان چنین تبلیغاتی را ندارد. با این وجود مخاطب تئاتر تنها با حضور در کتابفروشی و کتابخانه ها می تواند با آثار روبرو شود.

فضای مجازی نیز مجالی برای تبلیغات کتاب نداده است. در مقایسه آماری بین تبلیغات کتاب و سایر هنرهای ذکر شده، کتاب شاید خوشبینانه یک صدم تبلیغات سینما را در فضای مجازی به خود اختصاص داده باشد.

در بخش آخر اگر مخاطبی به صورت تصادفی با کتابی آشنا شده و بخواهد آن را تهیه کند هیچ منبع مشترکی برای خرید آن اثر وجود ندارد و انتشارات ها ترجیح داده اند در صورت امکان هر کدام به صورت جداگانه به فروش اینترنتی کتاب بپردازند که آن باعث چند دستگی این مقوله شده است.

به اذعان اکثریت اهالی کتاب و نویسندگان کتاب و کتابخوانی این روزها به شدت با مشکل و نبود تبلیغات روبرو شده است. چه بسا آثاری که از نگاه منتقدان و نویسندگان درجات بالایی داشته اند و مخاطب عام حتی یک بار اسم آنها را نشنیده باشد. اتفاقی که در آخر به شکست آن اثر ختم شده است.

 

عضو هیات رییسه کمیسیون فرهنگی مجلس معتقد است اگرچه برای کاغذ از ارز دولتی استفاده می‌شود ولی التهاب بازار اثر خود را بر قیمت‌ها گذاشت و کتاب گران شد.

به گزارش چاپ ونشر به نقل از خانه ملت، سیدصادق طباطبایی‌نژاد به رکود بازار کتاب در پی افزایش قیمت‌ها اشاره کرد و گفت: فرهنگ کتابخوانی یک بحث است و نیاز برخی اقشار به استفاده و مطالعه کتب همچون دانش‌آموزان، جوانان، دانشجویان و اساتید بحث دیگری که در هر دو حالت، افزایش قیمت کتاب این فضا را تحت تاثیر قرار می‌دهد.

نماینده مردم اردستان در مجلس شورای اسلامی تصریح کرد: رونق فرهنگ کتابخوانی و مطالعه در میان طبقات یک خانواده مهم است اما میزان هزینه‌ای که برای سبد کتاب داده می‌شود، در پررنگ یا کمرنگ شدن این بحث اثرگذار است.

وی ادامه داد: مشکلات اقتصادی حاکم بر کشور در حوزه کتاب تاثیرگذار بوده و اگرچه برای کاغذ از ارز دولتی استفاده می‌شود ولی التهاب بازار اثر خود را بر قیمت‌ها گذاشت و کتاب گران شد؛ به همین دلیل کسانی که ناچار هستند درآمد خود را برای موارد ضروی زندگی هزینه کنند، مجبور به صرف نظر از کتاب خواهند شد و در چنین حالتی، از سرانه مطالعه کاسته و مردم از فرهنگ کتابخوانی دور می‌شوند.

 

مصوبه اختصاص ارز دولتی برای کاغذ در اجرا اثربخش نبود

این نماینده مجلس تصریح کرد: فارغ از بحث فرهنگ‌سازی و مطالعه، عده زیادی از اقشار جامعه همچون دانشجویان و طلبه‌ها و کسانی که در امور آموزشی فعالیت دارند مانند اساتید از کتاب استفاده می‌کنند و به آن نیاز دارند لذا در موضوع هزینه کتاب و خرید آن باید جدی‌تر عمل شود.

وی به راهکار این موضوع اشاره کرد و از دولت و مجموعه کسانی که متصدی کتاب هستند، خواست در بحث تعدیل قیمت‌های کتاب تلاش کنند.

طباطبایی‌نژاد با اشاره به جلسه‌ای در کمیسیون فرهنگی مجلس درباره وضعیت بازار کاغذ، گفت: دولت مصوبه اختصاص ارز دولتی برای کاغذ را صادر کرده ولی این تمهید در بحث اجرا اثربخش نبوده است؛ زیرا با توجه به گستردگی حوزه فعالیت وزارت صنعت و معدن و تجارت و اینکه باید به موارد فراوانی ارز دولتی تخصیص دهد، مشغله‌اش نمی‌گذارد به همه موضوعات و صنوف مختلف نظارت کافی داشته باشد.

عضو هیات رییسه کمیسیون فرهنگی مجلس گفت: پیشنهاد شد امور مخصوص به کتاب و ارز این حوزه به وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی سپرده شود و مسئولان وزارتخانه هم قبول کردند و مقرر شد پیگیری کنند ولی هنوز نتیجه کافی نداده است و گلایه‌هایی از این حیث وجود دارد.

 

معاون امور مطبوعاتی و اطلاع‌رسانی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی در جمع فعالان رسانه‌ای با اشاره به مصرف ۱۰۰ هزار تنی کاغذ مطبوعات در سال گفت: هم‌اکنون ۲۰ هزار تن کاغذ ذخیره موجود داریم.

به گزارش چاپ ونشر به نقل از باشگاه خبرنگاران پویا؛ محمد سلطانی فر در نشست خود با مدیران مسئول و فعالان رسانه ای درباره قیمت کاغذ اظهار کرد: با توجه به مشکلات ارزی و شرایط بد اقتصادی، با تشکیل کمیته ‏ساماندهی کاغذ مطبوعات توانستیم قیمت کاغذ را تثبیت کرده و نگذاریم قیمت کاغذ در بازار آزاد از کنترل ‏خارج شود.‏

معاون امور مطبوعاتی و اطلاع رسانی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی همچنین درباره تأمین کاغذ مورد نیاز مطبوعات کشور تصریح کرد: با تلاش های فراوان، کارخانه ‏چوب و کاغذ مازندران هم وادار به تولید شد و هم اکنون 20 هزار تن کاغذ ذخیره موجود است در حالیکه ‏میزان مصرف ما در سال بین 60 تا 100 هزار تن برآورد می شود.

وی اختصاص 76 میلیون یورو برای واردات کاغذ و افزودن کاغذ در لیست 25 قلم کالای مورد حمایت ‏یارانه ای را از جمله دیگر فعالیت های کمیته ساماندهی کاغذ مطبوعات اعلام کرد.‏

سلطانی فر با اشاره به موضوع آگهی ها به عنوان یکی از مهم ترین منابع درآمدی رسانه ها ‏گفت: آگهی های دولتی در سال های گذشته بین 80 تا 100 میلیارد تومان در سال بود در حالیکه امسال در ‏خوش بینانه ترین شکل ممکن از 50 میلیارد تومان تجاوز نمی کند همچنین امسال برای  یارانه روزنامه ها، نصف مبلغ ‏سال های گذشته تخصیص داده شده است.

او بر اهمیت موضوع آموزش ‏برای اهالی رسانه تاکید و اظهار کرد: بسیاری از مشکلات حقوقی رسانه ها به دلیل ضعف در آموزش است و ‏ما می توانیم با انجام آموزش هایی، ضمن کاهش دعاوی رسانه ای، بر درآمدزایی رسانه ها بیفزاییم و بخشی از ‏مشکلات اقتصادی آنها را حل کنیم.‏

مرداد ماه سال جاری سید محمدرضا دربندی؛ مدیرکل مطبوعات و خبرگزاری های داخلی درباره تأثیر دو سه برابر شدن نرخ دلار بر ارزش کاغذ مطبوعات و تبعات که این موضوع به همراه داشته است، گفت: با توجه به اتفاقاتی که در این حوزه شاهد بودیم و زمانی که این موضوع وارد بحران شد، کمیته رسیدگی به مسئله کاغذ مطبوعات را شکل دادیم اما این موضوع جزو وظایف وزارت ارشاد نیست و تنها خواستیم کمک حالی برای مطبوعات باشیم.

وی افزود: البته تنها نرخ ارز بر قیمت کاغذ تاثیرگذار نبوده و تصمیماتی که در عرصه بین المللی برای حفاظت از محیط زیست اتخاذ شده نیز بر این مهم اثر گذاشته است؛ به عنوان مثال در راستای این تصمیم، چین که بزرگترین صادر کننده کاغذ بود اکنون به بزرگترین واردکننده تبدیل شده است.

دربندی خاطرنشان کرد: وزارت جهاد کشاورزی دستور منع قطع درختان برای مصارف کاغذ را صادر کرده و صنایع چوب مازندران و کارخانه پارس دیگر اجازه قطع درختان برای تولید کاغذ را ندارند.

مدیرکل مطبوعات و خبرگزاری های داخلی با تاکید بر اینکه کارگروه کاغذ را برای اولویت بخشی به بخش واردات تشکیل دادیم، ابراز کرد: براین اساس درخواستی را به وزارت صنعت، معدن و تجارت داشته ایم تا واردات 35 هزار تن کاغذ مطبوعات را در اولویت کالاهای اساسی قرار دهد که به گمانم امروز هم درخواست دیگری مبنی بر واردات حجم 25 هزار تن کاغذ داشته باشیم که مجموعا 60 هزار تن کاغذ خواهد داشت.

وی افزود: درخواست های مجاز را به بانک مرکزی ارائه کرده ایم که بتوانند تا دو ماه آینده نسبت به واردات این کاغذها همچنین ترخیص مقادیری از آنها که در گمرکات متوقف مانده است، اقدام کنند.

 

محققان دانشگاه فنی آیندهون هلند با همکاری محققان دانشگاه کیو واقع در ژاپن، با استفاده از کاغذ یک ابزار ارزان قیمت آزمایش خون ساختند که قادر است به سرعت ابتلا به بیماری های عفونی را تشخیص دهد.

به گزارش چاپ ونشر به نقل از ایرنا، برای استفاده از این ابزار ساده کافی است قطره ای از خون بیمار روی قسمت مشخص شده کاغذ ریخته شود تا پس از 20 دقیقه یکی از سه نقطه درخشان پشت آن تغییر رنگ دهد.

عملکرد این ابزار بدین ترتیب است که در مرحله اول، خون با نوعی پروتئین درخشان که درون نقاط رنگی تعبیه شده، ترکیب شده و یک واکنش شیمیایی ایجاد می کند که رنگ نقطه را به آبی تغییر می دهد.

اگر نمونه خون متعلق به شخصی باشد که فاقد آلودگی عفونی است، در مرحله دوم واکنش، رنگ نقطه به سبز تغییر می کند. در صورتی که شخص آلوده باشد، آنتی بادی های موجود در خون با پروتئین ترکیب شده و مانع مرحله دوم واکنش می شود، در نتیجه حداقل بخشی از نور نقطه به رنگ آبی باقی می ماند.

در مرحله بعد متخصصان با استفاده از یک نرم افزار و گوشی هوشمند می توانند رنگ نقطه را تجزیه و تحلیل کرده و جایگاه آن را در طیف آبی سبز مشخص کنند. جایگاه رنگ این نقطه نشان دهنده میزان تمرکز آنتی بادی ها درون خون بوده و شدت آلودگی عفونی را مشخص می کند. به طور کلی باید گفت هرچه رنگ نقطه ها سبزتر باشد، نتیجه آزمایش بهتر است.

محققان امیدوارند این ابزار آزمایش ساده درطول چند سال آینده به صورت تجاری وارد بازار شود. گزارش کامل این تحقیقات در نشریه Angewandte Chemie منتشر شده است.

 

چند روز پیش بود که مصاحبه معاون مطبوعاتی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، دوباره مسئله کاغذ روزنامه‌ها و دشواری‌های مطبوعات را به صدر اخبار کشاند.

به گزارش چاپ ونشر به نقل از همشهری، محمد سلطانی‌فر در صبحانه کاری با خبرنگاران از تخصیص ارز واردات کاغذ به افراد نااهل در چند‌ماه قبل خبر داد و گفت: پرونده قضایی 2فردی که 22میلیون یورو ارز برای واردات کاغذ دریافت کردند، به نتیجه نرسیده، چون این 2فرد اصولا وجود خارجی نداشتند و مجهول‌الهویه بودند. سلطانی‌فر پا را از این هم فراتر گذاشت و گفت: «متأسفانه این مشکلات در وزارت صنعت، معدن و تجارت بود. ما مکاتبه کردیم بدون مجوز ما این کاغذها وارد نشود، آقای شریعتمداری نامه نوشت که خودمان داریم وارد می‌‌کنیم و مسئولیت با خودمان است و شما دخالت نکنید. این نامه موجود است.»

مصاحبه معاون مطبوعاتی وزارت ارشاد البته پاسخ وزارت صنعت، معدن و تجارت را در پی داشت. روابط عمومی این وزارتخانه اطلاعیه‌ای صادر و تصریح کرد: ادعای تخصیص ارز به افرادی که وجود خارجی ندارند، با توجه به نظارت‌ها و سازوکار بانکی باورپذیر نیست. وزارت صمت همچنین تأکید کرد که پس از گروه‌بندی جدید کالایی، طبق ابلاغ وزارت صمت، ثبت سفارش کاغذ پس از تأیید وزیر ارشاد انجام می‌شود. در این اطلاعیه البته باز هم تأکید شده بود که برخی امور در فرایند ثبت سفارش و واردات کاغذ، همچون سایر کالاها، در حیطه تخصصی وزارت صمت است و این وظایف قابل واگذاری به دیگران نیست.

 

مشکل فساد از کجا کلید خورد؟

مسئله موسوم به فساد در تخصیص ارز واردات کاغذ مربوط به زمان پیش از این ابلاغیه وزیر صنعت و در مقطعی بود که اعلام شد دولت به همه واردکنندگان ارز 4200تومانی اختصاص می‌دهد. در آن زمان 2شرکتی که هیچ سابقه‌ای در بازار کاغذ نداشته و توسط 2جوان تاسیس شده بود، برای واردات کاغذ ثبت سفارش می‌کنند و پس از تأیید وزارت صمت، مجموعا بیش از 22میلیون یورو ارز می‌گیرند.

دریافتی این 2شرکت، 2برابر مجموع ارز دریافتی 20شرکت دیگر واردکننده کاغذ بوده و این در حالی است که هیچ‌کس در بازار کاغذ این 2شرکت را نمی‌شناسد. یکی از شرکت‌ها 14میلیون یورو و دومی 8.8میلیون یورو ارز گرفته و قرار بوده با این مبالغ بیش از 30هزار تُن کاغذ وارد و در بازار داخلی توزیع شود که این اتفاق هیچ‌گاه نیفتاد. جالب اینکه این 2شرکت در پرونده‌های ثبتی درواقع وابسته به هم هستند و در یکی از آنها نفر اول رئیس هیأت‌مدیره و نفر دوم نایب‌رئیس بوده و در شرکت دوم برعکس این ماجرا اتفاق افتاده است. همان افرادی که معاون مطبوعاتی وزیر معتقد است وجود خارجی ندارند و مجهول‌الهویه‌اند.

محمدعلی وکیلی، نماینده مجلس و مدیرمسئول روزنامه ابتکار درباره آخرین پیگیری‌های کمیسیون فرهنگی مجلس در خصوص وضعیت 2نفر مجهول‌الهویه‌ای که 22میلیون یورو ارز گرفته‌اند، گفت: این موضوع از اول هم مشکوک و عجیب بود، چراکه ثبت سفارش باید با هویت حقیقی و حقوقی باشد و اصلا راحت نیست؛

ادعای نامفهومی که باعث شد ما 3نفر از وزیران و رئیس بانک مرکزی را به کمیسیون فرهنگی مجلس دعوت کنیم و از آنها توضیح بخواهیم. خلاصه جلسه این بود که قرار شد لیست افرادی که به آنها ارز اختصاص یافته در اختیار کمیسیون فرهنگی قرار گیرد و سپس با گمرک تطابق داده شود و راستی‌آزمایی‌ها صورت گیرد اما با تغییر وزیر اقتصاد و رئیس بانک مرکزی این امر محقق نشد.

او درباره شناسایی 2نفری که گفته می‌شود ارز برای کاغذ دریافت کرده‌اند، گفت: در مورد این 2فرد که وزرای اقتصاد و صنعت می‌گویند ارز به آنها تخصیص شده اما تامین نشده است، باید بگویم که این افراد باید حتما با کمک دستگاه‌های نظارتی و امنیتی شناسایی شوند چون باید در مورد این موضوع شفاف‌سازی‌ شود.

 

4موج گرانی کاغذ مطبوعات در یک‌سال گذشته

موضوع افزایش قیمت کاغذ هم‌اکنون حدودا یک‌سال است گریبانگیر فعالان مطبوعاتی و گردانندگان رسانه‌ها شده است. به‌طور کلی می‌توان 4موج را در این زمینه شناسایی کرد؛ موج اول در آذر سال1396 به‌وجود آمد که منشأ آن شایعه افزایش تعرفه واردات بود، موج دوم در دی‌ماه همان سال و متاثر از افزایش قیمت ارز به‌وجود آمد، موج سوم مربوط به فروردین‌ماه بود و در رشد مجدد قیمت ارز ریشه داشت و موج چهارم مربوط به مسائلی بود که از فساد در تخصیص ارز کاغذ روزنامه حکایت داشت. اظهارنظر اخیر معاون مطبوعاتی، به‌نوعی دنباله همان نوع چهارم است که در آن از تخصیص ارز به افراد نااهل و بی‌نتیجه بودن پیگیری قضایی این فساد سخن گفته شده است.

 

یک مدل موفق برای تنظیم بازار

معاون مطبوعاتی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی نظارت وزارتخانه متبوع خود بر مسئله واردات کاغذ را (پس از گروه‌بندی جدید کالایی) مدل موفقی می‌داند. به گفته سلطانی‌فر، می‌توان اقدامات معاونت مطبوعاتی -مبتنی بر تعامل با فعالان این بخش- را به‌موقع و سازنده خواند، چراکه با وجود تورم قابل توجه در بخش‌های دیگر، قیمت کاغذ، به گفته وی از حدود 4هزار تومان به 5هزار تومان رسیده و گرانی 25درصدی را تجربه کرده است که آن هم متناسب با قیمت جهانی کاغذ است.

سلطانی‌فر در توصیف اقدامات معاونت مطبوعاتی برای مدیریت بازار کاغذ روزنامه گفت: «ما کمیته‌ای متشکل از ناشران، مدیران روزنامه‌ها، کاغذفروشان، واردکنندگان و همچنین مدیران وزارت ارشاد تشکیل دادیم تا جلوی دخل و تصرف در این عرصه را بگیریم. با هماهنگی وزارت صمت و بانک مرکزی سعی کردیم نحوه واردات و توزیع کاغذ را کنترل کنیم. همزمان با آن به کارخانه چوب و کاغذ مازندران فشار آوردیم تا تولید داخلی افزایش یابد و مشکلاتشان رفع شود. به خواست خدا این اقدامات منجر شد تا کاغذ یکی از معدود کالاهایی باشد که قیمت متعادلی دارد.»

به‌گفته کارشناسان و چنان‌که در اظهارات معاون مطبوعاتی وزیر ارشاد هم مورد تأکید قرار گرفته، یکی از علل موفقیت نسبی وزارت ارشاد در این بخش، واگذاری امور مربوط به کاغذ به این وزارتخانه است. پیش از این در تعامل وزارت کشاورزی و وزارت صنعت هم شاهد بودیم که همه وظایف و اختیارات مربوط به بخش کشاورزی، با توافق دوجانبه در این وزارت جهادکشاورزی متمرکز شد. این فرایند که موسوم به «قانون انتزاع» است درخصوص وزارت ارشاد هم به‌ویژه از ابتدای سال1396 در دستور کار قرار گرفت و این وزارتخانه امور مربوط به تنظیم بازار کاغذ شامل واردات، توزیع و قیمت‌گذاری را به‌عهده گرفت.

 

مشکل فقط کاغذ نیست

هم‌اکنون، اگرچه بازار کاغذ روزنامه براساس اعلام معاون مطبوعاتی وزیر ارشاد در حالت نسبتا متعادلی به‌سر می‌برد اما مشکل روزنامه‌ها صرفا مربوط به کاغذ نیست. فعالان مطبوعاتی مشکلات دیگری نظیر افزایش زیاد قیمت مرکب و محلول‌های شیمیایی لازم برای استفاده از آن‌که بعضا تولید داخل نیز هستند را ازجمله مشکلات مهم این روزهای مطبوعات عنوان می‌کنند.

این مشکلات در واقع هزینه تولید روزنامه را بالا برده و این موضوع به 4شکل تعطیلی روزنامه‌ها (مثل روزنامه همبستگی یا وقایع اتفاقیه)، کاهش صفحات (مثل همشهری، روزنامه سازندگی، هفت صبح و...)، افزایش قیمت آن (مثل روزنامه کیهان) و یا تعدیل نیرو (چنان‌که در برخی روزنامه‌ها اتفاق افتاده است) خود را نشان داده است.

اگرچه در هفته‌های اخیر و پس از گروه‌بندی جدید کالایی، نظارت نسبتا قابل‌قبولی در حوزه تخصیص ارز واردات کاغذ روزنامه وجود دارد، اما وضعیت فعلی کاغذ و نشر روزنامه‌ها از منظر فعالان مطبوعاتی و مدیران رسانه‌های چاپی، به 4دلیل بی‌توجهی به سایر هزینه‌های چاپ مثل مرکب، عدم‌برخورد با فساد واردات کاغذ، وجود نهادهای موازی تصمیم‌گیر در وزارت صمت و وزارت ارشاد و عدم‌اجرای کامل قانون انتزاع در حوزه کاغذ مورد نقد است.

علاوه بر اینها در روزهای گذشته چالش جدیدی هم به معضلات روزنامه‌ها اضافه شده که ریشه در اعتصاب کامیون‌دارها دارد. آنطور که برخی از مدیران مسئول روزنامه‌ها می‌گویند اخیرا چند محموله کاغذ با هماهنگی وزارت ارشاد از روسیه خریداری و وارد بندر نوشهر شده اما به‌علت مشکلات حمل و نقل بارگیری صورت نگرفته و در شرایطی که بسیاری از روزنامه‌ها درگیر تامین کاغذ روزشان هستند، بار کاغذ در شمال کشور معطل مانده است.

 

مشکلات کاغذ کمتر شده ولی هنوز وجود دارد

محمدعلی وکیلی، عضو کمیسیون فرهنگی مجلس با اشاره به تشکیل کمیته‌ای متشکل از ناشران، مدیران روزنامه‌ها و... در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی برای حل مشکل کاغذ گفت: به‌نظرم این کمیته کارایی لازم را دارد و توانسته ثبت سفارش‌ها را کنترل کند و بازار کاغذ را تا حدودی آرام و دسترسی روزنامه‌ها به کاغذ را آسان‌تر کند.

وکیلی افزود: البته مشکلات کاغذ کماکان وجود دارد که مهم‌ترین آن تنوع پایین است ولی در کل مشکلی که 2‌ماه پیش موجب کمبود شدید کاغذ شده بود را دیگر نداریم.

محمدتقی روغنی‌ها، مدیرعامل روزنامه ایران نیز درباره آخرین وضعیت کاغذ روزنامه‌ها گفت: کمیته‌ای که در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی تشکیل شد، توانست نظمی را به واردات و فروش کاغذ بدهد و کنترل خوبی را در این حوزه ایجاد کند. وی ادامه داد: در 2‌ماه اخیر مشکل خرید کاغذ نسبت به قبل بهتر شده و به یک آرامش نسبی رسیده و دیگر مدیران روزنامه‌ها دغدغه این مورد اساسی و حیاتی را که در ابتدای سال برایشان چالش شده بود،

ندارند اما همچنان هزینه زینک، چاپ و مرکب وجود دارد که البته قرار شده مرکب را تامین کنند ولی مسئله زینک برایش تصمیمی گرفته نشده و تاکنون سه‌برابر افزایش قیمت داشته است. مدیرعامل روزنامه ایران تأکید کرد: این کمیته باید فعالیت خود را ادامه دهد تا زمانی که مطمئن شویم کاغذ قطعا به مصرف‌کننده واقعی می‌رسد و در بازار آزاد عرضه نمی‌شود.