کمبودها و گرانی کاغذ این روزها گریبان مطبوعات را گرفته و تیر خلاصی بر پیکر بی جان آن شده است.

به گزارش چاپ و نشر به نقل از مهر، رکن چهارم دموکراسی هستند و مظهر رشد فرهنگی در هر کشوری محسوب می شوند، همین مطبوعات نیمه جانی که امروز در رقابت با رسانه های مجازی یکی پس از دیگری میدان را خالی می کنند.

این روزها روزنامه های کاغذی و نشریات حال و روز خوشی ندارند و با طوفان رسانه های مجای روز به روز مخاطبانشان کمتر می شود.

رسانه هایی که تا همین چند وقت پیش هم در کشور و به ویژه استان ما به خاطر مشکلاتی همچون کاهش تقاضا، سیستم سنتی و به روز نبودن تجهیزات صنعت چاپ وضعشان خوب نبود، حالا نفس هایشان به شماره افتاده است.

کمبودها و گرانی کاغذ دامنگیرشان شده و بعضی از آن ها را در آستانه ورشکستگی و برخی دیگر برای فرار از این وضعیت به کاهش تعداد صفحات جراید روی آورده اند.

مطبوعاتی که حداقل در استان ما از لحاظ مالی وضعیت خوبی نداشتند و حمایت چندانی نمی شدند امروز در این شرایط به مراتب روزگار سخت تری می گذرانند و با این روند دومینوی تعطیلی گریبانگیرشان خواهد شد.

پریسا محمدی اظهار داشت:با وجود گرانی کاغذ که به طور جدی به اوضاع اقتصادی یک نشریه آسیب زده چاپ نشریات و روزنامه ها همچنان ادامه دارد.

وی با تاکید بر اینکه چاپ هیچ روزنامه ای در استان به دلیل افزایش قیمت کاغذ متوقف نشده افزود: این افزایش قیمت کاغذ باری مضاعف بر دوش نشریات است با این حال روی ترتیب انتشار تاثیری نداشته است.

معاون فرهنگی و مطبوعاتی ارشاد اسلامی استان کرمانشاه خاطرنشان کرد: همه روزنامه ها در استان چاپ می شوند اما هزینه چاپ آنها دوبرابر شده است.

وی درباره حمایت ارشاد اسلامی از نشریات گفت: معاونت مطبوعاتی وزارت ارشاد، طی نامه ای خواستار اعلام میزان کاغذ مورد نیاز برای چاپ نشریات و روزنامه ها شد اما تاکنون در عمل حمایتی از این نشریات انجام نگرفته است.

محمدی بیان کرد: تا زمانی که معاونت مطبوعاتی دست به انجام اقدامی حمایتی بزند باید به صورت استانی یارانه ای ویژه تامین کاغذ نشریات پرداخت شود.

وی گفت: در این میان استانداری باید از طریق سازمان برنامه و بودجه برای حمایت از نشریات با چاپ منظم اعتباراتی را تخصیص دهد.

 

 

 داوود علی بابایی

مدیر مسئول نشر امیدفردا

در جامعه کنونی ایران بخصوص در سه دهه اخیر فرهنگ و بویژه صنعت نشر کاغذی در انزوا قرار گرفته و احیاناً اگر ناشری با مشکلات مالی و اقتصادی مواجه شود متأسفانه هیچ ارگان و شخص حقیقی از او حمایت نمی‌کند تا بلکه مشکلاتش حل شود و بتواند به کار خود ادامه دهد به همین سبب است که کتابفروشان تغییر شغل می‌دهند و نیاز به بازگویی ندارد و ناشران یا ورشکست می‌شوند و کارشان به دادگاه و حبس می‌کشد و گوشه انزوا اختیار می‌کنند یا بدون دردسر نشر خود را به‌طور محض جمع می‌کنند و از کار کتاب بیرون می‌آیند و دنبال شغل دیگری می‌روند در حالی که می‌بینیم در همین جامعه کنونی حامیان مالی و سرمایه‌داران روی تیم‌های ورزشی و بخصوص باشگاه‌های فوتبال سرمایه‌گذاری می‌کنند و حامی مالی آنها می‌شوند و حتی از برخی از فوتبالیست‌هایی که با باشگاه‌های خود مشکل و منازعه مالی دارند با حمایت مالی خود مشکل را حل می‌کنند و حتی حامیان مالی هستند که سرمایه‌گذاری می‌کنند و نیز حامی مالی فیلمسازان و خوانندگان می‌شوند و در برخی موارد حامی راه‌اندازی نشریه و رسانه می‌شوند. تمام این مواردی را که برشمردم بدانید سود اقتصادی برای این افراد دربردارد و فقط ناشران هستند که با ده‌ها سال سابقه نشر کتاب بدون حامی مالی بسر می‌برند گرچه یکی از مدیران فرهنگی گفته است صنعت نشر کاغذی مهم‌تر از صنعت نفت است؛ ما ناشران و نویسندگان می‌دانیم که این حرف فقط تعارف است و حرفی گذرا بیش نیست چون در حال حاضر که این مقاله را می‌نویسم چند ناشر تغییر شغل داده یا ورشکست شده‌ یا دچار چک‌های برگشتی، محاکم قضایی و حبس شده‌اند و صنعت نشر کاغذی آخرین نفس‌های خود را می‌کشد و در حال اضمحلال و فروپاشی است. حالا کدام حامی مالی و خیرین فرهنگ این مرز و بوم است که مشکل آنها را حل کند جای تأسف دارد.