چرخه کتاب متشکل از ناشر، پخش کتاب، نویسنده یا مترجم، کتابفروشی‌ها و مخاطب است که همه از کپی و دستفروشی کتاب ضرر می‌بینند. این روزها در جای جای پایتخت و بخصوص در خیابان انقلاب تهران شاهد حضور دستفروشان کتاب هستیم که درآمدزایی را از راه نادرست آن انتخاب کرده اند. گروه اول کسانی هستند که کتاب های کارکرده و به اصطلاح دست دوم را می‌فروشند. کتاب‌هایی که ناشر چاپ کرده و فروش رفته است و حالا با قیمت پایین‌تر فروخته می شود. گروه دوم کسانی هستند که علاوه بر کتب تاریخی و کتاب‌هایی با محتوای گمراه کننده و غیر اخلاقی، کتبی می فروشند که عیناً در بازار موجود است. آنها کتاب‌هایی که به تازگی معروف شده و فروش خوبی داشتند را به صورت کپی و البته با قیمت پایین‌تر می‌فروشند.

به گزارش چاپ و نشر به نقل از کسب و کار نیوز، محمد یراقچی مدیر کارگروه کتاب فروشان اتحادیه ناشران و کتاب فروشان تهران، در خصوص تخفیف های بالای کتاب در میان دست فروشان کتاب گفت: این‌ها گروهی هستند که بیشتر کار قاچاق کتاب را انجام می‌دهند؛ یعنی کتاب‌های ناشران مختلف را که با موفقیت و استقبال مخاطبان روبرو می‌شود، کپی می‌کنند. این کپی یا دقیق مانند کتاب و با اسم همان ناشر بوده یا اسم ناشر را تغییر داده و برای همان کتاب مجوز می‌گیرند و زحمتی هم برای تالیف و ترجمه آن متحمل نمی‌شوند. یراقچی با اشاره به اینکه به نظر می‌رسد این گروه‌ها شبکه‌ای بودند و جریان قاچاق کتاب را کنترل می‌کنند، گفت: این گروه‌های شبکه‌ای در همه جا نفوذ داشته و فعالیت آن‌ها محدود به خیابان‌ها نمی‌شود؛ در مترو، پایانه‌ها، پارک‌ها و نفوذ کرده و بازاری موازی با بازار کتاب فروشی ایجاد کردند. کمیته صیانت اتحادیه ناشران و کتاب فروشان تلاش بسیاری در این زمینه انجام داده و با همکاری نیروی انتظامی، قوه قضاییه و شهرداری تهران تا حدودی جلوی این کار گرفته شده، اما این مشکل سراسری است و محدود به تهران نمی‌شود. حتی بعضی از شهرستان‌ها مرکز قاچاق کتاب هستند. حتی در نمایشگاه کتاب امسال هم برخی از غرفه‌ها که مربوط به شهرستان‌های خاصی بودند، کتاب قاچاق را عرضه می‌کردند البته این موضوع در نمایشگاه‌های شهرستان بیشتر دیده می‌شود. اما در این رابطه فرمانده یگان حفاظت شهرداری تهران از برنامه‌ریزی برای ساماندهی دستفروشی کتاب خبر داد. سردار محمد کریم بیات درباره ساماندهی دستفروشان کتاب و مطالبات مطرح شده از سوی برخی از ناشران در این خصوص گفت: بحث ساماندهی کتابفروشان در حاشیه پیاده روها، جزو برنامه‌های میان مدت و درازمدتی که ما در دستور کار خود قرار داده‌ایم و این افراد نیز ساماندهی خواهند شد.وی با بیان اینکه در برنامه ما هست که مکان‌هایی برای دستفروشان کتاب تعبیه شود، گفت: انشاالله با پیش‌بینی مکانی خاصی برای این افراد دستفروشان کتاب نیز به صورت تخصصی ساماندهی خواهند شد.

فرمانده یگان حفاظت شهرداری تهران درباره اینکه این افراد در چه فضاهایی ساماندهی می‌شوند، گفت: ساماندهی این افراد در مکان‌های فرهنگی و فضاهایی که مختص بحث‌های کتابفروشی و فرهنگی واست خواهد بود و البته جزئیات آن پس از نهایی شدن اعلام خواهد شد.بیات پیش از این از ساماندهی دستفروشان در محدوده چهارراه ولیعصر و سه راه جمهوری خبر داده و گفته بود که پیرو درخواست شهروندان به ویژه کسبه و ساکنان مناطق مرکزی تهران در مناطق ۶ و ۱۱ شهرداری، تصمیم بر آن شد تا طرحی برای ساماندهی دستفروشان اجرا شود و بر این اساس در محدوده چهارراه ولیعصر، پارک دانشجو، سه راه جمهوری، چهار راه امیر اکرم و این محدوده طرح ساماندهی دستفروشان اجرا شد و دستفروشان در دو نقطه از همین محدوده در غرفه‌ها و فضاهای فروشگاهی ساماندهی شده‌اند.

 

ضرر و زیان میلیاردی به صنعت چاپ و نشر

محمود آموزگار، رئیس اتحادیه ناشران و کتابفروشان تهران گفت: این پدیده که بازار نشر و کتاب را فرا گرفته تهدیدی جدی به شمار می رود. نسخه‌های قاچاق کتاب گردش ده‌ها میلیارد تومانی دارند و در بساط دستفروش ها نیز دیده می شود. این دستفروش ها بدون تبعیت از قانون و اتحادیه اقدام به فروش کتاب های قاچاق و کپی می کنند که هم برای ناشران و هم برای کتابفروشان ضرر و زیان زیادی ایجاد کرده است. در این باره اقدامات زیادی توسط اتحادیه انجام شده که همکاری دیگر دستگاههای مسوول را نیز می طلبد. باید به اهمیت موضوع قاچاق کتاب بیش از پیش توجه کنیم چرا که گاهی اوقات اینطور برداشت می‌شود که در موضوع اغراق شده در حالی که این گونه نیست و گردش مالی این پدیده نشان می دهد که چه اتفاقات ناگواری در حال رخ دادن است. برای جلوگیری از ادامه این روند و ضرر و زیان میلیاردی به صنعت چاپ و نشر باید تمام سازمان های مرتبط وارد عمل شوند. جلسات بسیاری با این سازمان ها و به عنوان مثال قوه قضاییه برگزار شده اما تا حصول نتیجه باید تلاش های بیشتری انجام شود. آسیب‌هایی که این موضوع برای مولفان، مترجمان، ویراستاران و سایر حلقه‌های چرخه نشر دارد بسیار است چرا که این کتاب‌های پرفروش یک ناشر که معمولا مشمول قاچاق می‌شوند کل هزینه‌های فعالیت ناشر در طول یک سال را فراهم می‌کنند و اگر سود ناشر در این میان کاهش یابد ناشران بسیاری فعالیت شان کاهش پیدا می‌کند.

شبکه های قاچاق کتاب و افراید که اقدام به فروش کتاب های کپی شده و غیر اصل می کنند بسیار وسیع و گسترده است و درآمدهای کلانی را نیز عاید این شبکه ها می کند. این شبکه ها بسیار وسیع بوده و کتاب‌ فروشی‌های بسیاری را در شهرستان‌ها تغذیه می‌کند. این دستفروشی ها که اکثر آنها در خیابان انقلاب و فروشگاه های زیرزمینی هستند فعالیت زیادی در شبکه چاپ . نشر دارند و صنعت نشر را هدف قرار داده اند. امروز که وضعیت خرید کتاب با توجه به گرانی کاغذ در رکود است و سرانه مطالعه هم بسیار کاهش یافته این افراد با تخفیف های دور از انتظار و به دلیل اینکه این کتاب ها کپب بوده و اصل چاپ را ندارند مشتریان را جذی می کنند.

اسدالله امرایی می‌گوید: نمایشگاه کتاب، نمایشگاه نیست و یک فروشگاه است که این موضوع باعث آسیب به کتاب‌فروشی‌های محله‌ها می‌شود.

این مترجم در گفت‌وگو با ایسنا، درباره ارزیابی‌اش از نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران اظهار کرد: نگاه من به نماشگاه بین‌المللی کتاب تهران همیشه نگاه مثبتی بوده است. نمایشگاه بالا و پایین داشته و دارد. به نظرم ایرادی که نمایشگاه کتاب دارد این است که نمایشگاه نیست، بیشتر فروشگاه است و این فروشگاه بودنش به کتاب‌فروشی‌ها به‌ویژه کتاب‌فروشی‌هایی که در محله‌ها هستند آسیب می‌زند؛ کسانی که کتاب نیاز دارند با تخفیف ناشران از نمایشگاه کتاب می‌خرند، پس تا یکی دو ماه فروش کتاب‌فروشی‌ها پایین می‌آید و این موضوع به مرور باعث از بین رفتن کتاب‌فروشی‌های محله‌ها می‌شود.

او درباره پیش‌بینی‌اش از نمایشگاه با توجه به افزایش قیمت کاغذ، گفت: گرانی کاغذ وجود دارد و نمی‌توان برای آن کاری کرد. مسئولان باید فکری به حال آن کنند. بسیاری از ناشران کتاب‌های زیادی دارند و کتاب‌های‌شان نیز آماده عرضه است اما برای چاپ آن‌ها کاغذ ندارند. مسئولان باید فکری به حال کاغذ کنند.

امرایی سپس درباره انتظار خود از نمایشگاه کتاب، بیان کرد: من انتظار خاصی از نمایشگاه ندارم و به عنوان بازدیدکننده طبق روال هر سال به نمایشگاه خواهم رفت. نمایشگاه فرصتی برای دیدن دوستان و برخی از مخاطبان و در جریان کار قرار گرفتن است. البته برخی هم هستند که در نمایشگاه خلاف می‌کنند و کتاب قاچاق و تقلبی می‌آورند که باید با آن‌ها برخورد جدی‌ای در حد ابطال پروانه نشر صورت بگیرد. این‌ها در واقع به ناشر حرفه‌ای ضربه می‌زنند؛ سال گذشته ناشری کتاب‌های پرفروش ناشران دیگر را چاپ کرده بود و می‌فروخت، حتی یک واو را هم جا نینداخته و به خودش زحمت حرف‌چینی نداده بود. به نظرم باید برای صدور پروانه نشر دقت بیشتری شود.

او درباره وضعیت عرضه کتاب‌هایش در نمایشگاه نیز گفت: چاپ جدید «ظلمت در نیمروز» نوشته آرتور کستلر را نشر نیماژ در نمایشگاه عرضه می‌کند، چاپ قبلی این کتاب با نشر نقش و نگار منتشر شده بود. همچنین ترجمه مجموعه شعری از شاعران جهان با ویراست جدید و با عنوان «درناها غریب می‌آیند و غریب می‌روند» در نشر نفیر عرضه خواهد شد. این مجموعه شعر نیز پیش‌تر با عنوان «حریر مهتاب» چاپ شده بود. بیشتر کارهایم تجدید چاپ است؛ مثلاً رمان «کوری» و «بینایی» از ژوزه ساراماگو را نشر مروارید عرضه خواهد کرد.

سی‌و دومین نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران از ۴ تا ۱۴ اردیبهشت‌ماه در مصلای تهران برگزار می‌شود.

در شرایط موجود، ثبت سفارش و ارسال متعاقب، گزینه خوبی برای نمایشگاه کتاب تهران به‌نظر می‌آید؛ تصمیمی که می‌تواند با پاپیش گذاشتن زعمای نشر و فرهنگسازی مناسب، این امر را نهادینه کند.

چاپ و نشر: هادی حسینی‌نژاد؛ تا آغاز سی‌ودومین نمایشگاه کتاب تهران، تنها چند روز فاصله باقی مانده و اهالی کتاب؛ از مولف و مترجم گرفته تا ناشر و مسئول، همه در تکاپوی انجام آخرین اقدامات و کسب آمادگی لازم برای شرکت در بزرگترین رویداد فرهنگی کشورند؛ رویدادی که با تمام کاستی‌ها و نقدهایی که به چیستی و چرایی آن وارد است، همچنان رویداد مهم و تاثیرگذاری در صنعت نشر کشور به شمار می‌آید.

همه می‌دانیم بزرگترین نقدی که همواره به این رویداد فرهنگی در حوزه کتاب وجود داشته و دارد، غلبه وجه فروشگاهی بر وجه نمایشگاهی آن است. همین است که مکرر شنیده و خوانده‌ایم: «این فروشگاه کتاب تهران است، نه نمایشگاه!». بحث فروش در نمایشگاه کتاب تهران اما، از نخستین دوره، رکن رکین این رویداد بوده و بعید به نظر می‌رسد که بتوان این درخت تنومند را به این سادگی‌ها از بخش فروشگاهی، هرس کرد.

با این اوصاف و با پذیرش فاکتورهای ثابت و غیرقابل تغییر در این رویداد (و البته صرف نظر از چالش‌های نمایشگاه کتاب تهران با اقتصاد بحران‌زده کتاب‌فروشی‌ها)، جست‌وجوی راه‌حل‌های تازه که تا حد امکان، مشکلات ناشی از غلبه بخش فروشگاهی به نمایشگاهی را کاهش داد؛ یعنی به نوعی وجهه «بازار» را در این رویداد کمرنگ و وجهه «فرهنگ» را پررنگ‌تر کرد.

تعدد عناوین و کثرت بازدیدکنندگان و مشتریان کتاب را که با معضل کمبود فضا و مساحت جمع بکنی، مشخص است که چه شرایطی صعب و دشواری برای شرکت‌کنندگان(غرفه‌داران و بازدیدکنندگان) ایجاد می‌شود؛ شرایطی که فرصت دسترسی، تورق و تمرکز انتخاب را از اهالی کتاب می‌گیرد و متقابلا، دست غرفه‌داران را در معرفی مناسب کتاب به مراجعان می‌بندد.

حجم بالای کتاب و آوردن نسخه‌های متعدد از هر عنوان، جا را برای هر فعالیتی تنگ می‌کند و در این شرایط، امکان خرید و فروش استاندارد و اثربخش به شدت کاهش پیدا می‌کند. اما شاید در این شرایط، ثبت سفارش و ارسال متعاقب، گزینه خوبی باشد. این تصمیم، چند مزیت را به‌دنبال خواهد داشت. نخست اینکه ناشران با اتخاذ این تصمیم، دیگر از آوردن تمام یا بخش زیادی از نسخه‌های نوبت چاپ یک کتاب را خلاص می‌شوند و با آوردن تنها یک جلد از هر عنوان، فضای زیادی را در غرفه خود ایجاد کنند که  این اتفاق به تعامل و گفت‌وگو بین غرفه‌داران و بازدیدکنندگان کمک می‌کند.

مزیت دوم این است که ناشران با تبدیل بخش فروش به بخش ثبت سفارش، دیگر نیازی به استقرار صندوق و صندوق‌دار و به طور کلی مراودات پولی نخواهند داشت و می‌توانند نیروهای خود را بیشتر روی برقراری ارتباط و راهنمایی بازدیدکنندگان متمرکز کنند. این اتفاق در مجموع باعث می‌شود رویه‌ی فروشگاهی این رویداد بزرگ به سمت رویه‌ی نمایشگاهی سوق پیدا کند و این همان هدفی است که در نمایشگاه کتاب تهران به‌دنبال آن‌ایم.

دیگر آنکه که حذف بخش فروش در نمایشگاه، مانع از بروز برخی تخلفات از قبیل نقد کردن بن‌های الکترونیکی خواهد شد؛ ضمن اینکه با انتقال این رویه به خارج از نمایشگاه، امکان کنترل و نظارت بیشتری روی نحوه استفاده از این بن‌ها وجود دارد.

 البته طبیعی است که در گام‌های نخست نمی‌توان از تمام ناشران حاضر در نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران انتظار داشت که به فروش از طریق ثبت سفارش روی بیاورند. شاید برخی از ناشران ظرفیت سخت‌افزاری و نرم‌افزاری این کار را نداشته باشند و شاید این تصور وجود داشته باشد که اگر در نمایشگاه خرید کامل نشود، اطمینانی به پول شدن سفارش‌ها نیست. اما با پاپیش گذاشتن زعمای نشر و ناشران قوی‌تر، می‌توان با فرهنگسازی مناسب این امر را نهادینه کرد. در این‌صورت، نمایشگاه کتاب تهران می‌تواند به سلامت از یک چالش سی‌وچند ساله نجات پیدا کند و بدون تجویز نسخه‌های غیر قابل اجرا، در یک بازه زمانی مشخص خود را اصلاح و بهینه کند.

منبع: ایبنا

 

در آستانه سال نو، ناشران از مردم می‌خواهند به جای سررسید، کتاب را به عنوان هدیه نوروزی انتخاب کنند

نمایشگاه کتاب یزد با استقبال مردم و خانواده‌ها از ممنوعیت عرضه کتاب‌های کمک درسی و حمایت ناشران ار خرید کتاب به جای اهدای سررسیدهای سال نو همراه بوده است.

به گزارش چاپ ونشر به نقل از (ایبنا)، یازدهمین نمایشگاه بزرگ کتاب و مطبوعات یزد که با حضور بیش از 750 ناشر در 320 غرفه در محل دائمی نمایشگاه‌های استان یزد در حال برگزاری است، روزهای آغازین خود را همراه با واکنش‌ها و حاشیه‌های مختلفی سپری کرد.

در ابتدای ورودی این نمایشگاه، تصاویری از پیروزی انقلاب اسلامی و چهره‌های تاثیرگذار یزد در انقلاب در معرض دید علاقمندان قرار گرفته که نشان دهنده حضور پرشور مردم در آن دوران است. این تصاویر همزمان با آغاز چهلمین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی از آرشیو اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان یزد خارج شده و قرار است در گام‌های بعدی کتاب‌ها، فیلم‌ها و دست نوشته‌های بیشتری هم رونمایی شود.

این نمایشگاه در 6 راهرو ساماندهی شده است که بخش‌های عمومی، دانشگاهی، تخصصی کودک و نوجوان از جمله این راهروها است و مخاطبین بسته به علاقمندی خود به این بخش‌ها مراجعه می‌کنند.

 

ناشران با کاهش قیمت‌های خود از علاقمندان به کتاب حمایت می‌کنند

سعیدی مسئول غرفه انتشارات کاردستی از تهران، که در این نمایشگاه شرکت کرده است به خبرنگار ایبنا گفت: ما ناشر تخصصی کودک و مهارت و کاردستی هستیم و در زمینه هوش و خلاقیت کتاب‌های متنوعی را در معرض دید علاقمندان قرار داده ایم.

وی افزود: از استقبال مردم یزد از نمایشگاه و غرفه‌های تخصصی کودک خوشحال خواهیم شد و اگرچه قیمت‌های مواد اولیه تولید کتاب مانند کاغذ افزایش‌های بی‌رویه‌ای داشته است اما سعی می‌کنیم کتاب‌هایمان را با قیمت‌های پایین ارائه کنیم تا مخاطبین ما بتوانند از ما خرید کنند.

این ناشر تخصصی ادامه داد: مسئولان می‌توانند با تبلیغات مفید و کاهش قیمت‌ها و افزایش تخفیف خرید کتاب، در جهت جذب مردم گام بردارند که امیدواریم این اتفاق صورت گیرد. هرچند این قیمت‌ها روند رو به رشدی داشته و تبدیل به عاملی در جهت کاهش حضور مردم در این نمایشگاه‌ها شده، اما انتشاراتی‌های مختلف، می‌توانند با کاهش قیمت‌های خود به نحوی از مردم حمایت کرده و آنها را به خرید ترغیب کنند.

 

حمایت از خرید و اهدای کتاب جایگزین اهدای سررسیدهای سال نو شود

نیکوروش مدیر پیشکسوت یک موسسه انتشاراتی به همین نام نیز به خبرنگار ایبنا گفت: انتشارات نیکوروش تاکنون در تمامی دوره‌های نمایشگاه کتاب یزد حضور داشته و در این دوره هم به همراه کتابفروشی خود، به نمایشگاه آمده است.

این ناشر یزدی بیان کرد: اگرچه قیمت کاغذ بالا رفته و باعث کاهش حضور مردم در نمایشگاه شده است اما همچنان بخشی از مردم علاقه خود را به مطالعه حفظ کرده‌اند و در این نمایشگاه حضور پیدا می‌کنند.

وی گفت: اگرچه مردم این روزها درگیر خرید شب عید هستند اما ما باید با تبلیغات و فرهنگسازی، کاری کنیم که کتاب هم در سبد خرید مردم در شب عید، قرار گیرد و به جای برخی از هزینه‌های بی‌رویه، به خرید و مطالعه کتاب بپردازیم.

نیکوروش گفت: یکی از این هزینه‌های بی رویه، خرید و هدیه سررسیدها با هزینه‌های میلیونی است که ما در انتشارات و کتابفروشی خود سعی کرده‌ایم تا این افراد را به خرید و هدیه کتاب به جای سر رسید ترغیب کنیم.

روزبهانی مسئول باجه بانک شهر در یازدهمین نمایشگاه کتاب یزد نیز در این خصوص به خبرنگار ایبنا گفت: امسال ما شاهد دو تفاوت عمده در نمایشگاه کتاب یزد بوده‌ایم که کاهش تخفیف کتاب‌ها از 30 به 20 درصد و حدف انتشاراتی‌های کمک درسی، از جمله این تفاوت‌ها است.

وی گفت: هرچند این دو مساله در روزهای اول نمایشگاه بر حضور مردم تاثیرگذار بود اما روز به روز این حضور مردم پررنگ‌تر شده و امیدواریم مردم بتوانند از مابقی کتاب‌های عرضه شده در نمایشگاه به خوبی استفاده کنند.

این مسئول ادامه داد: بن‌های ارائه شده به لحاظ مبلغی 11 میلیارد ریال است که نسبت به سال گذشته، افزایش یک میلیارد ریالی داشته اما با توجه به محدودیت‌ها و کاهش سقف تخفیفات، ایده‌آل نبوده است.

سیدخلف حوتی نژاد معاون فرهنگی اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان یزد نیز در این رابطه به خبرنگار ایبنا گفت: با توجه به آمار ارائه شده، ما شاهد استقبال بیشتر مردم نسبت به سال گذشته از نمایشگاه کتاب یزد بوده‌ایم.

وی افزود: ما امسال در این نمایشگاه، کتاب‌ها و ناشران کمک درسی را حذف کردیم و پیش بینی اعتراضات مختلفی در این زمینه داشتیم اما خوشبختانه این امر مورد استقبال مخاطبین قرار گرفت و حضور مردم به نسبت گذشته کمتر نشده است.

معاون فرهنگی اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان یزد یادآور شد: خیلی از خانواده‌ها خوشحال هستند که انتشارات کتاب‌های کمک درسی در نمایشگاه نیست زیرا می‌توانند علاوه بر کتاب‌های آموزشی به خرید و مطالعه کتاب‌های عمومی نیز ترغیب شوند.

حوتی‌نژاد بیان کرد: ما باید صبر کنیم و ببینیم با اتمام دانشگاه و ارزیابی و نظرسنجی‌ها چه اتفاقی در سطح نمایشگاه کتاب یزد افتاده است.

 

اتحادیه ناشران و کتابفروشان تهران در حالی به شصتمین سالگرد تاسیس خود نزدیک می‌شود که در آستانه انتخاباتی مهم قرار دارد؛ انتخاباتی که می‌تواند چشم‌انداز مناسبی را برای چهارسال آینده در مقابل ناشران، کتابفروشان و موزعان ترسیم کند.

به گزارش چاپ ونشر به نقل از (ایبنا)، می‌توان گفت که اتحادیه ناشران و کتابفروشان تهران قدیمی‌ترین تشکل‌ حوزه نشر در کشور ما به شمار می‌آید؛ تشکلی که در طول سال‌ها فعالیت صنفی توانسته است اقدامات و برنامه‌های مختلفی را دنبال کند.

طبق آخرین آماری که بر روی سایت اتحادیه ناشران و کتابفروشان تهران قرار دارد(تا پایان مهرماه)، 451 ناشر مکتوب، 14 دفتر پخش، 134 ناشر-کتابفروش، 583 کتابفروش و 52 فعال حوزه کارت و پوستر در این اتحادیه عضویت دارند.

این اتحادیه امسال بنا دارد بعد از برگزاری انتخاباتی که اواسط دی ماه امسال برگزار خواهد شد، شصتمین سالگرد خود را جشن بگیرد؛ شش دهه فعالیت صنفی در بزرگترین تشکل‌ صنفی حوزه نشر که نظیر آن در شهرهای دیگر نیست و حتی بسیاری از کشورهای خارجی نیست.

باید اذعان کرد که صنعت نشر در کشور ما  هنوز هم به شکل سنتی اداره می‌شود؛ از قیمت‌گذاری روی کتاب تا روش‌های توزیع و فروش. اما اتحادیه ناشران و کتابفروشان تهران با امکانات محدود خود طی سال‌های اخیر تلاش کرده بخش آموزش را تقویت کند. البته هنوز هم شکل مدیریت سنتی بر این صنعت غالب است و کمتر ناشر، کتابفروش یا موزعی را می‌توانیم ببینیم که به رویکردهای نوین و استفاده از فضاهای جدید، همچنین فناوری‌ها توجه کند.

پنج کمیسیون در اتحادیه فعال هستند که عبارت‌اند از کمیسیون‌های آموزش، حل اختلاف، بازرسی، فنی و رسیدگی به شکایات حقوقی و هر یک از آن‌ها به صورت روزمره کارهای خود را دنبال می‌کنند.

طبق آخرین آمار، 75 درصد صنعت نشر کشور در تهران متمرکز شده و سهم بقیه مناطق 25 درصد است. پس طبیعی است که در این فضا اتحادیه ناشران و کتابفروشان تهران یکی از ساماندهی‌شده‌ترین تشکل‌های صنفی در حوزه نشر به شمار بیاید که تلاش می‌کند بسیاری از حقوق دست‌اندرکاران این بخش را تامین کند.

هرچند اتحادیه‌های دیگری در استان‌های دیگری همچون قم، خراسان رضوی و آذربایجان شرقی نیز در زمره تشکل‌های صنفی نسبتا فعال در حوزه نشر به شمار می‌آیند اما در میان همه آن‌ها، اتحادیه تهران قوی‌تر و قدرتمندتر از مابقی است که حجم زیادی از ناشران و کتابفروشان و موزعان را در دل خود جای داده و می‌تواند محوریت تشکیل اتحادیه سراسری و کشوری را بر عهده بگیرد؛ اتحادیه‌ای که تمام ناشران و کتابفروشان را پوشش دهد و آن‌ها را از مزایای حضور در یک تشکل صنفی بهره‌مند سازد؛ ایده‌ای که سال‌ها است درباره آن صحبت می‌شود اما تا عملی شدن فاصله زیادی دارد.

 

73 عضو جدید در سال 97

مطابق با اطلاعات موجود، 73 پروانه کسب از ابتدای سال 1397 تا پایان آذر ماه امسال در دایره صدور پروانه کسب اتحادیه ناشران و کتابفروشان تهران صادر شده است. این پروانه‌ها در حوزه‌های مختلف ناشر-کتابفروش، کتابفروش و نشر مکتوب بوده که از میان این پروانه‌ها 13 ناشر-کتابفروش، 17 کتابفروش و 43 نشر مکتوب بوده است.

همچنین 59 پروانه کسب نیز شامل 6 ناشر-کتابفروش، 31 کتابفروش و 22 نشر مکتوب در این بازه زمانی تمدید شده‌‌اند.

 

از نصرالله سبوحی تا آموزگار

اتحادیه ناشران و کتابفروشان تهران به شکل رسمی و در یک قالب صنفی در سال 1337 فعالیت خود را آغاز کرده و مرحوم نصرالله سبوحی؛ مدیر کتابفروشی مرکزی نخستین رئیس این اتحادیه معرفی شده است. 2 سال پس از شکل‌گیری اتحادیه، دومین دوره‌ انتخابات در سال ۱۳۳۹ کلید خورد و مرحوم حاج‌محمد‌علی ترقی ریاست اتحادیه را به عهده گرفت.

سال ۱۳۴۲ هم‌زمان با سومین دوره‌ انتخابات، مرحوم حاج‌محمد رمضانی؛ مدیر کتابفروشی کلاله خاور و مدیر مجله شرق ریاست اتحادیه را به عهده گرفت. از جمله نقاط قوت این دوره، آن بود که وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی انتشار کتاب‌های درسی کلاس پنجم و ششم ابتدایی آن زمان و تمامی کتاب‌های درسی متوسطه را به این اتحادیه واگذار کرد.

در چهارمین و پنجمین دوره‌ انتخابات اتحادیه، بار دیگر به ترتیب مرحوم نصرالله سبوحی و حاج‌محمد‌علی ترقی به عنوان رئیس اتحادیه و در دوره‌ ششم جواد اقبال به ریاست اتحادیه انتخاب شد. در این دوره فعالیت‌های اتحادیه گسترش یافت و شرکت تعاونی ناشران و کتابفروشان به همت سید کاظم سعیدی تشکیل شد.

با پیروزی انقلاب اسلامی ایران، از طرف کمیته‌ امور صنفی امام خمینی(ره) به طور موقت به مدت سه سال علی محمدی‌‌اردهالی ریاست اتحادیه را عهده‌دار شد و در سال ۱۳۶۱ در دوره هفتم پس از انتخابات علی محمدی‌اردهالی به سمت ریاست اتحادیه انتخاب شد.

در سال ۱۳۷۵ هم‌زمان با انتخابات دوره‌ نهم اتحادیه، داود شیرازی؛ رئیس اتحادیه شد و هشت سال یعنی دو دوره در این سمت باقی ماند، همزمان با یازدهمین دوره انتخابات در سال 1385 حسن کیائیان که پیش از آن به مدت هشت سال دبیر اتحادیه بود تا سال 1389 به عنوان رئیس از سوی صنف انتخاب شد.

در سال 1389 نیز نادر قدیانی؛ مدیر انتشارات قدیانی سکان ریاست اتحادیه ناشران و کتابفروشان تهران را بر عهده گرفت و تا سال 1393 در این سمت بود و از سال 1393، محمود آموزگار؛ مدیر نشر و کتابفروشی آمه این مسئولیت را بر عهده گرفت که تا کنون ادامه دارد. 

 

آخرین اقداماتی که انجام شده

از زمانی که هیات مدیره سیزدهم اتحادیه ناشران و کتابفروشان روی کار آمد، اقدامات مختلفی در این تشکل صنفی پیگیری شد؛ فعالیت‌هایی مثل برخورد با کتاب‌های غیرمجاز و قاچاق، تشکیل کارگروه حمایت از حقوق نشر با همکاری اداره کتاب و کتابخوانی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و مقابله با اقداماتی مثل تکثیر غیرقانونی کتاب‌ها که به شناسایی و کشف چندین مغازه و انبار منجر شده است.

از دیگر اقداماتی که در استمرار دیگر فعالیت‌های اتحادیه ناشران و کتابفروشان پیگیری شد می‌توان به پیگیری مباحث بیمه ناشران و کتابفروشان، معافیت‌ مالیاتی، طرح کاربری فرهنگی و... اشاره کرد که هر یک از این نکات نتایج نسبتا خوبی را به همراه داشته است.

همچنین برای حمایت از کتاب و کتابفروشی و تسهیل در امور فرهنگی، تفاهمنامه‌ای بین اتحادیه ناشران و کتابفروشان تهران با شورای شهر و شهرداری‌های مناطق 6 و 11 منعقد شده است که بر اساس آن ساماندهی و حمایت از کتاب و کتابفروشیصنعت نشر و تسهیل در امور فرهنگی در این دو منطقه همسو با احیای بافت فرهنگی و ایجاد شریان اصلی برای ترویج علم و دانش عمومی و ترغیب کسبه گذرهای خیابان‌های انقلاب و کریم‌خان به فعالیت در حوزه فرهنگی است.

از سوی دیگر و در ادامه رویه واسپاری صنعت نشر به اصناف، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی طی سال‌های اخیر تلاش کرده است بسیاری از امور مختلف نشر را به فعالان و دست‌اندرکاران این حوزه واگذار کند. به نظر می‌رسد با این اقدامات، اتحادیه ناشران و کتابفروشان تهران و دیگر تشکل‌های صنفی از سایه خارج شده‌اند.

هرچند در زمینه واسپاری یک‌سری از کمیته‌های نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران به تشکل‌های صنفی طی دو سال اخیر کشمکش‌‌های زیادی بین صنف وجود داشته است اما آنچه در این میان اهمیت دارد و مهم جلوه می‌کند این است که اتحادیه ناشران نقش پررنگی در این زمینه داشته است.

 

در انتظار انتخابات

اکنون اتحادیه ناشران و کتابفروشان تهران، هیات مدیره‌ای هفت نفره دارد و محمود آموزگار؛ مدیر انتشارات و کتابفروشی آمه به عنوان رئیس اتحادیه، محمدرضا توکل صدیق؛ مدیر نشر صابرین به عنوان نایب رئیس اول، مسعود پایدار داریان؛ مدیر انتشارات نشر کتاب دانشگاهی به عنوان نایب رئیس دوم از جمله در راس هیئت رئیسه آن فعالیت دارند.

همچنین هومان حسن‌پور؛ مدیر انتشارات آریابان به عنوان خزانه‌دار، محمدمهدی فخری‌زاده؛ مدیر انتشارات روزنه‌کار به عنوان دبیر، سیدعباس حسینی‌نیک؛ مدیر انتشارات مجد به عنوان بازرس اتحادیه و یحیی دهقانی؛ مدیر نشر مبتکران و فتح‌الله فروغی؛ مدیر انتشارات شورا به عنوان اعضای هیات مدیره منتخب ناشران در سیزدهمین دوره انتخابات اتحادیه ناشران و کتابفروشان تهران شدند.

مرتضی احمد آخوندی، فرهاد تیمورزاده و زهره حسین‌زادگان نیز به عنوان اعضای علی البدل اتحادیه هستند و مهدی صادقی‌صادق‌آبادی به عنوان بازرس علی البدل اتحادیه ناشران و کتابفروشان در سال 93 انتخاب شد.

اما برای حضور در انتخابات هیات مدیره اصلی ۳۸ نفر داوطلبT ثبت‌نام کرده‌اند که در انتخابات پیش رو با یکدیگر رقابت خواهند کرد. در ترکیب هیات مدیره اتحادیه، همچنان هفت نفر حضور خواهند داشت و سه نفر نیز به عنوان اعضای علی‌البدل انتخاب خواهند شد.

آخرین خبرها حاکی از این است پرونده افرادی که ثبت‌نام کرده‌اند اکنون در مرحله بررسی‌های مختلف از جمله اعتبار پروانه کسب داوطلبان از سوی اتاق اصناف ایران است. زمان برگزاری انتخابات نیز منوط به تایید نامزدها از سوی اتاق اصناف است اما پیش‌بینی شده این رویداد در دی‌ماه محقق شود.

یکی از نکات قابل توجه در ترکیب هیات مدیره دوره‌های مختلف اتحادیه ناشران و کتابفروشان حضور کمرنگ زنان در آن است. طبق آمار غیررسمی حدود یک هزار زن در کشور پروانه نشر دارند که از میان آن‌ها حدود 400 زن با پروانه خود کار می‌کنند و از دیگر پروانه‌ها وابستگان آن‌ها مثل همسر، فرزند، پدر و برادر آن‌ها مشغول کار هستند.

 آمار دقیقی از تعداد زنان ناشر در کشور وجود ندارد اما دو تشکل در این زمینه فعالیت می‌کنند که یکی انجمن فرهنگی زنان ناشر است و دیگری انجمن صنفی کارفرمایی زنان ناشر که هر یک از این انجمن‌ها جمعی از زنان را در خود جای داد‌ه‌اند.

نگاهی به ترکیب هیات مدیره اخیر اتحادیه نشان می‌دهد زهره حسین‌زادگان به عنوان عضو علی‌البدل هیات مدیره اتحادیه ناشران و کتابفروشان تهران است و از دو تشکلی که در این زمینه فعالیت می‌کنند، نماینده‌ای نیست و شاید بتوان یکی از اشکالات اصلی ترکیب هیات مدیره دانست.

طبق آخرین اطلاعات حدود پنج نفر از زنان ناشر که در انجمن صنفی عضویت دارند یا از دیگر زنان ناشر هستند، برای حضور در هیات مدیره و سمت بازرس اتحادیه ناشران و کتابفروشان ثبت‌نام کرده‌اند.

باید صبر کرد تا فهرست نامزدهای تاییدی اتاق اصناف منتشر شود تا مشخص شود آیا در میان اسامی تایید شده نام زنان ناشر هم وجود خواهد داشت یا خیر.

 

 

دو مرکز دیگر از مراکز قاچاق کتاب، طی روزهای گذشته در تهران شناسایی و پلمب شدند.

به گزارش چاپ ونشر به نقل از کارگروه صیانت از حقوق ناشران هم با همکاری پلیس امنیت با مجور قضایی وارد عمل شد. ورود به این مراکز و پلمپ‌شان با دستور قاضی انجام شد. به این ترتیب کتابفروشی و انبار غیرمجاز مذکور پلمب شده و کتاب‌های قاچاق‌شان هم تخیله شدند.

یکی از اعضای کارگروه صیانت از حقوق ناشران، مؤلفان و مترجمان اتحادیه ناشران و کتابفروشان تهران در بیان جزئیات این خبر، گفت: پس از آنکه روز شنبه، انبار کتابی در خیابان کارگر جنوبی کشف و از آن ۴ نیسان وانت کتاب قاچاق از آن استخراج شد،  یک مرکز دیگر، یک کتابفروشی در خیابان انقلاب که مکانش روبروی دبیرخانه دانشگاه تهران قرار داشت و به عرضه آثار قاچاق می‌پرداخت نیز کشف و از این مرکز هم به‌اندازه بار یک نیسان‌وانت، کتاب قاچاق استخراج شد.

این عضو اتحادیه ناشران درباره چگونگی اطلاع از این مراکز عرضه کتاب قاچاق گفت: همکاران کتابفروش، مترجمان و مولفان ما را از محل این مراکز آگاه کردند. کارگروه صیانت از حقوق ناشران هم با همکاری پلیس امنیت با مجور قضایی وارد عمل شد. ورود به این مراکز و پلمپ‌شان با دستور قاضی انجام شد. به این ترتیب کتابفروشی و انبار غیرمجاز مذکور پلمب شده و کتاب‌های قاچاق‌شان هم تخیله شدند.

مسئولان دو مرکز مورد اشاره هم تحویل مقامات قضایی شده‌اند. کتاب‌های استخراج‌شده از این دو مرکز نیز به انباری که برای جمع‌آوری کتاب‌های قاچاق در نظر گرفته شده، منتقل شدند.

فرایند کشف و پلمب دو مرکز مذکور دو روز پیش انجام شد اما انتقال کتاب‌ها دیروز و امروز دوشنبه ۱۰ دی انجام گرفت.

 گیر نمی‌آید، گران شده، دیگر نیست، احتکار می‌کنند... کاغذ را می‌گویند؛ کالای نایاب این روزها. ناشران کتاب در خیابان انقلاب نگرانند. نگران روزی که همین تعداد اندک کتابخوان‌های جامعه هم دیگر کتابی نخرند. آنها از بالا رفتن قیمت کتاب می‌گویند اتفاقی که خوشایندشان نیست اما انگار راهی جز این هم باقی نمی‌ماند. البته تنها قیمت کاغذ نیست که در کار ناشران اخلال ایجاد کرده، بالا رفتن ارز هم باعث گرانی لوازم جانبی چاپ شده. چیزهایی مثل زینک، کاغذ گلاسه، سلفون و...

خیابان انقلاب روی ریتم تند همیشگی است. صدای بوق و سر و صدای دستفروشان و مردمی که می‌روند و می‌آیند، می‌ایستند به تماشای کتاب‌هایی که در پیاده‌روی خیابان پهن شده یا روبه‌روی تابلوهایی از مشاهیر گوشه خیابان. انتشارات روزبهان اولین جایی است که سر می‌زنم. کتابفروشی خلوت است و برای گفت‌وگو به دفتری که در طبقه پایین است، راهنمایی می‌شوم. آقای حمزه کنی، مسئول بازرگانی و فروش انتشارات مقصر اصلی این وضعیت را محتکرین کاغذ می‌داند. همان‌هایی که آنقدر توان مالی دارند که میلیاردی بخرند و در انبارها نگهداری کنند: «همین چند روز پیش روزنامه‌ای نوشته بود هزار و 700 تن کاغذ اطراف تهران در یک گاوداری احتکار شده بوده. خب شما بروید ببینید چه کسانی هستند که می‌توانند این طور خرید کنند و انبار کنند؟

یکی از مشکلات دیگر این است که کاغذ چون وارداتی است باید برایش در بانک ال‌سی باز کنند اما با کدام بانک وقتی تحریم هستیم؟ کدام شرکت کشتیرانی کاغذ بیاورد؟ کدام باربری؟ شرکت‌هایی که از سوئد و روسیه واردات دارند با اینکه روی کاغذهایشان زده‌اند با ارز دولتی خریده‌اند، نمی‌فروشند. حتی کسانی که سال‌ها با آنها کار کرده‌ایم. همین امروز برای کتاب «ترمه تغزل» یک بند صد در هفتاد روسی می‌خواستیم نبود. یک صفحه شناسنامه را می‌خواستیم عوض کنیم و یک بند هم نبود. شما حالا برو دنبال کاغذ نخودی سوئدی و بالک 80 گرمی بگرد ببینم پیدا می‌کنی؟»

 او از بالا رفتن قیمت تجدید چاپ کتاب‌ها می‌گوید: «مجبوریم صد درصد در تجدید چاپ‌، قیمت را بالا ‌ببریم درحالی که قبلاً اصلاً نمی‌بردیم. اما مطمئن باشید با همین وضعیت آنقدر که کاغذ گران شده قیمت را بالا نمی‌بریم. قبلاً کتاب داشتیم که پنج تا شش بار تجدید چاپ شد و ما در حدود 500 تک تومانی بالا بردیم آن هم برای اینکه آمار دست‌مان باشد نه درآمد.» او معتقد است در این بازار همه ضرر می‌کنند از ناشر تا خریدار. چون به همان نسبت که قیمت بالا خواهد رفت، مشتری کمتر می‌شود و دوباره ناشر ضرر می‌کند.

کمی جلوتر سراغ آقای امیرعلی بیگی می‌رویم که پشت میز کار در انتهای کتابفروشی نشسته. او که مدیر نشر فیروزه، دبیر کمیسیون آموزش و عضو کارگروه اتحادیه کتابفروشان و ناشران است، از بالا رفتن قیمت کاغذ می‌نالد و اینکه چقدر این بالا رفتن‌ها به ضرر ناشران نوپاست: «قیمت کاغذ از بندی 80 تومان قبل از عید 180 تومان شده و این کار را سخت کرده. در واقع قشر کتابخوان ما قشری با درآمد متوسط هستند و بالا رفتن قیمت باعث می‌شود کتاب از سبد خرید خانوار بیرون بیاید.» بیگی هم از بالا رفتن قیمت همه عناصر مربوط به چاپ می‌گوید که روی قیمت نهایی تأثیرگذار است: «متأسفانه قیمت همه چیز دو برابر شده و این بیشترین فشار را به ناشران نوپا وارد می‌کند؛ نشرهایی که جوانه‌های این صنعت هستند و خون و فکر تازه همراه خود می‌آورند. اما متأسفانه این قشر بنیه مالی خوبی ندارد و در این شرایط اولین کسانی که حذف می‌شوند، آنها هستند و این واقعاً به ضرر صنف نشر است.» پیاده‌روها پر از دستفروشان کتاب است حتی روی میله‌های ایستگاه اتوبوس. آنها همه جا هستند و به نظر سرشان شلوغ‌تر از فروشگاه‌های کتابفروشی است. محمدرضا جعفری پشت دخل کتابفروشی نشر نیلوفر ایستاده و خیلی جدی از علاقه نداشتن به گفت‌وگو در این زمینه می‌گوید. او دائم تکرار می‌کند: «آقایان خودشان بهتر می‌دانند.»

 نشر گوتنبرگ هم مثل بقیه کتابفروشی‌ها خلوت است. کاوه کاشی‌چی، مدیر کتابفروشی در انتهای سالن بزرگی پر از قفسه‌های کتاب نشسته و پشت تلفن مشغول چانه زدن برای قیمت کاغذ است. او از ناشرانی می‌گوید که قیمت کتاب‌ها را بالا برده‌اند چون معتقدند نمی‌شود با این قیمت دوباره کاغذ خرید: «یک زمانی تیراژ کتاب‌ها پنج هزار تا بود اما همین نوسانات و اتفاقات باعث شد که الان به کمتر از 200 تا برسد.»

احمد طهوری، مدیر انتشارات طهوری بی‌حوصله و کلافه به نظر می‌رسد. او از دستفروش کتابی که دقیقاً روبه‌روی مغازه او بساط کرده، شکایت دارد. طهوری مشکلات مربوط به بالا رفتن قیمت کاغذ را چیز جدیدی نمی‌داند: «این مشکل را 50 سال پیش پدر من هم داشت نه پدر من بلکه صنعت نشر همیشه این وضعیت را تجربه می‌کند و کاری نمی‌شود کرد. هیچ چیز دست ما نیست؛ ما مطیع کارخانه داریم. بگوید کاغذ اینقدر است می‌گوییم چشم بگوید آنقدر است می‌گوییم چشم. باز هم می‌گوییم چشم چون کاری از دست کسی برنمی‌آید. یکی از همکارها قسم می‌خورد کتاب فرستاده صحافی و آنجا گفته‌اند 200 دانه چسب نداریم به کتاب بزنیم و در بازار فقط از این چسب‌های معمولی موجود است که با دوبار باز بسته کردن ازهم می‌پاشد. حتی چسب صنعتی مخصوص این کار هم در بازار نیست. چکار کنیم؟ این نگرانی مال این دوره نیست از قدیم گرانی و تورم بوده و باید خودمان را با آن وفق دهیم.» به سراغ ناشر قدیمی دیگری می‌رویم که تنها شرط گفت‌وگویش این است که نامی از او برده نشود. او روی پله‌های طبقه بالای مغازه می‌نشیند و با هیجانی خاص از مشکلات می‌گوید. از ارز دولتی که نمی‌داند به چه ناشرانی تعلق گرفته تا خیلی چیزهای دیگر: «به نظر من اصلاً دولت دخالت نکند خیلی بهتر است. بگذارد من کاغذ بخرم و کتاب بفروشم. این کاغذی که می‌گویند کجاست؟ به چه کسانی داده‌اند؟ لابد به دفاتر انتشارات رانتی و درسی داده‌اند. البته اگر راست بگویند کاغذی آمده باشد.» او اما بزرگ‌ترین مشکل کتاب را ممیزی می‌داند و صحبت‌ها و درد دل‌های زیادی از آن دارد. یعنی چیزی که به شکل ریشه‌ای کتاب را از سکه انداخته و جا را برای رانت و حمایت و امتیاز باز کرده و به همان نسبت مردم را از کتاب خواندن و خرید کتاب از بازار رسمی روگردان. بنابراین مردم اگر کتاب هم بخوانند بازار غیررسمی و زیرپله‌ای و کوچه پشتی‌ها را ترجیح می‌دهند.

 شهروز مهدی‌پور، مسئول تولید و اجرایی نشر چشمه معتقد است ناشرها هنوز به مشکل بزرگی نخورده‌اند اما اگر همین وضعیت و نوسانات قیمت‌ها ادامه داشته باشد شاید شش ماه دیگر اوضاع خیلی بدتر از امروز شود: «ما همین سال پیش حد فاصل فروردین تا اسفند سه بار تجدید چاپ می‌کردیم و شاید یک بار قیمت را کمی افزایش می‌دادیم اما این بار اوضاع متفاوت است و قیمت‌ها در دو نوبت از سه نوبت تجدید چاپ بالا می‌بریم.» او معتقد است در این وضعیت ناشرها مجبور به محتاط عمل کردن هستند و این را می‌شود در گفت‌وگو با کتابفروشان فهمید. یکی از آنها در خیابان انقلاب می‌گفت مدت‌هاست کتابی تجدید چاپ نمی‌شود و به سختی عنوان جدیدی از نویسندگان قبول می‌کنند.

 روند افزایش قیمت‌ها تنها ناشران و کتابفروشان را تحت تأثیر قرار نداده و کل این چرخه اقتصادی را دچار رکود یا اختلال کرده. در خلال گفت‌وگوها با ناشران و کتابفروش‌ها آنها به وضعیت بد چاپخانه‌ها هم اشاره شد. چاپخانه‌هایی با سابقه‌ طولانی فعالیت که در حال بسته شدن هستند چون کسی کتاب چاپ نمی‌کند و سفارشی برای کار ندارد. بعضی از چاپخانه‌ها هم تخلیه می‌شوند تا لااقل از قبل اجاره سوله سر پا بمانند. نوسان برق هم مزید بر علت است. ناشری از دستگاه‌های آلمانی چاپخانه طرف قراردادش گفت که با نوسانات برق از کار افتاده و دستگاه جایگزینی هم نمی‌تواند وارد کند. در این آشفته بازار حتی قیمت مرکب هم گران شده و این شمشیر دو لبه از یک سو خوانندگان را تار و مار می‌کند و از سوی دیگر نویسندگان و محققان را.

امیرعلی بیگی عضو کارگروه اتحادیه کتابفروشان و ناشران: قیمت کاغذ از بندی 80 تومان قبل از عید 180 تومان شده و این کار را سخت کرده. در واقع قشر کتابخوان ما قشری با درآمد متوسط هستند و بالا رفتن قیمت باعث می‌شود کتاب از سبد خرید خانوار بیرون بیاید. متأسفانه قیمت همه چیز دوبرابر شده و این بیشترین فشار را به ناشران نوپا وارد می‌کند؛ نشرهایی که جوانه‌های این صنعت هستند و خون و فکر تازه همراه خود می‌آورند.

 نشر گوتنبرگ هم مثل بقیه کتابفروشی‌ها خلوت است. کاوه کاشی‌چی مدیر کتابفروشی در انتهای سالن بزرگی پر از قفسه‌های کتاب نشسته و پشت تلفن مشغول چانه زدن برای قیمت کاغذ است. او از ناشرانی می‌گوید که قیمت کتاب‌ها را بالا برده‌اند چون معتقدند نمی‌شود با این قیمت دوباره کاغذ خرید. او می‌گوید یک زمانی تیراژ کتاب‌ها پنج هزار تا بود اما همین نوسانات و اتفاقات باعث شد که الان به کمتر از 200 تا برسد.

منبع خبر: سایت خبری شعار سال

 

چین با سرمایه‌گذاری ۵۰ میلیون ینی (برابر ۷.۵ میلیون دلار) قصد دارد کتابفروشی‌های پکن را در حالی باز نگه دارد که کشور هر چه بیشتر به خرید دیجیتال روی می‌آورد.

 

به گزارش چاپ و نشر به نقل از خبرگزاری مهر، مقامات شهر پکن سرمایه‌گذاری خود را ۲.۸ مرتبه به نسبت سال ۲۰۱۶ و ۲۰۱۷ افزایش داده‌اند تا بتوانند به کتابفروشی‌ها کمک کنند.

 

با این افزایش بودجه حداقل ۴۰ درصد از هزینه‌های اجاره و گسترش کتابفروشی‌ها عملی می‌شود و به کتابفروشان این امکان داده می‌شود تا به گسترش این مکان‌ها بپردازند و آنها را حتی به مکان‌هایی جذاب برای توریست‌ها در خیابان‌های شلوغ و جوامع سکونتی جدید بدل کنند.

 

این حرکت برای این انجام شد تا بشود ۷۰۰ کتابفروشی دیگر را ظرف ۳ سال آینده باز نگه داشت. در صورتی که این طرح محقق شود شمار کتابفروشی‌ها در پایتخت پکن به ۱۷۰۰ باب می‌رسد که در خدمت جمعیت ۲۲ میلیون نفری این شهر هستند.

 

معاون دفتر نشر، رادیو، سینما و تلویزیون پکن گفت فشار بر کتابفروشی‌ها زیاد است و باید به آنها کمک کرد که به بقای خود ادامه دهند. آنها حامل خاطرات شهر هستند و میراث فرهنگی شهر محسوب می‌شوند و بر محیط فرهنگی شهر تاثیر می‌گذارند.

 

به گفته وی این کمک نه فقط برای حفظ کتابفروشی‌ها بلکه با هدف بردن پایتخت به سمت صنعت کتابفروشی و بدل شدن پکن به یک مرکز عملیاتی در این زمینه انجام می‌شود.

 

در عین حال پکن قصد دارد تا ۱۶ ساختمان بزرگ تحت عنوان «مال کتاب» در هر منطقه ایجاد کند. قرار است تا سال ۲۰۲۰ در این شهر ۲۰۰ کتابفروشی‌ خاص نیز ساخته شود.

 

این مقام مسئول گفت ساخت مال‌های کتاب به عنوان مراکزی برای تجربه فرهنگی مطرح است که کارشان تنها فروش کتاب نیست بلکه مکانی برای برگزاری سخنرانی‌ها، فعالیت های خیریه، حضور برندها و رویدادهای مرتبط با نوآوری است.

 

بسیاری از کتابفروشی‌های چین در یک دهه اخیر تعطیل شده‌اند و خوانندگان بیشتر به سمت خواندن کتاب‌های الکترونیک گرایش پیدا کرده‌اند. 

 

در عین حال یکی از مشکلات کتابفروشی‌ها نبودن فضای کافی برای ادامه کار آنهاست. برای همین دولت اقدام به پرداخت سوبسید برای اجازه مکان برای کتابفروشی‌ها می‌کند تا بتوانند مراکز تجاری فعالی در این زمینه ایجاد کنند.

 

از دیگر سو دولت با کاهش مالیات‌ها قصد دارد به کتابفروشی‌ها کمک بیشتری کند. این در حالی است که پکن بیش از همیشه به عنوان یک مرکز فرهنگی و مکانی برای صنعت نشر مورد توجه قرار گرفته و دو سوم ناشران خصوصی در پکن فعالیت می‌کنند.

 

سال ۲۰۱۶ و ۲۰۱۷ مردم پکن به طور متوسط هر یک ۱۰ کتاب چاپی در طول سال مطالعه کردند در حالی که سرانه ملی مطالعه کتاب در سطح کشور ۴ کتاب در سال است.

 

به گفته این مقام مسئول بیش از ۶۰ درصد شهروندان پکن کتاب‌ها را از کتابفروشی‌ها خریداری می‌کنند، نه آنلاین و این به معنی این است که کتابفروشی‌ها هنوز کانال اصلی ارتباط کتاب و مخاطبانشان هستند.

 

مالک کتابفروشی هانفنلو-ای که از سال ۱۹۰۴ در پکن تاسیس شده می‌گوید سیاست‌های دولت برای حمایت از کتابفروشی‌ها به آنها آرامش خیال می‌دهد و آنها را نسبت به آینده خوش‌بین‌تر می‌سازد.

 

وی افزود: برای همین ما به دنبال روش‌های کسب و کار جدیدتری می‌رویم تا بتوانیم مخاطبان بیشتری جذب کنیم. 

به گزارش چاپ ونشر به نقل از دنیای اقتصاد، بعد از گران شدن قیمت دلار، مسکن، آهن، خودرو،‌ گوشی موبایل و... نوبت به قیمت کتاب رسید تا تحت‌تاثیر گرانی قیمت کاغذ، افزایش قابل توجهی پیدا کند. بنابراین اگر این روزها به کتابفروشی رفتید و دیدید که به‌جای قیمت اصلی چاپ شده روی جلد، ‌یک برچسب قرار داده شده و قیمتش بیشتر شده است، تعجب نکنید. این اتفاقی است که این روزها زیاد دارد می‌‌افتد. از وقتی کاغذ گران شده بعضی از ناشران و کتابفروشان قیمت کتاب را به همین شکل بالا برده‌اند.

بازی دلار در بازارکتاب

در اینکه این کار قانونی است یا خیر، بحث زیاد است و کارشناسان زیادی تا حالا درباره این موضوع حرف زده‌اند. پرداختن دوباره به این حرف‌ها اصولا هیچ نتیجه‌ای ندارد اما نکته‌ای که باید به آن توجه کرد، نسبت میان قیمت کاغذ و قیمت کتاب است. به بیان ساده‌تر اینکه افزایش قیمت کاغذ چقدر در قیمت کتاب اثر دارد. در گزارشی که پیش‌تر در همین صفحه منتشر کردیم و امیدوارم خوانده باشید، نشان داده‌ایم که قیمت پشت جلد کتاب چگونه تعیین می‌شود. در جدول شماره یک می‌‌توانید این اطلاعات را دوباره مرور کنید.

هزینه‌های نشر ۳۰ تا ۴۰ درصد قیمت پشت جلد است. یعنی هر کتاب ۱۰ هزار تومانی سه تا چهار هزار تومان برای انتشارش هزینه داشته است. هزینه‌های نشر موارد متعددی را در برمی‌گیرد، مواردی مانند تایپ و غلط‌گیری،‌ ویراستاری، طراحی جلد، کاغذ، چاپخانه و... در بین این هزینه‌ها، مهم‌ترین مورد ‌همان کاغذ است. طبق برآوردهای ما حدود ۴۰ تا ۴۵ درصد از هزینه‌های نشر به کاغذ مربوط می‌شود که حدودا ۱۵ درصد از کل قیمت پشت جلد است. بر همین اساس از ۱۰ هزار تومانی که برای خریدن یک کتاب خرج می‌کنیم حدود هزار و ۵۰۰ تومانش پول کاغذ است.

کاغذ گران شد!

قیمت کاغذ در ۱۰ سال گذشته دست‌کم دو بار اوج گرفته است. یکی از آنها به ۶ سال پیش برمی‌گردد که با افزایش ناگهانی قیمت دلار، قیمت کاغذ هم پرواز کرد و یکباره از ۳۰ هزار تومان به ۹۰ هزار تومان رسید. (واحد کاغذ برای قیمت گذاری «بند» است). در این دوره قیمت کتاب به یکباره افزایش پیدا کرد اما دوباره با کاهش قیمت دلار و آرام شدن نسبی بازار ارز،‌ قیمت هر بند کاغذ از ۹۰ هزار تومان به ۶۰ هزار تومان رسید. قیمت ۶۰ هزار تومنی کاغذ تا همین زمستان پارسال ثابت بود . اما از ابتدای امسال با افزایش ناگهانی قیمت دلار هر بند کاغذ هم به ۱۱۰ هزار تومان رسید؛ یعنی چیزی در حدود دو برابر قیمت قبلی. رکورد بی‌سابقه قیمت کاغذ اما در بازار کتاب هم اثرش را گذاشت و قبل از اینکه چاپ‌های جدید کتاب‌ها، قیمت‌ نجومی بخورند، برچسب‌ها کار ناشران و کتابفروش‌ها را راه انداختند و قیمت‌های جدید را اعلام کردند.

اما همان‌طور که گفتیم، قیمت کاغذ هرچقدر هم که گران بشود، تنها ۱۵ درصد روی قیمت پشت جلد تاثیر دارد. برای مثال قیمت کاغذ که تا امروز حدود دو برابر شده، کتاب ۱۰ هزار تومانی را به اندازه هزار و ۵۰۰ تومان گران می‌کند. اما آیا واقعا قیمت‌های برچسبی هم به همین اندازه افزایش قیمت دارند؟ طبیعتا خیر! متاسفانه روال بازار طوری است که نظارت چندانی روی قیمت‌های برچسبی وجود ندارد. شواهد بعضی شهروندان نشان می‌دهد که قیمت‌های برچسبی چیزی در حدود ۲۰ تا ۳۰ درصد بیشتر از قیمت چاپ شده روی جلد است. به نظر می‌رسد بازار کتاب در جامعه ما که البته جامعه کتابخوانی نیست،‌ روز به روز برای اقلیت کتابخوان، سخت‌گیرانه‌تر و تنگ حوصله‌تر می‌شود. گران یا ارزان بودن کتاب را باید بر اساس درآمد سرانه هر کشوری ارزیابی کرد. در ایران با توجه به درآمد سرانه ایرانیان به نظر می‌رسد که قیمت کتاب گران است و از این نظر یک کالای لوکس به شمار می‌آید.به هر حال در هفت سال گذشته برای بازگرداندن کتاب به سبد خرید خانوار تلاش‌های زیادی انجام شد.

طرح‌های فصلی فروش کتاب، تخفیف‌های قابل توجه، کتابگردی‌های پاییزانه، گسترش نمایشگاه کتاب و بازگرداندنش به مصلی و ... اما چیزی که یک تنه در مقابل همه این تلاش‌ها ایستاده رشد افسار گسیخته قیمت کتاب در همان دو برهه زمانی بوده است که پیش‌تر درباره‌اش صحبت کردیم. شواهد و قرائن نشان می‌دهد که بازار کتاب در ایران دچار یک رخوت نسبتا بلند مدت خواهد شد. اگرچه ممکن است طرح تابستانه بازار کتاب که در اواسط تابستان برگزار می‌شود تا حدودی رخوت بازار را از بین ببرد، اما افزایش احتمالی ۲۰ تا ۳۰ درصدی قیمت کتاب‌ها می‌تواند فروش بازار را تا بازه‌ای چند ماهه و دست کم تا پایان سال ۹۷ کاهش دهد.

تغییر قیمت کتاب و قانون

محمود آموزگار، رئیس اتحادیه ناشران و کتابفروشان تهران درباره این پدیده به خبرگزاری مهر گفته است: کتاب در زمره معدود کالاهایی است که قیمت آن در داخل محصول درج می‌شود و خدشه ناپذیر است. اگر قرار باشد قیمت کتاب تغییر کند به تبع آن باید حق‌الزحمه مولف و مترجم نیز تغییر و آنها نیز از مساله سود ببرند که این اتفاق نمی‌افتد و همین این تغییر قیمت را امری نامتعارف می‌کند. وی ادامه داد: در زمینه تغییر قیمت کتاب باید مجموعه‌ای از عوامل را در نظر گرفت. نخست اینکه مخاطب با مشاهده تغییر نامتعارف کتاب آن را پس زده و از خرید آن منصرف می‌شود از سوی دیگر نمی‌توان به ناشر و تولیدکننده گفت که به تغییرات بازار بی‌تفاوت بمان و برای آن کاری نکن. مساله ما الان این است که در مواجهه با این دست پدیده‌ها قاعده‌مندی و تعاریف دقیقی برای تغییر قیمت محصول نداریم و در بهترین حالت بازار و قانون عرضه و تقاضا است که وضعیت را مشخص کرده و محدوده‌ای را مشخص می‌کند.

با این همه کم نیستند ناشرانی که تصمیم گرفته‌اند که در وضعیت خاص موجود مخاطبشان را تحت فشار قرار نداده و او را قربانی بازار نکنند. ناشرانی که اعلام می‌کنند آثار موجودشان را با قیمت فعلی مندرج در آن به فروش می‌رسانند و افزایش قیمت را منوط به تجدید چاپ کتاب کرده‌اند. اما در نهایت و در وضعیت بی‌ثبات فعلی آنچه در نهایت متضرر می‌شود جریان فرهنگ عمومی در کشور و مخاطب تشنه‌ای است که آبشخور ارزان‌تری را در مقابل کتاب برای رفع عطش خود جست‌وجو خواهد کرد. آبشخوری که به تناسب ارزان‌تر بودنش ممکن است او را با آسیب‌های جدی‌تری نیز در مواجهه با خودش روبه‌رو کند.

چند وقت پیش بود که تصویری در فضای مجازی دست به‌ دست شد که آه از نهاد خیلی‌ها برآورد. تصویر، یک کبابی را نشان می‌داد که هنوز تابلوی کسب و کار قبلی از سردرش جابه‌جا نشده بود؛ تابلویی که نشان می‌داد مغازه قبلاً به نشر و کتابفروشی اختصاص داشته است. اظهارنظرهای مختلفی در این باره شد. هرکس زیر تصویر چیزی نوشت. بعضی‌ها معتقد بودند غذای جسم طرفدارش بیشتر از غذای روح است و اینکه کتابفروشی به کباب فروشی تبدیل شود، جای تعجبی ندارد. بعضی‌ها نبود حمایت از کتابفروشی‌ها را دلیل این امر دانستند و از مردم خواستند کنار خرید از شهرکتاب و نمایشگاه کتاب که موعدش هم نزدیک است، از کتابفروشی‌های کوچک هم خرید کنند.

عده‌ای هم معتقد بودند این مشکل نه ربطی به شهرکتاب دارد و نه خرید از نمایشگاه و باغ کتاب؛ بلکه بیشتر مربوط به این است که فرهنگ کتابخوانی کمرنگ شده و حالا مردم جای اینکه کتاب دستشان بگیرند، سرشان توی گوشی‌هایشان است و خیالی نیست برایشان که چند کتابفروشی تعطیل می‌شود و چه تعداد کتاب در انتظار مشتری، گوشه‌ای خاک می‌خورد. البته که در همین وانفسای پایین بودن سرانه مطالعه و از بین رفتن فرهنگ کتابخوانی، مردم نمی‌توانند از شکم‌شان چشم پوشی کنند و خودتان بگویید کتاب جذاب‌تر است یا کباب؟! بله، تعجب نکنید. بعضی‌ها حالا به شوخی یا جدی، نظرشان همین بود. اینکه کباب واقعاً جذاب‌تر است.

راسته خیابان انقلاب، هنوز به ظاهر رونق خودش را دارد. هنوز وقتی دنبال کتابی می‌گردید، نخستین گزینه‌ای که به ذهنتان می‌رسد خیابان انقلاب است. البته کتابفروشی‌های انقلاب هم در چند سال اخیر دچار تغییرات زیادی شده‌اند. مثلاً اینکه آنهایی که کتاب دانشگاهی می‌فروشند، کماکان مثل سابق به فعالیت‌شان ادامه می‌دهند و برخی دیگر هم ترجیح داده‌اند جای فروختن رمان و کتاب‌های تاریخی و فلسفی و غیره، سراغ فروش کتاب‌های درسی و دانشگاهی بروند که مشتری‌اش را همیشه دارد. بر این اساس راسته کتابفروش‌های انقلاب را بهتر است راسته دانشگاهی فرو‌شی‌های انقلاب بنامیم.

یکی از کتابفروشان خیابان انقلاب در این باره چنین می‌گوید: «انقلاب جایی شده که دیگر کسی تا مجبور نباشد برای خرید کتاب نمی‌آید. وضعیت ایستگاه‌های‌ اتوبوس و پارکینگ موتورسیکلت‌ها، به کل فضا را کور کرده. توی پیاده راه هم که دادزن‌ها و دستفروش‌ها فضای نامطلوبی ایجاد کرده‌اند. ما بارها در این باره شکایت کرده‌ایم اما هنوز تغییری ایجاد نشده. آلودگی صوتی و تصویری به حدی است که کسی دیگر رغبت نمی‌کند اینجا بیاید. وقتی طرف می‌بیند که می‌تواند برود شهرکتاب با آرامش درحالی که موزیک ملایمی دارد پخش می‌شود کتاب انتخاب کند و بخرد، چرا بیاید اینجا؟! همان‌طور که گفتم الان کسانی که برای خرید می‌آیند انقلاب دنبال کتاب درسی هستند.»

شما هم حتماً در محله‌تان کتابفروشی‌هایی را می‌شناختید که از قدیم دایر بودند. این کتابفروشی‌ها معمولاً نیاز اهل محل را رفع و رجوع می‌کردند و بنا به وسعت و امکاناتشان کتاب‌هایی با موضوعات مختلف می‌توانستید آنجا پیدا کنید. کنارش لوازم التحریر هم به‌صورت محدود می‌فروختند. حالا اما خیلی از آن کتابفروشی‌ها تغییرکاربری داده‌اند و کتابفروش قدیمی ترجیح داده سراغ شغل دیگری برود یا مغازه‌اش را اجاره دهد تا اموراتش بگذرد.

«با این وضعیت کساد نشر و بالا رفتن قیمت کتاب، مردم دیگر رغبت چندانی به خرید کتاب نشان نمی‌دهند. سبد خرید مردم سبک‌تر شده و کتاب کالایی است که خانواده‌ها خیلی راحت آن را از سبد خریدشان حذف می‌کنند، چراکه وجود آن را ضروری نمی‌دانند. از هر 10 خانه‌ای که بروید شاید در دوتای آنها کتابخانه‌ای وجود داشته باشد که آن هم احتمالاً کتابخانه پر و پیمانی نیست.»

این را شهریار علوی از کتابفروشان قدیمی تهران می‌گوید و ادامه می‌دهد: «مردم اگر هم بخواهند کتاب بخرند دنبال تخفیف هستند. برای همین هم نمایشگاه کتاب شلوغ می‌شود. بعدش هم مردم عادت کرده‌اند از فروشگاه‌های بزرگ خرید کنند. چطور است که برای خرید مایحتاج منزل شهروند و رفاه می‌روند، برای کتاب خریدن هم دوست دارند شهر کتاب و باغ کتاب بروند. انگار باید انبوهی از کالا مقابل چشمشان باشد تا بتوانند خرید کنند. حال آنکه بعضی وقت‌ها نایاب‌ترین کتاب‌ها را که سال‌ها دنبالش بوده‌اند می‌توانند در کتابفروشی کوچک محلشان پیدا کنند. همین است که کتابفروشی‌ها بیشتر لوازم‌التحریر فروشی شده‌اند.»

 براساس آمار وزارت ارشاد اسلامی در حال حاضر 6 هزار کتابفروشی در سطح کشور به فعالیت مشغول هستند. از این تعداد نیمی از آنها را لوازم التحریرفروشی‌ها تشکیل می‌دهد. هزار کتابفروشی هم کتاب درسی و کمک‌درسی می‌فروشند. چیزی که باقی می‌ماند، 2 هزار کتابفروشی است که هزار و 400 تای آن در تهران و 600 کتابفروشی در شهرستان دایر هستند. از این میان 200 کتابفروشی در خطر جدی تعطیلی قرار دارند و بقیه هم با مشکلات فراوان مواجهند و خودشان را به زور سرپا نگه داشته‌اند.

 یکی از ناشران کهنه کار در زمینه کتاب‌های آموزشی معتقد است، تعداد کتابفروشی‌های استاندارد به هیچ عنوان جوابگوی جمعیت ایران نیست. به گفته او، به ازای هر یکصد هزار نفر، فقط یک کتابفروشی در کشور وجود دارد و این فاجعه است. اما هر سال مرکز خرید جدیدی افتتاح می‌شود و لباس فروشی‌ها و لوکس‌فروشی‌ها و فست‌فودی‌ها در آن شروع به کار می‌کنند: «این را که می‌گویند استفاده از اینترنت سبب بی‌میلی مردم به کتابخوانی شده، قبول ندارم. چطور است در کشورهایی که سابقه استفاده‌شان از اینترنت و فضای مجازی بالاتر از ماست، هنوز سرانه مطالعه اینقدر بالاست؟! یک بخش این مسأله هم فرهنگی است. خیلی از مردم به خاطر تبلیغات می‌روند نمایشگاه و کتاب می‌خرند. حتی ممکن است سال تا سال سراغ کتاب‌ها نروند. اگر فرهنگ کتابخوانی گسترش پیدا کند، مردم ناخودآگاه در تمام طول سال به‌سمت کتاب خریدن پیش می‌روند، حالا چه از نمایشگاه‌ها و چه از کتابفروشی‌های کوچک و بزرگ.»

باغ کتاب تهران از آن جاهایی است که خیلی‌ها مشتاق دیدارش هستند. بعضی‌ها موفق شده‌اند سری به این مجموعه بزنند و بعضی هنوز نه. ظهر جمعه محوطه بیرونی و پارکینگ باغ کتاب، جای سوزن انداختن نیست. علاوه بر اتومبیل‌های پارک شده، حضور جمعیت پیاده هم قابل توجه است. از مشاهده آنهایی که درحال رفتن هستند و عده‌ای که از بازدید برمی‌گردند و معمولاً دست‌هایشان خالی است، می‌شود نتیجه گرفت خیلی‌ها برای تفریح و تماشا آمده‌اند و لزوماً هدف خرید کتاب نداشته‌اند. این البته نمی‌تواند نتیجه‌گیری درستی باشد و باید دید تا چند سال دیگر که تب فضای مدرن و جذاب باغ کتاب فروکش کرد، اوضاع چطور می‌شود.

برگردیم به ابتدای بحث؛ همان رقابت بین کتاب و کباب. سال‌ها پیش کافه‌هایی در شهر با عنوان «کافه کتاب» شروع به کار کردند یا این قابلیت را به امکاناتشان افزودند. قابلیتی که به کافه‌نشینان این امکان را می‌داد که در هنگام نوشیدن قهوه و استفاده از فضای دنج کافه، کتابی از کتابخانه کافه امانت بگیرند و همانجا مشغول خواندن شوند. این امکان البته اوایل بسیار جذاب بود و برای کافه مشتری‌آور، اما آن هم بتدریج نو بودنش را از دست داد و در واقع تب و تابش خوابید و کافه‌نشین‌ها همان گپ و گفت و گاه بازی‌های سرگرم‌کننده را به کتاب خواندن در کافه ترجیح دادند.