مدیر چاپخانه نور حکمت گفت: از نظر عنوان و آمار کارکرد ماشین‌آلات نسبت به سال گذشته بیش از 80 درصد کاهش داشته‌ایم، در تیراژ نیز ما در بخش چاپ افست شاهد بیکاری اپراتورها و کارگران این بخش هستیم.

 به گزارش چاپ و نشر؛ حمید غفاری، مدیر چاپخانه نور حکمت در گفت‌وگو با ایبنا، با اشاره به کاهش روند تولید کتاب در سال جاری، گفت: وقتی درباره کتاب صحبت می‌کنیم دو مقوله مجزا را باید در نظر بگیریم؛ نخست کتاب‌های کمک‌آموزشی و دانشگاهی و دوم کتاب‌های عمومی که هر یک از آن‌ها در روند تولید و انتشار بازار و مشکلات خاص خود را دارند.

 وی افزود: در این زمینه چاپ کتاب‌های کمک درسی و دانشگاهی زیاد تابع زینک و کاغذ و مشکلات اقتصادی نیست و پایه‌ای از تولید دارند، زیرا قشر ثابتی به عنوان محصل و دانشجو هستند که نیاز آن‌ها با این کتاب‌ها مرتفع می‌شود.

 غفاری با اشاره به افت سفارش کتاب‌ در این حوزه، توضیح داد: با این وجود سفارش‌های ما از نظر عنوان حدود 40 درصد ریزش داشته و از نظر تیراژ با وجود اینکه ناشران آموزشی و دانشگاهی مخاطبان ثابتی دارند اما حدود 50 تا 60 درصد ریزش تیراژ در این بخش داشتیم.

 وی یادآور شد: یکی از دلایل بروز ماجرا در این است که هزینه‌های بالای اقتصادی موجب شده که جزوه‌نویسی و کپی‌ از کتاب طی سال‌های اخیر رواج زیادی داشته باشد، با وجود اینکه آمار جمعیت دانشجویان بالا است اما آن‌ها به دلیل هزینه پایین‌تر ترجیح می‌دهند کپی بخش‌هایی از کتاب‌ را که در امتحان می‌آید داشته باشند.

 

کاهش رغبت به کتابخوانی در جامعه

مدیر چاپخانه نور حکمت با اشاره به روند انتشار کتاب‌های عمومی نیز گفت: در حوزه عمومی که انتشار کتاب عموما تابع بهای زینک و کاغذ است وضعیت چاپ کتاب از ابتدای امسال اصلا خوب و مناسب نبوده و نیست و در استمرار ماه‌های پایانی سال گذشته ادامه دارد.

 غفاری ادامه داد: باید بگویم که از نظر عنوان و آمار کارکرد ماشین‌آلات نسبت به سال گذشته بیش از 80 درصد کاهش داشته‌ایم، در تیراژ نیز ما در بخش چاپ افست شاهد بیکاری اپراتورها و کارگران این بخش هستیم.

 وی با اشاره به تیراژهای 300 یا 200 نسخه‌ای، عنوان کرد: تیراژ‌های پایین برای چاپ افست کاربرد ندارد و مقرون‌ به‌صرفه نیست، به همین دلیل بخشی از سفارشات با حجم پایین را با سیستم دیجیتالی خود انجام می‌دهیم.

 وی با بیان اینکه به طور میانگین تیراژ 500 تا 1000 نسخه تیراژ خیلی خوبی برای ناشر است، گفت: زمانی که یک کتاب در تیراژ بالا منتشر شود می‌تواند هزینه‌های مختلف شامل تالیف، ترجمه، تصحیح، چاپ، لیتوگرافی، بسته‌بندی و تخفیف پشت جلد کتاب را پوشش دهد و این موضوع اهمیت ویژه‌ای در اقتصاد نشر دارد.

 غفاری با اشاره به افزایش قیمت کتاب و مشکلات اقتصادی جامعه، افزود: از آنجایی که جامعه اقتصادی بسیار فروریخته و متشنج است، رغبتی برای خریداری و مطالعه کتاب عمومی وجود ندارد زیرا مسائل درجه یک و ضروری مردم مثل مسکن، تامین معاش و هزینه تحصیل بالا رفته و کسی فرصت، رغبت و انگیزه مطالعه ندارد.

 وی تاکید کرد: البته باید گفت که قیمت ملزومات چاپ کتاب جنبه فرعی  دارد زیرا مردم علاقه ندارند در حوزه‌هایی که نیاز به تفکر دارد کتاب بخوانند و کتاب‌های پرمخاطب اغلب در حوزه رمان‌ عمومی و آشپزی است و کتاب‌های جدی اقبالی برای فروش ندارند.

 

خواب دستگاه‌ها

غفاری با بیان ایکه بسیاری از ماشین‌آلات چاپ ما دچار خواب شده‌اند، گفت: به جرات می‌توانم بگویم که اغلب دستگاه‌های ما گاهی در هفته دو روز کار ندارند و خاموش هستند و روزهای دیگر هم کمتر از 40 درصد ظرفیت خود کار می‌کنیم.

 

وی ادامه داد: البته باید بگویم که این رویه متعلق به اکنون نیست و سال‌های زیادی است که چاپخانه‌‌ها با ضرر کار می‌کنند و فقط به دلیل علاقه‌ای که به این حرفه دارند آن را ادامه می‌دهند.

 مدیر چاپخانه نور حکمت همچنین بر ضرورت تامین ملزومات چاپخانه‌ها تاکید کرد و یادآور شد: برای اینکه یک کتاب منتشر شود به حدود 15 مواد مصرفی شامل الکل، زینک، داروی ظهور، ابر تمیزکننده، کاغذ، دستکش و... نیاز داریم که تامین هر یک از آن‌ها با مشکلات خاصی روبه‌رو است.

 وی در این زمینه توضیح داد: به عنوان مثال ابری که ماشین‌های چاپ با آن شسته می‌شود، باید جنس خاصی داشته باشد تا در اثر تماس با مواد شیمیایی و بنزین تکه تکه نشود و لای دستگاه نرود. ورود این نوع ابر به کشور با مشکلاتی همراه است آنهم یک ابر که ساده‌ترین ابزار مورد نیاز چاپخانه است و فقط نمونه خارجی آن مفید است.

 غفاری با اشاره به گرانی‌ دیگر اقلام مورد استفاده صنعت چاپ، گفت: غیر از گرانی کاغذ در یک سال گذشته، قیمت مرکب هم حدود سه برابر شده است، حتی زینک هم در یک بازه زمانی از سه برابر هم بیشتر شد و به چهار پنج برابر رسید.

 وی در این زمینه گفت: تا سال گذشته هر کیلو کاغذ گلاسه حدود 3200 تا 3500 تومان قیمت‌گذاری شده بود اما الان هر کیلو از این کاغذ حدود 30 هزار تومان فروخته می‌شود که نشان‌دهنده تورم 10 درصدی است.

 به گفته غفاری، البته این گرانی‌ها ربطی به واردکننده کاغذ ندارد، زیرا حتی اگر بسیاری از این کالاها هم با ارز آزاد وارد شود، مبلغ نهایی آنچه اکنون در بازار وجود دارد نیست، به نظر من این موضوع به یک شبکه سودجویی داخلی اعم از اعطاکننده ارز، دریافت‌کننده ارز و واردکننده مربوط است و به مناسبات عرصه بین‌الملل و عرضه و تقاضا ربطی ندارد.

 وی با بیان اینکه کمبود کالا همیشه موجب کاهش قیمت در بازار می‌شود، گفت: در همه جای دنیا زمانی که در بازار، یک کالا کمیاب می‌شود شما در بازار شاهد ارزان شدن آن هستید اما در ایران برعکس است و با کمبود یک کالا شاهد تورم و رکود خواهیم بود و هیچ متولی‌ای بر این موضوع نظارتی ندارد.

 

لزوم تعامل با اصناف

غفاری همچنین درباره لزوم ورود صنف به این موضوع، گفت:‌ در این زمینه فکر می‌کنم سه اتحادیه چاپخانه‌داران، لیتوگران و صحافان که درگیر کار هستند می‌توانند با کمک هم اقداماتی برای کنترل بازار انجام دهند اما باید گفت که مشکلات اصلی حل نمی‌شود زیرا بخش زیادی از آن‌ها در اختیار صنف نیست.

 وی افزود: سال گذشته از طریق تعاونی چاپخانه‌داران کاغذ و مقوا به کشور وارد می‌کردیم که اختلاف قیمت آن با بازار آزاد در حد 200 تا 500 تومان بود و حتی به هزار تومان هم نمی‌رسید، اما با وجود همه مشکلات گردش کار داشتیم.

غفاری درباره فروش دیگر ملزومات مورد نیاز چاپخانه‌داران توضیح داد: همچنین مرکب‌ها را با قیمت‌های مختلف 16، 20 و 22 هزار تومان وارد کرده و با سود جزئی می‌فروختیم، اما قیمت همه این کالاها بدون هیچ حساب و کتابی امسال 10 برابر شده است.

 وی با بیان اینکه این ما نیستیم که قیمت‌ها را بالا برده‌ایم، افزود: ما به عنوان چاپخانه‌دار تولیدکننده هستیم و به ضرر ما است که بهای جنس مصرفی بالا برود. فکر می‌کنم این موضوع، سیاست ارزی دولت است.

 مدیر چاپخانه نور حکمت همچنین با انتقاد از ورود دولت به بحث کاغذ نیز گفت: به نظر من این سیاست دولت آزمون و خطا نبود زیرا مشخص بود که خطا است. سال‌ها طول کشید تا بحث یارانه کاغذ حذف شد و به دنبال آن جلوی بسیاری از رانت‌ها گرفته شد و ناشران کاغذ خود را از بازار یا تعاونی صنفی خریداری می‌کردند.

 غفاری ادامه داد: در این زمینه، در حالی که بار همه این گرانی‌ها بر دوش چاپخانه‌داران است، آیا چاپخانه‌داران که ذی‌حق هستند نباید در نحوه واردات، خرید و توزیع نقشی داشته باشند؟

 وی با بیان اینکه توزیع کاغذ باید توسط صنف و تعاونی‌های مرتبط با این حوزه انجام شود، گفت: اکنون می‌توان شرایطی پیش‌بینی کرد که در یک فرمول روشن کاغذ در اختیار چاپخانه‌داران قرار داده شود تا هر کس که مجوز کالای چاپی از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی داشت به چاپخانه برود و از این کاغذ استفاده کند.

 غفاری تاکید کرد: در این زمینه معتقدم تشکل‌های صنفی باید نقش واسطه‌گری قانونی خود را انجام دهند و به نفس وظیفه خود عمل کنند، کالاهای مورد نیاز باید  در اختیار آن‌ها قرار گیرد و با مکانسیم شفاف به دست مصرف‌کننده نهایی برسد تا جلوی هر سوءاستفاده‌ای گرفته شود.

 

عضو انجمن قلم ناشران گفت: ناشران زیر بار چاپ نمی‌روند چراکه آن‌ها معتقدند هزینه‌های کاغذ و چاپ به صورت سرسام آوری افزایش داشته است و این امر سبب شده تا قیمت تمام شده کتاب افزایش پیدا کند و به طبع استقبال مخاطبان کتاب به دلیل افزایش قیمت کاهش یابد.

به گزارش چاپ و نشر؛ عباس خیرخواه نویسنده کتاب و عضو انجمن قلم ناشران در گفت‌وگو با میزان درباره دشواری‌های حاصل از بحران کاغذ گفت: ناشران زیر بار چاپ نمی‌روند چراکه آن‌ها معتقدند هزینه‌های کاغذ و چاپ به صورت سرسام آوری افزایش داشته است و این امر سبب شده تا قیمت تمام شده کتاب افزایش پیدا کند و به طبع آن استقبال مخاطبان کتاب به دلیل افزایش قیمت کاهش یابد.

وی ادامه داد: افزایش قیمت کتاب ابعاد گسترده‌ای دارد، این مهم به دنبال چالش‌های اقتصادی و کوچک شدن سبد خرید‏ فرهنگی خانواده‌ها جایی برای تولیدات فرهنگی و چاپ باقی نگذاشته است.

خیرخواه تصریح کرد: همچنین نویسندگان برای هزینه‌های چاپ و نشر در مضیقه هستند، بدین ترتیب تولیدات ادبی توجیه اقتصادی ندارد و تنها عشق و علاقه نویسندگان است که باعث می‌شود که کتاب چاپ شود.

این نویسنده کتاب اظهار کرد: اولویت اول ناشران عموما کتاب‏های پرفروش گذشته بوده که عموماً ریسک هزینه‌های چاپ و تولید را به حداقل می‌رساند و از طرفی اتخاذ و تصمیم مناسب برای توزیع کاغذ ناشران و چاپخانه‏‌ها می‏‌تواند از مشکلات این حوزه بکاهد.

خیرخواه با اشاره به چاپ آخرین آثار خود خاطرنشان کرد: من عضو انجمن قلم هستم و ۲۰ عنوان کتاب که به مسائل اجتماعی و هشت سال دفاع مقدس می‌پردازد را تولید کرده ام، پرفروش‌‏ترین کتاب من نیز به چاپ دهم رسیده است.

در این چند ماهه، درباره کاغذ و مشکلاتش بسیار گفته شده اما هنوز تغییری در اوضاع و احوال این برگ‌های کاغذی داده نشده است. اوضاع کاغذ در سال ۹۷ بحرانی شد و این بحران به سال ۹۸ هم سرایت کرد.

به گزارش چاپ و نشر؛ روزنامه فرهیختگان نوشت: کاغذ را روی سرش گذاشته و با همان حالتی که مشخص است کلافه و ناراحت شده، روی پله مغازه‌ای که از آن بیرون آمده است، نشسته و به روبه‌رویش خیره می‌شود و گاهی هم کاغذی را که روی سرش گذاشته، برمی‌دارد و نگاه می‌کند. جلو می‌روم و می‌گویم: «داخل مغازه بودم و دیدم که بحث می‌کردید. برای خرید کاغذ آمده‌اید؟» سری تکان می‌دهد و می‌گوید: «الان سه ماهی است که هر روزمان همین شده، باید اینجا بیایم و برای چند بند کاغذی که می‌خواهیم، التماس کنیم.» می‌گویم: «چرا التماس؟»

پوزخندی می‌زند و می‌گوید: «می‌گویند، کاغذ نیست. خب یعنی چه که کاغذ نیست؟ شاید باورتان نشود، اما حاضرم بیشتر از آن قیمتی که می‌گویند، پول بدهم اما کاغذی را که می‌خواهیم بخرم. ولی نمی‌فروشند! درصورتی که کاغذ هم دارند. دیدم که با تلفن‌زدن یک‌دفعه چند تن کاغذ می‌فروشند، اما به کسی که با آنها آشنا باشد یا سودهای چندین برابری نصیب‌شان کند. من پارتی ندارم که بتوانم راحت خرید کنم. حتی از کسی که همیشه کاغذ می‌خریدم، دیگر نمی‌توانم کاغذ بخرم. می‌گوید ندارم!»

می‌گویم: «وقتی قرار است پول بدهید که دیگر پارتی نمی‌خواهد.» از جایش بلند می‌شود و می‌گوید: «سری بزنید به همین چند مغازه اول خیابان ظهیر الاسلام، می‌بینید که اوضاع چقدر به‌هم ریخته است. هیچ کاغذی نمی‌فروشند. حتی با همان قیمتی که خودشان گفته‌اند. کاغذهای‌شان را انبار می‌کنند تا قیمت‌ها را بالاتر ببرند، اتفاقاً موفق هم می‌شوند؛ در این اوضاع فقط ناشران خرده‌پا و کاغذ فروشانی که به‌جایی وصل نیستند، زمین می‌خورند و هیچ‌کس هم به فکرشان نیست.»

در نهایت شاهد این مساله بودیم که بعد از نمایشگاه کتاب تهران و با وجود تاکیداتی که رهبر معظم انقلاب بر مساله کاغذ داشتند، اما باز هم شاهد این بودیم که قیمت کاغذ همین طور بالا رفت و به بندی ۵۰۰ هزار تومان هم رسید! بعضی‌ها علت گرانی را به مساله واردات گره می‌زنند و می‌گویند اگر واردات تسهیل شود، این مشکلات حل خواهد شد، چون درصورت واردات آزاد، کاغذ مورد نیاز وارد کشور می‌شود و همین مساله باعث پایین آمدن قیمت و در کنار آن وجود کاغذ زیاد در بازار می‌شود. البته در مقابل این گفته هم، نظرات دیگری وجود دارد مثلاً یک سری معتقدند باید کارخانه‌های داخلی به سمت تولید بروند تا بخشی از نیاز داخل را برآورده کنند. مرتضی هاشمی‌مقدم، یکی از فعالان صنعت چاپ معتقد است دلالی باعث این اتفاق شده است.

او می‌گوید: «دلالی در بازار تمامی ندارد و تمام قیمت‌های بازار را این افراد سودجو تعیین می‌کنند، به طوری که هر روز در بازار برای خرید و فروش کاغذهای مختلف ساعت ۱۰ صبح به بعد قیمت‌ها را نسبت به نرخ دلار روز تعیین و به فروش می‌رسانند. بخشی از این مساله به خاطر این است که کاغذها با ارز دولتی و ماه‌ها قبل وارد کشور شده است و هیچ گونه نظارتی هم بر آن نیست. قیمت‌گذاری کاغذ در بازار متولی ندارد و همین چندنرخی بودن قیمت کاغذ، بازار را به چالش کشیده است و در چند ماه گذشته قیمت‌های کاغذ را چندین برابر افزایش داده که این موضوع برای صنعت نشر مخرب است و تبعات این وضعیت، حوزه‌هایی که نیازمند به کاغذ هستند، مانند حوزه‌های دانشگاهی، آموزشی، مطبوعاتی و را دچار اختلال می‌کند. در انبارهای شورآباد به اندازه کافی کاغذ موجود است و فقط باید قیمت‌ها در این بخش یکسان‌سازی شود تا پای دلالان حذف و بازار به تعادل برسد.»

از طرف دیگر، حرف‌های مسئولان وزارت صمت هم شنیدنی است. فرشاد مقیمی، معاون امور صنایع وزیر صنعت درخصوص میزان تولید کاغذهای مختلف در کشور می‌گوید: «از سال ۹۲ تا ۹۷ در کشور ۵۰ هزار تن کاغذ تولید شده است و ۸۷ هزار تن واردات کاغذ تیشو داشتیم که در سال ۹۷ تولیدات کاغذ تیشو به ۱۵۳ هزار تن رسید و واردات آن به ۶ هزار تن کاهش یافت به رغم اینکه در سال ۹۷ حدود ۱۰ هزار تن کاغذ تیشو به کشورهای دیگر صادر کردیم. درخصوص کاغذهای بسته بندی، لاینر و فلوتینگ، بین سال‌های ۹۲ تا ۹۷ در کشور ۵۵۰ هزار تن تولید و ۱۸۹ هزار تن واردات داشتیم. در سال ۹۷، تولید این سه نوع کاغذ با افزایش چشمگیری مواجه شد و به ۷۲۵ هزار تن رسید و واردات آن به ۲۲ هزار تن کاهش یافت. از طرف دیگر در سال ۹۷ شاهد صادرات بیش از ۱۸۸ هزار تن کاغذهای بسته‌بندی، لاینر و تیشو بودیم. با وجود پیشرفت‌هایی که در ارتباط با تولید کاغذهای ذکر شده داشتیم، اما حدود ۹۰ درصد از کاغذهای چاپ، تحریر و روزنامه در کشور وارداتی است.

وزارت صنعت وظیفه سیاستگذاری درخصوص خودکفایی و توسعه تولید کاغذ را ندارد، با توجه به دستورات رهبر معظم انقلاب اسلامی، با وزارت ارشاد به توافق رسیدیم که این بحث در مجلس مطرح شود و وزارت صنعت نیز در این سیاستگذاری ها با دیگر ارگان‌ها شریک شود تا مشکل کاغذ را در کشور هرچه سریع‌تر رفع کنیم. با توجه به برنامه‌ها و سیاستگذاری‌هایی که در این موضوع به کار گرفته شده، پیش بینی می‌شود تا دو سال آینده در کشور هیچ مشکلی در بحث کاغذ نداشته باشیم.» این حرف‌ها مقدمه‌ای شد که بگوییم این ‌بار به سراغ واردکنندگان کاغذ رفتیم، کسانی که خیلی‌ها معتقدند نبض بازار کاغذ را به‌دست دارند، پول پارو کرده و حتی قیمت کاغذ را جابه‌جا می‌کنند. کارهای عجیب و غریبی انجام می‌دهند تا قیمت‌ها را بالاتر ببرند، به قول معروف یک شب تا صبح ۱۰۰ هزار تومان روی هر بند کاغذ می‌برند! حرف‌های برخی از این واردکنندگان را در این گزارش و در ادامه خواهیم آورد. از وارد کننده‌ای که به ورشکستگی و به قول خودش بی‌تفاوتی به این اوضاع رسیده تا کسی که در این زمینه فعال است و معتقد است که برخی رسانه‌ها، خیلی از مسائل حوزه کاغذ را نمی‌بینند و در این میان، واردکنندگان کاغذ با ارز دولتی بدنام می‌شوند.

 

بیشترین ارز برای واردات را چه کسانی گرفته‌اند؟

در گزارشی که ۹۰ اقتصادی منتشر کرده است، طی یک‌سال اخیر دو شرکت ارمغان‌گسترنوید و نگارگسترهامون ۷.۳۳ میلیون دلار ارز ۴۲۰۰ برای واردات کاغذ گرفته‌اند. این درحالی است که قیمت کاغذ در یک‌سال اخیر ۳۵۳ درصد رشد داشته است. بررسی‌ها نشان می‌دهد برادران طهرانی با شرکت ارمغان‌گسترنوید و برادران خوش‌بین با شرکت نگارگسترهامون کل بازار کاغذ روزنامه را در دست دارند. قیمت کاغذ از مرداد سال گذشته که وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی چندین واردکننده ازجمله این دو شرکت را به‌صورت انحصاری مسئول واردات کاغذ کرده، حدود ۳۰۰ درصد رشد داشته است.

 

حسین حدادنژاد، مدیر کاغذ و مقوای پارس:

وقتی به حدادنژاد برای گفت وگو زنگ زدم و هماهنگی‌ها را انجام دادم، آنقدر بی ‌انرژی صحبت می‌کرد که اولین سوالم در مورد همین مساله بود؟ حرف‌هایش ناراحت‌کننده است و با خواندش متوجه می‌شوید که این تغییر قیمت‌ها چقدر می‌تواند روی کسب‌وکار فردی که سال هاست در این عرصه فعالیت می‌کند، تاثیرگذار باشد.

«چه چیزی باید بگویم؟ مگر حرفی برای گفتن هم داریم؟ سال‌هاست که برای کاغذ مشکل داریم. فکر کنید، زمانی بنده به‌راحتی واردات انجام می‌دادم و کارم این است که کاغذ وارد کنم، اما حالا فقط نظاره‌گر بازار شده‌ام.

هیچ کاری نمی‌توانیم انجام بدهیم. خیلی از دوستان من در همین خیابان ظهیرالاسلام که عمری است در همین جا در حال فعالیت هستیم، مغازه های‌شان را برای همیشه بستند و عطای کار در این حوزه را به لقایش بخشیدند. می‌دانید چرا؟ چون اهل پارتی نبودیم که خودمان را به کسی وصل کنیم. مشکل ما از زمان دولت دهم شروع شد. همان زمان قیمت کاغذ به‌یک‌باره بالا رفت و همه ما را دچار مشکل کرد. هر چقدر هم حرف بزنیم، فایده ندارد، چون نمی‌شنوند و نمی‌شنوند. فساد در مساله رانت کاغذ زیاد است و این زیاد بودن فساد باعث‌شده کم‌کم همه‌چیز عادی شود.»

 

یکی از واردکنندگان کاغذ: به ما نگویید دزد، دزدی‌ها جای دیگری است

ابتدای صحبت مان قرار بود اسمش را بزنیم، اما بعد از اینکه حرف‌هایش را شروع کرد، خواست که اسمش را منتشر نکنیم. برای احترام به این واردکننده معروف کاغذ، حرف‌هایش را بدون ذکر اسمش منتشر می‌کنیم. «بنده ۳۰ سال است کارم در همین حوزه کاغذ است، اینکه گفته می‌شود، کاغذها در انبار دپو شده است و وارد بازار نمی‌شود، حرف نادرستی نیست. بنده طبق آمار و ارقام و ورودی گمرک و خروجی مصرف به شما ثابت می‌کنم که خیلی از وارد کننده‌ها کارشان را درست انجام داده‌اند. شما اگر به اوایل سه ماهه سال ۹۷ بازگردید، این موضوع را خواهید دید، آن زمان انبارها نقل و انتقال داشتند، کاغذ از انبارهای تهران خارج می‌شد و آنها را به اطراف تهران مثل اسلامشهر و شهریار می‌بردند. اما اینکه چرا کاغذ الان این‌طور شده، باعث و بانی‌اش عدم واردات و ثبت سفارش در یک سال گذشته یعنی همان سال ۹۷ بود. این موضوع یعنی چه؟ یعنی اینکه وزارت صمت و مدیران آن تصمیماتی گرفتند و اجازه ندادند درکنار ارز ۴۲۰۰ تومانی، بازرگانان با ارز آزاد کاغذ وارد کنند. یعنی همه کاغذی که وارد کشور شده است با ارز ۴۲۰۰ بوده است. حالا این ارز ۴۲۰۰ دست چه کسی بود؟ دست وزارت ارشاد و وزارت بازرگانی که حواله می‌دهند.

اینکه بازرگانان را متهم کنند کاغذ احتکار کردند، حرف درستی نیست. البته نباید بگذریم از کسانی که این کار را انجام می‌دهند. اما ۹۷ درصد بازرگانان با حواله ارشاد و حواله وزارت بازرگانی در طبق اخلاص کارشان را انجام دادند. حالا سه درصدشان ممکن است خلاف کرده باشند. پس می‌توان گفت اکثر واردکنندگانی که این ارز را دریافت کرده‌اند، توانسته‌اند کاغذها را تحویل دهند، شرکت ما تقریباً ۲۵ هزار تن به دولت کاغذ تحویل داد. یک شرکت دیگر ۴۵۰۰ تن کاغذ به دولت تحویل داده است. این کاغذها کجا رفته است؟ کدام انبار؟ فاکتورهای ما موجود است. به روزنامه‌ها، کاغذ مورد نیازشان را تحویل داده‌ایم. از طرف دیگر با فاکتور می‌توانم بگویم یک رول کاغذمان را به زابل فرستادیم.

سوال من این است که چرا رسانه‌ها به این موضوع ورود نمی‌کنند؟ چرا فقط این عینک را زده‌ایم که همه وارد کنندگان، دزد هستند؟ دزد در جای دیگری است. ببینید ما کاغذمان را طبق حواله ارشاد، به دست روزنامه‌ها رساندیم. وزارت صمت هم دو حواله داد و ما تحویل‌شان دادیم. یک سری دیگر حواله هم برای تعاونی ناشران آشنا و وزارت آموزش و پرورش بود و حتی یک روزنامه دولتی از ما سه هزار تن کاغذ گرفته است، حالا می‌گویند سه هزار تن نبوده و ۲۹۰۰ تن بوده، برای همین ۱۰۰ تنی که می‌گویند نبوده، اگر دروغ گفته باشم، بیایند بنده را اعدام کنند. الان تاریخی بگذارید، همین روزی که صحبت کردیم را به‌عنوان نشانه بگذارید، در دو ماه آینده با توجه به اتفاقاتی که در واردات خواهد افتاد و اگر روال به همین شکل باقی بماند، ۲۰ تا ۳۰ درصد قیمت کاغذ پایین می‌آید. این را مطمئن باشید.

این اطمینان را برای این مساله می‌گویم که ما بعد از ساعت‌ها مذاکره توانستیم وزارت صمت را قانع کنیم که اجازه دهند هرکس بتواند کاغذ وارد کند و این مساله فقط مختص کسانی که ارز دولتی می‌گیرند، نیست. از زمانی که این مساله اعلام شده، قیمت کاغذ هم پایین آمده است و اگر روال همین باشد، قیمت پایین‌تر خواهد آمد.»

 

واردکنندگانی که تقلب می‌کنند

مطمئناً واردات کاغذ در اوضاع کنونی ساده‌ترین راه‌حلی است که برای حل مشکل به آن رسیده‌اند، اما مساله این است با وجود اینکه خیلی از واردت‌کنندگان می‌گویند در حال حل مشکل هستند، اما اتفاقاتی در این بین افتاده که وضعیت کاغذ را بغرنج کرده است. یک شرکت یا به عبارتی دیگر یک کارخانه که قرار است کاغذ تولید کند، وارد کار واردات می‌شود و به جای تولید، ارز دولتی می‌گیرد و کاغذ وارد می‌کند. مطمئناً جای واردکننده و تولیدکننده به‌خودی‌خود مشخص است، اما در همین بازاری که هیچ چیزش مشخص نیست، کارخانه تولید کاغذ، کاغذ وارد می‌کند و بعد هم کاغذها دپو می‌شوند! از این مساله می‌گذریم چون موضوع بحث مان این نیست، درباره‌اش هم صحبت زیاد شده و هیچ‌کس هم جوابی نداده است که چرا باید به یک تولیدکننده، ارز بدهند که کاغذ وارد کند.

اما موضوع دیگر که به گفته کسانی که کاغذ می‌خرند، کاری متداول شده، این است که فکر کنید شما روزنامه‌ای دارید و وارد کننده‌ای را می‌شناسید. ۳۰ تن کاغذ هم می‌خواهید. اما از واردکننده به‌جای ۳۰ تن، ۶۰ تن کاغذ تحویل می‌گیرید و عملاً برای واردکننده ۳۰ تن اضافه را انبار می‌کنید و انباردار او می‌شوید. در این صورت انبار واردکننده خالی می‌شود و خیلی راحت به همه می‌گوید کاغذهایش را با همان ارزی که وارد کرده به گیرنده رسانده، اما در واقعیت اتفاق دیگری افتاده است.

مشاور فرهنگی و رسانه‌ای استاندار بوشهر با اشاره به افزایش ۱۰ برابری قیمت کاغذ و ۶ برابری زینک چاپ گفت: بحران قیمت کاغذ و زینک بازار نشر را تحت تاثیر قرار داده به گونه‌ای که چاپ ۴۰ درصد مطبوعات استان بوشهر تعطیل شد.

به گزارش چاپ و نشر به نقل از تسنیم، اکبر صابری صبح امروز در نشست با مسئولان دستگاه‌های اجرایی استان بوشهر با بیان اینکه 116 رسانه و مطبوعات در استان دارای مجوز فعالیت هستند اظهار داشت: 2 روزنامه، 26 هفته نامه، 17 ماهانه و فصل نامه، 55 رسانه مکتوب و 61 سایت خبری دارای مجوز فعالیت هستند و این در حالی است که برای بیش از 2 برابر این سایت‌های خبری هنوز مجوز فعالیت صادر نشده است.

وی، با اشاره به بحران افزایش قیمت کاغذ و زینک و تحت تاثیر قرار گرفتن فعالیت مطبوعات گفت: افزایش 10 برابری قیمت کاغذ و شش برابری قیمت زینک فعالیت مطبوعات در کشور و استان بوشهر را تحت تاثیرقرار داده است.

مشاور فرهنگی و رسانه‌ای استاندار بوشهر با اشاره به فعالیت شش هفته نامه و 2 روزنامه در حال حاضر تصریح کرد: از 55 رسانه مکتوب استان بوشهر به سبب افزایش قیمت کاغذ و زینک تنها 8 هفته نامه و روزنامه در استان بوشهر فعالیت می‌کند که 21 درصد مجموعه کل این رسانه‌ها می‌شود.

صابری با بیان اینکه 79 درصد مطبوعات استان بوشهر یا اصلا فعالیت نمی‌کنند یا با تاخیر چاپ می‌شود افزود: در سه ماه  نخست امسال شش هفته نامه استان بوشهر ماهانه یک شماره، 8 هفته نامه 2 بار در ماه و در مجموع 42 درصد مطبوعات استان بوشهر فعالیت می‌کنند.

وی، از تعطیلی 40 درصد فعالیت مطبوعات استان بوشهر خبر داد و بیان کرد: فعالیت چاپ مطبوعات در استان بوشهر به کمتراز نصف رسیده و این در حالی است که تیراژ چاپ این مطبوعات کاهش قابل توجهی یافته است و حدود 20 درصد مطبوعات به صورت نامنظم منتشر می‌شود.

مشاور فرهنگی و رسانه‌ای استاندار بوشهر با تاکید بر حمایت از مطبوعات استان در چاپ آگهی افزود: همه روابط عمومی دستگاه‌های اجرایی دارای منابع مالی در عرصه چاپ آگهی و عملکرد فعالیت ادارات خود هستند که باید در این زمینه به مطبوعات کمک کنند.

صابری بر چاپ آگهی در مطبوعات به صورت عادلانه تاکید کرد و گفت: باید آگهی ادارات به اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی ارائه شود تا به صورت عادلانه بین مطبوعات توزیع شود و حق کسی ضایع نشود.

قیمت کاغذ چاپ و تحریر در بازار آزاد پس از یک دوره کوتاه کاهش قیمت، باز هم افزایش یافت و به بیش از ۵۰۰ هزار تومان رسید.

به گزارش چاپ و نشر به نقل از تسنیم، ‌در روز‌هایی که بنا به گفته ناشران کارگروه کاغذ، توزیع کاغذ را به‌دلیل نرسیدن محموله‌های کاغذ متوقف کرده است، قیمت کاغذ در بازار آزاد باز هم افزایش یافت؛ این در حالی است که در یک ماه گذشته قیمت کاغذ چاپ و تحریر در بازار آزاد با افزایش بیش از ۱۰۰ هزار تومانی مواجه شده بود.

بر این اساس قیمت هر بند کاغذ چاپ و تحریر ۷۰ گرمی که از اندونزی وارد شده است، ۵۵۰ هزار تومان بوده است. همچنین کاغذ ۶۰ در ۹۰، ۷۰ گرمی اندونزی نیز ۳۷۰ هزار تومان مبادله شده است.

اما در سوی دیگر بازرا قیمت کاغذ مقوا و گلاسه با کاهش مواجه شده است، بر این اساس قیمت کاغذ گلاسه براق ۲۵۰ گرمی به ازای هر کیلو ۲۶ هزار توکمان و مقوای پشت طوسی ۶۰ در ۹۰ با گرماژ ۲۵۰ گرم، به ازای هر کیلو ۲۳ هزار و ۵۰۰ تومان است. دیگر اقلام گلاسه و مقوای پشت طوسی نیز با کاهش قیمت همراه بوده‌اند.

مدیرکل دفتر برنامه ریزی، تامین و توزیع تنظیم بازار وزارت صمت، تاریخ اخذ مابه‌التفاوت ریالی واردات «کره، حبوبات، چای و کاغذ» را از گروه یک به گروه ۲ اعلام کرد و ترخیص این کالاها پس از ماه رمضان با پرداخت مابه‌التفاوت ریالی امکانپذیر است.

به گزارش چاپ و نشر به نقل از تسنیم، به دنبال نامه محمدرضا کلامی مدیرکل دفتر برنامه ریزی، تامین و توزیع تنظیم بازار وزارت صنعت، معدن و تجارت به مدیرکل سیاست‌گذاری‌های ارزی بانک مرکزی، تاریخ اخذ مابه‌التفاوت ریالی از کالاهای اساسی و ضروری که گروه ارزی آنها به گروه 2 انتقال یافته اعلام شد.

در این نامه آمده است: با عنایت به طرح تصمیمات کمیته بند 3-4 مصوبه کارگروه تنظیم بازار با حضور نمایندگان بانک مرکزی در جلسه 13 خرداد کارگروه ملی تنظیم بازار، مقرر شد دریافت مابه‌التفاوت ارزی به ازای هر دلار 4800 تومان از محموله‌های تامین ارز شده کره، حبوبات، چای و کاغذ که از تاریخ 18 خرداد (بعد از پایان ماه مبارک رمضان) از گمرکات کشور ترخیص می‌شوند، اجرایی گردد و محموله‌های ترخیص شده تا قبل از تاریخ فوق الذکر با ارز 4200 مشمول رصد، پایش و عرضه با نرخ مصوب سازمان حمایت بر مبنای ارز 4200 تومانی می‌باشد.

در این میان البته حذف کاغذ از لیست کالاهای مشمول اخذ ارز دولتی طی یکی دو ماه گذشته بحث‌های بسیاری را به دنبال داشت ولی در نهایت 23 اردیبهشت ماه حسین انتظامی، رئیس کارگروه ساماندهی کاغذ گفت: در جلسه ای که امروز به همت معاون اول رئیس جمهور و با حضور مسولان همه دستگاه‌های مرتبط با کاغذ از جمله وزیر فرهنگ و رئیس بانک مرکزی و نمایندگان حوزه‌های نشر و مطبوعات تشکیل شد، پیشنهاد مشترک وزرای فرهنگ و ارشاد اسلامی و صنعت، معدن، تجارت بررسی شد و با توجه به تاکیدات رهبر معظم انقلاب مبنی بر حل مساله کاغذ حوزه فرهنگ مقرر شد ارز تخصیصی برای مصرف کاغذ نشر و مطبوعات، همچنان 4200 تومانی باقی بماند.

بحران کاغذ و تامین آن برای مشاغل وابسته به این کالا این روزها بیشتر نمود پیدا کرده است. از تعطیلی و کاهش صفحات نشریات و روزنامه ها که بگذریم نوبت به شبکه پرداخت می شود که سالانه هزینه های زیادی را برای تامین کاغذ رول متحمل می شود. البته تاکنون هیچ کدام از نهادهای مرتبط با شبکه پرداخت سخنی در این رابطه به میان نیاورده اند اما صحبت هایی در رابطه با لزوم همکاری بانک مرکزی و اپراتورها برای ارسال پیامک ارزان جهت اطلاع صاحبان حساب ها بعد از هر تراکنش شده است.

به گزارش چاپ و نشر به نقل از کسب و کار نیوز، به هر ترتیب واردات و مصرف رسیدهای کاغذی دستگاه‌های کارتخوان، یکی از چالش‌های نظام بانکی است که باید راه حل هایی برای رفع این مشکلات اندیشیده شود. برخی فعالان حوزه پرداخت‌های الکترونیکی درباره رسیدهای تراکنشی اعتقاد دارند که می‌توان راهکارهای جایگزینی را برای آن در نظر گرفت. به‌عنوان‌مثال در حال حاضر رایگان بودن رول‌های کاغذی برای پذیرنده‌ها موجب شده تا افراد صرفه‌جویی چندانی در مصرف آن نداشته باشند. برای مثال رفتارهایی مانند دریافت رسید دوم (پذیرنده) یا اقدام به دریافت رسید کل تراکنش‌های روزانه که موجب مصرف میزان زیادی از کاغذ رول می‌شود، مصرف را به‌صورت چشمگیری افزایش می‌دهد. دریافت هزینه از پذیرندگان دستگاه‌های کارت‌خوان یا آگاهی‌بخشی بیشتر، راهکارهایی است که تا حد زیادی می‌تواند جلوی اینگونه هدر رفت کاغذ را بگیرد.

از طرف دیگر عده‌ای بر این باورند که می‌توان کف عددی برای تراکنش‌ها در نظر گرفت و اگر تراکنشی کمتر از حد معمول بود رسید برای آن چاپ نشود. اما در همین راستا چندی پیش شرکت به‌پرداخت ملت، با نسل جدید کارتخوان‌های خود، نیاز به رسیدهای کاغذی دستگاه‌های کارتخوان را حذف کرده است. البته بدان معنا که به‌پرداخت ملت برای کاهش سطح این مشکل طول رسیدها را کاهش داده بود. این اقدام، باعث می‌شد میزان مصرف این کاغذها کمتر شود، اما با این حال مشکل همچنان پابرجا بود. کاغذهای حرارتی مورداستفاده در دستگاه‌های کارتخوان، وارداتی است و هر سال حجم زیادی ارز را از کشور خارج می‌کند. اما به‌تازگی به‌پرداخت ملت دستگاه‌های کارتخوانی را مورداستفاده قرار می‌دهد که اساسا رسید کاغذی ندارند. این کارتخوان‌ها علاوه بر این که حجم کوچک‌تری نسبت به کارتخوان‌های معمولی دارند، به جای رسید کاغذی، رسید تراکنش را برای مشتری پیامک می‌کنند. روش کار با این کارتخوان‌ها به این شکل است که مشتری پس از کشیدن کارت و وارد کردن مبلغ و رمز، شماره تلفن همراه خود را نیز روی همان دستگاه وارد می‌کند. پس از انجام تراکنش، مشخصاتی که پیش‌ازاین بر روی رسیدهای کاغذی ثبت می‌شد، برای مشتری پیامک می‌شود. اما هزینه های ارسال پیامک مشتریان را ناراضی کرده و تمایل برای استفاده از همان رسید کاغذی افزایش دارد. گروه مالی سامان نیز در راستای مسئولیت‌های اجتماعی خود و اجرای بانکداری سبز، راهکارهای تازه‌ای را برای کاهش مصرف کاغذ در کارت‌خوان‌های خود به‌کار بست. با توجه به اهمیت موضوع کاهش مصرف کاغذ در حفظ محیط زیست، بانک سامان و شرکت پرداخت الکترونیک سامان علاوه بر امکانات و زیرساخت‌هایی همچون نت بانک و موبایلت که امکان رؤیت جزییات تراکنش‌ها را به کاربران می‌دهد، بر اساس شرایط و امکانات چهار راهکار جدید را برای کاهش مصرف کاغذ در کارت‌خوان‌های خود در پیش گرفته‌اند.

 

لزوم کاهش هزینه های ارسال پیامک های موجودی حساب

فرهاد محمدی، فعال حوزه پرداخت الکترونیک

بعد از بحران در بازار کاغذ و مشکلات تامین این کالا امروز تامین کاغذهای شبکه پرداخت با مشکلات اساسی روبرو است. بانک ها برای بیشتر نشدن مسکلات تامین کاغذهای رسید وارد فاز جدیدی در رابطه با تهیه و استفاده از دستگاههای بدون کاغذ کرده اند. البته این راهکار شاید بتواند نیاز شبکه بانکی به کاغذ رول را کاهش دهد اما مشتریان امروز ناراضی هستندو هزینه های ارسال پیامک برای مشتریان به عهده خودشان است و بسیاری از آنها تمایلی برای پرداخت این هزینه ها ندارند. بنابراین بار دیگر موضوع تامین کاغذ رول رسیدهای پرداخت مطرح می شود. از زمانی که رسیدهای پرداخت در سبکه بانکی و تبادلات استفاده شده تا به امروز همواره این تفکر وجود دارد که این رسید می تواند نشان دهنده صحت تراکنش و البته مدرکی برای انجام تراکنش باشد. امروزه هنوز این تفکر وجود دارد و هر گونه تصمیم برای تغییر نحوه اطلاع رسانی تراکنش ها باید با برنامه ریزی و آماده سازی زیرساخت های آن انجام شود. اعتمادی که از این طریق ایجاد شده به قوت خود باقی است و اصولا داشتن مدرک و سند برای ایرانیان از دیرباز مطرح بوده و آمارها نشان می دهد رسیدهای تراکنش های بانکی تا مدت ها نزد صاحبان آنها نگهداری شده است.

البته باد این موضوع را هم در نظر داشته باشیم که ارایه رسیدهای کاغذی به رغم هزینه های بسیاری که برای تامین آنها صرف می شود به صورت رایگان در اختیار مردم قرار می گیرد بنابراین سازوکار این اقدام از همان ابتدا دارای ایرادات زیادی بوده است. در بسیاری مواقع هم دیده شده که بسیاری از مردم به رغم دریافت پیامک باز هم درخواست رسید دوم مربوز به پذیرنده را دارند که این هم از بی برنامگی ها و ایرادات این طرح است و نشان دهنده هدرروی‌هایی است که از بی‌مبالاتی در مصرف کالای رایگان نشات گرفته است. به طور کلی اگر قرار است در کاهش مصرف کاغذ در حوزه‌های مختلف اتفاقی بیفتد باید تمام مسئولان از بخش‌های دولتی و خصوصی و مردم، دست‌به‌دست هم برای حذف کاغذ تلاش کنند. راهکارهای مختلفی برای جایگزینی قبوض کاغذی بیان می‌شود، اما هریک نیازمند فرهنگ‌سازی است.

عابدینی مدیر مسئول انتشارات سفیر اردهال از تأثیر گرانی کاغذ بر برخی ناشرنما‌ها گفت.

به گزارش چاپ و نشر؛ حسین عابدینی مدیر مسئول انتشارات سفیر اردهال، در گفت‌وگو با باشگاه خبرنگاران جوان، در خصوص راهکار حمایت از تولید داخلی کاغذ و آینده صنعت نشر اظهار کرد: اگر یک کارخانه تولید کاغذ با هر شرایط و کیفیتی در کشور راه اندازی شود، التهاب موجود در بازار کاغذ کم می‌شود. ما ناشران اصلاً برایمان مهم نیست که کاغذ درجه یک اندونزی یا کاغذ خارجی را برای تولید کتاب استفاده کنیم. روی کاغذ معمولی هم امکان چاپ کتاب وجود دارد.

وی افزود: اگر بخش کوچکی از ارزی که برای واردات کاغذ اختصاص دادند، برای تاسیس چنین کارخانه‌هایی کنار می‌گذاشتند این مسئله به راحتی حل می‌شد. دیگر نیازی هم به واردات نداشتیم و هرروز شاهد افزایش سر سام آور قیمت کاغذ نبودیم. ولی گویا کسانی که در سود واردات کاغذ سهیم هستند، اجازه چنین کاری را نمی‌دهند. هر بند کاغذ امسال به مرز ۵۲۰ هزار تومان رسید و این افزایش قیمت‌ها ربطی به دلار و ارز ندارد.

عابدینی با اشاره به تاثیر گرانی کاغذ بر کم‌تر شدن کتاب سازی‌ها گفت: خیلی از ناشران که به دنبال کتاب سازی هستند، با گرانی کاغذ دیگر قادر به چنین کاری نمی شوند. زمانی که کاغذ گران می‌شود، عده‌ای که حرفه‌ای نیستند و با کتاب سازی ادعای ناشری می‌کنند، از دور خارج می‌شوند و حرفه ای‌ها با تخصص لازم این حرفه را با جان و دل دنبال می‌کنند.

مدیر مسئول انتشارات سفیر اردهال درباره تأثیر گرانی کاغذ بر کار خود بیان کرد: کتاب‌های ما تقریباً تخصصی هستند؛ قیمت بعضی کتاب‌ها با توجه به افزایش قیمت کاغذ بالا رفته و در فروش آن‌ها تأثیر گذاشته است. ما در سال گذشته، ۸۰۰ بند کاغذ دولتی گرفتیم. ۱۰۰ عنوان کتاب چاپ اول و ۲۰ الی ۳۰ عنوان هم چاپ مجدد داشتیم.

عابدینی در پایان تاکید کرد: البته ما سعی کرده ایم از عرف بازار خیلی پایین‌تر کتاب‌ها را بفروشیم؛ مثلا کتاب‌هایی که مخاطب عمومی دارد و پرفروش هستند را با قیمت کم‌تری به دست مخاطب می‌رسانیم. اما کتاب‌های تخصصی به دلیل مخاطب کم و هزینه تولید بالا، قیمتشان بیشتر است. در کل ۳۰ الی ۴۰ درصد کم‌تر از قیمتی که در بازار است، آثارمان را قیمت گذاری می‌کنیم. در واقع آن کسی که باید از خرید کتاب راضی باشد، مخاطب است نه پخش کننده کتاب.

اگر زنگ خطری که برای گرانی و کمبود کاغذ به صدا درآمده مدیریت نشود، تبدیل به یک سونامی هولناک فرهنگی و اجتماعی خواهد شد که تمام برنامه‌های آموزشی، سوادآموزی، فرهنگسازی، جامعه‌پذیری و ابعاد مختلف رویکردهای اجتماعی و فرهنگی را در کام خود فرو می‌برد.

به گزارش چاپ و نشر، روزنامه همشهری نوشت: موج گرانی و کمبود کاغذ که از سال پیش آغاز شده متأسفانه به‌شدت سبد فرهنگی و علمی جامعه و به‌خصوص محصلان، دانشجویان و کتابخوان‌ها را هدف قرار داده است. با آغاز این بحران فرهنگی ابتدا روزنامه‌ها و نشریات ادواری که در خط مقدم هستند آسیب شدیدی از گرانی کاغذ متحمل شدند و بعد از آن نوبت نشر رسید. در پی این واقعه ظرف مدت زمان کوتاهی افت شدید تیراژ مطبوعات و کاهش صفحات روزنامه‌های بزرگ و همچنین تعطیلی تعداد زیادی از مجلات و نشریات دوره‌ای رقم خورد.

حالا قهر کاغذ گریبانگیر بازار کتاب و نشر آن شده است. تا چندماه پیش آثار گرانی کاغذ در بازار نشر کتاب - به‌خاطر وجود کتاب‌های چاپ شده از قبل - نمود چندانی نداشت اما حالا در پایان سال تحصیلی و با شروع فصل امتحانات دانشگاه‌ها بازار، خالی از کتاب شده است. کتابفروشان میدان انقلاب تهران از کاهش شدید تیراژ کتاب‌های مرجع و منابع دانشگاهی خبر می‌دهند؛ تا جایی که به گفته تعداد زیادی از ناشران دانشگاهی بیش از ۸۰ درصد منابع دانشگاهی در سال ٩٧ و ٩٨ چاپ جدید نداشته‌اند. این مسئله باعث شده بسیاری از دانشجویان حتی با مراجعه به دفاتر ناشران هم نتوانند کتاب‌های مورد نظرشان را تهیه کنند. بحران چاپ نشدن کتاب به حدی جدی شده که در بازار دست دوم هم نمی‌توان اغلب منابع دانشگاهی را یافت، آن هم حالا که به اوج روزهای امتحانات دانشگاه‌ها رسیده‌ایم.

میدان انقلاب، قلب تپنده کتاب ایران است. دفاتر نشر و کتابفروشان بزرگ کشور در این نقطه متمرکز شده‌اند و برای همه ما این‌طور تداعی شده که هیچ کتابخوانی از اینجا دست خالی به خانه بازنمی‌گردد. این موضوع تا همین یکی، دوماه پیش هم صدق می‌کرد؛ یعنی اگر در نخستین کتابفروشی یک عنوان کتاب دانشگاهی یافت نمی‌شد بدون تردید دانشجو می‌توانست با مراجعه به دومین و نهایتاً سومین کتابفروشی آن را بیابد. اما امروز وضع فرق کرده است. برای تهیه اغلب منابع دانشگاهی باید متقاضی یک جفت کفش آهنی به پا کند و آن قدر از این و آن آمار موجودی بگیرد که عنوان کتاب، نام نویسنده یا نویسندگان، مترجم یا مترجمان، ناشر، تعداد چاپ و را از بر شود.

اینجا دو گروه دانشجو و متقاضی کتاب را تنها از طریق روش مشاهده‌ای می‌توان از هم تفکیک کرد و بی‌محابا در موردشان پیش‌داوری و قضاوت انجام داد. دسته اول آنهایی که از نوشته روی کاغذ و یا یادداشت تلفن همراه‌شان عنوان کتاب را برای کتابفروش می‌خوانند و آمار موجودی می‌گیرند. دسته دوم برای گرفتن آمار موجودی عنوان کتاب را از بر می‌گویند. گروه اول آن عده‌ای هستند که تازه برای تهیه کتاب به میدان انقلاب مراجعه کرده‌اند. آنها تصور می‌کنند مانند روال قبل کتاب را در کسری از ثانیه می‌یابند. بعد از یک یا چند ساعت جست‌وجو آنقدر از روی عنوان کتاب می‌خوانند، موجودی می‌گیرند و با پاسخ منفی فروشندگان کتاب (نداریم، نیست، نگرد، چاپ جدید نشده، خودم هم دنبالشم و) مواجه می‌شوند که در پایان وارد دسته دوم می‌شوند؛ یعنی از فرط تکرار بسیار، نام کتاب، نویسنده، مترجم و را از حفظ می‌شوند. البته نیازی به گفتن ندارد و بدیهی است که عده بسیاری از دانشجویان و متقاضیان کتاب دست خالی از بازار بزرگ کتاب کشور یعنی میدان انقلاب به خانه باز می‌گردند!

علت چیست!؟

مثل روز روشن است که همه تقصیرات به گردن گرانی کاغذ است. اما چرا ناشران با بالا بردن قیمت تمام‌شده کتاب، اقدام به چاپ مجدد نمی‌کنند!؟ بیش از ١٥ ناشر به این پرسش، پاسخ یکسان می‌دهند. آنها به همشهری می‌گویند: الان نرخ هر بند کاغذ ٥٠٠ تا٦٠٠ هزار تومان است در حالی که سال پیش کمتر از ١٠٠ هزار تومان قیمت داشت. از گرانی دیگر لوازم چاپ و افزایش هزینه تولید و خدمات که بگذریم اگر یک ناشر بخواهد کتاب سال گذشته را دوباره چاپ کند تنها با احتساب افزایش قیمت کاغذ، نرخ تمام‌شده هر جلد کتاب ٥ تا ٦ برابر سال پیش می‌شود. یعنی کتابی که در سال ٩٧، ٢٠ هزار تومان بوده حداقل ١٠٠ و متوسط آن ١٢٠ هزار تومان قیمت می‌خورد! این در حالی است که ناشر سودش از فروش کتاب کمتر از سال پیش خواهد بود.

یکی از ناشران این‌طور جمع بندی می‌کند؛ با این اوصاف نه انگیزه و توانی برای چاپ کتاب در کشور وجود دارد و نه انگیزه و توانی برای خرید آن. ناشر دیگری از تعطیلی ٧٥ تا ٨٠ درصدی چاپخانه‌ها خبر می‌دهد؛ تعدادی از بزرگ‌ترین انتشاراتی‌ها هم چاپخانه‌شان تعطیل شده است. چاپخانه‌های بزرگی که برخی از آنها ٧٠ تا ٨٠ سال قدمت دارند. با این رویه فاتحه کتاب خوانده است.

 

از پا درآمدیم!

فرقی نمی‌کند در چه مقطعی و چه رشته‌ای، این روزها جمعیت قابل تأملی از دانشجویان برای تهیه منابع درسی‌شان با مشکل اساسی روبه‌رو هستند. برخی دانشجویان علوم اجتماعی، ادبیات، حقوق، الهیات، کامپیوتر، زبان، ریاضی، رشته‌های مهندسی و در گفت‌وگو با همشهری می‌گویند حداقل نیمی از منابع درسی این ترم را ندارند و با آغاز فصل امتحانات هم موفق به تهیه کتاب‌ها نشده‌اند: از اوایل این ترم یعنی ۳-۲ ماه پیش کم‌کم با کمبود کتاب مواجه شدیم. با وجود این در کلاس‌ها با آن که نتوانستیم برخی منابع درسی را تهیه کنیم شرکت کردیم و جزوه نوشتیم به امید اینکه با آغاز سال ٩٨ و فرارسیدن فصل امتحانات ناشران تشویق شوند و کتاب چاپ کنند. متأسفانه همانطور که برای همه اظهر من الشمس است ناشران از چاپ جدید کتاب‌ها به کلی منصرف شده و خدا می‌داند این وضعیت تا کی ادامه دارد.

مهدی، دانشجوی رشته مهندسی برق که نتوانسته ٣ عنوان کتاب درسی‌اش را تهیه کند نیز به‌شدت از وضع موجود شکایت دارد: کتاب‌ها چاپ مجدد ندارند. کمبود کتاب باعث شده دانشجویان از کتاب الکترونیک استفاده کنند، اما این روش هم پاسخگو نیست به دو دلیل؛ اول این که همه کتاب‌ها نسخه الکترونیک ندارند و دوم خواندن کتاب درسی از روی نسخه الکترونیک کار بسیار دشواری است. همین چند روز پیش به‌دلیل نبود یک عنوان درسی مجبور شدم از نسخه الکترونیک آن استفاده کنم. اشعه‌های مانیتور کامپیوتر و یا ال‌سی‌دی تلفن همراه چشم را زود خسته می‌کند و واقعاً نمی‌توان کتاب درسی را از طریق نسخه الکترونیک مطالعه کرد. یکی از دانشجویان حقوق می‌گوید: باور کنید ۲‌ماه است به‌دنبال ٤ عنوان کتاب درسی هستم و تا به امروز که پایان ترم است، تنها یک جلد کتاب پیدا کردم. تکلیف چیست!؟ آخر از پا در آمدیم برای تهیه یک جلد کتاب.

 

چاپ ٥٠نسخه فقط به‌خاطر نجات اعتبار

اگر این روزها مسیرتان به میدان انقلاب و کارتان با کتابفروشان این منطقه افتاد اصلاً از کج خلقی فروشندگان کتاب خرده نگیرید. به آنها حق بدهید وقتی روزانه بالغ بر ١٠٠نفر مراجعه می‌کنند و کتابفروش شرمنده آنها می‌شود سوای کسادی کارش بابت این همه «نه» گفتن در هر انسانی خودبه‌خود عصبانیت و خشم ایجاد می‌شود؛ متقاضیان و مراجعه‌کنندگان برای خرید کتاب ٣ برابر شده آمده‌اند اما کتاب موجود نیست. یکی از کتابفروش‌ها به همشهری می‌گوید: هر روز به جمعیت سرگردان کتاب اضافه می‌شود و ما شرمنده‌شان هستیم. کتابخوان زیاده نشده. این عده‌ای که در موردشان حرف می‌زنم دانشجویان و کتابخوان‌هایی هستند که نتوانسته‌اند در شهر خودشان کتاب تهیه کنند و به همین‌خاطر راهی اینجا شده‌اند. واقعاً اوضاع، اسفناک و کلافه‌کننده است. در طول نیم‌قرنی که به این حرفه مشغولم چنین تجربه‌ای آن هم در این دوره زمانه‌ای که صنعت چاپ پیشرفته و بالنده شده نوبر است به خدا.

چند نفر از کتابفروشان بزرگ میدان انقلاب از چاپ ناچیز کتاب‌های پرفروش منبع و مرجع دانشگاهی و غیر دانشگاهی توسط ناشران خبر می‌دهند که در ٣٠‌سال گذشته بی‌سابقه است: تا سال گذشته ناشران بزرگ برای کتاب‌هایی که کمتر از ٣ هزار تیراژ داشت اقدام به چاپ و یا چاپ مجدد نمی‌کردند. اما حالا کار به جایی رسیده که ناشران بزرگ ما کتاب‌های مرجع، منبع و پرفروش را کمتر از ۱۰۰ نسخه و حتی تا ٥٠ نسخه چاپ جدید می‌زنند و به کتابفروشان بزرگ تنها یک نسخه می‌دهند. آنها فقط منابع اصلی را در نسخ ناچیز- این روزها چاپ با نرخ قدیم ضرر مالی برای ناشر به دنبال دارد- چاپ می‌کنند تا اعتبار برندشان خدشه‌دار نشود.

 

بازار داغ و پرحاشیه کتاب دست دوم

روی آوردن به بازار دست دوم کتاب در زمان کمبود به نوعی یک حرکت معمول و بدیهی محسوب می‌شود که البته از سر ناچاری است. بازار دست دوم فروش‌های میدان انقلاب این روزها حسابی گرم است. تا جایی که وقتی یک ناشر، کتابی را که خود چاپ کرده ندارد به شما پیشنهاد می‌کند سراغ دست دومی‌ها را بگیرید! از اینجا حواشی بازار کتاب آغاز و آشکار می‌شود. نخستین نکته مرموز این بازار این است که انگار کتاب‌ها غارت شده‌اند. درحالی‌که قفسه‌ها تا بیخ پر از کتاب است هر عنوان کتابی که بخواهید، موجود نیست! یکی از دانشجویان متقاضی کتاب دانشگاهی می‌گوید: برخی از دست‌دوم فروش‌ها از کمبود کتاب سوءاستفاده می‌کنند. آنها برخی کتاب‌های پرفروش را که به‌صورت دست دوم تهیه کرده‌اند یا انبار می‌کنند تا گران‌تر بفروشند یا با قیمتی بالاتر از نو به مشتری می‌فروشند. امروز به ناچار کتاب ٣٤ هزار تومانی را دست دوم خریدم ٥٥‌هزار تومان.»

یکی از دانشجویانی که برای خرید کتاب دانشگاهی‌اش به کتابفروشی دست‌دومی آمده است، می‌گوید: «قبلا بین دانشجویان این‌طور معمول بود که کتاب‌های نایاب را کپی می‌گرفتند. هر چند این اقدام نوعی تخلف است و حقوق ناشر و نویسنده را زیر پا می‌گذارد اما در این شرایط گرانی کاغذ حتی چاپ کپی (افست آ چهار) کتاب‌های دانشگاهی نایاب بسیار گران تمام می‌شود؛ الان پرینت هر برگه آچهار دورو بین ٤٠٠ تا ٥٠٠‌تومان است. یعنی برای کپی کردن یک کتاب ٣٠٠‌صفحه‌ای باید حدود ٧٥ هزار تومان پرداخت کنید. این مبلغ واقعاً برای یک دانشجو سنگین است.»

برخی از دانشجویان و کتابفروشان برای برون‌رفت موقتی از این بحران پیشنهاد و البته تقاضا می‌کنند مردم با فروش کتاب‌هایی که در کتابخانه‌های خانگی دارند بازار دست‌دوم کتاب را تقویت و شارژ کنند تا کتاب از این بن‌بست کمبود موقتاً خارج شود. البته این پیشنهاد به‌طور حتم کارشناسانه نیست و باید مسئولان برای حل این بحران چاره‌ای بجویند. در غیر این صورت زنگ خطری که الان به صدا در آمده تبدیل به یک سونامی هولناک فرهنگی و اجتماعی خواهد شد که تمام برنامه‌های آموزشی، سوادآموزی، فرهنگسازی، جامعه‌پذیری و ابعاد مختلف رویکردهای ا

عضور هیئت مدیره صنایع کاغذ پارس با تاکید بر اینکه سیاست‌های دولت در ۲۰ سال اخیر ضد تولید داخلی کاغذ بوده است از ضرورت حذف ارز دولتی واردات کاغذ برای تنظیم بازار و حمایت از تولید داخلی گفت.

به گزارش چاپ و نشر به نقل از مهر؛ ابوالفضل روغنی گلپایگانی از شخصیت‌های تأثیر گذار در صنایع تولید کاغذ در ایران است. او جدای از ریاست بر سندیکای تولیدکنندگان کاغذ و مقوا در ایران، هفت سال سابقه مدیریت شرکت صنایع چوب و کاغذ مازندران که یکی از بزرگترین تولید کنندگان کاغذ در ایران به شمار می‌رود را در کارنامه خود دارد و در حال حاضر نیز یکی از اعضای تأثیرگذار هیئت مدیره کارخانه کاغذ پارس در ایران است. به بهانه واکاوی وضعیت فعلی تولید کاغذ و واردات این محصول با وی به گفتگو نشستیم:

 

به تازگی از سوی مسئولان دولتی برای حل مساله کاغذ راهبردی دوگانه طرح شده است. از یک سو معتقد به یک راهبرد کوتاه مدت هستند که بر مبنای آن با تمرکز بر واردات مساله گرانی کاغذ را می‌خواهند حل کنند و از سوی دیگر در راهکاری بلند مدت نیز به فکر حمایت از تولید داخلی هستند. برای شروع گفتگویمان مایلم گزارشی از وضعیت تولید کاغذ در داخل کشور بدهید و بفرمائید آیا مساله تولید کاغذ در حال حاضر در کشور ما امری مقرون به صرفه هست یا خیر؟

تصمیمات دولت درباره کاغذ همواره تصمیماتی عجولانه و غیر کارشناسی بوده و الان نیز همینگونه است. بدون شک توجه به تولید داخلی کاغذ راهکاری بوده که می‌توانسته و می‌تواند مساله فعلی گرانی کاغذ را در کشور ما بهبود ببخشد. طی ۲۰ سال اخیر اما کسی به این موضوع توجه نکرد. کاغذ با وجود اینکه یک کالای فرهنگی و استراتژیک است اما برای تولید داخلی آن کسی اهتمام و توجه لازم را ارائه نکرد. ما در بیست سال گذشته همه امکانات خود را در زمینه تأمین کاغذ در اختیار واردکنندگان آن قرار دادیم و منابع صرف این کار شدند. در زمانی که پول نفت در ایران فراوان بود، واردات کاغذ منابع تولید داخلی آن را نابود کرد و حالا هم که وضعیت ارزی کشور نرمال نیست باز صحبت از واردات است و راه حل این مساله نامید می‌شود. این حرف‌ها غیر کارشناسی است و غیر قابل قبول. کشور ما در بحث کاغذ تحریر تقریباً ۳۸۰ هزار تن نیاز دارد و ما در ایران امکان تقریبی تولید ۱۸۰ هزار تن از آن را داریم.

 

یعنی ما در حال حاضر چنین توان بالفعلی را داریم؟

داریم مشروط به برخی موارد. یکسری قوانین و ضوابط در کشور برای اجرای این مساله باید تغییر کند. قوانین کشور ما همواره به نفع واردات بوده و نه تولید و در بحث کاغذ نیز ماجرا همین است. مثلاً کاغذی که ما از خارج از کشور وارد می‌کنیم ۹ درصد مالیات بر ارزش افزوده را ندارد اما تولید داخلی این مساله را شامل می‌شود. در کورس رقابت ما ۹ درصد عقب هستیم آن هم در بازاری که یک درصدها تصمیم گیرنده هستند. موضوع بعدی وضع تعرفه‌ها و عوارض دولتی است. ما در ایران همه حقوق و عوارض دولتی را به نفع وارد کننده تنظیم کرده‌ایم. عوارض چهار پنج درصدی فعلی برای واردات کاغذ عملاً یعنی همان عوارض صفر و در همه جای دنیا نیز معنی‌اش همین است. مساله بعدی در اختیار قرار دادن منابع ارزی به وارد کنندگان کاغذ است در حالی که این منابع باید صرف بازسازی و نوسازی صنایع تولید کاغذ در کشور ما شود. چندین سال است که صنایع ما در ایران اعلام نیاز می‌کنند اما هیچ اتفاقی در این زمینه رخ نداده است. آنقدر فضای کار را خراب کرده‌ایم که هیچ علاقه‌ای برای سرمایه‌گذاری در زمینه تولید کاغذ تحریر و روزنامه وجود ندارد. سیستم اقتصادی در کشور ما به شکلی پیش رفته که تولید داخلی کاغذ را تنها محکوم و نابود کرده‌ایم و همین امروز هم در داخل کشور دیگر کسی مشتری تولید داخلی کاغذ نیست.

 

به نظرتان اینکه همه مشکلات را بیاندازیم گردن دولت و تولید کننده را از سوداگری معاف کنیم بی‌انصافی نیست؟

مساله این است که تولید کننده‌ها نیز بی‌تقصیر نیستند و وضعیت فعلی معلول کار آنها نیز هست. و البته مصرف کننده را نیز باید به مقصرها افزود. مصرف کننده‌ها یعنی صاحبان روزنامه‌ها و ناشران ترجیح دادند تا به سراغ محصول وارداتی بروند.

 

بله. صحیح است اما همه آنها از کیفیت نامطلوب کاغذ تولید داخلی گله‌مند بودند. ناشران بسیاری می‌گویند که کاغذ داخلی در چاپ به دستگاه‌های چاپ آسیب می‌زند و ناچار از استفاده از محصول خارجی هستند

این موضوع پیچیده است. کیفیت یک عبارت کلی است و دامنه وسیعی دارد. من همیشه گفته‌ام که عمر کاغذ روزنامه در ایران مگر بیشتر از ۴ ساعت است؟ چرا باید برای این عمر کم بهترین کاغذ را از روسیه و لاروس بیاوریم؟ برای تولید محصولی که عمر چندانی ندارد چرا باید متوسل به واردات شویم. آیا نمی‌شود به کاغذ تولید داخل برای این مساله متوسل شد؟ قبول دارم که کیفیت ما به اندازه کیفیت کاغذهای وارداتی نیست اما تولید روزنامه که نیاز به کاغذ پرکیفیت خارجی ندارد. یا در زمینه کتاب‌های درسی، مگر عمر مفید کتاب درسی در ایران چقدر است؟ بیشتر از هشت ماه؟ چرا باید کاغذ وارداتی که جزو بهترین کاغذهای دنیاست را برای انتشار آنها وارد کنیم؟ چرا در قد قواره این کتاب‌ها کاغذ استفاده نمی‌کنیم؟ چرا متمرکز می‌شویم به کاغذ وارداتی که از نظر میزان شفافیت نیز برای چشم ضرر دارد؟ می‌بینید که چطور راه را برای نابودی تولید داخلی کاغذ هموار کرده‌ایم؟ امروز وضعیت تولید کاغذ تحریر و روزنامه را با این نگاه‌های غلط به جایی رسانده‌ایم که تنها یک واحد تولیدی مازندران دست به تولید کاغذ تحریر می‌زند که آن هم از روی اجبار است.

 

در حوزه تولید کاغذ روزنامه نیز وضعیت را همین‌طور تحلیل می‌کنید؟

در زمینه تولید کاغذ روزنامه نیز ما تنها الان واحد چوب و کاغذ مازندران را داریم که تولید می‌کند. وزارت ارشاد می‌گوید سالانه حدود هفتاد هزار تن کاغذ برای انتشار روزنامه در کشور نیاز است. ما در کشور می‌توانیم صد درصد این نیاز را برآورده کنیم. اما کارخانه مازندران الان سالانه می‌تواند تا سی هزار تن کاغذ روزنامه تولید کند اما می‌تواند تا هفتاد هزار تن را با بضاعت فعلی تولید کند. اما باید کاری کنیم که این تولید برایش بصرفد. نباید تولیدات آن را با محصولات خارجی مقایسه کنیم.

 

آقای روغنی مساله تولید داخلی مسأله‌ای مدت دار و یک سرمایه‌گذاری بلند مدت است. فکر نمی‌کنید برای حل بحران عجیب فعلی باید کمی به واردات خوشبینانه تر نگاه کرد؟

الان دو سال است که در کشور ما ارز ۴۲۰۰ تومنی برای واردات مطرح است. کاغذ روزنامه با این ارز باید حدود ۴ هزار تن برای هر کیلو قیمت داشته باشد اما قیمت چقدر است؟ بالای ۱۰ هزار تومان برای هر کیلو. چرا؟ دولت بگوید این همه ارز ۴۲۰۰ تومنی که برای واردات کاغذ ارائه کرد کجا رفته است؟ آیا روزنامه‌ها الان از وضعیت موجود راضی هستند؟ ناشران چطور؟ قیمت کاغذ تحریر در بهترین شرایط باید برای هر کیلو حدود ۵ هزار تومان باشد. الان قیمت چقدر است؟ کیلویی بیشتر از ۱۸ هزار تومان. اینها نتیجه همین برنامه‌های کوتاه مدت آقایان و تمرکز بر واردات است؟

 

جناب روغنی شما ریشه سوداگری در بازار کاغذ و دلالی در این بازار را دولت می‌دانید؟

همه مقصرند. من بخش خصوصی را مبرا نمی‌کنم. جمع ما مقصر است. از سویی فرهنگ و وجدان از ما دور شده و پولی که برای واردات می‌گیریم را درست و به جا استفاده نمی‌کنیم و دولت هم سیاست تخصیص درستی ندارد و دخالت بی‌جا در بازار دارد. در کنار این دو من مصرف کننده را نیز مقصر می‌دانم. تصمیم امروز دولت در تخصیص ارز حمایتی برای واردات اشتباه است. این تصمیم یعنی رواج فساد. وقتی عالی‌ترین مقام نظام دستور می‌دهد که به تولید داخلی توجه شود و صرفه‌جویی کنیم چرا باز می‌رویم سراغ واردات. ما در یک جنگ تمام عیار اقتصادی هستیم و باید برای هر دلار ارز این کشور برنامه درست برای مصرف داشته باشیم. قرار دادن کاغذ در ردیف کالاهای اساسی مردم به نظرم در این وضعیت امر صحیحی نیست.

 

معتقدید که باید در وضعیت فعلی به جای ارز دولتی مثلاً با ارز نیمایی کاغذ وارد می‌شد و دولت و وزارت ارشاد دخالتش را از بازار بر می‌داشت؟

وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی باید بازار کاغذ را کنترل و بر آن نظارت کند نه اینکه در بازار و قیمت آن دخالت کند. مشکل بازار کاغذ اول ارز ۴۲۰۰ تومانی است و بعد دخالت همزمان دو وزارتخانه در قیمت گذاری. من مخالف کنترل نظارت پلیسی موجود هستم و می‌گویم باید عرضه و تقاضا در بازار قیمت را حاکم کند. من بر این اعتقادم برای واردات کاغذ و به تعادل رساندن آن باید ارز نیمایی تخصیص داد. وقتی چنین کنیم دیگر همه هوس نمی‌کنند از حاشیه تفاوت قیمت در بازار سودی به دست بیاورند و رانت خور شوند.

 

آقای روغنی تخصیص ارز نیمایی معنایش افزایش قیمت کاغذ نیست؟

نه. این کار قیمت‌ها را از وضع موجود کمتر می‌کند. قیمت‌های واقعی را خدمت شما عرض کردم و از قیمت‌های روز بازار هم که خبر دارید. کمبود امروز بازار ما ناشی از کمبود عرضه است. دلیلی ندارد که در وضعیت امروز جامعه ما برویم به سمت اضافه کردن کالایی به اسم کاغذ در لیست کالاهای اساسی. به جد بر این باورم که این تصمیم ذهنیت مردم نسبت به موضوع فرهنگ را تغییر می‌دهد و تا این اتفاق رخ ندهد فرهنگ کشور ما در حوزه مطالعه اصلاح نمی‌شود. باور کنید کتاب‌خوان کتاب را ولو گران باشد می‌خرد و می‌خواند و کتاب‌نخوان ولو مجانی هم به او کتاب بدهند نمی‌خواند. البته توجه کنید که سهم کاغذ در قیمت‌گذاری کتاب ۲۵ تا ۳۰ درصد بیشتر نیست.

 

با این حال هنوز قانع نشدم که با تغییر قیمت ارز برای واردات از دولتی به نیمایی سوداگری و دلالی در بازار کاغذ به نفع مصرف کننده کاهش پیدا می‌کند.

سوداگری جایی رخ می‌دهد که اختلاف قیمت زیاد باشد. تفاوت قیمت میان ارز بازار آزاد و دولتی سوداگری و دلالی را افزایش می‌دهد اما وقتی ارز نیمایی مرجع باشد به دلیل تفاوت نه چندان زیاد قیمت‌ها دیگر کسی سراغ سوداگری در بازار نمی‌رود.

 

کمی به وضعیت کارخانه‌های فعلی تولید کاغذ برسیم و از وضعیت کاری آنها دور نشویم. گفته می‌شود که تولید داخلی کاغذ در حال حاضر به صرفه نیست و این صنایع ناچار هستند به سمت تولید محصولات دیگر بروند

آنقدر از این تولید حمایت نکردیم که تولید کاغذ تحریر و روزنامه الان برای صنایع مقرون به صرفه نیست. این اتفاق در کشور ما سابقه طولانی دارد. ما دوازده سال قبل این وضعیت را فریاد زده بودیم اما کسی نشنید. صنایع تولیدی نیاز به سرمایه‌گذاری داشت و بازسازی و نوسازی. سیاست‌های کشور مانع از این شد که در این حوزه ما سرمایه‌گذار جلب کنیم. امروز صنایع تولیدی ما بیشتر به سمت تولید کاغذ بسته بندی رفته‌اند. این محصول در کشور ما نه تنها کمبود تولید ندارد که توانسته یک زمینه صادراتی خوب برای کشور مهیا کند. ما این شانس را داریم که کشوری مانند چین به دلیل کمبود سالانه سی میلیون تن کاغذ مصرفی، بخشی از نیاز خود در زمینه کاغذ بسته بندی را از بازار ایران تهیه می‌کند. ما به اروپا و انگلستان هم این محصول را صادر می‌کنیم. این توان صنایع ماست. پول بالاخره مسیر خودش را پیدا می‌کند. در این بخش سیاست‌گذاری برخلاف تولید کاغذ تحریر و روزنامه غلط نبوده است. سرمایه به مسیری می‌روند که امنیتش حفظ شده باشد و الان در بخش تولید کاغذ بسته بندی امنیت آن حفظ شده است.