تبلیغات

تبلیغات (333)

27 آذر 1396

دوره آموزشی تکنیک های حرفه ای  تبلیغات و فروش با حمایت  شرکت شهرکهای صنعتی  فارس برگزار شد.

 

به گزارش روابط عمومی شرکت شهرک های صنعتی فارس در این دوره آموزشی  70نفر  از مدیران  و فعالان بخش بازاریابی و تبلیغات واحد های صنعتی استان با روش های نوین تبلیغات کارآمد  و فروش آشنا شدند.

آشنائی مدیران با مفاهیم تبلیغات و فروش،  مبانی و اصول تبلیغات ،  آشنایی با وا‍ژگان تخصصی تبلیغات ،  طراحی و برنامه ریزی کمپین تبلیغاتی ، آشنایی با اصول نوشتن خلاق در تبلیغات ،افزایش مهارتهای تحلیل بازاریابی و فروش،آشنائی با آمیخته بازاریابی محصولات و خدمات و آشنایی با ساختار واحد بازاریابی، نگاهی اجتمالی به بازاریابی و قوانین مربوط به آن، تعریف فروش و فروشنده از دیدگاه مشتری مداری،شناخت رفتار مشتری مداری و اهمیت آن در آینده کسب و کار، تعریف خریدار و موقعیت آن در بازار امروز    آشنایی با طرز تفکر مشتری در حال انجام خرید، آشنایی با چرخه هفت مرحله ای فروش،عوامل تصمیم گیری مشتری ،عوامل خرید مشتری، مهارت های لازم در برخورد با مشتری، قدرت برنامه ریزی و هدفمندی،تکنیک های تاثیرگذاری مثبت بر مشتری و ایجاد ارتباط اولیه کلامی و بکارگیری ادبیات مناسب و نیز نکات اساسی در خدمات پس از فرو مهمترین مباحث مطرح شده در این دوره آموزشی بود.

 

در پایان دوره نیز به شرکت کنندگان گواهینامه آموزشی اعطا شد.

ادامه مطلب...
26 آذر 1396

 

کتاب «اصول جامع برنامه ارتباطات یکپارچه بازاریابی» اثری جامع و کاربردی برای علاقه‌مندان بازاریابی و صنعت تبلیغات است که در هشت فصل توسط کنث کلاو و دونالد باک با مثال‌ها و مطالعات موردی بسیار کاربردی و عملیاتی درباره مباحث هر فصل به رشته تحریر درآمده است.

 

«اصول جامع برنامه ارتباطات یکپارچه بازاریابی» نوشته کنث کلاو و دونالد باک با ترجمه امین اسداللهی و عادله شیرکوند منتشر شده است.

 کتاب اصول جامع برنامه ارتباطات یکپارچه بازاریابی به همراه نرم‌افزار آموزشی IMC PlanPro کتابی جامع و کاربردی برای علاقه‌مندان بازاریابی و صنعت تبلیغات است که در هشت فصل توسط کنث کلاو و دونالد باک با مثال‌ها و مطالعات موردی بسیار کاربردی و عملیاتی درباره مباحث هر فصل به رشته تحریر درآمده است.

آنچه در این کتاب می‌خوانیم شامل خلاصه اجرایی و اجزای آن برای تدوین یک برنامه جامع ارتباطات یکپارچه بازاریابی، تجزیه و تحلیل فرصت ترفیعات، استراتژی‌های شرکت برای پیاده‌سازی ارتباطات یکپارچه بازاریابی و مدیریت این ارتباطات از سه جنبه مشتریان مصرفی، مشتریان صنعتی و کانال های توزیع است.

مطالعه موردی اصلی بکار رفته در کتاب پیش رو مبلمان ویلامت است، که به خوبی در لابلای مفاهیم علمی کتاب رنگ و بوی اجرایی و عملیاتی به خود گرفته است و در پایان هر مفهوم از برنامه ارتباطات یکپارچه بازاریابی مثالی از چگونگی اجرای آن مفهوم توسط برند مبلمان ویلامت ذکر شده است که به خوانندگان در درک مفاهیم بکار رفته در کتاب کمک شایانی کرده است.

در مقدمه این اثر می‌خوانیم: «به خاطر داشته باشیم شرکت‌ها در پی دستیابی به مشتریانی هستند که به آنان وفادار باشند از این رو شرکت‌ها در تلاش‌اند از طریق تحول در نظام ارتباط مشتری به هدف نهایی خود که رضایتمندی مشتری است، دست یابند.

به‌کارگیری کارآمد و مؤثر ارتباطات با مشتریان برای سازمان‌ها امری بسیار مهم و ضروری است، لذا شرکت‌ها به دلیل درک ضرورت و اهمیت بحث ارتباطات یکپارچه بازاریابی به آن پرداخته‌اند. همه کسب و کار‌ها می‌خواهند برندشان در بین مخاطبان به خوبی جا بیفتد. چون از طریق برند، می‌توانند در بازار رقابتی امروز دوام بیاورند و نسبت به رقبا متمایز شوند. جا افتادن برند یعنی افزایش آگاهی مخاطب نسبت به محصول و در نتیجه افزایش رغبتِ وی به خرید. برای خلق یک برند محبوب، باید راهکار خلاقانه‌ای استفاده شود تا مزیت محصولات و خدمات برای مخاطب بیان شود. این راهکار را «ارتباطات یکپارچه بازاریابی» می‌نامند. در ارتباطات یکپارچه بازاریابی، به دنبال این هستیم که مناسب‌ترین کانال را برای مناسب‌ترین مخاطب استفاده کنیم.

اگر بدانیم که مخاطب اصلی ما چه کسی است و بدانیم وی از چه رسانه‌ای استفاده می‌کند، می‌توانیم از طریق همان رسانه، برند خود را به او معرفی کنیم. بعضی از کانال‌های متداول برای ترویج برند عبارتند از: شبکه‌های اجتماعی، روابط عمومی، پیشبرد فروش، تبلیغات، بازاریابی مستقیم و فروش شخصی‌ یا حضوری.»

مولفان معتقدند، وقتی تمام مسیرهای ارتباط با مخاطب را با یکدیگر منسجم کنیم، به ارتباطات یکپارچه بازاریابی رسیده‌ایم. اگر روش‌های بازاریابی، تبلیغات، محتوای شبکه‌های اجتماعی، پیشبرد فروش و سایر ابزارها، به صورت یکپارچه عمل کنند تأثیرگذاری بیشتری در معرفی برند و محصول خواهند داشت. در اینجا لازم است چند نکته را بیان کنیم. سنگ بنای اول در ارتباطات یکپارچه بازاریابی، شناخت دقیق محصول و مخاطبِ آن است. برای شناخت نیازها، نگرش‌ها و انتظارات مخاطبِ اصلی، باید خواسته‌هایش را با دقت رصد کرد. فضای مجازی ابزار مناسبی برای تعامل نزدیک‌تر با مخاطب و شناخت نیازها و خواسته‌هایش ایجاد کرده است. هر کسب و کاری رسالتی دارد. محصولات و خدمات ارائه شده باید با رسالت آن کسب و کار همسو باشد. مثلا اگر رسالت خود را توجه به سیاست‌های «سبز» و «پایدار» می‌داند باید محصولاتش را نیز دوست‌دار طبیعت و قابل تجزیه ارائه دهد. حسی که مخاطب به برند یا محصول پیدا می‌کند بسیار مهم است.

برندی موفق است که بتواند تجربه‌ی جدید یا حسی خاص در مشتری ایجاد کند. گاهی یک تغییر ساده در بسته‌بندی، می‌تواند این احساس را در وی به وجود بیاورد. استفاده از ابزارهای مختلف به صورت یکپارچه اهمیت زیادی دارد. کانال‌های تبلیغات، رسانه‌های اجتماعی، پیشبرد فروش و غیره ارتباط با مخاطب را اثربخش می‌کنند. از آنجا که توجه مخاطب را به سختی می‌توان به دست آورد، باید ابزارهای ارتباطی را به طور اثربخش استفاده کرد تا همان توجه اندک را نیز به بهترین نحو به خود جلب کرد. ارتباطات یکپارچه بازاریابی باعث می‌شود تمام ابعاد آمیخته بازاریابی، هماهنگ با هم عمل کنند و برند را به بهترین شکل در ذهن مخاطب جا بیندازند.

 

کتاب «اصول جامع برنامه ارتباطات یکپارچه بازاریابی» نوشته کنث کلاو و دونالد باک به ترجمه امین اسداللهی و عادله شیرکوند با شمارگان هزار نسخه در 322 صفحه به قیمت 23 هزار تومان توسط نشر کتاب مهربان منتشر شده است.

منبع: ایبنا

ادامه مطلب...
23 آذر 1396

با وجود پیشرفت ارتباطات در جهان فرصت ارتباط نزدیک بین مشتریان و شرکت ها رو به افزایش است. اقتصاد رفتاری، زمینه ای نسبتا جدید است که طی سه دهه گذشته توسعه یافته است. این اقتصاد به بازاریاب ها برای بهبود تجربیات مشتری کمک می کند. طبق نظری که در سایت BehavioralEconomics.com درج شده است، در مطالعات اقتصاد رفتاری، تاثیرات شناختی، اجتماعی و احساسی بر اقتصاد رفتاری مردم قابل مشاهده است. احساسات در شکل دادن به گزینش های اقتصادی ما نقش دارند و در واقع اقتصاددانان رفتاری به ما می گویند که تصمیم گیری مصرف کننده 30 درصد منطقی و 70 درصد احساسی است. به منظور بهبود تعامل، بازاریابان باید درک کنند که مشتریان انسان اند و تصمیمات خرید آن ها به شدت تحت تاثیر احساسات است. اقتصاد رفتاری برای شناسایی رفتارها و کمک به سازگاری با تعصبات غیرمنطقی مشتری و نیازهای عاطفی او بینش درستی به بازاریان می دهد. در اینجا هشت راهکار از اقتصاد رفتاری که می تواند به بازاریاب ها کمک کند تا روابط میان شرکت ها و مشتریان خود را بهبود بخشند بیان می شود:

اثبات اجتماعی:

مشتریان برای کسب اطلاعات به خدمات و اجناسی که دیگران به دست می آورند، نگاه می کنند. مشتریان ممکن است براساس هنجارهای اجتماعی تصمیم بگیرند تا در نزد عوام پذیرفته باشند؛ در حالی که زبان بازی های مرسوم بین فروشندگان می تواند اطلاعات مشتری را افزایش دهد. بررسی های آنلاین نیز در خدمت اثبات اجتماعی به مشتریان اند. در نظر سنجی Brightlocal در سال 2014 حدود 72 درصد از مشتریان گفته اند که بررسی های آنلاین اعتماد آن ها را به یک شرکت جلب کرده است و 88 درصد گفتند که به بررسی های آنلاین بیش از توصیه های شخصی اعتماد دارند. بازاریابان می توانند بر روی بازخورد درخواست های مشتری تمرکز کنند و بررسی های مثبت را برای افزایش اثبات اجتماعی ترویج دهند.

نزاع از دست دادن:

مصرف کنندگان بیشتر مایل به ریسک خرید هستند تا از دست دادن اقلامی که دنبال کرده اند. شناخت عوامل درگیر در ریسک پذیری، کلید بهبود تجربه مشتری است. درد روحیِ از دست دادن چیزی حدود دو برابر میزان لذت به دست آوردن است. بازاریابان می توانند محصولات خود را به گونه ای تبلیغ کنند که مشتری در صورت نخریدن حس از دست دادن داشته باشد. برای مثال بازاریاب فروش ترموستات ممکن است در توییتر تبلیغ کند که با خرید ترموستات قابل برنامه ریزی ما سالانه از هدررفتن 100 دلار در هزینه های انرژی جلوگیری کنید؛ به جای این که در بنویسد با خرید ترموستات ما سالانه 100 دلار ذخیره کنید.

اثر موهبت:

مصرف کنندگان ارزش هایی دارند که متعلق به خودشان است و وابستگی عاطفی آن ها در بیش از یک مورد مشابه، متعلق به دیگری است. ایجاد مالکیت جزیی مشتری در موردی که از طریق سفارشی سازی به بازار عرضه می شود، می تواند وابستگی احساسی را افزایش دهد. دن آریلی استاد اقتصاد رفتاری و روان شناسی در دانشگاه دوک در مصاحبه ای می گوید: جایی که من حس می کنم سفارشی سازی می تواند بسیار مفید باشد این است که شما بیشتر خود را درگیر آن کنید تا ارزش بیشتری برای خرید از نظر مشتری داشته باشد.

حالت پیش فرض:

پیش فرض ها امکانات از پیش تعیین شده ای هستند که مصرف کنندگان می توانند از آن ها بهره مند شوند، همانند ثبت نام خودکار برای دریافت؛ زیرا مردم مایل هستند که خطر از دست دادن را مرتفع کنند و بعید به نظر می رسد که از گزینه های پیش فرض برای انتخاب استفاده کنند. به علاوه اگر بازاریاب ها گزینه های پیش فرض را ارائه دهند آن ها به تعریف بهتری از مالکیت برای مشتری کمک می کنند و کالا را ارزشمندتر می کنند. بازاریاب ها می توانند برای متقاعدکردن مشتریان به آن ها دریافت مرتب پیش فرض ها از طریق ایمیل را پیشنهاد دهند.

انتخاب های بیش از حد:

ارائه گزینه های زیادی به مصرف کنندگان باعث ایجاد انتظارات غیرواقعی در مشتری می شوند و حتی می تواند سبب ناامیدی از خرید شود. در مطالعه ای مبنی بر خرید مرغ در سوپرمارکت، 30 درصد از خریداران نمونه هایی را که با انتخاب های 6 دلاری ارائه شده بود، امتحان کردند و فقط 3 درصد از خریداران با امتحان تمام 24 حالت ممکن به خرید پایان دادند. علاوه بر این خریداران زمانی که بسته های 6 تایی ژامبون را انتخاب می کنند، رضایت بهتری دارند. ارائه گزینه های کمتر می تواند امکان فروش را افزایش دهد

چارچوب  گذاری:

چگونگی چارچوب بندی بازاریابان از قابلیت ها و اطلاعات موجود درباره محصول، می تواند انتخاب مشتری را تحت تاثیر گذارد. بازاریاب ها دریافته اند که ارائه چند گزینه ارزان تر این احتمال را افزایش می دهد که مشتریان یک گزینه گران تر موجود را خریداری کنند. تاثیر چارچوب بندی را می توان در عرضه غذا مشاهده کرد؛ جایی که محصولات براساس ترجیح مشتری ارائه می شوند، نه براساس قیمت، بازاریابان می توانند تصمیمات خرید مشتریان را با قراردادن محصولات تبلیغاتی در مکان هایی که مشتریان بیشتر از آنجا انتخاب می کنند، تحت تاثیر قرار دهند.

اثر دلپذیر:

اولویت مصرف کنندگان برای یک گزینه زمانی ممکن است تغییر کند که محصول دیگری با تشابهی حدود یک سوم یا کمتر حتی با مطلوبیتی کمتر ارائه شود. اقتصاددانانی با نام های ایان بتمن، آلستیر مانور و گریگوری پو، دریافته اند که اگر قلمی با حدود یک سوم قیمت ارزان تر هم ارائه شود، بیشتر احتمال دارد مشتریان یک قلم حدود 6 دلاری یا گران تر را انتخاب کنند. درواقع شما می توانید محصولاتی را به بازار ارائه کنید که هیچ کس آن ها را نمی خرد، اما در رسیدن افراد به محصول مورد نظرشان موثر باشند. آریلی در مصاحبه با انجمن مدیریت آمریکایی گفته است: «گزینه های بازاریابان تاثیرات بیشتری بر انتخاب دارند».

مرجع:

مصرف کنندگان به شدت به اولین بخش از اطلاعات ارائه شده وابسته اند و از آن به عنوان مرجع و معیار برای سایر تصمیمات بهره می گیرند. بازاریابان می توانند یک قیمت یا قیمت بیشتری را برای یک محصول ارائه دهند که با انتخاب گزینه های دیگر منجر به خریدهای بعدی شود. برای مثال یک فروشگاه آنلاین می تواند یک کت 399 دلاری داشته باشد که 99 دلار کاهش قیمت دارد و با این کاهش باز هم هزینه مطلوبی دریافت کند.

 استفاده از نکات گفته شده درباره اقتصاد رفتاری می تواند به بازاریابان کمک کند تا روابط مثبت مصرف کننده را پروش دهند و رشد شرکت را نیز افزایش دهد.

 

منبع: برترین ها

ادامه مطلب...
22 آذر 1396

مدیر کل میراث فرهنگی استان اصفهان صبح امروز در دیدار با مدیر و مسئولین مجموعه شبکه رسانه ائی "هدهد" با ایراد سخنانی تاکید کرد: بازاریابی و تبلیغات راه کار اساسی در توسعه پایدار گردشگری اصفهان به شمار می رود.

 

صبح امروز 22 آذرماه احسان حلمی مدیر شبکه بین المللی رسانه ائی "هدهد" با مدیر کل میراث فرهنگی استان اصفهان دیدار کرد.

در این نشست که با حضور جمعی از مدیران اداره کل و مدیران این شبکه برگزار شد، فریدون الله یاری مدیر کل میراث فرهنگی استان اصفهان با ایراد سخنانی تاکید کرد: بدون شک رسانه ها نقش مهمی در معرفی جذابیت های گردشگری جهت جذب گردشگر ایفا می کنند.

او در ادامه با اشاره به رشد گردشگری اصفهان در سالهای اخیر تاکید کرد: با برنامه ریزی های به عمل آمده، در طی چهار سال اخیر بیش از 900 هزار گردشگر خارجی از جاذبه های تاریخی و گردشگری استان اصفهان بازدید نمودند، لذا خرسندیم که عنوان کنیم که هم اینک از مرحله اولیه جذب گردشگر خارجی در استان اصفهان عبور کرده ایم.

مدیر کل میراث فرهنگی استان در ادامه به لزوم توسعه گردشگری اصفهان از منظر توسعه پایدار اشاره کرد و افزود: هم اینک استان اصفهان توانسته است جایگاه خود را در حوزه گردشگری بین المللی ثبت نماید، لکن در مرحله دوم ما هم اینک بدنبال توسعه پایدار در حوزه گردشگری هستیم، لذا در این زمینه در چند شاخصه مهم نیازمند برنامه ریزی هستیم که از آن جمله می توان به توسعه زیر ساختهای گردشگری همانند، زیر ساختهای اقامتی و توسعه کیفی خدمات گردشگری اشاره کرد.

الله یاری در همین رابطه ادامه داد و گفت: یکی از مهمترین نیازهای ما در حوزه توسعه پایدار، برنامه ریزی ویژه در حوزه بازاریابی و تبلیغات است و به نظر می رسد در راستای تداوم استقبال کنونی گردشگران خارجی از اصفهان از یکسو و توسعه کیفی گردشگری خارجی اصفهان در آینده نیازمند پرداختن همه جانبه به مقوله بازاریابی به ویژه در راستای شناسائی کشورهای هدف گردشگری جدید و جذب گردشگر از آنها هستیم، زیرا هم اینکه در صنعت گردشگری رقابت تنگاتنگی در میان کشورهای گردشگر پذیر برای جذب گردشگر به ویژه در منطقه خاورمیانه وجود دارد.

او همچنین در زمینه بازاریابی گردشگری و شاخصه های آن عنوان کرد: با عبور از مرحله اول رشد گردشگری در اصفهان هم اینک نیازمند برنامه ریزی جهت شناسائی گونه های جدید گردشگری به ویژه زیر شاخه های گردشگری فرهنگی و سوق دادن فعالان گردشگری استان جهت خدمات رسانی در حوزه های جدید گردشگری از یکسو و جذب گردشگران جدید از کشورهای هدف جدید در راستای گونه های جدید گردشگری هستیم، لذا استفاده از رسانه (به عنوان یک ابزار مهم جهت آگاهی بخشی به گردشگران بالقوه) نقش مهمی در تشویق این گردشگران برای سفر به استان اصفهان در آینده دارد. بنابراین امیدواریم با توسعه ارتباطات جهانی از طریق رسانه ها و تبلیغ جذابیت های اصفهان بر مبنای گونه های جدید گردشگری بتوانیم از یکسو چهره واقعی ایران و اصفهان را به جهان شناسانده و از سوی دیگر توانمندیهای خود را در راستای ارائه خدمات بهینه به گردشگران متناسب با نیازمندیها و درخواستهای متنوع و جدید گردشگران به جهانیان معرفی کنیم.

 

منبع:  به گزارش روابط عمومی اداره کل میراث فرهنگی استان اصفهان

ادامه مطلب...
20 آذر 1396

۱۸ مهارت فروش که برای تجارت موفق به آن احتیاج دارید :

 

۱. درک خریدار؛ مهم‌ترین مهارت فروش

۲. فروش مشتری‌پسندانه

۳. روان‌شناسی ایجاد علاقه در خریدار

۴. ایجاد اعتماد در خریدار

۵. توضیح مختصر محصول

۶. واکنش مناسب به صحبت‌های مشتری

۷. داشتن اطلاعات جامع و کاربردی درباره‌ی محصولات

۸. کمک به مشتری

۹. داستان‌‌گویی

۱۰. توانایی نویسندگی یا کپی‌رایت

۱۱. بازاریابی تلفنی

۱۲. ارتباط با مشتری در فضای مجازی

۱۳. تعاملات شخصی‌سازی شده با مشتریان

۱۴. استفاده از مهارت‌های بازاریابی

 ۱۵. تلاش فعالانه برای تبدیل مشتری بالقوه به خریدار

۱۶. استفاده از تکنولوژی‌های فروش

۱۷. ایجاد ارتباط میان فعالیت‌های روزانه و هدف فروش

 

۱۸. مدیریت فعالیت‌ها مانند مدیریت پرتفولیو

ادامه مطلب...
20 آذر 1396

بازاریابی پیامکی بر اساس ارسال پام های کوتاه روی گوشی های موبایل مشتریان است. باید بدانیم طبق پیش بینی ها تا  سال 2020، 90 درصد مردم جهان گوشی همراه خواهند داشت.

 

این امر بازاریابی پیامکی را به امری جذاب برای شرکت های کوچک و بزرگ تبدیل کرده است.باید بدانیم که استفاده از اینترنت موبایل دیگر جای موبایل کامپیوتر شخصی را گرفته است.بیشتر جستجوهای اینترنتی از طریق گوشی های موبایل انجام می شوند. بازاریابی پیامکی یک از دسته های بازاریابی مستقیم دسته بندی می شود.

چطور بدانیم این مدل بازاریابی برای مناسب است یا خیر. درست است که هزینه ی پیامک تبلیغات بسیار کم است اما باید قبل از شروع کارهای زیادی را انجام بدهیم.

  بازاریابی پیامکی

کارهایی که باید از شروع پیامک تبلیغاتی انجام بدهیم

    چگونه باید شماره ها را جمع آوری کنم.

    قبل از شروع بازاریابی پیامکی از چه اشتباهاتی باید اجتناب کنیم.

    چگونه پیامک های تبلیغاتی خود را خواهید فرستاد.

جمع اوری شماره های موبایل برای بازاریابی پیامکی

باید بدانید بسیاری از مشتریان حاضر نیستند شماره موبایل خود را بدهند.در حالی که ایمیل خود را براحتی می دهند.

برای گرفتن شماره ی موبایل آنها باید به شما اعتماد زیادی داشته باشند.در ضمن آنها باید بدانند پیشنهادی که برای آنها از پیام کوتاه می فرستید یک پیشنهاد ویژه است، نه آن چیزی که از طریق ایمیل می فرستید.

با مشتریان روراست باشید و برای معرفی پیام کوتاه های خود به مشتری از گام های زیر استفاده کنید.

    راهنمایی اول:

پیغام ها بسیار کم ارسال خواهند شد. شاید حداکثر دو بار در ماه.

    راهنمایی دوم:

 

پیشنهادات کاملا اختصاصی خواهند بود و برای کسانی که شماره شان را با شما سهیم شده اند ارسال خواهند شد.

    راهنمایی سوم:

پیامک ها برای مواردی مانند سفارشات جدید، یادآوری قرارها، و یا یادآوری خدمات است.با این راهنمایی ها شما شانس زیادی داردی که شماره موبایل آنها را بگیرید.

شما می توانید این کار را با یک برگه ی ثبت نام، یا وقتی با آنها پشت گوشی صحبت می کنید، یا با اجازه دادن به آنها برای ارسال یک فرم به سایت شما انجام دهید.می توانید به آنها شماره ای بدهید تا به آن پیام کوتاه بفرستند.

 با پشتکار وظیفه ی خود را انجام بدهید

وقتی کار کمپین پیامکی خود را شروع کردید، باید مطمئن شوید وقتی یک مشتری تقاضای خارج شدن از لیست کرد باید او را سریعا خارج کنید.نگه داشتن او در لیست شما غیرقانونی خواهد بود.یک سری قوانین هست که وقتی بازارایابی پیامکی می کنید باید از آنها آگاه باشید.

فقط انتخاب کنید

شما باید قبل از ارسال پیامک رضایت او را داشته باشید.

لغو اشتراک

شما باید با هر ارسال خود یک گزینه ی لغو اشتراک را نیز در نظر بگیرید.

اگر آن گزینه را انتخاب کردند باید سریعا لغو اشتراک شوند.

از هزینه ها آگاه باشید

برای مشتریان با برنامه ی پیامک های نامحدود، باید بدانند در صورت رفتن به لیست پیامک محدود باید هزینه پرداخت کنند.

اینها تنها راهنمایی هایی هستند.

شما باید قبل از شروع کار بازاریابی پیامکی از تمام قوانین مطلع باشید.

این وظیفه ی شماست که قبل از سرمایه گذاری قوانین را بدانید، یک مشاور می تواند به شما کمک کند.

تعریف چاچوب، راه اندازی و شروع کمپین پیامکی

وقتی شماره های خود را جمع کردید، فهمیدید که از تمام قوانین درست استفاده می کنید، می توانید کمپین پیامکی خود را شروع کنید.

پیشنهاد می شود از یک سرور سوم شخص استفاده کنید که می تواند برگشت سرمایه ی شما را رصد کند.

یک پیغام لغو اشتراک در هر پیامک تعبیه کنید و پایگاه داده های پیامکی خود را مدیریت کنید.

 

منبع: برترین ها

ادامه مطلب...
19 آذر 1396

«یک محتوانویس حرفه ای در واقع فروشنده ای است که با کیبورد کار می کند!» (جودیت کی. چارلز)

 

این من هستم! فروشنده ای پشت یک صفحه کلید، شغل من، به عنوان یک محتوانویس، این است که بازاریابی و فروش را به کمک متن هایی برای راهنمایی مشتری با یکدیگر همسو کنم. متن هایی با عنوان هایی نظیر «ویژگی های محصول من چه مزیتی برای مشتریان دارد؟» و «و این مزایا چگونه می تواند زندگی مشتریان را بهبود ببخشد؟»

اگر بتوانم به خوبی متنی بنویسم و به سوالات مشتری، حتی قبل از تماس او با واحد فروش، پاسخ بدهم، می توانم بین خود و او ارتباطی برقرار کنم. زیرا بسیاری از مشتریانی که با واحد فروش تماس می گیرند، قبلا به اندازه کافی در مورد محصول یا خدمات، اطلاعات کسب کرده و نسبتا تحت تاثیر ویژگی های محصولات شما قرار گرفته اند.

 حالا وقت آن فرا می رسد که شما، در قالب یک فروشنده، شخصا با مشتری ارتباط برقرار کنید و فرآیند فروش را به پایان برسانید. برای این که مشتری را تحت تاثیر قرار داده و حس و حال مثبت او را نسبت به محصولات تان حفظ کنید، رویکردهای رفتاری و بیانی مشخصی وجود دارند که می توانید برای بستن قراردادهای فروش بیشتر استفاده شان کنید. سعی کنید استراتژی های زیر را در هنگام صحبت کردن با مشتری ایجاد کنید.

 از کلمات مثبت و متقاعد کننده استفاده کنید

کلمات چه بیان شود و چه روی کاغذ آورده شوند، قدرت دارند. کلمات ابزار قانع کردن دیگران هستند و فروش معمولا به توانایی شما در متقاعد کردن مشتریان بستگی دارد. انتخاب هوشمندانه لغات می تواند تاثیر بسزایی بر نتایج مکالمات شما با مشتری بگذارد.

 یا می تواند اعتماد مشتری را بر انگیزد یا شک و تردیدش را، یا هیجان زده اش می کند یا ناامید، یا باعث مشارکت بیشتر او می شود یا انگیزه خرید را در او از بین می برد و در نهایت باعث بسته شدن قرارداد می شود، یا مشتری را می پراند.

فروشندگانی که از مبحث روانشناسی ارتباطات استفاده می کنند، می توانند تنها با انتخاب درست لغات و جملات، میزان فروش خود را چند برابر کنند. دفعه بعدی که متوجه شدید دارید از کلماتی منفی استفاده می کنید، جایگزینی برای آن کلمات پیدا کنید تا بدین ترتیب کمی تلطیف شان کرده باشید. این نمونه ها به خوبی نشان می دهند که چگونه می توانید کلمات بهتری را انتخاب کنید:

نگویید ارزان، بلکه بگویید خوش قیمت، قیمت مناسب، قابل پرداخت، رقابتی، اقتصادی یا تقریبا رایگان!

نگویید قیمت، بلکه بگویید هزینه کلی، به ارزش

نگویید بی عیب و ایراد، بلکه بگویید کامل، عالی، پسند مشتری

نگویید نیازی به تشکر نیست، بگویید خواهش می کنم، باعث افتخارم است، شرمنده نفرمایید.

 به عنوان مثال «نصب کردن این نرم افزار اصلا کار سختی نیست.» دو ایراد دارد: کلمه «سخت» و فعل منفیِ «نیست». این کلمات منفی ذهن متشری را نیز منفی می کنند. در عوض مثبت صحبت کنید و بگویید «نصب کردن این نرم افزار کاملا آسان است!»

نکته اصلی این است که کلمات نقش قدرتمندی در شکل دادن به مکالمات ما دارند. لحن مثبت می تواند رابطه ای قدرتمند و صمیمانه با مشتری ایجاد کند و باعث بسته شدن قراردادهای فروش بیشتری شود.

نگرش تان را تغییر دهید تا بیشتر بفروشید

رویکردی مشتری محور داشته باشید

باید رک و راست صحبت کنیم. توضیحات فروش تان اصلا در مورد شما نیستند. در مورد محصول یا خدماتی که می فروشید نیز نیستند. بلکه در مورد مزیت یا مزایایی هستند که می توانید به کمک محصولات تان به مشتری ارائه کنید.

اگر این را در ذهن داشته باشید، دیگر هیچ گاه این توقع را نخواهید داشت که مشتری کاری برای تان بکند، بلکه تمام هم و غم تان این خواهد بود که در طول فرآیند فروش، چه کاری می توانید برای رضایت مشتری انجام دهید.

 هدف شما این است که از همان اولین ارتباطی که با مشتری برقرار می کنید. تجربه ای مثبت و لذت بخش برایش فراهم کنید. اگر ایده ای ندارید که چطور می توانید چنین تجربه ای برای مشتری بسازید، به این سه نکته توجه کنید.

الف) راهنمایی کنید، نه کنترل

به جای این که مکالمه را به سمت و سوی خاصی بکشانید، سعی کنید با دادن اطلاعات مشتری را راهنمایی کنید تا خودش مسیر فرآیند فروش را تعیین کند.

ب) سوال بپرسید و گوش دهید

هفتاد درصد از مردم چیزی می خرند تا مشکلات شان حل شود. باید به خوبی بدانید که مشتری چه مشکلی دارد و سپس بر اساس آن محصولی مناسب به او ارائه کنید.

ج) لحن فروش را از صحبت های تان حذف کنید

مشتریان امروزی بسیار باهوش هستند و هرگونه تبلیغات بی مورد را به خوبی تشخیص می دهند. لحن فروش را از گفتارتان حذف کنید و سعی کنید رابطه صمیمانه تری با مشتری ایجاد کنید، نه رابطه ای که صرفا حول محور فروش شکل گرفته است.

نکته کلیدی این است که «روی اهداف، نیازها و نقاط ضعف مشتری مانور دهید و سعی در رفع و رجوع آنها داشته باشید.»

 نگرش تان را تغییر دهید تا بیشتر بفروشید

روی مزایا و راه حل ها متمرکز شوید

رابرت بلی در کتاب خود نوشته است که اولین قدم برای نوشتن محتوایی حرفه ای این است که روی مزایا تاکید کنید، نه ویژگی های محصول یا خدمات، این قانون را در توضیحات فروش تان نیز به کار بگیرید.

در ابتدا فهرستی از ویژگی های محصول تان بنویسید و سپس زاویه دیدتان را تغییر دهید و این بار مزایای مربوط به هر کدام از ویژگی ها را بنویسید.

به عنوان مثال اگر می خواهید گیره کاغذ بفروشید، می توانید فهرستی از ویژگی ها و مزایا به شکل زیر بنویسید:

 ویژگی:

جنس این گیره ها از استیل است.

مزیت مربوطه:

گیره ها استقامت بیشتری دارند و کاغذها را محکم نگه می دارند.

ویژگی:

لبه گیره های کاغذ تیز نیست.

مزیت:

کاغذها پاره نمی شوند.

ویژگی:

گیره ها انعطاف پذیرند.

مزیت:

گیره های مختلف هم عمر طولانی تری دارند و هم چند کاره به حساب می آیند.

ویژگی:

هر بسته شامل هزار گیره کاغذ است.

مزیت:

با خرید هر بسته می توانید در زمان و هزینه صرفه جویی کنید.

نکته کلیدی این است که با ارائه جملاتی تاثیرگذار در مورد مزیتی که محصولات تان به مشتری ارائه می دهد، می توانید مشتری را تحت تاثیر قرار دهید و او را مجاب به خرید کنید.

توجه داشته باشید که هیچ دو معامله ای به یکدیگر شباهت ندارند. اگر این استراتژی های نگرشی را در فرآیند فروش خود اعمال کنید، می توانید روابط مستحکم تر و پایدارتری با مشتریان خود بسازید.

منبع: عصر اهواز

 

 

ادامه مطلب...
18 آذر 1396

برندها کاربردهای متنوعی برای کسب وکارها، محصولات و افراد در چشم انداز پویای بازاریابی امروز دارند؛ جایی که در آن اطلاع رسانی و انتشار پیام، دیگر به نهادهای رسانه ای محدود نمی شود. هر مصرف کننده ای از طریق استفاده از رسانه های اجتماعی می تواند ناشر برند محبوب خودش باشد و آن را ترویج دهد. برندها بر سر زمان و توجه (دو منبع کمیاب) با هم رقابت می کنند تا بر حجم عظیم تبلیغات غلبه کنند و با مخاطب (یا مخاطبان) رابطه برقرار کنند. یک برند به خودی خود یک استراتژی بازاریابی نیست.

 

در این مقاله به نقل از بازده، تعاریف برندینگ را از زبان بازاریاب ها و رهبران دنیای تصویر نقل می کنیم تا شما را با آنچه برندسازی به همراه دارد، بیشتر آشنا کنیم.

۱- انجمن بازاریابی آمریکا برند را این گونه تعریف می کند: «یک نام، اصطلاح، طرح، نماد یا هر مشخصه دیگری که محصول یا خدمت یک فروشنده را از محصول و خدمت فروشندگان دیگر متمایز می کند. اصطلاح حقوقی برند «نام بازرگانی» است. یک برند می تواند معرف یک کالا، مجموعه ای از کالاها یا تمام کالاهای یک فروشنده باشد. اگر از برند برای یک شرکت استفاده شود، اصطلاح کاربردی آن «نام تجاری» است.

۲- برند، هویت شناخته شده یک شرکت در خصوص محصولات و خدماتی است که ارائه می کند. افزون بر این، ماهیت آن چیزی است که شرکت به لحاظ خدمات و دیگر نگرانی های احساسی و نامحسوس مصرف کننده، طرفدار آن است. برندینگ زمانی اتفاق می افتد که یک فرد یا شرکت با پیام های توصیفی و اثرگذار و اظهارات نامحسوس یا آشکار چیزی را معرفی کند که شرکت یا فرد مظهر آن است. برای نمونه، آیا برند مقرون به صرفه ترین است، آیا مظهر خدمات برتر است، آیا تأمین  کننده خدمات یا محصولات x،y و z است و به لحاظ زیست محیطی قابل  اعتماد است؟ هر پیام در برانگیختن احساس مخاطب، حساب  شده است و خلاصه ای از اصول اعتقادی فرد یا شرکت را در اختیار او قرار می دهد. «دونا آنتونوچی»

۳- برندینگ هنر همسوکردن چیزی که می خواهید مردم درباره شما فکر کنند با چیزی که مردم واقعا درباره شرکت شما فکر می کنند، است و بالعکس.  «جی بِر»

۴- برند، ماهیت داستان منحصربه فرد خود شخص است. این موضوع هم برای برندینگ شخصی و هم برای برندینگ کسب و کار صدق می کند. مهم، یافتن  «خودِ» منحصربه فرد و اصیل تان است و اگر آن را پیدا نکنید، برند شما فقط یک ظاهر ساختگی خواهد داشت. قدرت یک لوگوی قوی در هویت برند به این است که یک تصویر ساده بتواند بی درنگ بیانگر پیام یک برند و موضوع آن باشد.

برخی از برندهای بزرگ قادرند این کار را بدون کلمات و فقط با نماد انجام بدهند و این آرزوی همه برندها است. این ویژگی، درست نمایانگر ماهیت پیام به ابتدایی ترین شکل آن است. عده کمی از عهده این کار برمی آیند. لوگوها بسیار مهم هستند، اما تنها جزئی از چیزی هستند که یک برند قوی را خلق می کند. لوگوها باید از استراتژی کلی تر برند پشتیبانی کنند که آن نیز از یک داستان برند بزرگ تر پشتیبانی می کند. «پل بایدرمن»

۵- برند دلیل انتخاب است. «شریل برجیس»

۶- نماد برند، مانند چیزی ا ست که یک تصویر ذهنی از هویت برند را به جای می گذارد. «لئو برنِت»

۷- برندسازی چیزی بیش از یک نام و نماد است. برند به وسیله افراد، تصاویر، فرهنگ، سبک، ادراک، کلمات، پیام ها، روابط عمومی، عقاید، رسانه های خبری و به ویژه رسانه های اجتماعی خلق می شود و متأثر از آنها است. درست مانند نوزادی که متولد می شود و نامی برایش انتخاب می کنند، برند نیز به پرورش، حمایت، رشد و توجه مداوم نیاز دارد تا بتواند شکوفا شود. برخی از برندها چرخه زندگی دارند و درست مانند ما پیر می شوند، اما برندهای جاودانه ای هم وجود دارند که هرگز نمی میرند، بلکه دوباره متولد یا دوباره  ابداع می شوند. در این بین، عمر برخی از برندها کوتاه است، اما زندگی قدرتمندی دارند؛  به گونه ای که از خود یک میراث نمادین به جای می گذارند. «لیسا بایِر»

۸. برندینگ خلاصه ای از مأموریت، اهداف و روحیه جمعی یک شرکت است که با در نظر گرفتن عقاید شرکت و اصول زیبایی شناسی بیان می شود.  «مارگی کلِیمان»

۹. برندها پیام های بازاریابی مختصری هستند که سبب ایجاد پیوندهای عاطفی با مصرف کنندگان می شوند. آنها شامل عناصر محسوس و نامحسوس هستند، عناصر نامحسوس با وعده خاص، شخصیت و موقعیت برند ارتباط دارند و عناصر محسوس نشانه های قابل شناسایی از قبیل لوگو، گرافیک، رنگ و صدا دارند. یک برند از طریق شخصیت خود به گونه ای نزد مشتریان صاحب ارزش می شود که سبب تمایز و برتری آن نسبت به محصولات مشابه دیگر می شود. داستان برند با ظرافت با ادراک مردم می آمیزد و همواره به مصرف کنندگان این احساس امنیت را می دهد که می دانند برای چه چیزی، پول پرداخت می کنند. در دنیایی که هر فردی یک هویت رسانه ای دارد، برند شما در تملک مشتریان تان است (همانطور که همیشه بوده است). «هایدی کوهِن»

۱۰. برندینگ از نظر من هویت محصولات یا خدمات است. مردم از نام، لوگو، طراحی یا ترکیبی از همه اینها برای شناسایی چیزی که در آستانه خریدش هستند، استفاده می کنند. یک برند خوب باید پیام واضحی برساند، قابل اعتبار باشد، با مشتریان رابطه عاطفی برقرار کند، به خریدار انگیزه خرید بدهد و سبب ایجاد حس وفاداری در مصرف کننده شود. «گینی دیتریک»

۱۱. برندسازی جمع  جزئی از تمام «تجربیاتی» است که مشتریان شما با کسب وکار شما دارند. برای داشتن یک برند موفق باید اصول «ایوان پاولوف» را درک کنید که من و برادرم جِفری در کتاب «Waiting For Your Cat to Bark» معرفی کرده ایم. برای مؤثر واقع شدن برندینگ باید ثبات، تکرار و تکیه گاه را رعایت کنید.

نکته: کتاب «Waiting for Your Cat to Bark» چگونگی تضعیف سودمندی مدل های رایج بازاریابی انبوه توسط رسانه های در حال ظهور را بررسی می کند.

 - ثبات: «پاولوف» هرگز بدون به صدا درآوردن زنگ، غذا نیاورد و هرگز بدون آوردن غذا، زنگ را به صدا درنیاورد.

 - تکرار: زنگ هر روز چندین بار به صدا درمی آمد.

 - تکیه گاه: پاولوف این آزمایش را با چیزی درآمیخت که سگ را احساساتی می کرد. تکرار و ثبات تنها زمانی برندینگ را خلق می کنند که پیام شان به یک تکیه گاه عاطفی وابسته باشد. این سخت ترین و ضروری ترین عنصری است که باید اصلاح شود.

با وجود این، به یاد داشته باشید که «پاولوف» تجربه آسانی تری داشت، چون سگ ها را انتخاب کرده بود که بهتر از هر حیوان دیگری، از صاحب شان حرف شنوی دارند. مشتریان امروزی بیشتر شبیه گربه هستند و به راحتی نمی توان آنها را ترغیب کرد. «برایان آیزِنبِرگ»

۱۲. در دنیای اجتماعی و مشتری سالار امروز، بازاریاب ها ممکن است پول شان را صرف خلق یک برند کنند، اما مالک آن نخواهند شد. «شارلین لی» و «جاش بِرنوف» در کتاب تأثیرگذار خود به نام «Groundswell» می گویند: «برند شما چیزی است که مشتریان شما می گویند». این گفته به آن معناست که شاید یک برند رابطه بین مصرف کننده و محصول باشد، اما شما به عنوان یک بازاریاب، باید با مصرف کنندگان رابطه برقرار کنید و درخصوص برندی که خلق کرده اید، تداعی های مثبت ایجاد کنید. هرچه این رابطه عمیق تر باشد، ارزش برند بیشتر خواهد شد. «نِیل فاینستاین»

۱۳. برندینگ را می توان به دو دسته قدیم و جدید تقسیم کرد:

برندینگ قدیم: جارچی ها پیام های تبلیغاتی را با صدای بلند برای مردمی می خواندند که تمایلی به شنیدن آن تبلیغات نداشتند.

برندینگ جدید:

۱) صاحبان مشاغل با فروتنی به آنچه مصرف کنندگان در تعریف برند آنها به دیگران می گویند، گوش می دهند. این مصرف کنندگان یا مشتریان در عمل (با خرید مجدد از شما) نیز از گفته های شان درباره برند شما حمایت می کنند.

۲) صاحبان مشاغل نوآوری های مناسب را با هم ادغام می کنند تا محصولات شان همچنان وفاداری مشتریان و تبلیغات زبانی آنها را جذب کند. «دکتر آگوستین فو»

۱۴. برند، برآیندی از نحوه برداشت یک فرد از یک سازمان خاص است. برندینگ درباره شکل گیری آن برداشت است. «اَشلی فریدلاین»

۱۵. برندینگ یک فرآیند در جریان است که گذشته و حال شرکت شما را بررسی می کند و سپس یک شخصیت منسجم را برای شرکت و محصولات آن خلق می کند. ما تحلیل SWOT(نقاط قوت، نقاط ضعف، فرصت ها، خطرات) را انجام می دهیم و تمام مزایایی را بررسی می کنیم (واقعی و عاطفی) که محصولات یا خدمات برای مشتریان دارند. ما عوامل مهمی را مرور می کنیم که محرک رشد و پیشرفت، قیمت گذاری، فرهنگ سازمانی و نقش آفرینان مهم بودند و به کمک همین نقش آفرینان مهم، همین طور رئیس شرکت و خدمات مشتری به جواب «شما که هستید» می رسیم. پس از آن، پیام برند را می سازیم. این یک فرآیند شگفت انگیز است. «لویس گِلِر»

۱۶. برند مجموعه ای از انتظارات، خاطرات، داستان ها و روابط است که روی هم رفته، تصمیم یک مصرف کننده را برای انتخاب یک محصول توجیه می کند. اگر مصرف کننده (فرقی نمی کند کسب وکار، خریدار، رأی دهنده یا اهداکننده باشد) نخواهد اضافه بر مبلغ استاندارد بپردازد، اگر نخواهد برند شما را انتخاب کند یا برای شما تبلیغ کند، در این صورت برند شما برای آن مشتری هیچ ارزشی ندارد.  «سِث گادین»

۱۷. برند تصویری است که مردم از شرکت یا محصول شما در ذهن شان دارند. این تصور مردم از شما است که برند شما را می سازد یا به نقل از «زی فرانک»: «احساسی که مردم پس از تجربه یک محصول، خدمت یا شرکت (حتی به صورت غیرمستقیم) پیدا می کنند، هویت برند شما را می سازد. درست مانند ردی که از تماس آهن سرخ داغ با ران گوساله به  جا می ماند». «آن هَندلی»

۱۸. توجه منبع کمیابی است. برندینگ تجربه ای است که بازاریاب ها برای جلب آن توجه خلق می کنند.  «جِفری هارمون»

۱۹. برندینگ نماینده سازمان شما و به عبارتی شخصیت سازمان شما است. برندینگ معرف شماست و شما را از دیگران متمایز می کند. «دِیو کِرپِن»

۲۰. برند یک نام، اصطلاح، نشانه، نماد، طرح یا ترکیبی از همه آنها است که هدفش کمک به شناسایی کالاها و خدمات یک فروشنده یا گروهی از فروشندگان و تمایز قائل شدن میان آنها و رقبایشان است. «فیلیپ کاتلِر»

۲۱- «دان زاهورسکی» گاوپرور پیرِ محله ما است. او دهه هاست در کسب وکار ثبت شده خودش به  نام گاو اَنگِس مشغول به کار است، حتی از زمانی که پدر من کوچک بوده. اگر همراه او به چراگاه بروید، او می تواند اصل ونسب هر گاوی را به شما بگوید.

«شماره اون برچسب چیه؟ ۰۲۸۲؟ اون یکی دیگه از پسرای دامینِیتوره. مادرش واقعا گاو خوبی بود. پدرشم قهرمان بزرگی بود و دیگر اطلاعات لازم در خصوص آن گاو.» او تمام عمرش را صرف پرورش بهترین گاوهای اَنگس کرده است. او گاوهای نری را که به مردم فروخته بود، اما از نحوه رفتارشان راضی نبود، باز از آنها خریده بود.

او هرگز به برندهای تجاری، به تجربیات احساسی یا به لوگوها فکر نکرده است، اما به اعتبار و خدماتی که برای خریدارانش ارائه می کند، اهمیت زیادی می دهد. او نشان DZ را به کفل راست گاوهای نر داغ می زند. همه مردم این نواحی برند او را می شناسند. خود  «دان» را هم می شناسند. آنها می دانند برند DZ یعنی یک گاو نر معرکه. درسی که می توان از زندگی «دان» گرفت، این است: برند، گاو نر را ارزشمند نمی کند. این اعتبار و شهرت «دان» است که گاوهای نرش را ارزشمند می کند. برند فقط راهی برای نشان دادن ارزش کنونی گاوهای اوست.  «بِکی مک کری»

۲۲- برند، آگاهی معنادار از یک محصول، یک خدمت یا حتی خودتان است (خواه خوب، بد یا بی تفاوت باشید). بازاریاب ها می خواهند مردم بر اساس چیزی که تصور می کنند که می شنوند، می بینند، می بویند، می چشند و به طورکلی احساس می کنند، برندی را از برندهای دیگر تشخیص بدهند و آن را باور کنند. «جاش موریتس»

۲۳- برند مجموع نامحسوسی از ویژگی های یک محصول است: نام، بسته بندی، قیمت، تاریخ، اعتبار و نحوه تبلیغات آن. «دیوید اگیلوی»

۲۴- برندینگ شخصیت تعریف شده یک محصول، خدمت، شرکت، سازمان یا فرد است. بسیاری از افراد «لوگو» را با فرآیند برندینگ اشتباه می گیرند؛  درصورتی که یک لوگوی خوب مصداقی از یک هویت تعریف شده برای فعالیت اقتصادی است، درست مانند یک پرچم یا سرود ملی که نماد یک کشور است. شخصیت برندی که خوب طراحی شده باشد می تواند در هر چیزی دیده شود؛ از خدمات مشتری گرفته تا محصولاتی که یک شرکت ممکن است عرضه کند.

تصور اشتباه دیگر درباره برندها این است که باید منعکس کننده یک کیفیت باشند و این گفته شاید در مورد برندی که درباره کیفیت است (مثلا لوگوی شانل که ایده لوکس بودن را در ذهن تداعی می کند) درست باشد، اما از طرف دیگر، لوگوی یک مغازه سمساری می تواند خوب طراحی شده باشد، اما با اهداف برند مغایر باشد، چون ظاهرش به گونه ای است که بسیار گران به نظر می رسد. درست مانند هنرمندی که صدایش را پیدا می کند، هدف فرآیند برندینگ هم باید این باشد که همیشه به گونه ای مختصر نشان بدهد تلاش شما منحصربه فرد است و سپس آن پیام را برای هر وسیله  و ابزاری به کار بگیرد. «مایکل پینتو»

۲۵- برند یک ایده  یا مفهوم شگفت در ذهن یک مشتری است که شما صاحب آن هستید. «ال رایز»

۲۶- برندینگ کاری است که بازاریاب های تنبل و ناکارآمد برای پرکردن زمان و مشغول به نظر رسیدن، انجام می دهند. «دیوید میرمان اسکات»

27- برندینگ موفق، کاری است که انجام می دهید، نه چیزی که می گویید یا نشان می دهید. برای داشتن یک برندینگ موفق باید دائما برای مشتریان تان تجربیات مثبت بسازید. برندینگ، حاصل عمل کردن به وعده های تان است؛ حاصل جلب اعتماد مشتریان به اینکه برند شما نهایت تلاشش را می کند تا آنچه را که آنها می خواهند یا از شما انتظار دارند، برآورده کنید.

این اعتماد منجر به انتخاب دوباره برند شما از سوی آنها می شود. برندهای موفق هرگز وجود مشتریان خود را مسلم فرض نمی کنند. مشتریان بسته به محصول یا خدمت شما شامل یکی از گروه های زیر می شوند: مصرف کنندگان، مسئولان تدارکات، کارمندان، شرکا، همکاران، سرمایه گذاران، اهداکنندگان، تحلیلگران، منتقدان، اتحادیه ها، رسانه ها، رأی دهندگان و... . لوگو و طرح موضوع، برند نیستند. لوگو مظهر برند است. طرح موضوع، اگر ارزشی داشته باشد، به صورت منحصربه فرد و به یاد ماندنی وعده برند را بیان می کند. بیشتر طرح موضوعات موفق به این هدف منجر نمی شوند.  «جیم سیگل»

۲۸- تبلیغات عمومی مانند شخصیت «سیرانو»  (Cyrano) است، به زیر پنجره شما می آید و شروع به آواز خواندن می کند. مردم به مرور زمان به آن عادت می کنند و سپس نادیده اش می گیرند، اما اگر روکسان (Roxane) واکنش نشان بدهد، رابطه برقرار می شود. رابطه برند را یک پله بالاتر در نظر می گیریم. تبلیغات به دیالوگی تبدیل می شود که دعوتنامه ای به یک رابطه  است. «لستر واندرمن»

۲۹- یک برند در اصل محفظه ای برای تجربه کامل مشتری از یک محصول یا شرکت است. «سرگیو زیمان»

با اینکه تعاریف بازاریاب ها از برندسازی در ظاهر متفاوت است، اما اهمیت خلق برند به عنوان یک ابزار بازاریابی رقابتی بین آنها مشترک است. در جامعه امروز که ابزار و  سیستم رسانه های اجتماعی در حال تکامل در استفاده از اطلاعات بی  تفاوت شده اند، برندها قادر به حفظ قدرت شان هستند، زیرا پیام مختصر آنها بر جو انباشته از خبر کنونی غلبه می کند. خلاصه کلام این است که مشتریان آینده شما تداعی های قوی و مثبتی از برند دارند که با دیدگاه شان یکی کرده اند.

 

منبع: فرصت امروز

ادامه مطلب...
16 آذر 1396

آمارها نشان می دهد بیشتر مردم در اینترنت روی گوشی های خود به دنبال بازاریابی محلی می گردند. طبق امار 50 درصد مردم به بازاری می روند که همان روز آنرا روی اینترنت جستجو کرده اند.

 

60 درصد از مردم هم از اطلاعاتی که روی سایت های بازارهای محلی پیدا کرده اند را مورد استفاده قرار می دهند. این اطلاعات نشان می دهد که بازاریابی محلی برای کسب و کارها یک فرصت فوق العاده است. تاکید به دسترسی به مشتری، مشتری طولانی مدت، مشتری وفادار، در بازاریابی محلی بخش اصلی هستند. در زیر کارهایی که کسب و کارها نیاز دارند تا با آن به بازارهای محلی دسترسی داشته باشند را آورده ایم. معمولا بازارهای محلی حول و حوش یک خدمات محلی، فروشگاه فیزیکی و یا رستوران هستند. معمولا مشتریان این بازارها در شعاع 15 کیلومتری این منطقه زندگی می کنند.

  بازاریابی محلی

قبل از روزگار اینترنت کسب و کارهای کوچک تاکتیک خوبی برای جذب مشتری داشتند. مثلا داشتن لیست ارسال نامه: این لیست در هنگام خرید مشتری نام او را وارد می کرد. وقتی فروشگاه یک فروش ویژه داشت یا وقتی تولد مشتری بود، برای او یک نامه ارسال می کرد.

(امروزه این مساله به صورت لیست ایمیلی در آمده است، البته ادرس ها از روی ثبت نام بدست نمی آید و گاهی از طریق جستجوهای محلی است.)

تیم های خیابانی و رویدادهای محلی راه های دیگری هستند که فروشگاه ها اقدام به جذب مشتری می کنند. تیم های خیابانی کارهایی مانند پخش آگهی، نمونه از فروشگاه، و ثبت نام مردم برای اضافه شدن به لیست ایمیلی انجام می دهند. رویدادهای محلی می توانند شامل اجرای مسابقات، غذاهای خوشمزه و یا هنرمندهای محلی باشند.

‌تاکتیک های بازارایابی محلی و بازاریابی دیجیتالی

معمولا مشتریان به دنبال اطلاعاتی مانند شماره تماس کسب و کار و یا محل آن روی نقشه ی گوگل می گردند. آنها همچنین دنبال نظرات، مسیرهای رانندگی و مانند اینها هستند. صاحب کسب و کار باید این اطلاعات را روی سایت شرکت، صفحه ی فیس بوک، و یا رسانه های اجتماعی دیگر قرار دهد. صاحب کسب و کار می تواند توسط مجلات آنلاین محلی و یا بلاگرها مورد مصاحبه قرار گیرد.

گوشه ی بازار محلی خود را بخش بندی کن

بازاریابی محلی به معنی بازار هدف تمام مردم در بازار محلی نمی باشد. صاحب کسب و کار باید دقیقا بداند چه جماعتی بازار هدف او هستند. مشتریان یک باشگاه محلی که بازی های خاصی می کنند می تواند از یک رستوران محلی متفاوت باشد و آنهم از جماعت مسجد متفاوت است. هیچ گوشه ی بازاری از دیگری بهتر نیست. اما برای بخش بندی موثر آنها را باید در برنامه ی بازاریابی خود بیاوریم  و برای آنها برنامه داشته باشیم. این مشخص می کند کسب و کار باید چگونه پیغام خود را تولید کند و تبلیغات کند و کمپین های تبلیغاتی را راه اندازی کند. مثلا تبلیغان گوگل ادوردز می تواند برای جماعتی خوب کار کند، اما برای دیگری اصلا به کار نیاید.

در نهایت باید بدانیم یک استراتژی تبلیغاتی چندگانه نیز می تواند مفید باشد. هنوز در عصر اینترنت رادیو، تلویزیو، و تبلیغات چاپی نیز جواب می دهند. یک صاحب کسب و کار باید همواره پاسخ این کمپین ها را بررسی کند. ممکن است یک جایی پول بدهید و جواب بگیرید.در صورتی که رسانه ی دیگری ممکن است هیچ برگشتی ای را برای شما نداشته باشد.واقعا برای یک بازاریابی محلی بی معنی است کمپین تببلیغتای در سطح ملی راه اندازی کند. اگر بازرایابی ای واقعا این موارد مانند جستجوهای موبایلی را رعایت نکند، معلوم نیست جواب درستی بگیرد. اگر یک برنامه ی بازرایابی ای که دقیقا روی سن مخاطبین، درآمد و موقعیت اجتماعی آنها کار کرده باشد می تواند در بلند مدت پول خوبی درآورد.

 

منبع: برترین ها

ادامه مطلب...
14 آذر 1396

 

تردیدی نیست که نشانه های غیرکلامی در تبلیغات اثرگذارند. برای نفوذ برند و پیام در همه  ابعاد برنامه  ترویج تان، نشانه های غیرکلامی و زبان بدن نقش مهمی در تبلیغات و بازاریابی ایفا می کنند.

 

در این مطلب به نقل از chetor، به شما می گوییم چطور از زبان بدن در تبلیغات بهره بگیرید تا منجر به افزایش اثرگذاری آن و درنتیجه افزایش درآمدتان شود.

نشانه های غیرکلامی در تبلیغات

۱- تعیین نقطه دید

تبلیغات در بهترین حالت، باید توجه مخاطب را روی عنوان مورد انتظار شما مانند محصول یا عبارت «کلیک کنید»، متمرکز کند. یک ترفند غیرکلامی مؤثر برای جلب نظر مخاطب این است که در آگهی، شخصی به هدف موردنظر اشاره یا نگاه کند. انسان به طور طبیعی جلب چیزی می شود که دیگران به آن نگاه می کنند. پس اگر هدف تان تمرکز روی دکمه خرید یا کالایی مثل کفش برای خرید است، عکس فردی که درحال نگاه کردن به هدف یا پیام تان است، کمک مؤثری می کند. به طور مثال چشمان شما ناخودآگاه نقطه دیدِ مرد درون عکس را دنبال می کند.

۲- سرنخ دادن با چشم ها

تصویری مانند تصویر قبل روش خوبی برای هدایت نگاه مشتری در تبلیغات است. به تصویر زیر که نقشه ای است از نقطه دید افراد، توجه کنید. این نقشه نقاطی را که بیشترین توجه را در نگاه نخست جلب می کنند، نشان می دهد. همانطور که می بینید بیشترین تمرکز روی چشم هاست، بنابراین چشم ها به هر سو خیره باشند، ما همان جهت را دنبال می کنیم.

در تصویر زیر می بینید که چطور غول بازاریابی و تبلیغات «ست گودین»، از این اصل برای تبلیغ سایتش استفاده می کند. او توجه شما را به نقطه ای که به آن خیره شده است، جلب می کند.

۳- اشاره کردن

اشاره کردن راه مؤثر دیگری برای جلب توجه مخاطب به هدف است. به همین دلیل است که عکس هایی از مردمی که به جهت های خاصی نگاه یا اشاره می کنند، بسیار پرطرفدار هستند.

اینجا نمونه ای از تبلیغی را می بینید که فرد به پیام اصلی اشاره می کند و ما را وامی دارد ناخودآگاه به پیام نگاه کنیم.

۴- چهره های شاد

عملکردی عصبی در انسان وجود دارد که ما را به الگوبرداری و تقلید از شخصی که نگاهش می کنیم، تشویق می کند. این امر که «فرضیه بازخورد چهره» نام دارد، نشانه همدردی است. با تقلید حالت چهره دیگران سعی می کنیم احساس آنها را درک کنیم. با دیدن چهره ای گیج و سردرگم در آگهی، همان حالت را الگوبرداری و درنتیجه احساس گیجی و سردرگمی می کنیم. وقتی محصول تان مشکلی را حل یا زحمتی را کم می کند، حس خوب پایانی حاصل استفاده از آن و نه گیجی و نگرانی نقطه آغاز را به نمایش بگذارید.

۵- بچه ها

انسان عاشق تماشای بچه هاست. اگر استفاده از بچه ها در تبلیغ تان ممکن و منطقی است، از آن بهره بگیرید.

بچه ها قسمت های مختلفی از مغز را، به ویژه در زنان، تحت تأثیر قرار می دهند. بچه ها به طور آنی حس گرمی، توجه و مهربانی را به ما منتقل می کنند. این احساسات ما را به خرید کردن ترغیب می کنند.

۶- مردمک های گشاد

در سال های دهه ۱۸۷۰، «داروین» کشف کرد هنگام ترس، مردمک های چشمان گشاد می شوند تا بتوانیم دامنه وسیع تری را ببینیم؛  این موضوع بر واکنش های ما در موقعیت های خطرناک و آسیب زا تأثیر مثبت دارد. اگر بهتر و بیشتر ببینیم، احتمال اینکه بحران را بدون آسیب پشت سر بگذاریم، بیشتر می شود.

جالب است که مردمک های ما همچنین با دیدن چیزهای مورد علاقه مان، گشاد می شوند؛  انگار که سرذوق می آیند! در سال ۱۹۶۵ روان شناس، اکهارت هس (Eckhard Hess) آزمایشی انجام داد. در این آزمایش او به دستیارش «جیمز پولت» (James Polt)  عکس هایی نشان  داد و همزمان اندازه مردمک چشم او را اندازه گیری می کرد. وقتی «پولت» عکسی از تصویر موردعلاقه اش دید، مردمک چشمش بی درنگ گشاد شد.

نتایج این آزمایش نشان داد وقتی انسان به شکلی مثبت برانگیخته می شود، مردمک هایش برای جذب بیشتر آنچه اطرافش است، گشاد می شود. همچنین یافته های پژوهشگران نشان می دهد مردم چهره هایی با مردمک های گشاد را بیشتر می پسندند. اگر به دنبال جذابیت و تأثیرگذاری بیشتر محصول و تبلیغ تان هستید، مردمک چشم ها را با نرم افزارهای مختلف بزرگ کنید. اگر دقت کنید، متوجه می شوید در بیشتر آگهی های بازرگانی چنین کاری انجام شده است.

۷- روان شناسی رنگ ها

پژوهش ها نشان داده اند رنگ ها به شدت بر احساسات و دریافت های ما اثرگذارند.

۸- پول و قیمت

در این زمینه، به دو روش غیرکلامی می توانید فروش تان را افزایش دهید:

-پژوهش ها نشان داده اند حذف نشان پول مانند ریال یا $، اثر ناخوشایند دیدن قیمت محصول را کاهش می دهد.

- اگر می توانید، با ذکر قیمتی بالا پیش  از اعلام قیمت تان و ایجاد وضعیت مقایسه ای، مخاطب را تحریک کنید. این چیزی است که در آگهی های بسیاری دیده می شود: «این محصول در بازار به قیمت ۴۵۰ هزار تومان عرضه می شود، اما ما آن را فقط ۳۹۹ هزار تومان عرضه می کنیم.»

9- اعتماد به واقعیت ها نه گروه های کانونی

افراد و شرکت های زیادی برای نظرسنجی درباره آگهی های شان به گروه های کانونی یا دوستان و آشنایان رجوع می کنند. این روش چندان قابل اعتماد نیست. تصمیم های منطقی ما معمولا با تصمیم های احساسی مان فرق می کند و این احساسات ما است که در تصمیم خرید مؤثر است. پژوهشی در این زمینه انجام شد که طی آن از ۳۰ فرد سیگاری که مایل به ترک سیگار بودند، خواسته شد تبلیغات تلویزیونی شرکت های تبلیغاتی مختلف را تماشا کنند. همه این تبلیغات با نمایش شماره تلفن بخش یاریگر ترک سیگار در سازمان ملی سرطان پایان می یافت.

به نظر شرکت کنندگان، تبلیغات شرکت های «آ» و «ب» بیشترین و تبلیغات شرکت «ج» کمترین تأثیرگذاری را داشتند. پژوهشگران همچنین نظر کارشناسان حوزه ترک سیگار را درباره اثرگذاری تبلیغات جویا شدند. آنها هم تبیلغات «آ» و «ب» را در رتبه نخست و تبلیغات «ج» را در رتبه آخر قرار دادند.

سپس با استفاده از دستگاه fMRI (تصویرسازی تشدید مغناطیسی کارکردی) فعالیت مغزی افراد سیگاری درحین تماشای تبلیغات، بررسی و مشاهده شد؛  بخشی از مغز که به خواسته ها و شخصیت افراد مربوط است بیشترین فعالیت را هنگام تماشای تبلیغات «ج» و نه تبلیغات دو شرکت دیگر، داشته است. ظاهرا مغز افراد تصمیم درست تری می گیرد.

پس از نشر و پخش تبلیغات، تبلیغات شرکت «ج» نسبت به دو تبلیغ دیگر به شکل چشمگیرتری باعث افزایش تعداد تماس ها با مرکز یاریگر شد. پس پرسیدن نظر دیگران چندان قابل اتکا نیست؛ بخش کوچکی از مخاطبان هدف تان را زیر نظر بگیرید و ببینید چطور نسبت به تبلیغات تان واکنش نشان می دهند.

۱۰- تأکید بر آماده مصرف بودن

به مخاطب نشان دهید محصول تان آماده و دردسترس است، یعنی اگر محصول تان خوراکی است باید آن را طوری نمایش بدهید که انگار می توانید به راحتی آن را بردارید و بخورید. درنتیجه مغز تحریک می شود و احساس می کنید دل تان می خواهد چیزی بخورید. به  نظرتان کدام تبلیغ اثرگذاری بیشتری دارد؛ عکس «الف» یا عکس  «ب»؟

اگر پاسخ تان«الف» بوده است، انتخاب درستی کرده اید. این ناشی از تأثیر تصویرسازی دیداری است. «الف» به شکل غیرکلامی به مشتری می گوید  محصول، آماده خرید و خورده شدن است؛ آن هم تنها با تغییر جهت قرار  دادن محصول. پژوهش ها نشان  داده اند اگر محصول را در جهتی هماهنگ با دست غالب مخاطب قرار بدهید، باعث افزایش تصویرسازی استفاده از آن محصول می شود. در پژوهشی با استفاده از عکس کاسه، فنجان، ساندویچ، قهوه و ماست تأثیر جهت قرارگرفتن اقلام را بر اشتیاق به محصول و خرید آن آزمایش کردند. یافته ها نشان دادند تأثیرگذاری این مقوله در راست دست ها بیشتر است.

از اهمیت پیام های غیرکلامی در تبلیغات و نقش آن در افزایش اثرگذاری و فروش غافل نشوید. همچنین تأثیر زبان بدن، جهت و رنگ ها را فراموش نکنید.

 

منبع: فرصت امروز

ادامه مطلب...
صفحه1 از24