بازاریابی B2C چیست؟

بازاریابی B2C یک نوع از بازاریابی است که به کسب‌وکارها کمک می‌کند تا به‌طور مؤثرتر و متقاعدکننده‌تری با مصرف‌کنندگان ارتباط برقرار کنند. به صورتی که به‌جای فروش یک محصول یا یک نرم‌افزار SaaS به یک شرکت یا کسب‌وکار دیگر، شما محصولات خود را به‌طور مستقیم برای مصرف‌کنندگان شخصی (مشتری) بازاریابی می‌کنید.

به گزارش چاپ و نشر؛ تبلیغات تلویزیونی برای محصولات مصرفی، یک نمونه از بازاریابی B2C هستند. درواقع شما در یک آگهی یک خوراکی بسیار خوشمزه می‌بینید و تصمیم می‌گیرید که سری بعد که از سوپرمارکت بازدید می‌کنید، آن را امتحان کنید.

بااین‌حال، تنها محصولات فیزیکی، محصولاتی بالقوه برای بازاریابی B2C نیستند. شما همچنین می‌توانید محصولات دانشی خود را به شکل دوره‌های آنلاین در سایت‌های مختلف بازاریابی کنید.

مطمئناً در چنین شرایطی مشتریان شما محصولتان را در قفسه‌ی یک فروشگاه محلی انتخاب نخواهند کرد. بااین‌حال، نحوه ارتباطی که شما با آن‌ها برقرار می‌کنید، در مقایسه با فروشگاه‌هایی که وجود خارجی دارند، خیلی متفاوت است.

تفاوت اصلی این است که ارتباط شما به‌طور عمده به‌صورت اینترنتی صورت می‌گیرد. به‌علاوه، شما باید مشتری آینده خود را متقاعد کنید که چگونه محصول اطلاعاتی (دانشی) شما زندگی آن‌ها را بهبود خواهد بخشید.

بازاریابی B2C هر نوع فعالیت بازاریابی است که بین یک نام تجاری یا یک کسب‌وکار و یک مصرف‌کننده فردی که قصد استفاده از محصول برای استفاده شخصی را دارد، رخ می‌دهد؛ به‌عبارت‌دیگر، اگر شما دوره‌های آنلاینی را به فروش می‌رسانید، انتظارتان این نیست که مشتریانتان ابزار بکار رفته در کلاس درس را برای مصرف انبوه در نظر بگیرند.

مشتری شما یک امتیاز شخصی از «برونداد نهاییِ» محصول شما به دست می‌آورد. او می‌خواهد از محصول دانشی شما برای حل یک مشکل، یادگیری مهارت‌های جدید یا رفع برخی نیازها یا میل‌های دیگر، استفاده کند. این موضوع، باعث می‌شود، بازاریابی B2C روندی بسیار شخصی داشته باشد.

بازاریابی B2C به‌خوبی می‌تواند دستیابی به مشتری را افزایش و سرعت بخشد، اما برای حفظ مشتری نیز کاربرد مناسبی دارد. بازاریابی بهتر، فروش محصولات دیجیتال بیشتر. البته، این فقط نوک کوه یخ مجازی است. شما باید بدانید که چگونه از تاکتیک‌های بازاریابی B2C به نفع کسب‌وکار خود استفاده کنید.

علاوه بر این، دانستن اصول بازاریابی و روش‌هایی که می‌توانید از طریقشان بر بازار هدف خود تأثیر بگذارید، به شما کمک شایانی می‌کند؛ مانند هر صاحب کسب‌وکار دیگری، شما باید اصول بازاریابی را طوری ایجاد کنید که در نظر افرادی که بیشترین احتمال خرید محصول رادارند، خوش آید.

 

بازاریابی B2C چگونه کار می‌کند؟

هدف هر کمپین بازاریابی B2C، متقاعد کردن مصرف‌کننده برای خرید محصول شما است. تمام. بااین‌حال، متغیرهای مختلف بسیاری قبل از اینکه معامله نهایی رخ دهد، وارد بازی می‌شوند.

ما قبلاً در مورد قیف فروش صحبت کرده‌ایم. اگر شما از این نوع بازاریابی استفاده می‌کنید، حتماً به‌خوبی از تفاوت بین مراحل مختلفی که مصرف‌کننده بین آگاهی از نام تجاری و خرید محصول خود واردش می‌شود، مطلع هستید.

اساساً، لیدها به مشتریان بالقوه و مشتریان بالقوه به مشتری بالفعل تبدیل می‌شود؛ اما آن‌ها چگونه در قیف حرکت می‌کنند؟

پاسخ این سؤال درون بازاریابی B2C نهفته است.

بگذارید فرض کنیم که شما دوره‌های آنلاینی را برای عکاسان می‌فروشید. اگر مواد بازاریابی زیر را در نظر بگیرید ممکن است به‌راحتی بتوانید بر بازار هدف خود تأثیر بگذارد:

- عکس‌های با کیفیت

- لینگو (Lingo) که عکاسان مفهوم آن را می‌دانند

- اطلاعاتی در مورد نقاط ضعف، مانند نا امیدی از تنظیمات دوربین

- نکاتی مربوط به کیفیت تصویر

شما باید ببینید که مشتریان چه می‌خواهند و چگونه می‌توانید محصول خود را برای رفع این خواسته‌ها معرفی کنید.

بازاریابی B2C یعنی معرفی کسب‌وکارتان به مصرف‌کننده، تشویق مصرف‌کننده برای تعامل با برند و هدایت مصرف‌کننده به سمت خرید. این‌ها سه مرحله یا پله‌ی قیف هستند.

 

استراتژی‌های بازاریابی B2C

استراتژی‌های بازاریابی B2C به شما در امر فروش، پیش‌بینی پاسخ‌ها و دنبال کردن پیشرفت مشتری کمک می‌کنند. همه این سه عامل می‌توانند کمپین بازاریابی شما را موفق‌تر کنند.

البته، شما نباید از هر استراتژی‌ای استفاده کنید، مگر اینکه نحوه‌ی عملکردش را بدانید. بازاریابی بد می‌تواند تأثیری منفی بر کسب‌وکار شما و شهرت آن در سال‌های آینده داشته باشد.

به همین دلیل است که توصیه می‌کنیم که تا حد ممکن کانال‌ها و استراتژی‌های بازاریابی B2C مختلفی را بررسی کنید. خودتان را با نحوه‌ی عملکرد آن‌ها و نتیجه‌ی نهایی‌شان، آشنا کنید. از معیارهای خود برای ردیابی پیشرفتتان استفاده کنید و در صورت لزوم اصلاحاتی انجام دهید.

همچنین به یاد داشته باشید که برخی از استراتژی‌های بازاریابی برای یک کسب‌وکار بهتر از سایرین عمل می‌کنند. اگر یک کارآفرین با یک استراتژی خاص موفق بوده، به این معنا نیست که برای شما هم همان‌طور عمل خواهد کرد.

همیشه همه‌چیز را تست کنید، این تنها راه شناختن این موضوع است که کدام استراتژی بازاریابی B2C در بین مخاطبان هدف شما، عکس‌العمل مثبتی ایجاد می‌کند.

بیایید به ۹ نمونه از کارآمدترین استراتژی‌های بازاریابی B2C نگاه کنیم.

 

با مشتریان بالقوه خود همانند یک انسان برخورد کنید

بیایید با بازاریابی محتوا شروع کنیم. اگر بر ایجاد روابط با مشتریان بالقوه‌ی خود متمرکز کرده‌اید، شما باید با آن‌ها مانند یک انسان رفتار کنید نه مانند دستگاه خودپرداز- که بخواهند به شما پول دهند.

چه اینکه شما در حال نوشتن یک مقاله باشید یا بخواهید در رسانه‌های اجتماعی پستی ارسال کنید، مطالب معتبری برای برند خود ایجاد کنید.، چه زمانی که داستان خود را به اشتراک می‌گذارید و یا زمانی که به آن‌ها کمک می‌کنید تا ناکامی‌هایشان را بشناسند، باید با افراد همانند یک انسان برخورد کنید.

ایده‌ی اصلی در اینجا این است که خود و کسب‌وکار خود را به‌عنوان یک راه‌حل برای مشکلی که مشتریانتان تجربه‌اش می‌کنند، معرفی کنید.

بیایید فرض کنیم که شما برای کمک به افراد، برای کاهش وزن، دوره‌های آنلاینی فراهم می‌کنید. شاید خودتان هم با وزنتان در زندگی خود مبارزه کرده باشید، بنابراین می‌دانید که سروکله زدن با رژیم‌های یو-یو چگونه است و یا تصمیمات سال نویی که هرگز عملی نمی‌شوند، چه حسی دارد.

از این تجربه‌ها برای ارتباط با مخاطبین خود استفاده کنید. عکس‌های قبل و بعد (before and after) ارسال کنید، در مورد استراتژی‌های کاهش وزنی که شکست‌خورده‌اند، صحبت کنید و تلاش‌های شخصی خود را به اشتراک بگذارید. شما همچنین می‌توانید در مورد حس فعلی‌تان پس از مبارزه با کاهش وزن خود و اینکه چگونه مشکل خود را شکست دادید، صحبت کنید.

مردم با داستان‌هایی مانند این، ارتباط بیشتری برقرار می‌کنند. پیامی که به آن‌ها ارسال می‌کنید ساده است: «من متوجه راهی برای شکست دادن این مشکل شدم. اجازه بدهید به شما نیز کمک کنم تا همین کار را انجام دهید.»

 

مسابقات خلاق و جذاب برگزار کنید

همه مسابقه را دوست دارند، ایده‌ی برنده شدنِ چیزی به‌صورت رایگان، بیش‌ازحد جذاب است. به‌خصوص اگر ورود به مسابقه تلاش و زمان زیادی نیاز نداشته باشد.

شما می‌توانید مسابقه‌ای را در وبلاگ خود، رسانه‌های اجتماعی یا هر جای دیگری که مناسب به نظر رسد، میزبانی کنید. بسیاری از کارآفرینان برای برگزاری مسابقات از وبینار webinars استفاده می‌کنند. به‌این‌ترتیب، میزان حضور در وبینار خود را افزایش می‌دهید و در همان زمان از طریق مسابقه، توجه آن‌ها را نیز به دست می‌آورید.

مهم این است که از قوانین هر پلتفرمی که انتخاب می‌کنید، پیروی کنید. همچنین ضروری است که چیزی را که مخاطبان هدفتان ارزشمند به‌حساب می‌آورند، به آن‌ها انتقال دهید.

 

ممکن است وسوسه شوید که چیزی گران‌قیمت را که به کسب‌وکارتان مربوط نیست، به آن‌ها پیشنهاد دهید. برای مثال، بسیاری از مردم تلویزیون‌های جدید را دوست دارند، اما اگر دوره‌های آنلاین شما هیچ ارتباطی با تلویزیون (یک‌چیز با ارزش برای مخاطب) نداشته باشد، مسابقه نتیجه مطلوبی نخواهد داشت. پیشنهادی را انتخاب کنید که با آنچه شما انجام می‌دهید نیز ارتباط داشته باشد.

شاید شما دوره‌های آنلاین و یا محصولات دیجیتالی را در مورد سخنرانی در مقابل دیگران، به فروش می‌رسانید. شما یک مینی (mini) دوره و دو دوره کامل ایجاد کرده‌اید، بنابراین تصمیم می‌گیرید که دسترسی به مینی دوره‌تان را به‌عنوان جایزه‌ی مسابقه خود قرار دهید.

کاری کنید که افراد زیادی در مورد مسابقه‌ی مینی دوره‌تان با خبر شوند. توضیح دهید که دوره شامل چه چیزی‌هایی می‌شود و چند نفر برنده می‌شوند. سپس، به شرکت‌کنندگان بالقوه اطلاع دهید که چگونه می‌توانند وارد مسابقه شوند.

شما یک متخصص در زمینه سخنرانی در مقابل دیگران هستید، درست است؟ بنابراین شاید می‌توانید از افراد بخواهید عکس‌هایی را در هنگام سخنرانی عمومی‌شان برایتان ارسال کنند یا شاید بتوانید از آن‌ها بخواهید که سخنرانی‌هایی ۱۵ ثانیه‌ای را ضبط کنند. فقط به قوانین بچسبید و به‌طور منصفانه یک برنده انتخاب می‌کنند.

 

برای هر خرید یک پیشنهاد رایگان اضافه کنید

این روش به‌عنوان یک هدیه با هر خرید نیز شناخته می‌شود، پیشنهاد چیزی رایگان با هر خرید، ارزش بیشتری را برای محصولی که به فروش می‌رساند، فراهم می‌کند؛ به‌عبارت‌دیگر، به افراد نشان می‌دهد که بدون پرداختن هزینه‌ی اضافی، چیزی مضاعف نصیبشان می‌شود.

این یک پیروزی برای همه است. شما برای محصول خود پول دریافت می‌کنید و مشتری در قبال خریدش یک پاداش به دست می‌آورد.

پیشنهاد یک‌چیز رایگان می‌تواند هر چیزی باشد. شاید این‌یک مینی دوره باشد که به درس اصلی شما مربوط است. یا شاید یک کتاب الکترونیکی یا کتاب تمرینی باشد که به مشتریان شما کمک می‌کند تا از دوره آنلاین خود بهتر استفاده کنند.

مراسم هواداران، مدیتیشن‌های رایگان و محصولاتی مشابه می‌توانند در بین مخاطبان هدفتان بسیار محبوب شوند. یا در حالت دیگر، شما می‌توانید یک کتاب الکترونیکی کوتاه که دوره‌ی آنلاین شما را تکمیل می‌کند یا یک ویدیو که گویای داستانتان است را به اشتراک بگذارید.

مهم این است که مطمئن شوید پیشنهاد شما ارزشی واقعی دارد. اگر نمی‌خواهید چیزی را به‌عنوان یک جایزه در نظر بگیرید، می‌توانید تخفیفی برای خرید محصول دیگری پیشنهاد دهید. به‌عنوان‌مثال، هرکسی که دوره آنلاین اولیه شما را خریداری کند، مینی دوره ی شما را به صورت رایگان دریافت می کند.

 

 اهداف جستجوگر را در اولویت قرار دهید

بسیاری از کارآفرینان وقتی که محتوایشان را از لحاظ سئو بهینه سازی می کنند، به فکر هدف کاربران نیستند. ما اغلب فرض می کنیم که همه جستجوگرهای گوگل، یکسان هستند. اما اینطور نیست.

قصد یا هدف جستجوگر، به دلیلِ جستجوی او، اشاره دارد. به عنوان مثال، اگر می خواهید چیزی بخورید، ممکن است چیزی مثل «رستوران های چینی اطراف من» را جستجو کنید. اگر علاقه مند به پخت و پز هستید، ممکن است «دستور العمل های چینی برای مبتدیان» را جستجو کنید.

نوع جستجو، نشان دهنده هدف آن است. برخی از مصرف کنندگان فقط اطلاعات جمع آوری می کنند، برخی دیگر گزینه هایی را مقایسه می کنند و بسیاری هم آماده ی خرید هستند.

 

در حالت ایده آل، شما برای تمام افراد در هر فازی، محتوا ایجاد می کنید. به این ترتیب، آنها می دانند که تمام پاسخ ها نزد شماست.

بیایید فرض کنیم که شما علاقه مندید به اندام مناسب تری برسید، در این صورت ممکن است انواع فعالیت های مختلف فیزیکی را جستجو کنید:

- تاثیر زیاد

- تاثیر کم

- دویدن

- دوچرخه سواری

- یوگا

- تمرینات افزایش/کاهش وزن

در این نقطه، شما در مرحله ی کسب اطلاعات هستید؛ شما نمی دانید که چطور به شکل بدنیِ بهتری برسید، چراکه هنوز از گزینه های موجود آگاه نیستید.

برای مثال بالا، شما می توانید از طریق فراهم کردن مقالات یا جداول قیاسی، مصرف کنندگان را هدف گیری کنید. به افراد کمک کنید تا گزینه های مختلف موجود را بشناسند تا بتوانند تصمیمی عاقلانه بگیرند.

اما اگر بدانید که چه نوع تمریناتی برایتان مناسب است چه؟ سالهاست که به خود می گویید از امروز دویدن را شروع می کنم، اما الان تصمیم گرفته اید عمل کنید.

در این فاز، شما از قبل آگاهی دارید، اما به دنبال محصولی هستید که به بهترین نحو به شما در تبدیل شدن به یک دونده ی مصمم کمک کند.

برای این مخاطبان، ممکن است مطلبی در رابطه با منافع دویدن، حالتهای دویدن، راهنمایی هایی روزمره و غیره منتشر کنید. در واقع شما تخصص خود را به نمایش می گذارید و محصول خود را به عنوان راهی برای پیشرفت در این موضوع مطرح می کنید.

 

برنامه های بازاریابی مجدد را اجرا کنید

به نظر می رسد Retargeting مفهوم دشواری باشد، اما در واقع بسیار ساده است. فقط پیوند مجدد با مصرف کنندگانی است که در گذشته با کسب و کار شما ارتباط برقرار کرده بودند. این موضوع به طور ویژه ای با بازاریابی B2C در ارتباط است.

به عنوان نوعی از تبلیغات پولی، بازاریابی مجدد می تواند در بودجه شما تاثیر بگذارد. با این حال، اگر از آن به درستی استفاده کنید، ROI مربوط به آن می تواند هزینه ها را جبران کند.

هنگامی که یک مصرف کننده با کسب و کار شما ارتباط برقرار می کند، دنباله ای از رویدادها رخ می دهد. برای مثال دفعه بعد که مشتری از فیسبوک بازدید می کند، یک آگهی از کسب و کار شما مشاهده خواهد کرد.

این مشتری ممکن است بلافاصله بر روی تبلیغ کلیک نکند یا خریدی از شما انجام ندهد. با این حال، دیدنِ آگهی، تصویر برند شما را تقویت می کند و باعث می شود که مصرف کننده شرکت شما را در آینده به یاد بیاورد.

شاید شما دوره های آنلاینی مربوط به آموزش طراحی وب، ارائه می کنید. شما به طراحان مشتاق کمک می کنید تا کار خود را بهتر کرده و شغلی پیدا کنند.

شما می توانید از طریق بازاریابی مجدد از مشتریان بالقوه ای که از وب سایت شما بازدید می کنند، بخواهید تا یکی از پست های وبلاگ شما را بخوانند یا صفحه ای را بررسی کنند. اگر تبلیغات فیس بوک را راه اندازی کرده اید، می توانید از یک فیس بوک پیکسل (Pixel) برای بازاریابی مجدد این مشتریان استفاده کنید.

پس از بازدید از سایت شما، مشتری وارد فیس بوک شده تا دیوار خود را بررسی کند. درست در همانجا در بخش خوراک (feed)، تبلیغاتی برای دوره طراحی وب شما مشاهده خواهد کرد.

 

برنامه هایی برای عضویت بسازید

به برنامه ی عضویت، به چشم یک نوع گیمیفیکیشن (gamification) نگاه کنید. این روش مشتریان را ترغیب می کند تا با کسب و کار شما بیشتر تعامل پیدا کرده و سطوح عضویت را بالا ببرند.

یک برنامه ی عضویت که به برنامه ی وفاداری نیز شناخته شده، رقابت و پاداش را ترکیب می کند. هرچه مصرف کنندگان در سطوح عضویت شان بیشتر پیشرفت کنند، به پاداش های بیشتری دسترسی پیدا می کنند که باعث بهبود روابط شان با کسب و کار شما می شود.

شما می توانید سه سطح عضویت برای کسب و کارتان ایجاد کنید:

برنزی: مشتریانی که در این سطح قرار دارند، هر فصل تخفیفاتی رایگان برای محصولات دیجیتال شما دریافت می کنند.

نقره ای: کسانی که به سطح نقره ای می رسند، علاوه بر تخفیف ها، دو بار در سال، یک دارایی قابل دانلود خاص دریافت می کنند.

طلایی: در بالاترین سطح، مصرف کنندگان علاوه بر دریافت پاداش های سطوح برنزی و نقره ای، به طور سالانه مشاوره تلفنی رایگان ۱۵ دقیقه ای دریافت می کنند.

مسلماً، شما می توانید اسم سطوح را هرچه می خواهید بگذارید، یا حتی پاداش ها را بر اساس نظر خود تنظیم کنید، در اصل تصمیم با شماست که مشتریان چطور در بین سطوح حرکت کنند.

برای مثال، اعضای سطوح پایین، ممکن است چیزی بین ۱ تا ۱۰۰ دلار در سال اخیر خرج کرده باشند، در حالی که مشتریان نقره ای، باید حدود ۳۰۰ دلار و مشتریان طلایی باید تا ۵۰۰ دلار خرج کنند.

 

از رسانه های اجتماعی استفاده کنید

بسیاری از برند ها با استفاده از رسانه های اجتماعی، موفقیت زیادی کسب کرده اند. بعضی از آنها در رسانه های اجتماعی تبلیغ می کنند، در حالی که برخی دیگر از رویکرد های ارگانیک استفاده می کنند.

اگر در بودجه خود پولی برای شبکه های اجتماعی ندارید، بر ایجاد بازاریابی از طریق بازاریابی B2C استراتژیک تمرکز کنید. راه های زیادی برای فعال تر کردن افراد در شبکه های اجتماعی وجود دارد.

بیایید بگوییم که شما تازه یک حساب Instagram باز کرده اید. در این صورت باید افرادی را جذب کنید که ممکن است به دوره های آنلاین شما علاقه مند باشند، اما نمی دانید که باید از کجا شروع کنید.

استراتژی شما ممکن است چیزی شبیه به این باشد:

- در روز ۱۰ نفر که علاقمند به نیچ یا صنعت شما هستند را فالوو کنید.

- یک هشتگ برندی ایجاد کنید که در تمام پست های خود از آن استفاده کنید.

- هر روز از هشتگ های جدیدی استفاده کنید که به موضوع یا طرز تفکر شما مربوط باشد.

- مسابقاتی را میزبان کنید که منحصر به اینستاگرام باشد.

- محتوایی الهام بخش یا آموزشی را به اشتراک بگذارید که پیروان شما احساس کنند بخشی از یک جامعه هستند.

این یک استراتژی جامع است. به علاوه، شما می توانید آن را برای پلتفرم های دیگر نظیر فیس بوک و توییتر نیز تکرار کنید.

 

روابط میکرو-اینفلوئنسر ایجاد کنید

هنگامی که از کلمه «تأثیرگذار» یا «اینفلوئنسر» استفاده می کنید، مردم اغلب نام هایی مانند کیم کارداشیان، سلنا گومز و بیانسه به ذهنشان خطور می کند. با این حال، میکرو نفوذگران (میکرو-اینفلوئنسرها) اغلب تعامل بیشتری با محتویاتشان جذب می کنند. به علاوه، آنها میلیون ها دلار هزینه بر نمی دارند.

میکرو نفوذگران، شخصیت های رسانه های اجتماعی هستند که دارای صفحه ای بسیار خاص هستند. آنها اغلب فالوورهای کوچک، اما وفاداری دارند که تصمیمات خریدشان را براساس آنچه که نفوذگر می گوید می گیرند.

اینجا فرصت استفاده از عظمت بازاریابی B2C است.

همکاری با نفوذگرهای کوچک می تواند برای کسب و کار شما لطف بزرگی باشد. برای مثال، ممکن است به آنها استفاده ی رایگان از دوره های آنلاین خود را پیشنهاد دهید تا آنها را علاقه مند به همکاری کنید.

بیایید فرض کنیم که شما یک کارآفرین تجارت دانش شخصی هستید؛ و یک کارشناس امنیتی را در اینستاگرام دیده اید که فالوورهای بسیار خوبی هم دارد.

هر دوی شما می خواهید به مردم آموزش دهید که چگونه ایمن بمانند. به این متخصص دسترسی پیدا کرده و از او بخواهید که به دوره ی شما نگاهی بیاندازد. اگر تأثیرگذار آن را دوست داشت، از او درخواست کنید که آن را تبلیغ کند.

بعضی از نفوذگرها ممکن است هزینه ای را طلب کنند، اما بسیاری از آنها نه. اگر با ایجاد روابط خوب کارتان را شروع کنید، پول کمتری صرف خواهید کرد.

 

 در بحثِ «ابتدا بازاریابی موبایل»، سرمایه گذاری کنید

جهان در حال حرکت در جهت ابتدا موبایل (mobile-first) است. بسیاری از افراد دیگر لپ تاپ و کامپیوترهای رومیزی ندارند. آنها تمام محاسبات خود را از طریق تبلت ها، گوشی ها و حتی ساعت هایشان انجام می دهند.

به همین دلیل است که بازاریابان B2C باید یک استراتژی «ابتدا موبایل» اتخاذ کنند. ببینید محتوای تان چگونه می تواند بهترین جذابیت را برای دستگاههای همراه مخاطبین داشته باشد.

این موضوع با داشتن یک وب سایت ریسپانسیو شروع می شود. برای مثال اگر وب سایت خود را از طریق Kajabi ایجاد کنید، به طور خودکار یک قالب ریسپانسیو خواهید داشت که روی همه دستگاه ها، عالی عمل خواهد کرد. به علاوه، دیگر مجبور نیستید نگران مدیریت دو سایت مختلف باشید: می توانید یکی برای دسکتاپ بسازید و یکی برای موبایل.

علاوه بر این، باید پست های خود را برای دستگاه های همراه بهینه سازی کنید، از وبلاگ گرفته تا رسانه های اجتماعی. حتماً تصاویر خود را فشرده کنید، از فونت های قابل خواندن استفاده کنید و روی موبایل در دسترس باشید.

اگر شما علاقه مند به شروع یک کسب و کار تجارت دانش هستید یا اگر قبلا اقدامات اولیه را انجام داده اید، می توانید Kajabi را امتحان کنید. شما می توانید کسب و کار خود را از اول بسازید، بدون اینکه نگران ظاهر سایت تان در دستگاه های همراه باشید. این موضوع بر عهده ی این پلتفرم است.

مطمئن شوید که از بهترین شیوه های بازاریابی روز، برای دستگاه های همراه آگاه هستید. بازاریابی ایمیل، بازاریابی SMS و بازاریابی رسانه های اجتماعی همه موبایل فرندلی (mobile friendly) هستند.

شما همچنین می توانید از gamification و سایر اشکال جذاب بازاریابی B2C استفاده کنید تا با بازار هدف خود از طریق دستگاه های همراه ارتباط برقرار کنید. حتماً نباید تمام کاربران دسکتاپ را به طور کامل فراموش کنید، اما این واقعیت را در نظر بگیرید که ممکن است بهترین مشتریان، شما را از طریق دستگاه های همراه خود پیدا کنند.

یک کمپین بازاریابی B2C خوب می تواند تفاوت چشم گیری در درآمد شما ایجاد کند. صرف نظر از اینکه از کدام استراتژی استفاده می کنید، می توانید چشم انداز کسب و کار خود را به طور چشمگیری بهبود بخشید و به مصرف کنندگان بیشتری دست یابید.

پس بازاریابی B2C چیست؟ منظور کمپین هایی است که به مصرف کنندگان یا کاربران نهایی برای اهداف شخصی ختم شود. این روش از بازاریابی B2B که هدف آن سایر کسب و کارها به عنوان خریدار است، متفاوت است.

بازاریابی B2C به شما در شناسایی راه هایی برای برقراری ارتباط با مخاطب هدف تان و اندازه گیری نتایج هر کمپین کمک می کند. این روش باعث می شود تا مخاطبین مورد نظر خود را متقاعد کنید تا محصولات شما را انتخاب کنند.

منبع: ویرلن

 

این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)
  • آخرین ویرایش در دوشنبه, 24 تیر 1398 ساعت 08:11
  • اندازه قلم