استراتژی بازاریابی جاذبه‌ای موفق

چاپ و نشر: در دنیای امروز مبحث بازاریابی به یک هنر و مسئله بزرگ تبدیل شده و شرکت‌های مختلف را به چالش‌های بسیاری فرا می‌خواند. به‌خصوص با گسترش اینترنت و تکنولوژی‌های دیجیتال و وارد شدن مفهوم بازاریابی به این عرصه، مفهومی جدید به‌عنوان بازاریابی جاذبه‌ای شکل گرفته است که استراتژی‌ها و ابزارهای کارآمدی را در این فضای جدید خلق کرده است.

 

چرا بازاریابی جاذبه‌ای؟

در دنیای امروز مبحث بازاریابی به یک هنر و مسئله بزرگ تبدیل شده و شرکت‌های مختلف را به چالش‌های بسیاری فرا می‌خواند. به‌خصوص با گسترش اینترنت و تکنولوژی‌های دیجیتال و وارد شدن مفهوم بازاریابی به این عرصه، مفهومی جدید به‌عنوان بازاریابی جاذبه‌ای شکل گرفته است که استراتژی‌ها و ابزارهای کارآمدی را در این فضای جدید خلق کرده است. بسیاری بازاریابی دیجیتال را به‌اشتباه مترادف معرفی کسب‌وکار در فضای اینترنت می‌دانند. واضح است که این برداشت اشتباه است و دست‌کم گرفتن بازاریابی دیجیتال، به کسب‌وکار ما آسیب می‌زند. پس اگر قصد دارید از بازاریابی دیجیتال استفاده کنید، بهتر است که مفاهیم را به‌درستی فرا گیرید.

بازاریابی جاذبه‌ای یک تغییر جهت اساسی نسبت به مفاهیم متداول دنیای بازاریابی ایجاد کرده است و شیوه‌های جدیدی از مدیریت تجارت و کسب‌وکار را به ما نشان می‌دهد که با روش‌های گذشته تفاوت بنیادین و اساسی دارد. در اینجا به‌جای روش‌های کهنه و قدیمی که بازاریابی فروشنده سعی می‌کرد با فن‌ها و ابزارهای ناکارآمد و مخرب، کنترل کار را به دست گیرد و پیام خود را به مخاطب برساند (درواقع مخاطب را منفعل فرض می‌کرد و او را کم‌وبیش فردی خنگ و نادان می‌پنداشت، اصطلاحاً الگوی ارتباط یک‌طرفه بود) شیوه‌های جدیدی به کار گرفته شد و سعی شد تا خواست و تمایلات مشتری تا سرحد ممکن مدنظر قرار داده شود. به زبان ساده (هر چی مشتری بگه! هر چی مشتری بخواد!) مثلاً به‌جای تبلیغات تلویزیونی یک‌طرفه و بی‌ثمر، ویدئوی موردعلاقه مخاطب را بسازید و یا به‌جای چاپ آگهی در جراید، در وبلاگ خود مطالب موردعلاقه او را در دسترس قرار دهیم؛ و به‌جای تماس‌های تلفنی ناخواسته، در فروش تلفنی (cold calling)، محتوای جذابی درست کنیم تا مشتری بالقوه خود را در یک فرآیند به خریدار مبدل کنیم.

اگر بازاریابی کلاسیک بر نگاه بازاریاب محور و فروش به هر قیمتی تأکید می‌کرد، بازاریابی جاذبه‌ای بر ارزش حداکثری مشتری در یک کسب‌وکار اصرار می‌کند. نکته اینجاست که یک کسب‌وکار باید به شکل دلپذیر و هنرمندانه‌ای خود را در معرض دید مشتری قرار دهد و ارزش پیشنهادی خود را برجسته نماید. در واقع وجود یک ویترین البته از نوع دیجیتال آن الزامی است.

ممکن است بگویید که مثلاً در تبلیغات تلویزیونی، حتی اگر مخاطب کانال را عوض کند، در همه شبکه‌ها تبلیغ می‌کنم یا با پخش تبلیغات در میان برنامه موردعلاقه او (مثلاً یک سریال پربیننده یا برنامه نود) پیام خود را به او می‌رسانیم، خب این کار را بدتر هم می‌کند! علاوه برآنکه هزینه بسیاری متقبل می‌شوید شاید حتی نوعی انزجار نیز در مخاطب ایجاد کنید. به‌هرحال پارادایم اصلی بازاریابی کلاسیک بازاریاب محور بوده و از الگوی «فروش به هر قیمتی» تبعیت می‌کرد، در بازاریابی کلاسیک اساساً کار بازاریابی و بازایاب، پیچیدگی کمتری داشت و تنها لازم بود که بازاریاب در هر زمانی یا زمان مقتضی، مخاطب بیچاره را با پیام‌ها و تبلیغات خود بمباران کند. گوبلز وزیر قدرتمند هیتلر یک تئوریسین غیررسمی و البته در سطح سیاسی، برای این نوع نگاه

بود. گوبلز می‌گفت «یک دروغ بزرگ بگویید و آن را تکرار کنید، مطمئن باشید به‌زودی آن را باور می‌کنند!»، بازاریابی کلاسیک نیز خواه‌ناخواه از همین الگو تبعیت می‌کرد! در واقع شما به مخاطب چیزی را ارائه می‌کنید که او نمی‌خواهد و انتظار دارید که از او یک مشتری ثابت بسازید! خب مسلماً این جواب نخواهد داد، در چنین حالتی حتی اگر مخاطب را به مشتری بدل کنید، احتمالاً این اولین و آخرین خرید او از شما خواهد بود!

امروز تأثیر و کارآیی بازاریابی جاذبه‌ای به شکل چشمگیری ثابت شده و کمپانی‌های بزرگ نیز آن را رویه خود قرار داده‌اند. هنگامی‌که با جستجوی یک کلمه در موتور جستجوی گوگل سروکار دارید، این مسئله برایتان روشن‌تر می‌شود، در واقع سؤال و نیازی وجود دارد که مخاطب به‌وسیله موتور جستجو، آن را دنبال می‌کند- حال گوگل لیستی از کسانی که به بهترین شکل به این سؤال و نیاز پاسخ داده‌اند، پیش روی او قرار می‌دهد؛ مثلاً یک راه‌حل مؤثر که در لینکدین فردی مطرح شده یا بررسی یک محصول که در فیسبوک یک شرکت به چشم می‌خورد. خب نگاه کنید! چه وب سایت‌ها و شرکت‌هایی در ابتدای لیست هستند و چرا؟!

خب بازاریابی جاذبه‌ای همه این مفاهیم قدیمی را به‌عکس آن بدل کرده تا رابطه‌ای مناسب و پایدار بین فروشنده و مشتری بالقوه ایجاد کند. بااین‌همه جاذبه‌ای دقیقاً به چه چیزی اشاره دارد و لب کلام آن چیست؟

در واقع بازاریابی جاذبه‌ای حول مباحثه و گپ و گفت، پیرامون یک مسئله، راه‌حل، سرویس یا محصول شکل می‌گیرد و موضع خود را با همدلی و هم ذات پنداری با مخاطب شکل می‌دهد. در واقع خود را به‌جای او می‌گذارد. چطور؟ با محتوای مؤثر و مرتبط با نیاز مخاطب، محتوایی که مخاطب را جذب کند، این همان دلیلی است که نام دیگری به بازاریابی جاذبه‌ای می‌دهد، یعنی بازاریابی اجازه‌ای. رویکردی که در آن احترام به مخاطب و مشتری وجود دارد و این احترام و علاقه متقابلی را در مخاطب نسبت به کسب‌وکار ایجاد می‌کند. بازاریابی که باعث محبوبیت شما و کسب‌وکارتان می‌شود. «بر قلب مردم دست یابید تا پیروز شوید!»

 

 روش‌شناسی بازاریابی جاذبه‌ای

روش‌شناسی و فرآیند بازاریابی جاذبه‌ای شامل 4 گام اساسی است که بازاریابی جاذبه‌ای و فرآیند فروش را شکل می‌دهد. این 4 مرحله شامل موارد زیر است:

جذب

تبدیل

نزدیکی

خشنودی

تمامی مفهوم بازاریابی جاذبه‌ای در نهایت به ساخت و ایجاد محتوای قابل‌توجه برای کاربران خلاصه می‌شود. کاربرانی که وضعیت‌های مختلفی دارند؛ یعنی یا بازدیدکننده ما هستند، یا سرنخ هستند و یا مشتریان فعلی ما هستند. در مورد مشتریان فعلی، باید گفت صرف آنکه اکنون، آن‌ها مشتریان ما هستند، باعث نمی‌شود که آن‌ها را از یاد ببریم و برایشان برنامه‌ای نداشته باشیم، به یاد داشته باشید که همیشه حفظ یک مشتری دشوارتر از جذب او برای یک کسب‌وکار است. خشنودی مشتریان و جلب رضایت آن‌ها به شکلی که آن‌ها را درگیر خدمات و کسب‌وکار ما کند، یک اولویت بزرگ برای شرکت‌هایی است که بازاریابی جاذبه‌ای را در شرکت خود پیاده می‌کنند. در واقع ایده آل آن است که مشتریان را «عاشق» کسب‌وکار و محصول خود بکنید.

این یک چرخه است، اکنون به گام اول باز می‌گردیم! اکنون مشتریانی که به طرفدار شما تبدیل‌شده‌اند، کسب‌وکار شما را برای شبکه ارتباطی خود معرفی می‌کنند و شما و خدماتتان را بر سر زبان‌ها می‌اندازند، این‌طور، افراد غریبه جدیدی به بازدیدکنندگان وب‌سایت شما بدل می‌شوند و این داستان ادامه دارد.

این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)