اهداف بازاریابی سنتی

ایجاد آگاهی نسبت به برند از طریق سرمایه گذاری در تبلیغات، حمایت از رویدادهای دیگر و فعالیت های روابط عمومی میسر می شد.

 

1- ایجاد آگاهی نسبت به برند

این هدف از طریق سرمایه گذاری در تبلیغات، حمایت از رویدادهای دیگر و فعالیت های روابط عمومی میسر می شد.

اما از آنجایی که این تاکتیک ها همگی تاکتیک هایی منفعل بودند و فراموش شدن یا بی توجهی به آنها توسط مخاطب به سادگی صورت می گرفت،

برای تاثیرگذاری بر مخاطب نیاز به تکرار بسیار زیادی داشتند.

همچنین شرکت ها راهی برای منطبق ساختن این تکرار با زمان نیاز مشتری ندارند، بنابراین تعداد زیادی از این تبلیغات تکراری به هدر می روند.

2- تبلیغ و ترویج مزایا و ویژگی های خدمات و محصولات شرکت

روند عملیاتی استاندارد در یک سیستم بازاریابی سنتی ترویج محصولاتی است که آن سازمان با بنگاه به فروش آنها مشغول است.

به هر حال هیچ بنگاهی قادر به فروش محصولاتی که مشتریان بالقوه آن از آن بی خبرندف نیست.

بنابراین این بنگاه ها دست به سرمایه گذاری در تولید بروشورها، محتوای مجازی و برای اطلاع رسانی می کنند.

اما مشکل در واقع اینجاست که:

اگر این مصحولات تفاوت قابل توجهی با محصولات تولید توسط رقبا نداشته باشند، اقلام ترویجی و تبیلغی هم کاربرد آنچنانی در اقناع مشتریان ندارند.

3- ایجاد ارتباطات شخصی و توسعه آنها در طی زمان

اما سازمان ها و بنگاه ها برای حل این مشکل زمان زیادی را برای توسعه روابط شخصی خود با برخی از مشتریان و . . . می‌کنند. یعنی در رویدادها شبکه سازی مختلف حضور پیدا می کنند، دوستانی را به ناهار یا بازی گلف دعوت می کنند یا سفرهایی برای شرکت در کنفرانس های مختلف و ملاقات با مشتریان بالقوه و

منابع ارجاع مشتری به خود شکل می دهند.

بدون شک چنین رویکردی به خوبی پاسخ می دهد. اما یک نکته منفی هم دارد.

تعداد افرادی که این شرکت ها قادر به برقراری ارتباط شخصی با آنها هستند محدود به زمان و مهارت های مهارت بین فردی مدیران آنهاست. بنابراین سرعت و میزان رشد شرکت ها با رویکرد سنتی به بازاریابی محدود به استعدادهای تیم توسعه و مدیران آنهاست.

 

منبع: شارا

این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)