نزدیک به نیم قرن از زمانی که اولین اصول بازاریابی تدوین شد، می‌گذرد. این اصول که توسط فیلیپ کاتلر معرفی شدند، ذهنیت میلیون‌ها بازاریاب در سراسر جهان را تحت تاثیر قرار دادند. اما آیا صنعت بازاریابی به همین شکل باقی خواهد ماند؟

بازاریابی قبل از کاتلر مفهومی نداشت، این کاتلر بود که اقتصاد، علوم اجتماعی و مفاهیم کسب‌وکاری را با بازاریابی ترکیب کرد و بینش متفاوت‌تری را برای بازاریابان به ارمغان آورد. اما اکنون زمان آن فرا رسیده که فراتر از یافته‌های کاتلر عمل کنیم. بازاریابی در دهه‌ی آینده با یک تحول استراتژیک مواجه خواهد شد. تحولی که همه‌ی ما را مجبور خواهد کرد تا متفاوت‌تر فکر کرده و متفاوت‌تر عمل کنیم.

در ادامه راهنمایی کوچکی از آن‌چه که بازاریابان در سال‌های آینده باید انجام دهند، آورده شده است:

پیغام‌های تبلیغاتی به تجربه‌های واقعی تغییر پیدا خواهند کرد

هر چند ما امروز می‌توانیم از پیغام‌ها و پیشنهادهای متنوع برای جلب توجه مشتریانمان استفاده کنیم ولی این شرایط زیاد طول نخواهد کشید. به زودی ما مجبور خواهیم شد تمرکز خودمان را به جای جلب توجه مشتریان احتمالی بر روی نگه‌ داشتن توجه مشتریان فعلی‌مان متمرکز کنیم.

از بازاریابی منطقی به سمت بازاریابی احساسی حرکت خواهیم کرد

در دهه‌های گذشته، ما بر این باور بودیم که اگر عقلانیت مشتریان‌مان را هدف قرار دهیم، به نتایج بسیار مطلوبی دست پیدا خواهیم کرد. اما در کمال ناباوری می‌بینیم که انسان‌ها موجوداتی عاطفی هستند و توجه بر عقلانیت صرف به هیچ‌وجه کافی نیست.

برنامه‌ریزی استراتژیک جای خود را به استراتژی‌های تطبیقی خواهد داد

ما همواره از جامعه‌های آماری کوچک برای ساخت تصمیمات بزرگ استفاده کرده‌ایم. متاسفانه این جامعه‌های آماری کوچک ما را دچار اشتباهات بسیار بزرگی کرده‌اند. اما امروزه ورق برگشته است، در آینده‌ای بسیار نزدیک بزرگ‌داده‌ها ما را قادر خواهند ساخت تا از تجزیه تحلیل داده‌های انبوه برای تصمیمات کوچک‌تر بهره‌برداری کنیم. بزرگ داده ها صنعت بازاریابی را دگرگون خواهند کرد.

دیگر خبری از پیش‌بینی‌های احتمالی و خطای انسانی نیست

هوش مصنوعی و یادگیری ماشین به بازاریابی نیز نفوذ خواهد کرد، به جای پیش‌بینی‌ها، استدلال‌های انسانی و جلسات بسیار طولانی در اتاق‌های کنفرانس، ما با محیط‌های شبیه‌سازی شده از داده‌های دنیای واقعی مواجه خواهیم شد. محیط‌هایی که به ما امکان تصمیم‌گیری‌های موثرتر با خطای بسیار کمتری را خواهند داد.

در سال‌های آتی از برندها به سمت بسترها حرکت خواهیم کرد

در قرن بیستم کسب‌وکارها به دنبال کسب مزیت رقابتی از طریق بهبود کارایی و کیفیت محصولات خود بوده‌اند. اما دیگر خبری از بازارهای انحصاری و مشتریان کم‌توقع نیست. کسب‌وکارها می‌بایست قلمرو خود را بسازند و دارایی‌های خود را گسترش دهند.

تکنولوژی‌ها و فناوری‌های دیجیتال بازاریابان را مجبور کرده‌اند که رویکرد سنتی خود را تغییر دهند. اکنون کسب‌وکارها نیاز به دارایی‌های جذاب، کاربردی و ارزشمند دارند. در واقع کسب‌وکارها باید از برند شدن به سمت ایجاد بستری برای مشتری تغییر پیدا کنند. اما بستر چیست و چگونه می‌توان یک بستر خوب ایجاد کرد؟

پلتفرم یا بسترها ساختارهای فیزیکی هستند که می‌توانند همه چیز را داخل خود نگه دارند. اگرچه پلتفرم به معنی اسناد و مدارک نیز مورد استفاده قرار می‌گیرد، اما پلتفرم در عصر دیجیتال همان ساختار فیزیکی(اما مبتنی بر تکنولوژی) است. موفق‌ترین کسب‌وکارها در سال‌های آینده فضای دیجیتالی مخصوص و جذاب خود را ساخته و مردم مشتاقانه به سمت آن‌ها خواهند رفت. چون مردم علاقه‌ی بسیاری برای ماندن در این بسترهای دیجیتالی دارند، نام آن را پلتفرم نهاده‌اند.

ایربی‌ان‌بی، اوبر و یا اسنپ نمونه‌هایی از کسب‌‌وکارهایی هستند که بسترهای منحصربه‌فرد خود را در نقاط مختلف جهان راه‌اندازی کرده‌اند. این‌ها استارت‌آپ‌هایی هستند که انقلاب‌های بزرگی در صنایع مختلف به وجود آورده‌اند.

اما آیا یک کسب‌وکار سنتی هم می‌تواند بستر مخصوص خود را بسازد؟ بله، جنرال‌الکتریک نمونه‌ی بارزی از یک کسب‌وکار قدیمی است که با ترکیب محصولات خود با اینترنت اشیا در حال ساخت یک تحول بزرگ است. مدیرعامل این شرکت معتقد است جنرال الکتریک تا سال ۲۰۲۰ جزو ۱۰ شرکت برتر جهان در تولید نرم‌افزار خواهد بود. پس شما هم می‌توانید بستر منحصربه‌فرد خود را داشته باشید، کافیست به قدرت اعجاب‌انگیز تکنولوژی باور داشته باشید و به سمت آن حرکت کنید.

بنابراین همان‌طور که کاتلر بازاریابی را با استانداردهای کسب‌وکار آشتی داد، ما نیز باید مابین بازاریابی و تکنولوژی صلح برقرار کنیم. ما باید باور کنیم تکنولوژی چیزهایی را برای ما به ارمغان می‌آورد که حتی نمی‌توانیم تصورش را بکنیم. صنعت بازاریابی نیز از تغییرات دنیای تکنولوژی در امان نخواهند ماند.

دیجیتال مارکتنیگ به عنوان یک صنعت آنلاین با سرعت زیادی در حال رشد است؛ بسیار سریع! ابزارها، اپلیکیشن‌ها، و تکنولوژی‌هایی که تا چند سال پیش مخاطب خاصی نداشتند، امروزه به مهمترین بخش زندگی مردم تبدیل شده‌اند، از این رو بازاریابان فعال در هر حوزه تجاری به دنبال راه‌های متنوعی برای دسترسی به مخاطبان یا مشتریان خود هستند.

متاسفانه یا خوشبختانه، رشد سریع یجیتال مارکتینگ باعث بوجود آمدن اصطلاحاتی شده است که هر گروه تجاری باید از آن آگاهی لازم را بدست آورد؛ به زبان ساده، به روز بودن! بعضی از این اصطلاحات رایج دیجیتال مارکتینگ گمراه کننده هستند و باید از سایر مفهوم‌های مشابه تمییز داده شوند. در این میان شاید به عبارت «تبلیغات محتوایی» برخورد کرده باشید. تعداد جستجو‌های مرتبط با این عبارت بسیار زیاد بوده است و موضوع مهمی برای هر گروه تجاری است. همه چیز‌هایی که باید درباره تبلیغات محتوایی بدانید اینجاست:

تبلیغات محتوایی چیست؟

جای تعجب نیست که تعریف دقیق تبلیغات محتوایی کمی دشوار است، چرا که بسیاری از افراد عبارت تبلیغات محتوایی (content advertising) را با بازاریابی محتوایی (content marketing) اشتباه می‌گیرند. برخی افراد هستند که این عبارت را با تبلیغات همسان یا نیتیو اشتباه می‌گیرند. با اینکه مفهوم تبلیغات محتوایی نسبتا جدید است، ایده اصلی موجود در پشت پرده آن ساده است:

«تبلیغات محتوایی به مراحل تولید محتوا با هدف بهبود محتوا از طریق کانال‌های پولی گفته می‌شود. این کانال‌ها می‌تواند شامل کمپین‌های PPC، شبکه‌های اجتماعی، موقعیت‌های اسپانسر شده یا هر نوع فرصت برای تبلیغ پولی باشد.»

در این مفهوم هر نوع فرمت از محتوا می‌تواند بخشی از کمپین تبلیغات محتوایی را تشکیل دهد. برای مثال می‌توانید یک گزارش از یک مشکل متداول در حوزه تجاری خود تهیه کنید و با استفاده از تبیلغات شبکه‌های اجتماعی این گزارش را ارتقا دهید. تا زمانی که محتوا تولید می‌شود و از طریق شبکه‌های پولی گسترش پیدا می‌کند، شما از تبلیغات محتوایی استفاده می‌کنید.

تبلیغات محتوایی در برابر بازاریابی محتوایی

مزیت‌های متنوعی برای بازاریابی محتوایی وجود دارد، ولی ابتدا باید تبلیغات محتوایی را با بازاریابی محتوایی مقایسه کنیم. بازاریابی محتوایی مبنای اصلی بازاریابی ربایشی است. در بازاریابی ربایشی، گروه‌های تجاری با ارائه و به اشتراک گذاری مطالب مفید، کاربردی و ارزشمند در قالب خبر یا گزارش، ویدئو، پادکست و... مخاطبان یا مشتریانی که به دنبال کسب اطلاعاتی در زمینه‌ای خاص هستند را به سمت خود جذب می‌کنند. ساختار کلی بازاریابی محتوایی پیوستگی هدفمندی دارد و از هم گسیخته نیست.

از طرف دیگر تبلیغات محتوایی به صورت هدفمند از هم گسیخته‌اند و طوری طراحی شده‌اند که توجه بیننده را بربایند و آن‌ها را برای انجام یک عکس العمل خاص وسوسه کنند.

یکی از ویژگی‌هایی که در هر دو زمینه تبلیغات محتوایی و بازاریابی محتوایی مورد اهمیت است، تاکید و اهمیت دادن به کیفیت است. درست است که شما با تولید محتوای تبلیغاتی در حال گسترش محتوای ارگانیگ خود از طریق کانال‌های پولی هستید، اما این بدین معنی نیست که محتوای بی‌کیفیت در برابر کاربران قرار دهید. کیفیت محتوا باید در بالاترین سطح خود باشد، چراکه شما با پرداخت هزینه در حال گسترش محتوای تجارت خود هستید، پس باید بیشترین بازده را بگیرید!

تفاوت اصلی دیگر بین تبلیغات محتوایی و بازاریابی محتوایی جایی است که مسئله وابستگی بازاریابی محتوایی به اصول سئو و رتبه بندی ارگانیک گوگل پیش می‌آید. مخاطبان و مشتریان بوجود آمده از طریق بازاریابی محتوایی از طریق جستجو‌های گوگل روانه تجارت شما می‌شوند، بنابراین افت و خیز جستجو‌های ارگانیک بر کیفیت این نوع بازاریابی تاثیرگذار است. اما از طرف دیگر تبلیغات محتوایی با چالش‌های همراه با بازاریابی محتوایی رو به رو نیست، کاهش دسترسی ارگانیک به محتوای اصلی شما تاثیری بر قدرت تبلیغات محتوایی از طریق کانال‌های پولی را ندارد.

امروزه، باید بدانیم که حجم جستجو‌های ارگانیک در حال کاهش هستند و این مسئله در آینده برای تجارت‌هایی که بر پایه جستجو‌های ارگانیک یا به زبان بهتر بازاریابی محتوایی بنا شده‌اند، می‌تواند خطر آفرین باشد. از این رو به نظر می‌رسد که تبلیغات محتوایی قدم منطقی بعدی در جهت گسترش محتوا به عنوان یک سلاح مفید در بازاریابی است.

آیا تبلیغات محتوایی همان تبلیغات همسان با یک اسم دیگر است؟

این سوال نیز یکی از ابهامات موجود در زمینه دیجیتال مارکتینگ است. تبلیغات محتوایی همان تبلیغات همسان یا تیتیو است؟ خیر، این تساوی تقریبا نادرست است.

تبلیغات همسان با ارائه گزارش همسان با ساختار پلتفورم ارائه دهنده آن موفقیت آمیز بوده است. در این نوع تبلیغات، بسیاری از کاربران به تفاوت موجود بین محتوای اصلی و محتوای تبلیغاتی پی نمی‌برند.

از طرف دیگر تبلیغات محتوایی باید در چشمان کاربر نسبت به محتوای اصلی قابل تشخیص باشد. در این زمان است که محتوای با کیفیت نقش تاثیرگذاری در تصمیم کاربر می‌گذارد. برای مثال شما به دنبال دانلود یک مقاله علمی هستید، واضح است که به روش ارائه آن توسط سایت میزبان اهمیت نمی‌دهید، تنها چیزی که دنبال آن هستید کیفیت خوب است. بنابراین شاید اصلا متوجه نشوید که بر روی یک تبلیغ کلیک کرده‌اید.

مزیت‌های تبلیغات محتوایی چیست؟

به احتمال زیاد شاخص‌ترین مزیت تبلیغات محتوایی نسبت به بازاریابی محتوایی عدم وابستگی به جستجو در موتور‌های جستجو یا نیاز به کشف شدن است. اگر برای گسترش محتوای خود هزینه‌ای پرداخت می‌کنید، دیگر نباید نگران جذب مخاطب یا مشتریان باشید، دیگر نیاز ندارید بیش از حد لازم بر روی اصول سئو کار کنید. خیلی ساده است؛ مخاطب حوزه خود را پیدا می‌کنید، کانالی را انتخاب می‌کنید که تا حد زیادی با نیاز‌های شما مطابقت می‌کند، هزینه‌ای پرداخت کرده و با تبلیغات محتوایی در آن کانال مشتریان زیادی را به سمت تجارت خود روانه می‌کنید.

مزیت دیگر تبلیغات محتوایی امکان تمرکز بر موضوعات ریز و در اصطلاح زیر ذره‌بین است. گسترش موضوعاتی که با تولید محتوای ارگانیک و کسب بازدید از طریق جستجو بسیار سخت است، براحتی با تبلیغات محتوایی امکان پذیر می‌شود. این بدین معنی است که می‌توانید نقاط هدف را در ذهن کاربران تشخیص دهید و با ارائه تبلیغ محتوایی حول آن موضوع نیاز‌های کاربر را برطرف کرده و نام برند و هویت شرکت تجاری خود را در ذهن خواننده ثبت کنید.

معایب تبلیغات محتوایی چیست؟

چالش تولید محتوای باکیفیت یکی از نکات قابل توجه در تبلیغات محتوایی است. اولین چالش پیش رو برای گروه‌های تجاری تولید محتوا است. این کار زمان بر بوده و به اصول خاصی وابسته است. تولید محتوای با کیفیت به زمان و هزینه کافی نیازمند است. برخی اوقات نیاز است تا افرادی را در جهت تولید محتوا استخدام کرده و هزینه‌های مالی خود را افزایش دهید؛ بنابراین یکی از معایب تبلیغات محتوایی بحث محدودیت بودجه است. چرا که تبلیغ در کانال‌های تبلیغی پولی مانند تبلیغات فیسبوک یا سایت‌های مرتبط به پول نیازمند است. در اینجاست که برای اهداف اصلی شرکت تجاری نباید از تبلیغات محتوایی استفاده شود، چراکه این نوع تبلیغات هزینه بر هستند و در بلند مدت پاسخگوی اهداف شرکت نخواهند بود.

از طرف دیگر مهارت در تمرکز بر روی موضوعات تخصصی و عدم نگرانی درباره دیده شدن چالش‌های خاص خود را دارد. هر چه جمعیت مخاطبان کمتر باشد، باید تمام تلاش خود را کنید که نرخ تبدیل افزایش پیدا کند. نرخ تبدیل یعنی تبدیل یک بازدید کننده به مشتری! چالش دیگر زمانی مشاهده می‌شود که کابران بعد از ورود از طریق تبلیغ دیگر به سمت تجارت شما باز نمی‌گردند، این بدین معنی است که گسترش بعضی از پروژه‌ها از طریق تبلیغات محتوایی به صرفه نیست و هزینه‌ها بیشتر از سود تجارت است؛ بنابراین توصیه می‌کنیم تا مخاطبان یا مشتریان خود را به صورت تخصصی بررسی کنید و در انتخاب نوع کانال پولی و کیفیت محتوا بیشترین دقت لازم را به خرج دهید. مهم این است که هزینه‌های شما جوابگوی اهداف اولیه تبلیغات محتوایی باشد.

چند دور کامل از تحقیقات بازار در یک بنگاه تجاری می تواند هزاران هزار بخش یا مجموعه اطلاعاتی را برای مجموعه شما فراهم آورد که باید بگونه ای مدیریت شده که به مدیران این اطمینان را بدهد که این مجموعه های اطلاعاتی در کل برای تصمیم گیرندگان ایجاد ارزش می‌کنند. استفاده از سیستم اطلاعات بازاریابی رویکردی است برای کار کردن و کنار آمدن با حجم انبوهی از اطلاعات حاصل از تحقیقات بازار که برای مراجعین یا حتی به منظور حمایت و پشتیبانی از استفاده این اطلاعات توسط مالک یک کسب و کار کوچک.

یک سیستم اطلاعات بازاریابی شامل سه بخش می شود:

1. سخت افزار و نرم افزار کامپیوتر که برای تحلیل اطلاعات و تهیه گزارش ها مورد استفاده قرار می گیرد.

2. یک سیستم برونداد برای تصمیم گیرندگان حوزه بازاریابی و تبلیغات.

3. چهار نوع اطلاعات که می توانند توسط سیستم اطلاعات بازاریابی مورد تحلیل قرار بگیرند.

یک سیستم اطلاعات بازاریابی چه وظایفی را انجام می دهد؟

یک سیستم اطلاعات بازاریابی یا MIS یک ابزار مطلوب برای متخصصین حرفه ای تحقیقات بازار است، چرا که این ابزار مجموعه ای جامع از وظایف را ارائه می دهد. یک سیستم اطلاعات بازاریابی می تواند برای تشخیص نوع اطلاعات که تصمیم گیرندگان در حوزه تبلیغات و بازاریابی به آنها نیاز دارند، مورد استفاده قرار بگیرد که در مجموع یک وظیفه بسیار مهم تلقی می شود. وظایف عمومی تر این سیستم شامل ظرفیت جمع آوری اطلاعات و سپس دسته بندی و منظم ساختن آن برای استفاده های آتی می باشد. یک سیستم اطلاعات بازاریابی اطلاعاتی را که جمع آوری می کند، حفظ و نگهداری کرده و موجب می شود

تا این اطلاعات برای تحلیل دیگر اطلاعاتی که در مراحل بعدی جمع آوری می شود، مورد استفاده قرار بگیرد. در نهایت یک سیستم اطلاعات بازاریابی می تواند برای توزیع اطلاعات مرتبط بین مدیران مختلفی که از آن اطلاعات برای ترفیع و ترویج محصول و خدمات استفاده می کنند، به کار گرفته شود. و البته از آنجاییکه استفاده از یک سیستم اطلاعات بازاریابی تحت نظر و هدایت یک محقق بازار است، این اطلاعات در زمان مقرر تحت اختیار مراجعین و مشتریان مختلف سازمان قرار می گیرد.

یک سیستم اطلاعات بازاریابی از چه نوع اطلاعاتی می تواند استفاده کند؟

از آنجائیکه یک سیستم اطلاعات بازاریابی بگونه ای طراحی شده است که سیستم و نظام چند وظیفه ای باشد، قادر به اداره کردن چند نوع مختلف از اطلاعات است. یعنی چندین منبع مختلف برای یک سیستم اطلاعات بازاریابی تامین اطلاعات می کنند که عبارتند از:

پایگاه داده های به دست آمده

اطلاعات داخلی شرکت

هوش بازاریابی

تحقیقات بازاریابی

سیستم اطلاعات بازاریابی می تواند وظیفه تولید و طبقه بندی مجموعه گزارش هایی برای رده‌های مختلفی از تصمیم گیران سازمانی را بر عهده داشته باشد.

چه نیازهایی توسط یک سیستم اطلاعات بازاریابی برطرف می شود؟

پایگاه داده های به دست آمده

حجم بسیار بالایی از اطلاعات در قالب پایگاه های داده در دسترس می باشد و یک بدنه شگفت‌آور از داده های مختلف نیز بدون هیچ هزینه ای می تواند در اختیار شرکت های قرار بگیرد. به عنوان مثال، پایگاه های داده دولت حاوی اطلاعات مختلف در زیمنه اقتصاد و اطلاعات جمعیت شناختی در رابطه با تک به تک افراد، گروه ها و شرکت ها می باشد.

اطلاعات داخلی شرکت

اطلاعات بدست آمده از فعالیت های فروش و بازاریابی به سیستم اطلاعات بازاریابی ارسال می‌شود و سپس در مرحله بعدی تفسیر اطلاعات در بین پایگاه های داده مختلف فرایند تولید گزارش را مقدور می سازد. همچنین، ترکیب سیستم اطلاعات بازاریابی با زیرساخت اینترانت داخلی شرکت می تواند دسترسی به اطلاعات واحدهای مختلف کسب و کار، پایگاه های داده سازمانی و حتی اطلاعات کارکنان را نیز مقدور سازد. منظور از اینترانت یک شبکه ارتباطات داخلی شرکت است.

هوش بازاریابی

تمامی اطلاعات مرتبط با محیط بازار می تواند از طریق فعالیت های اطلاعاتی هوشمند که به نظارت بر وبسایت های رقبا، نشریات تجاری صنعت و مشاهدات بازار توسط مردم در ترانشه ها تعلق دارد، مورد دسترس قرار بگیرند. دیگر راه های ممکن برای برای هوش بازار شامل نمایشگاه‌های تجاری، صحبت کردن با مشتریان و مراجعین، گفتگو با توزیع کنندگان در حین انجام کار و فعالیت و شرکت در فعالیت هایی از قبیل استخدام خریداران مخفی و آزمایشی و خرید و تست کردن محصولات و خدمات رقبا می شود.

تحقیقات بازاریابی

تحقیقات بازاریابی و اطلاعاتی که از این تحقیقات در یک سیستم اطلاعات بازاریابی جمع آوری شده است شامل اطلاعاتی از گزارش تحقیقات سندیکا و گزارش های تحقیقاتی سفارشی می‌شود که ممکن است از منبع تحقیقات ثانویه یا تحقیقات اولیه جدید حاصل آمده باشد. هر قدر اطلاعات تحقیقات بازار در رابطه با محیط کسب و کار، رقبا و مشتریان خاص و منحصر به فرد تر باشد، در مجموع ارزش بیشتری برای شرکت و سازمان هم دارد.

بر اساس گزارش ها، بیش از ۵۶ درصد از بزرگسالان آمریکا گوشی‌های هوشمند و ۳۵ درصد از آن‌ها تبلت دارند. بنابراین جای تعجب نیست که گوشی‌های همراه رسما در زندگی ما دخالت دارند. از پیام کوتاه، بازی، شبکه‌های اجتماعی تا گرفتن عکس، گفتگوی ویدئویی، بررسی اخبار و خرید. هر چیزی که فکرش را بکنید با گوشی‌های موبایل انجام می‌دهیم.

تحقیقات اخیر نشان داده که ۶۳ درصد از صاحبان گوشی‌های موبایل از اینترنت استفاده می‌کنند. مردم بیشتر از رسانه‌ها در موبایل خود استفاده می‌کنند تا رایانه‌های شخصی و تلویزیون.

اما در بازاریابی محتوایی این آمار چه معنایی دارد؟

مهم این است که این سوال را بپرسید: “مخاطبان ما را در کجا پیدا می‌کنند؟” اگر مخاطبان از طریق موبایل با برند شما ارتباط برقرار می‌کنند، -حتی اگر برای جستجوی گوگل- بنابراین بهتر است یک استراتژی محتوا برای موبایل در نظر بگیرید، تاکتیکی که شرکت‌ها امروزه از آن استفاده می‌کنند.

در اینجا چند نکته مفید برای اطمینان از این که کسب و کار شما برای موبایل آماده است را ارائه می‌دهیم:

۱- یک وبسایت مختص موبایل ایجاد کنید: اگر شرکت شما هنوز یک سایت که پاسخگوی موبایل باشد را راه اندازی نکرده، هم اکنون زمان مناسبی است. محتوای خود را در تلفن همراه با موثرترین UX ممکن از جمله فونت بزرگ و قابلیت دسترسی آسان برای به اشتراک گذاری محتوا، قرار دهید.

۲- یک اپلیکیشن موبایل طراحی کنید: تحقیقات نشان می‌دهد کاربران در واقع زمان بیشتری در اپلیکیشن‌های موبایل نسبت به وب موبایل، صرف می‌کنند. به همین دلیل برای کسب و کار شما بهتر است که یک اپلیکیشن موبایل طراحی کنید تا بتواند هدفمندی جغرافیایی و ارزش افزوده ارائه دهد و همچنین امکان ارائه پوش نوتیفیکیشن و بازی سازی را از طریق آن داشته باشید.

۳- محتوای خود را ساده و واضح ارائه دهید: ناشران باید در نظر داشته باشند که کاربران موبایل در حالی محتوا را می‌خوانند که در حال انجام چند کار چند منظوره هستند (در حال چت کردن با دوستان خود، تماشای تلویزیون یا غذا خوردن هستند.) عنوان‌های مختلف را تست کنید. تعداد کلمات خود را به حداقل برسانید و کیفیت را به کمیت ترجیح دهید و هر زمان که امکان دارد از تصاویر یا ویدئوها برای انتقال سریعتر مفاهیم استفاده کنید.

۴- از سئو برای بهینه سازی موبایل استفاده کنید: تبلت‌ها و گوشی‌های هوشمند ۲۶ درصد از کل ترافیک جستجوی محلی را تشکیل می‌دهند، بنابراین اگر کاربران بخواهند یک بانک محلی را پیدا کنند، مطمئن شوید که سایت شما کلیه کلمات کلیدی مناسب را به محتوا اضافه کرده است.

۵- مطالب خود را به مخاطب مناسب توزیع کنید: میلیون ها نفر از مردم به رسانه های اجتماعی دسترسی دارند. بنابراین ترویج محتوای شما از طریق فیس بوک، توییتر، گوگل +، Pinterest، یوتیوب، و یا LinkedIn هنوز یک برنامه عالی برای این اقدام است.

اگر پیام های تبلیغاتی تان قدرتمند نباشند و به دست مخاطبان مناسب خود نرسند، نمی توانید به نتایجی دست پیدا کنید که انتظارش را داشتید. به عبارت دیگر، هزینه ای را که صرف بازاریابی کرده اید، از دست خواهید داد و هیچ فروشی نخواهید داشت. هیچ مالک کسب و کاری دلش نمی خواهد این اتفاق برایش بیفتد! کلمات قدرت زیادی دارند، بنابراین باید به شکل هوشمندانه ای از آنها در تبلیغات تان استفاده کنید.

کسانی که به طور حرفه ای در زمینه تبلیغات کار می کنند، متون تاثیرگذاری را برای پیام های تبلیغاتی می نویسند که مشتری به خوبی با آنها ارتباط برقرار می کند و انگیزه می گیرد که دست به کار شود؛ اما اگر نتوانید با یک شرکت تبلیغاتی حرفه ای کار کنید چه؟ اگر مطمئن نباشید که تبلیغات چی مورد نظرتان به اندازه کافی حرفه ای است چه؟ خوشبختانه نظریات و ابزارهایی وجود دارند که می توانید بیاموزید و از آنها استفاده کنید تا خودتان پیام های تبلیغاتی حرفه ای بنویسید یا مطمئن شوید که تبلیغات‌چی‌تان بهترین پیام ممکن را به شما تحویل می دهد. کلمات به روش های گوناگونی ممکن است پیام تبلیغاتی تان را خراب کنند اما به سادگی و با یادگیری موارد زیر می توانید اشتباهات را اصلاح کنید.

1.     از کلمات زیادی استفاده کرده اید.

پژوهش ها نشان داده اند که بازه توجه مردم چیزی حدود 8 ثانیه است! پس مطمئن شوید که پیام تبلیغاتی تان وقت زیادی را از مردم نمی گیرد. این موضوع برای مخاطبان جوان تر اهمیت بیشتری نیز دارد. بازه توجه نسل هزاره به پیام های تبلیغاتی فقط و فقط 5 ثانیه است! نکته مهم این است که تک تک کلماتی را که حضورشان در پیام تبلیغاتی ضروری نیست، با بی رحمی تمام حذف کنید، وگرنه ممکن است زمان و هزینه ای که صرف بازاریابی کرده اید، نتیجه بخش نباشد و مردم حتی پیام تان را نخوانند و از آن رد شوند.

بروید سر اصل مطلب. کلمات اضافی. مانند «واقعا» یا «خیلی» را حذف کنید تا متن ساده باقی بماند. داستان طولانی تعریف نکنید. فراموش نکنید که فقط 5 تا 8 ثانیه فرصت دارید. این فرصت را از دست ندهید. یک تکنیک حذف لغات اضافی این است که وقتی پیام تبلیغاتی تان را نوشتید، یک خودکار قرمز بردارید و سعی کنید 30 درصد متن را کاهش دهید. در این روش شما باید غیرضروری ترین کلماتی را که می بینید، خط بزنید تا لغات باقی مانده تاثیرگذاری بیشتری پیدا کنند.

2. از لغات تخصصی استفاده کرده اید.

کلمات سخت و تخصصی جایی در پیام های تبلیغاتی ندارند، مگر اینکه در حیطه بسیار خاص و منحصر به فردی مشغول به فعالیت باشید. البته حتی در چنین شرایطی نیز مشتریان ترجیح می دهند ساده تر صحبت کنند و خود را خیلی درگیر اصطلاحات پیچیده نکنند. یکی از مهم ترین مولفه ها در هنگام نوشتن پیام های تبلیغاتی این است که مخاطب خود را درک کنید و پیامی بنویسید که به خوبی توجهش را جلب کند. مهم نیست که شما عاشق پیچیده حرف زدن هستید! اگر مشتریان تان نتوانند پیام تان را درک کنند، هیچ نتیجه ای نخواهید گرفت. نوشته تان را بازبینی کنید و کلمات و اصطلاحات سخت و تخصصی را پیدا کنید. آیا این لغات، درک پیام را برای مشتریان ساده کرده یا فقط حواس شان را از منظور اصلی شما پرت می کند؟ این لغات را با مترادف های ساده تری جایگزین کنید، مگر اینکه معنای خاصی برای مشتری تان داشته باشید.

 

 

 

3.  از ضمایر اشتباهی استفاده کرده اید.

پیام های تبلیغاتی عالی، مخاطب را مد نظر قرار می دهند، نه اینکه بخواهند در مورد شرکت، محصولات یا خدماتی که ارائه می شود، حرف بزنند. بنابراین پیام شما به جای ضمایر اول شخص (من، ما، -م، -مان)، باید از ضمایر دوم شخص استفاده کند (تو، شما، -ت، -تان). واقعیت این است که کسی به شما اهمیت نمی دهد. نکته مهم برای مشتری این است که محصولات یا خدمات تان بتواند کمکی به  آنها کرده یا زندگی شان را ساده تر کند.

این درواقع قاعده اصلی بازاریابی است که می گوید: «محصول یا خدمات شما مهم نیستند؛ بلکه توانایی آنها در برطرف کردن نیازهای مشتریان است که اهمیت دارد.» اگر پیام های تان حول محور «شما» نوشته شوند، به موفقیت چشمگیری دست نخواهید یافت. برای حل کردن این مشکل نگاهی به پیام تبلیغاتی تان بیندازید و دور ضمایر اول شخص استفاده شده و مواردی که در مورد خودتان یا کسب و کارتان گفته اید، خط بکشید. حالا ببینید که چطور می توانید این اطلاعات را طوری تغییر دهید که به مشتری و رفع نیازهای او بپردازد.

4.  از کلمات احساسی استفاده نکرده اید.

آیا پیام تبلیغاتی شما مشتریان را به طور احساسی درگیر می کنند؟ اگر این طور نیست، بهتر است آن را طوری بازنویسی کنید که احساس خاصی به مشتریان بدهد. پیامی که بتواند واکنش احساسی مردم را برانگیزد، کارآمدترین نوع پیام تبلیغاتی است. چرا؟ چون حداقل بخشی از دلیل مشتریان برای خرید یا استفاده از محصول یا خدمات شما به احساسات شان بستگی دارد.

5.  از جملات مجهول استفاده کرده اید.

وقتی که بودجه ای را به نوشتن پیام های تبلیغاتی اختصاص می دهید، می خواهید که مشتریان تان را ترغیب به اقدام و خرید محصولات خود بکنید. این پیام باید شامل فراخوانی باشد که به مردم انگیزه کافی را برای خرید بدهد. با این حال، اشتباهات کوچکی مانند استفاده از لحن مجهول در ساختار جملات می تواند تاثیر منفی ای بر نتایج بگذارد. در جملات مجهول علمی روی فاعل جمله انجام می شود (توپ (به وسیله فرهاد) شوت شد)، اما در جملات معلوم، این فاعل است که کای را انجام می دهد (فرهاد توپ را شوت کرد).

آیا می خواهید مردم واقعا دست به کار شوند یا فقط به اقدام کردن فکر کنند؟ تکلیف شان را معلوم کنید و ساختار جملات را به شکل معلوم (نه مجهول) بنویسید. درست کردن این اشتباه نیازمند این است که کمی ساختار جملات را تغییر دهید. پیام تان را بخوانید و جملاتی را که با لحن مجهول نوشته شده اند، با جملات معلوم جایگزین کنید. در نظر داشته باشید که ایجاد حس ضرورت و محدودبودن بازه زمانی می تواند بازدهی نتایج تان را بالاتر هم ببرد.

تا به حال اندیشیده‌اید که چرا در دنیای انبوه تبلیغات، برخی موفق می‌شوند و برخی با شکست مواجه می‌شوند؟ چرا تبلیغات بعضی از کسب و کارها بیشتر از بعضی دیگر دیده می‌شود؟ پاسخ این سوالات در مفهومی به نام استراتژی تبلیغات نهفته است. حال اینکه استراتژی تبلیغات دقیقا چیست و به چه کار می‌آید، موضوعی است که در این مقاله بررسی شده است. همچنین شما می‌توانید در اینجا با ۶ استراتژی تبلیغات آشنا شوید.

استراتژی تبلیغات برنامه‌ای است که برای قانع کردن مشتری به خرید کالا یا خدمات به کار می‌رود. عناصر اصلی این برنامه موارد زیر هستند:

خود محصول و مزایای آن

مشتریان و خصوصیات‌ آن‌ها

مسیرهای جایگزین برای آگاه کردن مشتریان از محصول

بهینه‌سازی انتخاب مشتریان با توجه به بودجه‌‌

تمامی اینها بدین معنی است که هدف باید روشن باشد، محیط باید به خوبی شناخته شود، ابزار لازم باید به‌طور مناسب دسته‌بندی شوند و تصمیمات باید بر مبنای منابع در دسترس اتخاذ شوند. ارزیابی مؤثر محصول، تعریف از بازار، تحلیل رسانه و بودجه‌ی مناسب، همگی دست به دست هم می‌دهند تا بهترین برنامه‌ی ممکن را داشته باشیم. البته این برنامه هیچ‌وقت خالی از عیب نخواهد بود چون منابع همیشه محدود هستند.

توسعه‌ی استراتژی

بیانه‌ی جایگاه

استراتژی‌های رسمی تبلیغات، بر مبنای «بیانیه‌ی جایگاه» هستند. بیانیه‌ی جایگاه، واژه‌ای تخصصی در حوزه‌ی بازاریابی و تبلیغات است و به این معناست که محصول شرکت در کجا قرار دارد، چه تفاوتی با کالا و خدمات رقیبان دارد و چگونه در اختیار مشتری قرار می‌گیرد.

مفهومی را که در بیانیه‌ی جایگاه نهفته است، مفهوم محصول می‌نامیم. مفهوم محصول، ارزش‌هایی که کالا یا خدمات ارائه می‌دهد و چارچوبی که در آن، جا می‌گیرد را معرفی می‌کند. بنابراین مفهوم محصول برای چاقوی شکار، با دمپایی روفرشیِ ابریشمیِ صورتی که در تاریکی برق می‌زند، خیلی فرق می‌کند! مفهوم محصول، انتخاب متن، تصویر و پیامی را که باید در تبلیغات از آنها استفاده شود، مشخص می‌کند. تعریفی از مشتریِ هدف و دلیل انتخاب و خرید کالا نیز باید به طور نهفته در بیانیه‌ی جایگاه وجود داشته باشد.

مشتری هدف

مشتری هدف، ترکیبی گیج‌کننده از افراد زیادی است. در مرحله‌ی اول شامل فردی است که در نهایت محصول ما را می‌خرد. بعد از آن، شامل افرادی می‌شود که در شرایط خاصی، تصمیم می‌گیرند که چه محصولی باید خریداری شود (اما خودشان آن را نمی‌خرند). و در آخر، شامل کسانی است که بر خرید محصول تأثیر می‌گذارند (بچه‌ها، همسر و دوستان). در حقیقت، صاحبان مشاغل کوچک که به مشتریان‌ خود نزدیک هستند، احتمالا می‌‌دانند دقیقا چطور آژانس تبلیغاتی را در مورد مشتری هدف راهنمایی کنند.

رسانه‌ی ارتباطی

از کدام کانال‌ها برای تبلیغات استفاده می‌کنید؟

بعد از اینکه محصول، محیط مربوط به آن و مشتریِ هدف مشخص شدند، مسیرهایی که می‌توان به مشتری دسترسی داشت (یعنی رسانه‌های ارتباطی) باید ارزیابی شوند. ۵ کانال اصلی در اختیار صاحبان مشاغل قرار دارند:

چاپی: روزنامه‌‌ها (روزانه یا هفتگی) یا مجلات

شنیداری: رادیو‌ی FM و AM

ویدئویی: ویدئوهای تبلیغاتی، فروش تلویزیونی

شبکه‌ی جهانی اینترنت

ایمیل مستقیم

تبلیغات محیطی: بیلبورد، تبلیغات بر روی وسایل حمل و نقل عمومی (تاکسی و اتوبوس)

هر کدام از این کانال‌ها مزایا و معایب و الگوهای قیمت مخصوص به خود را دارند. بنابراین مرحله‌ای مهم در استراتژی تبلیغات، توجه به این نکته بسیار مهم است: چطور با توجه به بودجه‌ای که در اختیار داریم بهترین ابزار را انتخاب کنیم تا مناسب‌ترین پیام را به بیشترین تعداد مشتریان برسانیم.

اجرا

مکان مناسبی برای اجرای تبلیغات پیدا کنید

کمپین تبلیغات با استراتژی تفاوت دارد. کمپین مجموعه‌ای از برنامه‌های مستقل و هماهنگ است؛ اما استراتژی نحوه‌ی اجرا را مشخص می‌کند. حضور تبلیغات در همه جا و به صورت مداوم در درجه‌ی اول اهمیت قرار دارد. تمامی جنبه‌های کمپین از جمله متن، تصاویر و موسیقی باید بازتابی از استراتژی تبلیغاتی باشند. این مخصوصا زمانی که از چند کانال مختلف، مثل تلویزیون، انتشارات، ایمیل و غیره استفاده می‌کنید مفید است. برای رسیدن به بیشترین انسجام لازم، خیلی از مبلغان حرفه‌ای از مفاهیمی استفاده می‌کنند که به صورت تصویر، شعار‌ تبلیغاتی و یا ترکیبی از چند روش است.

با این‌حال، صاحبان مشاغل کوچک باید به کمپین تبلیغاتی خود با دیدی واقع‌گرایانه نگاه کنند. البته، معمولا آنها دنبال راه‌حل‌های مؤثر و کم‌هزینه می‌گردند، اما در حالت عادی بعید است که بشود به طور همزمان از کانال تبلیغاتی‌ای استفاده کرد که هم مؤثر و هم ارزان باشد.

به همین دلیل است که مشخص کردن بودجه‌ای مناسب برای تبلیغات از اهمیت زیادی برخوردار است. نمی‌شود پولی را که از قسمت‌های دیگر اضافه آمده برای تبلیغات هزینه کرد. با تخصیص دادن پول کافی و استفاده از مناسب‌ترین کانال، می‌توانید به نتیجه‌ای که انتظار دارید برسید؛ یا حداقل وضعیت حاضر را بهبود ببخشید. از آنجا که هزینه‌ی ثابتی در ماه به این کار اختصاص می‌دهید، بهتر است بازدهی تبلیغات خود را ارزیابی کنید.

در اینجا تعدادی از بهترین استراتژی‌های تبلیغاتی را معرفی می‌کنیم که می‌توانید از آنها برای بهبود فعالیت‌های تبلیغاتی خود استفاده کنید:

۱. مخاطبِ هدف خود را شناسایی کنید

متاسفانه باید بگویم کالا یا خدماتی که شرکت شما ارائه می‌دهد، مناسب همه‌ی آدم‌های دنیا نیست. خیلی از کسب‌و‌کارهای کوچک، کمپین‌های تبلیغاتی هدفمندی ندارند؛ در حالی که مشخص کردن مخاطب هدف یکی از مزایای اولیه‌ی تبلیغات آنلاین است.

در حقیقت، باید بر مبنای داده‌هایی که جمع می‌کنید، بتوانید مخاطب هدف را به‌خوبی شناسایی کنید. با داشتن این اطلاعات و چیزهایی که از مشتریان فعلی خود می‌دانید، می‌توانید با تبلیغات‌ خوب، افرادی را که خصوصیات مشابهی با آنها دارند نیز مخاطب قرار دهید و بدین‌ شکل مشتریان بیشتری جمع کنید.

مهم نیست تبلیغات‌ شما آنلاین باشد یا نه؛ فقط باید اطمینان داشته باشید که متن و تصاویر تبلیغاتی، بازتابی از مشتریانی باشند که می‌خواهید با آنها کار کنید. این کلیدِ هدف‌گیریِ درست است.

۲. تبلیغات خود را ارزیابی و پیگیری کنید

خیلی از کسب‌و‌کارهای کوچک، اصلا نمی‌دانند آیا تبلیغاتشان نتیجه دارد یا نه. پلتفورم‌های تبلیغات آنلاین مانند Google AdWords و فیسبوک، اطلاعات زیادی درباره‌ی تبلیغات شما در اختیارتان قرار می‌دهند و این به شما کمک می‌کند تا متوجه شوید آیا تبلیغاتتان اثری دارد یا نه. ولی این بدین معنی نیست که لازم نیست به شخصه تبلیغ‌ خود را مورد بررسی و آزمایش قرار دهید، اما بدین معنی است که می‌توانید برای قدم‌های بعدی خود تصمیمات سریع‌تری اتخاذ کنید.

اگر تبلیغات‌ شما آنلاین نیست، حتما ایمیل یا شماره‌ تلفنی را برای شناخت بهتر اینکه کارها چطور پیش می‌رود اختصاص دهید. در ضمن مشتریان‌ هم می‌توانند از این طریق با شما در ارتباط باشند.

۳. بدانید که چه زمانی باید تبلیغ کنید

در نگاه اول، تبلیغ در تمام سال و اختصاص دادن بودجه‌ی مشخصی به صورت ماهانه برای این کار به نظر عاقلانه می‌رسد. اما امکان ندارد بتوانید در تمام سال به یک شکل و با یک نوع استراتژی تبلیغ کنید. اگر محصولات‌ شما فصلی هستند، باید در فصل مناسب تبلیغات‌ را به بالاترین حد برسانید. بهتر است کمی زودتر از فصل شروع کنید و بعضی از روش‌های تبلیغاتی را برای بعدا کنار بگذارید.

بسته به نوع کسب‌و‌کاری که دارید، شاید مثلا عید نوروز فصل خوبی برای فروش‌ محصول شما باشد. بهتر است همیشه پول بیشتری برای هزینه‌ی تبلیغات در زمان‌های اوج فروش کنار بگذارید. در آخر، بهتر است همیشه حواستان به رقبا هم باشد. اگر بودجه‌ی تبلیغات فصلی را از قبل کنار بگذارید، شاید حتی بتوانید از رقیبان‌ هم پیشی بگیرید.

۴. خوب برندسازی کنید

آیا مشتریان می‌توانند تبلیغ شما را برمبنای متن، تصاویر، انتخاب رنگ، لوگو یا حروف چاپی در یک نگاه تشخیص دهند؟ اگر این سؤال به نظرتان خنده‌دار می‌آید بهتر است نگاهی به کمپین‌های تبلیغاتی برندهای مهم و معروف بیندازید. خیلی وقت‌ها فقط با دیدن رنگ آن‌ها می‌توانید تشخیص دهید که به چه برندی تعلق دارند.

به مرور زمان، مشتریان طرح تبلیغ شما را شناسایی کرده و با آن ارتباط برقرار می‌کنند. شاید وسوسه شوید هر بار که تبلیغ جدیدی می‌سازید برند خود را تغییر دهید؛ اما این کار باعث گیج شدن مخاطبان شده و در بلند مدت تأثیر خود را از دست می‌‌دهد. هدف شما باید این باشد که برند‌تان را در مکان‌های خاص و با تبلیغاتی که برای مخاطبِ هدف‌ آشنا باشد نمایش دهید. در یک کلام، خوب برندسازی کنید و تصویر برند خود را تغییر ندهید تا مشتریان با شما ارتباط برقرار کرده و وفادار بمانند.

۵. از منابع خود به خوبی استفاده کنید

همه می‌دانیم که رتبه‌بندی در جستجوهای اینترنتی چقدر اهمیت دارد، اما شاید شما زمان و منابع کافی برای اینکه مطالب جدید و خلاقانه برای وب‌سایت خود تهیه کنید، نداشته باشید. در چنین مواقعی، بهترین فرصت است تا از خدماتی مانند Google AdWords و Bing Ads استفاده کنید تا بدون اینکه نیازی به بهینه‌سازی مطالب و کلمات کلیدی خود داشته باشید، در نتایج SERP در جایگاه‌های بالا ظاهر شوید. اگه بودجه‌ی کافی برای تبلیغ دارید اما وقت برای تهیه‌ی محتوا ندارید، می‌توانید از این منابع استفاده کنید.

اگر بودجه‌ی کمی را به تبلیغات اختصاص داده‌اید، عاقلانه نیست که برای تبلیغات در مجله‌ای گران‌قیمت هزینه کنید. یک کمپین در فیسبوک خیلی هوشمندانه‌تر است و می‌‌توانید هزینه‌ی روزانه‌تان را هم به این شکل کنترل کنید.

منابعی را که به‌راحتی در دسترس دارید صادقانه مورد ارزیابی قرار دهید و از آنها در راه رشد کسب‌و‌کار خود استفاده کنید.

۶. در مکان‌های مناسب خودتان را به نمایش بگذارید

داشتنِ تصورات زیاد در مورد مشتریان هدف، خطرناک است. به عنوان مثال، اگر برنامه‌ی رادیویی‌ای است که از آن خوشتان می‌آید و تصور می‌کنید مشتریان‌ شما هم آن را دوست دارند، عاقلانه نیست هزینه‌ی زیادی صرف تبلیغات در برنامه‌ی رادیویی کنید؛ زیرا هم گران است و هم ثابت شده چندان مؤثر نیست.

فرصت‌های زیادی برای صرفه‌جویی در هزینه‌ی تبلیغات وجود دارند. اگر در مکان نامناسبی تبلیغ کنید، پول خود را هدر می‌دهید. به جای این کار بهتر است مشتریان خود را بشناسید. سپس، آنها را مورد ارزیابی قرار دهید. به این فکر کنید دوست دارند در کدام سایت‌های اینترنتی وقت بگذرانند، کجا می‌توانید افراد دیگری شبیه به آنها پیدا کنید، چه کتاب‌ها یا مجلاتی می‌خوانند و به کدام برنامه‌های رادیویی یا پادکست‌ها گوش می‌دهند. وقتی مشتریان خود را درست بشناسید، بهتر می‌توانید آنها را به کسب‌و‌کار خود جذب کنید.

حرف آخر

تبلیغات چیزی نیست که آن را اجرا کنید و سپس فراموشش کنید. باید نگاهی راهبردی به آن داشته باشید و در زمان مناسب آن را به اجرا درآوردید.

 ویدیو ابزار قدرتمندی در بازاریابی محتوا محسوب می‌شود؛ ولی تولید ویدیوی مناسبی که با مخاطبان به‌خوبی ارتباط برقرار کند، به کمی تخصص نیاز دارد.

 

اگر مقالاتی را که در چند سال اخیر در مورد بازاریابی محتوا نوشته‌ شده‌اند بخوانید، می‌بینید که اغلب آن‌ها روی محتوای ویدیویی تأکید ویژه‌ای دارند. ولی اگر یاد نگرفته باشید که این محتوای ویدیویی را چگونه تولید کنید، تلاش شما در این حوزه فقط به خستگی و دلسردی منجر می‌شود.

محتوای ویدیویی محبوبیت خود را از آنجا به دست آورد که درآمدزایی بالا و هزینه‌ی تولیدی کمی داشت. همچنان که روندهای فناوری رو به گسترش هستند، هزینه‌ی تولید ویدیو نیز پایین‌تر می‌آید. به‌علاوه، ابزارهای ارتقاء محتوا و پیگیری نتایج، به پیشرفت تبلیغات کمک زیادی کرده‌اند و بازاریابان به‌راحتی می‌توانند با قیمتی مناسب، محتوای موفق تولید کنند.

نکته‌ی مهم این است که ساخت ویدیوی موفق، بیش از آنکه مستلزم تخصیص بودجه باشد، به استراتژی خوب بازاریابی نیاز دارد. پس قبل از اینکه همه‌ی کارهایتان را برای شروع فیلم‌برداری رها کنید، یک استراتژی خوب برای مفهوم محتوای بصری خود پیدا کنید.

پیش از تولید ویدیو، خوب فکر کنید

درست مثل همه‌ی محصولات تجاری دیگر که باید مرحله‌ی تست و آزمایش اولیه را بگذرانند، استراتژی شما هم نباید بدون بررسی و تحلیل دقیق، ویدیو را اولویت اول سرمایه‌گذاری‌های بازاریابی‌ قرار دهد. هرچند موتورهای جستجو و رسانه‌های اجتماعی بیش از هر زمان دیگری مردم را به سمت ویدیو سوق می‌دهند و به خرید پلتفرم‌های مخصوص تشویق می‌کنند؛ ولی یک رویکرد متفکرانه، هرگز سریع و نامطمئن پیش نمی‌رود.

محتوای شما تنها در صورتی تأثیرات گسترده‌ای خواهد داشت که به‌خوبی طراحی‌ شده باشد، با قوانین دنیای تجارت سازگاری داشته باشد و پیام پر مفهومی را ارسال کند. در غیر این صورت ویدیوی شما نمی‌تواند بازگشت سرمایه را تضمین کند و تلاش تیم بازاریابی را هدر می‌دهد.

سعی کنید در گروه شرکت‌هایی قرار نگیرید که با ویدیوهای نازل و بی‌کیفیت فراوان، این بازار را پرازدحام کرده‌اند. به چهار مرحله‌ای که در ادامه‌ی مطلب ذکر می‌کنیم توجه کنید و این نکات را در استراتژی بازاریابی خود لحاظ کنید:

استراتژی بازاریابی خود را به‌روز کنید

هر زمان که بخواهید یکی از عناصر استراتژی بازاریابی محتوا را اضافه یا حذف کنید، باید این تغییر را مستند کنید. این کار به شما کمک می‌کند پیش از اینکه به تولید محتوا دست بزنید، جایگاه خود را درک کنید. به‌علاوه باعث می‌شود متوجه شوید چه نوع محتوای خاص، شما را به موفقیت می‌رساند.

هنگامی‌که ویدیو را به اسناد بازاریابی‌ اضافه می‌کنید، دلیل تصمیم خود را برای اختصاص منابع بیشتر به ویدیو توضیح دهید. چه عاملی شما را به سمت این تصمیم سوق داده است؟ از این استراتژی چه هدفی را دنبال می‌کنید؟ برنامه‌ی دقیق شما چیست؟

همه‌چیز را با جزئیات بنویسید: اهداف، پارامترها، نتایج مورد انتظار از آزمایش‌ها، مخاطبان، استراتژی توزیع و ... . این کار را حتماً پیش از شروع ضبط ویدیو انجام دهید. به‌این‌ترتیب راحت‌تر با چالش‌های غیر منتظره روبرو می‌شوید.

مخاطبان خود را بشناسید و شرایط آن‌ها را درک کنید

آیا مخاطبان هدف از رسانه‌های اجتماعی استفاده می‌کنند؟ معمولاً از چه پلتفرمی بیشتر استفاده می‌کنند؟ به‌جز ویدیو، با چه محتوایی بهتر ارتباط برقرار می‌کنند؟

 

محتوای پیشین خود را بررسی کنید. چه آن‌ها که موفقیت‌آمیز بوده‌اند و چه مواردی که شکست‌ خورده‌اند. به‌این‌ترتیب می‌توانید برآورد کنید که چه ویدیویی برای کسب‌وکار شما مناسب است. اگر ویدیوی خود را در یوتیوب پست کنید درحالی‌که اکثر مخاطبان شما از اینستاگرام استفاده می‌کنند، به موفقیت نمی‌رسید. با ارزیابی رفتار مخاطبان، می‌توانید اطمینان حاصل کنید که ویدیوهای شما توسط افرادی که در دایره‌ی هدفتان قرار دارند، دیده می‌شوند.

با قدم‌های کوچک شروع کنید

هرگز در یک روز ، تعداد زیادی ویدیو پشت سرهم پست نکنید! در عوض، فیلم‌ها را به محتوای نوشتاری موجود (مثل پست‌هایی که کارایی بالایی داشته‌اند، یا صفحات خدمات و پشتیبانی وب‌سایتتان) اضافه کنید. صفحات فعلی سایت را ارتقاء دهید و با مقایسه‌ی عملکرد حال و گذشته، دید بهتری نسبت به تغییرات جدید به دست آورید.

فیلم‌های اولیه را کوتاه نگه‌دارید؛ مثلاً در حد ۱۵ تا ۳۰ ثانیه برای شبکه‌های اجتماعی. ممکن است اوایل کار اصلاً نیازی به فیلم‌برداری نداشته باشید و بتوانید با استفاده از عکس‌ها و تصاویر (و گاهی چند جمله‌ی متنی) یک ویدیوی ساده تولید کنید. ممکن است مخاطبان شما از یک اسلایدشو لذت ببرند؛ ولی برای موفقیت استراتژی بازاریابی، نیازی نیست با اسپیلبرگ قرارداد ببندید!

تست، تست و تست

فرض کنیم شما از ویدیوهای کوتاه شروع کرده‌اید و حالا چندین ویدیوی باکیفیت تولید کرده‌اید که موردعلاقه‌ی مخاطبان قرار گرفته‌اند. تبریک می‌گوییم؛ ولی هنوز کار به پایان نرسیده است. فقط به این دلیل که برخی از ویدیوهای شما با استقبال مشتریان مواجه شده‌اند، به این معنی نیست که همیشه همه‌ی فیلم‌هایتان کارآمد خواهند بود.

به‌جای تکیه به موفقیت‌های موقت و نامطمئن، به‌طور مداوم رویکرد خود را ارزیابی کنید و در صورت لزوم کارتان را اصلاح کنید. عملکردتان را بررسی کنید، روی محتوای جدیدتان تست A/B انجام دهید و هر زمان که فاکتورهای مورد آزمایش به شما اشاره می‌کنند، تغییرات لازم را اعمال کنید.

طرحی را که در مرحله‌ی اول نوشته بودید به یاد دارید؟ با به‌روزرسانی این طرح، تایم لاین موفقیت محتوای ویدیویی خود را مشاهده می‌کنید. اگر ویدیوهای شما موفق به نظر می‌رسند ولی هنوز نتوانسته‌اید به اهداف اصلی دست پیدا کنید، داده‌ها را چک کنید و در صورت لزوم، روش کارتان را عوض کنید.

محتوای ویدیویی می‌تواند ابزار قدرتمندی برای بازاریابی شما باشد؛ ولی مثل همه‌ی ابزارهای مؤثر، به تخصص نیاز دارد. شما با پیروی از این مراحل ساده، می‌توانید درآمد بازاریابی‌تان را در این بخش به حداکثر برسانید.

 

منبع: زومیت

 

آیا استارتاپ شما از بازاریابی محتوا به عنوان کانالی برای رشد استفاده می‌کند؟ اگر جواب شما به این سؤال «آری» است، پس جزء اکثریت هستید. بر اساس نظرسنجی شرکت WP Curve (که ارائه دهنده خدمات پشتیبانی به سایت‌های وردپرس است)، 89% استارتاپ‌های شرکت کننده در این نظرسنجی از بازاریابی محتوا استفاده می‌کردند.

 

این مسلماً رقم بسیار بزرگی در استفاده از استراتژی بازاریابی محتوا است، ولی این استارتاپ‌ها در عمل واقعاً چقدر در این زمینه موفق هستند؟

 استارتاپ طراحی گرافیک Design Pickle تقریباً 1200 مشتری اول خود را از طریق محتوا و پست‌های میهمان جذب کرد.

استارتاپ تحویل غذای Blue Apron در سال 2015 رشدی 500 درصدی داشت که حاصل ارائه سرویسی عالی و استراتژی‌های بازاریابی محتوای هوشمندانه بود. نمونه‌های بسیار دیگری وجود دارد که می‌توان به آن‌ها اشاره کرد. با اینکه بعضی از این استارتاپ‌ها در اجرای استراتژی بازاریابی محتوای خود چندان موفق نبودند، ولی بر اساس آمار می‌دانیم که 70% استارتاپ‌ها از تلاش‌های کانتنت مارکتینگ خود رضایت دارند.

  نتایج نظرسنجی WP Curve در مورد این رضایت به شکل زیر است:

چقدر از بازاریابی محتوایی خود راضی هستید؟

56 نفر از 63 نفر شرکت‌کننده در نظرسنجی به این پرسش پاسخ دادند.

1. تا حدی راضی (20 نفر / 36%)

2. بسیار راضی (19 نفر / 34%)

3. بی طرف (8 نفر / 14%)

4. تا حدی ناراضی (6 نفر / 11%)

5. بسیار ناراضی (3 نفر / 5%)

نظر ما در این مورد این است که بازاریابی محتوا مهم است، اگر نگوییم مهم‌ترین استراتژی رشد برای استارتاپ شماست. دلایل این موضوع این‌ها هستند:

محتوا بر دیگر استراتژی‌ها اثرگذار است

 

تلاش‌های بازاریابی محتوای شما تقریباً بر تمام استراتژی‌های آنلاین دیگر شما تأثیرگذار است. برای مثال:

    می‌خواهید افراد عضو لیست ایمیل شما شوند؟ محتوا می‌تواند کمک کند.

    روی استراتژی سئو کار می‌کنید؟ محتوای مرتبط و با کیفیت می‌تواند منجر به ایجاد ترافیک شود و سئوی شما را تقویت کند.

    به این فکر می‌کنید که در شبکه‌های اجتماعی چه چیزی ارسال کنید؟ به اشتراک گذاری پست‌های وبلاگتان از اهمیت به سزایی برخوردار است.

    می‌خواهید راهی پیدا کنید تا با اینفلوئنسرها یا سایر افراد ارزشمند ارتباط برقرار کنید؟ آوردن اسم آن‌ها در محتوای شما بهانه خوبی است تا در شبکه‌های اجتماعی با آن‌ها وارد ارتباط شوید.

    به دنبال راهی هستید تا عضویت در نرم‌افزار SaaS خود را افزایش دهید و اطلاعاتی که مشتریان نیاز دارند را در اختیارشان قرار دهید؟ با استفاده از محتوا این کار را کنید!

در عمل، محتوا می‌تواند پایه بسیاری از استراتژی‌های دیگر شما باشد، به خصوص ایجاد ترافیک بیشتر به وبسایتتان.

محتوا صدای شما را می‌رساند

هر کسب و کاری دوست دارد روی مخاطبان خود به شکلی نفوذ داشته باشد، اینطور نیست؟ محتوا ابزاری عالی برای پرورش صدایی مقتدرانه و ثبت کردن برند شما در ذهن مخاطبانتان است.

مسئله مهم ایجاد نفوذ و شهرت و حتی صدایی از اثرگذاری است. محتوای هوشمدانه این موضوع را انتقال می‌دهد که شما کسب و کاری جذاب برای دنبال کردن هستید.

بازاریابی محتوایی کم هزینه است

شما استارتاپ‌ها احتمالاً همیشه دغدغه‌های مالی زیادی دارید و سعی می‌کنید تا حد امکان در هزینه‌ها صرفه‌جویی کنید، مگر اینکه به شکلی سرمایه قابل توجهی دریافت کرده باشید. معمولاً بیشترین قسمت پولی که دارید صرف توسعه محصول می‌شود، و احتمالاً بودجه مارکتینگ را تا حد امکان کاهش می‌دهید.

اینجاست که محتوا به کارتان می‌آید.

در واقع تقریباً همه افراد می‌توانند تولید محتوا کنند (هر چند معنی آن این نیست که همه باید این کار را انجام دهند!). کانال‌های جدید رایگان یا بسیار ارزان زیادی وجود دارد که شما از طریق آن می‌توانید محتوای خود را تولید کنید و برای مخاطبان گسترده‌تری انتشار دهید.

بر اساس آماری که در وبسایت Neil Patel منتشر شد، بازاریابی محتوا 62% کمتر از بازاریابی سنتی هزینه دارد و سه برابر بیشتر از آن منجر به ایجاد lead یا سرنخ می‌شود.

محتوای خوب می‌تواند «همیشه سبز» باشد

محتوای «همیشه سبز» محتوایی است که هیچ وقت قدیمی نمی‌شود. اگر بتوانید محتوای خوبی تولید کنید، این محتوا تا سال‌ها می‌تواند برای شما ترافیک بیاورد. یعنی اینکه موضوعات را نباید فقط به این علت که ترند روز هستند انتخاب کنید، چرا که چنین موضوعاتی معمولاً تاریخ مصرف دارند.

چه سؤالات یا مشکلاتی هست که مشتریان شما همیشه برایش نیاز به پاسخ دارند؟ این‌ها موضوعاتی است که می‌تواند تبدیل به محتوای همیشه سبز شود، حتی اگر مجبور باشید هر چند وقت یکبار به خاطر تغییرات تکنولوژی این مطالب را آپدیت کنید.

  مشکلاتی که باید حواستان به آن‌ها باشد

همیشه مشکلاتی سر راه وجود دارد، و در اینجا برخی از رایج‌ترین مشکلات تولید محتوا که استارتاپ‌ها با آن مواجه هستند را با هم مرور می‌کنیم:

زمان

تولید محتوا نیازمند زمان بسیاری است. محتوا ممکن است نیازمند تحقیق، مصاحبه، فیلمبرداری، ضبط صدا، و یا فقط وقت گذاشتن و نوشتن افکارتان باشد.

بدون شک داشتن برنامه بلندمدت برای بازاریابی محتوا شامل تعهد زمانی قابل توجهی است، به ویژه اگر محتوا را فقط بنیانگذاران استارتاپ تولید کنند.

بازاریابی محتوا استراتژی بلندمدتی است. استارتاپ تازه شما به طور کلی لازم است که به مدت چند ماه به تولید محتوا ادامه دهد تا واقعاً بتواند نتایج آن را ببیند. در عین حال، شما نمی‌توانید انتظار داشته باشید که تولید محتوا به خودی خود باعث ورود کاربران به سایت شما شود. باید تلاش کنید تا آن محتوا را از طریق تکنیک‌ها و کانال‌های مختلف پخش کنید.

کیفیت

پیش از این اشاره کردیم که با این که هر کسی می‌تواند محتوا تولید کند، ولی معنایش این نیست که همه باید این کار را کنند! کیفیت عاملی مهم در تولید محتوای اثربخش است و هر کسی این توانایی را ندارد که بتواند محتوایی تولید کند که از کیفیت کافی برخوردار باشد (عامل زمان که در بالا اشاره کردیم هم می‌تواند در این مسئله دخیل باشد).

اگر استارتاپ شما هم در دام «سریع‌تر، ما به محتوا نیاز داریم» بیفتد، ممکن است منجر به کاهش کیفیت شود و مسلماً این موضوع برای شهرت شما خوب نیست. و شاید بدتر از آن، محتوای بی کیفیت روی رتبه شما در موتورهای جستجو تأثیر منفی ایجاد کند.

صرف زمان بیش از حد توسط بنیانگذاران برای محتوا

 بعضی وقت‌ها ایده خوبی است که بنیانگذاران خودشان محتوا تولید کنند. داستان‌ها و مطالعات موردی می‌تواند خیلی خوب به دل مخاطبان بنشیند، و بنیانگذاران استارتاپ بهترین افراد برای صحبت کردن راجع به این موضوعات هستند.

با این حال، مسلماً نقطه‌ای از راه می‌رسد که بنیانگذاران زمان بیش از اندازه‌ای را صرف وبلاگ می‌کنند، زمانی که می‌تواند روی دیگر فعالیت‌های مهم کسب و کار صرف شود.

تا سه ساعت در هفته می‌تواند زمان قابل قبولی برای تولید محتوا توسط شما به عنوان بنیانگذار باشد، ولی بیشتر از آن؟ در آن موقع احتمالاً وارد منطقه‌ای می‌شوید که بهتر است مسئولیت‌های تولید محتوا را به فرد دیگری محول کنید.

نتیجه‌گیری

اگر استارتاپ هستید، انجام درست بازاریابی محتوا مهم‌ترین کانال رشد شما خواهد بود. شواهد کافی وجود دارد که نشان‌دهنده این موضوع است و استارتاپ‌ها در موضوع بازاریابی محتوا در ابتدای صف قرار می‌گیرند.

محتوا شکل نسبتاً کم‌هزینه‌ای از بازاریابی است و به شما این فرصت را می‌دهد که تخصص خود را در معرض نمایش بگذارید و صدایی مقتدرانه از خود به گوش دیگران برسانید. بازاریابی محتوا روی تمام استراتژی‌های دیگری که دارید تأثیرگذار است.

 

منبع: برترین ها