چند دور کامل از تحقیقات بازار در یک بنگاه تجاری می تواند هزاران هزار بخش یا مجموعه اطلاعاتی را برای مجموعه شما فراهم آورد که باید بگونه ای مدیریت شده که به مدیران این اطمینان را بدهد که این مجموعه های اطلاعاتی در کل برای تصمیم گیرندگان ایجاد ارزش می‌کنند. استفاده از سیستم اطلاعات بازاریابی رویکردی است برای کار کردن و کنار آمدن با حجم انبوهی از اطلاعات حاصل از تحقیقات بازار که برای مراجعین یا حتی به منظور حمایت و پشتیبانی از استفاده این اطلاعات توسط مالک یک کسب و کار کوچک.

یک سیستم اطلاعات بازاریابی شامل سه بخش می شود:

1. سخت افزار و نرم افزار کامپیوتر که برای تحلیل اطلاعات و تهیه گزارش ها مورد استفاده قرار می گیرد.

2. یک سیستم برونداد برای تصمیم گیرندگان حوزه بازاریابی و تبلیغات.

3. چهار نوع اطلاعات که می توانند توسط سیستم اطلاعات بازاریابی مورد تحلیل قرار بگیرند.

یک سیستم اطلاعات بازاریابی چه وظایفی را انجام می دهد؟

یک سیستم اطلاعات بازاریابی یا MIS یک ابزار مطلوب برای متخصصین حرفه ای تحقیقات بازار است، چرا که این ابزار مجموعه ای جامع از وظایف را ارائه می دهد. یک سیستم اطلاعات بازاریابی می تواند برای تشخیص نوع اطلاعات که تصمیم گیرندگان در حوزه تبلیغات و بازاریابی به آنها نیاز دارند، مورد استفاده قرار بگیرد که در مجموع یک وظیفه بسیار مهم تلقی می شود. وظایف عمومی تر این سیستم شامل ظرفیت جمع آوری اطلاعات و سپس دسته بندی و منظم ساختن آن برای استفاده های آتی می باشد. یک سیستم اطلاعات بازاریابی اطلاعاتی را که جمع آوری می کند، حفظ و نگهداری کرده و موجب می شود

تا این اطلاعات برای تحلیل دیگر اطلاعاتی که در مراحل بعدی جمع آوری می شود، مورد استفاده قرار بگیرد. در نهایت یک سیستم اطلاعات بازاریابی می تواند برای توزیع اطلاعات مرتبط بین مدیران مختلفی که از آن اطلاعات برای ترفیع و ترویج محصول و خدمات استفاده می کنند، به کار گرفته شود. و البته از آنجاییکه استفاده از یک سیستم اطلاعات بازاریابی تحت نظر و هدایت یک محقق بازار است، این اطلاعات در زمان مقرر تحت اختیار مراجعین و مشتریان مختلف سازمان قرار می گیرد.

یک سیستم اطلاعات بازاریابی از چه نوع اطلاعاتی می تواند استفاده کند؟

از آنجائیکه یک سیستم اطلاعات بازاریابی بگونه ای طراحی شده است که سیستم و نظام چند وظیفه ای باشد، قادر به اداره کردن چند نوع مختلف از اطلاعات است. یعنی چندین منبع مختلف برای یک سیستم اطلاعات بازاریابی تامین اطلاعات می کنند که عبارتند از:

پایگاه داده های به دست آمده

اطلاعات داخلی شرکت

هوش بازاریابی

تحقیقات بازاریابی

سیستم اطلاعات بازاریابی می تواند وظیفه تولید و طبقه بندی مجموعه گزارش هایی برای رده‌های مختلفی از تصمیم گیران سازمانی را بر عهده داشته باشد.

چه نیازهایی توسط یک سیستم اطلاعات بازاریابی برطرف می شود؟

پایگاه داده های به دست آمده

حجم بسیار بالایی از اطلاعات در قالب پایگاه های داده در دسترس می باشد و یک بدنه شگفت‌آور از داده های مختلف نیز بدون هیچ هزینه ای می تواند در اختیار شرکت های قرار بگیرد. به عنوان مثال، پایگاه های داده دولت حاوی اطلاعات مختلف در زیمنه اقتصاد و اطلاعات جمعیت شناختی در رابطه با تک به تک افراد، گروه ها و شرکت ها می باشد.

اطلاعات داخلی شرکت

اطلاعات بدست آمده از فعالیت های فروش و بازاریابی به سیستم اطلاعات بازاریابی ارسال می‌شود و سپس در مرحله بعدی تفسیر اطلاعات در بین پایگاه های داده مختلف فرایند تولید گزارش را مقدور می سازد. همچنین، ترکیب سیستم اطلاعات بازاریابی با زیرساخت اینترانت داخلی شرکت می تواند دسترسی به اطلاعات واحدهای مختلف کسب و کار، پایگاه های داده سازمانی و حتی اطلاعات کارکنان را نیز مقدور سازد. منظور از اینترانت یک شبکه ارتباطات داخلی شرکت است.

هوش بازاریابی

تمامی اطلاعات مرتبط با محیط بازار می تواند از طریق فعالیت های اطلاعاتی هوشمند که به نظارت بر وبسایت های رقبا، نشریات تجاری صنعت و مشاهدات بازار توسط مردم در ترانشه ها تعلق دارد، مورد دسترس قرار بگیرند. دیگر راه های ممکن برای برای هوش بازار شامل نمایشگاه‌های تجاری، صحبت کردن با مشتریان و مراجعین، گفتگو با توزیع کنندگان در حین انجام کار و فعالیت و شرکت در فعالیت هایی از قبیل استخدام خریداران مخفی و آزمایشی و خرید و تست کردن محصولات و خدمات رقبا می شود.

تحقیقات بازاریابی

تحقیقات بازاریابی و اطلاعاتی که از این تحقیقات در یک سیستم اطلاعات بازاریابی جمع آوری شده است شامل اطلاعاتی از گزارش تحقیقات سندیکا و گزارش های تحقیقاتی سفارشی می‌شود که ممکن است از منبع تحقیقات ثانویه یا تحقیقات اولیه جدید حاصل آمده باشد. هر قدر اطلاعات تحقیقات بازار در رابطه با محیط کسب و کار، رقبا و مشتریان خاص و منحصر به فرد تر باشد، در مجموع ارزش بیشتری برای شرکت و سازمان هم دارد.

بر اساس گزارش ها، بیش از ۵۶ درصد از بزرگسالان آمریکا گوشی‌های هوشمند و ۳۵ درصد از آن‌ها تبلت دارند. بنابراین جای تعجب نیست که گوشی‌های همراه رسما در زندگی ما دخالت دارند. از پیام کوتاه، بازی، شبکه‌های اجتماعی تا گرفتن عکس، گفتگوی ویدئویی، بررسی اخبار و خرید. هر چیزی که فکرش را بکنید با گوشی‌های موبایل انجام می‌دهیم.

تحقیقات اخیر نشان داده که ۶۳ درصد از صاحبان گوشی‌های موبایل از اینترنت استفاده می‌کنند. مردم بیشتر از رسانه‌ها در موبایل خود استفاده می‌کنند تا رایانه‌های شخصی و تلویزیون.

اما در بازاریابی محتوایی این آمار چه معنایی دارد؟

مهم این است که این سوال را بپرسید: “مخاطبان ما را در کجا پیدا می‌کنند؟” اگر مخاطبان از طریق موبایل با برند شما ارتباط برقرار می‌کنند، -حتی اگر برای جستجوی گوگل- بنابراین بهتر است یک استراتژی محتوا برای موبایل در نظر بگیرید، تاکتیکی که شرکت‌ها امروزه از آن استفاده می‌کنند.

در اینجا چند نکته مفید برای اطمینان از این که کسب و کار شما برای موبایل آماده است را ارائه می‌دهیم:

۱- یک وبسایت مختص موبایل ایجاد کنید: اگر شرکت شما هنوز یک سایت که پاسخگوی موبایل باشد را راه اندازی نکرده، هم اکنون زمان مناسبی است. محتوای خود را در تلفن همراه با موثرترین UX ممکن از جمله فونت بزرگ و قابلیت دسترسی آسان برای به اشتراک گذاری محتوا، قرار دهید.

۲- یک اپلیکیشن موبایل طراحی کنید: تحقیقات نشان می‌دهد کاربران در واقع زمان بیشتری در اپلیکیشن‌های موبایل نسبت به وب موبایل، صرف می‌کنند. به همین دلیل برای کسب و کار شما بهتر است که یک اپلیکیشن موبایل طراحی کنید تا بتواند هدفمندی جغرافیایی و ارزش افزوده ارائه دهد و همچنین امکان ارائه پوش نوتیفیکیشن و بازی سازی را از طریق آن داشته باشید.

۳- محتوای خود را ساده و واضح ارائه دهید: ناشران باید در نظر داشته باشند که کاربران موبایل در حالی محتوا را می‌خوانند که در حال انجام چند کار چند منظوره هستند (در حال چت کردن با دوستان خود، تماشای تلویزیون یا غذا خوردن هستند.) عنوان‌های مختلف را تست کنید. تعداد کلمات خود را به حداقل برسانید و کیفیت را به کمیت ترجیح دهید و هر زمان که امکان دارد از تصاویر یا ویدئوها برای انتقال سریعتر مفاهیم استفاده کنید.

۴- از سئو برای بهینه سازی موبایل استفاده کنید: تبلت‌ها و گوشی‌های هوشمند ۲۶ درصد از کل ترافیک جستجوی محلی را تشکیل می‌دهند، بنابراین اگر کاربران بخواهند یک بانک محلی را پیدا کنند، مطمئن شوید که سایت شما کلیه کلمات کلیدی مناسب را به محتوا اضافه کرده است.

۵- مطالب خود را به مخاطب مناسب توزیع کنید: میلیون ها نفر از مردم به رسانه های اجتماعی دسترسی دارند. بنابراین ترویج محتوای شما از طریق فیس بوک، توییتر، گوگل +، Pinterest، یوتیوب، و یا LinkedIn هنوز یک برنامه عالی برای این اقدام است.

سالیان درازی است که اصول اخلاقی در تبلیغات تجاری توسط برخی صاحبان کسب و کار رعایت نمی شود و این بیماری در صنعت تبلیغات کشور رخنه کرده است. نتیجه آن نیز در پاره ای از موارد به بدبینی مردم نسبت به تبلیغات و یا بالعکس تطمیع و فریب خوردن چندباره آنان بوده است.

قطعا تبلیغات صحیح، اصولی و اخلاقی، دستاوردهای ارزشمند و فراوانی به دنبال دارد که بدیهی ترین آنها، افزایش میزان فروش، کاهش یا ثبات قیمت کالا، شهرت نام تجاری و حتی ایجاد اشتغال می باشد اما بی توجهی به رعایت موازین اخلاقی، همگی دستاوردهای فوق را مختل خواهد نمود. از این رو در این مقاله مختصر به چند مورد از هنجارهای اخلاقی در تبلیغات خواهیم پرداخت.

1. صداقت و عدم بزرگنمایی

باید محصول واقعی خود را معرفی نماییم؛ بدون کم و کاست اما افزودن هر ارزشی که محصول ما فاقد آن است، مصداق فریب مشتری و گویای عدم صداقت ما است. اغراق در کیفیت محصول با استفاده از تصاویر نمادین و زیبای کالا روی بسته بندی که هیچ سنخیتی با محصول داخل آن ندارد یکی از این مصادیق است.

2. عدم تخریب رقبا و محصولات رقیب

برای بالا بردن نام نشان تجاری خود نباید رقبا را زیر پا گذاشت بلکه باید با ارائه مزایای رقابتی و نسبی محصول مان، رقبا را پشت سر بگذاریم. وظیفه ما دادن اطلاعات کامل به مشتری در قالب تبلیغات است و این مخاطب است که حق دارد با تحقیق و مقایسه، محصول نهایی را جهت خرید انتخاب کند.

3. عدم تهدید یا ایجاد ارعاب در مشتری

 

اگرچه این مورد در پاره ای از موارد قابل استفاده است، به مانند تبلیغات فرهنگی راهنمایی و رانندگی در زمینه بستن کمربند ایمنی؛ اما در بستر تبلیغات تجاری نباید مخاطب را ترساند و در صورت عدم استفاده از محصول، او را تهدید کرد. به عنوان مثال در تبلیغات بهداشتی یک خمیر  دندان، بیان می شود که در صورت عدم استفاده از محصول ما، دندان های تان را از دست خواهید داد.

4. واجدیت استانداردهای لازم

اگر هنوز استانداردهای لازم را برای محصول خود دریافت نکرده اید. نباید تبلیغات را آغاز کنید. زمانی به ارتقا شهرت محصول خود بیندیشید که از لحاظ کمی و کیفی، واجدیت های لازم را اخذ کرده است و همه شرایط مطلوب و مناسب، برای مشتری در نظر گرفته شده است.

5. عدم استفاده از مولفههای نامربوط با کالا

استفاده از نام، محبوبیت و شهرت یک بازیگر یا ورزشکار که هیچ ارتباطی با نوع کالای تبلیغ شده ندارد، اگرچه امری رایج اما حرکتی غیراخلاقی است؛ چرا که به نوعی موجب فریب مخاطب گشته و احساس او را بر منطق وی جهت خرید کالای برتر غالب می نماید. البته می توان با ظرافت های لازم این حسن ارتباط را ایجاد کرد و از نقاط قوت مرتبط افراد فوق، برای تبلیغ کالا بهره برد.

6. عدم سوءاستفاده از زودباوری کودکان

با توجه به اینکه کودکان شرایط فکری لازم را برای تصمیم گیری و خرید کالای مناسب و برتر ندارند، نباید به هیچ عنوان در برنامه های تلویزیونی، رادیویی و ... این گروه سنی، تبلیغات تجاری انجام داد؛ بلکه به منظور تحریک آنان برای خرید، از رسانه های تبلیغاتی در سایر فضاها بهره برد تا آنان بتوانند به کمک والدین شان خرید نهایی را به سرانجام برسانند.

7. عدم ایجاد نیاز کاذب در مخاطب

مهم ترین انتقادی که از تبلیغات تجاری می شود، این است که مردم را مصرف زده بار می آورد و ناخواسته آنان را وادار می کند تا خریدهایی را انجام دهند که یا در اولویت های زندگی آنان نبوده و یا اصلا بدان نیازی ندارند. متاسفانه این اتفاق حتی به زمینه های درمانی و پزشکی نیز سرایت کرده است تا بدان جا که افراد به عمل های جراحی غیر ضروری روی آورده تا نیاز کاذب درون خود را پاسخ داده باشند.

8. تناسب با فرهنگ جامعه و مخاطب

استفاده از تصاویر یا عباراتی که منطبق با فرهنگ غرب بوده و با فرهنگ ایرانی اسلامی ما سازگار نیست، موجب تخریب سلامت اجتماعی جامعه می شود. همچنین سوءاستفاده از باورهای فرهنگی و مذهبی مردم در تبلیغات امری نکوهیده و غیراخلاقی می باشد.

9. ممنوعیت از تقلید

استفاده از آهنگ ها و یا اشعار مشابه پیام های تبلیغاتی بازرگانی سایر محصولات و یا استفاده از اشخاصی که شباهت آنان تداعی گر چهره فردی صاحب نام است و یا الگوبرداری مو به مو از تبلیغات غربی سایر محصولات، امری ناصحیح و ناشایست است.

اگر پیام های تبلیغاتی تان قدرتمند نباشند و به دست مخاطبان مناسب خود نرسند، نمی توانید به نتایجی دست پیدا کنید که انتظارش را داشتید. به عبارت دیگر، هزینه ای را که صرف بازاریابی کرده اید، از دست خواهید داد و هیچ فروشی نخواهید داشت. هیچ مالک کسب و کاری دلش نمی خواهد این اتفاق برایش بیفتد! کلمات قدرت زیادی دارند، بنابراین باید به شکل هوشمندانه ای از آنها در تبلیغات تان استفاده کنید.

کسانی که به طور حرفه ای در زمینه تبلیغات کار می کنند، متون تاثیرگذاری را برای پیام های تبلیغاتی می نویسند که مشتری به خوبی با آنها ارتباط برقرار می کند و انگیزه می گیرد که دست به کار شود؛ اما اگر نتوانید با یک شرکت تبلیغاتی حرفه ای کار کنید چه؟ اگر مطمئن نباشید که تبلیغات چی مورد نظرتان به اندازه کافی حرفه ای است چه؟ خوشبختانه نظریات و ابزارهایی وجود دارند که می توانید بیاموزید و از آنها استفاده کنید تا خودتان پیام های تبلیغاتی حرفه ای بنویسید یا مطمئن شوید که تبلیغات‌چی‌تان بهترین پیام ممکن را به شما تحویل می دهد. کلمات به روش های گوناگونی ممکن است پیام تبلیغاتی تان را خراب کنند اما به سادگی و با یادگیری موارد زیر می توانید اشتباهات را اصلاح کنید.

1.     از کلمات زیادی استفاده کرده اید.

پژوهش ها نشان داده اند که بازه توجه مردم چیزی حدود 8 ثانیه است! پس مطمئن شوید که پیام تبلیغاتی تان وقت زیادی را از مردم نمی گیرد. این موضوع برای مخاطبان جوان تر اهمیت بیشتری نیز دارد. بازه توجه نسل هزاره به پیام های تبلیغاتی فقط و فقط 5 ثانیه است! نکته مهم این است که تک تک کلماتی را که حضورشان در پیام تبلیغاتی ضروری نیست، با بی رحمی تمام حذف کنید، وگرنه ممکن است زمان و هزینه ای که صرف بازاریابی کرده اید، نتیجه بخش نباشد و مردم حتی پیام تان را نخوانند و از آن رد شوند.

بروید سر اصل مطلب. کلمات اضافی. مانند «واقعا» یا «خیلی» را حذف کنید تا متن ساده باقی بماند. داستان طولانی تعریف نکنید. فراموش نکنید که فقط 5 تا 8 ثانیه فرصت دارید. این فرصت را از دست ندهید. یک تکنیک حذف لغات اضافی این است که وقتی پیام تبلیغاتی تان را نوشتید، یک خودکار قرمز بردارید و سعی کنید 30 درصد متن را کاهش دهید. در این روش شما باید غیرضروری ترین کلماتی را که می بینید، خط بزنید تا لغات باقی مانده تاثیرگذاری بیشتری پیدا کنند.

2. از لغات تخصصی استفاده کرده اید.

کلمات سخت و تخصصی جایی در پیام های تبلیغاتی ندارند، مگر اینکه در حیطه بسیار خاص و منحصر به فردی مشغول به فعالیت باشید. البته حتی در چنین شرایطی نیز مشتریان ترجیح می دهند ساده تر صحبت کنند و خود را خیلی درگیر اصطلاحات پیچیده نکنند. یکی از مهم ترین مولفه ها در هنگام نوشتن پیام های تبلیغاتی این است که مخاطب خود را درک کنید و پیامی بنویسید که به خوبی توجهش را جلب کند. مهم نیست که شما عاشق پیچیده حرف زدن هستید! اگر مشتریان تان نتوانند پیام تان را درک کنند، هیچ نتیجه ای نخواهید گرفت. نوشته تان را بازبینی کنید و کلمات و اصطلاحات سخت و تخصصی را پیدا کنید. آیا این لغات، درک پیام را برای مشتریان ساده کرده یا فقط حواس شان را از منظور اصلی شما پرت می کند؟ این لغات را با مترادف های ساده تری جایگزین کنید، مگر اینکه معنای خاصی برای مشتری تان داشته باشید.

 

 

 

3.  از ضمایر اشتباهی استفاده کرده اید.

پیام های تبلیغاتی عالی، مخاطب را مد نظر قرار می دهند، نه اینکه بخواهند در مورد شرکت، محصولات یا خدماتی که ارائه می شود، حرف بزنند. بنابراین پیام شما به جای ضمایر اول شخص (من، ما، -م، -مان)، باید از ضمایر دوم شخص استفاده کند (تو، شما، -ت، -تان). واقعیت این است که کسی به شما اهمیت نمی دهد. نکته مهم برای مشتری این است که محصولات یا خدمات تان بتواند کمکی به  آنها کرده یا زندگی شان را ساده تر کند.

این درواقع قاعده اصلی بازاریابی است که می گوید: «محصول یا خدمات شما مهم نیستند؛ بلکه توانایی آنها در برطرف کردن نیازهای مشتریان است که اهمیت دارد.» اگر پیام های تان حول محور «شما» نوشته شوند، به موفقیت چشمگیری دست نخواهید یافت. برای حل کردن این مشکل نگاهی به پیام تبلیغاتی تان بیندازید و دور ضمایر اول شخص استفاده شده و مواردی که در مورد خودتان یا کسب و کارتان گفته اید، خط بکشید. حالا ببینید که چطور می توانید این اطلاعات را طوری تغییر دهید که به مشتری و رفع نیازهای او بپردازد.

4.  از کلمات احساسی استفاده نکرده اید.

آیا پیام تبلیغاتی شما مشتریان را به طور احساسی درگیر می کنند؟ اگر این طور نیست، بهتر است آن را طوری بازنویسی کنید که احساس خاصی به مشتریان بدهد. پیامی که بتواند واکنش احساسی مردم را برانگیزد، کارآمدترین نوع پیام تبلیغاتی است. چرا؟ چون حداقل بخشی از دلیل مشتریان برای خرید یا استفاده از محصول یا خدمات شما به احساسات شان بستگی دارد.

5.  از جملات مجهول استفاده کرده اید.

وقتی که بودجه ای را به نوشتن پیام های تبلیغاتی اختصاص می دهید، می خواهید که مشتریان تان را ترغیب به اقدام و خرید محصولات خود بکنید. این پیام باید شامل فراخوانی باشد که به مردم انگیزه کافی را برای خرید بدهد. با این حال، اشتباهات کوچکی مانند استفاده از لحن مجهول در ساختار جملات می تواند تاثیر منفی ای بر نتایج بگذارد. در جملات مجهول علمی روی فاعل جمله انجام می شود (توپ (به وسیله فرهاد) شوت شد)، اما در جملات معلوم، این فاعل است که کای را انجام می دهد (فرهاد توپ را شوت کرد).

آیا می خواهید مردم واقعا دست به کار شوند یا فقط به اقدام کردن فکر کنند؟ تکلیف شان را معلوم کنید و ساختار جملات را به شکل معلوم (نه مجهول) بنویسید. درست کردن این اشتباه نیازمند این است که کمی ساختار جملات را تغییر دهید. پیام تان را بخوانید و جملاتی را که با لحن مجهول نوشته شده اند، با جملات معلوم جایگزین کنید. در نظر داشته باشید که ایجاد حس ضرورت و محدودبودن بازه زمانی می تواند بازدهی نتایج تان را بالاتر هم ببرد.

گفته مي‌شود تبليغات يكي از پرقدرت‌ترين ابزارهاي مديريتي در بازاريابي است؛ در واقع تبليغات وسيله‌اي جهت تسريع در حركت كالا از نقطه توليد به مصرف محسوب مي‌شود. پرواضح است كه سرمايه بيشتر در اين زمينه فرصت تبليغ بيشتري را هم در اختيار توليد‌كننده خواهد گذاشت. همين موضوع قابل اهميت در بحث سودآوري براي توليد‌كنندگان نيز صدق خواهد كرد و البته داراي قوانين خاص خود است. در نقطه مقابل ما با قوانيني مواجه هستيم كه اين فرصت را از كالاي خارجي سلب كرده و مي‌تواند در اختيار توليد‌كننده داخلي قرار دهد كه اگر از اين قوانين تمكين شود، صرف نگاه مادي و اقتصادي كه تأمين‌كننده درآمدزايي تبليغات است، كنار رفته و نگاه ملي در اين زمينه ميداندار و تصميم‌ساز خواهد بود.

بارها از زبان مردم شنيده‌ايم كه دلايل نخريدن كالاي ايراني را مبتني بر كيفيت پايين، عدم‌زيبايي و فقدان خدمات پس از فروش توصيف مي‌كنند و در ادامه مصرف كالا و توليدات ايراني براي مسئولان و دولتي‌ها را ضروري مي‌دانند و معتقد هستند بازار را تبليغات خارجي پر كرده است؛ اظهاراتي كه پر بيراه هم نيست و حتي به رغم قرار گرفتن در سالي كه به نام حمايت از كالاي ايراني معرفي شده است، شاهد هستيم رسانه ملي دقايق طولاني‌تري را به تبليغات برندهاي خارجي اختصاص مي‌دهد.

شايد بد نباشد كه اين نكته يادآوري شود قوانين حاكم و جاري ما براي تبليغ كالاي خارجي ممنوعيت و محدوديت‌هايي در نظر گرفته‌اند اما اين تمكين‌كنندگان از قوانين هستند كه بنا بر كسب منافع اقتصادي و درآمدي و نه صرفاً ملي، قائل به اعمال اين محدوديت‌ها نيستند.

اكنون نيز به گفته دبير شوراي عالي رسانه بسيج اصناف، لازم است قانون مربوط به ممنوعيت تبليغ كالاي خارجي كه مشابه داخلي دارد توسط دستگاه‌هاي ذيربط با جديت، پيگيري و اعمال شود.

مجيد طليمي در اين زمينه با استناد به مصوبه سياست‌ها و ضوابط حاكم بر تبليغات محيطـي توضيح داده است: طبق ماده 5 قانون مصوب شوراي فرهنگ عمومي، هر نوع تبليغات بازرگاني شركت‌ها، كالاها و خدمات خارجي، از طريق تابلوهاي اختصاصي واحدهاي صنفي، توزيعي، فروشگاه‌ها و مراكز خريد ممنوع است.

وي معتقد است: براي حمايت كامل از كالاي ايراني و توليد داخلي طبق قوانين تصويب شده شوراي فرهنگ عمومي، تبليغات كالاهاي خارجي نبايد به نحوي باشد كه موجب سلب اعتماد جامعه از توليدات داخلي شود و بخشي از فضاهاي تبليغات شهري و بـرون‌شـهري بايـد بـه تبليغـات تأثيرگذار فرهنگي اختصاص يابد. طليمي همچنين توضيح مي‌دهد: بر اساس تبصره یک اين قانون، تبليغ كالا و خـدمات خـارجي‌اي كـه مشـابه داخلـي نـدارد، در بزرگراه‌ها، تابلوهاي بزرگ شهري و بين‌شـهري، پـل‌هاي عـابرپيـاده، تابلوهاي الكترونيكي، فرودگاه‌ها، پايانـه‌هاي مسـافربري، ايسـتگاه‌هاي اتوبوس و قطار شهري و بين‌شهري، ورزشگاه‌ها، نمايشگاه‌ها، بوستان‌هـا، مجتمع‌هاي فرهنگي و هنري، فرهنگسراها، كتابخانه‌ها، دانشگاه‌ها و مراكز آموزشي، مبادي ورودي شهرها، ميـادين بـزرگ و نقـاط پرتـردد ممنـوع است كه متأسفانه در برخي موارد شاهد رعايت نكردن اين قوانين بسيار مهم در سطح كشور هستيم.

دبير شوراي عالي رسانه بسيج اصناف با نگاه به تبصرهی سه اين قانون خاطر نشان مي‌كند: تابلوهاي واحدهاي صنفي، بايد فقط به شناسه كـاربري واحـد صنفي مربوطه و معرفـي آن اختصـاص داده شـود و در صـورت اخـذ نمايندگي از كالا و خدمات خـارجي، فقط مجـاز بـه اسـتفاده از ده درصد ظرفيت تابلوهاست، اين در حالي است كه طبق مادهی شش قانون مصوب شوراي فرهنگ عمومي، تبليغ كالا و خدمات خارجي يا محصول مشترك، نبايـد كـالا و خدمات داخلي را بي‌ارزش يا كـم‌ارزش نشـان دهد يا تضعيف كند.

معمولا دیدن محصولات و خدمات ارائه شده توسط یک شرکت نوپا در بیلبوردهای تبلیغاتی یکی از رویاهای اکثر کارآفرینان جوان است. اما حقیقت این است که قبل از مشخص کردن مشتریان هدف نباید هیچ هزینه‌ای صرف تبلیغات و بازاریابی شود. اینجاست که استراتژی فروش مستقیم به داد کسب و کارهای نوپا می‌رسد و بخشی از بازاریابی غیر مستقیم آن‌ها را پیش می‌برد. استراتژی فروش مستقیم در مواقعی که با کمبود بودجه بازاریابی مواجه هستیم.

می‌توان گفت در استراتژی فروش مستقیم به نوعی گروهی از مردم را ترغیب به استفاده از خدمات و محصولات شرکت خود می‌کنید. سپس به کمک آن‌ها استراتژی‌های بازاریابی خود را به صورت کاملا موثری پیش می‌برید. زیرا استفاده از تجربیات مشتریان شما می‌تواند بخش بزرگی از استراتژی‌های بازاریابی شما باشد. اگر شما هم به عنوان یک کسب و کار نوپا بودجه‌ی کافی برای پیشبرد استراتژی‌های بازاریابی خود ندارید، در این مطلب با ما همراه شوید تا با چند استراتژی فروش مستقیم آشنا شوید.

 

۱) ارسال ایمیل با اسامی افراد واقعی روشی برای پیشبرد استراتژی فروش مستقیم

می‌توان گفت بازاریابی ایمیلی ابزار فوق‌العاده‌ای برای پیشبرد استراتژی فروش مستقیم است. اما گاهی نیز می‌تواند نوعی اتلاف وقت باشد. اگر می‌خواهید استراتژی فروش مستقیم شرکت خود را به بهترین شکل ممکن پیش ببرید باید از خلاقیت خود نهایت استفاده را بکنید. بنابراین به جای استفاده از قالب‌های آماده‌ای که معمولا در بازاریابی ایمیلی مورد استفاده قرار می‌گیرند و باعث ایجاد هرزنامه (اسپم) برای مشتری می‌شوند، یک متن جذاب آماده کنید.

برای موثر بودن ایمیل‌هایی که برای جذب مشتری ارسال می‌شوند، بهتر است تیمی از افراد خلاق را برای این کار انتخاب کنید. فراموش نکنید که متن ایمیل‌های ارسالی باید برای هر مشتری شخصی‌سازی شوند و از همه مهم‌تر این‌که مختصر و مفید باشند. برای موفقیت در اجرای استراتژی فروش مستقیم خود باید در ایمیل‌هایی که به مشتریان ارسال می‌کنید آن‌ها را متقاعد کنید که تلاش شما ایجاد ارزش برای آن‌ها است. البته فعال نگه داشتن شبکه‌های اجتماعی خود را حین انجام بازاریابی ایمیلی فراموش نکنید. استراتژی فروش مستقیم در مواقعی که با کمبود بودجه بازاریابی مواجه هستیم .ارسال ایمیل موثر روشی برای پیشبرد استراتژی فروش مستقیم.

 

۲) برای تعامل با افراد مختلف و دریافت بازخورد بیشتر می‌توانید میزبان یک وبینار باشید

امروزه مردم زیادی علاقه دارند در وبینارهای آنلاین مختلف شرکت کنند. زیرا کسب اطلاعات و دانش بیشتر به یکی از دغدغه‌های مهم هر فرد تبدیل شده است. قبل از انتخاب یک وبینار خاص برای میزبانی به خوبی در مورد آن تحقیق کنید. این نکته را به خاطر داشته باشید که اگر میزبان یک وبینار معتبر در زمینه‌ی فعالیت خود باشید یک گام به مشتریان هدف خود نزدیک‌تر خواهید شد. بنابراین تعامل با مخاطبان هدف را در اولویت کارهای خود قرار دهید.

زمانی که طی برگزاری وبینار در اختیار شما قرار می‌گیرد تا به معرفی محصول یا خدمات خود بپردازید بهترین زمان برای دریافت بازخورد مستقیم از مخاطبان است. اگر هوشمندانه عمل کنید می‌توانید اطلاعات مفیدی را در مورد نیاز مشتری طی همین زمان کوتاه به دست آورید. تجزیه و تحلیل این اطلاعات در تدوین استراتژی‌های کوتاه مدت و بلند مدت کمک زیادی به شما خواهد کرد. برای موفقیت استراتژی فروش مستقیم خود میزبان یک وبینار در زمینه فعالیت خود باشید.استراتژی فروش مستقیم در مواقعی که با کمبود بودجه بازاریابی مواجه هستیم .برای موفقیت استراتژی فروش مستقیم خود میزبان یک وبینار در زمینه فعالیت خود باشید.

 

۳) محصول یا خدمات خود را به صورت رایگان در اختیار گروهی از مشتریان خود قرار دهید

این کار یک سرمایه‌گذاری بلند مدت برای استارتاپ‌ها محسوب می‌شود. البته بسته به نوع خدماتی که ارائه می‌دهید می‌توانید زمان استفاده رایگان از محصول خود را برای مشتریانتان محدود کنید. یا خدمات خود را به دو صورت نسخه رایگان و پولی طراحی کنید. این زمان فرصت مناسبی برای ارزیابی و عیب‌یابی محصول شما نیز تلقی می‌شود. طی استفاده رایگان از محصولات شما سعی کنید بیشتر با مخاطبان خود

در تعامل باشید. و به کمک بازخوردهای آن‌ها محصولات یا خدمات خود را به بهترین شکل ممکن بهبود دهید. توجه داشته باشید که اگر بتوانید گروه می‌توانند در پیشبرد استراتژی‌های بازاریابی آینده نیز به کسب و کار شما کمک کنند.

سبز، آبی، بنفش و انواع ترکیبات آنها جزء رنگ‌های سرد به‌حساب می‌آیند. این رنگ‌ها آرامش‌بخش‌تر، حرفه‌ای‌تر و عمیق‌تر از رنگ‌های گرم هستند.

تاثیر رنگ در تبلیغات: رنگ سبز (رنگ کمکی)

مخاطبان با دیدن رنگ سبز اصولا یاد فراوانی، تعادل، آرامش، باروری، موفقیت، رشد، هماهنگی، سلامتی، پول، طبیعت، شروع دوباره، سری جدید یک کالا و مسکّن می‌افتند. در لوگوی استارباکس، رنگ سبز توانسته حس طبیعی‌بودن و سلامتی را ایجاد و به‌تدریج حس برندی موفق و لوکس را به مخاطبانش منتقل کند.

رنگ سبز نیز می‌تواند عواطف منفی در مخاطبان برانگیزد. برای مثال حسادت، طمع، خصومت و کم‌تجربگی جزو احساسات منفی است که از رنگ سبز دریافت می‌شود. اثرات فیزیکی ناشی از رنگ سبز این است که ضربان قلب و فشار خون را پایین می‌آورد. طراحی‌هایی که به‌طور مشترک از رنگ سبز استفاده می‌کنند، اصولا شامل محصولات طبیعی، کالاهای مربوط به مسائل مالی و اعلام سری جدید کالاهای یک برند است. از رنگ سبز روشن به‌طور مکرر در طراحی‌های انرژی‌بخش و پرطراوت استفاده می‌شود. طراحان، نمادهای طبیعی مانند آووکادو یا برگ زیتون را برای القای حس طبیعی‌بودن به‌کار می‌گیرند. رنگ سبز تیره نیز بهترین انتخاب برای انتقال حس ثبات و رفاه مالی است.

تاثیر رنگ در تبلیغات: رنگ آبی (رنگ اصلی)

رنگ آبی احساسات مثبت فراوانی را منتقل می‌کند. برای مثال: آرامش، اختیار، مردانگی، محافظه‌کاری، آزادی‌خواهی، صلح، بی‌آزاری، قابل اعتمادبودن، طراوت، مسئولیت‌پذیری، قدرت و ثبات.

 

رنگ آبی هم مانند تمام رنگ‌های دیگر ممکن است عواطف منفی را در مخاطبین بیدار کند. افسردگی، دوری، غم و بدگمانی جزو این عواطف منفی هستند. طراحی‌هایی که اصولا از رنگ آبی استفاده می‌کنند شامل خدمات و محصولات کودک و آبی پاستِلی برای کالاهای مربوط به ریلکس‌شدن است. طراحان، آبی روشن را برای القای حس طراوت و انرژی‌بخشی استفاده می‌کنند. درحالی‌که رنگ آبی فیروزه‌ای برای کسب‌وکارهای خلاقانه، تخیلی یا پیش‌رونده مناسب است. به کارگیری از رنگ آبی سیر هم برای خدمات مالی، خدمات دارویی و سایر خدماتی که باید حس قدرتمندبودن و قابل‌اعتمادبودن را منتقل کنند مهم است.

تاثیر رنگ در تبلیغات: رنگ بنفش (رنگ مکمل)

احساس خلاقیت، تجسم، استقلال، لوکس‌بودن، سحر و جادو، احترام نظامی، رمزآلود‌بودن، وفاداری، عاشقانه‌بودن، معنویت و ثروتمندی چیزهایی هستند که به رنگ بنفش نسبت می‌دهند.

همانند رنگ نارنجی، رنگ بنفش رنگی عامه‌پسند است که احساسات منفی خاصی را برنمی‌انگیزاند. در هند، برزیل، انگلیس و تایلند این، به رنگی اشرافی معروف است. از بنفش کمرنگ عموما برای برندهای آرایشی-بهداشتی استفاده می‌شود. گاهی هم برای ایجاد حس عاشقانه یا حس جنسی در مخاطب رنگ بنفش را به کار می‌برند. در لوگوی بالا، طراحی آبرنگ زنی رمزآلود، به خوبی احساس خلاقیت، سحر و جادو و لوکس‌بودن را نشان می‌دهد.

قرمز، نارنجی، زرد و انواع ترکیبات این رنگ‌ها، رنگ گرم محسوب می‌شوند. این رنگ‌ها انرژی‌بخش، شادی‌آور، اشتیاق‌آور و مثبت هستند.در این نوشتار نگاه عمیق‌تری به هرکدام از رنگ‌ها و معانیشان در کشور آمریکا می‌اندازیم تا بهتر تصمیم بگیرید که چه‌کار باید بکنید. خیلی از تفاسیری که در مورد هر رنگ شده است، در کشور ایران هم صدق می‌کند:

تاثیر رنگ در تبلیغات: رنگ قرمز (رنگ اصلی)

عموما با دیدن رنگ قرمز یاد احساس اعتمادبه‌نفس، راحتی، شوق، عشق، هیجان جنسی و گرما میفتیم. احساسات منفی که از رنگ قرمز می‌گیریم، می‌تواند احساس خشم، احساس خطر، آتش‌سوزی، خشونت و جنگ باشد. گاهی هم همین احساسات منفی می‌تواند باعث فروش محصولاتی مثل حشره‌کش یا محافظ دهان و دندان شود. رنگ قرمز می‌تواند اثرات فیزیکی روی بدن بگذارد. مثلا فشار خون را بالا ببرد و تنفس و متابولیسم بدن را افزایش ‌دهد. ترکیب رنگ قرمز همراه با سفید و مشکی، یا ترکیب با آبی سیر و طوسی از ترکیبات موفق این رنگ به‌حساب می‌آید. به‌عنوان نمونه می‌توان از پرچم آمریکا نام برد.

تاثیر رنگ در تبلیغات: رنگ نارنجی

معانی مثبتی که مرتبط با رنگ نارنجی است شامل مقرون‌به‌صرفه‌بودن، زیبایی، ارگانیک‌بودن، انرژی، شادی، اشتیاق، رفاقت، سلامتی، سرزندگی، شوخ‌طبعی، بازیگوشی، تغییر فصل و گرمی است.

رنگ نارنجی در آمریکا رنگ پرطرفداری به‌حساب می‌آید. به همین دلیل احساسات منفی خاصی از دیدن آن به مردم آمریکا دست نمی‌دهد. شاید برخی افراد یاد زندان بیفتند، اما این تداعی آنقدر قوی نیست که بتواند روی برند آمریکایی‌ها اثری بگذارد. اثر فیزیکی که برای رنگ نارنجی به اثبات رسیده است، تحریک اشتها است. به‌همین دلیل در مواد غذایی به‌وفور از این رنگ استفاده می‌شود. همچنین رنگ نارنجی در سایت‌های تخفیفاتی (مثل آمازون) نیز خیلی کاربرد دارد، تا به کاربران حس مقرون‌به‌صرفه‌بودن را منتقل کند.

تاثیر رنگ در تبلیغات: رنگ زرد (رنگ اصلی)

رنگ زرد معانی جلب توجه، شادی، انرژی‌بخشی، امید، بازیگوشی و گرمی را به مخاطبان منتقل می‌کند. در تصویر بالا، رنگ زرد به‌طور هوشمندانه برای انتقال احساس انرژی‌بخشی و هیجان این برند نوشیدنی انرژی‌زا استفاده شده است.

احساسات منفی که با دیدن رنگ زرد ممکن است به ما دست ‌دهد شامل خشم، احساس خطر، بزدلی، احتیاط، حیله‌گری و ناامیدی است. دقیقا مثل رنگ قرمز، گاهی منفی‌بودن احساساتی که با دیدن رنگ زرد ایجاد می‌شود، می‌تواند به‌نفع یک تبلیغ کار کند.

تحقیقات نشان می‌دهد که رنگ زرد در کوتاه‌مدت می‌تواند حال‌وهوای شما را عوض کند. از رنگ زرد روشن در کسب‌و‌کارهایی که مربوط به کودکان است، استفاده می‌شود. همچنین استفاده از این رنگ برای محصولات غذایی یا خدمات تفریحی امتحان خود را پس داده است. از رنگ زرد تیره یا طلایی هم اصولا در کالاهایی استفاده می‌شود که می‌خواهند حس با اصل‌ونسب‌بودن یا کالایی دائمی با عمر طولانی‌مدت را القا کنند.

هر چقدر هم که محصولات یا خدمات شرکت شما فوق‌العاده باشد، اگر برای آنها تبلیغات نکنید، هیچ‌کس از وجود آنها آگاه نخواهد شد. هدف از برنامه‌ی تبلیغاتی، رسیدن به بیشترین مخاطبان ممکن و جذب مشتریان جدید، با کمترین هزینه است. اگر تبلیغات به درستی انجام شود، می‌تواند به سرمایه‌گذاری فوق‌العاده‌ای برای کسب‌و‌کار کوچک شما تبدیل شود؛ ولی اگر به شکلی درست انجام نشود، موجب هدر رفتن مقدار زیادی از پول‌های نازنین‌تان می‌شود. در واقع تبلیغات می‌تواند بازی ماهرانه و هوشمندانه‌ای باشد. در اینجا به بهترین راههای تبلیغات برای جذب مشتری اشاره می‌کنیم که می‌توانند در برنامه‌ریزی، اجرا و نظارت بر برنامه‌ی تبلیغاتی‌تان، به شما کمک کنند.

۱. مخاطبان هدف خود را بشناسید

کمپین تبلیغاتی باید در جهتِ رسیدن به بازار جاویژه‌ی شما عمل کند. یکی از اشتباهات رایج، ارائه‌ی تبلیغاتی کلی است که به زبان مشتریان بالقوه‌ی شما صحبت نمی‌کند یا توجه آنها را به خود جلب نمی‌کند. از خودتان بپرسید که قصد دارید چه نوع مشتریانی را به خود جذب کنید و کاری کنید که تبلیغات شما به‌طور خاص با آنها ارتباط برقرار کند.

۲. از مزیت رقابتی‌ تان به‌عنوان برگ برنده استفاده کنید

یکی از نکات مهم در تبلیغات، برجسته کردن جوانب مثبت کسب‌و‌کار شماست؛ یعنی همان عواملی که موجب مزیت رقابتی شما می‌شوند. آگهی‌های تبلیغاتی بسیار زیادی وجود دارد که هوشمندانه ساخته شده‌اند، ولی در فروش مزیت‌های ویژه‌ی محصول یا خدمات تبلیغ‌شده، ناتوان هستند. تا زمانی که این مزایا را برجسته نکنید، تبلیغات، ارزش ویژه‌ی محصولات شما را به مشتریان بالقوه نشان نمی‌دهد.

۳. تصویری از خود در ذهن مشتری ایجاد کنید

وقتی در بزرگراه با سرعت در حال حرکت هستید، به راحتی متوجهِ تابلوهای تبلیغاتی کوکاکولا می‌شوید. در واقع محصولات فراوانی وجود دارند که آنها را از روی شکل بسته‌بندی یا لوگویشان تشخیص می‌دهید. باید بدانید که تصویر در تبلیغات و ترویج کسب‌و‌کارتان، اهمیت زیادی دارد. بسیاری از تبلیغ‌کنندگان، برای ایجاد تصویری همیشگی در ذهن مشتریان تلاش نمی‌کنند و فرصت تاثیر گذاشتن بر مشتریان احتمالی خود را از دست می‌دهند.

۴. برای پول درآوردن، باید پول خرج کنید

راه‌هایی برای صرفه‌جویی در هزینه‌ها وجود دارد، ولی در تبلیغات نباید خصاصت به خرج بدهید و کیفیت را فدای کاهش هزینه‌ها کنید؛ زیرا این کار بر میزان فروش تأثیر می‌گذارد و این تأثیر، موجب تغییرِ نتیجه‌ی نهایی می‌شود. همیشه تبلیغات موفق، هزینه دارد و به همین دلیل هم موثر است!

۵. تبلیغات را در مکان‌های مناسبی قرار دهید

یکی از بهترین راههای تبلیغات برای جذب مشتری، تبلیغات مناسب در محل مناسب است. ممکن است که مجله، ایستگاه رادیویی یا حتی برنامه‌ی تلویزیونی مورد علاقه‌ی شما، برای مخاطبان هدف‌تان جذابیتی نداشته باشد. شما باید در مورد بازار هدف خود تحقیق کنید تا آنها را بهتر بشناسید و بدانید که چه چیزهایی را مطالعه می‌کنند، چه برنامه‌هایی را تماشا می‌کنند و به چه چیزهایی گوش می‌دهند. سپس، تبلیغات را در رسانه‌ی مناسبی قرار دهید، تا بتوانید پیام‌تان را به بازار هدف‌تان برسانید.

۶. اجازه ندهید که بودجه‌، بر مدیریت کمپین تبلیغاتی‌تان اثر بگذارد

درست است که با اختصاص دادن مبلغ مشخصی در ماه برای تبلیغات، کار دفترداری و حسابداری شرکت خود را ساده‌تر می‌کنید، ولی اگر شما نیز مانند بسیاری از کسب‌و‌کارها، فراز و نشیب‌های فصلی داشته باشید، اختصاص دادن مبلغی ثابت برای تبلیغات موجب می‌شود تا در زمان‌های رکود تجارت‌تان، بیش از حد لازم برای تبلیغات هزینه کنید و در زمان‌های رونق کسب‌و‌کارتان، برای تبلیغات و جذب مشتری، به اندازه‌ی کافی هزینه نکنید. یکی از اشتباهات بسیاری از صاحبان کسب‌و‌کارها، این است که بودجه‌ی خود را بر اساس نیازهای تبلیغاتی فصلی‌شان تنظیم نمی‌کنند.

 

۷. از رسانه‌های متنوعی استفاده کنید

بسیاری از صاحبان کسب‌و‌کارها، بر اساس قیمت و نرخ بالقوه‌ی بازدهی، بهترین مکان برای تبلیغات را انتخاب می‌کنند و پس از مدتی متوقف می‌شوند. در تبلیغات هم مانند سرمایه‌گذاری، نباید همه‌ی تخم‌مرغ‌هایتان را در یک سبد بگذارید. پول‌هایی را که قصد دارید برای تبلیغات هزینه کنید، در بینِ انواع رسانه‌های مناسب برای مخاطبان هدف و بودجه‌تان، پخش کنید.

۸. سعی نکنید برای همه جذاب باشید

هیچ محصول یا خدمتی وجود ندارد که برای همه جذاب باشد. بسیاری از صاحبان کسب‌و‌کارها، از جمله مدیران شرکت‌ها، سعی می‌کنند راه‌هایی را برای دسترسی به تمام بازارها پیدا کنند. ولی به طور معمول، این روش عملی نیست. این کار می‌تواند برای کسب‌و‌کارهای کوچکی که نمی‌توانند همزمان در چند بازار فعالیت کنند، به فاجعه منتهی شود. پس بهتر است که بازار هدف خود را بشناسید و بهترین‌های خود را به مخاطبان‌تان ارائه دهید.

۹. تبلیغات خود را از پیش، آزمایش کنید

اگر پول و زمان کافی برای سرمایه‌گذاری بر روی گروه‌های کانونی (focus group) دارید، می‌توانید تبلیغات خود را بر روی افراد دیگر آزمایش کنید و واکنش آنها را بسنجید. آیا آنها پیامی را که می‌خواهید منتقل کنید، درک می‌کنند و می‌پذیرند؟ اگر چنین نیست، بفهمید که چگونه می‌توانید پیام‌تان را به شکل مؤثرتری به آنها منتقل کنید. البته راه‌های ارزان‌تری نیز (در مقایسه با گروه کانونی) برای آزمایش تبلیغات شما وجود دارد. برای نمونه می‌توانید از پرسشنامه استفاده کنید.

۱۰. بر تبلیغات خود نظارت کنید

شما به راحتی می‌توانید از مشتری یا ارباب‌رجوع بپرسید که چگونه با محصولات یا خدمات شما آشنا شده است. با وجود اینکه انجام این کار بسیار ساده است، ولی بسیاری از صاحبان کسب‌و‌کار، به خود زحمت انجام آن را نمی‌دهند. دانستن اینکه مؤثرترین عناصرِ آگهی‌های تبلیغاتی شما، کدام عناصر هستند و کدام رسانه‌ها، سودآورترین فرصت‌های تبلیغاتی را برای شرکت شما فراهم می‌کنند، بسیار سودمند است.

تابلوهای تبلیغاتی تقریبا همه جا هستند و ما هر هفته صدها تابلوی تبلیغاتی می‌بینیم، اما تنها تعداد انگشت شماری از آنها را به خاطر داریم. تبلیغات محیطی موجب افزایش فضای رقابتی و بالا رفتن ارزش و سهام نام تجاری شما می‌شود اما با وجود تبلیغات دیجیتال، بسیار مهم است که بدانید چگونه تأثیرگذاری تبلیغ‌تان را بیشتر کنید. تابلوهای تبلیغاتی می‌توانند کمک بسیار زیادی به ساختن نام تجاری شما کنند.

در اینجا ده استراتژی وجود دارد که به شما اطمینان می‌دهد، تبلیغات محیطی شما بیشترین شانس را خواهد داشت که دیده شود و از آن مهم‌تر در خاطر بماند.

۱. داستان مشخصی داشته باشید

اگر تابلوی تبلیغاتی شما در کنار بزرگ‌راهی است که مردم با سرعت از کنار آن عبور می‌کنند، در این صورت طراحی آن بدون وجود یک داستان، در یادها باقی نخواهد ماند. برای اینکه داستان داشته باشید به این فکر کنید که مردم قرار است چه چیزی از تبلیغ شما دریافت کنند. آیا می‌خواهید آدرس اینترنتی شما در ذهن‌شان بماند؟ قادر باشند نام تجاری شما را دفعه بعد که می‌بینند به یاد بیاورند؟ بتوانند نام تجاری شما را دفعه بعد که به خرید می‌روند تشخیص دهند؟ یا می‌خواهید مردم در خروجی بعد برای خوردن مرغ سوخاری از ماشین پیاده شوند؟ برای اینکه داستان خود را پیدا کنید از پیامی که قرار است منتقل شود استفاده کنید و به آن معنا دهید: محصول شما می‌تواند مشکلی را حل کند، احساسات را برانگیزد یا به نیازی پاسخ دهد (حتی نیازی که مردم تا پیش از اینکه شما به آنها بگویید متوجه آن نشده باشند).

چرا داشتن داستان مهم است؟

به این دلیل که انسان‌ها در به یاد آوردن واقعیت‌ها اصلا خوب نیستند، اما داستان‌ها را به خوبی به خاطر می‌سپارند. تبلیغات محیطی یک رسانه‌ی بصری است و قدم بعدی این است که بفهمید چگونه داستان را با عکس و نوشته بیان کنید. هنگامی که می‌خواهید دست به طراحی بزنید واقعا نیاز به یک استراتژی مشخص دارید. در اینجا چند ایده برای شروع بیان می‌شود:

یک راه سنتی برای تأثیرگذاری بیشتر، بازی با کلمات است که می‌تواند باعث خنده شود یا حتی یک جمله‌ی قافیه‌دار کوتاه که به انتقال پیام شما کمک کند. انجمن فوتبال اوکلاهاما قصد داشت مردم را جذب فوتبال کند و با چیزهایی که به پا مربوط می‌شدند و مردم به دنبال آن بودند، بازی کرد: پا گنده. این کار بامزه و خیال‌پردازانه بود و موجب تداعی حس ماجراجویی می‌شد و در نهایت کودکان را جذب بازی فوتبال می‌کرد.

تبلیغات محیطی باید روایت‌کننده‌ی یک داستان باشند.

یک عکس می‌تواند به اندازه ۱۰۰۰ کلمه ارزش داشته باشد. تیم بسکتبال YMCA در تابلوی تبلیغاتی خود از عکس پویا و حرکتی استفاده کرد تا نام خود را در ذهن تثبیت کند.

قدرت تصاویر در تبلیغات محیطی

یک تصویر پویا و بزرگ می‌تواند همه چیز را بیان کند. در واقع تصاویر بهتر از کلمات می‌توانند پیام‌ها را منتقل کنند. فقط مطمئن شوید تصویر می‌تواند در کمتر از ۵ ثانیه تأثیر خود را بگذارد. برای این کار شما می‌توانید طراحی‌های خود را به دوستان‌تان نشان دهید و از آنها بخواهید در زمان بسیار کوتاهی که عکس را می‌بینند نظرشان را بیان کنند. اگر لبخند بزنند شما کار فوق‌العاده‌ای انجام داده‌اید و اگر به آن مانند یک معما نگاه کنند باید طراحی را تغییر دهید.

۲. زرق و برق داشته باشید

اگر ابعاد تصویر را بزرگ‌تر از چیزی که در زندگی واقعی است نشان دهید تأثیرگذاری خیلی بیشتری خواهند داشت. مطمئن شوید تمام حروف متنی موجود در تابلو به خوبی چاپ شده‌اند. فونت متن را برجسته کنید تا خواناتر باشد. هرچه فونت درشت‌تر باشد راننده‌ها از فاصله‌ی بیشتری می‌توانند متن را بخوانند و پیام شما را درک کنند.

 

3.  رنگی باشید

از رنگ‌های روشن و یک تصویر خیره‌کننده در طراحی خود استفاده کنید تا چشم‌ها جذب تبلیغات محیطی شما شود. در برخی اوقات استفاده از رنگ‌های متضاد می‌تواند تأثیر بیشتری بگذارد و پیام را بهتر منتقل کند.

برای تأثیرگذاری بیشتر تصویر ساده‌ای جهت پس‌زمینه انتخاب کنید به طوری که نیازی برای رقابت تصویر اصلی و پس‌زمینه برای جلب توجه نباشد. یک تصویر مناسب و پویا در مقایسه با چند تصویر کوچک که هر کدام بخشی از تابلو را گرفته‌اند می‌تواند تأثیر بیشتری بگذارد.

4. به موقعیت جغرافیایی توجه کنید

اگر هم‌چنان به دنبال یک داستان بامزه برای تبلیغات محیطی خود هستید، جایی که تابلوی شما قرار است در آنجا نصب شود را مورد توجه قرار دهید و به شکلی زیرکانه برای فرستادن پیام خود از محیط استفاده کنید.

علاوه بر این شما می‌توانید از فاصله‌ی زیاد بین شهرها استفاده کرده تا با این کار توجه مسافران گرسنه، خسته و بی‌حوصله را به تبلیغات خود جلب کنید. آیا می‌خواهید توجه آنها را به چیزی جلب کنید که هرگز فراموش نکنند؟ یک مکان مناسب برای استراحت مسافران خسته با امکانات لازم را به آنها نشان دهید؟ با طراحی علائم مختلف به مسافران نشان دهید چقدر با شما فاصله دارند. با تکرار این علامت‌ها به راننده بگویید که تقریبا به شما رسیده‌اند.

۵. کمتر از شش کلمه انتخاب کنید

فرض کنید شما هنگام خواندن تابلوی تبلیغاتی در حال حرکت هستید، ما زمان زیادی برای نگاه کردن به تابلو نداریم. شش ثانیه متوسط زمانی است که برای خواندن یک تابلوی تبلیغاتی صرف می‌شود. در نتیجه حدود شش کلمه تمام چیزی است که شما برای رساندن پیام‌تان باید از آن استفاده کنید. می‌توانید این تعداد را با توجه به طول کلمات و سادگی آنها، کمی افزایش دهید اما قانونی که در اینجا وجود دارد این است که هر چه کمتر، بهتر! قانون سختی است اما باید بدانید تیترهایی که به صورت پاراگراف‌های کوچک نوشته شوند، خوانده نمی‌‌شوند. به این معنا که اگر نام تجاری، محصول یا خدمت پیچیده‌ای ارائه می‌دهید، نباید از تبلیغات محیطی استفاده کنید.

۶ . دیده شوید اما حواس‌ها را خیلی پرت نکنید

در بیشتر اوقات تبلیغات محیطی برای راننده‌ها، دوچرخه‌سواران و عابرین پیاده طراحی می‌شوند‌ (به همین دلیل شما باید در زمان کوتاهی پیام خود را برسانید).

این کار باعث می‌شود که شرکت‌های تبلیغاتی با چالش جالبی روبه‌رو شوند. شما می‌خواهید دیده شوید اما نمی‌خواهید مسئولیت تصادفات ناگوار احتمالی بر عهده شما قرار بگیرد. تبلیغات «سلام پسران» شرکت واندربرا (Wonderbra) به خاطر چنین مسئله‌ای در دادگاه گناه‌کار شناخته شد. رانندگان به شدت جذب این تابلوی تبلیغاتی می‌شدند و ماشین‌ها با تیرهای کنار راه، جدول وسط خیابان و حتی با دیگر ماشین‌ها تصادف می‌کردند.

بنابراین در حالی‌که در بسیاری از رسانه‌ها توانایی پرت کردن حواس امتیاز خوبی محسوب می‌‌شود، برای تبلیغات محیطی باید این مسئله را کنترل کرد.

 

۷. به دنبال گرفتن پاسخ مستقیم نباشید

تابلوهای تبلیغاتی افتضاحی وجود دارند که با شماره تلفن‌های مختلف و آدرس‌های اینترنتی پر شده‌اند. با اطمینان می‌توان گفت ۹۹.۹ درصد از افرادی که این تابلوها را می‌خوانند تماس نخواهند گرفت و به صفحه‌های اینترنتی مراجعه نخواهند کرد. تبلیغات محیطی، رسانه‌های تبلیغاتی درجه‌ی دوم هستند. به این معنی که برای ساختن نام تجاری و حمایت کردن از کمپین‌ها مناسب هستند و قادر به ایجاد تحولات خیلی بزرگ نیستند. اگر می‌خواهید تأثیر بیشتری روی جامعه‌ی هدف‌تان بگذارید، از تبلیغات چاپی، تلویزیون، رادیو، آگهی، سایت‌های اینترنتی و ایمیل مستقیم استفاده کنید. تابلوهای تبلیغاتی تنها برای رساندن پیام‌های کوتاه مناسب هستند. با وجود این اگر آدرس پایگاه اینترنتی یا شماره تلفن شما در تیتر قرار دارد و لزوم وجود آن احساس می‌شود، این مورد یک استثناء برای این قانون خواهد بود.

8. باهوش باشید اما زیادی زرنگ نباشید

تابلوی تبلیغاتی‌ای که جذاب نباشد مورد توجه قرار نمی‌گیرد. تابلویی که هوشمندانه طراحی شده باشد توجه‌ها را به خود جلب می‌کند و تأثیر ماندگاری بر روی افراد می‌گذارد. در انتخاب این استراتژی باید مراقب بود، اگر تابلویی زیادی پیچیده طراحی شود بسیاری از افراد نمی‌توانند پیام آن‌ را درک کنند و بنابراین متوجه آن نمی‌شوند.

به عنوان یک قانون، هدف شما این نیست که مردم پس از دیدن تابلوی شما از خود بپرسند چه اتفاقی قرار است بیافتد. استعاره‌های بصری پیچیده در اینجا چندان خوب نیستند. کارشناسان می‌‌گویند اگر تبلیغات مانند معمایی باشد که باید آن را حل کرد، زمانی که بیننده متوجه پیام تابلو می‌شود احساس می‌کند کاری انجام داده است. اما تابلوهای تبلیغاتی باید خیلی از این ساده‌تر باشند. باهوش و جالب باشید اما به بیننده‌ها معمایی ندهید که حتی انیشتین هم برای حل کردن آن به دردسر می‌افتد! شما مشغول تبلیغات هستید، نه اینکه بخواهید به دیگران نشان بدهید که چقدر باهوش هستید.

9. تعداد تابلوهای تبلیغاتی بیشتری تهیه کنید

یک تابلوی تبلیغاتی ارزان نیست، اما اگر فقط یک تابلو داشته باشید نمی‌توانید تأثیر چندانی بگذارید. تابلوهای تبلیغاتی ابزارهای مهمی برای تبلیغ هستند اما نیاز به پشتیبانی دارند. بنابراین شما به تعداد زیادی از آنها نیاز دارید به طوری که تا جایی که امکان دارد چشم‌ها را متوجه خود کنند. هر تابلوی تبلیغاتی شاخصی دارد که به آن امتیاز اعتباری ناخالص (GPR) گفته می‌شود و بر اساس عواملی مانند ترافیک، قابل رویت بودن، موقعیت، اندازه و چیزهایی از این دست، تعیین می‌شود. این شاخص به شما عددی بین ۱ تا ۱۰۰ می‌دهد. اگر این عدد ۵۰ باشد، معنی آن این است که در هر روز حداقل ۵۰ درصد افرادی که در منطقه تردد می‌کنند یکی از تابلو‌های شما را خواهند دید. اگر شما تنها یک تابلو داشته باشید میزان اثرگذاری شما در مقایسه با زمانی که ۴ یا ۵ تابلو دارید به شدت کاهش پیدا می‌کند. شما همیشه می‌خواهید به شاخص ۱۰۰ دست پیدا کنید اما چنین چیزی اصلا ارزان نخواهد بود. برای اینکه در یک ماه ۵۰ بار دیده شوید، شما باید ده‌ها یا صدها دلار هزینه کنید. در مناطقی مانند نیویورک این قیمت به شدت افزایش پیدا می‌کند.

۱0. پیام‌تان را ننویسید، آن‌ را نشان دهید

ایده‌های شما برای طراحی تابلوهای تبلیغاتی باید خلاقانه باشند. یک تابلوی ساده، استاندارد است اما چندان تأثیر‌گذار نیست. تابلوی شما می‌تواند سه بعدی باشد، بخش‌های متحرک داشته باشد، مردم با آن تعامل داشته باشند و حتی در آنها از انیمیشن استفاده شود. هیچ دلیلی وجود ندارد که شما یک تابلوی بزرگ با یک نقاشی ساده داشته باشید. شما این فرصت را دارید چیزی خلق کنید که چشم‌ها را به سوی خود جلب کند و در خاطر بماند. در نتیجه شما می‌توانید تأثیر بیشتری بگذارید. یک مثال ساده از چنین تابلوهایی، تبلیغی برای رعایت قوانین رانندگی است که بسیار مورد توجه قرار گرفت.

قیمت تابلوهای سه بُعدی کمی بیشتر از تابلوهای معمولی است اما تأثیری که می‌گذارد هزاران بار بیشتر از تابلوهای ساده است. اگر نمی‌خواهید پیام شما خیلی هوشمندانه باشد واقعا نیازی به این کار نیست. اما پیام شما باید کوتاه، جذاب و خوانا باشد.