مطالعه اخیر بنیاد پیو نشان داد که تقریبا نیمی از نوجوانان آمریکایی پیوسته آنلاین هستند. در این مطالعه، 45درصد از شرکت کنندگان به وسواس خود اعتراف کردند، این میزان نسبت به سه سال قبل دوبرابر شده است.

به گزارش چاپ ونشر به نقل از فرصت امروز ممکن است بپرسید که آنها در فضای مجازی چه کار می کنند. عمده آنان در پلتفرم های اجتماعی گفت وگو می کنند. سه نمونه از محبوب ترین ابزارهای شبکه مجازی برای نوجوانان، یوتیوب، اینستاگرام و اسنپ چت است. بزرگترین شبکه مجازی، یعنی فیس بوک، در رتبه چهارم قرار دارد.

خب، با در نظر گرفتن این اطلاعات و علم به این که این نوجوانان به زودی وارد بزرگسالی می شوند، چه برنامه ریزی بازاریابی ای را مد نظر دارید؟ در اینجا چند ایده ارائه شده است.

انواع بازاریابی که باید بشناسید

اگرچه اسنپ چت میزان قابل توجهی از مخاطبان عام خود را از دست داده است، اما با این حال نوجوانان آن را دومین ابزار پرکاربرد نامیدند. به علاوه توجه داشته باشید که هرگاه صحبت از شبکه های مجازی به میان می آید، فیس بوک اولین نامی است که به ذهن می رسد، اما با این حال در این رتبه بندی مقام چهارم را بدست آورد و این مساله برای فیس بوک واقعا ناامیدکننده است.

در حقیقت، نوجوانان در حال فاصله گرفتن از پلتفرم های اجتماعی والدین شان هستند. آنها نه تنها میل به داشتن پلتفرم های خاص خودشان را دارند، بلکه نسبت به تجربه کردن روی بازتری دارند. آنها هنگامی که پلت فرم تازه ای را نصب می کنند، نگران ذخیره کردن محتوا، تصاویر و مواردی از این قبیل نیستند. آنها بی وقفه کارشان را آغاز می کنند.

پس اگر می خواهید محصولات و خدمات خود در بین نوجوانان بازاریابی کنید، باید همچون خود آنها ماجراجو و تجربه گرا باشید. آیا به تازگی یک شبکه جدید نوجوانان را به خود جذب کرده است؟ بهتر است که آنجا حضور داشته باشید. مطمئن نیستید که چگونه کسب و کار خود را در پلتفرمی که ویدیوها را با موسیقی پوشش می دهد، بازاریابی کنید؟ بهتر است هرچه سریع تر این کار را فرا بگیرید.

آیا در مورد اینکه چه نوع محتوایی می تواند منجر به تاثیرات دیرپا شود، دودل هستید؟ بهتر است که با خیال راحت هرچقدر می توانید محتوا تولید کنید و از بقیه جلوتر باشید. این نکته آخر مرا به نقطه بعدی می رساند: باید بیش تر از حدنیازتان تولید محتوا داشته باشید.

خب، بیایید دوباره آن گروه 45درصدی از نوجوانانی که دائما آنلاین هستند را مدنظر قرار دهیم. این حضور به چه معناست؟ این بدان معناست که آنها در طول روز بارها وارد حساب های کاربری خود می شوند. نوجوانان با میزان زمانی که در شبکه های مجازی صرف می کنند، می خواهند سرگرم شده، چیزهایی را یاد بگیرند و مشارکت داشته باشند. آنها نمی خواهند هربار که وارد اکانت اینستاگرام تان می شوند، همان محتواهای قدیمی را ببینند..

علاوه بر این، الگوریتمی که امروزه اکثر شبکه های اجتماعی به کار بسته اند، اجازه نمایش پست های قدیمی را نمی دهد. پس باید به طور پیوسته و زیاد تولید محتوا داشته باشید و البته نمی توانید این حقیقت را انکار کنید که نیمه عمر محتوای تان در بهترین حالت 30 دقیقه است.

در رسانه های مختلفی حضور داشته باشید

به دلیل اینکه نوجوانان پیوسته در شبکه های اجتماعی حضور دارند و میل به درگیر شدن و مشارکت دارند، باید ترکیب محتوای تان را در رسانه های مختلفی منتشر نمایید. جای تعجب نیست که پلتفرم اشتراک ویدئو، یعنی یوتیوب، عمده محبوبیت اش را به نوجوانان بدهکار است و به دنبال آن پلتفرم های دیگری چون اینستاگرام و اسنپ چت هستند که اینستاگرام بر پایه انتشار عکس فعالیت کرده و اسنپ چت برای اولین بار مفهوم محتوای یک روزه را تعریف نمود. شما باید با روی باز داستان برندتان را با استفاده از ویدئو، تصویر، اسنپ و کلیپ های موسیقی به اشتراک بگذارید و از این طریق ایجاد تنوع نمایید.

مونیکا اندرسن، مشاور تحیقاتی و نویسنده اصلی گزارش، می گوید: «محیط رسانه های اجتماعی در بین نوجوانان با سه سال گذشته کاملا متفاوت است». «آن زمان، استفاده نوجوانان از شبکه های مجازی بیشتر حول محور فیس بوک می چرخید. امروزه عادات شان کمتر حول محور یک پلتفرم می چرخد».

نتیجه گیری

هرچیزی را که فکر می کردید در مورد بازاریابی می دانید از پنجره به بیرون پرتاب کنید! نسل جدید با عادات خود تمامی هنجارهای موجود را دگرگون خواهد کرد. آن ها بیش از هر زمان دیگری متصل هستند. آن ها واقعا در فضای دیجیتال بومی به حساب می آیند. آنها می دانند که چگونه به دنبال اطلاعات بگردند و چیزی که نیاز دارند را پیدا کنند.

علاوه بر این همیشه میل دارند که سرگرم شده و آموزش ببینند. میزان درگیر شدن آنها با محتوای تان نشان می دهد که آیا محتوای تولیدی شما ارزش وقت گذاشتن دارد یا نه و با توجه به میزان اطلاعات مصرفی نوجوانان باید به دنبال راه هایی باشید که خود را متمایز کرده و صدای تان را به گوش آنها برسانید و یک چیز دیگر: باید همه کارهای تان رنگ و لعاب داشته باشد. نسل جدید آگهی های تبلیغاتی اجباری را دوست ندارند.

پس برای تولید میزان قابل توجهی از محتواهای باکیفیت و درگیرکننده آماده شوید. علاوه بر این، یادبگیرید که به سرعت خود را با ابزارهای جدید همسان سازی کنید. فقط روی پلتفرمی که امروز در صدر جدول پلتفرم های محبوب قرار دارد، تمرکز نکنید، چرا که اصلا مشخص نیست فردا هم به همین منوال باشد. از تجربه نهراسید و سعی کنید پیام های تبلیغاتی خلاقانه ای طراحی کنید.

گزارشات شبکه های اجتماعی مربوط به سال قبل دیگر به کارتان نمی آیند، بازار هدف تان، یعنی همین نوجوانان، اخبار را بلند و شفاف به گوشتان می رسانند و خبر این است که آنان در لحظه زندگی می کنند.

 

پوش کمپین روشی برای بازاریابی است که با هدف قرار دادن قشر وسیعی از مخاطبان سرعت رشد و توسعه کسب وکار را چند برابر می کند.

به گزارش چاپونشر به نقل از فرصت امروز ماهیت برخی کسب و کارها به گونه ای است که همیشه باید کمپین های بازاریابی آنلاین را در برنامه تبلیغاتی خود لحاظ کنند. بسیاری از آن ها روی کمپین های جست وجوی شبکه سرمایه گذاری می کنند تا نیازهای فعلی بازار را برطرف کنند، به این مدل کمپین های بازاریابی پول کمپین (pull campaign) گفته می شود. در نقطه مقابل این روش پوش کمپین (push campaign) قرار دارد که در آن محصول یا خدماتی تبلیغ می شوند که نیازهای اولیه مخاطب را هدف قرار نمی دهند.

دلایل زیادی برای بازاریابی به روش پوش کمپین وجود دارد و استفاده از این روش مزایای زیادی برای کسب وکار دارد، اما اغلب مردم آشنایی چندانی با آن ندارند. در ادامه این مقاله به بررسی بیشتر استراتژی های پوش کمپین و مزایای آن می پردازیم.

۱- استفاده از مزایای بازاریابی گوگل

گوگل مفهومی به نام مخاطبان داخلی بازار تعریف کرده است تا با مصرف کنندگانی که در موتور جست وجوی گوگل محصولی را جست وجو یا مقایسه می کنند و همچنین کاربران سایت یوتیوب ارتباط برقرار کند. گوگل مجموعه گسترده ای از مخاطبان داخلی بازار دارد که فعالیت آنلاین رفتار احتمالی آن ها را در آینده پیش بینی می کند. به عنوان مثال کاربرانی که چندین بار از سایت های خرید و فروش ماشین بازدید می کنند احتمال دارد در آینده ماشین بخرند. مخاطبان داخلی بازار گوگل کمک می کنند یک کسب وکار عملکرد بهتری داشته باشد و مناسب ترین مخاطبان را هدف قرار دهد. درنتیجه ابزار بسیار قدرتمندی است. استفاده از بنرهای تبلیغاتی با رنگ و طراحی مرتبط با صفحه فرود، اقدام به عمل و محتوای مناسب برای بالا بردن نرخ تبدیل از جمله اقداماتی هستند که هنگام استفاده از مخاطبان داخلی بازار عملکرد بازاریابی را بهبود می بخشند.

۲- درج بنرهای تبلیغاتی در وب سایت های مرتبط

ماهانه بیش از 2میلیون وب سایت برای درج آگهی تبلیغاتی خود در شبکه جست وجوی گوگل درخواست می دهند. این یعنی کسب وکارها می توانند به راحتی شرکت های مرتبط با محصول یا خدمات خود را شناسایی کرده و آگهی تبلیغاتی خود را در آن درج کنند. همان طور که می دانید امروزه تبلیغات کلیکی در سراسر اینترنت رواج پیدا کرده اند که به ازای هر کلیک مبلغ کمی دریافت می کنند و ترافیک ورودی به سایت را بسیار افزایش می دهند. گاهی اوقات سایت های پرطرفدار محل کوچکی را به بنرهای تبلیغاتی اختصاص می دهند و کاربر شاید با یک نگاه متوجه آن ها نشود. این بنرها معمولا هزینه پایین تری برای اجاره دارند.

۳- ساختن کمپین های مشابه در گوگل

ساخت کمپین تبلیغاتی مشابه با نگاه کردن به لیست مخاطبان فعلی و شناسایی کاربران جدیدی آغاز می شود که رفتاری مشابه کاربران فعلی دارند. به عنوان مثال اگر یک کسب وکار لیستی از کاربرانی داشته باشد که وارد وب سایت شده اند، گوگل با به کارگیری فاکتورهایی مانند رفتار آنلاین کاربران فعلی لیست، کاربرانی با رفتار مشابه را شناسایی می کند. کاربران مشابه اگر توسط محتوای مناسب هدف قرار بگیرند، ابزار قدرتمندی خواهند بود. علاوه بر این فراموش نکنید که برای مخاطبان مشابه باید اهداف مشابه در نظر گرفته شود. در غیر این صورت کمپین بازاریابی شکست خواهد خورد.

۴- استفاده از خدمات فیس بوک

فیس بوک نیز مانند گوگل خدماتی برای معرفی مخاطبان مشابه به کسب وکارها عرضه می کند. با این تفاوت که فیس بوک اطلاعاتی در مورد خرید محصولات، استفاده از کارت های اعتباری، مراجع خرید، نیازهای فعلی و اطلاعاتی از این قبیل را نیز در اختیار کسب وکارها قرار می دهد. شبکه اجتماعی فیس بوک اطلاعات بسیار ارزشمندی برای رشد و توسعه در اختیار کسب وکارها قرار می دهد، اما شخصی که بخواهد از این اطلاعات بهره ببرد باید در استفاده از پلتفرم حرفه ای باشد.

۱۰نکته برای اجرای یک کمپین تبلیغاتی موفق

شانس موفقیت پوش کمپین ها با استفاده از چهار متدی که بررسی کردیم بالا خواهد رفت. به طور کلی تمام استراتژی هایی که از خدمات گوگل و فیس بوک استفاده می کنند باید نقطه ایده آل کسب وکار را پیدا کنند، مخاطبان مناسب را هدف قرار دهند و از تکنیک های بازاریابی مجدد استفاده کنند. پوش کمپین مخاطبان و کاربران جدید را هدف قرار می دهد و معتقد است به جای سرمایه گذاری روی قشر خاصی از مخاطب باید شانس کسب وکار را روی مخاطبان جدید امتحان کرد. در این صورت کسب وکار با سرعت بیشتری رشد و توسعه پیدا خواهد کرد.

 

بهترین استراتژی های بازاریابی محتوا که شرکت تان نسبت به آنها بی توجه است بازاریابی محتوا در تئوری ساده است، اما در عمل بسیار پیچیده می شود. سردرگم شدن با جزئیات و درگیر شدن با استراتژی های حرفه ای که چندان اهمیت ندارند، بسیار آسان است.

به گزارش چاپ ونشر به نقل از فرصت امروز، معمولا افرادی را می بینم که به شکلی وسواسیی استراتژی های بازاریابی را به صورت تصادفی امتحان کرده و از نتیجه بخش نبودن آنها احساس شکست می کنند. وقتی به وب سایت آنها سر می زنم و نگاهی به کارشان می اندازم، متوجه می شوم که خیلی از اصول اولیه را هم اجرا نکرده اند.

شاید وقت آن رسیده است که متقاعد شوید از به روزترین و بهترین استراتژی های بازاریابی جامانده اید و تمام وقت خود را به استراتژی های اختصاص داده اید که تاریخ انقضای شان گذشته است. در اینجا برخی از تاثیرگذارترین استراتژی ها در زمینه بازاریابی داخلی ارائه شده است:

از محتوای بصری به نحو احسن استفاده کنید

هرگز قدرت جلوه های بصری را دست کم نگیرید. جلوه های بصری به گونه ای محتوای شما را انتقال می دهند که کلمات هرگز قادر به انجام آن نخواهند بود، اما استفاده از عکس های قدیمی و عام نمی تواند تاثیر لازم را بر مخاطبان تان داشته باشد.

انواع محتواهای بصری که میزان ترافیک وب سایت تان را افزایش می دهد برای مثال، عکس هایی که برای مقالات وبلاگ یا سایت خود انتخاب می کنید، باید همواره باکیفیت بوده و با موضوع کارتان در ارتباط باشد. در حقیقت، محتوایی که تصاویر مرتبط داشته باشد، در مقایسه با محتوایی که فاقد تصاویر مرتبط باشد، 94درصد بیشتر مخاطبان را به خود جذب می کند.

قرار دادن محتواهای بصری در پست ها توجهات بیشتری را به خود جلب کرده و همچنین موجب تقویت سئو می شود و محتوا را از لحاظ زیبایی شناسی نیز بهبود می بخشد.

اینفوگرافی

هرچند که تازگی اینفوگرافی ها از بین رفته است، اما تاثیرشان پابرجا است. به جای آنکه به شما بگویم چرا اینفوگرافی ها خوب هستند، نشان تان می دهم. در واقع اینفوگرافی ها راهی برای نمایش دادن داده های آماری و مطالب خسته کننده هستند که به شکلی مطلوب و همه پسند طراحی شده و به شدت قابلیت اشتراک گذاری دارند. آنها سه برابر بیشتر از سایر انواع محتواهای موجود در شبکه های اجتماعی به اشتراک گذاشته می شوند.

توانایی اشتراک پذیری چندان تاثیری در سئو ندارد، اما با این حال میزان آگاهی از برندتان را افزایش داده و به شما کمک می کند تا صدای خود را به گوش مخاطبان تان برسانید.

اسلایدشو

اسلایدها راه موثری برای به اشتراک گذاری ارائه ها در وبلاگ یا وب سایت تان هستند. این ابزار نه تنها موجب جلب توجه مخاطبان می شود، بلکه به خاطر داشتن تصاویر و نمودارها محتوای تان را در نظر مخاطبان جذاب تر می کند.

محتوای «همیشه سبز» ایجاد کنید

محتوای همیشه سبز محتوایی است که مدت ها باقی بماند. این محتواها راهنمای افراد تازه کار برای افزایش ترافیک ارگانیک وب سایت شان است. محتوای همیشه سبز زمان و انقضا ندارد و مخاطبی که سال ها بعد با آن روبه رو شود امکان استفاده از آن را خواهد داشت. این دست محتواها برای افزایش اعتبار سایت تان ضروری بوده و موجب افزایش بازدید وب سایت در موتورهای جست وجو می شود. متاسفانه بسیاری از شرکت ها هیچگونه محتوای همیشه سبزی تولید نمی کنند.

من شرکت های بسیاری را دیده ام که محتواهای مختصر و مفید خود طبق برنامه زمانی مشخص منتشر می کنند، این کار عالی است. وقتی می خواهید طبق برنامه ای مشخص برای مخاطبان خود محتوا فراهم کنید، نباید انتظار داشته باشید که آنها روزانه متن هایی بیش از 2000 کلمه بخوانند. احتیاجی نیست که تمام محتوای تولیدی تان از نوع همیشه سبز باشد. اما وجود این نوع محتوا یک نوع مزیت رقابتی محسوب می شود. بگذارید صادقانه بگویم، ساختن محتوای همیشه سبز نیازمند کار بسیار زیاد است.

باید بیشتر تحقیق کنید و برای چارچوب بندی ساختار محتوای تان بسیار فکر کنید و بخش نوشتاری محتوا هم بیشترین زمان ممکن را به خود اختصاص می دهد. (محتوای همیشه سبز معمولا بین 2000 تا 10000 کلمه دارد).

ایجاد تنوع در فرمت محتواهای تان

آیا تمام تخم مرغ ها را در یک سبد قرار می دهید؟ ما اغلب محتوا را با پست های وبلاگی برابر می دانیم، وبلاگ یا وب سایت شامل قطعات دیگری هم می شوند، اما محتوا به اشکال و فرمت های مختلفی ارائه می شود. وبلاگ نویسی تنها یکی از راه های بازاریابی داخلی است. همان طور که پیش از این اشاره کردیم، انواع مختلفی از فرمت های بصری و برهم کنشی وجود دارد که بسته به نوع و سلیقه مخاطب تان می توانید از آنها استفاده کنید. من به شما توصیه می کنم که مقداری از هرکدام را امتحان کرده تا ببینید مخاطبان تان کدام یک را بیشتر می پسندند. سپس می توانید برای رسیدن به اهداف تان، تمرکز خود را بر آن دسته از محتواها معطوف کنید.

محتوای مشتری محور بسازید

هدف از بازاریابی داخلی افزایش میزان فروش به واسطه فراهم کردن ارزش افزونه برای خریداران است. کمک کردن به دیگران در عین تلاش برای موقعیت یابی زیرکانه خودمان در جایگاه راه حل پروسه، عملی متعادل کننده است. یکی از بزرگ ترین مشکلات کسب و کارها این است که محتوای شان بیش از برخوردشان متمرکز است. اما نکته مهم این است که باید این مسئله را به شکل راه چاره بیان کنید. پیام ها را به شکلی چارچوب بندی کنید که دربردارنده ارزشی که برای خواننده فراهم می کنند، باشد. با چنین راه کارهای زیرکانه در عین حال قدرتمندی می توانید به شکلی موثر میزان فروش تان را بدون تکرار مداوم «از ما بخرید» افزایش دهید. بر عکس سعی بر سرگرم کردن مخاطب داشته و جلوه های بصری جذابی ارائه کنید و پیوسته ربط فرهنگی محتوا با مخاطب را به یاد داشته باشید. با این روش استراتژی بازاریابی داخلی تان تاثیرگذاری بیشتر و موثرتری خواهد داشت.

همواره جایگاه و زمانی برای ارتقای استراتژی بازاریابی داخلی تان وجود دارد، اما عمده محتوای تان باید بر افزایش ارزش مخاطبان خود متمرکز باشد. حتما دلیلی وجود دارد که ایمیل های زاید را بدون آنکه بخوانیم پاک کرده، اما در عین حال پست های وبلاگی را هرروز دنبال می کنیم. نگذارید که محتوای تان شبیه به ایمیل های زاید باشد.

همان حرفه ای باشید که همه به او مراجعه می کنند

آخرین استراتژی ای که به نظر من مورد توجه کسب و کارها قرار نمی گیرد همان استراتژی ای است که عموما مورد توجه نیست. برای بهترین شدن در بازار خود هدف گذاری کنید.

مرحله توسعه استراتژی بازاریابی محتوا

منظور من این است که تا جایی که می توانید برای افزایش ارزش خریداران خود تلاش کنید، حتی اگر این کار، ارجاع دادن آنها به وب سایت رقبای تان باشد. همان طور که می بینید ما در مقاله های مان در مورد بسیاری از منابع خارجی صحبت می کنیم. حتی اگر رقبای ما محتوایی داشته باشند که بتواند برای شما مفید باشد، ما آنها را به شما معرفی می کنیم.

چرا این کار را می کنیم؟ می خواهیم همیشه به ما به چشم منبع و مرجع بازاریابی داخلی نگاه کنید!

چند بار تا به حال برای تان اتفاق افتاده است که در یک مقاله، روی یک لینک کلیک کنید و دیگر به سایت مادر برنگردید؟ بارها، اینطور نیست؟

پس چرا با اشتراک گذاری محتوای سودمند سایر برندها، باید نگران از دست دادن مشتریان خود بود؟

مادامی که به مخاطبان و مشتریان خود کمک می کنید، آنها شما را به خاطر خواهند داشت و هربار که به کمک نیاز داشته باشند، به سراغ تان خواهند آمد.

و در نهایت در صنعت خود به عنوان شرکتی که به عمده مردم کمک می کند، معروف می شوید.

برندسازی یکی از پایه‌های اصلی موفقیت در بازاریابی کسب‌وکار است؛ اما قطعا کارآفرینان نوپا و استارتاپ‌های کوچک نمی‌توانند هزینه‌ی بالایی برای این بخش داشته باشند.

 

کارشناسان کسب‌وکار معتقدند بازاریابی مانند اولین قرار ملاقات با یک فرد جدید است. در این ملاقات باید سعی کنید بهترین رفتار را از خود نشان دهید تا تاثیری عمیق روی مخاطب بگذارید. پس از آن مراحل آسان‌تر شده و قرارهای بعدی به ترتیب پیش می‌آیند.

اصل برندسازی نیز به همین گونه است. شما با برندسازی تجربه‌ای کلی از کسب‌وکار خود را به فرد مقابل ارائه می‌کنید. او در نتیجه دیدی شفاف نسبت به آن‌چه انجام می‌دهید خواهد داشت و در نهایت به اندازه‌ی کافی برای خرید محصول یا خدمات شما ترغیب خواهد شد.

بسیاری از کارآفرینان به خاطر بودجه‌ی کم یا انتظار برای رسیدن به زمان مناسب، برندسازی را به تعویق می‌اندازند. واقعیت این که هرچه برای برندسازی تعلل کنید، بازار هدف استقبال مناسبی از شما نخواهد داشت. در نتیجه بهتر است کارآفرینان تازه کار با مفاهیم اساسی شروع کرده و تا آنجا که می‌توانند با به‌کارگیری ابزارهای ارزان یا رایگان، برندسازی را هرچه سریع‌تر اجرا کنند. در ادامه‌ی این مقاله‌ به بررسی پنج راهکار ارزان یا رایگان برای شروع برندسازی می‌پردازیم.

 

سبک برند

 

راهنمای سبک برند تعاریفی از برند شما و نحوه‌ی معرفی آن به بازار خواهد داشت. این راهنمای سبک، یک حضور استوار از کسب‌وکار شما را با استفاده از هر ابزار موجود ایجاد خواهد کرد؛ به‌گونه‌ای که برند برای تمامی مشتریان حاضر و مشتریان جدید قابل شناسایی و درک باشد. این راهنما می‌تواند بسته به تصمیم شما ساده یا پیچیده باشد. موارد کلی که باید در این راهنما ذکر شوند عبارتند از:

 

ماموریت و چشم‌انداز

آنالیز رقابتی

مخاطبین هدف

راهنماهای خلاقانه

صدای برند

آماده‌سازی سبک برند نیاز به زمان و تلاش دارد و قطعا هزینه‌ی پولی نخواهد داشت؛ مگر این که به فکر استخدام مشاور در این زمینه باشید.

 

طراحی لوگو

لوگوی خود را با توجه به سبک طراحی شده در بخش قبل آماده کنید. لوگو در همه‌ی بخش‌های بصری کسب‌وکار از کارت ویزیت تا وبسایت حضور خواهد داشت پس باید تمامی شاخصه‌های شرکت شما را به‌صورت بصری به نمایش بگذارد. برای شروع می‌توانید به وبسایت‌های طراحی رایگان یا ارزان لوگو سر بزنید. علاوه بر آن، طراحان فریلنسر نیز در سرویس‌های مختلف آماده‌ی طراحی لوگوی شما با قیمت مناسب هستند. البته پیش از همه‌ی این مراحل، لوگوی رقبا و همچنین کسب‌وکارهای الهام‌بخش خود را بررسی کنید. المان‌های مورد علاقه‌ی خود را کشف کنید و در نهایت لوگویی طراحی کنید که به‌خوبی برند شما را به نمایش گذاشته و مشتریان هدف را جذب کند.

 

راه‌اندازی وبسایت

امروزه نیاز به وبسایت اینترنتی بر هیچ کس پوشیده نیست. تحقیقات نشان می‌دهد شرکت‌های دارای وبسایت بیش از رقبای سنتی خود درآمد خواهند داشت. وبسایت‌ها فروش را افزایش می‌دهند، اعتماد مشتریان را جلب می‌کنند و حضور بازاریابی شما را شبانه‌روزی می‌کنند. در نتیجه‌ی همه‌ی این اتفاقات رشد شرکت تضمین‌شده خواهد بود.

چالش اصلی این که توسعه‌ی وبسایت احتمالا هزینه‌ی زیادی دارد؛ اما فراموش نکنید که دنیای امروزی فناوری ابزارهای رایگان یا ارزان متنوعی را در اختیار کسب‌وکارهای کوچک قرار داده تا در مراحل اولیه‌ی بازاریابی کمترین هزینه را برای این بخش داشته باشند. این سرویس‌ها با رشد شرکت‌ها و توانایی برای هزینه‌ی بیشتر، خدمات جدیدتری را در اختیار آنها قرار می‌دهند. در نهایت اگر هزینه‌ای هرچند کم را برای بازاریابی کنار گذاشته‌اید، این بخش بهترین موقعیت برای خرج کردن آن است.

 

رسانه‌های اجتماعی

شبکه‌های اجتماعی رایگان بوده و ابزاری مفید برای ساختن برند هستند. البته این وبسایت‌ها خدمات پولی برای تبلیغات یا آنالیز حرفه‌ای مخاطبین را ارائه می‌دهند که قطعا برای یک کسب‌وکار نوپا الزامی نیست. فراموش نکنید که قدرت گرفتن در شبکه‌های اجتماعی نیازمند حضور ثابت و حرفه‌ای در آنها است. قدم اول در این بخش نیز تحقیقات است. در نتیجه‌ی تحقیقات می‌توانید شبکه‌های مناسب برای کسب‌وکار خود را پیدا کنید تا از طریق آنها به مخاطبین بالقوه و افراد تاثیرگذار در صنعت دسترسی داشته باشید.

امروزه ابزارهای رایگانی برای مدیریت شبکه‌های اجتماعی و حتی طراحی پست‌ها مخصوص هریک از آنها در دسترس کاربران است. با جستجویی ساده می‌توانید انواع داخلی و خارجی این ابزارها را یافته و بدون هزینه‌ی زیاد، حضور خود را در دنیای مجازی پررنگ‌تر کنید. در نهایت نظم انتشار محتوا را فراموش نکنید. با تدوین یک تقویم منظم برای به‌روزرسانی صفحات شرکت در این وبسایت‌ها، اطلاعات مفید در مورد ماموریت و چشم‌انداز خود را با مخاطبین به اشتراک گذاشته و شخصیت خود را نیز به‌خوبی نشان دهید.

وبلاگ نویسی

وبلاگ‌نویسی یکی دیگر از راهکارهای تاسیس برند و ترغیب مخاطبین است. در این بخش برندسازی لحن و صدای شرکت اهمیت بالایی دارد. لحن خود را عامدانه در ارتباطات متنی رعایت کرده و با ثبات، آن را حفظ کنید. در وبلاگ شرکت تخصص خود در صنعت را شرح دهید و در مورد اتفاقات جاری یا هر اطلاعات مرتبط با مخاطبین هدف، محتوا منتشر کنید. داستان‌گویی در مورد اتفاقات و پیشرفت‌های شرکت نیز برای مخاطبین جذاب خواهد بود. این اطلاعات کم‌کم ارتباط شما را با مشتریان شخصی‌تر خواهد کرد.

بعلاوه وبلاگ‌نویسی فرصتی است که دیگر فعالین صنعت یا تاثیرگذاران آن را به همکاری در تولید محتوا دعوت کنید. می‌توانید از آنها به‌عنوان نویسنده‌های میهمان وبلاگ استفاده کنید. کلید برندسازی در این بخش، ارائه‌ی محتوای تازه و منظم است که مخاطبین را به رجوع مجدد به وبلاگ شما تشویق کند. در این مورد نیز قطعا سرویس‌های رایگان متعدد را می‌شناسید. البته می‌توانید وبلاگ خود را به‌عنوان بخشی از وبسایت اصلی راه‌اندازی کرده و با این کار از ترافیک جذب شده برای افزایش اعتبار وبسایت نیز استفاده کنید.

 

در نهایت به یاد داشته باشید که برند، پایه‌ی کسب‌وکار شما است. البته نیازی نیست که در ابتدای کار میلیون‌ها تومان برای شکل‌دهی این بخش هزینه کنید. قدم اصلی طراحی سبک برند است و پس از آن باید در تمامی بخش‌ها از لوگو تا وبلاگ آن را حفظ کرد. یک برند عالی قطعا بازدهی مالی بالایی خواهد داشت. پس بدون اتلاف وقت از همین امروز برای ساختن آن اقدام کنید.

شناخت و هدف‌گیری مخاطبان مناسب در استراتژی قیمت‌گذاری محصولات یا خدمات برند بسیار مهم است و می‌تواند منجر به موفقیت یا شکست یک کسب‌وکار شود.

هر کارآفرین یا صاحب کسب‌وکار در طول فعالیت حرفه‌ای خود طعم شکست را در فروش محصولات تجربه می‌کند. گاهی‌اوقات این سقوط در دوره‌ای کوتاه‌مدت اتفاق می‌افتد و گاهی اوقات این روند در یک فصل سال ادامه دارد و نگرانی‌های جدی ایجاد می‌کند. معمولا راه‌های متفاوتی برای رهایی از این شرایط در نظر گرفته می‌شود که یکی از آن‌ها حراج است. یعنی یک برند تصمیم می‌گیرد برای افزایش فروش، محصولات خود را با قیمت پایین‌تری عرضه کند. این راه حل در کوتاه‌مدت و هنگام انبارگردانی یا افزایش نقدینگی شرکت جواب می‌دهد اما تکیه کردن به این روش برای طولانی‌مدت راه حل مناسبی نیست. قیمت‌گذاری محصولات نیازمند روان‌شناسی است. هیچ چیز به جز احساس خریدار و فروشنده ارزش یکسانی ندارد. بنابراین پیش از پایین آوردن قیمت‌ها استراتژی قیمت‌گذاری خود را دوباره مرور کنید. سوال‌هایی که در ادامه‌ی این مقاله‌ بررسی می‌کنیم به انجام این کار کمک می‌کنند.

 

۱- مشتری ایده‌آل من چه کسی است؟

به گزارش چاپ و نشر به نقل از زومیت، بسیاری از کسب‌وکارها قیمت محصولات خود را با توجه به بازخوردی که از خریدار می‌گیرند تنظیم می‌کنند. اگر شکایات زیادی مبنی بر بالا بودن قیمت‌ها بشنوند، قیمت را پایین می‌آورند تا برای اغلب مردم منطقی به نظر برسد. آن‌ها تمام مردم را به یک چشم می‌بینند و مشتری ایده‌آل و غیرایده‌آل برایشان معنایی ندارد. درصورتی‌که این موضوع باید روی استراتژی قیمت‌گذاری تأثیرگذار باشد. بنابراین پیش از هر کاری ببینید مشتری ایده‌آل چه کسی است و از محصولات یا خدمات شما چه انتظاری دارد. به‌عنوان مثال اگر تولیدکننده‌ی عمده هستید باید قیمت محصولات را برای خریداران حجم زیاد کاهش دهید. اگر قصد دارید قشر پردرآمد جامعه را هدف قرار دهید در این صورت نیازی به پیشنهاد قیمت پایه ندارید زیرا احساس و انتظار مشتری نسبت به برند پایین خواهد آمد و این موضوع برای مشتری‌های سطح بالا خوشایند نیست. در عوض به جای تغییر دادن قیمت‌ها روی بازاریابی مخاطبان هدف تمرکز کنید و قیمتی تعیین کنید که به خرید از شما تشویق شوند.

 

۲- آیا قیمت خدمات خود را بر اساس رقابت با سایر برندها تعیین کرده‌ام؟

یکی دیگر از بزرگ‌ترین اشتباه‌هایی که حین قیمت‌گذاری محصول یا خدمات پیش می‌آید، مقایسه‌ی برند با رقبا است. افرادی که از این روش استفاده می‌کنند رقبای بازار را به دقت مورد بررسی قرار می‌دهند و قیمتی که به نظرشان منطقی می‌رسد را برای محصول یا خدمات انتخاب می‌کنند. اشتباه این روش به مورد اول برمی‌گردد یعنی این افراد مشتری‌های ایده‌آل متفاوتی را هدف قرار می‌دهند. محصولات یا خدمات دو یا چند برند ممکن است مشابه باشد و صنعت مشابهی را هدف قرار دهد اما به یاد داشته باشید هر صنعت بازار متفاوتی دارد. به‌عنوان مثال ممکن است یک مشتری بعد از مراجعه به فروشگاه دنبال شامپویی ارزان باشد اما مشتری دیگر محصول گران‌تر را انتخاب کند. فراموش نکنید مشتری‌های متفاوت، انتظارات متفاوتی دارند. برخی مشتری‌ها قصد دارند در هزینه‌های خود صرفه‌جویی کرده و برخی دیگر به قیمت اهمیتی نمی‌دهند درواقع روی کیفیت محصول سرمایه‌گذاری می‌کنند.

 

۳- به جای پایین آوردن قیمت چگونه می‌توان ارزش محصول را بالا برد؟

دو سالن که خدمات زیبایی ناخن انجام می‌دهند را در نظر بگیرید. سالن اول خدمات متوسطی برای زیبایی ناخن ارائه داده و قیمتی پایین دریافت می‌کند. در عین حال فضای سالن بسیار شلوغ و پر رفت‌وآمد است. در حالی که یک سالن دیگر از هر مشتری در اتاق جداگانه پذیرایی می‌کند و با پخش موسیقی ملایم و خدمات درجه یک به مشتری احساس شاهزاده بودن می‌دهد. هزینه‌ی خدمات این سالن تقریبا دو برابر سالن اول است اما بسیاری از مشتری‌ها ترجیح می‌دهند برای داشتن یک تجربه‌ی بی‌نظیر به این سالن مراجعه کنند.

 

راه‌های زیادی برای حفظ یا افزایش قیمت از طریق اضافه کردن ارزش‌ها وجود دارد. به خدماتی فکر کنید که هزینه‌ی چندان زیادی برای برند ندارند اما ارزش و کیفیت محصول را نزد مشتری افزایش می‌دهند. به‌عنوان مثال بعد از فروش محصول به مشتری ایمیل بزنید یا با او تماس بگیرید و ببینید آیا از خرید خود راضی است یا خیر. به محصولات یا خدمات اضافه‌ای فکر کنید که می‌توانند در بسته‌بندی محصول اصلی قرار بگیرند. روش‌های تحویل محصول و بسته‌بندی نیز سایر عواملی هستند که روی استراتژی قیمت تأثیر می‌گذارند.

 

۴- با افزایش قیمت محصول، میزان سود چگونه رشد می‌کند؟

پاسخ این پرسش به اندازه‌ای مهم و با ارزش است که می‌تواند مسیر کسب‌وکار را تغییر می‌دهد. به‌عنوان مثال اگر خدماتی را به ازای یک میلیون تومان ارائه می‌دهید باید ۱۰ مشتری داشته باشید تا ۱۰ میلیون تومان درآمد کسب کنید. اما اگر همان خدمات را با قیمت ۱۰ میلیون تومان اضافه‌تر عرضه کنید تنها به یک مشتری احتیاج خواهید داشت. درنهایت حجم خدمات ارائه شده کمتر می‌شود، درآمد بیشتر می‌شود و مشتری‌ها نیز از کیفیت کار راضی هستند.

 

افراد باتجربه در دنیای کسب‌وکار معتقدند فروختن یک محصول یا خدمات باکیفیت راحت‌تر از فروش محصولات بی‌کیفیت است. شکارچیان اجناس مقرون‌به‌صرفه همیشه دنبال معامله هستند و به ارزش کار اهمیتی نمی‌دهند. آن‌ها خدمات ارزان را زیر سوال می‌برند و احتمالا در نهایت نیز شاکی خواهند بود.

 

مشتری که دنبال کیفیت کار باشد احساس خوبی بابت سرمایه‌گذاری روی محصول یا خدمات باکیفیت دارد. آن‌ها بهترین خدمات را می‌خواهند و دنبال خدمات ارزان نمی‌روند. شاید تعجب کنید اما کار کردن با این مشتری‌ها راحت‌تر است. این افراد قدردان خدماتی که می‌گیرند بوده و نسبت به شکارچیان اجناس مقرون‌به‌صرفه وفادارتر هستند.

 

پایین آوردن قیمت‌ها راحت‌تر از هر کار دیگری به نظر می‌رسد اما معمولا بالا بردن قیمت‌ها برای رشد کسب‌وکار توصیه می‌شود. افزایش قیمت از نظر روان‌شناسی روی اعتمادبه‌نفس برند و ارزشی که برای مشتری فراهم می‌کند بسیار تأثیرگذار است. فقط کافی است با شناخت مشتری‌های مناسب برند، درآمد خود را با تلاش کمتر افزایش دهید.

مترجم: محمد علی ادیبی

منبع: extension.harvard.edu

تهیه شده در موسسه معنا

 

موضوع تازه‌ای نیست که ما انسان‌ها اغلب تصمیم‌گیران منطقی نیستیم. امروزه با توجه به رشد آگاهی عمومی از رفتارهای اقتصادی، مردم طی فرآیند تصمیم‌گیری با شگردهای بازی، بیشتر از گذشته آشنا شده‌اند. اما مدیران هنوز برای پیاده‌سازی این ترفندها در کسب‌وکار دچار مشکل هستند و در نتیجه، فرآیند تصمیم‌گیری در حوزه کسب‌وکار هنوز ناقص است.

چرا این موضوع مهم است؟

در حالی که تصمیمات منطقی خوب، پایه مزیت رقابتی و ایجاد ارزش در کسب‌وکار است، تصمیم‌گیری ضعیف می‌تواند منجر به انتخاب‌هایی شود که زمان، منابع و بودجه را هدر دهد.یک نمونه از این تصمیمات استخدام اشتباه است. تونی هسیش، مدیر عامل شرکت Zappos در گزارش‌های خود در فوربز اعلام کرده بود که استخدام‌های اشتباه در سازمانش، بیش از ۱۰۰ میلیون دلار هزینه داشته است. همچنین پژوهش‌های گالوپ نشان داده است که این مساله شایع است و ۸۲‌درصد از استخدام‌های شرکت‌ها نادرست است.

 

سرمایه‌گذاری کوته‌بینانه و از دست رفتن فرصت‌ها یا انجام پروژه‌های نافرجام همگی نتایج تصمیم‌گیری‌های نادرست هستند. اگر مدیران فعالانه و قاطعانه اقدامات لازم را برای بهبود تصمیم‌های خود انجام ندهند، در معرض اشتباهاتی هستندکه سازمان را دچار هزینه می‌کند و اعتبار آنها را به خطر می‌اندازد.

 

  بنابراین، چگونه می‌توانیم تصمیم بهتری بگیریم؟

برای پاسخ دادن به این سوال، سراغ دکتر جی پیتر اسکوبلیک رفتیم؛ دانشجوی دکترای مدیریت در مدرسه کسب‌وکار هاروارد. در مقاله حاضر، دیدگاه اسکوبلیک در باره سه خطای رایج در تصمیم‌گیری را به همراه راهکارهای اجتناب از آنها، بررسی می‌کنیم.

 

۱-خطای هزینه پنهان: زمانی که یک شیوه تصمیم‌گیری ثابت دارید یا رویه ثابتی را در مورد سرمایه‌گذاری‌هایی که در گذشته انجام داده‌اید پی می‌گیرید، دچار خطای نادیده‌گرفتن هزینه پنهان یا پیش‌بینی‌نشده می‌شوید. این هزینه می‌تواند منابع مالی، زمان یا انرژی باشد. اثر خطای هزینه پنهان، در ارزش‌گذاری‌های ذهنی ما نمایان می‌شود. از نظر علم روانشناسی ما به آنچه در گذشته انجام می‌داده‌ایم، وابستگی ذهنی داریم. در جایگاه خریدار، ما تمایل داریم وزن زیادی را روی تلاش و پولی که سرمایه‌گذاری کرده‌ایم قرار دهیم.

 

برای مثال، دانشجویی را در نظر بگیرید که نیمی از دوره ۴ ساله خود را در یک رشته گذرانده است و ممکن است مستعد این تفکر باشد چون دو سال زمان و پول صرف کرده، پس باید ادامه راه را هم طی کند. اما به یاد داشته باشید تمرکز بر آنچه که در گذشته صرف شده است، اطلاعاتی از آنچه در آینده باید هزینه کرد به ما نمی‌دهد.

 

۲- تحلیل نادرست چارچوب‌ها: با استفاده از فن بیان جنبه‌های مثبت یا منفی یک تصمیم خاص برجسته می‌شود. به‌طوری که کلمات جذابیت گزینه‌های موجود را به سمتی خاص سوق می‌دهند.حال چگونه سوالی بپرسیم که روشنگر باشد و منجر به تصمیم‌گیری عقلانی شود؟در چارچوب‌های از پیش‌ تعیین‌شده کسب‌وکار، خطای تحلیلی رایج این است که معمولا گزینه‌هایی که تحت عنوان زیان و منفی معرفی می‌شوند به نظر بد و غیر قابل قبول می‌رسند، درحالی که گزینه‌های تحت عنوان درآمد، مثبت معرفی می‌شوند، به نظر پذیرفته و خوب می‌رسند. به‌طور مثال، یک برنامه واکسیناسیون که ۹۵‌درصد مردم را نجات دهد، بسیار خوب است، اما برنامه واکسیناسیونی که ۵درصد افراد را از بین می‌برد، بد است؛ اگرچه هردو مورد دقیقا یک برنامه هستند که به دو شکل مختلف به آنها نگاه شده است.  وقتی که سرمایه‌گذاری‌های قابل توجهی انجام می‌شود، تحلیل نادرست چارچوب‌ها، بیشتر محتمل است.

 

هنگامی که فرد تصمیم‌گیرنده هستید، به حساسیت و اهمیت هزینه‌های پنهان آگاه باشید، به خصوص اگر در اطلاعات دریافتی از تحلیل چارچوب‌ها، نقش این هزینه پر رنگ باشد.

 

۳-خطای دسترسی: در دسترس بودن خطایی است که با تکیه بر آن افراد تصمیم می‌گیرند. به‌عنوان توضیح بیشتر، در نظر بگیرید در مورد احتمال یک رویداد، قضاوت ما بر اساس راحت‌ترین ذهنیت شخصی خودمان در آن موضوع باشد. به‌عنوان مثال، سرمایه‌گذاران ممکن است کیفیت سرمایه‌گذاری را براساس اطلاعاتی که اخیرا در اخبار مطرح شده، قضاوت کنند و سایر حقایق مربوط به موضوع را نادیده بگیرند. ما به‌عنوان انسان، همواره مجبور به تصمیم‌گیری در شرایط نبود اطمینان هستیم. برای جلوگیری از اطلاعات مازاد، مغزهای ما میانبرهای روانی ایجاد کرده‌اند که به نام «اکتشاف» شناخته می‌شوند، تا ما مجبور به صرف زمان و انرژی روی تک‌تک تصمیماتی که باید بگیریم نباشیم. میانبرهای اکتشافی ذهن، اغلب برای انجام قضاوت سریع به کمک می‌آیند. بنابراین اغلب افراد اتفاقات را همان طور که احتمال وقوع آن به ذهنشان خطور می‌کند، قضاوت می‌کنند، یا در حالت دیگر وزن اتفاق را بیش از آنچه واقعیت دارد می‌بینند و درک می‌کنند. این موضوع می‌تواند بر پیش‌بینی یا تجزیه و تحلیل برای تصمیم‌گیری تاثیر‌گذار باشد. اگر تحلیلگران، نوسانات اخیر بازار یا رویدادهای اخیر را به یاد بیاورند، بیشتر احتمال دارد که این رویداد در تصمیم‌گیری‌شان تاثیر بگذارد. [به یاد داشته باشید این مقاله بیش از اینکه به دنبال ارائه راه‌حل باشد، بر شناخت خطا‌های احتمالی تاکید دارد] اما برای مبارزه با این خطا‌ها، از اطلاعات پایه و داده‌هایی که معیار واقعی رویدادها است استفاده کنید. این کار باعث می‌شود که امکان وقوع احتمالات زیان ده در تصمیم‌گیری روشن‌تر شود.

رعایت کردن برخی نکات ساده در تعیین استراتژی بازاریابی برند نه تنها هزینه‌ها را به میزان قابل توجهی کاهش می‌دهد بلکه نتیجه‌ی بسیار بهتری نیز دارد.

داشتن استراتژی موفق برای بازاریابی نیازمند پلت‌فرم، کانال، شنوندگان و محتوای مناسب است. درواقع چالش‌های استراتژی دیجیتال مارکتینگ به‌اندازه‌ای سخت است که اغلب شرکت‌ها اشتباهات خود را دائم تکرار می‌کنند. نتیجه‌ی تحقیقات نشان داده است امروزه بیش از پنج هزار پلت‌فرم برای کمک به کسب‌وکارها در دسترس است و تنها ۹ درصد بازاریابان می‌توانند روی استفاده از یک روش تمرکز کنند. درنتیجه برندها تلاش کمتری برای اجرای استراتژی بازاریابی و جلب رضایت مخاطبان خود انجام می‌دهند. این اشتباه‌های رایج تنها مختص استراتژی‌های بازاریابی نیست بلکه توسط کسب‌وکارهایی که برای افزایش مخاطب تلاش می‌کنند نیز انجام می‌شود. در ادامه‌ی این مقاله‌ به بررسی بیشتر این اشتباه‌ها می‌پردازیم.

 

۱- دست کم گرفتن اهمیت داده‌ها

بسیاری از کسب‌وکارهای در حال رشد اهمیت داده‌ها را در توسعه‌ی استراتژی بازاریابی دست کم گرفته و زمان چندان زیادی را به تحقیقات تخصیص نمی‌دهند. درصورتی‌که روزبه‌روز به اهمیت استفاده از داده افزوده می‌شود. هرقدر داده‌های بیشتر و مفیدتری در اختیار بازاریابان قرار بگیرد، فرصت‌های بیشتری برای شناخت مشتری و محصولات فراهم می‌شود. به همین دلیل شرکت‌ها نباید هیچ محدودیتی در جمع‌آوری و استفاده از داده‌ها قائل شوند.

 

به‌عنوان مثال بسیاری از شرکت‌های مشاوره، هر کلمه‌ی کلیدی را به چشم فرصتی جدید برای جمع‌آوری داده به منظور پیدا کردن مخاطبان جدید می‌بینند. این شرکت‌ها حجم زیادی از کلمات کلیدی را توسعه داده‌اند تا به موتور جستجوی هر مشتری میلیون‌ها کلمه‌ی کلیدی اختصاص دهند.

 

 

اهمیت ندادن به داده‌ها باعث می‌شود شرکت‌ها چشم‌انداز ارزشمندی را از دست بدهند یا نتیجه‌گیری درستی نداشته باشند مخصوصا زمانی که نیازهای شخصی هر مشتری باید مشخص شود. برندها می‌توانند داده‌ی مورد نظر خود را از طریق مصاحبه با مشتری، نظرسنجی و تحقیقات در زمینه‌ی بازار تأمین کنند. اگر داده‌های جمع‌آوری شده با تجزیه و تحلیل مناسبی همراه باشند می‌توانند درآمد شرکت را تا ۱۵ درصد افزایش دهند.

 

۲- عدم تمرکز روی ویژگی منحصربه‌فرد محصول

پیوستن لایه‌های مختلف استراتژی بازاریابی برند باید تعریف واحدی از وجه تمایز برند نسبت به رقبا را نشان دهد. تعریف وجه تمایز برند، به مشتری این امکان را می‌دهد که بداند کدام برند نیازهایش را بهتر برطرف می‌کند تا با دید بهتری نسبت به انتخاب محصول مورد نظر اقدام کند. همچنین این ویژگی منحصربه‌فرد باید محوریت تمام کمپین‌های مرتبط با بازاریابی دیجیتال باشد. بسیاری از موتورهای جستجو محصولات را بر اساس ویژگی‌های پایه و قیمت آن‌ها دسته‌بندی می‌کنند. درنتیجه مشخص کردن وجه تمایز برند نقش حیاتی را در مشخص شدن هدف اصلی برند ایفا می‌کند.

 

 

برندها برای مشخص کردن ویژگی منحصربه‌فرد خود باید بپرسند «چه ویژگی باعث می‌شود مردم محصول ما را انتخاب کنند؟» به‌عنوان مثال برندی که در زمینه‌ی تولید کفش فعالیت می‌کند، تمرکز خود را روی تولید کفش‌هایی با ماندگاری بالا می‌گذارد و یک برند دیگر محصولات شخصی‌سازی شده را به‌عنوان ویژگی منحصربه‌فرد انتخاب می‌کند. مورد اولی که بررسی کردیم یعنی تحلیل داده‌های جمع‌آوری شده، باعث جذب مشتری‌هایی می‌شود که دنبال بهترین و مقرون‌به‌صرفه‌ترین انتخاب هستند و مورد دوم یعنی تمرکز روی ویژگی منحصربه‌فرد، مشتری‌هایی را جذب می‌کند که به ظاهر و نام برند اهمیت بیشتری می‌دهند.

 

۳- اهمیت ندادن به مشتری‌های فعلی کسب‌وکار

دانشگاه کسب‌وکار هاروارد در تحقیقات مختلف خود اعلام کرده است نگه داشتن مشتری‌های فعلی بین پنج تا ۲۵ برابر ارزان‌تر از تلاش برای جذب مشتری‌های جدید است. درنتیجه می‌توان گفت تلاش برای نگهداری مشتری میزان درآمد شرکت را به میزان قابل توجهی افزایش خواهد داد. اما بسیاری از کسب‌وکارها مشتری‌های فعلی برند را فدای مشتری‌های جدید کرده و تلاشی برای افزایش ماندگاری آن‌ها انجام نمی‌دهند.

 

نتیجه‌ی تحقیقات دیگری نشان داده است شرکت‌ها تا ۷۰ درصد شانس بیشتری برای فروش محصول به مشتری‌های قدیمی دارند درحالی‌که تنها ۲۰ درصد شانس دارند مشتری جدید را نسبت به خرید محصول برند ترغیب کنند. مشتری که حاضر شده است یک بار پول خود را برای خرید محصول یک برند خرج کند خیلی راحت‌تر از مشتری جدید نسبت به خرید محصول جدید تشویق می‌شود. مشتری وفادار سرمایه‌ی هر برندی است و حفظ ارتباط میزان وفاداری آن‌ها را افزایش خواهد داد.

 

دادن پیشنهاد ویژه برای خرید محصول، در نظر گرفتن تخفیف یا مطلع کردن آن‌ها از رسیدن محصولات جدید پیش از آغاز تبلیغات سراسری، به مشتری احساس ارزشمند بودن داده و وفاداری آن‌ها را نسبت به برند افزایش می‌دهد. این افراد تشویق می‌شوند بازخوردهای خود را با برند در میان گذاشته و به پیشرفت آن کمک کنند. کمپین‌های ایمیلی و نظرسنجی از آن‌ها از ابتدایی‌ترین راه‌های حفظ ارتباط با مشتری‌های قدیمی برند است و نسبت به جذب مشتری جدید هزینه‌ی بسیار کمتری دارد.

 

از بین بردن اشتباهات بازاریابی غیر ممکن نیست، تنها کافی است سرعت فرآیند استراتژی بازاریابی را پایین آورید، داده‌های لازم را جمع‌آوری کرده، خودتان را از رقبا متمایز کنید و به مشتری‌های قدیمی خود ارزش دهید. اعمال این راه حل‌های ساده، کمک می‌کند استراتژی‌های بازاریابی نتیجه‌ی بهتر و هزینه‌ی بسیار کمتری داشته باشد.

در یک دهه گذشته، مدیران کسب‌وکارها آموخته‌اند که باید روابط معنادار عمیق‌تری با مشتریان خود داشته باشند؛ آن هم در محیطی که طول عمر محصولات کاهش یافته، فناوری‌های جدید امکان تولید محصولات شخصی‌شده و سفارشی را فراهم می‌سازند و رسانه‌های اجتماعی نیز تعامل مشتریان با نشان‌های تجاری را تحت تاثیر قرار می‌دهند. پژوهش جدیدی که به وسیله یک شرکت روابط عمومی به نام ادلمن انجام شده، حکایت از آن دارد که شرکت‌ها با وجود آگاهی از انتظارات جدید مشتریان، هنوز هم کارهای بسیاری باید برای تامین خواسته‌های آنها انجام دهند. براساس این پژوهش، در حالی که ۸۷‌درصد از مشتریان خواهان ارتباطات معنادارتری با نشان‌های تجاری محبوب خود هستند، تنها ۱۷‌درصد از آنها باور دارند که هم‌اکنون شرکت‌ها انتظارات آنها را برآورده می‌سازند.

شرکت‌ها در ۳ حوزه مختلف می‌توانند باعث بهبود توان نشان تجاری خود و عملکردشان شوند: شخصی‌سازی، بازاریابی مبتنی بر جامعه و هم‌کلامی با مشتریان. در این مطلب، تنها به شخصی‌سازی می‌پردازیم.مدیریت و کسب‌وکار راه درازی را در یک قرن گذشته طی کرده است. زمانی بود که خودروی مدل تی هنری فورد، پرفروش‌ترین خودروی جهان بود و رکورد خود را به مدت ۵۰ سال حفظ کرد. خودروی مدل تی، یک محصول به شدت استاندارد شده بود که با روشن کردن مراحل تولید هر قطعه، کارآیی خطوط مونتاژ را به شدت افزایش می‌داد. این ویژگی باعث شد تا شرکت فورد موتور بتواند به‌طور چشمگیری از هزینه‌های تولید خود بکاهد. همان‌طور که بنیان‌گذار شرکت در آن زمان لطیفه‌گویی کرد، مشتریان می‌توانستند مدل تی را در هر رنگ دلخواهی خریداری کنند؛ مادامی که آن رنگ، سیاه باشد.

 

خودروی مدل تی، یکی از مثال‌های استراتژی محصول «یک برای بسیار» است؛ جایی که یک محصول واحد برای عرضه به چندین بخش و گروه از مشتریان و حتی کل بازار، طراحی می‌شود. واضح است که نقطه ضعف این استراتژی، ناتوانی از پاسخگویی به تنوع سلایق و تمایلات مشتریان در بخش‌های مختلف بازار است. این موضوع باعث شد جنرال موتورز، شرکتی که جای فورد را در بازار جهانی گرفت، دست به تولید محصولات متنوعی بزند. آلفرد اسلون، مدیرعامل این شرکت در دهه ۱۹۳۰، استراتژی خود را تولید «یک‌خودرو برای هر کیف پول و هر هدف» تعیین کرد و با ایجاد نشان‌های تجاری مختلفی مانند شورولت، اولدزموبیل، بیوک و کادیلاک، تلاش کرد تا با طراحی‌ها و قیمت‌های متمایز، به طیف گسترده‌تری از مشتریان بازار دست یابد.

 

موفقیت جنرال موتورزِ تحت هدایت اسلون، اولین نشانه‌های ظهور استراتژی جدید «بسیار برای بسیار» بود؛ استراتژی جدیدی که با توجه به انتظارات بازار، تلاش می‌کرد محصولات مختلفی عرضه کند تا گروه‌های متنوع‌تری از مشتریان به خواسته‌هایشان برسند.

 

اما انتظارات بازار، باز هم فراتر رفت. با گذر از دوران صنعتی و رسیدن به عصر اطلاعات، بنیان مزیت رقابتی در بسیاری از محصولات تغییر کرد و اکنون نیاز است به جای تولید انبوه محصولات استانداردسازی شده، طراحی‌های شخصی و فردی بیشتری ارائه شود. امکان این کار از طریق فناوری‌های سفارشی‌سازی و شخصی‌سازی دیجیتال فراهم شده است. فناوری‌های تولید جدید، این امکان را فراهم می‌سازند تا استراتژی محصول «یک برای یک» را در پیش گرفت و محصولات منحصربفردی برای هر مشتری تولید کرد. در این استراتژی، خواسته هر مشتری اهمیت پیدا می‌کند و شرکت‌ها تلاش می‌کنند تا تمام سلیقه‌های بازار را در نظر بگیرند.

 

برای مثال، به شرکت شکلات‌سازی مارز و نشان تجاری ام‌اند‌ام (M&M)، توجه کنید. این شرکت، صدها نوع شکلات مختلف با طعم‌های متنوع (مانند شیر و شکلات تلخ، بادام‌زمینی، بادام و کره بادام زمینی)، اندازه‌های مختلف (از ۲۷ تا ۷۰۰ گرمی) و گونه‌های متفاوتی از محصول (مانند آبنبات، کلوچه، اسمارتیز و بستنی) به بازار عرضه می‌کند. استراتژی محصول بسیار برای شرکت مارز، باعث شد که طیف گسترده‌ای از خواسته‌های و ذائقه‌های مشتریان بازار مورد توجه قرار گرفته و فروش جهانی آن از مرز ۳ میلیارد دلار عبور کند.

 

اما شرکت مارز متوجه شد که می‌توان از این سطح از تنوع نیز فراتر رفت و با شخصی‌سازی محصولات، قدرت نشان تجاری و سودآوری آن را افزایش داد. به این منظور، وب‌سایتی برای سفارش‌های مشتریان ایجاد شد تا آنها بتوانند پیام‌ها و تصاویر چاپ‌شده روی بسته‌ها و رنگ دلخواه خود را انتخاب کرده و محصولی با نشان تجاری ام‌اند‌‌ام را سفارش دهند که منحصر به آنها است. این شخصی‌سازی باعث شد تا بازار جدیدی از مشتریانی به دست آیند که برای مناسبت‌های ویژه‌ای مانند ازدواج، تولد، مناسبت‌های اداری و غیره، محصولات و بسته‌بندی‌های منحصربفردی می‌خواستند. قیمت این محصولات سفارشی، ۱۰ برابر محصولات عادی ام‌اند‌ام است و نشان می‌دهد که تا چه اندازه مصرف‌کنندگان به شخصی‌سازی محصولات بها می‌دهند.

 

فرصت شخصی‌سازی محصولات و دستیابی به بازارهای جدید پرسود، برای گروه‌های مختلفی از کالاها موجود است. به‌عنوان مثال، شرکت تولید اسباب‌بازی هسبرو، چند سالی است که از چاپگرهای سه‌بعدی استفاده می‌کنند تا مشتریان بتوانند شکل واقعی سر خود را بر بدن شخصیت‌های کارتونی محبوب خود قرار دهند. این شخصیت‌های کارتونی شخصی‌سازی شده، ۳ برابر اسباب‌بازی‌های مشابه خود قیمت دارند و با استقبال و اشتیاق بازار مواجه شده است.

 

به‌طور مشابهی، شرکت نایک تلاش کرده است تا در وب‌سایتی ویژه، طراحی‌های سفارشی را برای مشتریان فراهم سازد. این خدمت، هم‌اکنون در بسیاری از کشورهای جهان که نمایندگی‌های نایک آنها فعال‌تر هستند، ارائه می‌شود و در خاورمیانه نیز برای کشورهای امارات متحده و عربستان سعودی فراهم شده است. مشتریان نایک در این کشورها می‌توانند از بین رنگ‌ها و طرح‌های مختلف به بیش از ۲ میلیارد ترکیب طراحی دست پیدا کنند و حتی ابتدای نامشان را هم روی محصولات سفارشی‌شان بنویسند. این خدمات اضافی باعث می‌شود تا به قیمت هر جفت کفش کتانی، ۴۵ دلار افزوده شود و بسیاری از مشتریان نیز با کمال میل، آن را می‌پردازند.

نویسنده: Tomasz NG

مترجم: مریم رضایی

منبع: Bluenotes

 دنیای ورزش همیشه منبعی غنی از نوعی الهام‌بخشی برای رهبران کسب‌وکار است. اما تنها چهار سال یک‌بار است که شانس درس گرفتن از اتفاق‌های خاص یکی از بزرگ‌ترین رویدادهای ورزشی دنیا، یعنی جام‌جهانی فوتبال را داریم. در اوایل ماه ژوئن و در آستانه شروع مسابقات، تیم‌های برزیل، آلمان و اسپانیا مثل همیشه و حداقل بر اساس نظرسنجی‌ها، محبوب‌ترین تیم‌های جام بودند.

با حذف شدن هریک از این تیم‌های محبوب از جام، قابلیت‌های یک تیم جدید که کسی انتظارش را نداشت، برجسته می‌شد.به‌طور کلی، این روزها اتفاق‌های غیرقابل پیش‌بینی زیادی رخ می‌دهد. بن‌بست جنگ تجاری بین آمریکا و چین، صنایع را در سراسر دنیا دچار چالش کرده و تکنولوژی به شکلی که هیچ‌کس نمی‌تواند پیش‌بینی کند، در حال تغییر اساسی چشم‌انداز شرکت‌ها است.  با در نظر گرفتن این بی‌نظمی‌ها، غیرقابل پیش‌بینی بودن فوتبال می‌تواند دید ارزشمندی برای بقا در کسب‌وکار به ما بدهد؛ به‌ویژه با بررسی آنچه برخی تیم‌ها را به موفقیت عمیق رساند و برعکس، باعث شکست و حذف برخی تیم‌های مطرح شد.

 

  سازگاری یا مردن

سال‌ها بود که اسپانیا با یک سبک بازی منحصر‌به‌فرد حول مالکیت و انتقال سریع توپ موسوم به تیکی‌تاکا توانسته بود تیم‌های مقابلش را مهار کند و موفقیت‌های مهمی به‌دست آورد.اما اتفاق بد برای اسپانیا این بود که این جام‌جهانی نشان داد تیم‌های دیگر روش‌های جدیدی برای کنترل بازی بدون توپ ایجاد کرده‌اند. قوی‌ کردن خطوط دفاعی چند‌گانه در زمانی که تیم حریف توپ را در دست دارد و سپس گرفتن فشار حریف و ضدحمله با سرعت، رقابت‌ را به‌طور فزاینده‌ای راحت‌تر کرده است. اسپانیا با وجود رد و بدل کردن ۱۰۰۰ پاس در برابر روسیه که تیمی چندان مدعی نبود، ۷۵ درصد مالکیت توپ را در اختیار داشت، اما نتوانست راه نفوذ به خط دفاعی این تیم پیدا کند و در نهایت در پنالتی به روسیه باخت.

 

پیام این اتفاق برای کسب‌وکارها کاملا واضح است: توانایی تطبیق‌پذیری و به‌روز شدن برای پیش‌رفتن بسیار مهم است. در دنیایی که تکنولوژی دائم اختلال در یک روند ایجاد می‌کند، کلید موفقیت تغییر سبک است.  طبق اعلام شرکت خدمات مالی کردیت سوئیس، میانگین سنی شرکت‌های S&۰P ۵۰۰ در حال‌حاضر به زیر ۲۰ سال رسیده و این در حالی است که در دهه ۵۰ این رقم ۶۰ سال بود. این روند در حال سرعت گرفتن است.

 

  اهمیت هدایت کردن

شنیدن این خبر که تماشاگران ژاپنی بعد از هر بازی جایگاه خود را تمیز می‌کردند خیلی جالب بود؛ حتی بعد از بازی نفسگیر با بلژیک که ابتدا ۲ گل جلو بودند و در لحظات آخر، با خوردن گل سوم، بازی را واگذار کردند. تیم ژاپن حتی رختکن خود را بعد از این بازی کاملا تمیز و مرتب کرده بود و یادداشتی گذاشته بود که به زبان روسی نوشته بود «متشکریم.»شاید آنقدر که به نظر می‌رسد عجیب نباشد، موفقیت تیم راگبی آل‌بلکز نیوزیلند به عنوان بهترین تیم راگبی دنیا که به‌خاطر سنتی که می‌گوید «هیچ‌ فردی بزرگ‌تر از تیم نیست». چنین رویکردهایی در دنیای کسب‌وکار الگو شده است؛ همان چیزی که با پروتکل‌ها و رفتار ژاپنی‌ها متناسب است. به همین دلیل است که ژاپن بهترین عملکرد خود از سال ۲۰۰۲ را به‌عنوان یک تیم آسیایی به نمایش گذاشت.

در جام‌ملت‌های اروپا ۱۹۹۶، گرت ساوت‌گیت، سرمربی فعلی انگلیس، آخرین پنالتی تیمش در برابر آلمان را در نیمه‌نهایی از دست داد و انگلیس از راهیابی به فینال بازماند. از آن سال به بعد، انگلیس نتوانسته بود در هیچ تورنمنتی در ضربات پنالتی به موفقیت برسد. ساوت‌گیت، هیچ‌وقت از نقشی که در آن شکست داشت طفره نرفت. به همین دلیل، در مسابقات امسال، هیچ‌کس نمی‌خواست کار انگلیس با کلمبیا به پنالتی بکشد.اما رویکرد همدلانه و ارتباط مثبت ساوت‌گیت که همواره مورد ستایش است، به بازیکنان یادآوری کرد که حداقل تا حدی نسبت به واکنش‌شان به یک موقعیت، کنترل دارند و انگلیس بعد از ۲۲ سال بالاخره توانست در ضربات پنالتی کلمبیا را شکست دهد.

  کار تیمی، کار تیمی، کار تیمی

هر صحبتی که قبل از شروع جام‌جهانی صورت می‌گرفت، حول ستاره‌های بزرگ می‌چرخید: کریستیانو رونالدو، لیونل مسی و نیمار. هیچ‌کدام از این ستاره‌ها به نیمه‌نهایی نرسیدند.یک تیم نمی‌تواند برای موفقیت فقط به یک بازیکن متکی باشد. نگاهی به چهار تیمی که به نیمه‌نهایی رسیدند یعنی فرانسه، کرواسی، بلژیک و انگلیس نشان می‌دهد همه آنها کار تیمی قوی داشتند.  در مورد بلژیک، نظم قوی و تسلط به طرح بازی، یک موضوع مهم بود. این تیم با ضد‌حمله‌هایی که خوب طراحی شده بود، توانست به جایگاه سوم برسد. فرانسه هم ستاره‌های خوبی داشت و هم هماهنگی بین آنها خوب بود و مجموع این شرایط باعث قهرمانی آنها شد. کرواسی هم اگرچه بهترین بازی‌ساز دنیا، لوکا مودریچ را داشت، اما تیمی که اطراف او بود، بزرگ‌ترین درس این مسابقات را به بقیه داد و آنها را تا فینال پیش برد.  در کسب‌وکار هم تشکیل یک تیم قوی و عرضه کامل ظرفیت اعضای آن، حیاتی است. بهترین‌ تیم‌ها درست مثل فوتبال، نقاط قوت اعضای خود را بیرون می‌کشند.

  فرهنگ همه چیز است

بلژیک بهترین عملکرد خود در تاریخ جام‌جهانی را به نمایش گذاشت و تا نزدیک فینال پیش آمد. بازیکنان بلژیک به سه زبان مختلف صحبت می‌کردند و اختلاف بین گویش‌ها در این کشور، از نظر سیاسی مشکلاتی را به‌وجود آورده است، اما در زمین چنین چیزی اصلا مطرح نبود. بیشتر بازیکنان فرانسه هم آفریقایی‌تبار و مهاجرانی از کشورهای مختلف بودند اما اتحاد آنها نشان داد این تفاوت‌ها اهمیتی ندارد.تنوع‌پذیری در کسب‌وکار می‌تواند عامل خیلی از اتفاق‌های مثبت مثل نوآوری بیشتر، درک بهتر مشتریان متفاوت و تصمیم‌گیری مناسب‌تر شود.

 

 

هر انسانی در طول زندگی خود از فرصت های شغلی متنوعی برخوردار خواهد شد که این موضوع ضرورت انتخاب را تشدید می کند. با این حال پیشنهادها کاملا براساس توانایی های شما خواهد بود، به همین دلیل در صورتی که بخواهید از موقعیت های بهتری برخوردار شوید، لازم است مهارت های خود را افزایش دهید و مطابق نیاز زمانه خود را به روز کنید.

به گزارش چاپ و نشر به نقل از اقتصادآنلاین،  برای مثال ملاک های انتخاب کارمندان در حال حاضر با پنج سال گذشته تفاوت هایی پیدا کرده و این موضوع بیانگر آن است که جهان در حال تغییر است. تحت این شرایط تنها افرادی موفق خواهند بود که خود را با آن به خوبی همگام ساخته باشند.

 

در همین راستا و در ادامه به معرفی و بررسی 5 مهارت ضروری که در آینده از جمله ملاک های تعیین کننده کارمندان هستند، خواهیم پرداخت.

 

1- برندسازی

 

اگرچه این موضوع به عنوان یک مهارت شاید کمی عجیب به نظر برسد، با این حال واقعیت این است که در راستای موفقیت لازم است خود نیز برنامه ای خارج از اهداف شرکت داشته باشید. بسیار مهم است که در زمینه برندسازی برای خود از توانایی کافی برخوردار باشید. از جمله مزیت های این موضوع می توان به کسب شهرت، اعتماد و ساخت زیرسازهای مورد نیاز برای پیشرفت و ترقی، اشاره کرد. در این رابطه جنیفر لیستر، معاون دانشگاه پردیو معتقد است که در راستای برندسازی اینکه چه تصوری از خود دارید، می تواند نخستین گام و راهنمای عمل بسیار خوبی محسوب شود. با این اقدام شما قادر خواهید بود ایده آل های مدنظر را پیاده کنید.

 

2- استفاده فراگیر از تکنولوژی

 

در واقع تکنولوژی ها باعث می شود تا انجام بسیاری از کارها با سهولت بیشتری امکان پذیر باشد که نقطه پایانی را نمی توان برای آن متصور شد. به همین دلیل ضروری است تا ارتباط خوبی با فناوری های به روز داشته باشید. این موضوع تنها منحصر به موارد مرتبط با کار خود نبوده و در راستای افزایش محدوده عملکردی خود بهتر است مواردی را که به آنها تمایل نیز دارید، مورد توجه قرار دهید. توجه داشته باشید که در چند سال آینده روبات ها رشد به مراتب بیشتری خواهند داشت و ورود آنها به تمامی عرصه های کسب و کار امری غیر قابل اجتناب خواهد بود. تحت این شرایط در صورتی که شما پیش زمینه های استفاده از آنها را داشته باشید، بدون شک از موقعیت به مراتب بهتری نسبت به سایر کارمندان خود برخوردار خواهید بود.

 

3- ساخت تیم

 

این موضوع که تنها بر پایه یک حرفه مهارت بخواهید در آینده موفقیتی را به دست آورید، امری دشوار خواهد بود. درواقع با تنوع و پدید آمدن شرکت های بیشتر، انجام بسیاری از کارها دشوار تر خواهد شد. به همین خاطر پیش بینی می شود که بسیاری از افراد محبور به انجام چندین فعالیت مختلف باشند. تحت این شرایط بسیار مهم است که الزامات این موضوع را برای خود مهیا ساخته باشید. درواقع انجام کارهای مختلف تنها زمانی میسر خواهد بود که شما تیم های قدرتمندی را در اختیار داشته باشید. این موضوع از طریق ایجاد روابط دوستانه با افراد مختلف به خوبی قابل انجام است که در اصطلاح به آن ساخت تیم گفته می شود. فراموش نکنید که فیس بوک نیز تقریبا به همین شکل و در نتیجه اجتماع چند دوست دانشگاهی شکل گرفت.

 

4- سازگاری با تغییرات

 

جهانی که در آینده نزدیک تصور می شود دنیایی پر از تغییرات گوناگون خواهد بود. تحت این شرایط در صورتی که مهارت سازگاری با آنها را در خود تقویت نکنید، بدون شک با مشکل مواجه خواهید شد. این موضوع شما را در دستیابی به موقعیت های جدید کمک خواهد کرد. اگرچه در این رابطه برخی معتقدند که این موضوع کاملا ذاتی است، با این حال واقعیت این است که تمامی مهارت ها اکتسابی بوده و با تمرین قابل دستیابی خواهد بود. این مهارت امروزه نیز کاملا کاربردی است. درواقع افراد منعطف همواره از محبوبیت خاصی نزد مدیران بهره مندند که این موضوع باعث می شود تا مسیر رشد آنها آسان تر باشد.

 

5- مقاومت

 

بسیاری از افرادی که نمی توانند به موفقیت مدنظر خود دست پیدا کنند، با مشکل کمبود مقاومت مواجه هستند. درواقع شما باید با این واقعیت کنار بیایید که چیزهای خوب زمان بر خواهند بود. با این حال اگر در این رابطه عجله کنید، تمامی تلاش های خود را بی اثر ساخته و مسیر موفقیت را طولانی تر خواهید کرد. این موضوع در رابطه با مورد قبلی نیز صدق می کند. درواقع یکی از الزامات انعطاف پذیری این است که افراد توانایی مقاومت در برابر دشواری ها را داشته باشند.

 

این موضوع به شما کمک خواهد کرد تا بتوانید برای سایرین نیز الهام بخش باشید. این موضوع خصوصا زمانی که بخواهید کسب وکاری را برای خود ایجاد کنید، نوعی وجهه و اعتبار برای شمات محسوب خواهد شد. شرکت ها نیز افرادی را که توانایی حفظ راندمان خود در سخت ترین شرایط را دارند، مورد توجه ویژه قرار خواهند داد. بدون شک آینده کسب وکار به علت مواردی نظیر افزایش تعداد شرکت ها، نیازمند افرادی خواهد بود که بتوانند مقاومت خوبی را از خود نشان دهند.