تاکنون مطالب زیادی در مورد دستیارهای هوشمند و کاربرد آنها نوشته شده است. یکی از کاربردهای اصلی این اسپیکرها، بازاریابی صوتی و کمک به افزایش فروش در برندها مختلف است.

فروش دستیارهای هوشمند در سال 2018، از 50 میلیون هم عبور کرد و باعث شد که این فناوری، به عنوان یکی از سریع‌ترین و جذاب‌ترین فناوری‌های سال شناخته شود.

بسیاری از برندها از این جذابیت استفاده کردند و تلاش دارند که از این اسپیکرها در جهت بازاریابی و افزایش فروش استفاده نمایند. فناوری‌های دیگر مانند واقعیت افزوده، واقعیت مجازی و غیره هم هستند که می‌توانند در این زمینه مفید باشند.

به گزارش چاپ و نشر به نقل از ایتنا، به طور کلی بازاریابی صوتی که یکی از فرآیندهای جدید و جذاب در بازاریابی است، برای بسیاری از برندها موفق عمل کرده است و به رشد آن برند کمک نموده است.

در حال حاضر، گوگل و آمازون اسپیکرهای هوشمند خود را با قیمتی ارزان‌تر به فروش می‌رسانند تا بتوانند در آینده سهم بیشتری از بازاریابی صوتی را در اختیار داشته باشند.

تحلیلگران و منابع آگاه در این زمینه بر این باور هستند که تاکنون 20 میلیون دستگاه نصب شده است و تا سال 2020، این تعداد به شکل فوق تصاعدی رشد خواهد کرد و به حدود 100 میلیون دستگاه خواهد رسید و به همین خاطر بازاریابی و سرمایه گذاری برندها در این زمینه، می‌تواند کاری هوشمندانه باشد.

ماهیت صوتی اسپیکرهای هوشمند باعث می‌شود که بازاریابی از طریق این اسپیکرها، چیزی شبیه به تبلیغات رادیویی باشد. برندها می‌توانند از طریق موسیقی، پادکست و غیره، تبلیغات خود را از طریق این اسپیکرها انجام دهند و با رشد اسپیکرهای هوشمند، خدمات بازاریابی صوتی آنها نیز بیشتر خواهد شد و برندها می‌توانند از این دستگاه‌ها بیشتر کمک بگیرند.

امکان ارائه مطالب آموزشی در این دستیارها می‌تواند به آگاهی مخاطب از برند شما کمک کند.

همچنین می‌توانید مزایای محصولات خود برای مخاطبان را از طریق دستیارهای هوشمند بیان کنید و در مورد رویدادهای شرکت خود به مشتریان اطلاع دهید. سعی کنید که تمام تلاش خود را برای برقراری ارتباط با مخاطبان از طریق دستیارهای هوشمند به کار ببندید.

 

 

مشاور برند دانش کلی و مهارت بازاریابی، تحلیل و طراحی برند و راهکارهای لازم را برای شرکت ها فراهم می کند تا بتوانند با موفقیت محصولات شان را به فروش برسانند و به اهداف تجاری خود دست پیدا کنند. او این کار را با تحلیل و بررسی برند و مطالعه عملکرد برند در قیاس با برندهای رقیب انجام می دهد. یک مشاور برند خوب می تواند از طریق بررسی بازار، بازاریابی محتوا، حسابرسی وب سایت، جست وجوی کلمات کلیدی و خدمات ویدئویی، یک شرکت کوچک را به یک غول صنعت تبدیل کند.

به گزارش چاپ ونشر به نقل از فرصت امروز، مشاوران برند معمولاً در شرکت های مشاوره مدیریت یا سازمان های تبلیغاتی کار می کنند و زمانی که با شرکت همراه شوند، با مدیران برند و هیات رئیسه بازاریابی به طور منظم ارتباط برقرار کرده و حتی در زمان هایی که نیاز به گرفتن تصمیمات اساسی باشد با اعضای کلیدی مدیریت در ارتباط خواهند بود.

 

مشاور برند

جدا از کار با سازمان های تبلیغاتی و شرکت های مشاوره مدیریت، برخی مشاوران برند در صنعت به طور مستقل کار می کنند و تخصص و خدمات خود را در اختیار شرکت هایی که فارغ از هرگونه تجربه و آگاهی در زمینه بازاریابی، برندینگ و استراتژی های مربوط به آن هستند قرار می دهند.

ترندی که اخیرا در دنیای شرکت ها رواج پیدا کرده این است که یک مشاور برند در شرکت شان استخدام کنند. به به این دلیل که معمولا مدیریت و دپارتمان های برندینگ و بازاریابی نگاهی جانب دارانه نسبت به برند خود و محصولاتی که ارائه می دهند پیدا می کنند و زمانی که اهداف تجاری آنها به بهترین و موفق ترین نحو برآورده نشود، به دیدگاه شخص ثالثی نیاز است که نگاهی بی طرفانه داشته باشد که در نتیجه وجود یک مشاور برند معنا پیدا می کند.

مشاور برند با تیزبینی مسائل را پیگیری کرده و تماماً جنبه های بازاریابی و برندینگ که شامل استراتژی های ارتباطات عمومی، قیمت گذاری محصولات، نظارت بر بودجه های بازاریابی ماهانه، فصلی و سالانه در برابر دستیابی به اهداف فروش، طراحی های خلاقانه، بسته بندی، پخش و توزیع، ارتباطات اداری و سایر مسائل مربوط به استراتژی های بازاریابی و برندینگ می شود را تحت تاثیر قرار می دهد.

یک مشاور برند با در اختیار داشتن هوشمندی تجاری و تخصص لازم برای ترویج و فروش محصولات شرکت می تواند بخشی حیاتی از تیم پژوهشی شرکت باشد و در مسائلی از قبیل برنامه ریزی و پیاده سازی استراتژی ها، خلق ایده های نامتعارف و اطمینان از هم راستا بودن اهداف تجاری با پارامتر های رقابتی، ذات محصولات، تمایلات خریداران و پویایی در حال تغییر کسب و کار دخالت داشته باشد.

از آنجایی که مشاور برند حقوق خود را از شرکت دریافت نمی کند، محدود به قوانین و مقرراتی که مربوط به کارکنان شرکت است نیست و این امکان را دارد که دانش و تخصص خود را همزمان در اختیار بیش از یک شرکت یا برند قرار دهد، اما معمولا قراردادی به خصوص وجود دارد که مانع از این می شود که مشاور برند برای شرکت و یا برند رقیب با خط محصولات مشابه کار کند. هزینه های حقوقی یک مشاور برند نیز معمولاً با قراردادهایی به طور ماهانه پرداخت می شود که شرایط و ضوابط آن قرارداد به طور مشترک توسط مدیریت شرکت و مشاور برند تنظیم می شود.

 

برند

برای کسب موفقیت به عنوان یک مشاور برند علاوه بر نیاز به مدارک تحصیلی تخصصی در زمینه های بازاریابی، برندینگ و استراتژی های مربوطه، الزام است که شخص مورد نظر حداقل به اندازه 10 سال یا بیشتر در صنعت مشغول بوده و تجربه کسب کرده باشد تا بتواند به خوبی نیازهای شرکت مشاوره خواه را درک کند و با موفقیت به آنها رسیدگی کند.

موسسات آموزشی و دانشگاه های متعددی وجود دارد که دوره های ویژه ای در رابطه با برندینگ و بازاریابی ارائه می دهند تا به داوطلبان امکان یادگیری دانش مورد نیاز را بدهند و تکنیک های تئوری و عملی را به آنها بیاموزند. اما پس از کسب مدرک مورد نیاز در زمینه های برندینگ و بازاریابی همچنان نیاز دارند که با شرکت های اداری خوب مشغول به کار در صنعت مشاوره شوند تا اطلاعات کافی از کار و بازار مربوطه آن را به دست بیاورند و بتوانند شغل موفقی به عنوان یک مشاور برند داشته باشند.

نقش یک مشاور برند:

 

1- درک و فهم منش و اهداف شرکت

زمانی که مشاور برند با یک شرکت همراه شود وظیفه اصلی او شامل کسب فهم عمیقی از رویکرد و اهداف شرکت از طریق جلسات و گفت وگو های متعدد با اعضای کلیدی مدیریت و دپارتمان های بازاریابی و برندینگ می شود. از نگرش، ماموریت، اهداف کوتاه مدت و اهداف بلند مدت، پیشنهادات فروش اختصاصی، ارزش های برند، نقاط قوت برند، بازار مخاطب و مشتریان مخاطب گرفته تا تمام تاریخچه برند، تمامی این مسائل باید به طور کامل توسط مشاور برند درک شوند و به کار گرفته شوند تا بتواند برای مسیر پیش رو استراتژی مناسبی در نظر بگیرد.

 

2- تحلیل و بررسی نقاط ضعف و محدودیت ها

یک شرکت برای استخدام یک مشاور برند دلیل به خصوصی دارد که منطق اصلی آن می تواند پیرامون ارزش رو به کاهش برند باشد. هدف از استخدام مشاور برند این است که سهم بازار شرکت را افزایش دهد و ارزش برند را بهبود ببخشد. وظیفه و نقش اصلی مشاور برند تحلیل و بررسی نقاط ضعف و محدودیت هایی است که به واسطه آنها برند قادر نیست که به اهداف و نتایج دلخواهش دست پیدا کند.

او باید بتواند بفهمد که ایراد کار کجاست؛ آیا مشکل در بخش عملی کسب و کار است یا در نیروی فروش، انگیزه کارکنان، ابزارهای بازاریابی، استراتژی های برندینگ، رقابت موجود در بازار یا در ذات و ویژگی های محصولات ارائه شده؟ مشکل موردنظر می تواند یکی از این موارد باشد یا چندین مورد به طور همزمان در ایجاد آن دخیل باشند. مشاور برند باید این مسئله را بررسی کند تا بتواند راهکاری اجرایی و منطقی برای برطرف کردن آن ارائه دهد.

 

3- دسترسی به دیدگاه های مشتری

مشتریان بهترین نماینده های یک شرکت هستند و بسیار مهم است که مشاور برند با تحقیقات و پژوهش های چندباره از نگرش و دیدگاه مشتریان شرکت اطلاع پیدا کند. او باید بتواند به سوالاتی مانند مشتریان چه نگرشی درباره برند دارند، محصولاتی که ارائه می دهیم چگونه نیازهای آنها را برطرف می کند، انتظارات آنها از برند چیست، آیا شکایتی دارند، چرا ترجیح می دهند محصولات شرکت رقیب را خریداری کنند و یا سایر سوالات اساسی که به برند کمک خواهد کرد که در مدت طولانی وفاداری مشتریان خود را کسب کند و نگه دارد پاسخ مناسبی بدهد.

 

4- برنامه ریزی استراتژی های بازاریابی و ترویج محصولات

پس از کسب فهمی کامل از ذات کسب و کار و ویژگی های محصولات ارائه شده، مشاور برند باید بتواند یک برنامه ریزی موثر و کارآمد از استراتژی های بازاریابی و ترویج محصولات شرکت ارائه بدهد که به برند کمک کند تا فروش محصولاتش را افزایش دهد و دسترسی برند خود در بازار را بهبود ببخشد.

 

5- مطالعه و بررسی برندهای رقیب

یکی دیگر از کارهایی که یک مشاور برند باید انجام بدهد، بررسی برندهای رقیب، مستقیم و نامستقیم، است که در بازار پیش روی برند قرار دارند تا بتواند استراتژی مناسبی برای برنامه های بازاریابی، ابزارهای ترویجی و برداشتن قدم های مورد نیاز برای بالا بردن ارزش برند اتخاذ کند و باعث شود که شرکت نسبت به رقبای موجود برتری پیدا کند.

 

6- بهبود کیفیت خدمات مشتری

مشاور برند باید بتواند برنامه های خدمات مشتری را طراحی و سازماندهی کند و کیفیت کلی خدمات ارائه شده در زمان فروش یا پس از آن را بهبود ببخشد تا برند بتواند مشتریان فعلی خود را حفظ کند و با خدماتی مناسب از آنها مشتریانی وفادار بسازد.

 

جذب مشتری فرآیند وارد کردن مشتریان جدید به برند است. این کار معمولاً از طریق بازاریابی صورت می گیرد و یکی از اهداف آن حفظ تداوم در به دست آوردن مشتریان جدید است.

به گزارش چاپ ونشر به نقل از فرصت امروز، این فرآیند به طور قطع به یقین هزینه هایی با خود به همراه دارد. در حالی که راه های مختلفی برای جذب مشتریان جدید وجود دارد، برخی روش ها را راحت تر از سایرین می توان دنبال کرد. در نهایت، هدف هر کسب و کاری این است که کمترین میزان کار ممکن را انجام دهد، کمترین مقدار ممکن هزینه کند و حداکثر تعداد مشتری که می تواند را به خود جذب کند.

 

روش های جذب مشتری

هدف طراحی تمام تبلیغات و بازاریابی های موجود این است که افراد مختلف را به محصول یا سرویسی که ارائه می دهند جذب کنند و امیدوار باشند که آنها نسبت به آن برند وفادار باقی بمانند. تبلیغات بالای خط (ATL) از قبیل بیلبوردها، تلویزیون و رادیو، پوسترها، تبلیغات چاپی و سینماها به خوبی می توانند برند را در مقابل چشم میلیون ها بیننده یا شنونده قرار دهند اما به ندرت پیش می آید که در فرآیند جذب مشتری کار فروش را تمام کنند یا بتوانند میزان اقبال مصرف کننده برای خرید محصول را بسنجند.

 

مشتری

در روش های تبلیغاتی پایین خط (BTL) و درون خط (TTLفرآیند جذب مشتری بسیار علمی تر و آموزنده تر می شود. به عنوان مثال، یک بسته پست سرراست که شامل شماره های تلفن و آدرس های پستی است، اطلاعاتی در اختیار سازمان تبلیغاتی می گذارد که به کمک آن می توانند موارد زیر را پیگیری کنند:

چه تعداد بسته به بیرون پست شد

چه تعداد بسته باز شد و به آن پاسخ داده شد

چه تعداد بسته منجر به فروش یا ایجاد گرایش به این برند شد

فرآیند جذب مشتری در شبکه های اجتماعی نیز فضایی مشابه پیدا کرده است که دو شبکه فیس بوک و توییتر به طرز ویژ ه ای خود را به عنوان منابعی برای توسعه و خدمت رسانی اثبات کرده اند. می توانید مشتریان را هدف قرار دهید و آنها را از پیشنهادات ویژه و محصولات جدید باخبر کنید. می توانید به آنها حس ارزشمند بودن القا کنید، با افراد به طور رو در رو صحبت کنید و نگرش هایی که موجب گسترش برند می شود را با آنها در میان بگذارید.

 

هزینه های جذب مشتری

هزینه وارد کردن مشتریان جدید را هزینه جذب مشتری (CAC) می نامند. با یک محاسبه ساده می توان هزینه های بازاریابی را بر تعداد مشتری های جذب شده تقسیم کرد. به عنوان مثال، اگر شرکت شما به مقدار 5000 دلار بر روی یک کمپین تبلیغاتی هزینه کند و در نتیجه آن 500 مشتری جدید جذب شوند، هزینه جذب مشتری برابر با 10 دلار خواهد بود (5000 تقسیم بر 500).

 

راهکار جذب مشتری

اما به طور کل محاسبه این هزینه پیچیده تر از این است. مثلا برای محاسبه هزینه های بازاریابی، نیاز دارید که تمام عواملی که در آن بازاریابی دخیل بودند را هم در محاسبه مدنظر بگیرید. از هزینه خالص کمپین های تبلیغاتی به خصوص گرفته تا هزینه های اضافه ای که مربوط به حفظ دپارتمان بازاریابی می شود. هزینه جذب مشتری را می توان براساس هر کمپین، فصلی، سالانه، یا به هر شکلی که به نفع کسب و کار است محاسبه کرد.

دلیل اصلی اهمیت این رقم این است که با آن می توانید تخمین بزنید که هر مشتری نیاز دارد چه میزان ارزش با خود بیاورد. برای نمونه، اگر ابزاری می فروشید که پیش از در نظر گرفتن هزینه جذب مشتری برای هر فروش 9دلار سود ایجاد می کند پس هزینه جذب مشتری 10 دلار بسیار بالاست. یعنی به دست آوردن هر مشتری برای شما 10 دلار هزینه دارد، اما تنها 9 دلار از آن سود کسب می کنید. واضح است که در اینجا هدف جذب مشتریانی است که بیشتر از هزینه جذب کردن شان خرج کنند.

 

مثالی از شبکه اجتماعی

اگر می خواهید تعداد افرادی که صفحه فیس بوک تان را دنبال می کنند افزایش دهید، می توانید برای کسانی که برندتان را به افرادی که شما را دنبال نمی کنند معرفی کنند جایزه ای مدنظر بگیرید.

 

مشتری وفادار

این کار را با انتخاب جایزه مدنظرتان شروع کنید. به عنوان نمونه برای این مثال می توانید دو ابزار که ارزش هر کدام 20 دلار است را انتخاب کنید. سپس در فیس بوک یک پست با مضمون «دو ابزار رایگان برای یک برنده خوش شانس» ایجاد کنید. تصویر ابزار را نیز به شکلی خلاقانه و جذاب در پست قرار دهید و محتوای پست را به گونه ای بنویسید که خواننده را ترغیب به شرکت در آن کند. در ادامه توضیح دهید که برای شرکت در مسابقه تنها نیاز است که یکی از دوستان تان که صفحه ما را دنبال نمی کند را در بخش نظرات تگ کنید.

برای ترفیع این پست در فیس بوک 20 دلار دیگر خرج کنید و زمان اعلام نتیجه مسابقه را به زمانی مشخص در یک یا دو هفته پس از ایجاد پست در فیس بوک تنظیم کنید.

با چنین کمپینی شما تنها 60 دلار خرج می کنید (دو ابزار به ارزش 40 دلار و 20 دلار هزینه ترفیع پست در فیس بوک) و فقط برای ایجاد یک پست در فیس بوک وقت می گذارید، اما در عوض امکان افزایش دنبال کنندگان آنلاین خود را دارید که می تواند حتی منجر به افزایش تعداد مشتریان تان بشود.

 

سنجش موفقیت

پیگیری کمپین های شبکه های اجتماعی بسیار راحت تر از سایر کمپین هاست زیرا می توان به آسانی دید که چند نفر پست شما را مشاهده کرده اند، چند نفر روی آن کلیک کرده اند، نظر داده اند، دوستان شان را تگ کرده اند و غیره. در مثال جایزه ابزار رایگان، می توان تعداد افراد جدیدی که تگ شده اند را دنبال کرد و فهمید که چه تعداد از آنها صفحه شما را لایک کردند یا چه تعداد از آنها به صورت آنلاین خرید انجام دادند.

 

رضایت مشتری

اگر تنها چهار فالوئر جدید از محصول تان خوش شان بیاید و آن را خریداری کنند، میزان فروش شما از کل هزینه های کمپین تان فراتر می رود و به احتمال زیاد مشتریانی جذب کرده اید که در آینده نیز مجدداً از شما خرید خواهند کرد.

واضح است که این مثال برای کسب و کارهای کوچک و در مقیاس های کوچک کاربردی است، اما کمپین های بزرگتر هم تقریباً به شکلی یکسان عمل می کنند.

 

بهبود فرآیند جذب مشتری

یکی از راه های جذب مشتری این است که در مکان هایی که تا به حال دنبال آنها نگشته اید جست وجو کنید. به عبارتی دیگر استراتژی بازاریابی خود را تغییر دهید. اگر تاکنون بر تبلیغات چاپی یا تلویزیون تکیه می کردید، به احتمال زیاد زمان آن است که به سراغ رادیو یا استراتژی های آنلاین بروید. با تغییر در استراتژی خود قادر خواهید بود که پیام تان را به گروه کاملاً جدیدی از افراد برسانید.

 

مشتری مداری

گسترش وفاداری نسبت به برند نیز اهمیت بالایی دارد. جذب مشتری برای قدم اول بسیار خوب است، اما این مشتری ها تنها در صورتی که دوباره و دوباره خرید کنند ارزش بالایی خواهند داشت. می توان خوشبین بود که به دوستان شان هم درباره برند بگویند و باعث شوند از طریق گفت وگو مشتری های جدیدی جذب بشوند که این نیز می تواند بخشی از استراتژی جذب مشتری شما باشد.

یکی دیگر از راه های ایجاد وفاداری نسبت به برند این است که در جامعه خود دیده شوید. تقویمی از رویدادهای محلی و مناسبت هایی که احتمال بیشتری از جذب مشتری در آنها وجود دارد تهیه کنید و مخاطبین هدف خود را پیدا کنید.

به عنوان مثال اگر محصول یا سرویسی ارائه می دهید که برای پدر و مادرهای کودکان مدرسه ای مفید خواهد بود، رویدادهایی را مورد هدف قرار دهید که این افراد بیشتر در آنها حضور خواهند داشت. به دنبال فرصت های اسپانسری یا همکاری باشید. اگر در رویدادی امکان فروشندگی وجود دارد، در آن رویداد حضور داشته باشید. هرچه بیشتر حضور خود در رویدادهای محلی را ثابت کنید، احتمال بیشتری وجود خواهد داشت که افراد با نام و یا محصول شما آشنا شوند و بخواهند آن را امتحان کنند.

 

 به گزارش چاپ ونشر به نقل از فرصت امروز، در زمان های قبل از ایجاد شبکه های اجتماعی حوزه نفوذ یک متخصص محدود به افرادی بود که شخصاً می شناختند و با آنها تعامل داشتند. اکنون، هر کسی می تواند یک برند شخصی که با حساسیت و ریزه کاری طراحی شده است برای خود ایجاد کند و به یک صنعتگر بانفوذ تبدیل شود، این کار به همراه تعداد زیادی از افرادی که تابه حال اصلاً آنها را نمی شناختند انجام می شود. برندسازی شخصی می تواند کار سخت و دلهره آوری باشد و متداول ترین مشکل در این مسیر این است که ندانید از کجا باید شروع کنید.

 

برندسازی شخصی

البته، این موضوع یک شبه اتفاق نمی افتد؛ ساختن اعتبار و افزایش مخاطب زمان می برد و به تلاش مداوم نیاز دارد. در اینجا با 14 مورد از توصیه هایی که توسط متخصصین در زمینه برندسازی شخصی ارائه شده است، آشنا می شویم.

 

1. برای برندسازی شخصی می بایست یک منبع قابل اعتماد باشید

برای تبدیل شدن به یک منبع قابل اعتماد، لازم است که مقالاتی را منتشر کنید و در سخنرانی ها شرکت داشته باشید. برای افزایش نفوذ خود با سازمان هایی شریک شوید که با ارزش های شرکت شما سازگار هستند. مقالات شما می تواند در وبلاگ خودتان منتشر شود یا می توانید پست های وبلاگی برای آن سازمان ها بنویسید.Rosie Guagliardo, InnerBrilliance Coaching

 

2. ایجاد روابط با سازمان های بانفوذ در برندسازی شخصی مؤثر است

من لیستی از 100 شرکت بانفوذ بازاریابی در جهان را با هدف اینکه به یکی از آنها تبدیل شوم جمع آوری کردم و از یک ابزار لیست سازی شبکه های اجتماعی بانام brand24.com استفاده کردم تا مکالمات را پیگیری کنم و بدانم کدام یک مؤثرتر است و بیشتر در مورد اینکه من چه کاری می توانم برای آنها بکنم فکر کردم. کتاب های آنها را تبلیغ کردم، محتوای آنها را به اشتراک گذاشتم و در وبلاگ های آنها نظردهی کردم. Ian Cleary, RazorSocial

 

3. درک ارزشی که برای دیگران ایجاد می کنید بسیار مهم است

باوجود تمام پلتفرم های شبکه های اجتماعی که در دسترس هستند، تبلیغات و ارتقای برند شما بسیار آسان است. اما، قبل از اینکه این کار را انجام دهید، مطمئن باشید که درک درستی از ارزش و توانایی های خود دارید. مطمئن باشید که اگر خواهان افزایش نفوذ خود هستید، باید ارزش دیگران را نیز افزایش دهید. ارتقای خود بدون ایجاد ارزش تأثیر شما را به صورت منفی تحت تأثیر قرار می دهد و نقطه ضعفی در برندسازی شخصی محسوب می شود. Donald Hatter, Donald Hatter Inc.

 

4. آنچه را که بحث می کنید تمرین کنید

قانون کلیدی در برندسازی شخصی این است که پایدار و جذاب باشید و کاری را انجام دهید که از دیگران می خواهید انجام دهند. اگر یک برند شخصی عالی می سازید، هدف کلی شما تقویت و سرعت بخشیدن به ارزش هایی است که نشانگر برند شما هستند. دارایی فکری شما، کارت تبلیغاتی شماست. Courtney Feider, Courtney Feider, LLC

 

5. برند خود را در گوگل جست وجو کنید تا ببینید مردم چه چیزی در مورد شما می دانند و می گویند

اینکه بدانید مشتریان واقعی و بالقوه هنگامی که به صورت آنلاین در مورد شما جست وجو می کنند چه چیزی پیدا می کنند، مهم است و در برندسازی شخصی به شما کمک زیادی می کند. نام خود و شرکت خود را در گوگل بنویسید و آنچه که ظاهر می شود را بررسی کنید. از این اطلاعات برای بیشتر دیده شدن می توان استفاده کرد و برای نقاطی که باید زمان بیشتری روی آن صرف کرد، برنامه ریزی منظم داشت. Jill Hauwiller, LeadershipRefinery

 

6. در برندسازی شخصی از صدای واقعی خود استفاده کنید

شما نمی توانید برند خود را جعل کنید، اما گاهی اوقات تعجب آور است که افراد آن را بدون آنکه خودشان متوجه بشوند انجام می دهند. خواندن در مورد اینکه دیگران چه کاری انجام می دهند به شما در مورد برندشان اطلاعاتی می دهد. شما هم باید اطلاعات برند خود را آشکار کنید. این مستلزم تلاش زیادی است، بنابراین مربی استخدام کنید، از مشتریان و از افراد اطراف تان بپرسید. گاهی اوقات دیگران ارزش منحصربه فرد شما را بهتر از خودتان می بینند. واقعی ترین نوع از شما و آنچه که ارائه می دهید، چیست؟ Maureen Cunningham, Up Until Now Inc.

 

7. نواقص خود را بپذیرید

ما افراد تأثیرگذار را، افرادی «کامل» و بدون عیب و نقص می بینیم. در مورد اینکه گاهی اوقات موانع، صدمات و از همه مهم تر، درس هایی که در مسیر پیشرفت کارتان یاد گرفته اید به اشتراک بگذارید، خجالت نکشید! افراد به خاطر این صداقت تان با شما ارتباط خواهند گرفت. اگر شما توانسته اید بر مشکلات غلبه کنید پس آنها هم می توانند. نشان دادن اینکه شما هم تماماً کامل نیستید، اعتمادسازی می کند و در برندسازی شخصی بسیار حائز اهمیت است. مطمئن باشید با این کار می توانید هر کسی را که به شما اعتماد ندارد تحت تأثیر قرار دهید. Deborah Goldstein, DRIVENProfessionals

 

8. به کسانی که از شما پیروی می کنند وعده «بازگشت سرمایه»شان را در مشارکت با شما بدهید

برند شما نشان می دهد که چه کسی هستید و در تمام دنیا چگونه دیده می شوید. برای اینکه در این زمینه خوب عمل کنید، مهم ترین کار این است که برندتان وعده بازگشت سرمایه را به افرادی که با شما کار می کنند، می شناسند و یا تعامل دارند بدهد. در برندسازی شخصی بر ایجاد یک برند منحصربه فرد و مشخص که افراد فوراً بدانند چه چیزی به دست می آورند و براساس آن جذب می شوند تمرکز کنید. Laura DeCarlo, Career Directors International

 

9. برند خود را در زندگی روزمره زندگی کنید!

نمایش خوب هنگامی که در مقابل مشتریان یا کارکنان هستید آسان است، اما برندتان را وقتی که در معرض دید نیستید به خاطر داشته باشید. وقتی که در رستوران سفارش می دهید یا در فرودگاه در صف هستید و یا در سوپرمارکت، چگونه واکنش نشان می دهید؟ شما در دیدار اول با افراد اولین برداشت را از خودتان در آنها ایجاد می کنید. نمی دانید که چه کسی مشتری آینده شما خواهد بود. پس در برندسازی شخصی برداشت افراد از شما نیز مهم است. Joyel Crawford, Crawford LeadershipStrategies, LLC.

 

10. به طور مداوم محتوای استراتژیک و مفید تولید کنید

محتوایی که به طور مداوم تحت سرپرستی که هم استراتژیک و هم برای مخاطبان تان مفید است به شما نفوذ و تاثیر خاصی می دهد. امروزه، محتوای ویدئویی از طریق تبلیغات شبکه های اجتماعی توجه سریع تری را به برند شخصی شما می دهد و این در مورد تمام صنایع برای برندسازی شخصی آنها صدق می کند. Kenneth Johnson, EastCoast Executives

 

11. برند خود را با سازمان کنونی تان هماهنگ کنید

از جایی که هم اکنون در آن کار می کنید شروع کنید. برای خبرنامه شرکت تان محتوا تولید کنید. برای نوشتن برای یک نشریه مرتبط با صنعت مورد نظر داوطلب شوید. برند خود را به سمت جایی که کار می کنید هدایت کنید و بالا ببرید. در جایی که می خواهید برند شخصی و حرفه ای تان به طور همزمان موفق شود ارزش ایجاد کنید. به جای فکر کردن به ایده های پرزرق و برق خارج از کارتان، راه هایی پیدا کنید که برند شخصی تان را با سازمان تان هماهنگ کنید. John M. O'Connor, Career Pro Inc.

 

12. سعی کنید که در گروه خودتان شماره یک باشید

بانفوذ بودن به این معنا است که در میان یک جمعیت، برجسته و متمایز باشید. برای برجسته و متمایز بودن در یک جمع باید متفاوت باشید و منحصربه فرد شناخته شوید. بهترین راه برای رسیدن به این جایگاه این است که بر یک شاخه از بازار تسلط داشته باشید و خودتان را در بالاترین رده از گروه برندسازی کنید. بسیاری از حرفه ای ها می خواهند تا برای همه مردم همه چیز باشند ولی درنهایت به یک کالای عادی تبدیل می شوند. برای شماره یک شدن در یک دسته شما باید تخصص داشته باشید و بهترین باشید. Daniel Ortiz, Latino Success Academy

 

13. به عنوان یک شنونده شناخته شوید

در اوایل، مربی من به من یک درس ارزشمند یاد داد که برای من سال ها طول کشید که در آن مهارت بیایم. اگر حرف بزنید پس گوش نمی دهید؛ اگر گوش ندهید یاد نمی گیرید و اگر یاد نگیرید تنها زمان کمی وجود دارد که چیزی بگویید و به احتمال زیاد از گفتن آن پشیمان می شوید. گوش دادن بیشتر از دیگران چیزی است که برند را متمایز می کند و یکی از مهم ترین اصول برندسازی شخصی است که با آن می توانید یک شنونده خوب باشید تا یک سخنران خوب! Teri Citterman, Talonn

14. همه چیز را از دیدگاه برندتان ببینید

اگر برندتان به درستی با این مفاهیم که چه کسی هستید، به چه کسی خدمت می کنید و چرا متفاوت هستید و سبک تان چیست تعریف شده باشد، باید همه چیز را از یک دیدگاه ببینید و آن هم برند شماست. Jennifer Oleniczak Brown, The Engaging Educator

 

آیا آماده ایجاد تغییری اساسی در فرآیند فروش برندتان هستید؟ امروزه یکی از راهکارهای خلاقانه و تاثیرگذار برای افزایش سرعت توسعه کسب وکارها استفاده از کمپین های بازاریابی تاثیرگذاری است. بدون تردید برای بسیاری از افراد تاثیر چنین الگویی از بازاریابی محل سوال است. به منظور رفع این ابهام باید به شیوه کارکرد روش فوق اشاره کرد. شکی نیست که هر برندی علاقه بسیار زیادی به محصولات خود دارد. با این حال علاقه مندی به محصولات خودمان نکته ای متفاوت با علاقه و تمایل مشتریان بدان است. نقش افراد تاثیرگذار ترغیب مشتریان به خرید محصولات مان است به این ترتیب الگوی بازاریابی تاثیرگذاری نقطه اتصال تلاش های بازاریابی و تبلیغاتی برندها خواهد بود.

به گزارش چاپ ونشر به نقل از فرصت امروز، نکته جالب در مورد افراد تاثیرگذار تفاوت شان با سلبریتی هاست. بدون تردید استفاده از سلبریتی های بسیار مشهور برای اهداف تبلیغاتی راهکار موثری محسوب می شود. با این حال یک فرد تاثیرگذار الزاما سلبریتی نیست. افراد تاثیرگذار به طور معمول در شبکه های اجتماعی فعالیت دارند. این دسته از افراد دارای سطح بالایی از تاثیرگذاری روی مخاطب های شان (هرچند اندک هم باشد) هستند. در این مقاله من به بررسی شیوه های استفاده از قدرت نفوذ افراد تاثیرگذار در مقیاس خرد برای توسعه کسب وکارها خواهم پرداخت.

 

تاثیرگذارهای خرد در برابر تاثیرگذارهای کلان؟

درحالی که افراد تاثیرگذار در مقیاس خرد با فالوورهای کمتر از 10 هزار نفر شناخته می شوند، میزان تاثیرگذاری شان درست به اندازه افراد تاثیرگذار کلان یا جهانی است. جالب اینکه برخی از کارشناس ها قدرت اقناع تاثیرگذاری های خرد را بسیار بیشتر از نمونه های کلان یا بین المللی ارزیابی می کنند (هنگامی که یک سلبریتی محصولی را تبلیغ می کند، آیا واقعا شمار بسیار زیادی از افراد به سراغ خرید محصول مورد نظر می روند؟) بدون تردید در زمینه مقایسه شمار فالوورها افراد تاثیرگذار خرد سطح فعالیت بسیار کوچکی دارند. با این حال مزیت اصلی آنها اعتماد و وفاداری مخاطب های شان است. به این ترتیب میزان اعتماد میان فرد تاثیرگذار خرد و فالوورهایش بسیار بیشتر از سلبریتی هاست. از نظر اقتصادی، برندها سود بیشتری از همکاری با افراد تاثیرگذار خرد می برند. دلیل آن نیز واضح است. این دسته از افراد دارای فالوورهای کمتر (به معنای هزینه کمتر برای تبلیغات) و در عین حال اعتماد بیشتر کاربران (به معنای باورپذیری بیشتر تبلیغات) هستند. یک برند موفق به جای صرف هزینه بالا برای همکاری با سلبریتی های مشهور به سراغ فعالیتی کم هزینه تر و پربازده خواهد رفت.

 

چگونه افراد تاثیرگذار خرد را پیدا کنیم؟

هنگامی که به دنبال افراد تاثیرگذار خرد هستیم، باید به سراغ پلتفرم های اجتماعی برویم. بر این اساس شبکه اجتماعی که بیشتر آنها فعالیت شان را پیگیری می کنند، باید مورد نظرمان باشد. به عنوان مثال، اگر برند ما در زمینه فشن و مد فعالیت دارد، جست وجوی اینستاگرام باید مد نظر باشد. با این حال در زمینه بازاریابی دیجیتالی بهترین پلتفرم لینکدین است. همانطور که ملاحظه می شود، برای هر هدفی باید به سراغ شبکه اجتماعی متفاوتی رفت.

نکته مهم درخصوص یافتن افراد تاثیرگذار خرد عدم توجه صرف به شمار فالوورهاست. اگرچه در مقام تعریف افراد تاثیرگذار خرد کمتر از 10 هزار فالوور دارند، اما معیارهای مهم تری نیز برای شناسایی آنها وجود دارد. به معیارهای ذیل توجه کنید:

تعامل: داشتن 10 هزار فالوور همیشه به معنای شمار بالای مخاطب نیست. یک اکانت با بیش از 10 هزار فالوور نیز بدون تعامل سازنده از سوی کاربرانش هیچ ارزشی نخواهد داشت. به منظور فهم میزان تعامل کاربران با صفحه فرد مورد نظر به سراغ آخرین پست های وی بروید. آیا کاربران پست های وی را لایک می کنند؟ مقدار کامنت ها و ماهیت شان چگونه است؟ متاسفانه امروزه بسیاری از صفحه ها دارای فالوور تقلبی هستند. به این ترتیب اگرچه میزان بالایی از فالوور در اختیار آنهاست، اما میزان مشارکت و تعامل کاربران بسیار پایین است.

نمودار مخاطب ها: این معیار اهمیت بسیار بالایی دارد. چراکه دامنه و نوع مخاطب یک صفحه باید با مخاطب مورد نظر برندمان هماهنگی داشته باشد. اگر زمینه فعالیت فرد تاثیرگذار مورد نظرمان بسیار متفاوت از برندمان باشد، همکاری دوجانبه هیچ فایده ای نخواهد داشت. به عنوان مثال، اگر برند ما در زمینه تولید لوازم اصلاح صورت آقایان فعالیت دارد، همکاری با فرد تاثیرگذاری که بیشتر فالوورهایش خانم هستند، فقط اتلاف هزینه و زمان خواهد بود.

صدای برند: منظور من در اینجا از صدای برند سبک فعالیت افراد تاثیرگذار است. آیا آنها فعالیت بسیار پرهیجانی دارند؟ اگر اینگونه است، نوع فعالیت شان به برندتان شبیه است؟ اگر برند شما دارای ماهیت آرام و خودمانی است، باید به دنبال همکاری شبیه تر به خودمان باشیم.

به منظور موفقیت کمپین بازاریابی تاثیرگذاری طرف قراردادمان باید شباهت بالایی به ما داشته باشد. بهترین راهکار برای فهم شباهت آنها به برندمان توجه به معیارهای فوق است. همچنین شباهت میان فرآیند برندسازی و ارزش های اصلی شان نیز باید مد نظر قرار گیرد.

 

اهمیت تاثیر اولیه

به محض اینکه فهرستی از افراد تاثیرگذار هماهنگ با برندمان پیدا کردیم، زمان تلاش برای برقراری ارتباط فرا می رسد. خوشبختانه تماس با افراد تاثیرگذار دشواری و پیچیدگی بسیار کمتری نسبت به فرآیند برقراری ارتباط با سلبریتی ها دارد. با این حال ما همچنان نیاز به ارائه تاثیر اولیه قدرتمند داریم. به مانند هر رابطه اجتماعی در اینجا نیز دیدار و برخورد نخست اهمیت بالایی دارد.

به طور کلی برای تاثیرگذاری اولیه مطلوب روی طرف مقابل دو راهکار وجود دارد. راه نخست اختصاص زمان مناسب برای آشنایی با پست های فرد تاثیرگذار و تعامل با آنهاست. به این ترتیب برند ما آشنایی مناسبی با جامعه هدف طرف قرارداد خود پیدا می کند. راهکار دوم، رفتن بدون مقدمه به سراغ اصل مطلب است. در اینجا به سادگی یک پیام یا ایمیل مبنی بر علاقه برندتان به همکاری دوجانبه ارسال کنید.

نکته مهم درخصوص استفاده از هر کدام از دو روش صراحت بیان است. به این ترتیب باید بیان نکات مشترک به ساده ترین زبان ممکن مد نظر باشد. به این ترتیب دیدگاه مشترکی بین ما ایجاد خواهد شد. چنین دیدگاه مشترکی در علاقه مندی هرچه بیشتر کاربران افراد تاثیرگذار به برند و محصولات ما نقش غیرقابل انکاری دارد.

 

کار با یک فرد تاثیرگذار

بدون تردید هیچ فرد تاثیرگذاری به صورت رایگان با برندها همکاری تبلیغاتی نمی کند. اگرچه اغلب برندها به طرف قراردادشان هدیه های رایگان نیز اهدا می کنند، اما باید پرداخت مبلغ مشخصی به عنوان دستمزد را نیز مد نظر داشت.

مزیت اصلی همکاری با یک فرد تاثیرگذار در مقیاس خرد هزینه های اندک خواهد بود. به این ترتیب یک بازنشر توییت ساده معادل 10 دلار قیمت دارد (البته برای فرد تاثیرگذاری با 1000 فالوور). در عین حال به اشتراک گذاری فایل های ویدئویی نرخ بالاتری را طلب می کند.

کلید موفقیت در کمپین های تاثیرگذاری خلاقیت افراد تاثیرگذار است. دلیل آن نیز کاملا واضح است: آنها مخاطب شان را بهتر از شما می شناسند. به این ترتیب بسیاری از برندها برای خلق کمپینی جذاب تر مسئولیت ساخت محتوای کمپین را نیز برعهده افراد تاثیرگذار قرار می دهند. وقتی برند ما به خوبی از سلیقه مخاطب آگاه باشد، توانایی بهتری در زمینه جلب توجه کاربران خواهد داشت. متاسفانه بسیاری از برندها زمان لازم یا بودجه کافی برای شناخت دقیق مخاطب شان را ندارند. به همین دلیل استفاده از اطلاعات و مهارت افراد تاثیرگذار در اینجا نیز راهگشا خواهد بود. در بسیاری از مواقع افراد تاثیرگذار اقدام به ساخت ویدئو، پادکست و گفت وگوهای مختلف با حمایت برندهای گوناگون می کنند. این کار برای هر دو طرف سودآور خواهد بود. از یکسو برندها به مخاطب تازه دست می یابد و از سوی دیگر افراد تاثیرگذار ساخت محتوای جدید را آزمایش خواهند کرد.

خوشبختانه امروزه با پیشرفت تکنولوژی امکان برگزاری کمپین های مختلفی برای برندها وجود دارد. در میان انبوه الگوها، بسیاری از برندها به سراغ برگزاری مسابقه می روند. دلیل این کار جذابیت مسابقه برای کاربران شبکه های اجتماعی است. همچنین برگزاری مسابقه معمولا هزینه چندانی نیز طلب نمی کند.

یکی دیگر از شیوه های جالب برای برگزاری کمپین اهدا هدیه های کوچک به مخاطب های فرد تاثیرگذار مورد نظر است. به این ترتیب توجه طیف عظیمی از کاربران به محتوای برند ما جلب خواهد شد. نکته مهم در این میان عدم نیاز به استفاده از هدیه های بسیار گران قیمت است. هدف اصلی در اینجا جلب توجه مخاطب و اهدای یک یادگاری است، بنابراین از ولخرجی بیش از اندازه پرهیز کنید.

شیوه سوم برگزاری کمپین مربوط به محتوای تبلیغاتی است. اگرچه این شیوه در صورتی که فرد مورد نظر محتوای تبلیغاتی زیاد را به اشتراک بگذارد، پرخطر خواهد بود. چراکه کاربران توجه کمتری بدان خواهند کرد. وقتی در ابتدای متن از افراد تاثیرگذار صحبت کردم، تفاوت آنها با سلبریتی ها را متذکر شوم. بر این اساس سلبریتی ها ارتباط نزدیکی با مخاطب های خود ندارند. این درحالی است که افراد تاثیرگذار رابطه نزدیک و صمیمی با فالوورهای شان پیدا می کنند. یکی دیگر از ویژگی های منحصر به فرد افراد تاثیرگذار قبول همکاری تبلیغاتی به صورت اندک و همراه با گزینش دقیق است. وقتی یک فرد تاثیرگذار به راحتی همه پیشنهادهای همکاری تبلیغاتی را می پذیرد، پیامی بسیار واضح برای برندها مخابره می کند: من دیگر فردی تاثیرگذار نیستم. شاید این جمله به نظر شما عجیب برسد. با این حال به موازات تبلیغات بیشتر میزان نفوذ افراد تاثیرگذار روی مخاطب های شان کاهش خواهد یافت.

در پایان، تا زمانی که به صورت حرفه ای و در عین حال دوستانه با افراد تاثیرگذار همکاری می کنید، موفقیت کمپین تان تا حد زیادی تضمین خواهد شد. کلید موفقیت هر کمپینی تحلیل آن در حین برگزاری و پس از پایان است. به این ترتیب اطلاعات ارزشمندی در مورد میزان موفقیت مان به دست خواهیم آورد.

 

فرآیند رشد و توسعه مداوم تکنولوژی فرصت مناسبی را برای شرکت های کوچک در راستای ارائه سرویس به مشتریان جهانی فراهم کرده است. از این طریق دیگر برندهای کوچک نیز رقبای جدی برای شرکت های بزرگ و فراملی به حساب می آیند. امروزه کسب وکارهای کوچک روز به روز در حال ارتقای سطح فعالیت جهانی شان هستند. تکنولوژی هایی نظیر فروشگاه های فیزیکی و آنلاین خودکار، روبات های پشتیبانی از امور مشتریان و بازاریابی دیجیتالی هوشمند در این مسیر کمک شایانی به شرکت های کوچک می کنند.

به گزارش چاپ ونشر به نقل از فرصت امروز اگرچه تکنولوژی های تازه در عرصه مدیریت کسب وکار، بازاریابی و تبلیغات کمک انکارناپذیری به شرکت های کوچک کرده اند، اما در عین حال موجب بروز تهدیدهایی نیز شده اند. در حقیقت، برندهایی که از شیوه های کاملا نوین برای دستیابی به مشتریان تازه استفاده می کنند، ارتباط عمیق و شخصی شان با مشتریان را به خطر خواهند انداخت. به علاوه وقتی پای شیوه های تازه بازاریابی به میان می آید، در بسیاری از مواقع فهم نیازهای واقعی مشتریان به دلیل اطمینان بیش از حد به ابزارهای خودکار دشوار می شود. در نهایت، کاربرد تکنولوژی در کسب وکار که قرار بود فرآیند تعامل با مشتریان را ساده سازد، خود بدل به مشکلی پیچیده می شود.

 

تعامل مشتریان برند هوش مصنوعی

همانطور که شرکت ها در حال توسعه کسب وکارشان هستند، امکان قطع ارتباط آنها با مشتریان نیز وجود دارد. به طور معمول خطر فاصله بیش از اندازه میان ما و مشتریان با شکایت برخی از خریدارها یا کاهش فروش مان در نقاط مشخصی نمایان می شود. مشکل اصلی در اینجا اتکای برندها به آمارهای فروش برای یافتن مشکلات است. اگر یک برند به خوبی از وضعیت مشتریانش خبر داشته باشد، رفع مشکلات آنها و پیشگیری از ترک برند باید پیش از وقوع کاهش در فروش صورت گیرد. درست به دلیل همین کاستی در اغلب برندهاست که کارشناس ها معتقدند تکنولوژی های نوین ارتباط نزدیک برندها با مشتریان را از بین می برد. مشکل کنونی بسیاری از شرکت ها در عرصه کسب وکار ناتوانی در درک درست نیازهای مشتریان و پاسخگویی بهینه به آنهاست. بدون تردید در چنین شرایطی تلاش برای ایجاد اعتماد یا تبدیل مخاطب برندمان به مشتریان ثابت امکان پذیر نخواهد بود.

براساس آنچه در سطرهای قبلی گفته شد، هر فرد علاقه مند به حوزه تجربه مشتریان (Customer Experience) باید توجه بالایی به تغییرات این حوزه داشته باشد. یکی از پژوهش های کاربردی در این زمینه از سوی موسسه تحقیقاتی فارستر صورت گرفته است. در پژوهش این موسسه تحت عنوان «آخرین تحولات تجربه مشتریان» از 120 هزار خریدار آمریکایی برای طبقه بندی 287 برند در بیش از 19 صنعت مختلف درخواست اظهارنظر شده است. هدف از اجرای این پژوهش نیز فهم تاثیر تجربه منحصر به فرد مشتریان از هر برند بر روی میزان وفاداری آنها به برندها عنوان شده است. نکته جالب درخصوص این پژوهش ارتقای سطح فقط 37برند بود. به این ترتیب 250 برند مختلف یا مدام درجا زده اند یا اینکه اصلا مورد توجه 120 هزار شرکت کننده این پژوهش قرار نگرفته اند.

نکته کلیدی پژوهش موسسه فارستر دشواری هرچه بیشتر فرآیند دستیابی به مشتریان وفادار و خلق موقعیت های به یاد ماندنی برای آنهاست. بدون شک تا اینجا فقط به نکات منفی این پژوهش اشاره کردیم. با این حال هنوز هم نقاط قوت و روشنی برای برندها باقی مانده است. اگر هنوز هم به دنبال کسب رضایت مشتریان و تبدیل شان به خریدارهای وفادار هستیم، باید در زمینه خلق تجربه منحصر به فرد مشتریان از برندمان سرمایه گذاری کنیم. این کار به ویژه در صنایعی که تفاوت محصولات برندهای مختلف کم است، اهمیت بالایی خواهد داشت. هدف اصلی در اینجا ایجاد مزیتی رقابتی برای برندمان از دل ارائه تجربه ویژه ای به مشتریان از تعامل با برندمان است.

امروزه با توسعه فناوری هوش مصنوعی شرکت ها توانایی ارتقای کیفیت تجربه مشتریان شان از طریق جمع آوری اطلاعات بیشتر و کشف نیازهای واقعی شان را یافته اند. بسیاری از برندهای علاقه مند به حوزه «تجربه مشتریان از برندها» جهت گیری آشکاری به سوی استفاده از فناوری هوش مصنوعی برای ارتقای کیفیت سرویس های شان داشته اند. در ادامه این مقاله برای نمایش عملی تاثیر هوش مصنوعی پیشرفته (یکپارچه) روی خلق تجربه منحصر به فرد مشتریان از برندها به سراغ پنج صنعت مختلف خواهیم رفت. به این ترتیب اهمیت و تاثیر مفهوم تجربه مشتریان از برندها بهتر از هر زمان دیگری آشکار خواهد شد.

 

1. در خرده فروشی: شخصی سازی و دستیابی به مشتریان یک درصد

ادله های بازاریابی بیانگر اهمیت یک درصد بالایی مشتریان خرده فروشی ها نسبت به بقیه خریدارهاست. به این ترتیب یک درصد برتر معادل 18 برابر مشتریان عادی برای برندها ارزش دارند. در این میان بهترین راهکار برای حفظ افزایش سطح رضایت این یک درصد ارزشمند شخصی سازی هرچه بیشتر تمام زمینه هاست. منظور من از اینجا شخصی سازی در حالت بسیار شدید آن است. به این ترتیب تمام اجزای برند ما باید به گونه ای متناسب با سلیقه مشتریان شخصی سازی شود. درست در همینجا ابزارهای تحلیل هوشمند سلیقه کاربران وارد بازی می شود. کارکرد اصلی این ابزارها تشخیص تفاوت های میان کاربران مختلف خرده فروشی هاست. به این ترتیب در زمینه ارسال لیست تخفیف های آخر هفته و همینطور پیشنهادهای ویژه برای هر کاربر به گونه ای منحصر به فرد عمل خواهد شد. اگر در زمینه خرده فروشی فعالیت دارید، باید شخصی سازی هرچه بیشتر محتوای بازاریابی تان را مد نظر داشته باشید. همچنین توجه بیشتر به یک درصد بالای مشتریان از اهمیت بالایی برخوردار خواهد بود.

 

2. در صنعت بانکداری جهانی: خلق اعتماد و وفاداری

بانک سلطنتی اسکاتلند (RBS) مدیریت حساب های 17 میلیون مشتری از هشت منطقه مختلف جغرافیایی را برعهده دارد. یکی از استراتژی های برتر این بانک در زمینه جلب رضایت سپرده گذاران تامین وام های کوتاه مدت و طراحی کارت های اعتباری زیباست. به این ترتیب برای مدت ها کارت های اعتباری این بانک در میان مشتریان از محبوبیت بالایی برخوردار بود. نکته منفی تعامل میان این بانک و مشتریانش در زمینه کاغذبازی های مرسوم بانکی بود. به این ترتیب شمار بسیار بالایی از سپرده گذاران نسبت به لزوم ارائه مدارک مختلف و مراجعه به شعبه ها برای پر کردن فرم های مختلف اعتراض داشتند. در نتیجه رویکرد بانک سلطنتی اسکاتلند در یک دهه اخیر کاملا تغییر کرد. اکنون جای کاغذبازی های مرسوم را هوش مصنوعی گرفته است. به این ترتیب سپرده گذاران در صورت ضرورت از طریق روبات های هوشمند ارتباطی بانک اقدام به تکمیل فرم های مورد نیاز خواهند کرد. نکته جالب درخصوص هوش مصنوعی بانک سلطنتی اسکاتلند توانایی آن در زمینه پیشبرد مکالمات پیچیده است. به این ترتیب دیگر خبری از هوش مصنوعی سطحی نیست.

 

3. در صنعت هواپیمایی: اطلاعات نوین برگرفته از هوش مصنوعی و انقلاب در تعامل با مشتریان

ایرکانادا در طول سال به طور میانگین 45 میلیون مسافر را جا به جا می کند. نکته جالب رزرو صندلی پرواز این شرکت به شیوه آنلاین یا با استفاده از اپ موبایلی اش است. به این ترتیب آنها خدمات شان را با سهولت بیشتری به مشتریان عرضه می کنند. همچنین تحول شگرفی در زمینه ارتباط ایرکانادا با تکنولوژی های نوین پدید آمده است. ایرکانادا برای بهبود سرویس دهی آنلاین خود از ابزارهای خودکار و سیستم تحلیل اطلاعات هوشمند استفاده می کند. به این ترتیب کاربران عضو سایت و اپ موبایلی ایرکانادا براساس نوع فعالیت های قبلی شان با پیشنهادهای ویژه شخصی سازی شده مواجه می شوند. این نکته از آنجایی اهمیت دارد که بسیاری از ما برای یافتن بلیت پروازهای دارای تخفیف عادت به جست وجوی صفحات مختلف داریم. در این میان ایرکانادا با کمک هوش مصنوعی به راحتی پیشنهادهای تخفیف دار مناسب را در اختیار مشتریان مناسب قرار می دهد. نحوه کار سیستم هوشمند ایرکانادا در عین حال که اطلاعات مهمی را برای شرکت گردآوری می کند، به حریم خصوصی کاربران نیز احترام می گذارد. متاسفانه امروزه تفکیک میان دستیابی به اطلاعات مورد نیاز شرکت ها و حفظ حریم خصوصی کاربران بسیار دشوار شده است. به همین دلیل برخی از برندها بدون هیچ نیت منفی به جای تحلیل اطلاعات مورد نیازشان اقدام به نقض حریم خصوصی کاربران می کنند. اگر به دنبال استفاده ثمربخش از فناوری هوش مصنوعی هستیم، باید در زمینه حفظ حریم خصوصی کاربران آموزش های لازم را دیده باشیم.

 

4. در صنعت سرگرمی: روبات های فروش بلیت هوشمند

ظهور اینترنت تقریبا تمام زندگی ما را دستخوش تغییر و تحول کرده است. به این ترتیب در زمینه سرگرمی دسترسی ما به بلیت رویدادهای مختلف ساده تر از هر زمان دیگری شده است. شرکت هایی نظیر Craigslist و StubHub به طور تخصصی در این زمینه مشغول فعالیت هستند. فرآیند فعالیت آنها خرید عمده بلیت های رویدادهای سرگرمی مختلف و فروش آنها به طور تخصصی در بازارهای خرد است. به عنوان مثال، طرفدارهای کنسرت موسیقی راک به سادگی و با عضویت در روبات های هوشمند Craigslist امکان مشاهده و خرید سریع بلیت های مورد پسندشان را خواهند داشت.

نکته هیجان انگیز در مورد سایت های فروش بلیت هوشمند درخواست عضویت کاربران است. به این ترتیب کاربران در فرم عضویت سرگرمی های مورد علاقه شان را درج می کنند. به این ترتیب به هنگام عرضه بلیت ها به صورت کاملا هوشمند هر بلیت در اختیار دامنه مشخصی از اعضای سایت قرار می گیرد. مزیت این شیوه فروش ساده و سریع تر بلیت هاست. در واقع، چنین سیستمی به طور قابل توجهی اتلاف وقت کاربران را کاهش می دهد. بدون تردید برای همه ما پیش آمده که در جست وجوی بلیت رویداد مورد نظرمان با پیام «تمام بلیت ها فروخته شد» مواجه شویم. دست اندرکاران صنعت سرگرمی امیدوارند با استفاده از تکنولوژی یکپارچه هوش مصنوعی، علاوه بر افزایش حداکثری سودشان، مهر پایانی بر چنین نارضایتی های مشتریان بزنند.

 

5. برای هتل های لوکس: آمارهای تازه نیازمند هوش مصنوعی جدید است

به منظور فهم بهتر سلیقه و نیازهای مشتریان، دست اندرکاران صنعت میزبانی از مسافرها باید تکنیک های تازه ای برای فهم خواسته مشتریان به کار بندند. برند دورچستر یکی از بزرگان عرصه هتلداری محسوب می شود. آنها برای فهم بهتر نیازمندی های مشتریان شان سیستم هوشمند جمع آوری اطلاعات دورچستر را راه اندازی کرده اند. این سیستم با نظرسنجی های ساده و کوتاه از مسافرها بهترین جامعه آماری و اطلاعات تحلیل شده را در اختیار مدیران هتل قرار می دهد. نکته مهم درخصوص توانایی سیستم دورچستر قابلیت تحلیل داده بیش از 7500 مسافر در 28 هتل مختلف این برند آن هم در عرض کمتر از 30 دقیقه است. به این ترتیب آمار مورد نیاز دورچستر برای خدمت رسانی بهتر در کمترین زمان ممکن فراهم می شود. توجه داشته باشید که در این مدل از تحلیل اطلاعات عامل انسانی دخالت ندارد. به این ترتیب چالش «نظرات و سلیقه شخصین نیز به طور کامل منتفی خواهد بود.

در مثال های فوق فراهم ساختن تجربه بهتر از برندمان برای مشتریان به خوبی مورد بررسی قرار گرفت. نکته مشترک میان اغلب پنج صنعت مورد بررسی تاکید روی شخصی سازی هرچه بیشتر است. در عصر کنونی شخصی سازی اطلاعات و محصولات برای مشتریان بدون استفاده از هوش مصنوعی عملا غیرممکن است. به همین دلیل تمام راه ها در عرصه کسب وکار مدرن به توانایی هوش مصنوعی ختم می شود. در نتیجه، به عنوان یک برند بزرگ یا کوچک باید جدی تر از هر زمان دیگری استفاده از هوش مصنوعی را مهم تلقی کنیم. مزیت اصلی نسخه یکپارچه هوش مصنوعی امکان کار با آن بدون نیاز به تخصص بالا در زمینه برنامه نویسی یا کامپیوتر است. بنابراین دیگر بهانه ناآشنایی با چنین فناوری برای ما وجود نخواهد داشت.

 

 

ترجمه: محمود سمیعی

اکثر ما کمابیش با بازاریابی آشنا هستیم. ما ممکن است به یک وب‌سایت خرده‌فروشی برویم و در یک بخش فروش کفش، یک جفت کفش زیبا نظر ما را به خود جلب کند. در این حالت هیجان‌زده می‌شویم و می‌خواهیم که آن را بخریم ولی چون در شبکه وب مطالب زیادی وجود دارد، به دنبال چیز دیگری در وب‌سایت می‌رویم اما دفعه بعد که در فیس بوک قرار می‌گیریم و در گوگل یک سرچ (جستجوی کوتاهی) انجام می‌دهیم. یا ایمیلمان را بررسی می‌کنیم همان آگهی برای آن جفت کفش‌هایی که به‌تازگی به دنبالش بودیم روی صفحه ظاهر می‌شود.

آیا این اتفاقی است؟ البته که نه. این نتیجه بازاریابی آنلاین شما است و بسیار هم مؤثر است اما آیا می‌دانستید که با ایمیل مستقیم هم می‌شود چنین کاری را انجام داد؟ چه چیزی باعث می‌شود که هدف‌گیری مجدد بسیار مؤثر باشد؟

آمارها نشان می‌دهد که ۹۶ درصد از افرادی که از یک وب‌سایت بازدید می‌کنند تنها مطالب سایت را مرور می‌کنند. آن‌ها به یک محصول علاقه‌مند هستند اما حاضر نیستند که یک‌بار هم که شده خریدی را از این مکان انجام دهند. یکی از مطالبی که در سایت‌های مختلف مشاهده می‌کنید اجناس دست‌دوم است که در بعضی از سایت‌ها برای فروش عرضه می‌شوند. این موارد، اغلب اوقات یادآور چیزهایی که «دور ریخته شده» و تبدیل آن‌ها به یک محصول فروختنی مدتی به طول می‌انجامد.

Invesp شرکتی است که متخصص در بهینه‌سازی نرخ تبدیل آنلاین برای فروش است؛ که اخیراً اطلاعاتی در مورد قدرت این هدف، یعنی هدف‌گیری مجدد (retargeting) انجام داده است. وقتی‌که داده‌ها مربوط به رفتار آنلاین است، دیگر اهمیتی ندارد که کانال مورداستفاده برای انجام یک هدف مجدد (retargeting) باشد یا نه. درواقع این تنها یک کار انحرافی است.

در اینجا به سه نکته اینفوگرافیک اشاره می‌شود که هر بازاریاب باید بداند. متوسط میزان کلیک برای یک تبلیغ هدف‌گیری مجدد (retargeting) صد درصد بالاتر از تبلیغات سنتی است. ۲۶ درصد از مشتریان پس از بازآموزی به وب‌سایت‌های خرده‌فروشی بازگردانده می‌شوند. بازدیدکنندگان وب‌سایت با تبلیغات صفحه‌نمایش هماهنگ می‌شوند؛ و ۷۰ درصد از آن‌ها به وب‌سایت خرده‌فروشی برگردانده می‌شوند. (هدف‌گیری مجدد (retargeting) یک ابزار برند سازی و بهینه‌سازی تبدیل قدرتمند است اما هنگامی می‌تواند حداکثر پتانسیل خود را نشان دهد که در قالب بخشی از یک استراتژی دیجیتال بزرگ‌تر قرار گیرد. این شیوه بازاریابی در پیوند با بازاریابی درون‌گرا و برونگرا یا ایجاد تقاضای بهترین کار برد را دارد) هدف‌گیری مجدد (retargeting) تنها یک بازاریابی پیگیر نیست در واقع این نوع بازاریابی یک یادآوری برای خرید یک محصول و خدمات آن است؛ که مصرف‌کنندگان خودشان تشخیص می‌دهند و این همان چیزی است که هدف‌گیری مجدد (retargeting) را چنین قدرتمند می‌سازد. البته این تلاشی برای متقاعد کردن مصرف‌کننده به‌حساب نمی‌آید چراکه آن‌ها چیز دیگری می‌خواهند به این هدف‌گیری مجدد (retargeting) یادآوری برای خرید چیزی است که به‌اندازه کافی تمایل به رفتن به وب‌سایت خود و پیدا کردن آن در شبکه وب را دارند.

هدف‌گیری مجدد (retargeting) صرف‌نظر از کانال، شبیه ایمیل‌های سبد خریدی است که رهاشده‌اند و خریداران تصور می‌کنند که چیزی در سبد خریدشان نیست. ولی این افراد آن را در سبد خرید خود جاگذاشته‌اند. پس فراموش نکنید که سبد خریدتان را به‌خوبی چک کنید.

با توجه به نظر Rejoiner که یک سیستم سرویس ایمیل یا سبد خرید ایمیل‌های دیده نشده با یک برنامه هوشمند سفارشات است؛ و می‌تواند به ۱۰ تا ۱۵ درصد تبدیل شوند. این تبدیل را شما در com.Rejoiner می‌توانید، بینید. ناگفته نماند که این خبر هدف‌گیری مجدد (retargeting) خبر بسیار خوبی برای بازاریابان و فروشگاه‌های چاپی است که به آن‌ها خدمات می‌دهند. با توجه به تبلیغات آنلاین، هدفمند کردن پست‌های الکترونیکی مستقیم تأثیرات ملموس چاپ را باقدرت ارزیابی ثانویه تأکید می‌کند که بسیار مؤثر است.

از طرفی چاپ یک نیروی زایا و قدرتمند است. پیام‌ها (ایمیل‌های) مستقیم دارای قدرت برتری بیش از تبلیغات آنلاین هستند؛ اما مطالعات نشان می‌دهد که اطلاعات در مورد چاپ عمیق‌تر در حافظه جاسازی شده است و درنتیجه سطح بالاتری از فراخوانی است. همچنین مطالعات نشان داده است که مصرف‌کنندگان چاپ را قابل‌اعتمادتر از کانال‌های دیجیتال می‌دانند. بر اساس گفته شرکت The Private Life of Mail (Royal Mail) آن‌ها نیز احتمال بیشتری می‌دهند که پیام‌های یک برند معروف را جدی‌تر به آن توجه کنند. چراکه برایشان ارزش بیشتری دارد. وقتی همه این‌ها در کنار هم جمع می‌شوند چاپ هدف‌گیری مجدد (retargeting) بسیار قدرتمند می‌شود.

 

افزایش پیام‌های هدف‌گیری مجدد

 روش هدف‌گیری مجدد (retargeting) به‌صورت آنلاین که به‌صورت ایمیل برای مدتی طولانی رایج شده است. بازاریابان در این رابطه از موارد موردعلاقه بر روی وب‌سایت‌های سنتی یا تلفن همراه یا برنامه‌های خود استفاده می‌کنند تا ببینند که بازدیدکنندگان وب‌سایت چه چیزی را بیشتر می‌بینند و می‌پسندند و به آن علاقه دارند؟

اگر بازدیدکنندگان، سایت را بدون خرید چیزی ترک کنند. صاحبان برند به سراغ آن خریدار در فیسبوک Facebook و یا به پروفایل اینستاگرام  Instagram profileیا Google ctivity و یا به email (ایمیل) او رفته و در عرض چند دقیقه پس از خروج وی از سایت با وی تماس گرفته و موضوع را دنبال می‌کنند.

این قابلیت پیگیری اکنون گسترش فراوانی پیدا کرده و شامل پست‌های الکترونی (ایمیل‌ها) نیز می‌شود. البته فرآیند کار بسیار مشابه است به‌جز اینکه فرد پیگیری را در چاپ (مثلاً یک کارت‌پستال) را که در طی چند روز انجام میشد در چند دقیقه انجام می‌دهد. از آنجایی که مسابقات با استفاده از آدرس‌ها ساخته می‌شوند. قوانین حریم خصوصی اینترنت باعث می‌شود تا بازاریابان از هویت فردی را که هدفشان را می‌دانند مطلع شوند بااین‌وجود به خاطر اینکه مصرف‌کنندگان قبلاً «دشت‌هایشان را به‌عنوان تسلیم» بالا گرفته‌اند و نشان می‌دهند که علاقه‌مند به خرید کالای ما هستند لزومی ندارد که از علاقه آن‌ها در این مورد سؤالی پرسیده شود. فقط بگذارید آن‌ها خریدشان را انجام دهند و کالای ما را بخرند.

در همین رابطه یکی از شرکت‌های ارائه‌دهنده خدمات روش PebblePost را پیشنهاد می‌کند. (PebblePost یک رویکرد دیجیتال برای پست‌های الکترونیکی مستقیم است.) در واقع PebblePost با استفاده از سرویس برنامه «پیام‌های مستقیم خود» کار می‌کند. این روش فعالیت بازدیدکنندگان را به‌طور مستقیم در وب‌سایت، دسکتاپ یا برنامه تلفن همراه، تجزیه‌وتحلیل کرده و در زمان واقعی، مشتریان را قادر می‌سازد تا بازدیدکنندگان سایت خود را با توجه به اهداف کمپین خود تقسیم کنند. (برای مثال در یک ویترین فروشگاه کفش هرکسی تنها کفش موردعلاقه خود را می‌بیند و انتخاب می‌کنند.)

PebblePost ادعا می‌کند که پست الکترونی ایمیل‌های مستقیم از طریق پلتفرم (تولید سطح بالاتر) آن نرخ اولیه ۲۰ درصد و نرخ بعدی ۴۰ درصد را تولید می‌کند. (این نتایج در نرخ نهایی تبدیل 8 درصد از کسانی است که به‌طور هدف‌گیری مجدد (retargeting) تلاش می‌کنند). این توسط بازدیدهای برگشتی به وب‌سایت یا برنامه یا روش‌های دیگر مثل استفاده از یک شماره خاص مثلاً عدد ۸۰۰ اندازه‌گیری می‌شود. حال بیایید میانگین 3.4 درصد نرخ پاسخ به ایمیل‌های مستقیم گزارش‌شده توسط شورای (دفتر بازاریابی) CMO در 4.4 درصد گزارش‌شده توسط DMA انجمن بازاریابی مستقیم (Direct Marketing Association) را باهم مقایسه کنید.

ریچ داینامیک ReachDynamics یکی دیگر از شرکت‌هایی است که با ایمیل مستقیم کار می‌کند. این شرکت سرویس خود را بر اساس شبکه‌ای بیش از ۳۵۰ میلیون کوکی cookies، (موارد موردعلاقه و جذاب) را، انتخاب می‌کند؛ و شبکه گسترده آن از مشارکت‌های شخص ثالث به آن‌ها اجازه می‌دهد؛ که کوکی‌ها cookies، (موارد موردعلاقه و جذاب) را به آدرس پستی وصل کند.

مشتریان از یک پورتال سلف‌سرویس برای طراحی و راه‌اندازی کمپین‌هایی که مشتریان آن را به‌صورت یک قطعه واحد می‌گیرند، استفاده می‌کنند بازاریابان می‌توانند نام‌ها را بلافاصله و یا در تاریخ دیرتر ارسال کنند. یا بر اساس اهداف کمپین آن‌ها را ایجاد کرده مورداستفاده قرار دهند. برای مثال آن‌ها ممکن است بخواهند ببینند که اگر بازدیدکننده دوباره به سایت برگردد آیا چیزی را می‌خرد (مثلاً ظرف یک هفته) قبل از اینکه پیگیری از طریق یک ایمیل هدف‌گیری مجدد retargeting انجام شود و یا اگر ایمیل پاسخ مهیجی نداشته باشد با ایمیل مستقیم پیگیری ‌شود.

جذابیت چاپ

 اریک کاستلی Eric Castelli مدیرعامل شرکت ریچ داینامیک ReachDynamics می‌گوید: با تمام هزینه‌های دیجیتال به ناگاه چیزی درباره چگونگی دریافت یک ایمیل مستقیم از طرف پست مطرح می‌شود. البته مطالبی هم درباره پست الکترونیکی فیزیکی وجود دارد که از طریق بازاریابی کاذب اتفاق می‌افتد. ناگفته پیداست که آن هزینه اضافی هم دارد؛ اما شما با این روش retargeting توجه بیشتری را به خود جلب می‌کنید؛ که حتی در صفحه نمایش یا فیس‌بوک هم دریافت نمی‌کنید. شرکت‌هایی مانند PebblePost و ReachDynamics ارائه‌دهنده سیستم‌عامل‌هایی برای بازاریابان برای انجام مستقیم انتقالات پست الکترونیکی خود هستند. این در حالی است که چاپگرهای بزرگ تجاری و ارائه‌دهندگان خدمات بازاریابی درحال‌توسعه تخصص خود در زمینه‌های خانگی هستند.

 

 

امروزه براساس پیش بینی ها مشتریان ماهانه بیش از یک میلیارد پیام چت با کسب وکارها رد و بدل می کنند. در حقیقت، شمار کاربران اپ های پیام رسان در مقایسه با شبکه های اجتماعی بیش از پیش افزایش یافته است. به احتمال فراوان در سال جاری نیز اختلاف کاربر مورد نظر بیشتر خواهد شد.

به گزارش چاپ ونشر به نقل از فرصت امروز، بدون تردید مهاجرت عمده کاربران به اپ های پیام رسان روی حوزه روابط عمومی برندها نیز تاثیر ویژه ای خواهد داشت. به این ترتیب روبات های چت روز به روز اهمیت بیشتری پیدا می کنند. نکته مهم، تمایل کاربران به دریافت اطلاعات موردنیازشان از طریق پیام متنی به جای شیوه های دیگر پشتیبانی است. بسیاری از کسب وکارها نیز به این نکته مهم پی برده اند. به این ترتیب شمار هرچه بیشتری از برندها به سوی استفاده از پلتفرم های پیام رسان برای جلب رضایت مشتریان خود جهت گیری می کنند.

همانطور که برندها به سوی پشتیبانی متن محور از مشتریان شان حرکت می کنند، داشتن برنامه ای دقیق برای بازاریابی گفت وگومحور اهمیت پیدا خواهد کرد. در حقیقت، به منظور کسب موفقیت در فرآیند بازاریابی مبتنی بر پیام رسان ها باید برنامه ای دقیق برای بازاریابی گفت وگومحور داشته باشیم. به این ترتیب نتیجه بخشی فعالیت های ما بیشتر خواهد شد.

در ادامه مقاله به برخی از دلایل اهمیت برنامه بازاریابی گفت وگومحور اشاره خواهم کرد.

 

اطمینان از ارائه ارزش به مخاطب

امروزه، شرکت ها باید در زمینه ارائه خدمات پشتیبانی بی نظیر عمل کنند. محصولات شرکت های مختلف روز به روز بیشتر به یکدیگر شبیه می شوند. بنابراین عامل تمایز میان برندها به عواملی مانند پشتیبانی از مشتریان بستگی پیدا خواهد کرد. برندهای موفق به منظور جلب نظر هرچه بیشتر مشتریان شخصی سازی بخش های مختلف خود را مد نظر قرار داده اند.

در زمینه شخصی سازی اپ های پیام رسان کمک مناسبی برای برندها هستند. در حقیقت، تعامل با برندها به گونه ای گفت وگومحور بیشتر از الگوهای تعاملی یک جانبه احساس ارزشمندی به مشتریان می دهد. به این ترتیب مشتریان احساس مشارکت در ساخت و فعالیت برند محبوب شان خواهند داشت. وقتی یک برند از پلتفرم پیام رسانی برای ارتباط با مشتریان خود استفاده می کند، باید نسبت به ارائه ارزش های منحصر به فرد و شخصی سازی شده نیز اطمینان حاصل کند. تنها در این صورت تلاش های ما نتیجه دلخواه را به ارمغان می آورد.

به عنوان مثالی برای این بخش، برند Aeromexico در سال 2016 نخستین روبات چت در صنعت هواپیمایی را رونمایی کرد. هدف اصلی از این اقدام ساده سازی فرآیند سفر هوایی برای مشتریان بود. به این ترتیب مشتریان به سادگی امکان اطلاع از نرخ بلیت ها، صندلی های خالی و ساعت های پرواز را داشتند. در صورت تمایل نیز به سادگی امکان خرید درون برنامه ای از طریق روبات مورد نظر وجود دارد.

از سال 2016 تا به حال روبات Aeromexico بازخوردهای بسیار مثبتی از جانب کارشناس ها و مسافرها دریافت کرده است. البته باید توجه داشت که این روبات فقط برای خرید بلیت نیست. بخش پشتیبانی امور مشتریان Aeromexico نیز به طور کامل به این روبات نقل مکان کرده است. بنابراین اگر شکایتی از نحوه فعالیت و خدمت رسانی آنها داشته باشیم، دیگر نیازی به تماس با بخش پشتیبانی و انتظار طولانی در صف نداریم. در پایان باید اشاره کرد، اطلاعات ماهانه نیز به صورت شخصی سازی شده برای اعضای روبات ارسال می شود.

افزودن پلتفرم پیام رسانی به یک کمپین بازاریابی دیجیتال فرصت های تازه ای را فراهم می آورد. به ویژه برای برندهای کوچک، سرمایه گذاری روی مشتریان جدید از طریق ارائه محتوای شخصی سازی شده و اطلاعات بیشتر اهمیت فزاینده ای دارد.

یکی از راهکارهای جذاب برای استفاده از روبات های چت عرضه پیشنهادهای ویژه است. به طور معمول برندها برای اطلاع رسانی پیرامون پیشنهادهای ویژه شان از بازاریابی ایمیل محور یا ارسال پیامک استفاده می کنند. این روش ها اگرچه تاثیرگذاری خاص خود را دارند، اما احتمال دسترسی مخاطب به محتوای شان پس از اتمام زمان پیشنهادهای ما وجود دارد. راهکار پیشنهادی من در اینجا استفاده از روبات های چت برندمان به عنوان کانال ارتباطی است. نگارش پیام های شخصی سازی شده و ارسال شان برای مخاطب ها ایده بسیار جذابی خواهد بود. نکته مهم در اینجا امکان تعامل مستقیم مخاطب با برند ماست. به این ترتیب در صورت ارسال پاسخ به روبات چت باید آماده اطلاع رسانی به مشتریان باشیم.

نمونه مناسب این بخش عملکرد برند سفورا خواهد بود. آنها یک روبات چت در پیام رسان Kik ایجاد کرده اند. هدف ابتدایی این روبات بسیار ساده و صریح بود: ایجاد ارتباط با نوجوان ها و آموزش نکات مهم به آنها در خلال بحث های جذاب و سرگرم کننده. وقتی کمپین آموزشی برند سفورا شروع شد، نقش سازنده روبات چت شان بیش از پیش نمایان شد. به این ترتیب روبات آنها در پیام رسان Kik علاوه بر ارسال محتوای کمپین بازاریابی شان به پرسش ها و واکنش های مختلف کاربران نیز پاسخ می داد.

کمپین برند سفورا بیش از 1500 پیام در kik دریافت کرد. روبات آنها پاسخ برخی پرسش ها را براساس برنامه ریزی قبلی می داد. با این حال در مورد پرسش های پیچیده تر تیم پشتیبانی برند پاسخ ها را ارائه می کرد. اهمیت کار برند سفورا از آنجا بیشتر می شود که به رد و بدل شدن بیش از 6000 پیام میان آنها و مخاطب های شان توجه کنیم. به این ترتیب باید کمپین آنها را یکی از موفق ترینن نمونه های بازاریابی براساس الگوی گفت وگو محور قلمداد کنیم.

 

برای تعیین زمان حضور تیم بازاریابی و فروش

یکی از اشتباه های رایج برندها به هنگام ارائه خدمات جانبی به مشتریان در پلتفرم های پیام رسان استفاده از فرصت مورد نظر برای بازاریابی یا فروش است. مشکل اساسی در اینجا ماهیت ویژه و منحصر به فرد خدمات پشتیبانی است. بنابراین نباید از آن برای دستیابی به اهداف بازاریابی یا فروش برندمان استفاده کنیم.

یکی دیگر از اشتباهات برندها عدم اعلام رسمی موضع شان در پلتفرم های پیام رسان است. به این ترتیب مخاطب وظیفه اصلی روبات ها را نمی داند. در نتیجه اصلا به فکر ارسال پیام به روبات ما نخواهد افتاد. وظیفه اصلی یک برند به هنگام فعالیت در پلتفرم های پیام رسان تعریف دقیق وظایف است. بدون تردید اهداف بازاریابی و فروش نیز باید در پیام رسان ها دنبال شود. با این حال مرزبندی و تفکیک اهداف اهمیت بالایی دارد. با این کار مشتریان مان دیگر دچار سردرگمی در تعامل با ما نخواهند شد.

اگر فعالیت در پلتفرم های پیام رسان را فرآیندی منظم در نظر بگیریم، در نقطه شروع تعامل متقابل مطرح است. سپس پیگیری کمپین بازاریابی و در نهایت تلاش برای فروش محصولات مان قرار دارد. اگر نظم این فرآیند را برهم بزنیم، نتیجه تلاش های برندمان دور از انتظار خواهد بود. بنابراین به عنوان مهم ترین توصیه این بخش حفظ نظم فرآیند فعالیت در پیام رسان ها را در نظر داشته باشید.

 

پرهیز از خودکارسازی بیش از اندازه فرآیندها

هدف اصلی از ساخت روبات های چت با امکان ارسال پیام های مختلف شخصی سازی بیشتر گفت وگو با مشتریان و ترغیب شان به واکنش در قبال محتوای مان است. با این حال تعیین چنین هدفی به معنای موفقیت همیشگی روبات های چت نیست. به عنوان مثال، اگر یک برند به دنبال ترغیب مشتریانش برای دانلود یک کتاب الکترونیکی است، استفاده از روبات چت اقدام غیرضروری خواهد بود. در چنین مواردی استفاده از وب سایت رسمی گزینه منطقی تری به نظر می رسد.

نکته مهم در اینجا عدم نیاز به استفاده از ابزارهای نوین مانند روبات های چت فقط به دلیل داشتن تکنولوژی مورد نیاز است. به طور معمول روبات های چت برای گفت وگو بیشتر بین برندها و مشتریان، پرسش و پاسخ و پشتیبانی فنی مورد استفاده قرار می گیرد. بنابراین استفاده از آن در جهت اهداف دیگر نامناسب خواهد بود.

همانطور که اشاره شد، پلتفرم های پیام رسان در حال دگرگونی شیوه های ارتباطی برندها با مشتریان شان هستند. خوشبختانه اپ های پیام رسان به طور مداوم در حال توسعه و به روز رسانی هستند. به این ترتیب همیشه امکان های تازه تری روی برندها گشوده خواهد شد. از امکان گفت وگوی ساده گرفته تا خرید درون برنامه ای، پیام رسان هایی نظیر فیس بوک چت و وی چت در حال ساده سازی فرآیند ارتباط برندها و مشتریان هستند. البته این ساده سازی هیچ چیز از اهمیت محتوای باکیفیت نخواهد کاست. هنوز هم برای جلب نظر مخاطب باید از محتوای باکیفیت و به ویژه شخصی سازی شده استفاده کنیم. در غیر این صورت ابزار حرفه ای پلتفرم های پیام رسان چندان کمکی به توسعه برند و کسب وکارمان نخواهند کرد.

 

برند و برند سازی / مدل های مختلف برند

به طور کلی، هدف اصلی در استفاده تجاری از اپ های پیام رسان نزدیکی بیشتر برندها به زندگی مشتریان است. حال اگر در این نزدیکی برند ما محتوای جذابی برای مخاطب نداشته باشد، به تدریج از سوی وی پس زده می شود. در چنین وضعیتی حضور نزدیک ما در زندگی کاربران نه تنها مزیت نیست، بلکه باعث ناراحتی آنها نیز می شود.

اگر به دنبال موفقیت در عرصه بازاریابی هستید، گفت وگو اهمیت بالایی دارد. مشتریان باید احساس نزدیکی و تاثیرگذاری ویژه روی اقدامات برندمان را داشته باشند. درست به همین دلیل بازاریابی ایمیل محور دیگر تاثیر سابقش را ندارد. این الگو به طور معمول رابطه دوجانبه را ترویج نمی کند. بلکه مخاطب را به دریافت کننده ای صرف تبدیل خواهد کرد.

در نهایت، باید به دو نکته مهم در بازاریابی گفت وگو محور اشاره کنم. نخست انگیزه کافی برای شناخت مخاطب و شخصی سازی پیام ها در گروه های مختلف. سپس تلاش برای افزایش آگاهی مخاطب ها از برندمان. مورد اخیر تا حد زیادی موفقیت تلاش های ما در مراحل بعدی را تضمین خواهد کرد. به هر حال هر برندی برای موفقیت در بازاریابی نیاز به مخاطب دارد.

مذاکرات حضوری برای بازاریابی، بخش مهمی از یک تجارت هستند. قطعاً شما نیز به‌عنوان مدیر بازاریابی یا مدیرعامل، باید گاهی اوقات مشتریان احتمالی خود را دعوت کنید تا به‌صورت حضوری با آن‌ها مذاکره کنید؛ اما چرا گاهی مذاکرات حضوری به نتیجه نمی‌رسد؟ چه راهکارهای استراتژیک برای آن وجود دارد؟

نشانه‌های رایجی که می‌توان برای عدم موفقیت یک مذاکره نام برد شامل بی‌میلی و خستگی مذاکره‌کننده، موکول کردن تصمیم‌گیری نهایی به آینده و مذاکره مستقیم روی موضوعات قیمتی می‌شود.

اگر می‌خواهید سخنرانی شما در مذاکرات حضوری موفق عمل کند، این راهکارهای استراتژیک را به کار ببرید:

 

با کلمات مثبت آغاز کنید

مذاکرات حضوری را با کلمات مثبت شروع کنید. هرگز در ابتدای جلسه از موضوعات منفی مثل ترافیک کاری یا هوای نامطلوب حرف نزنید. به‌جای آن، مکالمه‌ی را با موضوعاتی مثل آخر هفته‌ی شادی که داشتید، رویداد ورزشی مهم و خوبی که اتفاق افتاده و یا روحیه‌ی خوبی که روز خود را با آن شروع کرده‌اید، آغاز کنید.

 

از رقبا انتقاد نکنید

هرگز در مذاکرات حضوری، برای اثبات خود از رقبای خود انتقاد نکنید. حتی اگر ایرادی که از رقبای خود و کیفیت محصول آن‌ها می‌گیرید درست باشد باعث ایجاد شک در بین مشتریان شما خواهد شد و آن‌ها را نسبت به شخصیت شما بدبین خواهد کرد. چنانچه خود مشتریان هم در مورد رقبای شما ایراداتی مطرح کردند، نظری ندهید.

 

از عناوین عالی استفاده کنید

سعی کنید برای مشتریان خود عناوینی به کار ببرید که آن‌ها را تشویق کند؛ مثلاً به آن‌ها بگویید جزء بهترین ارباب‌رجوع‌های شما هستند و یا دوست دارید در آینده شریک شما باشند؛ اما مواظب باشید که اغراق نکنید. اگر مشتری احساس کند عنوانی که شما به کار می‌برید منطقی نیست، به شما اعتماد نخواهد کرد.

 

برنامه‌ها را از قبل تنظیم کنید

قبل از شروع مذاکرات حضوری، برنامه‌ها را مشخص کنید. طبق آن جلو بروید و کنترل آن را در دست داشته باشید. سعی کنید نظر مشتریان را نیز بپرسید؛ مثلاً اگر قرار است به‌زودی به یک سفر کاری بروید بگوید: من تا چند روز آینده در یک سفر کاری خواهم بود. خوشحال می‌شوم اگر هر سؤالی داشتید پس از برگشت از سفر بپرسید. آیا ازنظر شما مشکلی ندارد؟

 

بایستید

در مذاکرات حضوری برای بازاریابی، نشان دادن احساس و اشتیاق شما به محصول موردنظر بسیار مهم است. برای نشان دادن احساس خود و استفاده از زبان بدنی مناسب، مذاکرات را در محلی برگزار کنید که بتوانید به‌راحتی بایستید و هر جا که لازم شد از حرکت اعضای بدن خود استفاده کنید.

منصور کیارش

 

همان قدری که بازاریابی برای فروش محصولات یا خدمات برای شما اهمیت دارد، به همان اندازه هم ایجاد برند و تبلیغات برند ، برای موفقیت شما مهم هستند. نام برندتان به مشتریان شما می گوید که شرکت تان کیست و چه هویتی دارد؟ شما چقدر برای آنها قابل اطمینان هستید؟ چقدر می توانند به شما اعتماد کنند؟ ساخت یک برند، یک شبه اتفاق نمی افتد. برای تبلیغات برند، باید زمان بگذارید، باید پول خرج کنید. این یعنی اینکه باید یک استراتژی بازاریابی بلندمدت انتخاب کنید تا شما را در ذهن آنهایی که به دنبال محصولات و یا خدمات مشابه محصولات و خدمات شما می گردند، در رده های بالا بنشاند.

به گزارش چاپ ونشر به نقل از فرصت امروز، همه شرکت ها محکوم به بازاریابی هستند، اما آن چیزی که می تواند شما را از رقبای تان متمایز کرده و جلو بیندازد چیست؟ برندسازی، برخلاف بازاریابی ای که افراد را ترغیب می کند تا از شما خرید کنند، سعی دارد تا یک پایه درازمدت برای وفاداری مشتریان به شما ایجاد کند. برندسازی و تبلیغات برند، اگر درست انجام شود، باعث می شود تا همه در درازمدت به سوی یک محصول خاص بیایند.

ببینید... برند کلینکس را تجسم کنید. وقتی می خواهید دستمال کاغذی بخرید، نمی گویید دستمال کاغذی می خواهم، می گویید یک کلینکس بدهید لطفاً. اما کلینکس فقط یک برند است نه دستمال کاغذی! کلینکس چه کار کرده که به نماد و یک اسم برای کل یک محصول تبدیل شده است؟ کلینکس با تبلیغات برند، کاری کرده که مردم، اسم آن را در ذهن خود نگه دارند. این برند این کار را با تجارت، تبلیغات برند، یا استراتژی های بازاریابی مشابه انجام داده است و خود را به عنوان یک اسم که همیشه در ذهن باقی خواهد ماند، تبدیل کرده است. باز هم با اینکه خیلی از شرکت ها به این میزان از شناخت برند دست پیدا نکرده اند، اما به هر حال تبلیغات برند برای شما حیاتی است.

تبلیغات برند را می توان از طریق بازاریابی برای یک لوگو، یک بیانیه مأموریت، وب سایت و رسانه اجتماعی، یا حتی خدمات مشتری انجام داد. جا انداختن یک برند، مستلزم آن است که شما روی پیام خودتان، پشتکار داشته باشید. تعاملات همیشگی با مشتریان خودتان داشته باشید. برای ارائه خدمات و محصولات تان، همواره حاضر باشید. مشتریان شما باید به اندازه خود شما به شرکت تان اعتماد داشته باشند و وقتی به دنبال محصولات مشابه محصولات شما هستند، یک راست به سراغ شما بیایند.

 

چرا کسب و کارها به تبلیغات برند نیاز دارند؟

فرقی نمی کند که کسب و کار کوچکی دارید یا یک شرکت بزرگ هستید. تفاوتی ندارد که تازه کار خود را تأسیس کرده اید یا قدیمی هستید. باید به تبلیغات برند خود بپردازید تا رشد کنید و مشتریان همیشگی خود را داشته باشید. برندسازی به شما کمک می کند تا از رقبای خود سبقت گرفته و جلو بزنید. ببینید چه چیزی هست که کسب و کار شما را به بهترین گزینه برای مشتری تبدیل می کند. ببینید چه چیزی هست که به مشتریان شما می گوید که دقیقاً همان چیزی را به آنها می دهید که به دنبال آن هستند. تبلیغات برند، شما را با مخاطبین هدف تان، همسو می کند و باعث می شود آنها درگیر شما شوند. دلایل زیر را مرور کنید. این موارد همان دلایلی هستند که به شما می گویند چرا کسب و کارتان نیاز به تبلیغات برند خود دارد:

برند شما، به همه اعلام می کند که کسب و کاری چه نوع کسب و کاری است: با تبلیغات برند، به مردم می گویید که یک شرکت قابل اعتماد و جذاب هستید که سرگرمی را به آنها هدیه می دهید، یا نه... یک کسب و کار جدی و رسمی هستید. در تبلیغات برند خود، همه آن چیزهایی که به مردم ارائه می دهید مثل لوگو، رسانه های اجتماعی، پیام ها، مواد تبلیغاتی و آن روشی که با مردم صحبت می کنید- همه و همه به افراد می گوید که دقیقاً چه انتظاری می توانند از شما داشته باشند.

برندسازی، آشنایی و نزدیکی ایجاد می کند. مردم اکثراً ترجیح می دهند تا محصولات و خدمات مورد نظر خود را از آنجایی بخرند که با آن آشنا هستند.

برندسازی سعی بر آن دارد تا همواره یک پیام همیشگی را در اذهان نگه دارد. شما تبلیغات برند را آمپولی در ذهن ها وارد نمی کنید. باید وقت بگذارید. ببینید که مخاطبین هدف شما و خواسته ها و اولویت های آنها چیست. بعد می توانید تصور کنید که در صنعت خودتان و در بین رقبای خودتان چه کارهایی باید انجام دهید. بعد از اینکه استراتژی خودتان را انتخاب کردید، یک طرح تهیه کنید تا به تبلیغات برند خود بپردازید. این طرح را اجرا و کاری کنید که محصولات و خدمات شما همواره حامل یک پیام همیشگی برای افراد باشند. این کار هم به مشتریان شما کمک می کند تا بدانند که وقتی از شما خرید می کنند، دقیقاً چه انتظاری می توانند از خرید خود داشته باشند.

برندسازی باعث می شود تا مراجعه داشته باشید. تبلیغات دهان به دهان، بهترین شکل بازاریابی است. وقتی که افراد یک برند خاص را دوست داشته باشند و همواره آن را در ذهن داشته باشند، دوست دارند که آن را به دوستان و آشنایان خود هم پیشنهاد کنند. در این صورت دوست دارند تا این برند را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارند و در وبلاگ های شان هم از آن اسم ببرند. این باعث می شود تا به مشتریانی دست یابید که هیچ وقت انتظارشان را هم ندارید. این یعنی تبلیغات برند، آن هم به شیوه ای جذاب و دوست داشتنی!

برندسازی باعث ارتباطات می شود. برخی از بهترین برندها، هیجانات و احساسات را برمی انگیزانند و باعث می شوند تا اتصال با مشتریان برقرار شود. اگر می خواهید احساس راحتی داشته باشند، آن ها را هیجان زده یا خوشحال شان کنید. همه اینها یعنی راه هایی که می توانید به تبلیغات برند خود بپردازید. احساس آنها را درگیر کنید و مشتریان وفاداری برای خود به دست آورید.

وقتی یک استراتژی شفاف برای برندسازی داشته باشید، وقتی یک طرح برای تبلیغات برند خود داشته باشید، در این صورت می توانید کارمندانی هم داشته باشید که جزو شبکه برندسازی شما خواهند بود.

 

استراتژی های تبلیغات برند

تبلیغات برند می تواند سخت باشد، به خصوص برای آن کسب و کارهای کوچکی که زیاد برای افراد شناخته شده نیستند. تبلیغات برند می تواند چالش برانگیز باشد، اما در هر صورت لازم است قبل از اینکه تبلیغات برند انجام شود، هویت و شناسه برند تعریف شود. برندها در خیلی از بخش ها با رقابت های سنگین در بازار روبه رو هستند. در بازار برندهای زیادی هستند که می خواهند توجه مشتریان را به سمت خودشان جلب کنند. باید راهی پیدا کنید که در بالاترین رتبه قرار بگیرید.

استراتژی های خوب برای تبلیغات برند می تواند شما را به یک رهبر یا پیشرو در صنعت تان تبدیل کند. ترفند این کار، این است که یک مخلوط خوب و درست برای کسب و کار خاص خودتان پیدا کنید و مشتریان ایده آل را برای خودتان هدف بگیرید. بعضی از استراتژی های تبلیغات برند به شرح زیر هستند:

 

تبلیغات برند شبکه اجتماعی

هر کدام از استراتژی ها را که انتخاب کردید، روی همه موارد تبلیغاتی خود، از یک لوگو، یک رنگ، یک فونت مشخص و ... استفاده کنید. مطمئن باشید که اگر یک مشتری تبلیغات شما را در روزنامه یا رسانه ها دید، خیلی راحت بتواند در فروشگاه ها محصول شما که مورد نظرش هست را پیدا کند.

اینکه چقدر برای تبلیغات برند خود باید پول خرج کنید، بستگی به این دارد که تلاش های خود را کجا می خواهید صرف کنید. در تبلیغات برند، تبلیغات چاپی و ویدئویی هزینه های بیشتری دارند. پس ببینید که چقدر می خواهید برای تبلیغات برند خود هزینه کنید.

 

تبلیغات کسب و کار

راه های بی شماری برای تبلیغات برند وجود دارد. باید ببینید که کدام یکی از آنها بهترین کارایی را برای کسب و کار، شخصیت شرکت و مشتریان شما دارند. فرض کنید می خواهید تفریحات ساحلی و قایق سواری به مشتریان ارائه دهید. مسلم است که باید از تصویرها و رنگ ها و زبان های مختلف و گوناگونی استفاده کنید. اگر فقط لوازم دفتری می فروشید، وضعیت چگونه خواهد بود؟ در بعضی موارد مشتریان شما بیشتر اتفاقی و کمتر رسمی هستند و در برخی موارد دیگر، موضوع کاملاً برعکس است. مشخص است که تبلیغات برند در این موارد باید متفاوت باشد. بعضی از تبلیغات برند، به شرح زیر است:

رسانه های اجتماعی: این یک روش خوب است که شما می توانید از آن استفاده کنید تا به چشم بیایید. مثلاً اگر شرکت شما، دکور و مبل و ... می فروشد، یک ویدئوی جذاب بسازید و در رسانه های اجتماعی به نمایش بگذارید. می توانید به صورتی این کار را بکنید که مشتریان جذب وب سایت شما بشوند و آنجا شکارشان کنید. آ جا موزیک بگذارید، فیلم بگذارید، داستان بنویسید و ... .

شراکت: یک راه دیگر هم برای تبلیغات برند این است که با شرکت های محلّی شراکت تشکیل بدهید. مثلاً اگر می خواهید یک مدرسه فوتبال برای بچه ها درست کنید، می توانید با یک مجمع بهداشتی شراکت کنید. این شکلی، نام و لوگوی شما به چشم عموم می آید و می بینید که به سمت شما خواهند آمد.

محصولات تبلیغاتی: این هم یک روش عالی است برای تبلیغات برند شما. با این کار شما لوگو و برند خودتان را در معرض دید همه قرار می دهید. اگر دارید در زمینه یوگا کار می کنید، چند تا شمع با یک رنگ مشخص روی برند خود قرار دهید. یکی از مزیت های این محصولات تبلیغاتی این است که تا مدت ها در خانه ها و محل های کار پابرجا باقی می مانند. این بدان معنا است که برند شما همیشه جلوی چشم افراد است و در ذهن آنها قرار می گیرد.

 

برند کسب و کار

مسابقه: آدم ها دوست دارند تا برنده باشند. مهم نیست این جایزه از چه جنسی باشد، مسابقه ها باعث می شود تا مردم در این گونه مسابقات نام نویسی کنند و منتظر بمانند تا از فرصت های حاصل از آن استفاده کنند. این هم روش خوبی برای تبلیغات برند است و به چشم خواهید آمد.

نوع تبلیغات برندی که انتخاب می کنید، بستگی به منابع شما دارد، چه منابع مالی و چه منابع انسانی. اگر افرادی را دارید که مسلط به رسانه های اجتماعی است، ورود به این حوزه می تواند گزینه بسیار خوبی برای شما باشد. اگر افرادی را دارید که علاقه به تبلیغ با محصولات تبلیغاتی دارند، آن را امتحان کنید! بعضی وقت ها هم لازم است تا از یک شرکت بیرونی کمک بگیرید تا تبلیغات برند را برای شما انجام دهند. فرقی نمی کند، آنچه مهم است تبلیغات برند است. فراموشش نکنید!