وقتی مردم یک تبلیغ بزرگ و عالی را ببینند آن را می شناسند، اما نشان دادن آن تبلیغ به افراد صحیح و در زمان صحیح، به  نوبه خودش یک هنر است. همانطور که نوآوری در فناوری تبلیغات، تاکتیک های قدیمی را منسوخ می کند، فرصت های جدیدی را هم برای رسیدن به مخاطبان فراهم می کند.

 

سوالات اصلی در تبلیغات دیجیتال امروزه عبارتند از مردم کجا گوش می کنند؟ با چه محتوایی ارتباط برقرار می کنند؟ چطور به آنها می رسم؟

پاسخ ها، کلید درک چهار روندی است که این صنعت را شکل می دهند.

1- تبلیغات ویدئویی موبایل

مصرف ویدئویی موبایل به  سرعت در حال افزایش است و باعث می شود وقتی مصرف کنندگان در حال توجه هستند، تبلیغ کنندگان به آنها برسند. براساس شاخص جهانی ویدئو Ooyala، بین پاییز سال 2012 و پاییز 2014، مصرف تلفن های هوشمند و تبلت تا 400 درصد افزایش  یافته است و در حال حاضر 30 درصد از کل فیلم های آنلاین در آنها پخش می شود.

گسترش سریع پوشش 4G / LTE به این روند کمک کرده است. صفحه نمایش بزرگ تر آیفون 6 و محبوبیت فبلت های دیگر (گوشی های هوشمند بزرگ) نیز اهمیت فزاینده ویدئوهای موبایل را منعکس می کنند. همانطور که فبلت ها بازار را اشباع می کنند، به نوبه خود موجب پیشرفت ویدئوهای موبایل می شوند.

بیننده های ویدئویی موبایل را ممکن است شما، مخاطب «دربند» بنامید. وقتی تبلیغات تلویزیونی شروع می شود، مردم به پایین و تلفن های شان نگاه می کنند. در اتوبوس یا مترو، مردم روی صفحات نمایش دیجیتال خود متمرکز می شوند به جای آنکه به تبلیغات محیطی نگاه کنند. وقتی تبلیغات رادیویی شروع می شود، مردم شبکه رادیویی را تغییر می دهند. بااین حال، زمانی که مردم به گوشی های هوشمند خود نگاه می کنند، هیچ چیز نمی تواند آنها را منحرف کند. از تبلیغات ویدئویی تلفن همراه برای استفاده از این توجه غیرمستقیم استفاده کنید.

2- تبلیغات بومی

هنگامی که وب سایت ها تبلیغاتی را به صورت برجسته ارائه می دهند که مطابق با محتوا و سبک خود سایت است، آن را تبلیغات بومی می دانیم. با توجه به پیش بینی eMarketer، هزینه های تبلیغاتی بومی از 3.2 میلیارد دلار در سال 2014 تا 8.8 میلیارد دلار در سال 2018 بالا خواهد رفت؛ عمدتا به این خاطر که تبلیغ کنندگان متوجه جلب توجه بسیار مشتریان خود شده اند.

تبلیغات بومی معمولا پست های وبلاگ طولانی، اینفوگرافیک ها یا فیلم هایی هستند که هدف آنها اطلاع رسانی، سرگرمی و الهام بخشیدن به مردم است و تبلیغات مستقیم یک محصول را انجام نمی دهند. به عنوان مثال، آگهی بنر یک خرده فروش لباس ممکن است فروش لباس زمستانی را تبلیغ کند، اما یک آگهی بومی از همان خرده فروش ممکن است در عوض راهنمایی های مد زمستانی را مدنظر قرار دهد. به طورمعمول، تبلیغات بومی با سلب مسئولیت از قبیل «محتوای حمایت شده»، «پست پرداخت شده» یا «تبلیغ شده توسط» برچسب گذاری می شوند.

اگر جوانانی را هدف قرار می دهید که تمایل به از سرباز کردن تمام محتوای تبلیغاتی دارند، تبلیغات بومی را در نظر بگیرید. اکنون  که ناشران با تبلیغ کنندگان در فرآیند تولید همکاری می کنند  (به عنوان مثال به آنها برای نوشتن و ویرایش کمک می کنند)، کمک گرفتن در این تخصص آسان است.

3- برداشت های قابل مشاهده

تا همین اواخر، تبلیغ کنندگان دیجیتال بسیار مستعد تقلب و کلاهبرداری بودند. بسیاری با تبلیغات پرداخت پایین صفحه فریب داده می شوند که هیچ کس به اندازه کافی تا آنجا پایین نمی رود.  «تقلب کلیک» نیز یک خطر بزرگ بود. اساسا، بعضی از مردم متوجه شدند که با ایجاد برنامه های کامپیوتری (بت ها) که به طور خودکار روی تبلیغات کلیک می کنند، می توانند صورتحساب های تبلیغاتی رقبای خود را به سرعت بالا ببرند. این اقدام بسیار شایع بود که ترافیک روبات های متقلب ممکن است برای صنعت تبلیغات، هزینه ای به اندازه 11.6 میلیون دلار در سال 2014 داشته باشد. خوشبختانه، تکنولوژی ظرفیت دید جدید و یک مدل تبلیغاتی به نام «برداشت های قابل مشاهده» هردو این مشکلات را از بین می برند.

 با برداشت های قابل مشاهده، تبلیغ کنندگان فقط در صورتی هزینه می پردازند که تبلیغ روی یک صفحه کاربر ظاهر شده و برای یک مدت حداقلی باقی بماند. طبق استاندارد صنعت، برای نمایش آگهی به عنوان نمایش قابل مشاهده، 50درصد از پیکسل ها باید حداقل یک ثانیه روی صفحه نمایش ظاهر شوند. برای ویدئو، 50درصد از پیکسل ها باید حداقل دو ثانیه ظاهر شوند. روبات ها نمی توانند برداشت های قابل مشاهده را به صورت جعلی ایجاد کنند زیرا نمی توانند اقداماتی را انجام دهند که دید واقعی کاربر را از یک دید غلط تشخیص دهد.

بااین حال در بسیاری از موارد، یک یا دو ثانیه، وقت کافی برای جذب یک بیننده نیست. هنگامی که برداشت های قابل مشاهده را خریداری می کنید، مطمئن شوید که گزینه ای برای خرید اسلات های زمانی تضمینی دارید  (به عنوان مثال 5، 10 یا 20 ثانیه)، به ویژه اگر قصد دارید پخش ویدئوهای تبلیغاتی را برنامه ریزی کنید. اگر یک اسلات 10 ثانیه ای خریداری کردید، تنها زمانی هزینه پرداخت می کنید که تبلیغ تان به طور مداوم برای 10ثانیه یا بیشتر قابل دیدن باشد. نرخ پرداخت شما، منعکس کننده کل میزان زمانی است که مخاطبان تان برای دیدن تبلیغ صرف کرده اند.

4- داده های رفتاری

مدل های جدید کانال ها، تاکتیک ها و پرداخت ها فقط درصورتی که تبلیغات به افراد مناسب برسد، به تلاش های بازاریابی شما کمک خواهند کرد. به جای صرف بودجه تان برای دسته بزرگی از مصرف کنندگان، از داده های رفتاری به صورت مؤثر استفاده کنید تا افرادی را که با شخصیت مشتری های شما متناسب هستند، هدف قرار دهید.

درحالی که تبلیغ کنندگان به طور معمول وب سایت هایی فردی را هدف قرار می دهند که انتظار می رود توجه مشتری شان به آنها جلب شود، داده های رفتاری این رویکرد را بهبود می بخشد و به شما این امکان را می دهد که گروه هایی از افراد را در میان ویژگی های مختلف تبلیغاتی هدف قرار دهید. ارائه دهندگان هدف گیری رفتاری می توانند یک گروه (به عنوان  مثال مادران با بچه های جوان) را براساس تجزیه وتحلیل جست وجوهای آنلاین، عادت های مرور اینترنت، تاریخچه خرید و خیلی چیزهای دیگر، شناسایی کنند. اگر نوع خاصی از مصرف کنندگان را هدف گرفته باشید، داده های رفتاری می تواند تفاوت بین یک کمپین سرهم بندی شده و یک پیروزی بزرگ باشد.

تبلیغات ویدئویی موبایل، تبلیغات بومی، برداشت های قابل مشاهده و هدف گیری رفتاری، روندهای تعیین کننده ای در تبلیغات دیجیتال هستند. استراتژی هایی که در پنج سال گذشته برای تبلیغ کنندگان کار کرده است، به طور نامحدود کار نخواهند کرد. همانطور که این روندها نشان می دهند، کانال ها به طور مداوم در حال تغییر بوده و مخاطب در انتهای دیگر دارای عادت ها و ترجیحات جدیدی است. با آزمایش این چهار استراتژی جدید و کشف آنچه برای شما کار می کند، حداکثر استفاده و بازدهی را از تبلیغات خود ببرید.

 

منبع: فرصت امروز

براساس گزارش Shopify، فروش جهانی تجارت آنلاین خرده فروشی تا سال 2019 به 3.4 تریلیون دلار افزایش خواهد یافت که در مقایسه با رقم سال 2015 (1.548 تریلیون دلار)، افزایش شدیدی داشته است. متأسفانه به نظر می رسد که تنها درصد کمی از بازاریابان اینترنتی از آن سود می برند و بسیاری از آنها به اندازه کافی هوشمند هستند که از چیزی به نام تبلیغات محلی استفاده کنند.

 

تبلیغات محلی، هرگونه محتوای پرداخت شده است که برای مطابقت با پلتفرم ظاهر شده و بدون اختلال ساخته می شود. این ممکن است به معنای توییت های تبلیغاتی در توییتر، پست های پیشنهاد شده در فیس بوک و محتوای مبتنی بر سرمقاله باشد. این را می توان در قالب یک ویدئو، یک تصویر یا یک مقاله ارائه کرد اما همانند بازاریابی محتوا نیست.

چطور است؟ بازاریابی محتوا شامل یافتن راهی برای قرار دادن محصول در محتوای ارائه شده، است. در مقایسه با تبلیغات محلی، این نسبتا واضح است. تبلیغات محلی کمتر واضح است. این حتی روی ارتقای محصول متمرکز نیست. در عوض معمولا به عنوان پست های حمایت شده در سیستم عامل رسانه های اجتماعی و سایر سایت ها مطرح می شود، به عنوان توییت های تبلیغاتی، فیلم های برجسته در یوتیوب، خواندن/مشاهده پیشنهادات و بیشتر. تبلیغات محلی برای ترکیب یکپارچه به درون سبک و ساختار محتوای صفحه و وب سایت که در آن نمایش داده شده است، طراحی می شود.

به گفته ولادمیر باشکین، مدیر توسعه کسب و کار Adnow;i یک پلتفرم تبلیغاتی محلی و کشف محتوا است. تبلیغات محلی نینجای بازاریابی دیجیتال است؛ آرام ولی قابل رویت، ظریف و در عین حال مؤثر. و شما می دانید که نینجا ضربه کاری اش را می زند، بنابراین بازاریابی محلی هم همین کار را می کند.

این بیانیه حاوی دلایلی است که معتقدم همه بازاریابان هوشمند اینترنت باید تبلیغات محلی را برای کمپین بازاریابی خود به کار گیرند. این دلایل عبارتند از:

1- این، تجربه مرور را مختل نمی کند. همگی ما بنر آگهی های تبلیغاتی یا آزاردهنده تر از آن، تبلیغات پاپ آپ را روی مرورگر خود دیده ایم. این فرم از تبلیغات دیجیتالی ناخوانده است، به این ترتیب، نرخ کلیک و نرخ تبدیل آنها نسبتا کم است. برخلاف این فرم های بازاریابی دیجیتال، تبلیغات محلی به نظر بسیار طبیعی است، زیرا انتقال محتوای ناخواسته از صفحه معمولی وب به محتوای تبلیغاتی در آن بسیار کمتر است. من شخصا متوجه نشدم که آنها تجربه مرور من را مختل می کنند. در حقیقت، لینک های مربوط به محتوای پیشنهاد شده در پایان مقاله را مکمل و مفید می بینم.

2- آگاهی از برند را به شیوه ای که هیچ کس نمی تواند، ارتقا می بخشد. آیا شما تا به حال نمایش های تلویزیون شبکه ای حمایت شده توسط برندهای تثبیت شده را دیده اید؟ یا شاید شما مقاله ای را که توسط دل در وب سایت نیویورک تایمز در 8 ژانویه 2014 نوشته شده بود، مشاهده کرده اید. این محصولات به طور مستقیم محصولات دل را ارتقا نمی دهند. این فقط مطالب زیبا و آموزنده ارائه شده توسط دل بود. اینها نمونه هایی از محتوای حمایت شده و برنددار هستند. تلاش برای ایجاد آگاهی از برند نیز ممکن است در قالب یک مجله موضوعی حمایت شده رخ دهد، به این ترتیب که هدف، تمام فضای تبلیغاتی در مجله The New Yorker را در تاریخ 22 آگوست 2005 خریداری کرده است. روش های متعددی برای تبلیغات محلی وجود دارد، اما این راهی برای ویروسی ساختن برند شما با یک روش مثبت است.

3- می تواند با دور نگه داشتن تبلیغات، مانع از اقدامات امنیتی شود. تبلیغات محلی این کار را برای یک دلیل بزرگ انجام می دهد؛ در ارزش اسمی، این یک آگهی نیست. برای ساخت آگهی های محلی، نیازی به یک فضای تبلیغی در وب سایت ندارید. در عوض، تبلیغات محلی با ساختار مقاله و استانداردهای ناشری (آنلاین یا آفلاین) مطابقت دارد که این تبلیغات روی سایت شان قرار گرفته است. بخشی از محتوا در صفحات سایتی هستند که روی آنها ظاهر می شوند، بنابراین به عنوان تبلیغات نمایش داده نمی شوند، بلکه به عنوان محتوا ظاهر می شوند.

علاوه بر این، هر کسی می تواند نرم افزار قفل آگهی روی رایانه، تبلت یا تلفن همراه خود نصب کند که به راحتی از تبلیغات بنر و پاپ آپ جلوگیری می کند. اما تبلیغات محلی همیشه حضور خواهند داشت. این بدان معنی است که تبلیغات محلی، پتانسیل بالایی برای جلب توجه افراد بسیار بیشتری دارند.

4- آمارها به تبلیغات محلی علاقه دارند. Business Insider گزارش می دهد که بودجه های تبلیغاتی محلی در سال 2013 به میزان 4.7 میلیارد دلار افزایش یافت و انتظار می رود تا سال 2018 به 21 میلیارد دلار برسد. عملکرد بسیار بهتر از صفحه نمایش سنتی، به خصوص در تلفن همراه که بیش یک درصد CTR دارد، گزارش شده است.

براساس emarketer، تبلیغات محلی در حال حاضر توسط 73 درصد از ناشران آنلاین ارائه شده است، درحالی که 17درصد دیگر برنامه ریزی کرده اند که همین کار را انجام دهند. علاوه بر این، 32درصد از مصرف کنندگان آگهی محلی را با دوستان، خانواده و همکاران به اشتراک می گذارند، درحالی که فقط 19 درصد از مصرف کنندگان، تبلیغات بنری سنتی را به اشتراک می گذارند. توجه داشته باشید که این آمار از سال 2015 تاکنون است.

به همین دلیل، در سال 2017 شواهد حاکی از آن است که جهان در حال حرکت به سوی تبلیغات محلی است و اگر شما می خواهید یک بازده بهینه از استراتژی های بازاریابی خود داشته باشید، باید آن را دنبال کنید.

 

منبع: فرصت امروز

شکل‌های مختلف تبلیغات، از زمان‌های دور با انسان همراه بوده‌اند.اگر بخواهیم آگهی‌های اشیاء گمشده را معیار قرار دهیم، می‌توانیم تا دوران اختراع پاپیروس به عقب برویم و مصداق‌های تبلیغات را پیدا کنیم.اگر تبلیغات روی دیوارها را نقطه‌ی آغاز جدی تبلیغات بگیریم، می‌بینیم بهاتیا در کتاب خود توضیح می‌دهد که از چهارهزار سال قبل از میلاد مسیح هم، روی سنگ‌های بزرگ و صخره‌های هندی، نمونه‌های پیام‌های تبلیغاتی مشاهده شده است.در کشور چین هم، حدود هزار سال قبل، نمونه‌های جدی لوگوهای تجاری برای مغازه‌ها مشاهده شده است.

ظاهراً تبلیغات هم چیزی شبیه خلاقیت و عشق و آرامش است. تقریباً همه می‌توانیم تا حد خوبی تشخیص بدهیم که چه چیزی تبلیغ است و چه چیزی نیست. اما تعریف دقیق آن ساده نیست.

در گذشته، تبلیغات، به عنوان تنها راه ارتباط با مشتری و ارسال پیام به او تلقی می‌شد.اما امروز دانش بازاریابی به ما آموخته است که هر محصول یا خدمت یا برند، به شکل‌های مختلف با مخاطب و مشتریان بالقوه و مشتریان بالفعل خود رابطه برقرار می‌کند.بسته بندی هم یکی از شکل‌های ارتباط با مخاطب است و ما از طریق آن، پیام‌های زیادی به مخاطبان خود می‌دهیم.

در جهان اکنون ما نقش گرافیک،در تبلیغات و بازار یابی تا آنجا پیش رفته است که اقلام تبلیغاتی به منزله یک وسیله شخصی درآمده است.در جایسویچ، لباس، بچ‌های روی مانتوها و کت‌ها، چاپ‌های روی لباس‌ها و هزاران وسیله دیگر که ما هر روزه از آن استفاده می‌کنیم، نشانی از تبلیغِ چیزی را با خود دارد. در این گفت و گو پرسش‌هایی با احمد مقدسی،گرافیست و طراح و نسبت آن با تبلیغات و بازار یابی مطرح کردیم که مشروح این گفت و گو از نظرتان می‌گذرد.

 

نقش طراحی و گرافیک را در تبلیغ  چطور ارزیابی می‌کنید؟

پایه و اساس هر کاری که ما با تفکر انجام می دیم نیاز به طراحی دارد . به عنوان مثال شما اگر یک ساختمان درست و محکم نیاز دارید . می بایست یک طراحی معماری شود. و یا اگر نیاز به خودرو زیبا دارید یک طراح صنعتی می بایست که طراحی براساس اصول مبانی صنعت کار کند . حال کلیه اقلام تبلیغاتی که هدفی جهت اراه به بازار مصرف را طی می کنند . حتما نیاز به یک طراحی گرافیک دارد . هر شرکتی که بدون در نظر گرفتن اصول و مبانی طراحی گرافیک محصولات خود را به صورت سلیقه ای در بازار تبلیغ می کند تاثیر بسیار ناچیزی در مخاطبان خود دارد و در نتیجه به  شکست می انجامد .

شرکت های تولید کننده اقلام تبلیغی تا چه اندازه نگاه تخصصی به طراحی و گرفیک دارند؟

 متاسفانه شرکتهای ایران در سطح خرد و حتی کلان زیاد توجه ی به طراحی گرافیک برای محصولات خود نمی کند . به نظر بنده دانش بصری نیاز به یک آموزش فراگیر دارد . تا جامعه تولید کننده ما نیاز طراحی گرافیک را در محصولات احساس کنند .

اقلام تبلیغاتی در ایران از نظر طراحی و گرافیک نسبت به طراحی اقلام تبلیغاتی خارجی در چه موقعیتی هستند؟ضعیف،متوسط و یا قوی هستند؟چرا؟

خب قطعا طراحی گرافیک و علم دانش بصری . تفکری است که ما از کشورهای جهان اول وام گرفتیم . قطعا شرکت های کشورهای پیشرفته در ارائه محصولات خود در بازار مصرف، جای طراحی گرافیک را کاملا احساس می کند و با باز گذاشتن دست طراح گرافیک محصولات خود را به نحوه بسیار زیبا و استاندارد بصری به جامعه جهانی ارائه می کنند .

نگاه طراحان و گرافیست ها به اقلام تبلیغی تجاری و غیر تجاری چگونه است.تا چه اندازه طرح ها تولید یا تقلیدی هستند؟

به نظر من یک طراح گرافیک حرفه‌ای در کلیه سطوح سفارشاتی که انجام می دهد . ( تجاری و یا فرهنگی ) سعی می کند به نحوه درست محصول را به مخاطبان معرفی کند  که طراح گرافیک با دانش تصویری خود که شامل آشنایی با فرم و رنگ هست و دانش نظری که می بایست درباره محصول و مخاطبان آن کسب کند وظیفه دارد با رعایت کلیه نکات آن یک طراحی را انجام  دهد . خب طراح توانمند به هیچ عنوان نه کپی می کند و نه تقلید .

طراحی پوستر و بروشور های تبلیغاتی در ایران در بخش های خصصی تجاری و غیر تجاری تا چه اندازه رواج دارد، آیا اوضاع کاری گرافیست ها و طراحان خوب است یا نه؟

متاسفانه ورود تکنولوژی دیجیتال به دنیای طراحی گرافیک اجرای یک محصول گرافیک را آسان کرد . طراحی گرافیک نیاز به یک تفکر و ایده پردازی دارد . ول امروزه هر کس با یک نرم افزار ساده می تواند نوشته ی را کنار تصویری کار کند و همان را به عنوان پوستر و یا بروشور به جامعه ارائه می دهد . این امر باعث شده که سطح سواد بصری در جامعه بسیار پایین بیاد . و سفارش دهندگان هم به خاطر عدم پرداخت حق الزحمه طراحی در یفارشات گرافیک . بازار طراحان گرافیک را بسیار کم رنگ کنند. امروزه هر چه که ما جلوتر می رویم شاهد تعطیلی بیشتر شرکتهای تبلیغاتی و آتلیه های طراحان گرافیک هستیم . گرافیک یک تفکر بصیری هست . نه اجرا کاری کامپیوتری .

به عنوان یک گرافیست ،نقاش و طراح چه انتظاری از شرکت های تولید کننده اقلام تبلیغاتی دارید؟

خب من انتظار دارم که مقداری کارفرمایان محترم سطح سود بصیری خود را بالا ببرند و با باز گذاشتن دست طراح گرافیک به خلق یک محصول گرافیک ماندگار کمک کنند . متاسفانه مدیران محترم شرکت های سفارش دهنده با بیان کلمه  ((( سلیقه ))) تمامی ارزش یک تفکر بصری را از بین می برند . و فکر می کنند طراحی گرافیک یک سلیقه است  . نه دانش .

آینده تبلیغات تجاری را در حوزه طراحی و گرافیک چگونه ارزیابی می کنید؟

اگر منظورتان کشور ماست که چشم انداز خوبی نداره ولی در کشورهای پیشرفته بسیار زیبا حرکت می کنند . و به عنوان یک فرهنگ میراثی برای آیندگان به جا می گذارند .

دانشگاه ها در رشته طراحی و گرافیک قوی هستند یا نه ؟نیروی های توانای جوان در دانشگاه ها تربیت می شوند یا خیر؟

دانشگاه یک سکوی پرش می باشد برای علاقه مند به دانش بصری ولی بدون تجربه کردن و تداوم کسی صرفا با دانشگاه طراح گرافیک نمی شود . معلمین دانشگاه هم نیاز به تجربه و تداوم در کار اجرای دارند تا بتوانند اطلاعات خود را به دانشجو منتقل کنند .

چه پیشنهادی برای بهبود شرایط تبلیغاتی خاصه در حوزه اقلام تبلغاتی داری؟

خرد جمعی در حوزه مدیریت ارائه یک محصول به جامعه . که شامل مدیران شرکتها . طراحان گرافیک بازار یابها . و..... می باشد .

قصد مندی در تبلیغات تجاری،تا چه اندازه  به طراحی و گرافیک و اجرا مربوط می شود؟

کاملا مانند یک انسان هست که نیاز به اکسیژن دارد .

تبلیغات نتیجه گرا، با تبلیغات عام المنفعه از نظر شما چه تفاوتی دارد؟

 

کاملا مانند یک انسان هست که نیاز به اکسیژن دارد .

با سه اصل مهم از یک طرح بازاریابی درخشان آشنا شوید.

 

تعیین رسانه قابل اندازه‌گیری برای انتشار این پیام‌ها

بعد از اینکه این پیام‌ها را ساختید باید آن‌ها را به گوش مشتریان برسانید. پس مانع دوم شکاف ارتباطی بین شما و مشتری است. مطمئن شوید که مشتریان پیام شما را می‌شنوند.

البته چندین راه برای دسترسی داشتن به مشتری وجود دارد: تبلیغات، انتشارات مطبوعاتی، نمایشگاه‌های تجاری، وب‌سایت‌ها، موتورهای جستجو، رسانه‌های اجتماعی و...

یک طرح بازاریابی درخشان باید بهترین کانال‌های ارتباطی را انتخاب کند. قابل اندازه‌گیری بودن این کانال‌های ارتباطی مهم‌ترین موضوع در این بخش است.

بدون معیارهای مناسب نمی‌توانید متوجه شوید که پیام شما شنیده شده‌ است. و از آن مهم‌تر، نمی‌توانید بفهمید که این پیام تاثیر مورد انتظار را بر روی مشتریان داشته است یا خیر.

برای مثال یک وب‌سایت و تعداد بازدیدهای مطالب آن قابل اندازه‌گیری هستند.

پس یک طرح بازاریابی درخشان باید راه‌های ارتباطی مفید و موثری را تعریف کند تا پیام به درستی منتشر شود و نتایج مطلوبی داشته باشد. همچنین باید چگونگی محاسبه موفقیت و شکست این راه‌ها در این طرح مشخص شود.

( همچنین بخوانید:‌ اثر‌گذاری خود را افزایش‌ دهید )

تعیین متدهایی برای از بین بردن موانع فروش

بعد از ایجاد یک پیام مناسب و رساندن آن به گوش مشتریان بالقوه، باید موانعی که از خرید مشتری جلوگیری می‌کند را از بین ببرید. برای این کار باید کانال‌ها و برنامه‌های موثری برای خرید تنظیم کنید.

این متدها ممکن است شامل یک دوره استفاده آزمایشی، سفارش آنلاین، شبکه توزیع، فروش تلفنی و ... باشد. اما حتما باید سود‌آور و راحت باشند.

یک طرح بازاریابی درخشان متدهای فروش محصولات را تعریف می‌کند و سودی که این متدها تولید می‌کنند را مشخص می‌کند. پس از آن به طور خلاصه نحوه توسعه این کانال‌ها و روش‌ها را مشخص می‌کند.

همان طور که مطالعه کردید، یک طرح بازاریابی درخشان محتوای خیلی زیادی ندارد اما نکات ریز و مهمی هست که باید آن‌ها را رعایت کنید. قطعا داشتن یک طرح بازاریابی درخشان، احتمال موفقیت کسب‌وکار شما را افزایش می‌دهد.

 

منبع: نوپانا

تبلیغات چریکی چیست؟

آیا تا بحال نام تبلیغات چریکی (پارتیزانی) را شنیده اید؟ شاید شنیده باشید که بگویند فلان شرکت تبلیغات چریکی یا پارتیزانی در شهر یا کشور انجام داده است.

امروزه اگر پای صحبت مشاوران بازاریابی و تبلیغات بنشینیم بی شک به ما خواهند گفت که دیگر تبلیغات به شکل قدیمی و سنتی خیلی جواب نمی دهد و آن اثرگذاری لازم را نخواهد داشت. آنها به ما خواهند گفت که باید به سراغ تبلیغات خلاقانه برویم، تبلیغاتی که مخاطب را جذب نماید.

هدف بازاریابی چریکی یا پارتیزانی همین می باشد.

 تبلیغاتی خلاقانه، جذاب و با حداقل هزینه

احتمالاً ما هم هر زمان کلمه بازاریابی پارتیزانی یا چریکی را می شنویم مثل خیلی ها، یاد سربازها چریکی می افتیم که بسیار حرفه ای و خطرناک هستند و تنها چند نفر از آنها کافی است که یه لشکر یا یه پادگان نظامی را نابود کنند، یا شایدم یاد فیلم ها رمبو یا آرنولد می افتیم.

بازاریابی چریکی هم دقیقاً قرار است همین کار را در بازار پرهیاهوی رقابت انجام بدهد.

به این تکنیک بازاریابی پارتیزانی هم گفته می شود و تفاوتی بین بازاریابی چریکی و پارتیزانی نمی باشد، هر دو به یک معنا بازاریابی و تبلیغات هستند. در این مطلب نیز ما از هردو نام استفاده کرده ایم.

آقای لوینسون ابداع کننده این روش در کتابی به معرفی این تکنیک بازاریابی پرداخته است و ایده اولیه ایشان برای کسب و کارهای کوچک به کار رفته بود که با بودجه ای کم و با انجام تکنیک های خلاقانه و نامتعارف در بازاریابی و تبلیغات بتوانند محصولات و خدمات خودشان را به مشتریان بالقوه معرفی نمایند.

البته امروزه شرکت های بزرگ هم روی به این نوع بازاریابی آورده و با صرف هزینه، توانسته اند تبلیغات کاملاً متفاوت و خلاقی را ایجاد کنند.

خلاقیت و تفکری خلاق اساس بازاریابی پارتیزانی می باشد.

 

منبع: منبع سئو ایران

نظریه‌های بازاریابی تقریبا هر ۱۰ سال تغییر می‌کنند، مگر اینکه شما «دیوید آگیلوی» باشید و نظرات شما برای مدتی طولانی نزدیک به یک‌ قرن، قابل اتکا باشند.

 

با اینکه بیش از ۱۵ سال از مرگ او می‌گذرد، ایده‌های دیوید آگیلوی درباره‌ تبلیغات و بازاریابی، امروز به همان اندازه کاربرد دارند که در زمان تأسیس «آگیلوی و مادر» در ۱۹۴۸ سودمند بودند. او با سبک و سیاق «مَد مِن»گونه‌اش، زمانی «پرطرفدارترین مرد دنیای تبلیغات» بود. اما امروزه، شرکت‌ها، توصیه‌های او را چندان جدی نمی‌گیرند (اغلب به دلیل مسائل مالی).

در ادامه ۱۰ نکته‌ درمورد تبلیغات، توصیه‌های یکی از بزرگ‌ترین مردان دنیای کسب‌وکار، همراه با مثال‌هایی به‌روز، به شما ارائه می‌شود. این نکات از کتاب آگیلوی، «اعترافات یک بازاریاب» استخراج شده است.

۱. مشتری کودن نیست، با او همان‌طور رفتار کنید که با همسرتان رفتار می‌کنید

آگیلوی در ۱۹۶۳ به این نکته‌ی اغلب مغفول مانده، اشاره کرد: «مشتری از آنچه فکر می‌کنید باهوش‌تر است و روز‌به‌‌روز باهوش‌تر می‌شود.»

امروزه ۷۳ درصد مشتریان پیش از خرید، درباره‌ی محصول در اینترنت تحقیق می‌کنند. محصولات نامرغوب با وجود مشتریان زرنگ، دوام نمی‌آورند. شما نمی‌توانید با فریب آنها به سود برسید‌ (اگر هم توانستید، مدت زیادی طول نمی‌کشد).

۲. هر چه تبلیغات حاوی اطلاعات مفیدتر، قانع‌کننده‌تر

بلاگ‌ها و کتاب‌های الکترونیکی مملو از اطلاعات مجانی هستند. به همین دلیل طرفداران زیادی دارند. اگر اطلاعات مفید، کاربردی و قابل اعتماد را مجانی در اختیار مشتری بگذارید، اعتماد او جلب شده و خواهان همکاری با شما خواهد شد. آمار دروغ نمی‌گوید، بازدهی کسب‌وکارهایی که وبلاگ دارند و پیوسته محتوای سودمند و به‌روز ارائه می‌کنند، ۱۳ برابر کسب‌وکارهایی است که این کار را نمی‌کنند.

۳. عنوان، برگ برنده است. از عنوانی استفاده کنید که توجه مشتریانی را که به دنبال محصول شما هستند، جلب کند

جذب افراد توسط عنوان

عنوان‌ها به‌ویژه، عنوان‌های ساده و سَرراست، فروش را تقویت می‌کنند. درحالی که اهمیت این مورد در روزنامه‌ها و وبلاگ‌ها روشن است، اغلب افراد فراموش می‌کنند که در بازاریابی با ایمیل، عناوین بسیار تأثیرگذارند. در راهبردهای بازاریابی با ایمیل، عنوان ایمیل، مهم‌ترین عنصر است. حرفه‌ای‌ها نیمی از زمان خود را صرف یافتن عنوان مناسب برای نامه می‌کنند.

۴. بازاریابی نه ابزار سرگرمی، نه یک ارائه‌ی هنری، بلکه رسانه‌ی انتقال اطلاعات است

با وجود نظرات مخالف متعدد، پژوهش‌های بی‌شماری این عقیده‌ی آگیلوی را تأیید کرده‌اند. «کلوپ اصلاح یک‌دلاری» (Dollar Shave Club) یک مثال موفق است. تمامی مدل کسب‌وکار آنها بر این ایده استوار بود که شما می‌توانید با صرف چند دلار در ماه، یک اصلاحِ صورت عالی داشته باشید. تبلیغات بازرگانی آنها فوق‌العاده بود، اما آنها کار مهم‌تری کردند. آنها برندهای بیهوده گران‌قیمت تیغ اصلاح را که بازار را قبضه کرده بودند، به چالش کشیدند. طی چند سال، «کلوپ اصلاح یک‌دلاری» ارزشی معادل ۱۲۰ میلیون دلار پیدا کرد. به قول آگیلوی:

آنچه می‌گویید از اینکه چگونه می‌گویید، مهم‌تر است.

۵. اگر می‌خواهید کسی را وادار به انجام کاری یا خریدن محصولی کنید، باید به زبان خودش با او حرف بزنید؛ به زبان روزمره‌ی او، زبانی که با آن فکر می‌کند

بازاریابی با زبان روزمره افراد

زبان پُرطَمطراق، اصطلاحات تخصصی و لحن تشریفاتی دیگر طرفدار ندارد. در مقابل، زبان محاوره‌، دنیای بازاریابی را تسخیر کرده است. کارزار تبلیغاتی «فرآورده‌های لبنی کالیفرنیا» با شعار «شیر داری؟» یا «انجامش بده!» شعار تبلیغاتی «نایکی» و این آخرها موفقیت خیره‌کننده‌ی «تاکو بل» با شعار «وعده‌ی غذای چهارم»، نمونه‌هایی از این دست هستند.

با مردم متناسب با دانسته‌های‌شان سخن بگویید. با نگاه از بالا یا پایین با آنها صحبت نکنید؛ خیلی ساده، فقط با آنها حرف بزنید.

۶. افرادی را استخدام کنید که از شما بهتر هستند، آنها را به حال خود بگذارید تا راهشان را پیدا کنند. به دنبال کسانی باشید که بهترین‌ها را می‌خواهند و نه کسانی که با جریان رایج کنار می‌آیند.

تنها بهترین‌ها را به کار بگیرید. یک استعداد تازه را به چشم تهدید دیدن، بزرگ‌ترین اشتباه شما است. آنها همراهان شما در یک ماجراجویی بزرگ خواهند بود. بازاریابی یک کارِ گروهی است. مهم نیست اگر شما همیشه باهوش‌ترین فرد گروه نیستید.

۷. تصویر، شخصیت را می‌سازد. محصولات و کالاها هم مانند انسان‌ها شخصیت دارند و می‌توانند در بازار اعتبار کسب کرده یا آن را از دست بدهند.

حرفه‌ای‌ها درستی این نکته را تأیید می‌کنند. «کوکاکولا» می‌توانست یک نوشیدنی سودای ساده باقی بماند. اما به‌لُطف راهبردهای تبلیغاتی و برندسازی‌اش، تبدیل به یکی از قدرتمندترین نام‌های دنیای کسب‌وکار شد. آنها هر سال ۹/۲ میلیارد دلار صرف برندسازی می‌کنند، مبلغی که از مجموع هزینه‌های بازاریابی دو شرکت اپل و مایکروسافت بیشتر است. برندسازیِ هوشمندانه موجب شده است یک تولیدکننده‌ی نوشابه‌های گازدار، ارزشی بیشتر از تولید ناخالص ملی خیلی از کشورهای کوچک داشته باشد.

۸. تبلیغات بدون تحقیق، همان‌قدر خطرناک است که رمزگشایی نکردن از تحرکات دشمن در میدان جنگ

تحقیق و پژوهش برای آگاهی از خواستِ مشتریان از شما و نیز آگاهی از تصور آنها از برند شما ضروری است. اگر زمان کافی برای تحلیل کسب‌وکارتان صرف نکنید، از مسیر موفقیت خارج خواهید شد. به قول آگیلوی:

اگر می‌خواهید تبلیغات شما همیشه در حال پیشرفت باشد، هرگز آزمودن را متوقف نکنید.

۹. مدیران بازاریابی با تکیه‌ی بیش از حد به تحقیق و پژوهش، خلاقیت و پیش‌بینی را فراموش کرده‌اند، مانند میخواره‌ی مستی که از تیر چراغ برق به‌جای منبع روشنایی، به‌عنوان تکیه‌گاه استفاده می‌کند

تحقیق و پژوهش کمک بزرگی است اما شما برای اینکه سرنوشت کسب‌وکارتان در دستان خودتان باشد، باید بتوانید تصمیمات اساسی بگیرید، قاطعانه اقدام کنید و نوآور باشید. عدم بررسی و قضاوت درست در هنگام بازاریابی محصول، می‌تواند منجر به از دست دادنِ چندباره‌ی پول‌تان شود. «گپ» نمونه‌ای از این دست است. این شرکت به طور مکرر در ارتقای برندش و همگام کردن آن با نیازها و سبک زندگی خریداران مدرن شکست خورد زیرا پیوسته بر روشی اتکا داشت که «در گذشته خوب جواب می‌داد».

۱۰. یک ایده‌ی بزرگ و جذاب می‌تواند توجهات را جلب و خریداران را به خرید محصول شما ترغیب کند. بدون یک ایده‌ی بزرگ، تبلیغات شما مانند یک کشتی در سیاهی شب خواهد بود، گم و ناپیدا.

این نکته به‌ویژه در مورد جوان‌ترها صادق است. آنها آنقدر در معرض تبلیغات هستند که دیگر به آنها واکنش نشان نمی‌دهند. آگیلوی این نکته را از مدت‌ها پیش می‌دانست: «۹۹ درصد آگهی‌هایی تبلیغاتی نمی‌توانند چیزی بفروشند.»

بازاریابی مؤثر، کار دشواری است. اما با استفاده از این توصیه‌ها، شما می‌توانید قدم در راه درست بگذارید.

منبع: شبکه اطلاع رسانی روابط عمومی ایران (شارا)

*ترجمه: محمود سمیعی

فرآیند مدیریت کسب و کار به فرآیندی گویند که از طریق آن کالاها و خدمات به مشتری منتقل می شود در واقع این فرآیند در بر دارنده 4 عامل است که در زبان انگلیسی با حرف P شروع می شود. 4Ps 1- تولید product - 2- قیمت price – 3- مکان یا جایگاه place – 4- استراتژی تبلیغاتی promotional strategy . برای مثال: تولیدات جدید شرکت اپل را در نظر بگیرید. آنها در هر نوبت تولید کالای جدید، نرم افزارهای ارتقاء یافته و مدرنی را به محصول خود اضافه می کنند. این محصول جدید، مسلما توانایی ها و قابلیت های جدیدی دارد که برای نیازهای مشتری بوجود آمده و معمولا این کالا به همان بازاری می رود که کالاهای قبلی اپل در آنجا وجود داشته و مشتری تفاوت محصول جدید را با محصول سال گذشته مقایسه می کند و کالای جدید در این بازار به فروش می رسد. اپل برای فروش بیشتر محصول جدید خود، ابتدا در سطح وسیعی در شبکه وب و تلویزیون محصول خود را تبلیغ می کند. 

 

 علم بازاریابی را فکر کردن در مورد کسب و کار بر اساس رضایت و نیاز مشتری می دانند البته بازاریابی با فروش کاملا متفاوت است (تئودور.سی.لویت استاد بازنشسته رشته کسب و کار دانشگاه  هاروارد) می گوید فروش یعنی اینکه بتوانی از روش ها و تکنیک هایی استفاده کنی که مشتری با رضایتمندی کامل دست در جیب کرده و کالای شما را براحتی خریداری کند.   فرآیند کامل یک کسب و کار کوچک را در نظر بگیرید که شامل تلاشی فراوان و برنامه ریزی شده برای اینکه بدانی و پیدا کنی که مشتری چه چیزی نیاز دارد. در واقع بایستی نیازسنجی کنی چرا که این مشتری است که در مقابل کالای شما پول می پردازد. به عبارت دیگر، همانطور که کالای مورد نظر از نظر کیفی ارتقاء می یابد، تقاضای مشتری هم برای خرید آن محصول بیشتر می شود و قیمت هم متناسب با آن به طور نسبی افزایش می یابد که این امری بدیهی است.

موفقیت تبلیغات بازاریابی در قید درک درست آن توسط مخاطب و به یادآوری مضمون آن در زمان خرید است. تماس سازنده مخاطب با پیام تبلیغاتی می تواند با شکل دادن رابطه ای ذهنی بین متن پیام و ارزش محصول، محتوای پیام را به راحتی نزد وی بازآفرینی کند.

 

به گزارشlearn-marketing، این رابطه ذهنی-که به ازای تک تک افراد منحصر به فرد است- تحت تأثیر عواملی چون تفکرات، احساسات، سطح آگاهی، نوع شخصیت و رفتار، انگیزه ها و شکل زندگی ساخته می شود. مثلا پیام های تبلیغاتی تلویزیون برای معرفی چاقوی آشپزخانه، اساسا موفق به جذب مخاطبانی که آشپزی می کنند، می شود و بالطبع، افرادی که آشپزی نمی کنند، اصولا از دایره مخاطبان حذف می شوند.

در این مقاله، مروری بر سه دسته کلی عوامل دخیل در اثر گذاری پیام های تبلیغاتی بر افراد خواهیم  داشت.

عامل اول: ویژگی  های شکلی پیام

رنگ غالب در پیام

انتخاب رنگ  مناسب با اثر گذاری عمیق، اما به شیوه ای غیرملموس بر مصرف کنندگان، چنان الگوی رفتاری مصرف کنندگان را تحت الشعاع قرار می دهد که حتی در بیشتر مواقع، خود متوجه این تغییر رفتار نمی شوند. به عنوان مثال، در ایالات متحده، از آنجا که استفاده از رنگ قرمز باعث افزایش مصرف موادغذایی تا ۲۵ درصد می شود، در اغلب رستوران ها، به عنوان رنگ اصلی استفاده می شود.

البته بار معنایی رنگ ها بسته به فرهنگ  جوامع متفاوت است و به همین دلیل هم، تسلط طراحان تبلیغات بازاریابی بر فرهنگ جامعه هدف، امری ضروری است. به عنوان مثال، هر چند آرم شرکت قهوه استارباکس در بیشتر کشور ها سبز رنگ است، اما هنگام افتتاح شعب خود در مالزی، مجبور به تغییر رنگ آن از سبز به قهوه ای شد، چرا که در فرهنگ مردم مالزی، رنگ سبز پیوندی نزدیک با ناخوشی و بیماری دارد.

نوع خط به کار رفته در متن تبلیغ

نمایش کلمات و نحوه شکل گیری آنها در نوع پیامی که به مخاطبان منتقل می کنند، اثر گذار است. به عنوان مثال، دو سبک نوشتن نام محصول در تبلیغات شرکت های تولید سیگار، مانند زیر، پیام های کاملا متفاوتی رسانده و دو نوع مصرف کننده متفاوت را به خود جذب می کند.

Caribou Cigarettes

نخستین نشان که با حروف مقطع درشت و به شکلی استاندارد نوشته شده، بیشتر حس قدرت به مخاطب منتقل  کرده و به همین دلیل انتخابی «مردانه» به شمار می آید. نشان دوم که با حروف پیوسته و به شکلی ظریف نوشته شده، احساسی از جنس ملایمت به مخاطب منتقل  کرده و به همین دلیل انتخابی «زنانه» به شمار می آید. پاسخ به این سوال که کدام بهتر است، مشروط به نوع محصول و بازار هدفی است که تولید کننده علاقه مند به جذب آن است.

سادگی متن پیام

استفاده از عبارات ساده و کوتاه به  درک پیام ها کمک می کند. مثلا استفاده از عبارت «قلب من سالم است» در تبلیغ یک روغن خوراکی، به راحتی این پیام را که مصرف این روغن خوراکی برای قلب خوب است به مخاطب می رساند.

سازگاری پیام

لازم است که همه عوامل جانبی پیام تبلیغ، شامل سبک تبلیغ، رنگ های شاخص، عکس ها و موسیقی متن با هم هماهنگ باشند. به عنوان مثال، در یک آگهی تبلیغاتی تلویزیونی برای سفر به جزایر قشم و کیش، هر سه عنصر رنگ و بوی جنوبی، پیام به خط شکسته و پیوسته و موسیقی لیوا باید در کنار هم استفاده شوند. البته مواردی هست که به کار گیری یک عامل متمایز از بقیه با جلب نظر مخاطب، به به یادآوری محصول کمک می کند.

وجه پیام نزد افراد مشهور

نقش داشتن شخصیت های شناخته شده ای چون چهره های سینمایی یا قهرمانان ورزشی در پیام تبلیغاتی، باعث ثبت عمیق تر نام و کارایی محصول در ذهن مخاطب می شود. در انتخاب این شخصیت ها لازم است به محبوبیت آنها و ارتباط تخصص آنها با محصول توجه شود.

کمک به تصویرسازی ذهنی

همکاری نام برند، واژه ها و آرم محصول با هم در خلق تصویری ذهنی از محصول نزد مصرف کننده، نقشی مهم در شکل دهی احساسات مخاطبان و ارتباط آن با تجارب گذشته آنها از مصرف محصول دارد.

برای مثال، در بازاریابی شرکت والت دیزنی، مانور فراوانی بر تجربه های قبلی افراد می شود؛ همانطور که بزرگسالان امروز چند سال قبل و در کودکی با والدین خود، به پارک های دیزنی لند رفته اند، امروز با بردن فرزندان خود به این مکان، تجربه دوران کودکی خود را با نسل بعد خود تکرار می کنند. بسیاری از آگهی  های تبلیغاتی این شرکت، خانواده  هایی را به تصویر می  کشند که درحالی که بزرگسالان به یادمی آورند در زمان  های گذشته و در کودکی خود در این مکان بوده  اند، همه افراد خانواده لحظات لذت بخشی را در کنار همدیگر تجربه می کنند.

عامل دوم:  ویژگی  های مصرف کننده

هوش مصرف کننده

بهتر است به جز در مواردی که بنگاه دنبال مخاطب خاص است، لغاتی در پیام های بازاریابی به کار  روند که در سطح درک عموم مردم باشد. همچنین نباید با مشتریان به شیوه  ای صحبت کرد که به آنها احساس «زیردست بودن» القا شود.

تعامل با فروشنده

هرچه مخاطبان بیشتر در معرض اطلاعاتی از جانب بنگاه قرار  گیرند، احتمال آنکه موقع نیاز به یاد خرید از محصولات آن شرکت بیفتند، بیشتر خواهد بود. یک راه مانور بر این نکته، ایجاد وب  سایتی فعال دارای امکان تعامل با مشتریان است.

آشنایی مصرف کننده با محصول

آشنایی مشتریان با محصول، نقش چاقویی دولبه را در خرید آنها ایفا می کند، هر چند اصولا احتمال خرید مشتریان با آشنایی بیشتر ایشان با محصول، بیشتر می شود. اگر این آشنایی موجب دلزدگی شود، انگیزه برای جایگزینی محصول با دیگر اقلام به وجود  می آید. برای مثال، در دهه ۱۹۹۰ میلادی، به دنبال کاهش میزان تقاضا برای سس کچاپ در ایالات متحده، تولید کنندگان سس کچاپ، به تولید سس هایی به رنگ های سبز و بنفش روی آوردند. این تغییر رویه که تنها به مدت چند ماه میزان فروش را افزایش داد، مجددا با عادی شدن مصرف نوع جدید سس برای مصرف کنندگان، میزان فروش این اقلام کاهش  یافت.

توقع مصرف کننده از کالا

احتمال خرید کردن از شرکتی که انتظاری مشخص از محصول خود در ذهن مشتری ایجاد نمی کند، نسبت به شرکت هایی چون کوکاکولا و والت دیزنی که همیشه تحت نام و نشان مشخص به تولید محصول مشغول هستند، کمتر است. در واقع مشتریان در مراجعه به چنین شرکت های صاحب نامی دقیقا می دانند که با چه محصولی و در چه سطح کیفیتی مواجه خواهند شد و لذا رغبت بیشتری به خرید خواهند  داشت.

نقص فیزیکی مخاطبان

لازم است که بازاریابان همواره به یاد  داشته  باشند که برخی مصرف کننده ها دارای نقص هایی چون اختلالات شنوایی و کوررنگی هستند و لذا امکان برقراری تعامل مناسب با آگهی تبلیغاتی را ندارند. لازم است که همواره هنگام تولید آگهی جدید، چنین استثناهایی مد نظر  قرار  گیرند.

عامل سوم: ویژگی های محیط

حجم اطلاعات

اگر مصرف کننده در محیط با محرک بیش از حد پر شود، به احتمال بسیار زیاد از آگهی تبلیغاتی اجتناب کرده یا تماما آن را دریافت و درک نخواهد کرد. بیایید با این موضوع روبه رو شویم؛ ما در یک دنیای درهم و به هم ریخته  پر از تبلیغات زندگی می کنیم. شکستن این سد و رسیدن به مشتریان بازار هدف از میان این همه تبلیغات می  تواند مشکل باشد. از آنجایی که امروزه مصرف کنندگان در میان سیل انبوهی از تبلیغات تکاپو می کنند (به لطف تلویزیون  هایی با قابلیت ضبط کردن)، بازاریابان مجبورند فوق العاده خلاق باشند؛ بازاریابان از قرار دادن محصول در فیلم  های واقعی یا نمایش  های تلویزیونی استفاده می کنند.

شخصیت  ها در نمایش  ها از نام برند محصولات استفاده می کنند و ممکن است حتی در مورد اینکه چرا آنها برند خاصی را دوست دارند، صحبت کنند. اینها همه بخشی از تبلیغات است. همچنین بازاریابان از جنبش  های جدید بازاریابی اجتماعی نظیر توییتر و فیس بوک سود می برند که می  توانند برای رسیدن به مصرف کنندگانی که می  خواهید پیام  های بازاریابی شما را ببینند، برنامه  ریزی شوند.

کادربندی

پیام  ها می توانند تدوین و کادربندی شوند تا مثبت یا منفی به نظر آیند و این امر روی چگونگی اختصاص ارزش از سوی مشتریان به محصول تأثیر خواهد داشت. «اگر شما از کرم های ضدآفتاب استفاده نکنید، شما مستعد ابتلا به سرطان پوست می شوید» یا «برای مرطوب نگه داشتن و محافظت از پوست حساس خود، از کرم های ضدآفتاب استفاده کنید.»

زمانبندی

عوامل مختلفی چگونگی تفسیر پیام و تخصیص ارزش از سوی مصرف کننده به آن را تحت تأثیر قرار می دهند که عبارتند از مقدار زمانی که مصرف کننده صرف می کند تا پیام را مشاهده کند، بازه زمانی از طول روز و نوع رسانه مورد استفاده. به عنوان مثال، مصرف کننده ای که صبح با سرعت ۷۰ مایل بر ساعت رانندگی می کند و از جلوی یک تابلوی تبلیغاتی برای قهوه می گذرد، ممکن است فقط چند ثانیه محدود برای تفسیر پیام وقت داشته باشد اما از آنجایی که ساعتی از روز است که محصول مورد نظر بیشترین مصرف را دارد، به احتمال زیاد ممکن است به پیام تبلیغاتی عمل کند.

ارزش و معنای تخصیصی تا حدود زیادی توسط عوامل ذهنی و درونی (افکار، احساسات، عواطف، نگرش، قوه ادراک، انگیزه، شخصیت، سبک زندگی) که برای هر مصرف کننده متفاوت هستند، مشخص می شود.

به عنوان مثال، مصرف کننده ای که زیاد شیر می نوشد، آگهی تبلیغاتی را تماشا می کند که می گوید «شیر نوشیده؟» و از آنجا که او پیش از این احساس خوب و مثبتی نسبت به این محصول داشته، بیشتر شیر خواهد خرید؛ حال آنکه مصرف کننده ای که از نوشیدن شیر لذت نمی برده و به تماشای همان آگهی تبلیغاتی نشسته، ممکن است آگهی را رد کند یا شاید برای یک دوره کوتاه زمانی بیشتر شیر بنوشد و بعد دوباره مصرف آن را کاهش دهد.

 

منبع: فرصت امروز

روانشناسی رنگ نقش بسیار مهمی در تبلیغات و بازاریابی دارد. به‌همین دلیل در این مقاله‌ درباره‌ی استفاده‌ی هوشمندانه رنگ‌ها براساس اهداف تبلیغاتی نکاتی را خواهیم گفت.

 هر استارت‌آپ یا کسب‌وکار کوچک یا به‌طور کلی هر شرکتی که نیاز به بازاریابی و تبلیغات داشته باشد، باید بر مفاهیم تأثیر رنگ در تبلیغات مسلط شود. اگر خودتان کار طراحی تبلیغات را انجام می‌دهید، خواندن این مقاله کمک می‌کند که پایه‌ی اطلاعاتی قوی‌تری داشته باشید. اگر گرافیستی را استخدام کرده‌اید تا طراحی‌هایتان را انجام دهد، به کمک این مقاله، می‌توانید درک بهتری از چیزی که می‌خواهید، داشته باشید. در این مقاله به‌طور مفصل درباره‌ی روانشناسی انواع رنگ‌ها توضیح داده می‌شود.

رنگ‌ها و شیوه‌ای که مغز انسان این رنگ‌ها را درک و تحلیل می‌کند، می‌تواند سرنوشت تبلیغات شما را رقم بزند. تحقیقات زیادی به اثبات تأثیر رنگ در تبلیغات پرداخته‌اند. روانشناسی رنگ به این معنی است که چطور رنگ‌ها برروی احساسات و رفتار انسان‌ها اثر می‌گذارند. اینکه ما نسبت به رنگ‌ها چه واکنشی نشان دهیم، بسیار زیاد با پیشینه‌ی فرهنگی‌، تربیت خانوادگی‌ و سلیقه شخصیمان ارتباط دارد.

رنگ‌ها هم به‌طور محسوس و هم به‌طور زیرکانه و نامحسوس روی ادراک ما اثر می‌گذارند. رنگ محصول می‌تواند به ما این حس را القا کند که آیا این محصول تازه است یا خیر؟ یا حتی می‌تواند اثربخشی یک دارو را بیشتر کند! برای مثال رنگ آبی برای داروهایی که نقش آرام‌بخش یا خواب‌آور دارند، استفاده می‌شوند تاعلاوه بر اثرگذاری دارویی، ازطریق رنگ هم به شما تلقین کنند که آرامش بیش‌تری پیدا کرده‌اید. درنقطه‌ی مقابل، رنگ قرمز برای داروهای انرژی‌زا جواب می‌دهد.

تمام برندهای مطرح دنیا در طراحی، بسته‌بندی و وبسایت‌هایشان به‌طور هوشمندانه از تأثیر رنگ در تبلیغات استفاده می‌کنند. شرکت‌هایی که به‌طور تخصصی روی تبلیغات‌شان کار می‌کنند، وظیفه دارند طوری از رنگ‌ها استفاده کنند که با اهداف و چشم‌انداز شرکت همخوانی داشته باشد. روانشناسی رنگ باید در جهتی به کار گرفته شود که مشتری را ترغیب کند تا عملی را انجام دهد که ما می‌خواهیم. اگر می‌خواهید مطمئن شوید تبلیغات‌تان در جهت مناسبی حرکت می‌کند، حتما با چطور همراه باشید.

چطور رنگ‌ها ما را مجبور به خرید می‌کنند؟

رنگ‌ها ارتباط مستقیمی با تصمیم به خرید مشتریان دارند. رنگ اولین دلیل ۸۵٪ از مشتریان برای انتخاب چیزی‌ است که می‌خواهند بخرند. ۹۰٪ تصمیمات ناگهانی خرید هم براساس رنگ آن کالا انجام می‌شود. تحقیقات نشان می‌دهد که ۴۲٪ از نظری که یک کاربر درباره‌ی یک وبسایت پیدا می‌کند، براساس طراحی آن وبسایت است که رنگ هم جزئی از آن است. به‌علاوه، ۵۲٪ از مواقع، طراحی ضعیف و استفاده‌ی نادرست از رنگ باعث می‌شود کاربر تصمیم بگیرد دیگر به آن سایت سر نزند.

تحقیقات روی رفتار مصرف‌کننده، روابط مشخصی بین تصمیم به خرید مشتری و رنگ‌هایی خاص پیدا کرده‌اند. شما هم می‌توانید هنگام برندسازی از این ارتباطاتِ ثابت شده استقاده کنید. بگذارید یک تقلب به شما برسانیم: رنگ‌های نارنجی، قرمز، آبی مایل به ارغوانی و مشکی سبب خرید ناگهانی می‌شوند. رنگ آبی تیره نیز خیال افرادی را که عاشق تخفیف‌گرفتن و چانه‌زدن هستند راحت می‌کند. اگر کالای ما پوشیدنی باشد، رنگ‌های ملایم‌تر مثل صورتی، آبی آسمانی یا نشانه‌ا‌ی از رز در آن می‌تواند اثرگذارتر باشد.

مشتریان به رنگ‌هایی که در تبلیغات می‌بینند، واکنش احساسی نشان می‌دهند. این واکنش‌های احساسی از برخی از انتظارات نشأت می‌گیرد. بخشی از این انتظارات به این دلیل است که مشتری برآورد می‌کند بین تصویر آن رنگ و برند مذکور چقدر تناسب وجود دارد. برای مثال «مک‌دونالد» از رنگ قرمز و زرد در لوگوی خود استفاده می‌کند و مشتریان به مرور زمان این دو رنگ را رنگ فست‌فودی مقرون‌به‌صرفه درک کرده‌اند. حال اگر یک رستوران لوکس هم در لوگوی خود از همین دو رنگ استفاده کند، مشتریان احساس دوگانگی و عدم‌تناسب خواهند کرد.

مثالی دیگر در این خصوص می‌توان گفت: بسته‌بندی قهوه‌ای روشن ما را به یاد محصولات ارگانیک می‌اندازد. حال اگر در بسته‌بندی چیپس که محصولی غیرسالم است، از همین رنگ استفاده شود، در ذهن مشتری تناسبی ایجاد نمی‌کند یا فکر کنید یک برند محصولات بهداشتی بانوان، درست زمانی که باید با رنگ‌های روشن حس پاکیزگی را به مشتری انتقال دهد، بسته‌بندی خود را مشکی یا قهوه‌ای کند! قهوه‌ای به مخاطب احساس محصولی فاسد شده را می‌دهد و روی این نوع کالا اصلا جواب نخواهد داد.

مغز انسان با استراتژی بقا شرطی شده و برنامه‌ریزی می‌کند. مغز به‌تدریج این‌گونه تربیت می‌شود که رنگ‌های خاصی را در موقعیت‌های خاص ترجیح دهد. برای مثال تحقیقات نشان می‌دهد که مردان واقعا رنگ موی بلوند را به سایر رنگ‌ها ترجیح می‌دهند. شاید به این دلیل که موی بلوند حس جوانی را انتقال می‌دهد و مردان به‌طور غریزی برای بقا نیاز به خانمی دارند که جوان و باطراوت بوده و قدرت باروری داشته باشد. با همین استدلال، باید بدانید که مردم واقعا به رنگ قرمز، به‌خصوص در زمینه‌ی غذا کشش دارند. شاید دلیل آن باشد که در عصر انسان‌های اولیه، پیداکردن میوه‌ی قرمز راحت‌تر بوده، چون به‌راحتی نظر را جلب می‌کرده است.

بسیار خوب، درحال حاضر متقاعد شدید که می‌توانید از تأثیر رنگ در تبلیغات به‌نفع رشد برندتان استفاده کنید؟

ریشه‌ی فرهنگی در رنگ‌ها

یک برنامه‌ی بازاریابی موفق، تفاوت‌های فرهنگی را نیز در برآورد تأثیر رنگ در تبلیغات درنظر می‌گیرد. یک رنگ واحد در فرهنگ‌های مختلف می‌تواند معانی کاملا متفاوتی داشته باشد. رنگ زرد را درنظر بگیرید. در اکثر کشورهای اروپایی و کشورهای شمال امریکا رنگ زرد معنی روشنایی، شادی و نشاط و طبیعی‌بودن می‌دهد و به همین دلیل در کالاهایی که مربوط به خانواده یا کودکان باشد از آن استفاده می‌شود. اما آلمان در این میان استثنا است و رنگ زرد را به حسادت تعبیر می‌کنند.

رنگ زرد در پرچم اکثر کشورهای دنیا هست. در بیشتر کشورهای آسیایی، رنگ زرد رنگی مقدس و سلطنتی محسوب می‌شود که در لباس افراد والا مقام به‌کار می‌رود (در فرهنگ اروپایی، رنگِ بنفش است که معنی امپراطوری می‌دهد). در ژاپن رنگ زرد به معنی شجاعت است. بسیاری از فرهنگ‌ها رنگ زرد را به طلا ربط می‌دهند. به‌همین دلیل رنگ زرد را به موفقیت، کیفیت و پول نسبت می‌دهند. در هند رنگ زرد به معنی تجارت است و در بسیاری از کشورهای آفریقایی رنگ زرد تنها برای کسانی استفاده می‌شود که مقام اجتماعی بالایی دارند. برعکس، در خیلی از کشورهای آمریکای لاتین رنگ زرد به معنی عزاداری و مرگ است. مصر هم این باور را دارد، اما به‌طور کلی در آسیای مرکزی رنگ زرد به معنی خوشبختی و کامیابی است.

به‌عنوان یک بازاریاب، این بخشی از وظیفه‌ی شماست که طراحی‌های خود را با فرهنگ مخاطبان‌تان منطبق کنید.

رنگ‌هایی که افراد را به انجام عمل خاصی تحریک می‌کنند

در زمینه‌ی وبسایت‌ها، اینکه کدام رنگ بهترین اثر را بر کلیک‌کردن روی دکمه‌های فراخوانی برای اقدام (call-to-action) می‌گذارند، سؤالی است که در تحقیقات زیادی به آن پرداخته شده، ولی نتایج این تحقیقات همسو نیستند. چیزی‌که در تمام تحقیقات به اثبات رسیده، این است که رنگ روی تصمیم به خرید اثر می‌گذارد. در گاهی موارد نیز رنگ دکمه‌های سایت، بستگی به طراحی کلی سایت، برند و نوع کالا دارد. با این‌حال هنوز هم برخی قوانین می‌توانند بین همه‌ی کالاها با هر برندی که دارند، مشترک باشند. رنگ دکمه‌های سایت باید قابل‌دیدن باشد، اما توی چشم نزند. باید مکمل طراحی کلی سایت باشد، اما باید در جاهایی که لازم است تضاد ایجاد کنید تا کاربران به‌راحتی بتوانند آن را پیدا کنند و سردرگم نشوند. دوم اینکه دکمه‌های سایت باید بزرگ، شفاف و ساده باشند و روی پس‌زمینه‌ای قرار بگیرند که حواس مخاطب به پس‌زمینه پرت نشود.

تحقیقات نشان می‌دهد سه رنگ اصلی زیر برای دکمه‌هایی با این کاربرد، جزو بهترین رنگ‌هایی هستند که بیشترین اثرگذاری را بر روی مخاطب دارند:

رنگ قرمز: به‌راحتی دیده می‌شود، بین سایر طراحی‌های سایت به‌سادگی به‌چشم می‌آید و سبب ایجاد حس هیجان در کاربر می‌شود و به معنی اضطرار است.

رنگ سبز: رنگ آرامش‌بخش‌تری نسبت به قرمز است، گاهی کمک می‌کند برخی از کاربران آرامش پیدا کنند تا بتوانند تصمیمی که ما می‌خواهیم را بگیریم. این رنگ به‌خصوص در کسب‌وکارهایی که مرتبط با آرامش، روانشناسی یا محیط‌زیست هستند، جواب می‌دهد.

رنگ زرد / نارنجی: با گرمی، شادی و انجام عملی مشخص مرتبط است. اگر به سایت آمازون سر بزنید می‌بینید که چقدر هوشمندانه از این دو رنگ استفاده شده است. دکمه‌های تصویر بالا می‌تواند برای انواع سایت‌ها مناسب باشد.

۱، ۲، ۳، امتحان می‌کنم: رنگی که استفاده کردم درست کار می‌کنه؟

تست‌کردن تنها راهی است که می‌تواند مشخص کند رنگ درستی را برای تبلیغات خود انتخاب کرده‌اید یا نه؟ تکرار روش‌های ارزیابی A/B یا Split می‌تواند تعیین کند که کدام رنگ‌ها بهترین اثرگذاری را برای حرفه‌ی شما دارند. صبر داشته باشید و در هربار تبلیغات فقط یک رنگ را آزمایش کنید تا بتوانید واقعا روی نتیجه‌ی بدست آمده تکیه کنید.

کاری که باید بکنید این است که اول از همه رنگ‌هایی که در فرهنگ مخاطبان شما معنی بدی دارند، حذف کنید. سپس مجموعه انتخاب‌های خود را با حذف رنگ‌هایی که به برند شما مرتبط نیستند، محدود کنید. بعد، باید یک رنگ را در مقابل رنگی دیگر تست کنید و مثل جام حذفی تا جایی پیش بروید که بتوانید بهترین رنگ را برنده اعلام کنید. بعد از اینکه با آزمون و خطا به نتیجه رسیدید، می‌توانید با اعتمادبه‌نفس نتایج را روی قسمت‌های مختلف سایت‌تان پیاده کنید.

چطور از رنگ‌ها به‌نفع اهداف تبلیغات و بازاریابی خود استفاده کنیم؟

در این قسمت نگاه عمیق‌تری به هرکدام از رنگ‌ها و معانیشان در کشور آمریکا می‌اندازیم تا بهتر تصمیم بگیرید که چه‌کار باید بکنید. خیلی از تفاسیری که در مورد هر رنگ شده است، در کشور ایران هم صدق می‌کند:

رنگ‌های گرم

قرمز، نارنجی، زرد و انواع ترکیبات این رنگ‌ها، رنگ گرم محسوب می‌شوند. این رنگ‌ها انرژی‌بخش، شادی‌آور، اشتیاق‌آور و مثبت هستند.

تأثیر رنگ در تبلیغات: رنگ قرمز (رنگ اصلی)

تاثیر رنگ قرمز در تبلیغات باشگاه تناسب اندام - تاثیر رنگ در تبلیغات

عموما با دیدن رنگ قرمز یاد احساس اعتمادبه‌نفس، راحتی، شوق، عشق، هیجان جنسی و گرما میفتیم. احساسات منفی که از رنگ قرمز می‌گیریم، می‌تواند احساس خشم، احساس خطر، آتش‌سوزی، خشونت و جنگ باشد. گاهی هم همین احساسات منفی می‌تواند باعث فروش محصولاتی مثل حشره‌کش یا محافظ دهان و دندان شود. در عکس بالا که تبلیغ باشگاه تناسب اندام آقایان است، طراحی جنگجویی زره‌پوش در رنگ قرمز، ترکیبی از احساس اعتمادبه‌نفس، قدرت و مردانگی را به مخاطبان منتقل می‌کند.

رنگ قرمز می‌تواند اثرات فیزیکی روی بدن بگذارد. مثلا فشار خون را بالا ببرد و تنفس و متابولیسم بدن را افزایش ‌دهد. ترکیب رنگ قرمز همراه با سفید و مشکی، یا ترکیب با آبی سیر و طوسی از ترکیبات موفق این رنگ به‌حساب می‌آید. به‌عنوان نمونه می‌توان از پرچم آمریکا نام برد.

تأثیر رنگ در تبلیغات: رنگ نارنجی

تاثیر رنگ نارنجی در ایجاد احساس مقرون به صرفه بودن برند آمازون - تاثیر رنگ در تبلیغات

معانی مثبتی که مرتبط با رنگ نارنجی است شامل مقرون‌به‌صرفه‌بودن، زیبایی، ارگانیک‌بودن، انرژی، شادی، اشتیاق، رفاقت، سلامتی، سرزندگی، شوخ‌طبعی، بازیگوشی، تغییر فصل و گرمی است.

رنگ نارنجی در آمریکا رنگ پرطرفداری به‌حساب می‌آید. به همین دلیل احساسات منفی خاصی از دیدن آن به مردم آمریکا دست نمی‌دهد. شاید برخی افراد یاد زندان بیفتند، اما این تداعی آنقدر قوی نیست که بتواند روی برند آمریکایی‌ها اثری بگذارد. اثر فیزیکی که برای رنگ نارنجی به اثبات رسیده است، تحریک اشتها است. به‌همین دلیل در مواد غذایی به‌وفور از این رنگ استفاده می‌شود. همچنین رنگ نارنجی در سایت‌های تخفیفاتی (مثل آمازون) نیز خیلی کاربرد دارد، تا به کاربران حس مقرون‌به‌صرفه‌بودن را منتقل کند.

 تأثیر رنگ در تبلیغات: رنگ زرد (رنگ اصلی)

تاثیر رنگ زرد در نوشیدنی انرژی‌زا - تاثیر رنگ در تبلیغات

رنگ زرد معانی جلب توجه، شادی، انرژی‌بخشی، امید، بازیگوشی و گرمی را به مخاطبان منتقل می‌کند. در تصویر بالا، رنگ زرد به‌طور هوشمندانه برای انتقال احساس انرژی‌بخشی و هیجان این برند نوشیدنی انرژی‌زا استفاده شده است.

احساسات منفی که با دیدن رنگ زرد ممکن است به ما دست ‌دهد شامل خشم، احساس خطر، بزدلی، احتیاط، حیله‌گری و ناامیدی است. دقیقا مثل رنگ قرمز، گاهی منفی‌بودن احساساتی که با دیدن رنگ زرد ایجاد می‌شود، می‌تواند به‌نفع یک تبلیغ کار کند.

تحقیقات نشان می‌دهد که رنگ زرد در کوتاه‌مدت می‌تواند حال‌وهوای شما را عوض کند. از رنگ زرد روشن در کسب‌و‌کارهایی که مربوط به کودکان است، استفاده می‌شود. همچنین استفاده از این رنگ برای محصولات غذایی یا خدمات تفریحی امتحان خود را پس داده است. از رنگ زرد تیره یا طلایی هم اصولا در کالاهایی استفاده می‌شود که می‌خواهند حس با اصل‌ونسب‌بودن یا کالایی دائمی با عمر طولانی‌مدت را القا کنند.

 رنگ‌های سرد

سبز، آبی، بنفش و انواع ترکیبات آنها جزء رنگ‌های سرد به‌حساب می‌آیند. این رنگ‌ها آرامش‌بخش‌تر، حرفه‌ای‌تر و عمیق‌تر از رنگ‌های گرم هستند.

تأثیر رنگ در تبلیغات: رنگ سبز (رنگ کمکی)

تاثیر رنگ سبز در لوگوی استارباکس - تاثیر رنگ در تبلیغات

مخاطبان با دیدن رنگ سبز اصولا یاد فراوانی، تعادل، آرامش، باروری، موفقیت، رشد، هماهنگی، سلامتی، پول، طبیعت، شروع دوباره، سری جدید یک کالا و مسکّن می‌افتند. در لوگوی استارباکس، رنگ سبز توانسته حس طبیعی‌بودن و سلامتی را ایجاد و به‌تدریج حس برندی موفق و لوکس را به مخاطبانش منتقل کند.

رنگ سبز نیز می‌تواند عواطف منفی در مخاطبان برانگیزد. برای مثال حسادت، طمع، خصومت و کم‌تجربگی جزو احساسات منفی است که از رنگ سبز دریافت می‌شود. اثرات فیزیکی ناشی از رنگ سبز این است که ضربان قلب و فشار خون را پایین می‌آورد. طراحی‌هایی که به‌طور مشترک از رنگ سبز استفاده می‌کنند، اصولا شامل محصولات طبیعی، کالاهای مربوط به مسائل مالی و اعلام سری جدید کالاهای یک برند است. از رنگ سبز روشن به‌طور مکرر در طراحی‌های انرژی‌بخش و پرطراوت استفاده می‌شود. طراحان، نمادهای طبیعی مانند آووکادو یا برگ زیتون را برای القای حس طبیعی‌بودن به‌کار می‌گیرند. رنگ سبز تیره نیز بهترین انتخاب برای انتقال حس ثبات و رفاه مالی است.

 

تأثیر رنگ در تبلیغات: رنگ آبی (رنگ اصلی)

تاثیر رنگ آبی در لوگوی توییتر - تاثیر رنگ در تبلیغات

رنگ آبی احساسات مثبت فراوانی را منتقل می‌کند. برای مثال: آرامش، اختیار، مردانگی، محافظه‌کاری، آزادی‌خواهی، صلح، بی‌آزاری، قابل اعتمادبودن، طراوت، مسئولیت‌پذیری، قدرت و ثبات.

 رنگ آبی هم مانند تمام رنگ‌های دیگر ممکن است عواطف منفی را در مخاطبین بیدار کند. افسردگی، دوری، غم و بدگمانی جزو این عواطف منفی هستند. طراحی‌هایی که اصولا از رنگ آبی استفاده می‌کنند شامل خدمات و محصولات کودک و آبی پاستِلی برای کالاهای مربوط به ریلکس‌شدن است. طراحان، آبی روشن را برای القای حس طراوت و انرژی‌بخشی استفاده می‌کنند. درحالی‌که رنگ آبی فیروزه‌ای برای کسب‌وکارهای خلاقانه، تخیلی یا پیش‌رونده مناسب است. به کارگیری از رنگ آبی سیر هم برای خدمات مالی، خدمات دارویی و سایر خدماتی که باید حس قدرتمندبودن و قابل‌اعتمادبودن را منتقل کنند مهم است. با توجه به توضیحات مذکور، انتخاب رنگ آبی برای لوگوی توییتر را چگونه تفسیر می‌کنید؟

 تأثیر رنگ در تبلیغات: رنگ بنفش (رنگ مکمل)

تاثیر رنگ بنفش در ایجاد حس لوکس بودن و خلاقیت - تاثیر رنگ در تبلیغات

احساس خلاقیت، تجسم، استقلال، لوکس‌بودن، سحر و جادو، احترام نظامی، رمزآلود‌بودن، وفاداری، عاشقانه‌بودن، معنویت و ثروتمندی چیزهایی هستند که در آمریکا به رنگ بنفش نسبت می‌دهند.

 همانند رنگ نارنجی، رنگ بنفش رنگی عامه‌پسند است که احساسات منفی خاصی را برنمی‌انگیزاند. در هند، برزیل، انگلیس و تایلند این، به رنگی اشرافی معروف است. از بنفش کمرنگ عموما برای برندهای آرایشی-بهداشتی استفاده می‌شود. گاهی هم برای ایجاد حس عاشقانه یا حس جنسی در مخاطب رنگ بنفش را به کار می‌برند. در لوگوی بالا، طراحی آبرنگ زنی رمزآلود، به خوبی احساس خلاقیت، سحر و جادو و لوکس‌بودن را نشان می‌دهد.

 رنگ‌های خنثی

ممکن است رنگ‌های خنثی کمتر جلب‌توجه کنند، اما در برندسازی اهمیت بالایی دارند، چون باعث می‌شوند بین رنگ‌های اصلی تعادل ایجاد شود تا ترکیب آنها همان حسی را به مخاطب منتقل کند که می‌خواهیم. رنگ‌های خنثی هم معانی خاص خود را دارند که باید از آنها آگاه باشید.

 تأثیر رنگ در تبلیغات: رنگ سفید

با دیدن رنگ سفید یاد عروسی، پاکیزگی، خوبی، سلامتی، معصومیت، صلح، خالص‌بودن، سادگی، پاکدامنی و جوانی میفتیم.

حتی رنگ سفید هم ممکن است ما را یاد احساسات منفی بیاندازد. از جمله‌ی این احساسات می‌توان به قرص، سردی، کسالت، بی‌هویتی و بی‌روحی اشاره کرد. اثرات فیزیکی که رنگ سفید روی بدن می‌گذارد احساس خنک‌شدن است. رنگ سفید اصولا به‌عنوان رنگ پس‌زمینه استفاده می‌شود نه رنگ اصلی. به این شیوه می‌تواند سبب شود رنگ اصلی با تضاد بیشتری به چشم بیاید. در عکاسی هم اگر در ابعاد بزرگ از رنگ سفید استفاده شود، عکسی مینیمال خلق می‌شود.

 تأثیر رنگ در تبلیغات: رنگ سیاه

تاثیر رنگ در تبلیغات - رنگ مشکی برای ایجاد حس لوکس بودن و وقار

احساسات مثبت و منفی که از دیدن رنگ سیاه برمی‌آید با یکدیگر هم‌پوشانی دارند. اما به‌طور کلی رنگ مشکی با وقار، مُد، رسمی‌بودن، هالووین، سحر و جادو، رمزوراز، قدرت، جنسیت و ثروت در ارتباط است.

ولی قطعا رنگ مشکی می‌تواند ما را یاد چیزهای بدی هم بیاندازد. برای مثال مرگ، بدیمنی، عزاداری، ترس و مرموزبودن. رنگ مشکی گاهی به افسردگی ربط داده می‌شود. اما اصولا در طراحی‌هایی استفاده می‌شود که می‌خواهند احساس وقار، رمزوراز، خشونت یا کیفیت بالا را به مخاطبان القا کنند. رنگ سیاه و سفید در کنار هم سبب جلب توجه می‌شود. طراحی برند شکل بالا، ترکیبی از احساس لوکس‌بودن، وقار و کیفیت بالا را به خوبی انتقال می‌دهد.

 تأثیر رنگ در تبلیغات: رنگ خاکستری

احساسات مثبتی مانند رسمی‌بودن، حرفه‌ای‌بودن و کمال با دیدن رنگ خاکستری به مخاطبان دست می‌دهد. همانطور که احتمالا حدس می‌زنید، رنگ خاکستری می‌تواند حس دمدمی‌مزاج‌بودن، خستگی، افسردگی و از مدافتادگی را نیز در افراد ایجاد کند.

شرکت‌های رسمی اصولا از رنگ خاکستری برای طراحی‌های خود استفاده می‌کنند. اما فکر نکنید که رنگ خاکستری لزوما رنگ خشک و از مُد افتاده‌ای است. می‌توان از این رنگ خلاقانه استفاده کرد تا حس شوخ‌طبعی را برساند.

 تأثیر رنگ در تبلیغات: رنگ قهوه‌ای و بِژ

طفلک رنگ قهوه‌ای! این رنگ همیشه کم‌ارزش تلقی شده و مورد کج‌فهمی واقع می‌شود. معدود احساسات مثبتی که با دیدن رنگ قهوه‌ای به ما دست می‌دهد شامل راحتی، اعتماد به‌نفس، زمینی‌بودن، ارگانیک‌بودن، خانواده، کاربردی‌بودن، مردانگی، قابل اطمینان، استقامت و گرما است.

 ولی رنگ قهوه‌ای بیشتر احساسات بد به ما می‌دهد. مثل کهنگی، کثیفی، کُندبودن و . کالاهایی که می‌خواهند حس زمینی‌بودن، طبیعی یا ارگانیک‌بودن را به مشتریان بدهند از این رنگ استفاده می‌کنند. همچنین اگر بخواهیم مجموعه‌ای از ویژگی‌های مردانه و خشن را به مخاطب متذکر شویم نیز رنگ قهوه‌ای گزینه‌ی مناسبی است.

 جمع‌بندی

امیدواریم این مقاله‌ توانسته باشد به شما درک درستی درباره‌ی تأثیر رنگ در تبلیغات داده باشد. شما بعد از خواندن این مقاله می‌توانید لااقل متوجه شوید که در تبلیغات خود از چه رنگ‌هایی نباید استفاده کنید. همچنین می‌توانید متوجه شوید که شرکت‌های موفقی که در حوزه‌ی شما کار می‌کنند در تبلیغات خود از چه رنگ‌هایی استفاده کرده‌اند. اینکه چه تبلیغی بهترین اثرگذاری را دارد فقط به اینکه طراحی شما جذاب به‌نظر برسد، بستگی ندارد. شما باید قادر باشید تأثیر رنگ در تبلیغات را هم در برآورد کنید.

 

با توجه به این مقاله، برای کسب‌وکار شما چه ترکیب رنگی مناسب است؟ بیایید در کامنت‌ها باهم بحث کنیم.

منبع: چطور

باید توجه داشت که ذائقه مردم بویژه نسل جوان در بین تبلیغات ریز و درشت محصولات خارجی حفظ شود و با بازاریابی خوبی که انجام می شود نسل امروز نسبت به محصولات داخلی علاقمند بمانند، که اگر مردم به ما اعتماد کنند کار اصلی انجام شده است.

 

معاون وزیر و رئیس سازمان غذا و دارو با بیان اینکه صنعتگران داخلی می توانند مشاوران خوبی برای ما باشند، گفت: باید ذائقه مردم در بین تبلیغات ریز و درشت محصولات خارجی حفظ شود.

به گزارش چاپ و نشر، دکتر غلامرضا اصغری در بازدید از هشتمین نمایشگاه لبنیات، نوشیدنی ها،چای، قهوه و صنایع وابسته، اظهار داشت: اگر در صنعت شیرنی و شکلات موفق هستیم حتما به دلیل زحماتی است  که پیسکسوتان این بخش متحمل شده اند واقعیت این است که وظایف همه ما  حمایت از تولیدات داخل است چرا که در پیوست با این رخداد، اشتغال اتفاق می افتد که آنهم مترادف بسیاری از محاسن اجتماعی است.

وی با ابراز خوشحالی از تولید محصولات با کیفیت در این صنعت، گفت: وقتی شاهد هستیم که متخصصان این حوزه پا به پای موفق ترین کشور های تولید کننده این قبیل محصولات جلو می روند اگر نگوئیم موفق ترین صنعت کشور حوزه شیرینی و شکلات است قطعا می توانیم عنوان کنیم که یکی از موفق ترینهای آنهاست.

اصغری همچنین با تاکید بر ضرورت تربیت سلامت(Health) مردم توسط تولید کنندگان، افزود: باید توجه داشت که ذائقه مردم بویژه نسل جوان در بین تبلیغات ریز و درشت محصولات خارجی حفظ شود و با بازاریابی خوبی که انجام می شود نسل امروز نسبت به محصولات داخلی علاقمند بمانند، که اگر مردم به ما اعتماد کنند کار اصلی انجام شده است.

وی در ادامه به نشانگر رنگی تغذیه که در بین مردم به چراغ راهنمای تغذیه مشهور شده است، اشاره کرد و خطاب به صنعتگران حاضر در نمایشگاه، گفت: افرادی مانند شما که در بطن صنعت کار کرده اند و با مشکلات دست و پنجه نرم می کنند می توانید مشاوران خوبی برای سازمان غذا و دارو باشید ما به تولید کنندگان خود افتخار می کنیم و بطور جدی حمایتگر آنها هستیم.

 

منبع: شفا آنلاین