فرض کنید به تاریخ رونمایی از محصول جدید برندمان نزدیم می شویم. بدون تردید ما به منظور رونمایی هرچه بهتر از محصول مان تمام تلاش خود را به کار بسته ایم. هیجان اعضای یک شرکت به هنگام رونمایی از محصولات غیر قابل بیان است. در چند سال اخیر با توسعه شبکه های اجتماعی بسیاری از برندها به فکر رونمایی از محصولات شان در پلتفرم های مختلف افتاده اند. به همین دلیل سرمایه گذاری زیادی روی شبکه های اجتماعی از سوی شرکت های مختلف صورت گرفته است.

 

معرفی محصول در شبکه های اجتماعی

به راستی چگونه می توان رونمایی از محصول مان در شبکه های اجتماعی را به چیزی فراتر یک پست آنلاین صرف بدل کرد؟ هدف اصلی من در این مقاله بهبود وضعیت رونمایی از محصولات برندها در شبکه های اجتماعی است. به همین دلیل با هفت ایده خلاقانه به بررسی ابعاد مختلف این موضوع خواهم پرداخت.

 

ایجاد هشتگ

هنگامی که لیتزو، خواننده مشهور پاپ، قصد رونمایی از آلبوم جدیدش به نام Cuz I Love You (چون عاشقت هستم) را داشت، هشتگی ویژه برای خود طراحی کرد. این هشتگ به شکل ذیل طراحی شد: #CuzILoveYou.

 

برند در شبکه اجتماعی

هشتگ جدید نه تنها راهکاری جالب برای هواداران لیتزو به منظور پیگیری تمام اخبار مربوط به آلبوم جدید بود، بلکه ایده های جذابی برای توسعه بخش های مختلف آلبوم را نیز در اختیار لیتزو قرار داد. به عنوان مثال، لیتزو از هشتگ آلبوم خود برای تبریک سالگرد ازدواج طرفدارانش استفاده کرد. به این ترتیب بسیاری از هواداران وی با استفاده از هشتگ او سالگرد ازدواج شان را جشن گرفتند.

بدون تردید وقتی ما در شبکه های اجتماعی ایده های تازه ای پیاده می کنیم، کاربران نسبت بدان علاقه بالایی نشان خواهند داد. درست مانند نمونه لیتزو که با یک هشتگ ساده و کاربرد آن برای تبریک سالگرد ازدواج موفق به جلب نظر بسیاری از کاربران شبکه های اجتماعی و طرفدارانش شد.

 

عملکرد خلاقانه در قبال پست های اطلاع رسانی

با محدودیت زمانی برای رونمایی از محصول مان در شبکه های اجتماعی باید برنامه ریزی دقیقی برای کسب موفقیت داشته باشیم. با این حال محدودیت زمانی امری متفاوت نسبت به ضرورت تدارک اطلاعات مناسب برای فهم ساده کاربرد محصول مان از سوی کاربران شبکه های اجتماعی است.

 

معرفی محصول

برند تولیدی Proper Footwear، یک برند تازه تاسیس در زمینه تولید کفش های اسکیت، برنامه ریزی وسیعی روی حمایت از بازیکنان اسکیت مستقل و فروشگاه های خرده پا دارد. به منظور تحقق این هدف، آنها به سراغ شبکه های اجتماعی آمده اند. به این ترتیب با انتشار پست های تازه برای رونمایی از جدیدترین طرح ها کدهای تخفیفی نیز با نام بازیکنان یا فروشگاه های طرف قرارداد Proper Footwear بارگذاری می شد. نکته مهم درخصوص استفاده از این کدها ضرورت فالو صفحه تیم مورد نظر برای برخورداری از تخفیف مورد نظر بود. به این ترتیب شمار بالایی از کاربران شبکه های اجتماعی با تیم ها و فروشگاه های طرف قرارداد Proper Footwear آشنا شدند. اگر فکر کرده اید که ایده جالب این برند فقط به آشنایی کاربران با تیم ها و فروشگاه های خرده پا محدود می شود، سخت در اشتباه هستید. وقتی کاربران از کدهای تخفیف هر فروشگاه یا بازیکن برای خرید استفاده می کنند، بخشی از سود حاصل از فروش به حساب فروشگاه یا بازیکن مورد نظر ریخته می شود. به این ترتیب حمایت Proper Footwear از طرف های قراردادش جنبه مالی نیز پیدا می کند.

تکنیک مورد استفاده در اینجا برند Proper Footwear فقط بدل به حامی طرف های قراردادش نمی کند. در حقیقت کاربران علاوه بر خرید محصولات با تخفیف (حمایت مالی از بازیکنان و فروشگاه ها)، با بازیکنان و فروشگاه های مختلف نیز آشنا می شوند. چنین شیوه همکاری برای هر دو طرف بسیار سودمند است. برند Proper Footwear با این کار به یکی از تعهدات اصلی خود که حمایت از بازیکنان تازه کار اسکیت و کسب وکارهای خرده پاست، عمل می کند.

 

اهمیت داستان سرایی

داستان های جذاب و هدفمند همیشه راهکاری تاثیرگذار به منظور برانگیختن تعامل مردم است. برندها با استفاده از این شیوه شمار بالایی از کاربران شبکه های اجتماعی را به محصولات شان علاقه مند می کنند. در مورد برندهای بزرگی مانند اپل یا نایک، به هنگام رونمایی از محصولات ابتدا پیش نمایشی در شبکه های اجتماعی صورت می گیرد. در صورت افزودن امکان خرید آنلاین پیش از موعد اغلب محصولات برندهای بزرگ پیش از عرضه در فروشگاه به فروش می رسند.

برند No6 Coffee از شبکه های اجتماعی برای بیان داستان هایی درباره شیوه های مختلف استفاده سایر کسب وکارها و مردم از نوشیدنی های خود استفاده می کند. این راهکار نه تنها شیوه ای جذاب و خلاقانه برای بیان ویژگی های نوشیدنی ها و تعامل برند با مشتریان، بلکه نمایش رابطه پایدار و عمیق برند No6 Coffee با مشتریان مختلف است. بدون تردید رابطه مطلوب با مشتریان با پول خریدنی نیست. به همین دلیل برندهای موفق در زمینه رابطه با مشتریان معمولا مانور قابل توجهی در این زمینه می دهند. اگر شما نیز رابطه مناسبی با مشتریان دارید، از آن در قالب داستانی جذاب برای بهبود فرآیند رونمایی از محصولا ت تان استفاده کنید. البته باید توجه داشت که این ارتباط خوب فقط در زمینه فروش محصولات به کار برندها نمی آید. به طور کلی، در هر زمینه ای ارتباط مناسب با مشتریان راهشگا خواهد بود.

نکته مهم درخصوص عملکرد برند No6 Coffee تگ کردن افراد یا برندهای مشهور در ذیل پست شان است. به این ترتیب وقتی این برند در حال خدمت رسانی به برندی مشهور یا یک سلبریتی است، اکانت آنها در پست مورد نظر تگ می شود. مزیت این اقدام جلب توجه طرفدارهای فرد یا برند مورد نظر به پست مان است. به این ترتیب آنها نیز با محتوای برند ما آشنا خواهند شد. در بسیاری از مواقع فرآیند جذب مشتری جدید از طریق همین شیوه های ساده صورت می گیرد.

 

تاثیر انکارناپذیر پیش نمایش های خلاقانه

برند Everlane یکی از نخستین برندهای حوزه دیجیتال بود که در اسنپ چت شروع به فعالیت کرد. در حقیقت آنها خیلی قبل تر از اینکه اینستاگرام و بخش استوری آن نزد کاربران محبوبیت پیدا کند، در اسنپ چت فعالیت می کردند. به همین دلیل از شهرت نسبتا بالایی در اسنپ چت برخوردار هستند. اگر شما هم تجربه عضویت در اسنپ چت را داشته باشید، به خوبی از محیط آن اطلاع دارید. برندهایی که در این پلتفرم فعالیت دارند، به خوبی با فرآیند تولید موفقیت آمیز محتوای کوتاه مدت آشنا هستند. Everlane نیز از چنین قاعده ای مستثنا نیست.

برند Everlane از بخش استوری به منظور ارائه جلوه ای جذاب از پشت صحنه کسب وکارش استفاده می کند. همچنین فعالیت روزانه کارمندان نیز در این بخش به خوبی نمایش داده می شود. البته کار این برند در بخش استوری اسنپ چت اندکی فراتر از تولید محتوای مربوط به پشت صحنه کسب وکارش است. به این ترتیب پیش از رونمایی رسمی از محصولات جدید امکان مشاهده برخی از ویژگی های آنها در بخش استوری اسنپ چت وجود دارد.

هر برندی با هر نوع کسب و کاری در مقابل مشتریانش تعهداتی دارد. به طور معمول این تعهدات همسو با ارزش های آن شرکت تعیین می شود. به عنوان مثال برند اپل تعهد خدشه ناپذیری در زمینه تولید محصول باکیفیت دارد. به طور مشابه برند Everlane نیز تعهدات خاص خود را دارد. مهم ترین تعهد این برند شفافیت است. این امر در همه زمینه ها تا جای ممکن رعایت می شود. درست به همین خاطر بسیاری از استوری های اسنپ چت برند Everlane مربوط به پشت صحنه کسب وکارش است. براساس اعلام این برند، استوری های مربوط به خط تولید محصولات بالاترین میزان محبوبیت را در میان کاربران دارد.

وقتی رونمایی از محصولات جدید تمام شد، برند Everlane به سراغ بررسی جزئی و بسیار دقیق محصول نیز خواهد رفت. نکته جالب این بخش استفاده از کارشناس های خبره در زمینه های مختلف برای ارزیابی محصولات مورد نظر است. به این ترتیب Everlane بدل به یکی از مدرن ترین خرده فروشی های حوزه پوشاک در زمینه تعامل با تکنولوژی های نوین شده است. وقتی عملکرد برند ما بر پایه شفافیت شکل بگیرد، نگاه مشتریان به ما تغییر می کند. در این زمینه اگر عملکرد ما تعهدات مان را نقض نکند، با کسب موفقیت فاصله چندانی نخواهیم داشت. نمونه جالب دلسردسازی مشتریان مربوط به رسوایی سال 2016 برند فولکس واگن است. آنها به دلیل اعلام نرخ جعلی از میزان تولید آلاینده های موتور خودروهای شان بسیار خبرساز شدند. این امر با محرومیت این برند در زمینه فروش محصولات در بازارهای مختلف رو به رو شد. بدون تردید جلب دوباره اعتماد دامنه وسیعی از مشتریان فولکس واگن نیازمند زمان زیادی است.

 

همکاری با هنرمندان و کسب و کارهای محلی

تمایل بی پایان یک برند برای تعامل هرچه نزدیک تر با مشتریان هدفش یک مزیت انکارناپذیر است. چنین اشتیاقی به برندها در زمینه ایجاد رابطه ای قدرتمند و نفوذ عالی روی مشتریان کمک شایانی خواهد کرد.

بنگار خصوصی نشر کتاب متاترون پرس به طور معمول فعالیت قابل توجهی در اینستاگرام دارد. نکته جالب در مورد این برند عدم تاسیس اکانت رسمی از سوی مدیرانش است. به این ترتیب متاترون پرس یک برند مشهور در اینستاگرام و در عین حال فاقد اکانت است. شاید برای شما نحوه امکان پذیری چنین امری جای سوال باشد. استراتژی متاترون در این زمینه بر پایه همکاری با نویسندگان مختلف است. به این ترتیب نویسندگان آثار مختلف وقتی کتابی زیر چاپ متاترون دارند، پیش از رونمایی رسمی از اثر محتوایی اندک از آن را پیش نمایش می کنند. اگرچه برند متاترون اکانت رسمی در اینستاگرام و سایر شبکه های اجتماعی ندارد، اما گروه نویسندگان همکاری با این برند اقدام به تاسیس یک اکانت برای آنها کرده اند. به این ترتیب چندین نویسنده مدیریت اکانت مورد نظر را برعهده دارند. وقتی کار مدیریت اکانت ما برعهده چند نویسنده ماهر باشد، می توان از تاثیرگذاری مطلوب محتوای آن اطمینان داشت.

مدیریت اکانت های یک برند در شبکه های اجتماعی از سوی هنرمندان مزیت های قابل توجهی برای هر دو طرف به همراه دارد. از یکسو برند مورد نظر بدون پرداخت هزینه ای اضافی از محتوای با کیفیت هنرمندان بهره مند خواهد شد. به علاوه هنرمندان محلی نیز فرصت معرفی خود و آثارشان در مقیاسی وسیع تر را خواهند یافت. درست به همین دلیل بسیاری از هنرمندان اقدام به مدیریت اکانت انتشارات های مختلف به صورت رایگان می کنند.

نکته مهم درخصوص تکنیک مورد استفاده برند متاترون اتکای آن بر استراتژی های بلندمدت است. به این ترتیب استفاده از آن در کوتاه مدت به هیچ وجه توصیه نمی شود. در هر صورت، جلب اعتماد مشتریان به هیچ وجه کار ساده ای نیست. به همین خاطر باید از تکنیک های بلندمدت برای نیل بدان استفاده کرد.

 

مراسم تقدیر برپا کنید

حالا که صحبت از کتاب و انتشارات کتاب شده است، اجازه دهید به یکی از اقدامات جالب و خلاقانه نمایندگی انتشارات کتاب های پنگوئن در کانادا اشاره کنم. نمایندگی انتشارات پنگوئن در کانادا دارای خانه مخصوص به خود است. به این ترتیب هرچند وقت یکبار مراسم های ویژه ای در آن خانه برگزار می شود. یکی از این مراسم های جالب اهدای کتاب های زیر چاپ پیش از اعلام رسمی موضوع و تیترشان است. این امر شاید مانند فروش پوست خرس پیش از شکارش به نظر برسد. با این حال چنین تکنیکی یکی از راهکارهای فوق العاده برای جلب نظر مخاطب های برند به معرفی محصولات است.

نحوه اهدای کتاب هدیه به طرفدارها نیز در نوع خود جالب است. بر این اساس خانه انتشارات پنگوئن نوعی بازی با نور را برای میهمان ها تدارک می بیند. میهمان ها در برابر حرکت نورهای مختلف در فضایی تاریک قرار می گیرند. هدف اصلی دنبال کردن یکی از طیف های نوری مشخص در میان انواع گوناگون است. فردی که موفق به دنبال کردن صحیح طیف نوری مورد نظر شود، به عنوان برنده به مرحله بعد می رود. ممکن است در اینجا چند نفر به صورت همزمان به دور بعد راه پیدا کنند. در مرحله بعد فرد باید زیرمجموعه طیف رنگی مورد نظر را به طور درست تشخیص دهد. در اینجا دو گزینه در مقابل افراد قرار می گیرد. در صورت انتخاب گزینه درست کتاب مورد نظر به برنده یا برندگان اهدا می شود.

فرقی ندارد زمینه کاری ما چیست. در هر صورت مردم از اینکه جایگاه خاصی به دست بیاورند خوشحال خواهند شد. این دقیقا همان نکته مد نظر انتشارات پنگوئن است.

هنوز هم هیچ چیز به اندازه یک تیزر زیبا و با کیفیت روی کاربران شبکه های اجتماعی تاثیر ندارد. شرکت استراتکونا بروِری دقیقا همین کار را به خوبی انجام داده است. آنها در رونمایی از جدیدترین مدل قوطی های نوشابه شان از تیزری بسیار با کیفیت استفاده کرده اند. به این ترتیب در مدت زمانی اندک قوطی مورد نظر در قالب رنگ بندی های متنوع به مخاطب نشان داده می شود.

اگر در زمینه تولید محصولاتی با رنگ بندی های متنوع فعالیت دارید، به هیچ وجه تاثیر ویدئوهای جذاب را از نظر دور نگه ندارید. حتی در دوران دیجیتال هم مردم همچنان به جلوه های بصری زیبا و چشم نواز واکنش مثبت نشان می دهند.

 

همانطور که بسیاری از بازاریاب های دیجیتال اطلاع دارند، مخاطب های تلویزیون دیگر تمام توجه شان را معطوف به صفحه های نمایشگر نمی کنند. در سال 2019 مردم بیش از هر زمان دیگری مشغول انجام کارهای مختلف به صورت همزمان هستند. یکی از این کارهای همزمان مشاهده تلویزیون و کار با گوشی های همراه است.

به گزارش چاپ ونشر به نقل از فرصت امروز، اصطلاح «صفحه دوم اجتماعی» به عادت مردم در استفاده از شبکه های اجتماعی بر روی گوشی های هوشمند در حین استفاده از سایر رسانه های جمعی (معمولا تلویزیون و سینما) اشاره دارد. مطالعه ای از سوی برند فیس بوک بیانگر نکته جالبی در مورد مخاطب های تلویزیونی است. بر این اساس 94درصد از این مخاطب ها با گوشی هایی در دست به مشاهده برنامه های تلویزیونی می نشینند.

اگرچه در نگاه نخست کاهش توجه مخاطب ها به برنامه های تلویزیونی زنگ خطری جدی برای بازاریاب ها محسوب می شود، اما بسیاری از برندها چنین نقطه ضعفی را بدل به مزیت خود کرده اند. بر این اساس افرادی که به هنگام تماشای تلویزیون با گوشی های هوشمندشان کار می کنند، نسبت به سایر افراد تمایل بیشتری به مشاهده مطالب تبلیغاتی و اکران برندهای مختلف نشان می دهند. به این ترتیب استفاده از مفهوم صفحه دوم اجتماعی برای بسیاری از بازاریاب ها بدل به گزینه ای جذاب شده است. نکته جالب دیگر در مورد این افراد فعالیت بیشترشان در مقایسه با مخاطب های منفعل است. به این ترتیب وقتی پای آنها در میان باشد، نسبت به کمپین های بازاریابی برندها و تبلیغات مختلف واکنش های فعالانه ای خواهند داشت. پیش از این در ابتدای مقاله به مطالعه برند فیس بوک اشاره شد. در این مطالعه بر روی حساسیت بیشتر افراد موبایل به دست اشاره شده است. این حساسیت معطوف به پیام های تبلیغاتی برندها در شبکه های اجتماعی و به طور کلی رسانه های جمعی است.

بدون تردید ظهور پدیده صفحه دوم اجتماعی برندها را وادار به جهت گیری در راستای نوع خاصی از بازاریابی می کند. اگرچه این مفهوم به تازگی مورد توجه قرار گرفته، اما برخی از برندها تا همینجای کار نیز عملکرد بسیار مطلوبی از خود در زمینه هماهنگی با صفحه دوم اجتماعی نشان داده اند. در این مقاله هدف من مرور و بررسی شش مورد از برترین عملکردها در این زمینه است.

 

1. تاید

در سال 2018 مسابقه سالانه سوپربال بیش از 100 میلیون تماشاگر و نزدیک به 170 میلیون واکنش در شبکه های اجتماعی داشت. برای برندهای بزرگ چنین مسابقه بزرگی یک فرصت طلایی به منظور تعامل هرچه نزدیک تر با مشتریان شان در آمریکای شمالی است. در این میان تکنیک صفحه دوم اجتماعی نیز مورد توجه بسیاری از برندهای بزرگ قرار گرفته است.

برند تاید با حرکتی هوشمندانه در ترکیب استفاده از تبلیغات تلویزیونی و کمپینش در شبکه های اجتماعی بدل به برنده اصلی مسابقه سوپربال شد. در حقیقت تیم بازاریابی آنها کمپین مشهور «هر تبلیغی در واقع تبلیغ تاید است» را با فعالیتش در شبکه های اجتماعی هماهنگ کرد. به این ترتیب در روز مسابقه کاربران امکان مشاهده تصاویر، ویدئوها و گیف های بسیار متنوعی را در گروه ویژه برند تاید برای سوپربال داشتند. بدون تردید چنین تدارکی هر طرفدار مسابقه سوپربال را به وجد خواهد آورد. به همین دلیل در شبکه های اجتماعی هشتک TideAd بدل به ترند نخست آمریکای شمالی شد.

نکته مهم درخصوص اقدام برند تاید آگاهی تیم بازاریابی اش از علاقه تماشاگران به چک کردن گوشی های همراه شان بود. به این ترتیب آنها محتوایی جذاب را برای علاقه مندان به مسابقه سوپربال آماده کردند. توجه داشته باشید که محتوای برند تاید نیازمند دقت و توجه زیادی از سوی کاربران نبود. به این ترتیب همه علاقه مندان امکان استفاده از آن در کنار مشاهده بازی محبوب شان را داشتند. اگر محتوای این برند بسیار پیچیده بود، در طول بازی حساسی مانند سوپربال هیچ کس بدان توجهی نمی کرد.

نکته طلایی: پیوستن به گفت وگوهای جذاب از طریق مفهوم صفحه دوم اجتماعی ایده بسیار جالبی است. اگر قصد انجام چنین کاری را دارید، ایده برند تاید را در ذهن داشته باشید. آنها به خوبی با تدارک مناسب برای بازی سوپربال مخاطب های خود در آمریکای شمالی را سر ذوق آوردند. نکته مهم در این میان ضرورت همراهی با مشتریان است. به این ترتیب گاهی ایده های ساده که حاکی از همراهی برندمان با مشتریان است، بسیار بهتر از ایده های پیچیده و چند مرحله ای جواب می دهد.

 

2. نت فلیکس

بدون تردید حضور نت فلیکس در رتبه نخست شبکه های پخش اینترنتی شانسی نیست. در حقیقت نت فلیکس عادت های بسیاری از مردم در مورد نحوه تماشای برنامه های تلویزیونی را تغییر داده است.

نت فلیکس به خوبی از علاقه تماشاگرهای برنامه های خود به گفت وگو پیرامون شخصیت ها، حوادث احتمالی آینده و کیفیت ساخت سریال ها در شبکه های اجتماعی آگاه است. به همین دلیل نیز تلاش بسیار زیادی در زمینه تهیه انواع اموجی و گیف های کاربردی کرده است. به این ترتیب کاربران به هنگام تماشای برنامه های نت فلیکس با انتخاب اموجی یا گیف مناسب در کمترین زمان ممکن و بدون حواس پرتی زیاد نظرشان را به اشتراک خواهند گذاشت.

بدون شک تلاش نت فلیکس برای حفظ توجه مخاطبش به برنامه ها قابل ستایش است، اما آنها به خوبی از علاقه مردم به انجام چند کار همزمان آگاهی دارند. درست به همین دلیل نیز در زمان پخش برنامه ها توییت های جالبی را بارگذاری می کنند. به این ترتیب وقتی تماشاگر سریال نت فلیکس در حال گشت و گذار در توییتر است، با مطالب خنده داری در مورد سریالی که در حال تماشای آن است، مواجه می شود. این امر اوج دقت و زما ن بندی درست دست اندر کاران تیم بازاریابی نت فلیکس را نشان می دهد.

یک مثال جالب در مورد عملکرد برند نت فلیکس در طول پخش برنامه ها مربوط به نمایش نخست قسمت از سریال «شیتس گریک» است. این سریال کانادایی شهرت بسیار زیادی میان مردم آمریکای شمالی دارد. به همین دلیل در طول پخش نخستین فصلش اکانت نت فلیکس کانادا اقدام به انتشار ویدئویی بسیار قدیمی از مویرا رُز (یکی از بازیگران نقش اصلی سریال) کرد. این ویدئو به سرعت در میان مردم آمریکای شمالی دست به دست شد. حجم استقبال طرفدارهای سریال از این مطلب نت فلیکس بی نظیر بود. به این ترتیب با اقدامی هوشمندانه نت فلیکس موفق به جلب نظر بسیاری از مخاطب های خود شد.

نکته طلایی: نت فلیکس مهارت بسیار بالایی در زمینه استفاده از اطلاعات کاربرانش برای ایجاد رابطه ای عمیق با آنها دارد. به عنوان یک اصل طلایی هر برندی باید به دنبال ایجاد رابطه ای پایدار با مخاطب های خود باشد. فقط در این صورت امکان بهره مندی از مزایای مشتریان وفادار را خواهد داشت. البته تبدیل کاربران به مشتری وفادار نیازمند صبر و شکیبایی زیادی است، چراکه این امر در کوتاه مدت تحقق نمی یابد.

 

3. برتون اسنوبورد

 برند برتون به عنوان یکی از بزرگترین تولیدکنندگان اسنوبورد با المان هایی نظیر هیجان و تحرک پیوند خورده است. یکی از موفقیت های بزرگ این برند در طول سال های اخیر استفاده برنده مسابقات المپیک زمستانی یعنی کلوئه کیم از اسکیت های بتورن است.

شاید به نظر بسیاری از صاحبان برند نمایش یک محصول از سوی قهرمان المپیک بهترین اتفاق ممکن باشد. با این حال کلوئه در همکاری با برند برتون پا را از این هم فراتر گذاشت. به این ترتیب پای مفهوم صفحه دوم اجتماعی نیز به میان آمد. در حقیقت کلوئی وقتی در اتاق انتظار برای آغاز مسابقه اش قرار داشت، از طریق گوشی همراه شروع به ارسال توییت برای طرفدارهای خود کرد. شاید در نگاه نخست این اقدام بسیار دیوانه کننده باشد. در هر صورت قهرمان داستان ما فقط چند دقیقه با حضور در بزرگترین رویداد رشته ورزشی اش فاصله داشت. وقتی به ماهیت گفت وگوی میان کیم و طرفدارها نگاه می کنیم، هیچ نکته غیرعادی در آن وجود ندارد. کیم به راحتی و به دور از هرگونه دشواری به پرسش های کاربران پاسخ های دقیق می داد. بدون تردید چنین ارتباطی میان یک برند و طرفدارهای آن به سختی ایجاد می شود.

وقتی برند برتون از علاقه کیم به حضور فعال در شبکه های اجتماعی اطلاع یافت، اقدام به همکاری با این قهرمان نوجوان کرد. به این ترتیب اکنون در رویدادهای آنلاین کیم برند برتون حضور فعالی دارد. نمونه فعالیت کیم مثال بسیار جالبی در مورد نقش آفرینی قهرمان های ورزشی در زمینه بازاریابی از طریق صفحه دوم اجتماعی است. فرض کنید در حال انتظار برای شروع مسابقه بوکس مورد علاقه تان هستید و به طور ناگهانی توییت های جذابی از سوی هر دو بوکسور مشاهده می کنید. بدون تردید چنین اتفاقی هر روز رخ نمی دهد. درست به همین دلیل نیز برای کاربران جذابیت بسیار بالایی دارد.

نکته طلایی: اسپانسرها و افراد تاثیرگذار نقش موثری در فرآیند اجرای تکنیک های صفحه دوم اجتماعی ایفا می کنند. نقش اصلی آنها افزایش جذابیت رویدادهای زنده است. به این ترتیب کاربران به جای جست وجو صفحات غیرمرتبط با رویداد مورد نظر، تمام تمرکزشان جلب اتفاق پیش رو خواهد شد. نکته مهم درخصوص فعالیت در شبکه های اجتماعی به هنگام رویدادهای زنده استفاده از خلاقیت افراد تاثیرگذار یا قهرمان هاست. به این ترتیب باید آزادی عمل کافی برای خلق موقعیت های جذاب را به آنها داد.

 

اگر شما در ارتباط با نسل جوان مشغول به فعالیت تجاری هستید، یافتن موارد تازه متعدد برای تمرکز بسیار راحت خواهد بود. مفاهیمی نظیر نسل جدید، مشتریان جدید و ایده های جدید فکر بسیاری از کارشناس های حوزه بازاریابی و کسب وکار را به خود جلب کرده است. نکته مهمی که در میان هیاهوی توجه به نسل جدید مشتریان تقریبا به فراموشی سپرده شده، مشتریان فعلی برندهاست. به این ترتیب بسیاری از برندها در عمل مشتریان فعلی خود را فراموش می کنند. بهانه شرکت ها برای عدم توجه به مشتریان فعلی شان بسیار ساده است: آنها در هر صورت به برندمان وفادار خواهند ماند. چنین استدلالی شاید منجر به خدمت رسانی نامناسب نیز شود. در نتیجه مشتریان فعلی برندها نارضایتی عمیقی پیدا خواهند کرد.

به گزارش چاپ   ونشر به نقل از فرصت امروز، اگر به دنبال توسعه کسب و کار و موفقیت در بازارهای مختلف هستید، باید فکر ماندگاری همیشگی مشتریان را فراموش کنید. در صورتی که به مشتریان فعلی تان توجه لازم را نکنید، آنها را هم از دست خواهید داد. ادامه روند مثبت خدمت رسانی به مشتریان فعلی به منظور حفظ آنها بسیار ضروری است. امروزه اعتبار برندها براساس مشتریان وفادارشان سنجیده می شود، بنابراین الگوی فعالیت برندها باید براساس حفظ مشتریان ثابت و تبدیل شان به مشتریان وفادار باشد. نکته مهم درخصوص جذب مشتریان وفادار نگاه به آن تحت عنوان رابطه ای دوجانبه است. به این ترتیب در صورت علاقه به تبدیل مشتریان به نمونه وفادار باید برندتان نیز کسب وکاری وفادار برای آنها باشد. در غیر این صورت رابطه میان شما و مشتریان تان دوام چندانی نخواهد داشت.

 

ایجاد جدول زمانی

یکی از راهکارهای جالب برای تضمین تعامل مداوم برندمان با مشتریان ایجاد یک جدول زمانی دقیق است. در این جدول باید مقدار زمان تعامل متقابل مشتریان و ما سنجیده شود. ایده اصلی این کار را جدول های فروش ماهانه به من داده است. اگر برندها برای فروش محصولات شان اینقدر اهمیت قائل هستند، پس چرا دلیلی برای عدم توجه به مشتریان وجود نخواهد داشت. به هر حال تا مشتری جذب نشود، فرآیند فروش نیز پیشرفت نخواهد کرد. بدون تردید راهکارهای زیادی برای تعامل با مشتریان وجود دارد. در این بخش هدف من بررسی راهکارهای متنوع نیست. نکته اصلی تهیه جدولی دقیق برای ارزیابی میزان تعامل ماست. به این ترتیب در هر زمانی امکان تجدید نظر و بهبود شرایط وجود خواهد داشت. متاسفانه بسیاری از برندها نسبت به این مقوله بی توجه هستند. به همین خاطر معمولا مواجهه با ریزش شمار مشتریان برای آنها ناگهانی و شوکه کننده خواهد بود.

 

معجزه گفت وگو

امروزه شمار هرچه بیشتری از شرکت ها در حال استفاده از نرم افزارهای چت با هدف جلب نظر مشتریان هستند. اگر هنوز برند شما اقدامی برای راه اندازی بخش گفت وگو خودکار و سریع نکرده است، باید هرچه سریع تر فکری به حال آن کنید. در حقیقت، امروزه بسیاری از مشتریان پشتیبانی مبتنی بر نرم افزارهای پیشرفته چت را از جمله پیش نیازهای هر برند حرفه ای می دانند. نکته مهم در این میان تفاوت نرم افزارهای چت نسل جدید با نمونه های قدیمی است. به این ترتیب دیگر خبری از پاسخ های خودکار و سریع نخواهد بود. در عوض، پیام های مشتریان به صورت طبقه بندی شده در اختیار اعضای تیم پشتیبانی امور مشتریان قرار می گیرد. به این ترتیب در زمان و هزینه های شرکت ها صرفه جویی صورت خواهد گرفت. از نظر روانشناختی، امروزه مشتریان احساس راحتی بیشتری نسبت به گفت وگو متنی دارند. به این ترتیب گفت وگوی تلفنی برای بسیاری از افراد در سراسر جهان استرس آور تلقی می شود. با توجه به این نکته مهم، برند ما باید در راستای ارج نهادن به خواست مشتریان عمل کند. در غیر این صورت همیشه رقیبی آماده برای سرقت مشتریان فعلی ما وجود دارد.

تا اینجا نسبت به تاثیرگذاری نرم افزارهای چت صحبت کردم، اما به راستی پس از دریافت پیام های مشتریان چگونه باید به آنها واکنش نشان داد؟ نخستین نکته ای که باید مد نظر داشت، استفاده از لحن دوستانه و صمیمی است. به این ترتیب مشتریان اساس نزدیکی به ما را خواهند داشت. قدم دوم، پرداختن به پرسش یا گزارش ناکارآمدی محصول از سوی مشتری است. در این بخش هدف اصلی بیان شیوه استفاده درست از محصولات یا در صورت لزوم عذرخواهی به دلیل خرابی محصول است. اگر ایراد از جانب خط تولید است، باید آن را پذیرفت. در اینجا صرف عذرخواهی تاثیری ندارد. برند ما باید به سراغ جبران ایراد پیش آمده نیز برود. تعویض محصول خراب با نمونه ای سالم و در موارد امکان پذیر بازپرداخت هزینه خرید مشتریان اقدام مناسبی خواهد بود.

 

مشتریان برند

اگرچه در ابتدای مقاله به ایده ایجاد جدول زمانی برای ارزیابی مقدار زمان تعامل میان ما و مشتریان مان اشاره شد، اما راهکارهای بیشتری نیز در دسترس برندها هست. یکی از ایده های جالب استفاده از سیستم اتوماسیون ارسال ایمیل است. به این ترتیب در زمان مناسب ایمیل های مناسبی برای مشتریان ثابت مان ارسال خواهد شد. نکته مهم درخصوص استفاده از سیستم ارسال ایمیل دسته جمعی تمرکز روی زمان های خاص است. اگر به طور روزانه ایمیل ارسال کنیم، در اندک زمانی با خیل مشتریان ناراضی مواجه خواهیم شد. در هر صورت هیچ کسی علاقه ای به مشاهده پیام های تبلیغاتی به صورت روزانه ندارد، حتی اگر متن آن پیام حاوی تبلیغ نباشد. وقتی در زمان های خاص ایمیل ارسال کنیم، دست مان برای غافلگیری مشتریان باز خواهد بود. یک ایده جالب در این میان ارائه کدهای تخفیف برای خرید است. به این ترتیب احترام برندمان به مشتریان فعلی را نمایش خواهیم داد. این کار از آنجایی اهمیت دارد که چنین کدهای تخفیفی معمولا برای جلب نظر مشتریان جدید به کار می رود. با برعکس سازی این روند به خوبی از اهمیت و ارزش بالای مشتریان وفادار برندمان سخن خواهیم گفت.

اگرچه سیستم ارسال ایمیل دسته جمعی به طور معمول برای جلب نظر مشتریان تازه کاربرد دارد، اما در عمل تاثیرگذاری به مراتب بیشتری در رابطه با مشتریان ثابت خواهد داشت.

 

نمایش جلوه های پنهان و غیرمنتظره کسب وکار

انسان ها در طول روز با رویدادهای زیادی مواجه می شوند. به هر حال در طول فقط یک روز اتفاقات گوناگونی برای ما رخ می دهد. به همین دلیل پایان روز با ذهنی خسته و آکنده از تشویش های مختلف مواجه خواهیم بود. وقتی ذهن ما در طول یک روز با حجم بالایی از اطلاعات مختلف سروکار داشته باشد، فراموشی مطالب اجتناب ناپذیر خواهد بود. به همین دلیل بسیاری از تبلیغات برندها به سرعت از ذهن مخاطب پاک می شود. تنها راه حل مناسب در این میان یادآوری مداوم برندمان و محصولاتش به مخاطب است. در غیر این صورت هزینه های مقطعی مان بازده مناسبی نخواهد داشت.

یک ایده مناسب برای جلب توجه مداوم مشتریان نمایش پشت صحنه کسب وکارمان است. به عنوان مثال، ویدئویی کوتاه از پشت صحنه خطر تولیدتان به اشتراک بگذارید. چنین محتوایی معمولا برای مشتریان بسیار جذاب است، چراکه شمار اندکی از برندها اقدام به نمایش خط تولیدشان می کنند.

آیا شما اخیرا قرارداد همکاری با یک شرکت بزرگ امضا کرده اید؟ یا شاید هم پروژه تحقیقاتی بزرگی را با موفقیت به پایان برده اید. در هر صورت به عنوان خوراک خبری باید مشتریان تان را از جریان امور مطلع سازید. این کار موجب نزدیکی بیشتر مشتریان با برندمان خواهد شد.

 

فراتر از وفاداری فکر کنید

امروزه افراد کمتر در مورد برندهایی که بدان وفادار هستند، صحبت می کنند. این امر حتی در شبکه های اجتماعی نیز به ندرت مشاهده می شود. در حقیقت، به عنوان یک اصل کلی مشتریان علاقه چندانی به صحبت در مورد برندها ندارند. مگر در مواردی که پای عملکرد نامطلوب شرکت ها در میان باشد. با توجه به این حوادث به نظر دیگر زمان عبور از بحث وفاداری رسیده است. رویکرد مناسب برای شرایط فعلی تلاش در جهت ترغیب مشتریان به بیان الگوی علاقه مندی و المان های مورد پسندشان خواهد بود. اجرای چنین استراتژی در ساده ترین الگو نیازمند استفاده از مشتریان در زمینه مدیریت صفحات مان در شبکه های اجتماعی است. به این ترتیب علاوه بر استفاده از نظرات و اعمال سلیقه مشتریان به محتوای مجانی نیز دست می یابیم. نظرخواهی برای جمع آوری دیدگاه مشتریان در مورد برندمان هم یکی دیگر از راهکارهای خلاقانه برای حرکت در فراسوی بحث وفاداری است.

 

جمع بندی

بدون تردید بحث وفاداری مشتریان برای هر کسب وکاری ضروری است. با این حال هیچ گاه نمی توان از حضور مشتریان در کنارمان برای مدتی طولانی مطمئن شد. به همین دلیل ابتدا باید راه را نشان شان دهیم و سپس انتظار دریافت پاسخ داشته باشیم. این کار از طریق تلاش برای تعامل دوجانبه با دیگر برندها صورت می گیرد.

به عنوان آخرین کلام، همیشه ارتباط خود با مشتریان را حفظ کنید. همچنین اجازه دهید آنها از موفقیت های شما خبردار شوند. این کار تاثیر انکارناپذیری روی دیدگاه شان از برند شما خواهد داشت. همچنین عشق و علاقه به برندمان را نزد مخاطب تقویت می کند. به یاد داشته باشید که عشق و وفاداری همیشه دو روی یک سکه هستند.

 

در دنیای دیجیتال امروزی که به طور مداوم در حال تغییر و تحول است، تقریبا تمام برندها باید سایتی رسمی و کاملا کاربردی برای مشتریان شان طراحی کنند. همچنین به هنگام طراحی سایت باید آن را به گونه ای سازگار برای تمام دستگاه های هوشمند ارائه کنیم. اگرچه توجه به این نکته تا حد زیادی کار طراحی سایت را برای برندها ساده می کند، اما بازهم امکان وقوع اشکالاتی در کار هست. مهم ترین ایرادها و کاستی های سایت ها در این میان فرم های مختلف آزاردهنده کاربران است.

به گزارش چاپ ونشر به نقل از فرصت امروز، برند اکسپدیا بهترین نمونه در زمینه طراحی نادرست سایت است. آنها در طول فقط یکسال 12 میلیون دلار از دست دادند (بله فقط در عرض یک سال). دلیل اصلی آن نیز نام گذاری اشتباه یکی از بخش های صفحات شان بود. اشتباه نکنید، دقیقا به همین خاطر آنها 12 میلیون دلار از دست دادند. اکسپدیا در یکی از بخش های ثبت نام سایت خود برای خرید آنلاین مشتریان گزینه ای تحت عنوان شرکت قرار داده بود. بسیاری از کاربران گمان کردند که این بخش مربوط به نام بانکی است که در آن حساب دارند. به این ترتیب مشتریان آدرس بانک شان را در آن بخش وارد کردند. این در حالی بود که نیست اصلی اکسپدیا درج آدرس محل دریافت سفارش کاربران در آن بخش بود. به این ترتیب در نهایت اکسپدیا مبلغ 12 میلیون دلار بابت ارسال اشتباه سفارشات ضرر دید.

 

صفحات سایت بدترین تاثیر بازاریابی

اگرچه مثال اکسپدیا یک نمونه بسیار عجیب و غریب و همراه با ضرر هنگفت است، شاید شما هم نسبت به برخی از اشتباهات کوچک اما تاثیرگذار در سایت تان ناآگاه باشید. به این ترتیب عدم رفع چنین اشتباهای هزینه بسیار زیادی برای شما به همراه خواهد داشت.

من در شرکت شخصی ام شاهد اطلاعات بسیار زیاد و متنوعی پیرامون نحوه تاثیرگذاری فرم های گوناگون سایت ها روی میزان استقبال و خرید مشتریان آنلاین هستم. پس از گذشت چند سال از معرفی سایت ها، شبکه های اجتماعی و اپ های خرید گوناگون سطح انتظارات کاربران از کیفیت خدمات آنها به شدت افزایش یافته است. بنابراین اگر به سرعت در پی رفع ایرادات سایت مان نباشیم، هزینه بسیار سنگینی را پرداخت خواهیم کرد. در طول سال های اخیر تقریبا تمام سایت ها و شبکه های اجتماعی تحولات مطلوبی را در زمینه سرویس دهی به کاربران به خود دیده اند. با این حال بخش فرم های آنها کمترین تغییر را به خود دیده است. من گمان می کنم از زمان معرفی اینترنت به مردم جهان صفحه فرم های سایت ها کمترین تغییر را داشته است.

خوشبختانه امروزه تکنولوژی ها و ابزارهای بسیار متنوعی در راستای کمک به برندها برای ارتقای کیفیت و سطح صفحه فرم های شان وجود دارد. در این مقاله قصد من بررسی این ابزارها نیست. در عوض به منظور کمک به شناسایی اشتباهات این بخش به بررسی سه مورد از رایج ترین خطاها در طراحی صفحه فرم سایت ها خواهم پرداخت. به نظر من چنین کاری به شرکت های مخالف در راستای بهبود وضعیت بازاریابی و کاهش نارضایتی مشتریان کمک شایانی می کند.

 

1. کپچاهای پیچیده و آزاردهنده

بسیاری از ما به هنگام جست وجو در اینترنت وقتی با پرسش «آیا شما انسان هستید؟» از سوی صفحات مختلف مواجه می شویم، بدون کمترین تاملی آن صفحه را می بندیم. واقعا چرا باید برای اثبات اینکه انسان هستیم، کپچاهای عجیب و غریب را تایپ کنیم؟ آیا تکنولوژی با این همه پیشرفت هنوز نمی تواند فرق بین کاربران واقعی و روبات ها را تشخیص دهد؟ فرقی ندارد نوع پرسش چه باشد، شاید از شما درخواست تایپ متنی مشخص یا کلیک روی تصویر چراغ های راهنما شود تا هویت تان از یک روبات متمایز شود.

بدون تردید از نظر امنیتی برای برخی از سایت ها استفاده از کپچاها سودمند است. با این حال آیا کاربرد آنها در سایت برندها عاری از هرگونه هزینه اضافی قلمداد می شود؟ هر چقدر کارشناس های حوزه امنیت سایبری روی استفاده از کپچاها تاکید دارند، مطالعه ای در دانشگاه استنفورد بیانگر کاهش 40درصدی ترافیک سایت ها به هنگام استفاده از کپچاهاست. به این ترتیب کاربران به هیچ وجه تایید هویت شان با استفاده از چنین راهکارهایی را دوست ندارند.

بدون تردید کاهش 40درصدی ترافیک سایت مان خبر خوبی نیست. در میان این 40درصد نزدیک به نیمی از مشتریان ما قرار دارند. به این ترتیب تامین امنیت سایت مان در عمل به قیمت کاهش فروش و درآمدمان خواهد بود. بدون تردید تامین امنیت سایت مان بسیار مهم است. با این حال راهکارهای دیگری نیز به جز کپچا برای دستیابی به این هدف وجود دارد. راهکارهایی که موجب رنجش و کاهش ترافیک سایت ما نشود.

یکی از راهکارهای هوشمندانه قرار دادن افزونه «هانی بات» در صفحه است. این افزونه فقط برای روبات ها به نمایش در می آید. بنابراین کاربران معمولی اصلا مشاهده اش نخواهند کرد. وقتی یک روبات مخرب وارد سایت مان شود، این افزونه اجازه دسترسی روبات مورد نظر به صفحات سایت مان را نخواهد داد.

بدون تردید جلوگیری از اقدامات مخرب روبات های دیجیتالی ضرورتی انکارناپذیر برای کسب و کارهاست. با این حال نباید این کار را به گونه ای صورت داد که موجب ناراحتی کاربران و مشتریان مان شود.

 

2. پرسش های طولانی و غیرضروری

آیا تا به حال شما به هنگام پرکردن یک فرم با پرسش های بی پایان و عجیب مواجه شده اید؟ اگر پاسخ تان مثبت است، در این زمینه تنها نیستید. اعتراض بسیاری از کاربران به هنگام ثبت نام در سایت ها مربوط به همین نکته است. براساس مطالعه موسسه بازاریابی مارکتو در فرم های دارای پرسش های زیاد کاربران بسیاری قید ثبت نام را می زنند. به این ترتیب علاقه اصلی کاربران ثبت نام از طریق فرم های کوتاه و دارای پرسش های اندک است.

یکی از مطالعات کاربردی در زمینه بازاریابی اینترنتی را موسسه BokerNotes انجام داده است. آنها فرم هایی را طراحی کرده اند که به جای داشتن کادر مخصوص تایپ پاسخ سه تصویر مرتبط را برای کاربران به نمایش در می آورد. به این ترتیب برای پاسخگویی به پرسش های اندک فرم مورد نظر فقط باید تصویر مناسب را انتخاب کنیم. نکته جالب درخصوص این آزمایش افزایش 47درصدی ثبت فرم است. به این ترتیب با ساده سازی فرآیند ثبت نام و فرم های مربوط به آن شمار جذب مخاطب سایت ها افزایش چشمگیری خواهد یافت.

به راستی چرا ثبت نام از طریق فرم های بصری نزد کاربران محبوبیت دارد؟ پاسخ ساده است، این راهکار در عین حال که اطلاعات مورد نیاز سایت ها را تکمیل می کند، برای کاربران نیز سرگرم کننده است. به عبارت دیگر، از این طریق برندها علاوه بر دریافت اطلاعات از مشتریان شان آنها را اندکی سرگرم نیز می کنند. البته فراموش نکنید که حتی پرسش های تصویری نیز در صورت زیاد بودن حوصله مخاطب را سر می برد، بنابراین تلاش ما باید طراحی پرسش های اندک و در عین حال اساسی برای دریافت اطلاعات مورد نیازمان باشد.

توصیه من در اینجا نگاهی دوباره به فهرست فرم های آنلاین سایت مان است. به این ترتیب هر جا به پرسش های طولانی و بیش از اندازه برخوردیم، باید آنها را اصلاح کنیم. این کار بیانگر احترام ما به وقت مخاطب خواهد بود.

 

3. شکست در آزمایش فرم ها

برند اکسپدیا به دلیل یک اشتباه کوچک 12 میلیون دلار ضرر کرد. شاید چنین مبلغی برای شرکت شما بسیار زیاد باشد، اما چگونه از نبود مشکلی مشابه اکسپدیا در برندتان مطمئن هستید؟ تنها راه برای آگاهی به وجود چنین مشکلی آزمایش فرم های سایت مان است.

من در طول دوران فعالیتم به عنوان بازاریاب شمار بسیار زیادی از اشتباهات در طراحی فرم ها را مشاهده کرده ام. به طور کلی آنها در سه دسته طبقه بندی می شوند:

فرم های ناهماهنگ با گوشی های هوشمند. به این ترتیب کاربران موبایلی قادر به مشاهده فرم ما نخواهند بود.

فرم هایی که نیازمند تایید ایمیل کاربران است. اینگونه فرم ها وقت زیادی را از کاربران خواهد گرفت.

فرم هایی که زمان زیادی برای بررسی اطلاعات کاربران به منظور تایید نهایی می خواهند.

 

خوشبختانه دو راهکار اساسی برای فهم اینکه فرم های ما به خوبی عمل می کنند نیز وجود دارد. به موارد ذیل توجه کنید:

برگزاری آزمایش فرم ها پیش از بارگذاری شان روی سایت.

انتظار برای گزارش کاربران نسبت به عملکرد نامناسب هر کدام از فرم ها.

از میان دو راهکار فوق شما کدام یک را انتخاب خواهید کرد؟ به گفته بسیاری از کارشناس ها برگزاری یک آزمایش به منظور امتحان کیفیت فرم ها راهکار بسیار منطقی خواهد بود. به این ترتیب دیگر نیازی به انتظار برای گزارش خطا از سوی کاربران نخواهد بود.

به یاد داشته باشید که فرم های شما کیفیت مطلوبی نخواهند داشت مگر اینکه شما بخواهید، بنابراین در طراحی فرم ها به سادگی شان توجه ویژه اش داشته باشید. همچنین زمان کاربران باید برای برند ما اهمیت بالایی داشته باشد. به علاوه به روز رسانی مداوم کل سایت که شامل بخش فرم ها نیز هست، باید در دستور کار تیم بازاریابی مان باشد.

در آخر، به جای طرح پرسش هایی نظیر «چرا فرم های سایت ما عملکرد خوبی ندارند؟»، پرسشی مانند «چگونه می توانم کیفیت فرم های سایت و تجربه کاربران را بهبود بخشم؟» را مد نظر قرار دهید.

 

 چاپ ونشر-  همه ما در دوران جوانی موسیقی های خاصی را گوش می دادیم. به طور معمول والدین ما میانه چندان مناسبی با چنین موسیقی هایی نداشتند. گاهی اوقات در شبکه های اجتماعی برندها اقدام به استفاده از نوع ویژه ای از زبان می کنند که فقط به نظر خودشان جذاب است. اگر بخواهم این احساس را به خوبی منتقل کنم، باید به خاطره ای نفرت‏انگیز اشاره کنم. بر این اساس، زبان لوس بسیاری از برندها مانند بازجویی والدین مان پیرامون موسیقی های راک دهه 80 و 90 مورد علاقه مان است. هر دو این تجربه ها برای ما به عنوان مخاطب اصلی زجرآور محسوب می شود. استفاده از زبان خاص برای برندمان فقط در صورتی مجاز است که با ماهیت کلی و صدای اصلی ما هماهنگی لازم را داشته باشد. در غیر این صورت تلاشی نافرجام برای بهبود وضعیت برندمان خواهد بود.

نکته مهم درخصوص استفاده از زبانی خاص برای تعامل با مخاطب، گزینش محتوا و المان های جذاب از سوی کاربران است، نه شرکت ها. متاسفانه بسیاری از شرکت ها خود را در جایگاه تعیین تکلیف مخاطب شان قرار می دهند. به همین دلیل نتیجه کار مطابقت چندانی با سلیقه کاربران شبکه های اجتماعی ندارد.

اگر به دنبال موفقیت فرآیند بازاریابی و برندسازی مان هستیم، باید چند جمله و عبارت های کوتاه را به کلی فراموش کنیم. به عنوان مثال، به عبارت های ذیل توجه کنید:

امروزه بسیاری از افراد و برندها در شبکه های اجتماعی از عبارت «حتی نمی توانم آن را توصیف کنم» به منظور بیان هیجان شان استفاده می کنند. نکته مهم درخصوص استفاده برندها از این کلمه بیان ناتوانی شان است. وقتی یک برند توان تعامل و برقراری ارتباط کلامی با مخاطب خود را ندارد، عدم توجه کاربران به محتوا و به تبع آن محصولاتش چندان دور از ذهن نخواهد بود.

 

آیا برند شما قانون شبکه های اجتماعی را زیر پا می گذارد؟

یکی از اصطلاحاتی که برای بیان میزان جذابیت یک محصول یا فرد به کار می رود، Chill (به معنای سطح بالای هیجان که باعث یخزدگی ما می شود) است. ابتدا این عبارت در انگلیسی مورد استفاده وسیع قرار گرفت. سپس در اغلب زبان ها به همان صورت کاربرد یافت. اگر به ابتدای مقاله توجه کرده باشید، تاکید من روی تعیین المان جذاب از سوی مخاطب است. به این ترتیب کاربرد چنین واژگانی از سوی یک برند تاثیر منفی روی ارزیابی کاربران از شخصیتش دارد.

چند ماهی است که عبارت گوچی بسیار مورد استفاده کاربران در شبکه های اجتماعی قرار می گیرد. در وهله نخست ذهن همه ما به سوی برند مشهور گوچی در زمینه مد و پوشاک می رود. با این حال منظور جوانان از این واژه تفاوت مفهومی شدیدی با دریافت ما دارد. نسل جوان برای اشاره به سطح جذابیت و خوبی یک محصول یا فرد از این عبارت استفاده می کنند. به عنوان یک برند به دلیل ایهام نهفته در عبارت گوچی باید تا جای ممکن از کاربردش اجتناب به عمل آورد. در غیر این صورت مخاطب مان دچار سرگیجه خواهد شد.

 

2. معمای عبارت های بی‏ معنی

به عنوان یک بازاریاب، وظیفه ما اطمینان از روشنی و وضوح پیام برندمان است. متاسفانه، کاربرد عبارت های تخصصی، رایج در میان اهالی کسب وکار و بیش از اندازه محلی محتوای بسیاری از برندها را دچار نقصان شدیدی کرده است. به این ترتیب شمار قابل توجهی از کاربران به هنگام مشاهده مطالب برندها در شبکه های اجتماعی منظور اصلی آنها را متوجه نمی شوند. ادامه این روند موجب دلسردی و ریزش شدید مخاطب های صفحه برندمان در شبکه های اجتماعی می شود.

پروفسور جنیفر چتمن، استاد مدرسه کسب وکار دانشگاه کالیفرنیا- برکلی، در مصاحبه با مجله فوربس پیرامون معمای عبارت های بیمعنی اینگونه اظهار نظر کرده است: «مردم به طور معمول از عبارت های خاص خودشان استفاده می کنند. این امر ضرری ندارد، چراکه همه ما متوجه آن می شویم. با این حال در مورد برندها ماجرا فرق دارد. در صورت کاربرد عبارت های تخصص یا ساخته برندها، مخاطب در فهم پیام اصلی دچار مشکلات فراوانی می شود.»

 

برخی از مشهورترین عبارت های بی‏معنی و نامفهوم برای مخاطب عبارتند از:

به طور معمول وقتی بازاریاب ها قصد بیان محبوبیت یک محصول یا محتوای خاصی را دارند، از عبارت Viral استفاده می کنند. این عبارت به معنای شهرت و گستردگی بالای هر چیز است. متاسفانه بسیاری از بازاریاب ها نسبت به ناآگاهی شمار کثیری از کاربران پیرامون این واژه اطلاع کافی ندارند. به همین دلیل روز به روز کاربرد آن در میان بازاریاب ها افزایش پیدا می کند. اگر قصد حذف این عبارت از پیام های تان برای مخاطب را ندارید، حداقل معنای دقیق آن را در داحل متن به محاطب یادآور شوید.

بندویث (Bandwith) عبارتی تخصصی برای اشاره به میزان پهنای باند است. برای بسیای از افراد پهنای باند به سرعت ذهن را به سوی حوزه اینترنت سوق می دهد. با این حال در عرصه بازاریابی پهنای باند به معنای میزان توان جذاب مخاطب از سوی محتوایی خاص است. به این ترتیب به نظر هیچ ضرورتی برای استفاده از این عبارت در پیام مان برای مخاطب یافت نمی شود. به این ترتیب توصیه من به شما فراموشی کامل آن است. در هر صورت مقصود اصلی ما از نگارش پیام برای مخاطب جلب نظرش است. در صورت کاربرد وسیع واژگان تخصصی این فرآیند هرگز به صورت مطلوب رخ نخواهد داد.

وقتی بازاریاب ها قصد اشاره به نسل متولد بین سال های 1980 تا 2000 را دارند، از عبارت Millennial (نسل هشتم) استفاده می کنند. برای افراد عادی اشاره به نسل هشتم معنای خاصی را تداعی نمی کند. به این ترتیب شانس مطلب حاوی چنین عبارتی برای دیده نشدن از سوی مخاطب بسیار بالا خواهد بود. عبارتی که معمولا به جای نسل هشتم به کار می رود، نسل زد (Gen Z) است. اگرچه این عبارت شیوایی و رسایی بیشتری دارد، اما باز هم تا حدی برای مخاطب عادی سخت فهم می نماید.

 

برندینگ یا برند سازی دقیقا به چه معناست؟

3. عبارت های اغراقآمیز را فراموش کنید

چارلی بروکر، نویسنده و خبرنگار خبرگزاری گاردین، در بیان دلیل استفاده از عبارت های اغراقآمیز اظهار نظر جالبی دارد: «ما در زندگی روزمره مان هم علاقه زیادی به اغراق داریم. متاسفانه در حوزه بازاریابی و تبلیغات نیز عنصر اغراق به یکی از پایه های بنیادی بدل شده است. وقتی یک برند در بیان موضوعی اغراق به خرج می دهد، دریافت مخاطب از آن بسیار نامطلوب خواهد بود. همچنین مخاطب حس اعتماد خود به برند مورد نظر را هم از دست می دهد».

اگر به دنبال تداوم اقتدار و جلوه مطلوب برندتان نزد مخاطب هستید، فکر استفاده از عبارت ها و متن های اغراقآمیز را به کلی فراموش کنید.

یکی از راهکارهای ساده برای فهم اغراقآمیز یک متن پرسش در مورد صحت دقیق آن است. به این ترتیب اگر متن شما کاملا دقیق و مبتنی بر واقعیت نیست، باید آن را اصلاح کنید. برخی از عبارت های همیشه کلیشه ای در مورد اغراق به شرح ذیل هستند:

آیا شما واقعا توان اثبات اینکه محصول پیشنهادی شما بهترین نمونه بازار است، خواهید داشت؟ استفاده از چنین عبارت های گنگی همیشه برندها را دچار مشکل می کند. تلاش شما باید استفاده از کلمات دقیق و قابل اندازهگیری ساده باشد.

در اینجا هم توصیه فوق را تکرار می کنم. اگر قصد بیان بدترین بودن چیزی را دارید، از صحت آن اطمینان حاصل کنید. در غیر این صورت اقدام شما فقط تلاش برای تخریب ناموفق یک برند دیگر جلوه خواهد کرد.

بسیاری از برندها برای جلب نظر مخاطب اقدام به بیان نیازمندی آنها به محصول مورد نظر می کنند. همچنین در مورد ویدئوهای برندها در شبکه های اجتماعی همیشه عبارت «شما نیازمند مشاهده این محتوا هستید» در ذیل آنها درج شده است. کاربرد وسیع این عبارت در میان برندها در بلندمدت مخاطب را نسبت به هرگونه محتوای تولیدی برندها بی‏تفاوت خواهد کرد. اگر قصد استفاده از چنین عبارتی را دارید، فقط باید در صورت اطمینان آن را به کار ببرید. نتیجه اینکه باید از جملات حاوی عبارت «نیاز» بسیار کم استفاده کنیم.

برندها به هنگام تولید محتوای آموزشی علاقه زیادی به بیان عبارت «فقط این ویدئو/ تصویر به کارتان می آید» دارند. واقعیت این است که شمار بسیار زیادی از محتوای آموزشی مفید دیگر نیز در شبکه های اجتماعی وجود دارد. به این ترتیب استفاده از قید انحصار برای محتوای مان بیشتر نوعی خود بزرگبینی مسخره خواهد بود. توصیه من عدم استفاده از چنین عبارت هایی به طور کلی است. به این ترتیب برند شما جلوه حرفه ای تری به خود خواهد گرفت.

 

4. توصیفات مسخره برای بخش های سایت

آخرین دسته از عبارت هایی که باید دورشان خط قرمز بکشیم، پسوندهای مسخره برای توصیف بخش های مختلف سایت یا وبلاگ مان است. به نمونه های ذیل توجه کنید:

توسعه شبکه های اجتماعی به شیوه نینجایی

راک استار بازاریابی

غول بازاریابی محتوایی

هکر شبکه های اجتماعی

هکر توسعه برندها

قهرمان برندسازی جهانی

چنین عبارت های توصیفی اگرچه در نگاه نخست بسیار جذاب و خندهدار به نظر می رسند، اما به طور مشخص جلوه حرفه ای کسب وکار ما را هدف قرار می دهند. همانطور که سشو کِران، موسس و مدیرعامل برند Xair، بیان می کند، عبارت های توصیفی بیش از حد غیرواقعی که جنبه شوخی دارند، محتوای اصلی را به مخاطب منتقل نمی کنند. به ویژه در سایت ها مخاطب دچار سردرگمی شدیدی خواهد شد. به این ترتیب میزان بازدید مطالب ما کاهش چشمگیری خواهد یافت.

 

چگونه یک برند ماندگار داشته باشیم؟

براساس پژوهشی از سوی آژانس دیجیتال مدیا، 72درصد از افراد فعال در زمینه بازاریابی عنوان کرده اند که از عبارت های مسخره برای بیان جایگاه حرفه ای شان حراج از صنعت بازاریابی استفاده نمی کنند. به این ترتیب در پاسخ به پرسش افراد بسیاری از دستاندرکاران حوزه بازاریابی فقط اشاره ای کوتاه به «فعالیت در عرصه بازاریابی» می کنند. به این ترتیب دیگر نیازی به بیان جایگاه دقیق مان (که از قضا شاید بسیار تخصصی و سخت فهم برای مخاطب باشد) نخواهد بود. همیشه به یاد داشته باشید که به هنگام تعامل با مخاطب نباید اطلاعات سخت و پیچیده به وی ارائه کنیم. در غیر این صورت شاید اولین و آخرین دیدار ما با مخاطب رقم بخورد. برندهای موفق در زمینه بازاریابی و تبلیغات همیشه از زبان ساده ای سود می برند. این مطلب در مورد سریال های جذاب نیز صدق می کند. به این ترتیب در سریال های مشهور هیچگاه شاهد کاربرد واژگان و عبارت های سخت و دشوار نیستیم. به همین دلیل اغلب افراد متن اصلی این سریال ها را متوجه شده و در دسته طرفداران آن قرار می گیرند.

در تعیین هر استراتژی آنلاینی برای شبکه های اجتماعی انتخاب زبان مناسب حرف اول را می زند. توجه داشته باشید که زبان مورد استفاده ما محور اصلی ارتباط برندمان با مخاطب است. در صورت کاربرد زبان اشتباه جای جبران چندانی برای ما باقی نخواهد ماند. به همین خاطر باید نهایت دقت را به هنگام کاربرد واژگان به خرج داد.

 

آیا تا به حال فکر کرده اید چه چیزی یک سال را برای برندها موفقیت آمیز جلوه می دهد؟ گاهی اوقات موفقیت شامل خلق فرصت های تازه برای شرکت مان می شود. در سایر مواقع ما باید به طور هوشمندانه ای در برابر حوادث ناگوار از خود واکنش نشان دهیم.

به گزارش چاپ ونشر به نقل از فرصت امروز، در این مقاله من به بررسی هفت مورد از موفقیت های الهام بخش برندهای بزرگ و کوچک پرداخته ام. اجازه دهید به سراغ بررسی هر کدام از آنها برویم.

 

1. وقتی برگرکینگ خودرأی می شود

کمپین تبلیغاتی برند برگرکینگ در ژانویه 2018 تعجب بسیاری از کارشناس ها و مشتریان این برند را برانگیخت. بخش قابل توجهی از حیرت کاربران در فضای اینترنت به دلیل تاثیرگذاری بالای این کمپین بود. محور اصلی این کمپین تفاوت ارائه سرویس اینترنت به افراد مختلف در ایالت های گوناگون بود. به این ترتیب برگرکینگ با تاسیس فروشگاه فست فود در یک مرکز تجاری غذاها را با قیمت های مختلف به افراد ارائه می کرد. در این میان معیار انتخاب آنها مشخصات ظاهری افراد بود. این کار اعتراض بسیاری از افراد حاضر در ویدئوهای آنها را برانگیخت. با این حال در نهایت درس مهمی درخصوص عملکرد غیراخلاقی اپراتورهای تامین اینترنت به عموم مردم داد.

 

برترین توسعه برندها سال 2018

کمپین دوم این برند مربوط به جولای 2018 است. در این کمپین برگرکینگ موضوع تبعیض جنسیتی را مطرح کرد. بر این اساس آنها به تفاوت قیمت تبلیغ محصولات مخصوص خانم ها با نمونه های ویژه آقایان اعتراض کردند. به عنوان مثال در درون اپ ها با پرداخت فقط 10 دلار امکان توسعه تبلیغات متعلق به مردان را دارید. با این حال چنین رقمی برای محصولات ویژه خانم ها بسیار بیشتر است. برگرکینگ با توجه به این موضوع حمایت بسیاری از انجمن های اجتماعی را به خود جلب کرد.

 

2. کراک پات نقشه فرار از بحرانش را رو می کند

برند کراک پات به عنوان یکی از شرکت های معتبر در زمینه تولید لوازم آشپزی در اوایل سال 2018 با بحران عجیب و غریبی دست به گریبان شد. ماجرا به این ترتیب بود که دیر پز برند کراک پات به دلیل نقص فنی موجب آتش سوزی و مرگ جک پیرسن، یکی از ستاره های سریال مشهور شبکه NBC به نام «این ما هستیم»، شد. در پی بروز چنین حادثه ای شمار بالایی از هواداران این سریال اقدام به راه اندازی کمپین هایی برای دور انداختن دیر پزهای این شرکت و تحریم خرید محصولاتش کردند. پس از بروز چنین حادثه ای شرکت به سرعت اقدام به واکنش در شبکه های اجتماعی کرد. بر این اساس آنها در اکانت های شان نظرات مثبت مشتریان نسبت به کیفیت ساخت دیر پزها و همچنین تست های کیفیت فنی محصولات شان را بیان کردند. به علاوه مرگ بازیگر مشهور سریال «این ماه هستیم» به دلیل بی احتیاطی خودش نیز بود. واکنش مناسب این برند در برابر یک فاجعه بر میزان شهرت و اعتبارش نزد مخاطب افزود. شاید بی راه نباشد که اعتبار فعلی این برند را حتی بیشتر از زمان قبل فاجعه مرگ جک پیرسون بدانیم.

 

3. KFC و بیان عذرخواهی جالب

آیا شما اخبار مربوط به تمام شدن مرغ های فست فود KFC را شنیده اید؟ شوخی نمی کنم، بلکه کاملا جدی هستم. در فوریه سال 2018 نزدیک به 900 رستوران این برند در بریتانیا مرغ های شان تمام شد. اگر این خبر به نظر شما خنده دار است، باید به واکنش جذاب و خنده دار KFC نیز توجه کنید. بر این اساس تیم تبلیغات شرکت در سطح لندن بیلبوردهایی با تصویر یک بسته مرغ مخصوص KFC منتشر کرد. نکته جالب این تصویر نبود مرغ داخل ظرف غذا بود. به این ترتیب برند KFC به گونه ای طنزآلود به اتمام مرغ های رستوران های خود در بریتانیا واکنش نشان داد. مثال حاضر از KFC یکی از ساده ترین جوک ها و در عین حال عاری از هرگونه توهین را شامل می شود.

 

4. تویوتا وارد جاده اصلی می شود

زمانی که پرستار آلین پیرس فرصت مناسب برای کمک به مردم جامانده در آتش سوزی شهر پارادایس از توابع ایالت کالیفرنیا را پیدا کرد، تصمیم بسیار شجاعانه ای گرفت. این پرستار شجاع با استفاده از خودروی تویوتا شخصی اش شمار قابل توجهی از مصدومان و مردم عادی را از بیمارستان شهر به نقطه ای امن منتقل کرد. به این ترتیب جان بسیاری از افراد طی این اقدام از مرگ و آسیب جدی حفظ شد. وقتی آلین پس از این اقدام تصویر خودروی توندرا تویوتا خود را که به دلیل عبور از آتش صدمه جدی دیده بود روی اکانت شخصی اش بارگذاری کرد، واکنش برند تویوتا تحسین همگان را برانگیخت. صفحه رسمی تویوتا در اینستاگرام ضمن درج پیامی دلگرم کننده در ذیل پست آلین به وی وعده تحویل یک خودروی توندرا کاملا نو را داد. اگرچه این اقدام از سوی تویوتا نیازمند برنامه ریزی خاصی نبود، با این حال سرعت واکنش شان جای تقدیر دارد.

 

برترین توسعه برندها سال 2018

اگر کسب وکار شما نیز در حوزه های ارائه کالاست، با تعویض رایگانش برای افراد فداکاری مانند آلین بر میزان اعتبار و شهرت تان بیفزایید. البته در اینجا بحث فقط مربوط به شهرت نیست، بلکه پای تعهد به ارزش های انسانی کسب وکار نیز مطرح خواهد بود.

 

5. Payless بدل به فروشگاهی لوکس می شود

در ماه اکتبر وقتی مشتریان برند Payless وارد فروشگاه های این شرکت شدند، با قیمت های سرسام آوری رو به رو شدند. به طور معمول کفش های این فروشگاه بین 20 تا 40 دلار ارزان تر از سایر مراکز خرید بود. با این حال اکنون کفش هایی با قیمت خیره کننده 1800 دلاری در ویترین ها خودنمایی می کرد. وقتی مشتریان دلیل چنین اقدامی را جویا شدند، پاسخ Payless از طرحی جاه طلبانه حکایت داشت. در حقیقت افزایش قیمت کفش ها در پی اجرای طرح کمک به افراد فقیر بود. البته در این میان بار اصلی فقط روی دوش خریدارها نبود. برند Payless نیز دقیقا دو برابر کمک های مشتریانش به مبلغ جمع شده افزود. به این ترتیب Payless به جای تولید تبلیغات گران قیمت به سوی امری عام المنفعه جهت گیری کرد.

 

6. توجه برند Ikea به سگ ها

شعبه Ikea در شهر کاتانیا در ایتالیا در ماه نوامبر دست به اقدامی بسیار تحسین برانگیز در حمایت از حیوانات زد. در روزهای سرد ماه نوامبر کارکنان شعبه کاتانیا شاهد حضور سگ های ولگرد در اطراف فروشگاه بودند. این سگ ها به دلیل سرمای زیاد به سوی این مرکز خرید آمده بودند. در این میان کارمندان Ikea به جای تماس با پلیس به منظور جمع آوری سگ ها، درهای فروشگاه را به روی آنها باز کردند. به این ترتیب آن شب سگ های بیچاره جای گرم و غذای مناسبی در اختیار داشتند. این اقدام انسانی کارکنان Ikea در شبکه های اجتماعی بازخورد بسیار زیادی داشت. به گونه ای که حتی سازمان های حفاظت از حقوق حیوانات نیز دست به تقدیر از این برند زدند. نکته جالب درخصوص اقدام کارکنان Ikea قبول سرپرستی برخی از سگ های ولگرد از سوی آنها و همچنین برخی از مشتریان آن شعبه بود. به این ترتیب سگ های ولگرد کاتانیا به نوعی صاحب خانواده شدند.

 

توسعه برند با ۱۰ گامی که کمک می کند حرفه ای تر باشید

شاید اگر بسیاری از ما به جای کارکنان Ikea بودیم، درهای فروشگاه را هرگز روی سگ های ولگرد باز نمی کردیم. تفاوت یک برند آینده نگر و سایر شرکت ها نیز دقیقا در همین نکته است. گاهی اوقات یک حرکت هرچند کوچک مانند پناه دادن به سگ ها موجب افزایش شهرت برندمان می شود. بنابراین اقدام منطقی در چنین مواردی اقدام به مانند Ikea است.

 

7. استفان کری و شاد کردن قلب یک دختربچه

رایلی موریسون 9 ساله به هنگام بازدید از فروشگاه های کفش متوجه عرضه ورژن «کری 5» که به نام استفان کری تولید می شود، در مدل های انحصاری مردانه شد. به همین دلیل این دختربچه نامه ای برای استفان کری نوشت. واکنش استفان کری به نامه دست نوشته این دختربچه بسیار جالب بود: ایجاد خط تولید نسخه دخترانه و زنانه کفش های کری. همچنین رایلی یک جفت کفش نو رایگان دریافت کرد. در روز جهانی بانوان نیز استفان کری شخصا از رایلی برای مشاهده مسابقه بسکتبال NBA دعوت به عمل آورد. بدون تردید اقدام استفان کری در واکنش به نامه رایلی اوج احترام به مشتریان و طرفداران سلبریتی هاست. به همین دلیل شماره پایانی این مقاله را به استفان کری اختصاص دادم. او با این کار ثابت کرد که فقط در زمین بسکتبال اسطوره نیست.

 

 

تاثیر رنگ ها در مخاطب به قدری زیاد است که تمامی برندها در تلاش برای رعایت اصول روانشناختی آن در طراحی آرم تجاری خود هستند. درواقع شما می توانید با استفاده از رنگ های درست، تاثیر پیام و اقدامات خود را افزایش دهید. بدون شک به هر میزانی که ارتباط بیش تری میان عناصر اقدامات شما برقرار باشد، به همان میزان شانس موفقیت شما نیز افزایش پیدا خواهد کرد.

در این راستا محققان به 10 رنگ مهم و پرکاربرد در بین برندهای مختلف، دست پیدا کرده اند که در ادامه به بررسی آن ها همراه با چندین مثال از برندهای محبوب، خواهیم پرداخت.

 

قرمز

قرمز به خوبی حس هیجان را در افراد تشدید می نماید. همچنین دارای معنایی نظیر خشم و قدرت نیز است. در این رابطه تحقیقات نشان می دهد با توجه به طبع گرم این رنگ و ویژگی هایی که بیان شد، رنگ قرمز باعث افزایش تعداد ضربان قلب و فشار خون می شود که امروزه مورد استفاده بسیاری در شرکت های مختلف قرار می گیرد.

 

1-کوکاکولا

کوکاکولا را باید شناخته شده ترین برند تولیدکننده نوشیدنی دانست که به علت موفقیت بسیار بالای خود، به عنوان یکی از نمادهای فرهنگی آمریکا تلقی می شود. جالب است بدانید که این برند به قدری در زمینه بازاریابی موفق بوده است که امروزه نام کوکاکولا دومین واژه شناخته شده در زبان انگلیسی است. در رابطه با علت انتخاب این رنگ، باید دو نکته را مورد توجه قرار داد، نخست این که همواره قرمز افراد را تحت تاثیر قرار داده و ترکیب آن با رنگ سفید، به نوعی یادآور بابانوئل است که در تبلیغات این برند مورد استفاده جدی قرار می گیرد.

 

2-تارگت

تارگت را باید دومین خرده فروشی بزرگ جهان (پس از والمارت) دانست که جزو 50 برند برتر جهان محسوب می شود. علت انتخاب رنگ قرمز از سوی این برند را باید در تلاش برای رقابت با برند والمارت دانست. درواقع این برند از رنگ آبی استفاده کرده است که به عنوان محبوب ترین رنگ در جهان محسوب می شود. به همین خاطر نیز آن ها از رنگی درست نقطه مقابل آن استفاده کرده اند تا به صورت جدی بتوانند خود را از رقیب اصلی، متمایز سازند.

 

3-ودافون

بزرگ ترین شرکت ارتباطی جهان، از رنگ قرمز برای نشان دادن خونگرمی و قدرت خود استفاده کرده است. درواقع با توجه به نوع کسب وکار این شرکت که بر پایه ارتباطات بنا شده است، انتخاب رنگ اصلی در طیف رنگ های گرم، بهترین گزینه ممکن محسوب می شود. همین امر باعث شده تا تمامی منتقدان و صاحب نظران حوزه طراحی برند، این انتخاب را تحسین کنند. نوع طراحی لوگو آن نیز به نحوی است که علامت صحبت کردن را به نمایش می گذارد که به خوبی بیانگر ارتباط بسیار بالای تمامی بخش های آن با یکدیگر است.

 

نارنجی

رنگ نارنجی با توجه به ترکیبی بودن آن از دو رنگ قرمز و زرد، آرامش بیش تری را به مخاطب خود القا می کند که خود باعث می شود تا افراد در مواجهه با آن به نوعی آرامش همراه با امیدواری و سرگرمی دست پیدا کنند. درواقع نارنجی را باید سرزنده ترین رنگ موجود دانست که امروزه بسیاری از شرکت ها اتاق فکر خود را به این رنگ در می آورند تا به افزایش خلاقیت در افراد کمک کند.

 

1-اورنج

این شرکت مخابراتی فرانسوی، در چندین گزینه نظیر خدمات تلفن همراه و اینترنت فعالیت دارد. علت استفاده از این رنگ نیز به علت نام این شرکت(پرتقال) است که باعث شد تا از رنگ این میوه استفاده کنند تا مخاطب ارتباط و هماهنگی بهتری را حس کند. همچنین با توجه به این امر که شرکت مادر برند اورنج از ترکیب دو رنگ نارنجی و قرمز استفاده کرده است، این انتخاب به خوبی زیرمجموعه بودن آن ها را با بزرگترین شرکت مخابراتی کشور فرانسه، یادآور می شود.

 

2-هم دیپات

این شرکت یک فروشگاه زنجیره ای محسوب می شود که با توجه به ویژگی های رنگ نارنجی و قدرت این رنگ برای القای مفاهیم امیدواری، خلاقیت و آسودگی خیال از این رنگ به صورت کامل و با طرحی جذاب استفاده کرده است. جالب است بدانید که موارد استفاده از این رنگ توسط شرکت هم دیپات، تنها شامل مورد ذکر شده نبوده و آن ها تقریبا در همه جا (طراحی فروشگاه و نامه نگاری ها) از این رنگ استفاده می کنند.

 

3-ایزی گروپ

این برند را باید یک شرکت هلدینگ دانست که در چندین زمینه مختلف نظیر خطوط هواپیمایی، هتلداری و... فعالیت می کند. آن ها نیز از این رنگ برای القای هرچه بیش تر هیجان مسافرت در کنار آسایش خیال، استفاده می کنند. درواقع این رنگ نه تنها در لوگو آن ها، بلکه در تمامی وسایل نقلیه و امکانات رفاهی نیز مورد استفاده قرار می گیرد.

زرد را باید رنگی شاد و بیانگر مفهوم هشدار تلقی کرد. به همین خاطر نیز از آن در چراغ های راهنما استفاده می کنند. همچنین با توجه به همرنگی آن با خورشید و طلا، همواره این رنگ جذابیت بالایی را برای همگان به همراه دارد. همچنین نتایج آمارها و تحقیات نشان می دهد که این رنگ در مقایسه با سایرین، زودتر نگاه ها را متوجه خود خواهد ساخت.

 

1-کاترپیلار

این شرکت که به طور اختصار تحت عنوان کت(CAT) شناخته می شود، به صورت تخصصی در زمینه تولید ماشین آلات سنگین فعالیت دارد. جالب است بدانید که مدیر این شرکت، نخستین فردی بود که ایده امکان حرکت کردن وسایل سنگین را پیاده کرد که تحولی را در این عرصه ایجاد کرد. با توجه به این امر که نیاز است تا این گونه وسایل سریعا شناسایی شوند تا خطری را برای فردی به همراه نداشته باشد، امروزه این شرکت در حوزه های دیگری نظیر پوشاک نیز فعالیت هایی را آغاز کرده است که همگان محصولات آن ها را به خاطر استحکام فوق العاده می شناسند. با این حال با توجه به این امر که از این رنگ برای برند خودروها نیز استفاده می شود، معمولا با تحلیل و نابودی زودهنگام در مقایسه با سایر رنگ ها، مواجه شده که از جمله ضعف های آن که به علت استفاده نادرست است، تلقی می شود. با این حال با توجه به پیشگام بودن این شرکت در عرصه خود، عملا این رنگ به هویت جهانی برند کت تبدیل شده است. به همین خاطر این ضعف بزرگ چندان به چشم نمی آید.

 

2-جی سی بی

این شرکت نیز در زمینه تولید لوازم آلات صنعتی و ماشین های سنگین فعالیت دارد. با توجه به خطرآمیز بودن این وسایل، استفاده از رنگ زرد به طور هوشمندانه ای توسط این شرکت مورد استفاده قرار گرفته است تا افراد در کم ترین زمان بتوانند آن را تشخیص داده و احتمال بروز خطر کاهش پیدا کند.

 

سبز

سبز رنگ طبیعت، تولد، ثبات و استقامت محسوب می شود. همچنین سبز تنها رنگی حساب می شود که چشم را خسته نخواهد کرد. به علت این امر که معمولا مکان های سرسبز را دارای امکانات رفاهی تلقی می کنند، این رنگ به خوبی مفهوم آرامش و رفاه را نیز منتقل می سازد.

 

1- جان دیر

جان دیر، بزرگترین شرکت تولیدکننده ماشین آلات کشاورزی است. با توجه به پیوند رنگ سبز با کشاورزی و همچنین تلاش برای ایجاد تمایز با شرکت های دیگر نظیر CAT، جان دیر از همان ابتدا رنگ سبز را برای آرم تجاری و بدنه خودروهای خود استفاده کرده است. همچنین این رنگ با توجه به هم رنگی با محیط، کم تر دچار فرسودگی و کثیفی می شود که خود از دیگر مزیت های آن است.

 

2-هارودز

این شرکت یک خرده فروشی است که دفتر اصلی آن در شهر لندن واقع شده است. با توجه به این امر که این شرکت تنها اجناس لوکس و باکیفیت را به فروش می رساند، بدون شک رنگ سبز با توجه به این امر که رفاه را یادآوری می کند، بهترین گزینه موجود بوده است.

 

3-استارباکس

 

 

این برند بزرگترین شرکت تولیدکننده قهوه در جهان محسوب می شود. علت استفاده از رنگ سبز توسط این شرکت را باید در ابتدا به خاطر دانشگاه سان فرانسیسکو دانست. این مکان نخستین جایی بوده است که سه موسس آن، با یکدیگر آشنا شده و به دنبال تحقق ایده خود رفته اند. با توجه به رنگ سبز به کار رفته در لوگو این دانشگاه، استارباکس نیز اولویت خود را بر روی استفاده از آن قرار داده است. با این حال این امر تنها دلیل انتخاب آن ها نبوده و بار معنایی این رنگ نیز با نوع کسب وکار آنها ارتباط لازم را داشته است.

 

آبی

این رنگ پایه طیف سرد محسوب می شود که آرامش و اطمینان را منتقل می سازد. به همین خاطر مورد استفاده جهانی موسساتی قرار می گیرد که نیاز به جلب اطمینان مخاطب خود دارند.

 

1-ان اچ اس

این شرکت یک سرویس سلامت همگانی است که در کشورهایی نظیر انگلستان، اسکاتلند و ولز فعالیت دارد. نکته جالب این شرکت این است که بودجه آن برخلاف سایر شرکت ها از مالیات مردم تامین می شود. این شرکت به خوبی با توجه به نیاز خود در ایجاد حس اعتماد در افراد، از رنگ آبی برای لوگو برند خود استفاده کرده است.

 

2- تیفانی اند کو

این شرکت در زمینه طراحی، ساخت و فروش جواهرآلات فعالیت دارد. اگرچه رنگ آبی به مانند رنگ قرمز، مورد استفاده برندهای متعددی قرار گرفته است. با این حال این شرکت با انتخاب آبی فیروزه ای، موفق شده است تا تمایزی جذاب را برای خود ایجاد کند. علت انتخاب این رنگ نیز به این خاطر است که شرکت تیفانی اند کو در تلاش برای جلب اعتماد و آسایش خریداران خود نسبت به کیفیت محصولات بوده است.

 

3-فیس بوک

فیس بوک نخستین و پرکاربرترین شبکه اجتماعی جهان محسوب می شود که موفق شده است تا به کاربران میلیاردی دست پیدا کند. علت استفاده از این رنگ نیز داستان جالبی دارد و به خاطر نوع نادر کوررنگی مالک آن آقای مارک زاکربرگ است که تنها رنگ آبی را می تواند به خوبی ببیند. همچنین این امر که افراد در شبکه های اجتماعی با مسئله امنیت اطلاعات شخصی مواجه هستند، این رنگ گزینه کاملا مناسبی محسوب می شود.

 

بنفش

بنفش رنگی کم کاربرد محسوب می شود که این خود تمایزی جدی را با سایرین ایجاد کرده است. همچنین بنفش را همواره رنگی احساسی تلقی می کنند. جالب است بدانید که بنفش رنگ سال نیز محسوب شده و همین امر به جذابیت آن می افزاید. همچنین این رنگ را سلطنتی و نشانه تکامل نیز محسوب می کنند.

 

1- کدبریز

این شرکت شکلات سازی از این رنگ برای تحت تاثیر قرار دادن احساسات افراد و همچنین افزایش لوکس بودن محصول خود استفاده کرده است. با توجه به این امر که این رنگ مورد استفاده کمی قرار گرفته است، امروزه همگان با مشاهده رنگ بنفش، به یاد این شرکت می افتند که خود یک مزیت بزرگ محسوب می شود.

 

قهوه ای

با توجه به نزدیکی این رنگ به خاک، معمولا آن را نشانه صداقت و صمیمیت می دانند. به همین خاطر به مانند رنگ سبز مورد استفاده جدی برندهایی است که در زمینه کشاورزی فعالیت دارند. همچنین قهوه ای به خوبی کثیفی را پنهان می کند که این خود برای برندهایی که در زمینه حمل و نقل فعالیت دارند، بهترین گزینه محسوب می شود.

 

1-یو پی اس

این شرکت در زمینه حمل و نقل فعالیت دارد. علت انتخاب رنگ قهوه ای نیز به این خاطر بوده است که کم تر کثیفی را در بدنه خودرو نشان داده و ترکیب آن با رنگ طلایی، به افزایش جذابیت برند و وسایل نقلیه این شرکت کمک کرده است.

 

صورتی

صورتی نیز از دیگر رنگ هایی است که در فضای کسب وکار بسیار کم مورد استفاده قرار گرفته است. با این حال این رنگ جذابیت بالایی را خصوضا برای جنس مونث داشته و به همین خاطر گزینه ای مطلوب برای کسب وکارهایی که جامعه هدف آن ها بانوان است، محسوب می شود.

 

1-تی -موبایل

این شرکت درواقع یکی از زیرشاخه های تلکام محسوب می شود که در زمینه خدمات تلفن همراه فعالیت دارد. انتخاب رنگ صورتی از جانب این شرکت به این خاطر بوده است که آن ها در تلاش برای جلب نگاه بانوان به عنوان بخش اعظمی از مشتریان خود، بوده اند. همچنین این رنگ را نباید صرفا برای بانوان دانست و به صورت کل حس جوانی و لذت را نیز در بر می گیرد.

 

مشکی

مشکی یک رنگ کلاسیک، جدی و کاملا رسمی محسوب می شود. معمولا نیز محصولات لوکس و گران قیمت، از این رنگ در طراحی های خود استفاده می کنند.

 

1-هتل شکلات

هتل شکلات نام یک فروشگاه زنجیره ای است که تنها محصول آن انواع مختلف شکلات است. این برد لوکس کار خود را از سال 2004 آغاز کرده و در حال حاضر بیش از 100 شعبه در سراسر جهان دارد. امکان مشاهده و خرید اینترنتی در کنار دستور العمل پخت هر یک، از دیگر جذابیت های این فروشگاه محسوب می شود. علت انتخاب رنگ مشکلی از سوی این شرکت نیز برای لوکس کردن هرچه بیش تر محصولات خود و اصالت بخشی به آن بوده است که انتخابی کاملا هوشمندانه محسوب می شود. جالب است بدانید که در پشت زمینه مشکلی لوگوی این برند، نوشته های سفیدی وجود دارد که خود دو تضاد جالب را ایجاد کرده و به جذابیت هرچه بیش تر آن کمک کرده است.

 

سفید

رنگ سفید نماد خلوص، پاکی و نقطه کمال است که امروزه بیش تر مورد استفاده برندهای لبنی و بهداشتی قرار گرفته است. همچنین این رنگ برای نشان دادن سادگی در محصولات پیشرفته نیز کاربرد دارد.

 

1-اپل

با نگاهی به برند اپل به این نکته پی می برید که نه تنها لوگو این شرکت، بلکه تمامی لوازم جانبی آن نیز به رنگ سفید است. این انتخاب به نظر جانی ایو(نایب رئیس بخش طراحی صنعتی اپل) بوده و وی علت این امر را تلاش برای نشان دادن سادگی در کنار کیفیت و خلوص این شرکت در کار خود، عنوان کرده است.

 

 

یکی از اولویت های اصلی اینستاگرام، استوری ها هستند. لذا این غول شبکه های اجتماعی مصمم است برندها را متوجه مزایا و اهمیت ویدئوهای عمودی بکند.

به گزارش چاپ ونشر به نقل از فرصت امروز اینستاگرام ماه گذشته با هدف همگانی کردن ساخت برند و سوق دادن مصرف کنندگان از ویترین گردی به خرید، قابلیت خرید را به استوری ها اضافه کرد.

جیم اسکوایرز (Jim Squires)، رئیس بخش تجاری اینستاگرام اذعان می کند: «قبلا تعامل با استوری ها مشکل بود. اگر چیز الهام بخشی در یک استوری می دیدید و دل تان می خواست محصول مورد نظر را خریداری کنید، باید به صفحه پروفایل کسب و کار مربوط مراجعه می کردید و به دنبال لینکی می گشتید تا بتوانید در اینترنت جست وجو کنید؛ راه آسانی برای این منظور وجود نداشت. با اضافه شدن قابلیت خرید، امکان گشت و گذار برای کاربر مهیا شده است. وقتی چیزی چشم تان را می گیرد، می توانید جزئیات بیشتری در خصوص آن محصول ببینید و علاوه بر آن محصولات مرتبط دیگر را نیز دید بزنید.»

برندها می توانند در هر استوری تا سقف سه استیکر اضافه کنند که هر کدام نمایانگر یک محصول باشد. در پست های فید اصلی هم می توان تا پنج محصول تگ کرد. وقتی قابلیت خرید در یک استوری فعال باشد، کاربر می تواند از طریق استیکرها اطلاعات بیشتری کسب کند و راحت تر به صفحه خرید دسترسی یابد.

به عقیده اسکوایرز، به این طریق میدان همواری پیش پای کسب و کارهای کوچک و «کارآفرینستاگران»(Instapreneurs) قرار می گیرد. این کارآفرینان کسب و کارشان را از اینستاگرام آغاز کرده اند و به لطف این قابلیت نیازی به راه اندازی وب سایت جداگانه ندارند، در عوض از اینستاگرام به عنوان بستری برای فروش استفاده می کنند.

اما برندهای بزرگ تر باید علاوه بر فروش اینستاگرامی، حواس شان به بستر فروش خودشان نیز باشد. نیک بیتون (Nick Beighton)، مدیرعامل ایساس (Asos)، در ماه آوریل در نقد قابلیت خرید اینستاگرام سوالی مطرح کرده بود که آیا این قابلیت باعث «توربوشارژ» برندها خواهد شد یا تهدیدی خواهد بود برای مدل کسب و کار آنان؟

به استدلال اسکوایر، اینستاگرام نه تنها تهدیدی برای برندها نیست، بلکه تعامل میان برندها و مشتریان را بهبود می بخشد.

او طی گفت وگویی که در جریان فستیوال خلاقیت کن لاینز (Cannes Lions Festival of Creativity) با مارکتینگ ویک داشت عنوان کرد: «تجربه خریدی که در حال حاضر در اینستاگرام مهیا شده به این صورت است که مشتری ویترین گردی را در اینستاگرام انجام می دهد و وقتی دورهایش را زد و تصمیمش برای خرید قطعی شد، مستقیما به وب سایت فروشنده هدایت می شود و خریدهایش را انجام می دهد. کسب و کارها در انتخاب شیوه تعامل با مخاطبان شان مختار هستند که از اینستاگرام استفاده کنند یا شیوه دیگری. ما به قابلیت خرید به دید یک فرصت بزرگ نگاه می کنیم و همچنان در این حوزه سرمایه گذاری خواهیم کرد.»

خرید در فید اینستاگرام

اینستاگرام وقتی مشاهده کرد تقریبا یک سوم استوری های پربازدید توسط کسب و کارها تولید شده است، قابلیت خرید را به استوری ها آورد.

اسکوایرز استوری ها را به مثابه تغییری جدید در الگوهای رفتاری می داند، چیزی شبیه تغییری که با رواج گوشی های همراه به جای کامپیوترهای شخصی یا ویدئوهای دیجیتال به جای تلویزیون اتفاق افتاد. استوری ها از زمان راه اندازی این سرویس در سال 2016 تاکنون روزانه بیش از 300 میلیون کاربر را به خود مشغول داشته اند.

گرایش کاربران اینستاگرام از فید اصلی این برنامه به استوری ها سوق یافته است. استوری ها برای کاربران نقش یک «شیر اطمینان فشار» را دارند که از طریق آن می توانند به صورت آنی چیزی را به اشتراک بگذارند. نیمی از محتوای مصرفی در استوری ها در قالب ویدئو است که معمولا هم به صورت تمام صفحه و با صدای باز پخش می شوند.

به استدلال اسکوایر، موفق ترین برندهای اینستاگرام آنهایی هستند که رویکردی «همه جانبه» اتخاذ می کنند و ترکیبی از پست ها، استوری ها، پروفایل و پیام های مستقیم را به کار می بندند.

به عقیده اسکوایر، محتواهای متنوعی را می توان در استوری ها استفاده کرد، از ویدئوهای مفرح و خودجوش پشت صحنه گرفته تا محتواهای ویرایش شده و حرفه ای. فقط باید به دور از «دوز و کلک» و متناسب با لحن برند شما باشد.

اسکوایر برند لویی وتون (Louis Vuitton) را مثال می زند. این برند با استفاده از ارتفاع ویدئوهای عمودی، مدل های مجموعه مردانه بهاری/ تابستانه 2017 خود را به نمایش گذاشت. یک نمونه دیگر شرکت مرسدس است که پشت صحنه های فیلمبرداری یک کمپین تبلیغاتی را از لحظه ای که دست اندرکاران تولید از خواب صبح بیدار می شوند تا ویدئویی نهایی به اشتراک گذاشت.

آینده عمودی است

استوری ها همچنان اولویت اول اینستاگرام خواهند بود، لذا این شرکت در کنار آن اهمیت ساخت ویدئوهای عمودی 9 در 16 را به بازار خواهد آموخت، چرا که به عقیده اسکوایر، برندهایی که ویدئوهای کوتاه عمودی تولید می کنند در اینستاگرام موفق ظاهر می شوند.

او توضیح می دهد: «به عقیده ما آینده تصاویر و ویدئوها در گوشی های همراه، عمودی خواهد بود. لذا برندهایی که زودتر با این نوع محتوایی ویدئویی کوتاه خود را همگام کنند و در آن خبره شوند موفقیت بیشتری در اینستاگرام به دست خواهند آورد.»

استوری های اینستاگرام

اینستاگرام اخیرا به منظور تسهیل کوچ به ویدئوهای عمودی، قابلیت جدیدی معرفی کرده که ویدئوهای افقی را به طور خودکار به ویدئوهای 9 در 16 تمام صفحه تبدیل می کند.

طبق توضیح اسکوایر، هدف از این کار کمک به برندهایی است که شاید بودجه تولیدی لازم را در اختیار ندارند یا قصد دارند محتوایی را از یک شبکه دیگر در استوری خود منتشر کنند.

او می گوید: «اگر در کمپین خود از استوری ها بهره نمی گیرید، در واقع دارید بخش ارزش آوری از اینستاگرام را از دست می دهد. ما 90 درصد اوقات گوشی های مان را در حالت عمودی استفاده می کنیم و صفحه گوشی برای تماشای تلویزیون ساخته نشده است.»

پیام رسانی مستقیم اینستاگرام نیز یکی از حوزه های حائز اهمیت برای کسب و کار است.

اسکوایر در این خصوص می گوید: «دایرکت اینستاگرام با شمار بالای مخاطبان خود، پنجمین سرویس پیام رسانی بزرگ جهان است. حجم عظیمی از مکالمات میان افراد و کسب و کارها از این طریق رد و بدل می شود که درصد بالایی از آنها به واسطه استوری ها است. لذا ما ابزارهای جدید را برای کسب و کارها معرفی می کنیم تا مدیریت بهتری روی ارتباطات شان با افراد داشته باشند.

 

 

در بازاریابی نوشیدنی خود به دنبال خلق یک برند هم باشید. توجه داشته باشید که برندها یک شبه ساخته نمی‌شوند. از خودتان بپرسید که آیا حاضرید وارد میدان سخت و جذاب ساختن یک برند شوید و هزینه‌های آن را بپردازید؟

به گزارش چاپ ونشر به نقل از نوش آنلاین بازاریابی درست محصولات صنعت نوشیدنی از نوع سرد و گرم  به یک ضرورت بسیار مهم در این صنعت تبدیل شده است. لوکاس بارسیوس، کارشناس و فعال این حوزه توصیه‌های مهمی‌درباره بازاریابی نوشیدنی به تولیدکنندگان این صنعت دارد که در ادامه به آنها اشاره می‌کنیم.

 بازاریابی نوشیدنی چه چیز نیست؟

بخش بازاریابی بخشی است که بیشتر تولیدکنندگان صنعت نوشیدنی به ویژه تازه کارها اشتباهات زیادی در آن انجام می‌دهند و شگفتا اینکه این اشتباهات بسیار به هم شبیه هستند. این در حالی است که ستون موفقیت به ویژه برای محصولات تازه نوشیدنی، بازاریابی اصولی است. البته بازارایابی نوشیدنی در این دنیای پر رقابت تنها داشتن لوگو، بسته بندی و چند پست در رسانه‌های اجتماعی نیست که یک فرایند پیچیده از تولید ایده تا فروش نهایی محصول را شامل می‌شود و نیار به سرمایه‌گذاری دارد.

تحقیق بازار قبل از تولید محصول

مصرف کننده نوشیدنی اولین چیزی است که در یک فرایند بازاریابی باید به آن فکر شود. در واقع باید بیاموزیم که همه چیز درباره مصرف کننده است؛ نه محصولی که شما تولید کرده‌اید! با این وجود بیشتر تولیدکنندگان و کارآفرینان صنعت نوشیدنی ۹۰ درصد وقت خود را صرف تولید و توسعه محصول می‌کنند و در این فکر هستند که با یک محصول شگفت‌انگیز و ابتکاری فروش بالایی به دست بیاورند. البته محصول مهم است به شرطی که استراتژی آن جذب مصرف کننده باشد.

بنابراین فعالان صنعت نوشیدنی باید بر پایه نیازهای بازار واقعی برنامه‌ریزی کنید. البته تحقیقات بازار فرایند ارزانی نیست اما برای شروع کار و دست کم برای ایجاد بعضی بینش‌های ارزشمند ضروری است. اگر هم امکان این تحقیقات نیست دست کم فعالان صنعت نوشیدنی باید از دفتر خود بیرون بروند و  از سوپرمارکت و مراکز فروش  بازدید کنند و رفتار مصرف کنندگان رفتار و همچنین جاهای خالی و پر قفسه‌ها را ببینند. در واقع این شناخت است که به شما کمک می‌کند تا محصول متفاوتی و ارزشمندی را هم تولید کنید.

در عین حال فراموش نکنید نظرات  دوستان و خانواده شما در تحقیق بازار ارزش چندانی ندارد زیرا آنها شما را دوست دارند و برهمین اساس بسیاری از ایده‌های شما را تایید می‌کنند. پس اشتباه نکنید.

تحقیقات بازار باید به شما کمک کند که مشتری هدف خود در صنعت نوشیدنی را شناسایی کنید و توصیف ارزشمندی از آن داشته باشید. به طور معمول توصیف از مشتری هدف بسیار کلی و عمومی‌است. روشن بودن دقیق مشتری هدف و شناسایی نیازها و سبک زندگی او کمک بزرگی به برندسازی، بازاریابی و تولید یک محصول ارزشمند دارد.

 محصول همه کاره  و هیچ کاره

برای تولید محصول بیشتر کارآفرینان صنعت نوشیدنی به دنبال خلق یک معجون معجزه آور هستند که انواع نیازهای مصرف کننده را برطرف کند. یعنی به او سالامتی بدهد و هم او را شاد کند و اما آیا هیچ فکر کرده اید که باید همه این صفات و ویژگی‌ها را به مخاطبان و مشتریان خود یاد بدهید؟ آیا بودجه تبلیغاتی لازم را برای این کار دارید؟ این روش کاملا غلط است.

در مقابل یک تولید کننده باید به یک مزیت کاربردی نوشیدنی خود تکیه کند و محصول خودش را خیلی پیچیده نکند. فراموش نکنید نه بودجه لازم برای یاد دادن ویژگی‌های پیچیده را دارید  و نه اساسا رفتار مصرف کننده نوشیدنی در حوزه FMCG (کالاهای تند مصرف) اینگونه است که پذیرای پیچیدگی باشد. او باید پیام و مزیت اصلی محصول اصلی را به درستی درک کند.

خلق برند

برای رقابت در صنعت نوشیدنی داشتن برند بسیار مهم است. برند آن چیزی است که در ذهن مصرف کننده درباره شما وجود دارد. اشتباه نکنید! برند محصول یا لوگو و بسته بندی نیست. برند ماهیت ذهنی دارد. برند از این جهت هم اهمیت دارد که بر انگیزه‌های غیر عقلانی خرید مشتری تاثیر مستقیم و مثبت دارد. در عین حال داشتن یک شخصیت برند متناسب با مشتری هدف برای نوشیدنی بسیار واجب است. پس در بازاریابی نوشیدنی خود به دنبال خلق یک برند هم باشید. توجه داشته باشید که برندها یک شبه ساخته نمی‌شوند. از خودتان بپرسید که آیا حاضرید وارد میدان سخت و جذاب ساختن یک برند شوید و هزینه‌های آن را بپردازید؟

 بسته‌بندی را دریابیم

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی نوش آنلاین بسته بندی و طراحی از عناصر بسیار مهمی‌است که معمولا توسط تولید کنندگان نوپای صنعت نوشیدنی نادیده گرفته می‌شود در حالی که این بخش نگاه مشتری را به ویژه در سوپرمارکت‌ها به خود جلب می‌کند و در عین حال یک ابزار ارتباطی قوی برای رساندن پیام برند است. اگر بسته بندی شما بتواند این ۴ کار را انجام دهد

۱- مشتری را متوقف کند

۲- او را مشغول بررسی محصول کند

۳- مشتری را جذب محصول کند

۴- و در نهایت برای او اطمینان بخش باشد

توانسته است که از آزمون خودش موفق بیرون بیاید و بسته بندی مناسبی است.

 

این روزها شبکه اجتماعی یک بحث بسیار مهم در حوزه دیجیتال مارکتینگ است و تمامی برندها به دنبال برنامه‌ریزی برای حضور موثرتر و موفق‌تر در آن هستند. ترند شبکه‌های اجتماعی از محبوب‌ترین روندهای بازاریابی برای افراد فعال در حوزه تبلیغات و بازاریابی برای برندها و کسب‌و‌کارها است.

وقتی بحث در مورد تبلیغات در شبکه‌های اجتماعی پیش می‌آید ترند جهانی با ایران بسیار متفاوت است. با فاصله بسیار زیادی فیسبوک سردمدار شبکه‌های اجتماعی است این در حالی است که این شبکه محبوب در ایران فیلتر است و عملاً برندها هیچگونه فعالیت متناسب و برنامه‌ریزی شده‌ای در آن ندارند. در ایران به نظر می‌رسد که محبوب‌ترین شبکه اجتماعی اینستاگرام با بیش از ۱۸ میلیون کاربر فعال ایرانی است.

براساس آخرین نظرسنجی که موسسه سوشال‌فرش Social Fresh از نظر بازاریابان بدست آورده است، فیسبوک بهترین شبکه اجتماعی برای تبلیغات است و پس از آن توئیتر در جایگاه دوم قرار دارد. این در حالی است که اینستاگرام در حال رشد بسیار سریعی است و با توجه به بهینه‌سازی‌هایی که انجام می‌دهد به زودی جایگاه سومی خود را با توئیتر تغییر خواهد داد.

براساس آماری که موسسه استاتیستا Statista منتشر کرده است بیش از ۶۰ درصد بازاریابان به تبلیغات در فیسبوک تکیه می‌کنند و این آمار برای توییتر ۳۲ درصد و اینستاگرام ۳۰ درصد است. نباید فراموش کرد که شبکه اجتماعی لینکدین با ۲۳ درصد در جایگاه چهارم این فهرست قرار دارد.

براساس آخرین گزارشی که فیسبوک اعلام کرده است، بیش از ۲۰۰ هزار کسب‌و‌کار به شکل ماهیانه در اینستاگرام تبلیغ می‌کنند. این درحالی است که این سرویس برای ایران مسدود و امکان دسترسی به آن از راه‌های آسان وجود ندارد. البته روش‌های تبلیغاتی دیگری همچون تبلیغ از طریق انتشار پست در صفحات محبوب و همکاری با اینفلوئنسرها راه‌کارهایی است که برندها و آژانس‌های تبلیغاتی در ایران به سراغ آن می‌روند.

تبلیغات در شبکه‌های اجتماعی ترند جدیدی است که برندهای خارجی و داخلی از آن در سال آینده به میزان بسیار بیشتری استفاده خواهند کرد اما باید نشست و دید به نسیت استفاده از این ابزار، دانش مرتبط با آن نیز در ایران افزایش پیدا می‌کند یا خیر.

 

منبع: آی مارکتر