طراحی لوگو یکی از مهم‌ترین مراحل بازاریابی و تبلیغات یک محصول یا کسب‌وکار محسوب می‌شود. مطالعه‌ی دانشکده‌ی کسب‌وکار هاروارد، عوامل مهم در تأثیرگذاری لوگو را شرح می‌دهد.

تصور کنید که به‌عنوان مدیر بازاریابی در شرکتی خیالی به‌نام Noxu مشغول به کار هستید. محصولات این شرکت، پازل‌های فکری هستند و مدیرعامل وظیفه‌ای برای انتخاب از میان دو لوگو بر عهده‌ی شما گذاشته است. شما باید لوگویی را انتخاب کنید که بهترین بازخورد را در رونمایی از محصولات داشته باشد. از میان دو تصویر زیر، کدام‌یک را به‌عنوان لوگوی شرکت انتخاب می‌کنید؟

برای انتخاب هر یک از لوگوها می‌توان دلایلی منطقی بیان کرد؛ به‌عنوان مثال انتخاب لوگوی اول به‌معنای اهمیت به‌سادگی طراحی است و لوگوی سمت راست یعنی به طرح خود پازل وفادار مانده‌اید. درواقع با انتخاب لوگوی سمت راست، نوع فعالیت و محصول خود را نیز به مخاطب نشان داده‌اید.

دانشکده‌ی کسب‌وکار هاروارد مطالعه‌ای انجام داد تا به مدیران کسب‌وکار، راهکاری برای انتخاب صحیح‌تر طراحی لوگوی ارائه کند. بررسی لوگوهای توصیفی و غیرتوصیفی (لوگوی سمت راست توصیفی و لوگوی سمت چپ غیرتوصیفی است) بخشی از مطالعه بود که تأثیرگذاری آن‌ها را در موقعیت‌های گوناگون بررسی می‌کرد. در مسیر تحقیق، لوگوی ۵۹۷ شرکت بررسی شد.

 

آیا لوگو واقعا اهمیت دارد؟

برخی افراد و حتی مدیران رده‌بالای کسب‌وکارها تصور می‌کنند که انتخاب لوگو برای شرکت فرایندی بیهوده است. دراین‌میان، برخی دیگر اعتقاد دارند که انتخاب طراحی مناسب به‌ دلایل گوناگون اهمیت بالایی دارد. لوگویی که به‌خوبی طراحی شده باشد، مزیت‌های جانبی متعددی را برای برند به‌همراه دارد. از میان مزیت‌ها می‌توان به جذب علاقه‌ی مصرف‌کننده، تمایز از رقبا، ایجاد هویت برای برند، تأثیرگذاری بر انتخاب‌های سرمایه‌گذار و درنهایت انتقال هدف و برنامه‌های برند اشاره کرد.

لوگو را می‌توان ابزاری همه‌جانبه و همیشگی برای ارتباط دانست که احتمالا در همه‌ی بخش‌های یک کسب‌وکار حضور خواهد داشت. لوگوها از بسته‌بندی محصولات، وب‌سایت، گزارش‌های رسمی و ساختمان شرکت تا کارت‌ ویزیت و حتی لباس‌های فرم کارمندان دیده می‌شوند. درنتیجه آن‌ها را می‌توان المان‌هایی از برند دانست که تقریبا برای همه‌‌‌ی افراد مرتبط با آن نمایش داده می‌شوند. مشتریان، مهم‌ترین دسته‌ی آن افراد مرتبط هستند و درنتیجه لوگوی مناسب، اهمیت بالایی برای ارتباط خوب با آن‌ها دارد.

با توجه به اهمیت لوگو در موفقیت یا عدم موفقیت برند، خصوصیات طراحی آن اثر بالایی روی رفتار مشتری و کارایی برند دارد. به‌علاوه مطالعه‌های قبلی نشان می‌دهند که سادگی یا پیچیدگی طراحی لوگو روی تصمیم‌گیری سرمایه‌گذاران هم تأثیر دارد. به‌علاوه تقارن یا عدم تقارن لوگو نیز روی تعادل برند تأثیرگذار است.

 

لوگوی توصیفی

لوگوی توصیفی به نوعی از لوگو گفته می‌شود که دارای المان‌های طراحی بصری یا متنی (یا ترکیبی از هردو) برای توضیح دادن نوع محصول یا خدمت برند است. به‌عنوان مثال می‌توان به لوگو‌های انواع شرکت‌های فعال در صنعت غذایی اشاره کرد که عموما المانی با طراحی غذا دارند. البته لوگوی مک‌دونالد به‌عنوان یکی از بزرگ‌ترین فعالان صنعت غذا، غیرتوصیفی است. لوگوی آن‌ها المان‌های طراحی دارد که هیچ توضیحی درباره‌ی محصول برند نمی‌دهد. در تصویر زیر لوگوهای سمت چپ توصیفی و لوگوهای سمت راست، غیرتوصیفی هستند.

در جلسه‌های طراحی لوگو عموما سؤال استفاده کردن یا نکردن از لوگوهای توصیفی به بحث گذاشته می‌شود. در سال‌های اخیر بسیاری از برندها لوگوی خود را بهینه‌سازی و بازطراحی کرده‌اند تا بیشتر به سمت طراحی توصیفی پیش بروند. درمقابل، بسیاری دیگر هم لوگوهای غیرتوصیفی را ترجیح می‌دهند. به‌عنوان مثال برند Dunkin کلمه‌ی Donuts و طرح فنجان قهوه را از لوگوی خود حذف کرد و به‌سمت طراحی غیرتوصیفی رفت. درمقابل، برند Animal Planet با اضافه کردن یک فیل به طراحی لوگو، هرچه بیشتر توصیفی شد. مطالعه‌ی HBR نشان می‌دهد که ۴۰ درصد از برندها از طراحی توصیفی و ۶۰ درصد از طراحی غیرتوصیفی استفاده می‌کنند.

مطالعه‌ی دانشکده‌ی کسب‌وکار هاروارد با شرایط و ضوابط خاص نشان داد که لوگوهای توصیفی بیش از لوگوهای دیگر روی درک مصرف‌کننده از برند تأثیر دارند. به‌علاوه می‌توان تأثیر آن‌ها بر کارایی برند را هم بیشتر دانست.

 

قدرت و مزیت لوگوی توصیفی

مطالعه‌ی HBR نشان می‌دهد که مصرف‌کننده با دیدن لوگوی توصیفی، عملکرد آسان‌تری در پردازش تصویری آن خواهد داشت. درنتیجه فهم بازار برند برای او آسان‌تر خواهد بود. به‌علاوه لوگوی توصیفی در مقایسه با انواع غیرتوصیفی مزیت‌های زیر را دارد:

-      اعتماد به برند را در ذهن مصرف‌کننده افزایش می‌دهد.

-      به اعتبارسنجی بهتر برند توسط مصرف‌کننده می‌انجامد.

-      تمایل به خرید را در مشتری افزایش می‌دهد.

-      باعث افزایش بیشتر فروش برند می‌شود.

در یکی از مراحل مطالعه، شرکت‌کننده‌ها در یک نظرسنجی به‌‌صورت تصادفی به دو گروه تقسیم شدند. به یکی از گروه‌ها لوگویی توصیفی از یک رستوران سوشی نمایش داده شد و گروه دیگر، لوگوی غیرتوصیفی از همان برند را مشاهده کردند. در کنار هر دو لوگو،‌ توصیحی کوتاه از رستوران نوشته شده بود. شرکت‌کننده‌ها پس از خواندن متن توصیفی و مشاهده‌ی طراحی لوگو، نظرات خود را در مقیاس لیکرت ثبت کردند. نظرسنجی پیرامون تفکر شرکت‌کننده‌ها درباره‌ی اخلاقی بودن یا نبودن برند و علاقه‌ی آن‌ها انجام شد. مقایسه‌ی نظر‌ شرکت‌کننده‌ها نشان داد که لوگوی توصیفی در نظر آن‌ها اخلاقی‌تر بود و علاقه‌ی بیشتری نسبت به برند ایجاد کرد.

در بخش دیگری از تحقیق، یک دیتاست شامل ۴۲۳ برند B2C تحلیل شد. برای ساختن دیتاست، اطلاعات مالی هر برند (فروش خالص، هزینه‌های تبلیغات و تحقیق و توسعه، دارایی‌های کل و موارد مشابه) دریافت شد. سپس لوگوهای هر برند برای شرکت‌کننده‌ها در تحقیق ارسال شد تا توصیفی یا غیرتوصیفی بودن هر کدام را مشخص کنند. البته ۱۳ مشخصه‌ی دیگر طراحی هم از آن‌ها پرسیده شد. از میان مشخصه‌ها می‌توان به تقارن، شکل کلی، رنگ و موارد دیگر اشاره کرد.

با استفاده از تحلیل رگرسیون روی داده‌های دیتاست بالا، تأثیر لوگوی توصیفی یا غیرتوصیفی روی فروش خالص برند بررسی شد. اطلاعات مالی برندها و ۱۳ مشخصه‌ی طراحی مذکور، به‌عنوان پارامترهای کنترلی انتخاب شدند. درنهایت نتایج نشان داد که یک لوگوی توصیفی نسبت به نمونه‌ی غیرتوصیفی تأثیر بیشتری روی فروش برند دارد.

نتایج تحلیل بالا روی ۱۷۴ استارتاپ نوپا بررسی شد. همین نتایج برای استارتاپ‌ها هم صادق بود. لوگوی این استارتاپ‌ها با توضیح محصول به ۲،۶۳۰ نفر نمایش داده شد که نتایج نظرسنجی، نشان‌دهنده‌ی تمایل بیشتر خرید برای لوگو‌های توصیفی بود.

مزایای استفاده از لوگوی توصیفی را نمی‌توان به همه‌ی برندها در انواع کسب‌وکارها تعمیم داد. کارشناسان هاروارد تأثیر طراحی توصیفی را برای برندهای شناخته‌شده و شناخته‌نشده به‌صورت مجزا بررسی کردند. نتایج نشان داد که لوگوی توصیفی برای هر دو دسته‌ی‌ برندهای مشهور یا غیر مشهور تأثیری مثبت دارد. ازطرفی مقیاس این تأثیر مثبت برای برندهای مشهور بسیار کوچک‌تر بود. درواقع مصرف‌کننده، آن برندها را می‌شناسد و از محصول و خدمات آن‌ها اطلاع دارد. درنتیجه طراحی لوگو تأثیر کمتری روی او خواهد داشت.

یکی از نتایج جالب مطالعه نشان داد که لوگوی توصیفی برای برندهایی با محصول ناراحت‌کننده یا مرتبط با مفاهیم نه‌چندان خوشایند تأثیر منفی دارد. به‌عنوان مثال شرکت‌های سازنده‌ی روغن پالم، سموم دافع حشره یا موارد مشابه با توضیح محصول و خدمات خود در لوگو، مشتری را دفع می‌کنند. درواقع توضیح چنین محصولاتی تصور یک تجربه‌ی بد را در ذهن مصرف‌کننده ایجاد می‌کند و شاید او را از برند دور کند.

 

نتیجه‌گیری

اگر تصمیم به طراحی لوگو برای محصول یا کسب‌وکار خود دارید، مطالعه‌ی بالا نشان می‌دهد حداقل باید یک المان متنی یا تصویری برای نشان دادن نوع محصول و خدمت خود در آن جای دهید. به‌عنوان مثال برای طراحی لوگوی یک کافی شاپ، شاید استفاده از یک فنجان قهوه و حتی نشان دادن بخار قهوه‌ی داغ، جالب باشد. در مثالی دیگر برای طراحی لوگوی یک فروشگاه کتاب می‌توان المانی نشان‌دهنده‌ی مفهوم کتاب را در نظر گرفت. درنهایت برای طراحی شرکت فرضی Noxu نیز احتمالا لوگی سمت راست با نشانه‌هایی از پازل بازی،‌ مناسب خواهد بود.

درمقابل نکته‌های بالا، اگر شرکت شما محصولاتی با مفاهیم منفی تولید و ارائه می‌کند، لوگوی غیرتوصیفی انتخاب بهتری خواهد بود. به‌علاوه لوگوی غیرتوصیفی برای شرکت‌هایی با زمینه‌های فعالیت متفاون مناسب‌تر خواهد بود. به‌عنوان مثالی از این نوع طراحی می‌توان به لوگوی اوبر و والت دیزنی اشاره کرد. برای چنین شرکت‌هایی، لوگویی که نشان‌دهنده‌ی خانواده‌ی متعدد و متفاوت محصولات باشد، برای مشتری گیج‌کننده خواهد بود. به‌عنوان مثالی دیگر، شرکت Dunkin احتمالا به‌خاطر تصمیم به تولید انواع دیگری شیرنی، نام و نشان دونات را از لوگوی خود حذف کرد.

درنهایت نمی‌توان لوگوی توصیفی را فاکتوری حتمی برای موفقیت رونمایی از یک برند دانست. به‌علاوه می‌دانیم که لوگو مهم‌ترین المان یک برند نیست. درنهایت تنها این نکته اهمیت دارد که طراحی لوگو و استفاده از المان‌های توصیفی،‌ اثر مهمی روی مشتریان هدف خواهد داشت.

منبع: زومیت

به گزارش چاپ و نشر، اغلب ما جمله مشهور «همه چیز به سرعت در حال تغییر است» را بارها و بارها شنیده ایم. جالب اینکه تجربه شخصی ما نیز این واقعیت را تایید می کند، با این حال در زمینه فعالیت کاری هنوز هم بسیاری از ما به شیوه های سنتی پایبندیم. شاید ادامه استفاده از برخی شیوه های تبلیغاتی مخصوص دهه 80 میلادی در قرن 21 شما را وادار به تعجب کند. متاسفانه هنوز در برخی از حوزه ها ما با شیوه های مدیریت سنتی کسب و کار و به ویژه بازاریابی مواجه هستیم.

بسیاری از ما با مشاهده کارتون های قدیمی یا وسایل مربوط به دوران کودکی مان به یاد تجربه شیرین دهه ها قبل می افتیم. اگرچه هنوز هم مشاهده خاطرات دوران کودکی برای ما لذت بخش است، اما گذر زمان بازگشت دوباره آنها به زندگی مان را غیرممکن می کند. این امر در مورد تکنیک های بازاریابی نیز صادق است. به این ترتیب خیال پردازی در مورد امکان استفاده دوباره از تکنیک های قدیمی بازاریابی ریسک های زیادی به همراه خواهد داشت. نکته خطرناک تر در این میان ادامه استفاده از الگوهای قدیمی بازاریابی از سوی بسیاری از بازاریاب هاست.

امروز هدف اصلی من بررسی الگوهای قدیمی حوزه بازاریابی و بیان شیوه های جایگزین آنهاست. به این ترتیب امکان دست شستن از شیوه های قدیمی برای ما فراهم خواهد شد. بی تردید بررسی برخی از شیوه های بازاریابی قدیمی همه ما را به دوران خوش کودکی خواهد برد. نکته مهم در این میان ضرورت فراموشی آنها در حوزه کسب و کار است. در غیر این صورت فعالیت برندمان با مشکلات عمده ای مواجه می شود.

 

1. ایجاد آگاهی پیرامون برند

شیوه قدیمی: دفترچه تلفن و نقشه های عمومی

در گذشته ما از انگشتان دست مان بیش از هر عضو دیگری برای یافتن موقعیت جغرافیایی فروشگاه ها استفاده می کردیم. پیش از حضور نسل مسیریاب های هوشمند تمام اطلاعات موردنیاز در نقشه های کاغذی وجود داشت. اغلب این نقشه ها در ابعاد جیبی و به رنگ زرد منتشر می شد. به همین خاطر دنیای زرد مفهومی خاطره انگیز برای جوانان دهه 80 میلادی است. برخلاف امروز، امکان تماس با شرکت ها براساس یک جست وجوی ساده در اینترنت وجود ندارد. به همین خاطر ما مجبور به ورق زدن دفترهای بزرگ شماره تلفن عمومی بودیم.

نقشه های راهنما و دفترچه های تلفن تا دهه ها صفحه اصلی برندها برای توسعه نام شان محسوب می شد. همانطور که امروزه صفحه گوگل بیزینس اهمیت بالایی دارد، در دهه 80 میلادی نیز دفترچه تلفن های عمومی میزبان فعالیت بازاریابی برندها بود. به طور معمول آگهی ها در این دفترچه ها شامل نام، آدرس و شماره تماس شرکت ها بود. در صورت پرداخت پول اضافه امکان درج شعار تبلیغاتی نیز وجود داشت. طنز تلخ ماجرا در این مورد اشتباه های تایپی در چاپ اطلاعات بود. به این ترتیب گاهی اوقات برای خرید پوشاک آدرس یک پیتزافروشی درج می شد. این امر مشکلات زیادی برای مشتریان به ارمغان می آورد.

 

شیوه مدرن: مدیریت سئو محلی

در سال 2019 دیگر خبری از دفترچه های تلفن نیست. اگرچه هنوز هم توسعه برند و ایجاد آگاهی پیرامون آن اهمیت دارد. به همین خاطر شیوه های آگاهی بخشی دستخوش تغییر و تحولات زیادی شده است. اکنون منبع اصلی مردم برای یافتن اطلاعات مورد نیازشان پیرامون برندها موتورهای جست وجوگر است. پلتفرم هایی مانند گوگل و یاهو حجم وسیعی از اطلاعات موردنیاز کاربران را در کمترین زمان ممکن ارائه می کنند. مزیت این شیوه امکان دسترسی به اطلاعات کاملا دقیق و طبقه بندی شده است، بنابراین دیگر خبری از اشتباهات فاحش در زمینه چاپ اطلاعات نیست. به علاوه، دیگر نیاز به جست وجوی نام برند موردنظرمان در میان هزاران نام دیگر نخواهد بود. به طور کلی فرآیند دسترسی به شرکت ها با سهولت بسیار بیشتری دنبال می شود. منبع اصلی اعتبار برندهایی نظیر گوگل ارائه اطلاعات معتبر است، بنابراین با استفاده از این ابزارها سرعت و دقت یافتن اطلاعات موردنیاز پیرامون برندها افزایش یافته است.

صاحبان کسب و کارهای کوچک اکنون بیش از هر زمان دیگری به اهمیت مدیریت سئو محلی آگاهی یافته اند. مدیریت سئو به استفاده از ساز و کارهایی برای بهبود رتبه سایت برندمان در نتایج جست وجوی کاربران اطلاق می شود. از آنجایی که اغلب برندهای کوچک در سطح محلی فعالیت دارند، سرمایه گذاری بر روی مدیریت سئو کلان ایده چندان مناسبی برای آنها نخواهد بود. براساس گزارش گوگل نزدیک به 80درصد از کاربران این پلتفرم از آن برای یافتن اطلاعات مربوط به برندهای فعال در سطح محلی استفاده می کنند. درست به همین خاطر توجه به موتورهای جست وجو برای برندها اهمیت بالایی دارد.

 

2. تبلیغات آماری

شیوه قدیمی: تبلیغات چاپی

توسعه و تحول رسانه های جمعی در دهه 80 موجب توجه هرچه بیشتر برندها به حوزه تبلیغات شد. بالطبع با افزایش توجه برندها عرصه کسب و کار بازاریاب ها و آژانس های تبلیغاتی نیز رونق خاصی پیدا کرد. بدون شک از دهه 80 به این سو تبلیغات تلویزیونی رونق چشمگیری یافته است. البته این امر نباید موجب بی توجهی به تبلیغات چاپی شود. روزنامه ها و به طور کلی مطبوعات در دوران طلایی شان درآمد سرشاری از تبلیغات چاپی به دست می آوردند. تحول بیلبوردهای خیابانی نیز از همین زمان شروع شد. به این ترتیب فضای شهرها و رسانه های آن هرچه بیشتر حال و هوای تجاری به خود گرفت.

امروزه اغلب تبلیغات مربوط به گوشی های همراه از طریق اینترنت انجام می شود، با این حال همین چند دهه پیش نسل نخست گوشی های همراه به صورت چاپی در مجلات مختلف تبلیغ می شد. نکته جالب علاقه مشتریان به صفحات مربوط به تبلیغات مجلات بود. به این ترتیب میزان تاثیرگذاری تبلیغات چاپی بسیار بالا ارزیابی می شد. از زمان ظهور و توسعه اینترنت و به ویژه معرفی شبکه های اجتماعی عرصه تبلیغات چاپی دچار رکود شد. دیگر خبری از آن هیاهوهای گسترده برای کسب صفحه نخست تبلیغات در روزنامه های مطرح نیست. در عوض، اکنون رقابت سختی برای نمایش تبلیغات در شبکه های اجتماعی مشهور مانند اینستاگرام وجود دارد. مزیت اصلی این رسانه های تبلیغاتی امکان دسترسی به دامنه بسیار وسیع تر از مخاطب هدف است. به همین خاطر دیگر برندها توجه چندانی به عرصه تبلیغات چاپی ندارند.

 

شیوه مدرن: تبلیغات دیجیتال

تبلیغات چاپی هنوز هم ادامه حیات دارد، با این حال بودجه های هرچه بیشتری در زمینه تبلیغات دیجیتال صرف می شود. امروزه به بیان اغلب کارشناس های خبره هیچ پلتفرمی توان رقابت با حوزه تبلیغات دیجیتال را ندارد. نکته جالب عدم تمرکز صرف طراح های تبلیغاتی بر روی شبکه های اجتماعی است. بیلبوردها در عصر کنونی ماهیت کاملا دیجیتال یافته اند. به این ترتیب حتی امکان پخش ویدئو نیز در آنها وجود دارد. سایت های پرطرفدار نظیر eBay و آمازون یکی از بهترین موقعیت های تبلیغاتی را در اختیار برندها قرار داده اند. همچنین شیوه های نوینی نظیر ساخت پادکست و حمایت مالی از آنها نیز در کانون توجه قرار گرفته است.

امروزه درست مانند روند توسعه گوشی های هوشمند، اندازه تبلیغات نیز آب رفته است. دیگر خبری از تبلیغات طولانی در عرصه کسب و کار نیست. برعکس، تمرکز اصلی بر روی انتقال پیام اصلی در کوتاه ترین زمان ممکن است. حوصله کاربران مدرن بسیار کوتاه شده است، بنابراین آنها حوصله کنار آمدن با تبلیغات طولانی را ندارند.

به عنوان آخرین نکته در این بخش باید به توسعه تبلیغات ویدئویی اشاره کنم. تا پیش از این مجال زیادی برای برندها در راستای ساخت ویدئوهای تبلیغاتی وجود نداشت. اکنون به لطف توسعه روند ضبط ویدئوها و تکنیک های فیلمبرداری با هزینه اندک همه برندها امکان تولید ویدئوی تبلیغاتی را دارند. جالب اینکه حوزه شخصی سازی تبلیغات نیز به شدت توسعه یافته است. به این ترتیب برندها فرصت کافی برای شخصی سازی تبلیغات موردنظرشان را خواهند داشت. این امر موجب توجه هرچه بیشتر برندها به دسته بندی دقیق دامنه مخاطب هدف شان می شود. پلتفرم هایی نظیر گوگل و فیس بوک نیز در این میان با ارائه راهکارهای کاربردی اقدام به کسب درآمدهای سرشار می کنند.

 

3. حوزه عمومی تبلیغات

شیوه قدیمی: تبلیغات تلویزیونی

در دهه 80 بین پخش سریال های مختلف تبلیغات نسبتا جذاب و پرشماری پخش می شد. نکته جالب در مورد این تبلیغات مدت زمان طولانی پخش آنها بود. ثبت رکورد پخش 30دقیقه تبلیغ پشت سر هم در دهه 80 امر عجیبی محسوب نمی شد. به این ترتیب مخاطب ها در برخی از موارد اقدام به تغییر کانال و مشاهده برنامه ای دیگر تا شروع برنامه تازه کانال قبلی می کردند. این امر به معنای از دست رفتن تلاش های تبلیغاتی در تلویزیون بود.

در دهه 80 فروش در منزل نیز توسعه یافت. به این ترتیب فروشندگان برندهای بزرگ با حضور در خانه افراد اقدام به تبلیغ محصولات مختلف و فروش می کردند. موفقیت این شیوه در گرو آگاهی مناسب فروشندگان از زبان بدن و نحوه تاثیرگذاری بر روی مخاطب بود. به این ترتیب بسیاری از مشتریان در دهه 80 حتی اقدام به خرید محصولات کاملا نامناسب برای خود می کردند. این امر قدرت فروش در آن دوره را نشان می داد.

امروزه هنوز هم تبلیغات ویدئویی در جریان است، با این حال دیگر آن شور و حال سابق را ندارد. مخاطب های مدرن بیشتر علاقه مند به مشاهده برنامه های سرویس های پخش آنلاین به جای کانال های سنتی هستند. نکته مهم برای کسب و کارهای کوچک ناتوانی آنها در زمینه استفاده از تبلیغات تلویزیونی است. پیش از این فقط برندهای بزرگ توانایی پرداخت هزینه های گزاف تبلیغات را داشته اند. به همین خاطر سطح قیمت تبلیغات در تلویزیون به طور سرسام آوری افزایش می یابد.

 

شیوه مدرن: تبلیغات ویدئویی آنلاین

براساس مطالعه ای از سوی موسسه eMarketer در سال 2019 برای نخستین بار مردم ایالات متحده زمان بیشتری پای گوشی های هوشمند در مقایسه با تلویزیون صرف می کنند. این امر به معنای سلطه گوشی های هوشمند بر زندگی و اوقات فراغت مردم است. چنین پیش بینی از یک دهه قبل به صورت های مختلف از زبان کارشناس-های مختلف بیان شده بود. با این حال باور اینکه تلویزیون با آن سابقه و محبوبیتش در رقابت با دستگاه های هوشمند کوچک شکست بخورد، هنوز هم عجیب به نظر می-رسد.

در طول سال های اخیر فرم ویدئو در میان کاربران آنلاین محبوبیت گسترده ای پیدا کرده است. براساس پیش بینی گوگل تا سال آینده 80درصد فضای کل اینترنت به تسخیر فرمت ویدئو درمی آید. تاثیر این امر بر روی حوزه تبلیغات کاهش تاثیرگذاری الگوی تبلیغات متنی است. اگر تا پیش از این نگارش متن های جذاب تبلیغاتی اهمیت داشت، اکنون ساخت ویدئوها مهم شده است. مردم دیگر حوصله مطالعه متن ندارند، به ویژه اگر متن موردنظر تبلیغاتی باشد.

امروزه امکان تبلیغ ویدئویی در پلتفرم هایی نظیر یوتیوب به آسان ترین شیوه ممکن فراهم شده است. تنها پیش نیاز این امر ساخت یک ویدئوی جذاب و ترجیحا کوتاه است. به این ترتیب امکان جلب نظر طیف وسیعی از افراد در سراسر جهان فراهم خواهد شد. به مانند سایر حوزه ها، در اینجا نیز مخاطب حوصله مواجهه با تبلیغات طولانی را ندارد. به همین خاطر برد با برندهای موفق در زمینه تولید ویدئوهای تا حد ممکن کوتاه خواهد بود.

 

4. بازاریابی مخاطب محور

شیوه قدیمی: تماس های تلفنی بی روح

در دهه 80 میلادی نحوه بازاریابی برای جلب نظر مشتریان بسیار متفاوت با امروز بود. آن زمان تلفن یکی از مدرن ترین شیوه های ارتباط از دور محسوب می شد. به همین خاطر بسیاری از برندها بخش ویژه بازاریابی تلفنی برقرار می کردند. وظیفه اصلی این بخش تماس با تمام مشترکین تلفن در محدوده موردنظر شرکت و تبلیغ محصولات و خدمات شان بود. بی تردید پیگیری گسترده این شیوه از سوی برندهای بزرگ و کوچک بیانگر موفقیت آمیزبودنش است، با این حال با گذشت اندک زمانی ماهیت این شیوه تغییر یافت. در حقیقت مخاطب دیگر علاقه مند به دریافت تماس های پرتعداد تبلیغاتی نبود. این روند تا به امروز نیز ادامه دارد. اکنون افراد در صورت مشاهده تماس تبلیغاتی بر روی تلفن همراه شان به سرعت شماره موردنظر را وارد لیست سیاه می کنند. به این ترتیب دیگر امکان برقراری تماس برای شرکت موردنظر فراهم نخواهد بود.

در دهه 80 فروش تلفنی بدون هرگونه استراتژی و برنامه قبلی روی می داد. کارمندان بخش بازاریابی تلفنی برخلاف فروشندگان حضوری انگیزه و اشتیاق لازم برای تلاش در راستای جلب نظر مشتریان را نداشتند. این امر در کنار سایر مشکلات ساختاری و مربوط به فناوری آن زمان موجب ایجاد ماهیت شانسی برای تماس های تبلیغاتی شد. بسیاری از فروشندگان بدون تغییر برنامه شان در زمینه گفت وگو با مخاطب فقط به فکر برقراری تماس های هرچه بیشتر بودند. در نتیجه دریافت دست کم یک تماس تبلیغاتی در روز برای مشترکین تلفن ثابت و سپس همراه امری عادی محسوب می شد.

 

شیوه مدرن: بازاریابی چند رسانه ای

اگر کسب و کار شما همچنان از تماس های تلفنی برای جلب نظر مشتری استفاده می کند، وضعیت برندتان بسیار خطرناک است. به هر حال شما هنوز به شیوه ای کلاسیک و مختلف به 3 دهه پیش پایبند هستید. این امر بیانگر نکات مثبتی در مورد کسب و کار شما نخواهد بود.

امروزه به لطف نرم افزارهای نمایش شماره تماس گیرنده و اپ های هوشمند مسدودسازی شماره های تبلیغاتی دیگر دامنه فعالیت برندها در حوزه تماس تلفنی چندان گسترده نیست. روند توجه و تمایل افراد به پاسخگویی و خرید محصولات مختلف از طریق تماس تلفنی به شدت کاهش یافته است. در این میان بازاریاب ها به سراغ راهکار تازه ای رفته اند. راهکار موردنظر و جایگزین در این بخش بازاریابی چند رسانه ای است. به این ترتیب دیگر تمرکز صرف بر روی یک یا چند حوزه قرار نمی-گیرد. به گزارش وال استریت ژورنال، بازاریابی مبتنی بر تماس تلفنی دیگر بدل به الگویی قدیمی و کاملا کهنه شده است.

اکنون شیوه بازاریابی برندها تنوع بسیار زیادی یافته است. بازاریابی ایمیلی، توسعه وبلاگ، فعالیت در شبکه های اجتماعی و طراحی سایت کاربردی برای برندمان از جمله این فعالیت های همزمان و تاثیرگذار است. نکته جالب اینکه امکان بیان برتری یک مورد بر دیگری به همین راحتی امکان پذیر نیست. به همین خاطر اغلب برندها تمام این شیوه ها را در کنار هم پیگیری می کنند.

مزیت اصلی دنیای بازاریابی مدرن امکان دستیابی به اطلاعات وسیع در مورد مشتریان است. این امر ما را در راستای شخصی سازی اطلاعات برای آنها یاری خواهد کرد. در نتیجه تاثیرگذاری محتوای بازاریابی برندها افزایش چشمگیری می یابد.

 

بازاریابی نامه محور و ایمیلی

شیوه قدیمی: ارسال نامه به صورت مستقیم

ارسال نامه به اشخاص در دهه 80 راهکار بسیار موثری برای انتقال پیام محسوب می-شد. آن زمان هنوز سرویس های ایمیل و پیام رسان های مختلف شروع به کار نکرده بودند. به همین خاطر نامه مهم ترین پل ارتباطی میان افراد پس از تماس تلفنی محسوب می شد. نکته جالب در این میان ساختار یکسان و مشابه تمام نامه ها در آن دوران بود. به این ترتیب همه نامه ها با یک ساختار مشخص شروع می شدند. این امر پس از گذشت اندک زمانی از تبدیل ارسال نامه به ترند بازاریابی موجب کاهش شدید تاثیرگذاری اش شد.

امروزه اغلب مردم به زحمت نگاهی به صندوق پستی منزل شان می اندازند. مهم ترین پیام ها که شامل قبض های خدماتی بود نیز دیگر به صورت کاملا هوشمند صادر می-شود. با این حساب شاید تا چند سال آینده دیگر هیچ خبری از پیام های فیزیکی نباشد.

 

شیوه مدرن: بازاریابی ایمیلی

در سال 2019 روند رشد بازاریابی ایمیلی همچنان ادامه دارد. امروزه مردم در طول روز به طور مداوم ایمیل های شان را چک می کنند. به علاوه، اپ های موبایلی نیز در صورت دریافت ایمیل تازه پیامی خاص برای کاربران ارسال می کنند. به این ترتیب احتمال عدم مشاهده ایمیل های مهم از سوی کاربران به شدت کاهش می یابد. چالش اصلی برندها در این فضا تولید محتوای جذاب برای مخاطب است. به این ترتیب امکان جلب نظر وی به فرآیند بازاریابی و تبلیغات برندمان وجود خواهد داشت. یکی از مزیت های شیوه بازاریابی ایمیلی آزادی عمل مخاطب است. به این ترتیب وی در هر زمان دلخواه فرصت مشاهده پیام ما را خواهد داشت. توجه به انتخاب تیتر مناسب برای ایمیل مهم ترین وظیفه برندها محسوب می شود.

منبع: فرصت امروز

موفقیت در بازاریابی محتوا در گرو توجه به یک سری استراتژی و تکنیک خاص است. در این مطلب با چگونگی دستیابی به کانتنت مارکتینگ (Content Marketing) موفقیت آمیز آشنا خواهیم شد.

با در نظر گرفتن مسیری که دیجیتال مارکتینگ امروز به سوی آن حرکت می‌کند، استفاده از بازاریابی محتوا برای هر استارت آپ یا برند ضروری است. واقعیت این است که نزدیک به ۹۸ درصد مدیران کسب و کارها، امروز در حال استفاده از این ترفند هستند و دلیل آن نیز ساده است؛ بازاریابی محتوا بازخورد بسیار خوبی دارد.

طی چند سال اخیر، موسس‌های استارتاپ‌های زیادی به افزایش فروش خود بعد از حضور در وب سایت‌های معروفی همچون Techcrunch و Business Insider اعتراف کرده‌اند. این موضوع تاکید دیگری بر کارایی کانتنت مارکتینگ است. در ادامه ۱۰ نکته درباره چگونگی داشتن یک برنامه بازاریابی محتوا ی موفقیت آمیز بیان خواهیم کرد.

 

۱- حجم مناسب

یک وب سایت باید به خاطر تولید مقاله‌هایی طولانی به خود ببالد. این دسته نوشته‌ها ارزش محتوایی زیادی داشته و از نظر گوگل، بسیار ارزشمند محسوب می‌شوند. با این حال، حقیقت این است که کاربران بی‌حوصله امروزی، مقاله‌های کوتاه را ترجیح می‌دهند، هر چند بسته به نوع محتوا، ممکن است به خواندن آن تا انتها حتی در صورت طولانی بودن، مشتاق شوند.

بر اساس یک تحقیق توسط NNgroup، بیشتر کاربران، مقاله‌های هزار کلمه‌ای یا کمتر را ترجیح می‌دهند. گزارش دیگری توسط Buffer نشان داد نزدیک به نیمی از کاربران، در حد چند ثانیه برای یک مطلب زمان می‌گذارند. به عبارتی آن‌ها به صورت گذرا به مطلب نگاهی انداخته و در پی یافتن چیزی جالب توجه هستند تا روی آن تمرکز کنند.

 

۲- استفاده از عناصر بصری

موفقیت در بازاریابی محتوا در گرو ایجاد مطالبی با ظاهر زیبا است، چرا که بیشتر کاربران، آن‌ها را ترجیح می‌دهند.

منظور از عناصر بصری که در افزایش زیبایی یک محتوا نقش به سزایی دارند، انواع اینفوگرافیک، عکس‌های دارای کیفیت بالا یا ویدیو محسوب می‌شوند. دلیل افزایش جذابیت مطلب به خاطر استفاده ساده از آن‌ها است؛ وقتی کاربری به یک وب سایت وارد می‌شود، در صورت داشتن ظاهری زیبا به آن جذب خواهد شد. به عبارتی چشم کاربر به محض ورود، به جای کلمات، به دنبال عناصر بصری همچون تصاویر است. هر چقدر مطالب وب سایت باکیفیت و اورجینال باشند، به خاطر عدم تاثیرگذاری اولیه مناسب، کاربر را جذب نخواهد کرد.

مزیت دیگر استفاده از آن‌ها داخل مطلب، بهینه‌سازی برای موتورهای جستجو است. یک محتوای فاقد فایل‌های تصویری در مقایسه با مطلبی دارای آن‌‌ها، از نظر موتورهای جستجو دارای ارزش کمتری است. پیشنهاد می‌کنیم برای جلب توجه بهتر موتورهای جستجو از طریق استفاده از فایل‌های چند رسانه‌ای، مطلب «آموزش بهینه سازی تصاویر برای موتور جستجوی گوگل» را از دست ندهید.

 

۳- ساده نگه داشتن مطلب

برخلاف زمان تولید مقاله‌های بلند، نباید از پیچیده و سنگین کردن محتوای مطالب خود خوشحال باشید! تولیدکنندگان محتوا، روی سبک نویسندگی رسمی تاکید دارند، اما واقعیت این است که خوانندگان، مطالب دارای سبک نوشتاری رسمی اما با درون مایه طنز را بیشتر می‌پسندند.

برای ساده نگه داشتن مطلب و رسیدن به بازاریابی محتوا موفقیت آمیز پاراگراف‌های را کوتاه کرده و در صورت امکان، لابه‌لای حرف‌ها، از کلمه‌هایی غیر رسمی استفاده کنید. این استراتژی، مطلب را از حالت خشک و خالی خارج کرده و خواندنش را حتی در صورت طولانی بودن لذت‌بخش می‌کند. کاربران به منظور اشتراک‌گذاری این دسته مطالب تمایل بیشتری نشان می‌دهند. نحوه تاثیرگذاری استفاده از کلمه‌های غیر رسمی، متداول و عامیانه را می‌توان کمی شبیه به زمان تعریف داستان برند خود دانست.

 

۴- بهینه‌سازی مطلب برای موتورهای جستجو

در زمان تولید محتوا، باید کاربران وارد شونده به وب سایت خود به صورت مستقیم و همچنین ربات‌های موتورهای جستجو را مد نظر قرار بدهید. بسیاری از کاربرانی که امروز به صورت مستمر به وب سایت شما سر می‌زنند، روزی از طریق گوگل با آن آشنا شده‌اند.

باید از تولید محتوا منطبق بر قوانین سئو اطمینان پیدا کنید. مهمترین نکته در تولید محتوا برای جلب توجه موتورهای جستجو، انتخاب کلمه‌های کلیدی صحیح است. برای موفقیت در این کار می‌توانید از مطلب «چگونه کلمات کلیدی مناسب برای تولید محتوا پیدا کنیم؟» کمک بگیرید.

 

۵- تولید برای ویروسی شدن

به عنوان یک نویسنده در پی دستیابی به بازاریابی محتوای موفقیت آمیز نباید مطالبی شبیه به یکدیگر تولید کنید. هدف از تولید همه محتواها، ویروسی شدن آن‌ها (افزایش محبوبیت و دست به دست شدن توسط کاربران) نیست. این نکته‌ای منفی محسوب نمی‌شود، چرا که قرار نیست همه مطالب ارزش یکسانی داشته باشند.

در عین حال، باید یک سری محتوای متنی، تصویری و ویدیویی با هدف انتشار به صورت ویروسی تولید کنید. طی چند سال اخیر، برندهای زیادی تنها با استفاده از بازاریابی ویروسی توانسته‌اند فروش ماهیانه خود را از چند هزار دلار به چند میلیون دلار برسانند. به عنوان نمونه می‌توان به Dollar Shave Club اشاره کرد که ویدیوی تبلیغاتی آن در یوتیوب مثل ویروس بین کاربران منتقل شد و انفجاری در میزان فروش آن ایجاد کرد. در مطلب «طراحی سایت و بازاریابی ویروسی چطور به موفقیت شما کمک میکنند؟» نکات مهمی در این رابطه مخصوصا درباره نحوه موفقیت کمپین تبلیغاتی Dollar Shave Club بیان کردیم.

 

۶- تولید محتوا در پلتفرم‌های پرطرفدار

یکی از اشتباهات متداولی که از دستیابی به موفقیت در بازاریابی محتوا جلوگیری می‌کند، تمرکز صرف روی وبلاگ است. وجود وبلاگ بخش مهمی از بازاریابی محتوا به شمار رفته و بدون آن نمی‌توان توجه کاربران و مخصوصا موتورهای جستجو را جلب کرد، اما همه فعالیت‌ها در زمینه تولید محتوا نباید به این قسمت از وب سایت ختم شود.

می‌بایست سایر پلتفرم‌هایی که خوانندگان مشتاقی در آن‌ها پیدا می‌شوند را پیدا کرده و درونشان زمان صرف کنید. به عنوان نمونه می‌توان به مدیوم، فیس بوک و اسنپ چت اشاره کرد. پیشنهاد ما به شما صرف وقت و تمرکز روی وب سایت Quora است. در مطلب «چگونه از وب سایت Quora برای بازاریابی استفاده کنیم؟» آموزش کاملی درباره نحوه استفاده از این پلتفرم برای رشد برند و افزایش فروش ارائه شده است.

 

۷- تمرکز روی کیفیت به جای کمیت

یکی دیگر از اشتباهات متداول مدیران شرکت‌ها، درخواست از نویسنده یا مدیر وب سایت برای افزایش حجم محتوا است. البته نمی‌توان انتشار تعداد زیادی پست در هر روز یا هفته را نکته‌ای منفی دانست، اما واقعیت اینجاست که خواه ناخواه، این رفتار کیفیت را تحت شعاع قرار می‌دهد.

وقتی کیفیت کاهش و حجم محتواهای (بی‌کیفیت) افزایش پیدا می‌کند، رفته رفته کاربرانتان را از دست خواهید داد. از طرفی گوگل نیز روی تولید محتوای دست اول، اورجینال، بکر و باکیفیت تاکید داشته و هرگز وب سایت‌ها را وادار به انتشار تعداد زیادی پست به صورت مستمر نکرده است؛ گوگل دوست ندارد دیتابیس سرورهای موتور جستجوی آن، مملو از محتواهای بی‌ارزش و بی‌کیفیت شود!

 

۸- تمرکز روی یک حوزه کاری و موقعیت جغرافیایی مشخص

نباید از همان ابتدا در پی گسترش زمینه فعالیت خود بوده و بخواهید دنیا را با مطالبتان تکان بدهید. وقتی محتواهایی بیش از اندازه عمومی تولید کنید، شانس دیده شدنتان کاهش پیدا می‌کند، چرا که پیش از این، وب سایت‌های قوی‌تری سال‌ها روی آن دسته‌بندی‌ها فعالیت کرده و محبوب شده‌اند.

درست به همین دلیل در مطلب آموزش نحوه انتخاب کلمه کلیدی، توصیه ما تمرکز روی عبارت‌های کلیدی بلند و مربوط به مفاهیم جزئی، به جای کلمه‌های کلی و عمومی بود.

 

۹- آنالیز و بررسی پیوسته

بعد از انتشار هر مطلب، باید رد آن را بگیرید. به این وسیله به بازخورد انواع مطالب منتشر شده پی برده و می‌توانید مسیر حرکت درستی را برای خود ترسیم کنید. اهمیت این موضوع برای کسب موفقیت در بازاریابی محتوا سبب شده مدیران وب سایت‌ها، از ابزارهای مختلفی برای ارزیابی داده کسب شده بعد از آنالیز مطالبشان استفاده کنند. خوشبختانه استفاده از بیشتر این ابزارها رایگان است.

به عنوان نمونه‌ای رایگان و بسیار مهم می‌توان به گوگل آنالیتیکس اشاره کرد. در اینجا، تعداد کاربرانی که مطالب شما را خوانده یا ویدیوهایتان را تماشا کرده‌اند، نشان داده خواهد شد. پی بردن به سن، جنسیت، محل زندگی و نوع دستگاه و سیستم عامل مورد استفاده توسط کاربران، تنها بخشی از دیگر مزایای استفاده از گوگل آنالیتیکس است.

با استفاده از یک سری ابزار می‌توان دریافت از چه وب سایت‌ها و پلتفرم‌هایی ترافیک به وب سایت شما وارد می‌شود. آن‌ها به شما نشان می‌دهند در چه بازه زمانی بیشترین کاربر آنلاین در وب سایتتان حضور دارند. این بازه، بهترین زمان برای انتشار مطالب جذاب‌تر است.

 

۱۰- کمک گرفتن از فریلنسرها و اینفلوئنسرها

برای به دست آوردن مخاطبان زیاد به ازای پرداخت هزینه‌ای قابل قبول، باید در فریلنسرها و اینفلوئنسرها سرمایه‌گذاری کنید. در حقیقت، نزدیک به ۵۵ درصد شرکت‌های آمریکایی امروز برای برطرف کردن نیازشان در حوزه تولید محتوا از فریلنسرها استفاده می‌کنند. تعداد زیادی از آن‌ها نیز به کمک اینفلوئنسرها برندشان را گسترش می‌دهند.

طی دو سال اخیر، برندهای زیادی به وسیله همکاری با اینفلوئنسرها، از فروش چند هزار دلاری در هر ماه به درآمدهای میلیون دلاری دست پیدا کرده‌اند. یک مثال بسیار خوب، شرکت گوشی‌ساز چینی وان پلاس محسوب می‌شود. دلیل افزایش محبوبیت گوشی‌های اندرویدی این شرکت موسوم به «قاتلان پرچمدار» طی چند سال اخیر، همکاری نزدیک وان پلاس با تعداد زیادی از اینفلوئنسرها در سراسر دنیا بوده است.

منبع: webdesignerdepot

به گزارش چاپ و نشر؛ بازاریابی، تبلیغات و روابط عمومی در سازمان‌ها و در سطح ایران و جهان در حال تغییر است و روندهای جهانی جدیدی در این عرصه‌ها در حال شکل‌گیری است. نوشتار حاضر که مبتنی بر سخنرانی‌های ایراد شده در همایش ملی «بازاریابی در عصر دیجیتال» به نگارش درآمده، به ارائه راهکارهایی برای همگام شدن با موج تحولات انقلاب صنعتی چهارم و پنجم می‌پردازد. این همایش، با هدف بررسی تقابل بین سنت و مدرنیته در بازاریابی، به همت موسسه معنا، در مرکز همایش‌های دانشگاه شهید بهشتی برگزار شد.

سخنرانان این همایش با ترسیم اخبار و جریانات به‌روز از اتفاقات مهمی که آینده بازاریابی را تحت‌تاثیر قرار می‌دهند و با معرفی بخشی از ابرروندهای بازاریابی در عصر دیجیتال، به ترسیم دورنمایی از آینده بازاریابی در ایران پرداختند.

همچنین حضور برندهای بین‌المللی در این همایش، علاوه‌بر بازگو کردن دغدغه‌ برند‌های بین‌المللی در بازاریابی در ایران، مخاطبان همایش را با جریان‌های بازاریابی در کشورهای توسعه‌یافته نیز آشنا کرد. بیان تجربه کمپین‌های برتر و موفق بومی‌سازی شده در ایران و نحوه استفاده از داده‌ها در جریان‌سازی رسانه‌ها و ترفندهای داستان‌سرایی در همراه ساختن مخاطب مثال‌هایی از پیاده‌سازی روندهای امروزی بازاریابی در دنیاست.

دکتر حکیم‌زاده، مشاور ارشد و مدرس مدیریت، با استناد به فهرست ۱۰ برند برتر دنیا - که شش‌تای آنها تحت‌تاثیر تکنولوژی هستند - در سخنرانی خود اعلام کرد که فقط همین ۱۰ برند، ۴۳ درصد ارزش ۱۰۰ برند برتر را دارند. طبق گفته‌های او، از سال ۲۰۲۰، اینترنت نسل پنجم ظهور خواهد کرد و وارد انقلاب صنعتی پنجم خواهیم شد. با این فناوری می‌توان فیلم‌های دو ساعته را در ۳ ثانیه دانلود کرد؛ بازی‌های آنلاین تغییرات جدی خواهند داشت و برای بازی‌، کامپیوترهای قوی نیاز نخواهد بود. همچنین خودروهای خودران بسیار همه‌گیر خواهند شد.

او با مثالی زنده از مدل کسب‌وکار خودروهای اشتراکی مرسدس بنز که مشابه تاکسی‌های آنلاین امروزی - با به اشتراک‌گذاری خودرو است تشریح کرد که چگونه رفتار مصرف‌کنندگان در حال تغییر است. در چنین سرویسی با سه میلیون کاربر، هر ۲/ ۱ ثانیه یک خودرو به اشتراک گذاشته می‌شود. جالب است که شرکت بنز این سرویس را فقط در اختیار افرادی که بنز دارند قرار می‌دهد و کاربران این سرویس می‌توانند در کشورهای دیگر نیز از خودروهای مرسدس بنز استفاده کنند. با این کار کمپانی بنز، حتی به شما اجازه نمی‌دهد که خودروی دیگری را تجربه کنید. چرا این شرکت به سمت سرویس اشتراک خودرو گام برداشته است؟ اولین مگاترند یا ابرروند در دنیا این است که علاقه به مالکیت کاهش پیدا کرده است. مردم به جای «مالکیت» به‌دنبال «دسترسی»‌ هستند؛ اما این موضوع چه ارتباطی با بازاریابی دارد؟ این ابرروندها، مقیاس کسب‌وکارها را عوض می‌کنند. مفهوم مرسدس بنز این بود که هر شخص با داشتن آن، جایگاه اجتماعی خود را بیان کند؛ اما در حقیقت حتی جایگاه بازار که مهم‌ترین دارایی بنز است، اکنون در حال تحول است. جنرال موتورز نیز با درک همین موضوع، امتیاز «lyft»، یکی از سرویس‌های مشابه تاکسی‌های آنلاین را خریداری کرده است. جواد حکیم‌زاده با بررسی چند مگاترند مهم دیگر جهانی در پایان سخنرانی خود بیان کرد که «جمعیت جوان ایران، به صورت تهاجمی وارد عرصه فناوری‌های دیجیتال شده‌اند. یکی از کشورهایی که از مگاترندها عقب نخواهد افتاد، ایران است.»

ایمان رحمتی‌زاده، مدیر ارشد یکی از شرکت‌های خدمات بازاریابی دیجیتال در ایالات‌متحده، روش داستان‌سرایی در تبلیغات و جریان‌سازی‌های خبری، انتشار قطره‌چکانی داده‌ها و تبدیل آن به کمپین‌های رسانه‌ای را مثالی از روندهای امروزی در بازاریابی برشمرد. او در ادامه با بیان اینکه داستان‌گویی روشی برای برقراری ارتباط شرکت‌ها با مخاطبانشان است، برای رسیدن به هر هدفی، مثل افزایش آگاهی از برند، تصمیم برای خرید، تغییر نظر منفی مخاطب نسبت به برند و... تکرار پیام و ادامه جریان روایی داستان را بسیار مهم دانست؛ اما چگونه می‌توان برای یک مخاطب چندبار پیام را تکرار کرد و بازده گرفت؟ برای به‌دست‌آوردن اطلاعات به کلان‌داده‌ها نیاز داریم؛ اما داشتن دیتای حجیم به‌تنهایی باعث موفقیت شرکت نمی‌شود. چیزی که شرکت‌ها را موفق می‌کند و پیش می‌راند، تصمیمات درست است؛ تصمیماتی که اولا بتوانند آینده را پیش‌بینی کنند و دوم بتوانند سرعت بگیرند.

رحمتی‌زاده همچنین در سخنرانی خود به اهمیت هوش مصنوعی و یادگیری ماشین‌ها در تصمیم‌سازی سازمان‌ها و کسب‌وکارها و استخراج مدل‌ها از داده‌های پراکنده اشاره و بیان کرد که مدل‌ها در علوم کامپیوتر و ریاضیات می‌توانند با مقداری داده آینده را پیش‌بینی کنند، اما ساخت مدل‌ها پیچیده‌ است و در دنیای دیجیتال به سرعت اعتبار خود را از دست می‌دهند. اینجاست که هوش مصنوعی و یادگیری ماشین به کمک می‌آید. یادگیری ماشین زیربنای همه انواع خدماتی است که برای برندها و شرکت‌ها عرضه و توسط شرکت‌هایی اجرا می‌شود که موفق شوند از داده‌های نامربوط، بزرگ و پراکنده، به مدل‌هایی برسند که بتوانند تصمیمات خوب بگیرند و آینده را پیش‌بینی کنند. رحمتی‌زاده پس از بررسی نقاطی در طراحی کمپین‌های داده‌محور که می‌توانند بهبود یابند و بهینه شوند، به بیان راه‌حل‌هایی پرداخت که کسب‌وکارهای ایران بتوانند تبلیغات موثرتر و باکیفیت‌تر ارائه دهند. از دیدگاه او، اولین نیاز ایران برای پیشرفت، هدف قرار دادن دقیق‌تر افراد برای تبلیغات است.

پنل رویارویی دو دیدگاه سنتی و مدرن در بازاریابی، در پایان‌بندی همایش بازاریابی در عصر دیجیتال، با حضور نمایندگانی از هر دو طیف از شبکه بازاریابی سنت و دیجیتال، کارزار داغی از نقد هریک از دو دیدگاه و بررسی جایگاه هر یک در شرایط حال حاضر کشور به راه انداخت. این پنل با این نتیجه‌گیری به پایان رسید که کارفرماها نیاز دارند بیشتر با مفاهیم این حوزه آشنا شوند تا از مدیران بازاریابی و آژانس‌های تبلیغاتی مطالبه‌گر باشند، در غیر این صورت خدمات‌دهندگان تبلیغات و بازاریابی به «رسانه‌فروش» صرف تقلیل می‌یابند؛ همچنین در عبور از سنت به فضای دیجیتال در بازاریابی نیاز است داده‌ها به نحوی به اشتراک گذاشته شود که بتوان از مزیت‌های کمی آن استفاده کرد. ما نیاز به ایجاد نهادهایی برای راستی‌آزمایی گزارش‌های تبلیغاتی داریم؛ و در آخر، این همایش، با دعوت از مخاطبان خود برای کسب آمادگی و بلوغ لازم، برای ترسیم منحنی‌های دوم و ورود به عصری نوین، سازمان‌ها و فضای کسب‌وکار ایران را پیش از از دست دادن فرصت طلایی کنونی، ناگزیر از سوار شدن بر موج تحولات بازاریابی در عصر دیجیتال خواند.

 

به گزارش چاپ و نشر اتحادیه کانون‌های آگهی و تبلیغات اصفهان به‌عنوان اولین اتحادیه کانون‌های تبلیغاتی کشور دو دوره از عمرش می‌گذرد و اینک در جریان انتخابات دوره سوم قرار دارد.

انتخابات این دوره از اتحادیه کانون‌های آگهی و تبلیغات اصفهان در روز چهارشنبه 6 شهریورماه انجام شد و حضور پرشور کانون‌های آگهی و تبلیغاتی اصفهان در روز رأی‌گیری نشان از عزم بلند اصفهانی‌ها برای اعتلای این صنف و رسیدن به خواسته‌های صنفی خود در چهارچوب مقررات است.کانون‌های تبلیغاتی اصفهان در این روز به‌پای صندوق رأی در اتاق اصناف اصفهان رفتند و برگ زرینی به افتخارات صنفی خود افزودند و کاندیدای موردنظر خود را برای یک دوره چهارساله انتخاب کردند.

نتایج انتخابات الکترونیکی هیئت‌مدیره و بازرس اتحادیه صنفی کانون‌های آگهی و تبلیغات شهرستان اصفهان، استان اصفهان به استناد بند 9 ماده 13 آئین‌نامه اجرایی تبصره 3 ماده 22 قانون نظام صنفی در روز چهارشنبه 6 شهریورماه از ساعت 8 تا 12:15 برگزار شد. در این انتخابات تعداد 81 نفر از مجموع 217 نفر در انتخابات حضور داشتند که در پایان این انتخابات، نتیجه به‌قرار زیر شد.

 

اعضای هیئت‌مدیره منتخب

شهروز آقائی با 62 رأی، رئیس

حمیده عطافر با 55 رأی، نائب رئیس اول

سید حسام محمودیه با 44 رأی، نائب رئیس دوم

افشین پورابراهیم با 33 رأی، دبیر

مصطفی حر با 31 رأی، خزانه‌دار

فریدون فدائی با 25 رأی، عضو علی‌البدل اول

جعفر علی عسگری با 23 رأی، عضو علی‌البدل دوم

 

بازرسان منتخب

حسین سموعی با 57 رأی بازرس اصلی

کمال احمدی با 12 رأی بازرس علی‌البدل

 

 

 

بازاریابی با کمک کاربران تأثیرگذار فضای مجازی که آنها را بیشتر با نام اینفلوئنسر می‌شناسیم یکی از جدیدترین و در برخی موارد کاربردی‌ترین روش‌های تبلیغات برای کسب‌وکارهای کوچک و نوپا به شمار می‌رود.

 اما همان‌قدر که این روش نوین می‌تواند بسیار کارآمد باشد در صورت همکاری نادرست و بدون شناخت با چنین افرادی ممکن است پایان کسب‌ ‌و کارتان خیلی زود به شکست ختم شود. بنابراین پیش از شروع همکاری‌هایی از این جنس با کاربران تأثیرگذار، اول بررسی کنید که آیا این روش می‌تواند در مورد کسب‌وکار شما نیز اثربخش باشد و اگر هست، چه کسی برای این همکاری مناسب خواهد بود؟ پیش از این که با چشم‌های بسته خود را به این وادی وارد کنید، چند نکته مهم را در نظر بگیرید تا ناخواسته خود و کسب‌وکارتان را در گرداب ناشناخته‌ای غرق نکنید. در ادامه با ۱۰ نکته طلایی در مورد بازاریابی تأثیرگذار از نگاه افراد باتجربه در حوزه صنعت و بازاریابی آشنا خواهیم شد. نکاتی که می‌تواند موفقیت در این همکاری امروزی را برایتان دست‌یافتنی کند.

 

برای نرخ، چانه‌زنی کنید

معمولا کاربران اثرگذار بر اساس نوع تبلیغ‌شان و خدماتی که ارائه می‌دهند جدول نرخ‌بندی مشخصی دارند و آن را برای مشتریان خود ارسال می‌کنند. اما این برگه را تنها به چشم نقطه‌ای برای شروع مذاکرات ببینید. در این مورد هم مانند سایر قراردادهای کاری همیشه جایی برای مذاکره و چانه‌زنی وجود دارد. قیمت تبلیغات این افراد بر اساس نوع روش تبلیغی، میزان تبلیغ و میزان تولید محتوای مورد نیاز برای تبلیغ متغیر خواهد بود. قرار نیست همه قراردادهای تبلیغاتی به یک شیوه انجام شوند و هرکدام داستان خاص خود را خواهند داشت. بنابراین ابتدا اهداف خود را بررسی کنید و آنها را با فرد اثرگذار در میان بگذارید و از او بخواهید که با توجه به تجربیات پیشین‌اش بهترین بسته تبلیغاتی برای کسب‌وکارتان را معرفی کند. مطمئن باشید که برای این افراد نیز موفقیت شما مهم است زیرا به نوعی کارنامه کاری‌شان محسوب می‌شود. پس از این که بر اساس اولویت‌هایتان بسته تبلیغی خود را انتخاب کردید، وقت آن است که وارد مذاکره و چانه‌زنی بر سر قیمت شوید یا برخی امتیازات جانبی از فرد دریافت کنید.

 

پیشرفت‌تان را رصد کنید

جریان اثرگذاری مثبت تأثیرگذاران ممکن است شما را نیز به‌شدت تحت‌تأثیر بگذارد. اما باید حواس‌تان باشد که از همان ابتدای شروع این روش به طور مرتب پیشرفت‌تان را بررسی کنید. اگر روشی برای اندازه‌گیری تغییرات نداشته باشید نمی‌توانید متوجه شوید که آیا اصلا استفاده از این روش برایتان مؤثر بوده است یا نه. برای ساده‌تر شدن بررسی میزان تأثیرگذاری در حال حاضر می‌توانید از بسترهای آماده برای بررسی تبلیغات تأثیرگذار کمک بگیرید. این بسترهای آماده به صورت خودکار تغییرات کسب‌وکارتان و بازگشت سرمایه را محاسبه می‌کند. این موضوع در این روش تبلیغاتی بسیار مهم و حیاتی است. زیرا اگر برای تبلیغات سراغ فرد تأثیرگذار اشتباهی بروید ممکن است کلا کسب‌وکارتان را با شکست روبه‌رو کنید.

 

تا حد امکان هزینه نکنید

نوع همکاری خود با کاربران تأثیرگذار فضای مجازی را به نوعی مشخص کنید که بیشترین کارایی را برایتان خواهد داشت. برای مثال یکی از روش‌های رایج این است به جای این که به کاربر تأثیرگذار پول بدهید تا در مورد محصول‌تان صحبت کند، نمونه محصول‌تان را برایش به صورت رایگان بفرستید تا پس از استفاده، تجربه‌اش را با دنبال‌کنندگانش در میان بگذارد. پس از این که همکاری موفق و واقعی فرد اثبات شد می‌توانید در رویدادهای بسیار ویژه مانند افتتاح فروشگاه، همکاری‌های جدید برای تولید محصول جدید یا معرفی سری جدید محصولات در آغاز فصل‌ها از او دعوت کنید و تشکر مادی نیز داشته باشید. یادتان باشد که وقتی از تبلیغات دروغین و ساختگی برای محصول‌تان استفاده کنید مردم متوجه می‌شوند و تبلیغات‌تان به ضدتبلیغ تبدیل می‌شود. بنابراین برای تبلیغ محصول‌تان با روش تأثیرگذاری باید کمی هوشمندانه‌تر عمل کنید تا مخاطبان‌تان را به‌درستی جذب کنید.

 

 این روش برای اطلاع‌رسانی است، نه فروش!

زمانی که برای تبلیغ محصولتان سراغ فرد تأثیرگذار کارآمد و متناسب با نوع محصولتان بروید مطمئنا تأثیر حرف‌هایش در مورد محصولتان به افزایش مستقیم محصول‌تان نیز منجر خواهد شد. اما در بیشتر مواقع الزاما حرف‌های شخصیت‌های تاثیرگذار به خرید محصول منجر نمی‌شود، بلکه سطح آگاهی و اطلاع افراد را از محصول‌تان افزایش می‌دهد. در این زمان شما وظیفه مهمی بر عهده خواهید داشت تا تمام این افرادی که حالا به‌واسطه شخصیت تأثیرگذار با محصول‌تان آشنا شده و در حال جست‌‌وجو و تحقیق بیشتر در مورد آن هستند را به خریداران جدید محصولتان تبدیل کنید. بنابراین زمانی که تصمیم می‌گیرید برای روش تبلیغ تأثیرگذاری هزینه کنید یادتان باشد که پس از این مرحله، مرحله سخت تبدیل کردن افراد مطلع شده به خریدار را نیز خواهید داشت. حواستان باشد که شخصیت تأثیرگذار از ارزش‌هایی مشابه ارزش‌های مجموعه‌تان برای معرفی محصولتان استفاده کند. زیرا اگر بخواهد با داستان‌های غیرواقعی فقط تعداد مخاطبانتان را افزایش دهد، این مخاطبان در بررسی‌های بعدی به نادرست بودن تبلیغات پی می‌برند و عملا سودآوری به دنبال نخواهند داشت.

 

منافع را به طور شفاف مشخص کنید

این را همواره به خاطر داشته باشید که شخصیت‌های تأثیرگذار باید به صورت واضح و مشخص بدانند که از همکاری با شما چه به دست خواهند آورد و این منافع صرفا مالی نیست. بسیاری از تأثیرگذاران حرفه‌ای ترجیح می‌دهند زمانی محصول یا خدماتی را معرفی کنند که می‌دانند موجب ارتقای جایگاه کاری خودشان خواهد شد. به عنوان مثال هر شخصیت تأثیرگذاری از همکاری با شرکت‌های معروف تجاری برای معرفی محصولاتشان بسیار خشنود می‌شود. زیرا این همکاری در صورت موفقیت، دو سر بُرد خواهد بود؛ علاوه بر افزایش تعداد مشتریان محصول، جایگاه رسانه‌ای کاربر تأثیرگذار نیز به دلیل همکاری با یکی از محصولات خوشنام و سرشناش، در فضای مجازی و میان دوستداران ارتقا خواهد یافت. این موضوع به این معنی نیست که حتما باید غول حوزه کاری خود باشید تا کاربران تأثیرگذار حاضر به همکاری با شما شوند، اما باید بدانید اگر این افراد در حوزه کاری خود حرفه‌ای باشند با هر شرکتی همکاری نمی‌کنند. به صورت معمول تاثیرگذاران زمانی که با پیشنهاد همکاری روبه‌رو می‌شوند، در مورد محصول درخواست‌دهنده تحقیق می‌کنند و با افرادی وارد همکاری می‌شوند که خوشنام‌تر باشند و بر اساس تعهداتشان عمل کنند.

 

حرفه‌ای رفتار کنید

بیشتر کاربران تأثیرگذار فضای مجازی قیمت‌های بالایی برای همکاری‌هایشان دریافت می‌کنند، اما فراموش می‌کنند حرفه‌ای عمل کنند. بهتر است در زمان شروع همکاری قرارداد دقیقی بنویسید و تمام موارد مهم و انتظاراتی که دارید را به روشنی مطرح کنید. در ادامه همکاری نیز حتما مطمئن شوید که این فرد اطلاعات کافی در مورد محصولتان به دست آورده و تا جای ممکن محتوایی را که می‌خواهد در مورد کسب‌وکارتان منتشر کند پیش از انتشار بررسی کنید. حتما در زمان انتشار مطالب نیز مواردی را که نشر داده، بررسی کنید. همچنین در صورت نیاز آموزش‌های لازم برای استفاده صحیح از محصول‌تان را برایش فراهم کنید. در حقیقت باید تلاش کنید تا این افراد در کنار این که شخصیت خود را دارند، حرفه‌ای باشند و تصویری واقعی، دقیق و مطابق اهداف شرکت از محصول‌تان ارائه کنند. به آنها به چشم مصرف‌کنندگانی نگاه کنید که تجربه مصرف محصول و تعاملشان با مجموعه شما در عموم جامعه بسیار اثربخش است. البته این همکاری متقابل است و شما نیز باید به صورت حرفه‌ای با آنها رفتار کنید و مواردی که برایشان در همکاری با شما مهم است را به صورت کامل و به موقع برآورده کنید.

 

پیش از انتخاب فرد تأثیرگذار تحقیق کنید

همان‌طور که پیشتر مطرح شد، یکی از مهم‌ترین مواردی که هنگام همکاری با شخصیت‌های تأثیرگذار می‌تواند مشکل‌ساز شود مشخص نکردن نوع محتوا، مطالب و تصاویری که قرار است منتشر شود و حتی ساعت انتشار محتوا در ابتدای همکاری است. اگر در مورد تمام این موارد از پیش به توافق نرسید ممکن است در پایان کار باوجود هزینه بسیار سنگینی که برای این تبلیغات متحمل شده‌اید بازده خوبی هم در کارتان نبینید و دیگر نمی‌توانید پول‌تان را نیز پس بگیرید. به همین خاطر بهتر است پیش از شروع همکاری در مورد این فرد تحقیق کنید و مواردی که پیش از این انتشار داده و روش‌های تبلیغاتی‌اش را خوب بررسی کنید تا ببینید شیوه‌های کاری او با نیازهای شما برای محصولتان همخوانی کافی دارد یا نه. از طرف دیگر، تبلیغ او برای محصول‌تان به خاطر مطلبی که برای مثال یک سال پیش در صفحه شخصی‌اش منتشر کرده، به جای تأثیر مثبت، موجب کاهش فروش محصولتان نمی‌شود.

 

تعداد دنبال‌کنندگان، شرط موفقیت نیست

هنگام استفاده از موج پرقدرت تأثیرگذاران فضای مجازی برای تبلیغات محصولتان باید خیلی محتاط و عاقلانه پیش بروید. یکی از موارد مهمی که باید به آن حتما توجه کنید ولی متاسفانه در بیشتر موارد در نظر گرفته نمی‌شود، این است که الزاما تعداد دنبال‌کنندگان زیاد هر فرد نمایانگر اثرگذاری بیشترش نیست. بلکه میزان مشارکت دنبال‌کنندگان است که اهمیت دارد. ممکن است برخی از شخصیت‌های تأثیرگذار میلیون‌ها نفر دنبال‌کننده داشته باشند، اما تا زمانی که اثری روی آنها نداشته باشند، موفقیتی به دست نیاورده‌اند. پس هنگام انتخاب فرد تأثیرگذار باید به دنبال فردی باشید که به معنای حقیقی اثرگذار باشد و یادتان باشد که تعداد دنبال‌کنندگان به تنهایی نمی‌تواند ملاک اثرگذاری افراد باشد. تعداد نظرات برای مطالب منتشر شده و تعداد بازنشرهای مطالب می‌تواند دید بهتری از میزان اثرگذاری اشخاص برایتان فراهم کند. حتی تعداد پسند(لایک) زیاد هم معمولا نمی‌تواند ملاک خوبی برای این مورد باشد، زیرا بسیاری از افراد بدون توجه به متن و محتوا از سر عادت تمام مطالب را پسند کرده و رد می‌کنند. وقتی شخصیتی که واقعا روی دنبال‌کنندگانش تأثیرگذار است در مورد محصولتان صحبت یا آن را تبلیغ کند به مراتب اثر بیشتری در فروش محصولتان به وجود خواهد آمد.

 

از تأثیرگذارهای کوچک‌تر کمک بگیرید

برخی افراد تصور می‌کنند هرچه تعداد افرادی که محصول‌شان را می‌بینند بیشتر باشد، موفقیت بیشتری نصیبشان خواهد شد، اما ایرادی که به این دیدگاه وارد است این که چه تعداد از افرادی که محصولتان را می‌بینند، محصول‌تان به دردشان می‌خورد یا برایشان کاربردی دارد؟! افراد تأثیرگذار با سابقه‌تر دامنه وسیع‌تری از مخاطبان دارند و به همین جهت معمولا مراجعه و تمایل کسب‌وکارها برای همکاری با آنها نیز بیشتر است؛ اما حقیقت این است زمانی که با شخصیت‌های جدیدتر، کم‌سابقه‌تر، تخصصی‌تر با دنبال‌کنندگان یکدست‌تر همکاری کنید، بازگشت سرمایه بیشتری در انتظارتان خواهد بود؛ هرچه دنبال‌کنندگان بیشتر به بازار هدف محصول شما نزدیک‌تر باشند، احتمال معرفی محصول‌تان به افراد صحیح و موفقیت کسب‌وکارتان بیشتر خواهد شد. اگر محصولتان را به ۲۰۰۰ نفری که بازار هدف محصول به شمار می‌آیند، معرفی کنید به مراتب بهتر از این است که محصول را به صدهزار نفر از گروه‌های سنی و تخصصی گوناگون معرفی کنید که شاید محصول‌تان کاربردی برای بسیاری از آنها نداشته باشد.

 

بودجه مشخصی تعیین کنید و به آن پایبند باشید

گاهی اوقات استفاده از توان تبلیغاتی افراد تأثیرگذار ممکن است برایتان هزینه هنگفتی به‌بار بیاورد. پیش از این که به سمت این روش بروید باید بدانید معمولا افراد تأثیرگذار مطرح در زمینه‌های گوناگون نرخ بالایی برای تبلیغات محصولات دارند. ممکن است بسته به نوع محصول و انتخاب درستی که در مورد شخصیت تأثیرگذار انجام می‌دهید، این هزینه موجب بازگشت سرمایه زیادی برایتان شود؛ اما در هر صورت بهتر است از قبل هزینه مشخصی را برای این موضوع کنار بگذارید تا طی همکاری نگرانی و اضطراب کمتری بابت مخارج تبلیغ‌تان داشته باشید و سعی کنید به همان مواردی که در ابتدا توافق کرده‌اید پایبند بمانید تا با اضافه کردن موارد متعدد جدید در طول کار، هزینه‌هایتان در نهایت سرسام‌آور نشود. با تمام این اوصاف اگر احساس می‌کنید که در حال حاضر قدرت مانور زیادی برای پرداخت هزینه تبلیغات را ندارید، شاید بهتر است از این روش برای معرفی محصولتان بدون مشورت با افراد باتجربه استفاده نکنید، زیرا ممکن است با پیش آمدن موارد ناخواسته کنترل اوضاع مالی از دست‌تان خارج شود.

 

منبع: اقتصادآنلاین

اگر شما از اینستاگرام به عنوان بخشی از استراتژی شبکه های اجتماعی خود استفاده می کنید، حتما با مفهوم ایمپرشن (Impression) آشنایی دارید. متاسفانه بسیاری از ما شناخت دقیق از این مفهوم و تاثیر آن بر روی برنامه ای کاری مان نداریم. به راستی این مفهوم تا چه حد در ارزیابی موفقیت برندها در اینستاگرام دقیق است؟ تفاوت آن با مفهوم دستیابی یا Reach چیست؟ در این مقاله هدف اصلی من بررسی این موضوعات و پاسخ به پرسش های فوق است.

پیش از هر چیز به منظور آگاهی مناسب از مفهوم ایمپرشن باید به خوبی رابطه آن با مفهوم دستیابی (Reach) را بدانیم. اجازه دهید در اینجا به صورت کاملا ساده به بررسی تفاوت های هر کدام از این دو مفهوم بپردازیم.

 

بازاریابی تبلیغات اینستاگرامی ایمپرشن

ایمپرشن تعداد زمان های نمایش پست ما به کاربران را اندازهگیری می کند. در این ارزیابی تعداد اکانت های منحصر به فرد مدنظر نیست، بنابراین شاید در تعداد ایمپرشن های ما یک اکانت چند بار محتوای مان را دریافت کرده باشد. به عنوان مثال، اگر پست ما 100 بار برای یک کاربران نمایش داده شود، به همین میزان بر تعداد ایمپرشن های ما افزوده خواهد شد.

در مقابل مفهوم ایمپرشن، دستیابی یا Reach قرار دارد. این مفهوم تعداد کاربران منحصر به فرد را که پست ما را مشاهده کرده اند، نشان می دهد. با این حساب اگر پست ما 100 بار برای یک کاربر به نمایش درآید، مقدار ایمپرشن آن 100خواهد بود، با این حال مقدار دستیابی آن معادل یک ارزیابی می شود. این امر از نقطه نظر بازاریابی و تبلیغات اهمیت بالایی دارد. با توجه به این معیارها امکان ارزیابی وضعیت کمپین های مان در شبکه های اجتماعی وجود خواهد داشت. خوشبختانه اینستاگرام این آمارها را به صورت تفصیلی در اختیار کاربران قرار می دهد. به منظور مشاهده آمار اکانت مان در اینستاگرام فقط باید حساب مان را به حالت تجاری (Business Mode) در بیاوریم. به این ترتیب تمام جزییات آماری به صورت طبقهبندی شده در اختیار ما قرار می گیرد.

 

ایمپرشن اینستاگرام چیست؟

ایمپرشن اینستاگرام به اندازهگیری تعداد دفعات نمایش پست ما بر روی صفحه اصلی کاربران می پردازد. این مفهوم به اکانت های منحصر به فرد توجهی ندارد، بنابراین تمام مقدار بازدید پست مان را نشان خواهد داد. درست به همین خاطر همیشه مقدار ایمپرشن پست های اکانت ها بیشتر از مقدار دستیابی (Reach) است. یکی از نکات مهم در زمینه شناسایی این دو مفهوم پی بردن به اهمیت شان است. به راستی چرا این دو مفهوم تا این اندازه مهم هستند؟ در ادامه به بررسی این موضوع خواهیم پرداخت.

با توجه به آنچه در سطرهای قبلی گفته شد، چه زمانی باید از مفهوم ایمپرشن برای ارزیابی وضعیت کمپین های برندمان استفاده کنیم؟ پاسخ کوتاه به این پرسش شامل اشاره به زمان موردنظر برای افزایش آگاهی کاربران پیرامون برندمان است. بسیاری از بازاریاب ها از همان ابتدای کارشان در تلاش برای دستیابی به شمار هرچه بیشتری از مخاطب های ثابت هستند. نکته فراموش شده در این میان توجه به کیفیت مخاطب هاست. اگر ما 10 هزار مخاطب بیعلاقه به محتوای برندمان داشته باشیم، هیچ نتیجه مطلوبی از برگزاری کمپین های خود به دست نمی آوریم، با این حساب نکته اساسی در این بخش تلاش برای جلب نظر مخاطب های هدف است.

توجه به تجربه مخاطب های هدف برندمان نقش تعیین‏کننده ای در تبیین استراتژی مان خواهد داشت. به این ترتیب بارگذاری پست ها به صورت چند روز در میان موجب فراموشی مداوم کاربران نسبت به برندمان خواهد شد. به همین دلیل بسیاری از برندها اقدام به مدیریت چند کمپین در کنار هم و انتشار پست های تبلیغاتی با همکاری اینستاگرام می کنند. این امر میزان توجه و بازدید بیشتری برای برندمان به ارمغان خواهد آورد. نکته مهم در اینجا توجه به ماهیت مخاطب های موردنظر برندمان است. مخاطب های موردنظر ما باید علاقهمند به ماهیت برندمان باشند. در غیر این صورت فعالیت در کنار آنها هیچ فایده ای در پی ندارد.

بدون تردید مطالعه دقیق تر پیرامون مفاهیم اساسی در زمینه بازاریابی و تبلیغات در اینستاگرام بدون فهم دو مفهوم اساسی ایمپرشن و دستیابی (Reach) امکانپذیر نیست. با این حساب هدف اصلی از نگارش این مقاله محقق شده است. از این پس با جستوجوی بیشتر امکان دسترسی به مطالب مفید در زمینه ادامه مسیر فعالیت برندتان را خواهید داشت. توصیه من به شما توجه دائمی به این نکته است: در هر زمینه ای همیشه فهم درست اصطلاحات و مفاهیم پایه ای اهمیت بالایی دارد.

منبع: فرصت امروز

 

اکنون بسیاری از مردم نسبت به رونق هرچه بیشتر فرمت ویدئویی و برتری آن بر سایر فرمت‌ها در آینده‌ای نزدیک صحبت می‌کنند. ازنقطه‌نظر تبلیغاتی این امر از مدت‌ها پیش روی‌داده است. امروزه مردم تمایل بسیار زیادی به مشاهده محتوای ویدئویی برندها و تبلیغاتشان در مقایسه با سایر گونه‌های محتوایی دارند. بر اساس پیش‌بینی‌ها در سال جاری 80 درصد از کل فضای اینترنت از سوی ویدئوها اشغال خواهد شد.

 

بازاریاب‌های محتوایی در صورت علاقه به حفظ جایگاهشان باید به‌سرعت از برترین ترندهای حوزه ساخت تبلیغات ویدئویی استفاده کنند. نکته مهم در خصوص فرمت ویدئو تغییر و تحول روزانه آن است. به‌این‌ترتیب هر روز با ترندهای تازه در حوزه تبلیغات ویدئویی مواجه هستیم. رقابت سنگین در حوزه بازاریابی و تبلیغات ویدئویی موجب تلاش هرچه بیشتر بازاریاب‌ها و برندها به‌منظور استفاده از آخرین دستاوردهای تکنولوژی شده است. بدون تردید در کنار این امور استفاده مناسب از ترندهای برتر نیز اهمیت انکارناپذیری دارد.

 

اگر شما بازاریاب هستید، به‌احتمال‌زیاد تابه‌حال از فرمت ویدئو برای ساخت تبلیغات استفاده کرده‌اید. بااین‌حال آیا شما در این زمینه بهترین بازاریاب حوزه تخصصی‌تان هستید؟ امکان فعالیت به‌عنوان بهترین بازاریاب فقط در صورت استفاده از ترندهای محبوب امکان‌پذیر خواهد بود. حوزه تبلیغات در حال تغییر سریع است. در این میان به‌منظور حفظ موقعیتمان و فعالیت به‌عنوان بازاریابی حرفه ای باید به برخی از ترندهای مهم توجه داشت. در ادامه این مقاله به بررسی چهار ترند برتر در حوزه تبلیغات ویدئویی خواهیم پرداخت.

 

 

 

1. اهمیت ابزارهای ساده

 

بسیاری از بازاریاب‌ها تولید محتوای تبلیغاتی ویدئویی را فقط با استفاده از ابزارهای حرفه ای و گران قیمت ممکن می دانند، بااین‌حال تقریبا هیچکدام از تبلیغات برتر در طول یک دهه گذشته با استفاده از ابزارهای بسیار حرفه ای تولید نشده اند. تهیه یک مجموعه مناسب صدابرداری و استفاده از یک گوشی آیفون برای تولید یک تبلیغ جذاب کافی خواهد بود. خوشبختانه پیشرفت تکنولوژی در تولید گوشی های همراه امکان تهیه ویدئوهای باکیفیت و اعمال تنظیمات پیشرفته را فراهم ساخته است.

 

هنگامی که نوبت به فرآیند کلی ساخت ویدئو می رسد، ابزارهای دارای قیمت مناسب بیش از هر زمان دیگری در دسترس است. به علاوه بسیاری از پلتفرم های هوشمند نیز امکان جذابی در زمینه ساخت ویدئوهای تبلیغاتی ارائه می‌کنند. یک نمونه مناسب در این زمینه نرمافزار Powtoon است. این ابزار با ارائه خدمات موردنیاز شرکت ها در زمینه تولید ویدئوهای تبلیغاتی محبوبیت بسیار زیادی پیدا کرده است. بر اساس بررسی های من 96 درصد از شرکت های حاضر در لیست 500 شرکت برتر مجله فورچون از این نرمافزار استفاده می‌کنند. البته این امر به معنای تناسب چنین نرمافزاری با حوزه فعالیت هر برندی نیست. نکته مهم یافتن نرمافزار مناسب با سطح نیازهای خودمان است. به‌این‌ترتیب امکان تولید ویدئوی تبلیغاتی به ساده ترین شیوه ممکن فراهم خواهد شد.

 

 

 

2. ضرورت تولید ویدئوی چند رسانه ای

 

امروزه کاربران اینترنت از دستگاه های بسیار متنوعی استفاده می‌کنند. تا همین چند سال پیش اغلب کاربران اینترنت از طریق رایانه های شخصی اقدام به جستوجوی اطلاعات می کردند. با ورود گوشی های هوشمند، تبلت و انواع تلویزیون های هوشمند دنیای اینترنت دستخوش تغییرات فزآینده‌ای شده است. این امر ازنقطه‌نظر تبلیغاتی اهمیت بسیار بالایی دارد. وقتی کاربران اینترنت از دستگاه های متنوعی استفاده می‌کنند، ضرورت سازگاری محتوای ما با دستگاه های مختلف مطرح می شود. تولید محتوای چند رسانه ای به برندها در زمینه نمایش مناسب ویدئوی شان به مخاطب های مختلف کمک خواهد کرد. چنین ویدئوهایی خود را با دستگاه هر کاربر به خوبی هماهنگ می سازد. شاید در نگاه نخست این امر غیرممکن به نظر برسد، بااین‌حال استفاده از ابزارهای مناسب در این زمینه امکان تولید چنین ویدئوهایی را فراهم می سازد.

 

توجه به دستگاه های مختلف کاربران به هنگام مشاهده ویدئوهای تبلیغاتی امکان ایجاد هماهنگی در ویدئوهای تبلیغاتی برندها را افزایش می دهد. اکنون آرزوی دیرینه هر بازاریابی مبنی بر دسترسی به ارائه محتوای خود به مخاطب ایده آل فراهم شده است. تنها پیشنیاز این امر تولید ویدئوی تبلیغاتی به صورت چند رسانه ای است. به‌این‌ترتیب دامنه متنوعی از کاربران امکان مشاهده آن را خواهند داشت.

 

 

 

3. داستان خوب یعنی همه چیز

 

داستانسرایی خوب فقط در حوزه بازاریابی اهمیت ندارد. امروزه تبلیغات برندهای بزرگ از عنصر داستانی بسیار جذابی بهره می برد. به‌این‌ترتیب شمار بالایی از مخاطب ها علاقهمند به مشاهده تبلیغات برندهای بزرگ می شوند. اجازه دهید اهمیت داستان در تبلیغات را با یک مقایسه ساده روشن تر سازم. اولویت شما برای مشاهده تبلیغات کدام یک از نمونه های ذیل است؟ نخست، یک تبلیغ بیروح که صرفا به بیان ویژگی های محصول موردنظر می پردازد. دوم، یک تبلیغ دارای سیر داستانی جذاب و مطابق با دغدغه های مشتریان به‌منظور ترغیب علاقه شان برای خرید محصول موردنظر. بدون تردید انتخاب تمام افراد گزینه دوم خواهد بود.

 

اگرچه هر داستان خوشساختی شانس بالایی برای جلب نظر مخاطب دارد، بااین‌حال باید در طراحی داستان موردنظر هماهنگی آن با ارزش ها و پایه های اساسی برندمان را مدنظر داشته باشیم. در غیر این صورت داستان ما توجه مخاطب را جلب می کند، اما تاثیرگذاری آن محل تردید خواهد بود. علاوه بر این، نمایش امکانات و مزیت های محصول مان در مقایسه با سایر نمونه های موجود در بازار اهمیت بالایی دارد. به طور خلاصه، همان تکنیک هایی که در حوزه سینما بر روی مخاطب تاثیرگذار است، در اینجا نیز مناسب خواهد بود. هدف مخاطب از تماشای تبلیغات مشاهده محتوای جذاب و هیجانانگیز است، بنابراین ویدئوی تبلیغاتی ما باید چیزی فراتر از نمایش صرف محصول مان باشد. به نظر من پیش از نمایش عمومی ویدئوی تبلیغاتی مان باید از کیفیت آن اطمینان حاصل کنیم. نمایش ویدئوی تبلیغاتی به دامنه محدودی از مخاطب ها به‌منظور دریافت واکنش شان منطقی ترین اقدام در این میان خواهد بود.

 

 

 

4. توجه به فرآیند سئو در موتورهای جستوجو

 

ویدئوهای تبلیغاتی به صورت مستقیم موجب افزایش فروش برندها نمی شود. در بیشتر مواقع مخاطب پس از مشاهده یک ویدئوی تبلیغاتی اقدام به سفارش محصول موردنظر نخواهد کرد، با این حساب محتوای ویدئویی بخشی از یک فرآیند بزرگتر محسوب می شود. توجه به حوزه تولید ویدئوی تبلیغاتی به‌عنوان بخشی از یک فرآیند بزرگتر به خوبی امکان توسعه فرآیند کسب و کار را برای ما فراهم می سازد. مزیت اصلی این امر رفع حساسیت های بی‏مورد برندها در مورد تولید ویدئو و نتایج حاصل از آن است. به نظر من اکنون ویدئوهای تبلیغاتی بخشی از پروژ کلان برندها در حوزه مدیریت سئو مطالب محسوب می شود. به‌این‌ترتیب هدف اصلی از تولید ویدئوی تبلیغات باید افزایش ترافیک سایت و بهبود رتبه آن در موتورهای جستوجو باشد.

 

اگر ویدئوی تبلیغاتی ما شامل ارائه نمایی جذاب از برندمان در کنار استفاده از شعارهای تاثیرگذار باشد، واکنش مخاطب را چگونه ارزیابی می کنید؟ در این شرایط مخاطب شروع به جستوجوی کلمات کلیدی و نام برند ما در اینترنت می کند. به‌این‌ترتیب احتمال اینکه برند ما و کمپینش بدل به یکی از ترندهای داغ در گوگل یا یاهو شود، افزایش می یابد. امروزه هدف اصلی بسیاری از برندها آگاهیبخشی پیرامون خود و ارتقای نام شان از طریق ساخت ویدئوی تبلیغاتی است. به‌این‌ترتیب باید از فروش بیشتر به‌عنوان تنها هدف تبلیغات صرف نظر کرد.

 

بازاریاب‌ها و طراح های تبلیغات موفق باید همیشه یک گام از دیگران در زمینه استفاده از ترندهای برتر جلو باشند. اگر ما علاقهمند به تولید محتوای متفاوت از دیگران و افزایش تاثیرگذاری ویدئوی تبلیغاتی مان هستیم، باید عنصر خلاقیت را با استفاده از ترندهای برتر ترکیب کنیم. در این صورت تبلیغات ما توجه بسیار زیادی را به خود جلب خواهد کرد.

منبع: فرصت امروز

 

 

همه کسب‌وکارهای با معماها و بحران‌های متعددی در طول دوران فعالیتشان مواجه می‌شوند. آن‌ها باید در رقابت مداوم با رقبا، تلاش برای جلب نظر مشتریان و ایجاد محصولات منحصربه‌فرد باشند. در طول فعالیت هر شرکتی فرآیند برندسازی و طراحی از اهمیت بالایی برخوردار است. برند ما نمای کلی کسب‌وکارمان را نشان می‌دهد. همچنین طراحی مناسب جلوه‌های مختلف کسب‌وکارمان از ضرورت بالایی برخوردار است.

برندسازی به‌طور عمده بر روی طراحی‌های زیبا و چشمنواز اتکا دارد. استفاده مناسب از رنگ‌ها و ترکیب‌های گرافیکی مختلف به ما درزمینه جلب نظر مشتریان کمک خواهد کرد. نتیجه این فرآیند در نهایت امکان فروش بیشتر و کسب سود سرشار برندمان است.

 

برند چیست؟

در عصر دیجیتال، برند بدل به مفهومی فراگیر شده است. بسیاری از ما از مفهوم برند در مکالمه‌های روزمره استفاده می‌کنیم. بااین‌حال شاید شناخت کمتر دقیقی از آن داشته باشیم. در مرکز این مفهوم باید به دو عنصر شهرت و هویت اشاره کرد. به‌این‌ترتیب برند ما از شهرت و هویتمان ساخته می‌شود. به‌طور متقابل، برند یک شرکت به توسعه هرچه بهتر شهرت و هویت آن کمک خواهد کرد. شرکت‌ها از طریق برندسازی امکان تعامل راحت‌تر با دنیا را خواهند داشت.

ازآنجایی‌که فرآیند برندسازی با ظهور تکنولوژی‌های جدید (شروع عصر اینترنت و رواج ژست‌های کارشناسی از سوی بسیاری از کاربران) دستخوش تغییرات عمده شده است، شاید بسیاری از افراد در جستوجو برای یافتن راهکارهای مناسب در این زمینه دچار سردرگمی ‌شوند. تاریخچه برندسازی به دورانی بسیار قبل‌تر از ظهور اینترنت و اولویت مفاهیمی نظیر لایک و کامنت برای برندها می‌رسد. درست مانند افراد شاخصی مانند دیوید اوگیلوی و والتر تامپسون، مفهوم برندسازی نیز متعلق به دهه‌ها قبل از ظهور اینترنت است.

نکته جالب در خصوص برندسازی عدم تعلق آن به حوزه کسب‌وکار و تجارت به شکل رایج کنونی‌اش است. نخستین بار در دوران باستان از علائم انحصاری تحت عنوان برند برای نام‌گذاری قلمروها و همچنین تفکیک دام‌های قبیله‌های مختلف (از طریق داغ نهادن بر دام‌ها) استفاده می‌شد. این جریان تا قرن 20 پایدار بود. تا اینکه در دهه 50 میلادی مفهوم برند به آنچه امروزه می‌شناسیم، تغییر یافت. به‌این‌ترتیب شرکت‌های بزرگی همچون Procter & Gamble، جنرال فودز و یونیلور به‌منظور توسعه هرچه بیشتر محصولاتشان در بازارهای مختلف و جذب مشتریان وفادار اقدام به برندسازی کردند.

تجربه شرکت‌های بزرگ دهه 50 میلادی در زمینه برندسازی به‌سرعت در میان سایر کسب‌وکارهای کوچک نیز رواج یافت. به‌این‌ترتیب مفهوم برندسازی در طول چند دهه اخیر بدل به پدیده فعلی گشت.

 

طراحی به‌مثابه داستانسرایی بصری

اگرچه برندسازی کاربردهای بسیار زیادی در زمینه کسب‌وکار دارد، اما با رواج آن همچنان یک مشکل پابرجا ماند: آیا شرکت‌ها امکان ایجاد جلوه‌ای منحصربه‌فرد برای خود را دارند؟ شرکت‌ها چگونه امکان بیان داستانی جذاب و هیجان‌انگیز به مشتریان را دارند؟

به‌منظور پاسخگویی به پرسش‌های فوق، برند سازی به‌طور عمده بر روی المان‌های بصری تمرکز کرد. از این طریق برندها امکان داستان‌سرایی و جلب‌توجه مخاطب به داستان‌های خود را داشتند. به‌هرحال هر داستان همراه با جلوه‌های بصری برای مخاطب جذاب‌تر خواهد بود. به‌عنوان‌مثال طراحی داستان برند تیفانی را در نظر بگیرید. این برند با طراحی یک جعبه آبی خاطرات نسل‌های بسیاری از مردم سراسر اروپا و آمریکای شمالی را رقم زد. بدون تردید عرصه تولید جواهرآلات ازنقطه‌نظر برند سازی و داستان‌سرایی بسیار دشوار است. بااین‌حال برند تیفانی با طراحی جعبه‌های آبی‌رنگ مخصوص جواهرات خود نظر بسیاری از مشتریان را به خود جلب کرد. در این مورد برند تیفانی کار خاصی در مورد محصولاتش انجام نداد. بر عکس، آن‌ها بر روی یکی از جنبه‌های فرعی برندشان برای برند سازی و طراحی بصری تمرکز کردند.

سال‌ها پس از طراحی جعبه‌های آبی مشهور، بازهم برند تیفانی دست به نوآوری تازه‌ای زد. به‌این‌ترتیب با طراحی جعبه‌های نرم و دارای روبان نسل تازه‌ای از جواهرات روانه بازار شد. در اینجا برند تیفانی از طراحی تازه به‌منظور ایجاد نمایی بهتر برای نسل تازه جواهراتش استفاده کرد. ایجاد تنوع در رنگ جعبه‌ها و انتخاب رنگ قرمز برای روبان حتی در بسیاری از فیلم‌های سینمایی نیز بازتاب پیدا کرد. بدون تردید این امر به‌خوبی تجربه موفق برند تیفانی را بیان می‌کند.

نکته مهم در خصوص طراحی‌های برند تیفانی در مورد جواهرات و همچنین بسته‌بندی محصولاتش توجه به المان‌های نوستالژیک و همین‌طور داستان‌سرایی متناسب با وضعیت و شرایط هرکدام از مشتریانشان است. به‌این‌ترتیب برخی از محصولات برای مشتریان به‌شدت ثروتمند طراحی و برخی دیگر با توجه به شرایط مختلف برای طبقات دارای درامد پایین‌تر آماده می‌شد. استفاده از رنگ‌های مختلف از سوی برند تیفانی برای بیان داستان‌های گوناگون از نخستین تجربیات موفق در زمینه طراحی و استفاده از رنگ برای داستان‌سرایی برندها محسوب می‌شود.

تجربه برند تیفانی ما را به نتیجه مهمی می‌رساند: اهمیت طراحی در فرایند برند سازی. به‌این‌ترتیب با استفاده از طراحی بصری امکان انتقال زبان گفتار به طرح‌های جذاب وجود دارد. به‌این‌ترتیب انتقال پیام برندها به مشتریان با سهولت بسیار بیشتری صورت می‌گیرد.

بدون تردید ساعت‌های تلاش طراح‌های برند تیفانی تأثیر انکارناپذیری بر روی موفقیت این شرکت داشته است. طراح‌های این برند پیش از تائید طرح نهایی از طرح‌ها و داستان‌های بسیار متنوعی استفاده می‌کردند. امتحان انواع مختلف المان‌ها منجر به خلق محصولات و داستان‌های جذابی شده است.

 

طراحی هوشمندانه یعنی برندسازی جهانی

ویژگی اصلی بهترین طراحی‌های فرایند برند سازی جهانی بودن است. درواقع بهترین طراحی‌های حوزه کسب‌وکار در مقیاس جهانی به‌سادگی قابل‌فهم هستند.

مزیت اصلی فرایند برند سازی با استفاده از طراحی‌های بصری امکان انتقال پیام به فرهنگ‌های متفاوت با زبان‌های گوناگون است. به‌این‌ترتیب دیگر نیازی به ترجمه متنی خاص و چالش‌های همراه آن نخواهد بود. این امر به‌ویژه در دنیای امروز که عرصه بازاریابی و تبلیغات حد و مرزی نمی‌شناسد، بسیار کاربردی خواهد بود.

یکی از بهترین نمونه‌های طراحی بصری در فرآیند برند سازی مربوط به برند واندرلاست هتل است. این برند سنگاپوری در طول دوران فعالیتش بر روی ساحت انیمیشن‌های جذاب به‌عنوان شیوه‌ای برای جلب نظر مخاطب های هدفش استفاده کرده است. این امر موجب شهرت بسیار بالای این برند در میان کشورهای جهان و به ویژه همسایه نزدیک اش یعنی هند شده است.

طراحی انیمیشن های واندرلاست یکی از نخستین نمونه های استفاده از کارتون در برند سازی محسوب می‌شود. به همین دلیل پس از موفقیت این برند در زمینه ساخت انیمیشن بسیاری از برندها به الگوبرداری از آن پرداختند.

تمرکز اصلی جلوه‌های بصری برند واندرلاست بر روی خیال پردازی های کودکانه است. به‌این‌ترتیب در مشهورترین انیمیشن این برند بر روی تفاوت های رویاپردازی کودکان در نقاط مختلف جهان تمرکز شده است. نمایش این انیمشین ها با استفاده از المان های نوستالژیک موجب علاقه بسیاری از مردم متعلق به نسل ای قدیمی به آن شده است.

 

برند سازی و طراحی: دو عنصر جدایی ناپذیر

به‌طور کاملا واضح، دو حقیقت انکار ناپذیر در عرصه کارآفرینی وجود دارد: بدون برند سازی کسب‌وکاری نخواهد بود و بدون طراحی خبری از مفهوم برند سازی نیست.

بهترین فرایندهای برند سازی به‌طور عمده بر روی طراحی جلوه‌های بصری مطول تمرکز دارند. به همین دلیل در دنیای امروز تلاش برای پیگیری هرکدام از مفاهیم فوق بدون توجه به دیگری امری غیر ممکن خواهد بود.

 

آنتونی وود، علی آل‌‌علی

نبود تبلیغات برای کتاب طی سال‌های گذشته باعث شده که اکثریت جامعه هیچ‌گاه نه‌تنها با تازه‌های کتاب هیچ‌گونه آشنایی نداشته باشند بلکه در کل رفته‌رفته اشتیاق مطالعه کتاب را از دست بدهند.

به گزارش چاپ و نشر به نقل از میزان، عرصه کتاب طی سال جاری با مشکلات و حواشی فراوانی روبرو بوده که ازجمله آن‌ها می‌توان به افزایش سرسام‌آور قیمت کاغذ، کاهش محسوس تیراژ کتاب و عدم ریسک‌پذیری ناشران در حمایت از مؤلفان جوان، نبود تبلیغات مناسب جهت افزایش سرانه مطالعه در کشور و همچنین افزایش چاپ کتب غیرمجاز و قاچاق اشاره کرد.

مسئله تبلیغات کتاب همواره یکی از مشکلات عمده صنعت کتاب در کشور بوده است، به‌نحوی‌که اخبار مرتبط با کتاب تنها به یک ماه میانی فروردین و اردیبهشت ختم شده و پس‌ازآن اکثریت خبرهای مرتبط با کتاب بسیار کم و در فضای مجازی است، این مسئله به بخش چاپ و نشر لطمه جدی وارد می‌کند چراکه وقتی تقاضا نباشد چرخه عرضه و تولید از کار می‌افتد.

نبود تبلیغات مناسب مخصوصاً تبلیغات شهری جهت تهییج افکار عمومی به مطالعه بیشتر همیشه در سطح کلان‌شهرهای کشور احساس شده و همچنان هم راهکاری برای حل این مشکل ارائه نشده است.

از یک‌سو می‌توان به هزینه بالای تبلیغات برای ناشران دولتی و خصوصی اشاره کرد، به‌طورمعمول تبلیغات شهری در جهت رویدادهایی فرهنگی بیشتر به سینما و گاهاً تئاتر خلاصه می‌شود که تراکنش مالی آن‌ها اجازه تبلیغات می‌دهد اما در قبال کتاب هیچ ناشری با توجه به قیمت کتاب و همچنین فروش پایین آن نمی‌تواند هزینه تبلیغات را پرداخت کند.

فارغ از این مسئله اتفاق دیگری که نمی‌توان از آن چشم‌پوشی کرد عدم‌حمایت از بخش کتاب از سوی نهادهای فرهنگی است، این نهادها که همواره در طراز سالانه بودجه خود بخشی را به کتاب اختصاص می‌دهند نه‌تنها در بخش تألیف قدمی برنمی‌دارند بلکه در تبلیغات آثار همسو با خود نیز هیچ اقدامی نمی‌کنند.

از طرفی سایر نهادهای غیرفرهنگی نیز همواره در بودجه سالانه خود بخشی را برای رویدادهای فرهنگی در نظر می‌گیرند اما کتاب همیشه در این بودجه سالانه در ردیف آخر اهمیت قرار می‌گیرد، این نهادها ترجیح می‌دهند اکثریت این هزینه را به خرید بلیت سینما یا تئاتر تخصیص داده و یا پایان سال با هدیه‌ای فرهنگی ازجمله اقلام تجسمی به وظیفه فرهنگی خود پایان دهند.

وزارت ارشاد نیز به‌عنوان بزرگ‌ترین و مهم‌ترین نهاد فرهنگی کشور در طول سال برنامه خاصی برای تبلیغات در بخش کتاب ندارد، طی سال‌های گذشته تمام فعالیت کتاب اکثراً به مراسم رونمایی از کتب ختم می‌شود، مراسمی که میهمانان نزدیک ناشر و یا مؤلف را شامل شده و بازهم تأثیری در تبلیغات عمومی ندارد.

در این میان طرح‌های زودگذری نیز در بخش تبلیغات دیده می‌شود اما این طرح‌ها با توجه به اینکه تفکر خاصی در پس‌زمینه خود نداشته و یا برنامه‌ریزی بلندمدتی را برای خود متصور نشده‌اند به‌سرعت به کار خود پایان داده و تأثیرات بسیار مقطعی در بخش کتاب می‌گذراند.

ازجمله این طرح‌ها می‌توان به پخش کتاب در اتوبوس و یا مترو اشاره کرد که به دلیل کیفیت پایین موضوعات، طراحی جلد و محتوای سطحی به‌زودی از میان جامعه حذف شدند، طرح‌هایی که شاید اگر پیش از اجرا با برنامه بهتری معرفی می‌شدند هنوز هم در میان مردم علاقه‌مند داشتند.

نبود تبلیغات برای کتاب طی سال‌های گذشته باعث شده که اکثریت جامعه هیچ‌گاه نه‌تنها با تازه‌های کتاب هیچ‌گونه آشنایی نداشته باشند بلکه در کل رفته‌رفته اشتیاق مطالعه کتاب را از دست بدهند، سرانه مطالعه در کشور هرروز در حال کاهش است و مسئولین فرهنگی بااینکه بر این مسئله واقف هستند اما هنوز هم برنامه‌ای برای حل این مشکل پیدا نکرده‌اند.