تا به حال اندیشیده‌اید که چرا در دنیای انبوه تبلیغات، برخی موفق می‌شوند و برخی با شکست مواجه می‌شوند؟ چرا تبلیغات بعضی از کسب و کارها بیشتر از بعضی دیگر دیده می‌شود؟ پاسخ این سوالات در مفهومی به نام استراتژی تبلیغات نهفته است. حال اینکه استراتژی تبلیغات دقیقا چیست و به چه کار می‌آید، موضوعی است که در این مقاله بررسی شده است. همچنین شما می‌توانید در اینجا با ۶ استراتژی تبلیغات آشنا شوید.

استراتژی تبلیغات برنامه‌ای است که برای قانع کردن مشتری به خرید کالا یا خدمات به کار می‌رود. عناصر اصلی این برنامه موارد زیر هستند:

خود محصول و مزایای آن

مشتریان و خصوصیات‌ آن‌ها

مسیرهای جایگزین برای آگاه کردن مشتریان از محصول

بهینه‌سازی انتخاب مشتریان با توجه به بودجه‌‌

تمامی اینها بدین معنی است که هدف باید روشن باشد، محیط باید به خوبی شناخته شود، ابزار لازم باید به‌طور مناسب دسته‌بندی شوند و تصمیمات باید بر مبنای منابع در دسترس اتخاذ شوند. ارزیابی مؤثر محصول، تعریف از بازار، تحلیل رسانه و بودجه‌ی مناسب، همگی دست به دست هم می‌دهند تا بهترین برنامه‌ی ممکن را داشته باشیم. البته این برنامه هیچ‌وقت خالی از عیب نخواهد بود چون منابع همیشه محدود هستند.

توسعه‌ی استراتژی

بیانه‌ی جایگاه

استراتژی‌های رسمی تبلیغات، بر مبنای «بیانیه‌ی جایگاه» هستند. بیانیه‌ی جایگاه، واژه‌ای تخصصی در حوزه‌ی بازاریابی و تبلیغات است و به این معناست که محصول شرکت در کجا قرار دارد، چه تفاوتی با کالا و خدمات رقیبان دارد و چگونه در اختیار مشتری قرار می‌گیرد.

مفهومی را که در بیانیه‌ی جایگاه نهفته است، مفهوم محصول می‌نامیم. مفهوم محصول، ارزش‌هایی که کالا یا خدمات ارائه می‌دهد و چارچوبی که در آن، جا می‌گیرد را معرفی می‌کند. بنابراین مفهوم محصول برای چاقوی شکار، با دمپایی روفرشیِ ابریشمیِ صورتی که در تاریکی برق می‌زند، خیلی فرق می‌کند! مفهوم محصول، انتخاب متن، تصویر و پیامی را که باید در تبلیغات از آنها استفاده شود، مشخص می‌کند. تعریفی از مشتریِ هدف و دلیل انتخاب و خرید کالا نیز باید به طور نهفته در بیانیه‌ی جایگاه وجود داشته باشد.

مشتری هدف

مشتری هدف، ترکیبی گیج‌کننده از افراد زیادی است. در مرحله‌ی اول شامل فردی است که در نهایت محصول ما را می‌خرد. بعد از آن، شامل افرادی می‌شود که در شرایط خاصی، تصمیم می‌گیرند که چه محصولی باید خریداری شود (اما خودشان آن را نمی‌خرند). و در آخر، شامل کسانی است که بر خرید محصول تأثیر می‌گذارند (بچه‌ها، همسر و دوستان). در حقیقت، صاحبان مشاغل کوچک که به مشتریان‌ خود نزدیک هستند، احتمالا می‌‌دانند دقیقا چطور آژانس تبلیغاتی را در مورد مشتری هدف راهنمایی کنند.

رسانه‌ی ارتباطی

از کدام کانال‌ها برای تبلیغات استفاده می‌کنید؟

بعد از اینکه محصول، محیط مربوط به آن و مشتریِ هدف مشخص شدند، مسیرهایی که می‌توان به مشتری دسترسی داشت (یعنی رسانه‌های ارتباطی) باید ارزیابی شوند. ۵ کانال اصلی در اختیار صاحبان مشاغل قرار دارند:

چاپی: روزنامه‌‌ها (روزانه یا هفتگی) یا مجلات

شنیداری: رادیو‌ی FM و AM

ویدئویی: ویدئوهای تبلیغاتی، فروش تلویزیونی

شبکه‌ی جهانی اینترنت

ایمیل مستقیم

تبلیغات محیطی: بیلبورد، تبلیغات بر روی وسایل حمل و نقل عمومی (تاکسی و اتوبوس)

هر کدام از این کانال‌ها مزایا و معایب و الگوهای قیمت مخصوص به خود را دارند. بنابراین مرحله‌ای مهم در استراتژی تبلیغات، توجه به این نکته بسیار مهم است: چطور با توجه به بودجه‌ای که در اختیار داریم بهترین ابزار را انتخاب کنیم تا مناسب‌ترین پیام را به بیشترین تعداد مشتریان برسانیم.

اجرا

مکان مناسبی برای اجرای تبلیغات پیدا کنید

کمپین تبلیغات با استراتژی تفاوت دارد. کمپین مجموعه‌ای از برنامه‌های مستقل و هماهنگ است؛ اما استراتژی نحوه‌ی اجرا را مشخص می‌کند. حضور تبلیغات در همه جا و به صورت مداوم در درجه‌ی اول اهمیت قرار دارد. تمامی جنبه‌های کمپین از جمله متن، تصاویر و موسیقی باید بازتابی از استراتژی تبلیغاتی باشند. این مخصوصا زمانی که از چند کانال مختلف، مثل تلویزیون، انتشارات، ایمیل و غیره استفاده می‌کنید مفید است. برای رسیدن به بیشترین انسجام لازم، خیلی از مبلغان حرفه‌ای از مفاهیمی استفاده می‌کنند که به صورت تصویر، شعار‌ تبلیغاتی و یا ترکیبی از چند روش است.

با این‌حال، صاحبان مشاغل کوچک باید به کمپین تبلیغاتی خود با دیدی واقع‌گرایانه نگاه کنند. البته، معمولا آنها دنبال راه‌حل‌های مؤثر و کم‌هزینه می‌گردند، اما در حالت عادی بعید است که بشود به طور همزمان از کانال تبلیغاتی‌ای استفاده کرد که هم مؤثر و هم ارزان باشد.

به همین دلیل است که مشخص کردن بودجه‌ای مناسب برای تبلیغات از اهمیت زیادی برخوردار است. نمی‌شود پولی را که از قسمت‌های دیگر اضافه آمده برای تبلیغات هزینه کرد. با تخصیص دادن پول کافی و استفاده از مناسب‌ترین کانال، می‌توانید به نتیجه‌ای که انتظار دارید برسید؛ یا حداقل وضعیت حاضر را بهبود ببخشید. از آنجا که هزینه‌ی ثابتی در ماه به این کار اختصاص می‌دهید، بهتر است بازدهی تبلیغات خود را ارزیابی کنید.

در اینجا تعدادی از بهترین استراتژی‌های تبلیغاتی را معرفی می‌کنیم که می‌توانید از آنها برای بهبود فعالیت‌های تبلیغاتی خود استفاده کنید:

۱. مخاطبِ هدف خود را شناسایی کنید

متاسفانه باید بگویم کالا یا خدماتی که شرکت شما ارائه می‌دهد، مناسب همه‌ی آدم‌های دنیا نیست. خیلی از کسب‌و‌کارهای کوچک، کمپین‌های تبلیغاتی هدفمندی ندارند؛ در حالی که مشخص کردن مخاطب هدف یکی از مزایای اولیه‌ی تبلیغات آنلاین است.

در حقیقت، باید بر مبنای داده‌هایی که جمع می‌کنید، بتوانید مخاطب هدف را به‌خوبی شناسایی کنید. با داشتن این اطلاعات و چیزهایی که از مشتریان فعلی خود می‌دانید، می‌توانید با تبلیغات‌ خوب، افرادی را که خصوصیات مشابهی با آنها دارند نیز مخاطب قرار دهید و بدین‌ شکل مشتریان بیشتری جمع کنید.

مهم نیست تبلیغات‌ شما آنلاین باشد یا نه؛ فقط باید اطمینان داشته باشید که متن و تصاویر تبلیغاتی، بازتابی از مشتریانی باشند که می‌خواهید با آنها کار کنید. این کلیدِ هدف‌گیریِ درست است.

۲. تبلیغات خود را ارزیابی و پیگیری کنید

خیلی از کسب‌و‌کارهای کوچک، اصلا نمی‌دانند آیا تبلیغاتشان نتیجه دارد یا نه. پلتفورم‌های تبلیغات آنلاین مانند Google AdWords و فیسبوک، اطلاعات زیادی درباره‌ی تبلیغات شما در اختیارتان قرار می‌دهند و این به شما کمک می‌کند تا متوجه شوید آیا تبلیغاتتان اثری دارد یا نه. ولی این بدین معنی نیست که لازم نیست به شخصه تبلیغ‌ خود را مورد بررسی و آزمایش قرار دهید، اما بدین معنی است که می‌توانید برای قدم‌های بعدی خود تصمیمات سریع‌تری اتخاذ کنید.

اگر تبلیغات‌ شما آنلاین نیست، حتما ایمیل یا شماره‌ تلفنی را برای شناخت بهتر اینکه کارها چطور پیش می‌رود اختصاص دهید. در ضمن مشتریان‌ هم می‌توانند از این طریق با شما در ارتباط باشند.

۳. بدانید که چه زمانی باید تبلیغ کنید

در نگاه اول، تبلیغ در تمام سال و اختصاص دادن بودجه‌ی مشخصی به صورت ماهانه برای این کار به نظر عاقلانه می‌رسد. اما امکان ندارد بتوانید در تمام سال به یک شکل و با یک نوع استراتژی تبلیغ کنید. اگر محصولات‌ شما فصلی هستند، باید در فصل مناسب تبلیغات‌ را به بالاترین حد برسانید. بهتر است کمی زودتر از فصل شروع کنید و بعضی از روش‌های تبلیغاتی را برای بعدا کنار بگذارید.

بسته به نوع کسب‌و‌کاری که دارید، شاید مثلا عید نوروز فصل خوبی برای فروش‌ محصول شما باشد. بهتر است همیشه پول بیشتری برای هزینه‌ی تبلیغات در زمان‌های اوج فروش کنار بگذارید. در آخر، بهتر است همیشه حواستان به رقبا هم باشد. اگر بودجه‌ی تبلیغات فصلی را از قبل کنار بگذارید، شاید حتی بتوانید از رقیبان‌ هم پیشی بگیرید.

۴. خوب برندسازی کنید

آیا مشتریان می‌توانند تبلیغ شما را برمبنای متن، تصاویر، انتخاب رنگ، لوگو یا حروف چاپی در یک نگاه تشخیص دهند؟ اگر این سؤال به نظرتان خنده‌دار می‌آید بهتر است نگاهی به کمپین‌های تبلیغاتی برندهای مهم و معروف بیندازید. خیلی وقت‌ها فقط با دیدن رنگ آن‌ها می‌توانید تشخیص دهید که به چه برندی تعلق دارند.

به مرور زمان، مشتریان طرح تبلیغ شما را شناسایی کرده و با آن ارتباط برقرار می‌کنند. شاید وسوسه شوید هر بار که تبلیغ جدیدی می‌سازید برند خود را تغییر دهید؛ اما این کار باعث گیج شدن مخاطبان شده و در بلند مدت تأثیر خود را از دست می‌‌دهد. هدف شما باید این باشد که برند‌تان را در مکان‌های خاص و با تبلیغاتی که برای مخاطبِ هدف‌ آشنا باشد نمایش دهید. در یک کلام، خوب برندسازی کنید و تصویر برند خود را تغییر ندهید تا مشتریان با شما ارتباط برقرار کرده و وفادار بمانند.

۵. از منابع خود به خوبی استفاده کنید

همه می‌دانیم که رتبه‌بندی در جستجوهای اینترنتی چقدر اهمیت دارد، اما شاید شما زمان و منابع کافی برای اینکه مطالب جدید و خلاقانه برای وب‌سایت خود تهیه کنید، نداشته باشید. در چنین مواقعی، بهترین فرصت است تا از خدماتی مانند Google AdWords و Bing Ads استفاده کنید تا بدون اینکه نیازی به بهینه‌سازی مطالب و کلمات کلیدی خود داشته باشید، در نتایج SERP در جایگاه‌های بالا ظاهر شوید. اگه بودجه‌ی کافی برای تبلیغ دارید اما وقت برای تهیه‌ی محتوا ندارید، می‌توانید از این منابع استفاده کنید.

اگر بودجه‌ی کمی را به تبلیغات اختصاص داده‌اید، عاقلانه نیست که برای تبلیغات در مجله‌ای گران‌قیمت هزینه کنید. یک کمپین در فیسبوک خیلی هوشمندانه‌تر است و می‌‌توانید هزینه‌ی روزانه‌تان را هم به این شکل کنترل کنید.

منابعی را که به‌راحتی در دسترس دارید صادقانه مورد ارزیابی قرار دهید و از آنها در راه رشد کسب‌و‌کار خود استفاده کنید.

۶. در مکان‌های مناسب خودتان را به نمایش بگذارید

داشتنِ تصورات زیاد در مورد مشتریان هدف، خطرناک است. به عنوان مثال، اگر برنامه‌ی رادیویی‌ای است که از آن خوشتان می‌آید و تصور می‌کنید مشتریان‌ شما هم آن را دوست دارند، عاقلانه نیست هزینه‌ی زیادی صرف تبلیغات در برنامه‌ی رادیویی کنید؛ زیرا هم گران است و هم ثابت شده چندان مؤثر نیست.

فرصت‌های زیادی برای صرفه‌جویی در هزینه‌ی تبلیغات وجود دارند. اگر در مکان نامناسبی تبلیغ کنید، پول خود را هدر می‌دهید. به جای این کار بهتر است مشتریان خود را بشناسید. سپس، آنها را مورد ارزیابی قرار دهید. به این فکر کنید دوست دارند در کدام سایت‌های اینترنتی وقت بگذرانند، کجا می‌توانید افراد دیگری شبیه به آنها پیدا کنید، چه کتاب‌ها یا مجلاتی می‌خوانند و به کدام برنامه‌های رادیویی یا پادکست‌ها گوش می‌دهند. وقتی مشتریان خود را درست بشناسید، بهتر می‌توانید آنها را به کسب‌و‌کار خود جذب کنید.

حرف آخر

تبلیغات چیزی نیست که آن را اجرا کنید و سپس فراموشش کنید. باید نگاهی راهبردی به آن داشته باشید و در زمان مناسب آن را به اجرا درآوردید.

 

برگزاری کلاس‌های آموزشی آنلاین یکی دیگر از منابع خوب کسب درآمد است. هر فردی در هر زمینه‌ای که تخصص داشته باشد می‌تواند دوره‌های آموزشی برگزار کند. می‌توانید خودتان یک وب‌سایت طراحی کنید و آموزش‌ها را در آنجا قرار دهید یا از سرویس‌های شناخته‌شده در این زمینه بخواهید که فیلم‌های آموزشی شما را نیز در سایتشان قرار دهند. معمولا این سایت‌ها بخشی از درآمد حاصل از فروش را از دست‌مزد شما کم می‌کنند؛ اما مزیت چنین کاری این است که دیگر نیازی نیست نگران امور مربوط به تبلیغات و بازاریابی باشی

به گزارش چاپ ونشر به نقل از عصر ایران،  اینترنت و فضای مجازی به‌اندازه‌ای همه‌گیر شده‌اند که هر فردی می‌‌تواند از طریق آن درآمد کسب کند. کافی است مهارت‌های خود را بشناسید و با کمی تلاش درآمد خود را افزایش دهید.

این روزها افراد زیادی وجود دارند که اکثر زمان خود را با وسايل دیجیتال و در دنیای مجازی سپری می‌کنند. به‌نوعی می‌توان گفت لپ‌تاپ و موبایل تبدیل به میز کار آن‌ها شده است. تعداد این افراد کم نیست و روزبه‌روز افزوده می‌شود. نتیجه‌ی یکی از آخرین تحقیقات مجله‌ی نیویورک تایمز نشان داد که اکثر صنایع به دنبال استخدام کارمند دورکار هستند. البته این لزوما به این معنا نیست که باید از شغلی فعلی خود استعفا دهید و به‌عنوان یک فرد آزادکار فعالیت کنید؛ بلکه می‌توانید با حفظ موقعیت شغلی فعلی، از راه گشت و گذار در اینترنت نیز درآمد کسب کنید. البته اغلب این افراد زمانی که روند کار را یاد می‌گیرند و درآمد بالایی به دست می‌آورند، به این کار اعتیاد پیدا می‌کنند و تمام وقت و انرژی خود را به آن اختصاص می‌دهند. این افراد فقط به دنبال این هستند که بتوانند مهارت‌های خود را تقویت کنند تا درآمد بیشتری به دست آورند. انجام چنین کاری هیجان‌انگیز به نظر می‌رسد؛ اما اگر کمی بیشتر دقت کنید متوجه می‌شوید که ترسناک است. اگر شخص نتواند از عهده‌ی تمام مخارج برآید چه اتفاقی خواهد افتاد؟ یا اگر موبایل یا لپ‌تاپ خود را گم کند چه کاری باید انجام دهد؟

واقعیت این است که این کار نیز مانند همه‌ی کارها ریسک‌پذیر است و نباید انتظار داشته باشید که نسبت به مشاغل معمولی هیچ ریسکی نداشته باشد. اما اگر واقعا از آن دسته افرادی هستید که مدت زمان زیادی پای لپ‌تاپ و موبایل سپری می‌کنید، بدانید که هیچ چیز لذت‌بخش‌تر از این نیست که از این راه در آمد کسب کنید. این شغل برای افرادی مناسب است که زندگی ماجراجویی را به داشتن یک زندگی آرام و بدون خطر ترجیح می‌دهند. در ادامه‌ی این مقاله‌ی زومیت به معرفی کارهایی می‌پردازیم که می‌توان از طریق آن‌ها در دنیای مجازی درآمد کسب کرد.

چگونه از طریق فعالیت در اینترنت درآمد کسب کنیم؟

اگر هنوز به خواندن این مطلب علاقه دارید یعنی داشتن این سبک زندگی را ترجیح می‌دهید و از خودتان می‌پرسید چگونه باید این کار را انجام داد. پاسخ سؤال ساده است اما پیش از هر کاری باید به دو موضوع رسیدگی کنید:

۱- خرج‌ها و بدهی‌ها: اگر خرید قسطی انجام داده‌اید و هر ماه باید هزینه‌ی بالایی بابت پرداخت بدهی‌ها بپردازید، شرایطتان کمی سخت خواهد بود؛ زیرا با انجام این کار درآمد هر ماهتان متغیر خواهد بود و اگر یک ماه نتوانید زیاد کار کنید به مشکل برخورد خواهید کرد. پس قبل از هر چیزی این موضوع را در نظر بگیرید و تا زمانی که اقساط خود را پرداخت نکرده‌اید از شغل فعلی استعفا ندهید.

۲- درآمد: بعد از مدیریت کردن وضعیت بدهی‌ها به این فکر کنید که از چه راهی می‌خواهید درآمد کسب کنید؟ اگر نتوانید کاری مطابق با مهارت‌های فعلی خود پیدا کنید چه اتفاقی خواهد افتاد؟ آیا برای اتفاقات پیش‌بینی نشده پشتوانه مالی دارید؟ بعد از مدیریت کردن این مسائل برای خودتان هدف تعیین کنید. به یاد داشته باشید که برای دوام آوردن در چنین شرایطی باید چند جریان کسب درآمد داشته باشید. پس تنها روی یک موضوع تمرکز نکنید. هشت راه زیر منبع خوبی برای کسب درآمد از طریق اینترنت هستند.

۱- کتاب الکترونیکی منتشر کنید

این روزها کتاب‌های الکترونیکی بیش از هر زمانی طرفدار پیدا کرده‌اند و وب‌سایت‌های زیادی این محصولات را به فروش می‌رسانند. تخصص خود را در نظر بگیرید و موضوع مورد نظر خود را پیدا کنید. سپس با استفاده از پلت‌فرم‌های موجود، کتاب خود را منتشر کنید. شبکه‌های اجتماعی محل خوبی برای تبلیغات کتاب الکترونیکی هستند. همچنین می‌توانید نسخه‌ی صوتی کتاب خود را نیز تهیه و آن را در اپلیکیشن‌های کتاب صوتی به عموم عرضه کنید.

۲- یک وبلاگ راه‌اندازی کنید

وب‌لاگ‌ها یکی دیگر از منابع خوب کسب درآمد هستند. اگر با مهارت‌های بازاریابی آنلاین آشنایی داشته باشید خیلی راحت و بدون انجام هیچ کار سخت و پیچیده‌ای می‌توانید از وبلاگ خود درآمد کسب کنید. هرقدر موضوعات بیشتری را تحت پوشش قرار دهید ترافیک ورودی به سایت و درنتیجه درآمد حاصل از آن بیشتر خواهد بود. بنابراین نیاز و علایق مردم را شناسایی کنید و با توجه به آن به تولید محتوا بپردازید.

3- پروژه‌های دیگران را انجام دهید

همان‌طور که می‌دانید این روزها سایت‌های برون‌سپاری پروژه‌ بسیار رونق گرفته‌اند و افراد زیادی مشغول کسب درآمد از آن‌ها هستند. اگر به این سایت‌ها مراجعه کرده باشید متوجه می‌شوید که با هر مهارتی می‌توانید درآمد کسب کنید. پروژه‌های این سایت‌ها به اندازه‌ای زیاد هستند که مطمئنا هیچ موقع بیکار نخواهید ماند. همچنین می‌توانید مهارت‌های پرطرفدار را شناسایی کنید و به یادگیری آن‌ها مشغول شوید.

۴- سرویس‌های حرفه‌ای ارائه دهید

اگر در انجام دادن کاری متخصص هستید می‌توانید خدمات خود را به‌صورت حرفه‌ای به دیگران عرضه کنید. طراحی گرافیک، برنامه‌نویسی، وکالت و حسابداری از جمله مهارت‌های پرطرفداری هستند که اگر سایت حرفه‌ای در این زمینه داشته باشید می‌توانید درآمد خوبی از طریق آن کسب کنید.

۵- کلاس‌های آنلاین برگزار کنید

برگزاری کلاس‌های آموزشی آنلاین یکی دیگر از منابع خوب کسب درآمد است. هر فردی در هر زمینه‌ای که تخصص داشته باشد می‌تواند دوره‌های آموزشی برگزار کند. می‌توانید خودتان یک وب‌سایت طراحی کنید و آموزش‌ها را در آنجا قرار دهید یا از سرویس‌های شناخته‌شده در این زمینه بخواهید که فیلم‌های آموزشی شما را نیز در سایتشان قرار دهند. معمولا این سایت‌ها بخشی از درآمد حاصل از فروش را از دست‌مزد شما کم می‌کنند؛ اما مزیت چنین کاری این است که دیگر نیازی نیست نگران امور مربوط به تبلیغات و بازاریابی باشید.

۶- انگلیسی درس بدهید

تقاضا برای یادگیری زبان انگلیسی همیشه بالا است و در هر جای دنیا که باشید می‌توانید از طریق آموزش انگلیسی درآمد کسب کنید. می‌توانید این کار را به‌صورت دوره‌های آموزشی آنلاین انجام دهید یا حتی کلاس خصوصی برگزار کنید. البته انتظار درآمد بالا نداشته باشید چون آموزش زبان انگلیسی بسیار زیاد شده است و برای جلب مشتری احتمالا مجبور می‌شوید که قیمت‌ها را کمی پایین بیاورید.

7- برای شبکه‌های اجتماعی بازاریابی کنید

این روزها همه‌ی برندها به بازاریابی شبکه‌های اجتماعی احتیاج دارند و اگر در این زمینه تجربه داشته باشید، می‌توانید درآمد خوبی کسب کنید. شاید انجام این کار در شهرهای بزرگ و پرجمعیت به دلیل تعدد افراد حرفه‌ای و آژانس‌های تخصصی سخت باشد؛ بنابراین می‌توانید کار خود را از شهرهای کوچک‌تر شروع کنید و بعد از کسب تجربه سراغ امور مربوط به بازاریابی شبکه‌های اجتماعی شرکت‌های بزرگ‌تر بروید. بازاریابی برند و شبکه‌های اجتماعی نیز از جمله مشاغلی هستند که نیاز بازار به افراد متخصص در آن روزبه‌روز بیشتر می‌شود.

۸- موسیقی تدریس کنید

دسترسی به اینترنت همه‌ی کارها مخصوصا آموزش را راحت‌تر کرده است. اگر در نواختن سازی حرفه‌ای هستید می‌توانید هنر خود را به‌راحتی از طریق سرویس‌هایی همچون اسکایپ به دیگران آموزش دهید. یا ویدئوهای آموزشی خود را در سایت و شبکه‌های اجتماعی به فروش برسانید.

 

 

 عباس فلسفی کارشناس دیجیتال مارکتینگ گفت: شبکه های اجتماعی توسط خلاق ترین افراد دنیا راه اندازی می شوند و با مبالغ بسیار بالا توسط برندهای اینترنتی بزرگ دنیا خریداری می شوند و با تلاش شبانه روزی متخصصان و هزینه های بسیار بالایی که دارند اداره می شوند و روز به روز توسعه پیدا می کنند .

 تمام شبکه های اجتماعی بزرگ دنیا خدمات قابل توجهی را بصورت رایگان به مردم ارائه می کنند بطوری که امروز زندگی همه را تغییر داده اند.

وی افزود: این همه تلاش و هزینه ها برای جذب استقبال مردم با هدف کسب درآمد توسط این کمپانی ها انجام میشود و زمانی نتیجه میدهد که شبکه های اجتماعی بهترین موقعیت را برای بازاریابی و تبلیغات در اختیار برند ها و کسب و کار های بزرگ و کوچک قرار دهند.

در واقع فلسفه و هدف اصلی ساختن هر شبکه اجتماعی ارائه یک پلتفرم برای تبلیغات و برندسازی است.

امروز فیسبوک، یوتیوب، اینستاگرام، واتس اپ و توییتر محبوب ترین شبکه های اجتماعی در سراسر دنیا هستند و بسیاری اپلیکیشن های دیگر هم در انواع مدل های سوشیال مدیا در تمام دنیا طرفداران بسیاری دارند که هر کدام راهکار های بسیار گسترده، هدفمند و موثری را برای بازاریابی و تبلیغات در اختیار مشاغل قرار می دهند .

اما تاکنون در ایران اینستاگرام، تلگرام و لینکدین تنها شبکه های اجتماعی در دسترس بوده‏اند که در حال حاظر متاسفانه تلگرام هم فیلتر شده است!

در اتفاقات اخیر که اینستاگرام و تلگرام فیلتر شد بسیاری از اشخاصی که به نوعی از اهمیت و نقش این اپلیکیشن ها در کسب و کار ها مطلع بودند از ادامه فیلترینگ این شبکه ها اظهار نگرانی کردند. حتی کارشناسان نسبت به مشکلاتی که می‏تواند باعث کاهش فروش شرکت ها شود و حتی درنهایت می‏تواند باعث ورشکستگی شرکت های کوچک و افزایش بیکاری جوانان شود هشدار داده اند.

مدیر شرکت ویرلن افزود: که تبلیغات در تلگرام و اینستاگرام جزو پرطرفدارترین روش های بازاریابی و تبلیغات اینترنتی طی یکی دوسال گذشته در ایران بوده و این شبکه ها توانسته اند بهترین راهکارهای بازاریابی اینترنتی را با کمترین هزینه در اختیار کسب و کارهای کوچک و بزرگ قرار دهد.

همچنین شرکت های متعدد و افراد بسیار در بخش اجرای تبلیغات در این شبکه ها فعال هستند که از تولید محتوا تا انتشار تبلیغات در کانال ها و پیج های پرطرفدار فعال هستند.

از طرفی نکته قابل توجه اینجاست که حتی این میزان تاثیرگذاری که امروز تلگرام و اینستاگرام در ایران دارند درواقع ظرفیت کامل استفاده تبلیغاتی از این شبکه ها نیست. زیرا هنوز پلتفرم تبلیغاتی اینستاگرام در ایران قابل استفاده نیست و تلگرام هم که هنوز هیچ پلتفرم تبلیغاتی را ارائه نکرده است .

باید توجه داشته باشیم که اگر تمام شبکه های اجتماعی محبوب دنیا که البته هر کدام بخشی از جامعه را برای تبلیغات در اختیار برند ها قرار می دهند بطور کامل در ایران در دسترس باشند و امکان استفاده از پلتفرم های تبلیغاتی این شبکه وجود داشته باشد چقدر میتواند ایجاد اشتغال و درآمدزایی داشته باشد!

همچنین قابل ذکر است که پلتفرم های تبلیغاتی این شبکه های اجتماعی متاسفانه بدلیل عدم اتصال ایران به بانک های جهانی و تحریم های این سایت ها، در درسترس کسب و کارها نیست که بازگشایی آن راه طولانی در پیش دارد. (البته در این بخش متخصصان دیجیتال مارکتینگ با خلاقیت های ایرانی خاص خودشان راه تبلیغات را پیدا می کنند).

 

بهترین راهکار بازاریابی اینترنتی خارج از شبکه های اجتماعی چیست ؟

این کارشناس و مشاور در این بخش توجه مدیران کسب و کار ها را به اهمیت بیشتر به سئو سایت به عنوان مهم ترین و موثر ترین راه بازاریابی آنلاین جلب کرد و گفت: از موقعیت کسب درآمد بسیار مهمی که گوگل از سال ها پیش دراختیار کسب و کار های تمام دنیا قرار داده است باید بهتر استفاده کنیم.

بهینه سازی و سئو سایت برای رتبه اول تا سوم نتایج جستجوی گوگل قطعا تاثیرگذار ترین راهکار برای کسب درآمد است. بنابراین بهترین توصیه برای کسب و کار هایی که در اثر فیلترینگ تلگرام دچار مشکل شده اند این است که به مزایای سئو سایت و حضور در رتبه اول گوگل بیشتر توجه کنند .

 

جدید ترین روش و موثرترین تکنیک برای سئو سایت، دیجیتال مارکتینگ و برندسازی چیست؟

طبق گزارش مدیر شرکت ویرلن انتشار رپورتاژ آگهی در وب سایت های خبری معتبر و پربازدید امروز به عنوان موثر ترین تکنیک و جدید ترین روش شناخته میشود.

وی افزود: در واقع رپورتاژ آگهی یک خبر تبلیغاتی است که در صفحه اصلی سایت های خبری پربازدید با اتوریتی بالا منتشر می شود. در محتوای رپورتاژ چند کلمه کلیدی به وب سایت تبلیغ دهنده لینک فالو می شود و به همین دلیل رپورتاژ آگهی موثرترین روش سئو سایت، برندسازی و بازاریابی اینترنتی است که به همه کسب کارها استفاده از آن را برای رونق در فروش خدمات و محصولات و کسب درآمد بیشتر توصیه میکنیم.

در انتها مدیر شرکت دیجیتال مارکتینگ ویرلن اعلام کرد که ما در ویرلن از تولید محتوای خبری و تبلیغاتی تا انتشار رپورتاژ آگهی در ۱۰۰ سایت خبری پربازدید و معتبر ایران ، همراه برند های برتر و استارت آپ ها هستیم و بسیار خرسندیم که کسب و کار های بسیاری از خدمات ویرلن برای توسعه تجارت خود استفاده می کنند.

 

 

منبع : شبکه اطلاع رسانی طلا و ارز

 

به گزارش چاپ و نشر به نقل از (سفرمن)، شاید تا کنون SEM اگر چه تبلیغات و بازاریابی در موتور جستجوی Bing و Yahoo نیز امکان پذیر هست، اما وقتی که کسی گفت وگو از SEM اگر چه تبلیغات و بازاریابی در موتور جستجویبه میان می آورد، غالبا منظورمان استفاده از قدرت موتور جستجوی گوگل و سرویس گوگل ادوردز برای پیشبرد اغراض بازاریابی مان []

شاید تا کنون SEM اگر چه تبلیغات و بازاریابی در موتور جستجوی Bing و Yahoo نیز امکان پذیر هست، اما وقتی که کسی گفت وگو از SEM اگر چه تبلیغات و بازاریابی در موتور جستجویبه میان می آورد، غالبا منظورمان استفاده از قدرت موتور جستجوی گوگل و سرویس گوگل ادوردز برای پیشبرد اغراض بازاریابی مان هست.

اما آیا می دانید گوگل ادوردز چیست؟

اما آیا می دانید گوگل ادوردز چیست؟گوگل ادوردز یکی از فرآورده ها کمپانی گوگل هست که امکان نمایش تبلیغات شما در فهرست نتیجه های جستجوی گوگل را فراهم می کند. این تبلیغات محتمل هست در بالا یا پایین نتیجه های ارگانیک نمایش داده گردد.

این تبلیغات محتمل هست در بالا یا پایین نتیجه های ارگانیک نمایش داده گردد. تبلیغاتی که در فهرست نتیجه های گوگل به نمایش در می آیند، طبق جستجوهای قبلی عضو و علاوه بر این عباراتی که آنان جستجو می کنند، نمایش داده می گردد و هر لینک به یکی از صفحات وب سایت های مد نظر تبلیغ دهندگان در گوگل منتهی خواهد گردید.

در کنار تبلیغات گوگل طبق معمول یکی از کلمات Ad یا Sponsored Links نمایش داده می گردد تا اعضاء بدانند که این لینک ها نتیجه های گوگل نیستند و تنها جهت تبلیغاتی دارند.

به طور چکیده در جواب به این پرسش که گوگل ادوردز چیست؟ میتوان اظهار کرد گوگل ادوردز یک بازار تبلیغاتی هست که در آن با پرداخت پول توان دارید وب سایت خود را در جایگاه بالاتری از فهرست نتیجه های جستجوی گوگل نشان دهید.

 

یک نکته زیاد با اهمیت برای تبلیغات در گوگل آن هست که تبلیغات در گوگل برای وب سایت هایی با دامنه .ir امکان پذیر نمی باشد و لازم است از دامنه های بین المللی مثل .com استفاده نمایید.

معاون گردشگری اداره کل میراث فرهنگی، ‌صنایع دستی و گردشگری آذربایجان غربی گفت: عدم تبلیغات و بازاریابی مهم‌ترین نقیصه در گردشگری آذربایجان غربی است.

به گزارش سایت اطلاع‌رسانی میراث فرهنگی آذربایجان غربی، حسن امامی با تاکید بر لزوم استفاده از ایده‌ها و افکار جدید گفت: تمام هم و غم این است که موانع و بازدارنده‌های مسیر توسعه گردشگری استان رفع شده و امورات و ساز و کارهای اداری و قانونی آن تسهیل شود.

وی ادامه داد: به همین منظور یک سری آیتم‌ها و دستورالعمل‌ها از سوی سازمان مرکزی ابلاغ شده که هدف کلی آن رفع مشکلات گردشگری با تکیه بر استفاده از توان استعدادهای بومی و خلاقیت‌ها و پیشنهادات مبتکرانه اندیشمندان استانی می‌باشد.

امامی تاکید کرد: یکی از مهمترین نواقص پیش روی گردشگری استان،‌ عدم تبلیغات و بازاریابی است؛‌ در این زمینه این اداره کل آنچه را که در چارچوب قوانین خود می‌توانسته انجام داده و همچنان نیز انجام خواهد داد، ولی بخش عمده این کار برعهده واحدهای اقامتی و پذیرایی،‌ دفاتر خدمات مسافرتی،‌ فعالان گردشگری و کلا برعهده بخش غیردولتی است.

 

معاون گردشگری اداره کل میراث فرهنگی،‌ صنایع دستی و گردشگری آذربایجان غربی به ساختار قوانین گمرکی موجود و ورود و خروج مسافر از استان اشاره کرد و گفت: آذربایجان غربی پنج پایانه مرزی دارد و بیشترین ورود و خروج مسافر خارجی و داخلی در سطح کشور، ‌در این استان اتفاق می افتد.

برندها کاربردهای متنوعی برای کسب وکارها، محصولات و افراد در چشم انداز پویای بازاریابی امروز دارند؛ جایی که در آن اطلاع رسانی و انتشار پیام، دیگر به نهادهای رسانه ای محدود نمی شود. هر مصرف کننده ای از طریق استفاده از رسانه های اجتماعی می تواند ناشر برند محبوب خودش باشد و آن را ترویج دهد. برندها بر سر زمان و توجه (دو منبع کمیاب) با هم رقابت می کنند تا بر حجم عظیم تبلیغات غلبه کنند و با مخاطب (یا مخاطبان) رابطه برقرار کنند. یک برند به خودی خود یک استراتژی بازاریابی نیست.

 

در این مقاله به نقل از بازده، تعاریف برندینگ را از زبان بازاریاب ها و رهبران دنیای تصویر نقل می کنیم تا شما را با آنچه برندسازی به همراه دارد، بیشتر آشنا کنیم.

۱- انجمن بازاریابی آمریکا برند را این گونه تعریف می کند: «یک نام، اصطلاح، طرح، نماد یا هر مشخصه دیگری که محصول یا خدمت یک فروشنده را از محصول و خدمت فروشندگان دیگر متمایز می کند. اصطلاح حقوقی برند «نام بازرگانی» است. یک برند می تواند معرف یک کالا، مجموعه ای از کالاها یا تمام کالاهای یک فروشنده باشد. اگر از برند برای یک شرکت استفاده شود، اصطلاح کاربردی آن «نام تجاری» است.

۲- برند، هویت شناخته شده یک شرکت در خصوص محصولات و خدماتی است که ارائه می کند. افزون بر این، ماهیت آن چیزی است که شرکت به لحاظ خدمات و دیگر نگرانی های احساسی و نامحسوس مصرف کننده، طرفدار آن است. برندینگ زمانی اتفاق می افتد که یک فرد یا شرکت با پیام های توصیفی و اثرگذار و اظهارات نامحسوس یا آشکار چیزی را معرفی کند که شرکت یا فرد مظهر آن است. برای نمونه، آیا برند مقرون به صرفه ترین است، آیا مظهر خدمات برتر است، آیا تأمین  کننده خدمات یا محصولات x،y و z است و به لحاظ زیست محیطی قابل  اعتماد است؟ هر پیام در برانگیختن احساس مخاطب، حساب  شده است و خلاصه ای از اصول اعتقادی فرد یا شرکت را در اختیار او قرار می دهد. «دونا آنتونوچی»

۳- برندینگ هنر همسوکردن چیزی که می خواهید مردم درباره شما فکر کنند با چیزی که مردم واقعا درباره شرکت شما فکر می کنند، است و بالعکس.  «جی بِر»

۴- برند، ماهیت داستان منحصربه فرد خود شخص است. این موضوع هم برای برندینگ شخصی و هم برای برندینگ کسب و کار صدق می کند. مهم، یافتن  «خودِ» منحصربه فرد و اصیل تان است و اگر آن را پیدا نکنید، برند شما فقط یک ظاهر ساختگی خواهد داشت. قدرت یک لوگوی قوی در هویت برند به این است که یک تصویر ساده بتواند بی درنگ بیانگر پیام یک برند و موضوع آن باشد.

برخی از برندهای بزرگ قادرند این کار را بدون کلمات و فقط با نماد انجام بدهند و این آرزوی همه برندها است. این ویژگی، درست نمایانگر ماهیت پیام به ابتدایی ترین شکل آن است. عده کمی از عهده این کار برمی آیند. لوگوها بسیار مهم هستند، اما تنها جزئی از چیزی هستند که یک برند قوی را خلق می کند. لوگوها باید از استراتژی کلی تر برند پشتیبانی کنند که آن نیز از یک داستان برند بزرگ تر پشتیبانی می کند. «پل بایدرمن»

۵- برند دلیل انتخاب است. «شریل برجیس»

۶- نماد برند، مانند چیزی ا ست که یک تصویر ذهنی از هویت برند را به جای می گذارد. «لئو برنِت»

۷- برندسازی چیزی بیش از یک نام و نماد است. برند به وسیله افراد، تصاویر، فرهنگ، سبک، ادراک، کلمات، پیام ها، روابط عمومی، عقاید، رسانه های خبری و به ویژه رسانه های اجتماعی خلق می شود و متأثر از آنها است. درست مانند نوزادی که متولد می شود و نامی برایش انتخاب می کنند، برند نیز به پرورش، حمایت، رشد و توجه مداوم نیاز دارد تا بتواند شکوفا شود. برخی از برندها چرخه زندگی دارند و درست مانند ما پیر می شوند، اما برندهای جاودانه ای هم وجود دارند که هرگز نمی میرند، بلکه دوباره متولد یا دوباره  ابداع می شوند. در این بین، عمر برخی از برندها کوتاه است، اما زندگی قدرتمندی دارند؛  به گونه ای که از خود یک میراث نمادین به جای می گذارند. «لیسا بایِر»

۸. برندینگ خلاصه ای از مأموریت، اهداف و روحیه جمعی یک شرکت است که با در نظر گرفتن عقاید شرکت و اصول زیبایی شناسی بیان می شود.  «مارگی کلِیمان»

۹. برندها پیام های بازاریابی مختصری هستند که سبب ایجاد پیوندهای عاطفی با مصرف کنندگان می شوند. آنها شامل عناصر محسوس و نامحسوس هستند، عناصر نامحسوس با وعده خاص، شخصیت و موقعیت برند ارتباط دارند و عناصر محسوس نشانه های قابل شناسایی از قبیل لوگو، گرافیک، رنگ و صدا دارند. یک برند از طریق شخصیت خود به گونه ای نزد مشتریان صاحب ارزش می شود که سبب تمایز و برتری آن نسبت به محصولات مشابه دیگر می شود. داستان برند با ظرافت با ادراک مردم می آمیزد و همواره به مصرف کنندگان این احساس امنیت را می دهد که می دانند برای چه چیزی، پول پرداخت می کنند. در دنیایی که هر فردی یک هویت رسانه ای دارد، برند شما در تملک مشتریان تان است (همانطور که همیشه بوده است). «هایدی کوهِن»

۱۰. برندینگ از نظر من هویت محصولات یا خدمات است. مردم از نام، لوگو، طراحی یا ترکیبی از همه اینها برای شناسایی چیزی که در آستانه خریدش هستند، استفاده می کنند. یک برند خوب باید پیام واضحی برساند، قابل اعتبار باشد، با مشتریان رابطه عاطفی برقرار کند، به خریدار انگیزه خرید بدهد و سبب ایجاد حس وفاداری در مصرف کننده شود. «گینی دیتریک»

۱۱. برندسازی جمع  جزئی از تمام «تجربیاتی» است که مشتریان شما با کسب وکار شما دارند. برای داشتن یک برند موفق باید اصول «ایوان پاولوف» را درک کنید که من و برادرم جِفری در کتاب «Waiting For Your Cat to Bark» معرفی کرده ایم. برای مؤثر واقع شدن برندینگ باید ثبات، تکرار و تکیه گاه را رعایت کنید.

نکته: کتاب «Waiting for Your Cat to Bark» چگونگی تضعیف سودمندی مدل های رایج بازاریابی انبوه توسط رسانه های در حال ظهور را بررسی می کند.

 - ثبات: «پاولوف» هرگز بدون به صدا درآوردن زنگ، غذا نیاورد و هرگز بدون آوردن غذا، زنگ را به صدا درنیاورد.

 - تکرار: زنگ هر روز چندین بار به صدا درمی آمد.

 - تکیه گاه: پاولوف این آزمایش را با چیزی درآمیخت که سگ را احساساتی می کرد. تکرار و ثبات تنها زمانی برندینگ را خلق می کنند که پیام شان به یک تکیه گاه عاطفی وابسته باشد. این سخت ترین و ضروری ترین عنصری است که باید اصلاح شود.

با وجود این، به یاد داشته باشید که «پاولوف» تجربه آسانی تری داشت، چون سگ ها را انتخاب کرده بود که بهتر از هر حیوان دیگری، از صاحب شان حرف شنوی دارند. مشتریان امروزی بیشتر شبیه گربه هستند و به راحتی نمی توان آنها را ترغیب کرد. «برایان آیزِنبِرگ»

۱۲. در دنیای اجتماعی و مشتری سالار امروز، بازاریاب ها ممکن است پول شان را صرف خلق یک برند کنند، اما مالک آن نخواهند شد. «شارلین لی» و «جاش بِرنوف» در کتاب تأثیرگذار خود به نام «Groundswell» می گویند: «برند شما چیزی است که مشتریان شما می گویند». این گفته به آن معناست که شاید یک برند رابطه بین مصرف کننده و محصول باشد، اما شما به عنوان یک بازاریاب، باید با مصرف کنندگان رابطه برقرار کنید و درخصوص برندی که خلق کرده اید، تداعی های مثبت ایجاد کنید. هرچه این رابطه عمیق تر باشد، ارزش برند بیشتر خواهد شد. «نِیل فاینستاین»

۱۳. برندینگ را می توان به دو دسته قدیم و جدید تقسیم کرد:

برندینگ قدیم: جارچی ها پیام های تبلیغاتی را با صدای بلند برای مردمی می خواندند که تمایلی به شنیدن آن تبلیغات نداشتند.

برندینگ جدید:

۱) صاحبان مشاغل با فروتنی به آنچه مصرف کنندگان در تعریف برند آنها به دیگران می گویند، گوش می دهند. این مصرف کنندگان یا مشتریان در عمل (با خرید مجدد از شما) نیز از گفته های شان درباره برند شما حمایت می کنند.

۲) صاحبان مشاغل نوآوری های مناسب را با هم ادغام می کنند تا محصولات شان همچنان وفاداری مشتریان و تبلیغات زبانی آنها را جذب کند. «دکتر آگوستین فو»

۱۴. برند، برآیندی از نحوه برداشت یک فرد از یک سازمان خاص است. برندینگ درباره شکل گیری آن برداشت است. «اَشلی فریدلاین»

۱۵. برندینگ یک فرآیند در جریان است که گذشته و حال شرکت شما را بررسی می کند و سپس یک شخصیت منسجم را برای شرکت و محصولات آن خلق می کند. ما تحلیل SWOT(نقاط قوت، نقاط ضعف، فرصت ها، خطرات) را انجام می دهیم و تمام مزایایی را بررسی می کنیم (واقعی و عاطفی) که محصولات یا خدمات برای مشتریان دارند. ما عوامل مهمی را مرور می کنیم که محرک رشد و پیشرفت، قیمت گذاری، فرهنگ سازمانی و نقش آفرینان مهم بودند و به کمک همین نقش آفرینان مهم، همین طور رئیس شرکت و خدمات مشتری به جواب «شما که هستید» می رسیم. پس از آن، پیام برند را می سازیم. این یک فرآیند شگفت انگیز است. «لویس گِلِر»

۱۶. برند مجموعه ای از انتظارات، خاطرات، داستان ها و روابط است که روی هم رفته، تصمیم یک مصرف کننده را برای انتخاب یک محصول توجیه می کند. اگر مصرف کننده (فرقی نمی کند کسب وکار، خریدار، رأی دهنده یا اهداکننده باشد) نخواهد اضافه بر مبلغ استاندارد بپردازد، اگر نخواهد برند شما را انتخاب کند یا برای شما تبلیغ کند، در این صورت برند شما برای آن مشتری هیچ ارزشی ندارد.  «سِث گادین»

۱۷. برند تصویری است که مردم از شرکت یا محصول شما در ذهن شان دارند. این تصور مردم از شما است که برند شما را می سازد یا به نقل از «زی فرانک»: «احساسی که مردم پس از تجربه یک محصول، خدمت یا شرکت (حتی به صورت غیرمستقیم) پیدا می کنند، هویت برند شما را می سازد. درست مانند ردی که از تماس آهن سرخ داغ با ران گوساله به  جا می ماند». «آن هَندلی»

۱۸. توجه منبع کمیابی است. برندینگ تجربه ای است که بازاریاب ها برای جلب آن توجه خلق می کنند.  «جِفری هارمون»

۱۹. برندینگ نماینده سازمان شما و به عبارتی شخصیت سازمان شما است. برندینگ معرف شماست و شما را از دیگران متمایز می کند. «دِیو کِرپِن»

۲۰. برند یک نام، اصطلاح، نشانه، نماد، طرح یا ترکیبی از همه آنها است که هدفش کمک به شناسایی کالاها و خدمات یک فروشنده یا گروهی از فروشندگان و تمایز قائل شدن میان آنها و رقبایشان است. «فیلیپ کاتلِر»

۲۱- «دان زاهورسکی» گاوپرور پیرِ محله ما است. او دهه هاست در کسب وکار ثبت شده خودش به  نام گاو اَنگِس مشغول به کار است، حتی از زمانی که پدر من کوچک بوده. اگر همراه او به چراگاه بروید، او می تواند اصل ونسب هر گاوی را به شما بگوید.

«شماره اون برچسب چیه؟ ۰۲۸۲؟ اون یکی دیگه از پسرای دامینِیتوره. مادرش واقعا گاو خوبی بود. پدرشم قهرمان بزرگی بود و دیگر اطلاعات لازم در خصوص آن گاو.» او تمام عمرش را صرف پرورش بهترین گاوهای اَنگس کرده است. او گاوهای نری را که به مردم فروخته بود، اما از نحوه رفتارشان راضی نبود، باز از آنها خریده بود.

او هرگز به برندهای تجاری، به تجربیات احساسی یا به لوگوها فکر نکرده است، اما به اعتبار و خدماتی که برای خریدارانش ارائه می کند، اهمیت زیادی می دهد. او نشان DZ را به کفل راست گاوهای نر داغ می زند. همه مردم این نواحی برند او را می شناسند. خود  «دان» را هم می شناسند. آنها می دانند برند DZ یعنی یک گاو نر معرکه. درسی که می توان از زندگی «دان» گرفت، این است: برند، گاو نر را ارزشمند نمی کند. این اعتبار و شهرت «دان» است که گاوهای نرش را ارزشمند می کند. برند فقط راهی برای نشان دادن ارزش کنونی گاوهای اوست.  «بِکی مک کری»

۲۲- برند، آگاهی معنادار از یک محصول، یک خدمت یا حتی خودتان است (خواه خوب، بد یا بی تفاوت باشید). بازاریاب ها می خواهند مردم بر اساس چیزی که تصور می کنند که می شنوند، می بینند، می بویند، می چشند و به طورکلی احساس می کنند، برندی را از برندهای دیگر تشخیص بدهند و آن را باور کنند. «جاش موریتس»

۲۳- برند مجموع نامحسوسی از ویژگی های یک محصول است: نام، بسته بندی، قیمت، تاریخ، اعتبار و نحوه تبلیغات آن. «دیوید اگیلوی»

۲۴- برندینگ شخصیت تعریف شده یک محصول، خدمت، شرکت، سازمان یا فرد است. بسیاری از افراد «لوگو» را با فرآیند برندینگ اشتباه می گیرند؛  درصورتی که یک لوگوی خوب مصداقی از یک هویت تعریف شده برای فعالیت اقتصادی است، درست مانند یک پرچم یا سرود ملی که نماد یک کشور است. شخصیت برندی که خوب طراحی شده باشد می تواند در هر چیزی دیده شود؛ از خدمات مشتری گرفته تا محصولاتی که یک شرکت ممکن است عرضه کند.

تصور اشتباه دیگر درباره برندها این است که باید منعکس کننده یک کیفیت باشند و این گفته شاید در مورد برندی که درباره کیفیت است (مثلا لوگوی شانل که ایده لوکس بودن را در ذهن تداعی می کند) درست باشد، اما از طرف دیگر، لوگوی یک مغازه سمساری می تواند خوب طراحی شده باشد، اما با اهداف برند مغایر باشد، چون ظاهرش به گونه ای است که بسیار گران به نظر می رسد. درست مانند هنرمندی که صدایش را پیدا می کند، هدف فرآیند برندینگ هم باید این باشد که همیشه به گونه ای مختصر نشان بدهد تلاش شما منحصربه فرد است و سپس آن پیام را برای هر وسیله  و ابزاری به کار بگیرد. «مایکل پینتو»

۲۵- برند یک ایده  یا مفهوم شگفت در ذهن یک مشتری است که شما صاحب آن هستید. «ال رایز»

۲۶- برندینگ کاری است که بازاریاب های تنبل و ناکارآمد برای پرکردن زمان و مشغول به نظر رسیدن، انجام می دهند. «دیوید میرمان اسکات»

27- برندینگ موفق، کاری است که انجام می دهید، نه چیزی که می گویید یا نشان می دهید. برای داشتن یک برندینگ موفق باید دائما برای مشتریان تان تجربیات مثبت بسازید. برندینگ، حاصل عمل کردن به وعده های تان است؛ حاصل جلب اعتماد مشتریان به اینکه برند شما نهایت تلاشش را می کند تا آنچه را که آنها می خواهند یا از شما انتظار دارند، برآورده کنید.

این اعتماد منجر به انتخاب دوباره برند شما از سوی آنها می شود. برندهای موفق هرگز وجود مشتریان خود را مسلم فرض نمی کنند. مشتریان بسته به محصول یا خدمت شما شامل یکی از گروه های زیر می شوند: مصرف کنندگان، مسئولان تدارکات، کارمندان، شرکا، همکاران، سرمایه گذاران، اهداکنندگان، تحلیلگران، منتقدان، اتحادیه ها، رسانه ها، رأی دهندگان و... . لوگو و طرح موضوع، برند نیستند. لوگو مظهر برند است. طرح موضوع، اگر ارزشی داشته باشد، به صورت منحصربه فرد و به یاد ماندنی وعده برند را بیان می کند. بیشتر طرح موضوعات موفق به این هدف منجر نمی شوند.  «جیم سیگل»

۲۸- تبلیغات عمومی مانند شخصیت «سیرانو»  (Cyrano) است، به زیر پنجره شما می آید و شروع به آواز خواندن می کند. مردم به مرور زمان به آن عادت می کنند و سپس نادیده اش می گیرند، اما اگر روکسان (Roxane) واکنش نشان بدهد، رابطه برقرار می شود. رابطه برند را یک پله بالاتر در نظر می گیریم. تبلیغات به دیالوگی تبدیل می شود که دعوتنامه ای به یک رابطه  است. «لستر واندرمن»

۲۹- یک برند در اصل محفظه ای برای تجربه کامل مشتری از یک محصول یا شرکت است. «سرگیو زیمان»

با اینکه تعاریف بازاریاب ها از برندسازی در ظاهر متفاوت است، اما اهمیت خلق برند به عنوان یک ابزار بازاریابی رقابتی بین آنها مشترک است. در جامعه امروز که ابزار و  سیستم رسانه های اجتماعی در حال تکامل در استفاده از اطلاعات بی  تفاوت شده اند، برندها قادر به حفظ قدرت شان هستند، زیرا پیام مختصر آنها بر جو انباشته از خبر کنونی غلبه می کند. خلاصه کلام این است که مشتریان آینده شما تداعی های قوی و مثبتی از برند دارند که با دیدگاه شان یکی کرده اند.

 

منبع: فرصت امروز

آمارها نشان می دهد بیشتر مردم در اینترنت روی گوشی های خود به دنبال بازاریابی محلی می گردند. طبق امار 50 درصد مردم به بازاری می روند که همان روز آنرا روی اینترنت جستجو کرده اند.

 

60 درصد از مردم هم از اطلاعاتی که روی سایت های بازارهای محلی پیدا کرده اند را مورد استفاده قرار می دهند. این اطلاعات نشان می دهد که بازاریابی محلی برای کسب و کارها یک فرصت فوق العاده است. تاکید به دسترسی به مشتری، مشتری طولانی مدت، مشتری وفادار، در بازاریابی محلی بخش اصلی هستند. در زیر کارهایی که کسب و کارها نیاز دارند تا با آن به بازارهای محلی دسترسی داشته باشند را آورده ایم. معمولا بازارهای محلی حول و حوش یک خدمات محلی، فروشگاه فیزیکی و یا رستوران هستند. معمولا مشتریان این بازارها در شعاع 15 کیلومتری این منطقه زندگی می کنند.

  بازاریابی محلی

قبل از روزگار اینترنت کسب و کارهای کوچک تاکتیک خوبی برای جذب مشتری داشتند. مثلا داشتن لیست ارسال نامه: این لیست در هنگام خرید مشتری نام او را وارد می کرد. وقتی فروشگاه یک فروش ویژه داشت یا وقتی تولد مشتری بود، برای او یک نامه ارسال می کرد.

(امروزه این مساله به صورت لیست ایمیلی در آمده است، البته ادرس ها از روی ثبت نام بدست نمی آید و گاهی از طریق جستجوهای محلی است.)

تیم های خیابانی و رویدادهای محلی راه های دیگری هستند که فروشگاه ها اقدام به جذب مشتری می کنند. تیم های خیابانی کارهایی مانند پخش آگهی، نمونه از فروشگاه، و ثبت نام مردم برای اضافه شدن به لیست ایمیلی انجام می دهند. رویدادهای محلی می توانند شامل اجرای مسابقات، غذاهای خوشمزه و یا هنرمندهای محلی باشند.

‌تاکتیک های بازارایابی محلی و بازاریابی دیجیتالی

معمولا مشتریان به دنبال اطلاعاتی مانند شماره تماس کسب و کار و یا محل آن روی نقشه ی گوگل می گردند. آنها همچنین دنبال نظرات، مسیرهای رانندگی و مانند اینها هستند. صاحب کسب و کار باید این اطلاعات را روی سایت شرکت، صفحه ی فیس بوک، و یا رسانه های اجتماعی دیگر قرار دهد. صاحب کسب و کار می تواند توسط مجلات آنلاین محلی و یا بلاگرها مورد مصاحبه قرار گیرد.

گوشه ی بازار محلی خود را بخش بندی کن

بازاریابی محلی به معنی بازار هدف تمام مردم در بازار محلی نمی باشد. صاحب کسب و کار باید دقیقا بداند چه جماعتی بازار هدف او هستند. مشتریان یک باشگاه محلی که بازی های خاصی می کنند می تواند از یک رستوران محلی متفاوت باشد و آنهم از جماعت مسجد متفاوت است. هیچ گوشه ی بازاری از دیگری بهتر نیست. اما برای بخش بندی موثر آنها را باید در برنامه ی بازاریابی خود بیاوریم  و برای آنها برنامه داشته باشیم. این مشخص می کند کسب و کار باید چگونه پیغام خود را تولید کند و تبلیغات کند و کمپین های تبلیغاتی را راه اندازی کند. مثلا تبلیغان گوگل ادوردز می تواند برای جماعتی خوب کار کند، اما برای دیگری اصلا به کار نیاید.

در نهایت باید بدانیم یک استراتژی تبلیغاتی چندگانه نیز می تواند مفید باشد. هنوز در عصر اینترنت رادیو، تلویزیو، و تبلیغات چاپی نیز جواب می دهند. یک صاحب کسب و کار باید همواره پاسخ این کمپین ها را بررسی کند. ممکن است یک جایی پول بدهید و جواب بگیرید.در صورتی که رسانه ی دیگری ممکن است هیچ برگشتی ای را برای شما نداشته باشد.واقعا برای یک بازاریابی محلی بی معنی است کمپین تببلیغتای در سطح ملی راه اندازی کند. اگر بازرایابی ای واقعا این موارد مانند جستجوهای موبایلی را رعایت نکند، معلوم نیست جواب درستی بگیرد. اگر یک برنامه ی بازرایابی ای که دقیقا روی سن مخاطبین، درآمد و موقعیت اجتماعی آنها کار کرده باشد می تواند در بلند مدت پول خوبی درآورد.

 

منبع: برترین ها

 

تردیدی نیست که نشانه های غیرکلامی در تبلیغات اثرگذارند. برای نفوذ برند و پیام در همه  ابعاد برنامه  ترویج تان، نشانه های غیرکلامی و زبان بدن نقش مهمی در تبلیغات و بازاریابی ایفا می کنند.

 

در این مطلب به نقل از chetor، به شما می گوییم چطور از زبان بدن در تبلیغات بهره بگیرید تا منجر به افزایش اثرگذاری آن و درنتیجه افزایش درآمدتان شود.

نشانه های غیرکلامی در تبلیغات

۱- تعیین نقطه دید

تبلیغات در بهترین حالت، باید توجه مخاطب را روی عنوان مورد انتظار شما مانند محصول یا عبارت «کلیک کنید»، متمرکز کند. یک ترفند غیرکلامی مؤثر برای جلب نظر مخاطب این است که در آگهی، شخصی به هدف موردنظر اشاره یا نگاه کند. انسان به طور طبیعی جلب چیزی می شود که دیگران به آن نگاه می کنند. پس اگر هدف تان تمرکز روی دکمه خرید یا کالایی مثل کفش برای خرید است، عکس فردی که درحال نگاه کردن به هدف یا پیام تان است، کمک مؤثری می کند. به طور مثال چشمان شما ناخودآگاه نقطه دیدِ مرد درون عکس را دنبال می کند.

۲- سرنخ دادن با چشم ها

تصویری مانند تصویر قبل روش خوبی برای هدایت نگاه مشتری در تبلیغات است. به تصویر زیر که نقشه ای است از نقطه دید افراد، توجه کنید. این نقشه نقاطی را که بیشترین توجه را در نگاه نخست جلب می کنند، نشان می دهد. همانطور که می بینید بیشترین تمرکز روی چشم هاست، بنابراین چشم ها به هر سو خیره باشند، ما همان جهت را دنبال می کنیم.

در تصویر زیر می بینید که چطور غول بازاریابی و تبلیغات «ست گودین»، از این اصل برای تبلیغ سایتش استفاده می کند. او توجه شما را به نقطه ای که به آن خیره شده است، جلب می کند.

۳- اشاره کردن

اشاره کردن راه مؤثر دیگری برای جلب توجه مخاطب به هدف است. به همین دلیل است که عکس هایی از مردمی که به جهت های خاصی نگاه یا اشاره می کنند، بسیار پرطرفدار هستند.

اینجا نمونه ای از تبلیغی را می بینید که فرد به پیام اصلی اشاره می کند و ما را وامی دارد ناخودآگاه به پیام نگاه کنیم.

۴- چهره های شاد

عملکردی عصبی در انسان وجود دارد که ما را به الگوبرداری و تقلید از شخصی که نگاهش می کنیم، تشویق می کند. این امر که «فرضیه بازخورد چهره» نام دارد، نشانه همدردی است. با تقلید حالت چهره دیگران سعی می کنیم احساس آنها را درک کنیم. با دیدن چهره ای گیج و سردرگم در آگهی، همان حالت را الگوبرداری و درنتیجه احساس گیجی و سردرگمی می کنیم. وقتی محصول تان مشکلی را حل یا زحمتی را کم می کند، حس خوب پایانی حاصل استفاده از آن و نه گیجی و نگرانی نقطه آغاز را به نمایش بگذارید.

۵- بچه ها

انسان عاشق تماشای بچه هاست. اگر استفاده از بچه ها در تبلیغ تان ممکن و منطقی است، از آن بهره بگیرید.

بچه ها قسمت های مختلفی از مغز را، به ویژه در زنان، تحت تأثیر قرار می دهند. بچه ها به طور آنی حس گرمی، توجه و مهربانی را به ما منتقل می کنند. این احساسات ما را به خرید کردن ترغیب می کنند.

۶- مردمک های گشاد

در سال های دهه ۱۸۷۰، «داروین» کشف کرد هنگام ترس، مردمک های چشمان گشاد می شوند تا بتوانیم دامنه وسیع تری را ببینیم؛  این موضوع بر واکنش های ما در موقعیت های خطرناک و آسیب زا تأثیر مثبت دارد. اگر بهتر و بیشتر ببینیم، احتمال اینکه بحران را بدون آسیب پشت سر بگذاریم، بیشتر می شود.

جالب است که مردمک های ما همچنین با دیدن چیزهای مورد علاقه مان، گشاد می شوند؛  انگار که سرذوق می آیند! در سال ۱۹۶۵ روان شناس، اکهارت هس (Eckhard Hess) آزمایشی انجام داد. در این آزمایش او به دستیارش «جیمز پولت» (James Polt)  عکس هایی نشان  داد و همزمان اندازه مردمک چشم او را اندازه گیری می کرد. وقتی «پولت» عکسی از تصویر موردعلاقه اش دید، مردمک چشمش بی درنگ گشاد شد.

نتایج این آزمایش نشان داد وقتی انسان به شکلی مثبت برانگیخته می شود، مردمک هایش برای جذب بیشتر آنچه اطرافش است، گشاد می شود. همچنین یافته های پژوهشگران نشان می دهد مردم چهره هایی با مردمک های گشاد را بیشتر می پسندند. اگر به دنبال جذابیت و تأثیرگذاری بیشتر محصول و تبلیغ تان هستید، مردمک چشم ها را با نرم افزارهای مختلف بزرگ کنید. اگر دقت کنید، متوجه می شوید در بیشتر آگهی های بازرگانی چنین کاری انجام شده است.

۷- روان شناسی رنگ ها

پژوهش ها نشان داده اند رنگ ها به شدت بر احساسات و دریافت های ما اثرگذارند.

۸- پول و قیمت

در این زمینه، به دو روش غیرکلامی می توانید فروش تان را افزایش دهید:

-پژوهش ها نشان داده اند حذف نشان پول مانند ریال یا $، اثر ناخوشایند دیدن قیمت محصول را کاهش می دهد.

- اگر می توانید، با ذکر قیمتی بالا پیش  از اعلام قیمت تان و ایجاد وضعیت مقایسه ای، مخاطب را تحریک کنید. این چیزی است که در آگهی های بسیاری دیده می شود: «این محصول در بازار به قیمت ۴۵۰ هزار تومان عرضه می شود، اما ما آن را فقط ۳۹۹ هزار تومان عرضه می کنیم.»

9- اعتماد به واقعیت ها نه گروه های کانونی

افراد و شرکت های زیادی برای نظرسنجی درباره آگهی های شان به گروه های کانونی یا دوستان و آشنایان رجوع می کنند. این روش چندان قابل اعتماد نیست. تصمیم های منطقی ما معمولا با تصمیم های احساسی مان فرق می کند و این احساسات ما است که در تصمیم خرید مؤثر است. پژوهشی در این زمینه انجام شد که طی آن از ۳۰ فرد سیگاری که مایل به ترک سیگار بودند، خواسته شد تبلیغات تلویزیونی شرکت های تبلیغاتی مختلف را تماشا کنند. همه این تبلیغات با نمایش شماره تلفن بخش یاریگر ترک سیگار در سازمان ملی سرطان پایان می یافت.

به نظر شرکت کنندگان، تبلیغات شرکت های «آ» و «ب» بیشترین و تبلیغات شرکت «ج» کمترین تأثیرگذاری را داشتند. پژوهشگران همچنین نظر کارشناسان حوزه ترک سیگار را درباره اثرگذاری تبلیغات جویا شدند. آنها هم تبیلغات «آ» و «ب» را در رتبه نخست و تبلیغات «ج» را در رتبه آخر قرار دادند.

سپس با استفاده از دستگاه fMRI (تصویرسازی تشدید مغناطیسی کارکردی) فعالیت مغزی افراد سیگاری درحین تماشای تبلیغات، بررسی و مشاهده شد؛  بخشی از مغز که به خواسته ها و شخصیت افراد مربوط است بیشترین فعالیت را هنگام تماشای تبلیغات «ج» و نه تبلیغات دو شرکت دیگر، داشته است. ظاهرا مغز افراد تصمیم درست تری می گیرد.

پس از نشر و پخش تبلیغات، تبلیغات شرکت «ج» نسبت به دو تبلیغ دیگر به شکل چشمگیرتری باعث افزایش تعداد تماس ها با مرکز یاریگر شد. پس پرسیدن نظر دیگران چندان قابل اتکا نیست؛ بخش کوچکی از مخاطبان هدف تان را زیر نظر بگیرید و ببینید چطور نسبت به تبلیغات تان واکنش نشان می دهند.

۱۰- تأکید بر آماده مصرف بودن

به مخاطب نشان دهید محصول تان آماده و دردسترس است، یعنی اگر محصول تان خوراکی است باید آن را طوری نمایش بدهید که انگار می توانید به راحتی آن را بردارید و بخورید. درنتیجه مغز تحریک می شود و احساس می کنید دل تان می خواهد چیزی بخورید. به  نظرتان کدام تبلیغ اثرگذاری بیشتری دارد؛ عکس «الف» یا عکس  «ب»؟

اگر پاسخ تان«الف» بوده است، انتخاب درستی کرده اید. این ناشی از تأثیر تصویرسازی دیداری است. «الف» به شکل غیرکلامی به مشتری می گوید  محصول، آماده خرید و خورده شدن است؛ آن هم تنها با تغییر جهت قرار  دادن محصول. پژوهش ها نشان  داده اند اگر محصول را در جهتی هماهنگ با دست غالب مخاطب قرار بدهید، باعث افزایش تصویرسازی استفاده از آن محصول می شود. در پژوهشی با استفاده از عکس کاسه، فنجان، ساندویچ، قهوه و ماست تأثیر جهت قرارگرفتن اقلام را بر اشتیاق به محصول و خرید آن آزمایش کردند. یافته ها نشان دادند تأثیرگذاری این مقوله در راست دست ها بیشتر است.

از اهمیت پیام های غیرکلامی در تبلیغات و نقش آن در افزایش اثرگذاری و فروش غافل نشوید. همچنین تأثیر زبان بدن، جهت و رنگ ها را فراموش نکنید.

 

منبع: فرصت امروز

تبلیغات، ترویج، رسانه های اجتماعی و روابط عمومی، استراتژی های بازاریابی را با استفاده از روش های متعدد پشتیبانی می کنند.

 

در این مقاله به بررسی رایج ترین ابزارهای ترویج فروش محبوب می پردازیم.

رویدادها روش های برقراری ارتباط با مشتریان بالقوه برای مجاب کردن آنها برای خرید است.

تعدیل انواع روش های فروش نسبت به وضعیت شما کمک می کند که درآمد و سود خود را افزایش دهید.

نمونه های مجانی ‌

اغلب برای برهم زدن وفاداری به برند به چیزی بیشتر از تبلیغات احتیاج داریم.

به ویژه اگر از سالیان گذشته از یک محصول یا خرید در یک فروشگاه خاص استفاده کرده اند.

یکی از دلایل نگرانی این است که اگر آنها محصول جدید را دوست نداشته باشند، تلاش برای انجام کاری جدید موجب هدر رفت پول خواهد شد .

یک روش معمول برای شکست وفاداری برند رقبا و تبدیل مشتریان رقبای خود به مشتریان خود، ارائه یک فرصت به مشتریان برای تست مجانی محصول یا سرویس شما است.

تخفیف

به جای کم کردن قیمت محصول، مشتری قیمت نهایی مرا می خرد و شما به او تخفیف می دهید.

که بعدا مشتری مقداری پول در آخر دریافت می کند، عموما به صورت چک که شما برای او پست می کنید.

این به شما اجازه می دهد اطلاعات مشتری را دریافت کنید و یک لیست ایمیل داشته داشته باشید.

این مزیت را شما نمی توانستید از به روش قبلی بدست بیاورید.

‌یکی بخر، یکی مجانی ببر

مصرف کنندگان اغلب نمونه های مجانی را دوست دارند.

دادن یک محصول مجانی در صورتی که مشتری اقدام به خرید کند، به چند دلیل یک اقدام ترویج فروش مناسب است.

در صورت به اندازه بالا بودن حاشیه های شما، می توانید هر دو قیمت محصول را در قیمت فروش یکجا پوشش بدهید.

این نوع ترویج به شما کمک می کند زمانی را که مشتری محصول شما را مصرف می کند دو برابر کنید.

تجربه ی بهتری را به مشتری می دهد، و وابستگی او را به محصول شما بیشتر می کند.

این استراتژی به شما کمک می کند که از وابستگی به نمونه های مجانی رها شوید.

نمایش گرهای نقطه ی خرید

نمایشگرهای نقطه ی خرید، برای ضربه ی محرک برای خرید یا یادآوری دائم مشتریان برای خرید دائم یک محصول از فروشگاه است.

بازاریابان برای این امر از نمایشگرهای داخل فروشگاه اسنفاده می کنند.

این نمایشگرها شامل قفسه ها یا علائم و یا قطعات ترویج دهنده ی دیگری هستند.

فروش با ضرر و یا تخفیف

مانند موارد قبلی، فروش با ضرر  محصول را زیر قیمت خریداری شده می دهد.

بسیاری خرده فروشی های زنجیره ای بزرگ از فروش با ضرر برای تطمیع خریداران از فروشگاه خود این کار را می کنند.

به این امید که مشتریان وقت خرید محصولات دیگری را نیز بخرند.

سوپرمارکت ها برای پائین آوردن قیمت کالاهای اساسی مانند شیر و نان معروف هستند.

به این ترتیب امیدوارند مشتری محصولات اساسی جانبی دیگری را بخرد و فروش با ضرر را جبران کند.

محصولاتی مانند مانند تخم مرغ و یا آب پرتقال.

برخی رستوران ها نیز برخی قیمت ها را مانند ساندویچ را با ضرر می دهند.

و سود خوب خود را روی محصولات دیگری قرار می دهند.

محصولاتی نظیر سوپ، سرخ کردنی، نوشیدنی، دسر.

فروش کنندگان با ضرر دو هدف را دنبال می کنند.

هدف اول اینکه یکی اینکه سود می کنند .

دیگر اینکه مشتری را به فروشگاه آورده و او را برای خریدهای بعدی تحریک می کنند.

تخفیفات روی محصولاتی هستند که قیمت آنها آهسته حرکت می کند و یا به صورت موقتی به فروش می رسند.

 

منبع: برتـرین‌ها

بازاریابی فرایندی است که با کمک آن نیازهای مشتری شناخته می شود، محصول براساس این نیازها طراحی و تولید می گردد، به بهترین شیوه ممکن این محصول معرفی می شود و با روش های مختلف به فروش می رسد.

 

بازاریابی علمی است که رعایت اصول آن می تواند منجر به موفقیت سازمان ها شود.

سازمانی که اصول بازاریابی را رعایت می کند با روش های مختلف مانند تحقیقات بازاریابی نیازهای مشتریان را می شناسد.

براساس این نیازها اقدام به تولید و طراجی محصولی می نماید که بتواند بخوبی نیاز مشتری و مشکل مشتری را برطرف کند.

محصولش را به بهترین شیوه ممکن قیمت گذاری می کند تا بتواند در بازار رقابتی آن را بفروشد.

از بهترین روش های تبلیغات جهت معرفی محصول استفاده می کند.در فرایند تبلیغات از تکنیک های خلاقانه و پارتیزانی استفاده می شود.

و در نهایت در زمان مذاکره و ملاقات با مشتری به بهترین نحو ممکن مجصول را معرفی می کنند و با رفتارهای حرفه ای و اصول فروش حرفه ای محصول را به مشتری می فروشند.

در بازاریابی کار به اینجا خاتمه نیافته و پس از فروش محصول به مشتری، ارتباط ادامه دارد و بحث خدمات پس از فروش و پیگیری و حل و فصل مشکلات احتمالی مشتری نیز ادامه دارد.

 

منبع: آرمان اقتصادی