عباس فلسفی کارشناس دیجیتال مارکتینگ گفت: شبکه های اجتماعی توسط خلاق ترین افراد دنیا راه اندازی می شوند و با مبالغ بسیار بالا توسط برندهای اینترنتی بزرگ دنیا خریداری می شوند و با تلاش شبانه روزی متخصصان و هزینه های بسیار بالایی که دارند اداره می شوند و روز به روز توسعه پیدا می کنند .

 تمام شبکه های اجتماعی بزرگ دنیا خدمات قابل توجهی را بصورت رایگان به مردم ارائه می کنند بطوری که امروز زندگی همه را تغییر داده اند.

وی افزود: این همه تلاش و هزینه ها برای جذب استقبال مردم با هدف کسب درآمد توسط این کمپانی ها انجام میشود و زمانی نتیجه میدهد که شبکه های اجتماعی بهترین موقعیت را برای بازاریابی و تبلیغات در اختیار برند ها و کسب و کار های بزرگ و کوچک قرار دهند.

در واقع فلسفه و هدف اصلی ساختن هر شبکه اجتماعی ارائه یک پلتفرم برای تبلیغات و برندسازی است.

امروز فیسبوک، یوتیوب، اینستاگرام، واتس اپ و توییتر محبوب ترین شبکه های اجتماعی در سراسر دنیا هستند و بسیاری اپلیکیشن های دیگر هم در انواع مدل های سوشیال مدیا در تمام دنیا طرفداران بسیاری دارند که هر کدام راهکار های بسیار گسترده، هدفمند و موثری را برای بازاریابی و تبلیغات در اختیار مشاغل قرار می دهند .

اما تاکنون در ایران اینستاگرام، تلگرام و لینکدین تنها شبکه های اجتماعی در دسترس بوده‏اند که در حال حاظر متاسفانه تلگرام هم فیلتر شده است!

در اتفاقات اخیر که اینستاگرام و تلگرام فیلتر شد بسیاری از اشخاصی که به نوعی از اهمیت و نقش این اپلیکیشن ها در کسب و کار ها مطلع بودند از ادامه فیلترینگ این شبکه ها اظهار نگرانی کردند. حتی کارشناسان نسبت به مشکلاتی که می‏تواند باعث کاهش فروش شرکت ها شود و حتی درنهایت می‏تواند باعث ورشکستگی شرکت های کوچک و افزایش بیکاری جوانان شود هشدار داده اند.

مدیر شرکت ویرلن افزود: که تبلیغات در تلگرام و اینستاگرام جزو پرطرفدارترین روش های بازاریابی و تبلیغات اینترنتی طی یکی دوسال گذشته در ایران بوده و این شبکه ها توانسته اند بهترین راهکارهای بازاریابی اینترنتی را با کمترین هزینه در اختیار کسب و کارهای کوچک و بزرگ قرار دهد.

همچنین شرکت های متعدد و افراد بسیار در بخش اجرای تبلیغات در این شبکه ها فعال هستند که از تولید محتوا تا انتشار تبلیغات در کانال ها و پیج های پرطرفدار فعال هستند.

از طرفی نکته قابل توجه اینجاست که حتی این میزان تاثیرگذاری که امروز تلگرام و اینستاگرام در ایران دارند درواقع ظرفیت کامل استفاده تبلیغاتی از این شبکه ها نیست. زیرا هنوز پلتفرم تبلیغاتی اینستاگرام در ایران قابل استفاده نیست و تلگرام هم که هنوز هیچ پلتفرم تبلیغاتی را ارائه نکرده است .

باید توجه داشته باشیم که اگر تمام شبکه های اجتماعی محبوب دنیا که البته هر کدام بخشی از جامعه را برای تبلیغات در اختیار برند ها قرار می دهند بطور کامل در ایران در دسترس باشند و امکان استفاده از پلتفرم های تبلیغاتی این شبکه وجود داشته باشد چقدر میتواند ایجاد اشتغال و درآمدزایی داشته باشد!

همچنین قابل ذکر است که پلتفرم های تبلیغاتی این شبکه های اجتماعی متاسفانه بدلیل عدم اتصال ایران به بانک های جهانی و تحریم های این سایت ها، در درسترس کسب و کارها نیست که بازگشایی آن راه طولانی در پیش دارد. (البته در این بخش متخصصان دیجیتال مارکتینگ با خلاقیت های ایرانی خاص خودشان راه تبلیغات را پیدا می کنند).

 

بهترین راهکار بازاریابی اینترنتی خارج از شبکه های اجتماعی چیست ؟

این کارشناس و مشاور در این بخش توجه مدیران کسب و کار ها را به اهمیت بیشتر به سئو سایت به عنوان مهم ترین و موثر ترین راه بازاریابی آنلاین جلب کرد و گفت: از موقعیت کسب درآمد بسیار مهمی که گوگل از سال ها پیش دراختیار کسب و کار های تمام دنیا قرار داده است باید بهتر استفاده کنیم.

بهینه سازی و سئو سایت برای رتبه اول تا سوم نتایج جستجوی گوگل قطعا تاثیرگذار ترین راهکار برای کسب درآمد است. بنابراین بهترین توصیه برای کسب و کار هایی که در اثر فیلترینگ تلگرام دچار مشکل شده اند این است که به مزایای سئو سایت و حضور در رتبه اول گوگل بیشتر توجه کنند .

 

جدید ترین روش و موثرترین تکنیک برای سئو سایت، دیجیتال مارکتینگ و برندسازی چیست؟

طبق گزارش مدیر شرکت ویرلن انتشار رپورتاژ آگهی در وب سایت های خبری معتبر و پربازدید امروز به عنوان موثر ترین تکنیک و جدید ترین روش شناخته میشود.

وی افزود: در واقع رپورتاژ آگهی یک خبر تبلیغاتی است که در صفحه اصلی سایت های خبری پربازدید با اتوریتی بالا منتشر می شود. در محتوای رپورتاژ چند کلمه کلیدی به وب سایت تبلیغ دهنده لینک فالو می شود و به همین دلیل رپورتاژ آگهی موثرترین روش سئو سایت، برندسازی و بازاریابی اینترنتی است که به همه کسب کارها استفاده از آن را برای رونق در فروش خدمات و محصولات و کسب درآمد بیشتر توصیه میکنیم.

در انتها مدیر شرکت دیجیتال مارکتینگ ویرلن اعلام کرد که ما در ویرلن از تولید محتوای خبری و تبلیغاتی تا انتشار رپورتاژ آگهی در ۱۰۰ سایت خبری پربازدید و معتبر ایران ، همراه برند های برتر و استارت آپ ها هستیم و بسیار خرسندیم که کسب و کار های بسیاری از خدمات ویرلن برای توسعه تجارت خود استفاده می کنند.

 

 

منبع : شبکه اطلاع رسانی طلا و ارز

 

به گزارش چاپ و نشر به نقل از (سفرمن)، شاید تا کنون SEM اگر چه تبلیغات و بازاریابی در موتور جستجوی Bing و Yahoo نیز امکان پذیر هست، اما وقتی که کسی گفت وگو از SEM اگر چه تبلیغات و بازاریابی در موتور جستجویبه میان می آورد، غالبا منظورمان استفاده از قدرت موتور جستجوی گوگل و سرویس گوگل ادوردز برای پیشبرد اغراض بازاریابی مان []

شاید تا کنون SEM اگر چه تبلیغات و بازاریابی در موتور جستجوی Bing و Yahoo نیز امکان پذیر هست، اما وقتی که کسی گفت وگو از SEM اگر چه تبلیغات و بازاریابی در موتور جستجویبه میان می آورد، غالبا منظورمان استفاده از قدرت موتور جستجوی گوگل و سرویس گوگل ادوردز برای پیشبرد اغراض بازاریابی مان هست.

اما آیا می دانید گوگل ادوردز چیست؟

اما آیا می دانید گوگل ادوردز چیست؟گوگل ادوردز یکی از فرآورده ها کمپانی گوگل هست که امکان نمایش تبلیغات شما در فهرست نتیجه های جستجوی گوگل را فراهم می کند. این تبلیغات محتمل هست در بالا یا پایین نتیجه های ارگانیک نمایش داده گردد.

این تبلیغات محتمل هست در بالا یا پایین نتیجه های ارگانیک نمایش داده گردد. تبلیغاتی که در فهرست نتیجه های گوگل به نمایش در می آیند، طبق جستجوهای قبلی عضو و علاوه بر این عباراتی که آنان جستجو می کنند، نمایش داده می گردد و هر لینک به یکی از صفحات وب سایت های مد نظر تبلیغ دهندگان در گوگل منتهی خواهد گردید.

در کنار تبلیغات گوگل طبق معمول یکی از کلمات Ad یا Sponsored Links نمایش داده می گردد تا اعضاء بدانند که این لینک ها نتیجه های گوگل نیستند و تنها جهت تبلیغاتی دارند.

به طور چکیده در جواب به این پرسش که گوگل ادوردز چیست؟ میتوان اظهار کرد گوگل ادوردز یک بازار تبلیغاتی هست که در آن با پرداخت پول توان دارید وب سایت خود را در جایگاه بالاتری از فهرست نتیجه های جستجوی گوگل نشان دهید.

 

یک نکته زیاد با اهمیت برای تبلیغات در گوگل آن هست که تبلیغات در گوگل برای وب سایت هایی با دامنه .ir امکان پذیر نمی باشد و لازم است از دامنه های بین المللی مثل .com استفاده نمایید.

معاون گردشگری اداره کل میراث فرهنگی، ‌صنایع دستی و گردشگری آذربایجان غربی گفت: عدم تبلیغات و بازاریابی مهم‌ترین نقیصه در گردشگری آذربایجان غربی است.

به گزارش سایت اطلاع‌رسانی میراث فرهنگی آذربایجان غربی، حسن امامی با تاکید بر لزوم استفاده از ایده‌ها و افکار جدید گفت: تمام هم و غم این است که موانع و بازدارنده‌های مسیر توسعه گردشگری استان رفع شده و امورات و ساز و کارهای اداری و قانونی آن تسهیل شود.

وی ادامه داد: به همین منظور یک سری آیتم‌ها و دستورالعمل‌ها از سوی سازمان مرکزی ابلاغ شده که هدف کلی آن رفع مشکلات گردشگری با تکیه بر استفاده از توان استعدادهای بومی و خلاقیت‌ها و پیشنهادات مبتکرانه اندیشمندان استانی می‌باشد.

امامی تاکید کرد: یکی از مهمترین نواقص پیش روی گردشگری استان،‌ عدم تبلیغات و بازاریابی است؛‌ در این زمینه این اداره کل آنچه را که در چارچوب قوانین خود می‌توانسته انجام داده و همچنان نیز انجام خواهد داد، ولی بخش عمده این کار برعهده واحدهای اقامتی و پذیرایی،‌ دفاتر خدمات مسافرتی،‌ فعالان گردشگری و کلا برعهده بخش غیردولتی است.

 

معاون گردشگری اداره کل میراث فرهنگی،‌ صنایع دستی و گردشگری آذربایجان غربی به ساختار قوانین گمرکی موجود و ورود و خروج مسافر از استان اشاره کرد و گفت: آذربایجان غربی پنج پایانه مرزی دارد و بیشترین ورود و خروج مسافر خارجی و داخلی در سطح کشور، ‌در این استان اتفاق می افتد.

برندها کاربردهای متنوعی برای کسب وکارها، محصولات و افراد در چشم انداز پویای بازاریابی امروز دارند؛ جایی که در آن اطلاع رسانی و انتشار پیام، دیگر به نهادهای رسانه ای محدود نمی شود. هر مصرف کننده ای از طریق استفاده از رسانه های اجتماعی می تواند ناشر برند محبوب خودش باشد و آن را ترویج دهد. برندها بر سر زمان و توجه (دو منبع کمیاب) با هم رقابت می کنند تا بر حجم عظیم تبلیغات غلبه کنند و با مخاطب (یا مخاطبان) رابطه برقرار کنند. یک برند به خودی خود یک استراتژی بازاریابی نیست.

 

در این مقاله به نقل از بازده، تعاریف برندینگ را از زبان بازاریاب ها و رهبران دنیای تصویر نقل می کنیم تا شما را با آنچه برندسازی به همراه دارد، بیشتر آشنا کنیم.

۱- انجمن بازاریابی آمریکا برند را این گونه تعریف می کند: «یک نام، اصطلاح، طرح، نماد یا هر مشخصه دیگری که محصول یا خدمت یک فروشنده را از محصول و خدمت فروشندگان دیگر متمایز می کند. اصطلاح حقوقی برند «نام بازرگانی» است. یک برند می تواند معرف یک کالا، مجموعه ای از کالاها یا تمام کالاهای یک فروشنده باشد. اگر از برند برای یک شرکت استفاده شود، اصطلاح کاربردی آن «نام تجاری» است.

۲- برند، هویت شناخته شده یک شرکت در خصوص محصولات و خدماتی است که ارائه می کند. افزون بر این، ماهیت آن چیزی است که شرکت به لحاظ خدمات و دیگر نگرانی های احساسی و نامحسوس مصرف کننده، طرفدار آن است. برندینگ زمانی اتفاق می افتد که یک فرد یا شرکت با پیام های توصیفی و اثرگذار و اظهارات نامحسوس یا آشکار چیزی را معرفی کند که شرکت یا فرد مظهر آن است. برای نمونه، آیا برند مقرون به صرفه ترین است، آیا مظهر خدمات برتر است، آیا تأمین  کننده خدمات یا محصولات x،y و z است و به لحاظ زیست محیطی قابل  اعتماد است؟ هر پیام در برانگیختن احساس مخاطب، حساب  شده است و خلاصه ای از اصول اعتقادی فرد یا شرکت را در اختیار او قرار می دهد. «دونا آنتونوچی»

۳- برندینگ هنر همسوکردن چیزی که می خواهید مردم درباره شما فکر کنند با چیزی که مردم واقعا درباره شرکت شما فکر می کنند، است و بالعکس.  «جی بِر»

۴- برند، ماهیت داستان منحصربه فرد خود شخص است. این موضوع هم برای برندینگ شخصی و هم برای برندینگ کسب و کار صدق می کند. مهم، یافتن  «خودِ» منحصربه فرد و اصیل تان است و اگر آن را پیدا نکنید، برند شما فقط یک ظاهر ساختگی خواهد داشت. قدرت یک لوگوی قوی در هویت برند به این است که یک تصویر ساده بتواند بی درنگ بیانگر پیام یک برند و موضوع آن باشد.

برخی از برندهای بزرگ قادرند این کار را بدون کلمات و فقط با نماد انجام بدهند و این آرزوی همه برندها است. این ویژگی، درست نمایانگر ماهیت پیام به ابتدایی ترین شکل آن است. عده کمی از عهده این کار برمی آیند. لوگوها بسیار مهم هستند، اما تنها جزئی از چیزی هستند که یک برند قوی را خلق می کند. لوگوها باید از استراتژی کلی تر برند پشتیبانی کنند که آن نیز از یک داستان برند بزرگ تر پشتیبانی می کند. «پل بایدرمن»

۵- برند دلیل انتخاب است. «شریل برجیس»

۶- نماد برند، مانند چیزی ا ست که یک تصویر ذهنی از هویت برند را به جای می گذارد. «لئو برنِت»

۷- برندسازی چیزی بیش از یک نام و نماد است. برند به وسیله افراد، تصاویر، فرهنگ، سبک، ادراک، کلمات، پیام ها، روابط عمومی، عقاید، رسانه های خبری و به ویژه رسانه های اجتماعی خلق می شود و متأثر از آنها است. درست مانند نوزادی که متولد می شود و نامی برایش انتخاب می کنند، برند نیز به پرورش، حمایت، رشد و توجه مداوم نیاز دارد تا بتواند شکوفا شود. برخی از برندها چرخه زندگی دارند و درست مانند ما پیر می شوند، اما برندهای جاودانه ای هم وجود دارند که هرگز نمی میرند، بلکه دوباره متولد یا دوباره  ابداع می شوند. در این بین، عمر برخی از برندها کوتاه است، اما زندگی قدرتمندی دارند؛  به گونه ای که از خود یک میراث نمادین به جای می گذارند. «لیسا بایِر»

۸. برندینگ خلاصه ای از مأموریت، اهداف و روحیه جمعی یک شرکت است که با در نظر گرفتن عقاید شرکت و اصول زیبایی شناسی بیان می شود.  «مارگی کلِیمان»

۹. برندها پیام های بازاریابی مختصری هستند که سبب ایجاد پیوندهای عاطفی با مصرف کنندگان می شوند. آنها شامل عناصر محسوس و نامحسوس هستند، عناصر نامحسوس با وعده خاص، شخصیت و موقعیت برند ارتباط دارند و عناصر محسوس نشانه های قابل شناسایی از قبیل لوگو، گرافیک، رنگ و صدا دارند. یک برند از طریق شخصیت خود به گونه ای نزد مشتریان صاحب ارزش می شود که سبب تمایز و برتری آن نسبت به محصولات مشابه دیگر می شود. داستان برند با ظرافت با ادراک مردم می آمیزد و همواره به مصرف کنندگان این احساس امنیت را می دهد که می دانند برای چه چیزی، پول پرداخت می کنند. در دنیایی که هر فردی یک هویت رسانه ای دارد، برند شما در تملک مشتریان تان است (همانطور که همیشه بوده است). «هایدی کوهِن»

۱۰. برندینگ از نظر من هویت محصولات یا خدمات است. مردم از نام، لوگو، طراحی یا ترکیبی از همه اینها برای شناسایی چیزی که در آستانه خریدش هستند، استفاده می کنند. یک برند خوب باید پیام واضحی برساند، قابل اعتبار باشد، با مشتریان رابطه عاطفی برقرار کند، به خریدار انگیزه خرید بدهد و سبب ایجاد حس وفاداری در مصرف کننده شود. «گینی دیتریک»

۱۱. برندسازی جمع  جزئی از تمام «تجربیاتی» است که مشتریان شما با کسب وکار شما دارند. برای داشتن یک برند موفق باید اصول «ایوان پاولوف» را درک کنید که من و برادرم جِفری در کتاب «Waiting For Your Cat to Bark» معرفی کرده ایم. برای مؤثر واقع شدن برندینگ باید ثبات، تکرار و تکیه گاه را رعایت کنید.

نکته: کتاب «Waiting for Your Cat to Bark» چگونگی تضعیف سودمندی مدل های رایج بازاریابی انبوه توسط رسانه های در حال ظهور را بررسی می کند.

 - ثبات: «پاولوف» هرگز بدون به صدا درآوردن زنگ، غذا نیاورد و هرگز بدون آوردن غذا، زنگ را به صدا درنیاورد.

 - تکرار: زنگ هر روز چندین بار به صدا درمی آمد.

 - تکیه گاه: پاولوف این آزمایش را با چیزی درآمیخت که سگ را احساساتی می کرد. تکرار و ثبات تنها زمانی برندینگ را خلق می کنند که پیام شان به یک تکیه گاه عاطفی وابسته باشد. این سخت ترین و ضروری ترین عنصری است که باید اصلاح شود.

با وجود این، به یاد داشته باشید که «پاولوف» تجربه آسانی تری داشت، چون سگ ها را انتخاب کرده بود که بهتر از هر حیوان دیگری، از صاحب شان حرف شنوی دارند. مشتریان امروزی بیشتر شبیه گربه هستند و به راحتی نمی توان آنها را ترغیب کرد. «برایان آیزِنبِرگ»

۱۲. در دنیای اجتماعی و مشتری سالار امروز، بازاریاب ها ممکن است پول شان را صرف خلق یک برند کنند، اما مالک آن نخواهند شد. «شارلین لی» و «جاش بِرنوف» در کتاب تأثیرگذار خود به نام «Groundswell» می گویند: «برند شما چیزی است که مشتریان شما می گویند». این گفته به آن معناست که شاید یک برند رابطه بین مصرف کننده و محصول باشد، اما شما به عنوان یک بازاریاب، باید با مصرف کنندگان رابطه برقرار کنید و درخصوص برندی که خلق کرده اید، تداعی های مثبت ایجاد کنید. هرچه این رابطه عمیق تر باشد، ارزش برند بیشتر خواهد شد. «نِیل فاینستاین»

۱۳. برندینگ را می توان به دو دسته قدیم و جدید تقسیم کرد:

برندینگ قدیم: جارچی ها پیام های تبلیغاتی را با صدای بلند برای مردمی می خواندند که تمایلی به شنیدن آن تبلیغات نداشتند.

برندینگ جدید:

۱) صاحبان مشاغل با فروتنی به آنچه مصرف کنندگان در تعریف برند آنها به دیگران می گویند، گوش می دهند. این مصرف کنندگان یا مشتریان در عمل (با خرید مجدد از شما) نیز از گفته های شان درباره برند شما حمایت می کنند.

۲) صاحبان مشاغل نوآوری های مناسب را با هم ادغام می کنند تا محصولات شان همچنان وفاداری مشتریان و تبلیغات زبانی آنها را جذب کند. «دکتر آگوستین فو»

۱۴. برند، برآیندی از نحوه برداشت یک فرد از یک سازمان خاص است. برندینگ درباره شکل گیری آن برداشت است. «اَشلی فریدلاین»

۱۵. برندینگ یک فرآیند در جریان است که گذشته و حال شرکت شما را بررسی می کند و سپس یک شخصیت منسجم را برای شرکت و محصولات آن خلق می کند. ما تحلیل SWOT(نقاط قوت، نقاط ضعف، فرصت ها، خطرات) را انجام می دهیم و تمام مزایایی را بررسی می کنیم (واقعی و عاطفی) که محصولات یا خدمات برای مشتریان دارند. ما عوامل مهمی را مرور می کنیم که محرک رشد و پیشرفت، قیمت گذاری، فرهنگ سازمانی و نقش آفرینان مهم بودند و به کمک همین نقش آفرینان مهم، همین طور رئیس شرکت و خدمات مشتری به جواب «شما که هستید» می رسیم. پس از آن، پیام برند را می سازیم. این یک فرآیند شگفت انگیز است. «لویس گِلِر»

۱۶. برند مجموعه ای از انتظارات، خاطرات، داستان ها و روابط است که روی هم رفته، تصمیم یک مصرف کننده را برای انتخاب یک محصول توجیه می کند. اگر مصرف کننده (فرقی نمی کند کسب وکار، خریدار، رأی دهنده یا اهداکننده باشد) نخواهد اضافه بر مبلغ استاندارد بپردازد، اگر نخواهد برند شما را انتخاب کند یا برای شما تبلیغ کند، در این صورت برند شما برای آن مشتری هیچ ارزشی ندارد.  «سِث گادین»

۱۷. برند تصویری است که مردم از شرکت یا محصول شما در ذهن شان دارند. این تصور مردم از شما است که برند شما را می سازد یا به نقل از «زی فرانک»: «احساسی که مردم پس از تجربه یک محصول، خدمت یا شرکت (حتی به صورت غیرمستقیم) پیدا می کنند، هویت برند شما را می سازد. درست مانند ردی که از تماس آهن سرخ داغ با ران گوساله به  جا می ماند». «آن هَندلی»

۱۸. توجه منبع کمیابی است. برندینگ تجربه ای است که بازاریاب ها برای جلب آن توجه خلق می کنند.  «جِفری هارمون»

۱۹. برندینگ نماینده سازمان شما و به عبارتی شخصیت سازمان شما است. برندینگ معرف شماست و شما را از دیگران متمایز می کند. «دِیو کِرپِن»

۲۰. برند یک نام، اصطلاح، نشانه، نماد، طرح یا ترکیبی از همه آنها است که هدفش کمک به شناسایی کالاها و خدمات یک فروشنده یا گروهی از فروشندگان و تمایز قائل شدن میان آنها و رقبایشان است. «فیلیپ کاتلِر»

۲۱- «دان زاهورسکی» گاوپرور پیرِ محله ما است. او دهه هاست در کسب وکار ثبت شده خودش به  نام گاو اَنگِس مشغول به کار است، حتی از زمانی که پدر من کوچک بوده. اگر همراه او به چراگاه بروید، او می تواند اصل ونسب هر گاوی را به شما بگوید.

«شماره اون برچسب چیه؟ ۰۲۸۲؟ اون یکی دیگه از پسرای دامینِیتوره. مادرش واقعا گاو خوبی بود. پدرشم قهرمان بزرگی بود و دیگر اطلاعات لازم در خصوص آن گاو.» او تمام عمرش را صرف پرورش بهترین گاوهای اَنگس کرده است. او گاوهای نری را که به مردم فروخته بود، اما از نحوه رفتارشان راضی نبود، باز از آنها خریده بود.

او هرگز به برندهای تجاری، به تجربیات احساسی یا به لوگوها فکر نکرده است، اما به اعتبار و خدماتی که برای خریدارانش ارائه می کند، اهمیت زیادی می دهد. او نشان DZ را به کفل راست گاوهای نر داغ می زند. همه مردم این نواحی برند او را می شناسند. خود  «دان» را هم می شناسند. آنها می دانند برند DZ یعنی یک گاو نر معرکه. درسی که می توان از زندگی «دان» گرفت، این است: برند، گاو نر را ارزشمند نمی کند. این اعتبار و شهرت «دان» است که گاوهای نرش را ارزشمند می کند. برند فقط راهی برای نشان دادن ارزش کنونی گاوهای اوست.  «بِکی مک کری»

۲۲- برند، آگاهی معنادار از یک محصول، یک خدمت یا حتی خودتان است (خواه خوب، بد یا بی تفاوت باشید). بازاریاب ها می خواهند مردم بر اساس چیزی که تصور می کنند که می شنوند، می بینند، می بویند، می چشند و به طورکلی احساس می کنند، برندی را از برندهای دیگر تشخیص بدهند و آن را باور کنند. «جاش موریتس»

۲۳- برند مجموع نامحسوسی از ویژگی های یک محصول است: نام، بسته بندی، قیمت، تاریخ، اعتبار و نحوه تبلیغات آن. «دیوید اگیلوی»

۲۴- برندینگ شخصیت تعریف شده یک محصول، خدمت، شرکت، سازمان یا فرد است. بسیاری از افراد «لوگو» را با فرآیند برندینگ اشتباه می گیرند؛  درصورتی که یک لوگوی خوب مصداقی از یک هویت تعریف شده برای فعالیت اقتصادی است، درست مانند یک پرچم یا سرود ملی که نماد یک کشور است. شخصیت برندی که خوب طراحی شده باشد می تواند در هر چیزی دیده شود؛ از خدمات مشتری گرفته تا محصولاتی که یک شرکت ممکن است عرضه کند.

تصور اشتباه دیگر درباره برندها این است که باید منعکس کننده یک کیفیت باشند و این گفته شاید در مورد برندی که درباره کیفیت است (مثلا لوگوی شانل که ایده لوکس بودن را در ذهن تداعی می کند) درست باشد، اما از طرف دیگر، لوگوی یک مغازه سمساری می تواند خوب طراحی شده باشد، اما با اهداف برند مغایر باشد، چون ظاهرش به گونه ای است که بسیار گران به نظر می رسد. درست مانند هنرمندی که صدایش را پیدا می کند، هدف فرآیند برندینگ هم باید این باشد که همیشه به گونه ای مختصر نشان بدهد تلاش شما منحصربه فرد است و سپس آن پیام را برای هر وسیله  و ابزاری به کار بگیرد. «مایکل پینتو»

۲۵- برند یک ایده  یا مفهوم شگفت در ذهن یک مشتری است که شما صاحب آن هستید. «ال رایز»

۲۶- برندینگ کاری است که بازاریاب های تنبل و ناکارآمد برای پرکردن زمان و مشغول به نظر رسیدن، انجام می دهند. «دیوید میرمان اسکات»

27- برندینگ موفق، کاری است که انجام می دهید، نه چیزی که می گویید یا نشان می دهید. برای داشتن یک برندینگ موفق باید دائما برای مشتریان تان تجربیات مثبت بسازید. برندینگ، حاصل عمل کردن به وعده های تان است؛ حاصل جلب اعتماد مشتریان به اینکه برند شما نهایت تلاشش را می کند تا آنچه را که آنها می خواهند یا از شما انتظار دارند، برآورده کنید.

این اعتماد منجر به انتخاب دوباره برند شما از سوی آنها می شود. برندهای موفق هرگز وجود مشتریان خود را مسلم فرض نمی کنند. مشتریان بسته به محصول یا خدمت شما شامل یکی از گروه های زیر می شوند: مصرف کنندگان، مسئولان تدارکات، کارمندان، شرکا، همکاران، سرمایه گذاران، اهداکنندگان، تحلیلگران، منتقدان، اتحادیه ها، رسانه ها، رأی دهندگان و... . لوگو و طرح موضوع، برند نیستند. لوگو مظهر برند است. طرح موضوع، اگر ارزشی داشته باشد، به صورت منحصربه فرد و به یاد ماندنی وعده برند را بیان می کند. بیشتر طرح موضوعات موفق به این هدف منجر نمی شوند.  «جیم سیگل»

۲۸- تبلیغات عمومی مانند شخصیت «سیرانو»  (Cyrano) است، به زیر پنجره شما می آید و شروع به آواز خواندن می کند. مردم به مرور زمان به آن عادت می کنند و سپس نادیده اش می گیرند، اما اگر روکسان (Roxane) واکنش نشان بدهد، رابطه برقرار می شود. رابطه برند را یک پله بالاتر در نظر می گیریم. تبلیغات به دیالوگی تبدیل می شود که دعوتنامه ای به یک رابطه  است. «لستر واندرمن»

۲۹- یک برند در اصل محفظه ای برای تجربه کامل مشتری از یک محصول یا شرکت است. «سرگیو زیمان»

با اینکه تعاریف بازاریاب ها از برندسازی در ظاهر متفاوت است، اما اهمیت خلق برند به عنوان یک ابزار بازاریابی رقابتی بین آنها مشترک است. در جامعه امروز که ابزار و  سیستم رسانه های اجتماعی در حال تکامل در استفاده از اطلاعات بی  تفاوت شده اند، برندها قادر به حفظ قدرت شان هستند، زیرا پیام مختصر آنها بر جو انباشته از خبر کنونی غلبه می کند. خلاصه کلام این است که مشتریان آینده شما تداعی های قوی و مثبتی از برند دارند که با دیدگاه شان یکی کرده اند.

 

منبع: فرصت امروز

آمارها نشان می دهد بیشتر مردم در اینترنت روی گوشی های خود به دنبال بازاریابی محلی می گردند. طبق امار 50 درصد مردم به بازاری می روند که همان روز آنرا روی اینترنت جستجو کرده اند.

 

60 درصد از مردم هم از اطلاعاتی که روی سایت های بازارهای محلی پیدا کرده اند را مورد استفاده قرار می دهند. این اطلاعات نشان می دهد که بازاریابی محلی برای کسب و کارها یک فرصت فوق العاده است. تاکید به دسترسی به مشتری، مشتری طولانی مدت، مشتری وفادار، در بازاریابی محلی بخش اصلی هستند. در زیر کارهایی که کسب و کارها نیاز دارند تا با آن به بازارهای محلی دسترسی داشته باشند را آورده ایم. معمولا بازارهای محلی حول و حوش یک خدمات محلی، فروشگاه فیزیکی و یا رستوران هستند. معمولا مشتریان این بازارها در شعاع 15 کیلومتری این منطقه زندگی می کنند.

  بازاریابی محلی

قبل از روزگار اینترنت کسب و کارهای کوچک تاکتیک خوبی برای جذب مشتری داشتند. مثلا داشتن لیست ارسال نامه: این لیست در هنگام خرید مشتری نام او را وارد می کرد. وقتی فروشگاه یک فروش ویژه داشت یا وقتی تولد مشتری بود، برای او یک نامه ارسال می کرد.

(امروزه این مساله به صورت لیست ایمیلی در آمده است، البته ادرس ها از روی ثبت نام بدست نمی آید و گاهی از طریق جستجوهای محلی است.)

تیم های خیابانی و رویدادهای محلی راه های دیگری هستند که فروشگاه ها اقدام به جذب مشتری می کنند. تیم های خیابانی کارهایی مانند پخش آگهی، نمونه از فروشگاه، و ثبت نام مردم برای اضافه شدن به لیست ایمیلی انجام می دهند. رویدادهای محلی می توانند شامل اجرای مسابقات، غذاهای خوشمزه و یا هنرمندهای محلی باشند.

‌تاکتیک های بازارایابی محلی و بازاریابی دیجیتالی

معمولا مشتریان به دنبال اطلاعاتی مانند شماره تماس کسب و کار و یا محل آن روی نقشه ی گوگل می گردند. آنها همچنین دنبال نظرات، مسیرهای رانندگی و مانند اینها هستند. صاحب کسب و کار باید این اطلاعات را روی سایت شرکت، صفحه ی فیس بوک، و یا رسانه های اجتماعی دیگر قرار دهد. صاحب کسب و کار می تواند توسط مجلات آنلاین محلی و یا بلاگرها مورد مصاحبه قرار گیرد.

گوشه ی بازار محلی خود را بخش بندی کن

بازاریابی محلی به معنی بازار هدف تمام مردم در بازار محلی نمی باشد. صاحب کسب و کار باید دقیقا بداند چه جماعتی بازار هدف او هستند. مشتریان یک باشگاه محلی که بازی های خاصی می کنند می تواند از یک رستوران محلی متفاوت باشد و آنهم از جماعت مسجد متفاوت است. هیچ گوشه ی بازاری از دیگری بهتر نیست. اما برای بخش بندی موثر آنها را باید در برنامه ی بازاریابی خود بیاوریم  و برای آنها برنامه داشته باشیم. این مشخص می کند کسب و کار باید چگونه پیغام خود را تولید کند و تبلیغات کند و کمپین های تبلیغاتی را راه اندازی کند. مثلا تبلیغان گوگل ادوردز می تواند برای جماعتی خوب کار کند، اما برای دیگری اصلا به کار نیاید.

در نهایت باید بدانیم یک استراتژی تبلیغاتی چندگانه نیز می تواند مفید باشد. هنوز در عصر اینترنت رادیو، تلویزیو، و تبلیغات چاپی نیز جواب می دهند. یک صاحب کسب و کار باید همواره پاسخ این کمپین ها را بررسی کند. ممکن است یک جایی پول بدهید و جواب بگیرید.در صورتی که رسانه ی دیگری ممکن است هیچ برگشتی ای را برای شما نداشته باشد.واقعا برای یک بازاریابی محلی بی معنی است کمپین تببلیغتای در سطح ملی راه اندازی کند. اگر بازرایابی ای واقعا این موارد مانند جستجوهای موبایلی را رعایت نکند، معلوم نیست جواب درستی بگیرد. اگر یک برنامه ی بازرایابی ای که دقیقا روی سن مخاطبین، درآمد و موقعیت اجتماعی آنها کار کرده باشد می تواند در بلند مدت پول خوبی درآورد.

 

منبع: برترین ها

 

تردیدی نیست که نشانه های غیرکلامی در تبلیغات اثرگذارند. برای نفوذ برند و پیام در همه  ابعاد برنامه  ترویج تان، نشانه های غیرکلامی و زبان بدن نقش مهمی در تبلیغات و بازاریابی ایفا می کنند.

 

در این مطلب به نقل از chetor، به شما می گوییم چطور از زبان بدن در تبلیغات بهره بگیرید تا منجر به افزایش اثرگذاری آن و درنتیجه افزایش درآمدتان شود.

نشانه های غیرکلامی در تبلیغات

۱- تعیین نقطه دید

تبلیغات در بهترین حالت، باید توجه مخاطب را روی عنوان مورد انتظار شما مانند محصول یا عبارت «کلیک کنید»، متمرکز کند. یک ترفند غیرکلامی مؤثر برای جلب نظر مخاطب این است که در آگهی، شخصی به هدف موردنظر اشاره یا نگاه کند. انسان به طور طبیعی جلب چیزی می شود که دیگران به آن نگاه می کنند. پس اگر هدف تان تمرکز روی دکمه خرید یا کالایی مثل کفش برای خرید است، عکس فردی که درحال نگاه کردن به هدف یا پیام تان است، کمک مؤثری می کند. به طور مثال چشمان شما ناخودآگاه نقطه دیدِ مرد درون عکس را دنبال می کند.

۲- سرنخ دادن با چشم ها

تصویری مانند تصویر قبل روش خوبی برای هدایت نگاه مشتری در تبلیغات است. به تصویر زیر که نقشه ای است از نقطه دید افراد، توجه کنید. این نقشه نقاطی را که بیشترین توجه را در نگاه نخست جلب می کنند، نشان می دهد. همانطور که می بینید بیشترین تمرکز روی چشم هاست، بنابراین چشم ها به هر سو خیره باشند، ما همان جهت را دنبال می کنیم.

در تصویر زیر می بینید که چطور غول بازاریابی و تبلیغات «ست گودین»، از این اصل برای تبلیغ سایتش استفاده می کند. او توجه شما را به نقطه ای که به آن خیره شده است، جلب می کند.

۳- اشاره کردن

اشاره کردن راه مؤثر دیگری برای جلب توجه مخاطب به هدف است. به همین دلیل است که عکس هایی از مردمی که به جهت های خاصی نگاه یا اشاره می کنند، بسیار پرطرفدار هستند.

اینجا نمونه ای از تبلیغی را می بینید که فرد به پیام اصلی اشاره می کند و ما را وامی دارد ناخودآگاه به پیام نگاه کنیم.

۴- چهره های شاد

عملکردی عصبی در انسان وجود دارد که ما را به الگوبرداری و تقلید از شخصی که نگاهش می کنیم، تشویق می کند. این امر که «فرضیه بازخورد چهره» نام دارد، نشانه همدردی است. با تقلید حالت چهره دیگران سعی می کنیم احساس آنها را درک کنیم. با دیدن چهره ای گیج و سردرگم در آگهی، همان حالت را الگوبرداری و درنتیجه احساس گیجی و سردرگمی می کنیم. وقتی محصول تان مشکلی را حل یا زحمتی را کم می کند، حس خوب پایانی حاصل استفاده از آن و نه گیجی و نگرانی نقطه آغاز را به نمایش بگذارید.

۵- بچه ها

انسان عاشق تماشای بچه هاست. اگر استفاده از بچه ها در تبلیغ تان ممکن و منطقی است، از آن بهره بگیرید.

بچه ها قسمت های مختلفی از مغز را، به ویژه در زنان، تحت تأثیر قرار می دهند. بچه ها به طور آنی حس گرمی، توجه و مهربانی را به ما منتقل می کنند. این احساسات ما را به خرید کردن ترغیب می کنند.

۶- مردمک های گشاد

در سال های دهه ۱۸۷۰، «داروین» کشف کرد هنگام ترس، مردمک های چشمان گشاد می شوند تا بتوانیم دامنه وسیع تری را ببینیم؛  این موضوع بر واکنش های ما در موقعیت های خطرناک و آسیب زا تأثیر مثبت دارد. اگر بهتر و بیشتر ببینیم، احتمال اینکه بحران را بدون آسیب پشت سر بگذاریم، بیشتر می شود.

جالب است که مردمک های ما همچنین با دیدن چیزهای مورد علاقه مان، گشاد می شوند؛  انگار که سرذوق می آیند! در سال ۱۹۶۵ روان شناس، اکهارت هس (Eckhard Hess) آزمایشی انجام داد. در این آزمایش او به دستیارش «جیمز پولت» (James Polt)  عکس هایی نشان  داد و همزمان اندازه مردمک چشم او را اندازه گیری می کرد. وقتی «پولت» عکسی از تصویر موردعلاقه اش دید، مردمک چشمش بی درنگ گشاد شد.

نتایج این آزمایش نشان داد وقتی انسان به شکلی مثبت برانگیخته می شود، مردمک هایش برای جذب بیشتر آنچه اطرافش است، گشاد می شود. همچنین یافته های پژوهشگران نشان می دهد مردم چهره هایی با مردمک های گشاد را بیشتر می پسندند. اگر به دنبال جذابیت و تأثیرگذاری بیشتر محصول و تبلیغ تان هستید، مردمک چشم ها را با نرم افزارهای مختلف بزرگ کنید. اگر دقت کنید، متوجه می شوید در بیشتر آگهی های بازرگانی چنین کاری انجام شده است.

۷- روان شناسی رنگ ها

پژوهش ها نشان داده اند رنگ ها به شدت بر احساسات و دریافت های ما اثرگذارند.

۸- پول و قیمت

در این زمینه، به دو روش غیرکلامی می توانید فروش تان را افزایش دهید:

-پژوهش ها نشان داده اند حذف نشان پول مانند ریال یا $، اثر ناخوشایند دیدن قیمت محصول را کاهش می دهد.

- اگر می توانید، با ذکر قیمتی بالا پیش  از اعلام قیمت تان و ایجاد وضعیت مقایسه ای، مخاطب را تحریک کنید. این چیزی است که در آگهی های بسیاری دیده می شود: «این محصول در بازار به قیمت ۴۵۰ هزار تومان عرضه می شود، اما ما آن را فقط ۳۹۹ هزار تومان عرضه می کنیم.»

9- اعتماد به واقعیت ها نه گروه های کانونی

افراد و شرکت های زیادی برای نظرسنجی درباره آگهی های شان به گروه های کانونی یا دوستان و آشنایان رجوع می کنند. این روش چندان قابل اعتماد نیست. تصمیم های منطقی ما معمولا با تصمیم های احساسی مان فرق می کند و این احساسات ما است که در تصمیم خرید مؤثر است. پژوهشی در این زمینه انجام شد که طی آن از ۳۰ فرد سیگاری که مایل به ترک سیگار بودند، خواسته شد تبلیغات تلویزیونی شرکت های تبلیغاتی مختلف را تماشا کنند. همه این تبلیغات با نمایش شماره تلفن بخش یاریگر ترک سیگار در سازمان ملی سرطان پایان می یافت.

به نظر شرکت کنندگان، تبلیغات شرکت های «آ» و «ب» بیشترین و تبلیغات شرکت «ج» کمترین تأثیرگذاری را داشتند. پژوهشگران همچنین نظر کارشناسان حوزه ترک سیگار را درباره اثرگذاری تبلیغات جویا شدند. آنها هم تبیلغات «آ» و «ب» را در رتبه نخست و تبلیغات «ج» را در رتبه آخر قرار دادند.

سپس با استفاده از دستگاه fMRI (تصویرسازی تشدید مغناطیسی کارکردی) فعالیت مغزی افراد سیگاری درحین تماشای تبلیغات، بررسی و مشاهده شد؛  بخشی از مغز که به خواسته ها و شخصیت افراد مربوط است بیشترین فعالیت را هنگام تماشای تبلیغات «ج» و نه تبلیغات دو شرکت دیگر، داشته است. ظاهرا مغز افراد تصمیم درست تری می گیرد.

پس از نشر و پخش تبلیغات، تبلیغات شرکت «ج» نسبت به دو تبلیغ دیگر به شکل چشمگیرتری باعث افزایش تعداد تماس ها با مرکز یاریگر شد. پس پرسیدن نظر دیگران چندان قابل اتکا نیست؛ بخش کوچکی از مخاطبان هدف تان را زیر نظر بگیرید و ببینید چطور نسبت به تبلیغات تان واکنش نشان می دهند.

۱۰- تأکید بر آماده مصرف بودن

به مخاطب نشان دهید محصول تان آماده و دردسترس است، یعنی اگر محصول تان خوراکی است باید آن را طوری نمایش بدهید که انگار می توانید به راحتی آن را بردارید و بخورید. درنتیجه مغز تحریک می شود و احساس می کنید دل تان می خواهد چیزی بخورید. به  نظرتان کدام تبلیغ اثرگذاری بیشتری دارد؛ عکس «الف» یا عکس  «ب»؟

اگر پاسخ تان«الف» بوده است، انتخاب درستی کرده اید. این ناشی از تأثیر تصویرسازی دیداری است. «الف» به شکل غیرکلامی به مشتری می گوید  محصول، آماده خرید و خورده شدن است؛ آن هم تنها با تغییر جهت قرار  دادن محصول. پژوهش ها نشان  داده اند اگر محصول را در جهتی هماهنگ با دست غالب مخاطب قرار بدهید، باعث افزایش تصویرسازی استفاده از آن محصول می شود. در پژوهشی با استفاده از عکس کاسه، فنجان، ساندویچ، قهوه و ماست تأثیر جهت قرارگرفتن اقلام را بر اشتیاق به محصول و خرید آن آزمایش کردند. یافته ها نشان دادند تأثیرگذاری این مقوله در راست دست ها بیشتر است.

از اهمیت پیام های غیرکلامی در تبلیغات و نقش آن در افزایش اثرگذاری و فروش غافل نشوید. همچنین تأثیر زبان بدن، جهت و رنگ ها را فراموش نکنید.

 

منبع: فرصت امروز

تبلیغات، ترویج، رسانه های اجتماعی و روابط عمومی، استراتژی های بازاریابی را با استفاده از روش های متعدد پشتیبانی می کنند.

 

در این مقاله به بررسی رایج ترین ابزارهای ترویج فروش محبوب می پردازیم.

رویدادها روش های برقراری ارتباط با مشتریان بالقوه برای مجاب کردن آنها برای خرید است.

تعدیل انواع روش های فروش نسبت به وضعیت شما کمک می کند که درآمد و سود خود را افزایش دهید.

نمونه های مجانی ‌

اغلب برای برهم زدن وفاداری به برند به چیزی بیشتر از تبلیغات احتیاج داریم.

به ویژه اگر از سالیان گذشته از یک محصول یا خرید در یک فروشگاه خاص استفاده کرده اند.

یکی از دلایل نگرانی این است که اگر آنها محصول جدید را دوست نداشته باشند، تلاش برای انجام کاری جدید موجب هدر رفت پول خواهد شد .

یک روش معمول برای شکست وفاداری برند رقبا و تبدیل مشتریان رقبای خود به مشتریان خود، ارائه یک فرصت به مشتریان برای تست مجانی محصول یا سرویس شما است.

تخفیف

به جای کم کردن قیمت محصول، مشتری قیمت نهایی مرا می خرد و شما به او تخفیف می دهید.

که بعدا مشتری مقداری پول در آخر دریافت می کند، عموما به صورت چک که شما برای او پست می کنید.

این به شما اجازه می دهد اطلاعات مشتری را دریافت کنید و یک لیست ایمیل داشته داشته باشید.

این مزیت را شما نمی توانستید از به روش قبلی بدست بیاورید.

‌یکی بخر، یکی مجانی ببر

مصرف کنندگان اغلب نمونه های مجانی را دوست دارند.

دادن یک محصول مجانی در صورتی که مشتری اقدام به خرید کند، به چند دلیل یک اقدام ترویج فروش مناسب است.

در صورت به اندازه بالا بودن حاشیه های شما، می توانید هر دو قیمت محصول را در قیمت فروش یکجا پوشش بدهید.

این نوع ترویج به شما کمک می کند زمانی را که مشتری محصول شما را مصرف می کند دو برابر کنید.

تجربه ی بهتری را به مشتری می دهد، و وابستگی او را به محصول شما بیشتر می کند.

این استراتژی به شما کمک می کند که از وابستگی به نمونه های مجانی رها شوید.

نمایش گرهای نقطه ی خرید

نمایشگرهای نقطه ی خرید، برای ضربه ی محرک برای خرید یا یادآوری دائم مشتریان برای خرید دائم یک محصول از فروشگاه است.

بازاریابان برای این امر از نمایشگرهای داخل فروشگاه اسنفاده می کنند.

این نمایشگرها شامل قفسه ها یا علائم و یا قطعات ترویج دهنده ی دیگری هستند.

فروش با ضرر و یا تخفیف

مانند موارد قبلی، فروش با ضرر  محصول را زیر قیمت خریداری شده می دهد.

بسیاری خرده فروشی های زنجیره ای بزرگ از فروش با ضرر برای تطمیع خریداران از فروشگاه خود این کار را می کنند.

به این امید که مشتریان وقت خرید محصولات دیگری را نیز بخرند.

سوپرمارکت ها برای پائین آوردن قیمت کالاهای اساسی مانند شیر و نان معروف هستند.

به این ترتیب امیدوارند مشتری محصولات اساسی جانبی دیگری را بخرد و فروش با ضرر را جبران کند.

محصولاتی مانند مانند تخم مرغ و یا آب پرتقال.

برخی رستوران ها نیز برخی قیمت ها را مانند ساندویچ را با ضرر می دهند.

و سود خوب خود را روی محصولات دیگری قرار می دهند.

محصولاتی نظیر سوپ، سرخ کردنی، نوشیدنی، دسر.

فروش کنندگان با ضرر دو هدف را دنبال می کنند.

هدف اول اینکه یکی اینکه سود می کنند .

دیگر اینکه مشتری را به فروشگاه آورده و او را برای خریدهای بعدی تحریک می کنند.

تخفیفات روی محصولاتی هستند که قیمت آنها آهسته حرکت می کند و یا به صورت موقتی به فروش می رسند.

 

منبع: برتـرین‌ها

بازاریابی فرایندی است که با کمک آن نیازهای مشتری شناخته می شود، محصول براساس این نیازها طراحی و تولید می گردد، به بهترین شیوه ممکن این محصول معرفی می شود و با روش های مختلف به فروش می رسد.

 

بازاریابی علمی است که رعایت اصول آن می تواند منجر به موفقیت سازمان ها شود.

سازمانی که اصول بازاریابی را رعایت می کند با روش های مختلف مانند تحقیقات بازاریابی نیازهای مشتریان را می شناسد.

براساس این نیازها اقدام به تولید و طراجی محصولی می نماید که بتواند بخوبی نیاز مشتری و مشکل مشتری را برطرف کند.

محصولش را به بهترین شیوه ممکن قیمت گذاری می کند تا بتواند در بازار رقابتی آن را بفروشد.

از بهترین روش های تبلیغات جهت معرفی محصول استفاده می کند.در فرایند تبلیغات از تکنیک های خلاقانه و پارتیزانی استفاده می شود.

و در نهایت در زمان مذاکره و ملاقات با مشتری به بهترین نحو ممکن مجصول را معرفی می کنند و با رفتارهای حرفه ای و اصول فروش حرفه ای محصول را به مشتری می فروشند.

در بازاریابی کار به اینجا خاتمه نیافته و پس از فروش محصول به مشتری، ارتباط ادامه دارد و بحث خدمات پس از فروش و پیگیری و حل و فصل مشکلات احتمالی مشتری نیز ادامه دارد.

 

منبع: آرمان اقتصادی

برند علی بابا یکی از مشهورترین فروشگاه ها و مراکز تجارت آنلاین در سراسر جهان است. امروزه با مشاهده پیشرفت خیره کننده شرکت های چینی در حوزه های مختلف اقتصادی حضور یک فروشگاه چینی در فهرست پرفروش ترین فروشگاه های آنلاین چندان دور از ذهن نیست. بر همین اساس و با توجه به موفقیت های مداوم این شرکت چینی در این مقاله لیدیا بِلانگر به بررسی شیوه بازاریابی علی بابا پرداخته است.

 

نخستین نکته مهم در مورد شیوه بازاریابی علی بابا اتکای آن روی خلق مناسبت های جدید است. اگر زمانی مناسبت های سنتی بهانه ای برای فروش ویژه و تخفیف های عرضه کنندگان بود، اکنون علی بابا هرگاه که بخواهد انگیزه های خرید قوی در مخاطب خود ایجاد می کند.

شاید در ابتدا باور اینکه یک شرکت مناسبت خلق کند، اندکی دشوار باشد. با این حال نگاهی به تقویم های بین المللی گواه از وجود خیل عظیمی از روزهای ویژه دارد. برای مثال هشتم نوامبر روز جهانی کاپوچینو نامگذاری شده است. عجیب تر اینکه چنین روزهایی به شدت مورد توجه مردم و رسانه ها هستند. به گزارش گاردین، هشتگ روز جهانی کاپوچینو همیشه در هشت نوامبر جزو برترین های توییتر قرار دارد. درست مانند هالووین و عید شکرگزاری که شهرت بیشتری دارند و فروشگاه ها از آن برای فروش هرچه بیشتر استفاده می کنند، عیدهای تاسیسی علی بابا نیز چنین کاربردی یافته اند.

هدف اصلی علی بابا از خلق عید، تکرار مداوم فرآیندی است که به طور معمول تنها در جمعه سیاه اتفاق می افتد. در این روز نزدیک به عید شکرگزاری تخفیف های ویژه ای از سوی فروشگاه ها اعلام می شود. این امر هجوم مشتریان به مراکز خرید را در پی داشته و سود شرکت ها را تا حد زیادی بالا می برد. نقطه آغاز فعالیت بازاریابی علی بابا اینجاست: اگر یک بار در جمعه سیاه مشتریان زیادی جذب می شوند، چرا نتوان هر ماه این کار را کرد؟

اگر فرهنگ اروپایی و آمریکای شمالی چنین مناسبت هایی دارد، بدون شک نگاهی به فرهنگ های دیگر شما را با تعداد بالایی از روزهای خاص مواجه می کند. روز جهانی دانشجویان، پرستاران، حفاظت از گونه های در حال انقراض و حتی مجردها در انواع فرهنگ های آسیای شرقی وجود دارد. جالب اینکه تمام فروشگاه های محلی در چنین مناسبت هایی تخفیف های ویژه به مشتریان ارائه می کنند. حال فرض کنید یک شرکت تمام این مناسبت ها را با هم ترکیب و عیدهای تازه ای نیز خلق کند.

سال گذشته علی بابا درآمدی معادل 17.8 میلیارد دلار از فروش های ویزه مناسبتی اش به دست آورد. نکته شگفت آور کسب 1.4 میلیارد دلار از این مبلغ در کمتر از هفت دقیقه ابتدایی فروش هاست. اگر زمان بندی را از هفت دقیقه به یک ساعت ابتدایی تغییر دهیم، آمارها از مبلغ 5 میلیارد دلار حکایت خواهند کرد. به منظور درک بهتر این ارقام باید نگاهی به کل فروش حاصل از جمعه سیاه سال گذشته بازار آمریکا بیندازیم. گزارش ها حاکی از فروش 6.8 میلیارد دلاری در جمعه سیاه هستند. نتیجه گیری ساده این بخش توانایی تداوم درآمدهای بالا با برنامه ریزی و اتخاذ راهبرد مناسب است. پرسش اصلی اما چیستی و ماهیت چنین راهبردی است. در ادامه برخی از جهت گیری های موفق علی بابا مورد بررسی قرار خواهد گرفت.

تقویم مناسبت ها

بسیاری از شرکت ها از تقویم های دقیق به منظور برنامه ریزی تمامی روزها و ساعت های کاری استفاده می کنند. در مورد علی بابا تقویم مناسبت ها مفهومی کلیدی است. این تقویم مخصوص مناسبت های خلق شده شرکت است و هر سه ماه یک بار از سوی هیأت مدیره در موردش تصمیم گیری می شود. به این ترتیب هر سه ماه برنامه آتی شرکت تعیین و تدارکات لازم مهیا می شود.

اگرچه رسانه ها بیشتر روی مناسبت های مذهبی تاکید دارند، با این حال سیاست علی بابا در جهت ایجاد تمایز با تاکید بر سایر عیدهای موجود است. از نظر حقوقی در بسیاری از کشورها هر سازمان یا جمعیت انسانی حق ایجاد روزهای خاص یا عید را دارد. بر همین اساس گاهی اوقات با عبارت های عجیبی مانند روز جهانی لیوان قهوه (ماگ) در سایت علی بابا مواجه می شویم.

شاید در نگاه نخست بسیاری از مناسبت ها دارای نام های تصادفی باشند. به عنوان مثال روز جهانی غذای چینی نباید مبتنی بر پیشینه فکری خاصی باشد. با این حال در دنیای کسب وکار هیچ چیز بی حساب و کتاب نیست. استفاده علی بابا از روز جهانی آدامس، قهوه یا بیسبال به طور کامل در جهت فروش محصولات مرتبط به این حوزه براساس ملاحضات ویژه ای است. اگر قصد اقتباس از الگوی علی بابا را دارید، توجه به وضعیت انبارتان اهمیت ویژه ای دارد.

در واقع مناسبت ایجادشده باید در راستای فروش محصولات اضافی انبار باشد و توجه داشته باشید که محصولات اضافی انبار لزوما به معنای کالاهای بی کیفیت نیست. به عنوان مثال میزان فروش پیراهن تیم کلیولند در تعطیلات پایان فصل با اندکی افت مواجه می شود. در این میان اختصاص تخفیف های 20 تا 40درصدی برای این محصول نقش مهمی در جذب مشتری خواهد داشت.

شاید تخفیف های ویژه در نگاه بسیاری از اهالی کسب وکار حذف بخش عمده ای از سودشان باشد. با این حال این کار بیشتر نگره افراد خارج از گود کسب وکار فروشگاهی است. به عبارت دقیق همه تخفیف های ویژه براساس هماهنگی قبلی با تولیدکننده اولیه محصول صورت می گیرد. به این ترتیب اگرچه سود شما به ازای هر محصول کاهش می یابد، اما کاملا صفر یا منفی نخواهد شد. همچنین باید توجه داشت که سود اصلی در چنین فروش هایی به تعداد بالای آن بستگی دارد.

اهمیت تکنولوژی

وقتی فروش های گسترده در سطح جهانی را مدیریت می کنید، اطمینان از عملکرد مطلوب سیستم های ارتباطی، ارسال محصولات و پشتیبانی مشتریان الزامی است. حتی فکر کردن به اخلال سیستم سفارش گیر علی بابا یا آمازون برای چند ساعت نیز وحشتناک است. ضررهای مالی حاصل از چنین اتفاقی شاید در نگاه نخست اندک باشد، اما تاثیر روانی شان روی مخاطب پایدار و حذف نشدنی خواهد بود.

یکی از الزامات کسب درآمد مطلوب در حوزه فروش جمعی سازگاری با عرصه های جدید ارتباطی است. اپ های موبایلی یکی از این عرصه های نوین است. با طراحی چنین اپ هایی امکان سفارش حتی در محل کار یا وسایل حمل ونقل عمومی هم برای مشتریان فراهم می شود.

قدردانی از مشتریان وفادار

علی بابا به مشتریان پس از هر 10 خرید بن تخفیف ارائه می دهد. دیگر رقبای این برند مانند آمازون و eBay نیز از چنین شیوه ای حمایت می کنند. چنین جهت گیری هایی عمدتا در راستای تقدیر از مشتریان ثابت دنبال می شود. هرچند اهدافی مانند ترغیب مشتریان به خرید بیشتر هم در پشت چنین اقدامی نهفته است، با این حال نباید انتظار داشت فردی 9 خرید انجام دهد تا در نهایت از تخفیف یا هدیه ای رایگان بهره مند شود. چنین هدیه هایی تنها یک سیگنال نمادین در راستای تصویرسازی از اهمیت وفاداری طرف مقابل به شرکت است.

ریچارد استیونسن یکی از طراح های حرفه ای فروشگاه های آنلاین و متخصص بازاریابی اینترنتی است. وی در مورد سیاست علی بابا در جذب مشتریان جدید بر اهمیت بازاریابی غیرمستقیم تاکید دارد: «همه ما تجربه توصیه خرید کالایی خاص از سوی دوستان یا اعضای خانواده مان را داریم. این اتفاق به ظاهر ساده حاصل بازاریابی پیچیده ای تحت عنوان مشتری محوری است. بر این اساس به جای صرف هزینه های تبلیغاتی fفزاینده روی توانایی هر کدام از مشتریان در اقناع طیف وسیعی از افراد پیرامون شان تاکید می شود. علی بابا و اپل بهترین نمونه ها در استفاده از چنین شیوهایی هستند».

ویژگی مهم علی بابا در مورد ارسال بسته های هدیه برای مشتریان نحوه تحویل شان است. به عبارت دقیق تر، اگر مدت زمان ارسال هر سفارش در حالت عادی یک روز است، برای هدیه های ویژه به کمتر از سه ساعت تقلیل می یابند. اوج هنرنمایی علی بابا در سال 2015 بود که به یکی از کاربرهای خود به مناسبت صدمین سفارش اش در کمتر از یک ساعت هدیه ای اهدا کرد.

شاید به عنوان یک برند تازه کار یا کوچک توان اجرای طرحی مشابه علی بابا را نداشته باشید، با این حال الگوبرداری محدود از ایده های بزرگ به خودی خود عرصه را برای پیروی از چشم اندازی مطمئن در حوزه فروش جمعی مهیا خواهد کرد.

 

منبع: فرصت امروز

 

47 میلیون ایرانی در شبکه‌های اجتماعی عضویت دارند و ضریب نفوذ موبایل به 104 درصد رسیده است. هرقدر اعتماد مردم به این شبکه‌ها بالاتر می‌رود و وقت بیشتری را با گوشی هایشان می‌گذرانند، از آن طرف از انبوه کاغذها در سطح شهر کم می‌شود.  علی جنتی، وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی دولت یازدهم در سال 93 گفته بود: «گردش مالی کل صنعت تبلیغات به 1900 میلیارد تومان میرسد.» آمار و اطلاعات جدیدی در دست نیست اما پایان سلطنت کاغذ بر تبلیغات شهری در انتخابات سال 92 خود را نشان داد. در آن زمان، شبیری دبیراتحادیه تولیدکنندگان کاغذ و مقوا گفته بود: «برخی بررسی‌ها نشان می‌دهد که در تبلیغات امسال مصرف کاغذ 70 درصد نسبت به انتخابات 88 کاهش پیدا کرده است.» در انتخابات امسال آمار جدیدی اعلام نشد اما بجز تبلیغات کاغذی کاندیداهای شورای شهر، کاغذهای دیگری چندان در سطح شهر دیده نمی‌شد. معصومه ابتکار که در آن زمان ریاست سازمان حفاظت محیط زیست را بر عهده داشت، گفته بود:««انتخابات را به قطع درختان گره نزنیم. آثار مثبت رشد شتابنده فضاهای مجازی، کاهش استفاده از کاغذ برای هر نوع تبلیغات است. انتخابات ۹۶ را به نقطه عطفی در # انتخابات- بدون- پوستر تبدیل کنیم. مردم ما به آن بلوغ سیاسی رسیده‌اند که به اندیشه و عمل رأی دهند، نه به ژست‌های انتخاباتی.»

تغییر در شیوه‌های بازاریابی که نقطه اوج آن در انتخابات دیده می‌شد، بسرعت همه انواع بازاریابی را درگیر خود کرد، حالا اگرچه روش‌های تبلیغات کاغذی هنوز در سطح شهر دیده می‌شود اما بررسی‌ها نشان می‌دهد آن‌هایی که به این نوع تبلیغات دل بسته‌اند، قافیه را به رقبایشان باخته‌اند.با این حال، مشاغلی مانند تراکت پخش کنی هنوز رواج دارد و درآمد تراکت پخش کن‌ها با کار فشرده، می‌تواند به سه میلیون تومان در ماه نیز برسد. آنها برای کاغذهایی که بیشترشان چند متر جلوتر از دست مردم رها و روی زمین می‌افتند، برای هر هزار تا تراکت  30 تا 40 هزار تومان دریافت می‌کنند. سی دی‌های آموزشی متعددی نیز برای این کار تهیه شده و برخی هایشان ادعا دارند که بالای 150 هزار تومان در روز برای پخش تراکت حرفه‌ای، می‌توان درآمد کسب کرد. یکی از آنها که تبلیغات اینترنتی زیادی برای فروش بسته آموزش حرفه‌ای خود انجام داده است، در شرح کارش می‌نویسد:«تمام آموزش من بر مبنای تجربه حدود 2 سال پخش تراکت خودم هست. اکثر قریب به اتفاق تکنیک‌های حرفه‌ای این آموزش توسط خودم بارها تست شده و جواب خوبی دادند.»

در جهان تبلیغات چه می‌گذرد؟

«گسترش شبکه‌های اجتماعی طی دو دهه گذشته، تنها راه ارتباطی مردم را متحول نکرده است، بلکه بدون شک بر نحوه خرید مردم نیز اثر گذاشته است. حالا پیش از هر خرید، مصرف‌کنندگان شانس این را دارند که در میان هزاران عکس در اینستاگرام بچرخند، یا در میان توئیت‌های برندهای مختلف در توئیتر جست‌وجو کنند و بهترین وسیله مورد نیازشان را انتخاب کنند. تقاضای بازاریابان برای فعالیت در این فضا، سرزمین سودآوری برای مردمی ایجاد کرده است که دنبال‌کننده یا فالوئرهای آنلاین زیادی دارند.» نشریه اکونومیست، چنین از شیوه‌های نوین تبلیغات مبتنی بر شبکه‌های اجتماعی گزارش می‌دهد. بر اساس این گزارش، افرادی که بین 3 تا 7 میلیون فالوئر دارند، به طور میانگین می‌توانند برای هر پست در یوتیوب، 187 هزار و 500 دلار به دست آورند. این رقم برای پست‌ها در فیس‌بوک، 93 هزار و 750 دلار، در اینستاگرام و اسنپ‌چت نیز 75 هزار دلار است. نشریه بلومبرگ بیزینس ویک نیز به‌تازگی گزارشی درباره این افراد با عنوان «اعتراف یک نفوذگر اینستاگرامی» منتشر کرده است. بر اساس این گزارش، موفق‌ترین آنها، تنها برای یک پست اینستاگرامی، ۱۰ هزار دلار به دست می‌آورد. بعضی از شناخته‌ شده‌ ترین آنها مانند کریستین بیزن، سال گذشته با شرکت لورئال قراردادی بسته است که یک میلیون دلار ارزش دارد. خرده‌فروشی‌های بزرگ مانند برندهای فشن و غذا و رسانه‌ها، از همین نفوذگران استفاده می‌کنند. تحقیقات نشان می‌دهد بین فعالیت این افراد با خرید مردم، رابطه مستقیمی وجود دارد.

بر اساس آخرین گزارش درآمدی فیس بوک، هر ماه بیش از 200 هزار کسب و کار به اینستاگرام آگهی می‌دهند همچنین  بر اساس گزارش خرده‌ فروشی 2016 که توسط شرکت تحقیقاتی PWC منتشر شده است، 78 درصد از مصرف‌کنندگان برای خرید، تحت نفوذ شبکه‌های اجتماعی هستند. این پیمایش، به صورت جهانی و در میان نمونه 23 هزار نفری از مردم انجام شده است. PWC در جدیدترین گزارش خود مربوط به سال 2017 نیز می‌نویسد:«جذابیت تبلیغات سنتی هر روز برای جمعیت بیشتری از جهان بی‌معنا می‌شود. مردم به اطلاعاتی اعتماد می‌کنند که بتوانند آنها را با سرانگشتان‌شان لمس کنند؛ دوستان‌شان چه کار می‌کنند؟ کدام برندها در شبکه‌های اجتماعی داغ هستند؟ نفوذگران مورد علاقه آنها چه چیزی را دنبال می‌کنند؟» بر اساس این گزارش در خریدهای آنلاین، 39 درصد از مردم از شبکه‌های اجتماعی و در صدر آنها از فیس بوک و توئیتر تأثیر می‌پذیرند. 37 درصد تحت تأثیر وب سایت‌های خره فروشی هستند، 32 درصد از وب سایت‌های مولتی برند و 35 درصد نیز از سایت‌های مقایسه قیمت و تخفیف استفاده می‌کنند.

در بازار نفوذگران ایرانی چه می‌گذرد؟

رعنا شمس، کارشناس دیجیتال مارکتینگ درباره درآمد نفوذگران اینستاگرام ایرانی چنین توضیح می‌دهد: «اینفلوئنسر شدن و کسب درآمد از این راه، وسوسه‌برانگیز است. اما من می‌دانم که آنها وقت و خلاقیت زیادی صرف پست‌هایشان می‌کنند. واقعاً برای هر یک پست، هر یک استوری، فکر می‌کنند، خلاقیت به خرج می‌دهند، برنامه می‌ریزند و شبیه به یک کار حرفه‌ای، زبان مخاطبان‌شان را پیدا می‌کنند و با همان زبان با آنها ارتباط برقرار می‌کنند. برای پست‌های تبلیغاتی هم اکثراً خودشان با زبان مشترکی که با فالوئرها و مخاطبان‌‌شان پیدا کرده‌اند، تولید محتوا می‌کنند.» «میکروسلبریتی» اصطلاح جدیدی است که برای توصیف این افراد به کار می‌رود؛ آدم‌هایی که صرف معمولی بودن با اشتراک زندگی روزمره شان، میان مردم شناخته شده‌اند. او درباره درآمد میکروسلبریتی‌های اینستاگرامی نیز می‌گوید: «قیمت تبلیغات و درآمد از آن، کاملاً متفاوت است. بستگی به این دارد که چه کسی کار را انجام می‌دهد. علاوه بر هزینه تولید محتوا، قیمت‌ها برای هر پست از ۵۰ هزار تا ۲.۵ میلیون تومان متفاوت است. مثلاً کسی که حدود ۱۰۰ هزار فالوئر دارد و تولید محتوای خوبی انجام می‌دهد، ممکن است برای هر یک پست حدود ۸۰۰هزار تومان کسب درآمد کند که البته درآمد ماهانه بسیار متغیر است.» آن طور که شمس توضیح می‌دهد، سلبریتی‌های معمولی مجازی، هر روز ساز و کار حرفه‌ای‌تری به کسب‌و‌کار خود می‌دهند و بسته‌هایی نیز برای تبلیغ‌دهندگان تعریف کرده‌اند. مثلاً به آگهی‌دهنده، بسته‌ای شامل سه استوری و یک پست با ماندگاری سه روز ارائه می‌دهند، یا تبلیغاتی با زمان مشخص برای چند ساعت در اکانت خود آگهی‌دهنده (اصطلاحاً تیک‌اُور) در نظر می‌گیرند. این کارشناس بازاریابی دیجیتال درباره اثرگذاری این تبلیغات برای شرکت‌ها نیز می‌گوید: «در این مورد نمی‌توان به سادگی نظر داد، اما معمولاً میزان اثرگذاری با ضریب لایک و کامنت اندازه گرفته می‌شود و امتیاز داده می‌شود.»

 

منبع: ایران