دنیای کسب‌وکار دیرزمانی است که از حالت محلی به بین‌المللی تغییر کرده و در نتیحه، فرصت‌های در دسترس را برای شرکت‌ها افزایش داده است.

تکنولوژی دنیای امروز را بیش از پیش به هم متصل کرده است. در وضعیت کنونی، تجارت بین‌المللی و ارائه‌ی خدمات و محصولات به کشورهای دیگر آسان‌تر شده است. شرکت‌هایی که در بازار محلی خود به موفقیت‌های نسبی می‌رسند، می‌توانند با مطالعه‌ی بازارهای بین‌المللی و برنامه‌ریزی مناسب برای آن‌ها، وارد دنیای جدید شوند و جریانی گسترده از سود و درآمد به شرکت خود جاری کنند.

در مورد شرکت‌های ایرانی، اگرچه برخی محدودیت‌ها و تحریم‌ها مانع ارتباط کافی با تجارت جهانی شده‌اند؛ اما هنوز هم راهکارهایی برای اجرای کسب‌وکارهای بین‌المللی وجود دارد. نکته‌ی مهم این که مدیران کسب‌وکارها در صورت تصمیم به ورود به این بازارها صرف‌ نظر از موانع موجود باید برنامه‌ریزی جامعی داشته باشند. آن‌ها باید زیرساخت‌ها و چشم‌اندازهای شرکت را در مرحله‌ی اول برای بازار جهانی اصلاح کنند و سپس به دنبال رفع موانع ارتباط با کشورهای دیگر باشند. در ادامه‌ی این مقاله‌ی زومیت به بررسی راهکارهایی برای آمادگی هرچه بیشتر به منظور حضور در بازارهای جهانی می‌پردازیم.

۱- شروع سریع و بابرنامه

رقابت در بازارهای بین‌المللی بسیار بیشتر از بازار محلی است و سرعت بیشتری دارد. البته این حقیقت نباید باعث شود مدیران تصمیم‌های سراسیمه بگیرند و از برنامه‌ریزی دقیق غافل شوند. به بیان دیگر، حرکت آهسته و پیوسته در نفوذ به این بازارها، بهترین راهکار است. برنامه‌ریزی استراتژیک و پایداری نسبت به آن، این نفوذ را تضمین می‌کند.

مشاوران کسب و کار معتقدند تفکر برای گسترش جهانی فعالیت باید از روزهای اولیه‌ی تاسیس شرکت در ذهن مدیران باشد. هرچه زودتر وارد بازارهای بین‌المللی شوید، بهتر می‌توانید معیارهای موفقیت و کلیت بازار را بررسی کنید. علاوه بر آن شما بازیگر اول رقابت می‌شوید که نقاط قوت و ضعف بازار را درک خواهید کرد.

۲- انجام تحقیقات پیش از عمل

پیش از اجرای هر برنامه‌ی توسعه، مهم‌ترین بخش، انجام تحقیقات است. صاحبان صنایع پیش از ورود به هر بازاری باید آن را به خوبی مطالعه کنند. یکی از بخش‌های این تحقیقات می‌تواند حضور در کشور مقصد و مطالعه‌ی آداب و رسوم و ارتباط آن‌ها با کسب‌وکارهای شبیه به شما باشد. نکته‌ی بدیهی این که با افزایش شناخت در مورد بازار مقصد، موفقیت شما تضمین‌شده‌تر خواهد بود.

شناخت برندهایی که در بازار مقصد موفق شده‌اند و درک چگونگی پیروی از آن‌ها، قدم بعدی در تحقیقات است. از طرفی، مطالعه‌ی شرکت‌های شکست‌خورده در آن بازار نیز اهمیت خاص خود را دارد؛ چرا که از به‌کارگیری استراتژی‌های محکوم به شکست جلوگیری می‌کند.

تحقیقات شامل مطالعه‌ی رقابت نیز می‌شود. با گسترش روزافزون تجارت بین‌المللی، باید انتظار هر دو گروه رقبای محلی و جهانی را داشته باشید. در نتیجه در مورد رقبا نیز تحقیق کنید و به دنبال ارزش افزوده‌ای باشید که شما را در چشم مشتریان، خاص جلوه بدهد.

۳- استخدام مشاور مناسب

مدیران کسب‌وکارها می‌توانند تحقیقات جامعی در مورد بازار هدف انجام دهند اما هیچ‌کس بهتر از یک فرد محلی در مورد آن کشور اطلاعات ندارد. در نتیجه شرکت‌ها باید پس از تحقیقات به‌دنبال حمایت‌های قانونی و همچنین منابع محلی برای راهنمایی در بازار جدید باشند.

جابجایی به کشور جدید یا گسترش کسب‌وکار در آن، مانند اولین سفر به آنجا خواهد بود. گردشگران عموما راهنماها یا تورهایی را برای نشان دادن کشور جدید استخدام می‌کنند. کسب‌وکارها نیز به چنین راهنماهایی نیاز خواهند داشت که علاوه بر شناخت کشور، رسوم و بازار آن را نیز به خوبی درک کنند. سفارت‌خانه‌ی کشور مبدا در بازار مقصد، راهنمایی اولیه‌ی مناسبی خواهد بود. البته بهتر است با افراد متصل به صنعت مورد نظر نیز ارتباط برقرار کنید تا آشنایی کامل‌تری به‌دست بیاورید.

۴- احترام به فرهنگ و رسوم

وقتی وارد کشور جدید می‌شوید، باید به رسوم و فرهنگ آنجا احترام بگذارید. با شناخت مردم بهتر می‌توانید اعتماد آن‌ها را جلب کنید. از امتحان کردن غذاهای جدید تا سفر به شهرهای مختلف کشور مقصد، همگی در شناخت روند کاری کشور و همچنین طرز تفکر مردم آن مفید خواهند بود. اعتقادات مذهبی و ممنوعیت‌ها و تمایلات مصرفی مردم، مواردی مهمی هستند که در کشور مقصد باید مورد بررسی قرار بگیرند.

تحقیقات در مورد رسوم و فرهنگ باید پیش از قدم گذاشتن در کشور جدید انجام شود. مطالعه‌ی کتاب‌های راهنما در مورد لباس، معاشرف و حتی مهمان‌نوازی کشور مقصد، مواردی ساده هستند که می‌توانند تاثیری عمیق روی استراتژی شما داشته باشند.

۵- برنامه‌ریزی برای سفرهای متعدد

راه‌اندازی کسب‌وکاردر کشور جدید به معنای سفرهای متعدد به آنجا خواهد بود. احتمال سفرهای با مسافت طولانی نیز وجود خواهد داشت و مدیران و تصمیم‌گیرندگان شرکت باید برای آن‌ها آماده باشند. به‌عنوان مثال اگر شما در جایگاه مدیر یا مذاکره‌کننده‌ی توسعه‌ی کسب‌وکار بوده و برای سفرهای طولانی‌مدت آماده نباشید، استراتژی توسعه محکوم به شکست خواهد بود. مورد دیگر قیمت سفرهای هوایی است که باید در استراتژی‌های مالی در نظر گرفته شده و همچنین، برنامه‌هایی برای صرفه‌جویی در آن‌ها و استفاده از تخفیف‌ها لحاظ شود.

 

۶- حفظ ارتباط

همان‌طور که گفته شد، در مسیر توسعه‌ی بین‌المللی شما تا مدتی نامعلوم به مسافری همیشگی تبدیل خواهید شد. در نتیجه حفظ ارتباط با تیم‌های اولیه‌ی شرکت و تیم‌های جدید در کشور مقصد، اهمیتی حیاتی دارد. خوشبختانه ابزارهای ارتباطی در دنیای کنونی به وفور در دسترس هستند و می‌توان با انتخاب نمونه‌ای کاربردی، از مزایای آن برای ارتباط هرچه بهتر با تیم‌ها استفاده کرد.

در نهایت به یاد داشته باشید که راه‌اندازی کسب‌وکارهای بین‌المللی دشواری‌ها و چالش‌های خاص خود را دارد. همان‌طور که گفته شد این گسترش چالش‌هایی بسیار بیشتر از توسعه در بازار کشور خودتان را دارد. البته پس از راه‌اندازی اولیه و در صورت به‌کارگیری استراتژی‌های نفوذ مناسب، می‌توان انتظار موفقیت‌های چشمگیری را برای شرکت داشت.

 

 

در دسامبر سال 2017، 56.74 درصد از کل ترافیک اینترنت از دستگاه‌های موبایل ناشی شده است و سهم دسکتاپ‌ها فقط 43.26 درصد بوده است. انتظار می‌رود که سهم دستگاه‌های موبایل به رشد خود ادامه دهد. رشد سهم دستگاه‌های موبایل به این معناست که سایت و محتواهای آنلاین شما نیز باید برای مخاطبان موبایلی بهینه‌سازی شوند وگرنه کسب و کار، برند و فروش شما یک فرصت رشد را از دست خواهد داد.

بهینه‌سازی موبایل چیزی فراتر از این است که فقط مطمئن شوید وب‌سایتتان به خوبی در دستگاه‌های موبایل به نمایش در می‌آید. شما همچنین باید برای مخاطبان موبایلی محتوا تولید کنید.

واقعیت این است که مخاطبان موبایلی نسبت به مخاطبین دسکتاپ تمایلات متفاوت‌تری در زمینه محتوا دارند. انتظارات آن‌ها از محتوا متفاوت است و شما باید این انتظارات را برآورده کنید، وگرنه محتواهایتان تاثیرگذاری چندانی نخواهند داشت.

هفت ترفند آورده شده در زیر به شما کمک خواهند مرد تا محتواهایی متناسب با دستگاه‌های موبایل ایجاد کنید. با هم این ترفندها را مرور خواهیم کرد.

1- عنوان‌هایی مرتبط و جالب توجه بنویسید

هدلاین‌هایی که می‌نویسید باید احساسات کاربر را برانگیخته کند و چیزی مفید، معنادار و سرگرم‌کننده را به او وعده دهد. سعی کنید هدلاین‌های خود را به گونه‌ای بنویسید که افراد پس از دیدن آن در شبکه‌های اجتماعی، پیام‌های ایمیلی یا هر جای دیگری، روی آن کلیک کرده و مطلب شما را بخوانند.

البته اجازه ندهید خلاقیت در مسیر مرتبط بودن قرار بگیرد. محتوای شما باید دقیقا آن چیزی که در هدلاین وعده داده شده را به مخاطب ارائه دهد، وگرنه آن‌ها اعتماد خود به برند شما را از دست خواهند داد. در نتیجه افراد کمتری در آینده به سایت شما مراجعه خواهند کرد و مطالب شما بازدید کمتری دارد.

 

2- مهم‌ترین اطلاعات را در ابتدا منتقل کنید

اگر همواره با مهم‌ترین پیام‌ها محتوای خود را آغاز کنید، کاربران موبایلی هرگز آن محتوا را از دست نخواهند داد. اسکرول کردن در دستگاه‌های موبایل ممکن است طاقت فرسا باشد، بنابراین هیچ فرصتی برای معرفی مقدماتی وجود ندارد. پس از انتقال نکات اصلی، می توانید جزئیات و داستان‌ها را با دقت توضیح دهید.

3- مختصر بنویسید

مخاطبین موبایل سریع حرکت می‌کنند، بنابراین مطالب شما باید کوتاه باشند. این بدان معنا نیست که شما باید 100 پست وبلاگ منتشر کنید. مختصر نوشتن همواره به معنی کوتاه نوشتن نیست. بلکه مختصر نوشتن به این معناست که پیام‌های شما نه تنها باید اطلاعات لازم را در همان ابتدا انتقال دهند، بلکه باید بدون حواس پرتی و گیج کردن کاربر، بلافاصله در ذهن او حک شوند.

4- از هدینگ‌ها به صورتی استراتژیک استفاده کنید

استفاده از هدینگ‌ها به صورتی استراتژیک باعث می‌شود که کاربران موبایلی بتوانند در سریع‌ترین زمان ممکن محتواهای شما را اسکن کنند. مهم‌ترین جزئیات باید در هدینگ یا ساب‌هدینگ‌ها آورده شود و کاربران بتوانند با اسکرول کردن، نکاتی که برای آن‌ها مهم است را به دست آورند و سپس جزئیات مربوط به هر نکته را بخوانند. خواندن محتواهای بلند در دستگاه‌های با نمایشگر کوچک بسیار دشوار است. بنابراین استفاده از هدینگ یک نقشه راه برای مخاطبان موبایلی محسوب می‌شود.

5- از لیست‌ها استفاده کنید

همانطور که استفاده از هدینگ، خواندن محتوا را برای کاربران موبایلی آسان می‌کند، لیست‌ها نیز می‌توانند همین کار را انجام دهند. استفاده از نقطه یا شماره‌های لیستی به بازدیدکنندگان موبایلی اجازه می‌دهد تا از مکافات خواندن پاراگراف‌های بلند رهایی یابند. در صورت استفاده از نقاط یا شماره، این موارد را کوتاه بنویسید و اگر تعداد آیتم‌ها بالا رفت، برای هر آیتم از هدینگ استفاده کنید و با نوشتن پاراگراف هر مورد را توضیح دهید.

6- از تصاویر و ویدئو استفاده کنید

تصاویر و ویدئوها برای شکستن صفحات سنگین عالی هستند، اما در دستگاه‌های موبایل، آن‌ها حجم اضافه‌ای را به کاربرانی که می‌خواهند محتواهای شما را بخوانند تحمیل می‌کنند. بنابراین باید از تصاویر و ویدئوها به طرزی استراتژیک استفاده کنید. برای مثال، بجای استفاده از پاراگراف‌ها و متون طولانی برای انتقال پیام، از ویدئو یا تصاویر استفاده کنید. مخاطبان موبایلی حجم قابل توجهی از محتواهای ویدئویی را مشاهده می‌کنند، بنابراین عرضه کردن ویدئو به آن‌ها کاری عقلانی و حساب شده است.

7- موارد مزاحم را حذف کنید

موارد مزاحم نه تنها خواندن محتوا در دستگاه‌های موبایل را سخت می‌کنند، بلکه سرعت بارگذاری صفحه را نیز کاهش می‌دهند. کاربران موبایل قطعا منتظر لود شدن صفحه شما نخواهند ماند و اینقدر وقت ندارند که در بین انبوهی از تبلیغات، تصاویر نامرتبط و لینک‌ها به دنبال محتواهای اصلی بگردند. حذف موارد مزاحم باعث می‎‌شود که کاربران موبایل تمایل بیشتری برای خواندن، تعامل و به اشتراک‌گذاری محتواهای شما در شبکه‌های اجتماعی داشته باشند.

قدم بعدی شما

اگر نمی‌توانید در سریع‌ترین زمان ممکن توجه کاربران موبایلی را جلب کنید، یک فرصت عالی برای اشتراک گذاری پیام برند و ارتباط با مخاطبان را از دست خواهید داد. شما فقط چند ثانیه برای این کار فرصت دارید، بنابراین باید نوشته‌ها و عرضه محتواهای خود را به گونه‌ای برنامه‌ریزی کنید که با مخاطبان موبایلی تعامل برقرار کنند. اگر نویسنده نیستید، از نویسنده‌های حرفه‌ای کمک بگیرید. گوگل محتواهای کم کیفیت را دوست ندارد و استفاده از این محتواها ممکن است ترافیک جستجوی سایت شما را کاهش دهد.

بازاریابی ویدئویی این روزها به ابزار نیرومندی تبدیل شده است. طبق آمار، ۶۳ درصد کسب‌وکارها شروع به استفاده از بازاریابی ویدئویی کرده‌اند. از بین این تعداد، ۸۲ درصد فکر می‌کنند که بازاریابی ویدئویی بخش مهمی از راهبرد کسب‌وکار است. ویدئو به‌سرعت درحال‌رشد است و خیلی زودتر از آنچه فکرش را می‌کنیم به قله‌های جدید دست خواهد یافت. به همین خاطر است که ۸۳ درصد از کسب‌وکارها باور دارند که بازاریابی ویدئویی بازگشت سرمایه خوبی برای آنها به‌ دنبال دارد. ما در این مقاله می‌خواهیم هشت تا از مزایای بازاریابی ویدئویی را برشمریم. در ادامه با ما همراه باشید.

شکی نیست که بازاریابی ویدئویی یکی از جدیدترین ابزارهایی است که می‌توانید به جعبه‌ابزار بازاریابی خود اضافه کنید. اما شاید هنوز نسبت به قابلیت‌های آن تردید داشته باشید و با خود فکر کنید که آیا واقعا ارزشش را دارد که برای تبلیغات کسب‌وکار خود هزینه‌هایی را به ساخت ویدئو اختصاص دهم؟ آیا منابع کافی را برای مطالعه و استفاده از محتوای ویدئویی در بازاریابی دارم؟

پاسخ این پرسش‌ها ساده است: بله، ارزشش را دارد. نه‌تنها به این خاطر که همه دارند از بازاریابی ویدئویی استفاده می‌کنند، بلکه به این خاطر که ویدئو یکی از سودآورترین و انعطاف‌پذیرترین ابزار بازاریابی است. بازاریابی ویدئویی می‌تواند:

۱. تبدیل‌ها و فروش‌ها را تقویت کند

اول از همه، باید دانست که ویدئو واقعا پول درمی‌آورد. افزودن یک محتوای ویدئویی به صفحه‌ی فرود وب‌سایت‌تان می‌تواند تبدیل‌ها را تا ۸۰ درصد افزایش دهد و فارغ از دسته‌‌ی موضوعاتی که در آن قرار دارد، حتما نتیجه‌بخش خواهد داد.

ویدئو می‌تواند مستقیما به فروش ختم شود. تحقیقات نشان داده‌اند که ۷۴ درصد از کاربرانی که به تماشای یک ویدئوی توضیحاتی در مورد ارائه‌ی محصول نشسته‌اند، بعد از تمام‌شدن ویدئو محصول مورد نظر را خریده‌اند. پس بهتر است که از همین امروز به تولید ویدئو بپردازید!

اگر واقعا به ویدئو و قابلیت‌هایش فکر کنید، خواهید دید که تأثیرگذاری آن چندان هم تعجب‌آور نیست. بالاخره عقل ما انسان‌ها به چشم‌مان است و اکثر اطلاعاتی که به مغزمان ارسال می‌شوند، از راه حس بینایی است. پس اگر همین حالا هم توانسته‌اید مشتریان و مخاطبان خود را با تصاویر ثابت درگیر کنید، فکرش را بکنید که اگر آن تصاویر جان بگیرند و حرکت کنند چه خواهد شد.

۲. ویدئو بازگشت سرمایه‌ی خوبی به همراه دارد

اگر دنبال انگیزه بیشتری برای روی‌آوردن به بازاریابی ویدئویی هستید، خوب است بدانید ۸۳ درصد کسب‌وکار گفته‌اند که ویدئو بازگشت سرمایه‌ی خوبی دارد. با اینکه تولید ویدئو آسان یا ارزان نیست، بازگشت سرمایه‌ی خوبی همراه دارد. علاوه‌براین، ابزار ویرایش آنلاین ویدئو، پیوسته در‌حال‌بهبود هستند و مقرون‌به‌صرفه‌تر می‌شوند. حتی می‌توانید با تلفن هوشمند خود فیلم تهیه کنید.

خبر خوب دیگر اینکه لازم نیست ویدئوهای شما بی‌نقص و عالی باشند. محتوا مهم‌تر از فرم است. تحقیقاتی که اخیرا انجام شده بیان کرده‌اند که کاربران از ویدئوهایی که در مورد محصول یا خدمات توضیح خوبی نمی‌دهند راضی نیستند. آنها حرفی از کیفیت پایین یا طراحی ضعیف نزدند. پس می‌توان گفت ویدئو در بازاریابی حکم پیتزا را دارد: پیتزا اگر بد هم باشد، باز هم خوردنی است.

۳. ویدئوها حس اعتماد ایجاد می‌کنند

اعتماد مبنای تبدیل‌ها و فروش است. اما ایجاد اعتماد باید به‌خودی‌خود یک هدف باشد. کل مفهوم بازاریابی محتوایی مبتنی بر اعتماد و خلق روابط بلند‌مدت است. مدتی دست از فروش بردارید و فقط به مردم اطلاعات جالب و سودمند ارائه کنید و ببینید که آنها مشتری‌تان خواهند شد. به قول مارک شافر، مدیر عامل راه‌حل‌های بازاریابی شافر:‌

«دوره‌ی جدید نیازمند تمرکز بر برانگیختن احساسات است نه فقط محتوا؛ مبتنی بر اعتماد است نه ترافیک و مبتنی بر نخبگانی است که در بین مخاطبان‌تان حضور دارند و از محتوایتان حمایت و آن را پخش می‌کنند.»

ویدئو همه کار می‌کند. محتوای ویدئویی ما را با خود درگیر می‌کند و احساسات‌مان را برمی‌انگیزاند. و با اینکه ما در مورد حضور نخبگان در بین مخاطبان حرف می‌زنیم، باید اضافه کنیم که افراد فعال در یوتیوب، به بهترین گزینه برای تبلیغ برند شما در شبکه‌های اجتماعی تبدیل شده‌اند. بنابراین، اگر واقعا در رابطه با بازاریابی محتوایی جدی هستید باید بازاریابی ویدئویی را هم جدی بگیرید.

ویدئوهای تبلیغاتی می‌توانند حس اعتماد ما را هم جلب کنند. برخی از انواع مشتریان هنوز نسبت به خرید محصولات و خدمات از اینترنت تردید دارند. اما بازاریابی مؤثر ویدئویی محصولات شما را در قالب مکالمه به مخاطب عرضه می‌کند. با این‌ کار رویکرد فردی تقویت می‌شود و به همین خاطر است که درصد مصرف‌کنندگان می‌گویند که از طریق ویدئو اعتمادشان جلب شده است و خرید کرده‌اند.

۴. گوگل از ویدئوها پشتیبانی می‌کند

ویدئو به شما اجازه می‌دهد تا بازدیدکنندگان وقت بیشتری را روی وب‌سایت‌تان بگذرانند. بدین‌ترتیب، هر چه بیشتر با وب‌سایت‌تان مواجه شوند، اعتماد بیشتری هم ایجاد خواهد شد و به موتورهای جست‌وجو اعلام می‌شود که وب‌سایت شما محتوای خوبی دارد. به بیان دیگر، اگر روی وب‌سایت خود محتوای ویدئویی قرار دهید، شانس حضورتان در صفحه‌ی اول گوگل ۵۳ برابر خواهد شد. از آنجا که گوگل درحال‌حاضر مالک یوتیوب هم هست، تأثیرگذاری ویدئو بر رتبه‌ی موتور وب‌سایت شما به میزان قابل‌توجهی افزایش یافته است.

حتما سئوی ویدئوهای روی یوتیوب را بهینه‌سازی کنید. عناوین و توصیفات جذاب برای‌شان بنویسید. پایین ویدئوها یک لینک به وب‌سایت‌تان، محصولات‌ و خدمات‌تان بدهید. به مشتریان بالقوه فرصت دهید تا اولین گام را به سمت شما بردارند و وارد دنیای ویدئوهای تعاملی شوند و هرچه بیشتر نسبت به خرید ترغیب شوند.

۵. ویدئوها برای کاربران موبایل جذاب هستند

ویدئو و موبایل دو یار هستند. ۹۰ درصد مصرف‌کنندگان روی موبایل خود ویدئو تماشا می‌کنند. نرخ بازدید ویدئوها از طریق موبایل بیش از ۲۳۳ درصد افزایش داشته است. یوتیوب گزارش می‌دهد که مصرف ویدئوها از طریق موبایل هر ساله افزایش ۱۰۰ درصد دارد. ازآنجاکه مردم دوست دارند طی مسیر هم ویدئو تماشا کنند و روزبه‌روز بر تعداد کاربران تلفن‌های هوشمند افزوده می‌شود، مخاطبین ویدئوهای شما بیشتر و ‌بیشتر می‌شوند.

 

علاوه‌براین، گوگل به ما می‌گوید که تعداد کاربران تلفن‌های هوشمند دو برابر بیشتر از تماشاکنندگان تلویزیون و ۱.۴ برابر بیشتر از کاربران کامپیوتر با برندهایی که محتوای ویدئویی را در تبلیغات‌شان نشان می‌دهند، ارتباط شخصی برقرار می‌کنند. با توجه به این نکته، برندها باید به تجربه‌ی شخصی افراد درباره‌ی تلفن‌های هوشمندشان حساس باشند. پس محتوای خوبی را در قالب ویدئو برای مصرف مردم فراهم کنید.

۶. بازاریابی ویدئویی می‌تواند همه‌چیز را توضیح دهد

می‌خواهید یک محصول یا خدمت جدید را در بازار جا بیندازید؟ یک ویدئو بسازید و نحوه‌ی کار آن محصول یا خدمات خود را توضیح دهید. ۹۸ درصد کاربران می‌گویند برای آموختن بیشتر در مورد یک محصول یا خدمت یک ویدئوی توضیح‌دهنده را تماشا کرده‌اند. به همین خاطر است که ۴۵ درصد کسب‌وکارهایی که از بازاریابی ویدئویی استفاده کرده‌اند گفته‌اند که در صفحه‌ی اول وب‌سایت خود یک ویدئوی توضیح‌دهنده دارند. از بین این تعداد کسب‌وکار، ۸۳ درصد گفته‌اند که ویدئوی توضیح‌دهنده‌ای که در صفحه‌ی اول وب‌سایت خود قرار داد‌‌ه‌اند، سودمند واقع شده است.

دوست دارید مفهوم پیچیده‌ای را توضیح دهید؟ انیمیشن بسازید. انیمیشن می‌تواند به مفاهیم جان دهد؛ کاری که نه متن و نه ویدئوی زنده نمی‌توانند انجام دهند. علاوه بر این، باید انیمیشن‌های جذاب تهیه کنید، نه دو تا لب که فقط تکان می‌خورند و برای مخاطب کسل‌کننده هستند. در مجموع، انیمیشن هم نوستالژی دارد، هم ساده است و هم سرگرم‌کننده.

۷. حتی تنبل‌ترین خریداران هم با ویدئو ارتباط برقرار می‌کند

ویدئو یکی از ابزارهای عالی برای یادگیری است. مصرف آن هم بسیار آسان است. این روز‌ها کمتر کسی وقت این را دارد که توصیفات بلندبالای محصولات را بخواند و وارد چند‌و‌چون خدمات شود. مصرف‌کننده‌ی مدرن می‌خواهد محصول را در عمل مشاهده کند. این یکی از مهم‌ترین نیروهای محرکه‌ی بازاریابی است.

 

بازاریابی ویدئویی می تواند صدای ما را به طیف وسیعی از مخاطبین، حتی تنبل‌ترین‌شان برساند. فقط یادتان نرود که باید هم حس بینایی و هم حس شنوایی مشتری بالقوه‌تان را درگیر کنید. با این‌کار مزیت رقابتی شما دوبرابر می‌شود!

۸. ویدئو در شبکه‌های اجتماعی دست‌به‌دست می‌چرخد

شبکه‌های اجتماعی با قابلیت‌های جدیدشان کاربران را به مصرف محتواهای ویدئویی نیز ترغیب می‌کنند. فیسبوک ۳۶۰۰ ویدئو، وید ئوی زنده و Lifstage (یک اپلیکیشن ویدئویی مختص نوجوانان) را راه‌اندازی کرده است. اینستاگرام استوری‌های ویدئوی ۶۰ ثانیه‌ای را راه‌اندازه کرده. توییتر هم Periscope را و یوتیوب دومین شبکه‌ی اجتماعی محبوب در کل جهان است.

هرچند که در زمینه‌ی شبکه‌های اجتماعی، بازاریابان ویدئویی باید به یاد داشته باشند که افراد احساسات را به‌اشتراک می‌گذارند نه واقعیت‌ها را. ۷۶ درصد از کاربران می‌گویند که تنها ویدئویی را با دوستان‌شان به‌اشتراک می‌گذارند که سرگرم‌کننده و جالب باشد. بنابراین ویدئوهای جالب و سرگرم‌کننده بسازید تا بیشتر در شبکه‌های اجتماعی به‌اشتراک گذاشته شوند. احساسات و عواطف بازگشت سرمایه به همراه ندارند اما اشتراک‌گذاری‌های اجتماعی می‌تواند ترافیک وب‌سایت شما را افزایش بدهد و از این طریق بازگشت سرمایه هم خواهد آمد.

نکته‌ی اضافی ۱: تبلیغات ویدئویی معجزه می‌کنند

نرخ کلیک تبلیغات ویدئویی ۱٫۸۴ درصد است. این بالاترین نرخ کلیک در بین تمام تبلیغات دیجیتالی است! نرخ اتمام یک ویدئوی تبلیغی ۱۵ ثانیه‌ای بر روی یوتیوب که قابل ردکردن هم نیست، ۹۲ درصد است. تبلیغات ویدئویی در شبکه‌های اجتماعی نیز بسیار مؤثر هستند. فیسبوک همراه با نلسوم ارزش تبلیغات ویدئویی بر وب‌سایت‌شان را ارزیابی کردند و فهمیدند که ۷۴ درصد مجموع یادآوری تبلیغات را می‌توان ظرف ۱۰ ثانیه‌ی اول ویدئو کسب کرد. بنابراین به‌جای تبلیغات بنری از تبلیغات ویدئویی استفاده کنید.

نکته‌ی اضافی ۲:‌ ویدئو قابلیت کمپین‌های تبلیغات ایمیلی را چند برابر می‌کند

وقتی دارید ویدئو می‌سازید حتما آن را در کمپین‌های تبلیغات ایمیلی خود قرار دهید. ایمیل معرفی که شامل ویدئوست، نرخ کلیک ۹۶ درصد به‌دست خواهد آورد! این راه بسیار خوبی برای تمایز از سایر رقبا و رساندن صدای خود به مخاطبین است.

نتیجه‌گیری

تبلیغات ویدئویی روز‌به‌روز در‌حال‌گسترش و مقرون‌به‌صرفه‌تر شدن است؛ نیمی به‌خاطر فناوری‌های پیشرفته و نیمی به‌خاطر سهولت در ارسال به تمام نقاط جهان. ساخت ویدئوهای تبلیغی برای کسب‌وکار نیازمند خلاقیت و آگاهی از روانشناسی انسان در بازاریابی است. ترکیب این دو عامل، می‌تواند در ساخت تبلیغات کم‌هزینه معجزه کند. ویدئوهای تبلیغاتی ظرف چند روز می‌تواند بر روی اینترنت دنیا را درنوردد و میلیون‌ها مخاطب کسب کند. خلاصه راز ویدئو مارکتینگ این است:‌ فقط افراد خلاق دوام می‌آورند!

طبیعی است که هر مالک کسب‌وکار جاه‌طلبی در امید به موفقیت و تبدیل‌شدن به رهبر بازار به سر ببرد، اما حقیقت تلخ این است در جایگاه اول جای کافی تنها برای یک برند وجود دارد و البته زمانی که به آن‌هم دست پیدا کنید برای حفظ و نگهداری آن باید نهایت سعی و تلاش خودتان را به خرج دهید.


 

به گزارش چاپ و نشر/ اغلب مدیران و مالکان کسب‌وکارها ارزش سرمایه‌گذاری کردن در خدماتی از قبیل سئو (بهینه‌سازی نتایج موتورهای جستجو)، تبلیغات کلیکی، شبکه‌های اجتماعی و همچنین روش‌های تبلیغی و ترفیعی مختلف غیر آنلاین مانند تبلیغات در رادیو و تلویزیون و بیلبورد و . . . را به‌خوبی می‌دانند. برای تعدادی از کسب‌وکارها هم این روند در عمل تبدیل به یک مسابقه شده و درواقع کسی برنده این مسابقه است که بیشترین میزان از سرمایه‌گذاری را برای آن به خرج داده باشد.

 

باوجودآنکه اغلب ما تصور می‌کنیم که بازاریابی یک باید غیرقابل‌چشم‌پوشی برای موفقیت است، اما شاید تاکنون به این موضوع توجه نکرده باشید که چگونه یکی از بزرگ‌ترین و موفق‌ترین برندهای جهان بدون داشتن ذره‌ای بودجه برای بازاریابی خودش به چنین جایگاهی در جهان دست‌یافته است.

 

درحالی‌که اغلب کسب‌وکارها سعی می‌کنند به هر شکل ممکن از رقبا خودشان پیشی بگیرند و یکی از اولین گزینه‌هایی که برای این کار انتخاب می‌کنند تبلیغات مکرر است، شرکت اپل درواقع بدون ذره‌ای تبلیغات تمام آن‌ها را پشت سر گذاشته به برند اول در تمام دنیا در صنعت موبایل و گوشی‌های هوشمند تبدیل‌شده است. جالب این است که شرکت اپل، هیچ بودجه بازاریابی برای خودش ندارد و در هیچ نقطه‌ای اقدام به تبلیغ گوشی‌های هوشمند خودشان نمی‌کنند و این به این معنا است که برای گوشی‌های اپل تحت عنوان آیفون از هیچ‌گونه خدماتی از قبیل سئو، تبلیغات کلیکی، شبکه‌های اجتماعی، رادیو و تلویزیون یا هیچ نوع تبلیغات چاپی بهره نمی‌برند. یعنی به‌هیچ‌وجه به ترفیع و ترویج گوشی‌های اپل نمی پردازند.

 

اپل

 

اما شما اگر تصور می‌کنید در سایت‌های مختلف اینترنتی یا در سفرهای مختلف خارجی خودتان دیده‌اید که این برند به تبلیغ گوشی‌های هوشمند خود می‌پردازد، بدون شک اشتباه کرده‌اید. چیزی که درواقع شاهد بوده‌اید، تبلیغات شرکت‌های دیگری بوده که در تبلیغات خود گوشی‌های آیفون را هم معرفی کرده‌اند. شرکت اپل در این رابطه آن‌قدر هوشمندانه رفتار کرده است که در این رابطه شرکت‌های دیگر (عموماً شرکت‌های ارائه‌کننده خدمات موبایل) را متقاعد کرده است هزینه‌ها تبلیغات برای این گوشی‌ها را پرداخت کرده و خودشان‌ هم آن‌ها را اجرا کنند. درواقع تبلیغات گوشی‌های آیفون از طریق گروهی از اپراتورهای موبایل انجام می‌پذیرد که می‌خواهند تبلیغ کنند که در حال فروش گوشی‌های آیفون هستند. زمانی که این اپراتورها خواهان اعلام این موضوع – فروش گوشی‌های آیفون – در تبلیغات خودشان هستند، تازه سر و کله شرکت اپل پیداشده و برای آن خط‌مشی‌هایی را هم تعیین می‌کند که تبلیغات شما باید  این‌چنین و آن‌چنان باشد و چه اطلاعاتی را به مخاطب ارائه کند.

 

شاید تصور کنید که این رفتار از طرف شرکت‌های اپراتور رفتاری کاملاً احمقانه است، اما شما بگویید، آیا گزینه دیگری دارند؟ اپل هرسال در دنیا به‌عنوان بهترین عرضه‌کننده گوشی‌های هوشمند شناخته می‌شوند و یک اپراتور اگر خواهان داشتن بخشی از بازار استفاده‌کننده از گوشی‌های اپل باشد، چاره‌ای ندارد جز تن در دادن به شرایطی که شرکت اپل برای آن‌ها تعیین می‌کند. شرکت‌های اپراتوری هم که از این قوانین تبعیت نکنند در زمان توزیع گوشی‌های جدید در اولویت دریافت موجودی گوشی‌های جدید قرار نمی‌گیرند.

 

نکته: در این رابطه توجه به این نکته ضروری است که در این بازارها برخلاف بازار ایران گوشی اغلب همراه با خدمات سیم‌کارت ارائه می‌شود و شرکت‌های اپراتور سعی می‌کنند از این بازار هم برای خود سهمی داشته باشند.

 

خوب وقتی شما برای توسعه کسب‌وکار خودتان نیاز به هزینه کردن برای تبلیغات و ترویج محصول و … دارید، چرا شرکت اپل برای گوشی‌های خودش چنین نباید بکند؟ مگر قانون غیرازاین است که پول درآوردن باید پول‌خرج‌کنید؟ مطمئناً دلیل این کار کیفیت بسیار بالا و غیرقابل‌تصور گوشی‌های تولیدی این شرکت نیست، چرا که اغلب خصوصیات این گوشی‌ها درگوشی‌های تولید شرکت‌های سامسونگ و اچ تی سی و … هم دیده می‌شود.

 

اپل

 

راز این کار درواقع در استراتژی بازاریابی شرکت اپل نهفته است. آن‌ها از اصلی استفاده می‌کنند که تحت عنوان اصل یا تکنیک منحصربه‌فرد بودن شناخته می‌شود که شاید قبلاً در جاهای دیگر شاهد آن بوده یا خودتان در مواردی از آن استفاده کرده باشید. مبنای شکل‌دهنده به این اصل یا تکنیک هم دادن یک خدمت یا امتیاز ویژه به بخشی مشخص از بازار است که دارای خصوصیات خاصی باشند. مثلاً دادن پیشنهادی خاص به برخی از مخاطبان خودمان که دنبال کننده صفحه اجتماعی ما در شبکه فیسبوک هستند. البته این مثالی بسیار ساده و پایه است. این تکنیک از طرف موجب ایجاد حسی بهتر در آن بخش از بازار و شکل‌گیری ارتباط بهتر از سوی آن‌ها با برند شما می‌شود و شرکت اپل از این تکنیک استفاده کرده تا استراتژی خود را به موفق‌ترین و کم‌هزینه‌ترین استراتژی بازاریابی در دنیا تبدیل کند.

 

البته تفاوت در این رابطه این است شرکت اپل بجای دادن پیشنهادی ویژه به بخشی از بازار مصرف‌کننده خودش، کل خط محصولات خودش در زمینه گوشی‌های هوشمند را تحت این تکنیک عرضه کرده است و باوجود منحصربه‌فرد بودن این گوشی‌ها، باز هم آن‌ها را در جهان معروف ساخته است. اما ببینیم این شرکت این تکنیک را برای گوشی‌های خودش به چه صورت بکار گرفته است؟ پاسخ خیلی ساده است: آن‌ها از روی عمد توزیع گوشی‌های تولیدی خودشان در بین عرضه‌کنندگان، اپراتورها و حتی مشتریان محدود کرده‌اند.

 

زمانی که اولین مدل از این گوشی در بازار عرضه شد، فقط و فقط به یک اپراتور عرضه شد و افرادی که خواهان داشتن این گوشی بودند در عمل باید از خدمات آن اپراتور استفاده می‌کردند. شیوه عرضه بر اساس دریافت خدمات به ترتیب ورود بود. یعنی افرادی که خواهان آن گوشی بودند باید در بیرون فروشگاه به صف می‌ایستادند یا حتی در برخی از موارد در پشت در فروشگاه از روز قبل چادر می‌زدند و این کار موجب جلب‌توجه رسانه‌ها شده و خود به‌صورت تبلیغات رایگان برای اپل عمل کرد. آن‌هایی که موفق به خرید این دستگاه به این شیوه نمی‌شدند، با محدودیت موجودی مواجه می‌شدند و اغلب تا نوبت بعدی عرضه این گوشی‌ها که گاهی چند هفته پس از عرضه اولیه بود باید صبر می‌کردند. این کار موجب ایجاد تنش بین آن‌هایی می‌شد که این گوشی را داشتند و آن‌هایی که می‌خواستند آن را تهیه کنند. این تنش در بین هواداران در فضای اینترنت پخش می‌شد و شدت می‌یافت. این‌گونه حتی افرادی که علاقه‌ای به تهیه این گوشی‌ها نداشتند نیز با خود تصور می‌کردند که “ای وای، عجب فرصتی را از دست دادم! اگر واقعاً گوشی خوبی است، چرا من هم نداشته باشم؟” و این‌گونه این گوشی تبدیل به یک باید غیرقابل‌دسترس برای همه می‌شد. به عبارتی حسی از خاص بودن به افرادی می‌دهد که این گوشی را دارند و حسی از حسادت در افرادی ایجاد می‌کند که این گوشی را تهیه نکرده و می‌خواهند تهیه کنند یا حتی تاکنون به آن فکر هم نکرده‌اند و با دیدن بقیه به فکر آن می‌افتند. این کار باعث می‌شود تا آن‌هایی که هنوز موفق به تهیه نشده‌اند در عمل برای به دست آوردن این گوشی مصمم‌تر شوند و از این طریق به‌نوعی سطح استرس حاصل از این کمبود را برای خود کاهش دهند.

 

 

بازاریابی