امروزه براساس پیش بینی ها مشتریان ماهانه بیش از یک میلیارد پیام چت با کسب وکارها رد و بدل می کنند. در حقیقت، شمار کاربران اپ های پیام رسان در مقایسه با شبکه های اجتماعی بیش از پیش افزایش یافته است. به احتمال فراوان در سال جاری نیز اختلاف کاربر مورد نظر بیشتر خواهد شد.

به گزارش چاپ ونشر به نقل از فرصت امروز، بدون تردید مهاجرت عمده کاربران به اپ های پیام رسان روی حوزه روابط عمومی برندها نیز تاثیر ویژه ای خواهد داشت. به این ترتیب روبات های چت روز به روز اهمیت بیشتری پیدا می کنند. نکته مهم، تمایل کاربران به دریافت اطلاعات موردنیازشان از طریق پیام متنی به جای شیوه های دیگر پشتیبانی است. بسیاری از کسب وکارها نیز به این نکته مهم پی برده اند. به این ترتیب شمار هرچه بیشتری از برندها به سوی استفاده از پلتفرم های پیام رسان برای جلب رضایت مشتریان خود جهت گیری می کنند.

همانطور که برندها به سوی پشتیبانی متن محور از مشتریان شان حرکت می کنند، داشتن برنامه ای دقیق برای بازاریابی گفت وگومحور اهمیت پیدا خواهد کرد. در حقیقت، به منظور کسب موفقیت در فرآیند بازاریابی مبتنی بر پیام رسان ها باید برنامه ای دقیق برای بازاریابی گفت وگومحور داشته باشیم. به این ترتیب نتیجه بخشی فعالیت های ما بیشتر خواهد شد.

در ادامه مقاله به برخی از دلایل اهمیت برنامه بازاریابی گفت وگومحور اشاره خواهم کرد.

 

اطمینان از ارائه ارزش به مخاطب

امروزه، شرکت ها باید در زمینه ارائه خدمات پشتیبانی بی نظیر عمل کنند. محصولات شرکت های مختلف روز به روز بیشتر به یکدیگر شبیه می شوند. بنابراین عامل تمایز میان برندها به عواملی مانند پشتیبانی از مشتریان بستگی پیدا خواهد کرد. برندهای موفق به منظور جلب نظر هرچه بیشتر مشتریان شخصی سازی بخش های مختلف خود را مد نظر قرار داده اند.

در زمینه شخصی سازی اپ های پیام رسان کمک مناسبی برای برندها هستند. در حقیقت، تعامل با برندها به گونه ای گفت وگومحور بیشتر از الگوهای تعاملی یک جانبه احساس ارزشمندی به مشتریان می دهد. به این ترتیب مشتریان احساس مشارکت در ساخت و فعالیت برند محبوب شان خواهند داشت. وقتی یک برند از پلتفرم پیام رسانی برای ارتباط با مشتریان خود استفاده می کند، باید نسبت به ارائه ارزش های منحصر به فرد و شخصی سازی شده نیز اطمینان حاصل کند. تنها در این صورت تلاش های ما نتیجه دلخواه را به ارمغان می آورد.

به عنوان مثالی برای این بخش، برند Aeromexico در سال 2016 نخستین روبات چت در صنعت هواپیمایی را رونمایی کرد. هدف اصلی از این اقدام ساده سازی فرآیند سفر هوایی برای مشتریان بود. به این ترتیب مشتریان به سادگی امکان اطلاع از نرخ بلیت ها، صندلی های خالی و ساعت های پرواز را داشتند. در صورت تمایل نیز به سادگی امکان خرید درون برنامه ای از طریق روبات مورد نظر وجود دارد.

از سال 2016 تا به حال روبات Aeromexico بازخوردهای بسیار مثبتی از جانب کارشناس ها و مسافرها دریافت کرده است. البته باید توجه داشت که این روبات فقط برای خرید بلیت نیست. بخش پشتیبانی امور مشتریان Aeromexico نیز به طور کامل به این روبات نقل مکان کرده است. بنابراین اگر شکایتی از نحوه فعالیت و خدمت رسانی آنها داشته باشیم، دیگر نیازی به تماس با بخش پشتیبانی و انتظار طولانی در صف نداریم. در پایان باید اشاره کرد، اطلاعات ماهانه نیز به صورت شخصی سازی شده برای اعضای روبات ارسال می شود.

افزودن پلتفرم پیام رسانی به یک کمپین بازاریابی دیجیتال فرصت های تازه ای را فراهم می آورد. به ویژه برای برندهای کوچک، سرمایه گذاری روی مشتریان جدید از طریق ارائه محتوای شخصی سازی شده و اطلاعات بیشتر اهمیت فزاینده ای دارد.

یکی از راهکارهای جذاب برای استفاده از روبات های چت عرضه پیشنهادهای ویژه است. به طور معمول برندها برای اطلاع رسانی پیرامون پیشنهادهای ویژه شان از بازاریابی ایمیل محور یا ارسال پیامک استفاده می کنند. این روش ها اگرچه تاثیرگذاری خاص خود را دارند، اما احتمال دسترسی مخاطب به محتوای شان پس از اتمام زمان پیشنهادهای ما وجود دارد. راهکار پیشنهادی من در اینجا استفاده از روبات های چت برندمان به عنوان کانال ارتباطی است. نگارش پیام های شخصی سازی شده و ارسال شان برای مخاطب ها ایده بسیار جذابی خواهد بود. نکته مهم در اینجا امکان تعامل مستقیم مخاطب با برند ماست. به این ترتیب در صورت ارسال پاسخ به روبات چت باید آماده اطلاع رسانی به مشتریان باشیم.

نمونه مناسب این بخش عملکرد برند سفورا خواهد بود. آنها یک روبات چت در پیام رسان Kik ایجاد کرده اند. هدف ابتدایی این روبات بسیار ساده و صریح بود: ایجاد ارتباط با نوجوان ها و آموزش نکات مهم به آنها در خلال بحث های جذاب و سرگرم کننده. وقتی کمپین آموزشی برند سفورا شروع شد، نقش سازنده روبات چت شان بیش از پیش نمایان شد. به این ترتیب روبات آنها در پیام رسان Kik علاوه بر ارسال محتوای کمپین بازاریابی شان به پرسش ها و واکنش های مختلف کاربران نیز پاسخ می داد.

کمپین برند سفورا بیش از 1500 پیام در kik دریافت کرد. روبات آنها پاسخ برخی پرسش ها را براساس برنامه ریزی قبلی می داد. با این حال در مورد پرسش های پیچیده تر تیم پشتیبانی برند پاسخ ها را ارائه می کرد. اهمیت کار برند سفورا از آنجا بیشتر می شود که به رد و بدل شدن بیش از 6000 پیام میان آنها و مخاطب های شان توجه کنیم. به این ترتیب باید کمپین آنها را یکی از موفق ترینن نمونه های بازاریابی براساس الگوی گفت وگو محور قلمداد کنیم.

 

برای تعیین زمان حضور تیم بازاریابی و فروش

یکی از اشتباه های رایج برندها به هنگام ارائه خدمات جانبی به مشتریان در پلتفرم های پیام رسان استفاده از فرصت مورد نظر برای بازاریابی یا فروش است. مشکل اساسی در اینجا ماهیت ویژه و منحصر به فرد خدمات پشتیبانی است. بنابراین نباید از آن برای دستیابی به اهداف بازاریابی یا فروش برندمان استفاده کنیم.

یکی دیگر از اشتباهات برندها عدم اعلام رسمی موضع شان در پلتفرم های پیام رسان است. به این ترتیب مخاطب وظیفه اصلی روبات ها را نمی داند. در نتیجه اصلا به فکر ارسال پیام به روبات ما نخواهد افتاد. وظیفه اصلی یک برند به هنگام فعالیت در پلتفرم های پیام رسان تعریف دقیق وظایف است. بدون تردید اهداف بازاریابی و فروش نیز باید در پیام رسان ها دنبال شود. با این حال مرزبندی و تفکیک اهداف اهمیت بالایی دارد. با این کار مشتریان مان دیگر دچار سردرگمی در تعامل با ما نخواهند شد.

اگر فعالیت در پلتفرم های پیام رسان را فرآیندی منظم در نظر بگیریم، در نقطه شروع تعامل متقابل مطرح است. سپس پیگیری کمپین بازاریابی و در نهایت تلاش برای فروش محصولات مان قرار دارد. اگر نظم این فرآیند را برهم بزنیم، نتیجه تلاش های برندمان دور از انتظار خواهد بود. بنابراین به عنوان مهم ترین توصیه این بخش حفظ نظم فرآیند فعالیت در پیام رسان ها را در نظر داشته باشید.

 

پرهیز از خودکارسازی بیش از اندازه فرآیندها

هدف اصلی از ساخت روبات های چت با امکان ارسال پیام های مختلف شخصی سازی بیشتر گفت وگو با مشتریان و ترغیب شان به واکنش در قبال محتوای مان است. با این حال تعیین چنین هدفی به معنای موفقیت همیشگی روبات های چت نیست. به عنوان مثال، اگر یک برند به دنبال ترغیب مشتریانش برای دانلود یک کتاب الکترونیکی است، استفاده از روبات چت اقدام غیرضروری خواهد بود. در چنین مواردی استفاده از وب سایت رسمی گزینه منطقی تری به نظر می رسد.

نکته مهم در اینجا عدم نیاز به استفاده از ابزارهای نوین مانند روبات های چت فقط به دلیل داشتن تکنولوژی مورد نیاز است. به طور معمول روبات های چت برای گفت وگو بیشتر بین برندها و مشتریان، پرسش و پاسخ و پشتیبانی فنی مورد استفاده قرار می گیرد. بنابراین استفاده از آن در جهت اهداف دیگر نامناسب خواهد بود.

همانطور که اشاره شد، پلتفرم های پیام رسان در حال دگرگونی شیوه های ارتباطی برندها با مشتریان شان هستند. خوشبختانه اپ های پیام رسان به طور مداوم در حال توسعه و به روز رسانی هستند. به این ترتیب همیشه امکان های تازه تری روی برندها گشوده خواهد شد. از امکان گفت وگوی ساده گرفته تا خرید درون برنامه ای، پیام رسان هایی نظیر فیس بوک چت و وی چت در حال ساده سازی فرآیند ارتباط برندها و مشتریان هستند. البته این ساده سازی هیچ چیز از اهمیت محتوای باکیفیت نخواهد کاست. هنوز هم برای جلب نظر مخاطب باید از محتوای باکیفیت و به ویژه شخصی سازی شده استفاده کنیم. در غیر این صورت ابزار حرفه ای پلتفرم های پیام رسان چندان کمکی به توسعه برند و کسب وکارمان نخواهند کرد.

 

برند و برند سازی / مدل های مختلف برند

به طور کلی، هدف اصلی در استفاده تجاری از اپ های پیام رسان نزدیکی بیشتر برندها به زندگی مشتریان است. حال اگر در این نزدیکی برند ما محتوای جذابی برای مخاطب نداشته باشد، به تدریج از سوی وی پس زده می شود. در چنین وضعیتی حضور نزدیک ما در زندگی کاربران نه تنها مزیت نیست، بلکه باعث ناراحتی آنها نیز می شود.

اگر به دنبال موفقیت در عرصه بازاریابی هستید، گفت وگو اهمیت بالایی دارد. مشتریان باید احساس نزدیکی و تاثیرگذاری ویژه روی اقدامات برندمان را داشته باشند. درست به همین دلیل بازاریابی ایمیل محور دیگر تاثیر سابقش را ندارد. این الگو به طور معمول رابطه دوجانبه را ترویج نمی کند. بلکه مخاطب را به دریافت کننده ای صرف تبدیل خواهد کرد.

در نهایت، باید به دو نکته مهم در بازاریابی گفت وگو محور اشاره کنم. نخست انگیزه کافی برای شناخت مخاطب و شخصی سازی پیام ها در گروه های مختلف. سپس تلاش برای افزایش آگاهی مخاطب ها از برندمان. مورد اخیر تا حد زیادی موفقیت تلاش های ما در مراحل بعدی را تضمین خواهد کرد. به هر حال هر برندی برای موفقیت در بازاریابی نیاز به مخاطب دارد.

 

بدون تردید تبلیغات در شبکه های اجتماعی پربازده ترین نوع تبلیغات پولی به منظور دسترسی به مخاطب هدف برندمان به حساب می آید. با داشتن یک استراتژی مناسب تبلیغاتی در شبکه های اجتماعی برند ما موفق به کسب مشتریان جدید، آگاهی بخشی پیرامون فعالیتش و بازیابی رابطه از دست رفته با مشتریان قدیمی خواهد شد. اگرچه هنگامی که پیرامون شبکه های اجتماعی و تبلیغات در این عرصه صحبت می کنیم، اوضاع همیشه بر وفق مراد پیش نمی رود. با توجه به رقابت گسترده در شبکه های اجتماعی میان برندهای مختلف شاید آگهی تبلیغاتی ما به دست مخاطب هدف مان نرسد.

چاپ ونشر به نقل از فرصت امروز امروزه مفهوم «رسیدن تبلیغات به دست مخاطب هدف» یکی از محورهای اساسی در تبلیغات آنلاین به حساب می آید. به ویژه در مناسبت های مهم مانند تعطیلات یا مراسم های سنتی پلتفرم های مهم شاید به خوبی اهداف شما را محقق نکنند. اگر شما تجربه چنین مشکلاتی را داشته اید، نیازی به نگرانی بیش از اندازه نیست. در این مقاله من به بررسی چهار راهکار مناسب برای اطمینان از مشاهده تبلیغات مان از سوی کاربران شبکه های اجتماعی خواهم پرداخت.

 

1. جای گذاری های خود را چک کنید

منظور از جای گذاری نقاط مختلفی است که تبلیغات ما در آنجا قرار می گیرد. به عنوان مثال، در فیس بوک ما بین بخش مطالب تازه، مقاله های جدید و ستون اخبار کوتاه حق انتخاب داریم. در مورد سایر شبکه های اجتماعی نیز اوضاع کم و بیش به همین ترتیب است.

اگر ما فضاهای بیشتری را برای جای گذاری تبلیغ برندمان انتخاب کنیم، به طور طبیعی میزان مشاهده آن از سوی مخاطب افزایش چشمگیری خواهد یافت. بدون تردید استفاده از چنین شیوه ای برای افزایش میزان مشاهده محتوای تبلیغاتی مان بسیار هوشمندانه خواهد بود. در نگاه نخست، این شیوه بسیار ساده است. با این حال برندهای بسیاری نسبت به همین شیوه ساده توجه کافی را ندارند. به طور معمول بازاریاب های برندهای مختلف بیشتر توجه خود را روی ساخت محتوا متمرکز می کنند. به این ترتیب آنها در عمل توجه چندانی به مفهوم جای گذاری مناسب نشان نمی دهند. نکته مهم درخصوص ارائه مطلب به مخاطب توجه به وظیفه برندمان است. بر این اساس عدم دسترسی مخاطب به محتوای تبلیغاتی ما به هیچ وجه تقصیر وی نیست. برعکس، این مسئولیت به طور کامل متوجه ما خواهد بود. در هر صورت این ما هستیم که قصد نمایش محتوایی خاص برای مخاطب را داریم.

خوشبختانه اکنون تمام پلتفرم های اجتماعی راهنمای نسبتا جامعی در زمینه تبلیغات و ساز وکارهای ویژه شان برای آن دارند. با مطالعه بخش راهنما و در صورت نیاز ارتباط با تیم پشتیبانی بسیاری از مشکلات ما در زمینه رساندن تبلیغات برندمان به دست مخاطب هدف حل خواهد شد. با این حال به عنوان یک اصل کلی، تمام شبکه های اجتماعی مکان های مختلفی برای بارگذاری محتوای تبلیغاتی دارند. با استفاده از مکان های بیشتر مشکلات ما در راستای رساندن محتوا به دست مخاطب حل خواهد شد.

 

2. افزایش قیمت پیشنهادی

وقتی از تبلیغات پولی صحبت می کنیم، فقط با یک یا چند برند علاقه مند مواجه نیستیم. در حقیقت بسیاری از برندها برای بارگذاری تبلیغ شان روی شبکه های اجتماعی محبوب حاضر به پرداخت رقم هایی حتی بالاتر از سطح پیشنهادی آن پلتفرم ها هستند. به همین دلیل در بسیاری از مواقع عدم مشاهده محتوای ما از سوی کاربران به دلیل سرمایه گذاری بیشتر رقبا و بالطبع دریافت بازدید بیشتر است. اگر در حوزه تبلیغات پولی مایل به جلب نگاه های زیاد هستید، باید پول بیشتری خرج کنید. این کار از دو طریق امکان پذیر خواهد بود. نخست اینکه بودجه کلی برندتان برای امور تبلیغات را افزایش دهید. بی تردید این راهکار فقط برای برندهای بزرگ با بودجه های کلان امکان پذیر خواهد بود. یک برند معمولی توانایی چندانی در افزایش بودجه خود به ویژه در بخش پرهزینه ای مانند تبلیغات ندارد. بنابراین به راهکار دوم می رسیم. در این راهکار به جای افزایش هزینه ها روی مدیریت صحیح شان تاکید می شود. به این ترتیب باید به جای تبلیغ در پلتفرم های مختلف یک یا دو شبکه اجتماعی اصلی را انتخاب کنیم. مزیت اصلی این شیوه عدم نیاز به صرف هزینه های بیشتر است. وقتی کارمان را روی دو پلتفرم متمرکز می کنیم، دست مان برای صرف هزینه بیشتر روی این موارد محدود بیشتر خواهد شد.

انتخاب مخاطب در شبکه های اجتماعی برای ارائه تبلیغات نیز بسیار مهم است. در اینجا ما امکان انتخاب مخاطب به صورت دستی و خودکار را داریم. در حالت نخست، ما فهرستی نسبتا تفصیلی از مخاطب های مورد نظرمان را به پلتفرم طرف قرارداد تحویل می دهیم. این کار نیازمند صرف زمان نسبتا زیادی است. همچنین هیچ تضمینی برای شناخت مناسب ما از مخاطب هدف وجود ندارد. خوشبختانه پلتفرم های اجتماعی سرویس مخاطب یابی خودکار را به کار گرفته اند. به این ترتیب دیگر نیازی به انتخاب دستی مخاطب هدف نیست. در این شیوه پس از بارگذاری محتوای تبلیغاتی الگوریتم هوشمند شبکه اجتماعی مورد نظر مطلب ما را برای مخاطب های مناسب به نمایش در می آورد.

اگر این توصیه برای برند شما موثر است، باید همیشه یک نکته مهم را در ذهن داشته باشید. شبکه های اجتماعی مانند فیس بوک، توییتر، اینستاگرام و اسنپ چت علاقه زیادی به پول دارند. در هر صورت یکی از معدود راهکارهای کسب درآمد این پلتفرم ها قبول توسعه آگهی های تبلیغاتی است. همچنین توجه داشته باشید که به غیر از برند شما، سایر برندهای دیگر نیز علاقه زیادی به انتشار محتوای تبلیغاتی دارند. پیشنهاد تبلیغی بیشتر از آنچه در فهرست عادی تبلیغات شبکه های اجتماعی درج شده است، همیشه باعث بهبود دسترسی مخاطب ها به محتوای ما خواهد شد.

 

3. افزایش هوشمندانه دامنه هدف برندتان

یکی از عادت های مطلوب برندها در زمینه بازاریابی و تبلیغات تلاش برای تعریف مخاطب هدف است. به این ترتیب آنها تلاش عمده خود را صرف جلب توجه و رضایت این مخاطب هدف می کنند. از منظر تبلیغات، مخاطب هدف به آن دسته از کاربرانی گفته می شود که علاقه بیشتری به کسب وکار کلی برند ما دارند. به عنوان مثال، اگر برند ما در زمینه تولید خودرو فعالیت دارد، شانس اش برای یافتن مخاطب هدف در میان طرفدارهای مسابقات فرمول یک بسیار بیشتر از سایر رویدادهای غیرورزشی خواهد بود.

نکته مهم به هنگام تعریف مخاطب هدف تلاش برای گسترش دامنه آنهاست. به این ترتیب وقتی دامنه هدف ما بسیار محدود باشد، شانس چندانی برای جلب نظر شمار ایده آل مخاطب مان نخواهیم داشت. به هنگام گسترش دامنه مخاطب های برندمان نکته مهم توجه به المان های ضروری تعریف مان از آنهاست. به این ترتیب افزودن صرف کاربران بیشتر لزوما به معنای افزایش شانس موفقیت کمپین تبلیغاتی مان نخواهد بود. با در نظر داشتن نمونه ایده آل مخاطب هدف مان کار انتخاب مخاطب و توسعه دامنه آن بسیار ساده می شود.

یک راهکار جایگزین برای برندهایی که زمان کافی برای تعریف دامنه مخاطب هدف شان را ندارند، همکاری با آژانس های تبلیغاتی است. این گونه آژانس ها کار یافتن مخاطب هدف را برای برندها به سرعت و با دقتی بالا انجام می دهند. البته همکاری با آنها بستگی به میزان بودجه در دسترس برندتان نیز دارد.

 

4. نوع خلاقیت تان را تغییر دهید

گاهی اوقات صرف نظر از همه نکات جانبی، کیفیت تبلیغ ما آنطور که باید خوب نیست. اگر محتوای تبلیغاتی برند شما در زمینه جذب شمار مطلوب مخاطب ضعیف باشد، کمک جانبی پلتفرم های اجتماعی نیز گره خاصی از مشکل تان باز نخواهد کرد. در حقیقت تبلیغات پولی فقط زمانی تاثیرگذار است که محتوای ما حداقل کیفیت لازم برای جلب نظر کاربران را داشته باشد.

هنگامی که تبلیغات شما میزان دلخواه نتیجه بخشی را به همراه ندارد، با تغییر ایده های خلاقانه تان جان تازه ای به آن ببخشید. ایراد اصلی بسیاری از برندها در اینجا تلاش برای پیشبرد اهداف با توجه به ایده های قدیمی و غیرکاربردی است. در چنین شرایطی بدون تردید توجه مخاطب به آگهی های جذاب تر و دارای المان های مدرن جلب خواهد شد.

پیشنهاد من در این بخش آزمایش کیفیت بنرها، ویدئوها و حتی گیف های تبلیغاتی پیش از رونمایی اصلی است. همچنین پس از اجرای کمپین تبلیغاتی باید نتیجه آن از سوی تیم بازاریابی و تبلیغات شما مورد واکاوی قرار گیرد. در غیر این صورت علت اصلی موفقیت یا شکست برند شما همچنان ناشناخته باقی خواهد ماند. وقتی دلیل اصلی ناکامی برندمان در عرصه تبلیغات مشخص نباشد، احتمال تکرار آن در آینده نیز بسیار بالا خواهد بود.

 

 

سال 2019 بیش از هر زمان دیگری تحت سلطه نسل جوان خواهد بود. این یکه تازی هم در زندگی روزمره و هم در شبکه های اجتماعی حس می شود. همچنین نرخ جست وجوی تصویری در موتورهای جست وجوگر رشد بسیار بالایی را تجربه می کند. به همین دلیل فناوری هوش مصنوعی برای بسیاری از کسب وکارها ضروری قلمداد می شود. در این میان اگر به دنبال کسب سود و فعالیت موثر در فضای کسب وکار هستیم، باید خود را با تغییرات پیش روی هماهنگ کنیم.

در این مقاله من به بررسی پنج استراتژی کاربردی به منظور بهبود وضعیت بازاریابی برندها در سال جاری پرداخته ام.

 

1. جست وجوی تصویری

مفهوم جست وجوی تصویری یکی از ترندهای در حال رشد است که توسعه فراوانی را در سال 2019 به خود خواهد دید. اکنون مشتریان خواهان یافتن هر آنچه در زندی واقعی است، به راحت ترین شیوه در فضای اینترنت هستند. یک نمونه بارز از شیوه کار جست وجوی تصویری به شرح ذیل است: در ماه فوریه، پینترست سرویس لنز خود را رونمایی کرد. این سرویس به کاربران امکان استفاده از دوربین گوشی های هوشمندشان به منظور ثبت تصویر از مناظر اطراف شان را می داد. نکته جالب اینکه پس از ثبت تصویر موتور جست وجوی پینترست تصاویر مشابه را برای کاربر به نمایش در می آورد (گوگل همچنین سرویسی تحت عنوان لنز دارد). از زمان شروع به کار سرویس لنز در پینترست به طور میانگین 600 میلیون کاربر ماهانه از آن استفاده می کنند.

با توجه به آنچه گفته شد، شما چگونه فرصت استفاده از این ایده برای بازاریابی برندتان را خواهید داشت؟ برخی از برندها مانند ASOS در حال بهره برداری از قابلیت جست وجوی تصویری در اپ های اختصاصی خود هستند. اگر شما نیز در کسب وکار خرده فروشی فعالیت دارید، استفاده از موتور جست وجوی تصویری کارتان را بسیار راحت خواهد کرد.

اگر برند شما بودجه کافی برای راه اندازی بخش جست وجوی تصویری خود را ندارد، از فعالیت مناسب در پینترست مطمئن شوید. در هر صورت موتور جست وجوی پینترست تصاویر شما را به هنگام جست وجوی کاربران به آنها نشان خواهد داد.

 

2. هوش مصنوعی و صورت های تعاملی

فرقی ندارد مورد استفاده شما پاسخگویی واقع نمایی به مشتری باشد یا حتی سیستم توصیه برنامه های نت فلیکس، در هر صورت هوش مصنوعی کارها را ساده تر می کند. با این حال مدیریت حجم بالای اطلاعات نیز دردسرهای خاص خود را دارد. در هر صورت معنادار ساختن اطلاعات کامپیوتری به هیچ وجه کار ساده ای محسوب نمی شود.

درست در همین نقطه صورت های تعاملی و تصویرسازی وارد صحنه می شوند. بدون تردید نمودارها، جدول ها و ستون های گزارش که به طور خودکار به روز رسانی می شوند، کار را برای بسیاری از تحلیل های بازاریابی ساده خواهند کرد. به این ترتیب دیگر نیازی به جست وجوی اطلاعات و تلاش برای به روز رسانی شان به صورت دستی نیست.

به نظر من شروع استراتژی بازاریابی برندمان در سال جدید با یافتن صورت های تعاملی (به منظور ارائه خدمات بهتر به بخش بازاریابی برندمان و مشتریان) گزینه منطقی خواهد بود. همچنین انجام این کار در زمینه مدیریت ابرداده ها نیز به شما یاری می رساند.

 

3. بازاریابی برای نسل جوان

به گزارش بلومبرگ در سال 2019 نسل جوان (تحت عنوان نسل Z) از نظر میزان فراوانی جمعیت نسل دهه 70 و 80 را پشت سر می گذارد. این به معنای ضرورت جهت گیری بسیاری از برندها به سوی تحول الگوی بازاریابی شان در راستای جلب نظر نسل جوان است. بدون تردید در زمینه بازاریابی و تبلیغات سلیقه نسل جوان به طور معناداری با نسل های قبلی فرق دارد. دلیل اصلی آن نیز زندگی در عصر دیجیتال و بروز تکنولوژی های مدرن متعدد است.

پرسش اصلی در مورد بازاریابی برای نسل جوان شیوه دستیابی به آنهاست. به عبارت بهتر، چگونه ما موفق به جلب نظر این نسل خواهیم شد؟ چندی پیش من مقاله ای روی شش نکته مهم پیرامون بازاریابی برای نسل جوان نوشتم. بدون تردید محدودیت این مقاله مانع بیان تفصیلی آن موارد خواهد شد. به همین دلیل به ذکر برخی از توصیه های مهم اکتفا خواهم کرد.

به عنوان نکته نخست، باید نگاه ویژه ای روی فرمت ویدئویی داشته باشید. براساس آمارهای رسمی علاقه به فرمت ویدئویی در سال های اخیر رشد زیادی داشته است. پیش بینی بسیاری از کارشناس ها حاکی از اشغال 80درصد از ترافیک اینترنت از سوی ویدئوها تا سال 2020 است. همچنین توجه داشته باشید که نسل جوان به طور معمول در طول روز 68 ویدئو (کوتاه و بلند) تماشا می کند. با این حساب توجه به فرمت ویدئویی بدل به ضرورتی اجتناب ناپذیر می شود.

نکته مهم درخصوص ساخت ویدئو برای نسل جوان توجه به المان های جذاب است. به این ترتیب اگر ویدئو ما در همان لحظات ابتدایی نظر مخاطب جوان خود را جلب نکند، دیگر شانسی برای تعامل با وی نخواهد داشت. این نکته از آنجایی اهمیت می یابد که براساس گزارش Hubspot بیش از 70درصد ویدئوهای تبلیغاتی فقط پس از دو ثانیه از سوی مخاطب مورد بی اعتنایی قرار می گیرد.

علاوه بر طراحی جذاب ویدئوها باید به هماهنگی آنها با پلتفرم مادر نیز توجه داشت. بر این اساس هر ویدئو مخصوص یک پلتفرم خاص طراحی می شود. به عبارت بهتر، فرمت ویدئو بارگذاری شده در فیس بوک با اینستاگرام به طور کامل فرق می کند. اگر به این موضوع توجه نکنیم، کیفیت ویدئوهای ما در شبکه های اجتماعی مختلف بسیار متفاوت خواهد بود. بدون تردید مشاهده کیفیت های متفاوت از ویدئوی تبلیغاتی واحد از سوی مخاطب با واکنش مطلوبی همراه نخواهد شد. نکته جالب در این میان تفاوت فرمت های دو شبکه اسنپ چت و اینستاگرام با وجود شباهت های ساختاری بسیار میان شان است. به این ترتیب بررسی و ویرایش ویدئوها پیش از بارگذاری شان یک امر غیر قابل اجتناب است.

 

4. شخصی سازی پیام ها

کوین جورج، مسئول بازاریابی برند Email Monks، در اظهار نظری جالب در مورد آینده سرویس های ایمیلی چنین می گوید: «آینده ایمیل مبتنی بر خدمات واقع گرایانه و سریع است. به عبارت بهتر، شخصی سازی مبتکی بر رفتار ویژه هر کاربر در کانون توجه قرار خواهد گرفت. براساس مطالعه ای از سوی موسسه مارکتو ایمیل های شخصی سازی شده براساس رفتار کاربران سه برابر شانس بیشتر در جلب نظر مخاطب هدف دارد.»

نکته مهم در این میان ضرورت شخصی سازی بسیاری از بخش های برندمان در سال جاری است. به این ترتیب ظاهرا فرصتی برای رسیدگی به بخش بازاریابی ایمیلی نخواهد ماند. با این حال توجه داشته باشید که مشتریان، به ویژه مشتریان نسل جوان، علاقه بسیار زیادی به مشاهده محتوای شخصی سازی شده دارند. این محتوا احساس احترام برند مقابل به آنها را زنده می کند. صادقانه بگویم، همه ما از محتوای شخصی سازی شده استقبال می کنیم. با این حال در مورد نسل جوان این امر شدت بیشتری دارد.

راهکار کاربردی در اینجا شخصی سازی پیام مان برای مخاطب های مختلف است. بدون تردید شخصی سازی ایمیل ها برای تک تک کاربران امکان پذیر نیست. با این حال تاکید روی المان های مورد علاقه مشترک هر گروه از مخاطب ها نتیجه بسیار مطلوبی به همراه خواهد داشت. به عنوان مثال، ویدئوهای ما در فیس بوک به طور سنتی بیشتر از 30 ثانیه هستند. دلیل این امر استقبال نسل قبلی از ویدئوهای طولانی است. با این حال در اینستاگرام محدودیت نمایش ویدئو برای پست ها کمتر از 60 ثانیه و استوری ها فقط 15 ثانیه است. این به معنای تغییر سلیقه مخاطب های مختلف است. به صورت مشابه ما باید برای جلب نظر مخاطب های مختلف در بخش بازاریابی ایمیلی فرمت محتوای مان را اندکی دستخوش تغییر کنیم.

 

5. طراحی رسمی

تعجبی ندارد که طراحی های رسمی و ویژه برندها شش برابر تاثیرگذاری بیشتری روی مخاطب در مقایسه با طرح های استاک (بهره مند از تصاویر پایه رایگان) دارد. در حقیقت با توجه به رشد علاقه کاربران به محتوای بصری مانند اینفوگرافی ها در یک دهه اخیر، بسیاری از بازاریاب ها سراغ تولید محتوای بصری به منظور جلب نظر مخاطب های شان رفته اند.

نکته مهم درخصوص تولید محتوای بصری برای برندمان توجه به ساختار ویژه آنهاست. بر این اساس استفاده از طرح های رایگان سایت ها برای طراحی محتوای بصری برندمان به هیچ وجه ایده مناسبی نخواهد بود. این کار فقط مخاطب برندمان را ناامید و دلسرد خواهد کرد. به همین دلیل توصیه من جهت گیری به سوی استفاده از تصاویر اختصاصی برای برندمان است.

 

 

اکنون شبکه های اجتماعی دیگر بدل به هسته مرکزی هر استراتژی بازاریابی شده اند. بدون تردید به عنوان یکی از اعضای جامعه بزرگ کسب وکار به خوبی از تاثیر انکارناپذیر پلتفرم هایی نظیر توییتر، فیسبوک، لینکدین و اینستاگرام در حوزه بازاریابی و برندسازی آگاه هستید. شبکه های اجتماعی امروزه بهتر از هر وسیله دیگری توانایی انتقال داستان ما به مخاطب را دارد.

به گزارش چاپ ونشر به نقل از مشکل اصلی در زمینه بازاریابی مبتنی بر شبکه های اجتماعی فهم نادرست پلتفرم های موجود و استفاده از آنها به عنوان ابزارهای فروش است. این در حالی خواهد بود که ماهیت اساسی شبکه های اجتماعی برای برندها فرصتی به منظور تعامل، جلب نظر و شنیدن نقطه نظرهای مخاطب است. از همه مهم تر، فضای آنلاین فرصتی برای ایجاد رابطه پایدار میان برندها و کاربران محسوب می شود. من به عنوان یک کارشناس حوزه بازاریابی و برندسازی به طور مداوم چنین اشتباهی را از سوی برندهای مختلف مشاهده می کنم. متاسفانه با وجود توضیحات فراوان در مورد این موضوع هنوز هم اقدام چندانی از سوی شرکت ها برای استفاده درست از شبکه های اجتماعی صورت نگرفته است.

با در نظر داشتن بحث بالا، قصد دارم ادامه مقاله را به شیوه های در امان ماندن از فعالیت های مضر بازاریابی اختصاص دهم. در اینجا به بیان سه مثال بسیار دردناک پیرامون اشتباهات اشخاص یا تیم های برندهای مختلف در زمینه استفاده از شبکه های اجتماعی خواهم پرداخت.

 

1. لطفا تگ کردن توده ای را متوقف کنید

این امر یکی از بزرگترین اشتباهات افراد در شبکه های اجتماعی به ویژه توییتر است. به منظور فهم بهتر این مورد به تصویرسازی ذیل توجه کنید. من روی گوشی آیفون خود اپ توییتر نصب کرده ام. براساس تنظیمات پیشفرض در صورت تگ شدن اکانتم در پست های مختلف پیام اعلامی به من داده خواهد شد. در این میان شما به عنوان یک برند تازه کار قصد تگ کردن اکانت های مختلف کاربران به منظور کمک به توسعه مطالب تان را دارید. به همین خاطر در ذیل هر پست تان 10 الی 20 اکانت مختلف را تگ می کنید.

دلیل اصلی اقدام شما در راستای تگ کاربران تشویق آنها به مطالعه مطلب تان است. به عبارت بهتر، شما قصد ورود به رادار ما را دارید. اجازه دهید اتفاق بعدی را به صورت خلاصه برای شما شرح دهم. من به عنوان یک کاربر به مطالب شما علاقه چندانی نشان نخواهم داد. به همین خاطر در صورت تکرار تگ شدن از سوی شما شروع به درج کامنت هایی در اعتراض به این روند خواهم کرد. اگر بدشانس باشید، بقیه کاربران تگ شده نیز چنین روشی را در پیش خواهند گرفت. در اینجا توییتر در صورت مشاهده کامنت های اعتراضی کاربران دست به کار شده و به شما اخطار جدی خواهد داد. اگر به این اخطارها توجه نکنیم، احتمال حذف اکانت ما نیز وجود خواهد داشت.

در مورد روند ورود به رادار کاربران یک اشکال اساسی وجود دارد. در حقیقت کاربران در صورت تگ شدن در پست های غیرمرتبط با علاقه شان به سرعت اقدام به بلاک صفحه مورد نظر می کنند. به این ترتیب ورود شما به رادار توجه مخاطب به سرعت معنایی منفی به خود خواهد گرفت. به این ترتیب دیگر هیچ امکانی برای توسعه برندمان نزد مخاطب وجود نخواهد داشت. همچنین روش فوق باعث بدنامی ما نزد کاربران شبکه های اجتماعی خواهد شد. جبران شهرت منفی مان نزد مخاطب به هیچ وجه کار ساده ای نخواهد بود.

توصیه من در اینجا توقف تگ کردن توده ای کاربران در ذیل پست های تان در توییتر یا هر شبکه اجتماعی دیگر است. در عوض تمرکز خود را روی تعامل، شخصیسازی و اعتبار محتوای تان قرار دهید. درست به مانند زمانی که در دنیای واقعی به صحبت با دیگران می پردازید. اشتباه مهلک بسیاری از برندها ایجاد تمایز بنیادی میان دنیای واقعی کسب وکار و فضای مجازی (شبکه های اجتماعی) است. به این ترتیب شیوه تعامل و رفتار آنها در شبکه های اجتماعی تا حد زیادی متفاوت از ماهیت و اصالت برندشان در دنیای واقعی خواهد بود.

 

2. افزودن افراد به پیام ها و گروه ها هیچ کمکی به برندها نخواهد کرد

من در طول سال های اخیر همواره یک پرسش اساسی را در مورد فیسبوک مطرح کرده ام: این پلتفرم با خود چه فکر کرد که امکان افزودن کاربران به گروه ها و چت های متنی بدون اجازه آنها را فراهم کرد؟ در طول مدت زمانی که این پرسش را طرح کرده ام، هیچ پاسخ قانعکنند ه ای از سوی کارشناس ها یا کارمندان تیم فیسبوک دریافت نکردم.

این نکته که شما به عنوان یک برند امکان افزودن بدون اجازه من در گروه های مختلف را دارید، به معنای ضرورت چنین کاری نیست. به بیانی دیگر، شما علاقهمند به عضویت من در گروه تان، فالو صفحه رسمی توییتر و در نهایت تعامل با برندتان هستید. در این راستا به جای اجبار من به این کار دلیلی منطقی ارائه کنید.

همانطور که چندی پیش از فردی که در فیسبوک دکمه لایک را طراحی کرد، شنیدم، هدف وی ارائه فرصتی به کاربران به منظور بیان پسند مطالب به صورت آزادانه بوده است. متاسفانه بسیاری از بازاریاب ها منطق نهادینه شبکه های اجتماعی را بد متوجه شده اند. به همین دلیل اغلب آنها به دنبال التماس برای دریافت لایک رفته اند. چنین رویکردی به فعالیت در شبکه های اجتماعی ابزارهای خرید فالوور و لایک تقلبی را به ارمغان آورده است. به این ترتیب دیگر خبری از تعامل واقعی و دارای عنصر انسانی میان برندها و کاربران نخواهد بود. به علاوه نتیجه استفاده از حقه های بازاریابی نظیر خرید فالوور هیچ دستاورد واقعی نخواهد بود. بی‏تردید اکانت های تقلبی هیچگاه بدل به مشتریان ما نخواهند شد.

 

3. ارسال ایمیل های توده ای را به هر قیمتی فراموش کنید

مفهوم ارسال ایمیل های توده ای در دنیای بازاریابی به شرح ذیل است: اقدام برای ارسال ایمیل های انبوه به آدرس های بسیار زیاد با هدف تشویق آنها به همکاری یا خرید محصولات تان. همین ابتدا باید صادقانه بگویم که چنین شیوه هایی به هیچ وجه کاربردی نیست. در حقیقت با پیشرفت شبکه های اجتماعی مردم به سادگی امکان نادیده گرفتن ایمیل های شما را خواهند داشت.

به جای اقدام به کارهایی نظیر ارسال ایمیلهای توده ای به سراغ روزنامه‏نگارها بروید. در تعامل با این دسته از افراد باید اعتمادشان را جلب کنید. به این ترتیب فرصت مصاحبه با خبرگزاری های بزرگ برای شما فراهم خواهد شد. البته در اینجا منظور من سوءاستفاده از اعتماد خبرنگارها و روزنامهنگارها نیست. به عبارت خلاصه، باید تا جای ممکن دامنه ارتباطهای خود با دیگران را توسعه دهیم. این ارتباط با افراد مرتبط با کسب وکارمان (از خبرنگارهای حوزه تخصصی برندمان گرفته تا مدیرعامل های سایر شرکت ها) به ما در زمینه توسعه راحت تر کسب وکارمان کمک فراوانی خواهند کرد.

ایجاد ارتباط عمیق با افراد مرتبط به کسب وکارمان اهمیت بالایی دارد. توجه داشته باشید که هدف اصلی از ایجاد چنین ارتباطهایی صرف استفاده از افراد مورد نظر در مواقع نیاز نیست. به بیانی دیگر، ارتباط میان شما باید متقابل باشد. به این ترتیب اگر فقط قصد سوءاستفاده از طرف مقابل را داشته باشید، به سرعت دست تان رو خواهد شد.

به عنوان یک توصیه جالب به شیوه رفتارمان در دنیای واقعی (آفلاین) توجه کنید. در چنین شرایطی اغلب ما به دنبال جلب اعتماد طرف مقابل و عدم سوءاستفاده از این اعتماد (به منظور بنای رابطه ای پایدار و عمیق با طرف مقابل) هستیم. متاسفانه وقتی این امر به شبکه های اجتماعی گسترش می یابد، معنا و مفهوم خود را از دست می دهد. توجه داشته باشید که اجبار مخاطب به مشاهده محتوای ایمیلی ما به هیچ وجه مناسب نیست. اگر در زمینه بازاریابی و تبلیغات به دنبال جلب نظر مخاطب هستید، باید به آزادی انتخاب وی احترام بگذارید. در غیر این صورت مخاطب به راحتی برند شما را نادیده خواهد گرفت. هرچقدر هم که در راستای محدودسازی حق انتخاب مخاطب مان تلاش کنیم، در نهایت وی آزادی صرف نظر از برند ما را خواهد داشت.

خوشبختانه امروزه شبکه های اجتماعی به نسبت چند سال پیش به سرعت پیشرفت کرده اند. به همین دلیل برندها فرصت عالی به منظور استفاده هرچه بیشتر از شبکه های اجتماعی در راستای تحقق اهداف بازاریابی و برندسازی شان را دارند. به عنوان توصیه پایانی، به شبکه های اجتماعی به عنوان فضایی برای شنیدن صدای مخاطب و آموختن نکات جدید نیز نگاه کنید. به این ترتیب کمپین های شما پله پله پیشرفت و توسعه خواهد یافت.

 

 

به عنوان رهبر یک کسب وکار احتمال تلاش شما برای تدوین استراتژی قوی برای فعالیت موفقیت آمیز در شبکه های اجتماعی بسیار زیاد است. از نظر بازاریابی هر کسب وکاری باید جلوه ویژه ای از خود در شبکه های اجتماعی به نمایش بگذارد. انتشار مقالات متعدد در زمینه ضرورت فعالیت در پلتفرم های متنوع اجتماعی، اهمیت این مسئله را برای همه آشکار کرده است. با این حال نکته مهم درخصوص شبکه های اجتماعی تغییر و تحول مداوم و البته سریع آنهاست.

به گزارش چاپ ونشر به نقل از فرصت امروز به این ترتیب استراتژی ای که اکنون مطلوب است، در آینده ای نه چندان دور دیگر کاربرد نخواهد داشت. به منظر فهم بهتر این موضوع، نخستین روزهای فعالیت فیس بوک را در نظر بگیرید. در آن زمان این پلتفرم فقط امکام لایک را در اختیار کاربران قرار می داد. به طور مشابه نیز توییتر در آغاز فعالیتش فقط امکان ارسال توییت های 140 کاراکتری را فراهم می کرد. اگر تجربه کار با نسخه های اولیه فیس بوک و توییتر را داشته باشید، اکنون این پلتفرم ها کاملا تحول یافته و غیرآشنا به نظر می رسند. اگر فقط یک نکته مهم درخصوص تغییر و تحول پلتفرم های مختلف اجتماعی وجود داشته باشد، آن به شرح ذیل خواهد بود: توسعه فرآیند جذب مخاطب بدون رشد هماهنگ با ترندهای برتر شبکه های اجتماعی امکان پذیر نخواهد بود.

خوشبختانه، ما هنوز اندکی زمان برای گردآوری ابزارهای مورد نیاز برای تهیه برنامه فعالیت در شبکه های اجتماعی و خلق استراتژی اصلی مان داریم. به طور معمول کمپین ها و استراتژی های برندها برای سال نو چند هفته پس از تعطیلات کریسمس شروع می شود. به همین دلیل باید سرعت کارمان در بخش بازاریابی را افزایش دهیم. به عبارت دقیق ، این آخرین فرصت ما برای جا نماندن از قطار پرسرعت توسعه شبکه های اجتماعی است. در این مقاله من به بررسی هفت ترند برتر شبکه های اجتماعی در سال 2019 خواهم پرداخت. توجه به این موارد به هنگام تدوین برنامه بازاریابی و تبلیغاتی تان کمک شایانی به بهبود عملکرد برندتان خواهد کرد.

 

1. مدیران عامل بخش شبکه های اجتماعی در راه هستند

یکی از تغییرات مهم سال جدید در طبقه بندی رهبران برندهاست. به طور معمول ما مسئول بخش شبکه های اجتماعی هر برند را تحت عنوان تیم بازاریابی یا تبلیغات می شناسیم. با این حال به دلیل توسعه شبکه های اجتماعی و افزایش اهمیت شان در دنیای کسب وکار سال آینده تغییری شگرف در این بخش رخ خواهد داد. نخستین تغییر در اینجا ورود مدیرعامل بخش شبکه های اجتماعی به طبقه بندی مدیریتی برندهاست. به این ترتیب تیم های بازاریابی و تبلیغات دیگر به طور همزمان مسئول بخش شبکه های اجتماعی نخواهند بود. البته تغییرات به همین نکته خلاصه نمی شود. در سال آینده ماهیت مقام مدیرعاملی نیز تغییر خواهد کرد. به این ترتیب دیگر مدیرعامل فردی برتر و دارای دفتر جدا از کارمندان بخش اش نخواهد بود. به عبارت بهتر، مدیرعامل بدل به یک نقش رهبری صرف و از همه مهم تر هم سطح با سایر کارمندان (در مورد بخش شبکه های اجتماعی) می شود. به این ترتیب نزدیکی میان مدیر بخش پلتفرم های اجتماعی و کارمندان بسیار نزدیک تر از سایر بخش ها خواهد بود.

در سال 2019 مدیران عامل و سایر رهبران برندها نیازمند استفاده از شبکه های اجتماعی به گونه ای متفاوت و شخصی تر نیز هستند. به این ترتیب به منظور استفاده از اطلاعات مختلف و از همه مهم تر برقراری ارتباط نزدیک با سایر اعضای شرکت پلتفرم های اجتماعی نقشی کلیدی خواهند یافت. همچنین به عنوان مدیرعامل یک برند حضورمان در شبکه های اجتماعی به منظور تعامل هرچه بیشتر با مخاطب ها و مشتریان ضروری است. بدون تردید سال آتی رقابت تجاری دشواری به همراه دارد، این به معنای تلاش سخت و شلوغی ساعت های کاری است. با این حال به معنای صرف نظر از اهمیت شبکه های اجتماعی نخواهد بود.

 

2. استفاده از محتوای تولیدی کاربران برای افزایش اعتبار برندمان

امروزه یکی از راهکارهای جالب به عنوان جایگزین تلاش های بی وقفه و طولانی برای تولید محتوای باکیفیت اکانت های مان در شبکه های اجتماعی استفاده از محتوای تولیدی کاربران است. این شیوه علاوه بر سهولت (برندها) از جانب مخاطب نیز بهتر پذیرفته می شود. در هر صورت همه ما علاقه زیادی به مشاهده محتوای تولیدی خود روی صفحه رسمی برند مورد علاقه مان داریم.

به منظور شروع این فرآیند ابتدا باید سراغ یافتن بهترین محتواهای ارسالی از میان خیل عظیم آنها باشیم. در این مرحله استفاده از نظرات اعضای تیم بازاریابی شرکت و همینطور سایر کارمندان، به عنوان یک جامعه آماری کوچک، مفید خواهد بود. در مرحله بعد نوبت به بارگذاری محتواها می رسد. توصیه من در اینجا برقراری تماس با فرد تولیدکننده محتوای مورد نظر و درخواست ارسال فایل اصلی محتواست. به این ترتیب مطلب شما دارای کیفیت عالی خواهد بود. امروزه کاربران در شبکه های اجتماعی بسیار دشوارتر از قبل محتوایی را می پسندند. به همین دلیل رویکرد تیم های فعال در بخش شبکه های اجتماعی باید تغییر محسوسی پیدا کند. در غیر این صورت سایر رقبا مخاطب های ما را به خود علاقه مند می کنند. استفاده از محتوای تولیدی کاربران شاید بهترین گزینه نباشد، اما گامی موثر در راستای شروع فرآیند تغییر در تولید محتوای برندمان خواهد بود.

 

3. الگوریتم جدید لینکدین تبلیغات را شخصی تر می کند

یکی از المان هایی که هیچ گاه در شبکه های اجتماعی تغییر نمی کند، اهمیت و تاثیرگذاری تبلیغات است. در حقیقت، براساس مطالعه موسسه بازاریابی محتوایی 66درصد از بازاریاب های محتوایی در سال گذشته از تبلیغات پولی برای توسعه محتوای شان استفاده کرده اند. از این میان 80درصد بازاریاب ها شیوه مذکور را در دستیابی به مخاطب جدید موفقیت آمیز قلمداد کرده اند. یکی از مشکلات همیشگی در بخش تبلیغات برای برندها ارائه محتوای نادرست به مخاطب های مختلف است. به این ترتیب کاربران با مشاهده تبلیغات غیرجذاب (برای خود) نگاه شان به برند ما منفی خواهد شد. خوشبختانه اکنون الگوریتم بسیاری از پلتفرم های اجتماعی این مشکل را حل کرده است. به این ترتیب تبلیغات برندها در شبکه های اجتماعی براساس ماهیتش به دست کاربران علاقه مند بدان موضوع خواهد رسید.

درست به خاطر اهمیت تبلیغات شخصی سازی شده، تحول اخیر الگوریتم لینکدین اهمیت بالایی دارد. با مکانیک نوین تبلیغات پولی لینکدین برندها فرصت شخصی سازی محتوای خود به منظور ارائه به اجتماع های تخصصی را خواهند داشت. به این ترتیب دیگر خبری از نارضایتی کاربران نسبت به تبلیغات غیرمرتبط با حرفه شان در لینکدین نخواهد بود.

 

4. گوش دادن به حرف کاربران و توسعه رابطه برندها و مخاطب

در اهمیت تعامل عمیق و پایدار با مخاطب در شبکه های اجتماعی تردیدی نیست. با این حال در میان توصیه های مختلف برای فعالیت موفق در شبکه های اجتماعی بسیاری از بازاریاب ها اهمیت گوش دادن به حرف های مخاطب را از یاد می برند. فرآیند گوش دادن به صحبت های کاربران فقط شامل پاسخگویی به پرسش های آنها نیست. به عبارت بهتر، بررسی مکالمه های کاربران، هشتگ های مرتبط با برندمان در شبکه های اجتماعی و نظرخواهی از آنها در مورد تاثیر خواسته های شان روی بهبود عملکرد برندمان ذیل مفهوم گوش دادن به کاربران قرار می گیرد.

شاید بسیاری از شما به منظور فهم خواسته مخاطب تان به سراغ بارگذاری پستی تحت عنوان نظرخواهی بروید. با این حال ابزارهای نوینی برای این کار وجود دارد که زحمت نظرخواهی مستقیم از کاربران را از بین می برد. در صورت استفاده از چنین ابزارهایی شما به گونه ای هوشمندانه نیازهای مخاطب را در اولویت کار برندتان قرار خواهید داد. بدون تردید وقتی خواسته مخاطب بدون بیان مستقیم آن به ما مورد توجه قرار گیرد، جایگاه برندمان در نگاه مخاطب بهبود شایان توجهی خواهد یافت.

وقتی صحبت از توجه به خواسته های مخاطب می شود، نباید حفظ و ارتقای نقاط مثبت برندمان را از یاد ببریم. به این ترتیب به هنگام تغییر جنبه های منفی باید در وهله نخست المان های مثبت را حفظ و سپس برای بهبودشان تلاش کنیم.

 

5. استوری اینستاگرام همچنان معجزه می کند

وقتی سرویس استوری اینستاگرام معرفی شد، بسیاری از کاربران به طور قابل ملاحظه ای بدان روی خوش نشان دادند. در آن زمان کارشناس های بسیاری به دلیل ماهیت تقلیدی استوری اینستاگرام از پلتفرم اسنپ چت انتظار کاهش استفاده از آن در ماه های آینده را داشتند. با این حال اکنون هیچ نشانه ای از کاهش محبوبیت سرویس استوری در میان کاربران وجود ندارد. به طور ویژه برای برندها بخش استوری فرصت مناسبی در راستای اطلاع رسانی سریع به کاربران است. استفاده از تصاویر و ویدئوهای 15 ثانیه ای باکیفیت از سوی بسیاری از برندهای مشهور گواه محکمی در راستای اثبات اهمیت سرویس استوری است.

یکی از دلایل اصلی شهرت بالای بخش استوری اینستاگرام، صرف نظر از محبوبیت دو برابری این پلتفرم در مقایسه با اسنپ چت، در عدم نیاز به سرمایه گذاری بالا و اختصاص وقت زیاد به منظور خلق استوری است. برندها و کاربران عادی در کمترین زمان ممکن یک استوری زیبا و حیرت انگیز را تولید می کنند. اگر همین محتوا به جای استوری در بخش پست های معمولی بارگذاری شود، نیازمند تلاش بسیار به منظور هماهنگ سازی آن با سطح توقعات کاربران از یک پست باکیفیت است. متاسفانه در مورد اخبار مهم یا کوتاه فرصت کافی برای خلق پست وجود ندارد. به همین دلیل توجه بیشتر کاربران و البته برندها روی سرویس استوری است. اگر در سال 2019 مایل به ارتقای جایگاه برندتان در میان کاربران شبکه های اجتماعی هستید، باید به بخش استوری توجه ویژه ای داشته باشید.

 

6. روبات های چت همچنان در کنار ما هستند

اکنون شمار هرچه بیشتری از کاربران شبکه های اجتماعی از اپ های جانبی آنها برای مدیریت چت با دیگران استفاده می کنند. اپ چت فیس بوک یکی از مشهورترین آنهاست. وقتی یک برند در فیس بوک یا توییتر فعالیت رسمی دارد، حجم پیام های دریافتی اش بسیار بالا خواهد رفت. در این میان تلاش برای مدیریت چت ها به شیوه عادی چندان راهگشا نخواهد بود. خوشبختانه روبات های چت کمک بسیار زیادی به برندها در راستای مدیریت چت های شان می کنند. ساخت این روبات ها بسیار راحت است. با این حال اگر علاقه چندانی به ساخت آنها ندارید، استفاده از نسخه های آماده گزینه منطقی خواهد بود. تنوع انواع این روبات ها به اندازه ای است که کار انتخاب را براساس نیازهای تان بسیار راحت خواهد کرد. اگر هنوز از روبات چت به منظور مدیریت گفت وگوهای تان در شبکه های اجتماعی استفاده نمی کنید، در سال 2019 باید نسبت به این شیوه تان تجدید نظر کنید. مزیت اصلی روبات های چت کمک به برندها در راستای ارائه پیام های شخصی سازی شده و پاسخ های هوشمند به کاربران است.

 

7. چالش های جدید در دستیابی به آمارهای دقیق

محبوبیت روزافزون شبکه های اجتماعی برای برندها با یک آمار تاریک همراه است. در حقیقت به دلیل افزایش تمایل کاربران به حفظ اطلاعات شان و فعالیت به صورت اکانت های خصوصی دسترسی برندها به اطلاعات مهم محدود شده است. یکی از محدودیت های جدید در مورد فهم میزان به اشتراک گذاری محتوای مان در شبکه های اجتماعی است.

آیا عدم دریافت اطلاعات برندها پیرامون میزان به اشتراک گذاری محتوای شان به معنای صورت نپذیرفتن چنین فرآیندی است؟ پاسخ منفی است. در حقیقت هنوز هم کاربران مطالب مختلفی را با هم به اشتراک می گذارند. با این حال شیوه چنین کاری تغییر کرده است. به بهانه این تغییر شاید بحث از تعیین معیاری جدید برای اندازه گیری میزان موفقیت مان در شبکه های اجتماعی چندان نامناسب نباشد. در حقیقت معیار ارزیابی موفقیت برند ما در سال جدید باید براساس ترندهایی که در این مقاله مورد بررسی قرار گرفت، تعیین شود. همانطور که بیان شد، استراتژی های فعلی به سرعت کارایی خود را از دست می دهند. به همین دلیل باید استراتژی های جدید را براساس ترندهای روز طراحی کرد. در غیر این صورت کاربرد استراتژی ما با موفقیت همراه نخواهد بود.

 

 

 چاپ ونشر-  همه ما در دوران جوانی موسیقی های خاصی را گوش می دادیم. به طور معمول والدین ما میانه چندان مناسبی با چنین موسیقی هایی نداشتند. گاهی اوقات در شبکه های اجتماعی برندها اقدام به استفاده از نوع ویژه ای از زبان می کنند که فقط به نظر خودشان جذاب است. اگر بخواهم این احساس را به خوبی منتقل کنم، باید به خاطره ای نفرت‏انگیز اشاره کنم. بر این اساس، زبان لوس بسیاری از برندها مانند بازجویی والدین مان پیرامون موسیقی های راک دهه 80 و 90 مورد علاقه مان است. هر دو این تجربه ها برای ما به عنوان مخاطب اصلی زجرآور محسوب می شود. استفاده از زبان خاص برای برندمان فقط در صورتی مجاز است که با ماهیت کلی و صدای اصلی ما هماهنگی لازم را داشته باشد. در غیر این صورت تلاشی نافرجام برای بهبود وضعیت برندمان خواهد بود.

نکته مهم درخصوص استفاده از زبانی خاص برای تعامل با مخاطب، گزینش محتوا و المان های جذاب از سوی کاربران است، نه شرکت ها. متاسفانه بسیاری از شرکت ها خود را در جایگاه تعیین تکلیف مخاطب شان قرار می دهند. به همین دلیل نتیجه کار مطابقت چندانی با سلیقه کاربران شبکه های اجتماعی ندارد.

اگر به دنبال موفقیت فرآیند بازاریابی و برندسازی مان هستیم، باید چند جمله و عبارت های کوتاه را به کلی فراموش کنیم. به عنوان مثال، به عبارت های ذیل توجه کنید:

امروزه بسیاری از افراد و برندها در شبکه های اجتماعی از عبارت «حتی نمی توانم آن را توصیف کنم» به منظور بیان هیجان شان استفاده می کنند. نکته مهم درخصوص استفاده برندها از این کلمه بیان ناتوانی شان است. وقتی یک برند توان تعامل و برقراری ارتباط کلامی با مخاطب خود را ندارد، عدم توجه کاربران به محتوا و به تبع آن محصولاتش چندان دور از ذهن نخواهد بود.

 

آیا برند شما قانون شبکه های اجتماعی را زیر پا می گذارد؟

یکی از اصطلاحاتی که برای بیان میزان جذابیت یک محصول یا فرد به کار می رود، Chill (به معنای سطح بالای هیجان که باعث یخزدگی ما می شود) است. ابتدا این عبارت در انگلیسی مورد استفاده وسیع قرار گرفت. سپس در اغلب زبان ها به همان صورت کاربرد یافت. اگر به ابتدای مقاله توجه کرده باشید، تاکید من روی تعیین المان جذاب از سوی مخاطب است. به این ترتیب کاربرد چنین واژگانی از سوی یک برند تاثیر منفی روی ارزیابی کاربران از شخصیتش دارد.

چند ماهی است که عبارت گوچی بسیار مورد استفاده کاربران در شبکه های اجتماعی قرار می گیرد. در وهله نخست ذهن همه ما به سوی برند مشهور گوچی در زمینه مد و پوشاک می رود. با این حال منظور جوانان از این واژه تفاوت مفهومی شدیدی با دریافت ما دارد. نسل جوان برای اشاره به سطح جذابیت و خوبی یک محصول یا فرد از این عبارت استفاده می کنند. به عنوان یک برند به دلیل ایهام نهفته در عبارت گوچی باید تا جای ممکن از کاربردش اجتناب به عمل آورد. در غیر این صورت مخاطب مان دچار سرگیجه خواهد شد.

 

2. معمای عبارت های بی‏ معنی

به عنوان یک بازاریاب، وظیفه ما اطمینان از روشنی و وضوح پیام برندمان است. متاسفانه، کاربرد عبارت های تخصصی، رایج در میان اهالی کسب وکار و بیش از اندازه محلی محتوای بسیاری از برندها را دچار نقصان شدیدی کرده است. به این ترتیب شمار قابل توجهی از کاربران به هنگام مشاهده مطالب برندها در شبکه های اجتماعی منظور اصلی آنها را متوجه نمی شوند. ادامه این روند موجب دلسردی و ریزش شدید مخاطب های صفحه برندمان در شبکه های اجتماعی می شود.

پروفسور جنیفر چتمن، استاد مدرسه کسب وکار دانشگاه کالیفرنیا- برکلی، در مصاحبه با مجله فوربس پیرامون معمای عبارت های بیمعنی اینگونه اظهار نظر کرده است: «مردم به طور معمول از عبارت های خاص خودشان استفاده می کنند. این امر ضرری ندارد، چراکه همه ما متوجه آن می شویم. با این حال در مورد برندها ماجرا فرق دارد. در صورت کاربرد عبارت های تخصص یا ساخته برندها، مخاطب در فهم پیام اصلی دچار مشکلات فراوانی می شود.»

 

برخی از مشهورترین عبارت های بی‏معنی و نامفهوم برای مخاطب عبارتند از:

به طور معمول وقتی بازاریاب ها قصد بیان محبوبیت یک محصول یا محتوای خاصی را دارند، از عبارت Viral استفاده می کنند. این عبارت به معنای شهرت و گستردگی بالای هر چیز است. متاسفانه بسیاری از بازاریاب ها نسبت به ناآگاهی شمار کثیری از کاربران پیرامون این واژه اطلاع کافی ندارند. به همین دلیل روز به روز کاربرد آن در میان بازاریاب ها افزایش پیدا می کند. اگر قصد حذف این عبارت از پیام های تان برای مخاطب را ندارید، حداقل معنای دقیق آن را در داحل متن به محاطب یادآور شوید.

بندویث (Bandwith) عبارتی تخصصی برای اشاره به میزان پهنای باند است. برای بسیای از افراد پهنای باند به سرعت ذهن را به سوی حوزه اینترنت سوق می دهد. با این حال در عرصه بازاریابی پهنای باند به معنای میزان توان جذاب مخاطب از سوی محتوایی خاص است. به این ترتیب به نظر هیچ ضرورتی برای استفاده از این عبارت در پیام مان برای مخاطب یافت نمی شود. به این ترتیب توصیه من به شما فراموشی کامل آن است. در هر صورت مقصود اصلی ما از نگارش پیام برای مخاطب جلب نظرش است. در صورت کاربرد وسیع واژگان تخصصی این فرآیند هرگز به صورت مطلوب رخ نخواهد داد.

وقتی بازاریاب ها قصد اشاره به نسل متولد بین سال های 1980 تا 2000 را دارند، از عبارت Millennial (نسل هشتم) استفاده می کنند. برای افراد عادی اشاره به نسل هشتم معنای خاصی را تداعی نمی کند. به این ترتیب شانس مطلب حاوی چنین عبارتی برای دیده نشدن از سوی مخاطب بسیار بالا خواهد بود. عبارتی که معمولا به جای نسل هشتم به کار می رود، نسل زد (Gen Z) است. اگرچه این عبارت شیوایی و رسایی بیشتری دارد، اما باز هم تا حدی برای مخاطب عادی سخت فهم می نماید.

 

برندینگ یا برند سازی دقیقا به چه معناست؟

3. عبارت های اغراقآمیز را فراموش کنید

چارلی بروکر، نویسنده و خبرنگار خبرگزاری گاردین، در بیان دلیل استفاده از عبارت های اغراقآمیز اظهار نظر جالبی دارد: «ما در زندگی روزمره مان هم علاقه زیادی به اغراق داریم. متاسفانه در حوزه بازاریابی و تبلیغات نیز عنصر اغراق به یکی از پایه های بنیادی بدل شده است. وقتی یک برند در بیان موضوعی اغراق به خرج می دهد، دریافت مخاطب از آن بسیار نامطلوب خواهد بود. همچنین مخاطب حس اعتماد خود به برند مورد نظر را هم از دست می دهد».

اگر به دنبال تداوم اقتدار و جلوه مطلوب برندتان نزد مخاطب هستید، فکر استفاده از عبارت ها و متن های اغراقآمیز را به کلی فراموش کنید.

یکی از راهکارهای ساده برای فهم اغراقآمیز یک متن پرسش در مورد صحت دقیق آن است. به این ترتیب اگر متن شما کاملا دقیق و مبتنی بر واقعیت نیست، باید آن را اصلاح کنید. برخی از عبارت های همیشه کلیشه ای در مورد اغراق به شرح ذیل هستند:

آیا شما واقعا توان اثبات اینکه محصول پیشنهادی شما بهترین نمونه بازار است، خواهید داشت؟ استفاده از چنین عبارت های گنگی همیشه برندها را دچار مشکل می کند. تلاش شما باید استفاده از کلمات دقیق و قابل اندازهگیری ساده باشد.

در اینجا هم توصیه فوق را تکرار می کنم. اگر قصد بیان بدترین بودن چیزی را دارید، از صحت آن اطمینان حاصل کنید. در غیر این صورت اقدام شما فقط تلاش برای تخریب ناموفق یک برند دیگر جلوه خواهد کرد.

بسیاری از برندها برای جلب نظر مخاطب اقدام به بیان نیازمندی آنها به محصول مورد نظر می کنند. همچنین در مورد ویدئوهای برندها در شبکه های اجتماعی همیشه عبارت «شما نیازمند مشاهده این محتوا هستید» در ذیل آنها درج شده است. کاربرد وسیع این عبارت در میان برندها در بلندمدت مخاطب را نسبت به هرگونه محتوای تولیدی برندها بی‏تفاوت خواهد کرد. اگر قصد استفاده از چنین عبارتی را دارید، فقط باید در صورت اطمینان آن را به کار ببرید. نتیجه اینکه باید از جملات حاوی عبارت «نیاز» بسیار کم استفاده کنیم.

برندها به هنگام تولید محتوای آموزشی علاقه زیادی به بیان عبارت «فقط این ویدئو/ تصویر به کارتان می آید» دارند. واقعیت این است که شمار بسیار زیادی از محتوای آموزشی مفید دیگر نیز در شبکه های اجتماعی وجود دارد. به این ترتیب استفاده از قید انحصار برای محتوای مان بیشتر نوعی خود بزرگبینی مسخره خواهد بود. توصیه من عدم استفاده از چنین عبارت هایی به طور کلی است. به این ترتیب برند شما جلوه حرفه ای تری به خود خواهد گرفت.

 

4. توصیفات مسخره برای بخش های سایت

آخرین دسته از عبارت هایی که باید دورشان خط قرمز بکشیم، پسوندهای مسخره برای توصیف بخش های مختلف سایت یا وبلاگ مان است. به نمونه های ذیل توجه کنید:

توسعه شبکه های اجتماعی به شیوه نینجایی

راک استار بازاریابی

غول بازاریابی محتوایی

هکر شبکه های اجتماعی

هکر توسعه برندها

قهرمان برندسازی جهانی

چنین عبارت های توصیفی اگرچه در نگاه نخست بسیار جذاب و خندهدار به نظر می رسند، اما به طور مشخص جلوه حرفه ای کسب وکار ما را هدف قرار می دهند. همانطور که سشو کِران، موسس و مدیرعامل برند Xair، بیان می کند، عبارت های توصیفی بیش از حد غیرواقعی که جنبه شوخی دارند، محتوای اصلی را به مخاطب منتقل نمی کنند. به ویژه در سایت ها مخاطب دچار سردرگمی شدیدی خواهد شد. به این ترتیب میزان بازدید مطالب ما کاهش چشمگیری خواهد یافت.

 

چگونه یک برند ماندگار داشته باشیم؟

براساس پژوهشی از سوی آژانس دیجیتال مدیا، 72درصد از افراد فعال در زمینه بازاریابی عنوان کرده اند که از عبارت های مسخره برای بیان جایگاه حرفه ای شان حراج از صنعت بازاریابی استفاده نمی کنند. به این ترتیب در پاسخ به پرسش افراد بسیاری از دستاندرکاران حوزه بازاریابی فقط اشاره ای کوتاه به «فعالیت در عرصه بازاریابی» می کنند. به این ترتیب دیگر نیازی به بیان جایگاه دقیق مان (که از قضا شاید بسیار تخصصی و سخت فهم برای مخاطب باشد) نخواهد بود. همیشه به یاد داشته باشید که به هنگام تعامل با مخاطب نباید اطلاعات سخت و پیچیده به وی ارائه کنیم. در غیر این صورت شاید اولین و آخرین دیدار ما با مخاطب رقم بخورد. برندهای موفق در زمینه بازاریابی و تبلیغات همیشه از زبان ساده ای سود می برند. این مطلب در مورد سریال های جذاب نیز صدق می کند. به این ترتیب در سریال های مشهور هیچگاه شاهد کاربرد واژگان و عبارت های سخت و دشوار نیستیم. به همین دلیل اغلب افراد متن اصلی این سریال ها را متوجه شده و در دسته طرفداران آن قرار می گیرند.

در تعیین هر استراتژی آنلاینی برای شبکه های اجتماعی انتخاب زبان مناسب حرف اول را می زند. توجه داشته باشید که زبان مورد استفاده ما محور اصلی ارتباط برندمان با مخاطب است. در صورت کاربرد زبان اشتباه جای جبران چندانی برای ما باقی نخواهد ماند. به همین خاطر باید نهایت دقت را به هنگام کاربرد واژگان به خرج داد.

 

امروزه شبکه های اجتماعی به علت محبوبیتی که در بین مردم پیدا کرده اند، به عنوان یک پایگاه مناسب برای انجام اقدامات تبلیغاتی برندها محسوب می شوند. با توجه به این امر که امکان حضور در تمامی شبکه ها وجود نداشته و این امر زمان و هزینه زیادی را به همراه خواهد داشت به همین خاطر همواره آگاهی از پرطرفدارترین شبکه های اجتماعی، از اهمیت بسیار بالایی برخوردار خواهد بود.

به گزارش چاپ ونشر به نقل از فرصت امروز در این رابطه توجه داشته باشید که ملاک انتخاب شما نباید تنها محدود به میزان محبوبیت هر یک از شبکه ها باشد و لازم است تا نگاهی به امکانات و ویژگی های هر یک داشته باشید. بدون شک روزهای پایانی سال بهترین زمان برای معرفی برترین ها خواهد بود.

 

1-فیسبوک

فیسبوک نخستین شبکه اجتماعی جهان است که در سال 2003 توسط مارک زاکربرگ تاسیس شد. اگرچه این شبکه در ابتدا تنها برای ارتباط میان دانشجویان دانشگاه هاروارد طراحی شده بود، با این حال پس از استقبال بی نظیر از آن این شبکه به صورت جهانی در اختیار عموم قرار گرفت. محیط کاربری این شبکه به این صورت است که شما می توانید پس از نام نویسی، صفحه ای را برای خود ایجاد کنید و در آن به ارسال مطالب مورد نظر خود بپردازید. سایرین نیز میتوانند نظرات خود را نسبت به هر یک از مطالب اعلام کنند. همچنین این امر که بتوانید خود را در گروه های همفکر قرار دهید، از دیگر مزیت های جذاب این شبکه محسوب می شود.

برای مثال در صورتی که شما به موسیقی خاصی علاقه مند هستید، می توانید در گروه های مرتبط با این موضوع حضور پیدا کنید. همین امر که امکان شخصیسازی مخاطبان وجود دارد، باعث شده است تا کار برای فعالیت برندهای تجاری آسان تر شود. همچنین این امر که نرخ تبلیغات در فیسبوک از گوگل کمتر است نیز از دیگر مزیت های آن محسوب می شود. همچنین این امر که فیسبوک همواره پیشگام در ارائه امکانات و قابلیت های جدید است نیز از دیگر دلایلی است که آن را به محیطی جذاب برای هر برندی تبدیل ساخته است.

 

2-توییتر

توییتر در سال 2006 توسط جک دروسی ایجاد شد. این شبکه بر پایه متن بنا شده و از محدودیت تعداد کلمه برخوردار است. همین امر نیز باعث می شود تا پیام های موجود کاملا خلاصه باشند و از پرداختن به موضوعات فرعی جلوگیری شود. دیگر مزیت بزرگ این شبکه این است که افراد می توانند مطالب ارسالی افراد را در کم ترین زمان ممکن به اشتراک گذاشته و با بازنشر کنند. همین امر نیز باعث شده است تا بسیاری از چهره های علمی و سیاسی، این شبکه را به سایر شبکه های موجود ترجیح دهند. با توجه به کاهش میزان محبوبیت فیسبوک در چند سال اخیر، پیش‏بینی می شود که توییتر بتواند به سلطه این شبکه پایان دهد.

 

3- لینکدین

این شبکه در سال 2003 توسط رید هافمن تاسیس شد. با توجه به این امر که این شبکه با محوریت کسب وکار ایجاد شده است، مکانی ایده آل برای حضور برندها محسوب می شود. درواقع با توجه به این امر که تمامی افراد حاضر در این شبکه به نوعی با کسب و کارهای مختلف در ارتباط هستند، به همین خاطر امکان ایجاد ارتباط کاری ای مهیا است که در هیچ شبکه دیگری یافت نمی شود. این امر به شما کمک خواهد کرد تا افراد دارای استعداد را شناسایی کرده و به استخدام خود درآورید. بدون شک این اقدام در مقایسه با روش های رایج استخدامی در زمینه صرفهجویی در وقت و هزینه و یافتن بهترین گزینه موجود، دارای اهمیت خواهد بود.

 

4-گوگل پلاس

گوگل پلاس درواقع شبکه اجتماعی مخصوص شرکت گوگل است که در سال 2011 و در راستای رقابت با فیسبوک ایجاد شد. اگرچه فیسبوک بارها به سوءاستفاده از اطلاعات کاربران خود متهم شده است، با این حال گوگل پلاس موفق شده است تا با شفافیت کامل اقدامات خود، اعتماد حداکثری کاربران خود را به دست آورد. با توجه به این امر که این شبکه متعلق به گوگل است، حضور موثر در آن می تواند به بهبود بهینهسازی سایت شرکت نیز کمک شایانی کند.

 

5-یوتیوب

یوتیوب دومین وبسایت پرطرفدار جهان(پس از گوگل) و معروف ترین شبکه اشتراکگذاری ویدئو محسوب می شود که در سال 2005 توسط سه کارمند سابق پی پال(بزرگترین شرکت فعال در حوزه تجارت الکترونیک) به نام-های استیو چن، چاد هرلی و جاوید حکیم تاسیس شد. این شبکه در سال 2006 توسط گوگل خریداری شد. بدون شک یوتیوب بهترین مکان برای در معرض نمایش قرار دادن کلیپ های تبلیغاتی برندها است. همچنین با توجه به حضور فوق العاده زیاد کاربران و محیط کاربری جذاب آن، انجام تبلیغات در آن نیز می تواند کاملا سودمند باشد.

 

6-پینترست

پینترست در سال 2010 توسط بن سیلبرمن تاسیس شد. از نظر محتوایی این شبکه بر پایه ارسال تصویر بنا شده است که از این نظر به اینستاگرام شباهت هایی دارد. با این حال تصاویر موجود در آن در دسته بندی های دقیقی قرار گرفته شده است که این امر باعث می شود تا کار با آن کاملا جذاب و هدفمند باشد. درواقع شما در شبکه هایی نظیر اینستاگرام و فیسبوک، اقدام به اشتراک گذاشتن اطلاعات شخصی خود می کنید. این امر در حالی است که در پینترست دیگر اطلاعات شخصی مبنای کار قرار نگرفته و شما باید به سراغ مطالبی بروید که ارزش بالایی را به همراه خواهد داشت که این امر به دو طریق بورد و پین قابل انجام است. در حال حاضر نیز با توجه به اضافه شدن امکان خرید مستقیم به آن، برندهای بسیاری در این شبکه فعالیت می کنند. جالب است بدانید که پینترست از جمله معدود شبکه هایی است که در آن تعداد کاربران زن بیش تر است. به همین خاطر این شبکه برای فعالیت برندهای مرتبط با حوزه زنان، کاملا مناسب است.

 

7-اینستاگرام

درست مانند مورد قبل، اینستاگرام نیز یک شبکه اجتماعی بصری است که در سال 2010 توسط کوین سیستروم و مایک کرایگر تاسیس شد. میزان رشد محبوبیت این شبکه به حدی زیاد بوده است که مسئولان فیس بوک در ازای رقمی نجومی در سال 2016 اقدام به خرید آن کردند. درواقع مزیت بزرگ اینستاگرام در این است که به خوبی موفق شده است تا نیازهای کاربران خود را تامین کند. همین امر نیز باعث شده است تا نرخ میزان مراجعه روزانه کاربران این شبکه بالاتر از هر شبکه اجتماعی دیگری باشد. به همین خاطر اینستاگرام برای فعالیت هر برندی مناسب است. درواقع شما در اینستاگرام با محدودیت یوتیوب مواجه نیستید و می توانید علاوه بر عکس، به ارسال کلیپ و متن نیز بپردازید. از دیگر مزیت های بزرگ این شبکه قابلیت استوری است که به مطالب 24 ساعته اختصاص دارد که خود عامل مهمی در علت مراجعه روزانه کاربران آن محسوب می شود. با توجه به این امر که اینستاگرام در حال حاضر به فیسبوک تعلق دارد، حمایت باسابقه ترین و در عین حال پرکاربرترین شبکه اجتماعی جهان نیز به بهبود عملکرد آن کمک کرده است.

آمارها در این رابطه حاکی از آن است که 95درصد کاربران اینستاگرام، از فیسبوک نیز استفاده می کنند که به خوبی بیانگر ارتباط مناسب این دو شبکه با یکدیگر است. حضور برندهای جهانی و ستارگان مختلف در این شبکه نیز از دیگر مزیتهای بزرگ آن محسوب می شود. همچنین روانشناس ها در این زمینه عقیده دارند که افراد مواردی را که مشاهده کنند، به مراتب بهتر به خاطر خواهند سپرد و بازیابی بهتری را نیز در مقایسه با مطالب شنیده و خوانده شده خواهند داشت. به همین خاطر نیز تبلیغات در این شبکه معمولا با موفقیت مناسبی همراه است.

 

امروزه شمار بالایی از افراد در حوزه کسب وکارهای کوچک مشغول به فعالیت هستند. اگر شما هم یک کسب وکار کوچک دارید، در کدام بخش و برای چه کسی فعالیت می کنید؟

 البته احتمال اینکه کسب و کار کوچک شما موسسه های وابسته داشته باشد، اصلا دور از ذهن نیست. در هر صورت صاحبان کسب وکارهای کوچک از فرصت های بازاریابی دیجیتالی در دنیای امروز استفاده بهینه نمی کنند. دلیل این غفلت براساس برخی از پژوهش های جدید تلاش برای انجام شمار بالایی از امور به صورت شخصی است. به این ترتیب صاحبان چنین کسب وکارهایی هنوز هم مایل به رسیدگی شخصی به امور کلی برندشان هستند.

به گزارش چاپ ونشر به نقل از اقتصادآنلاین، اگر مایل به فهم صحت یا نادرستی راهکار خود در بازاریابی کسب وکار کوچک تان هستید، به مطالعه این مقاله ادامه دهید.

اغلب کسب وکارها (47درصد) کمتر از 10 هزار دلار در سال برای بازاریابی دیجیتالی هزینه می کنند. براساس گزارش مرکز مطالعاتی کلاچ اغلب کسب وکارهای کوچک بسیار کمتر از 10 هزار دلار هزینه بازاریابی دارند. بر این اساس فقط یک چهارم شرکت های کوچک مبلغی بیش از 10 هزار دلار و حداکثر تا سقف 100 هزار دلار در سال برای بازاریابی اختصاص می دهند. در این پژوهش منظور از کسب وکارهای کوچک شرکت هایی با کمتر از 10کارمند بوده است.

با توجه به بررسی فوق پرسش اصلی حوزه های اختصاص بودجه بازاریابی از سوی کسب وکارهای کوچک است. بر این اساس شبکه های اجتماعی (62درصد) و وب سایت رسمی (61درصد) در اوج محبوبیت قرار دارند. در رتبه های بعدی بازاریابی ایمیلی (39درصد) و بهینه سازی جست وجوها در موتورهای جست وجوگر (25درصد) پرطرفدار هستند.

کسب وکارهای کوچک چه فرصت هایی را از دست می دهند؟

به طور واضح، کارآفرین های حوزه های کوچک کسب وکار فرصت های بسیاری را در طول سال از دست می دهند. در اینجا به سه فرصت بزرگ بازاریابی که صاحبان این کسب وکارها بدان بی توجه اند، اشاره خواهم کرد.

1. آنها وب سایت رسمی ندارند:

در دنیای کسب وکارهای کوچک از هر 10 شرکت 4 مورد دارای وب سایت رسمی نیستند. بر این اساس آنها از ابزار قدرتمندی در عرصه بازاریابی محرومند. هر کسی که با من آشنا باشد، می داند که دغدغه اصلی من پیرامون وب سایت رسمی و اهمیت آن بسیار زیاد است.

من مقاله های زیادی در مورد اهمیت وب سایت رسمی در فعالیت بازاریابی به رشته تحریر در آورده ام. به عنوان مهم ترین دلیل چنین اقدامی باید جذب کاربران فضای آنلاین به محصولات مان را خاطرنشان کنم. شاید در وهله نخست با وجود فروشگاه های بزرگ آنلاین مانند آمازون ضرورت راه اندازی وب سایت رسمی چندان آشکار نباشد.

در اینجا باید به یک نکته مهم اشاره کرد. بسیاری از مشتریان پیش از خرید محصولی به سراغ وب سایت رسمی برند موردنظر می رود. بر این اساس اگر شما سایتی نداشته باشید، مخاطب به سرعت شما را از فهرست خریدش حذف خواهد کرد.

به منظور تاثیرگذاری بیشتر وب سایت شما باید سازگار با دستگاه های هوشمند مانند گوشی همراه و تبلت باشد. همچنین رابط کاربری ساده و طراحی جذاب قالب سایت از دیگر المان های مهم در این میان خواهد بود. اهمیت وب سایت رسمی شما معطوف به بنای ساختمان برندتان در حوزه بازاریابی آنلاین است. بر این اساس وب سایت رسمی ما پنجره ای برای مخاطب قلمداد می شود. محتوای این پنجره هرچه باشد، مخاطب براساس آن تصمیم گیری خواهد کرد.

2. آنها از بازاریابی محتوایی استفاده نمی کنند:

براساس پژوهش وب سایت Allbusiness نزدیک به 80درصد صاحبان کسب وکارهای کوچک از بازاریابی محتوایی برای توسعه کسب وکارشان استفاده نمی کنند.

همچنین در این میان فقط 24درصد از آنها برنامه ای برای راه اندازی بخش بازاریابی محتوایی در آینده دارند. از این میان اغلب آنها برنامه شان هیچ گاه رنگ واقعیت به خود نخواهد دید. بی شک همه این کارآفرین ها در اشتباه هستند. بازاریابی محتوایی امروزه یکی از ابزارهای موثر و بسیار سریع برای تاثیرگذاری بر روی مخاطب است. منظور از بازاریابی محتوایی در اینجا الگوی متکی بر محتوا (مطالب وبلاگ، ویدئو، پادکست، کتاب الکترونیکی و مقاله) است. به این ترتیب با اندکی تخصیص زمان و هزینه شما توانایی جلب رضایت شمار بالایی از کاربران را خواهید داشت.

همچنین از دل این فعالیت ها کاربران عادی بدل به مشتریان تان خواهند شد. علاوه بر این تولید محتوا در شبکه های اجتماعی و اینترنت به سرعت شما را بدل به یکی از محبوب ترین سایت ها در موتورهای جست وجوگر مانند گوگل و یاهو خواهد کرد.

در حقیقت تنها حوزه ای که اهالی کسب وکارهای کوچک حتی از بازاریابی محتوایی نیز کمتر بدان توجه دارند، بازاریابی مبتنی بر واقعیت مجازی است. دلیل این امر نیز سهولت استفاده از بازاریابی محتوایی است. در هر صورت در الگوی فوق شما فقط باید محتوای جذاب تولید کنید. با این حال در زمینه واقعیت مجازی علاوه بر محتوای جذاب باید آن را با دوربین های واقعیت افزوده و مجازی هم سازگار نماییم. اگرچه چنین دوربین هایی در کشورهای پیشرفته اروپایی و آمریکای شمالی بسیار رایج اند، اما راه درازی تا ورود به طیف وسایل شخصی مردم سایر نقاط جهان دارند. به عنوان نکته پایانی نیز باید به کاستی های شبکه های اجتماعی هم اشاره کنیم. بر این اساس بسیاری از این پلتفرم ها هنوز هم از محتوای مبتنی بر واقعیت افزوده پشتیبانی نمی کنند. در چنین شرایطی توسعه بازاریابی براساس چنین شیوه ای بسیار کند خواهد بود.

3. آنها از بازاریابی ایمیلی غافلند:

امروزه از هر 10 کسب وکار کوچک 6 مورد از بازاریابی ایمیلی استفاده نمی کنند. مزیت اصلی بازاریابی ایمیل محور سهولت کاربری و امکان راه اندازی کمپین با کمترین هزینه است. در حقیقت شما فقط به محتوایی جذاب و یک نرم افزار رایگان ارسال ایمیل های انبوه و گروهی نیاز خواهید داشت. بقیه کار در عرض کمترین زمان ممکن صورت می پذیرد. البته در این میان باید نسبت به کیفیت بالای متن مان برای طرف مقابل اطمینان حاصل کنیم. در هر صورت متن تنها دارایی با ارزش ما در این میان به حساب می آید. برای همین همیشه پیش از انتشار متن مان باید آن را حداقل سه بار بازبینی نماییم. مرحله نخست توسط یکی از اعضای شرکت، مرحله دوم از سوی دوست یا یکی از اعضای خانواده و مرحله پایانی بازهم از سوی خودمان صورت می گیرد. به این ترتیب ضریب خطای متن ایمیل مان تا حد زیادی کاهش خواهد یافت.

چه کسی بازاریابی کسب وکار کوچک شما را انجام می دهد؟

آیا شما تمام مراحل بازاریابی کسب وکار کوچک تان را به طور شخصی دنبال می کنید؟ اگر اینگونه است، شما تنها نیستید. با این حال اگرچه پیگیری شخصی تمام امور امری رایج در میان صاحبان کسب وکارهای کوچک است، اما لزوما هوشمندانه ترین راهکار به حساب نمی آید.

بسیاری از کسب وکارهای کوچک در پژوهش موسسه کلاچ به مدیریت امور بازاریابی برند کوچک شان به صورت کاملا خودکفا اعتراف کرده اند. در این میان 30درصد از یک تیم داخلی حداقل یک نفره برای این کار استفاده می کنند. 28درصد نیز تیم های دونفره برای این کار اختصاص داد ه اند. بی شک چنین آماری برای آینده بازاریابی بسیار امیدوارکننده است. شاید این توصیف من اندکی عجیب باشد. با این حال باید ماهیت کسب وکارهای کوچک را در یاد داشته باشیم. این کسب وکارها به طور معول کمتر از 10 کارمند دارند.

پژوهشی دیگر از سوی موسسه Brand Muscle نتایج مشابهی را به دنبال دارد. بر این اساس از میان 2700 برند مورد بررسی در پژوهش فوق نزدیک به 64درصد امور بازاریابی شان را از طریق داخلی و با همکاری کارمندان شان سامان می دهند. در این میان فقط 7درصد از برندها با کارمندان پاره وقت برای بازاریابی همکاری می کنند. همچنین فقط 3درصد از برندهای کوچک به سراغ همکاری با آژانس های بازاریابی متمایل می شوند. بقیه برندها تمام فرآیند بازاریابی را میان کارمندان شان تقسیم می کنند.

بی شک بسیاری از مهارت های بازاریابی از عهده کارمندان معمولی خارج است. نکته جالب آگاهی بسیاری از کسب وکارها از چنین کاستی در تیم های بازاریابی شان است. با این حال چالش اصلی در این میان برای همکاری با آژانسی حرفه ای محدودیت های مالی است. به این ترتیب در شبکه های اجتماعی بسیاری از برندها به جای بازاریابی در حال وقت تلف کردن هستند. اوضاع در سایر حوزه های بازاریابی نیز به همین شکل دنبال می شود.

به منظور غلبه بر محدودیت های مالی باید راهکاری هوشمندانه پیدا کرد. بر این اساس شما باید فقط در مرحله پایانی از یک بازاریاب حرفه ای کمک بگیرید. منظور من از این عبارت تهیه محتوای اصلی برنامه بازاریابی برندتان به صورت شخصی و ارائه آن به بازاریابی حرفه ای در مرحله پایانی به منظور نظارت بر کیفیت کار است. در چنین شرایطی بازاریاب ها مقدار اندکی دستمزد را طلب می کنند، بنابراین محدودیت بودجه برندتان نیز با مشکل مواجه نخواهد شد.

راهکار جایگزین دیگر در این میان همکاری با دانشجوهای رشته بازاریابی یا نیروهای تازه کار است. به طور معمول این دسته از افراد به دنبال کسب تجربه اند و چندان به امور مالی اعتنایی ندارند. به این ترتیب شما از همکاری با آنها سود فراوانی خواهید برد. البته نباید بر روی این افراد به عنوان کارمندان دائمی حساب کرد. تقریبا همه آنها پس از پایان دوره آموزشی یا کسب مهارت بیشتر به سراغ کارهای دیگری می روند.

باتوجه به راهکارهایی که در بالا بیان شد، گمان نمی کنم دیگر نیازی به هدایت و مدیریت امور بازاریابی کسب وکار کوچک مان به صورت شخصی باشد. در هر صورت شما به عنوان صاحب یک کسب وکار کارهایی به مراتب مهم تر از توجه به فرآیند بازاریابی برندتان خواهید داشت. وظیفه شما در حوزه بازاریابی فقط نظارت بر کلیت ماجراست، نه بیشتر.

 

 

برای رهبران و کارآفرینان کسب و کار های کوچک، انجام فهرست کارهای ضروری بازاریابی می تواند به شما این احساس را دهد که در حال باختن یک بازی پرهیجان (و پرخطر) ضربه به موش کور (wack-a-mole) هستید. بعد از تکمیل هر مورد، دو یا سه مورد دیگر پدیدار می شود و اولویت بندی کارها در زمانی که همه آنها برای رسیدن تان به هدف ضروری هستند، کمکی نمی کند. خوشبختانه راهی برای بهبود چشمگیر بهره وری بازاریابی شما و دست یافتن همزمان به نتایج مورد نیاز برای ایجاد یک کسب و کار موفق وجود دارد.

به گزارش چاپ ونشر به نقل از فرصت فردا، امروزه فناوری اتوماسیون می تواند به شما کمک کند تا به کارهای مهم توجه کنید و همزمان به نرم افزار رایانه امکان رسیدگی به کارهای سخت را می دهد. شما هنوز هم نیاز خواهید داشت که محتوایی خلق کنید تا بتواند مشتریان احتمالی را از میان قیف فروش (sales funnel) عبور دهد، اما شمار زیادی از کارهای زمانبر و تکراری را می توان به طور خودکار انجام داد.

شما به جای سپری کردن یکی دو بعد از ظهر در هفته برای عمل کسل کننده ورود داده ها، با این نرم افزار رایانه می توانید همان کار را همزمان با ارسال پیام به حساب های شبکه های اجتماعی طبق برنامه انجام دهید و در زمانی که خریداران احتمالی اقدامات خاصی صورت می دهند، به طور خودکار از طریق ایمیل در موردشان اطلاعات کسب کنید.

براساس وب سایت استاتیستا دات کام (Statista. com)، انتظار می رود که هزینه اتوماسیون بازاریابی در جهان تا پایان سال 2018 از 32میلیارد دلار فراتر رود. همان طور که راه حل های بیشتری خلق می شوند و رقابت در این فضا افزایش می یابد، فروشندگان توجه خود را به افزایش دادن بازدهی اطلاعات (ROI) برای مشتریان خود معطوف کرده اند. از آنجا که هزینه کل مالکیت نرم افزار اتوماسیون بازاریابی نسبتا کم است، احتمالا رقبای شما همین حالا در حال استفاده از آن هستند یا بررسی دقیق راه حل های مختلف موجود را شروع می کنند.

برای اتوماسیون صبر نکنید

هر چه زودتر از اتوماسیون استفاده کنید، به خاطر صرف زمان برای مسائل مهم زودتر به بازدهی می رسید. برای اجرای راه حل اتوماسیون مناسب، از این مراحل پیروی کنید.

1. نرم افزاری مناسب با صنعت خود بیابید

بسیاری از راه حل های اتوماسیون ویژه صنعت خاصی خواهند بود، همانند ورود اخیر اَپ ایم بِیس (Aimbase) گروه بازاریابی آوالا (Avala Marketing Group) به بازار، که برای تولیدکنندگانی طراحی شده است که با شبکه های فروشندگان کار می کنند و نیاز به مدیریت طرح های ابتکاری دارند تا مشتریان احتمالی جدید را جذب و با نظرسنجی ها و بازاریابی پس از فروش از آنها اطلاعات کسب کنند. بسته به صنعتی که در آن فعالیت دارید، نرم افزارهای واسط برنامه نویسی کاربردی باز (open API software) همچون اتوپایلت (Autopilot) می توانند ایده آل باشند، چراکه از گزینه های قابل تنظیم برخوردارند. با نرم افزار واسط برنامه نویسی کاربردی باز می توان یک اپ را اجرا کرد که از بینش های قابل پیش بینی برای یافتن سرنخ ها در پایگاه داده تان استفاده می کند. این نرم افزار حتی یک پنجره تبلیغاتی ایمیل شخصی خواهد ساخت یا سرنخ ها را به سمت نمایندگان فروش تان هدایت خواهد کرد.

2. مشترکان (subscribers) خود را تفکیک کنید

فرض کنید که در فهرست ایمیل شما، نام 1000 مشترک وجود داشته باشد. این خبر خوبی است! مشکل اینجاست که شما نمی توانید یک ایمیل مرتبط با همه آنها ارسال کنید. در عوض بهتر است مخاطبان خود را براساس مکان شان در کانال فروش تفکیک کنید. ثبت نام کننده های جدید ایمیل، هنوز هم مشتریان احتمالی محسوب می شوند، بنابراین هفته ای یک بار ایمیل معرفی و شاید خبرنامه دریافت خواهند کرد. اگر آنها روی گزینه ای کلیک کنند، تبدیل به سرنخ های گرم (warm leads) می شوند که آغازگر زنجیره مخاطبان متفاوتی است که حتی احتمال دارد شامل تماسی از نماینده فروش تان باشد. نرم افزار اتوماسیون بازاریابی می تواند به شما کمک کند تا انواع مختلفی از سرنخ ها را شناسایی کنید و سپس مراحل بعدی مخصوص به خود را انجام دهید.

3. بهترین تکنیک تولید سرنخ خود را مشخص کنید

چه چیزی در کسب و کار تان شما را به نتیجه می رساند؟ زمانی که یک مشتری برای دریافت خبرنامه ثبت نام می کند، کدام ایمیل دارای بهترین عملکرد از لحاظ دانلودهای گزارش مشکل و راه حل (whitepaper downloads)، تبدیل ها، درگیری کلی، یا هر معیار مهم دیگری برای شما است؟ موثرترین تکنیک تولید سرنخ را براساس بینش هایی مشخص کنید که قبلا از تلاش های بازاریابی تان گردآوری کرده اید و برای اجرای آن تکنیک از اتوماسیون استفاده کنید. مثلا اگر بیشترین مشتری را از طریق تلفن تبدیل می کنید، در خبرنامه ایمیل شما چه بسا با فرصت دادن به مشتریان برای درخواست اطلاعات تخصصی تر، باید برقراری تماس های تلفنی به نمایندگان فروش تان را مورد توجه قرار دهید.

4. تلاش برای اتوماسیون را تجزیه و تحلیل کنید

راه اندازی یک راه حل اتوماسیون، صرفا نخستین گام در فرآیند بهسازی دایمی است. جهت تعدیل و تنظیم استراتژی و ارائه نتایج بهبود یافته لازم است که عملکردهای مختلف اتوماسیون شده را تجزیه و تحلیل و معیارهای موجود در نرم افزار خود را برای پیگیری پیشرفت خود بررسی کنید. در نهایت تشخیص موفقیت راه حل اتوماسیون شما، به اهداف خاص شرکت و بازدهی اطلاعات تان بستگی خواهد داشت.

در هر روز همیشه 24 ساعت وجود خواهد داشت که برای صاحبان و کارآفرینان کسب و کارهای کوچک خبر ناامیدکننده ای است. تمام کاری که می توانید انجام دهید، استفاده مفید از زمان تان در حد امکان است. زمانی که شما یک گروه کامل در اختیار دارید که خود را وقف بازاریابی کرده اند، تفویض کارها به صورتی که به شما امکان تمرکز روی تصویر بزرگ تر را دهد امکانپذیر است، اما انجام همزمان مسئولیت های کامل بازاریابی در زمانی که رئیس یک شرکت کوچک هستید، عملی فوق العاده دشوار است. خوشبختانه نیازی به این کار ندارید. مهم نیست در چه صنعتی فعالیت می کنید، برای ارائه نتایج هماهنگ از نرم افزار اتوماسیون بازاریابی استفاده کنید که شما را برای پس گرفتن روز خود توانمند می سازد.

 

استفاده از شبکه های اجتماعی در بین کارمندان روز به روز افزایش یافته و علاوه بر کاهش کارایی، مشکلاتی مانند ترک شرکت ایجاد کرده است.

به گزارش چاپ ونشر به نقل از فرصت امروز، شبکه های اجتماعی عموما دو تاثیر روی کارمندان دارند. یکی از این تاثیرها کاهش کارایی و تمرکز آنها در حین انجام وظایف است. تاثیر دیگر، تبدیل شدن به ابزاری برای افزایش همکاری و ارتباط مثبت میان کارمندان است.

تحقیقات اخیر لورنزو بیتزی، استادیار دپارتمان مدیریت دانشگاه ایالتی کالیفرنیا نشان می دهد شبکه های اجتماعی به آن مقدار که مدیران فکر می کنند، از بین برنده بازدهی و کارایی نیستند. اگرچه این خبر خوبی است، اما خبر بد اینکه همین شبکه ها می توانند عواملی برای ترک شرکت توسط کارمندان باشند.

بیتزی ۲۷۷ کارمند از شرکت های مراقبت های سلامتی را مورد مطالعه قرار داده است. او به این نتیجه رسید کارمندانی که در شبکه های اجتماعی مانند فیس بوک، توییتر و لینکدین با همکاران خود در ارتباط هستند، انگیزه بیشتری برای کار در شرکت داشته و ایده های بهتری ارائه می دهند. از طرفی کارمندانی که در ساعت های کاری در شبکه های اجتماعی با افراد خارج از سازمان خود در ارتباط هستند، انگیزه و تعهد کمتری به کار خود نشان می دهند.

نتایج کلی تحقیقات نیز نشان داد صرف نظر از دوستان و ارتباطات شبکه های اجتماعی، افرادی که در ساعات کاری از این سرویس ها استفاده می کنند، بیش از دیگران تمایل به ترک کار دارند. نکته مهم اینکه افرادی که در ساعات فراغت از شبکه های اجتماعی استفاده می کنند، کمتر به فکر ترک شغل می افتند. بیتزی می گوید احتمالا دلیل این ترک کار، ارتباط با کارفرمایان دیگر در شبکه های اجتماعی است.

طبق مقاله منتشر شده از بیتزی در مجله کسب وکار هاروارد، ۷۹درصد از کارمندانی که برای کار از شبکه های اجتماعی استفاده می کنند، شرکت فعلی خود را ترک خواهند کرد. در میان افرادی که در زمان استراحت از این سرویس ها استفاده می کنند، آمار به ۶۰درصد می رسد. بیتزی در این مورد می گوید: افرادی که در ساعات کاری از شبکه های اجتماعی استفاده می کردند، به دنبال سازمان های جدید گشته و با ایجاد ارتباطات کاری جدید، شغل فعلی خود را ترک می کردند.

بیتزی در نهایت پیشنهاد می دهد که آموزش هایی برای استفاده از شبکه های اجتماعی به کارمندان ارائه شود. او می گوید باید از نقاط مثبت این شبکه ها مانند ارتباط بهتر با همکاران و افزایش انگیزه استفاده و رفتارهای غلطی که باعث استعفای کارمندان می شود را حذف کنیم.

پیشنهاد دیگر ساختن گروه های اجتماعی اختصاصی برای کسب و کار خودتان است. با این کار مشارکت آنلاین افراد را نیز در محیطی اختصاصی و بدون مزاحمت شرکت های دیگر تشویق خواهید کرد. در شبکه های اجتماعی داخلی، افراد کمتر در مورد تمایل به ترک شرکت یا فرصت های خارج از سازمان بحث می کنند.

به نظر می رسد راهکار دوم سازنده تر باشد، چرا که در راهکار اول یعنی آموزش یا تنبیه، افراد در محدودیت یا در معرض تاثیرات اجباری آموزگاران خواهند بود و چه بسا رفتارهای ساختارشکنانه بیشتری انجام دهند. با ایجاد شبکه های اجتماعی داخلی هم نیاز کارمندان به مشارکت آنلاین برطرف می شود و هم آزادی آنها تا حدودی حفظ خواهد شد. در این میان پیشنهاد می شود هرچه بیشتر نشاط و شادابی تیم را به این شبکه ها تزریق و حتی نتایج آن را در شبکه های عمومی منتشر کنید تا استعدادهای جدید به سمت شرکت شما جذب شوند..