مدیر انتشارات کرگدن گفت: با پیشرفت تکنولوژی کتاب‌های چاپی از بین نمی‌روند و مخاطبان خاص خود را حفظ می‌کنند و بخشی از کتاب‌ها به صورت نسخه الکترونیکی منتشر می‌شوند.

به گزارش چاپ و نشر به نقل از ایبنا؛ حسین شیخ رضایی مدیر نشر کرگدن است. این عضو هیات علمی موسسه پژوهشی حكمت و فلسفه ایران دكترای خود را در سال ١٣٨٥ از دانشگاه دورهام لندن گرفته و غیر از پژوهش در حوزه فلسفه علم و آموزش فلسفه به كودكان، ترجمه‌ها و تالیف‌هاى متعددى هم منتشر كرده و به تدریس در دانشگاه‌هاى مختلف نیز مشغول است. او از عدم حضور ناشرانی که امسال در نمایشگاه حضور ندارند احساس تاسف می‌کند و امیدوار است حوزه نشر در سال‌های آینده بهبود پیدا کند. در ادامه مشروح گفت‌وگو با او را می‌خوانید:

 

با توجه به تغییرات تکنولوژی که هر روز شاهد آن هستیم  فکر می کنید آینده کتاب دچار چه تحولاتی شود؟ 

 آینده کتاب از دو جنبه قابل بررسی است؛ یک جنبه اقتصادی بدین معنی که با توجه به افزایش قیمت کاغذ و دیگر وسایل چاپ بسیاری از ناشرهای کوچک کتاب چاپ نکردند و چاپ کتاب جدا از مسائل ممیزی بسیار سخت می‌شود. اگر به فضای نمایشگاه بیایید متوجه می‌شوید که برخی از ناشران امسال در نمایشگاه کتاب شرکت نکردند چون زمانی که هزینه کتاب بالا برود خریدار به فکر مایحتاج زندگی خود است تا کتاب.

اما تکنولوژی‌های جدید فقط مرتبط به ایران نیست، تجربه نشان می‌دهد که تکنولوژی‌های تازه هیچ‌گاه تکنولوژی‌های قبل را به کل از صحنه خارج نکردند، همانطور که با آمدن عکاسی نقاشی از بین نرفت و همچنین نسخه الکترونیک بعضی از کتاب‌ها خواهان بیشتری دارد. گاهی شما می‌خواهید یک رمانی را در اتوبوس و قطار روی لپ ‌تاپ و موبایل بخوانید و نسخه کاغذی کم‌تری از آن به فروش می‌رود.

از سوی دیگر بعضی کتاب‌های مرجع و آکادمیک نیاز به چاپ کاغذی دارند، بنابراین تصور نادرستی است که می‌گویند قالب‌های الکترونیکی کتاب را از دور خارج می‌کند. کشورهایی که در این زمینه از ما جلوتر  هستند هنوز کتاب چاپی برای مدارس و کتاب خانه‌های عمومی منتشر می‌کنند اما کتاب‌هایی که سبک‌تر هستند و با یک بار خواندن کنار گذاشته می‌شوند به شکل الکترونیکی منتشر می‌شوند.

 

 شبکه‌های اجتماعی چه تاثیری در دنیای کتاب گذاشته‌اند؟

  شما می‌توانید با تشکیل یک کانال که نیاز به هزینه و مجوز ندارد کار بازاریابی کتاب را انجام دهید و با این کار می‌بینید که عکس یک کتاب را چند هزار نفر دیده‌اند. شبکه‌های مجازی و نت ذائقه افراد را از خواندن به سمت تصویر می‌برد و آدم‌ها تصویر می‌خوانند و در نتیجه مخاطبان علاقه‌ی کم‌تری برای خواندن کتاب‌های قطور پیدا می‌کنند.

 

 در مورد تاثیر منفی که شبکه‌های اجتماعی در بازار کتاب دارد توضیح دهید؟

 از تاثیرات منفی شبکه‌های اجتماعی می ‌توان به رعایت نشدن کپی رایت، جا به جا شدن فایل‌ها و دزدی کتاب اشاره کرد. همچنین ذائقه مخاطبان از خواندن به سمت تصویر رفته که این تاثیر چشمگیری در آینده کتاب دارد.

 

باتوجه به اینکه که شبکه‌های مجازی تغییر بسیاری در نوشتن افراد ایجاد کرده تاثیر آن را در حوزه کتاب چطور می‌بینید؟

 افراد در شبکه‌های اجتماعی می‌خواهند سریع پیام را تایپ کنند و آن را بفرستند و همین امر باعث ایجاد نوعی از نوشتار در زبان فارسی شده است، زبانی که شکسته و مختصرنویسی بسیاری دارد و قواعد دستور زبان رعایت نمی‌شود و استفاده از کلمات خارجی زیاد است و نسل جوان به این شکل می‌نویسند. ممکن است این زبان به متن‌های مکتوب منتقل شود و ما در آینده شاهد تغییرات زیاد در کتاب‌ها شویم، از طرف دیگر کسانی که به این زبان عادت می‌کنند خواندن فارسی معیار برایشان سخت می‌شود و البته این مسئله جهانی است که سواد خواندن به دلیل شبکه‌های اجتماعی کم می‌شود و این وظیفه آموزش و پرورش است که از طریق کتاب‌های درسی و آموزش و پرورش نگارش و فارسی نسل جدید را تقویت کند.

 

در آینده کتاب، جایگاه نویسنده چه تغییری پیدا می‌کند؟

نویسنده و ناشر جای خود را در بازار پیدا می‌کنند و  چیزی که باعث نگرانی است دخالت‌های دولت و نهادهای دارای قدرت و پول است که تعادل بازار را بهم می‌زند و این شرایطی که در کشور است به دلیل این است که نهادهای زیادی که کارشان کتاب نیست وارد تولید کتاب می‌شوند و این کتاب‌ها را با رانت‌هایی خریداری می‌کنند و اگر این گونه مسائل‌ نباشد ناشری که نمی‌تواند در این بازار فعالیت کند آن را کنار می‌گذارد.

شبکه های اجتماعی درست مانند آب یا هوا برای بازاریابی دیجیتال است. به عنوان یک بازاریاب ما نیاز انکارناپذیری به شبکه های اجتماعی داریم. با این حال چنین نیازی نباید ما را کور کند.

یک بازاریاب موفق همیشه نگاهی واقعگرایانه، مسئولانه، عقلانی و هوشمندانه نسبت به تمام جنبه‌های شبکه‌های اجتماعی دارد. متاسفانه بسیاری از بازاریاب‌ها در دنیای امروزی فاقد چنین نگاهی هستند (من نیز گاهی اوقات همینطورم). چنین بیاحتیاطی همیشه شکایت‌های کاربران شبکه‌های اجتماعی را در پی دارد: «لطفا نمونه‌های تبلیغاتی بد را با الگوهای خوب جایگزین کنید». بیشک در دنیای بازاریابی و تبلیغات امکان صرف نظر از خواست مخاطب وجود ندارد، بنابراین باید به حرف آنها گوش داد.

در این مقاله هدف اصلی من بررسی ۱۰اقدامی‌است که باید همین امروز اجرای آنها در شبکه‌های اجتماعی را متوقف سازید. در عوض من به راهکارهای جایگزین برای پیگیری بهتر فعالیت برندمان در شبکه‌های اجتماعی نیز خواهم پرداخت.

 

استفاده بیش از اندازه از هشتگ‌ها

تردید نیست که هر برندی علاقه من به جلب نظر مخاطب در توییتر و اینستاگرام است. در هر صورت کاربران معمولی نیز هدف اصلی خود از کاربرد هشتگ‌ها را مشاهده بیشتر مطالب خود عنوان می‌کنند. با این حال استفاده بیش از اندازه هشتگ‌ها تمام اهداف برندمان را بر باد می‌دهد. به همین خاطر نخستین توصیه این مقاله توقف فرآیند استفاده بیش از حد هشتگ‌ها خواهد بود.

 

چرا باید این کار را متوقف کنیم؟

دلیل اصلی تاکید بر روی توقف این اقدام جلوه نامناسبش است. وقتی یک برند بیش از حد به هشتگ‌ها می‌پردازد، مانند شخصیتی کارتونی و غیرعادی نزد مخاطب جلوه گر می‌شود. پیش‏فرض ابتدایی بسیاری از افراد برای چنین اقدامی‌تلاش به منظور جلب توجه بیشتر مخاطب و افزایش شمار فالوورهاست. اگرچه در برخی موارد این اقدام موفقیتآمیز است، اما نتیجه نهایی همیشه مشخص خواهد بود: ناامیدی مخاطب از اتکای بیش از حد ما بر روی هشتگ‌ها. همچنین باید توجه داشت که شمار بالای هشتگ‌ها همیشه موارد نامربوط به کسب وکار ما را نیز در خود دارند، بنابراین در متن مان حداکثر باید هشت کلمه را به صورت هشتگ درج کنیم. در غیر این صورت مخاطب قید مطالعه محتوای ما را خواهد زد.

 

راهکار جایگزین

به هنگام انتخاب هشتگ هوشمندانه عمل کنید، بنابراین هشتگ‌های ما باید برجسته ترین کلمات مطلب مان باشد. به این ترتیب مخاطب توجه بیشتری به آنها نشان می‌دهد. یکی از مشکلات عمده برندهای علاقهمند به کاربرد هشتگ‌های زیاد گزارش مزاحمت از سوی کاربران است. درست به همین خاطر اغلب این صفحات با محدودیت‌هایی از جانب پلتفرم‌های مورد نظر مواجه می‌شوند.

 

حمله به سوی همه ترندها

شمار بسیار زیادی از ما علاقهمند به افزایش شباهت با دیگران هستیم. راهکار ما نیز در اغلب موارد انجام کارهای محبوب نزد اکثر مردم یا کسب وکارهاست. بدون تردید هر ترندی مناسب برند ما نیست. به همین دلیل هجوم به تمام ترندهای مطرح برند ما را بیفکر و ساده‏لوح نمایش می‌دهد.

 

چرا باید این کار را متوقف کنیم؟

دلیل اصلی توقف چنین کاری جلوگیری از نمایش جلوه ای احمق از برندمان است. با اندکی تامل به خوبی اشتباه اصلی پشت پرده چنین اقدامی‌کشف می‌شود: بی‏هویت ساختن برندمان. برندی که تن به هر ترندی می‌دهد، در حقیقت هویت خود را زیر سوال می‌برد. درست به همین دلیل برندهای مطرح هیچگاه اقدام به مشارکت در تمام ترندهای داغ روز نمی‌کنند.

 

راهکار جایگزین

افزودن ارزش به جای سر و صدا راهکار جایگزین این بخش است.

پیش از آنکه دکمه «انتشار» محتوای مان را فشار دهیم، باید از نزد خود به چنین پرسشی پاسخ دهیم: آیا مدیرعامل شرکت من انتشار چنین مطلبی را ادامه فرآیند موفقیتآمیز تبلیغات یا بازاریابی برندش تلقی خواهد کرد؟ اگر پاسخ منفی بود، آنگاه باید در مورد انتشار مطلب مان تجدیدنظر کنیم.

 

به اشتراکگذاری بیش از حد

بدون تردید همه بازاریاب‌ها با ضربالمثل قدیمی‌در این حوزه آشنایی دارند: به اشتراک‏گذاری محتوا بیانگر اهمیت مخاطب نزد ماست. با این حال گاهی اوقات اشتراک بیش از حد محتوا حالت معکوس در بر دارد.

 

چرا باید این کار را متوقف کنیم؟

دلیل اصلی توقف این کار پرهیز از نمایش حالتی مسخره، احمق و تازه به دوران رسیده است. وقتی ما محتوای زیادی در طول روز بارگذاری می‌کنیم، درست مانند فردی هستیم که از تمام لحظات زندگی اش استوری می‌گذارد. بیتردید هیچکس افراد بیش از اندازه وابسته به شبکه‌های اجتماعی و معتاد به بارگذاری محتوا را دوست ندارد.

 

راهکار جایگزین

به یاد داشته باشید که برند شما یک جلوه عمومی‌دارد. بدون تردید در این جلوه عمومی‌باید باهوش، سرگرمکننده و واضح به نظر برسیم. با این حال مهم ترین ویژگی یک برند در شبکه‌های اجتماعی نمایش جلوه حرفه ای خود است. مخاطب برند ما انتظارات مشخصی دارد. در صدر این انتظارات رفتار حرفه ای جای دارد. با نگاهی کوتاه به فهرست برندهای موفق هیچکدام از آنها دارای رفتار غیرحرفه ای نیستند. به همین دلیل ما نیز باید با انتشار مطالب ارزشمند و زمان بندی مناسب جلوه حرفه ای از برندمان به نمایش بگذاریم.

 

بارگذاری پیامی‌واحد در کانال‌های متفاوت

بیشک در دنیای کسب وکار همه ما درگیر مشکلات و مسائل زمان بری هستیم. به این ترتیب زمان بدل به طلا برای کارآفرینان می‌شود. بازاریاب‌های دیجیتال هم از این قاعده مستثنا نیستند. با این حال راهکارهای بسیار بهتری از بارگذاری مطالبی یکسان در توییتر، فیسبوک، اینستاگرام، اسنپ چت، پینترست و سایر شبکه‌های اجتماعی وجود دارد. گمان می‌کنم با همین چند جمله کوتاه هم منظور اصلی این بخش را فهمیده باشید.

 

چرا باید این کار را متوقف کنیم؟

با این کار برند ما تنبل و حتی خودخواه به نظر می‌رسد. به اشتراکگذاری پیامی‌واحد در شبکه‌های اجتماعی مختلف هیچوقت ایده مناسبی نیست. پلتفرم‌های مختلف دارای تفاوت‌های آشکاری با هم هستند. به همین خاطر بارگذاری محتوا در آنها نیازمند بررسی و ایجاد تغییراتی در محتوای مورد نظر است. به علاوه، با بارگذاری محتوایی یکسان در شبکه‌های اجتماعی طرفداران ما ناامید خواهند شد، چراکه به طور مداوم محتوایی تکراری در پلتفرم‌های مختلف مشاهده خواهند کرد.

 

راهکار جایگزین

پرورش استراتژی منسجم در راستای تولید محتوای مختلف برای هر شبکه اجتماعی بهترین اقدام خواهد بود. اگر برند شما بودجه و زمان کافی برای این کار ندارد، توصیه من ایجاد اندکی تغییر در محتوا و سپس بارگذاری اش در شبکه‌های اجتماعی مختلف است. این اعمال تغییرات باید هماهنگ با ویژگی‌های منحصر به فرد هر شبکه اجتماعی باشد.

 

عدم پاسخگویی به مخاطب‌ها

بسیاری از برندها و بازاریاب‌ها در فضای شبکه‌های اجتماعی فقط به دنبال تولید محتوای تازه و توسعه آن از طریق کانال‌های تبلیغاتی پلتفرم‌ها هستند. به بیانی دیگر، آنها به محض بارگذاری یک پست و دریافت واکنش مناسب از سوی کاربران به سراغ پست بعدی می‌روند.

توصیه محوری من در این بخش پاسخگویی به واکنش مخاطب‌ها به جای عبور از آن با بیتفاوتی است.

 

چرا باید این کار را متوقف کنیم؟

شبکه‌های اجتماعی فقط معطوف به برند ما نیست. باز هم تاکید می‌کنم، شبکه‌های اجتماعی مانند مکالمه ای دوطرفه است، نه تلفنی یکسویه. اگر به این نکته توجه نکنیم، در دنیای تکنولوژی برند ما هویتی تاریک و بدون چهره جذاب به دست خواهد آورد.

 

آیا شما به هنگام قدمزنی با یکی از دوستانتان در خیابان اگر فردی به شما سلام کند، بیتفاوت به راه تان ادامه می‌دهید؟ شرایط در شبکه‌های اجتماعی نیز تا حد زیادی به همین شکل است.

 

راهکار جایگزین

به عنوان یک برند حرفه ای باید همیشه برنامه ای منسجم برای گفتوگو با مخاطب‌ها داشته باشیم. در برخی موارد طرح سوالات مختلف، شوخی، ارائه اطلاعات دقیق تر و ترغیب آنها به مشارکت با برندمان کارساز خواهد بود. همچنین به یاد داشته باشید که پیام‌های خصوصی کاربران به برندمان همیشه باید در کوتاه ترین زمان ممکن پاسخ داده شود.

 

خصوصی نگه داشتن اکانت برندمان در شبکه‌های اجتماعی

متاسفانه امروزه عادت بد خصوصی نگه داشتن اکانت در میان برندها رایج شده است. اگر به راستی علاقه‏مند به انتشار محتوای مربوط به برندتان به صورت خصوصی هستید، چرا در شبکه‌های اجتماعی به عنوان برند فعالیت دارید؟ بستن صفحه رسمی‌تان و فعالیت در قالب اکانتی شخصی با حضور تنی چند از مدیران ارشد بهتر نیست؟

 

چرا باید این کار را متوقف کنیم؟

آیا شما خیلی تنبل هستید؟ چیزی برای مخفی ساختن دارید؟ آیا شبکه‌های اجتماعی اصلا ارزشش را دارد؟ این پرسش‌ها پس از مشاهده اکانت خصوصی برندمان از سوی طرفدارهای مان مطرح خواهد شد.

نکته مهم در مورد اکانت‌های خصوصی برندها عدم جذابیتش برای مخاطب است. در حقیقت مخاطب با جستوجویی ساده در گوگل امکان فهم قالب کلی محتوای صفحه ما را خواهد داشت، بنابراین نقشه ما برای ترغیب مخاطب به فالو اکانت مان بینتیجه باقی می‌ماند. همچنین در این اکانت‌ها امکان استفاده از هشتگ نیز وجود ندارد.

 

راهکار جایگزین

اگر واقعا به دنبال افزایش سطح رابطه میان برندتان و مخاطب‌ها هستید، به جای شخصیسازی اکانت به سراغ درج لینک عضویت در خبرنامه یا سایت برندتان بروید. به این ترتیب مخاطب دامنه انتخاب وسیع تری برای تصمیمگیری خواهد داشت. برخی از برندها نیز پیامی‌ساده در عین حال تاثیرگذار برای فالوورهای تازه شان ارسال می‌کنند. یک پیام ساده «از اینکه ما را دنبال کردید، متشکرم» کافی به نظر می‌رسد.

 

بحران تشکرهای خودکار

پیش از رواج اتوماسیون‌های پاسخگویی انبوه به کاربران ترکیب جمله «متشکرم» معنای خاصی در روابط اجتماعی داشت. با این حال اکنون این جمله بدل به یکی از ساده ترین جملات ممکن شده است. در حقیقت سپاس‏گذاری به این صورت دیگر جلوه منحصر به فرد خود را از دست داده است.

علاوه بر اینها، به راستی چه کسی علاقه‏مند به دریافت پاسخ کامنتش از سوی روبات‌های خودکار است؟

 

چرا باید این کار را متوقف کنیم؟

دلیل این امر بسیار ساده است: هیچ‏کس علاقه ای به ارتباط با روباتی فاقد عواطف انسانی ندارد. امروزه کاربران بسیار هوشمند شده اند. به همین دلیل به آسانی تفاوت میان کامنت واقعی برندها با نمونه مربوط به روبات‌ها را متوجه می‌شوند.

 

راهکار جایگزین

اگر قصد جلب نظر مخاطب تان را دارید، باید به فکر پیام‌هایی جذاب تر باشید. همچنین استفاده از اتوماسیون ارسال پیام را نیز متوقف کنید. در غیر این صورت مخاطب ما احساس مناسبی از دریافت پیام‌های مان نخواهد دشت. هر چقدر خلاقیت ما در پاسخگویی واقعی به کامنت‌ها و پیام‌های کاربران بیشتر باشد، موفقیت ما نیز بیشتر خواهد شد.

 

بارگذاری بیهدف پست

بسیاری از برندها به جای برنامهریزی برای تولید محتوا و پست‌های جذاب به طور بیهدف اقدام به انتشار مطلب می‌کنند. دلیل اصلی چنین اقدامی‌از سوی آنها نیز واضح است: تلاش برای حضور مداوم در جلوی چشم‌های مخاطب. شاید این شیوه تا همین چند سال پیش تاثیر کمابیش مطلوبی داشت، اما اکنون دیگر به کار برندها نخواهد آمد.

 

چرا باید این کار را متوقف کنیم؟

با این کار برند ما مانند یک ماشین تولید محتوا به نظر می‌رسد. بدون تردید کمتر مخاطبی علاقه ای به مشاهده یک برند بدون هدف در شبکه‌های اجتماعی دارد. اگر این روند ادامه پیدا کند، به تدریج محتوای برندمان دیگر اهمیتی برای مخاطب نخواهد داشت.

 

راهکار جایگزین

شناخت مخاطب همیشه اهمیت دارد. وقتی برند ما شناخت مناسبی از مخاطب خود داشته باشد، توانایی تولید محتوای مطابق با میل آنها را نیز خواهد داشت.

 

حذف نظرات منفی

این کار به هیچ وجه توصیه نمی‌شود. نتیجه آن بر روی آینده برندمان به هیچوجه مناسب نیست. شاید برخی از کشورها اینترنت را سانسور کنند، اما شما به عنوان یک برند در جایگاه مناسب برای این کار نیستید.

 

چرا باید این کار را متوقف کنیم؟

دلیل اصلی توقف این اقدام عدم اعتماد مردم به برندمان است. وقتی یک بازاریاب دیجیتال یا برند شروع به حذف واقعیت‌ها کند، دیگر دلیلی برای اعتماد به آن وجود نخواهد داشت.

 

راهکار جایگزین

فهم چرایی دریافت بازخورد منفی اهمیت بالایی دارد. بیشک همیشه افرادی هستند که عملکرد ما مورد پسندشان نیست. یک برند بدون منتقد همیشه در حال سانسور منتقدین است، بنابراین از وجود برخی کامنت‌های منفی هراس نداشته باشید. به علاوه در صورت دریافت پیام منفی باید به دنبال ریشهیابی و حل مشکل نهفته در پشت آن نیز بود.

 

بارگذاری پست به جای گفت و گو

اغلب شرکت‌ها تمرکز خود را روی انتشار محتوا به جای تلاش برای ایجاد فضای گفتوگو قرار می‌دهند.

 

چرا باید این کار را متوقف کنیم؟

ایراد اصلی این شیوه حفظ فاصله میان برندها و مخاطب از طریق انتشار صرف مطالب است. وقتی تمام تمرکز برند ما روی انتشار مطلب قرار دارد، آیا فرصتی برای آشنایی بیشتر با مخاطب‌ها فراهم می‌شود؟

 

راهکار جایگزین

نقطه ثقل توجه تان را تغییر دهید. با کاهش وسواس مان بر روی انتشار مطالب تازه و تلاش بیشتر برای برقراری ارتباط از طریق گفت وگوی دو جانبه فرآیند جذب مخاطب برندمان تاثیرگذارتر خواهد شد.

 

منبع: فرصت امروز

 

جذب مشتری فرآیند وارد کردن مشتریان جدید به برند است. این کار معمولاً از طریق بازاریابی صورت می گیرد و یکی از اهداف آن حفظ تداوم در به دست آوردن مشتریان جدید است.

به گزارش چاپ ونشر به نقل از فرصت امروز، این فرآیند به طور قطع به یقین هزینه هایی با خود به همراه دارد. در حالی که راه های مختلفی برای جذب مشتریان جدید وجود دارد، برخی روش ها را راحت تر از سایرین می توان دنبال کرد. در نهایت، هدف هر کسب و کاری این است که کمترین میزان کار ممکن را انجام دهد، کمترین مقدار ممکن هزینه کند و حداکثر تعداد مشتری که می تواند را به خود جذب کند.

 

روش های جذب مشتری

هدف طراحی تمام تبلیغات و بازاریابی های موجود این است که افراد مختلف را به محصول یا سرویسی که ارائه می دهند جذب کنند و امیدوار باشند که آنها نسبت به آن برند وفادار باقی بمانند. تبلیغات بالای خط (ATL) از قبیل بیلبوردها، تلویزیون و رادیو، پوسترها، تبلیغات چاپی و سینماها به خوبی می توانند برند را در مقابل چشم میلیون ها بیننده یا شنونده قرار دهند اما به ندرت پیش می آید که در فرآیند جذب مشتری کار فروش را تمام کنند یا بتوانند میزان اقبال مصرف کننده برای خرید محصول را بسنجند.

 

مشتری

در روش های تبلیغاتی پایین خط (BTL) و درون خط (TTLفرآیند جذب مشتری بسیار علمی تر و آموزنده تر می شود. به عنوان مثال، یک بسته پست سرراست که شامل شماره های تلفن و آدرس های پستی است، اطلاعاتی در اختیار سازمان تبلیغاتی می گذارد که به کمک آن می توانند موارد زیر را پیگیری کنند:

چه تعداد بسته به بیرون پست شد

چه تعداد بسته باز شد و به آن پاسخ داده شد

چه تعداد بسته منجر به فروش یا ایجاد گرایش به این برند شد

فرآیند جذب مشتری در شبکه های اجتماعی نیز فضایی مشابه پیدا کرده است که دو شبکه فیس بوک و توییتر به طرز ویژ ه ای خود را به عنوان منابعی برای توسعه و خدمت رسانی اثبات کرده اند. می توانید مشتریان را هدف قرار دهید و آنها را از پیشنهادات ویژه و محصولات جدید باخبر کنید. می توانید به آنها حس ارزشمند بودن القا کنید، با افراد به طور رو در رو صحبت کنید و نگرش هایی که موجب گسترش برند می شود را با آنها در میان بگذارید.

 

هزینه های جذب مشتری

هزینه وارد کردن مشتریان جدید را هزینه جذب مشتری (CAC) می نامند. با یک محاسبه ساده می توان هزینه های بازاریابی را بر تعداد مشتری های جذب شده تقسیم کرد. به عنوان مثال، اگر شرکت شما به مقدار 5000 دلار بر روی یک کمپین تبلیغاتی هزینه کند و در نتیجه آن 500 مشتری جدید جذب شوند، هزینه جذب مشتری برابر با 10 دلار خواهد بود (5000 تقسیم بر 500).

 

راهکار جذب مشتری

اما به طور کل محاسبه این هزینه پیچیده تر از این است. مثلا برای محاسبه هزینه های بازاریابی، نیاز دارید که تمام عواملی که در آن بازاریابی دخیل بودند را هم در محاسبه مدنظر بگیرید. از هزینه خالص کمپین های تبلیغاتی به خصوص گرفته تا هزینه های اضافه ای که مربوط به حفظ دپارتمان بازاریابی می شود. هزینه جذب مشتری را می توان براساس هر کمپین، فصلی، سالانه، یا به هر شکلی که به نفع کسب و کار است محاسبه کرد.

دلیل اصلی اهمیت این رقم این است که با آن می توانید تخمین بزنید که هر مشتری نیاز دارد چه میزان ارزش با خود بیاورد. برای نمونه، اگر ابزاری می فروشید که پیش از در نظر گرفتن هزینه جذب مشتری برای هر فروش 9دلار سود ایجاد می کند پس هزینه جذب مشتری 10 دلار بسیار بالاست. یعنی به دست آوردن هر مشتری برای شما 10 دلار هزینه دارد، اما تنها 9 دلار از آن سود کسب می کنید. واضح است که در اینجا هدف جذب مشتریانی است که بیشتر از هزینه جذب کردن شان خرج کنند.

 

مثالی از شبکه اجتماعی

اگر می خواهید تعداد افرادی که صفحه فیس بوک تان را دنبال می کنند افزایش دهید، می توانید برای کسانی که برندتان را به افرادی که شما را دنبال نمی کنند معرفی کنند جایزه ای مدنظر بگیرید.

 

مشتری وفادار

این کار را با انتخاب جایزه مدنظرتان شروع کنید. به عنوان نمونه برای این مثال می توانید دو ابزار که ارزش هر کدام 20 دلار است را انتخاب کنید. سپس در فیس بوک یک پست با مضمون «دو ابزار رایگان برای یک برنده خوش شانس» ایجاد کنید. تصویر ابزار را نیز به شکلی خلاقانه و جذاب در پست قرار دهید و محتوای پست را به گونه ای بنویسید که خواننده را ترغیب به شرکت در آن کند. در ادامه توضیح دهید که برای شرکت در مسابقه تنها نیاز است که یکی از دوستان تان که صفحه ما را دنبال نمی کند را در بخش نظرات تگ کنید.

برای ترفیع این پست در فیس بوک 20 دلار دیگر خرج کنید و زمان اعلام نتیجه مسابقه را به زمانی مشخص در یک یا دو هفته پس از ایجاد پست در فیس بوک تنظیم کنید.

با چنین کمپینی شما تنها 60 دلار خرج می کنید (دو ابزار به ارزش 40 دلار و 20 دلار هزینه ترفیع پست در فیس بوک) و فقط برای ایجاد یک پست در فیس بوک وقت می گذارید، اما در عوض امکان افزایش دنبال کنندگان آنلاین خود را دارید که می تواند حتی منجر به افزایش تعداد مشتریان تان بشود.

 

سنجش موفقیت

پیگیری کمپین های شبکه های اجتماعی بسیار راحت تر از سایر کمپین هاست زیرا می توان به آسانی دید که چند نفر پست شما را مشاهده کرده اند، چند نفر روی آن کلیک کرده اند، نظر داده اند، دوستان شان را تگ کرده اند و غیره. در مثال جایزه ابزار رایگان، می توان تعداد افراد جدیدی که تگ شده اند را دنبال کرد و فهمید که چه تعداد از آنها صفحه شما را لایک کردند یا چه تعداد از آنها به صورت آنلاین خرید انجام دادند.

 

رضایت مشتری

اگر تنها چهار فالوئر جدید از محصول تان خوش شان بیاید و آن را خریداری کنند، میزان فروش شما از کل هزینه های کمپین تان فراتر می رود و به احتمال زیاد مشتریانی جذب کرده اید که در آینده نیز مجدداً از شما خرید خواهند کرد.

واضح است که این مثال برای کسب و کارهای کوچک و در مقیاس های کوچک کاربردی است، اما کمپین های بزرگتر هم تقریباً به شکلی یکسان عمل می کنند.

 

بهبود فرآیند جذب مشتری

یکی از راه های جذب مشتری این است که در مکان هایی که تا به حال دنبال آنها نگشته اید جست وجو کنید. به عبارتی دیگر استراتژی بازاریابی خود را تغییر دهید. اگر تاکنون بر تبلیغات چاپی یا تلویزیون تکیه می کردید، به احتمال زیاد زمان آن است که به سراغ رادیو یا استراتژی های آنلاین بروید. با تغییر در استراتژی خود قادر خواهید بود که پیام تان را به گروه کاملاً جدیدی از افراد برسانید.

 

مشتری مداری

گسترش وفاداری نسبت به برند نیز اهمیت بالایی دارد. جذب مشتری برای قدم اول بسیار خوب است، اما این مشتری ها تنها در صورتی که دوباره و دوباره خرید کنند ارزش بالایی خواهند داشت. می توان خوشبین بود که به دوستان شان هم درباره برند بگویند و باعث شوند از طریق گفت وگو مشتری های جدیدی جذب بشوند که این نیز می تواند بخشی از استراتژی جذب مشتری شما باشد.

یکی دیگر از راه های ایجاد وفاداری نسبت به برند این است که در جامعه خود دیده شوید. تقویمی از رویدادهای محلی و مناسبت هایی که احتمال بیشتری از جذب مشتری در آنها وجود دارد تهیه کنید و مخاطبین هدف خود را پیدا کنید.

به عنوان مثال اگر محصول یا سرویسی ارائه می دهید که برای پدر و مادرهای کودکان مدرسه ای مفید خواهد بود، رویدادهایی را مورد هدف قرار دهید که این افراد بیشتر در آنها حضور خواهند داشت. به دنبال فرصت های اسپانسری یا همکاری باشید. اگر در رویدادی امکان فروشندگی وجود دارد، در آن رویداد حضور داشته باشید. هرچه بیشتر حضور خود در رویدادهای محلی را ثابت کنید، احتمال بیشتری وجود خواهد داشت که افراد با نام و یا محصول شما آشنا شوند و بخواهند آن را امتحان کنند.

 

فرض کنید به تاریخ رونمایی از محصول جدید برندمان نزدیم می شویم. بدون تردید ما به منظور رونمایی هرچه بهتر از محصول مان تمام تلاش خود را به کار بسته ایم. هیجان اعضای یک شرکت به هنگام رونمایی از محصولات غیر قابل بیان است. در چند سال اخیر با توسعه شبکه های اجتماعی بسیاری از برندها به فکر رونمایی از محصولات شان در پلتفرم های مختلف افتاده اند. به همین دلیل سرمایه گذاری زیادی روی شبکه های اجتماعی از سوی شرکت های مختلف صورت گرفته است.

 

معرفی محصول در شبکه های اجتماعی

به راستی چگونه می توان رونمایی از محصول مان در شبکه های اجتماعی را به چیزی فراتر یک پست آنلاین صرف بدل کرد؟ هدف اصلی من در این مقاله بهبود وضعیت رونمایی از محصولات برندها در شبکه های اجتماعی است. به همین دلیل با هفت ایده خلاقانه به بررسی ابعاد مختلف این موضوع خواهم پرداخت.

 

ایجاد هشتگ

هنگامی که لیتزو، خواننده مشهور پاپ، قصد رونمایی از آلبوم جدیدش به نام Cuz I Love You (چون عاشقت هستم) را داشت، هشتگی ویژه برای خود طراحی کرد. این هشتگ به شکل ذیل طراحی شد: #CuzILoveYou.

 

برند در شبکه اجتماعی

هشتگ جدید نه تنها راهکاری جالب برای هواداران لیتزو به منظور پیگیری تمام اخبار مربوط به آلبوم جدید بود، بلکه ایده های جذابی برای توسعه بخش های مختلف آلبوم را نیز در اختیار لیتزو قرار داد. به عنوان مثال، لیتزو از هشتگ آلبوم خود برای تبریک سالگرد ازدواج طرفدارانش استفاده کرد. به این ترتیب بسیاری از هواداران وی با استفاده از هشتگ او سالگرد ازدواج شان را جشن گرفتند.

بدون تردید وقتی ما در شبکه های اجتماعی ایده های تازه ای پیاده می کنیم، کاربران نسبت بدان علاقه بالایی نشان خواهند داد. درست مانند نمونه لیتزو که با یک هشتگ ساده و کاربرد آن برای تبریک سالگرد ازدواج موفق به جلب نظر بسیاری از کاربران شبکه های اجتماعی و طرفدارانش شد.

 

عملکرد خلاقانه در قبال پست های اطلاع رسانی

با محدودیت زمانی برای رونمایی از محصول مان در شبکه های اجتماعی باید برنامه ریزی دقیقی برای کسب موفقیت داشته باشیم. با این حال محدودیت زمانی امری متفاوت نسبت به ضرورت تدارک اطلاعات مناسب برای فهم ساده کاربرد محصول مان از سوی کاربران شبکه های اجتماعی است.

 

معرفی محصول

برند تولیدی Proper Footwear، یک برند تازه تاسیس در زمینه تولید کفش های اسکیت، برنامه ریزی وسیعی روی حمایت از بازیکنان اسکیت مستقل و فروشگاه های خرده پا دارد. به منظور تحقق این هدف، آنها به سراغ شبکه های اجتماعی آمده اند. به این ترتیب با انتشار پست های تازه برای رونمایی از جدیدترین طرح ها کدهای تخفیفی نیز با نام بازیکنان یا فروشگاه های طرف قرارداد Proper Footwear بارگذاری می شد. نکته مهم درخصوص استفاده از این کدها ضرورت فالو صفحه تیم مورد نظر برای برخورداری از تخفیف مورد نظر بود. به این ترتیب شمار بالایی از کاربران شبکه های اجتماعی با تیم ها و فروشگاه های طرف قرارداد Proper Footwear آشنا شدند. اگر فکر کرده اید که ایده جالب این برند فقط به آشنایی کاربران با تیم ها و فروشگاه های خرده پا محدود می شود، سخت در اشتباه هستید. وقتی کاربران از کدهای تخفیف هر فروشگاه یا بازیکن برای خرید استفاده می کنند، بخشی از سود حاصل از فروش به حساب فروشگاه یا بازیکن مورد نظر ریخته می شود. به این ترتیب حمایت Proper Footwear از طرف های قراردادش جنبه مالی نیز پیدا می کند.

تکنیک مورد استفاده در اینجا برند Proper Footwear فقط بدل به حامی طرف های قراردادش نمی کند. در حقیقت کاربران علاوه بر خرید محصولات با تخفیف (حمایت مالی از بازیکنان و فروشگاه ها)، با بازیکنان و فروشگاه های مختلف نیز آشنا می شوند. چنین شیوه همکاری برای هر دو طرف بسیار سودمند است. برند Proper Footwear با این کار به یکی از تعهدات اصلی خود که حمایت از بازیکنان تازه کار اسکیت و کسب وکارهای خرده پاست، عمل می کند.

 

اهمیت داستان سرایی

داستان های جذاب و هدفمند همیشه راهکاری تاثیرگذار به منظور برانگیختن تعامل مردم است. برندها با استفاده از این شیوه شمار بالایی از کاربران شبکه های اجتماعی را به محصولات شان علاقه مند می کنند. در مورد برندهای بزرگی مانند اپل یا نایک، به هنگام رونمایی از محصولات ابتدا پیش نمایشی در شبکه های اجتماعی صورت می گیرد. در صورت افزودن امکان خرید آنلاین پیش از موعد اغلب محصولات برندهای بزرگ پیش از عرضه در فروشگاه به فروش می رسند.

برند No6 Coffee از شبکه های اجتماعی برای بیان داستان هایی درباره شیوه های مختلف استفاده سایر کسب وکارها و مردم از نوشیدنی های خود استفاده می کند. این راهکار نه تنها شیوه ای جذاب و خلاقانه برای بیان ویژگی های نوشیدنی ها و تعامل برند با مشتریان، بلکه نمایش رابطه پایدار و عمیق برند No6 Coffee با مشتریان مختلف است. بدون تردید رابطه مطلوب با مشتریان با پول خریدنی نیست. به همین دلیل برندهای موفق در زمینه رابطه با مشتریان معمولا مانور قابل توجهی در این زمینه می دهند. اگر شما نیز رابطه مناسبی با مشتریان دارید، از آن در قالب داستانی جذاب برای بهبود فرآیند رونمایی از محصولا ت تان استفاده کنید. البته باید توجه داشت که این ارتباط خوب فقط در زمینه فروش محصولات به کار برندها نمی آید. به طور کلی، در هر زمینه ای ارتباط مناسب با مشتریان راهشگا خواهد بود.

نکته مهم درخصوص عملکرد برند No6 Coffee تگ کردن افراد یا برندهای مشهور در ذیل پست شان است. به این ترتیب وقتی این برند در حال خدمت رسانی به برندی مشهور یا یک سلبریتی است، اکانت آنها در پست مورد نظر تگ می شود. مزیت این اقدام جلب توجه طرفدارهای فرد یا برند مورد نظر به پست مان است. به این ترتیب آنها نیز با محتوای برند ما آشنا خواهند شد. در بسیاری از مواقع فرآیند جذب مشتری جدید از طریق همین شیوه های ساده صورت می گیرد.

 

تاثیر انکارناپذیر پیش نمایش های خلاقانه

برند Everlane یکی از نخستین برندهای حوزه دیجیتال بود که در اسنپ چت شروع به فعالیت کرد. در حقیقت آنها خیلی قبل تر از اینکه اینستاگرام و بخش استوری آن نزد کاربران محبوبیت پیدا کند، در اسنپ چت فعالیت می کردند. به همین دلیل از شهرت نسبتا بالایی در اسنپ چت برخوردار هستند. اگر شما هم تجربه عضویت در اسنپ چت را داشته باشید، به خوبی از محیط آن اطلاع دارید. برندهایی که در این پلتفرم فعالیت دارند، به خوبی با فرآیند تولید موفقیت آمیز محتوای کوتاه مدت آشنا هستند. Everlane نیز از چنین قاعده ای مستثنا نیست.

برند Everlane از بخش استوری به منظور ارائه جلوه ای جذاب از پشت صحنه کسب وکارش استفاده می کند. همچنین فعالیت روزانه کارمندان نیز در این بخش به خوبی نمایش داده می شود. البته کار این برند در بخش استوری اسنپ چت اندکی فراتر از تولید محتوای مربوط به پشت صحنه کسب وکارش است. به این ترتیب پیش از رونمایی رسمی از محصولات جدید امکان مشاهده برخی از ویژگی های آنها در بخش استوری اسنپ چت وجود دارد.

هر برندی با هر نوع کسب و کاری در مقابل مشتریانش تعهداتی دارد. به طور معمول این تعهدات همسو با ارزش های آن شرکت تعیین می شود. به عنوان مثال برند اپل تعهد خدشه ناپذیری در زمینه تولید محصول باکیفیت دارد. به طور مشابه برند Everlane نیز تعهدات خاص خود را دارد. مهم ترین تعهد این برند شفافیت است. این امر در همه زمینه ها تا جای ممکن رعایت می شود. درست به همین خاطر بسیاری از استوری های اسنپ چت برند Everlane مربوط به پشت صحنه کسب وکارش است. براساس اعلام این برند، استوری های مربوط به خط تولید محصولات بالاترین میزان محبوبیت را در میان کاربران دارد.

وقتی رونمایی از محصولات جدید تمام شد، برند Everlane به سراغ بررسی جزئی و بسیار دقیق محصول نیز خواهد رفت. نکته جالب این بخش استفاده از کارشناس های خبره در زمینه های مختلف برای ارزیابی محصولات مورد نظر است. به این ترتیب Everlane بدل به یکی از مدرن ترین خرده فروشی های حوزه پوشاک در زمینه تعامل با تکنولوژی های نوین شده است. وقتی عملکرد برند ما بر پایه شفافیت شکل بگیرد، نگاه مشتریان به ما تغییر می کند. در این زمینه اگر عملکرد ما تعهدات مان را نقض نکند، با کسب موفقیت فاصله چندانی نخواهیم داشت. نمونه جالب دلسردسازی مشتریان مربوط به رسوایی سال 2016 برند فولکس واگن است. آنها به دلیل اعلام نرخ جعلی از میزان تولید آلاینده های موتور خودروهای شان بسیار خبرساز شدند. این امر با محرومیت این برند در زمینه فروش محصولات در بازارهای مختلف رو به رو شد. بدون تردید جلب دوباره اعتماد دامنه وسیعی از مشتریان فولکس واگن نیازمند زمان زیادی است.

 

همکاری با هنرمندان و کسب و کارهای محلی

تمایل بی پایان یک برند برای تعامل هرچه نزدیک تر با مشتریان هدفش یک مزیت انکارناپذیر است. چنین اشتیاقی به برندها در زمینه ایجاد رابطه ای قدرتمند و نفوذ عالی روی مشتریان کمک شایانی خواهد کرد.

بنگار خصوصی نشر کتاب متاترون پرس به طور معمول فعالیت قابل توجهی در اینستاگرام دارد. نکته جالب در مورد این برند عدم تاسیس اکانت رسمی از سوی مدیرانش است. به این ترتیب متاترون پرس یک برند مشهور در اینستاگرام و در عین حال فاقد اکانت است. شاید برای شما نحوه امکان پذیری چنین امری جای سوال باشد. استراتژی متاترون در این زمینه بر پایه همکاری با نویسندگان مختلف است. به این ترتیب نویسندگان آثار مختلف وقتی کتابی زیر چاپ متاترون دارند، پیش از رونمایی رسمی از اثر محتوایی اندک از آن را پیش نمایش می کنند. اگرچه برند متاترون اکانت رسمی در اینستاگرام و سایر شبکه های اجتماعی ندارد، اما گروه نویسندگان همکاری با این برند اقدام به تاسیس یک اکانت برای آنها کرده اند. به این ترتیب چندین نویسنده مدیریت اکانت مورد نظر را برعهده دارند. وقتی کار مدیریت اکانت ما برعهده چند نویسنده ماهر باشد، می توان از تاثیرگذاری مطلوب محتوای آن اطمینان داشت.

مدیریت اکانت های یک برند در شبکه های اجتماعی از سوی هنرمندان مزیت های قابل توجهی برای هر دو طرف به همراه دارد. از یکسو برند مورد نظر بدون پرداخت هزینه ای اضافی از محتوای با کیفیت هنرمندان بهره مند خواهد شد. به علاوه هنرمندان محلی نیز فرصت معرفی خود و آثارشان در مقیاسی وسیع تر را خواهند یافت. درست به همین دلیل بسیاری از هنرمندان اقدام به مدیریت اکانت انتشارات های مختلف به صورت رایگان می کنند.

نکته مهم درخصوص تکنیک مورد استفاده برند متاترون اتکای آن بر استراتژی های بلندمدت است. به این ترتیب استفاده از آن در کوتاه مدت به هیچ وجه توصیه نمی شود. در هر صورت، جلب اعتماد مشتریان به هیچ وجه کار ساده ای نیست. به همین خاطر باید از تکنیک های بلندمدت برای نیل بدان استفاده کرد.

 

مراسم تقدیر برپا کنید

حالا که صحبت از کتاب و انتشارات کتاب شده است، اجازه دهید به یکی از اقدامات جالب و خلاقانه نمایندگی انتشارات کتاب های پنگوئن در کانادا اشاره کنم. نمایندگی انتشارات پنگوئن در کانادا دارای خانه مخصوص به خود است. به این ترتیب هرچند وقت یکبار مراسم های ویژه ای در آن خانه برگزار می شود. یکی از این مراسم های جالب اهدای کتاب های زیر چاپ پیش از اعلام رسمی موضوع و تیترشان است. این امر شاید مانند فروش پوست خرس پیش از شکارش به نظر برسد. با این حال چنین تکنیکی یکی از راهکارهای فوق العاده برای جلب نظر مخاطب های برند به معرفی محصولات است.

نحوه اهدای کتاب هدیه به طرفدارها نیز در نوع خود جالب است. بر این اساس خانه انتشارات پنگوئن نوعی بازی با نور را برای میهمان ها تدارک می بیند. میهمان ها در برابر حرکت نورهای مختلف در فضایی تاریک قرار می گیرند. هدف اصلی دنبال کردن یکی از طیف های نوری مشخص در میان انواع گوناگون است. فردی که موفق به دنبال کردن صحیح طیف نوری مورد نظر شود، به عنوان برنده به مرحله بعد می رود. ممکن است در اینجا چند نفر به صورت همزمان به دور بعد راه پیدا کنند. در مرحله بعد فرد باید زیرمجموعه طیف رنگی مورد نظر را به طور درست تشخیص دهد. در اینجا دو گزینه در مقابل افراد قرار می گیرد. در صورت انتخاب گزینه درست کتاب مورد نظر به برنده یا برندگان اهدا می شود.

فرقی ندارد زمینه کاری ما چیست. در هر صورت مردم از اینکه جایگاه خاصی به دست بیاورند خوشحال خواهند شد. این دقیقا همان نکته مد نظر انتشارات پنگوئن است.

هنوز هم هیچ چیز به اندازه یک تیزر زیبا و با کیفیت روی کاربران شبکه های اجتماعی تاثیر ندارد. شرکت استراتکونا بروِری دقیقا همین کار را به خوبی انجام داده است. آنها در رونمایی از جدیدترین مدل قوطی های نوشابه شان از تیزری بسیار با کیفیت استفاده کرده اند. به این ترتیب در مدت زمانی اندک قوطی مورد نظر در قالب رنگ بندی های متنوع به مخاطب نشان داده می شود.

اگر در زمینه تولید محصولاتی با رنگ بندی های متنوع فعالیت دارید، به هیچ وجه تاثیر ویدئوهای جذاب را از نظر دور نگه ندارید. حتی در دوران دیجیتال هم مردم همچنان به جلوه های بصری زیبا و چشم نواز واکنش مثبت نشان می دهند.

 

 به گزارش چاپ ونشر به نقل از فرصت امروز، در زمان های قبل از ایجاد شبکه های اجتماعی حوزه نفوذ یک متخصص محدود به افرادی بود که شخصاً می شناختند و با آنها تعامل داشتند. اکنون، هر کسی می تواند یک برند شخصی که با حساسیت و ریزه کاری طراحی شده است برای خود ایجاد کند و به یک صنعتگر بانفوذ تبدیل شود، این کار به همراه تعداد زیادی از افرادی که تابه حال اصلاً آنها را نمی شناختند انجام می شود. برندسازی شخصی می تواند کار سخت و دلهره آوری باشد و متداول ترین مشکل در این مسیر این است که ندانید از کجا باید شروع کنید.

 

برندسازی شخصی

البته، این موضوع یک شبه اتفاق نمی افتد؛ ساختن اعتبار و افزایش مخاطب زمان می برد و به تلاش مداوم نیاز دارد. در اینجا با 14 مورد از توصیه هایی که توسط متخصصین در زمینه برندسازی شخصی ارائه شده است، آشنا می شویم.

 

1. برای برندسازی شخصی می بایست یک منبع قابل اعتماد باشید

برای تبدیل شدن به یک منبع قابل اعتماد، لازم است که مقالاتی را منتشر کنید و در سخنرانی ها شرکت داشته باشید. برای افزایش نفوذ خود با سازمان هایی شریک شوید که با ارزش های شرکت شما سازگار هستند. مقالات شما می تواند در وبلاگ خودتان منتشر شود یا می توانید پست های وبلاگی برای آن سازمان ها بنویسید.Rosie Guagliardo, InnerBrilliance Coaching

 

2. ایجاد روابط با سازمان های بانفوذ در برندسازی شخصی مؤثر است

من لیستی از 100 شرکت بانفوذ بازاریابی در جهان را با هدف اینکه به یکی از آنها تبدیل شوم جمع آوری کردم و از یک ابزار لیست سازی شبکه های اجتماعی بانام brand24.com استفاده کردم تا مکالمات را پیگیری کنم و بدانم کدام یک مؤثرتر است و بیشتر در مورد اینکه من چه کاری می توانم برای آنها بکنم فکر کردم. کتاب های آنها را تبلیغ کردم، محتوای آنها را به اشتراک گذاشتم و در وبلاگ های آنها نظردهی کردم. Ian Cleary, RazorSocial

 

3. درک ارزشی که برای دیگران ایجاد می کنید بسیار مهم است

باوجود تمام پلتفرم های شبکه های اجتماعی که در دسترس هستند، تبلیغات و ارتقای برند شما بسیار آسان است. اما، قبل از اینکه این کار را انجام دهید، مطمئن باشید که درک درستی از ارزش و توانایی های خود دارید. مطمئن باشید که اگر خواهان افزایش نفوذ خود هستید، باید ارزش دیگران را نیز افزایش دهید. ارتقای خود بدون ایجاد ارزش تأثیر شما را به صورت منفی تحت تأثیر قرار می دهد و نقطه ضعفی در برندسازی شخصی محسوب می شود. Donald Hatter, Donald Hatter Inc.

 

4. آنچه را که بحث می کنید تمرین کنید

قانون کلیدی در برندسازی شخصی این است که پایدار و جذاب باشید و کاری را انجام دهید که از دیگران می خواهید انجام دهند. اگر یک برند شخصی عالی می سازید، هدف کلی شما تقویت و سرعت بخشیدن به ارزش هایی است که نشانگر برند شما هستند. دارایی فکری شما، کارت تبلیغاتی شماست. Courtney Feider, Courtney Feider, LLC

 

5. برند خود را در گوگل جست وجو کنید تا ببینید مردم چه چیزی در مورد شما می دانند و می گویند

اینکه بدانید مشتریان واقعی و بالقوه هنگامی که به صورت آنلاین در مورد شما جست وجو می کنند چه چیزی پیدا می کنند، مهم است و در برندسازی شخصی به شما کمک زیادی می کند. نام خود و شرکت خود را در گوگل بنویسید و آنچه که ظاهر می شود را بررسی کنید. از این اطلاعات برای بیشتر دیده شدن می توان استفاده کرد و برای نقاطی که باید زمان بیشتری روی آن صرف کرد، برنامه ریزی منظم داشت. Jill Hauwiller, LeadershipRefinery

 

6. در برندسازی شخصی از صدای واقعی خود استفاده کنید

شما نمی توانید برند خود را جعل کنید، اما گاهی اوقات تعجب آور است که افراد آن را بدون آنکه خودشان متوجه بشوند انجام می دهند. خواندن در مورد اینکه دیگران چه کاری انجام می دهند به شما در مورد برندشان اطلاعاتی می دهد. شما هم باید اطلاعات برند خود را آشکار کنید. این مستلزم تلاش زیادی است، بنابراین مربی استخدام کنید، از مشتریان و از افراد اطراف تان بپرسید. گاهی اوقات دیگران ارزش منحصربه فرد شما را بهتر از خودتان می بینند. واقعی ترین نوع از شما و آنچه که ارائه می دهید، چیست؟ Maureen Cunningham, Up Until Now Inc.

 

7. نواقص خود را بپذیرید

ما افراد تأثیرگذار را، افرادی «کامل» و بدون عیب و نقص می بینیم. در مورد اینکه گاهی اوقات موانع، صدمات و از همه مهم تر، درس هایی که در مسیر پیشرفت کارتان یاد گرفته اید به اشتراک بگذارید، خجالت نکشید! افراد به خاطر این صداقت تان با شما ارتباط خواهند گرفت. اگر شما توانسته اید بر مشکلات غلبه کنید پس آنها هم می توانند. نشان دادن اینکه شما هم تماماً کامل نیستید، اعتمادسازی می کند و در برندسازی شخصی بسیار حائز اهمیت است. مطمئن باشید با این کار می توانید هر کسی را که به شما اعتماد ندارد تحت تأثیر قرار دهید. Deborah Goldstein, DRIVENProfessionals

 

8. به کسانی که از شما پیروی می کنند وعده «بازگشت سرمایه»شان را در مشارکت با شما بدهید

برند شما نشان می دهد که چه کسی هستید و در تمام دنیا چگونه دیده می شوید. برای اینکه در این زمینه خوب عمل کنید، مهم ترین کار این است که برندتان وعده بازگشت سرمایه را به افرادی که با شما کار می کنند، می شناسند و یا تعامل دارند بدهد. در برندسازی شخصی بر ایجاد یک برند منحصربه فرد و مشخص که افراد فوراً بدانند چه چیزی به دست می آورند و براساس آن جذب می شوند تمرکز کنید. Laura DeCarlo, Career Directors International

 

9. برند خود را در زندگی روزمره زندگی کنید!

نمایش خوب هنگامی که در مقابل مشتریان یا کارکنان هستید آسان است، اما برندتان را وقتی که در معرض دید نیستید به خاطر داشته باشید. وقتی که در رستوران سفارش می دهید یا در فرودگاه در صف هستید و یا در سوپرمارکت، چگونه واکنش نشان می دهید؟ شما در دیدار اول با افراد اولین برداشت را از خودتان در آنها ایجاد می کنید. نمی دانید که چه کسی مشتری آینده شما خواهد بود. پس در برندسازی شخصی برداشت افراد از شما نیز مهم است. Joyel Crawford, Crawford LeadershipStrategies, LLC.

 

10. به طور مداوم محتوای استراتژیک و مفید تولید کنید

محتوایی که به طور مداوم تحت سرپرستی که هم استراتژیک و هم برای مخاطبان تان مفید است به شما نفوذ و تاثیر خاصی می دهد. امروزه، محتوای ویدئویی از طریق تبلیغات شبکه های اجتماعی توجه سریع تری را به برند شخصی شما می دهد و این در مورد تمام صنایع برای برندسازی شخصی آنها صدق می کند. Kenneth Johnson, EastCoast Executives

 

11. برند خود را با سازمان کنونی تان هماهنگ کنید

از جایی که هم اکنون در آن کار می کنید شروع کنید. برای خبرنامه شرکت تان محتوا تولید کنید. برای نوشتن برای یک نشریه مرتبط با صنعت مورد نظر داوطلب شوید. برند خود را به سمت جایی که کار می کنید هدایت کنید و بالا ببرید. در جایی که می خواهید برند شخصی و حرفه ای تان به طور همزمان موفق شود ارزش ایجاد کنید. به جای فکر کردن به ایده های پرزرق و برق خارج از کارتان، راه هایی پیدا کنید که برند شخصی تان را با سازمان تان هماهنگ کنید. John M. O'Connor, Career Pro Inc.

 

12. سعی کنید که در گروه خودتان شماره یک باشید

بانفوذ بودن به این معنا است که در میان یک جمعیت، برجسته و متمایز باشید. برای برجسته و متمایز بودن در یک جمع باید متفاوت باشید و منحصربه فرد شناخته شوید. بهترین راه برای رسیدن به این جایگاه این است که بر یک شاخه از بازار تسلط داشته باشید و خودتان را در بالاترین رده از گروه برندسازی کنید. بسیاری از حرفه ای ها می خواهند تا برای همه مردم همه چیز باشند ولی درنهایت به یک کالای عادی تبدیل می شوند. برای شماره یک شدن در یک دسته شما باید تخصص داشته باشید و بهترین باشید. Daniel Ortiz, Latino Success Academy

 

13. به عنوان یک شنونده شناخته شوید

در اوایل، مربی من به من یک درس ارزشمند یاد داد که برای من سال ها طول کشید که در آن مهارت بیایم. اگر حرف بزنید پس گوش نمی دهید؛ اگر گوش ندهید یاد نمی گیرید و اگر یاد نگیرید تنها زمان کمی وجود دارد که چیزی بگویید و به احتمال زیاد از گفتن آن پشیمان می شوید. گوش دادن بیشتر از دیگران چیزی است که برند را متمایز می کند و یکی از مهم ترین اصول برندسازی شخصی است که با آن می توانید یک شنونده خوب باشید تا یک سخنران خوب! Teri Citterman, Talonn

14. همه چیز را از دیدگاه برندتان ببینید

اگر برندتان به درستی با این مفاهیم که چه کسی هستید، به چه کسی خدمت می کنید و چرا متفاوت هستید و سبک تان چیست تعریف شده باشد، باید همه چیز را از یک دیدگاه ببینید و آن هم برند شماست. Jennifer Oleniczak Brown, The Engaging Educator

 

آیا آماده ایجاد تغییری اساسی در فرآیند فروش برندتان هستید؟ امروزه یکی از راهکارهای خلاقانه و تاثیرگذار برای افزایش سرعت توسعه کسب وکارها استفاده از کمپین های بازاریابی تاثیرگذاری است. بدون تردید برای بسیاری از افراد تاثیر چنین الگویی از بازاریابی محل سوال است. به منظور رفع این ابهام باید به شیوه کارکرد روش فوق اشاره کرد. شکی نیست که هر برندی علاقه بسیار زیادی به محصولات خود دارد. با این حال علاقه مندی به محصولات خودمان نکته ای متفاوت با علاقه و تمایل مشتریان بدان است. نقش افراد تاثیرگذار ترغیب مشتریان به خرید محصولات مان است به این ترتیب الگوی بازاریابی تاثیرگذاری نقطه اتصال تلاش های بازاریابی و تبلیغاتی برندها خواهد بود.

به گزارش چاپ ونشر به نقل از فرصت امروز، نکته جالب در مورد افراد تاثیرگذار تفاوت شان با سلبریتی هاست. بدون تردید استفاده از سلبریتی های بسیار مشهور برای اهداف تبلیغاتی راهکار موثری محسوب می شود. با این حال یک فرد تاثیرگذار الزاما سلبریتی نیست. افراد تاثیرگذار به طور معمول در شبکه های اجتماعی فعالیت دارند. این دسته از افراد دارای سطح بالایی از تاثیرگذاری روی مخاطب های شان (هرچند اندک هم باشد) هستند. در این مقاله من به بررسی شیوه های استفاده از قدرت نفوذ افراد تاثیرگذار در مقیاس خرد برای توسعه کسب وکارها خواهم پرداخت.

 

تاثیرگذارهای خرد در برابر تاثیرگذارهای کلان؟

درحالی که افراد تاثیرگذار در مقیاس خرد با فالوورهای کمتر از 10 هزار نفر شناخته می شوند، میزان تاثیرگذاری شان درست به اندازه افراد تاثیرگذار کلان یا جهانی است. جالب اینکه برخی از کارشناس ها قدرت اقناع تاثیرگذاری های خرد را بسیار بیشتر از نمونه های کلان یا بین المللی ارزیابی می کنند (هنگامی که یک سلبریتی محصولی را تبلیغ می کند، آیا واقعا شمار بسیار زیادی از افراد به سراغ خرید محصول مورد نظر می روند؟) بدون تردید در زمینه مقایسه شمار فالوورها افراد تاثیرگذار خرد سطح فعالیت بسیار کوچکی دارند. با این حال مزیت اصلی آنها اعتماد و وفاداری مخاطب های شان است. به این ترتیب میزان اعتماد میان فرد تاثیرگذار خرد و فالوورهایش بسیار بیشتر از سلبریتی هاست. از نظر اقتصادی، برندها سود بیشتری از همکاری با افراد تاثیرگذار خرد می برند. دلیل آن نیز واضح است. این دسته از افراد دارای فالوورهای کمتر (به معنای هزینه کمتر برای تبلیغات) و در عین حال اعتماد بیشتر کاربران (به معنای باورپذیری بیشتر تبلیغات) هستند. یک برند موفق به جای صرف هزینه بالا برای همکاری با سلبریتی های مشهور به سراغ فعالیتی کم هزینه تر و پربازده خواهد رفت.

 

چگونه افراد تاثیرگذار خرد را پیدا کنیم؟

هنگامی که به دنبال افراد تاثیرگذار خرد هستیم، باید به سراغ پلتفرم های اجتماعی برویم. بر این اساس شبکه اجتماعی که بیشتر آنها فعالیت شان را پیگیری می کنند، باید مورد نظرمان باشد. به عنوان مثال، اگر برند ما در زمینه فشن و مد فعالیت دارد، جست وجوی اینستاگرام باید مد نظر باشد. با این حال در زمینه بازاریابی دیجیتالی بهترین پلتفرم لینکدین است. همانطور که ملاحظه می شود، برای هر هدفی باید به سراغ شبکه اجتماعی متفاوتی رفت.

نکته مهم درخصوص یافتن افراد تاثیرگذار خرد عدم توجه صرف به شمار فالوورهاست. اگرچه در مقام تعریف افراد تاثیرگذار خرد کمتر از 10 هزار فالوور دارند، اما معیارهای مهم تری نیز برای شناسایی آنها وجود دارد. به معیارهای ذیل توجه کنید:

تعامل: داشتن 10 هزار فالوور همیشه به معنای شمار بالای مخاطب نیست. یک اکانت با بیش از 10 هزار فالوور نیز بدون تعامل سازنده از سوی کاربرانش هیچ ارزشی نخواهد داشت. به منظور فهم میزان تعامل کاربران با صفحه فرد مورد نظر به سراغ آخرین پست های وی بروید. آیا کاربران پست های وی را لایک می کنند؟ مقدار کامنت ها و ماهیت شان چگونه است؟ متاسفانه امروزه بسیاری از صفحه ها دارای فالوور تقلبی هستند. به این ترتیب اگرچه میزان بالایی از فالوور در اختیار آنهاست، اما میزان مشارکت و تعامل کاربران بسیار پایین است.

نمودار مخاطب ها: این معیار اهمیت بسیار بالایی دارد. چراکه دامنه و نوع مخاطب یک صفحه باید با مخاطب مورد نظر برندمان هماهنگی داشته باشد. اگر زمینه فعالیت فرد تاثیرگذار مورد نظرمان بسیار متفاوت از برندمان باشد، همکاری دوجانبه هیچ فایده ای نخواهد داشت. به عنوان مثال، اگر برند ما در زمینه تولید لوازم اصلاح صورت آقایان فعالیت دارد، همکاری با فرد تاثیرگذاری که بیشتر فالوورهایش خانم هستند، فقط اتلاف هزینه و زمان خواهد بود.

صدای برند: منظور من در اینجا از صدای برند سبک فعالیت افراد تاثیرگذار است. آیا آنها فعالیت بسیار پرهیجانی دارند؟ اگر اینگونه است، نوع فعالیت شان به برندتان شبیه است؟ اگر برند شما دارای ماهیت آرام و خودمانی است، باید به دنبال همکاری شبیه تر به خودمان باشیم.

به منظور موفقیت کمپین بازاریابی تاثیرگذاری طرف قراردادمان باید شباهت بالایی به ما داشته باشد. بهترین راهکار برای فهم شباهت آنها به برندمان توجه به معیارهای فوق است. همچنین شباهت میان فرآیند برندسازی و ارزش های اصلی شان نیز باید مد نظر قرار گیرد.

 

اهمیت تاثیر اولیه

به محض اینکه فهرستی از افراد تاثیرگذار هماهنگ با برندمان پیدا کردیم، زمان تلاش برای برقراری ارتباط فرا می رسد. خوشبختانه تماس با افراد تاثیرگذار دشواری و پیچیدگی بسیار کمتری نسبت به فرآیند برقراری ارتباط با سلبریتی ها دارد. با این حال ما همچنان نیاز به ارائه تاثیر اولیه قدرتمند داریم. به مانند هر رابطه اجتماعی در اینجا نیز دیدار و برخورد نخست اهمیت بالایی دارد.

به طور کلی برای تاثیرگذاری اولیه مطلوب روی طرف مقابل دو راهکار وجود دارد. راه نخست اختصاص زمان مناسب برای آشنایی با پست های فرد تاثیرگذار و تعامل با آنهاست. به این ترتیب برند ما آشنایی مناسبی با جامعه هدف طرف قرارداد خود پیدا می کند. راهکار دوم، رفتن بدون مقدمه به سراغ اصل مطلب است. در اینجا به سادگی یک پیام یا ایمیل مبنی بر علاقه برندتان به همکاری دوجانبه ارسال کنید.

نکته مهم درخصوص استفاده از هر کدام از دو روش صراحت بیان است. به این ترتیب باید بیان نکات مشترک به ساده ترین زبان ممکن مد نظر باشد. به این ترتیب دیدگاه مشترکی بین ما ایجاد خواهد شد. چنین دیدگاه مشترکی در علاقه مندی هرچه بیشتر کاربران افراد تاثیرگذار به برند و محصولات ما نقش غیرقابل انکاری دارد.

 

کار با یک فرد تاثیرگذار

بدون تردید هیچ فرد تاثیرگذاری به صورت رایگان با برندها همکاری تبلیغاتی نمی کند. اگرچه اغلب برندها به طرف قراردادشان هدیه های رایگان نیز اهدا می کنند، اما باید پرداخت مبلغ مشخصی به عنوان دستمزد را نیز مد نظر داشت.

مزیت اصلی همکاری با یک فرد تاثیرگذار در مقیاس خرد هزینه های اندک خواهد بود. به این ترتیب یک بازنشر توییت ساده معادل 10 دلار قیمت دارد (البته برای فرد تاثیرگذاری با 1000 فالوور). در عین حال به اشتراک گذاری فایل های ویدئویی نرخ بالاتری را طلب می کند.

کلید موفقیت در کمپین های تاثیرگذاری خلاقیت افراد تاثیرگذار است. دلیل آن نیز کاملا واضح است: آنها مخاطب شان را بهتر از شما می شناسند. به این ترتیب بسیاری از برندها برای خلق کمپینی جذاب تر مسئولیت ساخت محتوای کمپین را نیز برعهده افراد تاثیرگذار قرار می دهند. وقتی برند ما به خوبی از سلیقه مخاطب آگاه باشد، توانایی بهتری در زمینه جلب توجه کاربران خواهد داشت. متاسفانه بسیاری از برندها زمان لازم یا بودجه کافی برای شناخت دقیق مخاطب شان را ندارند. به همین دلیل استفاده از اطلاعات و مهارت افراد تاثیرگذار در اینجا نیز راهگشا خواهد بود. در بسیاری از مواقع افراد تاثیرگذار اقدام به ساخت ویدئو، پادکست و گفت وگوهای مختلف با حمایت برندهای گوناگون می کنند. این کار برای هر دو طرف سودآور خواهد بود. از یکسو برندها به مخاطب تازه دست می یابد و از سوی دیگر افراد تاثیرگذار ساخت محتوای جدید را آزمایش خواهند کرد.

خوشبختانه امروزه با پیشرفت تکنولوژی امکان برگزاری کمپین های مختلفی برای برندها وجود دارد. در میان انبوه الگوها، بسیاری از برندها به سراغ برگزاری مسابقه می روند. دلیل این کار جذابیت مسابقه برای کاربران شبکه های اجتماعی است. همچنین برگزاری مسابقه معمولا هزینه چندانی نیز طلب نمی کند.

یکی دیگر از شیوه های جالب برای برگزاری کمپین اهدا هدیه های کوچک به مخاطب های فرد تاثیرگذار مورد نظر است. به این ترتیب توجه طیف عظیمی از کاربران به محتوای برند ما جلب خواهد شد. نکته مهم در این میان عدم نیاز به استفاده از هدیه های بسیار گران قیمت است. هدف اصلی در اینجا جلب توجه مخاطب و اهدای یک یادگاری است، بنابراین از ولخرجی بیش از اندازه پرهیز کنید.

شیوه سوم برگزاری کمپین مربوط به محتوای تبلیغاتی است. اگرچه این شیوه در صورتی که فرد مورد نظر محتوای تبلیغاتی زیاد را به اشتراک بگذارد، پرخطر خواهد بود. چراکه کاربران توجه کمتری بدان خواهند کرد. وقتی در ابتدای متن از افراد تاثیرگذار صحبت کردم، تفاوت آنها با سلبریتی ها را متذکر شوم. بر این اساس سلبریتی ها ارتباط نزدیکی با مخاطب های خود ندارند. این درحالی است که افراد تاثیرگذار رابطه نزدیک و صمیمی با فالوورهای شان پیدا می کنند. یکی دیگر از ویژگی های منحصر به فرد افراد تاثیرگذار قبول همکاری تبلیغاتی به صورت اندک و همراه با گزینش دقیق است. وقتی یک فرد تاثیرگذار به راحتی همه پیشنهادهای همکاری تبلیغاتی را می پذیرد، پیامی بسیار واضح برای برندها مخابره می کند: من دیگر فردی تاثیرگذار نیستم. شاید این جمله به نظر شما عجیب برسد. با این حال به موازات تبلیغات بیشتر میزان نفوذ افراد تاثیرگذار روی مخاطب های شان کاهش خواهد یافت.

در پایان، تا زمانی که به صورت حرفه ای و در عین حال دوستانه با افراد تاثیرگذار همکاری می کنید، موفقیت کمپین تان تا حد زیادی تضمین خواهد شد. کلید موفقیت هر کمپینی تحلیل آن در حین برگزاری و پس از پایان است. به این ترتیب اطلاعات ارزشمندی در مورد میزان موفقیت مان به دست خواهیم آورد.

 

همانطور که بسیاری از بازاریاب های دیجیتال اطلاع دارند، مخاطب های تلویزیون دیگر تمام توجه شان را معطوف به صفحه های نمایشگر نمی کنند. در سال 2019 مردم بیش از هر زمان دیگری مشغول انجام کارهای مختلف به صورت همزمان هستند. یکی از این کارهای همزمان مشاهده تلویزیون و کار با گوشی های همراه است.

به گزارش چاپ ونشر به نقل از فرصت امروز، اصطلاح «صفحه دوم اجتماعی» به عادت مردم در استفاده از شبکه های اجتماعی بر روی گوشی های هوشمند در حین استفاده از سایر رسانه های جمعی (معمولا تلویزیون و سینما) اشاره دارد. مطالعه ای از سوی برند فیس بوک بیانگر نکته جالبی در مورد مخاطب های تلویزیونی است. بر این اساس 94درصد از این مخاطب ها با گوشی هایی در دست به مشاهده برنامه های تلویزیونی می نشینند.

اگرچه در نگاه نخست کاهش توجه مخاطب ها به برنامه های تلویزیونی زنگ خطری جدی برای بازاریاب ها محسوب می شود، اما بسیاری از برندها چنین نقطه ضعفی را بدل به مزیت خود کرده اند. بر این اساس افرادی که به هنگام تماشای تلویزیون با گوشی های هوشمندشان کار می کنند، نسبت به سایر افراد تمایل بیشتری به مشاهده مطالب تبلیغاتی و اکران برندهای مختلف نشان می دهند. به این ترتیب استفاده از مفهوم صفحه دوم اجتماعی برای بسیاری از بازاریاب ها بدل به گزینه ای جذاب شده است. نکته جالب دیگر در مورد این افراد فعالیت بیشترشان در مقایسه با مخاطب های منفعل است. به این ترتیب وقتی پای آنها در میان باشد، نسبت به کمپین های بازاریابی برندها و تبلیغات مختلف واکنش های فعالانه ای خواهند داشت. پیش از این در ابتدای مقاله به مطالعه برند فیس بوک اشاره شد. در این مطالعه بر روی حساسیت بیشتر افراد موبایل به دست اشاره شده است. این حساسیت معطوف به پیام های تبلیغاتی برندها در شبکه های اجتماعی و به طور کلی رسانه های جمعی است.

بدون تردید ظهور پدیده صفحه دوم اجتماعی برندها را وادار به جهت گیری در راستای نوع خاصی از بازاریابی می کند. اگرچه این مفهوم به تازگی مورد توجه قرار گرفته، اما برخی از برندها تا همینجای کار نیز عملکرد بسیار مطلوبی از خود در زمینه هماهنگی با صفحه دوم اجتماعی نشان داده اند. در این مقاله هدف من مرور و بررسی شش مورد از برترین عملکردها در این زمینه است.

 

1. تاید

در سال 2018 مسابقه سالانه سوپربال بیش از 100 میلیون تماشاگر و نزدیک به 170 میلیون واکنش در شبکه های اجتماعی داشت. برای برندهای بزرگ چنین مسابقه بزرگی یک فرصت طلایی به منظور تعامل هرچه نزدیک تر با مشتریان شان در آمریکای شمالی است. در این میان تکنیک صفحه دوم اجتماعی نیز مورد توجه بسیاری از برندهای بزرگ قرار گرفته است.

برند تاید با حرکتی هوشمندانه در ترکیب استفاده از تبلیغات تلویزیونی و کمپینش در شبکه های اجتماعی بدل به برنده اصلی مسابقه سوپربال شد. در حقیقت تیم بازاریابی آنها کمپین مشهور «هر تبلیغی در واقع تبلیغ تاید است» را با فعالیتش در شبکه های اجتماعی هماهنگ کرد. به این ترتیب در روز مسابقه کاربران امکان مشاهده تصاویر، ویدئوها و گیف های بسیار متنوعی را در گروه ویژه برند تاید برای سوپربال داشتند. بدون تردید چنین تدارکی هر طرفدار مسابقه سوپربال را به وجد خواهد آورد. به همین دلیل در شبکه های اجتماعی هشتک TideAd بدل به ترند نخست آمریکای شمالی شد.

نکته مهم درخصوص اقدام برند تاید آگاهی تیم بازاریابی اش از علاقه تماشاگران به چک کردن گوشی های همراه شان بود. به این ترتیب آنها محتوایی جذاب را برای علاقه مندان به مسابقه سوپربال آماده کردند. توجه داشته باشید که محتوای برند تاید نیازمند دقت و توجه زیادی از سوی کاربران نبود. به این ترتیب همه علاقه مندان امکان استفاده از آن در کنار مشاهده بازی محبوب شان را داشتند. اگر محتوای این برند بسیار پیچیده بود، در طول بازی حساسی مانند سوپربال هیچ کس بدان توجهی نمی کرد.

نکته طلایی: پیوستن به گفت وگوهای جذاب از طریق مفهوم صفحه دوم اجتماعی ایده بسیار جالبی است. اگر قصد انجام چنین کاری را دارید، ایده برند تاید را در ذهن داشته باشید. آنها به خوبی با تدارک مناسب برای بازی سوپربال مخاطب های خود در آمریکای شمالی را سر ذوق آوردند. نکته مهم در این میان ضرورت همراهی با مشتریان است. به این ترتیب گاهی ایده های ساده که حاکی از همراهی برندمان با مشتریان است، بسیار بهتر از ایده های پیچیده و چند مرحله ای جواب می دهد.

 

2. نت فلیکس

بدون تردید حضور نت فلیکس در رتبه نخست شبکه های پخش اینترنتی شانسی نیست. در حقیقت نت فلیکس عادت های بسیاری از مردم در مورد نحوه تماشای برنامه های تلویزیونی را تغییر داده است.

نت فلیکس به خوبی از علاقه تماشاگرهای برنامه های خود به گفت وگو پیرامون شخصیت ها، حوادث احتمالی آینده و کیفیت ساخت سریال ها در شبکه های اجتماعی آگاه است. به همین دلیل نیز تلاش بسیار زیادی در زمینه تهیه انواع اموجی و گیف های کاربردی کرده است. به این ترتیب کاربران به هنگام تماشای برنامه های نت فلیکس با انتخاب اموجی یا گیف مناسب در کمترین زمان ممکن و بدون حواس پرتی زیاد نظرشان را به اشتراک خواهند گذاشت.

بدون شک تلاش نت فلیکس برای حفظ توجه مخاطبش به برنامه ها قابل ستایش است، اما آنها به خوبی از علاقه مردم به انجام چند کار همزمان آگاهی دارند. درست به همین دلیل نیز در زمان پخش برنامه ها توییت های جالبی را بارگذاری می کنند. به این ترتیب وقتی تماشاگر سریال نت فلیکس در حال گشت و گذار در توییتر است، با مطالب خنده داری در مورد سریالی که در حال تماشای آن است، مواجه می شود. این امر اوج دقت و زما ن بندی درست دست اندر کاران تیم بازاریابی نت فلیکس را نشان می دهد.

یک مثال جالب در مورد عملکرد برند نت فلیکس در طول پخش برنامه ها مربوط به نمایش نخست قسمت از سریال «شیتس گریک» است. این سریال کانادایی شهرت بسیار زیادی میان مردم آمریکای شمالی دارد. به همین دلیل در طول پخش نخستین فصلش اکانت نت فلیکس کانادا اقدام به انتشار ویدئویی بسیار قدیمی از مویرا رُز (یکی از بازیگران نقش اصلی سریال) کرد. این ویدئو به سرعت در میان مردم آمریکای شمالی دست به دست شد. حجم استقبال طرفدارهای سریال از این مطلب نت فلیکس بی نظیر بود. به این ترتیب با اقدامی هوشمندانه نت فلیکس موفق به جلب نظر بسیاری از مخاطب های خود شد.

نکته طلایی: نت فلیکس مهارت بسیار بالایی در زمینه استفاده از اطلاعات کاربرانش برای ایجاد رابطه ای عمیق با آنها دارد. به عنوان یک اصل طلایی هر برندی باید به دنبال ایجاد رابطه ای پایدار با مخاطب های خود باشد. فقط در این صورت امکان بهره مندی از مزایای مشتریان وفادار را خواهد داشت. البته تبدیل کاربران به مشتری وفادار نیازمند صبر و شکیبایی زیادی است، چراکه این امر در کوتاه مدت تحقق نمی یابد.

 

3. برتون اسنوبورد

 برند برتون به عنوان یکی از بزرگترین تولیدکنندگان اسنوبورد با المان هایی نظیر هیجان و تحرک پیوند خورده است. یکی از موفقیت های بزرگ این برند در طول سال های اخیر استفاده برنده مسابقات المپیک زمستانی یعنی کلوئه کیم از اسکیت های بتورن است.

شاید به نظر بسیاری از صاحبان برند نمایش یک محصول از سوی قهرمان المپیک بهترین اتفاق ممکن باشد. با این حال کلوئه در همکاری با برند برتون پا را از این هم فراتر گذاشت. به این ترتیب پای مفهوم صفحه دوم اجتماعی نیز به میان آمد. در حقیقت کلوئی وقتی در اتاق انتظار برای آغاز مسابقه اش قرار داشت، از طریق گوشی همراه شروع به ارسال توییت برای طرفدارهای خود کرد. شاید در نگاه نخست این اقدام بسیار دیوانه کننده باشد. در هر صورت قهرمان داستان ما فقط چند دقیقه با حضور در بزرگترین رویداد رشته ورزشی اش فاصله داشت. وقتی به ماهیت گفت وگوی میان کیم و طرفدارها نگاه می کنیم، هیچ نکته غیرعادی در آن وجود ندارد. کیم به راحتی و به دور از هرگونه دشواری به پرسش های کاربران پاسخ های دقیق می داد. بدون تردید چنین ارتباطی میان یک برند و طرفدارهای آن به سختی ایجاد می شود.

وقتی برند برتون از علاقه کیم به حضور فعال در شبکه های اجتماعی اطلاع یافت، اقدام به همکاری با این قهرمان نوجوان کرد. به این ترتیب اکنون در رویدادهای آنلاین کیم برند برتون حضور فعالی دارد. نمونه فعالیت کیم مثال بسیار جالبی در مورد نقش آفرینی قهرمان های ورزشی در زمینه بازاریابی از طریق صفحه دوم اجتماعی است. فرض کنید در حال انتظار برای شروع مسابقه بوکس مورد علاقه تان هستید و به طور ناگهانی توییت های جذابی از سوی هر دو بوکسور مشاهده می کنید. بدون تردید چنین اتفاقی هر روز رخ نمی دهد. درست به همین دلیل نیز برای کاربران جذابیت بسیار بالایی دارد.

نکته طلایی: اسپانسرها و افراد تاثیرگذار نقش موثری در فرآیند اجرای تکنیک های صفحه دوم اجتماعی ایفا می کنند. نقش اصلی آنها افزایش جذابیت رویدادهای زنده است. به این ترتیب کاربران به جای جست وجو صفحات غیرمرتبط با رویداد مورد نظر، تمام تمرکزشان جلب اتفاق پیش رو خواهد شد. نکته مهم درخصوص فعالیت در شبکه های اجتماعی به هنگام رویدادهای زنده استفاده از خلاقیت افراد تاثیرگذار یا قهرمان هاست. به این ترتیب باید آزادی عمل کافی برای خلق موقعیت های جذاب را به آنها داد.

 

امروزه براساس پیش بینی ها مشتریان ماهانه بیش از یک میلیارد پیام چت با کسب وکارها رد و بدل می کنند. در حقیقت، شمار کاربران اپ های پیام رسان در مقایسه با شبکه های اجتماعی بیش از پیش افزایش یافته است. به احتمال فراوان در سال جاری نیز اختلاف کاربر مورد نظر بیشتر خواهد شد.

به گزارش چاپ ونشر به نقل از فرصت امروز، بدون تردید مهاجرت عمده کاربران به اپ های پیام رسان روی حوزه روابط عمومی برندها نیز تاثیر ویژه ای خواهد داشت. به این ترتیب روبات های چت روز به روز اهمیت بیشتری پیدا می کنند. نکته مهم، تمایل کاربران به دریافت اطلاعات موردنیازشان از طریق پیام متنی به جای شیوه های دیگر پشتیبانی است. بسیاری از کسب وکارها نیز به این نکته مهم پی برده اند. به این ترتیب شمار هرچه بیشتری از برندها به سوی استفاده از پلتفرم های پیام رسان برای جلب رضایت مشتریان خود جهت گیری می کنند.

همانطور که برندها به سوی پشتیبانی متن محور از مشتریان شان حرکت می کنند، داشتن برنامه ای دقیق برای بازاریابی گفت وگومحور اهمیت پیدا خواهد کرد. در حقیقت، به منظور کسب موفقیت در فرآیند بازاریابی مبتنی بر پیام رسان ها باید برنامه ای دقیق برای بازاریابی گفت وگومحور داشته باشیم. به این ترتیب نتیجه بخشی فعالیت های ما بیشتر خواهد شد.

در ادامه مقاله به برخی از دلایل اهمیت برنامه بازاریابی گفت وگومحور اشاره خواهم کرد.

 

اطمینان از ارائه ارزش به مخاطب

امروزه، شرکت ها باید در زمینه ارائه خدمات پشتیبانی بی نظیر عمل کنند. محصولات شرکت های مختلف روز به روز بیشتر به یکدیگر شبیه می شوند. بنابراین عامل تمایز میان برندها به عواملی مانند پشتیبانی از مشتریان بستگی پیدا خواهد کرد. برندهای موفق به منظور جلب نظر هرچه بیشتر مشتریان شخصی سازی بخش های مختلف خود را مد نظر قرار داده اند.

در زمینه شخصی سازی اپ های پیام رسان کمک مناسبی برای برندها هستند. در حقیقت، تعامل با برندها به گونه ای گفت وگومحور بیشتر از الگوهای تعاملی یک جانبه احساس ارزشمندی به مشتریان می دهد. به این ترتیب مشتریان احساس مشارکت در ساخت و فعالیت برند محبوب شان خواهند داشت. وقتی یک برند از پلتفرم پیام رسانی برای ارتباط با مشتریان خود استفاده می کند، باید نسبت به ارائه ارزش های منحصر به فرد و شخصی سازی شده نیز اطمینان حاصل کند. تنها در این صورت تلاش های ما نتیجه دلخواه را به ارمغان می آورد.

به عنوان مثالی برای این بخش، برند Aeromexico در سال 2016 نخستین روبات چت در صنعت هواپیمایی را رونمایی کرد. هدف اصلی از این اقدام ساده سازی فرآیند سفر هوایی برای مشتریان بود. به این ترتیب مشتریان به سادگی امکان اطلاع از نرخ بلیت ها، صندلی های خالی و ساعت های پرواز را داشتند. در صورت تمایل نیز به سادگی امکان خرید درون برنامه ای از طریق روبات مورد نظر وجود دارد.

از سال 2016 تا به حال روبات Aeromexico بازخوردهای بسیار مثبتی از جانب کارشناس ها و مسافرها دریافت کرده است. البته باید توجه داشت که این روبات فقط برای خرید بلیت نیست. بخش پشتیبانی امور مشتریان Aeromexico نیز به طور کامل به این روبات نقل مکان کرده است. بنابراین اگر شکایتی از نحوه فعالیت و خدمت رسانی آنها داشته باشیم، دیگر نیازی به تماس با بخش پشتیبانی و انتظار طولانی در صف نداریم. در پایان باید اشاره کرد، اطلاعات ماهانه نیز به صورت شخصی سازی شده برای اعضای روبات ارسال می شود.

افزودن پلتفرم پیام رسانی به یک کمپین بازاریابی دیجیتال فرصت های تازه ای را فراهم می آورد. به ویژه برای برندهای کوچک، سرمایه گذاری روی مشتریان جدید از طریق ارائه محتوای شخصی سازی شده و اطلاعات بیشتر اهمیت فزاینده ای دارد.

یکی از راهکارهای جذاب برای استفاده از روبات های چت عرضه پیشنهادهای ویژه است. به طور معمول برندها برای اطلاع رسانی پیرامون پیشنهادهای ویژه شان از بازاریابی ایمیل محور یا ارسال پیامک استفاده می کنند. این روش ها اگرچه تاثیرگذاری خاص خود را دارند، اما احتمال دسترسی مخاطب به محتوای شان پس از اتمام زمان پیشنهادهای ما وجود دارد. راهکار پیشنهادی من در اینجا استفاده از روبات های چت برندمان به عنوان کانال ارتباطی است. نگارش پیام های شخصی سازی شده و ارسال شان برای مخاطب ها ایده بسیار جذابی خواهد بود. نکته مهم در اینجا امکان تعامل مستقیم مخاطب با برند ماست. به این ترتیب در صورت ارسال پاسخ به روبات چت باید آماده اطلاع رسانی به مشتریان باشیم.

نمونه مناسب این بخش عملکرد برند سفورا خواهد بود. آنها یک روبات چت در پیام رسان Kik ایجاد کرده اند. هدف ابتدایی این روبات بسیار ساده و صریح بود: ایجاد ارتباط با نوجوان ها و آموزش نکات مهم به آنها در خلال بحث های جذاب و سرگرم کننده. وقتی کمپین آموزشی برند سفورا شروع شد، نقش سازنده روبات چت شان بیش از پیش نمایان شد. به این ترتیب روبات آنها در پیام رسان Kik علاوه بر ارسال محتوای کمپین بازاریابی شان به پرسش ها و واکنش های مختلف کاربران نیز پاسخ می داد.

کمپین برند سفورا بیش از 1500 پیام در kik دریافت کرد. روبات آنها پاسخ برخی پرسش ها را براساس برنامه ریزی قبلی می داد. با این حال در مورد پرسش های پیچیده تر تیم پشتیبانی برند پاسخ ها را ارائه می کرد. اهمیت کار برند سفورا از آنجا بیشتر می شود که به رد و بدل شدن بیش از 6000 پیام میان آنها و مخاطب های شان توجه کنیم. به این ترتیب باید کمپین آنها را یکی از موفق ترینن نمونه های بازاریابی براساس الگوی گفت وگو محور قلمداد کنیم.

 

برای تعیین زمان حضور تیم بازاریابی و فروش

یکی از اشتباه های رایج برندها به هنگام ارائه خدمات جانبی به مشتریان در پلتفرم های پیام رسان استفاده از فرصت مورد نظر برای بازاریابی یا فروش است. مشکل اساسی در اینجا ماهیت ویژه و منحصر به فرد خدمات پشتیبانی است. بنابراین نباید از آن برای دستیابی به اهداف بازاریابی یا فروش برندمان استفاده کنیم.

یکی دیگر از اشتباهات برندها عدم اعلام رسمی موضع شان در پلتفرم های پیام رسان است. به این ترتیب مخاطب وظیفه اصلی روبات ها را نمی داند. در نتیجه اصلا به فکر ارسال پیام به روبات ما نخواهد افتاد. وظیفه اصلی یک برند به هنگام فعالیت در پلتفرم های پیام رسان تعریف دقیق وظایف است. بدون تردید اهداف بازاریابی و فروش نیز باید در پیام رسان ها دنبال شود. با این حال مرزبندی و تفکیک اهداف اهمیت بالایی دارد. با این کار مشتریان مان دیگر دچار سردرگمی در تعامل با ما نخواهند شد.

اگر فعالیت در پلتفرم های پیام رسان را فرآیندی منظم در نظر بگیریم، در نقطه شروع تعامل متقابل مطرح است. سپس پیگیری کمپین بازاریابی و در نهایت تلاش برای فروش محصولات مان قرار دارد. اگر نظم این فرآیند را برهم بزنیم، نتیجه تلاش های برندمان دور از انتظار خواهد بود. بنابراین به عنوان مهم ترین توصیه این بخش حفظ نظم فرآیند فعالیت در پیام رسان ها را در نظر داشته باشید.

 

پرهیز از خودکارسازی بیش از اندازه فرآیندها

هدف اصلی از ساخت روبات های چت با امکان ارسال پیام های مختلف شخصی سازی بیشتر گفت وگو با مشتریان و ترغیب شان به واکنش در قبال محتوای مان است. با این حال تعیین چنین هدفی به معنای موفقیت همیشگی روبات های چت نیست. به عنوان مثال، اگر یک برند به دنبال ترغیب مشتریانش برای دانلود یک کتاب الکترونیکی است، استفاده از روبات چت اقدام غیرضروری خواهد بود. در چنین مواردی استفاده از وب سایت رسمی گزینه منطقی تری به نظر می رسد.

نکته مهم در اینجا عدم نیاز به استفاده از ابزارهای نوین مانند روبات های چت فقط به دلیل داشتن تکنولوژی مورد نیاز است. به طور معمول روبات های چت برای گفت وگو بیشتر بین برندها و مشتریان، پرسش و پاسخ و پشتیبانی فنی مورد استفاده قرار می گیرد. بنابراین استفاده از آن در جهت اهداف دیگر نامناسب خواهد بود.

همانطور که اشاره شد، پلتفرم های پیام رسان در حال دگرگونی شیوه های ارتباطی برندها با مشتریان شان هستند. خوشبختانه اپ های پیام رسان به طور مداوم در حال توسعه و به روز رسانی هستند. به این ترتیب همیشه امکان های تازه تری روی برندها گشوده خواهد شد. از امکان گفت وگوی ساده گرفته تا خرید درون برنامه ای، پیام رسان هایی نظیر فیس بوک چت و وی چت در حال ساده سازی فرآیند ارتباط برندها و مشتریان هستند. البته این ساده سازی هیچ چیز از اهمیت محتوای باکیفیت نخواهد کاست. هنوز هم برای جلب نظر مخاطب باید از محتوای باکیفیت و به ویژه شخصی سازی شده استفاده کنیم. در غیر این صورت ابزار حرفه ای پلتفرم های پیام رسان چندان کمکی به توسعه برند و کسب وکارمان نخواهند کرد.

 

برند و برند سازی / مدل های مختلف برند

به طور کلی، هدف اصلی در استفاده تجاری از اپ های پیام رسان نزدیکی بیشتر برندها به زندگی مشتریان است. حال اگر در این نزدیکی برند ما محتوای جذابی برای مخاطب نداشته باشد، به تدریج از سوی وی پس زده می شود. در چنین وضعیتی حضور نزدیک ما در زندگی کاربران نه تنها مزیت نیست، بلکه باعث ناراحتی آنها نیز می شود.

اگر به دنبال موفقیت در عرصه بازاریابی هستید، گفت وگو اهمیت بالایی دارد. مشتریان باید احساس نزدیکی و تاثیرگذاری ویژه روی اقدامات برندمان را داشته باشند. درست به همین دلیل بازاریابی ایمیل محور دیگر تاثیر سابقش را ندارد. این الگو به طور معمول رابطه دوجانبه را ترویج نمی کند. بلکه مخاطب را به دریافت کننده ای صرف تبدیل خواهد کرد.

در نهایت، باید به دو نکته مهم در بازاریابی گفت وگو محور اشاره کنم. نخست انگیزه کافی برای شناخت مخاطب و شخصی سازی پیام ها در گروه های مختلف. سپس تلاش برای افزایش آگاهی مخاطب ها از برندمان. مورد اخیر تا حد زیادی موفقیت تلاش های ما در مراحل بعدی را تضمین خواهد کرد. به هر حال هر برندی برای موفقیت در بازاریابی نیاز به مخاطب دارد.

 

بدون تردید تبلیغات در شبکه های اجتماعی پربازده ترین نوع تبلیغات پولی به منظور دسترسی به مخاطب هدف برندمان به حساب می آید. با داشتن یک استراتژی مناسب تبلیغاتی در شبکه های اجتماعی برند ما موفق به کسب مشتریان جدید، آگاهی بخشی پیرامون فعالیتش و بازیابی رابطه از دست رفته با مشتریان قدیمی خواهد شد. اگرچه هنگامی که پیرامون شبکه های اجتماعی و تبلیغات در این عرصه صحبت می کنیم، اوضاع همیشه بر وفق مراد پیش نمی رود. با توجه به رقابت گسترده در شبکه های اجتماعی میان برندهای مختلف شاید آگهی تبلیغاتی ما به دست مخاطب هدف مان نرسد.

چاپ ونشر به نقل از فرصت امروز امروزه مفهوم «رسیدن تبلیغات به دست مخاطب هدف» یکی از محورهای اساسی در تبلیغات آنلاین به حساب می آید. به ویژه در مناسبت های مهم مانند تعطیلات یا مراسم های سنتی پلتفرم های مهم شاید به خوبی اهداف شما را محقق نکنند. اگر شما تجربه چنین مشکلاتی را داشته اید، نیازی به نگرانی بیش از اندازه نیست. در این مقاله من به بررسی چهار راهکار مناسب برای اطمینان از مشاهده تبلیغات مان از سوی کاربران شبکه های اجتماعی خواهم پرداخت.

 

1. جای گذاری های خود را چک کنید

منظور از جای گذاری نقاط مختلفی است که تبلیغات ما در آنجا قرار می گیرد. به عنوان مثال، در فیس بوک ما بین بخش مطالب تازه، مقاله های جدید و ستون اخبار کوتاه حق انتخاب داریم. در مورد سایر شبکه های اجتماعی نیز اوضاع کم و بیش به همین ترتیب است.

اگر ما فضاهای بیشتری را برای جای گذاری تبلیغ برندمان انتخاب کنیم، به طور طبیعی میزان مشاهده آن از سوی مخاطب افزایش چشمگیری خواهد یافت. بدون تردید استفاده از چنین شیوه ای برای افزایش میزان مشاهده محتوای تبلیغاتی مان بسیار هوشمندانه خواهد بود. در نگاه نخست، این شیوه بسیار ساده است. با این حال برندهای بسیاری نسبت به همین شیوه ساده توجه کافی را ندارند. به طور معمول بازاریاب های برندهای مختلف بیشتر توجه خود را روی ساخت محتوا متمرکز می کنند. به این ترتیب آنها در عمل توجه چندانی به مفهوم جای گذاری مناسب نشان نمی دهند. نکته مهم درخصوص ارائه مطلب به مخاطب توجه به وظیفه برندمان است. بر این اساس عدم دسترسی مخاطب به محتوای تبلیغاتی ما به هیچ وجه تقصیر وی نیست. برعکس، این مسئولیت به طور کامل متوجه ما خواهد بود. در هر صورت این ما هستیم که قصد نمایش محتوایی خاص برای مخاطب را داریم.

خوشبختانه اکنون تمام پلتفرم های اجتماعی راهنمای نسبتا جامعی در زمینه تبلیغات و ساز وکارهای ویژه شان برای آن دارند. با مطالعه بخش راهنما و در صورت نیاز ارتباط با تیم پشتیبانی بسیاری از مشکلات ما در زمینه رساندن تبلیغات برندمان به دست مخاطب هدف حل خواهد شد. با این حال به عنوان یک اصل کلی، تمام شبکه های اجتماعی مکان های مختلفی برای بارگذاری محتوای تبلیغاتی دارند. با استفاده از مکان های بیشتر مشکلات ما در راستای رساندن محتوا به دست مخاطب حل خواهد شد.

 

2. افزایش قیمت پیشنهادی

وقتی از تبلیغات پولی صحبت می کنیم، فقط با یک یا چند برند علاقه مند مواجه نیستیم. در حقیقت بسیاری از برندها برای بارگذاری تبلیغ شان روی شبکه های اجتماعی محبوب حاضر به پرداخت رقم هایی حتی بالاتر از سطح پیشنهادی آن پلتفرم ها هستند. به همین دلیل در بسیاری از مواقع عدم مشاهده محتوای ما از سوی کاربران به دلیل سرمایه گذاری بیشتر رقبا و بالطبع دریافت بازدید بیشتر است. اگر در حوزه تبلیغات پولی مایل به جلب نگاه های زیاد هستید، باید پول بیشتری خرج کنید. این کار از دو طریق امکان پذیر خواهد بود. نخست اینکه بودجه کلی برندتان برای امور تبلیغات را افزایش دهید. بی تردید این راهکار فقط برای برندهای بزرگ با بودجه های کلان امکان پذیر خواهد بود. یک برند معمولی توانایی چندانی در افزایش بودجه خود به ویژه در بخش پرهزینه ای مانند تبلیغات ندارد. بنابراین به راهکار دوم می رسیم. در این راهکار به جای افزایش هزینه ها روی مدیریت صحیح شان تاکید می شود. به این ترتیب باید به جای تبلیغ در پلتفرم های مختلف یک یا دو شبکه اجتماعی اصلی را انتخاب کنیم. مزیت اصلی این شیوه عدم نیاز به صرف هزینه های بیشتر است. وقتی کارمان را روی دو پلتفرم متمرکز می کنیم، دست مان برای صرف هزینه بیشتر روی این موارد محدود بیشتر خواهد شد.

انتخاب مخاطب در شبکه های اجتماعی برای ارائه تبلیغات نیز بسیار مهم است. در اینجا ما امکان انتخاب مخاطب به صورت دستی و خودکار را داریم. در حالت نخست، ما فهرستی نسبتا تفصیلی از مخاطب های مورد نظرمان را به پلتفرم طرف قرارداد تحویل می دهیم. این کار نیازمند صرف زمان نسبتا زیادی است. همچنین هیچ تضمینی برای شناخت مناسب ما از مخاطب هدف وجود ندارد. خوشبختانه پلتفرم های اجتماعی سرویس مخاطب یابی خودکار را به کار گرفته اند. به این ترتیب دیگر نیازی به انتخاب دستی مخاطب هدف نیست. در این شیوه پس از بارگذاری محتوای تبلیغاتی الگوریتم هوشمند شبکه اجتماعی مورد نظر مطلب ما را برای مخاطب های مناسب به نمایش در می آورد.

اگر این توصیه برای برند شما موثر است، باید همیشه یک نکته مهم را در ذهن داشته باشید. شبکه های اجتماعی مانند فیس بوک، توییتر، اینستاگرام و اسنپ چت علاقه زیادی به پول دارند. در هر صورت یکی از معدود راهکارهای کسب درآمد این پلتفرم ها قبول توسعه آگهی های تبلیغاتی است. همچنین توجه داشته باشید که به غیر از برند شما، سایر برندهای دیگر نیز علاقه زیادی به انتشار محتوای تبلیغاتی دارند. پیشنهاد تبلیغی بیشتر از آنچه در فهرست عادی تبلیغات شبکه های اجتماعی درج شده است، همیشه باعث بهبود دسترسی مخاطب ها به محتوای ما خواهد شد.

 

3. افزایش هوشمندانه دامنه هدف برندتان

یکی از عادت های مطلوب برندها در زمینه بازاریابی و تبلیغات تلاش برای تعریف مخاطب هدف است. به این ترتیب آنها تلاش عمده خود را صرف جلب توجه و رضایت این مخاطب هدف می کنند. از منظر تبلیغات، مخاطب هدف به آن دسته از کاربرانی گفته می شود که علاقه بیشتری به کسب وکار کلی برند ما دارند. به عنوان مثال، اگر برند ما در زمینه تولید خودرو فعالیت دارد، شانس اش برای یافتن مخاطب هدف در میان طرفدارهای مسابقات فرمول یک بسیار بیشتر از سایر رویدادهای غیرورزشی خواهد بود.

نکته مهم به هنگام تعریف مخاطب هدف تلاش برای گسترش دامنه آنهاست. به این ترتیب وقتی دامنه هدف ما بسیار محدود باشد، شانس چندانی برای جلب نظر شمار ایده آل مخاطب مان نخواهیم داشت. به هنگام گسترش دامنه مخاطب های برندمان نکته مهم توجه به المان های ضروری تعریف مان از آنهاست. به این ترتیب افزودن صرف کاربران بیشتر لزوما به معنای افزایش شانس موفقیت کمپین تبلیغاتی مان نخواهد بود. با در نظر داشتن نمونه ایده آل مخاطب هدف مان کار انتخاب مخاطب و توسعه دامنه آن بسیار ساده می شود.

یک راهکار جایگزین برای برندهایی که زمان کافی برای تعریف دامنه مخاطب هدف شان را ندارند، همکاری با آژانس های تبلیغاتی است. این گونه آژانس ها کار یافتن مخاطب هدف را برای برندها به سرعت و با دقتی بالا انجام می دهند. البته همکاری با آنها بستگی به میزان بودجه در دسترس برندتان نیز دارد.

 

4. نوع خلاقیت تان را تغییر دهید

گاهی اوقات صرف نظر از همه نکات جانبی، کیفیت تبلیغ ما آنطور که باید خوب نیست. اگر محتوای تبلیغاتی برند شما در زمینه جذب شمار مطلوب مخاطب ضعیف باشد، کمک جانبی پلتفرم های اجتماعی نیز گره خاصی از مشکل تان باز نخواهد کرد. در حقیقت تبلیغات پولی فقط زمانی تاثیرگذار است که محتوای ما حداقل کیفیت لازم برای جلب نظر کاربران را داشته باشد.

هنگامی که تبلیغات شما میزان دلخواه نتیجه بخشی را به همراه ندارد، با تغییر ایده های خلاقانه تان جان تازه ای به آن ببخشید. ایراد اصلی بسیاری از برندها در اینجا تلاش برای پیشبرد اهداف با توجه به ایده های قدیمی و غیرکاربردی است. در چنین شرایطی بدون تردید توجه مخاطب به آگهی های جذاب تر و دارای المان های مدرن جلب خواهد شد.

پیشنهاد من در این بخش آزمایش کیفیت بنرها، ویدئوها و حتی گیف های تبلیغاتی پیش از رونمایی اصلی است. همچنین پس از اجرای کمپین تبلیغاتی باید نتیجه آن از سوی تیم بازاریابی و تبلیغات شما مورد واکاوی قرار گیرد. در غیر این صورت علت اصلی موفقیت یا شکست برند شما همچنان ناشناخته باقی خواهد ماند. وقتی دلیل اصلی ناکامی برندمان در عرصه تبلیغات مشخص نباشد، احتمال تکرار آن در آینده نیز بسیار بالا خواهد بود.

 

 

سال 2019 بیش از هر زمان دیگری تحت سلطه نسل جوان خواهد بود. این یکه تازی هم در زندگی روزمره و هم در شبکه های اجتماعی حس می شود. همچنین نرخ جست وجوی تصویری در موتورهای جست وجوگر رشد بسیار بالایی را تجربه می کند. به همین دلیل فناوری هوش مصنوعی برای بسیاری از کسب وکارها ضروری قلمداد می شود. در این میان اگر به دنبال کسب سود و فعالیت موثر در فضای کسب وکار هستیم، باید خود را با تغییرات پیش روی هماهنگ کنیم.

در این مقاله من به بررسی پنج استراتژی کاربردی به منظور بهبود وضعیت بازاریابی برندها در سال جاری پرداخته ام.

 

1. جست وجوی تصویری

مفهوم جست وجوی تصویری یکی از ترندهای در حال رشد است که توسعه فراوانی را در سال 2019 به خود خواهد دید. اکنون مشتریان خواهان یافتن هر آنچه در زندی واقعی است، به راحت ترین شیوه در فضای اینترنت هستند. یک نمونه بارز از شیوه کار جست وجوی تصویری به شرح ذیل است: در ماه فوریه، پینترست سرویس لنز خود را رونمایی کرد. این سرویس به کاربران امکان استفاده از دوربین گوشی های هوشمندشان به منظور ثبت تصویر از مناظر اطراف شان را می داد. نکته جالب اینکه پس از ثبت تصویر موتور جست وجوی پینترست تصاویر مشابه را برای کاربر به نمایش در می آورد (گوگل همچنین سرویسی تحت عنوان لنز دارد). از زمان شروع به کار سرویس لنز در پینترست به طور میانگین 600 میلیون کاربر ماهانه از آن استفاده می کنند.

با توجه به آنچه گفته شد، شما چگونه فرصت استفاده از این ایده برای بازاریابی برندتان را خواهید داشت؟ برخی از برندها مانند ASOS در حال بهره برداری از قابلیت جست وجوی تصویری در اپ های اختصاصی خود هستند. اگر شما نیز در کسب وکار خرده فروشی فعالیت دارید، استفاده از موتور جست وجوی تصویری کارتان را بسیار راحت خواهد کرد.

اگر برند شما بودجه کافی برای راه اندازی بخش جست وجوی تصویری خود را ندارد، از فعالیت مناسب در پینترست مطمئن شوید. در هر صورت موتور جست وجوی پینترست تصاویر شما را به هنگام جست وجوی کاربران به آنها نشان خواهد داد.

 

2. هوش مصنوعی و صورت های تعاملی

فرقی ندارد مورد استفاده شما پاسخگویی واقع نمایی به مشتری باشد یا حتی سیستم توصیه برنامه های نت فلیکس، در هر صورت هوش مصنوعی کارها را ساده تر می کند. با این حال مدیریت حجم بالای اطلاعات نیز دردسرهای خاص خود را دارد. در هر صورت معنادار ساختن اطلاعات کامپیوتری به هیچ وجه کار ساده ای محسوب نمی شود.

درست در همین نقطه صورت های تعاملی و تصویرسازی وارد صحنه می شوند. بدون تردید نمودارها، جدول ها و ستون های گزارش که به طور خودکار به روز رسانی می شوند، کار را برای بسیاری از تحلیل های بازاریابی ساده خواهند کرد. به این ترتیب دیگر نیازی به جست وجوی اطلاعات و تلاش برای به روز رسانی شان به صورت دستی نیست.

به نظر من شروع استراتژی بازاریابی برندمان در سال جدید با یافتن صورت های تعاملی (به منظور ارائه خدمات بهتر به بخش بازاریابی برندمان و مشتریان) گزینه منطقی خواهد بود. همچنین انجام این کار در زمینه مدیریت ابرداده ها نیز به شما یاری می رساند.

 

3. بازاریابی برای نسل جوان

به گزارش بلومبرگ در سال 2019 نسل جوان (تحت عنوان نسل Z) از نظر میزان فراوانی جمعیت نسل دهه 70 و 80 را پشت سر می گذارد. این به معنای ضرورت جهت گیری بسیاری از برندها به سوی تحول الگوی بازاریابی شان در راستای جلب نظر نسل جوان است. بدون تردید در زمینه بازاریابی و تبلیغات سلیقه نسل جوان به طور معناداری با نسل های قبلی فرق دارد. دلیل اصلی آن نیز زندگی در عصر دیجیتال و بروز تکنولوژی های مدرن متعدد است.

پرسش اصلی در مورد بازاریابی برای نسل جوان شیوه دستیابی به آنهاست. به عبارت بهتر، چگونه ما موفق به جلب نظر این نسل خواهیم شد؟ چندی پیش من مقاله ای روی شش نکته مهم پیرامون بازاریابی برای نسل جوان نوشتم. بدون تردید محدودیت این مقاله مانع بیان تفصیلی آن موارد خواهد شد. به همین دلیل به ذکر برخی از توصیه های مهم اکتفا خواهم کرد.

به عنوان نکته نخست، باید نگاه ویژه ای روی فرمت ویدئویی داشته باشید. براساس آمارهای رسمی علاقه به فرمت ویدئویی در سال های اخیر رشد زیادی داشته است. پیش بینی بسیاری از کارشناس ها حاکی از اشغال 80درصد از ترافیک اینترنت از سوی ویدئوها تا سال 2020 است. همچنین توجه داشته باشید که نسل جوان به طور معمول در طول روز 68 ویدئو (کوتاه و بلند) تماشا می کند. با این حساب توجه به فرمت ویدئویی بدل به ضرورتی اجتناب ناپذیر می شود.

نکته مهم درخصوص ساخت ویدئو برای نسل جوان توجه به المان های جذاب است. به این ترتیب اگر ویدئو ما در همان لحظات ابتدایی نظر مخاطب جوان خود را جلب نکند، دیگر شانسی برای تعامل با وی نخواهد داشت. این نکته از آنجایی اهمیت می یابد که براساس گزارش Hubspot بیش از 70درصد ویدئوهای تبلیغاتی فقط پس از دو ثانیه از سوی مخاطب مورد بی اعتنایی قرار می گیرد.

علاوه بر طراحی جذاب ویدئوها باید به هماهنگی آنها با پلتفرم مادر نیز توجه داشت. بر این اساس هر ویدئو مخصوص یک پلتفرم خاص طراحی می شود. به عبارت بهتر، فرمت ویدئو بارگذاری شده در فیس بوک با اینستاگرام به طور کامل فرق می کند. اگر به این موضوع توجه نکنیم، کیفیت ویدئوهای ما در شبکه های اجتماعی مختلف بسیار متفاوت خواهد بود. بدون تردید مشاهده کیفیت های متفاوت از ویدئوی تبلیغاتی واحد از سوی مخاطب با واکنش مطلوبی همراه نخواهد شد. نکته جالب در این میان تفاوت فرمت های دو شبکه اسنپ چت و اینستاگرام با وجود شباهت های ساختاری بسیار میان شان است. به این ترتیب بررسی و ویرایش ویدئوها پیش از بارگذاری شان یک امر غیر قابل اجتناب است.

 

4. شخصی سازی پیام ها

کوین جورج، مسئول بازاریابی برند Email Monks، در اظهار نظری جالب در مورد آینده سرویس های ایمیلی چنین می گوید: «آینده ایمیل مبتنی بر خدمات واقع گرایانه و سریع است. به عبارت بهتر، شخصی سازی مبتکی بر رفتار ویژه هر کاربر در کانون توجه قرار خواهد گرفت. براساس مطالعه ای از سوی موسسه مارکتو ایمیل های شخصی سازی شده براساس رفتار کاربران سه برابر شانس بیشتر در جلب نظر مخاطب هدف دارد.»

نکته مهم در این میان ضرورت شخصی سازی بسیاری از بخش های برندمان در سال جاری است. به این ترتیب ظاهرا فرصتی برای رسیدگی به بخش بازاریابی ایمیلی نخواهد ماند. با این حال توجه داشته باشید که مشتریان، به ویژه مشتریان نسل جوان، علاقه بسیار زیادی به مشاهده محتوای شخصی سازی شده دارند. این محتوا احساس احترام برند مقابل به آنها را زنده می کند. صادقانه بگویم، همه ما از محتوای شخصی سازی شده استقبال می کنیم. با این حال در مورد نسل جوان این امر شدت بیشتری دارد.

راهکار کاربردی در اینجا شخصی سازی پیام مان برای مخاطب های مختلف است. بدون تردید شخصی سازی ایمیل ها برای تک تک کاربران امکان پذیر نیست. با این حال تاکید روی المان های مورد علاقه مشترک هر گروه از مخاطب ها نتیجه بسیار مطلوبی به همراه خواهد داشت. به عنوان مثال، ویدئوهای ما در فیس بوک به طور سنتی بیشتر از 30 ثانیه هستند. دلیل این امر استقبال نسل قبلی از ویدئوهای طولانی است. با این حال در اینستاگرام محدودیت نمایش ویدئو برای پست ها کمتر از 60 ثانیه و استوری ها فقط 15 ثانیه است. این به معنای تغییر سلیقه مخاطب های مختلف است. به صورت مشابه ما باید برای جلب نظر مخاطب های مختلف در بخش بازاریابی ایمیلی فرمت محتوای مان را اندکی دستخوش تغییر کنیم.

 

5. طراحی رسمی

تعجبی ندارد که طراحی های رسمی و ویژه برندها شش برابر تاثیرگذاری بیشتری روی مخاطب در مقایسه با طرح های استاک (بهره مند از تصاویر پایه رایگان) دارد. در حقیقت با توجه به رشد علاقه کاربران به محتوای بصری مانند اینفوگرافی ها در یک دهه اخیر، بسیاری از بازاریاب ها سراغ تولید محتوای بصری به منظور جلب نظر مخاطب های شان رفته اند.

نکته مهم درخصوص تولید محتوای بصری برای برندمان توجه به ساختار ویژه آنهاست. بر این اساس استفاده از طرح های رایگان سایت ها برای طراحی محتوای بصری برندمان به هیچ وجه ایده مناسبی نخواهد بود. این کار فقط مخاطب برندمان را ناامید و دلسرد خواهد کرد. به همین دلیل توصیه من جهت گیری به سوی استفاده از تصاویر اختصاصی برای برندمان است.