یکی از ابزارهای مهم ارتباطی در کسب و کار، تبلیغات می‌باشد. موفقیت یا عدم موفقیت بسیاری از سازمانها و شرکتها در گرو فعالیتهای تبلیغاتی آنهاست. لذا بدلیل اهمیت و نقش مهم این امر، هرساله شاهد بالا رفتن بودجه تبلیغاتی در سازمانها و شرکتها می‌باشیم.

به گزارش چاپ ونشر به نقل از مانواما پرداختن به امورتبلیغاتی برای بسیاری از سازمانها تبدیل به یک عادت شده است بطوریکه معمولاً بدون در نظر گرفتن نتایج حاصل از تبلیغات سال گذشته، بودجه بیشتری مدیریت تبلیغات و برندسازی برای تبلیغات سال بعد خود تصویب نموده و هزینه می‌نمایند. تصمیم راجع به انتخاب رسانه و پیام نیز عموماً بدون بررسی‌های کافی اتخاذ می‌شود.

ساخت اپلیکیشن موثر ترین گام میتواند باشد

پر واضح است که در چنین شرایطی تبلیغ دهنده بدون اطمینان لازم از اثربخشی تبلیغات خود، برای آن هزینه‌های بسیاری صرف می‌کند. از طرف دیگر مشاورین و شرکتهای تبلیغاتی نیز کمتر در مقام پاسخگویی در مقابل عملکرد خود قرار می‌گیرند چرا که اصولاً از ابتدا برای تبلیغ دهنده مشخص نبوده که هدف از صرف هزینه برای تبلیغ خود چه بوده است. معمولاً کوچکترین تغییرات، بعنوان مثال در فروش شرکت یا دیدگاه مردم نسبت به یک نام تجاری کافی است که تبلیغ دهنده را از اثر بخشی تبلیغ خود مطمئن سازد. در هر صورت هر تبلیغ دهنده‌ای اقدام به تخصیص بودجه لازم و انتخاب پیام و رسانه برای تبلیغ خود خواهد نمود اما سوال اینجاست که کدام تبلیغ و در چه رسانه‌ای و با چه بودجه‌ای شرکتها و سازمانها را به اهداف خود نزدیک‌تر می‌سازد؟

هم اکنون برای موفقیت سفارش ساخت اپلیکیشن اندروید خود را به ما بسپارید

مدیریت تبلیغات و برندسازی برای پاسخ به این سوال می‌بایست مقایسه‌ای از یک طرف بین شرکتهای تبلیغاتی و از طرف دیگر ما بین رسانه‌های مختلف انجام پذیرد. اما برای هر مقایسه، شاخصهایی مورد نیاز است و در حقیقت این شاخصها هستند که نشان دهنده عملکرد یک رسانه نسبت به رسانه‌ای دیگر و یا یک شرکت تبلیغاتی در مقایسه با شرکت دیگر می‌باشند. شاخصهای مورد استفاده برای این منظور در واقع همان نتایج مورد انتظار تبلیغ دهنده می‌باشند. بطور کلی می‌توان گفت که هر شرکت تبلیغاتی و یا رسانه‌ای که تبلیغ دهنده را به اهداف تبلیغاتی خود نزدیک‌تر سازد انتخاب مناسب‌تری تلقی خواهد شد.

از این جا می‌توان به نقش و اهمیت تعیین هدف در برنامه‌ریزی تبلیغاتی یک شرکت پی برد. چرا که قبل از هر اقدامی تبلیغ دهنده می‌بایست مشخص نماید که دقیقاً هدفش از تبلیغ چیست. تعیین دقیق اهداف به تبلیغ دهنده کمک می‌کند تا بتواند از این اهداف بعنوان راهنمایی برای تعیین میزان درستی اقدامات انجام گرفته استفاده نماید.

هدفگذاری در واقع همان سرنخی است که در فرایند تبلیغاتی اکثر سازمانها و شرکتها گم شده است. در شرایطی که تبلیغ‌دهندگان نمی‌دانند دقیقاً قرار است چه نتیجه‌ای از تبلیغات خود بگیرند، انتخاب هر رسانه و یا شرکت تبلیغاتی، انتخاب اشتباهی نخواهد بود. کسی که هدفی ندارد، هرگز گم نمی‌شود!

هر شرکتی که می‌خواهد درآمد خود را افزایش دهد، باید محصولات یا خدمات جدیدی راه‌اندازی کند. طبق تحقیقات موسسه مک‌کینزی، بیش از ۲۵ درصد کل درآمد و سود صنایع از راه‌اندازی محصولات جدید به دست می‌آید.همچنین تحقیقات اخیر نشان داده شرکت‌هایی که بر تولید محصولات و خدمات جدید متمرکز می‌شوند و همزمان قابلیت‌های هسته‌ای خود را هم حفظ می‌کنند، سریع‌تر از همتایان خود رشد می‌کنند. وقتی شرکت‌ها رشد آینده خود را در نظر می‌گیرند، بیشترشان انتظار دارند چنین رشدی از تولید محصولات، خدمات یا مدل‌های کسب‌وکار جدید به دست آید.

 

شرکت‌هایی که به دنبال رشد هستند، از سال ۲۰۰۵ هزینه‌های سالانه تحقیق و توسعه را افزایش داده‌اند که اکنون این رقم در سطح جهان به ۵/ ۱ تریلیون دلار رسیده است (معادل تولید ناخالص داخلی کانادا). با این حال، با وجود این سرمایه‌گذاری و اهمیت توسعه محصولات جدید موفق، تحقیقات نشان داده که بیش از ۵۰ درصد اقداماتی که برای راه‌اندازی محصول می‌شود، نمی‌تواند اهداف کسب‌وکار را محقق کند.

چرا راه‌اندازی یک محصول یا خدمات جدید دشوار است؟

تکنولوژی روند راه‌اندازی مناسب یک محصول خوب را چالش‌برانگیزتر کرده است. تکنولوژی موانع توسعه محصول را کم کرده و به شرکت‌ها و استارت‌آپ‌ها امکان داده روند راه‌اندازی را سریع‌تر و ارزان‌تر طی کنند. به‌طور خاص، تکنولوژی‌های دیجیتال به شرکت‌ها امکان‌ داده‌اند خدمات جدید را از برنامه‌های وفاداری تا حمایت از محصولات موجود بسنجند و هدایت کنند.فراتر از اینها، هزاران پلت‌فرم دیجیتال، از ارسال ایمیل گرفته تا اسنپ‌چت، امکان ارسال رگباری پیام و برقراری ارتباط را فراهم کرده است. این واقعیت می‌گوید که چرا خانواده‌های آمریکایی‌ خرید همان ۱۵۰ محصولی را که ۸۵ درصد نیازهای خانوار را تشکیل می‌دهد، تکرار می‌کنند.

موسسه مک‌کینزی در تحلیل روند راه‌اندازی محصول و خدمت جدید در صنایع مختلف، به متغیرهای متعددی از نظر تناوب، متوسط هزینه و نوع راه‌اندازی برخورده است؛ به‌ویژه در میان محصولات جدید. با وجود این متغیرهای متعدد، متوسط نرخ شکست نسبتا بالا و بیش از ۴۰درصد است که تولیدکننده‌های کالاهای مصرفی و خرده‌فروشی بدترین عملکرد و داروسازی بهترین عملکرد را دارند. جالب این است که این نرخ شکست در مورد انواع روند راه‌اندازی متفاوت است.

 همه انتظار داریم راه‌اندازی یک محصول کاملا جدید، به خاطر پیچیدگی‌های تغییر عادت مصرف‌کننده موفقیت کمتری داشته باشد، درحالی‌که نرخ شکست این کار با ایجاد تغییرات بزرگ در محصولات مشابه قابل مقایسه است. واضح است که پیچیدگی محصول تاثیری بر روند راه‌اندازی آن ندارد.در مورد هزینه هم همین‌طور است. تحقیقات نشان داده بین مبلغ سرمایه‌گذاری شده برای راه‌اندازی یک محصول جدید و نرخ موفقیت آن، رابطه مستقیمی وجود ندارد. همچنین بین متوسط تناوب راه‌اندازی محصول هم همین‌طور. داده‌ها نشان می‌دهند زیاد تولید کردن یک محصول، صرفا به معنای آن نیست که عملکرد خوبی در روند راه‌اندازی آن دارید.

قهرمانان تولید محصول جدید

چیزی که واقعا اهمیت دارد داشتن یکسری قابلیت‌های کلیدی خاص است که مهم‌ترین آنها عبارت است از: همکاری تیمی، در نظر گرفتن دیدگاه‌های بازار، برنامه‌ریزی برای راه‌اندازی‌های آینده و رشد دادن استعدادها .

به هر حال، بیشتر کسب‌وکارها در هر بخشی نمی‌دانند چه قابلیت‌هایی برای راه‌اندازی محصول بیشترین اهمیت را دارد و نیز برنامه‌ای سیستماتیک برای سرمایه‌گذاری در آن ندارند. موضوع نگران‌کننده‌تر این است که بسیاری از شرکت‌ها در قابلیت‌های مهم و کلیدی مورد نیاز برای راه‌اندازی محصول، در رده عملکرد ضعیف قرار می‌گیرند و تنها تعداد بسیار کمی از شرکت‌های داروسازی عملکرد خوب دارند.  کارهایی که بهترین شرکت‌ها برای راه‌اندازی محصول یا خدمات انجام می‌دهند تا به موفقیت برسند عبارت است از:

۱) ایجاد سازمانی برای همکاری

در نظرسنجی مک‌کینزی، مهم‌ترین عاملی که برای راه‌اندازی‌های تجاری موفق شناسایی شد همکاری تیمی بود، به‌خصوص توانایی هم‌جهت کردن اعضای تیم و مدیریت کردن آنها. تحقق این سطح از همکاری در بیشتر کسب‌وکارها دشوار است، چون کارکردهای مختلف با ساختارهای گزارش‌دهی مختلف، مسوول عوامل مختلف راه‌اندازی محصول هستند.

شرکت‌هایی که بهترین عملکردها را دارند، برای مقابله با این مساله، واحدی با کارکردهای مختلف ایجاد می‌کنند تا فعالیت‌ها را در بخش‌ها و موقعیت‌های جغرافیایی با هم هماهنگ کند. این بخش مثل مرکزی کار می‌کند که بر کل پرتفوی فرآیند راه‌اندازی نظارت دارد و مکانیزمی برای گرد هم آوردن افراد مناسب است؛ از جمله بازاریاب‌ها، کارشناسان رسانه‌های اجتماعی، توسعه‌دهندگان، کارکنان بخش خدمات به مشتری، طراحان و...

به عنوان مثال، یک شرکت بسته‌بندی آلمانی یک تیم راه‌اندازی را تشکیل داده که ذی‌نفعان فنی، تجاری و منطقه‌ای را تحت مدیریتی قوی در ابتدای فرآیند توسعه محصول ترکیب می‌کند.

 این کار باعث می‌شود فرآیند تسریع شود، چون افرادی که می‌توانند تصمیم‌گیری کنند همه با هم کار می‌کنند. این نوع همکاری تخصصی و تبادل ایده، به تفکرات خوبی برای راه‌اندازی محصول جدید منجر می‌شود.  واحد راه‌اندازی محصول، معمولا با تصویب مستقیم مدیر بازاریابی یا گاهی خود مدیرعامل، اقدام به تخصیص بودجه می‌کند و مدیرانی را برای هر یک از راه‌اندازی‌ها تعیین می‌کند که آنها اختیار تصمیم‌گیری دارند.

۲) برتری در استراتژی و برنامه‌ریزی

راه‌اندازی محصول عمدتا پیچیده و گران است و هزینه‌های سرسام‌آوری دارد. بنابراین، داشتن یک استراتژی دقیق و برنامه واضح ضروری است. یک استراتژی باید دقیقا تبیین کند که کسب‌وکار چه چیزی می‌خواهد از آن محصول یا خدمت جدید به دست آورد؛ از جمله اینکه کدام مشتریان را هدف قرار دهد، چه پیام‌های کلیدی را بفرستد و کدام سه یا پنج تصمیم حیاتی به چنین دستاوردهایی منجر می‌شود.

این تصمیم‌های استراتژیک در فرآیند توسعه باید آنقدر زود اتخاذ شوند تا تیم راه‌اندازی بداند هدف اصلی راه‌اندازی محصول جدید چیست. مثلا وقتی شرکت فیات محصول فیات ۵۰۰ را راه‌اندازی کرد، قصد داشت دیدگاه‌ها را از خودرویی صرفا کاربردی دور کند و آگاهی را نسبت به ظاهر خودروهای فیات بالا ببرد. تیم راه‌اندازی محصول تصمیم گرفت از مشتریان در مورد طراحی خودرو و داخل آن نظرسنجی کند. این تیم قصد نداشت اطلاعات زیادی در مورد طراحی به دست آورد، چون انعطاف زیادی برای تغییر وجود نداشت. هدف این بود که توجه مردم به ظاهر خودروهای فیات هم جلب شود. به همین منظور، تیم راه‌اندازی باید در مراحل اولیه فرآیند توسعه خودرو وارد می‌شد.

یک استراتژی ثابت، مبنایی برای یک برنامه راه‌اندازی با جزئیات است که مسیرهای مهم، منابع و تصمیم‌های مورد نیاز برای موفقیت را شناسایی می‌کند. بهترین شرکت‌ها برای توسعه برنامه راه‌اندازی خود، تمرکز دقیقی بر بازدهی سرمایه دارند تا مشخص کنند که فعالیت‌های مرتبط با راه‌اندازی محصول ارزش ایجاد می‌کند.

همچنین یک طرح راه‌اندازی خوب، بین دفاتر مرکزی و تیم‌های مسوول در سطح کشوری که مسوولیت ساخت و اجرا را بر عهده دارند، شفافیت ایجاد می‌کند. سطوح بالای شفافیت به‌ویژه برای راه‌اندازی‌های بزرگ در سطح جهانی اهمیت دارد. در چنین سطحی معمولا ۶۰۰ یا ۷۰۰ آیتم مثل پیام‌دهی، بروشورها، کوپن‌ها و کمپین‌های اینترنتی در روند راه‌اندازی محصول دخیل می‌شوند. یک طرح خوب باید تشخیص دهد کدام فعالیت‌ها چه زمانی باید رخ دهند و چه کسی مسوول هر کدام است.

همچنین طرح مذکور باید سناریوهای ریسک احتمالی را شناسایی کند. مثلا اینکه اگر رقیبی یک کمپین برای همان محصول قبل از معرفی به بازار راه‌اندازی کند، چه اتفاقی می‌افتد؟ 

شرکت بسته‌بندی آلمانی که در بالا به آن اشاره شد، استراتژی و برنامه‌ریزی را با سازماندهی یک فرآیند راه‌اندازی دقیق ترکیب می‌کند که باعث می‌شود پیشرفت تجاری و فنی سنجیده شود. پیشرفت تجاری با مطرح کردن ایده‌های بزرگ، تعریف مشتری هدف و استراتژی ورود به بازار پیگیری می‌شود. این فرآیند به رهبری سازمان امکان می‌دهد وقتی مشکلات یا فرصت‌هایی پیش آمدند، به سرعت دخالت کند.

۳) سرمایه‌گذاری در دیدگاه‌هایی برای بهینه‌سازی برنامه‌ها

یک استراتژی راه‌اندازی متفاوت بر شناخت دقیق بازار، مشتری و موقعیت رقابتی متکی است. بدون آن، شرکت‌ها فقط به شعارهای کلی و پیام‌رسانی متکی خواهند بود که ارزش چندانی برای بازگرداندن مشتری ندارد. تحلیل‌های جمعیت‌‌شناختی اولیه و آنلاین شروع خوبی است، اما بهترین شرکت‌ها از این هم فراتر می‌روند تا دیدگاه‌ها را به رفتارهایی از بخش‌های کوچک مشتریان هدف تبدیل کنند.

به عنوان مثال، یک تولیدکننده خودروی بزرگ آماده تولید خودروی جدیدی در چین بود و مشتریان هدف خود را خانواده‌های جوان قرار داده بود. طرح اصلی راه‌اندازی محصول جدید، بخش زیادی از هزینه‌های تبلیغات را به آگهی‌ در تلویزیون و روزنامه اختصاص داده بود و کمتر بر فعالیت اینترنتی متمرکز شده بود. اما تحلیل‌ها نشان داده خانواده‌های جوان بیشتر از اینکه بخواهند تلویزیون نگاه کنند، در وب‌سایت‌ها می‌چرخند. در نتیجه، این شرکت آگهی‌ در تلویزیون و روزنامه را کم کرد و هزینه‌های بیشتری را به وب‌سایت‌هایی که محوریت خانواده داشتند اختصاص داد. همچنین آنها بر مناسب‌سازی رویدادهای شخصی که خانواده‌های جوان بیشتر در آن حضور می‌یافتند، متمرکز شدند. این باعث شد که مثلا طراحی جدید آیتم صندلی‌های مخصوص کودک را در خودروهایی که در مجتمع‌های تجاری بزرگ قرار می‌دادند، به نمایش بگذارند.

۴) ایجاد استعدادهای راه‌اندازی محصول

معمولا در شرکت‌های بزرگ صدها نفر درگیر راه‌اندازی تجاری یک محصول جدید می‌شوند. یک اشتباه در این فرآیند می‌تواند کل آن را به خطر بیندازد. شرکت‌های موفق می‌دانند که باید روی استراتژی کار کنند و به همین دلیل روی آموزش و توسعه کارکنان خود سرمایه‌گذاری می‌کنند. این سرمایه‌گذاری فقط به‌منظور جذب استعدادهای خوب نیست، بلکه روی ارزش‌گذاری و اهمیت دادن به نقش تیم راه‌اندازی هم باید تاکید داشته باشد. شرکت‌هایی که عملکرد خوب دارند، مسیرهای شغلی اختصاصی برای راه‌اندازی محصول جدید ایجاد می‌کنند و معیارهای مشخصی برای ارتقا و پاداش‌های مناسب در نتیجه عملکرد خوب تعیین می‌کنند.

مدیران عامل با دخالت فعالانه، از معرفی محصول گرفته تا مرور برنامه‌ها با هیات‌مدیره، می‌توانند جایگاه آن محصول یا خدمات را بالا ببرند. همچنین آنها از طریق برقراری ارتباط با تیم‌های موفق، نقشی محوری در بزرگ کردن موفقیت روند راه‌اندازی دارند. به این ترتیب، آنها حتی می‌توانند الگوهای خوبی برای دیگران باشند.

شروع کار

ایجاد قابلیت یک فرآیند خوب راه‌اندازی محصول، تلاشی مهم است. این فرآیند به تعهد رهبری و سرمایه‌‌گذاری در قابلیت‌های پشتیبانی نیاز دارد. تجربه نشان داده توسعه یک قابلیت راه‌اندازی قوی نیازمند این است که مدیران به این مجموعه سوالات پاسخ دهند:

توسعه محصول/ خدمت جدید چه نقشی در استراتژی شرکت من دارد؟

از چه اهرم‌هایی می‌توانم استفاده کنم تا ارزش بیشتری از راه‌اندازی محصول/ خدمت جدید به دست آورم؟

میزان بازدهی سرمایه راه‌اندازی محصول/ خدمت جدید چقدر است؟ آیا رقبا عملکردی بهتر یا بدتر از ما دارند؟

محصولات منبع رشد اصلی کسب‌وکارها هستند. اما تا زمانی که شرکت‌ها نتوانند بر روند راه‌اندازی محصول تسلط کامل داشته باشند، کل ارزش آن محصول دور از دسترس خواهد بود.

 

منبع: روزنامه دنیای اقتصاد 

شاید، «بازار مکاره مجازی» بهترین توصیف برای کسب‌وکارهایی است که در بستر فضای مجازی و به‌ویژه تلگرام شکل می‌گیرند. بر اساس آنچه فرهنگ‌های لغت معنا کرده‌اند، بازار مکاره به جایی گفته می‌شود که در مدت چند روز در محلی برپا شود و بازرگانان از نقاط مختلف و کشورهای متعدد کالاهای خود را به آنجا ببرند و در معرض نمایش و فروش بگذارند.

این اتفاق اکنون در تلگرام هم رخ داده است؛ کسب‌وکارهایی که تلاش می‌کند مشتری‌های خود را قانع کند کالاها و خدمات موردنظر را بخرند و استفاده کنند؛ گاهی این کالاها، وسایل دم‌دستی است، مانند وسایل آشپزخانه و لباس و لوازم‌آرایشی و گاهی هم وسایل عجیب‌وغریب‌تر و بزرگ‌تر: «خرید تلویزیون از بانه!» کسب‌وکارهای تلگرامی حتی پا را فراتر گذاشته‌ و به ارائه خدمات خاص هم وارد شده‌اند؛ از میان این کسب‌وکارها می‌توان به مشاوره تغذیه، مشاوره لاغری و چاقی و حتی مشاوره ازدواج نام برد.

 آخری جالب‌تر است؛ مشخصات ظاهری و روحی‌ خودتان و فرد موردنظرتان را به نشانی ادمین کانال‌ تلگرامی موردنظر ارسال می‌کنید و او هم «کیس» موردنظر را برای شما می‌یابد؛ بعد هم حق معرفی و مشاوره را برایش کارت به کارت می‌کنید و او هم ـ شاید ـ همسر آینده‌تان را به شما معرفی می‌کند. همه این اتفاقات، آن چیزی است که پیش از این در زندگی روزمره هم می‌افتاد؛ خریدوفروش‌هایی که در بازار یا مکان‌های مختلف و به‌صورت حضوری انجام می‌شد، اکنون به بستر فضای مجازی راه ‌یافته و اتفاقا درآمدهای خوبی هم دارد.

چرا کسب‌وکارهای اینترنتی رونق گرفته ‌است؟

«رونق زیاد» اصلی‌ترین مشخصه بازارهای مجازی است. تقاضا برای خرید کالا یا دریافت خدمات در این بازارها زیاد است و همین عامل سبب شده تا بخش زیادی از فعالیت‌های مرتبط با کسب‌وکار در این بازارها انجام شود. به تعبیری دیگر، این بازارهای مجازی «پاتوقی» ایجاد می‌کنند تا همه بتوانند از خدمات و کالاهای ارائه‌شده در این پاتوق‌ها استفاده کنند. «پاتوق» تعبیر عزیز بنی‌هاشمی، کارشناس توسعه بازار، است که به نظر خودش، چندان هم زیبا نیست، اما ناچار به استفاده از آن هستیم.

 او به «شرق» می‌گوید: «زمانی که مردم جایی را به‌عنوان پاتوق انتخاب می‌کنند و فعالان هم‌سنخ در حوزه کسب‌وکار هم آنجا جمع می‌شوند، فروشندگان نیز ناخودآگاه کالای خود را در آن محل عرضه می‌کنند». او برای مثال، به دست‌فروشی در متروی تهران اشاره می‌کند: «چرا دست‌فروشان در متروی تهران کابل و شارژر و این‌جور کالاها را می‌فروشند؟ به دلیل اینکه مردمی که در مترو هستند، به این کالاها نیاز دارند؛ بنابراین، درباره تلگرام هم می‌توان گفت برخی فعالان بازار وقتی می‌بینند مردم در تلگرام وقت می‌گذرانند و امکان اشتراک‌گذاشتن مطالب هم در آنجا وجود دارد، تلاش می‌کنند بخشی از کسب‌وکارشان را در این شبکه اجتماعی مستقر کنند و نیازهای مردم را پاسخ دهند».

 این کارشناس توسعه بازار اعتقاد دارد مردم در بازارهای مجازی برای خریدن تحریک می‌شوند، چون دسترسی بیشتری به فروشندگان کالا دارند: «تلگرام امکانی ایجاد کرده که وقتی مردم پیامی را می‌بینند، با دوستان دیگرشان به اشتراک بگذارند؛ مثلاً برای گروه خانواده، گروه دوستان و گروه همکاران ارسال می‌کنند و به این صورت، یک پست تلگرامی که برای معرفی کالا و خدمات ایجاد شده، به سرعت منتشر می‌شود و همین عامل، سرعت رشد کسب‌وکار را بیشتر می‌کند؛ اینجاست که اگر یک کاسب‌کار باهوش برای فروش برنامه‌ریزی کند، می‌تواند سود زیادی به جیب بزند».

همه شغل‌ها مناسب فضای مجازی نیستند

این روزها در تلگرام، برای هر شغل و حرفه‌ای یک کانال یا گروه ایجاد شده و فعالان آن حرفه تلاش می‌کنند مردم را متقاعد کنند از کالاها و خدماتشان استفاده کنند. بااین‌حال، عزیز بنی‌هاشمی، کارشناس توسعه بازار، اعتقاد دارد هر کسب‌وکاری قابلیت مجازی‌شدن ندارد. او می‌گوید: «همه فعالان کسب‌وکار باید به این موضوع توجه کنند که اگر چیزی مُد شد، نباید به سمت آن بروند». پس از صحبت‌های بنی‌هاشمی، این سؤال ایجاد می‌شود که چرا مردم ترجیح می‌دهند از فضای مجازی برای گسترش شبکه فروش استفاده کنند؟ او در این‌باره اعتقاد دارد: «توسعه سریع کسب‌وکار در فضای مجازی سبب شده که بسیاری از کسب‌وکارها بدون اینکه احتیاج به سرمایه‌گذاری زیادی مانند مکان فیزیکی، انبار، مجوز و... داشته باشد، به راحتی به مصرف کننده یا مشتری پایانی دست پیدا کند؛ همین عامل، اصلی‌ترین دلیل رواج کسب‌وکارهای مجازی است».

قیمت کم، عامل گرایش مردم به بازارهای مجازی

 این کارشناس توسعه بازار در عین حال که فضای مجازی را محل مناسبی برای رونق برخی کسب‌وکارها می‌داند، اعتقاد دارد که در تلگرام امنیت لازم برای بسترهای شغلی وجود ندارد: «امنیت مناسب برای کسب‌وکار در تلگرام وجود ندارد، چون قرار نبوده تلگرام به چنین فضایی تبدیل شود». البته، او تأکید می‌کند یکی از دلایل گرایش زیاد مردم به بازارهای مجازی، قیمت اندک کالاها و خدمات است که همین موضوع هم عاملی برای توجیه ضریب امنیتی پایین آن است. به گفته او «وقتی قرار است به یک متخصص تغذیه خوب مراجعه کنید، حداقل باید صد هزار تومان حق مشاوره بپردازید؛ درحالی‌که در فضای مجازی و به‌ویژه تلگرام، رقمی کمتر از ٣٠ هزار تومان پرداخت می‌کنید؛ یا مثلا قیمت برخی کالاها در کانال‌های تلگرامی کمتر از ١٠ هزار تومان است؛ این قیمت کم، شرایط را به‌گونه‌ای رقم می‌زند که مردم ترجیح می‌دهند یک بار خرید از آن را امتحان کنند؛ در واقع، مردم برای خرید تحریک می‌شوند، چون قیمت پایین است و اگر هم پولشان از بین برود، چیز زیادی از دست نداده‌اند».

 آینده فروش در فضای مجازی درخشان است

سرعت توسعه کسب‌وکار در بستر فضای مجازی به اندازه‌ای زیاد است که بسیاری از کارشناسان آینده بهتری برای آن متصور هستند. یکی از این کارشناسان، هومن رضوانی است. این کارشناس دیجیتال مارکتینگ، اعتقاد دارد آینده فروش در فضای مجازی به ویژه شبکه‌های اجتماعی را باید از سه بُعد تجاری، فرهنگی و فنی بررسی کرد. از نظر او، ابعاد تجاری و فنی بسیار مهم‌تر هستند. رضوانی به «شرق» می‌گوید: «از نظر تجاری، در آینده فروش در شبکه‌های اجتماعی بهتر خواهد شد و همه به این نتیجه می‌رسند سهم بیشتری از مشتریانشان را در فضای مجازی جست‌وجو کنند و حضور هوشمندانه‌تری در این حوزه داشته باشند؛ بنابراین مباحثی مثل بازاریابی اینترنتی بسیار بیشتر به چشم خواهد خورد و صاحبان کسب‌وکار هم ناگزیر هستند کسب‌وکارشان را به این صورت توسعه دهند».

 به گفته او، موفقیت کسب‌وکارهای سنتی در فضای مجازی نیز نیازمند آزمون و خطاست: «به نظر من تمام کسب‌وکارها از بعد تجاری نیاز به فعالیت در شبکه‌های اجتماعی و به طور کل فضای مجازی دارند؛ چراکه شبکه‌های اجتماعی قسمت وسیعی از وقت و زندگی مردم را تشکیل می‌دهند و حضور در آن، به منزله حضور در یک بازار بسیار وسیع است؛ اما نمی‌توان به‌صورت مشخص تعیین کرد که این حضور برای چه کسب‌وکاری مؤثر است و برای چه کسب‌وکاری نیست به‌ویژه در کشور ما که این موضوع بسیار نو است. از این حیث باید گفت ورود یا وارد‌نشدن نیاز به سعی و خطا و تجربه دارد و درحال‌حاضر نمی‌توان برای آن نسخه واحد پیچید و به تجارب کسب‌وکارهای دیگر در سایر نقاط دنیا اکتفا کرد».

او ادامه می‌دهد: «از نظر اقتصادی، سهم فروش اینترنتی از شبکه‌های اجتماعی در آینده قطعا بیشتر از اکنون خواهد بود، چراکه اکنون بسیاری از کانال‌ها و گروه‌ها یا نقش لینک‌دهنده به وب‌سایت‌های فروش را بر عهده‌ دارند یا آنکه راه‌های پرداخت غیرالکترونیکی را پیاده می‌کنند. از نظر فنی در آینده شبکه‌های ارتباطی و اجتماعی با سرویس‌های مستقیمی که ارائه خواهند داد، باعث می‌شوند مردم بدون حضور در هیچ وب‌سایتی و در همان کانال‌ها و گروه‌ها اقدام به خرید کنند و خرید آسان‌تر و در دسترس‌تری را تجربه کنند، کمااینکه این مهم تا حد زیادی الان پیاده‌سازی شده و در دسترس است».

 او به یک نکته مهم هم اشاره می‌کند: «از نظر فرهنگی چالش پیش‌رو، الگوی رفتاری افراد استفاده‌کننده از شبکه‌های اجتماعی است. تجربه نشان داده یک الگوی سینوسی در رفتار کاربران در مواجه با بسترهای نوین وجود دارد که بخشی از آن به دلیل فیلترینگ بوده و بخشی به دلیل فضای جامعه و نیازی که در آن وجود دارد. این موضوع، حضور و سرمایه‌گذاری کسب‌وکارها را با ریسک زیادی مواجه می‌کند و از سوی دیگر نیز در آینده شبکه‌های اجتماعی به سمت کاربری واحد و حرفه‌ای خواهند رفت و باید افراد سیاست‌های مشخصي برای حضور کسب‌وکارشان در هریک از آن شبکه‌ها و منطبق بر نیازهای زمان و سیاست‌های آن شبکه اتخاذ کنند».

با فیلترینگ چه کنیم؟

اصلی‌ترین سؤالی که در کسب‌وکارهای تلگرامی مطرح می‌شود، این است که «اگر تلگرام فیلتر شود، چه اتفاقی می‌افتد؟». از نظر هومن رضوانی، کارشناس دیجیتال مارکتینگ، احتمال فیلترینگ بسیار کم است. در مقابل، عزیز بنی‌هاشمی، کارشناس توسعه بازار، می‌گوید اگر فیلترینگ اتفاق بیفتد، مردم و فعالان بازار از ابزارهای ارتباطی دیگری استفاده می‌کنند.

 رضوانی می‌گوید: «اگر قرار بود تلگرام فیلتر شود، مرکز ساماندهی فضای مجازی برای ساماندهی کانال‌ها وارد گود نمی‌شد؛ نمی‌توان با فیلترینگ جلوی تکنولوژی را گرفت؛ اما می‌توان مدیریت هوشمندانه را در دستور کار قرار داد». این کارشناس دیجیتال مارکتینگ همچنین اضافه می‌کند: «دولت با این چالش روبه‌رو است که اگر تلگرام را فیلتر کند، بسیاری از کسب‌وکارهایی که در این شبکه ارتباطی ایجاد شده است، از بین خواهد رفت و می‌تواند هجمه‌ها را علیه دولت زیادتر کند؛ چرا که نرخ بی‌کاری بیشتر می‌شود».

 در مقابل، عزیز بنی‌هاشمی، کارشناس توسعه بازار می‌گوید: «در مارکتینگ موضوعی وجود دارد که می‌گوید صاحبان کسب‌وکار باید به روش‌های مختلف اطلاعات ارتباطی مشتریان را به دست آورند؛ این اطلاعات شامل ایمیل و شماره تلفن می‌شود؛ چرا که اگر فیلترینگ اتفاق بیفتد، چنانکه پیش از این هم با این موضوع روبه‌رو  بوده‌ایم، این اطلاعات سبب می‌شود صاحبان کسب‌وکار مشتریان خود را در نرم‌افزار جدید به آسانی پیدا کنند و به کارشان ادامه دهند».

 

منبع: برترین ها

برخی از بازاریابان زمان زیادی را صرف انتخاب استراتژی تبلیغات مناسب کرده‌اند تا به کسب و کارهای کوچک یاد دهند چگونه به درستی از شبکه‌های اجتماعی استفاده کنند. روی کدام شبکه‌ اجتماعی سرمایه گذاری کنند؟

 

چه میزان سرمایه گذاری کنند؟ بهتر است در چندین شبکه اجتماعی هم زمان تبلیغات داشته باشند یا توجه خود را بر روی یک یا دو بستر تبلیغاتی معطوف کنند؟ با توجه به این‌که تبلیغات کار هزینه‌بری است، پس یافتن پاسخ مناسب برای سوالاتی از این دست برای صاحبان کسب و کار حائز اهمیت است. از این رو با مشورت بازاریابان موفق در حوزه دیجیتال، نکات زیر را برای موفقیت استراتژی تبلیغات با شما به اشتراک می‌گذاریم.

توجه به تمامی فاکتورها برای تبلیغات موثر

در هر شرایط و موقعیت، ارتباطات اجتماعی فاکتور مهمی است که نیاز به آموزش دارد. برای مثال، ممکن است مفاهیمی مانند "کمک و مدیریت بیمار” وجود داشته باشد که مشتریان یا از وجود این مفاهیم اطلاعی نداشته باشند یا ندانند این گونه خدمات چگونه به آن‌ها کمک خواهد کرد. بنابراین انتشار مقالاتی نظیر اهداف این خدمات، مزایا و منافع آن و مواردی از این دست برای روشن شدن موضوع مورد نیاز می‌باشد. حال اگر بتوانید مشتریان را به سمت محصول یا خدمات خود جذب کنید، در قدم بعد مشتریان به سراغ فروشندگان دیگر خواهند رفت تا بتوانند بر اساس مقایسه محصولات انتخاب درستی داشته باشند.

در مقابل، اگر شما می‌خواهید محصولی را تبلیغ کنید که برای مشتریان شناخته شده است و مشتریان هدفتان نیز مشخص است، می‌توانید مستقیما به تبلیغ بپردازید.

هنگامی که می‌خواهید از شبکه‌های اجتماعی برای تبلیغات استفاده کنید، باید به دو سوال ساده ولی اساسی پاسخ دهید: کجا می‌خواهید تبلیغات داشته باشید؟ چقدر می‌خواهید برای تبلیغات خود هزینه کنید؟ برای این که بتوانید تشخیص دهید تا چه میزان باید هزینه کرد. باید ببینید هر مشتری چقدر برای شما سود خواهد داشت و شما چه قدر باید هزینه کنید تا بتوانید او را جذب کنید.

 حل این معادله بسیار مهم است. برای مثال، برای فروش محصول ۱۰۰ هزارتومانی با ۷۰ هزار تومان تولورانس، شما می‌توانید از ۴۰ تا ۱۴۰ هزارتومان بر اساس بودجه و اهداف اقتصادی خود هزینه کنید. این فاکتور را نیز باید در نظر بگیرید که آیا این مشتری می‌تواند در آینده خود به منبع درآمدی شما مبدل شود یا خیر.

برای کسب و کارهای کوچک، حل این معادله مهم‌تر است، زیرا باید بتواند موانع و محدودیت‌های اقتصادی شرکت را مدیریت کند. هم‌چنین، گاهی ممکن است هزینه‌ای که شما صرف تبلیغات می‌کنید بعد از چند ماه به شما باز گردد. پس باید فاکتور تاخیر زمانی را نیز مد نظر قرار دهید.

تحلیل و بررسی دقیق

در خریدهای اینترنتی، دنبال کردن این که بیشترین فروش از کدام کانال حاصل می‌شود، ممکن است دشوار و حتی گمراه کننده باشد. در بسیاری از موارد، خریداران اینترنتی الزاما اولین محصولی که به آن‌ها پیشنهاد می‌شود را خریداری نمی‌کنند. بلکه در مورد محصول پیشنهادی تحقیق کرده و آن را با محصولات موجود دیگر از نظر قیمت و کیفیت مقایسه می‌کنند.

 بنابراین پس از مشاهده ۵ یا ۶ محصول اقدام به خرید می‌کنند. از این رو یک متخصص بازاریابی اینترنتی می‌تواند به شما کمک کند در این مقایسه پیروز شوید، البته به شرط آن که شما کانال ارتباطی خود با مشتری را به درستی انتخاب کرده باشید.

تمرکز کردن بر روی بسترهای تبلیغاتی مورد توجه مشتریان

یک استراتژی تبلیغات که می‌تواند به توسعه کسب و کارهای کوچک کمک کند، تصمیم گیری مناسب و صحیح در انتخاب بسترهای تبلیغاتی موجود است. از نظر بازاریاب‌های موفق، بهترین استراتژی برای تبلیغات این است که یک یا دو شبکه اجتماعی مناسب مانند گوگل و فیس بوک را انتخاب کرده و از انجام تبلیغات گسترده و پراکنده در چندین شبکه اجتماعی خودداری نماییم.

 آن‌ها بر این باور هستند که هر کجا استراتژی موفقی داشتید، همانجا متمرکز شوید. برخی از کسب و کارها بوده‌اند که تنها در یک نقطه موفق شده و با گسترش همان بستر، به کسب و کار خود رونق بخشیده‌اند. به عبارت دیگر، هنگامی که استراتژی شما موفق شد، بر روی همان کانال تمرکز کنید و نگران از دست دادن دیگر بسترهای ارتباطی نباشید.

 اگر بتوانید موفقیت خود را تثبیت کنید، فرصت‌های بیش‌تری به دست خواهید آورد. شاید در ابتدا این گونه به نظر برسد که شرکت‌های بزرگ به دلیل داشتن سرمایه‌های مالی بیش‌تر ممکن است بتوانند حاشیه خطای بیش‌تری داشته باشند، اما تحقیقات نشان داده است که در انتخاب استراتژی تبلیغات مناسب، شرکت‌های بزرگ و کوچک هر دو از یک قانون کلی پیروی می‌کنند. بنابراین تمام شرکت‌ها منابع محدودی برای تبلیغات داشته و حاشیه خطای نسبتا مشابهی دارند.

در استراتژی تبلیغات از چه چیزهایی پرهیز کنیم؟

یکی از عواملی که می‌تواند اعتبار برند شما را زیر سوال برده و از اعتماد مشتریان شما بکاهد، تلاش برای فریفتن الگوریتم‌های جستجو در گوگل است. نمونه‌ای از این کارها لینک کردن تبلیغات خود با نام چهره‎‌های مشهور و هدایت کاربران به سمت تبلیغات می‌باشد. به عنوان یک فعال حرفه‌ای از انجام این دست کارها جدا خودداری نمایید.

 زیرا منجر به سلب اعتماد مشتریانتان خواهد شد. علاوه بر این، زمانی که بسترهای تبلیغاتی تغییر کند، ممکن است حقه شما نیز آشکار شود. در صورتی که اگر به درستی به تبلیغات بپردازید، این دسته از تبلیغات می‌تواند شما را به سمت فروش تضمین شده و قابل پیش بینی راهنمایی کند.

انتخاب روش‌های جدید و مناسب

رهبری فکری و ارزش کارهای تبلیغاتی می‌بایست همسو با تبلیغات فروش یک محصول باشد. اطلاعاتی که از نظر مشتری جذاب و مفید به نظر برسد، به مراتب بهتر از یک تبلیغ آنی می‌باشد که منجر به فروش شود. اولویت و روند دیگری که باید در تبلیغات مدنظر قرار گیرد، استفاده از محتوای ویدیویی می‌باشد.

 تولید انبوه به تنهایی نمی‌تواند مشتریان را برای خرید مجاب کند، پس بودجه خود را ذخیره کنید. عامل مهم دیگر، مدت زمان تبلیغات ویدیویی است. گاهی یک فیلم ۶۰ ثانیه‌ای ممکن است مشتری را خسته و کسل کند، در حالی که یک فیلم چندین دقیقه‌ای برای مشتری جذاب باشد و آن را دنبال کند. پس، بیش‌تر از آن که به تعداد کلمات و مدت زمان فکر کنید، به جذاب بودن محتوای تبلیغات خود توجه کنید.

 

منبع: برترین ها

فارغ از این که چقدر احساس می کنیم طبع بلند داریم، بیشتر ما باید برای پرداخت قبض ها و صورت حساب های مان کار کنیم. پس مهم است که شغل مان را دوست داشته باشیم اما آیا این قدر شغل تان را دوست دارید که برای بیست سال آینده انجامش دهید؟ اگر نه، چه چیزهایی را می توانید تغییر دهید تا این سال های کاری را ثمربخش، پر منفعت و حتی لذت بخش و شاد کنید؟

 

1. نسبت به چه چیزی عواطف شدید بروز می دهید؟ چه چیزی شما را هیجان زده، تشویق یا عصبانی می کند؟ چه چیزی علاقه شما را بر می انگیزد؟ همان چیز شغل و پیشه شماست. این اولین سوال خوبی است که می توانید از خودتان بپرسید.

2. به تمجید دیگران از خودشان توجه کنید. بی توجهی به حرف های مهربانانه دیگران، وقتی می توانند درباره مهارت های شما حرف بزنند و شما را به شغل بعدی تان هدایت کنند، کار ساده ای است.

آیا شما یک شنونده مادرزاد هستید یا کسی که افراد را وادار به تعریف و تمجید می کند؟ آیا توجه تان به جزییات حیرت انگیز است یا یکی از رهبران زندگی هستید؟ همه اینها اهمیت دارند.

3. کارتان را نزدیک به سبک زندگی تان طراحی کنید. اگر قرار است در سال های بعد شروع به کار کنید، کاری بیابید که با نحوه زندگی تان متناسب باشد. اگر چنین کاری وجود ندارد، آیا می توانید برای خود پیشه ای راه بیندازید؟ یک مدیر فروش می شناسم پنجاه ساله بود که تصمیم گرفت رفت و آمد روزانه را کنار بگذارد. خودش می گفت دنبال توازن بین کار و زندگی بودم که حقوق و پاداش خوبی بدهد. نتیجه این شد که یک شرکت خدمات نظافتی را راه اندازی کردم.

4. دنبال مشاغل «همیشه شکوفا» باشید. نگرانید که مهارت های تان نامربوط و منسوخ شوند؟ برای شغلی آماده شوید که همیشه وجود دارد. مردم به کسانی نیاز دارند که از آنها نگهداری کنند (مثل آرایشگر، تعمیرکار و ...) و چون زندگی های ما روز به روز بیشتر در دنیای مجازی فرو می رود، به کسانی نیاز داریم که در مدیریت این امور به ما کمک کنند.

اگر نمی توانید تصور کنید در سنین بالاتر بتوانید به شغل کنونی خود بپردازید، حتی اگر هفتاد سال دارید، حالا وقت انجام کار دیگری است.

5. به روحیه کارآفرینی دیگران بچسبید. به دنبال رکود اقتصادی، رشد عظیمی در میان افرادی که شروع به کسب و کار خود کرده اند مشاهده می شود. حمایت از موفقیت دیگران زمین محکمی است. شما شاید یک کارآفرین شکوفا نباشید، یا نمی خواهید که باشید، اما کارآفرین ها به کسانی نیاز دارند که زندگی شان را سامان دهند، امور مالی و نگهداری از فرزندان مثال های عمده ای از این دست هستند.

6. از رودخانه نپرید، در آن پا بگذارید. اگر ممکن است شغل فعلی تان را نیمه وقت کنید تا کسب و کار خودتان را راه بیندازید یا این که می توانید تعطیلات خود را با یادگیری آنلاین یا با تجربه ای کاری بگذرانید امروزه این کارها فقط مخصوص نوجوان ها نیست. چرا سراغ دوره های آموزشی پاره وقت یا از راه دور که با کار فعلی تان هم سازگار باشد نروید، تا از نظر مالی بی پناه نمانید؟

7. توانایی «مجازی» بودن را در خود بپرورانید. اگر جهان مجازی را با آغوش باز نپذیرید، ممکن است در توانایی تان در تضمین آینده خود خلل ایجاد کنید. این شامل موارد متعددی می شود، از مشارکت در شبکه های اجتماعی تا داشتن یک وب سایت عالی. اگر خودتان نمی دانید جستجوهای تان یک نفر را پیدا کنید که به شما بگوید.

 

8. مثل بچه ها برنامه نویسی کنید. همه ما دیده ایم که ماشین ها چطور جای کارگرانی مثل کارمندان بانک یا مسئول صدور برگ های خروج از کشور را در فرودگاه گرفته اند. یادگیری مهارت های دیجیتال، مثل کدنویسی، کمک می کند که فهم عمیق تری درباره فناوری های دیجیتال داشته باشید و همچنین به شغل های جدید برسید. کدنویسی و صنایع دیجیتال فقط برای بچه ها نیستند!

منبع: برترین ها

رید ‌هافمن

رید ‌هافمن شاید به اندازه بیل گیتس یا مارک زاکربرگ در ایران مشهور نباشد، اما یکی از شناخته‌شده‌ترین کارآفرین‌های دنیاست که همان‌طور که خودش همیشه آرزو داشت، توانست با یک ایده خارق‌العاده به یکی از تاثیرگذارترین افراد دنیا تبدیل شود.

 

به گزارش چاپ و نشر، اگرچه ‌هافمن در ابتدا رویای نویسندگی را در سر می‌پروراند، اما خیلی زود فهمید که تجارت الکترونیکی و شبکه‌های اجتماعی آن‌جایی است که می‌تواند موفقیت را در آن پیدا کند. اگرچه تجربه‌های اولیه ‌هافمن در این حوزه با شکست مواجه شد، اما او همان‌طور که در مصاحبه‌ای با بلومبرگ گفته است، از این شکست‌ها یاد گرفت که سریع رو به جلو حرکت کند و هرگز سعی نکند کامل باشد. ‌هامفن با همین رویکرد در حال حاضر یکی از ثروتمندترین کارآفرین‌های دنیاست.

نخبه کوچکی که دنبال استقلال می‌گشت!

رید‌ هافمن در سال 1967 در کالیفرنیا به دنیا آمد، اما دوران کودکی و نوجوانی‌اش را در برکلی گذراند و در تمام طول تحصیل تا دوران دبیرستان مثل هر دانش‌آموز عادی دیگری به مدارس دولتی می‌رفت، اما در دوران دبیرستان پدر و مادر رید که هر دو وکیل دادگستری بودند، به این نتیجه رسیدند که شاید درس خواندن در یک مدرسه کوچک با کلاس‌های کم‌جمعیت و جایی نزدیک به خانه برای رید بهتر خواهد بود.

 اما او کسی نبود که به این راحتی‌ها استقلالش را از دست بدهد، بنابراین ترجیح داد به مدرسه‌ای در ورمونت برود و کاملا روی پای خودش باشد. دبیرستانی که درنهایت مورد تایید رید و والدینش قرار گرفت، مدرسه پوتنی بود که مسئولانش تاکید زیادی دارند که دانش‌آموزان باید در طول تحصیل در زمینه‌های مختلف تجربه‌آموزی کنند و مهارت‌های مختلفی ازجمله کشاورزی، هنر و... را بیاموزند. رید دوران دبیرستان را در این مدرسه گذراند و پس از آن به کالیفرنیا برگشت و رهسپار دانشگاه استنفورد شد.

  از فلسفه تا سیستم‌های نمادین

نتیجه برنامه استعدادیابی دانشگاه استنفورد که با نام برنامه آموزش و پرورش لیبرال مشهور است و تازه‌واردها را برای پیدا کردن استعدادهای واقعی‌شان راهنمایی می‌کند، این بود که رید‌ هافمن جوان در زمینه فلسفه استعداد دارد، اما این پیش‌بینی رید را قانع نکرد. او با توجه به شناختی که از خودش داشت و علایقی که تا آن زمان به آن‌ها پی برده بود، مطمئن نبود که فلسفه به‌تنهایی بتواند تمایل او را ارضا کند. بنابراین با مشورت یکی از راهنمایان دانشگاه تصمیم گرفت وارد رشته سیستم‌های نمادین و علوم شناختی شود و درنتیجه لازم بود در زمینه فلسفه، زبان‌شناسی، روان‌شناسی، منطق ریاضی و علوم کامپیوتر ماهر شود. ‌هافمن در سال 1990 از دانشگاه فارغ‌التحصیل شد و توانست بورس تحصیل در دانشگاه آکسفورد را به دست بیاورد و در سال 1993 نیز مدرک کارشناسی ارشد خود را در رشته فلسفه از این دانشگاه گرفت.

آینده در شبکه‌های مجازی نهفته است

تحصیل در رشته مطالعات نمادین و پس از آن فلسفه باعث شد که رید به موضوع تبادل اطلاعات علاقه‌مند شود و در این دوران به‌شدت تحت تاثیر نتایج پژوهش‌ها و مطالعات چهره‌های شاخص حوزه رسانه ازجمله مارشال مک‌لوهان به‌ویژه جمله مشهور او که «رسانه خودِ پیام است» قرار گرفت و در نتیجه مطالعاتش به این نتیجه رسید که به‌زودی تغییرات گسترده‌ای در زمینه رسانه ایجاد می‌شود که آینده بشریت را به‌شدت تحت تاثیر قرار می‌دهد.

 رید در دورانی که در آکسفورد درس می‌خواند، به مطالعه‌ در زمینه نفوذ فلسفه تحلیلی بر کشورهای انگلیسی‌زبان علاقه‌مند شد و در این زمینه دست به مطالعه زد و حتی چند وقتی هم به‌عنوان مدرس مشغول به کار شد، اما نه روشن‌فکری اجتماعی و نه تدریس یا نویسندگی هیچ‌کدام نمی‌توانست اشتیاق او را ارضا کند، بنابراین دوباره به کالیفرنیا، یعنی جایی که تحصیلاتش را شروع کرده بود، برگشت و با دوستانی که از دوران تحصیل در دانشگاه استنفورد داشت، وارد کار در زمینه فناوری شد. سرپرستی تولید در بخش تجربه کاربری شرکت اپل یکی از اولین شغل‌هایی بود که رید ‌هافمن به دست آورد و همان‌جا بود که ایده راه‌اندازی شبکه اجتماعی eWorld به ذهنش رسید.

 هر چند این ایده سرانجام موفقیت‌آمیزی نداشت، ولی دست‌کم رید ‌هافمن متوجه شد که این حوزه آینده‌ بسیار درخشانی خواهد داشت. او ازجمله کسانی بود که اعتقاد داشتند شبکه‌های اجتماعی با افزایش سرعت و گسترش اینترنت در دنیا می‌توانند روابط انسانی را به‌شدت تحت‌الشعاع قرار دهند. یکی دو سال بعد او شبکه eWorld را به AOL فروخت و در همان سال از شغلی که در اپل داشت، استعفا داد تا ادامه کارش را در فوجیتسو پی‌گیری کند. هنگامی که ‌هافمن eWorld را در سال 1996 به AOL فروخت، اپل تازه متوجه برتری این شبکه شد.

در جست‌وجوی موفقیت بزرگ با سرمایه کم

رید‌ هافمن در این زمان احساس می‌کرد که طی سه، چهار سال گذشته تنها از این شاخه به شاخه دیگر پریده و با ادامه این روند هرگز نمی‌تواند به آن‌چه می‌خواهد، برسد. او در این دوران سرمایه چندانی نداشت و می‌دانست که با سرمایه کم احتمال موفقیت شرکتی که برای خودش تاسیس کند، آن‌قدرها زیاد نخواهد بود. ولی ریسک کرد و سوشال نت دات کام را راه انداخت و در این زمان تنها سه سال از ورود او به عرصه فناوری می‌گذشت. هدف اولیه ‌هافمن این بود که روی سرویس دوست‌یابی اینترنتی تمرکز کند، اما به‌سرعت متوجه شد که این تکنولوژی ارتباطی می‌تواند در زمینه ساخت انواع روابط انسانی ازجمله روابط تجاری در فضای کسب‌وکار مفید باشد.

تجربه موفقیت‌آمیز پی‌پال و تمرکز بر معاملات اینترنت

راه‌اندازی سوشال نت دات کام تقریبا هم‌زمان با پیشنهاد پیتر ثیل (از هم‌کلاسی‌‌های قدیمی رید در استنفورد) برای پیوستن او به استارت‌آپ تازه تاسیس پی‌پال با هدف تمرکز بر پردازش معاملات اینترنتی بود. ‌هافمن با ورودش به پی‌پال توانست با آدم‌هایی همچون ایلان ماسک همکار شود. ‌هافمن با تجربه‌ای که در سوشال نت دات کام به دست آورده بود، به پی‌پال کمک کرد تا به جای تمرکز بیش از اندازه بر پردازش پرداخت‌های فرد به فرد، روی پردازش پرداخت‌های مشتری به فروشنده تمرکز کند.

 خداحافظی با سوشال نت و تولد لینکدین

تا سال 2000 میلادی رید هم‌چنان درگیر دو پروژه پی‌پال و سوشال نت دات کام بود، اما به مرور به این نتیجه رسید که پی‌پال به حضور دائمی و تمام وقت او نیاز دارد و از طرف دیگر سوشال نت جایی نیست که بتواند هدف‌های بلند او را تامین کند. بنابراین سوشال نت را رها کرد. همه سرمایه‌ای را که در این زمان به دست آورده بود، وارد پی‌پال کرد و به سمت ریاست اجرایی شرکت رسید. در 2002 شرکتeBay، پی‌پال را به مبلغ 1,5 میلیارد دلار خرید و سهمی که ‌هافمن از این معامله به دست آورد، به او کمک کرد تا بتواند روی ایده اصلی خودش کار کند و البته سرمایه‌گذاری‌هایی نیز در چند شرکت دیگر انجام دهد.

تجربه‌ای که ‌هافمن در پی‌پال و سوشال‌نت به دست آورده بود، به او نشان داد که هویت حرفه‌ای افراد در اینترنت از اهمیت بالایی برخوردار است و او در این زمان آماده بود تا لینکدین را به‌عنوان تجربه‌ای جدید به جهان معرفی کند. کلید این کار در سال 2002 و در یکی از اتاق‌های منزل مسکونی رید زده شد و در ماه اول آغاز به کار سایت لینکدین حدود 4500 نفر وارد این شبکه اجتماعی شدند و به مرور آن را به بزرگ‌ترین شبکه‌ اجتماعی با محوریت کسب‌وکار تبدیل کردند.

سرمایه‌گذاری 500 میلیون دلاری روی فیس‌بوک به توصیه ‌هافمن

هافمن شم اقتصادی خوبی دارد و تسلط زیادی روی فضای استارت‌آپ دارد و دقیقا به همین خاطر هم هست که او جزو اولین کسانی بود که به اهمیت فیس‌بوک و فرندستر پی برد و برای سرمایه‌گذاری سراغشان رفت. ایده‌ای که زاکربرگ برای فیس‌بوک داشت، به‌شدت رید ‌هافمن را تحت تاثیر قرار داد و او خیلی زود قبول کرد که روی فیس‌بوک سرمایه‌گذاری کند، اما با توجه به این‌که لینکدین تازه شروع به کار کرده بود، حاضر نشد سمت اجرایی در فیس‌بوک داشته باشد تا بتواند روی استارت‌آپ خودش تمرکز بیشتری داشته باشد. او حتی مارک زاکربرگ را به ثیل، دوست، همکار و هم‌کلاسی قدیمی‌اش هم معرفی کرد و ثیل هم به توصیه ‌‌هافمن با سرمایه‌گذاری روی فیس‌بوک 500 میلیون دلار پول به آن تزریق کرد. به گفته‌ ‌هافمن این پرهزینه‌ترین سرمایه‌گذاری او در طول زندگی‌اش بوده است.

فیلسوفی که میلیاردر شد!

لینکدین برای اولین بار در سال 2011 وارد بازار سرمایه شد. در آن زمان ارزش سهام او را در این شرکت 2,34 میلیارد دلار تخمین زدند. در سال 2014 هر ثانیه دو نفر به شبکه لینکدین می‌پیوستند و ارزش دارایی‌های رید‌ هافمن به 4,5 میلیارد دلار رسیده بود. او تاکنون در راه‌اندازی بیش از 80 استارت‌آپ و شرکت نوآور سرمایه‌گذاری کرده و در هیئت مدیره موزیلا، FWD.us نیز فعالیت دارد. ‌هافمن در سال 2016 لینکدین را به مبلغ 26,2 میلیارد دلار به مایکروسافت فروخت تا عنوان بزرگ‌ترین خرید در تاریخ این شرکت ثبت شود.

منبع: برترین ها

آیا تا به حال برای‌تان پیش آمده که برای رسیدن به هدفی، تلاش زیادی کرده باشید؟ مثلا کم کردن وزن اضافی‌تان، تمام کردن یک برنامه‌ی آموزشی و یا کسب یک مهارت ارزشمند؟ اگر چنین است پس حتما چالش‌های دنبال کردن یک هدف بلند مدت را خوب می‌شناسید.

 

به گزارش چاپ و نشر، ما انسان‌ها به طور ذاتی در جستجوی چیزهایی هستیم که لذت و رضایت فوری به ما بدهند.

رفتارهای ما بر اساس چیزی است که روانشناسان آن را «اصل لذت» می‌نامند. اصل لذت، نیروی اصلی است که انسان را وامی‌دارد به دنبال کسب رضایت فوری برای نیازها، خواسته‌ها و کشش‌های خود باشد. دنبال کردن هدف‌های بلند مدت، کار سختی است زیرا پاداش و رضایت فوری دربر ندارد.

 به دنبال اهداف بلند مدت رفتن ما را در وضعیت انتظار قرار می‌دهد و وقتی کامروایی و خوشنودی به تاخیر می‌افتد چیزی که دقیقا خلاف طبیعت انسان است انگیزه ضعیف شده و از میزان تلاش‌ها کم می‌شود. برای برنده شدن، باید به سختی تلاش کنید، فداکاری کنید و از همه مهمتر، صبر داشته باشید.

برای غلبه بر افت اجتناب ناپذیر انگیزه که جزء ناگزیر بیشتر دست‌آوردهای بزرگ است، باید به مسیری که شروع کرده‌اید پایبند و وفادار بمانید. دلایل زیادی وجود دارد که باعث می‌شود ما پیگیر هدف‌های خود نباشیم اما عامل اصلی دست از تلاش کشیدن ما، کمبود انگیزه است. با انگیزه ماندن، کلید ادامه‌ی مسیر برای رسیدن به هدف است، مخصوصا وقتی که پیشرفتی نمی‌بینیم یا درجا می‌زنیم.

پیگیری هدف بلند مدت، تلاشی غیر شهودی است است که دقیقا خلاف ذات بشر است.

به جای جنگیدن با این پروسه، بهتر است خودتان را با آن وفق دهید تا به تدریج در جریان خواسته‌ها و گرایش‌های ذاتی‌تان قرار بگیرید. اما چگونه؟

خیلی هم سخت نیست. در ادامه سه راه ساده به شما توصیه می‌کنیم که کمک‌تان می‌کند در جریان پیگیری اهداف بلند مدت خود، با انگیزه و امیدوار باقی بمانید.

۱. همیشه پیروزی‌های کوچک‌تان را جشن بگیرید، مهم نیست چقدر کوچک و جزئی هستند

شادی کردن بابت موفقیت‌های کوچک به شما کمک می‌کند تا سیستم پاداش‌خواهی فوری‌تان را راضی نگه دارید. مغز شما به این پیروزی‌ها نیاز دارد و این پیروزی‌ها باید تکرار شوند. در کتاب «اصل پیشرفت»، نوشته‌ی ترزا آمابیل و استیو کرامر، آمده است از پیروزی‌های کوچک برای لذت و به هیجان آوردن خودتان استفاده کنید. این دو نویسنده، مطالعه‌ای روی ۲۳۸ کارمند از هفت شرکت مختلف انجام دادند و تاثیر موفقیت‌های کوچک و جزئی را بر موفقیت‌های بزرگ‌تر و طولانی‌مدت‌تر مورد ارزیابی قرار دادند.

این محققان به اکتشافات مهمی رسیدند. آنها دریافتند شناخت و پیگیری دست‌آوردهای کوچک روزمره، باعث تقویت روحیه و انگیزه‌ی این کارمندان شده بود، احساسات مثبت‌شان را بیشتر کرده و نگرش و رویکردی مساعدتری نسبت به سازمان، همکاران و کارشان پیدا کرده بودند. روانشناسان دریافتند، هر نوع دست‌آوردی کوچکی‌اش مهم نیست می‌تواند مدار پاداش مغز ما را فعال کند. وقتی این مدار فعال می‌شود، هورمون‌های مهمی ترشح می‌شوند که به ما احساس غرور و رضایت می‌دهد.

۲. پیش بروید و هر نقطه‌ی عطفی را خوب بررسی کنید

روند پیشرفت‌تان را بررسی کنید، چند دلیل برای این کار وجود دارد؛ اول اینکه به شما این امکان را می‌دهد تا به مرور زمان پیشرفت‌تان را ببینید و متوجه آن شوید. دوم اینکه به شما اجازه می‌دهد با دقت بررسی کنید چه چیزی مفید است و چه چیزی بیفایده. در مسیرتان با عادات بد، اشتباهات و کمبود انگیزه‌هایی مواجه خواهید شد. اگر عادت کنید که مکررا بازخوردها را بررسی کنید، احتمال رسیدن به موفقیت بیشتر شده و بهتر می‌توانید از انحراف از مسیر اصلی پیشگیری کرده و هر وقت لازم بود سازگاری‌های لازم را انجام دهید.

کارشناسان توصیه می‌کنند راهی پیدا کنید که بتوانید به طور جدی و موشکافانه، روند پیشرفت‌تان را بازبینی کنید. استفاده از اپلیکیشن‌هایی چون Coach Me، یک راه بسیار عالی برای دقت در عادات و شادی بابت تغییرات کوچک است. می‌توانید شیوه‌ی بررسی هفتگی را در پیش بگیرید و همه چیز را طی هفته‌ای که گذشته مرور کنید. مطمئن باشید در خلال این بررسی‌ها، کلیدها و راهکارهای مفیدی خواهید یافت که جلوی موانع و لغزش‌های احتمالی را بگیرید.

۳. دست از سرزنش خودتان بردارید، اشتباه و شکست، اجتناب‌ناپذیر است

همه‌ی ما دچار اشتباه می‌شویم و وقتی سعی داریم به چیز بزرگی برسیم، گاهی زمین می‌خوریم؛ این اتفاق بخشی از فرایند رفتن به دنبال آرزوهای بزرگ است. به جای تمرکز روی شکست، از آن درس بگیرید و آن را تبدیل به امتیازی جهت موفقیت‌تان کنید؛ بله کلیشه‌ای است اما و.اقعیتی است که ارزش بارها تکرار کردن را دارد. یاد بگیرید که خودتان را ببخشید، بلند شوید و به جلو حرکت کنید. اینکه یک روز وسوسه شدید سه عدد دونات بخورید، دیر از خواب بیدار شدید و یک جلسه از باشگاه را از دست دادید یا در امتحان مردود شدید، حادثه‌ای است که تعیین کننده‌ی موفقیت شما نیست، انرژی دوباره کسب کنید و حرکت کنید.

صبر داشتن و حفظ شکیبایی و مقاومت حین یک پروسه‌ی بلند و طاقت‌فرسا، کار سختی است. جشن گرفتن و ارزش قائل شدن برای تمام چیزهایی که در آنها موفق بوده‌اید، رمز موفقیت و حفظ انگیزه است.

 

منبع: برترین ها

آیا میخواهید مردم به حرف‌های شما گوش کنند و شما را جدی بگیرند؟ این را بدانید که فقط حرفی که میزنید اهمیت ندارد؛ بلکه شیوه ادای آن هم مهم است.

 

شما ایده‌هایی عالی دارید و میخواهید دنیا را تغییر دهید یا حداقل بخشی از آن را! میخواهید روی دیگران تاثیر بگذارید و میخواهید مردم شما را جدی بگیرند. خب، چطور می‌توانید این کار را انجام دهید؟

خیر، شما نمی‌توانید همیشه کارهای دیگران را کنترل کنید، اما می‌توانید خودتان را کنترل کنید و برای بهینهسازی تاثیرگذاری‌تان باید اهمیت تاثیر صوتی را درک کنید.

برای این که بتوانید اهمیت «صدا» را درک کنید، به این پژوهش نگاهی بیندازید. در یک مطالعه از بیش از ۳۰۰ نفر درخواست شد تا به برخی مشخصات شخصیتی امتیاز دهند. از شرکتکنندگان خواسته شد تا تنها بر اساس شنیدن یک کلمه «سلام» به ویژگی‌هایی نظیر قابلیت اعتماد، غلبه و جذابیت امتیاز دهند. نتیجه چه بود؟ ۹۲ درصد از پاسخ‌ها به یکدیگر شباهت داشت که نشان می‌دهد در مورد لحن ادای آن کلمه اتفاق نظر وجود داشته است. این یعنی مردم شما را بر اساس صدایتان قضاوت میکنند و ممکن است حتی حرفی را که زدهاید هم درک نکرده باشند.

خبر خوب این است که شما می‌توانید با اعمال چند تغییر کوچک تاثیرگذاری صدایتان را بهینه کنید. در زیر نه نکته برای کنترل کردن لحن و صدا ذکر شده است تا بتوانید با قدرت بیشتری بر دیگران تاثیر بگذارید:

1. از صدای آرامی استفاده کنید

صدای آرام حالت قدرتمندتر و عالمانه‌تری دارد. مطالعات زیادی نشان دادهاند که صدای آرام با ویژگی‌هایی نظیر «سرگروه در نظر گرفته شدن»، «بهتر به خاطر سپرده شدن» و «درآمد بیشتری داشتن» عجین شده است.

اگر به صورت خدادادی از صدای آرام بهرهمند نشدهاید، مراقب باشید. یک مطالعه در دانشگاه دوک نشان داده است که مردم، آنهایی را که سعی در آرام نشان دادن صدایشان دارند، به عنوان افرادی با صلاحیت و قابلیت اعتماد کم در نظر میگیرند.

2. گفتوگوی درونی‌تان را تغییر دهید.

یک روز داشتم با خانمی که به عنوان دستیار یکی از پروژههایم استخدام کرده بودم، کار می‌کردم. به سرعت مشخص شد که او نسبت به من احساس رنجش خاطر داشت با این که ما قبلا با هم ملاقات نکرده بودیم. احساس ناراحتی او به طور ناخودآگاه به صدایش سرایت کرده بود. چیزی در حرفهایش مشهود نبود اما لحنش چیز دیگری میگفت.

برای جلوگیری از اتفاق افتادن این موضوع برای خود، به گفتوگوی درونی‌تان مراجعه کنید، انتقادهای درونی را از بین ببرید تا صدایی با اعتماد به نفس و مثبت به دست آورید.

3. لبخند بزنید

لبخندزدن باعث می‌شود که احساس شادتری داشته باشید. این احساس به صدای شما هم انتقال می‌یابد و مردم معمولا به سوی افرادی که حالت مثبت‌تری دارند گرایش می‌یابند. علاوه بر این، لبخندزدن باعث ایجاد تغییرات ساختاری در دهان شما می‌شود که می‌تواند لحن صدایتان را تحت تاثیر قرار دهد. لبخندزدن به شما کمک می‌کند تا حالت دوستانه‌‌تر و پاسخگو‌تری داشته باشید.

4. از لحن پر شور و شوق‌تری استفاده کنید.

لحن ساده یا بدون رعایت زیر و بم صدا باعث خستگی و بیحوصلگی مخاطب می‌شود. این موضوع از تاثیرگذاری شما بر مخاطب می‌کاهد. در عوض، سعی کنید لحن افتان و خیزان صدا را رعایت کنید. این کار باعث می‌شود تا حرفی که می‌زنید بهتر و متقاعدکننده‌‌تر جلوه کند.

5. به طرز هوشمندانه‌تری از سرعت استفاده کنید.

مردم اینطور می‌پندارند که افرادی که با سرعت کمی صحبت می‌کنند، صداقت، تاثیرگذاری و قدرت کمتری نسبت به افرادی دارند که با سرعت بیشتری صحبت می‌کنند. افرادی را که به سرعت صحبت می‌کنند، به عنوان افرادی پر انرژی، شایسته و باهوش در نظر میگیرند.

این بدان معنی نیست که بخواهید با سرعت نور صحبت کنید! بلکه باید از سرعت به نحوی استفاده کنید که شنونده هیجان شما را احساس کند و همچنین بتواند به خوبی حرف‌هایتان را درک کند.

6. از مکث نترسید

شاید به نظر برسد که این نکته با نکته بالایی در تضاد باشد، اما استفاده هوشمندانه از مکث می‌تواند به شما کمک کند تا تاثیرگذاری بیشتری داشته باشید. به عنوان مثال، مکث قبل از بیان یک جمله باعث مهم‌‌تر جلوه کردن آن می‌شود. یک مکث خلاصه در هنگام سخنرانی می‌تواند به شما کمک کند تا افکارتان را متمرکز کنید تا از ادای اصواتی که نشان از فراموشی مطلب دارد، جلوگیری کنید.

7. با لهجه آنها صحبت کنید.

پژوهش نشان داده است که مردم به افرادی که با لهجه‌ای غیر از لهجه خودشان صحبت می‌کنند، اعتماد کمتری دارند. شاید شما نتوانید زبان مادری‌تان را کنترل کنید اما باید تلاش کنید تا لهجه‌تان را تغییر دهید.

یکی از دوستان من یک مجری تلویزیونی مشهور است که در جوانی با لهجه غلیظ بوستون صحبت می‌کرد. زمانی که او به جای دیگری نقل مکان کرد، متوجه شد که چقدر حذف لهجهاش که متعلق به شمال‌شرق کشور بود، اهمیت دارد.

8. نفس کشیدن

تنفس کم عمق و مضطربانه باعث تنگ‌‌تر شدن تارهای صوتی می‌شود. این موضوع نه تنها باعث می‌شود که اضطراب بیشتری در صدایتان احساس شود بلکه باعث بلندتر شدن صدایتان نیز خواهد شد (برای این که متوجه شوید چرا نباید با صدای بلندی صحبت کنید، به نکته شماره یک بازگردید). اما تنفس عمیق باعث کاهش اضطراب، آرامش تارهای صوتی و ایجاد لحنی آرام‌‌تر خواهد شد.

9. لحنتان را تنظیم کنید.

تنظیم لحن به معنای قراردادن تاکید و تکیه روی کلمات است. کسانی که عادت دارند از لحن خیزان استفاده کنند (شروع صحبت با لحن آرام و اتمام آن با لحنی بالاتر؛ مثل وقتی سوالی می‌پرسید) به عنوان افرادی نامطمئن و غیر قابل اعتماد در نظر گرفته می‌شوند. در حالی که استفاده از لحن افتان (شروع با لحن بالا و اتمام با لحنی پایین تر) برای القای حس اطمینان و قدرت  بهتر خواهد بود.

 

منبع: برترین ها

روابط عمومی و بازاریابی اهداف یکسانی را دنبال می‌کنند. ارتقا و بهبود نقش روابط عمومی در سمت و سویی که بتواند منجر به افزایش ارتباط شما با مشتریان و جلب اعتماد آن‌ها شود، می‌تواند منجر به موفقیت شما در کسب و کارتان باشد.

 

به گزارش چاپ و نشر،  نقش روابط عمومی در بازاریابی‌های امروزی غیرقابل انکار است. منظور از داشتن آمیخته‌ی بازاریابی، داشتن استراتژی است که ۴ عنصر زیر را در برگیرد: محصولات یا خدمات، قیمت محصولات، ارتقا و بهبود محصولات و توزیع آن‌ها. اگر چه نقش تبلیغات در ارتقای محصولات و افزایش میزان فروش مشخص و بدیهی به نظر می‌رسد، اما پی بردن به اهمیت و نقش روابط عمومی پیچیده‌تر خواهد بود.

  روابط عمومی می‌باید بخش مهمی از آمیخته بازاریابی را تشکیل دهد و هر گونه ابهامات در مورد نقش آن برطرف شود. بر خلاف تبلیغات که معمولا به صورت رو در رو انجام می‌شود و تاثیر آن به آسانی قابل تشخیص است. نقش روابط عمومی در سازمان دهی مسائل مربوط به بازاریابی پیچیده‌‌تر است، اما نمی‌توان گفت نسبت به تبلیغات اهمیت کم‌تری دارد.

تبلیغات موفق در نتیجه روابط عمومی موفق

هر چند که تبلیغات و روابط عمومی دو مقوله کاملا جداگانه با اهداف مشخص و متفاوت هستند. اما اگر همسو با یکدیگر عمل کنند، موفق‌تر و موثرتر خواهند بود. اگر روابط عمومی بتواند به درستی به وظایف خود عمل کند و در مورد محصول یا خدمات خود یا پیشرفت آن‌ها یک اطلاعات عمومی اولیه برای مشتریان ایجاد کند، تبلیغات نیز می‌تواند تاثیرگذارتر بوده و نقش خود را بهتر ایفا کند. روابط عمومی می‌تواند با برقراری ارتباط با عموم مردم و ایجاد اعتماد نسبت به یک برند به پیشبرد استراتژی‌های بازاریابی کمک کرده و قبل از شروع تبلیغات، زمینه سازی مناسب را انجام دهد. به عبارت دیگر، سرمایه گذاری چندین میلیون تومانی بر روی یک محصول بدون فراهم کردن زمینه آشنایی اولیه اتلاف هزینه و انرژی می‌باشد.

 نقش روابط عمومی در سازمان‌های مختلف

ممکن است یک سازمان از تبلیغات استفاده نکند یا با آن سر و کاری نداشته باشد. اما روابط عمومی مقوله‌ای است که تمامی سازمان‌ها، چه بزرگ و چه کوچک، با آن درگیر هستند. برای مثال، پلیس و سازمان‌های نظیر آن برای خدمات خود هیچ‌گونه تبلیغاتی ندارند، اما برای ارائه خدمات با نقش روابط عمومی سروکار دارند. علاوه بر این، شرکت‌ها و کسب و کارهای کوچک که به تازگی آغاز به کار کرده‌اند. ممکن است بودجه کافی برای تبلیغات نداشته باشند. اما می‌توانند با بهره گیری از نقش روابط عمومی و فواید آن، از تاکتیک‌های مختلف برای جذب مشتری استفاده کنند. از سوی دیگر، تبلیغات محدود به عملکردهای خاصی از بازاریابی است، در حالی که شما در روابط عمومی هیچ‌گونه محدودیتی نخواهید داشت؛ به همین دلیل است که نقش روابط عمومی از تبلیغات نیز مهم‌تر خواهد بود.

 جامعیت روابط عمومی

تبلیغات محدود به انجام کارهایی می‌باشد که منجر به ارتقای یک محصول یا خدمات می‌شود. اما نقش روابط عمومی در سازمان‌ها بسیار گسترده‌تر و جامع‌تر است و می‌تواند بر روی سود و منفعت یک سازمان تاثیر به‌سزایی داشته باشد. هم‌چنین این تاثیرگذاری در همه زمان‌ها خواهد بود و منحصر به زمان شروع کار سازمان یا شرکت نیست. باید توجه داشت، اگر چه روابط عمومی و تبلیغات ارتباط تنگاتنگی با هم دارند، اما روابط عمومی بخشی از تبلیغات یا فرم دیگری از آن نخواهد بود. روابط عمومی تاکتیک خاصی از بازاریابیست که می‌تواند در بخش‌های مختلف بازاریابی یک برند یا سازمان اعمال شود.

مساله مهم دیگری که در ارتباط با نقش روابط عمومی در استراتژی‌های بازاریابی کسب و کارها وجود دارد این است که چگونه روابط عمومی را در برنامه ریزی‌های خود دخیل نمایید. در ادامه سه نکته کلیدی در این باره بیان می‌شود تا به شما کمک کند بتواند بیش‌ترین اثرگذاری را از روابط عمومی داشته باشید:

 تدوین و سازمان دهی پیام‌ها

روابط عمومی برای انتقال موثر پیام یک برند به مخاطبان نیز مورد استفاده قرار می‌گیرد. با شناخت مخاطبان خود می‌توانید پیام‌های خود را به گونه‌ای تنظیم نمایید که پاسخگوی نیازهای آنان باشد. بنابراین، در بازاریابی‌های آتی خود از اهمیت تدوین پیام‌هایتان غافل نشوید. ابتدا از تشخیص تمامی مخاطبان اولیه و ثانویه خود آغاز کنید و مطمئن باشید پیام‌هایتان متناسب با سلایق و نیازهای مشتریانتان می‌باشد. لیستی تهیه کنید و تمامی گروه‌هایی که مخاطبانتان را تشکیل می‌دهد، در آن گروه‌بندی کنید. سپس پیام‌هایتان را طوری تنظیم کنید که نیازهای خاص هر گروه را در بر گیرد. گروه‌های کلیدی در این لیست شامل مشتریان، کارمندان، سرمایه گذاران، شرکای تجاری، تامین کنندگان قطعات مصرفی و کاربران شبکه‌های اجتماعی می‌باشد.

بازاریابی محتوایی

یک اصل اساسی در روابط عمومی ایجاد و پرورش روابط است. داشتن ارتباط طولانی مدت و پایدار با متخصصان صنعتی، خبرنگاران، ویراستاران و منتقدان به شما کمک می‌کند تا بتوانید محتواهای به اشتراک گذاشته شده را مرتبط با اهداف و نیازهای مشتریان تنظیم کنید.

اگر از این ارتباطات در استراتژی‌های بازاریابی خود استفاده کنید، تا میزان زیادی متخصصان صنعتی می‌توانند به پیشرفت کار شما کمک کنند. از سوی دیگر، انتخاب مناسب محتوا در بازاریابی به شما این فرصت را می‌دهد تا بتوانید بهتر دیده شوید و راحت‌تر به اهداف خود برسید.

ایجاد آگاهی نسبت به برند

المان و هسته اصلی روابط عمومی اینست که بتوانید به سرعت اطلاعات خود را منتشر کرده و بین قشر وسیعی از مخاطبان نسبت به برند خود آگاهی ایجاد نمایید. انتشار نام یک شرکت در اخبار معتبر یک رسانه، اعتبار آن برند را افزایش می‌دهد و این تصور را در بین مشتریان و مخاطبان ایجاد می‌کند که این برند، برند قابل اعتماد و مطمئنی می‌باشد.

از تاکتیک‌های مرتبط با نقش روابط عمومی برای کسب اعتبار و شهرت از طریق شبکه‌های اجتماعی استفاده نمایید و آن را با استراتژی‌های تبلیغاتی خود نیز هماهنگ کنید. باید به این نکته توجه کنید که مشتریان شما کدام کانال خبری یا انتشارات صنعتی یا منابع خبری آنلاین را دنبال می‌کنند؟ از همان کانال‌های ارتباطی برای برقراری ارتباط با آن‌ها استفاده کنید و تمرکز خود را بر آن دسته از منابع خبری قرار دهید که اطمینان دارید مشتریانتان دائما آن‌ها را دنبال می‌کنند.

نکته آخر، همانطور که گفته شد، روابط عمومی و بازاریابی اهداف یکسانی را دنبال می‌کنند. ارتقا و بهبود نقش روابط عمومی در سمت و سویی که بتواند منجر به افزایش ارتباط شما با مشتریان و جلب اعتماد آن‌ها شود، می‌تواند منجر به موفقیت شما در کسب و کارتان باشد.

 

منبع: شارا