چاپ و نشر: در دنیای امروز مبحث بازاریابی به یک هنر و مسئله بزرگ تبدیل شده و شرکت‌های مختلف را به چالش‌های بسیاری فرا می‌خواند. به‌خصوص با گسترش اینترنت و تکنولوژی‌های دیجیتال و وارد شدن مفهوم بازاریابی به این عرصه، مفهومی جدید به‌عنوان بازاریابی جاذبه‌ای شکل گرفته است که استراتژی‌ها و ابزارهای کارآمدی را در این فضای جدید خلق کرده است.

 

چرا بازاریابی جاذبه‌ای؟

در دنیای امروز مبحث بازاریابی به یک هنر و مسئله بزرگ تبدیل شده و شرکت‌های مختلف را به چالش‌های بسیاری فرا می‌خواند. به‌خصوص با گسترش اینترنت و تکنولوژی‌های دیجیتال و وارد شدن مفهوم بازاریابی به این عرصه، مفهومی جدید به‌عنوان بازاریابی جاذبه‌ای شکل گرفته است که استراتژی‌ها و ابزارهای کارآمدی را در این فضای جدید خلق کرده است. بسیاری بازاریابی دیجیتال را به‌اشتباه مترادف معرفی کسب‌وکار در فضای اینترنت می‌دانند. واضح است که این برداشت اشتباه است و دست‌کم گرفتن بازاریابی دیجیتال، به کسب‌وکار ما آسیب می‌زند. پس اگر قصد دارید از بازاریابی دیجیتال استفاده کنید، بهتر است که مفاهیم را به‌درستی فرا گیرید.

بازاریابی جاذبه‌ای یک تغییر جهت اساسی نسبت به مفاهیم متداول دنیای بازاریابی ایجاد کرده است و شیوه‌های جدیدی از مدیریت تجارت و کسب‌وکار را به ما نشان می‌دهد که با روش‌های گذشته تفاوت بنیادین و اساسی دارد. در اینجا به‌جای روش‌های کهنه و قدیمی که بازاریابی فروشنده سعی می‌کرد با فن‌ها و ابزارهای ناکارآمد و مخرب، کنترل کار را به دست گیرد و پیام خود را به مخاطب برساند (درواقع مخاطب را منفعل فرض می‌کرد و او را کم‌وبیش فردی خنگ و نادان می‌پنداشت، اصطلاحاً الگوی ارتباط یک‌طرفه بود) شیوه‌های جدیدی به کار گرفته شد و سعی شد تا خواست و تمایلات مشتری تا سرحد ممکن مدنظر قرار داده شود. به زبان ساده (هر چی مشتری بگه! هر چی مشتری بخواد!) مثلاً به‌جای تبلیغات تلویزیونی یک‌طرفه و بی‌ثمر، ویدئوی موردعلاقه مخاطب را بسازید و یا به‌جای چاپ آگهی در جراید، در وبلاگ خود مطالب موردعلاقه او را در دسترس قرار دهیم؛ و به‌جای تماس‌های تلفنی ناخواسته، در فروش تلفنی (cold calling)، محتوای جذابی درست کنیم تا مشتری بالقوه خود را در یک فرآیند به خریدار مبدل کنیم.

اگر بازاریابی کلاسیک بر نگاه بازاریاب محور و فروش به هر قیمتی تأکید می‌کرد، بازاریابی جاذبه‌ای بر ارزش حداکثری مشتری در یک کسب‌وکار اصرار می‌کند. نکته اینجاست که یک کسب‌وکار باید به شکل دلپذیر و هنرمندانه‌ای خود را در معرض دید مشتری قرار دهد و ارزش پیشنهادی خود را برجسته نماید. در واقع وجود یک ویترین البته از نوع دیجیتال آن الزامی است.

ممکن است بگویید که مثلاً در تبلیغات تلویزیونی، حتی اگر مخاطب کانال را عوض کند، در همه شبکه‌ها تبلیغ می‌کنم یا با پخش تبلیغات در میان برنامه موردعلاقه او (مثلاً یک سریال پربیننده یا برنامه نود) پیام خود را به او می‌رسانیم، خب این کار را بدتر هم می‌کند! علاوه برآنکه هزینه بسیاری متقبل می‌شوید شاید حتی نوعی انزجار نیز در مخاطب ایجاد کنید. به‌هرحال پارادایم اصلی بازاریابی کلاسیک بازاریاب محور بوده و از الگوی «فروش به هر قیمتی» تبعیت می‌کرد، در بازاریابی کلاسیک اساساً کار بازاریابی و بازایاب، پیچیدگی کمتری داشت و تنها لازم بود که بازاریاب در هر زمانی یا زمان مقتضی، مخاطب بیچاره را با پیام‌ها و تبلیغات خود بمباران کند. گوبلز وزیر قدرتمند هیتلر یک تئوریسین غیررسمی و البته در سطح سیاسی، برای این نوع نگاه

بود. گوبلز می‌گفت «یک دروغ بزرگ بگویید و آن را تکرار کنید، مطمئن باشید به‌زودی آن را باور می‌کنند!»، بازاریابی کلاسیک نیز خواه‌ناخواه از همین الگو تبعیت می‌کرد! در واقع شما به مخاطب چیزی را ارائه می‌کنید که او نمی‌خواهد و انتظار دارید که از او یک مشتری ثابت بسازید! خب مسلماً این جواب نخواهد داد، در چنین حالتی حتی اگر مخاطب را به مشتری بدل کنید، احتمالاً این اولین و آخرین خرید او از شما خواهد بود!

امروز تأثیر و کارآیی بازاریابی جاذبه‌ای به شکل چشمگیری ثابت شده و کمپانی‌های بزرگ نیز آن را رویه خود قرار داده‌اند. هنگامی‌که با جستجوی یک کلمه در موتور جستجوی گوگل سروکار دارید، این مسئله برایتان روشن‌تر می‌شود، در واقع سؤال و نیازی وجود دارد که مخاطب به‌وسیله موتور جستجو، آن را دنبال می‌کند- حال گوگل لیستی از کسانی که به بهترین شکل به این سؤال و نیاز پاسخ داده‌اند، پیش روی او قرار می‌دهد؛ مثلاً یک راه‌حل مؤثر که در لینکدین فردی مطرح شده یا بررسی یک محصول که در فیسبوک یک شرکت به چشم می‌خورد. خب نگاه کنید! چه وب سایت‌ها و شرکت‌هایی در ابتدای لیست هستند و چرا؟!

خب بازاریابی جاذبه‌ای همه این مفاهیم قدیمی را به‌عکس آن بدل کرده تا رابطه‌ای مناسب و پایدار بین فروشنده و مشتری بالقوه ایجاد کند. بااین‌همه جاذبه‌ای دقیقاً به چه چیزی اشاره دارد و لب کلام آن چیست؟

در واقع بازاریابی جاذبه‌ای حول مباحثه و گپ و گفت، پیرامون یک مسئله، راه‌حل، سرویس یا محصول شکل می‌گیرد و موضع خود را با همدلی و هم ذات پنداری با مخاطب شکل می‌دهد. در واقع خود را به‌جای او می‌گذارد. چطور؟ با محتوای مؤثر و مرتبط با نیاز مخاطب، محتوایی که مخاطب را جذب کند، این همان دلیلی است که نام دیگری به بازاریابی جاذبه‌ای می‌دهد، یعنی بازاریابی اجازه‌ای. رویکردی که در آن احترام به مخاطب و مشتری وجود دارد و این احترام و علاقه متقابلی را در مخاطب نسبت به کسب‌وکار ایجاد می‌کند. بازاریابی که باعث محبوبیت شما و کسب‌وکارتان می‌شود. «بر قلب مردم دست یابید تا پیروز شوید!»

 

 روش‌شناسی بازاریابی جاذبه‌ای

روش‌شناسی و فرآیند بازاریابی جاذبه‌ای شامل 4 گام اساسی است که بازاریابی جاذبه‌ای و فرآیند فروش را شکل می‌دهد. این 4 مرحله شامل موارد زیر است:

جذب

تبدیل

نزدیکی

خشنودی

تمامی مفهوم بازاریابی جاذبه‌ای در نهایت به ساخت و ایجاد محتوای قابل‌توجه برای کاربران خلاصه می‌شود. کاربرانی که وضعیت‌های مختلفی دارند؛ یعنی یا بازدیدکننده ما هستند، یا سرنخ هستند و یا مشتریان فعلی ما هستند. در مورد مشتریان فعلی، باید گفت صرف آنکه اکنون، آن‌ها مشتریان ما هستند، باعث نمی‌شود که آن‌ها را از یاد ببریم و برایشان برنامه‌ای نداشته باشیم، به یاد داشته باشید که همیشه حفظ یک مشتری دشوارتر از جذب او برای یک کسب‌وکار است. خشنودی مشتریان و جلب رضایت آن‌ها به شکلی که آن‌ها را درگیر خدمات و کسب‌وکار ما کند، یک اولویت بزرگ برای شرکت‌هایی است که بازاریابی جاذبه‌ای را در شرکت خود پیاده می‌کنند. در واقع ایده آل آن است که مشتریان را «عاشق» کسب‌وکار و محصول خود بکنید.

این یک چرخه است، اکنون به گام اول باز می‌گردیم! اکنون مشتریانی که به طرفدار شما تبدیل‌شده‌اند، کسب‌وکار شما را برای شبکه ارتباطی خود معرفی می‌کنند و شما و خدماتتان را بر سر زبان‌ها می‌اندازند، این‌طور، افراد غریبه جدیدی به بازدیدکنندگان وب‌سایت شما بدل می‌شوند و این داستان ادامه دارد.

 

به گزارش چاپ و نشر به نقل از همشهری، بانک جهانی می‌گوید: رتبه ایران در شاخص شروع کسب و کار برای سال 2020نسبت به سال 2019میلادی با 5پله سقوط به 178، شاخص شرایط اخذ مجوز ساخت با 13پله صعود به 73، دسترسی به انرژی برق با 5پله رشد به 133، ثبت مالکیت با 20پله نزول به 70، اخذ اعتبارات با 5پله رشد به 99، حمایت از سرمایه‌گذاران خرد با 45پله بهبود به 128، سهولت در پرداخت مالیات با 5پله بهبود به 144رسیده و رتبه ایران در 3شاخص تجارت فرامرزی با 2پله، اجرای قراردادها با یک پله و ورشکستگی و پرداخت دیون با 2پله بهبود به‌ترتیب 123، 90و 133برآورد شده است.

این گزارش نشان می‌دهد نمره کسب و کار ایران در شاخص سهولت کسب و کار اندکی بهبود یافته و از 58.60به 58.50رسیده است. شاخص سهولت کسب و کار، یکی از شاخص‌های بین‌المللی است که براساس آن، بانک جهانی، سالانه ۱۹۰ کشور جهان را با ۱۰ نماگرِ شروع کسب و کار، اخذ مجوز ساخت‌وساز، ثبت مالکیت، اخذ مالیات، تجارت فرامرزی، دسترسی به برق، اخذ اعتبار، ورشکستگی و پرداخت دیون، حمایت از سهامداران خرد و اجرای قرارداد‌ها، مورد ارزیابی قرار داده و طبق امتیازات مکتسبه، کشورها را رتبه‌بندی می‌کند.

رتبه کشورها

بانک جهانی می‌گوید: عربستان، اردن، توگو، بحرین، تاجیکستان، کوین، چین، هند و نیجریه بیشترین تلاش را برای بهبود شاخص کسب و کار خود نشان داده‌ و بالاترین میزان صعود در جدول جهانی رتبه کسب و کار را به‌خود اختصاص داده‌اند. برآوردهای همشهری نشان می‌دهد که ایران در شاخص بهبود کسب و کار همچنان از قافله جهانی عقب مانده اما درمقابل رتبه کشورهایی چون ترکیه، 10پله و عربستان 30پله بهبود داشته است. براساس تازه‌ترین رتبه‌بندی کشورها در شاخص سهولت کسب و کار، نیوزیلند، سنگاپور، هنگ‌کنگ، دانمارک، کره‌جنوبی، آمریکا، گرجستان، انگلستان، نروژ و سوئد در رتبه اول تا دهم قرار دارند و سومالی، اریتره، ونزوئلا، یمن، لیبی، سودان جنوبی، آفریقای مرکزی، کنگو، چاد، تیمور شرقی و هاییتی در قعر جدول جا خوش کرده‌اند.

   اقتصاد ایران رو به بهبود

شبکه خبری بلومبرگ در گزارشی نوشت: نشانه‌های بهبود وضع اقتصاد ایران در حال آشکار شدن است؛ به‌گونه‌ای که طبق نظرسنجی‌ها، شمار افرادی که معتقدند کارزار فشار دولت ترامپ راه به جایی نخواهد برد، به ۶۳ درصد افزایش پیدا کرده است. بلومبرگ پیش‌بینی کرده، اقتصاد ایران سال آینده از رکود خارج می‌شود. بلومبرگ، تقویت ۴۰درصدی ارزش ریال را مشهودترین نشانه بهبود وضع اقتصاد ایران خوانده و افزوده اقدامات مؤثر بانک مرکزی نظیر به کارگیری فناوری‌های جدید و اتصال شبکه صرافی‌ها به بانک‌ها باعث شده تا سوءاستفاده دشوارتر شود. به نوشته بلومبرگ، ریال قدرتمندتر، به مهار تورم کمک کرده تا جایی که شاخص مصرف‌کننده در‌ماه سپتامبر به ۶.۱ درصد رسید که کمترین رقم ثبت شده در طول ۱۸‌ماه اخیر محسوب می‌شود. ثبات در بازار ارز از تقویت تولید نیز حمایت کرده؛ به‌گونه‌ای که شاخص مدیران تولید پس از ۷‌ماه از ۵۰ واحد گذشت. انتظار می‌رود صادرات غیرنفتی ایران امسال به ۴۰ میلیارد دلار برسد؛ درصورت تحقق این امر، برای نخستین بار در تاریخ مدرن ایران، صادرات غیرنفتی از صادرات نفتی پیشی خواهد گرفت و صنعت نفت به سختی ۲۰ درصد تولید ناخالص داخلی ایران را تشکیل خواهد داد، بنابراین دیگر نمی‌توان ایران را یک اقتصاد نفتی دانست.

 

چاپ و نشر: موسسه پژوهشی مگا گلوبال در پایان سال 2018 پژوهشی کاربردی در زمینه پیش بینی وضعیت دنیای تبلیغات در سال های آتی ارائه داد. بر این اساس مقدار هزینه بر روی حوزه تبلیغات دیجیتال تا پایان سال 2019 به نصف کل درآمد حوزه تبلیغات افزایش خواهد یافت. این امر به معنای فهم اهمیت حوزه تبلیغات دیجیتال از سوی برندها و تاثیرگذاری آن بر روی مخاطب است. به این ترتیب آینده دنیای تبلیغات با حوزه دیجیتال و فناوری های نوین پیوند عمیقی پیدا کرده است.

تبلیغات دیجیتال به عنوان یک مفهوم مرکزی در طول یک دهه اخیر توسعه زیادی پیدا کرده است. تغییر ذائقه مردم از توجه به رسانه های توده ای به الگوی نوینی از تبلیغات و بازاریابی موجب ایجاد تفاوت پایدار در نحوه بازاریابی و حتی برندسازی شرکت ها شده است. من به عنوان یک کارشناس تبلیغات دارای روابط گسترده ای با سایر کارشناس ها و کارآفرینان موفق هستم. امروزه تبلیغات دیجیتال پس از ایده کاربردی دومین المان مهم برای موفقیت هر کسب و کاری محسوب می شود. به این ترتیب باید توجه ویژه ای به این حوزه داشت.

 ببشتر بخوانید: ارزیابی مراحل و سرعت رشد بازاریابی اینترنتی در ایران

 

چالش مدرن در حوزه تبلیغات و بازاریابی دیجیتال

اشتباه بسیاری از برندها عدم درک درست تغییر دنیای تبلیغات و ضرورت تغییر شیوه های سنتی تبلیغات است. به همین خاطر در این حوزه مشکلات و دشواری های بسیار زیادی وجود دارد. هدف اصل من در این مقاله بررسی 4 ترند اصلی در حوزه تبلیغات براساس الگوی جدید و در دنیای رو به رشد بازاریابی و تبلیغات است. به این ترتیب برندها فرصت بهتری برای رشد و انطباق با شرایط در حال تغییر خواهند داشت. از نظر من بازاریاب ها و طراح های تبلیغات در دنیای کسب و کار باید توجه و دقت شگرفی نسبت به 4 ترند ذیل داشته باشند. در ادامه به بررسی جداگانه هر کدام از آنها خواهیم پرداخت.

 

گرایش بازاریاب ها به سوی تولید تبلیغات ویدئویی کوتاه مدت

در طول یک دهه اخیر تولید تبلیغات ویدئویی افزایش چشمگیری یافته است. تا پیش از این انواع دیگر فرمت ها، به ویژه فرمت متنی، طرفدارهای زیادی میان بازاریاب ها داشت. با این حال اکنون ماجرا به طور کامل فرق کرده است. دلیل این امر تغییر سلیقه مخاطب هدف است. امروزه کمتر مخاطبی حوصله مطالعه محتوای متنی را دارد. این امر در کنار توسعه فناوری اینترنت موجب توجه بیشتر مردم سراسر جهان به فرمت ویدئو شده است. بی تردید مشاهده یک ویدئو بسیار راحت تر و در عین حال لذت بخش تر از مطالعه یک متن، به ویژه متن تبلیغاتی است. وقتی سلیقه مخاطب در حال تغییر است، دنیای تبلیغات ناچار از هماهنگی با آن خواهد بود. به این ترتیب اغلب بازاریاب های فعال در حوزه دیجیتال به سوی افزایش مهارت در زمینه تولید ویدئوی تبلیغاتی رفته اند.

براساس پیش بینی برندهایی نظیر گوگل تا پایان سال 2020 بیش از 80درصد فضای اینترنت از سوی ویدئوها اشغال خواهد شد. این امر پیام روشنی برای بازاریاب ها دارد. تاثیر این امر بر روی تولید ویدئوهای تبلیغاتی 6 ثانیه ای به خوبی آشکار است. به این ترتیب دیگر خبری از ویدئوهای یک دقیقه ای هم نیست. اگر این امر با شرایط دنیای تبلیغات در 2 یا 3 دهه اخیر مقایسه شود، موجب تعجب بسیاری خواهد شد. به هر حال زمانی حتی تولید تبلیغات 15 دقیقه ای نیز رواج داشت. برندهای موفق در طول 3 دهه اخیر به خوبی ضرورت هماهنگی با سلیقه مخاطب در همه حوزه ها را درک کرده اند. به این ترتیب علاوه بر حوزه تولید محصولات، در زمینه تولید ویدئوهای تبلیغاتی نیز با تغییر سلیقه مخاطب همراه شده اند. اشتباه بسیاری از برندها در اینجا تلاش برای ایجاد تحول در سلیقه مشتریان است. تغییر سلیقه مشتریان وظیفه ما به عنوان یک برند نیست. هدف اصلی در اینجا استفاده حداکثری از وضعیت موجود در راستای تقویت پایگاه برندمان است. فقط در این صورت امکان موفقیت برند ما وجود خواهد داشت.

امروزه تبلیغات 6 ثانیه ای بدل به ترندی اجتناب ناپذیر در دنیای تبلیغات شده است. به این ترتیب دیگر کمتر برندی به سوی استفاده از تبلیغات بلند گام برمی دارد. این امر به دلایل مختلفی روی داده است. مهم ترین دلیل مدنظر من رواج نادیده انگاری تبلیغات بلند مدت تر از سوی مخاطب است. این امر در عمل هزینه های تبلیغاتی برندها را بیهوده می ساخت. به همین خاطر تغییر شیوه موجود ضرورت پیدا کرد. چنین الگویی در عمل مشکلات زیادی برای برندها به ارمغان می آورد. به همین خاطر ایده تغییر شیوه ساخت ویدئوی تبلیغاتی مطرح شد. اگرچه هنوز هم تبلیغات طولانی تر ساخته می شود، اما آینده دنیای بازاریابی در سلطه ویدئوهای تبلیغاتی کوتاه (6ثانیه و حتی کمتر) خواهد بود.

شاید در نگاه نخست هماهنگی با الگوی تازه تبلیغات بسیار دشوار به نظر برسد، با این حال برندهای بزرگ به طور کامل با این الگو هماهنگ شده اند. به عنوان مثال، مرسدس بنز را در نظر بگیرید. این غول آلمانی دنیای خودرو در طول یک دهه اخیر به طور پیوسته به سراغ تولید ویدئوهای تبلیغاتی هرچه کوتاه تر رفته است. به این ترتیب اکنون بخش قابل توجهی از تبلیغات ویدئویی این برند در مدت زمان کمتر از 30 ثانیه تهیه می شود.

توصیه من در این بخش توجه به حوزه تبلیغات ویدئویی به عنوان تنقلات میان وعده مخاطب است. ما در اینجا انتظار صرف یک وعده غذایی کامل را نداریم. به همین خاطر باید ویدئوی تبلیغاتی مان کوتاه و کاربردی باشد. براساس پیش بینی موسسه مگا گلوبال ارزش حوزه تبلیغات دیجیتال تا سال 2021 به بیش از 22 میلیارد دلار خواهد رسید. نکته مهم اینکه این رقم فقط مربوط به ویدئوهای کوتاه است، بنابراین ارزش کلی حوزه تبلیغات بسیار بیشتر از این رقم خواهد بود.

 

جست وجوی برندها برای بهترین فرمت تبلیغات در شبکه های اجتماعی

شاید اکنون تبلیغات 6 ثانیه ای در پلتفرم هایی مانند یوتیوب بسیار عجیب و دشوار به نظر برسد، اما این نخستین چالش بازاریاب ها در زمینه زمان بندی تبلیغات نیست. در شبکه های اجتماعی نظیر اینستاگرام نیز ویدئوها محدودیت زمانی 60 ثانیه ای (به جز الگوی تازه IGTV) دارند. این امر در زمینه تولید تبلیغات اینستاگرامی برای برندها مشکلات زیادی به ارمغان آورد، با این حال اکنون هیچ کس از مشکلات حرف نمی زند. این امر به خاطر عادت بازاریاب ها به شرایط تازه بود. در این زمینه نیز بازاریاب ها به تدریج به شرایط تازه عادت خواهند کرد.

امروزه تبلیغات مناسب در شبکه های اجتماعی اهمیت بسیار زیادی دارد. به هر حال مشتریان بیشتر زمان خود را در شبکه های اجتماعی سپری می کنند. بدون تردید جلب توجه مشتریان در فضای آنلاین مزیت های زیادی برای برندها خواهد داشت. نکته جالب اینکه هزینه چنین فعالیت های تبلیغاتی برای اغلب برندها بسیار کم است. به این ترتیب انگیزه برندها برای فعالیت در این فضا افزایش چشمگیری می یابد. براساس گزارش موسسه eMarketer اکنون سهم شبکه های اجتماعی از حوزه تبلیغات به طور کلی 75درصد است. این امر به خوبی اهمیت این حوزه برای بازاریاب ها را بیان می کند. وقتی برندها به یک الگوی تبلیغاتی توجه ویژه دارند، این امر به خوبی خود بیانگر اهمیت روزافزون آن در نگاه مخاطب هدف برندهاست. باز هم تاکید می کنم، دنیای تبلیغاتی براساس سلیقه مخاطب تغییر می یابد، بنابراین ما باید اطلاع دقیقی از وضعیت مخاطب و نحوه بازاریابی برای آن داشته باشیم.

بیشتر بخوانید: استراتژی‌های مهم و اساسی در ایمیل مارکتینگ

هدف اصلی برندها در دنیای شبکه های اجتماعی باید جلب نظر مقطعی مخاطب باشد. بهترین ابزار برای این امر تولید محتوای ویدئویی کوتاه (زیر 10 ثانیه) است. اینستاگرام به عنوان بزرگترین پلتفرم عکس محور در بخش اکسپلور کاربران ویدئوهای مختلفی را نیز نشان می دهد. اگر برند ما از هشتگ و کپشن مناسب استفاده کند، امکان جلب نظر مخاطب و به تبع آن جایگیری ویدئوهایش در آن بخش وجود دارد. به این ترتیب برند ما بدون پرداخت هزینه بیشتر موفق به جلب نظر مشتریان خواهد شد.

گزینه دیگر برای برندها همکاری با پلتفرم های اجتماعی است. این امر اغلب به معنای استفاده از گزینه تبلیغات پولی پلتفرم های اجتماعی خواهد بود. به عنوان مثال، اینستاگرام در ازای پرداخت مقدار مشخصی حق تبلیغات به صورت وسیع اقدام به نمایش محتوای ما برای مخاطب هدف خواهد کرد. نکته جالب در این میان هزینه بسیار مقرون به صرفه چنین تبلیغاتی است. به این ترتیب دیگر نیازی به پرداخت هزینه های سنگین تبلیغات در رسانه های جمعی مانند تلویزیون نخواهد بود. به علاوه، در شبکه های اجتماعی تبلیغات ما با تضمین مشخص به دست مخاطب هدف مان خواهد رسید. بدون شک در مورد سایر رسانه های جمعی چنین امکانی وجود ندارد. این امر بر انگیزه برندها برای همکاری تبلیغات با شبکه های اجتماعی به طور چشمگیری خواهد افزود.

بدون تردید صحبت از تاثیرگذاری فعالیت تبلیغاتی در شبکه های اجتماعی به تنهایی دردی از برندها دوا نخواهد کرد. امروزه مشکل اصلی برندها شیوه تبلیغات موفق در شبکه های اجتماعی است. خوشبختانه توصیه های زیادی در این زمینه وجود دارد، با این حال چالش اصلی یافتن الگوی مشخصی برای تبلیغات در این زمینه است. من در این بخش به بیان تاثیرگذارترین تکنیک های تبلیغات در شبکه های اجتماعی اشاره خواهم کرد. به نکات ذیل توجه کنید:

شبکه های اجتماعی حول محور محتوای بصری جذاب و تاثیرگذار در جریان است. به همین خاطر تولید محتوای ما در این زمینه بستگی به توانایی برندمان در زمینه جلب نظر مخاطب به شیوه ای تاثیرگذار خواهد داشت.

هیچ برندی بدون شعار و ارزش های مرکزی توانایی ادامه فعالیت ندارد. دنیای آنلاین بیشترین تاثیر بر روی مخاطب را دارد. به همین خاطر ما باید توانایی ارتباطی و تعاملی مناسبی در زمینه جلب نظر مخاطب داشته باشیم. انتخاب شعارهای کاربردی در این زمینه نقش بسیار مهمی در موفقیت برندها بازی می کند.

تعامل با مخاطب در شبکه های اجتماعی اهمیت بسیار زیادی دارد. این امر به بهترین نحو در الگوی تعامل با مخاطب از طریق تولید محتوای جذاب یا حتی طرح پرسش از وی نمایان می شود. برندهای بزرگ همگی توانایی سازنده ای در جلب نظر مخاطب دارند. به این ترتیب مخاطب هدف این برندها علاقه روزافزونی به تعامل و مشارکت در فعالیت برند مورد علاقه شان دارند.

 

اهمیت محتوا و لزوم توجه به زمینه محتوا

امروزه اغلب دست اندرکاران حوزه تبلیغات از سلطه و حکمرانی بی چون و چرای محتوا صحبت می کنند. بدون تردید این امر کاملا درست است، با این حال باید به فکر زمینه بارگذاری محتوای برندمان نیز باشیم. به این ترتیب توجه صرف به محتوای تبلیغات در عمل ما را نسبت به زمینه آن غافل خواهد کرد. نمونه مناسب در این زمینه ناسازگاری محتوای تبلیغاتی مناسب یک برند صنعت خودروسازی برای برندی در حوزه IT است. به این ترتیب ما باید زمینه برندمان و شبکه اجتماعی موردنظر را به خوبی ارزیابی کنیم.

بدون تردید همه ما داستان های وحشتناکی در مورد شکست برندها در حوزه تبلیغات به دلیل عدم سازگاری با سلیقه مخاطب شنیده ایم. بخشی از این شکست ها به خاطر بارگذاری محتوا در پلتفرم های نادرست است. با رفع این مشکل امکان فعالیت بهینه برند ما به شیوه ای مناسب فراهم خواهد شد.

اشتباه اغلب برندها و کارشناس های دنیای تبلیغات توجه صرف به مخاطب است. این امر در عمل توجه به زمینه تولید محتوا و پلتفرم هدف را از بین می برد. به این ترتیب بارگذاری محتوای ما در شبکه های اجتماعی حالت شانسی به خود خواهد گرفت. ناتوانی بازاریاب ها در زمینه پیش بینی دقیق شیوه تاثیرگذاری یک کمپین بر روی مخاطب از همین امر ناشی می شود. راهکار موردنظر من برای این مشکل تلاش برای کسب اطلاعات جامع و شناخت زمینه بارگذاری مطالب مان است. ترکیب درست محتوای جذاب با زمینه بارگذاری آن موجب تاثیرگذاری بهتر برندمان بر روی مخاطب خواهد شد.

مفهوم اصلی این بخش به طور خلاصه اهمیت مخاطب و همچنین زمینه بارگذاری متن است. شاید این ادعای من نیازمند نمونه عینی باشد. در این زمینه برند Procter & Gamble بهترین نمونه محسوب می شود. این شرکت یکی از پرهزینه ترین برندها در زمینه تبلیغات محسوب می شود. Procter & Gamble تا سال 2017 به طور سالانه 200 میلیون دلار خرج تبلیغات می کرد. این امر در پی همکاری تبلیغاتی شرکت با وال استریت ژورنال به خطر افتاد. بر این اساس Procter & Gamble از اطلاعات شخصی کاربران این رسانه برای ارائه تبلیغات هدفمند (بدون اجازه آنها) استفاده می کرد. اگر حضور Procter & Gamble در دنیای کسب و کار برای شما کمرنگ شده است، دلیل این امر اشتباه تاکتیکی این برند در زمینه انتخاب شیوه و زمینه تبلیغات است. علاوه بر اشتباه این برند در زمینه استفاده غیرقانونی از اطلاعات کاربران، مسئله عدم تناسب سایت وال استریت ژورنال با کسب و کار این برند نیز مطرح است. به این ترتیب هزینه های برند Procter & Gamble در عمل هیچ فایده ای برای آنها به ارمغان نیاورد.

امروزه قوانین حمایتی شبکه های اجتماعی از کاربران بسیار متنوع تر از هر زمان دیگری شده است. به این ترتیب در انتخاب زمینه بارگذاری محتوای برندمان باید نهایت دقت را به خرج دهیم. تصمیم گیری شتاب زده در این حوزه مشکلات بسیار زیادی برای ما به ارمغان خواهد آورد. تجربه برند Procter & Gamble الگوی بسیار خوبی برای توجه به اهمیت و ضرورت فعالیت مناسب در این زمینه خواهد بود.

بی تردید راهکار غلبه بر مشکل، یافتن زمینه مناسب برای انتشار محتوای تبلیغاتی اهمیت بسیار زیادی دارد. در این زمینه بهترین توصیه همکاری با مشاورهای رسانه ای است. مشاورهای رسانه ای در زمینه تبلیغات مناسب کسب و کارها و ارتباط شان با حوزه فعالیت رسانه های مختلف تخصص بالایی دارند. این امر جایگاه برند ما در حوزه تبلیغات را ارتقا خواهد داد.

 

اهمیت مشارکت مخاطب واقعی به جای روبات ها با برندها

اکنون دنیای تبلیغات در بهترین دورانش به سر می برد. میزان سرمایه گذاری برندها در این حوزه افزایش چشمگیری یافته است. به این ترتیب آژانس های بازاریابی و تبلیغات روز به روز در حال توسعه و گسترش هستند. بی تردید وقتی یک حوزه کسب و کار از نمای مناسبی برخوردار می شود، حضور برندهای تازه در آن اجتناب ناپذیر خواهد بود. این امر در مورد حوزه تبلیغات به بدترین شکل روی داده است. اکنون یکی از دغدغه های اصلی برندهای مختلف در حوزه تبلیغات انتخاب آژانس تبلیغاتی مناسب است. متاسفانه برخی از آژانس های تبلیغاتی سودجو به جای ارائه محتوای تبلیغاتی برندها به مخاطب واقعی اقدام به استفاده از روبات ها برای افزایش جعلی میزان بازدید پست آنها می کنند. به این ترتیب در ظاهر محتوای تبلیغاتی ما بازدید زیادی دریافت کرده است، اما در واقعیت خبری از بازخورد مناسب کاربران حقیقی نیست دلیل این امر کاملا واضح است: محتوای تبلیغاتی ما از سوی روبات ها بازدید دریافت کرده است.

متاسفانه هیچ راهکار قابل اعتمادی در زمینه اطمینان از دریافت بازدید واقعی برای محتوای تبلیغاتی برندها وجود ندارد. درست به همین خاطر بازار فعالیت آژانس های تبلیغاتی سودجو بسیار داغ است. این امر موجب افزایش موج بی اعتمادی به آژانس های تبلیغاتی در طول چند سال اخیر شده است.
بیشتر بخوانید: 
اشتباهات بازاریابی و تبلیغات در شبکه های اجتماعی

افزایش فعالیت روبات های مخرب در فضای اینترنت موجب کاهش محبوبیت بازاریاب ها و آژانس های تبلیغاتی شده است. به این ترتیب آنها باید فکری به حال وضعیت صنعت شان کنند. در غیر این صورت به زودی از دنیای کسب و کار حذف خواهند شد. خبر خوش اینکه دست اندرکاران حوزه تبلیغات به فکر ایجاد راهکارهایی برای مقابله با این سیر مخرب افتاده اند. این امر به خوبی در قواعد تازه شبکه های اجتماعی مبنی بر توقف فعالیت روبات های مختلف قابل مشاهده است. به این ترتیب دیگر امکان استفاده از روبات های گوناگون برای افزایش بازدید پست ها در پلتفرم های مختلف فراهم نخواهد بود.

بی تردید روند رو به رشد تبلیغات در شبکه های اجتماعی بدون اطمینان از ارائه محتوا به مخاطب واقعی به خطر خواهد افتاد. به همین خاطر از چند سال پیش اغلب بازاریاب ها به فکر یافتن راهکاری برای این امر افتاده اند. اگرچه هنوز راهکار قطعی ارائه نشده است، اما جهت گیری شبکه های اجتماعی به سوی مسدودسازی فعالیت روبات های مخرب گام بلندی به سوی کاهش فضای بی اعتمادی در شبکه های اجتماعی است.

 

جمع بندی؛ ضرورت های تبلیغات دیجیتال موفق

به موازات ادامه رشد سریع صنعت تبلیغات، بازاریاب ها باید توجه بیشتری به محیط پیرامون شان داشته باشند. شاید بسیاری از نکات موردنظر تا همین چند وقت پیش اهمیت زیادی نداشتند، با این حال اکنون جزو نکات مهم و تاثیرگذار در دنیای تبلیغات محسوب می شود. نگاهی به 4 ترند مورد بحث در این مقاله به خوبی ادعای موردنظر را تایید خواهد کرد. تا همین 5 سال پیش هیچ بازاریابی از فعالیت مخرب روبات ها در شبکه های اجتماعی نارضایتی نداشت. این امر به دلیل ظهور نسل جدید روبات های هوشمند در همین 2 یا 3 سال اخیر است. بدون تردید بسیاری از مشکلات حوزه تبلیغات ماهیت بسیار تازه ای دارند. به همین خاطر باید واکنش مناسب و فوری از سوی برندها برای مقابله با آنها صورت گیرد. در چنین وضعیتی عدم آمادگی یک برند برای مواجهه با این ترندها و چالش های احتمالی پیش رو منجر به دشواری های فراوان در زمینه ادامه کار خواهد شد.

منبع: فرصت امروز

این روزها اینفلوئنسر مارکتینگ یا بازاریابی با کمک افراد تأثیرگذار در شبکه‌های اجتماعی فراگیر شده و کسب‌وکارهای زیادی از این شیوه بازاریابی برای معرفی محصول و خدمات خود استفاده می‌کنند.

در مورد این شیوه بازاریابی باید بگوییم که اینفلوئنسر مارکتینگ یکی از زیرمجموعه‌های ارتباطات بازاریابی است و کسب‌وکارها در این شیوه تلاش می‌کنند با افرادی که در شبکه‌های اجتماعی فعال و پرمخاطب هستند ارتباط برقرار کنند؛ افرادی که بر تصمیم و رفتار  مشتریان آنها تاثیر می‌گذارند. سپس به کمک آنها اطلاعات محصول خود یا هر نوع پیام دیگر را که می‌تواند منجر به رفتارهای مطلوب شود برای مخاطبان واقعی خود ارسال می‌کنند.

اما برقراری ارتباط صاحبان کسب‌وکار با اینفلوئنسرها ممکن است کار ساده‌ای نباشد و کسب‌وکارها نتوانند به راحتی با اینفلوئنسرهای مناسب حوزه کاری خود ارتباط برقرار کنند. با درک این موضوع نشانت به عنوان یک پلتفرم اینفلوئنسر مارکتینگ بستری را فراهم کرده است تا کسب‌وکارها بدون نیاز به اینکه برای یافتن اینفلوئنسرها تلاش کنند و با آنها وارد مذاکره شوند به آنها به سریع و راحت‌ترین شکل ممکن دسترسی داشته باشند و از خدمات آنها استفاده کنند.

 کافیست که کمپین‌های تبلیغاتی تعریف و روی وبسایت نشانت معرفی شوند. اینفلوئنسرها پس از بررسی و ارزیابی کمپین‌ها از میان آنها انتخاب و درخواست خود را در وبسایت نشانت ثبت می‌کنند. در مرحله بعد متقاضیان استفاده از این خدمات، پس از مشاهده و بررسی درخواستهای ثبت شده، یک اینفلوئ را انتخاب می‌کنند. پس از آن فعالیت اینفلوئنسر شروع می‌شود و در نهایت پس از پایان کمپین، نشانت گزارش کاملی برای صاحب کسب و کار ارسال می‌کند.

به این ترتیب با کمک این پلتفرم، نه تنها دسترسی اینفلوئنسرها و مخاطبان استفاده از خدمات اینفلوئنسر مارکتینگ به یکدیگر سریع و راحت‌تر می‌شود، بلکه سرعت اجرای کمپین‌ها نیز افزایش می‌یابد و نشانت بر نحوه اجرای کمپین توسط اینفلوئنسر تا پایان مسیر، نظارت دقیق و کامل دارد.

تسهیل برقراری ارتباط بین اینفلوئنسر و متقاضیان دریافت خدمات اینفلوئنسر مارکتینگ، شفافیت قیمت، نظارت دقیق بر نحوه اجرای کمپین‌ها تا پایان پروژه، امکان انتخاب آزادانه برای 2 طرف قرارداد، ارائه گزارش‌های آماری کامل و افزایش سرعت اجرای کمپین‌ها از مزایای دریافت خدمات اینفلوئنسر مارکتینگ از نشانت است. اگر شما هم به عنوان یک اینفلوئنسر قصدا دارید با برندهای مختلف همکاری کنید؛ اگر به عنوان صاحب یک کسب‌وکار نیاز به دریافت خدمات اینفلوئنسر مارکتینگ دارید به نشانت مراجعه کنید.

به گزارش چاپ و نشر، یکی از علت‌های رکود در بازار کسب‌وکار نبود بازاریابی حرفه‌ای در ایران است. هنوز علی‌رغم گذشت چندین دهه از فعالیت بازاریابی در جهان و انتشار ده‌ها و صدها کتاب و مقاله در ایران و جهان، بسیاری از صاحبان کسب‌وکار با همان شیوه‌های معمول و مرسوم قدیمی اقدام به فروش می‌کنند.

بی‌تردید با اصلاح ساختار بازاریابی در نظام کسب‌وکار ایران می‌توان شاهد تحولاتی اساسی در فروش و رونق کسب‌وکارهای ایرانی شد. در زمانه‌ای که هنوز بخش زیادی از کسب‌وکارها در ایران چندان میانه خوشی با بازاریابی بر اساس استانداردهای بین‌المللی نداشته، اینترنت وارد کشور ما شد و مقوله‌ای جدید به نام بازاریابی اینترنتی در ایران شکل گرفت.

 

بازاریابی اینترنتی در ایران

بازاریابی اینترنتی در ایران مقوله‌ای ناآشنا نیست، اما همچنان که صاحبان کسب‌وکار نسبت نزدیکی با بازاریابی ندارند طبعاً با بازاریابی اینترنتی در ایران کاملاً غریبه‌اند و نسبت دوری با آن دارند. سرعت رشد و توسعه بازاریابی اینترنتی در ایران در مقایسه با کشورهای پیشرفته تقریبا کند است و نمی‌تواند موجب رشد و توسعه بازار شود.

بازاریابی یکی از نیازهای اصلی تولیدکننده برای شناساندن محصولش به بازار است همچنین مصرف کننده همواره نیازمند شناختن تولیدات جدید و مقایسه آن با سایر محصولات مشابه است.

پس این یک مفهوم دو سر سود برای دو طرف معامله است. نگاه درست و علمی و البته به روز به مفهوم بازاریابی اینترنتی می‌تواند محدودیت های زمانی و مکانی معرفی یک محصول را از میان برداشته و تولیدکننده را به سود بالاتری برساند و مصرف کننده بازار بزرگ تر با انتخاب های بیشتری در اختیار خواهد داشت.

بازاریابی ایران به نوعی در مرحله گذار قرار دارد نه کاملاً سنتی و نه کاملاً مدرن است؛ نه کاملاً دستی و نه کاملاً اینترنتی است و مهمتر از همه نه کاملاً کنار نهاده می شود و نه کاملاً به اصول علمی آن پایبندی دیده می شود. همه اینها نمایانگر نیاز به بازتعریف مفهوم و اهمیت بازاریابی در عرصه صنعت و کسب وکار داخلی است که تلاش و جدیتی تمام را از سوی صاحبان صنایع، مشتریان، استادان بازاریابی، رسانه ها و بالاخره دانش آموختگان بازاریابی می طلبد.

بدون تردید هر معلولی تابعی از علت هاست. پایین بودن سرعت رشد بازاریابی اینترنتی در ایران علت‌های چندگانه ای دارد که به برخی از آنها به اجمال اشاره می شود:

1- بخش بزرگی از بازار ایران در دستان مردان قدیمی است. کسانی در عرصه کسب‌وکار به شکل موفقیت آمیز حضور دارند که بر پایه دانش تجربی و آموزه هایی که سینه به سینه نقل شده به موفقیت رسیدند بنابراین اقناع نظر این گروه از افراد در جهت استفاده از ابزارهای بازاریابی سخت و دشوار است. کسی که 50 سال با شیوه‌های کهنه کار کرد و به موفقیت رسید به آسانی در برابر رفتارهای جدید کسب‌وکار تمکین نمی کند و این امری طبیعی است، بنابراین نباید انتظار داشت در زمانه‌ای که هنوز بازاریابی برای بخش بزرگی از بازار ایران چندان امری کاربردی و سودمند نیست از بازاریابی اینترنتی سخن گفت.

2- در ساختار نظام اجتماعی میزان اعتماد افراد به یکدیگر تا حد زیادی پایین است. مردم در داد و ستدها و معاملات روزانه با توجه به تجربیات ناخوشایند چندان اعتماد فراگیری ندارند. از این رو تسری این بی اعتمادی در فضای ناشناخته اینترنت امکان هرگونه پذیرشی را از فرد سلب می کند. وقتی افراد در معاملات مستقیم به یکدیگر اعتماد کامل ندارند چگونه از طریق اینترنت به کسانی که آنها را نه دیده اند و نه ارتباط مستقیمی با آنها داشته اند اعتماد کنند. به همین دلیل سرعت رشد بازاریابی اینترنتی در ایران پایین است.

3- ناآگاهی عمومی به خصوص در بخش بازار عامل دیگری است که باعث کند شدن سرعت رشد بازاریابی اینترنتی در ایران شده است. بیش از نیمی از کسانی که در بازار ایران فعالند با فناوری های نوین آشنایی ندارند و با نقش و اهمیت اینترنت در کسب‌وکار اطلاعات چندانی ندارند؛ بنابراین طبیعی است که رفتاری سرد در برابر بازاریابی اینترنتی داشته باشند.

4- پایین بودن سرعت اینترنت در مقایسه با کشورهای پیشرفته و یا در حال توسعه عامل دیگری است که رغبت صاحبان کسب‌وکار به استفاده از بازاریابی اینترنتی را کم می کند به گونه ای که گاه عطایش را به لقایش می بخشند. شاید این وظیفه دولت است که بتواند با ایجاد بسترهای لازم ضمن حذف فیلترینگ و بالابردن سرعت اینترنت گامی موثر در رشد کسب‌وکارها بردارد و زمینه های اشتغال زایی و رونق کسب‌وکارها را فراهم کند.

5- ناتوانی فعالان بازاریابی اینترنتی. همه کسانی که در زمینه بازاریابی اینترنتی فعالیت می‌کنند افرادی کارآمد و توانمند نیستند. این گروه از افراد با اتخاذ شیوه‌هایی غیرموثر باعث دلسردی صاحبان کسب‌وکار از نقش موثر بازاریابی اینترنتی می شوند. باید کسانی در این عرصه فعالیت کنند که ثمره فعالیت آنها در بازه های زمانی مختلف برای صاحب کسب‌وکار قابل مشاهده باشد.

6- رفتارهای اجتماعی ایرانی ها هم یکی از عوامل بی رونقی بازاریابی اینترنتی در ایران است. ایرانی ها بیشتر اهل تعامل و ارتباط جمعی اند و بسیاری از کسب‌وکارها در این ارتباط های اجتماعی ترویج می شود. مردم در مهمانی ها، جشن ها، دورهمی ها تفریحات دسته جمعی، پارک ها از بازار و کسب‌وکار سخن می گویند و در صورتی که از برند یا محصولی خوش شان بیاید آن را به دیگران معرفی می‌کنند. اگر شرکت یا فروشگاهی بتواند رضایت جمعی از مشتریان را به شکل پسندیده ای جلب کند در زمان کوتاهی مشتریان آن چندین برابر می شوند.

7- بازاریابی اینترنتی در ایران یک نوع بازاریابی جدید تلقی می شود و طبعاً در هر سرزمینی، ابتدا واکنش ها و مقاومت هایی در برابر مسائل جدید وجود دارد. این شیوه از بازاریابی حتی در کشورهای پیشرفته هم تمام و کمال از سوی همه افراد پذیرفته شده نیست و برخی با گارد بسته با آن برخورد می‌کنند، بنابراین طبیعی است صاحبان کسب‌وکارهای ایرانی به آسانی در برابر دستورات این نوع از بازاریابی سر تمکین فرود نیاورند.

8- در بازار سنتی، بازاریابی بیشتر از طریق مشتریان و به صورت دهان به دهان صورت می گیرد، بنابراین برای صاحب کسب‌وکار هزینه ای اضافه نمی شود، اما طراحی و مدیریت و برنامه ریزی بازاریابی اینترنتی مستلزم هزینه هایی است که صاحب کسب‌وکار گاهی به دلیل همین هزینه اندک مقاومت نشان می دهد و ترجیح می دهد از این شیوه برای رشد و توسعه کسب‌وکار خود استفاده نکند.

9- گروهی از صاحبان کسب‌وکار آنقدر سرشان شلوغ است که فرصت ورود به این فضا را ندارند و نمی دانند شیوه ها و کارکردهای آنها چگونه است. بخش زیادی از مدیران کسب‌وکارهای ایرانی با تکیه بر تجربه و آموزه های استادان قدیم بازار به رونق بخشی کار خود کمک می‌کنند و اعتقادی به سرمایه گذاری و یا استخدام نیروهایی در زمینه بازاریابی اینترنتی ندارند و آن را کاری بیهوده تلقی می‌کنند.

10- نبود نظارت بر عملکرد این بازارها و ناشناس بودن آنها برای خریداران باعث شده این تصور نزد خریداران به وجود آید که بازارهای اینترنتی فاقد اعتبار حقوقی هستند و ممکن است امروز باشند و فردا خبری از آنها نباشد. درصورتی که برخی از این فروشگاه ها یا بازارهای اینترنتی از اعتماد مشتریان سوء استفاده کنند، چه کسی پاسخگوی ضرر و زیان های وارد آمده بر آنها خواهد بود؟ این پرسش است که ذهن بسیاری از تصمیم سازان و سیاست گذاران این حوزه را به خود مشغول ساخته است. شاید به همین دلیل بیشتر افرادی که از طریق فروشگاه های اینترنتی خرید می‌کنند شیوه پرداخت هنگام تحویل را انتخاب می‌کنند، چرا که در این شیوه خریدار کالا را از طریق سایت سفارش می دهد و زمانی که کالا از طریق پست به دستش رسید، نرخ کالا را همراه با هزینه پستی می پردازد.

تحقیق و مطالعه در کسب‌وکارهای ایرانی نشان می دهد که میزان استفاده کاربردی از فضای مجازی و اینترنت از سوی صاحبان کسب‌وکار بسیار کمرنگ است و حتی گاهی شرکت ها و سازمان های بزرگ فقط برای اینکه حضور خود را اعلام کنند وب سایتی را طراحی و از آن به عنوان آلبوم عکس استفاده می‌کنند.

بازاریابی اینترنتی در ایران بیشتر توسط مدیران جوان و صاحبان کسب وکارهای اینترنتی مورد توجه قرار می گیرد که در بررسی آماری تعداد آنها چندان زیاد نیست. حتی شاید کمی تعجب آور باشد که اهالی رسانه از این ابزار رسانه ای به شکل حرفه‌ای استفاده نمی‌کنند. بسیاری از روزنامه ها و مجلات به خصوص در بخش دولتی هیچ تمایل جدی به استفاده از بازاریابی اینترنتی ندارند.

دیدگاه سازمان ها و شرکت های ما در غالب موارد شبیه دیدگاه تولیدمحور دهه 30 در غرب باقی مانده است حال آنکه آنان چندین دوره دیگر مانند دیدگاه مشتری محور دیدگاه رقابتی محور و دیدگاه استراتژیک را پشت سر گذاشته اند. صاحبان کسب‌وکار ما فقط به فکر تولید کالا هستند و هیچ بینش فراگیری در زمینه های استراتژیکی ندارند از همین رو رشد این نوع از کسب‌وکار در ایران بسیار کند صورت می گیرد.

برای بهبودبخشی وضعیت بازاریابی اینترنتی نیاز به فرهنگ سازی از طریق آموزش در سیستم نظام آموزشی است. از دوران دبستان باید به کودکان و نوجوانان یاد بدهیم که چگونه از این بازار برای پیشبرد و توسعه کسب‌وکار خود در سال های آینده استفاده کنند. بدون تردید استفاده درست از این شیوه برای همه گروه های کسب‌وکاری می‌تواند سودمند باشد و سود حاصل از فعالیت آنها را دو یا سه برابر کند. ضمن آنکه همراهی دولت در رشد و توسعه کسب‌وکارها از طریق بسترهای اینترنتی بسیار موثر است. سرعت اینترنت در مقایسه با کشورهای توسعه یافته اندک است و این سرعت نمی‌تواند پاسخگوی نیاز کاربران باشد. همچنین آگاهی بخشی و اطلاع رسانی از ظرفیت و اهمیت بازاریابی اینترنتی می‌تواند به رشد آن در جامعه ایرانی کمک کند.

متاسفانه همانطور که اشاره کردیم در ایران به علت عدم برخورداری از دانش بازاریابی در حد کافی، گاهی اوقات بی توجهی به اصول اخلاقی در این نوع بازاریابی، نگرش هزینه آور بودن به مقوله بازاریابی، کم تجربگی مدیران شرکت ها و موسسات، عدم پاسخگویی موسسات به مشکلات به وجود آمده در اثر غلو در تبلیغ توسط بازاریاب، عدم اعتماد مردم به این نوع بازاریابی، مساله اعتبار حقوقی در بازاریابی اینترنتی، آشنانبودن و دسترسی نداشتن عموم مردم به رایانه، عدم گسترش اینترنت در همه نقاط کشور و سرعت پایین اینترنت بازاریابی اینترنتی در ایران جایگاه خاص خود را نیافته است و جامعه از جنبه های مثبت آن کمتر بهره مند می شود.

بی‌تردید بازاریابی اینترنتی در ایران در دهه های بعد رشد بیشتری خواهد یافت اما تا آن زمان بسیاری از کسب‌وکارها در دنیا، قدم های بزرگتری در فضای آنلاین برداشته اند؛ بنابراین برای اینکه کسب‌وکار خود را رشد دهیم و در عرصه رقابت ملی و بین‌المللی قرار گیریم به بازاریابی اینترنتی اهمیت دهیم.

منبع: فرصت امروز

بازاریابی ایمیلی یکی از اشکال بازاریابی الکترونیکی است که به آن هدف قرار دادنِ مشتری بالقوه از طریق پست الکترونیکی نیز گفته می‌شود.

به گزارش چاپ و نشر به نقل از باشگاه خبرنگاران جوان، بازاریابی از گذشته‌های دور معنا و مفهوم خود را در میان مردم ثابت کرده است و با رشد و گسترش فناوری نیز توانسته خود را در قالب این دنیای پررمز و راز به اثبات برساند و حتی می‌توان گفت، توانسته انواع و اقسام مختلفی از روش ها را برای افراد و یا بنگاه ها عرضه کند. یکی از این روش ها ایمیل مارکتینگ یا بازاریابی ایمیلی است. ایمیل مارکتینگ یا بازاریابی ایمیلی به هر نوع بازاریابی اطلاق می‌شود که از طریق ایمیل انجام گردد، به بیان ساده تر شما می‌توانید در این روش از طریق ارسال ایمیل کار خودتان را ارائه و در ضمن افراد را دعوت به کار و خود را از زوایای مختلف توضیح دهید.

باید بدانید؛ ایمیلی که به شکل emarketing معرفی شده است، می‌تواند شامل یک نامه برای فروش محصول، یک نامه برای توضیح پشتیبانی و ارائه خدمات به مشتری و یا توضیح کار یا دعوت به کار باشد. در دنیای امروز که همه افراد از اینترنت برای همه کار‌ها استفاده می‌کنند، از طریق ایمیل مارکتینگ می‌توانید جامعه مشتریان گسترده تری داشته باشید و شاید دیگر لازم نباشد تا بازرگانان بنشینند و منتظر بمانند تا مشتریان آن‌ها و سایت و محصولات را در اینترنت جست‌و‌جو و سپس به سراغ آن‌ها بیایند بلکه خود شرکت ها، از طریق ارسال ایمیل می‌توانند خود و محصولات و خدماتشان را به افراد معرفی و نقاط تماس و ارتباط را معرفی کنند.

حتی می‌توانند از این طریق به دنبال نیروی کار بگردند. حسن این روش این است که بسیار سریع، راحت، ارزان و فراگیر است و طی یک فرآیند ساده و کم هزینه می‌توانید کل کسب و کار را به افراد زیادی معرفی کنیم. در واقع می‌توانیم بازاریابی ایمیلی را یکی از اشکال بازاریابی الکترونیکی حساب کنیم، اما این روش را باید از زوایایی که مشکل به حساب می‌آیند بررسی کنیم:

 چگونه اطمینان حاصل کنیم که پیام به دست مخاطب رسیده است؟

 برخورد و پاسخ مخاطب چیست؟

 چگونه بین ایمیل مارکتینگ و اسپم تفاوت قایل شویم؟

 

مزایا و معایب ایمیل مارکتینگ در مقایسه با دیگر روش‌های بازاریابی

همانطور که می دانید، بازاریابی ایمیلی به هدف قرار دادنِ مشتری بالقوه یا بالفعل از طریق پست الکترونیکی گفته می‌شود و اغلب با به‌کارگیری داده کاوی (Data Mining) می‌توان از بازاریابی ایمیلی برای تحت تاثیر قرار دادن مشتری استفاده کرد، به طور کلی ایمیل مارکتینگ، فرم تکامل یافته و دیجیتالی شیوه سنتی بازاریابی پُستی است.

در ادامه می‌خواهیم به مزایا و معایب Email Marketing نسبت به دیگر روش‌های بازاریابی اشاره کنم:

 

معایب ایمیل مارکتینگ

تنها نقطه ضعفی که برای بازاریابی ایمیلی می‌توان برشمرد، نرخ اسپم ایمیل‌ها توسط کاربران است که به صورت منفی روی نرخ تحویل (Delivery) اثر می‌گذارد. البته این ضعف، تا حدی با قابلیت Opt-in کردن کاربران به منظور دریافت ایمیل روی موضوعاتی که به آن‌ها علاقه دارند، کمرنگ شده است، اما هنوز تا نقطه ایده‌آلی که تنها محتوای مرتبط و مورد علاقه هر گیرنده به Inbox او ارسال شود، خیلی فاصله داریم.

 

مزایای ایمیل مارکتینگ

بازگشت سرمایه (ROI):

به زبان ساده ROI یعنی چه مقدار پول به ازای هر ریالی که یک شرکت خرج می‌کند به جیب آن شرکت باز می‌گردد. بازگشت سرمایه‌ی ایمیل مارکتینگ را می‌توان به طور دقیق محاسبه کرد و ثابت شده است اگر بازاریابی ایمیلی به درستی انجام شود، این بازگشت سرمایه بسیار بالا خواهد بود. در سال‌های اخیر Email Marketing به عنوان مؤثرترین تاکتیک بازاریابی آنلاین شناخته شده است.

بیشتر بخوانید: جدیدترین تکنیک‌های سوشال مارکتینگ و اینفلوئنسر مارکتینگ

 

مقایسه بازگشت سرمایه ایمیل مارکتینگ با انواع بازاریابی

ارزان و سریع: ایمیل مارکتینگ به طور قابل توجهی نسبت به روش‌های دیگر بازاریابی ارزان‌تر و سریع‌تر است. در ساده‌ترین حالتِ ایمیل مارکتینگ، به یک لیست و یک آدرس ایمیل نیاز است.

انعطاف پذیری: همانطور که پیش‌تر هم گفتیم، ایمیل مارکتینگ هیچ محدودیتی ندارد. هر نوع محتوایی را می‌توان از طریق ایمیل ارسال کرد: متن، عکس، ویدئو، فایل و لینک. شما هر نوع زنگ، سوت و علامت خطری که بخواهید را می‌توانید ضمیمه ایمیل کرده و کمپین Email Marketing خود را اجرا کنید.

رفتار مصرف کننده: با پیشرفت تکنولوژی، فراهم کنندگان سرویس‌های ایمیل (ESPs) به راحتی می‌توانند اطلاعاتی در مورد رفتار گیرندهی ایمیل به فرستنده بدهند. در نتیجه، سازمان‌ها و شرکت‌هایی که در حجم بالا Email Marketing انجام می‌دهند می‌توانند با خرید این سرویس‌ها از رفتار حجم کثیری از مصرف‌کنندگان نسبت به بازاریابی ایمیلی خود مطلع شده و از آن بهره گیرند.

هدف‌گیری مستقیم: بازاریابان ایمیلی این امکان را دارند که پیغام هدف‌گیری شده و حتی پیام‌های شخصی‌سازی شده برای افراد مختلف بفرستند. به عنوان مثال اگر خانمی از یک برند کفش در گذشته خرید کرده باشد، بازاریاب با توجه به اینکه از علاقه آن خانم به آن برند کفش مطلع است، می‌تواند یک ایمیل حاوی بن خرید برای او بفرستد. این در حالی است که بیشتر کانال‌های بازاریابی، به صورت مکرر محتوای تبلیغاتی خود را به جامعه‌ای ارائه می‌کنند که درصد بالایی از آنها، هیچ علاقه‌ای به محصول پیشنهادی ندارند.

بستر آزمایش محتوا: از Email Marketing می‌توان به عنوان یک روش مقرون‌به‌صرفه برای تست محتوا‌های مختلف استفاده کرد و از داده‌ی تست شده از طریق ایمیل مارکتینگ در کانال‌های دیگر بازاریابی بهره برد.

ضرورت: این که برای ثبت نام و وارد شدن به هر شبکه اجتماعی به یک آدرس ایمیل نیاز است این حقیقت را در ذهن شما نمایان نمی‌سازد که حتی در همین لحظه هم به ازای هر فرد حداقل یک آدرس ایمیل وجود دارد! مردم حتی در شلوغ‌ترین روز‌ها که وقت سر زدن به شبکه‌های اجتماعی خود را هم ندارند ایمیل خود را چک می‌کنند، پس می‌توان گفت ایمیل مارکتینگ از بازاریابی شبکه‌های اجتماعی هم می‌تواند مؤثرتر باشد، البته به شرط استفاده صحیح!

ارتباط موضوعی: قابلیت Opt-In کردن ایمیل (کاربران با مشترک شدن یا Subscribe در یک سرویس انتخاب می‌کنند که روی موضوعات مورد علاقه خود ایمیل دریافت کنند) به بازاریابان ایمیلی این امکان را داده است که پیغام مرتبط، شخصی‌سازی شده به کاربران علاقمند به یک موضوع بفرستند.

 

 

اکنون چیزی تا سال 2020 فاصله نداریم. دهه ای که به نظر بسیار دور می رسید، اکنون در نزدیک ترین زمان ممکن به ما قرار دارد. دهه پیش رو از نظر بازاریابی و توسعه کسب و کار همراه با چشم اندازهای امیدوارکننده ای است، بنابراین صاحبان کسب و کار و افراد درگیر در حوزه های مختلف امید زیادی به سال های پیش رو بسته اند.

وقتی از آینده حوزه بازاریابی محتوایی صحبت می کنیم، باید اهمیت برنامه ریزی را نیز مدنظر داشته باشیم. در هر دوره ای برخی از ترندهای بازاریابی مورد استفاده بازاریاب ها قرار می گیرد. کلید موفقیت در حوزه بازاریابی محتوایی آینده نگری و تلاش برای پیش بینی ترندهای برتر است. به این ترتیب امکان موفقیت ما در حوزه کسب و کار فراهم خواهد شد. با توجه به این بحث ماهیت کلی مقاله کنونی تا حد زیادی روشن شده است. در ادامه به بررسی چند ترند برتر بازاریابی محتوایی تا سال 2020 و دهه نوین خواهیم پرداخت.

 

ترندهای مهم بازاریابی محتوایی

بی تردید شروع فرآیند بررسی ترندهای برتر باید با نوعی مقدمه همراه باشد. براساس تجربه نگارش مقدمه یکی از کارهای دشوار محسوب می شود. به این منظور من توجه شما را به یک پرسش مهم جلب خواهم کرد، با این حال پیش از آن به این نکته توجه کنید: اکنون بازاریابی محتوایی به عنوان یک صنعت پرسود نزدیک به 400 میلیارد دلار ارزش دارد. این امر به خوبی بیانگر میزان سرمایه گذاری برندها و امیدشان به استفاده بهینه از این حوزه است. پرسش اصلی در اینجا چگونگی استفاده بهینه از فرصت های پیش رو در حوزه بازاریابی محتوایی است. اجازه دهید برای بررسی بیشتر این موضوع به سراغ برخی از ترندهای برتر تا سال 2020 برویم.

 

شخصی سازی محتوای

شخصی سازی محتوا فرآیند ایجاد تغییرات در محتوای بازاریابی با هدف سازگاری آن با سلیقه مخاطب است. وقتی از مخاطب حرف می زنیم، دیگر حالت کلاسیک دوران رسانه های توده ای مدنظرمان نیست. اکنون سلیقه مخاطب تغییر زیادی کرده است. به همین خاطر باید بیشتر از گروه های مخاطب هدف صحبت کرد. هر کدام از این گروه ها دارای سلیقه و علایق منحصر به فردی هستند. همین نکته ناکارآمدی شیوه های سنتی و توده ای در زمینه بازاریابی را اثبات می کند.

همانطور که بسیاری از بازاریاب ها می دانند، فرآیند شخصی سازی محتوا امکان نفوذ به قلب و جان گروه های مخاطب هدف را فراهم می سازد. این امر از نقطه نظر توسعه جایگاه و نام برند دارای اهمیت بسیار زیادی است. وقتی مخاطب علاقه بیشتری به محتوای بازاریابی ما داشته باشد، انگیزه اش برای خرید بیشتر خواهد شد. این امر ما را به سوی چرخه حیات بازاریابی هدایت خواهد کرد. در این چرخه چهار مرحله اساسی تعریف می شد. در مرحله نخست ما باید دامنه مشخصی از مخاطب هدف را جذب کنیم. این امر شامل ترغیب آنها به سوی مشاهده محتوای کمپین مان خواهد بود. در مرجله بعد باید سطح ارتباط مان با آنها عمیق تر شود. این امر فرصت مناسبی برای تاثیرگذاری بر روی آنها فراهم می کند. در مرحله سوم تبدیل مخاطب به سفیر برند اهمیت دارد. در نهایت نیز باید مخاطبی که اکنون سفیر برندمان است، بدل به مشتری شود. در صورت پیگیری این چرخه به صورت اصولی امکان دستیابی به موفقیت در حوزه بازاریابی فراهم خواهد شد.

براساس گزارش موسسه اِورگیج اکنون 62درصد از بازاریاب ها در سراسر جهان از رایج ترین شیوه شخصی سازی محتوا استفاده می کنند. این شیوه براساس دسته بندی مخاطب به گروه های مختلف و شخصی سازی محتوا براساس نیاز هر گروه صورت می گیرد. نکته جالب اینکه از میان تمام بازاریاب های موجود در جهان فقط 32درصد نسبت به تاثیرگذاری حقیقی فرآیند شخصی سازی محتوا در بازاریابی محتوایی ابزار امیدواری می کنند.

معنای گفتارهای فوق اهمیت حوزه شخصی سازی محتوا در دهه آینده است. به عنوان یک برند جویای نام و بازاریابی مستعد باید ویژگی های دهه آینده را به خوبی بشناسیم. نخستین گام در این راستا توجه به اهمیت شخصی سازی محتوا خواهد بود.

 

واقعیت مجازی، واقعیت افزوده و محتوای تعاملی

در طول سال های اخیر فناوری واقعیت افزوده و مجازی توسعه بسیار زیادی یافته اند. متاسفانه هنوز هم بسیاری از افراد نسبت به تفاوت میان واقعیت مجازی و افزوده اطلاع کافی ندارند. اصطلاح واقعیت مجازی مربوط به فناوری نمایش دنیایی کاملا جدید و مجازی به مخاطب است. در این دنیا هیچ المان واقعی از محیط اطراف به نمایش گذاشته نمی شود. مفهوم واقعیت افزوده اما اندکی متفاوت است. بر این اساس واقعیت افزوده به شرایط نمایش دنیای واقعی از طریق دوربین و افزودن برخی المان های مجازی بدان اشاره دارد.

با توجه به تعریف فوق، بسیاری از ما در زندگی روزمره استفاده بسیار زیادی از واقعیت افزوده می کنیم. این امر به خوبی در مورد فیلترهای مختلف قابل مشاهده است. اسنپ چت و اینستاگرام بزرگترین پلتفرم های فعال در زمینه ارائه خدمات مبتنی بر واقعیت افزوده هستند. فیلترهای مختلف این دو شبکه اجتماهی به خوبی گواه این امر است.

نکته جالب در مورد اسنپ چت معرفی برخی از بازی های جذاب بر پایه فناوری واقعیت افزوده است. به این ترتیب امکان بازی با امکانات گسترده فناوری واقعیت افزوده برای کاربران وجود دارد.

فناوری واقعیت مجازی بیشتر در مورد فروش هدست های مختلف نمایان می شود. امروزه هر هدست واقعیت مجازی بین 300 تا 600 دلار قیمت دارد. استفاده وسیع از این هدست ها در پخش فیلم، تجربه بازی منحصر به فرد و بازدید مجازی از اماکن مختلف موجب توجه هرچه بیشتر برندها به تولید و استفاده از آنها شده است. امروزه بسیاری از تبلیغات در شبکه های اجتماعی همراه با نسخه ویژه هدست های واقعیت مجازی ساخته می شود.

 

افزایش اهمیت فرمت تصویر در شبکه های اجتماعی

امروزه کاربران در فضای اینترنت بیش از هر چیز به محتوای تصویری توجه دارند. انگار عصر محتوای متنی دیگر به انتها رسیده است، بنابراین باید به دنبال حوزه های تازه برای جلب نظر مخاطب به محتوای بازاریابی مان باشیم. توسعه اینستاگرام و اسنپ چت به خوبی براساس این ایده قابل توضیح خواهد بود. از نقطه نظر بازاریابی محتوایی اغلب برندها باید به صورت تصویرسازی برای کمپین های شان بروند. امروزه دیگر تولید محتوای متنی برای برندها فایده ای نخواهد داشت.

براساس پژوهش موسسه تحقیقاتی Pew بر روی افراد بزرگسال در ایالات متحده 69درصد از آنها یوتیوب را بهترین پلتفرم اجتماعی قلمداد کردند. دلیل این امر اختصاص یوتیوب به محتوای ویدئویی است. این امر به خوبی اهمیت فرمت های بصری در دنیای امروزه را روشن می سازد. پس از یوتیوب ما با فیس بوک مواجه می شویم. این پلتفرم تقریبا امکان بارگذاری هر نوع محتوایی را به کاربران می دهد. در جایگاه سوم نیز اینستاگرام حضور دارد. اگرچه میزان محبوبیت اینستاگرام از نظر مقدار کاربران فعال هنوز هم به پای فیس بوک نمی رسد، ما فرآیند رشد سریع این پلتفرم به زودی آن را بدل به بزرگترین شبکه اجتماعی دنیا خواهد کرد.

نتیجه این بحث برای بازاریاب ها ضرورت توجه به شبکه های اجتماعی و فرمت تصویری است. اگر ما همچنان به شیوه های قدیمی مان پایبند باشیم، هیچ گاه امکان دستیابی به موفقیت وجود نخواهد داشت. دنیای بازاریابی محتوایی در حال تغییر است، ما نیز برای بهره گیری مناسب از تغییرات پیش رو باید با آنها انطباق یابیم. اشتباه بسیاری از بازاریاب ها تلاش برای مقاومت در برابر این جریان است. به این ترتیب در عمل مشکلات زیادی برای آنها پدید می آید.

 

الگوی سنتی داستان سرایی

داستان سرایی همیشه تاثیر مهمی بر روی سرنوشت بازاریابی برندها داشته است. بسیای از برندها در طول دهه های اخیر به دلیل ناتوانی در زمینه داستان سرایی مناسب عرصه رقابت را به دیگران واگذار کرده اند. بی تردید همه ما مشتاق شنیدن داستان های جذاب هستیم. این امر موجب خلق داستان های مختلف در طول تاریخ شده است. استفاده بازاریابی از این نکته شامل طراحی داستان های جذاب و در عین حال کوتاه برای جلب نظر مشتریان است. کوتاهی داستان در اینجا اهمیت زیادی دارد. اگر داستان ما بیش از اندازه طولانی باشد، امکان جلب نظر مخاطب از بین می رود.

خوشبختانه امروزه اغلب بازاریاب های محتوایی به اهمیت داستان کوتاه پی برده اند. در این زمینه خلاقیت بازاریاب ها اهمیت بسیار زیادی دارد. بی تردید الهام گیری از ایده های دیگران امر مناسبی است، با این حال تلاش برای کپی بدون تغییر آن ایده ها ما را با مشکل مواجه خواهد کرد. نخستین چالش در این میان بحث کپی رایت خواهد بود. هیچ برندی اجازه استفاده غیرمجاز داستان خود را به دیگران نمی دهد. در وهله دوم، واکنش مخاطب را نیز باید مدنظر داشت. بی تردید مخاطب نسبت به مشاهده محتوایی کاملا کپی شده واکنش چندان مناسبی نشان نخواهد داد.

یکی از بهترین شیوه ها برای یادگیری مهارت های داستان سرایی در حوزه بازاریابی مشاهده نحوه عملکرد دیگران است. به این ترتیب ما شانس بالایی برای تقلید اصولی از آنها خواهیم داشت.

 

اهمیت فناوری جست وجوی صوتی 

تا سال 2020 چیزی باقی نمانده است. براساس پیش بینی اغلب کارشناس های حوزه فناوری در دهه آینده دیگر جایی برای جست وجوی متنی باقی نخواهد ماند. تا آن زمان اغلب کاربران از جست وجوی صوتی و تصویری برای دسترسی به محتوای مدنظرشان استفاده خواهند کرد. البته این فرآیند به محض ورود به سال 2020 شروع نخواهد شد. براساس اظهرنظر ماری میکر، کارشناس ارشد فناوری های دیجیتال، تا چهار سال آینده وضعیت جست وجوی صوتی در برابر الگوی متنی به حالت 50-50 خواهد رسید. از آن پس به تدریج کفه ترازو به سود جست وجوی صوتی تغییر خواهد کرد. به همین خاطر باید پیش نیازهای این حوزه را به خوبی رعایت کنیم. در غیر این صورت با چالش های زیادی در عرصه بازاریابی محتوایی مواجه خواهیم شد. دلیل این امر اتکای شمار بالایی از کاربران به شیوه راحت تر جست وجوی صوتی و تصویری است. وقتی با بیان چند کلمه امکان دستیابی به محتوای مورنظرمان وجود داشته باشد، دیگر نیازی به تحمل زحمت تایپ کلیدواژه ها نخواهد بود.

نکته مهم در اینجا پایداری شیوه های مدیریت سئو و استفاده از کلیدواژه هاست. شاید تایپ متن از بین برود، اما کلیدواژه ها در قالب الگوهای بیانی پابرجا خواهد ماند.

به عنوان بازاریاب محتوایی انکار اهمیت الگوی جست وجوی صوتی وجود ندارد. به همین خاطر ما باید برنامه ای عملی برای هماهنگی هرچه بیشتر با این حوزه داشته باشیم. سازگاری با این فناوری نوین نیازمند اطلاع از آخرین شیوه های مدیریت سئو و کاربرد کلیدواژه های اساسی خواهد بود.

 

نقش هوش مصنوعی و روبات های چت در مکالمات بازاریابی

یکی دیگر از فناوری های مهم در حوزه بازاریابی هوش مصنوعی نام دارد. در طول سال های اخیر مطالعات بسیار زیادی در این زمینه صورت گرفته است. در دهه آینده ما شاهد کاربرد عملی و هرچه وسیع تر این فناوری خواهیم بود. اگرچه اکنون نخستین جرقه های استفاده از هوش مصنوعی در حوزه بازاریابی محتوایی مشاهده می شود، اما سطح توانایی این فناوری بسیار بیشتر اینهاست. براساس پژوهش های صورت گرفته از سوی موسسه هاروارد بیزینس در دهه آینده روبات های چت به صورت کاملا واقع گرایانه فرصت مکالمه رو در رو با مخاطب را خواهند داشت. به این ترتیب پرسش ها و نظرات کاربران در کوتاه ترین زمان ممکن پاسخ داده می شود. وقتی از کوتاه ترین زمان ممکن صحبت می کنیم، منظور ما بازه زمانی چند ثانیه ای است. دیگر خبری از انتظار طولانی برای دریافت پاسخ پرسش ها و نظرات مان در حوزه بازاریابی نخواهد بود.

امروزه تشخیص گفت وگو با روبات ها در دنیای شبکه های اجتماعی بسیار ساده است. ترکیب فناوری هوش مصنوعی و یادگیری ماشینی به بهبود کیفیت عملکرد روبات ها کمک شایانی خواهد کرد. بر این اساس روبات های چت توانایی بررسی دامنه وسیعی از محتوا در زمانی اندک را خواهند داشت.

 

اهمیت طراحی استراتژی یکپارچه در شبکه های اجتماعی

امروزه اغلب برندها در شبکه های اجتماعی فعالیت گسترده ای دارند. وقتی از شبکه های اجتماعی صحبت می کنیم، منظورمان یک یا دو پلتفرم خاص نیست. اکنون شمار بالایی از شبکه های اجتماعی در سطح جهانی مشغول به کار هستند. همین امر طراحی استراتژی یکپارچه برای فعالیت بازاریابی محتوایی را ضروری می سازد. در کنار شبکه های اجتماعی نقش اساسی وبلاگ ها را نیز باید مدنظر داشت. به راستی شما چگونه از انتقال یکسان اهداف و صدای برندتان در شبکه های اجتماعی اطمینان حاصل می کنید؟ اغلب برندها در پاسخ به این پرسش دچار مشکلات عمده می شوند. به همین خاطر توجه ویژه به آن ضروری خواهد بود.

یکی از نکات مهم در زمینه بارگذاری مطلب در شبکه های اجتماعی آگاهی از زمان مناسب برای بارگذاری محتواست. نکته بعدی پیرامون انتخاب پلتفرم هدف است. در وهله پایانی نیز باید محتوای یکپارچه مان را مطابق با ویژگی های هر پلتفرم شخصی سازی کنیم. نکات مورد بحث در اینجا در دهه آینده اهمیت بسیار بیشتری خواهد داشت. به عنوان یک برند مستعد پیشرفت ما باید نکات متعددی را مدنظر داشته باشیم. یکی از این نکات نحوه فعالیت ما در شبکه های اجتماعی است. توجه به فرآیند فوق نقش مهمی در تضمین موفقیت برند ما خواهد داشت.

 

افزایش سطح همکاری برندها

یکی از تصورات سنتی از عرصه بازاریابی تضاد میان منافع برندهای مختلف است. خوشبختانه دهه آینده این تصور غلط را برای همیشه به دست فراموشی خواهد سپرد. به این ترتیب فضا برای فعالیت برندها مساعدتر خواهد شد. وقتی برندها با یکدیگر همکاری داشته باشند، فرصت بیشتری برای کسب موفقیت مشترک فراهم خواهد شد. بسیاری از برندها در این زمینه با مشکلات جدی مواجه هستند. آنها هنوز هم سایر برندها را به عنوان دشمن یا دست کم رقیب شان تلقی می کنند. این نوع نگاه به سایر برندها همیشه موجب نوعی انسداد در فضای همکاری مشترک می شود.

نکته مهم در اینجا اهمیت همکاری میان برندهاست. بی تردید همه برندها محدودیت های مالی و موقعیتی خاص خود را دارند. اهمیت همکاری میان برندها در ایجاد فضای مناسب برای گفت وگو، تبادل اطلاعات و کسب نتایج بهتر است. علاوه بر این، همکاری میان دو برند موجب تبادل مخاطب و مشتری نیز خواهد شد. به این ترتیب فرآیند همکاری میان برندها در عمل نوعی بازی برد برد خواهد بود.

یکی از شیوه های جذاب برای همکاری میان برندها تمرکز بر روی تولید محتوای مشترک است. به این ترتیب ما توانایی تاثیرگذاری بهینه ای بر روی مخاطب خواهیم یافت. وقتی در توضیحات یک محتوای بازاریابی نام دو یا چند برند درج شود، به طور خودکار اعتبار آن افزایش چشمگیری خواهد یافت. یکی از نمونه های موفق همکاری میان برندها مربوط به نشنال جئوگرافیک و کشور نیوزیلند است. این امر موجب توسعه بهینه برند هر دو طرف شد. به علاوه این فرآیند در زمینه جذب گردشگر نیز برای کشور نیوزیلند با موفقیت بسیار زیادی پایان یافت.

 

ایجاد اهداف و صدای برند به گونه ای معتبر

تکنیک های سنتی بازاریابی برای مدت زمان بسیار زیادی در حوزه بازاریابی وجود داشته است. همه ما با مشاهده سلبریتی های مختلف در صفحه تلویزیون و بیلبوردهای شلوغ در خیابان ها بزرگ شده ایم. متاسفانه هنوز هم بقایای این شیوه در دنیای بازاریابی وجود دارد. از نظر من ایجاد یک برند جذاب با اهداف و صدای معتبر با کاربری تکنیک های قدیمی کاملا در تضاد است. در اینجا ما نیازمند خلاقیت بیشتر برای یافتن راهکارهای کاربردی تر هستیم. 

مزیت اصلی بازاریاب ها در زمینه طراحی کمپین محتوایی حضور در دل کار است. هیچ کس به اندازه بازاریاب ها در این زمینه موفق عمل نمی کند. به نظر من بهترین منتقد کمپین های بازاریابی محتوایی خود بازاریاب ها خواهند بود، بنابراین با ارزیابی انتقادی از وضعیت کمپین های فعلی و وضعیت برند امکان دستیابی به ایده های تازه فراهم خواهد شد. مشکل اصلی بسیاری از برندها در این زمینه بی حوصلگی در زمینه تامل انتقادی نسبت به خودشان است.

امروزه هر کس در حال فروش یک محصول مشخص است. کلید موفقیت در چنین وضعیتی استفاده از شیوه های متفاوت برای جلب نظر مشتریان است. فرآیند برندسازی و انتخاب اهداف و صدای خلاقانه نقش انکارناپذیری در این زمینه بازی می کند.

بی تردید حوزه بازاریابی محتوایی در دهه آتی اهمیت فزاینده ای خواهد یافت. این نکته با یک بررسی ساده از وضعیت کنونی عرصه بازاریابی نیز به خوبی قابل مشاهده است. موفقیت ما در دهه آینده به طور انکارناپذیری در پیوند با توانایی مان برای پیش بینی ترندها و استفاده مناسب از آنها خواهد بود. این مقاله درآمدی مناسب نسبت به برترین ترندهای پیش رو در دهه آینده محسوب می شود، با این حال به هیچ وجه پایان راه نیست.

منبع: فرصت امروز

 

بازاریابی مناسبتی یکی از الگوهای جالب و هیجان‌انگیز در زمینه جلب نظر مشتریان محسوب می‌شود. بسیاری از برندها در مناسبت‌های مهم بیشتری سودشان را کسب می‌کنند. به همین خاطر اغلب این بازه های زمانی اهمیت تجاری زیادی دارد. در اغلب کشورهای جهان کریسمس یکی از مناسبت‌های بسیار مهم محسوب می‌شود. برندهای مهم در اروپا و آمریکای شمالی همیشه برنامه ویژه ای برای این مناسبت دارند. شاید عجیب باشد، اما از همین ماه سپتامبر بسیاری از برندها در تلاش برای تدوین برنامه بازاریابی مناسبتی شان هستند. نکته مهم درخصوص بازاریابی مناسبتی امکان جلب نظر مشتریان به دو صورت آنلاین و آفلاین است.

مهم ترین کلید موفقیت در بازاریابی مناسبتی اطمینان از استفاده درست از تکنیک ها، الگوها و محتوای مطابق با سلیقه مشتریان است. اگر شما برای مناسبت‌های پیش رو اندکی اضطراب دارید، در اینجا به بررسی برخی از مهم ترین نکات کلیدی در این زمینه خواهیم پرداخت.

 

یافتن مکان‌های نه‌چندان کلیشه ای

مناسبت‌های بزرگ همیشه زمان اوج مسافرت ها محسوب می‌شود، بنابراین شانس برندها برای ملاقات مشتریان هدف شان در مکان‌های غیرمنتظره بسیار بالا خواهد بود. به طور معمول در چنین روزهایی مردم مورد هجوم و بمباران تبلیغات مختلف قرار می‌گیرند. توصیه من در این بخش تلاش برای حضور در محیط‌های نه‌چندان کلیشه ای است. به این ترتیب شانس ما برای مواجهه با دامنه هرچه وسیع‌تری از مشتریان افزایش خواهد یافت.

 

یکی از برندهای موفق در زمینه طراحی کمپین بازاریابی مناسبتی DTC نام دارد. این برند در سال گذشته بیلبوردهای بسیار زیادی در مترو نیویورک اجاره کرد. این امر باهدف جشن گرفتن سالگرد تاسیس برند موردنظر طراحی شده بود. نکته مهم درخصوص کمپین برند DTC انتخاب بازه زمانی جالب و مکان خلاقانه برای کمپین بود. ما اغلب عادت به مشاهده تبلیغات مناسبتی در کریسمس یا سایر مناسبت‌های سال نو در دیگر نقاط جهان داریم، با این حال برند DTC با پایبندی به ارزش‌های اصلی‌اش برنامه مرکزی خود برای بازاریابی مناسبتی را به گونه ای متفاوت طراحی کرد.

از زمانی که تبلیغات برند DTC در دنیای آنلاین توسعه یافت، بسیاری از مخاطب‌ها بدان روی خوش‌نشان دادند. این امر موجب ترغیب بازاریاب‌های این برند به توسعه کمپین شان در دنیای آنلاین شد. به این ترتیب پس از مدتی کوتاه کمپین سالگرد تاسیس برند DTC در شبکه‌های اجتماعی نیز بدل به ترندی داغ شد. مزیت استفاده از شبکه‌های اجتماعی امکان جلب نظر دامنه هرچه وسیع‌تری از مخاطب‌هاست. نکته جالب اینکه هزینه مدیریت کمپین بازاریابی در پلتفرم های اجتماعی به مراتب کمتر از حوزه آفلاین است. صادقانه بگویم، امروزه مشتریان علاقه بیشتری به مشاهده تبلیغات و کمپین های بازاریابی به صورت آنلاین دارند. به همین خاطر درآمد تبلیغاتی برندهایی نظیر فیس بوک و گوگل در طول یک دهه اخیر به شدت افزایش داشته است.

 

راه اندازی فروش ویژه و تخفیف های گسترده

بی تردید به هنگام یک مناسبت مهم انگیزه مشتریان برای خرید بیشتر می‌شود. در سال نو اغلب مردم در تکاپو برای خرید لباس یا تغییر وسایل منزل هستند. به همین خاطر فعالیت برندها اوج می گیرد. وقتی پای افزایش فروش در میان باشد، به طور طبیعی بحث تبلیغات و بازاریابی نیز مطرح خواهد شد. فرآیند تبلیغ و بازاریابی در مناسبت‌های مهم از زمان حضور مشتریان در فروشگاه فیزیکی یا آنلاین شروع می‌شود. نکته مهم اینکه چنین فرآیندی تا زمان خرید قطعی مشتریان ادامه خواهد داشت. در این میان دو عامل نقش مهمی را بازی می کند: نخست طرح های فروش ویژه و دوم تخفیف های گسترده. شاید به عنوان یک بازاریاب تازه کار دو مفهوم قبل را یکسان فرض کنید، با این حال در حقیقت این بار کاملا متفاوت است. فروش ویژه به طور معمول شامل تخفیف در قیمت نهایی نمی‌شود. به این ترتیب برندها امکانات گسترده و اضافی برای مشتریان تدارک می بینند.

به عنوان مثال، در صورت خرید یخچال برند سامسونگ در کریسمس از گارانتی بیشتر و خدمات پشتیبانی ویژه برخوردار می شویم. در مورد تخفیف های گسترده، همانطور که از نام اش پیداست، برند موردنظر اقدام به کاهش سطح قیمت محصولاتش باهدف ترغیب مشتریان به خرید می کند. یکی از مناسبت‌های ابداعی جالب در این زمینه جمعه سیاه (Black Friday) است. در این روز تقریبا تمام خرده فروشی ها و برندها محصولات شان را همراه با تخفیف های گسترده عرضه می‌کنند. این امر موجب ترغیب انگیزه مشتریان به خرید محصولات می‌شود. نکته مهم در اینجا جبران تخفیف ارائه شده در سود نهایی ناشی از فروش تعداد بالای محصولات است.

 

طراحی صفحات ویژه سایت

وقتی یک مناسبت مهم از راه می رسد، همراه با تغییر حال و هوای جامعه باید تحولی در برند ما نیز نمایان شود. وظیفه اصلی برندها در این بازه های زمانی نمایش اهمیت مناسب موردنظر از دیدگاه فرهنگ سازمانی اش است. امروزه اغلب برندها سایت رسمی دارند. به علاوه، حضور در شبکه‌های اجتماعی نیز بدل به امری رایج شده است. به همین خاطر ایجاد حال و هوای دارای تناسب با مناسب موردنظر در دنیای آنلاین ضروری خواهد بود. اغلب برندها در دنیای واقعی اقدامات مناسبی انجام می دهند، با این حال در عمل حوزه آنلاین را فراموش می‌کنند.

یکی از اقدامات مفید برندها در زمینه توسعه کمپین های بازاریابی شان مربوط به جمع آوری اطلاعات مشتریان شان است. به این ترتیب با فرا رسیدن مناسب موردنظر برقراری تماس با آنها ساده خواهد شد. محتوای اصلی پیام برندها برای مشتریان دعوت به بازدید از سایت رسمی یا طرح های ویژه فروش است. با همین تکنیک های ساده امکان افزایش فروش برندمان در مناسبت‌های مهم وجود دارد.

 

ارزیابی میزان موفقیت

وقتی از برگزاری کمپین های مناسبتی حرف می زنیم، عدم توجه به ارزیابی نهایی وضعیت کمپین امکان ناپذیر است. پس از پایان هر کمپین بازاریابی ماموریت اصلی برندها بهبود شناخت شان از مشتریان است. رفتار مشتریان در طول زمان تغییرات زیادی به خود می بیند. به همین خاطر باید همیشه انتظار اتفاقات تازه را داشته باشیم. هرچه توانایی برند ما در زمینه کسب اطلاعات دقیق تر و تحلیل کاربردی تر نتایج کمپین بیشتر باشد، شانس مان برای کسب موفقیت بیشتر در کمپین های بعدی افزایش خواهد یافت.

شاید مشتریان در یک مناسبت با مشاهده کمپین ما همان زمان اقدام به خرید نکنند، با این حال نام برند ما در ذهن آنها باقی خواهد ماند. البته این امر بستگی به موفقیت هر برند در زمینه تولید محتوای هیجان‌انگیز دارد. هدف من از طرح این بحث اشاره به نتیجه بخشی برخی از کمپین ها در بلندمدت است. به این ترتیب نباید در ابتدای راه عجله داشت.

بی شک بازاریابی مناسبتی جای کار و خلاقیت زیادی دارد. یکی از مزیت های اصلی طراحی کمپین مناسبتی امکان ترغیب مخاطب هدف برای پیشنهاد محصولات برندمان به دوستان و آشنایان است. این امر یکی از تاثیرگذارترین الگوهای بازاریابی را به ارمغان می آورد. به طور معمول افراد اعتماد بسیار بیشتری به نظرات دوستان و اعضای خانواده دارند. به همین خاطر به عنوان یک برند باید در پی جلب حمایت مشتریان تازه از طریق دوستان شان باشیم. به بیانی ساده، در اینجا ما از مشتریان فعلی به عنوان سفیر بازاریابی برندمان استفاده خواهیم کرد.

برای دستیابی به شکوفایی اقتصادی به معنای واقعی کلمه می‌باید ضروریات و اقتضائات این مهم مهیا شود که یکی از آن‌ها به توسعه تجارت معطوف می‌شود و این امر خطیر نیز به خودی خود نیازمند تبلیغات هوشمندانه و هدفمند است.

به گزارش چاپ و نشر به نقل از باشگاه خبرنگاران جوان، کشور ایران در طول چهل سال اخیر به موفقیت‌های بسیاری در عرصه‌های گوناگون نائل شده، اما این توفیقات در حوزه اقتصادی آنچنان که باید ملموس به نظر نمی‌رسد.

البته قضاوت در این خصوص نباید سفید یا سیاه باشد ؛ به هر ترتیب در حال حاضر و با توجه به اینکه کشور در جنگ اقتصادی به سر می‌بَرَد می‌باید از هیچ تلاشی برای عبور از فشار‌ها و تنگنا‌های اقتصادی (ضمن حفظ منافع ملی در تمامی ابعاد) دریغ نکرد.

یکی از ضروریات تحقق این امر به توسعه و افزایش میزان تجارت و بازرگانی معطوف می‌شود که پیش از این در قالب گزارشی با محتوای ظرفیت‌های تجاری ایران با کشور‌های همسایه به گذاره‌هایی از آن اشاره شد.

اما فاکتور و وجه مشترک توسعه تجارت در تمامی ابعاد و با هر کشوری در کره زمین، بازاریابی مناسب و معقولانه است.

بازاریابی نیز ابعاد مختلف و گوناگونی دارد که مهمترین آن به تبلیغات هدفمند معطوف می‌شود، به واقع بواسطه تبلیغات مناسب می‌توان مشتری مناسب و دائمی را برای کالا‌ها و محصولات داخلیِ بومی فراهم ساخت.

اساسا زمانی می‌توان مدعی حمایت از کالای ایرانی یا تولید ملی بود که تولیدات داخلی بصورت مناسبی عرضه و فروخته شود، در غیر اینصورت با تولید فلان کالا و انبار کردن آن نمی‌توان به دستاورد چندانی در حوزه اقتصادی نائل شد.

متاسفانه در سالیان و دهه‌های گذشته در زمینه بازاریابی شاهد کوتاهی‌های بسیاری بوده ایم و غفلت از این امر مهم باعث شده تا تولیدکنندگان داخلی و در نهایت کُلیَت اقتصاد کشور متضرر شود.

این در شرایطی است که بسیاری از محصولات ایرانی از حیث کیفیت در تراز قابل قبولی قرار دارد و حتی فراتر از آن نمونه‌های مشابه خارجی نیز برتر است، اینکه متاسفانه یک ذهنیت و تفکر غلط این تصور را ملکه ذهن بسیاری از آحاد جامعه ساخته که لزوما تولیدات خارجی از هر جهت برتر از محصولات داخلی هستند خود حدیث مفصلی است که در آینده و در قالب گزارشی مجزا و تفصیلی به آن پرداخته خواهد شد، اما اینکه عرضه و فروش محصولات ایرانی در بازار‌های بین المللی سخت و دشوار است نیز صرفا به مبحث تحریم‌ها خلاصه نمی‌شود و بخش اعظم این نارسایی‌ها را باید در غفلت‌هایی جستجو کرد که عمر آن به درازای چندین دهه می‌رسد.

اساسا برای تولید هر کالا و محصولی باید به ذائقه و نیاز بازار توجه کرد و در صورت کم توجهی به این مولفه، به اصطلاح عوامانه کالای تولیدی در انبار‌ها و یا در محل دپوی کالا‌های تولید شده کارخانجات باد می‌کند.

با بازاریابی هوشمندانه می‌توان به شناخت دقیقی از نیاز و ذائقه بازار نائل شد و حتی فراتر از آن می‌توان کالا و محصول تولید شده را به عنوان نیاز مشتری در ذهن و افکار عمومی القاء کرد.

فارغ از این واقعیت که قیمت محصول و کیفیت آن، رمز اصلی موفقیت تمامی تولیدات برای فروش و عرضه در بازار محسوب می‌شود شناخت فرهنگ هر جامعه میزان، جمعیت آن و ضریب نیاز آن جامعه به فلان کالا یا محصول نیز امر مهمی است که می‌تواند تسهیل کننده ضریب فروش و توسعه تجارت و بازارگانی محسوب می‌شود.

اساسا کشوری همچون چین که از آن به عنوان برترین اقتصاد جهان یاد می‌شود و اصلی‌ترین رقیب ایالات متحده در جهان در حوزه اقتصادی به شمار می‌رود با تکیه بر همین قاعده (بازاریابی هوشمندانه) موفق به تسخیر بسیاری از بازار‌های بین المللی در اقصی نقاط جهان (اعم از کشور‌های توسعه یافته و در حال توسعه) شده است.

در میان تولیدات ایرانی، کم نیستند محصولاتی که از حیث کیفیت سرآمد جهان هستند، اما به دلیل ناآشنایی یا کم توجهی به تکنیک‌های بازاریابی در انزوا قرار گرفته اند و بدتر آنکه بعضا کشور‌های دیگر در حجمی عظیم آن‌ها را از ایران خریداری می‌کنند و با پیاده سازی تغییراتی جزئی همچون بسته بندی شکیل، آن را به چندین برابر قیمت باز توزیع می‌کنند.

 

آنچنان که عنوان شد، تبلیغات مناسب به مثابه ستون فقرات و منسجم‌ترین اهرم برای بازاریابی به شمار می‌رود.

با نیم نگاهی به بازار تبلیغات جهان در عرصه‌های بین المللی شاهد خواهیم بود کمپانی‌های بزرگ و نام آور جهان، علی رغم اینکه عنوان برند را با خود یدک می‌کشند نیز همچنان از تبلیغات غفلت نمی‌کنند.

با تکیه بر تبلیغات می‌توان در مشتری احساس نیاز بوجود آورد و بعضا این نیاز می‌تواند نیازی کاذب به شمار رود، اما در نهایت مشتری را مجاب به خرید آن کالا یا محصول تولیدی می‌کند.

یکی از پایه‌های اصلی ترویج روحیه مصرف گرایی بر تبلیغات استوار است و اگرچه اصل و اساس این روحیه و رویه برای اقتصادی که در صدد توسعه و پویایی است مذموم به شمار می‌رود، اما با تبلیغات هدفمند می‌توان از این فرصت در بازار‌های خارجی به بهترین نحو ممکن استفاده کرد.

 

تبلیغات هوشمندانه عرصه را برای عرضه اندام کالا‌های خارجی در داخل کشور تنگ می‌کند

محمد حسن نیایش یکی از عرضه کنندگان پوشاک در غرب استان تهران در گفتگو با خبرنگار گروه اقتصادی باشگاه خبرنگاران جوان، در تشریح ضرورت تبلیغات و نقش آن در معرفی تولیدات داخلی به جامعه مصرف کننده داخلی اظهار کرد:در حال حاضر بخش قابل توجهی از مردم گمان می‌کنند که البسه خارجی از حیث کیفی از محصولات و تولیدات داخلی مطلوب‌تر است در صورتی که بسیاری از تولیدات داخلی به نسبت محصولات خارجی از کیفیت مطلوب تری برخوردار هستند تا جایی که برای فروش و عرضه آن، تولیدکنندگان به زدن بر چسب‌های خارجی روی می‌آورند.

وی افزود: جای تاسف بسیاری است که تولیدات مرغوب داخلی ما برای فروش ناچار به زدن برچسب‌های درغین خارجی شود تا به واسطه آن ضریب فروش آن در بازار تسهیل شود.

نیایش گفت:به اعتقاد بنده در صورت ارائه تبلیغات مناسب و آگاهی بخشی حرفه‌ای می‌توان این ذهینت غلط و مذموم را در اذهان و افکار عمومی اصلاح کرد.

این عرضه کننده پوشاک در غرب استان تهران بیان کرد:اهمیت تبلیغات آنچنان مهم و برجسته است که امروزه در جهان از آن به عنوان یک علم و تخصص یاد می‌شود، اما برخی در ایران گمان می‌کنند تبلیغات صرفا به اجاره فلان تابلوی تبلیغاتی در شهر یا چاپ و پخش تراکت خلاصه می‌شود که البته ضمن تایید و تاکید بر اهمیت این روش‌های تبلیغی باید عنوان کرد تبلیغات امتزاجی از ظرافت، هنر گرافیک و حتی روانشناسی، ترکیب بندی رنگ ها، نورپردازی و... می‌باشد.

(ناگفته نماند که تشریح و واکاوی تمامی ابعاد یک بازاریابی مناسب و معقولانه در قالب یک گزارش نمی‌گنجد و به همین جهت عمده تکیه و محوریت این گزارش در حوزه بازاریابی بر موضوع تبلیغات معطوف شده است)

 

تبلیغات غیر واقعی، اعتماد عمومی را خدشه دار می‌کند

در این میان نباید این واقعیت را از نظر دور داشت که زمانی تبلیغات، منشاء اثر خیر و حاوی دستاورد‌های سازنده خواهد بود که عنصر صداقت در آن لحاظ شود، در غیر اینصورت طرح موضوعات غیر واقعی در خصوص کالا‌های تولید داخلی، جامعه هدف آن محصول را بدبین می‌سازد و اعتماد عمومی جامعه به عنوان ارزنده‌ترین سرمایه اجتماعی را نابود خواهد ساخت.

این واقعیت به وفور در بسیاری از شبکه‌های ماهواره‌ای دیده و مشاهده می‌شود که با ارائه تبلیغات غیر واقعی صرفا در صدد فروش محصول هستند، اما در نهایت رضایت مشتری یا متقاضی و سفارش دهنده جلب نمی‌شود و ذهنیت مخاطب در خصوص کلیت تبلیغات در چنین فضا‌هایی مخدوش و مغشوش می‌شود.

فلذا می‌طلبد ضمن تلاش برای ارتقای کیفیت کالا، در راستای معرفی و آگاهی بخشی آن نیز تلاش فزاینده‌ای اِعمال شود و نکته مهم بعدی ناظر بر این واقعیت است که می‌باید شعاع گسترده جغرافیایی تبلیغات افزایش یابد و با نگاه بر افق‌های دور دست در صدد جلب مشتری در بازار‌های بین المللی بود.

 

طراوت و پویایی سفارتخانه‌های خارجی امری مهم در بازاریابی به شمار می‌رود

یکی دیگر از ضروریات حصول موفقیت در بازریابی بین المللی به حضور فعالانه، پویا و با طراوت سفارتخانه‌ها دراین مقوله باز می‌گردد.

در شرایطی که اصلی‌ترین نیاز فعلی کشور به توسعه و شکوفایی اقتصادی و به تبع آن افزایش ضریب تجارت و بازرگانی با کشور‌های خارجی معطوف می‌شود، انتخاب افرادی که در زمینه اقتصادی متخصص و کارشناس باشند و به ابعاد این امر آشنا و آگاه، امری ضروری به شمار می‌رود.

به واقع صرفا سیاسی بودن یک فرد در انتخاب وی به عنوان سفیر مکفی به نظر نمی‌رسد و می‌باید آشنایی این افراد و گروه‌ها به اقتصاد و توانمندی آن‌ها در بازار یابی نیز مورد توجه قرار گیرد.

طرح این موضوع به این معنا نیست که برای گزینش سفرا صرفا از افرادی که در دایره و قالب بازاریابی کارآمد هستند توجه شود، اما می‌توان با انتخاب افرادی که به انتخاب مشاوران اقتصادی زبده دقت نظر دارند این نیاز را تامین کرد و قطعا در چنین شرایطی شاهد گُشایش‌های بسیاری در صحنه اقتصادی کشور در دو بخش داخلی و خارجی خواهیم بود.

اکنون هوش مصنوعی دیگر فناوری متعلق به آینده نیست. با پیشرفت های چشمگیر در این حوزه تقریبا تمام برندها در حال استفاده از مزیت های هوش مصنوعی در حوزه کسب و کار هستند. یکی از بخش های مهم کسب و کار که تحت تاثیر هوش مصنوعی قرار دارد، بازاریابی دیجیتال است. نکته جالب در این میان عدم تفاوت معنایی میان برندهای بزرگ و کوچک فعال در حوزه بازاریابی است. به این ترتیب تمام آنها به یک صورت از فناوری هوش مصنوعی تاثیر پذیرفته اند.

ابزارهای مبتنی بر هوش مصنوعی رواج بسیار زیادی در میان بازاریاب ها دارد. مزیت اصلی این نوع ابزارهای افزایش سرعت جمع آوری داده و خودکارسازی فرآیند تحلیل آنهاست. به این ترتیب زمان زیادی برای بازاریاب ها ذخیره می شود.

 

پیوند بازاریابی دیجیتال و هوش مصنوعی

بازاریاب های دیجیتال در طول چند سال گذشته تلاش زیادی برای استفاده از فناوری هوش مصنوعی در زمینه برنامه ریزی کمپین ها و تصمیم گیری پیرامون آینده حوزه بازاریابی داشته اند. اغلب آنها فناوری هوش مصنوعی را در زمینه افزایش تاثیرگذاری کمپین های شان سودمند یافته اند. نکته مهم در اینجا کاهش زحمات نیروی انسانی با ورود هوش مصنوعی است. وقتی بسیاری از کارهای موجود به صورت خودکار انجام شود، دیگر خبری از اتلاف وقت نخواهد بود. به این ترتیب بازاریاب ها فرصت پرداختن به امور دیگر را پیدا می کنند. نسل جدید هوش مصنوعی فرصت گردآوری داده و تحلیل آن در حوزه های تخصصی را دارد. این امر با اتکار بر فرآیند یادگیری ماشینی بدون نیاز به تعریف بانک اطلاعاتی گسترده شکل می گیرد. مفهوم یادگیری ماشینی در عمل به معنای ارتقای خودکار کیفیت عملکرد سیستم های بازاریابی مبتنی بر هوش مصنوعی در طول زمان است. اکنون سیستم های بازاریابی هوشمند درست مانند یک انسان رفتار می کنند، بنابراین هرچه حضور آنها در عرصه بازاریابی بیشتر باشد، امکان تاثیرگذاری شان نیز افزایش می یابد.

بدون شک وقتی پای فناوری تازه ای در حوزه کسب و کار به میان می آید، بسیاری از برندها به دنبال تاثیر آن بر کاهش هزینه های جاری خود نیز خواهند بود. در این زمینه فناوری هوش مصنوعی حرف های زیادی برای گفتن دارد. براساس مطالعه ما در موسسه فوربس شرکت هایی که به تازگی از فناوری هوش مصنوعی برای طراحی استراتژی بازاریابی شان استفاده کرده اند، 37درصد کاهش در هزینه ها و 39درصد افزایش سود خالص را تجربه کرده اند. پیش بینی ها از افزایش این میزان گاهی هزینه و افزایش درآمد تا پایان سال 2020 دارد، بنابراین روز به روز به طرفدارهای فناوری هوش مصنوعی در عرصه بازاریابی افزوده خواهد شد.

 

کاربرد هوش مصنوعی در زمینه شناخت دقیق مشتریان

فهم دقیق مشتریان همیشه یکی از چالش های اصلی برندها و به ویژه بازاریاب ها محسوب می شود. در دنیای امروزه سلیقه و نیازهای مشتریان به سرعت تغییر می کند، بنابراین اگر اندکی از جریان روزمره کسب و کار فاصله بگیریم، به سرعت با مشتریان-مان بیگانه خواهیم شد. درست به همین خاطر اغلب برندها در تلاش برای نزدیکی هرچه بیشتر به مشتریان هستند. در این میان جمع آوری اطلاعات پیرامون مشتریان اهمیت زیادی دارد. با این کار ما از تازه ترین تغییرات در زمینه سلیقه و نیاز آنها به سرعت آگاه خواهیم شد. چالش اصلی در اینجا دشواری فرآیند گردآوری اطلاعات پیرامون مشتریان است. به این ترتیب در عمل بسیاری از برندها به جامعه آماری اندک اکتفا می کنند. برخی دیگر نیز با صرف هزینه های نسبتا گزاف اقدام به همکاری با آژانس های بازاریابی و تبلیغات خواهند کرد. بدون تردید همه برندها بودجه و توان لازم برای همکاری با آژانس های تبلیغاتی معتبر را ندارند. به همین خاطر در عمل گره بازنشدنی در مسیر فعالیت آنها قرار خواهد گرفت.

خبر خوش برای برندها ورود فناوری هوش مصنوعی به مرحله اجرایی است. تا همین چند سال پیش اغلب کارشناس ها به طور مداوم به تکرار «تعلق آینده کسب و کار به هوش مصنوعی» اشاره می کردند. این آینده بسیار دور و دراز به نظر می رسد. همچنین امکان استفاده عملی از هوش مصنوعی نیز وجود نداشت. اکنون شرایط به طور کلی فرق کرده است. با بهره برداری از هوش مصنوعی در مرحله اجرا تمام پیش بینی کارشناس ها به تحقق پیوسته است.

نسل جدید هوش مصنوعی بیشتر به یک پلتفرم یکپارچه در زمینه تحلیل وضعیت بازار، سلیقه مشتریان و در نهایت کمک به برندها برای شناخت بهتر مشتریان می ماند. این امر صرفه جویی بسیار زیادی در وقت و هزینه برندها به همراه خواهد داشت. اگر تا پیش از این بخش بازاریابی برندها نیازمند بودجه کلان داشت، اکنون دیگر با هر بودجه اندکی امکان توسعه آن وجود خواهد داشت.

پرسش های اصلی برندها به هنگام طراحی کمپین بازاریابی دیجیتال معطوف به چگونگی یافتن مخاطف هدف، شیوه مناسب تعامل با آنها، نحوه ارسال محتوا و در نهایت جلب رضایت و ترغیب آنها برای خرید بیشتر است. اگر قصد بررسی دقیق این حوزه را داشته باشیم، امکان ادامه موضوعات تا بی نهایت وجود دارد. درست به همین خاطر اغلب تیم های بازاریابی از مدت ها قبل اقدام به جمع آوری اطلاعات کاربردی می کنند. رمز موفقیت برندها در عرصه بازاریابی دیجیتال استفاده بهینه از هوش مصنوعی است. پیش از این به مزیت افزایش سرعت گردآوری و تحلیل داده اشاره کردم. در اینجا باید به ایراد اصلی در مسیر موفقیت برندها اشاره کرد. متاسفانه بسیاری از برندها در عمل توان استفاده مناسب از هوش مصنوعی را ندارند. بخشی از این مشکل ریشه در کمبود اطلاعات و دانش آنهاست. این امر اهمیت بسیار زیادی دارد. گردآوری و تحلیل داده ها تنها مزیت هوش مصنوعی نیست. امروزه برای جلب نظر مخاطب هدف باید برنامه ای دقیق به منظور شخصی سازی محتوای مان برای آنها داشته باشیم. بی تردید سلیقه مشتریان هدف ما با یکدیگر تفاوت های عمده دارد. به این ترتیب ارائه محتوایی یکسان به آنها موجب ناتوانی در زمینه جلب نظرشان خواهد شد. برندهای موفق همیشه به مهارت افزایی در زمینه شخصی سازی محتوا توجه ویژه دارند. تا پیش از این فرآیند شخصی سازی محتوا به طور کامل از سوی بازاریاب ها ساماندهی می شد. تاثیر هوش مصنوعی و پلتفرم های بهره مند از آن بر روی شخصی سازی محتوا انکارناپذیر است. در اینجا نیز ساماندهی خودکار امور به کمک برندها می آید.

امروزه بازاریاب های دیجیتال مسیر دشوارتری برای موفقیت پیش رو دارند. دلیل این امر توسعه سریع هوش مصنوعی و امکان دسترسی به آن با پرداخت هزینه اندک، در مقایسه با شیوه های سنتی، است. پلتفرم های هوش مصنوعی با تحلیل هوشمند داده ها موفق به شناخت سلیقه منحصر به فرد هر گروه از مشتریان می شود. به این ترتیب ما امکان ساماندهی بهینه برنامه برندمان را خواهیم داشت.

براساس مطالعه ای از سوی فورستر و آلبرت، دو پژوهشگر مطرح در زمینه بازاریابی دیجیتال، اکنون فقط 26درصد از بازاریاب ها نسبت به استفاده از پلتفرم های هوش مصنوعی برای توسعه کیفی کارشان توجه نشان می دهند. به این ترتیب 74درصد دیگر بازاریاب ها همچنان از شیوه های سنتی استفاده می کنند. این امر تاثیر عمیقی بر روی سرنوشت حوزه بازاریابی دارد. به عنوان یک بازاریاب همین حالا باید شروع به استفاده از پلتفرم های هوش مصنوعی کنید. مزیت اصلی این اقدام جلو افتادن از سایر رقبا خواهد بود. وقتی همه بازاریاب ها مشغول استفاده از شیوه های سنتی هستند، جهت گیری ما به سوی شیوه های نوین مزیتی رقابتی پدید خواهد آورد.

 

هوش مصنوعی در کدام بخش های بازاریابی دیجیتال تاثیر اصلی دارد؟

بی شک تاثیر هوش مصنوعی در حوزه کسب و کار و به ویژه بازاریابی دیجیتال بسیار زیاد است، با این حال در یک تحلیل کلی مهم ترین حوزه های تاثیرگذاری این فناوری به شرح ذیل است:

مدیریت داده های مشتریان

تحلیل رفتار مشتریان و تجربه خرید آنها

تحلیل های آینده نگرانه در مورد مشتریان و وضعیت بازار

تحلیل ترندهای موجود و برنامه ریزی برای طراحی کمپین ها

خودکارسازی فرآیندهای بازاریابی

توسعه بازاریابی محتوایی به صورت شخصی سازی شده

توسعه هرچه سریع تر فناوری جست وجوی صوتی

بهبود وضعیت تاثیرگذاری تبلیغات

افزایش ترافیک ارگانیک سایت برندها با مدیریت خودکار سئو

 

براساس آمار رسمی انجمن بازاریابی ایالات متحده میزان سرمایه گذاری برندها بر روی حوزه هوش مصنوعی تا سال 2023 به رقم خیره کننده 21 میلیارد دلار خواهد رسید. نتیجه منطقی این امر افزایش سرعت جهت گیری برندها به سوی استفاده هرچه بیشتر از فناوری هوش مصنوعی است. در نتیجه اگر ما به دنبال ایجاد مزیتی برای برندمان در این حوزه هستیم، باید زودتر از سایر رقبا دست به کار شویم. در غیر این صورت رقابت در این عرصه برای ما بسیار دشوار خواهد شد. اشتباه بسیاری از برندها انتظار برای آزمون و خطای برندهای دیگر در حوزه فناوری های نوین و سپس ورود به آن عرصه هاست. نتیجه این امر شکست و ناکامی برندهای تازه وارد خواهد بود. وقتی یک شرکت پس از گذشت چند سال مهارت کافی در زمینه فناوری تازه (در اینجا هوش مصنوعی) پیدا می کند، بالطبع صاحب اعتبار نیز خواهد بود. در چنین شرایطی رقابت با این برندها بدل به چالشی دشوار خواهد شد.