امروزه کسب و کارهای متوسط و بزرگ، که مجبور به رقابت در محیط به شدت متلاطم و غیرقابل پیش بینی هستند، نمی توانند بدون فراگیری و پیاده سازی اصول و مهارت های حرفه ای کسب و کار، به بقای بلندمدت خود امیدوار باشند. پایه های علمی و به کار بستن عملی آنها، راز موفقیت در بازار مملو از رقیب است.

به گزارش چاپ ونشر به نقل از فرصت امروز، این موضوع، فقط دغدغه کسب و کارهای بزرگ و متوسط نظیر خودروسازها، خرده فروشی ها و یا ابرشرکت های کامپیوتری نیست بلکه حتی به موضوع اصلی کسب وکارهای کوچک و خانگی نیز تبدیل شده است زیرا آنها هم دریافته اند که به میزانی که قدرت رقبا و تعداد آنها در حال رشد و تکثیر است، بر تعداد مشتریان اضافه نمی شود. پس لازم است تمهیداتی اندیشید تا اگر نمی توان بر تعداد مشتریان اضافه کرد، حداقل، آنها را برای خود حفظ کرد. به همین خاطر است که این روزها به راحتی می توان این تغییر را در بیشتر رستوران ها، میوه فروشی ها و حتی با کمی اغراق، در میان فالگیران و گل فروشان خیابانی هم مشاهده کرد. در این مطلب، به بازاریابی به سبک نانوایی پرداخته می شود تا ببینیم که چگونه در یک نانوایی هم، می توان مبانی بازاریابی و حتی اصول پیشرفته جذب مشتری را اجرا کرد.

همانگونه که می دانیم، محصول یا همان Product، می تواند کالا (Goods) یا خدمت (Service) باشد. مثلاً برای بانک، تعمیرگاه یا دانشگاه، محصول، همان خدمتی است که به افراد ارائه می گردد و برای یک فروشگاه قطعات خودرو، محصول، کالایی است که عرضه می شود، اما در کسب وکار نانوایی، محصول هم می تواند کالا باشد و هم خدمت. متاسفانه در بسیاری از نانوایی هایی که می بینیم (به نمایندگی از دیگر کسب و کارهای کوچک)، کماکان روش های سنتی و ارتباط یک طرفه و مونولوگی حاکم است و خبری از تعامل، مشتری مداری و بازارگرمی و بازاریابی نیست. آنها فکر می کنند که مشتری را با دادن کالای مورد نیازش، راضی به خانه می فرستند اما آنهایی که باهوش ترند به خوبی دریافته اند که علاوه بر عرضه نان، کیفیت خدمات ارائه شده است که می تواند مشتری را خشنود کرده و مجددا به نانوایی آنها برگرداند (و نه برای نانوایی که برای همه کسب و کارها چنین است). می خواهیم ببینیم که در یک نانوایی نسل جدید و دیالوگ محور، چگونه فراگیری اصول علمی و حرفه ای بازاریابی و فروش، می تواند تاثیرات قابل توجهی در افزایش رضایتمندی مشتری و البته درآمدزایی آن داشته باشد.

 

ابتدا با خدمات شروع می کنیم. تجارت، جنگ است و جنگ امروز، جنگ خدمات و ارزش افزوده است و نه کالا (البته نه برای همه جوامع!). هر فرد یا کسب و کاری که خدمات بهتری ارائه دهد، به احتمال زیاد، سهم بیشتری از بازار را برای خود خواهد داشت. نانوایی های امروزی، می توانند طیف متنوعی از خدمات را به مشتریان ارائه دهند.

 

کالا

در بحث فروش و راهکارهای افزایش آن، اصول و ترفندهای زیادی وجود دارد که از میان آنها، به راحتی می توان به دو تکنیک مهم و حرفه ای در نانوایی اشاره کرد: Cross Sell و Up Sell.

کراس سلینگ به معنای فروش مکمل یا به عبارتی بهتر، فروش محصولات جانبی در کنار محصول اصلی است. برای افزایش فروش خود، نباید یک کالا را به تنهایی فروخت بلکه محصولات یا خدمات جانبی مرتبط با محصول اصلی را نیز می توان ارائه داد. مثلا اگر قرار است که به مشتری خود، لپ تاپ بفروشید، فقط آن را نفروشید. در اینجاست که باید هنر فروشندگی خود را نشان دهید. بهتر است پیشنهادهای بیشتری را در اختیار مشتری قرار دهید. می توانید به او بگویید که همراه با لپ تاپ، یک موس خوب و یا آنتی ویروس مناسب نیز تهیه کند. این همان کاری است که صاحبان نانوایی به خوبی انجام می دهند. آنها به مشتریان شان می گویند که نان ساده می خواهید یا با کنجد؟ در واقع، در کنار کالای اصلی که همان نان سنگک است، کالای جانبی کنجد را نیز می فروشند. اگر قیمت نان ساده، 1500 تومان است، حال با کمی کنجد، آن را 2000 تومان به فروش می رسانند. به این ترتیب، هم رضایت مشتری بیشتر می شود و هم نانوایی با فروش مقدار ناچیزی کنجد به مبلغ500 تومان! درآمد خود را افزایش می دهد. از دیگر موارد کراس سلینگ، فروش نان دورو کنجد، نان با زیره و یا نان سبوس دار و همچنین فروش نایلون است. مطمئناً فروش همین اقلام جانبی است که می تواند درآمد بیشتری نصیب صاحبان خود کند، اما نباید انصاف را نیز از نظر دور داشت و نایلونی که شاید دانه ای 50 تومان بیشتر خریداری نشده است، به قیمت 500 تومان و یا بیشتر، فروخت.

آپ سلینگ یا «بیش فروشی»، تکنیکی است که در آن، فروشنده سعی می کند با ترغیب مشتری و تحریک احساسات او، به لایه های پنهان نیاز وی دست یافته و با ارائه آفرها و پیشنهادات بهتر، خریدار را اقناع کرده و کالایی گران تر را به او معرفی کند. به عنوان مثال، اگر خریداری به شما مراجعه کرد و قصد داشت که لپ تاپی با آپشن و امکانات متوسط با قیمتی در حدود 3 میلیون تومان خرید کند، آیا سریعاً درخواست او را نهایی می کنید؟ فروشندگان حرفه ای در این زمان، می توانند پیشنهادهای بهتری به مشتری بدهند، درست مثل این جمله آشنا؛ «انتخاب بسیار خوبی کرده اید اما به نظر من، اگر یک میلیون تومان بیشتر هزینه کنید، می توانید لپ تاپی با قدرت و سرعت و ماندگاری بیشتری داشته باشید.» این تکنیک، برای فروش کالاهای دیگر نظیر خودرو، خانه و وسایل مصرفی نیز کاربرد فراوانی دارد.

فروشندگان بی تفاوت و کم تجربه، به دنبال گرفتن سفارش از مشتری اند (Order taker) در حالی که فروشندگان باتجربه و متبحر، به دنبال ایجاد سفارش در آنها هستند (Order maker) و این تفاوتِ تعیین کننده ای است که موفقیت یا شکست یک کسب وکار را رقم می زنند، اما آپ سلینگ در نانوایی چه کاربردی دارد؟ یکی از مصادیق این تکنیک، فروش نان بزرگتر به جای نان کوچک تر است. در اینجا، کالای گران تر به جای ارزان تر پیشنهاد می شود.

 

خدمت

همانطورکه اشاره شد، ارائه خدمات مطلوب، در کنار کالای باکیفیت و مرغوب، می تواند ضامن موفقیت فروش بیشتر باشد، اما به جرأت می توان گفت که شاید سرویس دهی و خدمات مناسب، تاثیر بیشتری از ارائه خود کالا داشته باشد. صاحبان کسب و کار، مدیران بازاریابی و سرپرستان فروش، رقابت را در رضایت مشتری از خدمات دهی خود می دانند و تلاش می کنند تا جنگ رقابت را در لایه های خدمت به سود خود پایان دهند و نه در سطح کالا. در تصویر 1-1، لایه ها و سطوح یک محصول نشان داده شده است.

ابتدایی ترین سطح محصول، لایه اول یا همان سطح فنی یا هسته ای است. این لایه، به وظیفه کارکردی و ماهیت اصلی محصول اشاره دارد. به طور مثال، اگر شما فروشنده یا بازاریاب تلویزیون هستید، لایه اول محصول شما، بار فنی و وظیفه اصلی تلویزیون که همان «نمایش» است می باشد، بنابراین شما نمی توانید در این سطح باقی بمانید و به مشتریان خود بگویید «تلویزیون ما، می تواند فیلم نمایش بدهد!»چون این، حداقل کاری است که کالای شما باید انجام بدهد و نمی توانید توقع داشته باشید که به خاطر این امکان، مشتریان، کالای شما را بخرند. این سطح، در واقع ماهیت ذاتی و علت وجودی محصول شماست و بدون آن، اصلاً محصولی وجود ندارد.

لایه دوم مربوط به ویژگی ها و مختصات کالای شماست. در این سطح مواردی همچون بسته بندی، ابعاد و اندازه، قیمت، نام تجاری و ... مطرح می شود. مثلاً در بازاریابی خود می توانید بگویید که تلویزیون شما، در طرح ها، سایزها و قیمت های متفاوتی عرضه می شود. هرچند این آپشن ها، ممکن است کمک قابل توجهی به افزایش فروش شما بکند، اما کافی نیست، به خصوص اینکه، دیگر تولیدکنندگان و رقبای شما در این صنعت نیز ممکن است همین آپشن ها و شاید هم بیشتر از شما به مشتریان ارائه دهند، اما مهمترین سطح محصول، لایه سوم یا سطح جانبی است که امروزه، اهمیت فراوانی پیدا کرده است. این لایه عمدتا به خدمات ارائه شده می پردازد و می تواند شامل مواردی نظیر؛ خدمات (قبل، حین و پس از فروش)، تضمین و گارانتی محصول، زمان تحویل، اقلام تبلیغاتی، امکانات آسایشی مشتری و ... باشد. در این منطقه است که رقابت به اوج خود می رسد.

با این تفاسیر، چه خدماتی می تواند در یک نانوایی به مشتریان ارائه شود؟ و آیا لازم است که به همه مشتریان، یک یا چند خدمت مشابه ارائه داد؟ یکی از اصول مهم بازاریابی، اصل «شخصی سازی خدمت» است. این اصل به ما گوشزد می کند که نباید به تمام افراد، به یک چشم نگاه کرد. بعضی اوقات، زیبایی در تفاوت هاست. درست است که برخی خدمات، جنبه عمومی و همگانی دارد، اما همه خدمات به این شکل نیستند و لازم است تا متناسب با شرایط هر مشتری و اقتضائات محیطی او رفتار کرد. مسلماً نمی توان خدمتی را که به یک مشتری جوان یا پولدار ارائه داده ایم به یک مشتری مسن و یا کم درآمد هم ارائه دهیم.

در نانوایی مورد بررسی ما هم داستان به همین گونه است. شاید یکی از معمول ترین و جدیدترین خدمات، امکان استفاده از دستگاه کارت خوان در پیشخوان نانوایی باشد. این خدمت، که کاملاً جنبه همگانی دارد، تاثیر زیادی در افزایش رضایتمندی مشتری ایجاد کرده است. دستگاه نوبت دهی نیز خدمت دیگری است که می تواند رضایت مشتریان و جلوگیری از ازدحام آنها در محل نانوایی را به دنبال داشته باشد. تنوع نان نیز خدمت دیگری است که پای مشتریان بیشتری را به نانوایی مورد نظر ما باز خواهد کرد. (مانند نانوایی های All in One که نان های مختلف سنگک، بربری، تافتون و ... را در یک محل به مشتری ارائه می دهند). صحبت گرم و احوالپرسی با مشتری، مبلمان و صندلی مناسب، سیستم تهویه مطبوع هوا، فعالیت شبانه روزی یا24 ساعته و ...، از دیگرخدمات عمومی یک نانوایی است که می تواند موقعیت آن را تثبیت و ارتقا دهد.

اما برخی از خدمات نیز می تواند جنبه اختصاصی و شخصی داشته باشد. مثلاً ممکن است یک نانوایی با توجه به موقعیت مکانی خود، تشخیص داده باشد که اکثر مشتریانش، خانم های خانه دار هستند. اینجاست که صاحب نانوایی می تواند در کنار پیشخوان مغازه، قفسه ای از محصولات آشپزی مانند زعفران، گیاهان دارویی، عرقیجات و حتی کتاب های آشپزی و وسایل استحمام قرار دهد و یا اینکه اگر به این نتیجه رسید که اکثریت مشتریان نانوایی، قشر جوان و یا تحصیلکرده است، می تواند قفسه ای از کتاب های متنوع را به عنوان یک خدمت، برای استفاده از وقت، در محل مناسب تعبیه کند.

برخی نانوایی ها نیز متوجه شده اند که بیشتر مشتریان آنها را خانواده های شاغلی تشکیل می دهد که زمان زیادی برای بیرون آمدن و تهیه نان در اختیار ندارند. پس خدمت یگانه ای که این نانوایی های هوشیار می توانند به مشتریان خود ارائه بدهند، ارسال نان تازه و گرم با پیک به منازل آنهاست. به همین ترتیب، استفاده از تلویزیون در نانوایی برای مشتریانی که برنامه خاصی را دنبال می کنند، استقرار سیستم وای فای برای نسل جوان تر، نان بِرشته و پخت سفارشی (مثل تغییر شکل نان بربری از کشیده به دایره) برای آنهایی که ذائقه متفاوتی دارند و ...، می تواند خدمات دیگری باشد که یک نانوایی با برنامه، برای مشتریان هدف خود در نظر گرفته است. فقط کافی است که به زمان، سلیقه و سبک زندگی افراد، آگاه بوده و آن را مدیریت کرد.

نتیجه گیری- اصول بازاریابی و تکنیک های علمی و آکادمیک قرار نیست که فقط و فقط توسط شرکت ها و کسب و کارهای بزرگ و متوسط به کارگیری شود. در مثال نانوایی، به خوبی دریافتیم که یک کسب و کار محلی و حتی خانگی در سطح نانوایی معمولی نیز می تواند با فراگیری (دانش) و پیاده سازی (هنر و مهارت) مبانی علمی کسب و کار، گام های بسیار بزرگی در جهت تثبیت و رشد موقعیت خود در بازار و کسب درآمد بیشتر از طریق ایجاد ارزش افزوده در محصول بردارد. مردم برخلاف گذشته، توقعات شان افزایش یافته و حق انتخاب های زیادی یافته اند و بازار نیز مملو از رقبای آماده و فرصت طلب شده است که در صورت کوتاهی و لغزش شما، به سختی تنبیه تان می کند. بنابراین در این زمان، معمولی عمل کردن و بی تفاوت بودن به خواسته های متنوع مشتریان، آثار زیانباری خواهد داشت و به همین دلیل می طلبد که منحصر به فرد بوده و از جماعت همرنگ و غیرخلاق، فاصله گرفت.

از طرفی، یاد گرفتیم که در کنار محصول، می توان خدمات متفاوتی نیز ارائه داد که علاوه بر ایجاد ارزش افزوده و درآمدزایی بیشتر، رضایت مصرف کننده را هم در پی داشته باشد و نکته آخر هم اینکه، هیچ گاه، یک خدمت را نباید به همه مشتریان به یک شکل عرضه کرد. هر شخص، یک خدمت و این همان اصل مهم شخصی سازی خدمت است.

این مبحث را با این سوال به پایان می برم؛ آیا در کسب و کارهای دیگر نیز نمی توان الگوی نانوایی را پیاده و توسعه داد؟

 

امروزه، هر شرکتی بایستی تولیدات خود را تبلیغ کند تا به مشتریان در مورد این محصولات اطلاعاتی ارائه کند، فروش خود را افزایش دهد، ارزش بازار کسب کند و در صنعت نام و شهرت به دست آورد. تکنیک های تبلیغاتی خلاق، ابزار ارتباطی ای هستند که یک شرکت یا کسب و کارهای دیگر برای جلب توجه، درگیر کردن اذهان، ایجاد احساسات و تغییر درک عمومی به کار می گیرد. هر کسب وکاری هزینه های گزافی را برای تبلیغ محصولات یا تولیدات خود خرج می کند، اما تنها زمانی این هزینه به موفقیت منجر می شود که بهترین تکنیک های تبلیغات برای تبلیغ محصول استفاده شود.

به گزارش چاپ ونشر به نقل از فرصت امروز بسیاری از تولیدکنندگان و یا ارائه دهندگان محصولات و خدمات، با استفاده از تکنیک های تبلیغاتی رایج و اثبات شده، احتمال بازگشت سرمایه تبلیغاتی خود را افزایش می دهند. تکنیک های تبلیغاتی رایج در انتقال پیام تبلیغاتی برای موفقیت و ماندگاری بیشتر محصول در ذهن مخاطب مورد استفاده قرار می گیرند، بنابراین در اینجا به تکنیک های تبلیغاتی رایج که بیشتر توسط تبلیغات کنندگان برای به دست آوردن نتیجه مطلوب مورداستفاده قرار می گیرد می پردازیم.

تکنیک های تبلیغاتی با کمک دو عامل انجام می گیرد - نیازهای مشتریان و عامل ترس. رایج ترین درخواست ها تحت تأثیر نیاز عبارتند از:

نیاز برای چیزی جدید

نیاز برای پذیرفته شدن

نیاز برای نادیده گرفته نشدن

نیاز برای تغییر چیزهای کهنه و قدیمی

نیاز امنیت

نیاز برای جذاب بودن و . . . ،

رایج ترین درخواست های تحت تأثیر ترس عبارتند از:

ترس از تصادف

ترس از مرگ

ترس از طرد شدن

ترس از بیمار شدن

ترس از پیر شدن و . . ..

 

تبلیغات تشویقی

این یکی از تکنیک های تبلیغاتی شامل دادن نمونه ای رایگان از محصول به مشتریان است. این محصولات در نمایشگاه ها، رویدادهای تبلیغاتی و کمپین تبلیغاتی برای جلب توجه مشتریان ارائه می شود.

 

تبلیغات دسته ای

این نوع از تبلیغات شامل قانع کردن مشتریان برای ملحق شدن به گروهی از افراد است که محصول را خریده اند و برنده هستند. برای مثال، تبلیغات جدید شامپو پانتن که در آن می گوید: «150 میلیون نفر از زنان به پانتن اعتماد دارند، شما چطور؟»

 

واقعیت ها و آمار

در این تکنیک تبلیغاتی، تبلیغ کنندگان از ارقام، شواهد و نمونه های واقعی استفاده می کنند تا کیفیت محصولات خود را نشان دهند. برای مثال، تمیزکننده سطوح Lizol 99.99درصد از جرم ها را تمیز می کند و یا 70درصد از دندان پزشکان دنیا Colgate را توصیه می کنند.

 

تبلیغات ناتمام

این یکی از تکنیک های تبلیغاتی است که در آن تبلیغات کنندگان با کلمات بازی می کنند و ادعا می کنند که محصول آنها بهتر کار می کند یا تأثیر بهتری دارد، اما هیچ وقت نمی گویند که تا چه اندازه بهتر از شرکت یا کسب وکار رقیب است.

 

واژه های چندمعنایی

در این تکنیک تبلیغاتی، تبلیغ کنندگان نمی گویند که بهتر از دیگران هستند و انکار هم نمی کنند. برای مثال، محلول ریزش موی سان سیلک ریزش را کم می کند. این تبلیغات نمی گوید که این محلول ریزش مو را متوقف می کند.

 

تأیید کردن

استفاده از افراد مشهور و سلبریتی ها نیز یکی دیگر از تکنیک های تبلیغاتی موثر به شمار می رود. تبلیغ کنندگان از افراد مشهور برای تبلیغ محصولات شان استفاده می کنند. افراد مشهور و یا ستاره ها این محصول را از طریق بازگو کردن تجربیات خودشان از استفاده از آن محصول تأیید می کنند. اخیراً یک گالری جواهرات از سوپراستار معروف آمیتاب باچان و همسرش برای تبلیغ محصولات شان استفاده کردند. تبلیغ نشان می داد که چگونه آمیتاب همسرش را با خرید از این برند تحت تأثیر قرار داده است.

 

تحسین و تمجید مشتریان

یکی از تکنیک های تبلیغاتی که در آن تبلیغ کنندگان از جمله ای اساسی و اصلی استفاده می کنند که در آن از مصرف کنندگانی که محصولات آنها را خریداری می کنند تعریف و تمجید می کنند. برای مثال، Revloon این طور می گوید «چون شما ارزش این را دارید.»

 

خانواده ایده آل و بچه های ایده آل

تبلیغ کنندگان با استفاده از این تکنیک تبلیغاتی نشان می دهند که خانواده هایی که از محصولات آنها استفاده می کنند شاد، خوشحال و خوش شانس هستند. تبلیغات همواره یک خانه مرتب با دکوراسیون خوب دارد و بچه های مؤدب و خانواده یک خانواده ساده و دوست داشتنی هستند. برای مثال، تبلیغات صابون Dettol تمام افراد خانواده را نشان می دهد که از این صابون استفاده می کنند و درنتیجه از میکروب ها و ویروس ها در امان هستند. آنها در مقایسه با سایر افرادی که از این صابون استفاده نکرده اند، یک خط رنگی از فلورسنت را که کل بدن هر یک از اعضای خانواده می پوشاند، نشان می دهد.

 

تبلیغات میهن پرستانه

این تبلیغات نشان می دهد که افراد می توانند با مصرف کالاها و خدمات کشور خودشان از آن حمایت کنند. برای مثال، برخی از کالاها با هم یک اتحادیه تشکیل دادند و در تبلیغات شان ادعا کرده اند که هر کس یکی از این محصولات را بخرد به یک بچه برای رفتن به مدرسه کمک می کند.

 

پرسش (نظرسنجی) از مشتریان

یکی از تکنیک های تبلیغاتی که تبلیغ کنندگان از آن برای پرسیدن سؤال از مصرف کنندگان استفاده می کنند تا عکس العمل (پاسخ) مصرف کنندگان به محصولات شان را ببینند. برای مثال، تبلیغات Amway دائما سؤالاتی از این قبیل می پرسد: چه کسی این تعداد مزرعه ارگانیک در طبیعت دارد؟ چه کسی این قدرت را به شما می دهد که در سن 70 سالگی بتوانید از پله ها بالا بروید؟ چه کسی به بچه ها کمک می کند تا با تغذیه مناسب رشد کنند؟ آیا کسی هست که به تمام سؤال ها گوش دهد؟ و درنهایت پاسخ می آید: «Amway: ما گوش می کنیم.»

 

رشوه، از رایج ترین تکنیک های تبلیغاتی

این تکنیک، به اصطلاح، رشوه دادن به مشتریان است که اگر کسی از محصولات شان خرید کند چیزی اضافه را به عنوان رشوه به آنها می دهد، این کار با جملاتی مانند «یک تی شرت بخر و یکی رایگان ببر» و یا «دو سال عضو باشگاه شو و در تمامی خدمات 20درصد تخفیف بگیر» انجام می شود.

 

تبلیغات جایگزین

این تکنیک توسط شرکت هایی انجام می شود که نمی توانند محصولات شان را به طور مستقیم تبلیغ کنند. تبلیغ کنندگان از تبلیغات غیرمستقیم برای تبلیغ محصولات آنها استفاده می کنند و به این وسیله مصرف کنندگان در مورد محصولات آنها اطلاعاتی به دست می آورند. بزرگ ترین مثال از این تکنیک تبلیغات نوشیدنی هاست. این تبلیغات هرگز فردی را نشان نمی دهد که در حال نوشیدن چیزی است و به جای آن کسانی را نشان می دهد که در حال خوردن آب معدنی و یا آب گازدار هستند.

اینها مهم ترین تکنیک های تبلیغاتی هستند که تبلیغ کنندگان برای تبلیغات کالاها از آنها بهره می گیرند. تکنیک های تبلیغاتی متفاوت دیگری هم برای تبلیغات آنلاین استفاده می شود، از جمله تبلیغات بنری که در آن یک بنر تبلیغاتی در صفحه اینترنتی گذاشته می شود،

 

تبلیغات نمادین

استفاده از نمادها، تشبیه و استعاره یکی از خلاقانه ترین تکنیک های تبلیغاتی است. در تشبیه، دو چیز را به هم مانند و با استفاده از ابزارهای همانند سازی میان آنها ارتباط برقرار می کنیم. مثلا به سفیدی برف، به نرمی پَر و. در استعاره دو چیز را بی واسطه به هم مرتبط می کنیم، مثلا آرامش برای بیمه و برای استفاده از تکنیک های تبلیغات نمادین دست شما بسیار باز است و می توانید محصول خود را به چیزی تشبیه و ویژگی های برجسته و وجه تمایز آن را مورد تاکید قرار دهید.

 

1. کودکان ایده آل

کودکانی که در تبلیغات حضور دارند کمی بزرگ تر و یا تا حدی ایده آل تر از مخاطبین تبلیغات هستند. آنها درواقع الگوهایی برای کودکان مورد خطاب تبلیغات هستند و تبلیغ کنندگان می خواهند کودکانی که آنها را می بینند بخواهند شبیه آنها شوند. برای مثال تبلیغاتی که برای کودکان هشت ساله درست می شود از یک کودک 11 یا 12 ساله استفاده می کند که در حال بازی کردن با اسباب بازی یک کودک هشت ساله است.

 

2. اسباب بازی شگفت آور

در تبلیغات اسباب بازی بسیاری از آنها اسباب بازی ها را در حال انجام کارهایی در دنیای واقعی نشان می دهد. مثلاً هواپیماها پرواز می کنند، ماشین ها در خیابان حرکت می کنند، عروسک ها گریه می کنند و موشک ها به گوریل ها شلیک می کنند. اگر در واقعیت هم این اسباب بازی ها این کارها را می کردند خیلی خوب می شد.

 

3. موسیقی های خوشایند

موسیقی و سایر صداها به هیجان تبلیغات می افزاید. این به تبلیغ کنندگان کمک می کند تا فضای دلخواه شان را تنظیم کنند.

 

4. قدرت ستاره ها

قهرمانان ورزشی، ستارگان سینما و ... به کودکان ما می گویند که چه چیزهایی بخورند، چه چیزهایی بپوشند و کودکان به حرف های آنها گوش می کنند ولی نمی دانند که به این ستاره یا قهرمان برای این تبلیغات پول های زیادی پرداخت شده است.

 

5. شادی و سرگرمی خانوادگی

«این وسیله ای است که همه اعضای خانواده می توانند با هم انجام دهند!» و یا «این چیزی است که مادر از خریدن آن برای شما بسیار خوشحال می شود!» بسیاری از تبلیغات سرگرم بودن والدین به همراه کودکان را نشان می دهد به این معنا که این اسباب بازی به دورهم بودن خانواده هم کمک می کند.

 

 

 

با از سرگیری تحریم‌ها و شرایط حاکم بر کشور از نظر اقتصادی، برخی از فعالان و کارشناسان معتقد هستند که کسب و کارهای نوپا و مجازی شرایط سختی پیش رو دارند و با مشکلات بیشتری دست به گریبان خواهند بود و حتی امکان ریزش، ادغام و کاهش رشد کسب و کارهای مجازی وجود دارد.

 به گزارش چاپ ونشر به نقل از اقتصادآنلاین، در پی اخباری که از این حوزه کسب و کار در کشور می‌رسد  به سراغ فعالان و کارشناسان این حوزه رفته ایم و ضمن بیان مشکلات از زبان آنان این سؤال را نیز پرسیده شده است که برای برون رفت از این شرایط و کاهش آسیب‌پذیری استارتاپ‌ها چه باید کرد؟

فضای امیدبخش استارتاپ‌ها در کشور

مهدی فقیهی دبیر ستاد توسعه فناوری اطلاعات، ارتباطات و فضای مجازی معاونت علمی و فناوری ریاست جمهوری  گفت: درست است که گفته می‌شود استارتاپ‌ها شرایط سختی در پیش رو دارند و بیشتر کسب و کارهای مجازی نگران آینده وضعیت شغلی خود هستند ولی معتقدم که به آن شدتی که گفته می‌شود این اتفاق نخواهد افتاد، چرا که با فضای توسعه‌ای که در کسب و کارهای نوپا در کشور ایجاد شده است، برخلاف بسیاری از بخش‌ها بسیار امیدبخش است. کسب و کارهای نوپا در جاهایی از بازار ورود می‌کنند که بکر و برای تولید کسب و کار مؤثر و خوب است. بنابراین خیلی تحت تأثیر شرایط اقتصادی موجود قرار نخواهند گرفت.

فقیهی با بیان اینکه هرچقدر رو به جلو حرکت می‌کنیم شاهد تحولات بیشتری در حوزه کسب و کارهای نوپا هستیم، افزود: حتی اکنون سرمایه گذارهای داخلی نیز برای سرمایه‌گذاری در این عرصه بیشتر از قبل رغبت نشان می‌دهند و این اتفاق، نوید خوبی برای آینده می‌دهد. اکنون دیگر کسب و کارهای نوپا به بلوغی رسیده‌اند که سرمایه گذارهای داخلی نیز در این حوزه ورود و خلأها را جبران می‌کنند.

وی پرداخت‌ها و خریدهای خارجی را در شرایط کنونی برای استارتاپ‌ها دشوار عنوان کرد و گفت: مشکل پرداخت‌ها نیز فقط مختص به استارتاپ‌ها نیست، بلکه تمام بخش‌های صنعت و کسب کارهای موجود در کشور را شامل می‌شود ولی باز می‌گویم اثرات منفی تحریم‌ها در حوزه کسب و کارهای نوپا کمتر از کسب و کارهای سنتی است.

وی در ادامه به بحث تثبیت نرخ ارز نیز اشاره کرد و گفت: اگر نرخ ارز در داخل کشور ثبات پیدا کند استارتاپ‌ها از نظر مالی می‌توانند برنامه‌ریزی کنند و اوضاع بهتری را رقم بزنند هر چند خبرهای خوبی نیز در این زمینه در راه است و می‌توان به آینده استارتاپ‌ها امیدوار‌تر بود.

جایگزین کردن محصولات داخلی به جای خارجی

افشین کلاهی رئیس کمیسیون جوانان، کارآفرینی و کسب و کارهای نوین اتاق بازرگانی ایران نیز گفت: آینده کسب و کارهای مجازی که در برنامه کاری (business plan) خود ارائه خدمات به داخل کشور را هدف قرار داده‌اند و سطح فناوری بالایی هم ندارند کمتر دچار چالش خواهد شد. بعضی از شرکت‌ها هم می‌توانند با تبدیل این تهدید به فرصت تلاش کنند تا جایگزین مناسبی برای محصولات خارجی که از بازار ایران حذف می‌شوند، ارائه کنند.

کلاهی افزود: مهم‌ترین مشکل شرکت‌های فناوری و استارتاپ‌ها تأمین مواد اولیه، قطعات و نرم افزار خواهد بود. از سوی دیگر نه تنها ارتباط با فناوری و بازار خارج از کشور قطع، بلکه راهکارهای جذب سرمایه از سوی سرمایه‌گذاران خارجی حذف خواهد شد. به عبارتی باید گفت در تمام مراحل فعالیت از تأمین سرمایه، طراحی و تولید، تا بازاریابی و فروش مشکل خواهیم داشت.

وی مشکل نرخ ارز را چالش دیگری برای شرکت‌های فناوری و استارتاپ‌ها عنوان کرد و گفت: این چالش به مشکلات فعالان اقتصادی اضافه شده که در اثر سیاست‌های نادرست تبدیل به کلاف سردرگم شده است و بسته ارائه شده از سوی بانک مرکزی در بهترین حالت شاید بتواند چالش این بخش را کمتر کند.

کلاهی تنها راه حل منطقی برای برون رفت از این شرایط کنونی را مذاکره دانست و گفت: برای مشکلات سیاسی که حوزه اقتصادی را تهدید می‌کنند راه حل اقتصادی وجود ندارد و سیاست باید آن را حل کند.

مدیریت مالی استارتاپ‌ها با تثبیت نرخ ارز

رضا الفت نسب سخنگوی کسب و کارهای مجازی نیز  گفت: در سال‌های گذشته در حوزه استارتاپ‌ها و کسب و کارهای مجازی سرمایه‌ها بیشتر از سوی سرمایه گذارهای خارجی تأمین شده که اکنون با محدودیت‌هایی مواجه شده است. سرمایه‌گذاران خارجی به‌دلیل شروع مجدد تحریم‌ها تمایل کمتری به سرمایه‌گذاری در کشور بخصوص در حوزه کسب و کارهای آنلاین که جزء سرمایه گذاری‌های پرخطر هست، خواهند داشت.

الفت نسب با بیان اینکه اقتصاد کشور در حال کوچک شدن است و هزینه‌ها بیشتر از قبل به سمت ضروریات زندگی سوق داده می‌شود، افزود: وقتی اقتصاد کوچک شود تمام بازار اعم از سنتی و نوپا را در بر می‌گیرد. بنابراین حجم کسب و کارهای مجازی نیز بشدت با روند رو به نزول و کمبود نقدینگی روبه‌رو شده است بنابراین آنها تلاش می‌کنند که زنده بمانند. استارتاپ‌ها در سال‌جاری و حتی سال آینده نباید منتظر تزریق نقدینگی جدید به مجموعه خود باشند.

وی درباره برون رفت از شرایط کنونی و پیش رو نیز گفت: اول اینکه کسب و کارهای مجازی باید هزینه‌های خود را کاهش دهند از سوی دیگر باید شرایط اقتصادی مانند نرخ ارز تثبیت شود تا حداقل استارتاپ‌ها بتوانند برنامه‌ریزی کنند. چون در غیر این صورت کسب و کارها مجبور می‌شوند نه تنها تعدیل نیرو داشته باشند بلکه کسب و کار خود را تعطیل کنند. البته خبرهای خوبی درباره بحث مدیریت اقتصادی از دولت اعلام شده که هر چه سریعتر عملی شود می‌تواند به تثبیت اوضاع کمک کند.

حل مشکل استارتاپ‌ها با بسته جدید بانک مرکزی

نوید بهرنگی یکی از فعالان حوزه استارتاپی کشور نیز  گفت: در شرایط کنونی و در بحث خریدها و مراودات با کشورهای خارجی دچار مشکل شده‌ایم البته این کار را اکنون با واسطه انجام می‌دهیم ولی به نظر می‌رسد که باید نقل و انتقال‌های مالی از طریق صرافی‌ها سریعتر صورت بگیرد. البته این موضوع در بسته جدید بانک مرکزی گنجانده شده است، از این‌رو فکر می‌کنم تا حدودی بحث نقل و انتقال‌ها نیز حل شود.

وی افزود: از سوی دیگر نبود تثبیت در قیمت ارز خود باعث شده است که مشکلات دیگری در برنامه‌های مالی ایجاد شود؛ اگر این بخش نیز به ثبات برسد می‌توان بهتر برنامه‌ریزی کرد.

هومن حیدری دیگر فعال در حوزه استارتاپ نیز به بحث عدم ثبات اشاره کرد و گفت: عدم ثبات در بازار چشم‌انداز را از ما گرفته است و نمی‌توانیم برای آینده برنامه‌ریزی کنیم. با نبود ثبات، سرمایه گذارها نیز به بخش سرمایه‌گذاری در استارتاپ‌ها ورود نمی‌کنند بنابراین امیدواریم بازار به ثبات برسد تا بتوان برای بقا تلاش کرد.

حیدری افزود: با بحث تحریم‌ها دیگر کشورها از ارائه سرویس و تکنولوژی به ما خودداری می‌کنند از این‌رو باید از نمونه‌های ایرانی هرچند کیفیت پایین تری دارند، استفاده کنیم.

میلاد جهاندار یکی از فعالان در حوزه کسب و کارهای نوین نیز  گفت: اقتصاد زنجیره و شبکه‌ای متصل به هم است بنابراین وقتی شرایط اضطراری و سخت در هر کشوری به وجود آید برای همه فعالان بازار آن اعم از سنتی و نوپا نیز صدق می‌کند و شرایط یکسان است. استارتاپ‌ها نیز عضوی از این زنجیره و شبکه اقتصادی کشور هستند بنابراین از سختی‌ها و اوضاع ناپایدار اقتصادی در امان نمی‌مانند.

جهاندار افزود: در شرایط بحران همه برای بقا تلاش می‌کنند ولی از آنجایی که اگر اقتصاد را به خانواده‌ای تشبیه کنیم، استارتاپ‌ها کودکان آن هستند که ضعیف‌تر بوده و آسیب پذیرترند. به‌عبارتی استارتاپ‌ها در کنار شرکت‌های بزرگ احتمال بقای کمتری دارند ولی اگر این بخش آسیب پذیر ضربه ببیند امید و آینده را به‌صورت جدی به‌چالش خواهد کشید.

این فعال حوزه پرداخت فین تک‌ها، درباره اینکه برای برون رفت از این شرایط چه باید کرد، گفت: باید این واقعیت را پذیرفت که اقتصاد ما به اصلاحات آشکار و عمیقی نیاز دارد و انجام اصلاحات هم به آسانی میسر نمی‌شود. باید اصل بهره‌وری و اقتصادی محوربودن را رعایت و سعی کنیم منابع باقی مانده به هدر نرود.