فرهنگی و اجتماعی

فرهنگی و اجتماعی (431)

07 تیر 1396

ابوالفضل قناعتی با اشاره به زمان اجرایی شدن مصوبه کرایه های حمل و نقل عمومی در سال ۹۶ گفت: بر اساس تغییراتی که مصوبه شورای شهر داشته و پیاده سازی نرخ های جدید و چاپ و نصب برچسب های جدید بر روی تاکسی ها پیش بینی می شود حداکثر تا ۱۵ تیر ماه این مصوبه اجرایی شود .

 

وی ادامه داد: افزایش اعلام شده برای کرایه های حمل و نقل عمومی ،میانگین افزایش خطوط است ودر برخی از مسیرهای تا ۱۰۰ درصد هم افزایش کرایه وجود داشت که در شورای حل اختلاف برخی از این نرخ ها تعدیل شده است.

این عضو هیات رییسه شورای شهر تهران تاکید کرد: پیش بینی می شود اجرایی شدن این مصوبه بعد از تعطیلات عید فطر به تدریج اجرایی شود.

به گزارش چاپ و نشر ،بنابر ابلاغیه جدید هیئت حل اختلاف، نرخ کرایه‌های تاکسی ۱۰ درصد، مترو ۱۵ درصد و اتوبوس ۱۵ درصد افزایش خواهند یافت.

 

شورای اسلامی شهر تهران در ابتدای سال ۹۶ خواستار افزایش نرخ کرایه‌های حمل و نقل عمومی متناسب با رشد قیمتها شد و مصوبه کارشناسی خود را هم به فرمانداری تهران ارسال کرد اما فرمانداری طی مراحلی با نظر شورای شهر مخالفت کرد و این مصوبه سرانجام برای تعیین تکلیف نهایی به هیئت حل اختلاف ارسال شد که در نهایت هیئت حلاختلاف نیز در روزهای گذشته میزان افزایش نرخ کرایه‌ها را برای اجرا به فرمانداری ابلاغ کرد.  

منبع: روز نو 

ادامه مطلب...
07 تیر 1396

برخی از آژانس‌های مسافرتی خارجی مانند آلمانی‌ها به ما گفته‌اند که مسافرانشان را برای خرید به فروشگاه‌های صنایع‌دستی نبریم.

 

به گزارش چاپ و نشر، محمد علی واقفی عضو هیات مدیره جامعه تورگردانان ایران گفت: گردشگران خارجی دیگر مانند گذشته صنایع‌دستی نمی‌خرند به خصوص در شهر اصفهان. ما جلسه‌ای با اتحادیه صنایع‌دستی اصفهان برگزار کردیم امیدواریم که این موضوع را ساماندهی کنند ما نمی‌توانیم به عنوان توراپراتور خودمان را بیشتر درگیر این موضوع کنیم چون همین الان آوردن گردشگر خارجی به ایران وقت‌گیر است و پیچیدگی‌های خود را دارد و گرفتاری‌اش کم نیست به همین دلیل دیگر فرصت پرداختن به این موضوعات را نداریم.

وی گفت: یکی دو سالی هست که خرید گردشگران از اصفهان و یا شهرهای دیگر بسیار کمتر شده است چون می‌بینند که ضرر می‌کنند. به عنوان مثال آلمانی‌ها هم به ما می‌گویند که مسافرانشان را به خرید صنایع‌دستی نبریم.

واقفی بیان کرد: ما راهنمایانی داریم که به همراه مسافران برای خرید نمی‌روند و خودشان را درگیر این موضوعات نمی‌کنند راهنمایانی هم هستند که برایشان خرید مسافر و سودی که از کنار آن می‌برد خیلی مهم است حتی از برگزاری تور و درآمدش از این طریق نیز بیشتر اهمیت دارد.

 

منبع: مهر

ادامه مطلب...
04 تیر 1396

 نهاد کتابخانه‌های عمومی کشور با ارائه کتاب «خدمات کتابخانه‌های عمومی برای نابینایان و کم‌بینایان» ضمن تهیه چارچوبی برای خدمات و تجهیزات کتابخانه‌های عمومی در بخش نابینایان و کم‌بینایان، زمینه را برای ارتقای کیفی و کمی این خدمات فراهم کرده است.

 

به گزارش چاپ و نشر، کتابخانه‌های عمومی در قبال کاربران نابینا و کم‌بینا مسئولیت مهمی را برعهده دارند و از این رهگذر باید زمینه‌ای برای استفاده آن‌ها از کتابخانه‌ها فراهم شود. به همین منظور این نهاد با تهیه و تدوین کتاب «خدمات کتابخانه‌های عمومی برای نابینایان و کم‌بینایان» تلاش می‌کند تا با تهیه چارچوبی برای خدمات و تجهیزات کتابخانه‌های عمومی در بخش نابینایان و کم‌بینایان، ضمن ایجاد وحدت‌رویه و یکپارچگی، امکان ارتقای کیفی و کمی خدمات و تجهیزات این بخش را نیز فراهم کند.

 کمیسیون فنی تدوین استاندارد، هدف و دامنه کاربرد، اصطلاحات و تعاریف، خدمات بخش نابینایان و کم‌بینایان، منابع اطلاعاتی، تأمین منابع، شرایط استفاده، کتابدار بخش نابینایان و کم‌بینایان، مکان و فضا، مدیریت و اطلاع‌رسانی، خدمات فنی، تجهیزات ویژه بخش نابینایان و کم‌بینایان، تجهیزات کتابخانه‌ای بخش نابینایان و کم‌بینایان، نرم‌افزارهای مورد نیاز بخش نابینایان و کم‌بینایان، تجهیزات تولید منابع گویا و سامانه‌های نرم‌افزارهای مبتنی بر وب ویژه نابینایان و کم‌بینایان عناوین بخش‌های مختلف این کتاب را تشکیل می‌دهند.

 در بخش پیشگفتار، هدف از تهیه این کتاب بدین شرح توضیح داده شده است: «تسهیل استفاده «گروه‌های حاشیه‌شده اجتماعی» از کتابخانه‌های عمومی از جمله «افراد با آسیب بینایی» یکی از ارکان تضمین‌کننده عمومیت کتابخانه‌ها است. این مهم در «قانون تأسیس و نحوه اداره کتابخانه‌های عمومی کشور» در بند ح ماده 3 به عنوان یکی از وظایف اصلی هیئت امنای کتابخانه‌های عمومی تصریح شده است: «برنامه‌ریزی برای استفاده نابینایان از امکانات کتابخانه‌های عمومی» از آغاز فعالیت هیئت‌امنا نیز این امر مورد تأکید قرار گرفت و بخش نابینایان در کتابخانه‌های عمومی فعال و تقویت شد. تجربه حاصل از این فعالیت‌ها در طی سال‌ها، شالوده استاندارد در کتاب «خدمات کتابخانه‌های عمومی برای نابینایان و کم‌بینایان» را شکل می‌دهد.»

 در ابتدای اثر اسامی، محل خدمت و سِمَت اعضای کارگروه استاندارد نهاد کتابخانه‌های عمومی کشور (به ترتیب الفبای نام خانوادگی) ارائه شده است.

 «برای راه‌اندازی بخش نابینایان و کم‌بینایان حداقل 100 عنوان کتاب بریل، کتاب مصور برجسته یا درشت‌خط، اشتراک حداقل یک نشریه ویژه نابینایان و حداقل 1000 عنوان کتاب گویا ضروری است.

 مدیریت کتابخانه باید منابع اطلاعاتی بخش نابینایان را از طریق خرید، اهدا، مبادله و بارگیری (دانلود) از اینترنت تهیه کند. کتابخانه‌هایی که دارای چاپگر بریل یا استودیو هستند، می‌توانند منابع مورد درخواست نابینایان را به صورت نسخه بریل یا گویا تهیه کنند.

 کتابدار بخش نابینایان و کم‌بینایان باید به شیوه استفاده از تجهیزات و نرم‌افزارهای ویژه نابینایان و کم‌بینایان مسلط باشد. ترجیحاً دارای مدرک کتابداری و در صورت نبود نیروی متخصص کتابداری بومی در منطقه از نابینایان توانمند و مسلط به نرم‌افزارها و تجهیزات نابینایان (از دیگر رشته‌های تحصیلی) استفاده شود.»

 جملات بالا برگرفته از بخش‌هایی از کتاب «خدمات کتابخانه‌های عمومی برای نابینایان و کم‌بینایان» است.

کتاب «خدمات کتابخانه‌های عمومی برای نابینایان و کم‌بینایان» با همکاری نهاد کتابخانه‌های عمومی کشور و از سوی انتشارات کتاب نشر در 64 صفحه و به بهای 40 هزار ریال منتشر شده است.

 

منبع: ایبنا

ادامه مطلب...
04 تیر 1396

رئیس مرکز اطلاعات و کنترل ترافیک راهور ناجا آخرین وضعیت جوی و ترافیکی راه‌های کشور را در آستانه تعطیلات عید سعید فطر تشریح کرد.

 

به گزارش چاپ و نشر سرهنگ نادر رحمانی ، به تشریح آخرین وضعیت راه‌های کشور پرداخت و اظهار کرد:  در حال حاضر باند جنوب به شمال محور هراز محدوده پلور تا گزنک و گزنک سنگین و محدوده تونل وانا و سه راهی چلاو نیمه سنگین است.

وی افزود: همچنین ترافیک در  محدوده‌های گچسر تا کندوان سنگین و در باند جنوب به شمال محور کرج چالوس در مرزن آباد نیمه سنگین  و طول محور پرحجم است. در هر دو باند محور قدیم کرج قزوین نیز شاهد ترافیک نیمه سنگین هستیم.

رئیس مرکز اطلاعات و کنترل ترافیک راهور ناجا با بیان اینکه در محور آبیک به قزوین در محور قدیم کرج قزوین ترافیک سنگین است گفت: ترافیک در باند جنوب به شمال قزوین-رشت در محدوده مسکن مهر رودبار نیز نیمه سنگین است.

رحمانی افزود: پیش بینی می‌کنیم از ساعاتی دیگر سفرهای تعطیلات عید فطر با حجم بیشتری شکل بگیرد. برای امروز بعدازظهر تا فردا بعدازظهر انتظار بیشترین میزان تردد برای شروع سفرهای عید فطر را اداریم و از هموطنان می‌خواهیم پیش از شروع سفر با شماره88255555 تماس بگیرند و از وضعیت راهها مطلع شوند تا در اوج ترافیک در محورهای مواصلاتی قرار نگیرند.

به گفته وی تمهیدات لازم برای مدیریت سفرهای تعطیلات عید فطر و برگزاری شکوهمند نماز عید انجام شده است.

 

منبع: ایسنا

ادامه مطلب...
03 تیر 1396

رئیس پلیس مرکز کنترل ترافیک راه‌های کشور به تشریح محدودیت‌های ترافیکی امروز پرداخت.

 

به گزارش چاپ و نشر، ترافیک در آزاد راه کرج-تهران و کرج-قزوین نیمه سنگین است سرهنگ نادر رحمانی رئیس پلیس مرکز کنترل ترافیک راه‌های کشور ؛ اظهار داشت: طبق آخرین گزارش‌های دریافتی از مرکز کنترل ترافیک راه‌های کشور هم اکنون در باند جنوبی آزادراه کرج - قزوین از پل استاندارد تا پل فردیس و باند جنوبی آزادراه کرج - تهران از پل فردیس تا پل کلاک ترافیک نیمه سنگین گزارش شده است.

 وی در ادامه افزود: در سایر جاده‌ها و معابر کشور وضیت ترافیک عادی و روان گزارش شده است.

 رئیس پلیس مرکز کنترل ترافیک راه‌های کشور در پایان گفت: در تمامی راه‌ها و محور‌های مواصلاتی کشور وضعیت جوی آرام است.

 

منبع: باشگاه خبرنگاران

ادامه مطلب...
01 تیر 1396

 

رییس پلیس راه کشور از آغاز طرح تابستانی پلیس در جاده‌های کشور خبر داد و گفت که این طرح تا ابتدای مهرماه ادامه خواهد داشت.

 

به گزارش چاپ و نشر، سردار محمدحسین حمیدی، دراین‌باره گفت: از ابتدای تیرماه طرح تابستانی پلیس و دستگاه‌های امدادی و خدماتی در جاده‌های سراسر کشور آغاز شد.

وی با بیان اینکه این طرح تا پایان تابستان و روز یکم مهرماه ادامه خواهد داشت، افزود: اورژانس، هلال احمر، راهداری، امدادخودرو و... در اجرای این طرح مشارکت دارند و طبق اعلام مسولان شان ظرفیت‌ها، امکانات و تجهیزات شان نیز نسبت به سال قبل افزایش یافته است.

رییس پلیس راه کشور با اشاره به آغاز سفرهای تابستانی در ایام تعطیلات عید فطر، گفت: از شهروندان می‌خواهیم که زمان سفر و بازگشت‌شان از سفر را مدیریت کرده و با ماموران راهور همکاری داشته باشند.

 

منبع: ایسنا

ادامه مطلب...
31 خرداد 1396

 

داستان زندگی «مایکل دل» داستان الهام بخشی است از موفقیت کسی که در سن جوانی به یک کارآفرین تبدیل شد. او نیز مانند افراد موفق دیگر، فقط با یک ایده و در حالی که هیچ چیز نداشت، کارش را شروع کرد.

 

مایکل دل بسیار متعهد است؛ او زمانی که یک طرح را ایجاد کرد، آن را با تمام توان دنبال کرد. همین نکته نشان دهنده این است که چگونه در سن ۱۲ سالگی تنها با فروش تمبر توانست هزار دلار درآمد داشته باشد. او بعدها شروع به فروش اشتراک روزنامه «هوستن پست» کرد و اعتماد به نفس خود را با درآوردن پول بیشتر بالاتر برد. گفته می شود که او تا سن ۱۶ سالگی پول کافی برای خرید یک «ب.ام.و» را درآورده بود. مایکل، سپس در سن ۱۹ سالگی زندگی خود را برنامه ریزی کرد. او می دانست که چه می خواهد به دست آورد و آن را به دست آورد.

«مایکل دل» در سال ۱۹۶۵ در تگزاس آمریکا به دنیا آمد. پدرش روانپزشک و مادرش کارمند شرکت بورس بود. آنها می خواستند مایکل دکتر شود؛ بنابراین در دانشگاه تگزاس ثبت نام کرد، گرچه علاقه اول او کامپیوتر بود. روحیه کارآفرینی از همان کودکی جزیی از وجود مایکل بود. در ۱۲ سالگی یک حراج تمبر راه انداخت و از این راه توانست ۱۰۰۰ دلار کسب کند.

در دبیرستان با فروش روزنامه ۱۸۰۰۰ دلار به دست آورد. در سال ۱۹۸۳ خرید رایانه های قدیمی و به  روز کردن شان را برای فروش در محل گاراژ منزل شان شروع کرد و ۱۸۰ هزار دلار رایانه فروخت. پس از آن دیگر به دانشکده بازنگشت. در مرحله بعد او اجزای رایانه را می خرید و پس از مونتاژ آن را می فروخت. سال بعد او شرکت Dell را بنیان گذاشت و با تحویل به موقع (Just In Time) و حذف انبار و هزینه بالاسری و ارایه خدمات پس از فروش تحولی شگرف را در زمینه پاسخگویی به نیازهای مشتریان در صنعت رایانه پدید آورد. او ایده ای را رایج کرد که مشتری می تواند از طریق تلفن، رایانه شخصی سفارش بدهد و بخرد.

«سیستم توزیع مستقیم» و «عرضه انبوه کالا مطابق دلخواه مشتری» (Mass Customization) از ویژگی های شرکت دل است. شرکت او در سال تاسیس، ۶ میلیون دلار از محل فروش رایانه درآمد کسب کرد. این رقم در سال ۱۹۸۷ به ۶۹ و در سال ۱۹۹۱ به ۵۴۶ میلیون دلار و در سال ۱۹۹۲ به دو میلیارد دلار رسید. در همین سال، شرکت دل به فهرست پانصد کمپانی برتر جهان راه یافت و باعث شد که مایکل دل در سن ۲۷ سالگی جوان ترین مدیرعامل یک شرکت برتر جهان معرفی شود. همین رشد سریع اولین ضربه مهلک را به شرکت وارد آورد. مدیر مالی استعفا کرد و ضرر میلیون ها دلاری شرکت را تهدید می کرد. مایکل خود را متعهد کرد که مشکل را شناسایی کند.

او به سرعت دریافت که بدون تغییر در شرکت نمی تواند کار را پیش ببرد. او این کار را کرد و افراد مجربی از «موتورولا» و «اپل» را به کار گرفت. در سال ۱۹۹۷، دل اولین شرکتی بود که رکورد فروش یک میلیارد دلاری را از طریق اینترنت به دست آورد. گزیده ای از اندیشه های او در تاسیس و مدیریت شرکت دل در قالب یک مصاحبه از لابه لای نوشته های او ارایه شده است. شخصیت مایکل دل از برخی جنبه ها منحصر به فرد است. او جوان ترین مدیرعامل ۵۰۰ شرکت برتر دنیاست که در عین حال طولانی ترین زمان تصدی را به عنوان مدیرعامل و رییس شرکت داشته است.

در سال ۱۹۹۹ دل و همسرش، سوزان، بنیاد Michael and Susan Dell را تاسیس کردند که یک موقوفه بیش از یک میلیارد دلاری است و بر روی مسایل مربوط به کودکان تمرکز دارد. این نشان دهنده این است که دل، معجزه امور خیر و کمک رسانی را نیز دریافته است. اگر شما می خواهید در زندگی خود موفق باشید، می بایست ابتدا سایرین را موفق کنید و اگر می خواهید میلیاردر شوید، در امور خیر شرکت کنید و کمک کنید تا دیگران نیز ثروتمند شوند. این قانونِ جهان هستی است.

بدین ترتیب، جوانی که به دلیل روحیه خلاق و کارآفرین خود، رشته پزشکی دانشگاه را رها کرد و در سال ۱۹۸۴ با ۱۰۰۰ دلار سرمایه شرکت دل را برای عرضه مستقیم رایانه مطابق دلخواه مشتری در اسرع زمان و کمترین هزینه، تاسیس کرد، اکنون به عنوان بزرگ ترین فروشنده مستقیم سیستم های رایانه ای در دنیا و به عنوان یکی از پیشروان صنعت رایانه های شخصی با درآمد سالانه ۳۵/۴ میلیارد دلار و بیش از ۳۹۰۰۰ کارمند - و به تعبیر خود شرکت «عضو تیم» - به پیش می رود.

در سال ۲۰۱۰، شرکت دل پس از دو شرکت «اچ پی» و «ایسر»، سومین شرکت بزرگ فروش رایانه شخصی، در دنیا اعلام شد. این شرکت در سال ۲۰۱۶ در رتبه دوم از بزرگ ترین شرکت های تولید نوت بوک دنیا، در لیست Best Laptop Brands قرار گرفت و همچنین به عنوان اولین و بزرگ ترین شرکت تولیدکننده نوت بوک ویندوزی دنیا انتخاب شد.

 * در ادامه، برای آشنایی بیشتر با نظرات و تجربیات موسس شرکت دل، گفتگویی خواندنی با وی از نظرتان می گذرد:

- شما جوان ترین موسس و مدیرعامل یک شرکت عظیم رایانه ای در عصر دیجیتال هستید. چه احساسی دارید؟

در موضوع های صنعتی و فناوری، این غیرمعمول نیست که جوانی بتواند شرکتی را پیش ببرد. البته در کشوری مثل ژاپن مدیرعامل بودن یک جوان ۲۵ ساله در یک شرکت اشتباه و بلکه مسخره است اما من معتقدم وقتی شما برای یک شرکت تصمیم می گیرید و کسب وکار را پیش می برید، مهم نیست ۲۲، ۴۲ یا ۸۲ ساله باشید. فقط باید کسب وکار را به بهترین نحو پیش برد.

- اکنون اگر جوانی مثل خودتان بیاید و بگوید مرا در تیم رهبری شرکت قرار دهید، چه می کنید؟

البته من هرگز برای استخدام به شرکتی مراجعه نکرده بودم من خود شرکت تاسیس کردم. من دوست دارم چیزی خلق کنم و در تدوین برنامه راهبردی دخالت داشته باشم. اگر امروز من ۱۹ ساله بودم برای کار به شرکتی مراجعه نمی کردم، خودم کسب وکار دیگری را شروع می کردم.

- پس به این دلیل دانشگاه را ترک کردید؟

بله.

- آیا وقتی دانشگاه را رها کردید، به کسب ثروت و موفقیت مطمئن بودید یا این یک خطرپذیری به حساب می آمد؟

مطمئن بودم، چون قبلا حجم بالایی پول به دست آورده بودم. من فکر می کنم ماندن در دانشکده بیشترین خطر برای من بود زیرا اگر در دانشکده مانده بودم، چه بسا این فرصت از دست می رفت.

- پس این را می توانید به دیگران نیز توصیه کنید که دانشگاه را ترک و شرکت تاسیس کنند؟

سوال سختی است. البته این یک قانون و قاعده نیست، یک تصمیم کاملا شخصی است و شما باید خودتان تصمیم بگیرید. اگر انجام دادید تبعاتش را هم می پذیرید و من نمی توانم بگویم این کار را بکنید.

- آیا هرگز افسوس گذشته را خورده اید که چرا مدرک دانشگاهی نگرفته اید؟

خیر، هرگز. من هنوز مدرکم را نگرفته ام اما خیلی چیزها یاد گرفته ام و رشد کرده ام. کسب وکار، فرصت های زیادی برای یادگیری روزمره موضوع های جدید برای من فراهم آورده است.

- از چه موقع به فکر راه اندازی شرکت افتادید؟

 از وقتی که متوجه شدم می توان با فروش رایانه، ماهانه میلیون ها دلار به دست آورد. همچنین می دیدم فرصت خوبی فراهم شده زیرا فروشندگان رایانه خدمات خوبی ارایه نمی دهند، یعنی سیستم های توزیع و فروش در صنعت رایانه ضعیف است.

- راهکارتان برای فروش بهتر رایانه چه بود؟

آماده کردن محصول موردنظر مصرف کننده نهایی به طور مستقیم با ارایه خدمات پشتیبانی بهتر و گرفتن بازخورد مستمر از مشتریان و به کارگیری آن در ارایه بهتر محصول و خدمت از جمله راهکارهای ما برای فروش بهتر بود. ما دریافتیم که خدمات کارا و اثربخش در این بازار بسیار مهم است. بازاری که ما در سال ۱۹۹۲ تنها ۲ میلیارد دلار از آن را تصاحب کرده بودیم و این هنوز سهم کوچکی از بازار ۷۰ میلیارد دلاری رایانه های شخصی بود. بازاری که هر ۳ یا ۴ سال یک بار، مشتری رایانه خود را عوض و بنابراین بازار، خود را تجدید می کند. این است که کار را بر اساس توجه به خواست مشتری و تولید انبوه آنچه او می خواست قرار دادیم.

- توجه به مشتری و نیاز او چقدر اهمیت دارد؟

ما به نیازهای بازار توجه می کردیم و آن ها را به مشتریان تحویل می دادیم. شرکت ما مدافع و حامی مشتری است نه مدافع فناوری یا محصول خاص یا برنامه راهبردی یا چیز دیگر. ما فناوری را برای خود فناوری عرضه نکردیم. فناوری را عرضه کردیم که نیازهای مشتری را پاسخ گوید نه اینکه فقط مهیج باشد. ما روی «مهندسی ارزش» (Value Engineering) تکیه داریم زیرا برای مشتری، هزینه و دوام محصول مهم است. ما مشتری را مهم ترین موضوع در کسب وکار قرار داده ایم. هماهنگی و تامین رضایت مشتری در همه جای شرکت ما جاری است؛ از مدیریت گرفته تا بخش های مالی، خدمات، توسعه محصول و فروش. بازخورد از مشتری روزانه دریافت می شود و در تغییر و توسعه محصول و فرآیند به کار گرفته می شود. راهبرد رضایت مشتری، کسب وکار درازمدت ما را بیمه کرده است. شغل ما و هدف شرکت ما صرف کسب درآمد و پیش رفتن نیست، مراقبت از مشتری و شادمان ساختن اوست. این فرهنگ سازمانی ماست. باور ما آن است که باید محصولات و خدمات مان را با بهترین راه ممکن، آنگونه که مشتری می خواهد، ارایه دهیم. تمام ارتباطات شرکت ما مشتری محور است.

- نحوه ارتباط با مشتریان و اخذ نظرات آنان چگونه است؟

ما ارتباط مستقیمی با مشتریان برقرار ساخته ایم و هر روز با آن ها در تماس هستیم. در کسب وکار ما اگر روزی ۲۵۰۰۰ تلفن بزنی و پاسخ مشتریان را بدهی، کسب وکار تو عوض می شود و بوی تازگی می دهد؛ مثل کسی که ۴ صبح بیدار می شود و ۳۰۰ تا وزنه بلند می کند. خدمات ما ۲۴ ساعته است. برای ما مهم نیست مشتری چند بار تلفن بزند یا چه سوال هایی بپرسد، ما خیلی ساده می گوییم وقتی شما محصول ما را می خرید ما مراقب و پشتیبان شما هستیم. ما علاوه بر ۲۵۰۰۰ تماس تلفنی روزانه، گروه هایی را راه انداختیم برای مصاحبه های رودررو با مشتریان و مشاوره با آنان، تماس از طریق پست الکترونیکی و ملاقات های خاص با مشتریان کلیدی. حتی وقتی از طریق فروشگاه هایی مثل Wal Mart رایانه ای می فروشیم، با قبول کلیه خدمات پشتیبانی پس از فروش، تماس با مشتری را حفظ می کنیم. بازخورد از مشتری را تا دو سال ادامه می دهیم زیرا از همین طریق می توانیم پی ببریم که او برای جایگزینی رایانه اش در چه سطحی راضی است.

- شما تست های دفاع از مشتری راه انداخته اید. منظور از آن چیست؟

هر جمعه صبح ما نشستی تحت عنوان دفاع از مشتری داریم. حدود ۱۷۵ نفر جمع می شوند و طی ۹۰ دقیقه مسایل کلیدی مربوط به مسئولیت های ما در قبال مشتریان از جهت زمان پاسخگویی، نحوه فرآیند سفارش و جنبه های دیگر مرور می شود. در ضمن در این نشست، یک مشتری را که هفته پیش در مورد محصول ما با مشکل مواجه بوده می آوریم و به او می گوییم حرف خود را مطرح کند. شما می دانید برای آن ها که در خط مقدم ارتباط با مشتری هستند حساس بودن نسبت به نیازهای مشتری وجود دارد اما برای بخش تولید یا ساخت، فهم نیازهای مشتری مشکل تر است. این نشست همه را در این فرآیند شریک می کند.

- برنامه های راهبردی شرکت چگونه تنظیم و تدوین می شود؟

ما هر ۳ ماه، ۲ روز راجع به عوامل کلیدی موفقیت کسب وکار بحث و عناصر کلیدی راهبردی شرکت را در ۵ و ۱۰ سال آینده استخراج می کنیم. سپس تیم های فرابخشی (Eross Functional Teams) تشکیل می دهیم تا پروژه های بزرگ را در درون شرکت پی بگیرند. ما در کار خود از «سیستم توزیع مستقیم» یا «مدل مستقیم» استفاده می کنیم. در این سیستم مدت زمان فاصله بین تلفن مشتری و عرضه رایانه به او حدود ۳۶ ساعت است. به علاوه، به دلیل حذف واسطه ها، هزینه های اضافی وجود ندارد. انبار نیز حذف شده است.

- راجع به این روش توضیح دهید.

ما یک انبار خاص الکترونیکی داریم که در حقیقت مجازی است و محصول و خدمات ما را تامین می کند. ما چند محصول مختلف می فروشیم که هرگز روی قفسه هایمان نیست اما روز بعد به مشتری ها تحویل می دهیم. ما آسان ترین و مفیدترین سیستم تدارکات و توزیع را داریم. گردش انبار ما دو برابر رقبای اصلی ماست. با این روش، شرکت ما به سرعت در اروپای غربی، مرکزی، مکزیک و ژاپن رشد کرد. به خصوص ژاپنی ها رویکرد فروش مستقیم ما را پسندیدند و پذیرفتند زیرا سیستم توزیع در آنجا ناکارآمد بود. قیمت رایانه های ما در ژاپن نصف قیمت رایانه های ژاپنی بود.

- فکر می کنید از زمانی که ۱۹ ساله بودید و مدیرعامل شرکت، تاکنون چقدر نقش و مسئولیت تان عوض شده است؟

من در دو سال اول به طور کامل در جریان جزییات بودم که البته برای شرکتی در آن قد و قواره غیرمعمول نبود. با رشد شرکت فکر من بیشتر روی به کارگیری افراد مستعد، تنظیم اهداف راهبردی شرکت، فهم خواست مشتری و فضای کسب وکار متمرکز شد. من سعی می کنم اهداف را با توانایی هایمان موازنه کنم تا به طور واقعی به آن ها دست یابیم. از بعضی جنبه ها الان کار من به دلیل وجود کارکنان مستعد آسان تر شده است. من دیگر مجبور نیستم دخالتی کنم و این جالب است.

- برای گزینش کارکنان شرکت چه معیارهایی دارید؟

ما افراد و مدیرانی استخدام می کنیم که تجربه محتوایی داشته باشند، اطلاعات محور و واقع گرا باشند، بدانند کجا و کی خطرپذیر باشند و نیز واجد رویکرد اخلاقی و کل نگر باشند. باور من آن است که باید روی جذب افراد، خوب تمرکز کرد و از آن ها یاد گرفت.

- باافتخارترین روز در زندگی شغلی شما کی بوده است؟

هر روز بهترین لحظه هاست. اما من وقتی برای دیدن دفاتر شرکت به استرالیا، سنگاپور، مالزی، تایلند و... می روم و می بینم که در آنجا انسان های خلاق، با موفقیت این مدل را برای کسب وکار در سرزمین خود انتخاب کرده اند به خود می بالم.

- آیا تاکنون اشتباهاتی هم داشته اید؟

ما البته اشتباهات زیادی داشته ایم. اما آن ها را خیلی سریع اصلاح کردیم و سعی کردیم همان اشتباهات را دوباره تکرار نکنیم.

- چه درس هایی از آن اشتباهات گرفتید؟

 

اینکه رشد سریع یک مساله کشنده و خطرناک است. چون شما نمی فهمید که دارید مساله دار می شوید، تا وقتی که سرتان به سنگ بخورد. بنابراین، گاه رشد سریع نه تنها کمکی نمی کند بلکه سردرگمی را بیشتر می کند. ما در یک سال ۱۲۷ درصد رشد داشتیم. من فکر می کنم باید تعادل و موازنه بین سرعت رشد و استقرار زیرساخت ها برقرار باشد. رشد سریع، شرکت های بی شماری را از بین برده است.

ادامه مطلب...
31 خرداد 1396

یکی از آثار ترجمه ای که چند سال است در بازار نشر ایران تجدید چاپ می‌شود، کتاب «بی‌شعوری» نوشته خاویر کرمنت است که نسخه‌های غیرقانونی و بدون مجوز آن هم به صورت افست در بازار سیاه نشر عرضه می‌شوند.

 

به گزارش چاپ و نشر، عرضه نسخه‌های غیرمجاز این کتاب باعث شده که انتشارات تیسا که چاپ ترجمه آن را به عهده داشته، اقدام به عرضه این کتاب با بسته بندی مخصوص کند تا نسخه‌های اصلی از نسخ غیرمجاز قابل تشخیص باشند.

اولین نسخه‌های این کتاب حدود ۲۰ سال پیش در آمریکا چاپ شده است. اما چاپ اول ترجمه محمود فرجامی‌از آن در سال ۹۳ با ۱۹۹ صفحه، توسط انتشارات تیسا راهی بازار نشر شد و در حال حاضر چاپ ۲۶ ام را رد کرده است.

«بی‌شعوری» یک اثر اجتماعی خوب و مناسب است که در مقیاس جزئی برای مردم آمریکا و در مقیاس کلی، برای همه مردم جهان نوشته شده و مطالعه اش می‌تواند برای همه مردم کشورهای مختلف مفید باشد. چرا که به تعبیر نویسنده این اثر، بی‌شعوری به ملیت یا باورهای قومی، دینی و ارتباطی ندارد بلکه یک بیماری است که می‌تواند واگیردار باشد و همه را مبتلا کند. توضیح این نکته هم ضروری است که کرمنت ابتدای کتاب اشاره می‌کند که منظورش از استفاده از لفظ «بی‌شعوری»، توهین یا ناسزاگویی نیست بلکه بی‌شعوری از نظر او یک بیماری است.

خاویر کرمنت یک پزشک بوده و به معاینه بیماران اشتغال داشته که از یک مقطع زمانی به بعد، نتوانسته نسبت به بی‌شعوری اطرافیانش بی‌تفاوت باشد. البته پس از این دریافت، ابتدا سعی در درمان بی‌شعوری خود کرده و موفق شده است. همان طور هم که خودش اذعان دارد، اگر پیش از درمان بی‌شعوری اش، این کتاب را می‌نوشته، احتمالا تبدیل به دفترچه خاطرات بی‌شعوری اش می‌شده است.

به تعبیر کرمنت که روانشناس نبوده اما به نوعی و با نوشتن این کتاب، به روان درمانی مردم رو آورده، مهم‌ترین مساله درباره بی‌شعورها، این است که بی‌شعوری شان را انکار می‌کنند و اولین قدم هم برای درمان شان، این است که به باور کنند بی‌شعور اند و به آن اعتراف کنند. در یکی از قسمت‌های کتاب که کرمنت از سیستم قضایی و جستجوی عدالت در آمریکا صحبت می‌کند، می‌خوانیم:

 «در آمریکا هر بی‌شعوری می‌تواند از سر مردم آزاری دادخواستی علیه هر کسی که اراده کند به راه بیندازد و او را مجبور کند که برای دفاع از خودش مبلغ هنگفتی هزینه کند. سوءنیت و خیال بافی جای شواهد و مدارک محکمه پسند را گرفته و بنابراین دادگاه‌ها تبدیل به میدان بازی دلچسب بی‌شعورها شده است. سریع ترین راه برای شکست خوردن در مرافعه ای قضایی این است که آدم معتقد باشد سیستم قضایی بی‌طرف است. دومین راه گرفتن وکیل پاک و درستکار است. (البته اگر چنین چیزی وجود خارجی داشته باشد.) زیرا فقط بی‌شعورها از پس بی‌شعورهای دیگر بر می‌آیند و این مسئله ربط چندانی به عدالت ندارد.»

«بی‌شعوری» کتابی است که نویسنده اش از طنز در ساحت‌های مختلف بهره برده است؛ هم در محتوا و هم قالب اثر. در زمینه محتوا، زبان اثر طنز موقعیت و گاهی طنز سیاه است. اما در قالب و فرم، کرمنت کتابش را طوری طراحی کرده که به کتاب‌های موفقیت و آن تیپ کتاب‌های روانشناسی که خیلی عامیانه هستند، تنه می‌زند. او حتی با تعویض نام، با یکی از کتاب‌های موفقیت دونالد ترامپ شوخی کرده و او را هم به عنوان یکی از بی‌شعورهای جهان معرفی می‌کند.

نویسنده در این کتاب، با واقعیات ملموس زندگی سر و کار داشته و توصیف‌هایش واقع گرایانه و شفاف هستند. کرمنت در این زمینه به قدری خوب کار کرده که مترجم کتاب نیز به وجد آمده و در پاورقی‌هایش با بهره برداری از طنز، با نویسنده همراهی می‌کند. فرجامی‌همان طور که در مقدمه اش بر کتاب، اشاره کرده، زحمت زیادی برای ترجمه برخی عبارات _ گاهی تا چند ماه برای پیدا کردن واژه معادل _ کشیده است.

کرمنت در بخشی از کتاب که مربوط به دسته بندی انسان‌های بی‌شعور است، درباره «بی‌شعورهای آب زیرکاه» می‌نویسد: «بی‌شعور آب زیرکاه ترش رو خیلی شبیه آن قبیل گربه‌های خانگی است که تا وقتی در دامن آدمند خیلی دوستانه و ملوس فقط خُر و خُر می‌کنند، اما تا پایشان به حیاط خلوت می‌رسد به درندگان خون خوار تبدیل می‌شوند و از بابت این خصوصیات دوگانه، شگفت آورند. این بی‌شعورها به هر کسی که شادتر، موفق تر و با استعدادتر از خودشان باشد، حسادت می‌ورزند. در نتیجه در پس ظاهر ملایمشان مثل دیگی در حال جوشیدنند و از هیچ نوع نفاق و اختلاف افکنی ای رویگردان نیستند. در ظاهر همیشه به دنبال اتحاد فامیلی و دور هم جمع شدن خانواده اند، اما در واقع به طرز هوشمند و ماهرانه ای از همین فعالیت‌هایشان چنان در جهت سم پاشی و مسموم کردن فضای خانواده استفاده می‌کنند که برادر علیه خواهر، پدر علیه فرزند و عمو علیه برادرزاده موضع بگیرد و همه با هم دشمنی بورزند.»

کتاب «بی‌شعوری» ۵ بخش اصلی دارد که به ترتیب عبارتند از: «چه کسی بی‌شعور است و چرا یک نفر باید بخواهد بی‌شعور باشد؟»، «انواع بی‌شعورها»، «وقتی جامعه بی‌شعور می‌شود»، «زندگی با بی‌شعورها» و «راه نجات».

این کتاب متن خوبی دارد و از نظر اخلاقی می‌تواند نسخه بسیار خوبی برای مردم ایران هم باشد. چراکه بسیاری از عواملی که خاویر کرمنت به نام نشانه‌های بی‌شعوری می‌شناسد، رذیلت‌های اخلاقی مردم هستند. بنابراین مطالعه این کتاب، آینه بزرگی مقابل مردم جامعه گرفته و باعث می‌شود خود را با تصویری شفاف و بی‌خدشه ببینند.

یکی دیگر از فرازهای جالب این کتاب که مربوط به سیاستمداران و به ویژه سیاستمداران آمریکایی است، به این ترتیب است: «در دهه ۱۹۵۰، شنیدن حرف‌های مک کارتی، بی‌شعوری را در امریکا واگیردار کرد. در دهه ۱۹۶۰ با جنبش‌های اعتراض آمیز دانشجویان بسیاری دیگر آلوده شدند. در دهه ۱۹۷۰ جامعه به طور عمومی‌از مرضی که بعدا جیمی‌کارتر آن را «کسالت روانی» نامید رنج می‌برد. اما از آنجایی که هیچ کس دوست ندارد به بی‌شعوری اش اشاره شود کارتر کله پا شد و به خاک سیاه نشست. دهه ۱۹۸۰ دهه صدور عدالت به عنف بود که سیاستمداران، لابیست‌ها و بی‌شعورهای دیگری از این دست آن را دستاویزی برای تهاجمات خود کردند. چشم انداز آینده هم واضح است: بی‌شعورهای بیشتر، تهاجم‌های بیشتر.»

داشتن لحن طنز برای این کتاب امتیاز خوبی است که باعث می‌شود مخاطب عام تا انتها آن را مطالعه کند. مخاطب خاص هم با توجه به اهمیت موضوع برایش، مطالعه کتاب را جدی گرفته و آن را تا انتها پی می‌گیرد.

«بی‌شعوری» از جمله کتاب‌هایی است که می‌توان آن را به افراد غیرکتابخوان هدیه کرد و امیدوار بود این سنت به عنوان یکی از فعالیت‌های فرهنگساز در جامعه توسط دیگران ادامه پیدا کند.

 

منبع: خبرگزاری مهر 

ادامه مطلب...
30 خرداد 1396

*هانیه صراف زادگان

 

سودابه امینی شاعری است با زبان خاص خود. در تماشای جهانی که او ترسیم می کند وجه پوسیده و تراکم ویرانی و نابود شوندگی بیش از شکوه گذشته جلوه‌گر است.نیز وجه پاییز جهان جلوه بیشتری نسبت به وجهه بهارین آن دارد. این زاویه تماشا را اگر در زبان خاص و ترکیبات خاص‌تر شعر او ضرب کنیم می‌شود آنچه در بسیاری از کتاب های او آمده است.ازجمله ،کتاب‌های  "زمهریر"1373انتشارات میلاد نور/ مجموعه شعر گزیده ادبیات معاصر 126انتشارات نیستان1380/ مجموعه شعر در فضای بی نشان1382انتشارات همسایه/ مجموعه شعرلیلی وهزار زن1383انجمن شاعران ایران/ کتاب سیب حوا 1387 انتشارات هزاره ی ققنوس/ مجموعه شعر قیامت قرمز.انتشارات هنررسانه اردیبهشت و البته منظومه پریان ملیاناز همان نشر.

اما این همه ماجرا نیست.در پنجمین جلسه نقد کتاب شعر زنان  که با عنوان عمومی یک ماه یک کتاب در حوزه هنری برگزار می‌شود  نقد و بررسی دو کتاب «قیامت قرمز» و «پریان ملیان» سروده سودابه امینی و با مدیریت و اجرای فریبا یوسفی، یکشنبه 28 خرداد ماه در حوزه هنری انجام شد. دکتر مریم جعفری آذرمانی در این نشست گفت :هویت امینی در اشعارش پیداست. دکتر عبدالحمید ضیائی هم در ادامه همان نشست گفت که نگاه فراجنسیتی را برای شاعر حسن نمی‌داند و معتقد است اگر فروغ فرخزاد شاعر بزرگی است، به این دلیل است که بنیانگذار مکتب مونث در شعر فارسی است. در این نشست که با اکثریت قاطع زنان نسبت به مردان برگزار شد پریان ملیان  قیامت قرمز را مرور کردند.گزارش چاپ و نشر از این نشست ،از نظر گرامیتان می‌گذرد.

 

 

قیامت قرمز هویتی مستقل از دیگر آثار دارد

مریم جعفری آذرمانی شاعر و منتقد ادبی در این نشست، با اشاره به مجموعه شعر «قیامت قرمز» اظهار کرد: خانم سودابه امینی بعد از تجربه دو دهه شاعری، به نظر می‌رسد کارشان از جنبه‌ای سخت‌تر و از جنبه دیگر راحت است. ذهن ایشان به دلیل تجربه ای که دارند، دغدغه مند است و ادامه راه شاعری عموما برای شاعران با تجربه دشوارتر است. البته از سوی دیگر همان تجربه ها باعث می‌شود شاعر بتواند با زبان کار کند و با توجه به این 2 نکته می‌توان این مجموعه را مجموعه ای عجیب دانست.

وی ادامه داد: در مجموعه شعر «قیامت قرمز» شاعر تغزل را به معنی احساسات سطحی نمی‌بیند، بلکه تمام تاثیرهایی که انسان می‌تواند از جامعه و پیرامون خود داشته باشد را در غزل‌هایش ارائه می کند. وقتی دقیق‌تر نگاه می‌کنیم مجموعه قیامت قرمز ویژگی‌هایی دارد که در دیگر مجموعه‌ها نمی‌بینیم و شاعر هویتی از خود نشان می‌دهد که باعث می‌شود آثارش با دیگر آثار متفاوت باشد.

جعفری آذرمانی همچنین گفت: هویت فراجنسیتی در این مجموعه وجود دارد . البته با خواندن برخی اشعار متوجه می‌شویم که شاعر زن است و نگاه جزئی نگرانه در شعر بازتاب دارد. اما از جهت فکر، این مجموعه فراجنسیتی است و دعوایی بر سر زن و مرد وجود ندارد.

این شاعر کشور خاطرنشان کرد: یکی از پر بسامدترین اتفاقات مجموعه «قیامت قرمز» اشاره به نام کوچک شاعر یعنی سودابه است. ایشان سودابه بودن نام خود را امری کهن می دانند و این موضوع به قدری برایشان تبدیل به هویت شده است که به نظر می‌رسد شاعر می‌خواهد بازگردد و داستان سیاوش و سودابه را تغییر دهد.

وی با اشاره به این که تعداد بیت‌های غزل‌ها بیش از حد معمول است، گفت: البته این موضوع به خودی خود نمی‌تواند دلیلی برای خوب یا بد بودن شعر باشد.

وی با اشاره به فضای سورئالیستی برخی اشعار این مجموعه گفت: این گونه کارکردهای زبان و این که شاعر در شعر راحت سخن می‌گوید، می‌تواند به او کمک کند. در شعر معاصر ممکن است شاعران بترسند از این که کلمات ساده به کار ببرند. اما به کارگیری زبان مناسب با توجه به فضایی که در شعر ایجاد می کنیم ، می‌تواند شعریت ایجاد کند.

 امینی برای دیده شدن در آینده شعر می‌گوید

وی ضمن اشاره به نمونه هایی از فضای انتزاعی در اشعار سودابه امینی، عنوان کرد: گاهی هم این تصاویر در کنار هم، فضایی انتزاعی و هم عینی ایجاد می کنند. خانم امینی از آن دسته شاعرانی هستند که اشعارشان را برای ماندن و دیده شدن در آینده مکتوب می کنند و برای مخاطب جدی شعر می‌نویسند و توجهی به این ندارند که مخاطب امروز چه می‌خواهد و چه موجی به راه افتاده است. البته اگر وزن‌ها را تنوع بیشتری بدهند، باعث می‌شوند مضامین و موضوعات هم متنوع شوند.

جعفری آذرمانی با تاکید بر این که شاعر در مجموعه شعر آزاد خود، توجهی به سیر شعر سپید نداشته است، عنوان کرد: اگر مجموعه «پریان ملیان» نمی‌تواند در تاریخ نگاری شعر سپید جایگاهی داشته باشد، چرا که شاعر بدون توجه به این سیر و جریان، اشعار خود را سروده است.

وی اظهار داشت: با برخی کلمات کهن که در این مجموعه به کار رفته است نتوانستم ارتباط برقرار کنم ، البته متوجه هستم که این مجموعه می‌تواند حماسی باشد و در شعر حماسی نیز این کلمات جای دارند. همچنین شاعر در جنگ زیست کرده است و به نوعی این مجموعه، می‌تواند زندگینامه شاعر هم باشد.

 

 التزام به آموزه‌های شاعرانه

عبدالحمید ضیائی شاعر و مدرس فلسفه نیز در سخنانی با اشاره به مولفه‌های هنرمند بودن، اظهار کرد: نخستین مولفه داشتن تجربه هنری است؛ یعنی کسی که به او شاعر می‌گوییم، واجد و دارای تجربه شاعرانه باشد. تجربه شاعرانه و هنری هم با تجربه دینی و عرفانی متفاوت است. دومین مولفه نیز سیر و سلوک هنری است که با تعلیم و تربیت متفاوت است، چرا که سیر و سلوک در شاعر تنها جنبه بیرونی ندارد و احوال درونی شاعر را هم شامل می‌شود. همچنین التزام به آموزه‌های شاعرانه از دیگر مولفه ها است.

وی ادامه داد: باید دید در دو مجموعه شعر «قیامت قرمز» و «پریان ملیان»، چقدر شاعر این سه ویژگی و مولفه شاعرانه را داشته است. من معتقدم التزام به آموزه‌های شاعرانه در آثار سودابه امینی قوی‌تر است.

ضیائی همچنین گفت: نکته نقدی که درباره کتاب «پریان ملیان» به ذهنم رسید این است که تمام اشعار این کتاب الگوی ثابت گرامری دارد و زبانی بر کتاب مسلط است که با دستور واحد بی تغییر است. گاهی حتی می‌بینید کاربرد مفعول در تمام شعرهای این مجموعه یکسان است و بدون هیچ تغییر و تفاوتی به کار رفته است. اگر خانم امینی تمام اشعار را پشت هم می‌نوشت، مخاطب متوجه نمی‌شد که در حال خواندن قطعات شعری متفاوت است. به لحاظ نحوی ، شعرها احوالشان متفاوت است. همه این آثار شعر پایداری، شعر ضد جنگ و شعر صلح هستند. اما در هر کدام از اشعار، بر اساس احوال و اوضاعی که در آن شعر سروده شده، توقع داریم زبان هم متفاوت شده باشد.

 

 

تاثیرپذیری از شاملو

این شاعر و مدرس فلسفه با تاکید بر این که زبان کتاب «پریان ملیان» شاملو وار است، تصریح کرد: ردپای شاملو را در شعرها و به ویژه در نحو و گرامر گفتار می‌بینید. البته این شباهت، آرکائیک هم هست؛ هرچند در اشعار شاملو گاهی این باستان گرایی نحوی وجود ندارد. اما در اغلب اشعار کتاب خانم امینی این مسئله دیده می‌شود. نه تاثیرپذیری از شاملو چیز بدی است و نه آرکائیک بد است و هر دوی این دو نکته در یک دفتر شعر می‌توانند نقاط قوت اثر باشند.

اما این که تقلید به شکلی باشد که نتواند منعکس کننده دغدغه‌های تقلید شده باشد، به نظر کپی ناقض و ناشیانه به حساب می‌آید.

همزبانی با ناخودآگاه جمعی

ضیائی خاطرنشان کرد: نکته دیگر من غایب شاعر در شعرها است. بسیاری از شعرها ممکن است خاطرات شخصی شاعر از جنگ باشند. منظور از من غایب تجربیات فردی است که بعد از عنصر فردیت در جان شاعر جنبه عمومی پیدا می‌کند. باید دقت کنیم که چقدر از منی که شاعر صحبت می‌کند خاطرات شخصی است و چقدر تجربیات فردی که فردیت شاعر به عنوان شاعر و ناخودآگاه جمعی در آن دخالت دارد و ناخوداگاه فردی شاعر با ناخوداگاه جمعی همزبانی پیدا کرده است.

وی در بخش دیگری از سخنانش گفت: بسیاری از اوقات دانش مانع شهود در ذهن شاعر می‌شود؛ در برخی شعرهای «پریان ملیان» این نکته مشاهده می‌شود. گاهی درک ما از هستی تحت تاثیر دستگاه‌های مفهومی که خودمان ساخته‌ایم قرار می‌گیرد و ما از فهم بی‌واسطه هستی محروم می‌شویم.  خانم امینی منتقد بسیار موفقی هستند؛ تا وقتی این تئوری‌ها مبنای شعر سرایی نشوند و یا اگر می‌شوند ؛ در شعر پنهان باشند این یک حسن است؛ اما اگر قرار باشد به شکل آشکار و آوردن اسامی در شعر باشد، برای مخاطب آزار دهنده است.

وی با تاکید بر این که با برخی شعرهای سودابه امینی نمی توان صمیمی شد، عنوان کرد: نمی توان با برخی اشعار این دو مجموعه ارتباط صمیمانه ایی برقرار کرد و مخاطب پس از خواندن شعر به این احساس نمی‌رسد که بخشی از حرف دل خود را در شعر خوانده است.

نگاه زنانه به خدا، هستی و انسان

ضیائی افزود: نکته مهم تر غایب بودن عنصر جنسیت در هر دو کتاب است. نگاه فراجنسیتی را برای شاعر حسن نمی‌دانم و معتقدم اگر فروغ فرخزاد شاعر بزرگی است، به این دلیل است که بنیانگذار مکتب مونث در شعر فارسی است و نگاه زنانه به هستی، خدا و انسان را در شعر خود مورد استفاده قرار داده است. فمینیسم ادوار مختلفی در طول تاریخ تفکر طی کرده است؛ اما هنوز در ایران به اولین نحوه از تفکر فمینیسم اشاره می‌شود، در حالی که پس از گذشت دو دهه، فمینیسم از حالت حقوقی و جنسیتی عبور کرده و به حوزه فمینیسم معرفت شناسانه و فلسفی کشیده شده است. فمینیسم های امروز گفته اند که بحث ما جدا از برابری حقوق زنان و مردان است و فراتر از این است که زن ها برابر با مردان شوند. فمینیسم معرفت شناسانه به این معنا است که باید به نوعی زنانه نگری به هستی داشته باشیم. به خداوند، هستی و انسان زنانه نگاه کنیم و این زنانه نگری یکی از عناصر غایب ، به ویژه در فرهنگ کشورمان است. اگر این تفکر وارد شعر شود، تصور می‌کنم تحولات بسیار جدی رخ می‌دهد.

سودابه امینی نیز نقدهای صورت گرفته بر روی دو کتاب «قیامت قرمز» و «پریان ملیان» از سوی منتقدان حاضر در نشست را دقیق و درست توصیف کرد و گفت: برخی نقدها بسیار به من نزدیک بود و به طور مثال خانم مریم جعفری آذرمانی توانسته بودند احساس من را برای سرایش برخی شعرها به خوبی درک کنند. سرنخ های بسیاری گرفتم که بر روی شعر خود مطالعه کنم و ببینم که چه مسیری را طی کرده ام و از این به بعد چه مسیری را باید بروم.

کلماتم را دوست دارم

 

 

وی درباره استفاده از برخی واژگان کهن در مجموعه شعر آزاد خود، گفت: برخی کلمات برای من است و احساس می‌کنم نمی‌توانم از آن جدا شوم و این کلمات را دوست دارم و نمی‌توانم به راحتی از این کلمات خداحافظی کنم. به مجموعه شعر «پریان ملیان» تعلق عاطفی دارم و اشعار این مجموعه را در حال و هوای خاصی سروده ام و شاید به همین دلیل نمی توان این اشعار را از هم تفکیک کرد.

رزمندگان دفاع مقدس، خیلی زود برای مردم کهنه شدند!

 

وی همچنین اظهار داشت: کهنه بودن برخی کلمات و اشعار به دلیل معنا و مفهومی است که در شعرها وجود دارد، چرا که معتقدم رزمندگان و ایثارگان دفاع مقدس، خیلی زود برای مردم کشورمان کهنه شدند. علاوه بر این که به دوره اساطیر و افسانه‌ها سفر کردم، سعی داشتم کهنه ترین دوره را برای مخاطب نشان دهم و حتی تصور می کنم رزمندگان از این هم بیشتر کهنه شده اند و این موضوع مهم ترین چیزی است که می خواستم در این کتاب بیان کنم.

ادامه مطلب...
29 خرداد 1396

همایون شجریان درباره پروژه‌ای که قرار است مردادماه به اجرا درآورد، گفت: این کار با کنسرت‌های همیشگی تفاوت دارد. حداقل برای من کار نویی است و بسیار هیجان‌زده هستم ببینم چه اتفاقی خواهد افتاد.

 

به گزارش چاپ و نشر، همایون شجریان و سهراب پورناظری که قصد دارند مردادماه امسال پروژه‌ شاهنامه‌خوانی «سی» را در کاخ سعدآباد به روی صحنه ببرند، در نشستی با حضور دیگر عوامل این پروژه توضیحاتی را در این‌باره ارائه کردند و پاسخگوی پرسش خبرنگاران بودند.

در ابتدای این نشست که شامگاه ۲۸ خرداد در هتل «اسپیناس پالاس» برگزار شد، امیرحسین ماحوزی به عنوان دراماتورژ (نمایش پرداز) این پروژه چند رسانه‌ای در سخنانی گفت: در جمع دوستانه‌ای که با سهراب پورناظری داشتیم به این موضوع پرداختیم که به شاهنامه کم‌توجهی شده است و اینجا بود که پروژه ما کلید خورد. ضرورت نگاه مجدد به شاهنامه در زمان بحرانی یکی از سوالاتی بود که به آن پرداختیم.

او با بیان اینکه فردوسی با پاسبانی از اساطیر ایرانی توانست فرهنگی را ایجاد کند، ادامه داد: ما در یکی از حساس‌ترین دوران‌های ایران هستیم و آیا می‌توانیم با شرایط آشوب منطقه فرهنگ ایران زمین را بازسازی کنیم؟ در این آشوب کماکان اسطوره‌ها هستند که می‌توانند ما را نگه دارند.

ماحوزی با تاکید بر اینکه شاهنامه فقط کتاب جنگ نیست و بر مهر استوار شده است، اظهار کرد: مهر و عشق اولین مفهومی بود که روی آن تمرکز کردیم. ما در این پروژه سه داستان را پیش خواهیم برد. اولی با مرکزیت عشق و تمرکز بر داستان «زال و رودابه»، دومین با محوریت آزادی و داستان «رستم و اسفندیار» و سومی، داستان با محوریت تقابل عشق و میهن «رستم و سهراب» خواهند بود.

در ادامه، محمدحسین توتونچیان به عنوان مدیر برنامه‌ریزی این پروژه، گفت: این پروژه به یاری خدا از ۱۵ مردادماه در کاخ سعدآباد آغاز خواهد شد؛ امیدوار هستیم در یک هفته آتی بتوانیم بلیت‌فروشی آن را در دو سامانه شروع کنیم. قیمت بلیت‌های این اجرا از ۲۵ هزار تا ۱۹۵ هزار تومان خواهد بود.

او اضافه کرد: در حال حاضر حداقل بلیت‌های ایونت‌هایی مانند این را از ۵۰ هزار تومان شروع می‌کنند زیرا هزینه‌بر هستند. اما نگاه ما نگاه حمایتی از جوانان و دانشجویان بود که قیمت‌های بالای بلیت بر آن‌ها فشار نیاورد.

توتونچیان گفت: معمولا در اجراهای فضای باز، نارضایتی از نوع چیدمان وجود دارد اما ما در این موضوع دقت کرده‌ایم و حساسیت‌ها لحاظ شده است؛ امیدوار هستم هیچ نقطه کوری نداشته باشیم.

سپس نغمه ثمینی به عنوان نویسنده این پروژه بیان کرد: تقریبا ۱۰ ماه پیش سهراب پورناظری ایده‌ای که با اشتیاق می‌خواست درباره شاهنامه داشته باشد با من صحبت کرد. ما در ادامه به شکلی به نام درام موسیقایی رسیدیم. در واقع این کار نه کنسرت است و نه تئاتر؛ بلکه جایی است که این دو به یکدیگر متصل می‌شوند.

او با بیان اینکه این دومین اقتباسش از داستان‌های شاهنامه است، ادامه داد: امروز متن این پروژه داغ داغ آماده شده و به زودی به دست عوامل خواهد رسید.

اصغر دشتی نیز به عنوان کارگردان پروژه «سی» گفت که این پروژه با دیگر آثار تئاتری که کارگردانی کرده، تفاوت دارد و ادامه داد: قرار است برای نخستین بار تعدادی آرتیست اثری چندرسانه‌ای را به عنوانی اثری واحد به نمایش دربیاورند. پیش تولید این پروژه از دی‌ماه سال گذشته آغاز شده و از اول تیرماه تمرینات رسمی آن آغاز می‌شود.

در ادامه، سحر دولتشاهی با عنوان بازیگر این پروژه در سخنانی کوتاه گفت: من دغدغه‌مند کنار این گروه هستم و باعث افتخارم است در این پروژه حضور دارم.

مهدی پاکدل نیز به عنوان بازیگر دیگر این اثر، اظهار کرد: خوشحال هستم که بالاخره چنین پروژه‌ای در کشور اجرا می‌شود. این چیزی است که در خیلی مواقع ما از آن غافل بودیم.

امیر جدیدی بازیگر دیگری است که قرار است در «سی» نقشی را ایفا کند؛ او نیز بیان کرد: امیدوارم این کار حرکتی باشد تا مردم ما با سرزمین و ادبیات خودشان بیشتر آشنا شوند.

در ادامه،همایون شجریان که قرار است «سی» با آواز او همراه باشد، گفت: مرکز این پروژه چه در اشعار، چه در متن و چه در نقش‌های روی صحنه، شاهنامه است. ما موسیقی‌های مختلف و تصانیف مختلفی داریم که ممکن است در آن‌ها از اشعار دیگر بزرگان نیز استفاده کنیم. امکان دارد آثار «ابر می‌بارد» و «آهای خبردار» که مورد استقبال قرار گرفت را در کنار این‌ها اجرا کنیم.

او اضافه کرد: هدف اصلی من و سهراب پورناظری این است که بتوانیم نسل‌های مختلف را کنار هم بنشانیم و کاری را خلق کنیم که از چند نسل شنونده داشته باشد و بتوانیم پیام شاهنامه را برسانیم. برای همین انتخاب فرم‌های موسیقی و نمایشی در این راستا بوده که افراد با سلایق و فرهنگ‌های مختلف از آن لذت ببرند و نگاهی به شاهنامه داشته باشند و با این گنجینه فارسی بیشتر آشنا شوند.

این خواننده با بیان اینکه تنها جایی که مناسب این اجرا است فضای باز کاخ سعدآباد است، اظهار کرد: ما نقش‌هایی مانند زال، رودابه، رستم، اسفندیار، سهراب، منجم و پری داریم؛ البته من تصوری از پری ندارم.

سپس پوریا سوری که به نمایندگی از سازمان میراث‌فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری در این نشست حضور داشت، گفت: ما هرقدر که ایران را می‌شناسیم از شاهنامه است. دلیل ورود و علاقه سازمان میراث‌فرهنگی به این موضوع و پروژه‌های آن این بود که این پروژه در دسته میراث ناملموس قرار می‌گیرد. ما خوشحال هستیم توانستیم در این پروژه تفاهم‌نامه‌ای را امضاء کنیم که بنابرآن اجرای موسیقی و آثار هنری را در مکان‌های تاریخی داشته باشیم.

در ادامه، سهراب پورناظری به عنوان آهنگساز و نوازنده این اثر با اشاره به عوامل پروژه گفت: این عزیزان در تحقق یک رویا به من کمک کردند. در امتداد تورها، سی‌دی‌ها و توفیقاتی که با همایون شجریان داشتیم به یک پروژه ملی که اثر آن را در جامعه ببینیم فکر کردیم. از نظر من این کار وظیفه دولت و حکومت است اما در ایران مسئولیت به عهده هنرمندان است؛ البته ما سازمان میراث‌فرهنگی را در کنار خود داریم که الحق به ما خیلی کمک کردند.

او با بیان اینکه من در ابتدا به برگزاری شب حافظ و سعدی و... فکر کردم، اضافه کرد: در این راستا جلسه‌ای با حمید نعمت‌الله (کارگردان سینما و تلویزیون) داشتیم که او همه کاسه کوزه‌ها را بهم ریخت و گفت این کار را به همراهی سینما و تئاتر انجام بدهید. بنابراین قرار شد فیلمی ۳۰ دقیقه‌ای با این مضمون ساخته شود و برای اینکار جلسه‌ای را با نغمه ثمینی برگزار کردیم. اما اینکار با یکی از فیلم‌های نعمت‌الله مصادف شد و ساخت فیلم ۳۰ دقیقه‌ای انجام نشد.

پورناظری ادامه داد: در این راستا برادرم تهمورس پیشنهاد داد از ویدیومپ برای انجام کارمان استفاده کنیم که پیشنهاد خوبی بود و ما قبول کردیم.

این نوازنده با بیان اینکه هدف ما بازسازی هویت ملی است، گفت: شاید این حرف بزرگی باشد اما ما در حد و توان خودمان این کار را انجام می‌دهیم. امیدوار هستیم این دیکته نانوشته‌ای که نوشته می‌شود آنقدر حسن زیاد داشته باشد که ضعف آن به چشم نیاید.

او درباره نوع موسیقی پروژه «سی» توضیح داد: این موسیقی شامل موسیقی نواحی، سنتی و معاصر ایرانی به همراه موسیقی کلاسیک غربی است؛ درواقع از تمام پتانسیلی که به ذهن من می‌رسید برای اینکار استفاده شد و امیدوارم در نتیجه به جای همنشینی فیزیکی این موسیقی‌ها همنشینی شیمیایی اتفاق بیفتد.

بخش بعدی این نشست به پرسش و پاسخ خبرنگاران اختصاص داشت.

شجریان در پاسخ به این پرسش که آیا این پروژه در ادامه پروژه «سی‌مرغ»ی است که او به آهنگسازی حمید متبسم اجرا کرده است؟ گفت: خیر، این پروژه در ادامه آن نیست. «سی‌مرغ» یک کار مستقل بود که ارکستر ۴۰ نفره سازهای سنتی داشت اما در اینجا کار متفاوت است.

او همچنین درباره اینکه چرا خواننده‌های موسیقی آوازی کمتر به شاهنامه می‌پردازند؟ اظهار کرد: علت اینکه ما نیز در این پروژه فقط به اشعاد فردوسی نپرداختیم، محدودیت‌های وزنی و فرمی است که این اشعار دارند و ممکن است کار را یکنواخت و از حوصله یک ساعت و نیم کنسرت، خارج کنند.

پورناظری نیز هنگامی که مخاطب پرسشی مبنی بر یکی شدن زمان اجرای این پروژه و پروژه فردوسی‌خوانی شهرام و حافظ ناظری با نام «آواز پارسی، اسطوره و عشق» قرار گرفت، گفت: حسن تصادف جالبی بود که این خبرها در یکی دو روز اعلام شد. امیدوارم در صداقت من شک نکنید؛ من خوشحال هستم که این اتفاق می‌افتد. هدف ما پرشکوه کردن شاهنامه است و چقدر خوب که در یک سال دو پروژه درباره فردوسی برگزار می‌شود. امیدوار هستم بهترین اجرا را برای دوستان شاهد باشیم.

او تاکید کرد که نمی‌گوید پروژه «سی» اولین است و پیش از این مانند آن اجرا نشده است.

در ادامه، دشتی توضیح داد: در این پروژه تمام تلاش تیم این بود که همنشینی تئاتر، موسیقی و ویدیومپینگ اتفاق بیفتد. بازیگران در این اثر، آواز نخواهند خواهند اما آهنگی در کلام وجود دارد. موسیقی در این اثر برای خودش کاراکتری پیدا کرده است و خانم ثمینی تلاش کرده‌اند در نمایشنامه این پروژه این ترکیب را حفظ کنند تا هر کاراکتری جایگاه خودش را داشته باشد و من به عنوان کارگردان تلاش می‌کنم این فضا را روی صحنه ایجاد کنم.

او گفت: برای کار ویدیو مپینگ این پروژه از یک مدیر هلندی دعوت کردیم.

پورناظری نیز درباه حضور حمید نعمت‌الله در این پروژه توضیح داد: او به عوان مشاور در کنار ما است و کار فیلمبرداری و کارگردانی این اثر را که بعدا به شکل دی وی دی منتشر خواهد شد برعهده دارد.

او همچنین گفت: شرایط وسوسه کننده‌ای بود که توانایی ذهنی‌ام را روی موسیقی سنتی نشان بدهم. احساس مسئولیت ایجاب می‌کند دل به دریا بزنیم و آنچه باعث می‌شود جوانان ایرانی با ریشه‌ای که در تمام خانه‌ها بوده را آشنا کنیم. متاسفانه امروزه کلام فارسی دارد از موسیقی رخت برمی‌بندد. در این پروژه آواز و تصنیف ایرانی و خراسانی قدیمی را خواهید شنید.

سپس ثمینی اظهار کرد: این پروژه نه به اپرا و نه به تئاتر موزیکال شبیه خواهد بود؛ نمی‌توانم به جرأت بگویم این اولین بار است که چنین کاری انجام می‌شود. در این کار موسیقی در داستان و درام نقش ایفا می‌کند و امیدوار هستم بعد از دیدن آن بگویید داستان این کار بدون موسیقی لنگ می‌ماند.

او با بیان اینکه متنی که برای این پروژه نوشته، دخل و تصرف نیست، گفت: این کار یک بازخوانی کاملا آزاد از داستان‌هایی است که پایه آن به قوت خودش حفظ شده است.

 پورناظری در همین زمینه گفت:ما نمی‌خواهیم پرده‌خوانی و نقالی کنیم. این متن برداشت ذهنی نغمه ثمینی است که اگر این داستان‌ها درام بود چه می‌شد. ما در این اثر به دیروز و فردا سفر داریم. در این پروژه از هیچ چیز پرهیز نشده است. مردم نباید منتظر باشند که رستم و سهراب شمشیربازی کنند.

شجریان نیز بیان کرد: اینجا موسیقی در خدمت نمایش و برعکس نیست. اینجا اتفاق دیگری است و همه چیزی همدوش هم پیش می‌رود.

او در ادامه اظهار کرد: من سعی داشتم تا جایی که حنجره، احساسات و انطباق سلیقه‌ام اجازه داده مرزی برای فرم کارم قائل نشوم. برای من جذاب نیست دائم یک فرم را تکرار کنم. البته بازهم آن‌ها را خواهم داشت.

پورناظری در پاسخ به این پرسش که سازبندی این پروژه به چه شکل است؟ گفت: سنتور، عود، دوتار، چنگ، بالابان، سه‌تار، تار، سازهای کوبه‌ای و ارکستر غربی سازبندی ما را تشکیل می‌دهد.

سپس ثمینی به معرفی نقش‌های بازیگران پرداخت و گفت: امیر جدیدی نقش زال، سحر دولتشاهی نقش رودابه و مهدی پاکدل نقش رستم را ایفا خواهند کرد. بستر این اثر رئالیستی نیست اما در آن جادو هست.

در ادامه دشتی بیان کرد: ۴ بازیگر دیگر به این پروژه اضافه خواهد شد. این پروژه به هیچ عنوان کار شلوغی نیست و ما فقط ۷ بازیگر خواهیم داشت و در کنار آن‌ها همایون شجریان و سهراب پورناظری به عنوان کاراکترهای موسیقی اجرا خواهند داشت.

شجریان درباره اسپانسر و قیمت بلیت‌ها، گفت: حضور اسپانسر خیلی در ساخت صحنه و تبلیغات ما کمک‌کننده است. شاید از تصور خارج باشد اما تاثیری روی قیمت بلیت نخواهد داشت. می‌توان گفت قیمت‌های حداقلی بلیتها واقعی‌تر هستند زیرا بلیت‌هایی با قیمت حداکثری ممکن است اهدایی باشند. ما خواستیم قیمتی حداقلی داشته باشیم تا همه بتوانند استفاده کنند.

فرزند محمدرضا شجریان در پایان این نشست، درباره ثبت ملی «ربنا»ی پدرش گفت: در جلسه‌ای که برای تفاهم‌نامه با سازمان میراث فرهنگی داشتیم دوستان ما را سورپرایز کرند و گفتند این اثر ثبت ملی شده است. سال‌ها قرار بود این اتفاق بیفتد اما نیفتاده بود. «ربنا» از سمت پدر به مردم تقدیم شده و او در نامه‌ای که خواستار پخش نشدن آثارش از صدا و سیما شد، این اثر را مستثنی دانست و گفت که مال مردم است و من اختیارش را ندارم. این اتفاق خوبی بود که باید می‌افتاد و افتاد.

 

منبع: ایسنا

ادامه مطلب...
صفحه1 از31