در خبرها آمده بود که مدیر کل ریالی و نشر بانک مرکزی از تصمیم این بانک درباره توقف انتشار اسکناس500 تومانی (5 هزار ریالی) خبرداده است. اما اخبار بعدی آن را تکذیب کرد و پی‌گیری ایرنا از بانک مرکزی نشان داد که بانک مرکزی از توقف انتشار این اسکناس منصرف شده است.

باز هم جناب مدیر کل ریالی و نشر بانک مرکزی اظهار کرد که علت انصراف از این کار، تقاضا و استقبال مردم از این اسکناس‌ها بوده است که بویژه در اعیاد اسلامی کاربرد بسیار دارد.

در این میان جای خالی چاپ اسکناسی مزین به تصویر شهریار به شدت احساس می‌شود. معمولا دولت ها از تصاویر هنرمندان زنده بر روی اسکناس‌ها کمتر استفاده می‌کنند. اما این روزها خبری منتشر شد که حاکی از این بود که تصویر نویسنده معاصر صدرالدین عینی بر اسکناس در تاجیکستان به چاپ رسیده است.

من فکر می‌کنم که ایران منتظر است تا جمهوری آذربایجان، تصویر شهریار را بر اسکناس‌های مانات، چاپ کند تا بعد از آن‌ها ایران با اظهار تاسف از یک سو و تبلیغ اهمیت هنر ایرانیان و عظمت شهریار از سوی دیگر با این موضوع برخورد دوگانه‌ای داشته باشد.

به همین دلیل، صاحب این قلم پیشنهاد می‌کند ایران، قبل از جمهوری آذربایجان، تصویر شهریار را روی یک اسکناس درج کند. جهان با این کار زیر و رو نمی‌شود، و اگر هنرمندان ایران که با ارزش‌های اسلامی و دینی و همچنین ارق میهنی، در اعتلای هنر این ملت کوشیده‌اند قدر ببینند، چیزی از کسی کم نمی‌شود. امید وارم این کار صورت بگیرد./ بهروز قزلباش

به عنوان یک ناشر می‌توانم بروم خانه کتاب و بگویم کتابم را در یک میلیون نسخه چاپ می‌کنم. بررسی و تطبیق خاصی در این مورد وجود ندارد.

 

چند روز پیش در حال تدوین برنامه بازاریابی یکی از ناشران بودم. به همین دلیل مشغول آنالیز آمارهای مختلف از منابع مختلف بودم که به آمار خانه کتاب درباره وضعیت نشر در شهریور 96 رسیدم. در این گزارش، کتابی با عنوان «شاهکار قرن! استراتژی و ...» با 700 هزار نسخه در صدر قرار داشت (منبع : آمار نشر ایران، خانه کتاب، گزارش شهریور 1396).

اول فکر کردم 70 هزار نسخه بوده و اشتباه کرده‌ام. بعد فکر کردم اشتباه تایپی بوده. خلاصه اینکه پیگیری کردم و فهمیدم همین الان من می‌توانم بروم خانه کتاب و برای کتابی که قصد چاپ آن را دارم، اعلام کنم کتابم را در یک میلیون نسخه چاپ می‌کنم! بررسی و تطبیق خاصی وجود ندارد.

به این فکر کردم که آیا کلاً به آمار در ایران می توانیم اعتماد کنیم یا نه؟ طبق آمار منتشر شده، تعداد عناوین چاپ شده در سال 1395، 88 هزار و 825 عنوان بوده، با شمارگان متوسط 1650 نسخه. یعنی در سال 95 حدود 145 میلیون جلد کتاب چاپ شده است.

با خود فکر کردم، نکند تعداد عناوین هم 88 هزار نبوده و مثلاً 30 هزار عنوان بوده؟ نکند 145 میلیون جلد نبوده و مثلا 70 میلیون جلد بوده؟ از 150 میلیون جلد کتاب چاپ شده‌ احتمالی سال 96 که همین حالا 700 هزار تایش اینجا هیچ می‌شود. یعنی بیش از نیم درصد آمار کل فقط در یک قلم خطای احتمالی، قابل حذف است. الان یک بازاریاب بر اساس چه اطلاعاتی باید برنامه‌ریزی کند؟

بررسی‌های بیشتر نشان داد که اشتباه در آمار در بخش‌های مختلفی صورت می‌گیرد. مثلا (فقط مثلاً و در مثل مناقشه نیست!)  فرض می‌کنیم ناشر گفته این کتاب بیشتر از 300 نسخه چاپ نمی‌شود، چون فروش نمی‌رود، ولی تایپیست است دیگر، بعضی وقت‌ها دستش می‌لرزد، 300 را 3000 می‌زند، بعضی وقت‌ها هم دلش می‌لرزد. دل است دیگر، نمی‌لرزد؟ آن هم اگر عاشق کتاب باشی؟  تایپیست فرضی ما عاشق کتاب است و دلش می‌لرزد و نمی‌تواند 300 بزند، آن هم برای چنین کتاب خوبی، 3000 می‌زند. همین.

اصلا بعضی وقت‌ها برای انتشاراتی به قدمت انتشارات عادل طالبی، یا برای نویسنده معروفی مثل عادل طالبی، خوب نیست بخورد تیراژ : 500 نسخه. می زنیم 5000 نسخه. چه اشکالی دارد؟ چه چیزی از چه کسی کم می‌شود؟

این‌ها فقط نیست. مثلاً کتابی سال گذشته واقعا 3000 جلد چاپ شده و واقعا 3000 در شناسنامه کتاب به درستی خورده است. کتاب است، فروش نرفته، و حالا که سال 96 است. چه اشکال دارد اگر «لَت» بزنیم و با جلدی نو، کتاب را دوباره در خانه کتاب به عنوان کتاب چاپ جدید ثبت کنیم؟ با قیمت جدید. با عنوان چاپ جدید. البته کار بدی هم نیست. به نفع محیط زیست هم هست. چون کاغذ را دور نریخته‌ایم. تنها اشکالش این است که پارسال 3000 خورده، امسال هم 3000 می‌خورد ولی در واقع کلاً 3000 بوده. یعنی در آمارها 2 بار آمده ولی در بازار و دست مردم، یک بار دیده شده. نگویید نمی‌شود! می شود! این کاری مرسوم است. مثلاً، داریم ناشرانی که می‌شناسید و کتاب‌هایشان را با تخفیف‌های عجیب می‌فروشند و وقتی به اصل ماجرا بر می‌گردیم همین «لَت» زدن را در پَسِ ماجرایش می‌بینیم.

باز حالت‌های دیگری هم داریم که منجر به بروز خطا در آمار نشر می شود. مثلاً فردی به نام عادل طالبی، می‌خواهد در دوره دکترا پذیرفته شود. چهار عنوان کتاب ترجمه می‌کند. هر کدام را به صورت دیجیتال چاپ می‌کند. مثلاً در 10 نسخه. اما نمی‌شود در شناسنامه نوشت، 10 نسخه!. خوب نیست! چون نمی‌شود در شناسنامه نوشت : «این کتاب فقط برای قبولی در آزمون دکترا منتشر شده است». برای آبروداری هم که شده، تیراژ را 1000 می زنیم. نمی‌زنیم؟

باز هم از این نمونه‌ها و از این منابع خطای آماری در آمار کتاب می توانیم بشماریم. به این فکر کنیم که اگر این طور باشد و آمار واقعی کتاب‌های چاپ شده در ایران واقعاً بیشتر از 50-60 میلیون جلد نباشد، آن هم به شرط اینکه کتاب، واقعاً کتاب باشد و برای دلایل عجیب و غریبی که می‌دانیم و می‌دانید چاپ نشده باشد، مثلاً برای کلاس گذاشتن و چشم دوست و آشنا را درآوردن منتشر نشده باشد، آمار واقعی کتاب‌های منتشر شده به چه میزان تقلیل می یابد؟ شاید حداکثر یک کتاب به ازای هر یک نفر ایرانی. آن هم با احتساب کتاب های کمک آموزشی و کتاب های دانشگاهی (دانش آموزان و دانشجویان) که عملا این ها را هم کم کنیم، در انتها شاید 20-30 میلیون جلد کتاب بیشتر نماند برای کل ایران.

این یعنی: 1 کتاب به ازای هر 3  نفر ایرانی در سال. یعنی هر 3 نفر ایرانی به طور متوسط در سال 1 کتاب می خوانند؟

البته اینها فقط فرضیه است و باید بررسی شود. بد نیست یک پایان نامه تحقیقی و تطبیقی و کاربردی در دوره کارشناسی ارشد و حتی دکترا به این موضوع اختصاص یابد که واقعاً آمار واقعی چاپ کتاب ما (بجز کتاب‌های کمک درسی و کتاب‌های دانشگاهی که برای گرفتن مدرک کاربرد دارند و خوانده می شوند) چقدر است؟

 پی‌نوشت : هرچند رگه‌های طنز در این یادداشت و در مثال‌ها مشهود است و در واقع، با لحن طنز گونه، این مطلب تنظیم شده، اما امیدوارم، اصل موضع که یک تراژدی است نادیده گرفته نشود. شنیده‌ایم که می‌گویند: طنز و تراژدی برادر همدیگر هستند.

منبع: فانوس

* اصغر قاسمی

خیابان حافظ؛ خیابانی که اگر چه نام بزرگ ترین شاعر ملی ایران را یدک می کشد اما در آن قلب یکی از حساس ترین مراکز اقتصادی کشور می زند: تالار شیشه ای بورس تهران؛ جایی که فعالان اقتصادی امید دارند سرانجام روزی تبدیل به قطب مهمی برای تامین سرمایه شرکت ها شود و تا دیگر تولیدکنندگان برای گرفتن تسهیلات از بانک ها کفش آهنین به پا نکنند. اما آیا با وجود این اهداف رویایی فعالان عرصه صنعت چاپ با بازار سرمایه آشتی خواهند کرد و شرکت چاپ و افست از غربت و تنهایی حضور در بورس تهران بیرون خواهد آمد؟

اگر سری به سایت رسمی بورس تهرانtsetmc.com  بزنید خواهید دید که در زیرمجموعه گروه انتشار، چاپ و تکثیر تنها نماد یک شرکت را درج کرده است: چافست! ما با وجود حضور ده ها شرکت ریز و درشت در صنعت چاپ چرا هیچ یک از آن ها تمایلی به حضور در بورس تهران ندارند و تنها شرکت افست است که تن به این موضوع داده است؟

برای دریافتن این موضوع ابتدا باید برویم به سراغ وضعیت صنعت چاپ در ایران. در چند سال اخیر بسیار از وضعیت نامناسب و بغرنج تولید در کشور گفته می شود؛ وضعیتی که فعالان عرصه چاپ هم با آن دست و پنجه نرم می کنند و در شرایط سخت دست اندازهای بی مورد به حیات خود ادامه می دهند.

حال و هوای صنعت چاپ از عینک تحلیلگر بنیادی

عنایت پورسیف، کارشناس بازار سرمایه و تحلیلگر بنیادی در این باره به ما می گوید: صنعت چاپ و نشر ایران صنعت رشد یافته ای نیست. تدوین کنندگان سند چشم انداز جایگاه صنعت چاپ ایران را در منطقه در رتبه اول پیش بینی کرده اند اما در عمل اتفاقی که افتاده این است که ایران در رتبه پنجم ایستاده است. این موضوع را باید با توجه به گستردگی اقتصاد ایران در نظر بگیرید. اقتصادی با قد و قواره اقتصاد ما نیازمند محصولات چاپ و نشر بیشتری است تا اقتصادهای کوچکی مانند عراق، کویت، امارات و... اما در عمل می بینیم که ما در رتبه پایین تری از برخی اقتصادهای کوچک منطقه ایستاده ایم.

وی افزود: البته وقتی همه صنایع کشور در حال درجا زدن هستند نمی توان از صنعت چاپ انتظار داشت که شق القمر کند. صنعت چاپ و نشر ما در استفاده از بازارهای منطقه ای و فرامنطقه ای هم خوش ندرخشیده است. آمارهای رسمی حکایت از آن دارد که میزان صادرات این صنعت کمتر از 10 درصد است.

پورسیف ادامه داد: از نظر وضعیت رشد یافتگی صنایع مرتبط با چاپ و نشر هم این صنعت از وضعیت متعادلی برخوردار نیست. در حال حاضر به دلیل این که صنعت چاپ نمی تواند نیازهای صنایع مختلف را در امر چاپ بسته بندی پشتیبانی کاملی کند، تولیدات کشور در این زمینه با خلاء رو به روست. در واقع بازار داخلی ما بازار بکری است و انواع محصولات چاپی مورد نیاز است اما با این وجود به دلیل این که صنعت چاپ ما قادر به پاسخگویی به این نیازها نیست واردات جای آن را در اقتصاد کشور گرفته است.

یک رشته میان صنعتی

وی تاکید کرد: صنعت چاپ یک صنعتی است که با صنایع بسیاری در ارتباط است. اگر صنعت چاپ ما به بلوغ برسد می تواند اثرگذاری بر بسیاری از رشته های تولیدی و اقتصادی داشته باشد. در حال حاضر عدم بلوغ صنعت چاپ موجب شده است تا در بسیاری از موارد اقتصاد کشور با خام فروشی محصولات ارزنده ای مانند زعفران رو به رو شود در صورتی که با اتحاد صنعت چاپ تکامل یافته و بسته بندی ارزنده می توان زعفران ایرانی را که به نام زعفران اسپانیایی در بازارهای جهانی به فروش می رود، به نام ایران در بازارهای جهانی عرضه کرد.

البته سخنان این کارشناس بازار سرمایه در مورد نقاط ضعف بازار سرمایه در حالی است که بسیاری از صنایع حاضر در بازار سرمایه با مشکلات فراوان و مشابهی رو به رو هستند اما با این وجود در این بازار حضور دارند.

پورسیف در پاسخ به این پرسش می گوید: صنایع فراوانی هستند که از این ضعف مهم رنج می برند اما با این وجود در بورس حضور دارند علت آن هم این است که در بورس تنها شرکت های قدرتمند نباید حضور پیدا کنند همین که شرکتی دارای استانداردهای لازم برای حضور در بورس باشد می تواند در این بازار اقدام به انتشار سهام نماید. ما در حال حاضر شرکت های کوچک خانوادگی را داریم که در بورس تهران حضور دارند و اتفاقا بازدهی مناسبی هم برای سهامداران خود داشته اند.

حلقه مفقودشده

حمید فریور، کارشناس صنعت چاپ هم در این باره به خبرنگار ما گفت: صنعت چاپ به شدت نیازمند بازنگری در ساختار خود است. مهم ترین کاری که باید در این عرصه انجام شود سرمایه گذاری در ماشین های جدید است. در این میان تاکید من بر تغییر ساختار در گام اول جدی است. این تغییر باید در کلیت ساختار اداری، مدیریتی، ارتباط این صنعت با دولت و میان اتحادیه ها صورت گیرد تا صنعت چاپ بتواند از شرایط موجود خارج شود و به رشد و شکوفایی در خوری برسد.

وی افزود: باید نگاه ما به این صنعت نگاهی مبتنی بر صنعت مادر یا فراصنعتی باشد که صنایع گوناگون با آن در ارتباط هستند و به آن نیاز دارند. زمانی که این نگاه در مسئولان ما در خود فعالان صنعت چاپ شکل بگیرد می تواند برنامه ریزی هایی متناسب با این دیدگاه صورت بگیرد.

بزگ ترین مجموعه های ما در مقابل کشوری مثل ترکیه هیچ نیستند و صنعت چاپ ما با مشکلات فراوانی در این عرصه رو به رو است. مقیاس بزرگی این صنعت را باید در تاثیر گذاری آن جستجو کرد نه تعداد ماشین آلات آن و غیره سازو کارهای بهره برداری، برنامه ریزی و... است که این بزرگی را تعیین می کند.

وارد بازار سرمایه شدن سازوکاری دارد که باید با قوانین حاکم بر صنعت چاپ باید همخوانی داشته باشد. مشکل عدم حضور صنعت چاپ در این بازار سرمایه همان قوانین است. باید بسترهای لازم را به گونه ای ایجاد کرد که فعالان این عرصه مشتاق به حضور در بازار سرمایه شوند. در حال حاضر قوانین در این باره تشویقی نیست و انگیزه کافی به فعالان صنعت چاپ برای حضور در بازار سرمایه را نمی دهد.

شرکت های چاپ چگونه می توانند وارد بورس شوند؟

سخنان فریور در حالی است که تحلیلگران بازار سرمایه اعتقاد دارند که شرکت های چاپ حتما نباید در قد و قواره شرکت افست باشند تا در بورس حاضر شوند. شاید بخش مهمی از این مشکل این باشد که اساسا فعالان این صنعت از مزایای حضور در بازار سرمایه اطلاع دقیقی ندارند. برای این منظور این شرکت ها می توانند با تقدیم درخواستی در این باره به سازمان، از آن ها بخواهند تا با اعزام مشاور در چند و چون این ماجرا قرار گرفته و از نحوه ورود به بازار سرمایه و مزایایی که می توانند از آن برخوردار شوند اطلاع کسب نمایند. از جمله این مزایا می توان به معافیت های مالیاتی چشمگیر و کسب سرمایه از راه عرضه سهام اشاره کرد. البته یک نکته مهم در این میان وجود دارد و آن موضوع تطبیق این شرکت ها با قوانین سازمان بورس است. از جمله این قوانین وضعیت حقوقی شرکت های چاپ است. بر اساس قانون تنها شرکت هایی که سهامی عام هستند می توانند در بازار سرمایه حضور یابند یا این که حداقل باید برای تغییر وضعیت حقوقی از سهامی خاص به سهامی عام اقدام کرده باشند تا بتوانند در بازار حضور یابند. این تبدیل وضعیت از طریق افزایش سرمایه صورت می گیرد.

تنها شرکت حاضر در بورس در چه وضعیتی قرار دارد؟

شرکت چاپ افست شاید خوش شانس ترین شرکت صنعت چاپ است که توانسته با استفاده از امتیازاتی در قد و قواره شرکتی در خور بازار سرمایه ایران ظاهر شود. اگرچه سهام این شرکت در چند روز گذشته با افت و خیزهایی رو به رو بوده است اما با این وجود وضعیت اندیکاتور استوک استیک نشان می دهد که اصلاح کوتاه مدت این سهم به پایان خود نزدیک می شود و با رسیدن سهم به حمایت مهم 717 تومان، این امید وجود دارد که دوباره سهم به سمت وضعیت صعودی خود بازگردد. از نظر موج شماری هم سهم در محدوده موج سوم صعودی است که بخش مهمی از آن را تکمیل کرده است بنابراین انتظار می رود در میان مدت، سهم با اصلاح 30 تا 40 درصدی مواجه شده و سپس از این مرحله موج پنج صعودی بزرگ خود را آغاز خواهد کرد. چیزی که روند صعودی چافست را در هفته های گذشته سرعت داده است، فصل مهرماه و نیاز بازار به کتاب های درسی است. توالی زمانی صعودهای سهم نشان می دهد که همواره در محدوده های زمانی نزدیک به مهر ماه سهم واکنش صعودی نشان داده است که می تواند نشات گرفته از افزایش تولید فصلی سهم باشد. چافست با 200 میلیون سهم از جمله شرکت های با بازدهی مناسب در بازار سهام است که سهامداران حرفه ای همواره بخشی از سهم این شرکت را در پرتفوی خود نگاه می دارند و به عنوان یک سرمایه گذاری مطمئن به آن می نگرند. چیزی که بر ارزندگی این سهم می افزاید وضعیت فروش آن است. بررسی این موضوع نشان می دهد که افست در سال 94 به دلیل اجرای پروژه های جدید از خیزش خبی در این بخش برخوردار بوده است که در نمودار فروش دیده می شود.

اما نکته مهم این است که شرکت افست که از سال 65 در بورس تهران حضور دارد و از قدیمی ترین های این بازار است که تاکنون توانسته از مزایای حضور در بورس استفاده کند. اما آیا چند دهه تنهایی چافست در گروه چاپ بازار سرمایه، همچنان ادامه دار خواهد بود؟ به نظر می رسد که مدیران بازار سرمایه هم می توانند با برگزاری نشست های مشترکی با فعالان صنعت چاپ بر این روند نقطه پایانی بگذارند و آن ها را تشویق به حضور در این بازار نمایند.

تدوین کنندگان سند چشم انداز جایگاه صنعت چاپ ایران را در منطقه در رتبه اول پیش بینی کرده اند، اما در عمل اتفاقی که افتاده این است که ایران در رتبه پنجم ایستاده است

با بسته بندی ارزنده می توان زعفران ایرانی را که به نام زعفران اسپانیایی در بازارهای جهانی به فروش می رود، به نام ایران در بازارهای جهانی عرضه کرد.

صنعت چاپ به شدت نیازمند بازنگری در ساختار خود است

مشکل اساسی این است که فعالان این صنعت از مزایای حضور در بازار سرمایه اطلاع دقیقی ندارند

 

 آخرین رمان جوجو مویز چاپ انتشارات نسل نواندیش  همزمان با نمیشگاه کتاب تهران به چاپ پنجم رسید.این کتاب که یک رمان به همان نام کتاب است، به همراه خود داستان‌های کوتاه دیگری نیز دارد.

 

جوجو مویز پیش از این در ایران با کتاب «من پیش از تو» شناخته شده بود، در این رمان عاشقانه نیز دوباره مورد توجه خوانندگان ایرانی قرار گرفت.

چاپ اول تا سوم این کتاب در بهمن ماه ۱۳۹۵ به بازار عرضه شد و هم‌اکنون پس از ۳ ماه به مناسبت نمایشگاه کتاب به چاپ پنجم رسیده است.

شخصیت اصلی این کتاب «نل» دختری است که بسیار پایبند به اصول و قوانین مخصوص به خودش است. او طی یک اتفاق در زندگی خود با خود واقعی‌اش روبه‌رو می‌شود و به جای تن دادن به عادت‌های همیشگی در مقابل آنها می‌ایستد و مسیری جدید را در زندگی خویش شروع می‌کند.

روند تغییرپذیری شخصیت نل در این رمان به همراه اتفاقات عاشقانه‌ای که برای او اتفاق می‌افتد روند داستانی پرکششی را برای خواننده ایجاد می‌کند و این روند پرکشش تا نیمه‌های پایانی رمان خواننده را به دنبال خود می‌کشاند.

جوجو مویز به طور کلی نویسنده رمان‌های رمانتیک است. او برنده‌ جایزه «رمان عاشقانه سال» در سال‌های ۲۰۰۴  و ۲۰۱۱ شده است

تک و تنها در پاریس تنها یکی از داستان‌های این کتاب پرفروش است. در واقع جوجو مویز در ادامه کتاب داستان‌های کوتاهی نیز در اختیار طرفداران خود قرار می‌دهد. داستان زنان توانمندی که سختی‌های زندگی آنها را از پا درنمی‌آورد و با تمام وجود برای تغییر زندگی خود تلاش می‌کنند.

قلم خیال‌پرداز این نویسنده بریتانیایی قصه‌ دختری را روایت می‌کند که دو شب عاشقانه را به اراده خود در پاریس برای خود می‌سازد.

این کتاب به قیمت پشت جلد ۲۲ هزار و ۹۰۰ تومان و نسخه الکترونیک هفت هزار و ۹۰۰ تومان توسط انتشارات نسل نواندیش روانه بازار کتاب شده است و از طریق وبسایت نسل نواندیش می‌توانید با ۲۰ درصد تخفیف ویژه این کتاب را تهیه کنید.

 

منبع: ایسنا