بهروز قزلباش

مولانا در خطوط شریف «فیه ما فیه» می‌نویسد« یکی گفت که اینجا چیزی فراموش کرده ام (خداوندگار)فرمود که در عالم یک چیزست که آن فراموش کردنی نیست اگر جمله چیزها را فراموش کنی و آن را فراموش نکنی باک نیست و اگر جمله را بجای آری و یادداری و فراموش نکنی و آنرا فراموش کنی هیچ نکرده باشی همچنانک پادشاهی ترا به ده فرستاد برای کاری معین، تو رفتی و صد کار دیگر گزاردی چون آن کار را که برای آن رفته بودی نگزاردی چنانست که هیچ نگزاردی پس آدمی درین عالم برای کاری آمده است و مقصود آنست چون آن نمی‌گزارد پس هیچ نکرده باشد.»

شاید اهالی قلم، در این خیال که کار قلمهای  معنا سبقشان انجامی دارد و حرکتی، دلخوش به جوهر روزهایی دارند که می‌گذرد و خاکستر بجا می‌گذارد. اما قلمهای شکسته، دهان‌های بسته، دل‌های پرجوش و خروش، و اسفناکی این ایام که رنگی از دوات حیات را به موت و ممات ملت کهتر نشانده است را چه باید؟

هرچند این بهانه که امروز، روزی برای خاکستر دوات و جوهر است، برای گفتن از رنج‌های ملت من باشد، کافی نیست اما ما آموخته‌ایم با رنج‌هایمان زندگی‌کنیم، یا بمیریم. یا بمیریم بی‌که زندگی کرده باشیم.

پیش از این نیز،... باری نوشته‌ام که جلای وطن سنت روشنفکران و مبتکران و فعالان این مرز بوده است و بر بوم تاریخ این سرزمین تصویر و خاطره گریز ناگزیر از این سامان، نقش شده است. کودک که بودم می‌اندیشیدم که چرا؟ اکنون می‌دانم اما نمی‌توانم آن را به تصویر بکشم و در قلم آورم. در نوجوانی افسوس می‌خوردم و ای بسا با ناسزای خفی بر مهاجران وطن خرده می‌گرفتم و اما امروز که می بینم قلم،یارای توضیح و تفصیل این ماجرای خانمان بر انداز را ندارد، می‌سوزم و خاکستر می‌شوم. شاید دواتی بسازند از خاکستر ما و آنهایی که مجال قلمشان در بند بند انگشتانشان ، هم بند حبس مسعودی است، کاری کنند که فرمود ای که دستت می رسد کاری بکن.

گویی، حبس قلم سنت حاکمان این سرزمین بوده است چنان که مهاجرت، سنت نویسندگان و دبیرانش.لیکن همه منتظرند دستی از غیب برون آید و کاری بکند!!

«...فرمود که در عالم یک چیزست که آن فراموش کردنی نیست اگر جمله چیزها را فراموش کنی و آن را فراموش نکنی باک نیست» و ما آن را فراموش کرده‌ایم.«... چون آن کار را که برای آن رفته بودی نگزاردی چنانست که هیچ نگزاردی» و هیچ نگزاردیم.

به هر روی نه نوشتن را سودی است و نه سکوت را معنایی، اکنون که در آتشیم باید از سوختن لذت ببریم . آنها که اهلیت این معنا را دارند لطیفه و دقیقه این ما جرا را می‌توانند از اخبار روزانه این سرزمین بخوانند.

 

 

معاون کتابخانه ملی در آئین یادگار ماندگار به بیان نگرانی‌ها و دغدغه‌های اهالی قلم و ناشران در رابطه با سرقت ادبی پرداخت.

 

به گزارش چاپ و نشر، برگزاری آئین تجلیل از پیشکسوتان اهل قلم  ۱۳ تیرماه در کتابخانه ملی آغاز شد.

مجید غلامی جلیسه، مدیرعامل مؤسسه خانه کتاب در ابتدای این مراسم گفت: اتفاق خیلی خوبی که از سال گذشته مترصد انجام آن در خانه کتاب شدیم، این بود که با همت عکاس هنرمند امید طاری‌فرد عکس پرتره اهالی قلم و نویسندگان تهیه شود.

وی افزود: مجموعه‌ای از پرتره‌های نویسندگان و اهالی قلم برای ثبت در تاریخ و استفاده در حوزه‌های گوناگون تهیه شد و در دفتر اول ۱۱۰ پرتره منتشر شد و با کمال تأسف با اینکه برخی از این افراد در سال گذشته فوت شدند، تصویر در خور شأن آنها را نداشتیم و در بسیاری از مجلات، کتاب‌ها و روزنامه‌ها خلأ جدی در این زمینه وجود دارد، در حالی که در حوزه ورزش و هنر این خلأ بسیار کم است.

غلامی‌جلیسه ادامه داد: به هر حال کار بایسته و خوبی بود که باید انجام می‌شد و دفتر دوم آن نیز در حال تدوین است و تا پایان سال جاری منتشر خواهد شد، اما ویژگی دفتر اول این است که کسانی که عکس‌شان در این پرتره آمده است، مربوط به متولدین قبل از ۱۳۰۰ شمسی است و دفتر دوم به تعداد دیگری از اهالی قلم اختصاص خواهد یافت.

وی تصریح کند: خانه کتاب فارغ از هر نوع نگاه، وظیفه خود می‌داند که در این زمینه اقدام و آن را در گستره عمومی پخش کند. نکته مهم این است که عکس‌ها کپی‌رایت ندارند و به‌زودی در وب‌سایتی عکس‌هایی با کیفیت بالا در اختیار علاقه‌مندان قرار می‌گیرد و زحمات زیادی برای هماهنگی با این افراد کشیده‌اند.

مدیرعامل خانه کتاب یادآور شد: این عکس‌ها برای ملت ایران است و قرار است مورد استفاده قرار گیرد تا از خمودگی و مهجوریت اهالی قلم در گستره ایران کم کند و این کاری کوچک برای قدردانی از اهالی قلم است و کاری بزرگ و خارق‌العاده محسوب نمی‌شود.

غلامرضا امیرخانی، معاون کتابخانه ملی نیز در ادامه گفت: اینکه اهالی قلم باید پاس‌داشته شود، سخنی تکراری است اما آیا این بزرگداشت‌ها کفایت می‌کند، ما همیشه در جمع دوستان این دغدغه را داشته‌ایم که نویسنده‌ای که به دوران کهولت رسیده، چه کسی باید مورد حمایت قرار دهد. البته کارهای خوبی نظیر بیمه اهالی قلم از سوی وزارت ارشاد انجام شده، اما کارهای بسیار دیگری باید انجام شود.

وی در ادامه بیان کرد: متأسفانه حق و حقوق نویسندگان و مترجمان در کشورمان رعایت نمی‌شود و این در سطح ملی و بین‌المللی خوب نیست و مشکلات عدیده‌ای را پدید خواهد آورد. چندی پیش مطلبی از انتشارات سخن می‌خواندم که عنوان کرده بودند، سی‌دی فرهنگ سخن در مقابل دانشگاه تهران به فروش می‌رسد و به این سادگی حق و حقوق نویسنده و ناشران پایمال می‌شود.

امیرخانی ادامه داد: سرقت ادبی در قدیم هم بوده به طوری که نویسنده کتاب «کشف‌المحجوب» در صفحات نخست به این موضوع اشاره و از آن گلایه کرده است و اکنون نیز این کار به‌راحتی انجام می‌شود. پایان‌نامه‌ها از همدیگر کپی می‌شوند و برخوردی هم با چنین موارد انجام نمی‌شود.

 

وی تأکید کرد: باید چاره‌ای اندیشیده شود و در این آشفته بازار کاری صورت گیرد، نگران این هستم که کتابفروشان به سمت فروش لوازم تحریر روی آورند. اکنون بسیاری از ناشران قدیمی مانند انتشارات علمی دیگر وجود ندارد و اثری از آنها نیست.