مجید باشعور گفت: قیمت کاغذ هفته گذشته به بندی ۳۳۰ هزار تومان رسیده بود از این رو نمی‌توان آینده خوبی برای صنعت نشر تصور کرد.

به گزارش چاپ ونشر به نقل از باشگاه خبرنگاران، گلایه یک ناشر از افزایش سرسام آور قیمت کاغذ در بازارمجید باشعور مدیرمسئول نشر تایماز در خصوص کتاب جدید این انتشاراتی گفت: تقریبا کتاب جدیدی منتشر نکردیم در حال حاضر بنا بر سفارش کتاب دعا و نیایش با پروردگار منتشر کردیم.

وی بابیان اینکه این مسئله به دلیل اوضاع کاغذ و ثابت نبودن قیمت آن در بازار به وجود آمده است،بیان کرد: قیمت کاغذ هفته پیش به بندی ۳۲۵ تا ۳۳۰ هزار تومان رسیده بود و در مقطعی  قیمت آن تا بندی ۳۸۰ هزار تومان هم افزایش پیدا کرد.

باشعور افزود: اوضاع نشر به گونه‌ای شده که دیگر نمی‌توان برای انتشار کتابی سرمایه گذاری کرد و وضعیت کنونی نشر، سی و دومین نمایشگاه بین المللی کتاب تهران را به شدت تحت تاثیر قرار خواهد داد چراکه از یک طرف انتشار کتاب گران تمام می‌شود و از طرف دیگر مردم توانایی خرید کتاب ندارند.

مدیرمسئول نشر تایماز با تاکید بر اینکه مردم درآمد ثابتی دارند، برای مثال کارمند هستند و درآمد آن‌ها تغییری نمی‌کند، بیان کرد: اگر سال آینده در قیمت بنزین  تغییراتی ایجاد کنند و بنزین  سهمیه‌ بندی شود، در بازار نشر و نمایشگاه سی و دوم کتاب هم تاثیرگذار خواهد بود.

وی با اشاره به اینکه دیگر نمی‌توان برای سرمایه گذاری در زمینه فرهنگ مانور زیادی داد، ادامه داد: امکان سرمایه گذاری در زمینه فرهنگ نیست و قیمت ملزومات صنعت چاپ هم افزایش پیدا کرده است برای مثال قیمت تونل در سال گذشته ۱ میلیون و ۲۰۰ هزار تومان بود در حالیکه  به ۵ میلیون و ۶۰۰ هزار تومان رسیده است از این رو چاپخانه‌ها هم به طور عادی مجبور هستند قیمتشان را افزایش دهند.

با شعور گفت: زینک که لیتوگرافان استفاده می‌کنند افزایش قیمت داشته است. از این اوضاع صنعت نشر دورنمای خوبی را نمی توان تصور کرد و نمی‌توان گفت آینده صنعت نشر چگونه است.

 

 

همچنانکه کافکا گفته «نوشتن، بیرون جهیدن از صف مردگان است»؛ در جامعه ما هم از دیرباز سرودن شعر، بیرون جهیدن از صف عوام و رفتن به جرگه فرهیختگی بوده است.

به گزارش چاپ ونشر به نقل از ایرنا، حال امروز به سرودن شعر، انتشار مجموعه شعر را نیز باید افزود. در نخستین مرحله که با سرودن شعر سر و کار داریم، اشتغال ما به امر اندیشمندانه و تخیل‌ورزانه سرایش شعر است، اما در مرحله بعدی ـ یعنی انتشار مجموعه شعر ـ وارد مناسبات دیگری می‌شویم که از دایره اندیشه و فرهیختگی شاعرانه خارج و ارتباط بلافصلی با بازار و مسائل اقتصادی برقرار می‌کند.

در این مقال کوتاه نگاهی اجمالی خواهم انداخت بر روند نشر کتاب شعر فارغ از محتوایی که در کتاب‌ها منتشر می‌شود و آنچه در پی می‌آید دقیقا ناظر بر بخش بعد از سرایش شعر ـ یعنی ماجرای پس از تولید و انتشار ـ کتاب، دفتر یا مجموعه شعر است.

برای فهم بهتر ماجرای انتشار مجموعه شعر در ایران، نخست سری به آمار بزنیم تا با گزاره‌های رایج در ژورنالیسم ادبی این روزها بیشتر آشنا شویم. گزاره‌هایی از قبیل؛ «شعر دچار بحران مخاطب است»، یا «شعر دچار بحران شاعر است» و مواردی از این دست.

 

ناشرانی که تنها به منافع خود می‌اندیشند

«امیر مرزبان» شاعر جوان کشورمان درباره بحرانی که بر فضای شعر امروز حاکم شده است، می‌گوید: بحران انتشار چاپ مجموعه شعر از وقتی رخ نشان داد که برخی شاعران و ناشران، در این مساله هم‌پیمان شدند که شاعر ناشناس پول بدهد و ناشر با امکاناتی که دارد کتاب شعرش را چاپ کند. امروز این مساله به یکی از بحران‌های لاینحل فضای ادبیات ما بدل شده است که حتی ناشرانی با سابقه طولانی، نیز وارد این ورطه شده‌اند. اما در این میان ناشرانی هم هستند که سختگیری می‌کنند و شورای علمی دارند که صلاحیت کتاب‌ها را برای چاپ بررسی می‌کنند تا هر چیزی به نام دفتر و مجموعه شعر منتشر نشود.

اما باز هم ناشرانی هستند که بدون در نظر گرفتن ملاحظه‌های ادبی و فنی، شعر چاپ می‌کنند و برایشان پولی که از شاعر می‌گیرند مهم است.

سراینده مجموعه شعرهای «سمفونی رنگ‌ها» و «غزل، کلام خدایان است» می‌افزاید: مساله اصلی آن است که میزان کتابی که به بازار نشر وارد می‌شود همان تعدادی نیست که به عنوان تیراژ کتاب در شناسنامه درج شده است. الان رسم شده که کتابها در تیراژ اسمی 1100 نسخه چاپ می‌شوند اما اینکه 1100 عددی واقعی است بحث و ماجراهای زیادی را در این سال‌ها در پی داشته است. برخی ناشران معتقدند که فروش کتاب شعر تضمین شده است. در گزارش‌هایی که خبرگزاری‌ها و دیگر رسانه‌ها منتشر کرده‌اند، ناشران از چاپ مجموعه شعر راضی بوده‌اند اما در بحث‌های تخصصی با حضور شاعران جدی و منتقدان، صحبت از فاجعه و بحرانی است که در آتی ضربات مهلکی بر بدنه ادبیات و شعر سرزمین ما خواهد زد.

 

وقتی آمارها پاسخگو نیستند!

«سیدهادی حسینی نژاد» شاعر و دبیر بخش کتاب خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) برای روشن شدن مساله آماری را از انتشار کتاب شعر خاطرنشان می‌کند: در دوره زمانی 25 شهریور 1394 تا 25 شهریور 1395 بیش از 4600 مجموعه شعر ازسوی 1303 ناشر روانه بازار شده است که از این میان 72 نفر شاعر - ناشر بوده‌اند. ما نمی‌دانیم از این تعداد عناوین منتشر شده چند نسخه به بازار نشر آمده است. طبق نوشته شناسنامه کتاب‌ها اگر متوسط چاپ هر مجموعه را نه هزار نسخه بلکه نیمی از آن هم در نظر بگیریم یعنی دو میلیون و سیصد هزار نسخه شعر در بازار نشر توزیع شده است اما واقعیت آن است که این تعداد عنوان که فقط مجموعه شعر چاپ شده در طول یک سال است، رقمی بسیار کمتر از این عدد است. برخی از آثار 50 نسخه و برخی دیگر دست بالا 200 نسخه منتشر شده‌اند.

 

چرخه معیوب توزیع یا سوء استفاده ناشران

بنا به آنچه کارشناسان گفته‌اند بسیار شنیده‌ایم که شاعر به ناشر مجموعه‌اش مراجعه کرده و سراغ کتاب‌های چاپ شده را گرفته است و پاسخ ناشر این بوده که کتاب‌ها در چرخه توزیع قرار دارند. شاعر هم که به کتابفروشی‌های سراسر شهرش مراجعه می‌کند هیچ اثری از کتابش نمی‌بیند. چرخه نشر مجموعه شعر بسیار بحران‌زده‌تر از گونه‌های دیگر ادبیات است. شاید نوشتن یک مجموعه داستان کوتاه و رمان بسیار دشوارتر از سرودن مجموعه شعر 70 یا 80 صفحه‌ای است. از این رو ماجرای نشر و چاپ شعر در جامعه ما داستان غم‌انگیزی دارد.

در این ارتباط مرزبان با تاکید بر آنکه چرخه چاپ و نشر مجموعه شعر فقط و فقط برای ناشر سود مالی دارد و شاعر هیچ طرفی از آن نمی‌بندد، می‌گوید: ناشران با دریافت مبالغی از سه تا هشت میلیون تومان از شاعران، مجموعه‌شان را منتشر می‌کنند و معتقدند نام و نشان نشر آنها برای شاعر اعتبار می‌آورد. در جریان اقتصادی نشر شعر ما شاهد بی‌اخلاقی‌های بسیاری از سوی ناشران هستیم. ناشران افزون بر کار غیر اخلاقی پول گرفتن از شاعر برای چاپ کتاب، به تعهد خود در زمینه تعداد کتاب هم عمل نمی‌کنند و حتی مهلت 72 ساعته برای شاعر می‌گذارند که بیاید و همان چند نسخه را از انبار ناشر بیرون ببرد.

 

سیر تاریخی شعر و پرسش‌های بی پاسخ

در بخشی از این نوشته به این مساله اشاره کردیم که انتشار شعر در جامعه ما با فرهیختگی و روشنفکری نسبت دارد. در ادوار گذشته تاریخ از دیرباز تا امروز این مساله صادق بوده است و در دربار سلاطین هم شعرا جایگاه ویژه‌ای داشتند و پادشاهان شاعر نیز کم نداشته‌ایم اما ماجرای شعر و مخاطب شعر پس از انتشار روزنامه‌ها و به ویژه پس از مشروطه مسیری دیگر را در پیش گرفت.

در این ارتباط «سیدضیاءالدین شفیعی» شاعر و مدیر انتشارات «هنر رسانه اردیبهشت» می‌گوید: پس از دوره مشروطه، شعر از برج عاج اشرافیت خود به کف کوچه و خیابان آمد و مردم در روزنامه‌ها و مجله‌ها و از زبان شاعر در میانه بازار همان شعری را می‌شنیدند که دست کم دو دهه قبلش فقط یا باید از زبان شاعران دربار می‌شنیدی یا دست بالا در انجمن‌های ادبی. اما روزگار دگرگون شده مشروطه، فضایی را برای ادیبان و شاعران ایجاد کرد که با مخاطبان دیگری برخورد کنند. مردم نوشته‌ها و شعرهای دهخدا و فرخی و عشقی را در کوچه و خیابان از زبان یکدیگر می‌شنیدند.

وی با یادآوری این که چاپ شعر در روزنامه‌ها موجب شد تا اهمیت شعر برای مردم و شعرا متفاوت‌تر از گذشته شود، می‌افزاید: شعر با درجه‌ای از روشنفکری و فرهیختگی همراه بوده و هست اما امروزه به ویژه در چند سال اخیر و با رشد و گسترش فضاهای مجازی شاهد تنزل بی‌سابقه اهمیت شعر و شاعر هستیم. دلیل این مساله تولید انبوه شعر است.

در قبال این همه کتاب شعر و حجم باورنکردنی شعر در فضای مجازی و شبکه‌های اجتماعی، همیشه نخستین پرسش آن است که آیا جامعه به این میزان شعر نیاز دارد؟ اصلا مردم جامعه ما چقدر با شعرهای صورت‌گرا و بی‌محتوا ارتباط برقرار می‌کنند که برای خواندن آنها پول پرداخت کنند؟ پرسش اصلی دیگر آنکه در این روزگار، مردم برای فرهیختگی پولی پرداخت می‌کنند؟ اگر سرودن شعر موجب فرهیختگی است و گوینده‌اش را در نسبتی با فرهیختگی قرار می‌دهد در مقابل خریدن کتاب شعر و به طریق اولی خواندن آن نیز باید نسبتی با فرهیختگی برقرار کند. اما شواهد امر و گزارش‌هایی که از غرفه‌های ناشران تخصصی شعر به گوش می‌رسد و خوانده می‌شود خلاف این مساله را نشان می‌دهد.

 

فاصله با سطح استاندارد

مهم‌ترین مساله در چرخه تولید و نشر شعر، در کنار محتوا و آنچه به نام شعر انتشار می‌یابد، توزیع مناسب است. امروز چند ناشر در فرایند نشر ادبیات ما هستند که فقط شعر چاپ می‌کنند و خود را با عنوان ناشر تخصصی شعر معرفی کرده‌اند. در بازار اقتصادی در معنای کلان، تولیدکننده تخصصی هر کالایی باید از بالاترین استانداردها در تولید کالای خود برخوردار باشد اما آیا در مساله تولید و نشر کتاب شعر در تخصصی‌ترین شکلش، ما واجد این استانداردها هستیم؟

«شهرام میرشکاک» شاعر و منتقد ادبی شناخته شده کشورمان در گفت‌وگو با ایرنا با تاکید بر آنکه استانداردهای لازم در مسیر انتشار کتاب‌های شعر شامل کیفیت محتوایی شعر، کیفیت تصویری و گرافیکی اثر منتشر شده، قیمت و همچنین توزیع مناسب در سطح بازار کتاب است، می‌افزاید: امروز عمده ناشران ما وقتی با شاعری برای انتشار کتاب شعرش قرارداد می‌بندند نکاتی را مطرح می‌کنند که عملا به بندهایی که ممکن است شاعر از آن نفعی ببرد نخواهد رسید. به این معنی که مثلا ناشر به شاعر می‌گوید اگر این کتاب 1000 نسخه بفروشد حق‌التالیف خوبی را به شاعر خواهد داد. اما عملا کتاب بیش از 200 نسخه به صورت دیجیتال منتشر نشده است که بخواهد به فروش هزارتایی برسد. از سوی دیگر در دوره‌ای که بنا به آمار چند میلیون نسخه کتاب شعر در بازار موجود است و تعداد کتاب‌های شعر از تعداد خوانندگان بیشتر شده است نمی‌توان انتظار داشت که کتاب شعری به فروشی بیش از صد نسخه دست یابد. البته در این مساله باید تعدادی از شاعران را استثنا کرد که بنا به دلایلی کاملا غیر اقتصادی و صرفا ادبی آثار پرفروش دارند. در زمینه نشر شعر با تشکیل شورای تخصصی بررسی کتاب‌ها پیش از چاپ می‌توانیم بخش عمده‌ای از این بحران را مهار کنیم.

 

چاپ کتاب شعر، فعلی اقتصادی است؟

نکته‌ای که جا دارد به آن بپردازیم و از چند منظر آن را بررسی کنیم آن است که آیا تولید کتاب ـ در اینجا صرفا کتاب شعر ـ می‌تواند فعالیت اقتصادی به شمار آید یا خیر؟

میرشکاک در این باره با بیان آنکه در روزگاری که صنعت چاپ در کشور ما رونق گرفت ـ بعد از جنگ جهانی دوم ـ و نویسندگان و مولفان در زمینه‌های گوناگون آثار خود را به بازار نشر سپردند، بسیاری از ناشران کار خود را کاری فرهنگی می‌دانستند و از اینکه شغلشان را از منظر صرفا اقتصادی بررسی کنند ناراحت می‌شدند، خاطرنشان می‌کند: زیرا ناشران خودشان از طبقه روشنفکر و فرهیخته بودند اما در این روزها ناشران لزوما از طبقه فرهیخته نیستند و گاهی سرمایه‌داران و یا سرمایه‌گذاران بیشتر به دنبال سرمایه‌هایی هستند که در بازارهای دیگر تیرشان به سنگ خورده و آمده‌اند و در عرصه نشر کتاب می‌خواهند بار خود را ببندند.

مشکل بزرگی که این دسته از ناشران در فضای نشر کشور ایجاد کرده‌اند فقط تولید کتاب‌های بی‌ارزش در حوزه شعر و ادبیات نیست. چرا که همواره تولید آثار عامه‌پسند در فرایند نشر بوده، هست و خواهد بود. اما مهم‌ترین مساله از بین بردن مرز میان آثار فاخر و عامه‌پسند است. الان ناشرانی در تلاشند در زمینه ادبیات داستانی این کار را انجام دهند. با حضور پر رنگ در نمایشگاه‌ها و تبلیغات بسیار زیاد در فضای مجازی و چاپ کتاب‌های صرفا سرگرم‌کننده، به نوعی مخاطب را فریب می‌دهند و به نام رمان فاخر، آثار دست چندم در ادبیات را به خورد آنها می‌دهند.

این مساله در زمینه شعر نیز وجود دارد. وقتی با ناشری مواجه هستیم که در سال بیش از صد عنوان کتاب شعر چاپ می‌کند و از قضا بازاریاب‌هایش هم همان شاعران هستند با مقوله بسیار پیچیده‌ای روبه‌رو خواهیم شد که هم به نظام اقتصادی نشر لطمه می‌زند و هم به نظام و ساختار محتوایی آن.

خلاصه آنکه؛ چرخه اقتصادی نشر کتاب شعر، فقط برای ناشرانی سودآور است که مبالغ کلان از شاعر می‌گیرند تا کتاب او را چاپ کنند و برای شاعر هیچ نفع مادی ندارد. یعنی در این میان تنها شاعر پول می‌دهد تا معروف شود. اما واقعا این اتفاق می‌افتد؟

 

 

مدیر انتشارات افراز معتقد است اگر بازار نشر و کتاب بخواهد با وضعیت فعلی به کار خود ادامه دهد، آینده روشنی برایش متصور نیست و صنف ناشران ممکن است کوچک‌تر شود.

به گزارش چاپ ونشر به نقل از مهر، پس از گذشت چندماه از صعود قابل‌توجه قیمت ارز و به‌تبع آن قیمت کاغذ و مواد لازم برای چاپ کتاب، و گفتگوهایی که آن‌روزها با مدیران انتشارات‌های معین، سایان، به‌نگار و آشنایی درباره قیمت کاغذ، احتکار و مساله دلالی آن داشتیم، با مدیر انتشارات افراز درباره این مساله و وضعیت فعلی بازار کاغذ و چاپ کتاب صحبت کردیم.

افراز به مدت ۱۷ سال است که در بازار نشر کشور حضور دارد و بیشتر به چاپ کتاب‌های داستانی و آثار مربوط به هنرهای نمایشی مشغول است. شروع گفتگو با این ناشر با این جملات همراه بود که طی چندماه گذشته موفق به چاپ کتاب جدید یا عناوین تجدیدچاپی خاصی نشده است.

اعظم کیان‌افراز در توضیح بیشتر این مساله گفت: طی ماه‌های گذشته نتوانسته‌ایم جز چند تعداد اندک، کتاب چاپ اول و تجدیدچاپی منتشر و عرضه کنیم. چون قیمت کاغذ و دیگر اقلامی که برای چاپ کتاب نیاز است، به قدری بالا  رفته که چاپ کتاب دیگر کاری غیرقابل تصور محسوب می‌شود.

وی افزود: تقریبا پس از نمایشگاه کتاب تهران، چندماهی به استراحت و آرامش بازار نشر می‌گذرد. چون تولیدات باقی‌مانده از زمان نمایشگاه تا یکی‌دوماه پس از اردیبهشت عرضه می‌شوند. اما از مردادماه و شهریور، فصل جدید چاپی بازار نشر شروع می‌شود و در مهرماه که دانشگاه‌ها باز می‌شوند، به اوج می‌رسد. نیمه دوم مرداد تا مهر اوج کار ماست و از مهرماه است که عناوین جدید و تجدیدچاپی‌مان را وارد بازار نشر می‌کنیم. از بهمن‌ماه هم که سعی می‌کنیم برای نمایشگاه کتاب تهران آماده شویم. این عرف بازار شده و به‌نظرم بیشتر ناشرها هم به‌ همین‌صورت عمل می‌کنند.

این ناشر در ادامه گفت: اما امسال با اتفاقی مواجه شدیم که باعث شده این عرف به هم بخورد. همزمان با بالا رفتن ارز، قیمت کاغذ هم لحظه به لحظه بالا رفت و نهایتا در آبان‌ماه به حدی رسید که غیرقابل تصور بود. ما کتاب‌هایمان را با کاغذ ۶۰ در ۹۰ هفتادگرمی اندونزی - یعنی کاغذ تحریر - چاپ می‌کنیم که دیدیم روند رو به رشدی دارد و قیمتش به بندی، ۲۴۰ هزار تومان رسید؛ یعنی کاغذی که سال گذشته، هر بند آن را با ۶۰ هزار تومان می‌خریدیم تا در بهمن و اسفند کتاب‌های مربوط به نمایشگاه را چاپ کنیم. در چندماهی که می‌خواستیم پس از مرداد امسال کار را دوباره شروع کنیم، دیدیم قیمت کاغذ هر روز نوسان دارد و نمی‌توانیم قیمت ثابتی برای کتاب‌ها برآورد کرد. دلیل این وضعیت این بود که نمی‌توانستیم هزینه تونر رنگی چاپخانه و دیگر ملزومات چاپ را محاسبه کنیم. نمونه‌اش این است که چاپخانه که تونر رنگی را برای نمایشگاه کتاب ۹۷،‌ ۹۰۰ هزار تومان خریده بود، در روزهای فعلی همین تونر را با قیمت ۴ میلیون تومان می‌خرد. وقتی با چاپخانه صحبت می‌کنیم به ما می‌گوید هزینه تونر را فقط به‌صورت نقد می‌پذیرم نه کارت بانکی. چون فروشنده هم همین‌طور با او حساب می‌کند. در چنین شرایطی که نمی‌توانستیم برآورد درستی از قیمت تمام‌شده کتاب داشته باشیم، کار را متوقف کرده‌ایم؛ چه در مورد چاپ اولی‌ها چه تجدیدچاپی‌ها. ترجیح‌مان بر این است که بازار به یک ثبات برسد. چون خرید کاغذ یا دیگر ملزومات با قیمت آزاد اصلا منطقی نیست. کاغذ دیگری که می‌توان از آن استفاده کرد، کاغذ بالک است که قیمتش خیلی بالاست.

افزار گفت: در چنین وضعیتی ما که تولید را متوقف کرده‌ایم. مخاطب هم در مضیقه قرار می‌گیرد. از طرف دیگر، چون دیگر چاپ افست معنی ندارد، چاپخانه‌ها رو به چاپ دیجیتال آورده‌اند. این مساله‌ای است که چندسالی است در کشورمان با آن روبرو هستیم. درست است که دستگاه‌های خیلی پیشرفته‌ای در زمینه چاپ دیجیتال آمده اما به هر صورت باید کیفیت خوب داشته باشد و به همین دلیل از مواد وارداتی استفاده می‌شود. در نتیجه قیمت چاپ دیجیتال هم بالا رفته و هزینه زیادی می‌طلبد.

مدیر انتشارات افراز درباره وضعیت فعلی بازار کتاب و عرضه آن گفت: شرایط بحرانی است. وقتی گرانی و مسائلی از این دست پیش می‌آید، فرهنگ پیش از دیگر حوزه‌ها آسیب می‌بیند و محصولاتش از سبد خانواده‌ها خارج می‌شود. به‌نظرم متولیان امر باید هرچه زودتر شتاب کنند و برای برون‌رفت کتاب و مطبوعات کشور از این وضعیت کاری کنند. طی چند ماه گذشته فقط بازار نشر نیست که تحت‌الشعاع قرار گرفته است. البته یکی از خبرهای خوب در این چندوقت این بود که شرکت تعاونی ناشران با معاونت فرهنگی وزارت ارشاد، کارگروه کاغذ را به راه انداختند. به این ترتیب تعدادی از ناشران ثبت‌نام کرده و کاغذ گرفتند. این خبر را هم دیدم که خطاب به ناشران گفته بودند با کاغذ بندی ۲۶۰ هزار تومان کتاب چاپ نکنید، چون دولت بنا دارد با ارز دولتی کاغذ وارد کند. اما مساله این‌جاست که با وجود این اخبار و بیان این‌که کاغذ در فهرست کالاهای اساسی قرار گرفته، طی ماه‌هایی که گذشت، کاغذ دست دلال‌ها بود و با هر نرخی که می‌خواستند، قیمت را بالا و پایین می‌کردند. حتی وقتی که قیمت دلار و یورو پایین آمد، قیمت کاغذ افت چندانی نداشت. البته صحبت‌هایی شد که گویی قیمت کاغذ به‌طور جهانی افزایش داشته است. اما در کشور ما این احتکار و دلالی‌ها مشکل‌آفرین شده است. اگر دست دلال‌ها کوتاه شود و کاغذ به ناشرهایی که دارند به‌طور جدی کار می‌کنند برسد، به‌نظرم بهبودی در فضا ایجاد شود و رونق گذشته به بازار نشر برگردد.

وی در ادامه گفت: نشر دیگر دیجیتال شده و تیراژ پایین آمده. ما ناشران هم ناچاریم با چاپخانه به‌صورت نقدی تسویه کنیم چون او هم دارد ملزوماتش را به‌صورت نقدی خریداری می‌کند. بنابراین نمی‌توانیم با چک مدت‌دار تسویه کنیم. اما کتاب را که به بازار می‌فرستیم، از پخشی‌ها چک‌های ۷ و ۸ ماهه می‌گیریم. پخشی‌ها هم از ۴۰ درصدی که ناشر به آن‌ها تخفیف می‌دهد، ۲۵ تا ۳۰ درصد را به کتابفروشی‌ها می‌دهند. چنین رویه‌ای در یکی‌دو دهه اخیر عرف بوده است. یعنی چک ۸ تا ۱۰ ماهه برای ۴۰ درصد،‌ براساس فروش کتاب. یعنی کتاب ناشر را به‌صورت امانی می‌گیرند. از طرفی ناشر هم سرمایه محدودی دارد. چون امکان فروش نقدی نداریم، به نظر می‌رسد اگر وضعیت به همین شکل ادامه پیدا کند، اتفاقات خوشایندی در انتظارمان نباشد و صنف نشر هم مثل خیلی از اصناف دیگر حذف می‌شود. تنها یک‌سری از ناشران باقی‌ می‌مانند که شرایط برای آن‌ها هم چندان آسان نخواهد بود.

افراز درباره راهکار پیشنهادی خود برای برون‌رفت از وضعیت فعلی گفت: باید در عرصه تولید و توزیع توازن ایجاد شود. ناشر، کتابفروش و موزع، سه‌ضلع اصلی مثلثی هستند که این توازن در گروی تعادل آن است. اگر این ۳ ضلع نتوانند به یک تجدیدنظر یا وحدت برسند، آینده خوب و روشنی برای بازار کتاب متصور نیستم. به‌ هر صورت کاغذ یکی از موارد مورد نیاز ماست. اگر هم فراهم باشد، باید دیگر ملزومات را برای چاپ کتاب فراهم کرد که قیمت‌شان خیلی بالاست. وقتی قیمت کاغذ به بندی ۲۴۰ هزار تومان رسید، قیمت کتاب آن قیمتی نبود که مخاطب آن را بخرد. به همین دلیل نتوانستیم پاییز امسال، مانند پاییز سال‌های گذشته کتاب چاپ کنیم. یعنی تعداد عناوینی که از نمایشگاه امسال تا امروز چاپ کرده‌ایم، به ۱۰ عنوان نمی‌رسد.

این ناشر در پایان گفت: برای برون‌رفت از چنین وضعیتی همه باید دست به دست هم بدهند. ضمن‌ این‌که نباید فراموش کنیم که بحث کتاب صوتی نباید با بحث چاپ کتاب مکتوب و کاغذی خلط شود. هرکدام از این دو، جایگاه خود را دارند. کتاب کاغذی باید همچنان تولید شود.

 

 

تولید و توزیع کتاب‌های غیرقانونی به دلیل سانسور و ممیزی سبب می شود تا خطر قاچاق این کالای فرهنگی افزایش یابد و اینگونه به تار وپود صنعت نشر لطمه جدی وارد شود. به همین منظور در راستای مبارزه با تکثیر و عرضه غیرقانونی کتاب باید به صیانت از حقوق مادی و معنوی پدیدآورندگان و ناشران و بهبود فضای کسب و رونق اقتصادی در حوزه نشر و فرهنگ‌سازی پرداخت.

به گزارش چاپ و نشر به نقل از ایرنا، این روزها در تمام سطح شهر دستفروشانی دیده می شوند که در کنار پیاده روها اقدام به فروش کتاب هایی می کنند که به نوعی غیرمجاز هستند، کتاب هایی که هرگز در کتابخانه ها موجود نبوده اند و نامی از نویسنده و شاعری در آنها دیده نمی شود زیرا این گونه کتاب ها بر روی خط قرمز بازار نشر به چاپ رسیده اند.

دستفروشی کتاب به عنوان پدیده ای اجتماعی در حال رواج است و به صورت چشمگیری در کلان شهرهایی همچون تهران، اصفهان، تبریز و ... مشاهده می شود که افراد با ویژگی خاص را به طرف خود می کشاند.

کتابخوانی و خرید کتاب جایگاه ویژه و با ارزشی دارد و برای ترویج آن باید به اقدام های جدی دست زد زیرا در میان این کتاب‌ها، کتاب‌های غیرمجاز و قاچاق هم ممکن است به فروش برسد. همچنین مردم تصور می‌کنند، در کتاب فروشی‌ها همه ‌چیز گران است و می توانند از بساط دستفروش‌ها نسخه‌های بدون سانسور و ارزان‌تری را تهیه کنند. با گذر در خیابان انقلاب تهران دیده می شود که نمایشگاهی دائمی در این خیابان وجود دارد که از قانون خاصی نیز پیروی نمی کند. این روزها با وجود تورم، قشر متوسط جامعه که قشر کتابخوان نیز به شمار می روند، درگیر و دار مشکلات معیشتی‌ نخستین حذف سبد خانواده خود را به بخش کتاب اختصاص داده اند که البته باید گفت ابزارهای مدرن مانند ماهواره و اینترنت نیز باعث رکود و حذف کتابخوانی از سبد خانوار شده است.

البته در ماه های اخیر برخورد‌های قانونی و سریعی با پدیده شوم قاچاق در حوزه کتاب صورت گرفت و در این ارتباط موضوع ایجاد «پلیس کتاب» به صورت جدی مطرح شده است تا جایی که حجت‌الاسلام «هادی صادقی» معاون فرهنگی رییس قوه قضاییه، در این ‌باره می گوید: «در صورت تشکیل پلیس کتاب، این پلیس می‌تواند به محض دریافت خبری مبنی بر پدیده قاچاق کتاب وارد عمل شود. جریان کارشناسی بررسی پدیده قاچاق کتاب باید پیش از ارسال پرونده به دادگاه انجام شود، دادگستری نیز بعد از بررسی شواهد مانند دیگر پرونده‌ها به این موضوع رسیدگی خواهد کرد. باید درباره سرقت و چاپ غیرقانونی کتاب تمهیدات لازم اندیشیده شود با توجه به اینکه قانون نیز درباره این موضوع موجود است اما به نظر می‌رسد رسیدگی قانونی به قاچاق کتاب کافی نباشد. اتحادیه ناشران و کتابفروشان همچنین پلیس و کارشناسان وزارت ارشاد باید طرحی را با هدف جلوگیری از بروز قاچاق کتاب تدوین و ارائه کنند.»

 

عوامل زمینه ساز قاچاق کتاب

برای دانستن چرایی پدیده چاپ غیرقانونی کتاب یا به اصطلاح «قاچاق کتاب» باید دلایل آن را به دست آورد. مواردی همچون کمیاب شدن و عرضه غیرقانونی آنها، ارزان بودن کالا، نبود نظارت کافی قانونی بر عرضه و فروش و ... از مهم‌ترین دلایل قاچاق کتاب در کشور است. شاید اصلی ترین عامل گسترش قاچاق کتاب در ایران را باید سیاست‌های نظارتی وزارت ارشاد در دولت های قبلی دانست زیرا در آن دوران وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی تجدید چاپ بسیاری از کتاب‌های نشر را غیرمجاز اعلام کرد. به این ترتیب ده‌ها عنوان از کتاب‌های چاپ نخست و دیگر ناشران اجازه چاپ دوباره نگرفتند و این امر باعث شد که برخی افراد به تکثیر غیرقانونی برخی از کتاب‌ ها اقدام کنند.

 

سانسور به جذابیت فروش را بالا می برد

سانسور بزرگ‌ترین حامی قاچاق کتاب به شمار می رود. تصور سانسور به جذابیت فروش کتاب‌های غیرمجاز می‌افزاید و میزان فروش آن را بسیار فراتر از میزان معمول می کند. بسیاری از خریداران تصور می‌کنند با خرید کتاب‌های غیرمجاز در برابر سانسور ایستاده‌اند و حاضر هستند نسخه‌های غیرمجاز قدیمی و از نظر چاپ و حروف‌چینی بی‌کیفیت برخی کتاب‌ها را با قیمت چند برابر تهیه کنند اما چاپ جدید و باکیفیت آن را به گمان مورد ممیزی قرار گرفتن، نخوانند. بنابراین شرط نخست برای مقابله با تکثیر غیرمجاز کتاب، مشخص شدن تکلیف سانسور است. هر صنف و صنعتی که مقررات مشخص و قابل اجرایی برای مبارزه با قاچاق کالا نداشته باشد، نباید فراموش کند که ناگزیر با گسترش این پدیده روبرو خواهد شد.

«محمدرضا توکل صدیق» عضو هیات مدیره اتحادیه ناشران و کتاب ‌فروشان تهران در همین باره معتقد است: «وقتی قوانین منسجمی درباره کتاب موجود نباشد و افراد متخلف مورد پیگرد قرار نگیرند، افراد سودجو دست به این‌گونه اقدام‌ها می‌زنند. به لحاظ فرهنگی برخی تصور می‌کنند که انتشار این آثار ایرادی ندارد، چون باعث گسترش کتاب‌خوانی می‌شود.»

 

عوامل اجرایی قاچاق کتاب

پس از پرداختن به علت‌های شکل‌گیری پدیده قاچاق کتاب، باید دانست که چه افرادی در این کار دخالت دارند. آیا متهمان این اقدام غیرقانونی فقط بساطی‌ها و دست‌فروشان کتاب در تهران و دیگر شهرها هستند یا باید به دنبال کشف شبکه‌ای پرنفوذ و قدرتمند در این زمینه بود.

«محمدعلی مرادی» مدیر مرکز نشر و پخش کتاب پیام امروز، طیف گسترده‌ای از ناشران، مراکز پخش و برخی کارمندان متخلف وزارت ارشاد را در این امر دخیل می‌داند و بر این عقیده است که «شماری از ناشرانی که در روال قانونی به موفقیت نمی‌رسند و احتمال کمتری برای گرفتن مجوز انتشار کتاب‌هایشان دارند انگیزه بیشتری برای دست زدن به تکثیر غیرمجاز کتاب دارند. البته درباره قاچاق کتاب تنها افرادی که به انتشار غیرمجاز کتاب‌ها دست می‌زنند، مقصر نیستند، بلکه مرکز پخشی که به توزیع این کتاب‌ها اقدام می‌کند یا کتاب‌فروشی‌هایی که کتاب‌های غیرمجاز را در ویترین می‌گذارند یا ناشری که با مرکز پخشی متخلف همکاری می‌کند، مقصر به نظر می رسند.»

 

پیامدهای تولید و توزیع غیرقانونی کتاب

استمرار جریان قاچاق کتاب‌های پرفروش به‌ تدریج به نابودی صنعت نشر کتاب ایران خواهد انجامید. این اقدام باعث پایین آمدن انگیزه فعالیت در ناشران می‌شود چون تلاش فرهنگی آنها بدون هیچ ثمری خواهد بود. همچنین به تمامی اعضای صنف کتاب آسیب می‌زند و درنهایت باعث نابودی این مجموعه می‌شود زیرا در آینده حتی کتاب ‌فروش هم کالایی برای فروش نخواهد داشت و این مهم حقوق مولف و ناشر را از میان می‌برد و به صنعت نشر لطمه جدی وارد می‌کند.

 

نقش نهادهای صنفی و قضایی

در هر کسب ‌وکاری نقش نهادهای صنفی و قضایی در جلوگیری از فعالیت‌های غیرقانونی بسیار مؤثر است. در ارتباط با صنعت نشر می‌توان 2 جریان را موثر دانست، نخست تشکل‌های صنفی مرتبط همچون اتحادیه ناشران و کتاب‌فروشان تهران، شرکت تعاونی توزیع‌کنندگان کتاب تهران و از طرف دیگر معاونت فرهنگی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، نیروی انتظامی و البته قوه قضاییه که امکانات ویژه‌ای برای مقابله با قاچاق کتاب در ایران دارند.

در این میان «حسین رحیمی» فرمانده انتظامی تهران بزرگ، از کشف و ضبط کتاب‌هایی خبر می دهد که آنها را «ضاله» و «غیرمجاز» می نامد. او در خصوص این موضوع می گوید: «این اقدام در راستای حمایت از ناشران و اصناف مرتبط با این صنعت است که با هماهنگی آنها، کتاب ها را جمع آوری کرده‌اند. برخورد با ناشران کتب ضاله و غیرمجاز از دیگر اقدام ها در اجرای این طرح است که در همین راستا، در عملیاتی که در نقاط مختلف پایتخت به مرحله اجرا در آمد، بیش از 333 هزار جلد کتب غیرمجاز و ضاله کشف و ضبط شد. کتاب‌ها به حدود 900 دست‌فروش در سراسر کشور توزیع می شدند که با اقدامات انجام شده از طرف پلیس، جلوی آن گرفته شد.»

«محمدرضا توکل صدیق» عضو هیات مدیره اتحادیه ناشران و کتاب ‌فروشان تهران درباره برخورد نیروی انتظامی با بساطی‌هایی که اقدام به فروش کتاب‌های غیرمجاز می‌کنند معتقد است: «با دست‌فروشان کتاب، شهرداری و نیروی انتظامی باید برخورد کند. با دست‌فروشان دیگری که گاهی نیازمند هم هستند، برخورد جدی صورت می‌گیرد اما با افرادی که مخل نظام فرهنگی کشور هستند، برخورد انجام نمی‌شود. از آنجاکه حوزه فرهنگ بسیار حساس است و امکان دارد هر اقدامی نتایج منفی خاصی داشته باشد، حتی نیروی انتظامی و شهرداری بااحتیاط وارد موضوع می‌شوند و این از نظر من تا حدی طبیعی است. برخورد با معلول‌های یک پدیده اجتماعی مشکل را حل نمی‌کند و بسیار حاشیه ‌ساز است».

 

راهکارهای پیش‌ روی مقابله با پدیده قاچاق کتاب

جدا از برخوردهای انتظامی و قضایی با عوامل قاچاق کتاب، می‌توان به راهکارهای دیگری به عنوان شیوه‌های درون صنفی مقابله با این مشکل اشاره کرد. کتاب‌فروشی ها باید از توزیع‌کننده‌های رسمی و دارای مجوز کتاب بخرند. اگر ناشر تولیدات خود را به طور انحصاری و تنها از راه یک پخش‌کننده فعال توزیع کند، پیگیری مساله قاچاق کتاب ساده‌تر است. الصاق هولوگرام یا برچسب امنیتی به وسیله ناشر بر روی کتاب‌ها برای ایجاد تمایز میان کتاب قانونی و قاچاق از دیگر پیشنهادها به شمار می رود. همچنین فرهنگ‌سازی در این زمینه و ایجاد هماهنگی میان سه بخش چرخه تولید، توزیع و عرضه کتاب (یعنی ناشران، مراکز پخش و کتاب‌فروشان) و البته نظارت و همراهی دولت می تواند راهکاری موثر برای مقابله به پدیده شوم قاچاق کتاب باشد.

 

سخن آخر

در شرایطی که سرانه مطالعه روزانه کتاب در ایران از چند دقیقه تجاوز نمی‌کند و این روزها بازار کتاب دچار رکود شده است شیوع آفت قاچاق می تواند تیر خلاصی بر پیکره نیمه ‌جان نشر فرهنگی کشور باشد. بنابراین لازم است تا متولیان فرهنگی به ویژه وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی با مدیریت برای صدور مجوز چاپ و نشر کتاب از انتشار کتاب هایی با محتوای نامناسب و آسیب زننده جلوگیری کند.

 

در یکی، دو سال اخیر معادلات بازار نشر به هم ریخته و بحران‌های متعددی گریبانگیر فعالان این حوزه شده است. گران شدن تصاعدی قیمت کاغذ در چند ماه گذشته و گسترش دامنه قاچاق کتاب با چاپ غیرقانونی آثار پرفروش مهم‌ترین رویدادهایی بودند که داد ناشران را درآورد.

به گزارش چاپ ونشر به نقل از شعار امسال، این اتفاق‌ها به نوبه خود باعث بالا رفتن قیمت کتاب، کاهش دستمزدهای مولفان و مترجمان و البته کاهش میزان فروش شد. شعار سال: در چهار سال گذشته بازار کتاب در ایران دچار تحولات چشمگیری شده است. مهم‌ترین تغییرات این دوره احیای طرح انتخاب پایتخت کتاب ایران و راه‌اندازی طرح‌های فروش فصلی کتاب بود. این دو رویداد به خودی خود توانستند توجه‌ عمومی را به موضوع کتاب و کتابخوانی جلب کنند. در دو، سه سال نخست نیز امید زیادی به اثربخشی این طرح‌ها وجود داشت اما... در یکی، دو سال اخیر معادلات بازار نشر به هم ریخته و بحران‌های متعددی گریبانگیر فعالان این حوزه شده است. گران شدن تصاعدی قیمت کاغذ در چند ماه گذشته و گسترش دامنه قاچاق کتاب با چاپ غیرقانونی آثار پرفروش مهم‌ترین رویدادهایی بودند که داد ناشران را درآورد.

این اتفاق‌ها به نوبه خود باعث بالا رفتن قیمت کتاب، کاهش دستمزدهای مولفان و مترجمان و البته کاهش میزان فروش شد. با چنین وضعی، طبیعی بود که طرح‌‌های فروش فصلی و انتخاب پایتخت کتاب هم نتوانند از پس بحران‌ها برآیند. کار به جایی رسید که اجرای طرح فروش فصلی هم پشتوانه کافی برای تامین بودجه لازم را نداشت و دوره برگزاری طرح از یک ماه به یک هفته و ۱۰ روز رسید. از سوی دیگر انتخاب پایتخت کتاب هم در وضعیت کنونی اقتصاد کشور تقریبا خالی از معنا و اثرگذاری شده است.

در این گزارش برای بسط این مقدمه تازه‌ترین رخدادهای بازار نشر را مرور می‌کنیم؛ برخی رویدادها امید به اصلاح وضعیت را زنده نگه می‌دارند و برخی دیگر ناامیدکننده‌اند. امیدهای هنوز روشن برپایی دوباره نمایشگاه‌های استانی: برپایی نمایشگاه‌های استانی در طول سال و به ویژه در زمان پیک فروش کتاب مانند اول مهر، همواره استقبال نسبتا خوب شهروندان را به دنبال داشته است. برهمین اساس موسسه نمایشگاه‌های فرهنگی ایران از برگزاری دوباره این نمایشگاه‌ها در مهرماه خبر داد و اعلام کرد که پس از هفت ماه وقفه در برگزاری نمایشگاه‌های استانی کتاب، اولین نمایشگاه کتاب استانی در سال جاری، از ۲۰ تا ۲۵ شهریور در استان آذربایجان غربی برگزار می‌شود.

همچنین نمایشگاه کتاب اردبیل از یکم تا شش مهر، نمایشگاه کتاب زنجان از نه تا ۱۴ مهر، نمایشگاه کتاب کردستان از ۱۸ تا ۲۳ مهر، نمایشگاه کتاب گلستان از ۱۸ تا ۲۳ مهر و نمایشگاه کتاب آذربایجان شرقی از ۲۹ مهر تا چهار آبان برگزار می‌شود. پنجمین دوره انتخاب پایتخت کتاب: برای پنجمین دوره متوالی،‌ در چند روز اخیر فراخوان پنجمین دوره انتخاب و معرفی پایتخت کتاب ایران منتشر شد. «پایتخت کتاب ایران» هر سال عنوان شهری می‌شود که بر اساس نظر هیات داوران، بهترین برنامه را برای ترویج کتاب‌خوانی ارائه کرده باشد.

بر اساس این فراخوان، برنامه‌های سال ۱۳۹۸ هر شهر در زمینه ترویج کتاب‌خوانی که با همکاری دستگاه‌ها و نهادهای دولتی و غیردولتی تدوین و با امضای شهردار و رئیس اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی ارائه شود، قابلیت شرکت در طرح پایتخت کتاب ایران را دارد. از سال 94 تا امسال به ترتیب شهرهای اهواز، نیشابور، بوشهر و کاشان به‌عنوان پایتخت کتاب معرفی شده‌اند. پایتخت کتاب در سال 98 نیز امسال از سوی وزارت ارشاد معرفی خواهد شد. اعلام آمار فروش طرح تابستانه کتاب: طبق آماری که این هفته موسسه خانه کتاب منتشر کرد، در طرح تابستانه کتاب ۹۷ که از ۳۰ مرداد تا پنج شهریور در تهران و تا هشت شهریور در سایر شهرها برگزار شد، ۷۱۵ کتاب‌فروشی در ۳۱ استان کشور فروشی معادل۶۲ میلیارد و ۴۹۱ میلیون و ۸۸۴ هزار و ۶۲۱ ریال داشتند.

این رقم در مقایسه با دوره‌های گذشته که میزان فروش حدود ۱۰ میلیارد تومان بود،‌ چیزی حدود ۴۰ درصد کاهش فروش را نشان می‌دهد. اگرچه این کاهش را می‌توان به کاهش زمان برگزاری طرح نسبت داد اما نباید فراموش کرد که در طرح امسال تخفیف کتاب‌های ترجمه ۱۵ درصد بود یعنی ۱۰ درصد کمتر از پارسال. یعنی کتاب‌فروش‌ها درآمد بیشتری از کتاب‌های ترجمه داشته‌اند، اما فروش کلی طرح کاهشی بوده است. افسردن چراغ تراز منفی ۷۰ هزار تُنی چاپ: آمارهایی که هفته گذشته وزیر ارشاد در مراسم روز ملی صنعت چاپ اعلام کرد، آب سرد بر پیکره صنعت نشر ریخت.

او گفت در ایران دست کم پنج هزار چاپخانه وجود دارد که حدود ۱۰۰ هزار نفر را به‌صورت مستقیم یا غیرمستقیم مشغول به کار کرده است. با این حال ما تنها ۱۰ هزار تن محصولات چاپی صادر می‌کنیم و این در حالی است که واردات کشور ۸۰ هزار تن است. این موضوع یادآور آمار ناشران کشور است. در حالی که تا پایان سال ۹۶ بیش از ۱۵ هزار مجوز انتشاراتی صادر شده، تعداد فروشگاه‌های کتاب در حدود پنج هزار بوده است. یعنی سه برابر کتاب‌فروش‌ها، ناشر در کشور داریم و با این حال تعداد کتاب‌های منتشر شده و تیراژ آنها خود مصیبت دیگری است.

میانگین تیراژ کتاب‌های عمومی زیر دو هزار نسخه است. یعنی به هر دو کتاب‌فروشی در کشور، یک کتاب هم نمی‌رسد. با این اوضاع چه توجیهی دارد که ۱۵ هزار ناشر در کشور وجود داشته باشند؟ خمیر شدن کتاب‌های یک ناشر: یکی از گزارش‌هایی که هفته گذشته در رسانه‌ها و در شبکه‌های اجتماعی سروصدای زیاد به پا کرد، درباره خمیر شدن کتاب‌های یک ناشر بود. یکی از مسوولان انتشارات «علم کشاورزی ایران» گفت: متاسفانه به دلیل وضعیت بد فروش کتاب، وصول نشدن چک‌های فروش کتاب، عدم حمایت وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی از ناشران تخصصی و همچنین نهادهایی مانند وزارت جهاد کشاورزی، سازمان جنگل‌ها و مراتع، حفاظت از محیط زیست، شیلات و... از کتاب‌های تخصصی حوزه‌های یادشده و نیز هزینه‌های سنگینی که ما برای نگهداری کتاب‌های فروش نرفته‌مان در انبارها می‌پردازیم، مجبور شدیم تعدادی از کتاب‌هایمان را خمیر کنیم.

قاچاق کتاب: کتاب‌های پرفروش یک داستان غم‌انگیز دارند. وقتی کتابی به چاپ سوم یا چهارم می‌رسد، ناشران غیرقانونی دست به چاپ کتاب می‌زنند و کتاب قاچاق را در بازارهای زیرزمینی توزیع می‌کنند. به این ترتیب ناشر اصلی با شکست بزرگی روبه‌رو می‌شود. این ماجرا سال‌هاست که وجود دارد و همچنان نیز ناشران و کتاب‌های پرفروش را طعمه می‌کند. در این میان پرسش‌های زیادی مطرح می‌شود: چه‌کسی این کتاب‌ها را به بازار می‌فرستد؟ آیا سود حاصل از فروش این کتاب‌ها به‌حساب نویسنده یا ناشر می‌رود یا کس دیگری در این میان منتفع می‌شود؟ آیا نهادهای صنفی ناشران می‌توانند این ماجرا را پیگیری کنند؟ عباس حسینی‌نیک، مدیر انتشارات مجد (ناشر کتاب‌های حقوقی) و بازرس اتحادیه ناشران و کتاب‌فروشان می‌گوید: «قانون درباره کتاب‌هایی که مجوز ندارند یا کتاب‌هایی که حق مولف یا مترجم را ضایع می‌کنند حساس نیست و می‌گوید باید شاکی خصوصی وجود داشته باشد تا امکان پیگیری حقوق اثر فراهم شود؛ شاکی خصوصی هم معمولا وجود ندارد. دشواری‌های شکایت آنقدر زیاد است که اهل قلم ترجیح می‌دهند در فرآیند طولانی شکایت و پیگیری کارهای قضایی نیفتند.»

به نقل از کریتیو پن، در کتاب ذهن نویسنده موفق تعدادی از نکات لازم برای بازاریابی و فروش کتاب توسط خود ناشران و نویسندگان ذکر شده است. در اصل در این کتاب به نکته‌های ضروری بعد از نوشتن کتاب نویسندگان اشاره شده است و گفته شده است که هرچند بسیاری از نویسندگان درون‌گرا هستند ولی راه‌های نیز برای این افراد وجود دارد که بتوانند نوشته‌های خود را عرضه کنند. «جوانان پن» نویسنده کتاب ذهن نویسنده موفق اعتقاد دارد بسیاری از نویسندگان و نه همه آنها افرادی گوشه‌گیر و منزوی هستند و شاید به همین خاطر است که به جای گفتن افکار خود به دیگران ترجیح می‌دهند در خلوت آن‌ها را روی کاغذ آورده و بنویسند. وی در کتاب خود با اشاره به این مسئله به این نکته نیز اشاره کرده است که بعد از نوشتن این افکار و داستان‌ها نباید فراموش کنیم که این نوشته‌ها باید به دست دیگران برسد و برای این موضوع باید فکری کرد. در حقیقت نویسندگان باید به مرحله بعد از نوشتن کتاب خود نیز فکر کنند و راه‌های بازاریابی کتابشان را نیز بدانند. در این کتاب نکته‌های ضروری برای بازاریابی کتاب و فروش بیشتر آن ارائه شده که مهمترین آن‌ها را در زیر می‌خوانید

راه‌های ارتباط با دیگران را بشناسید
شاید در امور بازاریابی اشیاء و کالاهای دیگر لازم باشد از روحیه برونگرایی برخوردار باشید ولی در مورد کتاب لزوماً وضع چنین نیست. در بازاریابی کتاب لازم نیست مثل دوره‌گردها برای جلب مشتری داد بزنید و یا هر کاری که برای فروش کالای مورد نظر لازم است. در بازاریابی کتاب قبل از هرچیز باید بدانید مخاطب چه چیزی دوست دارد بخواند. نویسنده قبل از اینکه مهارت نوشتن داشته باشد باید مهارت گوش کردن داشته باشد. یعنی باید نیازها و علاقه‌های آنها را گوش کنید و بر اساس آن‌ها بنویسید. کافی است افراد دیگر بدانند کتابی بر اساس علایق و آرزوهای آن‌ها نوشته‌اید. همین مسئله کافی است و در اصل شما اولین مرحله برای فروش کتاب خود را برداشته‌اید

منطقه ارتباط خود را گسترش دهید
به عنوان یک نویسنده که احتمالاً روحیه منزوی نیز دارید بهتر است از ابزارهای دنیای جدید برای ارتباط با دیگران استفاده کنید. شبکه‌های اجتماعی بهترین وسیله برای این کار هستند. در این شبکه‌ها از همان ابتدا سراغ بیان و اظهارنظر درباره خودتان نکنید. قبل از اینکه به دیگران بگویید چه نوشته و چه فکری دارید، درباره نوشته‌ها و افکار آنها نظر بدهید و ارتباط خود را بیشتر کنید. وقتی دایره دوستان مجازی شما بیشتر شوند به همان اندازه راحت‌تر می‌توانید به دیگران بگویید که مثلاً یک نویسنده هستید یا یک رمان نوشته‌اید که می‌خواهید نظر آنها را درباره آن بدانید. خب بازاریابی در حقیقت از اینجا شروع شده است. اگر وبلاگ یا سایت اینترنتی دارید بهتر است با دیگر نویسندگان نیز ارتباط برقرار کنید و از شبکه‌ دوستان آن‌ها نیز برای تبلیغ اثر خودتان استفاده کنید

بله گفتن را تمرین کنید
این مورد خیلی ساده است. در مقابل فرصت‌هایی که احتمالاً برای شما پیش می‌آیند خیلی مقاومت نکنید و از آن‌ها چالشی بزرگ نسازید. همیشه به یاد داشته باشید که فرصت‌ها برای نویسندگان نیز یک بار فراهم می‌شود پس بهتر است بله گفتن را تمرین کنید. دعوت دوستان یا انجمن‌های ادبی و هنری فرصت خوبی برای بازاریابی و تبلیغ کتاب و نوشته‌هایتان است. حتی به هم‌نشینی‌های دوستانه خود را به عنوان یک فرصت برای بازاریابی کتاب خود نگاه کنید

انگیزه لازم را برای ادامه کار پیدا کنید
موردی آخری که باید نویسنده‌ها درباره زمان بعد از اتمام کتابشان بدانند این است که شما در یک جامعه انسانی زندگی می‌کنید. بهتر است انگیزه لازم برای معرفی کتاب خود را در میان افراد دیگر پیدا کنید. یادتان باشد وقتی انگیزه بزرگتر از ترس‌ یا احساس خجالت در جمع باشد، مطمئن باشید موفق خواهید شد. پس هر شخصی باید انگیزه لازم را در زندگی خود ایجاد کند و آن را پرورش دهد طوری که بزرگ‌تر از ترس‌هایش شود
 

 

 

علیرضا بهشتی که وجود کشش و تقاضا را عامل اصلی تقویت شبکه توزیع کتاب در کشور می‌داند، معتقد است نسل جوان بیشتر و بهتر از هم‌نسلان او کتاب می‌خوانند.

سید علیرضا بهشتی؛ مدیر و صاحب‌ امتیاز انتشارات روزنه درباره میزان رضایت از سی‌و‌یکمین دوره نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران بیان کرد: با توجه به بازگشت نمایشگاه به مصلا و دسترسی آسان مردم، میزان فروش رضایت‌بخش بود؛‌ علاوه براین معتقدم که مجموعه نمایشگاهی شهرآفتاب برای برگزاری بزرگترین رویداد فرهنگی کشور مکان مناسبی نیست.

به گفته وی موفقیت سی‌و‌یکمین دوره نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران برای نشر روزنه بیش از حد تصور بود.

بهشتی با اشاره به رکود و آغاز خواب تابستانی نشر بعد از برگزاری نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران گفت: وضعیت بازار کتاب بعد از نمایشگاه خیلی خراب است؛ به‌طوری که کتابفروشان وحشت کرده‌اند. علاوه براین ماه‌رمضان و همچنین تعطیلات پیش‌رو بر این نگرانی تاثیر گذاشته است. فروش خرداد‌ماه با توجه به همه این عوامل و تلاش ناشران برای عرضه محصولات خود در نمایشگاه به نصف فروش اردیبهشت رسیده و موجب شده تا سفارش‌ها متوقف شود و شاهد افزایش و به اصطلاح سیل  کتاب هستیم.  

این فعال حوزه نشر درباره بهبود وضعیت شبکه توزیع کتاب بیان کرد: به نظر می‌رسد برای ایجاد و یا تقویت شبکه توزیع کتاب، باید کتابخوان وجود داشته باشد. به عبارت دیگر افرادی باید دنبال کتاب باشند تا به افزایش توزیع و فروش امیدوار باشیم. زمانی که از آن سو، کشش وجود داشته باشد افرادی نیز به فکر ایجاد شکبه توزیع و تاسیس کتابفروشی می‌افتند.

بهشتی با اشاره به کلام ملاصدرا درباره تاثیر منفی زور و اجبار افزود: ملاصدرا معتقد است که زور مانع از ادامه هر فعالیتی می‌شود؛ علاوه بر این حمایت‌های دوره‌ای نیز چندان موثر نیست بنابراین اصل در ایجاد شبکه توزیع قوی، کشش و تقاضاست. اگر مشکل تقاضا را حل نکنیم حمایت‌های وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی چندان موثر نیست چراکه قوام اقتصادی ندارد و بعد از اتمام دوره‌های حمایتی، بحران ایجاد می‌شود.   

این استاد دانشگاه درباره سرانه مطالعه کتاب در کشور به‌‌ویژه دربین جوانان بیان کرد:  با نگاه تخمینی می‌توان گفت که نسل جدید بهتر از هم‌نسلان من کتاب می‌خواند. البته منظورم از بهتر کتاب‌خواندن آن‌ها این بود که بیشتر از نسل گذشته کتاب می‌خواند.

بهشتی دربیان دلیل افزایش سرانه مطالعه نسل جدید در مقایسه با نسل قدیم ادامه داد: توسعه آموزشی مهم‌ترین توجه نسل جدید به کتاب است. میزان فارغ‌التحصیلان دانشگاه سال 55 با دهه اخیر قابل مقایسه نیست علاوه براین امروز شاهدیم که روستائیان ما نیز لیسانس دارند. دانشجو مجبور به مطالعه است و با توجه به جمعیت دانشجویی کشور شاهد افزایش سرانه مطالعه هستیم.

وی فراغت و مسائل اقتصادی را در میزان کتابخوانی موثر دانست و بیان کرد: کتاب در ایران محصول گرانی است. به‌طور میانگین رمان 500 صفحه‌‌‌ای 50 هزار تومان است؛ بنابراین اگر رغبت و میلی برای خرید کتاب وجود دارد؛ باید قدرت خرید نیز وجود داشته باشد.

بهشتی با بیان این مطلب که 60 درصد فروش کتاب به رمان اختصاص دارد، گفت: جوان‌ها بد کتاب نمی‌خوانند. رفتار و گرایش ناشران هم نشان می‌دهد که مخاطبان جوان بیشتر به مطالعه رمان تمایل دارند. شاید از منظر سیاسی این میزان توجه به رمان قابل بررسی باشد. جوان‌ها کمتر به کتاب‌های جدی می‌خوانند البته رمان خواندن تمرینی برای شروع  مطالعه کتاب‌های جدی است.                             

چند وقت پیش بود که تصویری در فضای مجازی دست به‌ دست شد که آه از نهاد خیلی‌ها برآورد. تصویر، یک کبابی را نشان می‌داد که هنوز تابلوی کسب و کار قبلی از سردرش جابه‌جا نشده بود؛ تابلویی که نشان می‌داد مغازه قبلاً به نشر و کتابفروشی اختصاص داشته است. اظهارنظرهای مختلفی در این باره شد. هرکس زیر تصویر چیزی نوشت. بعضی‌ها معتقد بودند غذای جسم طرفدارش بیشتر از غذای روح است و اینکه کتابفروشی به کباب فروشی تبدیل شود، جای تعجبی ندارد. بعضی‌ها نبود حمایت از کتابفروشی‌ها را دلیل این امر دانستند و از مردم خواستند کنار خرید از شهرکتاب و نمایشگاه کتاب که موعدش هم نزدیک است، از کتابفروشی‌های کوچک هم خرید کنند.

عده‌ای هم معتقد بودند این مشکل نه ربطی به شهرکتاب دارد و نه خرید از نمایشگاه و باغ کتاب؛ بلکه بیشتر مربوط به این است که فرهنگ کتابخوانی کمرنگ شده و حالا مردم جای اینکه کتاب دستشان بگیرند، سرشان توی گوشی‌هایشان است و خیالی نیست برایشان که چند کتابفروشی تعطیل می‌شود و چه تعداد کتاب در انتظار مشتری، گوشه‌ای خاک می‌خورد. البته که در همین وانفسای پایین بودن سرانه مطالعه و از بین رفتن فرهنگ کتابخوانی، مردم نمی‌توانند از شکم‌شان چشم پوشی کنند و خودتان بگویید کتاب جذاب‌تر است یا کباب؟! بله، تعجب نکنید. بعضی‌ها حالا به شوخی یا جدی، نظرشان همین بود. اینکه کباب واقعاً جذاب‌تر است.

راسته خیابان انقلاب، هنوز به ظاهر رونق خودش را دارد. هنوز وقتی دنبال کتابی می‌گردید، نخستین گزینه‌ای که به ذهنتان می‌رسد خیابان انقلاب است. البته کتابفروشی‌های انقلاب هم در چند سال اخیر دچار تغییرات زیادی شده‌اند. مثلاً اینکه آنهایی که کتاب دانشگاهی می‌فروشند، کماکان مثل سابق به فعالیت‌شان ادامه می‌دهند و برخی دیگر هم ترجیح داده‌اند جای فروختن رمان و کتاب‌های تاریخی و فلسفی و غیره، سراغ فروش کتاب‌های درسی و دانشگاهی بروند که مشتری‌اش را همیشه دارد. بر این اساس راسته کتابفروش‌های انقلاب را بهتر است راسته دانشگاهی فرو‌شی‌های انقلاب بنامیم.

یکی از کتابفروشان خیابان انقلاب در این باره چنین می‌گوید: «انقلاب جایی شده که دیگر کسی تا مجبور نباشد برای خرید کتاب نمی‌آید. وضعیت ایستگاه‌های‌ اتوبوس و پارکینگ موتورسیکلت‌ها، به کل فضا را کور کرده. توی پیاده راه هم که دادزن‌ها و دستفروش‌ها فضای نامطلوبی ایجاد کرده‌اند. ما بارها در این باره شکایت کرده‌ایم اما هنوز تغییری ایجاد نشده. آلودگی صوتی و تصویری به حدی است که کسی دیگر رغبت نمی‌کند اینجا بیاید. وقتی طرف می‌بیند که می‌تواند برود شهرکتاب با آرامش درحالی که موزیک ملایمی دارد پخش می‌شود کتاب انتخاب کند و بخرد، چرا بیاید اینجا؟! همان‌طور که گفتم الان کسانی که برای خرید می‌آیند انقلاب دنبال کتاب درسی هستند.»

شما هم حتماً در محله‌تان کتابفروشی‌هایی را می‌شناختید که از قدیم دایر بودند. این کتابفروشی‌ها معمولاً نیاز اهل محل را رفع و رجوع می‌کردند و بنا به وسعت و امکاناتشان کتاب‌هایی با موضوعات مختلف می‌توانستید آنجا پیدا کنید. کنارش لوازم التحریر هم به‌صورت محدود می‌فروختند. حالا اما خیلی از آن کتابفروشی‌ها تغییرکاربری داده‌اند و کتابفروش قدیمی ترجیح داده سراغ شغل دیگری برود یا مغازه‌اش را اجاره دهد تا اموراتش بگذرد.

«با این وضعیت کساد نشر و بالا رفتن قیمت کتاب، مردم دیگر رغبت چندانی به خرید کتاب نشان نمی‌دهند. سبد خرید مردم سبک‌تر شده و کتاب کالایی است که خانواده‌ها خیلی راحت آن را از سبد خریدشان حذف می‌کنند، چراکه وجود آن را ضروری نمی‌دانند. از هر 10 خانه‌ای که بروید شاید در دوتای آنها کتابخانه‌ای وجود داشته باشد که آن هم احتمالاً کتابخانه پر و پیمانی نیست.»

این را شهریار علوی از کتابفروشان قدیمی تهران می‌گوید و ادامه می‌دهد: «مردم اگر هم بخواهند کتاب بخرند دنبال تخفیف هستند. برای همین هم نمایشگاه کتاب شلوغ می‌شود. بعدش هم مردم عادت کرده‌اند از فروشگاه‌های بزرگ خرید کنند. چطور است که برای خرید مایحتاج منزل شهروند و رفاه می‌روند، برای کتاب خریدن هم دوست دارند شهر کتاب و باغ کتاب بروند. انگار باید انبوهی از کالا مقابل چشمشان باشد تا بتوانند خرید کنند. حال آنکه بعضی وقت‌ها نایاب‌ترین کتاب‌ها را که سال‌ها دنبالش بوده‌اند می‌توانند در کتابفروشی کوچک محلشان پیدا کنند. همین است که کتابفروشی‌ها بیشتر لوازم‌التحریر فروشی شده‌اند.»

 براساس آمار وزارت ارشاد اسلامی در حال حاضر 6 هزار کتابفروشی در سطح کشور به فعالیت مشغول هستند. از این تعداد نیمی از آنها را لوازم التحریرفروشی‌ها تشکیل می‌دهد. هزار کتابفروشی هم کتاب درسی و کمک‌درسی می‌فروشند. چیزی که باقی می‌ماند، 2 هزار کتابفروشی است که هزار و 400 تای آن در تهران و 600 کتابفروشی در شهرستان دایر هستند. از این میان 200 کتابفروشی در خطر جدی تعطیلی قرار دارند و بقیه هم با مشکلات فراوان مواجهند و خودشان را به زور سرپا نگه داشته‌اند.

 یکی از ناشران کهنه کار در زمینه کتاب‌های آموزشی معتقد است، تعداد کتابفروشی‌های استاندارد به هیچ عنوان جوابگوی جمعیت ایران نیست. به گفته او، به ازای هر یکصد هزار نفر، فقط یک کتابفروشی در کشور وجود دارد و این فاجعه است. اما هر سال مرکز خرید جدیدی افتتاح می‌شود و لباس فروشی‌ها و لوکس‌فروشی‌ها و فست‌فودی‌ها در آن شروع به کار می‌کنند: «این را که می‌گویند استفاده از اینترنت سبب بی‌میلی مردم به کتابخوانی شده، قبول ندارم. چطور است در کشورهایی که سابقه استفاده‌شان از اینترنت و فضای مجازی بالاتر از ماست، هنوز سرانه مطالعه اینقدر بالاست؟! یک بخش این مسأله هم فرهنگی است. خیلی از مردم به خاطر تبلیغات می‌روند نمایشگاه و کتاب می‌خرند. حتی ممکن است سال تا سال سراغ کتاب‌ها نروند. اگر فرهنگ کتابخوانی گسترش پیدا کند، مردم ناخودآگاه در تمام طول سال به‌سمت کتاب خریدن پیش می‌روند، حالا چه از نمایشگاه‌ها و چه از کتابفروشی‌های کوچک و بزرگ.»

باغ کتاب تهران از آن جاهایی است که خیلی‌ها مشتاق دیدارش هستند. بعضی‌ها موفق شده‌اند سری به این مجموعه بزنند و بعضی هنوز نه. ظهر جمعه محوطه بیرونی و پارکینگ باغ کتاب، جای سوزن انداختن نیست. علاوه بر اتومبیل‌های پارک شده، حضور جمعیت پیاده هم قابل توجه است. از مشاهده آنهایی که درحال رفتن هستند و عده‌ای که از بازدید برمی‌گردند و معمولاً دست‌هایشان خالی است، می‌شود نتیجه گرفت خیلی‌ها برای تفریح و تماشا آمده‌اند و لزوماً هدف خرید کتاب نداشته‌اند. این البته نمی‌تواند نتیجه‌گیری درستی باشد و باید دید تا چند سال دیگر که تب فضای مدرن و جذاب باغ کتاب فروکش کرد، اوضاع چطور می‌شود.

برگردیم به ابتدای بحث؛ همان رقابت بین کتاب و کباب. سال‌ها پیش کافه‌هایی در شهر با عنوان «کافه کتاب» شروع به کار کردند یا این قابلیت را به امکاناتشان افزودند. قابلیتی که به کافه‌نشینان این امکان را می‌داد که در هنگام نوشیدن قهوه و استفاده از فضای دنج کافه، کتابی از کتابخانه کافه امانت بگیرند و همانجا مشغول خواندن شوند. این امکان البته اوایل بسیار جذاب بود و برای کافه مشتری‌آور، اما آن هم بتدریج نو بودنش را از دست داد و در واقع تب و تابش خوابید و کافه‌نشین‌ها همان گپ و گفت و گاه بازی‌های سرگرم‌کننده را به کتاب خواندن در کافه ترجیح دادند.

 

میزان تعرفه واردات مرکب با افزایش 10 درصدی معضلی برای بازار نشر کشور است.

به گزارش چاپ ونشر به نقل از باشگاه خبرنگاران جوان، چندی پیش احمد ابوالحسنی، رئیس اتحادیه لیتوگرافان گفته بود میزان تعرفه واردات مرکب 10 درصد افزایش پیدا کرده است و این اتفاق نارضایتی ناشران را به همراه داشته است. برای پی بردن به میزان این تاثیر، دو ناشر نظرهای تقریبا متفاوتی داشتند. یکی معتقد بود افزایش تعرفه واردات مرکب می تواند روی افزایش قیمت کتاب هایش تاثیر بگذارد، اما ناشر دیگری نظر متفاوت تری داشت.

تاثیر مضاعف افزایش قیمت مرکب روی قیمت کتابهای کودک

صفا امیری، مدیر مسئول نشر براق در گفتگو با خبرنگار گروه فرهنگی باشگاه خبرنگاران جوان؛ در خصوص تاثیر افزایش 10 درصدی تعرفه وارادت مرکب بر افزایش قیمت کتاب گفت: هرساله چاپخانه‌ها تعدادی از تعرفه های وارداتی را افزایش می‌دهند. در سال‌های گذشته این امر فقط به دلیل افزایش دستمزد اتفاق می‌افتاد، اما بدون تردید افزایش تعرفه واردات مرکب روی افزایش نرخ کتاب تاثیر می گذارد. میزان این  افزایش قیمت به وضعیت بازار کتاب بستگی دارد؛ اگر این رکود و بیکاری که در بازار نشر وجود دارد ادامه پیدا کند احتمال دارد بین ناشران رقابت ایجاد شود و این رقابت باعث شود افزایش قیمت کتاب به طور کامل به مشتری‌ها تحمیل نشود.

وی افزود: با افزایش قیمت مرکب، افزایش قیمت محسوس تری را  به خصوص در کتاب‌های کودک و نوجوان شاهد خواهیم بود. شاید این افزایش قیمت در کتاب‌های معمولی بسیار محسوس نباشد ولی در کار من که ناشر کودک و نوجوان هستم، تاثیر بسیاری دارد.

مدیر مسئول نشر براق با اشاره به چگونگی تاثیر افزایش قیمت کتاب در میزان خرید کتاب‌های کودک و نوجوان  بیان کرد: به طور کلی طبق آمارهایی که در بازار نشر ارائه شد، اگر کتاب‌ها را به دو بخش کودک و نوجوان و بزرگسال تقسیم کنیم، به غیر از کتاب هایی که آموزشی و کمک آموزشی هستند فعلا وضعیت بازار کتاب های کودک و نوجوان با فاصله زیاد  ضعیف تر از کتاب های عمومی است. هرگونه افزایش قیمت کتاب کودک و نوجوان می تواند فاصله میان کتاب های این حوزه را با کتاب های عمومی افزایش دهد.

معضل بازار نشر قیمت کاغذ است نه مرکب

جواد نعمتی، مدیر مسئول نشر مایا نیز در گفتگو با خبرنگار گروه فرهنگی باشگاه خبرنگاران جوان؛ در خصوص تاثیر افزایش تعرفه واردات مرکب بر افزایش قیمت کتاب گفت: افزایش 10 درصدی تعرفه واردات مرکب نمی تواند تاثیر زیادی در افزایش قیمت کتاب بگذارد. قیمت چاپ کتاب در اثر این افزایش قیمت تعرفه  تغییر زیادی نمی کند.کاغذ، قیمت سرسام آوری داشت و قیمت آن به میزان بالغ بر 15 درصد افزایش پیدا کرده است. کاغذ را باید معضل بازار کتاب قرار دهیم. میزان استفاده از مرکب در چاپ کتاب زیاد نیست. شاید مرکب در سه نوبت برای چاپ کتاب استفاده شود؛ بنابراین نمی تواند باعث شود قیمت کتاب به میزان زیادی افزایش پیدا کند.

وی افزود: قیمت کاغذ اصلا کاهش پیدا نکرده است. کاغذی را که بندی 52 هزار تومان می خریدیم، هم اکنون به بندی 67 هزار تومان رسیده است. نمی توان درصد این افزایش قیمت را گفت، چون تعرفه ای برای کاغذ وجود ندارد. فعلا معضل بازار نشر قیمت کاغذ است. افزایش قیمت آن روی قیمت تمام شده تولید کتاب تاثیر می گذارد. در حال حاضر اگر افزایش قیمت کتاب در حوزه شعر باشد کتاب ها قیمت زیادی ندارند و معمولا قیمت هر کتاب شعر به 8 هزار تومان می رسد. چون  کتاب 8 هزار تومانی این حوزه در نهایت به 9 هزار تومان می رسد افزایش قیمت کتاب در خرید مجموعه های شعر تاثیر زیادی نمی گذارد.

 

مدیر مسئول نشر مایا  بیان کرد: با وجود آنکه افزایش تعرفه واردات مرکب به میزان 10 درصد روی کار ناشران عمومی تاثیر چندانی نمی گذارد و قیمت کتاب هایشان به میزان زیادی افزایش نمی یابد، برای ناشران کودک و نوجوان که با مرکب سر و کار دارند و  تصویرگری بخش عمده ای ازکتاب های کودک و نوجوان را شامل می شود باید برای افزایش تعرفه واردات مرکب چاره ای اندیشید تا ناشران این بخش بتوانند در فضای بازار نشر کتاب های خود را عرضه کنند و با استقبال مخاطبان از آثارشان روبرو شوند.

 

عضو اتحادیه ناشران عنوان کرد : به دلیل رکود و رقابت بالا همه ناشران تلاش می کنند کمترین قیمت را در نظر بگیرند که بتوانند بفروشند.بنابراین نیازی به نظارت وجود ندارد چرا که کتاب در پایین ترین قیمت ممکن ارائه می شود.

 

موضوع چالش های قیمت گذاری کتاب و توزیع آن با حضور تلفنی عبدالعظیم فریدون ، ناشر و عضو اتحادیه ناشران روانه آنتن شد.

در آغاز فریدون در گفت و گوی تلفنی با رادیو گفت و گو در خصوص نحوه قیمت گذاری کتاب اظهار کرد : اگر جمع هزینه های تولید کتاب مانند حروف چینی ، نمونه خوانی ، تصویرسازی ، فیتوگرافی ، صحافی ، حق تالیف و ... در عدد ۲ ونیم ضرب کنیم قیمت کتاب محاسبه می شود.

وی ادامه داد : البته این فرمول از گذشته و برای تیراژ های بالا وجود داشته است اما کاهش تیراژ کتاب قیمت کتاب افزایش خواهد یافت.در کشورهای خارجی قیمت کتاب از ضرب هزبنه ها در عدد ۳ و ۳ ونیم به دست می آید.

عضو اتحادیه ناشران در پاسخ به سوالی مبنی بر اینکه آیا دولت و وزارت ارشاد بر نحوه قیمت گذاری کتاب نظارت دارد ، عنوان کرد : تا زمانی که کاغذ به صورت سوبسید در اختیار ناشر قرار داده می شد ، دولت تا حدودی بر روند قیمت گذاری نظارت داشت اما از زمانی که کاغذ آزاد شده است دخالتی در این موضوع ندارد.

فریدون خاطر نشان کرد : واقعیت این است که رکود بر بازار کتاب حکم فرماست و میزان رقابت به قدری بالاست که ناشران نمی توانند قیمت کتاب را از حدی بالاتر ببرند و همه ناشران تلاش می کنند کمترین قیمت را در نظر بگیرند که بتوانند بفروشند.بنابراین نیازی به نظارت وجود ندارد چرا که کتاب در پایین ترین قیمت ممکن ارائه می شود. نظارت در صورتی است که قیمت از حدی بالاتر باشد.

وی در خصوص تفاوت قیمت کتاب های ترجمه شده در بازار اظهار کرد : یک کتاب خارجی می تواند توسط دو نفر به صورت متفاوت و نه تخلف ، ترجمه شود که در کشور ما منعی وجود ندارد.ممکن است این دو کتاب به لحاظ تولید کیفیت های متفاوتی داشته باشد ، بنابراین هزینه های تولید نیز متفاوت خواهد بود.در اینجا خریدار است که باید کیفیت مطلوب را تشخیص دهد.

این ناشر گفت : در دنیا به دلیل فروش بالا و ایجاد تنوع در عرضه ، یک کتاب در چند کیفیت و قیمت چاپ می شود تا مخاطب بنا به وسع مالی خود خرید کند اما در ایران به دلیل شمارگان بسیار پایین کتاب این موضوع شدنی نیست.ضمن اینکه در مورد کتاب های مرجع این کار صورت گرفت اما مورد استقبال قرار نگرفت.

 

منبع: رادیو گفت و گو