قادر اسدی مهم‌ترین تاثیر فروشگاه‌های الکترونیکی کتاب را افزایش دسترسی به کتاب دانست و رشد این فروشگاه‌ها را اجتناب ناپذیر ارزیابی کرد.

به گزارش چاپ و نشر به نقل از ایبنا، قادر اسدی مدیر فروشگاه الکترونیکی کتاب «واوک» درباره تاثیر فعالیت کتاب‌فروشی‌های الکترونیکی بر کتاب‌فروشی‌های سنتی گفت: طی دو سال گذشته که به حوزه کتاب‌های عمومی ورود پیدا کرده‌ایم، حمایت‌های وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی که در قالب تخفیف‌های فصلی، شامل حال فروشگاه‌های اینترنتی کتاب نمی‌شود. علاوه براین تلاش‌ها برای گرفتن غرفه در نمایشگاه‌ها بین‌المللی کتاب تهران نیز ثمر بخش نبوده است.

به گفته وی، جانمایی فعالان حوزه فروشگاه‌های اینترنتی در بخش ناشران دیجیتال برای فروشگاه‌های اینترنتی کتاب محدود است. با توجه به این شرایط، باید پرسید آیا دلیلی برای وجود فروشگاه‌های الکترونیکی کتاب وجود دارد؟ آیا این دست از فعالیت‌ها، برای کتابفروشی‌های سنتی تهدید به حساب می‌آیند؟

اسدی گفت: شاید کتاب‌فروشی‌های اینترنتی برای کسب و کار کتاب‌فروشی‌های سنتی و به اصطلاح فیزیکی تهدید باشد اما برای کالای کتاب مفید‌‌ند.

این فعال حوزه فضای مجازی، در اثبات ادعای خود درباره تاثیر مثبت فروشگاه‌های الکترونیکی برای کتاب ادامه داد: تاثیر مثبت فروشگاه‌های الکترونیکی، مانند تاثیر و موفقیت نرم‌افزاری‌هایی مثل اسنپ و یا سایت دی‌جی‌کالا است. این سایت‌ها و سایت‌های مشابه محدودیت‌هایی را از بین برده‌اند و پاسخگوی بسیاری از نیاز‌ها بوده‌اند. مهم‌ترین خدمت فروشگاه‌های اینترنتی، افزایش امکان دسترسی مخاطبان به کتاب است.

اسدی با تاکید بر افزایش دسترسی ساکنان مناطق دور افتاده کشور به کتاب گفت: یکی از تجارب دو سال گذشته واوک، ظهور کاربران مناطق دور افتاده حتی برای کتاب‌های درسی است. بنابراین وجود فروشگاه‌های الکترونیکی به افزایش آمار مطالعه و همچنین میزان دسترسی بسیار با اهمیت است. وجود این فروشگاه‌ها، به‌ذات برای کتاب فوق‌العاده مفید و برای ناشران فرصت ایجاد کرده‌اند.

وی با اشاره به تعطیلی تعدادی از کتاب‌‌فروشی‌های قدیمی طی جند سال گذشته گفت: تعطیلی این کتاب‌فروشی‌های سنتی به این معنا نیست که فعالیت فروشگاه‌های اینترنتی در تعطیلی آن‌ها موثر بوده‌اند و باید متوقف شوند؛ چراکه  رشد این فروشگاه‌ها مانند رشد فناوری‌های نوین اجتناب‌ناپذیر است.

مدیر فروشگاه الکترونیکی کتاب «واوک» با بیان این مطلب که چندان با درد کتاب‌فروشی‌های سنتی آشنا نیستم افزود: به نظر می‌رسد که رشد  فروشگاه‌های الکترونیکی کتاب دلیل اصلی رکود بازار این دسته از کتاب‌فروشی‌ها نیست، بلکه زمینه افزایش تعداد مخاطبان را نیز فراهم کرده است.

وی تاکید کرد: البته باید برای حفظ کتاب‌فروشی‌های سنتی و فیزیکی نیز تلاش کرد. وجود این کتاب‌‌فروشی‌‌ها از نظر اجتماعی و فرهنگی برای هر شهری بسیار ضروری است.

 

اسدی درباره فروشگاه «واوک» بیان کرد:  فروشگاه الکترونیکی «واوک» سال 1395 فعالیت خود را در حوزه کتاب‌های عمومی آغاز کرد پیش از این به مدت سه سال فقط به عرضه کتاب‌های حوزه فناوری نانو می‌پرداخت.

این کتاب‌فروش افزود: یکی از دلایل توجه به افزایش خدمات به کاربران، اهمیت هماهنگی فروشگاه‌های الکترونیکی با تحولات بازار نشر مانند عرضه کتاب‌های پرفروش حوزه‌‌های عمومی است. با توجه به استقبال کاربران، واوک در عرضه این خدمات موفق عمل کرده است.

وی درباره مراحل خرید کتاب از واوک گفت: تلاش کردیم در مقایسه با سایر فروشگاه‌های الکترونیکی، مراحل را کاهش دهیم کاربران برای خرید، فقط باید کتاب را بعد از انتخاب در سبد خرید قرار دهند. بعد از پرداخت اینترنتی، کتاب از طریق پیک برای کاربران تهرانی ارسال می‌شود، البته امکان مراجعه حضوری نیز وجود دارد. خرید کاربران شهرستانی نیز از طریق پست پیشتاز ارسال می‌شود.

به گفته اسدی، کاربران می‌توانند با هر خرید از تخفیف «ویرگول» نیز استفاده کنند. تخفیف ویرگول از یک سال گذشته اعمال می‌شود. تخفیف‌ها به میزان  و بازه زمانی خرید بستگی دارد. و فقط بخشی از خرید‌‌ها، شامل تخفیف می‌شود.

برای بررسی وضعیت مطالعه در کشور، باید به شاخص سرانه مطالعه توجه کرد اما با وجود اعلام اعداد و آمارهای مختلف از سوی نهادهای گوناگون، هنوز عدد تایید شده‌ای در این زمینه وجود ندارد؛ یعنی نه سرانه 2 دقیقه‌ای قابل استناد است و نه سرانه 79 دقیقه‌ای! در چنین شرایطی، معمولا پارامترهای دیگری از جمله وضعیت بازار کتاب و میزان فروش کتاب‌فروشی‌ها یا شمارگان متوسط کتاب‌ در طول سال است که ملاک ارزیابی قرار می‌گیرند.

 

70 میلیون باسواد در ایران

اما در چنین شرایطی، می‌توان با استناد به سایر شاخصه‌های اطلاعاتی نشر در ایران، طور دیگری بررسی‌هامان را پیش ببریم و به نتایجی دست‌پیدا کنیم که چه‌بسا در تبیین وضعیت مطالعه در کشورمان، بی‌تاثیر نباشد.

آخرین سرشماری در کشور ما، به سال 1395 برمی‌گردد که مطابق با آن جمعیت ایران 79 میلیون و 926 هزار و 270 نفر اعلام شده است. در همان سال، نرخ باسوادی در کشورمان نیز 88 درصد اعلام شده، یعنی چیزی حدود 70 میلیون و 400 هزار نفر از هم‌وطنان‌مان در سال 95، با سواد بوده و توانایی مطالعه کتاب در محدوده‌های سنی مختلف را داشته‌اند.

 

هر ایرانی، 2 کتاب در سال

حالا اگر شرایط سال 96 را با همان آمارهای سال 95 مورد ارزیابی قرار دهیم، به نتایج جالب توجهی خواهیم رسید. مطابق با اطلاعات استخراج شده از بانک اطلاعاتی موسسه خانه کتاب، در سال گذشته(1396) مجموعا 144 میلیون و 192 هزار و 604 نسخه کتاب(مجموع شمارگان کتاب‌های چاپ اولی و تجدید چاپی در تمام گروه‌های موضوعی) از سوی ناشران، منتشر شده و به بازار آمده است. بنابراین می‌توان گفت در سال گذشته به ازای هر ایرانی، تقریبا دو نسخه کتاب به انتشار رسیده است.

 

با مراجعه دوباره به اطلاعات خانه کتاب، درمی‌یابیم که کتاب‌های منتشر شده در سال 96 به طور متوسط 300 صفحه‌‌ای بوده‌اند و این یعنی در این سال به ازای هر ایرانی باسواد، 600 صفحه کتاب به انتشار رسیده است. حالا اگر فرض کنیم به طور میانگین، خواندن هر صفحه کتاب به پنج دقیقه زمان نیاز داشته باشد، هر ایرانی دستِ کم باید سه‌هزار دقیقه در سال مطالعه داشته باشد تا به سهم خود، کتاب خوانده باشد و تمام کتاب‌های منتشر شده در سال 96، حداقل یک‌بار خوانده شده باشند.

 

حداقل 8/2 دقیقه مطالعه

اگر فرض کنیم تمام 144 میلیون و 192 هزار و 604 نسخه کتابی که در سال گذشته به انتشار رسیده‌اند، خوانده شده باشند، یعنی هر ایرانی باسواد دستِ کم روزی 8/2 دقیقه کتاب خوانده است! به بیان دیگر، تمام کتاب‌هایی که در طول یک‌سال از سوی ناشران ایرانی به بازار کتاب می‌آید، با سرانه نزدیک به 8/2 دقیقه(بیشتر از 8/2 دقیقه به دلیل اینکه در محاسبه سرانه مطالعه، جمعیت کل را درنظر می‌گیرند، نه جمعیت باسواد را. و چنانکه گفته شد قریب به 16 درصد جمعیت ایران، سواد ندارند.) در کشورمان، خوانده می‌شوند.

 

چند سوال...

بر اساس محاسبات صورت گرفته در این نوشتار کوتاه، می‌توان به چند سوال و پاسخ‌هایی که برای آن‌ها متصوریم، بیاندیشیم:

* آیا تمام نسخه‌ کتاب‌هایی که در طول یک سال منتشر می‌شوند، به دست مخاطبان خود می‌رسند و خوانده می‌شوند؟

* آیا آمار فروش سالانه کتاب در کشورمان، موید این احتمال است؟

* آیا با این حساب می‌توان گفت با درنظر گرفتن مطالعه از منابع کتابخانه‌ای، دیجیتال و... سرانه مطالعه در ایران حداقل 2/8 دقیقه است؟

* آیا میزان تولید کتاب با میزان نرخ سواد و ظرفیت‌های مطالعاتی در کشور، میزان موجهی است؟

 

هر ایرانی، 8/2 دقیقه مطالعه روزانه

انتظار نمی‌رود محاسباتی از این دست بتواند جای محاسبات و آمارگیری‌های دقیق درباره وضعیت سرانه مطالعه در کشور را بگیرد اما جدا از جنبه‌های ژورنالیستی و چنانکه گفته شد، شاید بتوان با اتکا به چنین بررسی‌های، دستِ کم به نمایه‌های نزدیک‌تری به واقعیت دست‌ یافت. با این اوصاف شاید برای رسیدن به حداقل‌ مطالبات فرهنگی در کشور، بتوان روی این شعار، تشدید گذاشت: «هر ایرانی، 8/2 دقیقه مطالعه روزانه»