فرهنگی و اجتماعی

فرهنگی و اجتماعی (671)

20 آبان 1396

دوشنبه 6 آذر مصادف با 8 ربیع الاول به مناسبت سالروز شهادت امام حسن عسکری و آغاز امامت حضرت مهدی ، تعطیل رسمی است.

 

طبق بند ح از ماده ۳۷ قانونی به نام قانون «احکام دائمی برنامه‌های توسعه کشور»، هشتم ربیع‌الاول به‌مناسبت سال‌روز شهادت امام حسن‌عسکری و آغاز امامت حضرت‌مهدی، تعطیل رسمی تعیین شده است.

این قانون در ۱۶ فروردین ۱۳۹۶ در روزنامه رسمی منتشر شده و از آن‌جایی‌که تقویم رسمی موسسه «ژئوفیزیک دانشگاه تهران» به عنوان مرجع تقویم و سررسید رسمی در نیمه‌سال قبل(۹۵) تدوین شده، این تعطیلی در آن قرار نگرفته است.

بنابراین باید گفت که دوشنبه ۶ آذر، مصادف با ۸ ربیع الاول تعطیلی رسمی است.

 

منبع: میزان

ادامه مطلب...
17 آبان 1396

زن نگون بختی که بیش از 300 سال پیش در یکی از زندان های مخوف اسکاتلند جان سپرده بود دوباره زنده شد

 

این زن بر اساس مدارک باقی مانده لیلیاس آدی نام داشته و هنگامی که در یک زندان مخوف به سر می برد جان سپرد. دانشمندان حدس می زنند این زن باید 60 سال را رد کرده باشد.

پس از گذشت 313 سال از مرگ این زن در سیاه چالی واقع در ادینبورگ چهره او بازسازی شد. از روی جمجمه ای که از او باقی مانده بود قیافه اصلی این زن شبیه سازی شد تا به نوعی دوباره زنده شود.

 

منبع: جام جم آنلاین 

ادامه مطلب...
16 آبان 1396

پرنده‌هایی که مُرده از آسمان به زمین می‌افتند، شهری که تابوت‌ها در آن تمام شدند، گلفروش‌هایی که دیگر گلی برای عزاداری ندارند و خیابان‌هایی که در آن مردمان ماسک‌زده همدیگر را به‌خاطر دود نمی‌توانند ببینند و چهره دوستانشان را تشخیص دهند؛ این حرف‌ها و تعریف‌ها مربوط به فیلمی ترسناک و تخیلی نیست.

 

همه آنها واقعيتي است كه شهرهاي بزرگي در جهان به‌خاطر آلودگي هوا با آن مواجه شده‌اند و روزگاري اين جملات هر كدام تيتر روزنامه‌هاي كشوري در جهان بوده است؛ واقعيت تلخي كه بالاخره كشورها را مجبور به اقدام كرد كه فكري به حال آلودگي هواي شهرها بكنند. خيلي از كشورهاي جهان سال‌ها پيش فهميدند كه بايد تصميمي براي درست كردن اوضاع بگيرند كه شهرهايشان جايي براي زندگي و نه مريضي و مرگ باشد. هر سال در فصل سرد بحث آلودگي هوا داغ مي‌شود. تيره‌وتار شدن هواي پايتخت و بسياري از كلانشهرهاي كشور، پيش آمدن پديده‌ وارونگي دما و مشكلاتي كه براي سالمندان، كودكان و گروه‌هاي حساس جامعه پيش مي‌آيد، هميشه در چنين وقت‌هايي به مركز توجه جهان تبديل مي‌شود. كشورهاي بزرگ دنيا در حوزه فناوري اما تجربه‌هاي موفقي براي مقابله با آلودگي هوا دارند.

باغ‌هاي عمودي از ديار چين

يك جوان چيني‌تبار كه چند سالي در آلمان در رشته‌ فناوري اطلاعات تحصيل مي‌كرد، وقتي در سال 2014 به كشور زادگاهش برگشت و آلودگي هواي وحشتناك آن را ديد، تصميم گرفت يك استارتاپ سبز و كم‌هزينه راه بيندازد. نتيجه ساخت باغ‌هاي عمودي شهري با نام CityTrees بود كه كارش جست‌وجوي مناطق آلوده‌ شهر و تصفيه‌ هوا با استفاده از درختان پهن‌برگ بود. به‌خاطر جمعيت زياد و شلوغي چين اين باغ‌ها به‌صورت عمودي ساخته مي‌شوند. هركدام از اين تابلوها 3و نيم مترمربع مساحت دارند كه نسبت به باغ‌هايي با همين كارايي، 99درصد جاي كمتري مي‌گيرند. هركدام از اين سازه‌ها به اندازه‌ 275درخت - 240تن در هر سال - هوا را تصفيه مي‌كنند. سايت «گاوتك» به نقل از منابع چيني گفته، در مناطقي كه اين تابلوهاي برقي نصب بودند، آلودگي هوا 30درصد كمتر شده است. گردوغبار، اكسيد نيتروژن و دي‌اكسيد كربن آلودگي‌هايي هستند كه تابلوهاي «درخت شهر» توانسته آنها را تصفيه كند.

اتوبوس برقي ارزان

استفاده از سيستم حمل‌ونقل عمومي برقي، راهكاري است كه در نروژ و نيويورك به‌طور ويژه‌اي براي آن برنامه‌ريزي كرده‌اند. مقامات نروژ امسال 25دستگاه اتوبوس تمام برقي شهري را به شركت ولوو سفارش داده است. اين اتوبوس‌ها در شهر كار مي‌كنند اما نمونه‌هايي براي تردد مسيرهاي بين‌شهري نيز قرار است ساخته شود.شهرداري نيويورك هم وعده داده اتوبوس‌هاي جديد تمام‌برقي را وارد ناوگانش خواهد كرد. ايالت كاروليناي جنوبي نيز يك پروژه‌ تحقيقاتي به نام «كت‌باس» راه‌اندازي كرده كه قرار است تا 8سال آينده به نزديك 2ميليون نفر در سال خدمات ارائه كند. كشورهاي اروپايي در يك توافق گروهي با 19شركت حوزه حمل‌ونقل عمومي قرارداد بسته‌اند كه قرار است تا سال 2020، حدود 2500اتوبوس برقي وارد جاده‌هاي كشور كنند. اين رقم يعني حدود 6درصد از كل اتوبوس‌هايي كه هم‌اكنون تحت ليسانس اين شرك‌ها در اروپا تردد مي‌كنند. برنامه‌ سال 2025 اروپا تعداد اتوبوس‌ها برقي را به 6100عدد خواهد رساند.

مسيريابي هوشمند

اپليكيشن‌هاي هوشمند مسيريابي يكي از مهم‌ترين راه‌هاي كاهش مصرف سوخت و آلودگي هوا در دنيا هستند. اپليكيشن‌هاي زيادي در دنيا وجود دارند كه با نشان‌دادن نزديك‌ترين مسير به مقصد در وقت كاربر صرفه‌جويي كرده و باعث مي‌شوند تا آلودگي هوا كمتر شود. اپليكيشن ويز (WAZE)‌ يكي از معروف‌ترين نمونه‌هاست كه كاربر مي‌تواند زمان رسيدن به مقصد را در آن تعريف كند. هر وقت ترافيك مسير كمتر بود، اپليكيشن فعال شده و به كاربر بهترين زمان براي آغاز سفر را اطلاع مي‌دهد. اگر ترافيكي در مسير رخ بدهد نيز اين سيستم مي‌تواند مسير جايگزيني را پيشنهاد دهد تا كاربر در وقت تعيين‌شده به مقصد برسد. در ميان سيستم‌هاي مسيريابي كه در كشور فعال هستند، «نقشه گوگل» يا Google Map هم خدمات خوبي به كاربران ارائه مي‌دهد اما از نظر تخمين دقيق زمان رسيدن به مقصد و پيداكردن مسير، Waze گزينه بهتري است.

كاتاليست‌هاي ويژه اگزوز

كاتاليست‌هاي سوختي يكي از معروف‌ترين‌ راه‌هاي كاهش آلودگي هواست. اين دستگاه‌ها كه در خروجي اگزوز خودروها نصب مي‌شوند، با استفاده از واكنش‌هاي شيميايي بخشي از گازهاي مضر خودرو را جذب كرده يا به گازهاي كم‌خطرتر تبديل مي‌كنند. كاتاليست‌ها بين 3تا 7گرم پلاتينيوم و در برخي ديگر پالاريوم دارند. يكي از مشهورترين انواع كاتاليست‌ها اكسيژن موجود در گاز نيروژن‌اكسيد خروجي از خودرو را به نيتروژن و اكسيژن تبديل مي‌كنند كه گازهاي بي‌خطر و موجود در هواي عادي شهر هستند. اين كاتاليست‌ها از اواسط دهه 1970 (1350) ساخته شده‌ و در انواع مختلفي به بازار عرضه مي‌شوند. آنها معمولا بنا به مسافت طي شده يا سال‌هاي استفاده‌شان ضمانت مي‌شوند. رقابت اين‌روزها بر سر بالا بردن توان خروجي دستگاه، كم كردن وزن و سازگاري با انواع خودروهاست. كاتاليست در علم شيمي به موادي گفته مي‌شود كه واكنش‌هاي شيميايي را سرعت مي‌بخشند اما خودشان وارد واكنش نمي‌شوند و تاثيري در محصول نهايي ندارند.

تغييردادن سوخت خودروها

 

استفاده از سوخت‌هاي پاك يا جايگزين بنزين و گازوئيل يكي از تجربه‌هايي است كه در طول سال‌هاي گذشته، كشورهاي پيشرفته با آن آلودگي هوايشان را كاهش داده‌اند. بيوديزل يا سوخت زيستي كه مدتي در ايالت مينه‌سوتاي آمريكا مورد استفاده قرار گرفته، آلودگي هواي اين ايالت را تا حد زيادي پايين آورده و باعث شده تا نفع اقتصادي فراواني عايد ايالت شود، چون ايالت مينه‌سوتا كشتزارهاي ذرت فراواني دارد و اين سوخت زيستي را مي‌توان از تفاله‌هاي ذرت به‌دست آورد. اتانول، سوخت پاك ديگري است كه از ساقه و تفاله‌ ميوه‌ها يا ذرت گرفته مي‌شود و از سال 2009به‌صورت نسبتا گسترده در اين ايالت مورد استفاده بوده است. خودروهاي هيدروژني و برقي هم نمونه‌هاي موفق ديگري هستند كه كشورهاي جهان بر سر استفاده از آن مسابقه گذاشته‌اند. قرار است تا سال 2040ميلادي تردد خودروهاي غيربرقي در بيشتر بخش‌هاي قاره اروپا ممنوع شود.

منبع: همشهری آنلاین

ادامه مطلب...
15 آبان 1396

مشتریان از کسی خرید می کنند که او را بشناسند، از او خوششان بیاید و به او اعتماد داشته باشند. آن ها به ندرت از غریبه ها خرید می کنند. اگر شما کپی یک کارآفرین معروف دیگر باشید، مشتریان هیچ وقت خودِ واقعی شما را نخواهند شناخت.

 

حتماً شما هم متوجه شده اید که روزانه افراد زیادی در دنیای آنلاین وجود دارند که همان محصول یا سرویسی را تبلیغ می کنند که شما ارائه می دهید. وقتی وارد شبکه های اجتماعی می شوید، بسیاری از دوستان کارآفرین خود را می بینید که محصولات پادکست می فروشند، تبلیغات انجام می دهند، آموزش استفاده از ویدئوی لایو را می دهند، به شما یاد می دهند که چگونه وبلاگی سودآور ایجاد کنید و کارهایی از این دست. ساختن یک کسب و کار آنلاین آسان نیست، و واقعیت های سختی وجود دارد که باید در مورد آن ها بدانید.

 البته هیچ کدام از این ها حرف تازه ای نیست، چرا که احتمالاً خودتان از قبل آن ها را می دانید. با این حال، همه ما عاشق نوعی آزادی هستیم که کسب و کار آنلاین می تواند برایمان فراهم کند.

 شما می توانید مقاله وبلاگ خود را در کافی شاپ یا اتاق خانه خود بنویسید، و وقتی در مسافرت هستید مردم محصولات شما را روی وبسایتتان بخرند و پول دربیاورید. اگر این یکی از اهداف شماست، هفت کار وجود دارد که با انجام آن ها می توانید نتایج بهتری از ایجاد کسب و کاری آنلاین بگیرید یا اینکه حضور کسب و کار خود در دنیای آنلاین را تقویت کنید.

 1. دست از کپی کردن دیگر کارآفرینان بردارید.

مشتریان از کسی خرید می کنند که او را بشناسند، از او خوششان بیاید و به او اعتماد داشته باشند. آن ها به ندرت از غریبه ها خرید می کنند. اگر شما کپی یک کارآفرین معروف دیگر باشید، مشتریان هیچ وقت خودِ واقعی شما را نخواهند شناخت. موقع خرید، آن ها از کارآفرینی خرید می کنند که شما کارش را کپی می کنید. چارچوبی که مؤثر عمل می کند را استفاده کنید، ولی کپی کسی نباشید. از استراتژی های موفقیت الگو بگیرید ولی آن ها را کپی نکنید. سعی کنید که صدای خود را به گوش افراد برسانید، و کسب و کاری بسازید که متعلق به شما باشد.

2. در مورد اینکه مخاطب هدف اصلی شما چه کسی است شفاف باشید.

اگر بخواهید به همه دنیا دست پیدا کنید، در آخر به هیچ کس دست پیدا نخواهید کرد چرا که تلاش هایتان برای رسیدن به مشتریان پراکنده خواهد بود. اگر با مخاطب هدف خاصی صحبت نکنید، نمی توانید به مردم کمکی کنید. هر چه مخاطب هدف شما مشخص تر باشد، بازاریابی هم برای شما آسان تر خواهد بود، و همین بازاریابی است که در نهایت باعث رشد کسب و کار شما می شود. در چنین حالتی، شما روی استراتژی های مشخص خود تمرکز خواهید کرد. برندینگ و پیام شما باید کاملاً شفاف باشد.

3. همه چیز را ساده نگه دارید.

وبسایت خود را ساده و تمیز نگه دارید. با اینکه وردپرس گزینه های زیادی از ویجت ها و پلاگین ها دارد، شما به همه آن ها احتیاج ندارید. وقتی کسی از وبسایت شما دیدن می کند نباید گیج شود. وقتی مسئله کسب و کار پیش می آید، آن را نیز ساده نگه دارید. برای وبسایت خود ترافیک ایجاد کنید. از بزرگترین چالش هایی که مخاطبان هدف شما با آن مواجه هستند آشنا شوید. محصولات و خدماتی بسازید که به حل این مشکلات کمک کند. بله، ایجاد پایه و اساسی مستحکم به همین سادگی است.

4. فقط روی شبکه های اجتماعی تمرکز نکنید.

مسلماً نمی توانید از شبکه های اجتماعی غافل شوید، ولی آن را تبدیل به استراتژی اصلی خود برای ترافیک و کسب مشتریان بالقوه نکنید. بهترین کار این است که کسب و کار خود را روی پلتفرم خود بسازید، نه پلتفرم کس دیگری. بهتر است که مردم عضو خبرنامه شما شوند و شخصاً با شما تعامل داشته باشند، نه فقط در شبکه های اجتماعی.

5. روی چیزی تمرکز کنید که اهمیت دارد.

انبوهی از اطلاعات وجود دارد که می توانید به صورت آنلاین یاد بگیرید. ولی بیشتر این اطلاعات در فرایندی که شما در آن قرار دارید اهمیت ندارند. اگر شما چیزی را ایجاد می کنید، احتمالاً نیازی ندارید که مطلب زیادی راجع به سئو یاد بگیرید.

 اگر مقالات میهمان بنویسید و به شکل های دیگر مخاطبان خود را ایجاد کنید، سئو به طور طبیعی به وجود می آید پس بهتر است که وقت خود را صرف نوشتن مقالات میهمان کنید. ارزیابی کنید که در مسیر کارآفرینی خود در کجا قرار دارید، و به چیزی اهمیت دهید که بیش از همه به شما کمک می کند. قربانی اطلاعات بیش از حد نشوید چرا که می تواند به سادگی جلوی پیشرفت شما را بگیرد. سرعت پیاده سازی و اجرا چیزی است که شما را در کسب و کار موفق می کند.

6. از دریافت قیمت عادلانه نترسید.

خیلی خوب است که تا حد ممکن بتوان به افراد به طور رایگان کمک کرد، ولی شما خانواده ای دارید که باید از آن ها مراقبت کنید و صورتحساب هایی دارید که باید پرداخت کنید. اگر شما ارزش اضافه کنید و به مردم کمک کنید، باید قیمت عادلانه ای هم برای آن دریافت کنید. یادتان باشد که شما در حال ساخت کسب و کار هستید؛ اگر پول در نیاورید، پس کسب و کاری هم در کار نیست. تا زمانی که شما روی خدمت کردن و اضافه کردن ارزش به زندگی مشتریانتان تمرکز کنید، قیمت های شما توجیه خواهد داشت.

7. با تمام تلاش به سمت اهداف خود حرکت کنید.

در پایان، اگر می خواهید موفق شوید باید همین حالا عزم خود را جزم کنید که تحت هر شرایطی به حرکت ادامه دهید. پشتکار چیزی است که باعث رشد کسب و کار شما می شود. حتی اگر تا به حال فرایندی که می خواستید به آن برسید را نتوانسته اید پیش ببرید، نباید تسلیم شوید.

صبر داشته باشید. ساخت کسب و کار زمان می برد. با تلاش متمرکز، می توانید بیزنس آنلاین قدرتمندی بسازید یا اینکه حضور کسب و کار خود در فضای آنلاین را گسترش دهید. از این هفت استراتژی استفاده کنید تا تلاش های خود را بهینه کنید. صبر داشته باشید، و چیزی بسازید که به مخاطبان هدف شما کمک کند. تمرکز کنید، و مطمئن باشید که به نتیجه خواهید رسید.

 

منبع: برترین ها

ادامه مطلب...
14 آبان 1396

خودکشی دو دانش آموز از روی پل در اصفهان، بازتاب‌های متعددی در فضای مجازی و افکار عمومی به دنبال داشت، اصل ماجرا و آخرین خبر در مورد وضعیت مصدوم حادثه را از قول پزشک معالج می‌خوانید.

 

خودکشی دو دختر دانش آموز نوجوان در پل چمران اصفهان حرف و حدیث ها و نظرات کارشناسی و غیرکارشناسی متعددی به همراه داشت.

در ابتدا علت خودکشی را به نهنگ آبی ربط دادند و بعد، کمتر از 24 ساعت از اخبار سراسری دلیل دیگری برای آن اعلام شد. انواع اخبار ضد و نقیض و واگویه‌هایی با چاشنی نیشخند نیز درتلگرام و اینستاگرام چرخید و چرخید تا به زعم سازندگانش تلنگری باشد برای آن ها که باید عملکردی بیدارتر و هشیارانه تر از خود نشان دهند. دراین میان معدود رسانه های رسمی نیز با فاصله گرفتن از جوسازی شبکه‌های مجازی، صحبت‌های موثق تر و موشکافانه تر را تیتر صفحات خبری خود قرار دادند.

حالا مطالب تلگرامی آن هم از سوی برخی منابع علمی دانشگاهی و دستگاه‌های اجرایی استان حکایت دیگری دارد. ارسال مصوبه‌های مختلف مبنی بر عدم انتشار تیتراخبار خودکشی در صفحات یک نشریات و منع نشر کلیپ آخرین صحبت‌های این دو دانش‌آموز همه و همه بازهم چراهای متعددی را برجا نهاده است. در این راستا تعدادی از روانپزشکان براین عقیده اند که اتفاقاً علنی شدن و پرداختن هرچه بیشتر به چنین موضوعاتی تلنگری است برای بیداری خانواده ها و مسئولان، گروهی نیز مخالف سرسخت این نظریه اند...

به نظر می‌رسد نیاز امروز جامعه آگاهی بخشی صحیح و کامل است، بدون شک این نوع کتمان و سرپوش گذاشتن ها نه تنها گره ای از معضلات باز نمی کند بلکه محرکی خواهد بود برای افزایش آسیب‌های اجتماعی. کما اینکه انتشار کلیپ دانش‌آموزان مورد نظر که دقایقی قبل توسط خودشان ضبط شده است گویای حقایق تلخی است که هیچ رد و نشانی از نهنگ آبی ندارد.

و اما در کنار این بایدها و نبایدها آنچه که به نظر می‌رسد پیگیریش خالی از اهمیت نیست، گزارش آخرین وضعیت دانش آموز بازمانده از حادثه خودکشی است که اتفاقا مورد پرسش و جستجوی عموم مردم می‌باشد.

دکتر مهدی تیموری، پزشک معالج این دانش آموز در گفتگو با خبرنگار جام جم آنلاین گفت: از دو دانش آموزی که درپل هوایی چمران اصفهان اقدام به خودکشی کرده بودند یک نفرشان بعد از انتقال به بیمارستان فوت و دیگری تحت درمان قرار گرفته است.

وی اضافه کرد: دانش آموز مذکور بعد از 10 روز بستری اکنون 5 روز است که ترخیص شده، وضعیت جسمی و روحی خوبی دارد و باید پیگیری های لازم از جمله فیزیوتراپی و توانبخشی را انجام دهد.

تیموری ادامه داد: البته به‌خاطر بی‌حرکتی خطر آمبولی وجود دارد که برای جلوگیری از بروز آن در حال حاضر داروهای لازم تجویز و مصرف می‌شود.

وی با بیان اینکه در این مدت 4 جراحی بر روی نقاط آسیب دیده صورت گرفته تصریح کرد: از آن جا که بیمار مذکور با دست و پا سقوط کرده صدمات شدیدی به این نواحی وارد شده اما خوشبختانه سر مصدوم در اثر برخورد با پیکر نفر دومی که خودکشی کرده سالم و بدون آسیب دیدگی است و تا مدت‌ها به کمک عصا قادر به راه رفتن خواهد بود اکنون هم با عصا مسافت کوتاهی را می تواند قدم بردارد که به نظر نمی رسد دیگر به جراحی نیاز باشد.

 

منبع: جام جم آنلاین

ادامه مطلب...
14 آبان 1396

یک فیلم کوتاه چند دقیقه ای؛ یک فیلم باورنکردنی با عنوانی عجیب :« صحبت های دو دختر اصفهانی لحظاتی قبل از خودکشی ! » از شنبه 29 مهر که دو دختر اصفهانی با خودکشی شان در صدر اخبار حوادث رسانه ها قرار گرفتند ، حدود 15 روز می گذرد و حالا با انتشار این فیلم ، بسیاری از فرضیه ها درباره دلایل خودکشی این دونفر بهم ریخته است.

 

حالا خیلی ها خواسته یا ناخواسته این فیلم را دیده اند، وصیت تصویری این دو دختر نوجوان، سه روز است که کانال های تلگرامی ، اینستاگرام و دنیای مجازی را قرق کرده ؛ فیلمی کوتاه که نقش اولش هر دو دختری هستند که چند روز پیش بین زندگی و مرگ ، مرگ را انتخاب کردند. نوجوان هایی که در این فیلم با آب و تاب ، با لبی خندان و چشم هایی پر از شیطنت ،به همه آنهایی که بعد از مرگشان قرار است این فیلم را ببیند ، سلام می کنند.

تماشای این فیلم شوکه کننده است، خیلی ها با ناباوری لحظات خداحافظی دو دختر دهه هشتادی را از دنیا تماشا کرده اند؛ لحظاتی که آنها نزدیکان شان را خطاب قرار می دهند و خودشان را آرام و آهسته می رسانند به بلندترین ارتفاعی که برای خودکشی به ذهنشان آمده یعنی پل شهید چمران اصفهان و در این مسیر هیچ عاملی، هیچ دلیلی نیست که دست دلشان را بگیرد و پشیمان شان کند برای رفتن. اینکه قدم هایشان آهسته تر شود و پاهایشان سنگین تر و تردید کنند حتی چند لحظه برای استقبال از مرگ.

این فیلم می تواند گویای یک بحران در نسل جدید یعنی دهه هشتادی ها باشد، نسلی که قبلا هم حرکات دیگری برای خودنمایی از خود بروز داده بودند از جمله جمع شدن مجازی در یک پاساژ تهران که خیلی هم سرو صدا کرد.

 از انتشار این فیلم در دنیای مجازی مدت زیادی نمی گذرد ؛ فیلمی که خیلی ها را شوکه کرده است. ما به بهانه انتشار این فیلم ، با دکتر فاطمه قاسم زاده، دکترای روانشناسی کودک و نوجوان و استاد دانشگاه ، به تحلیل اتفاقی می نشینیم که یکی از قربانی هایش حالا زیر خروارها خاک خوابیده است و دیگری ، روی تخت بیمارستان به زندگی سنجاق شده .

خانم دکتر، چه دلیلی باعث می شودکه دو دختر نوجوان شاد و خندان از خودشان فیلم بگیرند و بعد هم خودشان را از بالای پل به پایین پرت کنند؟

همانطور که می دانید درباره خودکشی این دو دختر اول بحثی درباره چالش نهنگ آبی مطرح شد اما حالا که چند روز از این اتفاق گذشته و این فیلم هم از آنها منتشر شده ، می بینیم که یک تضادی در این رابطه وجود دارد و باید با بررسی های بیشتر به دنبال دلایل واقعی این اتفاق بود. در حالت کلی می توانیم بگوییم که افسردگی یکی از عوامل منجر به خودکشی است اما نکته اینجاست که حداقل در فیلمی که ما در این چند روز از این دو دختر دیده ایم ، شواهدی از افسردگی حداقل در ظاهر مشاهده نمی شود، و حالت هایی دارند که در حالت معمولِ خودکشی هایی که در جامعه اتفاق می افتد مرسوم نیست.

یعنی همین رفتار شاد و سرحالی که دارند؟

بله همین طور است ، هر دو نفر آنها خیلی شاد و با انرژی به استقبال مرگ می روند. از نظر روانشناسی این موضوع با وقوع افسردگی در تضاد است. البته باز هم نمی توانیم حکم قطعی صادر کنیم. چون شاید در بررسی های بیشتر مشخص شود که این سرخوشی ، عاملی خارجی داشته مانند مصرف مواد. البته این فقط یک احتمال است ، چون همانطور که می دانیم یکی از نشان های مصرف مواد، شادی کاذب و موقتی است که به انسان دست می دهد. عامل بعدی ای که از تماشای فیلم می توان نتیجه گرفت، همراهی این دونفر باهمدیگر است، چرا؟ چون هرکدام در فیلم جوری صحبت می کنند که مبادا دیگری در تصمیمی که گرفته شک کند. پس خودِ این همراهی و دوستی نزدیک را می توانیم جزو یکی از دلایل گرفتن این تصمیم بدانیم.

یعنی این دو دختر نوجوان تحت تاثیر هم قرار گرفته اند؟

بله به خاطر دوستی. به خاطر رابطه نزدیک کاملا در تصمیمی که گرفته اند مشارکت دارند. البته از بعد هیجانی هم می توانیم به دلایل وقوع این اتفاق نگاه کنیم. همین وصیت تصویری و فیلمی که اینها از خودشان گرفته اند یعنی ، اینها به عاقبت کار حداقل از نگاه خودشان فکر کرده اند. آنها می دانند که در حال انجام کاری هستند که باعث جلب توجه دیگران می شود و از این موضوع هیجان زده هستند و ما این شتاب زدگی و هیجان را هم در رفتارشان در فیلم می بینیم .

با اینکه می دانند آخر و عاقبت شان مرگ است؟

بله، دقیقا و همین جاست که پای عامل های دیگر هم مثل خانواده ، مدرسه و ...به موضوع باز می شود. درحقیقت اینجا ما باید ببینیم که اینها در چه خانواده ای رشد کرده اند، در چه محیطی در حال درس خواندن بوده اند. خودکشی ، آن هم به این شکل با ضبط فیلم و ... ، رفتاری نیست که یک دفعه و ناگهانی رخ بدهد، پشت این رفتار مدتها فکر بوده . پس باید هم محیط خانوادگی شان بررسی شود هم محیط مدرسه و هم دوستان دیگر... درحقیقت یک مقطعی از زندگی این افراد و اتفاق هایی که رخ داده باعث رسیدن آنها به اینجا شده ، یعنی ما هم باید دنبال عوامل تشدید کننده این آسیب اجتماعی بگردیم.

که چه عواملی می توانند باشند؟

من فکر می‌کنم جواب اصلی و حلقه مفقوده این اتفاق ، برمی‌گردد به این که ما تا چه اندازه، نوجوانان را توانمند کرده‌ایم. ببینید نوجوانی یک سن بحرانی است. یک دوران گذار است. همان طور که جامعه وقتی در دوران گذار قرار دارد، آسیب‌هایش بیشتر نمود پیدا می‌کند ‌دوره نوجوانی هم همین حالت را دارد. نوجوانی هم دوره گذر از کودکی به بزرگسالی است. یعنی مسئولیت‌ها، ‌اهداف، وظایف و... همه چیز یک فرد تحت تاثیر این دوره قرار می‌گیرد. بنابراین فرد نوجوان نیازمند برخی مراقبت‌ها، توجهات و آموزش‌های ویژه است که به توانمندسازی او کمک کند و دقیقا همین جاست که اگر توانمند نشده باشد ممکن است یا خودش آسیب ببیند یا به دیگران آسیب بزند. نوجوانان ما برای اینکه درگیر آسیب های اجتماعی نشوند، باید مهارت های زندگی را آموخته باشند. اما بحث مهارت های زندگی متاسفانه در کشور ما جدی گرفته نمی شود؛ نوجوان ما یاد نمی گیرد که چطور مشکلش را حل کند چون توانایی حل مساله را ندارد، نوجوان ما یاد نمی گیرد که خشمش را کنترل کند، عواطف و احساساتش را بشناسد، نتیجه این می شود که به مسائلی رو می آورد که اصلا اقتضای سن اش نیست.

مثل همین رابطه دوستی با جنس مخالف که در این فیلم هم دیده می شود؟

دقیقا . یکی از مهارت های دهگانه زندگی ، مهارت ارتباط برقرار کردن است، ارتباط درست.بحث مهارت های ارتباطی همینجا مطرح می شود، نوجوان ما وقتی هنوز اصول اولیه یک ارتباط درست را یاد نگرفته با جنس مخالف هم وارد ارتباط می شود و همین جا به مشکل می خورد ، چون چیزی از هدایت این رابطه نیاموخته. بعد عوامل دیگری مثل پنهان سازی از خانواده و مدرسه و عناصر کنترل کننده دیگر هم دست به دست هم می دهند و او را به سمت آسیب اجتماعی سوق می دهند.نکته مهم اینجاست که نوجوانی که آموزش نبیند، خودش کنجکاوی می‌کند. خودش دنبال چیزهایی می‌رود که برایش پر از علامت سوال است.متاسفانه بحث روابط دختر و پسر هنوز در جامعه ما تعریف نشده و ما فکر می کنیم وقتی دختر و پسر در یک محیط اجتماعی کنار هم نباشند ، مشکل ارتباطی شان را حل کرده ایم اما نمی دانیم که با این کار بازار روابط پنهانی شان داغ شده است.

این آسیب های اجتماعی نسل نوجوان ما را تهدید می کند؟

نمی توانیم به طور قطعی بگوییم همه نوجوان ها را ، چون تعمیم کار غلطی است ، ما نمی توانیم رفتار یک تعداد محدود و خاص را به کل یک گروه تعمیم بدهیم، همانطور که می بینید یک بخش زیادی از همین نسل نوجوان ما دارند خیلی عادی زندگی می کنند، ما افراد همسن و سال این دونفر را زیاد می بینیم که خیلی هم آدم های معقول و مسئولیت پذیری هستند و اینکه ما بخواهیم پدیده ای را که در جامعه رخ می دهد به بقیه هم تعمیم بدهیم خودش یک خطای شناختی است. اما این موضوع می تواند مثل یک زنگ هشدار باشد هم برای خانواده ها هم برای مسئولان و هم کارشناسان مختلف. اینکه ببینند ، این نوع از آسیب های اجتماعی هم در جامعه وجود دارد و هرچند که الان زیاد نیست اما ممکن است در آینده بیشتر شود.

 

منبع: جام جم آنلاین

ادامه مطلب...
13 آبان 1396

بانک مرکزی نرخ دلار را با حدود پنج تومان افزایش تا مرز ۳۵۰۰ تومان پیش برد.

 

قیمت دلار بعد از عقب‌گرد یک تومانی که در آخرین روز هفته گذشته برای آن ثبت و به ۳۴۹۵ تومان رسیده بود، بار دیگر رشد کرد.

دلار مبادله‌ای طی هفته‌های اخیر از روند رشد سریعی برخوردار شده و طی یک ماه گذشته از حدود ۳۳۹۴ تا مرز ۳۵۰۰ تومان پیش رفته است. دلار در بازار آزاد اکنون با نرخی بیش از ۴۰۰۰ تومان و تا حدود ۴۰۵۰ تومان مبادله می‌شود.

در سایر نرخ‌گذاری‌های امروز در مرکز مبادلات ارزی پوند ۴۵۷۶ و یورو ۴۰۶۴ تومان اعلام شده است.

 

منبع: ایسنا

ادامه مطلب...
11 آبان 1396

پلیس راهور تهران بزرگ طی اطلاعیه‌ای محدودیت‌های ترافیکی مراسم ۱۳ آبان را اعلام کرد.

 

مرکز اطلاع‌رسانی پلیس راهور تهران بزرگ محدودیت‌های تردد در اطراف لانه جاسوسی برای روز 13 آبان را اعلام کرد.

محدودیت‌های تردد از ساعت 8 روز شنبه 13 آبان:

1_ طول خیابان ایرانشهر از مقابل معاونت حمل و نقل و ترافیک شهرداری تهران به‌سمت جنوب

2_ طول خیابان‌ موسوی از تقاطع سمیه به سمت شمال

بر اساس اعلام پلیس راهور تهران بزرگ، ایستگاه مترو تقاطع مفتح-طالقانی در صبح روز شنبه غیرفعال است.

همچنین طول خیابان‌ طالقانی از تقاطع حافظ به سمت شرق و از تقاطع بهار به‌سمت غرب، خیابان سپهبد قرنی از میدان فردوسی به سمت شمال، خیابان نجات اللهی (ویلا) از انقلاب به سمت شمال و خیابان ایرانشهر از کریم‌خان به سمت جنوب مشمول اعمال محدودیت می‌شود.

با توجه به این اطلاعیه مسیر خط ویژه خیابان طالقانی در حد فاصل خیابان‌های مفتح و شهید موسوی از ساعت 7 روز جمعه مورخ 12 آبان جهت نصب جایگاه برگزاری مراسم نیز مسدود و مسیر جایگزین برای تردد اتوبوس‌های شرکت واحد در مسیر شرق به غرب از طریق خیابان سمیه خواهد بود.

 

منبع: تسنیم

ادامه مطلب...
10 آبان 1396

مطالعه موردی زندگی حسن خسروشاهی نشان می دهد که کارآفرینان ایرانی نه رانت طلب، که مولد توسعه هستند.

کارآفرینان ایرانی که به ناچار کشور را ترک کردند، نمونه های خوبی هستند تا این نظریه را آزمون پذیر کنند: «کارآفرینان ایرانی همواره رانت طلب هستند و تنها دولت می تواند توسعه اقتصادی را انجام دهد.» این نظریه را می توان با بررسی اجمالی وضعیت ایرانیان کارآفرین در خارج از کشور آزمون و ابطال کرد. مطالعه وضع اغلب خانواده های ایرانی که قبلا در ایران فعالیت می کردند نشان می دهد آنها در محیط غریبه خارج از کشور هم موفق بوده اند.

آنها در آمریکا، کانادا و اروپا به فاصله کمی بعد از ورود جزو افراد شناخته شده کسب و کار شدند. به طور مثال، از فرزندان احمد خسروشاهی از شرکت بهشهر، عمید حضور و فرزندانش در گروه صنعتی بلا، اکبر لاجوردیان و فرزندانش در شرکت صنعتی بهشهر، فرزندان حاج برخوردار از شرکت پارس الکتریک، سیاوش و اسکندر ارجمند و فرزندان شان در شرکت ارج و شعله خاور، حسین علاقبند و فرزندانش و هژبر یزدانی و بسیاری دیگر می توان نام برد. آنهایی هم که موفق نبودند یا سن شان بالا رفته بود و یا امید به بازگشت به ایران و تصاحب مجدد کارخانه های شان را داشتند.

حالا که دارا خسروشاهی به عنوان یکی از موفق ترین ایرانی های آمریکا توانسته به مدیریت شرکت بزرگ و جهانی اوبر برسد، خوب است که نگاهی به زندگی حسن خسروشاهی، از اقوام پدر او داشته باشیم. مطالعه موردی زندگی خسروشاهی نشان می دهد که ایرانی ها علی رغم سختی های تجارت در غرب با چه ابتکارات و هوش کارآفرینی موفق شده اند به بالاترین جایگاه ها برسند.

از آموزه های شرکت «مینو» تا موفقیت «فیوچرشاپ» در کانادا

حسن خسروشاهی یکی از صاحبان گروه صنعتی مینو بود که بعد از خروج از کشور در کانادا اقامت گزید. او بعد سه سال بررسی و انجام کارهای مختلف در حوزه توسعه زمین و املاک سرانجام تصمیم به تاسیس «فروشگاه آینده» یا «فیوچرشاپ» گرفت. فیوچرشاپ فروشگاه های بزرگ عرضه محصولات الکترونیکی در کانادا بود که در سال 1983 میلادی با تاسیس یک فروشگاه شروع به کار کرد.

  حسن خسروشاهی در سال 2001 میلادی تصمیم گرفت این فروشگاه ها را که تعداد آن به 136 رسیده بود به قیمت 580 میلیون دلار کانادا به شرکت «بست بای» بفروشد. تا سال 1986 میلادی شرکت سه فروشگاه تاسیس کرده بود اما تا سال 1993 میلادی بیش از 38 فروشگاه در سراسر ایالت های کانادا تاسیس کرد و وارد بورس اوراق بهادار کانادا شد تا با فروش 30 میلیون دلار سهام بخشی از بدهی و نیز هزینه سرمایه گذاری گسترش و توسعه خود را تامین کند.

این فروشگاه ها نخست بسیار شیک و با دکوراسیون های گرانقیمت درست شدند اما وقتی حسن خسروشاهی متوجه شد که ممکن است مصرف کنندگان احساس کنند در این فضا محصولات نیز گرانقیمت هستند. دکوراسیون ها تغییر کردند که بیشتر بازتاب تصویری از آینده یا فیوچرستیک شدند. او تامین مالی، داشتن ایده و مدیریت را سه عامل موفقیت خود در کانادا می داند. او می گوید: «وقتی شروع به کار کردیم برخی از فروشنده های رقیب فکر می کردند ما عده ای عرب پولدار هستیم که بعد از اتمام دارایی هایمان بازار را ترک می کنیم.»

برخی از افراد تیم مدیریتی او از مدیران مهاجرت کرده شرکت مینو، مانند اردشیر ضیابخش بودند که هیچ تجربه کار در خارج و حتی مهارت چندانی در زبان انگلیسی نداشتند. به لحاظ فنی نیز ضعف آنها در عدم شناخت بازار و وسایل الکترونیکی بود. شرکت های مهم تولید لوازم الکترونیکی نظیر سونی به دلایل مختلف حاضر نبودند به فیوچرشاپ جنس بفروشند و لذا فیوچرشاپ با اقلام و برندهای رده دوم کار خود را شروع کرد. اما تاکید بر سه عامل ذکر شده به علاوه تلاش و پایداری و فشار کاری، راه را بر آنها در بازار پر رقابت کانادا گشود.

 جالب اینجاست که آنچه آموخته بودند از تجارت در ایران بود. حسین خسروشاهی و اردشیر ضیابخش با تجربه کار در سال های مینو می دانستند که سازمان فروش و برنامه تبلیغاتی شدید برای ساخت برند شاهرگ یک سازمان است. در کانادا به بسیاری از نیروهای جوان و تحصیلکرده کار یاد دادند به نحوی که بسیاری از نیروی شاغل 13 هزار نفری از مسئولین و کارکنان فعلی فیوچرشاپ نیروهای تربیت شده آنها هستند.

این ایرانی تا ورشکست شود، پدر ما را در می آورد!

علیرغم استفاده از این تجربه، محیط کار در ایران بسیار متفاوت از کانادا بود. زبان، فرهنگ و عادات مصرف کننده کانادایی و نیز سایر عوامل موثر باید نخست مورد مطالعه قرار می گرفت. به علاوه بازار بسیار پر رقابت بود. حسن خسروشاهی می گوید در آمریکای شمالی هر روز افرادی که از شما باهوش ترند زودتر از شما بیدار می شوند و به دنبال این هستند که به اصطلاح «نان شما را آجر کنند».

 این است که رقابت خیلی مشکل است. حسن خسروشاهی به آینده فکر می کرد. نام گذاری شرکت و تاسیسات و انتخاب نوع محصولات نشان از درک او از آینده بازار الکترونیک داشت. او می گوید: «روزی که مغازه اول را باز کردم، دلم می خواست بزرگ ترین خرده فروش وسایل الکترونیکی کانادا باشم. این در فکر من بود. هدف من این بود اما شاید سایر رقیبان تنها به دنبال مثلا کسب مقداری پول و بعد بازی گلف بودند.»

حسن خسروشاهی می گوید: «البته من ضعف آنها را می دانستم اما چیزی که نمی دانستم این بود که در این کار به جهت رقابت شدید حاشیه، سود بسیار پایین است و حقیقتا باید مواظب هر شاهی می بودیم.»

آنچه کارآفرینانی مانند حسن خسروشاهی انجام دادند در محیطی غریبه بود. همین غریبگی سرمایه اجتماعی و ارتباطات آنها را ضعیف کرده بود. برای مثال شرکت سونی 10 سال بعد از شروع کار فیوچرشاپ حاضر شد به این شرکت کالا بفروشد. در چنین محیط پر رقابتی همگان منتظر سقوط فیوچرشاپ بودند.

 او می گوید: «یک بار برای شرکت در نمایشگاه محصولات الکترونیک در لاس وگاس در فرودگاه بودم. شنیدم چند نفر مشغول صحبت درباره کسب و کار خرده فروشی محصولات الکترونیک هستند و می گویند این رشته کار وضع خوبی ندارد و سودش کم است و حالا هم یک احمقی از ایران آمده و اینجا می خواهد بازار را بگیرد و به زودی هم ورشکست خواهد شد ولی تا ورشکست بشود پدر ما را در می آورد چون قیمت ها را پایین می آورد.»

می خواستم شرکتی مثل نستله بسازم

با این حال، آنها بر اساس تجربه ایران تبلیغات شدیدی روی برندینگ گذاشتند که به آنها کمک زیادی کرد. شرکت در سال های آخر سالانه در حدود دو و نیم میلیارد دلار کانادا فروش داشت، وقتی رقیب بسیار سرسختی از آمریکا به نام «بست بای» به بازار کانادا وارد شد باز هم او هوش کارآفرینی خود را نشان داد. او می گوید: «استراتژی خروج راهکاری است که خیلی ها دنبال می کنند. در ایران این مسئله معنی نداشت. به عبارت دیگر همانطور که در آغاز با برنامه شروع کردند، باید خروج یا برنامه ای هم می داشتند. این مربوط به همه شرکت ها است که باید زمان خروج را نیز بدانند.»

 داستان فیوچرشاپ که در سرزمینی پر رقابت و با سنت قوی حمایت از کارگران و با وجود اتحادیه های کارگری قدرتمند توانست در کمتر از دو دهه اولین خرده فروش محصولات الکترونیک در کانادا شود نیازمند مطالعات دیگری است. با وجود تمام این فعالیت ها وقتی از حسن خسروشاهی پرسیدم اگر در ایران می ماندید و شرکت مینو دست تان بود چه افق هایی در پیش روی داشتید، گفت: «از روز اولی که وارد کار پدرم شدم چشمم به شرکت های بزرگ مواد غذایی دنیا بود و می خواستم دستگاهی نظیر نستله و جنرال فودز به وجود بیاوریم.»

حسن خسروشاهی در هفتاد و سه سالگی و بعد از فروش فیوچرشاپ به اتفاق و مدیریت فرزندش بهزاد خسروشاهی در تورنتو در رشته داروسازی فعالیت های خود را ادامه می دهد و خود نیز در ونکوور و کانادا در رشته املاک و مستغلات فعالیت می کند. او چهره ای شناخته شده در صحنه اقتصادی کانادا است و به عنوان یکی از شخصیت های اقتصادی مورد احترام در آن جامعه از سوی سیاست گذاران مورد مشورت های اقتصادی قرار می گیرد.

منبع: برترین ها

 

 

ادامه مطلب...
09 آبان 1396

اعتراض چند باره فرهنگیان بازنشسته در مقابل سازمان برنامه و بودجه

فرهنگیان بازنشسته همچون ماه های گذشته همراه با هم برای گرفتن حقوق پایمال شده اشان مورخ ۸ آبان در مقابل سازمان برنامه و بودجه تهران تجمع کردند. این تجمع قرار است در روزهای آتی (۹ و ۱۰ و ۱۱ آبان) نیز به صورت تحصن ادامه یابد. این اعتراضات نشانگر میزان فشاری است که دولت بر این قشر فرهیخته وارد می کند، آنها بعد از سی سال کار صادقانه و حضور در کلاس های درس بدون انتظاری غیر واقع تنها به دنبال احقاق حق پایمال شده اشان هستند. آنها (فرهنگیان بازنشسته) خواهان اجرای قوانینی هستند که خود این دولتمردان به تصویب رسانده اند ولی هنگام اجرا حاضر به عمل نبوده اند. آنها مثل سایر اقشار در این جامعه زندگی می کنند و کاری بسیار سنگین بر عهده دارند آنها در طی بیش از ۳۰ سال صادقانه کار کرده اند و به شعارهای توخالی مسئولین دل خوش بوده اند، این زحمت کشان تصور می کردند که مسئولان چون پستی دارند احساس مسئولیت بیشتری می کنند، ولی زهی خیال باطل. بعد از حدود 38 سال از واقعه سال ۵۷ روزی نیست که خبری از دزدی، اختلاس، اجحاف، تجاز و... توسط مسئولان مومن!!!! در جامعه جمهوری اسلامی به گوش هموطنان نرسد. فرهنگیان دلسوخته که کارد به استخوانشان رسیده بخاطر بی توجهی مسئولان دست به تجمع و تحصن در هر ماه واین بار در ۴ روز متوالی شده اند.

مهم ترین شعار آنها اینها بود:

«تا حق خود نگیریم از پا نمی نشینیم»

«ما همه همبسته  ایم/ از وعده هاتان خسته  ایم»

«دولت به این بی غیرتی/ هرگز ندیده ملتی»

آنها با پلاکاردهای کوچک و بزرگ خطاب به حکومتیان حرف دلشان را می زدند، مثلا در پلاکاردی که به سازمان برنامه و بودجه نصب شده بود به آقای نوبخت گفته میشد که «در اواخر شهریور قرار بود که اصلاحیه قانون مدیریت خدمات کشوری را به مجلس تقدیم کنید چرا تاکنون این مهم انجام نشده، باز چه نقشه ای در سر دارید؟» آنها در شعارهایشان می گفتند :

«نیاز ما این زمان/ معیشت است و درمان»

« معیشت، منزلت/ حق مسلم ماست»

 «سی و هشت سال گذشته/ عدالت کجا رفته؟»

 «حکومت عدل علی/ این همه بی عدالتی؟»

 «پیشکسوت بیدار است/ از تبعیض بیزار است»

 «سوریه را رها کن/ فکری بحال ما کن»

اجرای کامل قانون مدیریت خدمات کشوری و «بزرگداشت بازنشستگان بدون دادن حق و حقوقشان فریبی بیش نیست». در تجمع امروز پلیس های ضد شورش با لباس های مخصوص، با سپر و باطوم و هفت تیر و بیسیم نمی گذاشتند که معلمان به خیابان بیایند و آنها هم برای اینکه درگیری بین نیروهای انتظامی و فرهنگیان پیش نیاید شعار می  دانند «نیروی انتظامی تشکر، تشکر». اما این بار هم چون دفعات قبل گوش مسئولان قادر به شنیدن سخنان فرهنگیان بازنشسته نبود و هیچکس از عمارت سازمان برنامه و بودجه خارج نشد که بگوید «خرتان به چند؟» یا بپرسد:  برای چه شما اینجا جمع شده اید و چه می خواهید.

مسلما دولتمردان می دانند که معلمین چه می خواهند ولی تا آنجا که ممکن است سعی می کنند که نگاه تحقیرآمیز به آنان داشته باشند و همکاران بازنشسته هم تا زمانی که همگی و یکصدا به جمع معترضان نپیوندند، جوابی از دولت نخواهند شنید. دوستان عزیز، هیچ دولتی تا به حال در این ۳۸ سال به فکر ما نبوده و همیشه با شعارهایی چون «معلمی شغل نیست، عبادت است» ما را گول زده اند، نفت ما را فروختند و پولش را به سوریه و یمن و عراق دادند و یا در حسابهای خود در بانکهای خارج کشور بردند و یا... این جماعت تنها چیزی که برایشان اهمیت ندارد معلمان، بازنشستگان، و اقشار ضعیف جامعه هستند. دوستان عزیز آنها از اتحاد ما می ترسند و وحشت دارند. اگر تعداد معترضان در تجمعات بیشتر شود مسلما به نتیجه خواهیم رسید.

 

چه کسی میگوید من وتو مانشویم

با من اکنون چه نشستن ها، خاموشی ها

با تو اکنون چه فراموشی هاست

چه کسی می خواهد

من و تو ما نشویم

خانه اش ویران باد!

من اگر ما نشوم، تنهایم

تو اگر ما نشوی،- خویشتنی

از کجا که من و تو شور یکپارچگی را در شرق، باز بر پا نکنیم؟

از کجا که من و تو مشت رسوایان را وا نکنیم؟

من اگر برخیزم

تو اگر برخیزی

همه بر می خیزند

من اگر بنشینم

تو اگر بنشینی

چه کسی برخیزد؟

چه کسی با دشمن بستیزد؟

چه کسی پنجه در پنجه هر دشمن  آویزد

دشت ها نام تو را می گویند

کوه ها شعر مرا می خوانند

کوه باید شد و ماند،

رود باید شد و رفت،

دشت باید شد و خواند

در من این جلوه اندوه ز چیست؟

در تو این قصه پرهیز - که چه؟

در من این شعله عصیان نیاز،

در تو دمسردی پاییز - که چه؟

حرف را باید زد!

درد را باید گفت!

سخن از مهر من و جور تو نیست

سخن از

متلاشی شدن دوستی است

و عبث بودن پندار سرور آور مهر

...

سینه ام آینه ای ست،

با غباری از غم

تو به لبخندی از این آینه بزدای غبار

...

من چه می گویم، آه...

با تو اکنون چه فراموشی ها؛

با من اکنون چه نشستن ها، خاموشی هاست

تو مپندار که خاموشی من،

هست برهان فراموشی من

من اگر برخیزم

تو اگر برخیزی

همه برمی خیزند

(شعری از حمیدمصدق)

 

*محمود سمیعی(بازنشسته فرهنگی)

ادامه مطلب...