سفر به گرای 50 درجه و 49 دقیقه(بخش چهارم)

بهروز قزلباش

سفر از شهر کرد به شیراز از مسیر یاسوج و سپیدان، چشم‌های شما را در طبیعت وحشی کوهستانها غرق می‌کند. اگر آهسته و نرم بروید و به تماشا وگلگشت بگذرانید تقریبا یک روز تمام وقتتان را می‌گیرد و به دیدن مناظرش می‌ارزد.

اول سلام به شاهچراغ. یکی از جاذبه‌های معنوی شیراز زیارت شاهچراغ است. یک صبح تا ظهر وقتتان را می گیرد و بعد باید به ظهرانه بیاندیشید. رستوران هفت خوان، مخصوصا بخش سنتیاش زیبا و دلپذیر است. غذاهای درجه یک دارد و بسیار شلوغ است. لطفا قبلا رزرو کنید وگرنه باید تا یک ساعت و نیم در صف انتظار بمانید.

مراقب احوالات خود باشید. اجازه ندهید بهانه‌های کوچک و بیبها زمان شما را تلخ کند. زمان که زهر می‌شود تلخی در رگ کلمات نفوذ میکند. شاید در رگ‌های کلمهی عشق، شیر و عسل جاری باشد و در رگ‌های کلمهی بهشت نشاط درون. زمان زهرشده، اجازه نمی‌دهد شیر و عسل، کام آدمی را شیرین کند و نشاط درون تراضی بین روح و جسم انسان است که اگر نباشد، روی دیگر بهشت، یعنی جهنم است.

باغ عفیف آباد، زمان را شکر می‌کند که تراضی بین روح و جسم انسان فراهم شود. تا نمایی از کاخهای بهشتی در برابر چشم شما باشد. شیر و عسل در رگ‌های عشق بدود، سرخرگ حیات از قلب طبیعت آن را به ضمیر و جان آدمی برساند و سیاهرگ طبیعت خستگی، نخوت و نفرت را در طبع خود می‌پذیرد و آن را تجزیه می‎کند. این‌ها زباله‌های وجود آدمی است که در باغ عفیف آباد به خاک میشود و به گُل می‌نشیند.

زمان اکسیر می‎شود تا تجزیه با نخستین تنفس، ریه‌های شما را عطرآگین کند. افسوس که این باغ به موزهی تفنگ و سلاح تبدیل شده است. آدمی به جای رفع خستگی و دوری از نخوت و پرهیز از نفرت، با دیدن سلاح به کشتن و کشته شدن و مرگ می‌اندیشد و در نفرت غرق می‌شود.

باید به جای موزهی تفنگ، موزهی آثار تذهیب ایرانی در این باغ برپا می‌شد تا روح بازدیدکنندگان با تن‏‎هایشان به تراضی و حظ نشاط روحانی برسد؛ بگذریم... اما؛ «باغ عفیفآباد» یا «گلشن» از آثار تاریخی شهر شیراز است. این باغ در خیابان عفیفآباد شیراز جای گرفته‌ است و هم اکنون در اختیار ارتش قرار دارد و گفته میشود یکی از بزرگ‌ترین موزه‌های سلاح خاورمیانه است.

باغ عفیفآباد نمونهی کاملی از هنر گلکاری ایرانی است. سازندهی عمارت باغ، میرزا علی محمدخان قوام الملک دوم است که در سال ۱۲۸۴ هجری قمری آن را احداث کرد. این باغ در یکی از مناطق اعیان‌نشین شیراز جای دارد و مجموعه در سال ۱۸۶۳ میلادی ساخته شد. این مجموعه شامل یک کاخ سلطنتی، موزهی سلاح‌های قدیمی و یک باغ ایرانی است که همگی برای بازدید همگانی فراهم هستند. این مجموعه با شماره ۹۱۳ و در سال ۱۳۵۱ در فهرست آثار ملی ایران به ثبت رسیده‌ است.

باغ یا عمارت عفیفآباد شیراز، با وسعتی حدود ۱۲۷ هزار متر مربع از زیباترین باغ‌های تاریخی شیراز است. این باغ در دورهی صفویه از باغ‌های مهم و گردشگاه پادشاهان بود. در این دوران این باغ توسط شاهان صفوی مورد استفاده قرار می‌گرفته است.

در زمان قاجاریه، میرزا علی خان قوام الملک این باغ را خریداری و اقدام به نوسازی باغ و درختان کرد و عمارتی زیبا و آراسته در آن بنا کرد. قوام دوم قناتی در نزدیکی باغ را برای آبیاری آن خریداری کرد. در اواخر دوران قاجار این باغ به دست عفیفه خانم، خواهرزادهی بانی باغ می‌رسد.

وی در این باغ دگرگونی و بهسازی گسترده‌ای پدید آورد و به همین جهت پس از آن این باغ به نام عفیف آباد معروف می‌شود. وارثین باغ در زمان پهلوی آن را به علیاحضرت فرح پهلوی همسر اعلیحضرت هدیه دادند. در سال ۱۳۴۰ ارتش در مزایده این باغ را خریداری کرد تا اینکه پس از انقلاب اسلامی و به کوشش ارتش جمهوری اسلامی و هم‌زمان با روز ارتش در تاریخ ۲۹ فروردین ۱۳۷۰، باغ عفیف آباد به موزهی نظامی شماره دو کشور مبدل شد.

این باغ یکی از کهن‌ترین باغ‌های شیراز است، از همین رو سادگی دیرینهی خود را نگه داشته‌ است. سردر باغ دارای چهار ستون گچی ساده است و سرستون‌های آن‌ها با الگو گرفتن از سرستون‌های تخت جمشید طراحی شده‌است.

در پیشانی سردر نگارهی دو شیر دیده می‌شود به گونه‌ای که گویی در را در میان پنجه‌های خود گرفته‌اند. پس از گذر از در، دالانی آن را به فضای اصلی باغ پیوند می‌دهد. در سوی دیگر در و بر پیشانی دهلیز آیین تاج‌گذاری یکی از پادشاهان ساسانی به چشم می‌خورد.

ساختمان کاخ دارای دو طبقه است که در آن نزدیک به ۳۰ اتاق تالار وجود دارد. در شمال و جنوب تالار دو بخاری از سنگ مرمر تراشیده شده‌ است. طبقهی پایین موزه نظامی شده‌ است و در آن آب‌نمای زیبایی ساخته شده و سوی خاوری آن با پنجره‌های رنگین ساخته شده‌ است. این طبقه با سه پلکان به طبقه‎ی دوم راه می‌یابد. طبقه‎ی دوم راهروی بلندی دارد که در دو سوی آن اتاق‌های تو در تو جای دارد.

در مرکز این طبقه تالاری بزرگ و باشکوه وجود دارد. سقف تالار چوبی است و به نقش‌های گل و بوته، شکارگاه و بزم و شادی آراسته شده‌است. دورادور دیوارها گچ‌بری و مقرنس‌کاری شده و درها و پنجره‌ها از شیشه‌های رنگی ساخته شده‌اند. در این طبقه «موزه عبرت» قرار دارد که دربردارندهی اتاق‌های همایش، رخت‌کن، نشیمن، مطالعه، پذیرایی و قمارخانه است.

پیشانی ساختمان با نگاره‌ای از تاجگذاری یکی از پادشاهان ساسانی با کاشی آراسته شده‌است. درِ اصلی ساختمان در سمت شمال است که از مسیر پلکان سنگی به تالار سرپوشیده می‌رسد. نمای شرقی عمارت دربرگیرندهی ایوانی بزرگ و زیباست که در تمام طول بنا کشیده شده‌است.

نمای غربی آن بسیار ساده است. ایوان جنوبی نیز از دید آذین‎بندی‌ها همانند ایوان شمالی است. در جلوی ایوان بزرگ عمارت چهار ستون بلند ساخته شده‌است و سقف آن با قطعات چوبی پوشیده شده‌است. سر ستون‌های ایوان با الهام از نقش‌های تخت جمشید گچ‎بری شده‌است. همچنین در جلوی ساختمان نیز استخر بزرگی وجود دارد که راه اصلی باغ از جلوی آن آغاز می‌شود.معماری این باغ آمیزه‌ای از ویژگی معماری دوران هخامنشی، ساسانی و قاجاریه است.

در این موزه مجموعه‌ای از سلاح‌های سرد و گرم، خودکار و نیمه خودکار، انواع شمشیر، زره، نیزه، کلاه خود، سپر، انواع تفنگ‌های سرپر، سنگ چخماق، تفنگ‌های شکاری، تپانچه و انواع مسلسل نگهداری می‌شود. از سلاح‌های با ارزش در این موزه می‌توان به تفنگ‌های شخصی فتحعلی‌شاه، ناصر الدین شاه، مظفرالدین شاه، رضا شاه، محمدرضا شاه و همچنین اسلحه‌های رزمندگان نهضت جنگل و مسلسل آب انباری رئیس علی دلواری اشاره کرد.

قهوه‌خانه سنتی و حمام خزینه‌ای

ساختمان قهوه‌خانه به شیوهی معماری ایرانی ساخته شده‌است. دیوارهای قهوه‌خانه با آجر ساخته شده در میانهی قهوه‌خانه حوض کوچکی وجود دارد. این قهوه‌خانه دارای شش حجره است که آراسته به نقوش شاهنامهی فردوسی است و با ظرافت و زیبایی خاصی بر روی کاشی کشیده شده‌است. از آن میان این نقاشی‌ها می‌توان «داستان ضحاک و کاوه آهنگر»، «داستان زال و سیمرغ»، «نبرد رستم و سهراب»، «نبرد تهمتن و دیو سفید» و «نبرد رستم و اسفندیار» را نام برد.

ساختمان حمام هم بر اساس شیوه سنتی حمام‌های سنتی ایران بنا شده‌است. این حمام دارای دو خزینه آب سرد و گرم است که از جاسازی دیگ مسی در کف خزینه، آب گرم فراهم می‌شد. حمام کهن باغ در پشت‌بام دارای مناره و قبه است. در دیوارهای این حمام نقش‌های برجسته‌ای به چشم می‌خورد، که از آن میان می‌توان به «فرهاد در کوه بیستون»، «دیدار مردم با خسرو پرویز ساسانی»، «صحنهی ورودی یوسف به جمع زنان مصری» اشاره کرد.

زنان و دختران ایرانی با ذوق و شوق وصف ناپذیری لباس‌های رنگارنگ قجری می‌پوشیدند، و عکس می‌گرفتند.

غرفه‌هایی برای فروش تولیدات دستی، نه چندان هنری در گوشه‌هایی از باغ تعبیه شده بود. مردم از مسقطی در رنگ‌های مختلف آنقدرها که از فالودهی شیرازی استقبال می کردند، نکردند. بازار فالودهی خنک شیرازی داغ داغ بود.

یک گروه موسیقی، در محوطهی ورودی باغ به نواختن آهنگهای مختلف و گاهی آهنگهای درخواستی بازدیدکنندگان و گردشگران را می‌نواختند و بهانه‌های نشاط مردم را فراهم کرده بودند. نفسشان گرم و عزتشان زیاد.

 

این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)
  • آخرین ویرایش در شنبه, 18 فروردين 1397 ساعت 10:52
  • اندازه قلم