مدير01

مدير01

مدیرکل امور حقوقی و تعزیرات سازمان حمایت مصرف‌کنندگان و تولیدکنندگان

تعزیرات، ۲۰ پرونده تخلف واحدهای عرضه‌‌کننده کاغذ را بررسی می‌کند

یکشنبه, 26 خرداد 1398 ساعت 08:43

 

مدیرکل امور حقوقی و تعزیرات سازمان حمایت مصرف‌کنندگان و تولیدکنندگان از ارسال ۲۰ پرونده تخلف واحدهای عرضه‌‌کننده کاغذ به تعزیرات خبر داد.

به گزارش چاپ و نشر به نقل از خبرگزاری صنایع، غلامرضا صارمیان با اشاره به کشف تخلف از واحدهای عرضه کننده کاغذ، اظهار داشت: با عنایت به بررسی‌های انجام شده توسط حوزه‌های نظارتی سازمان حمایت، تعداد تخلف ۲۰ شخص حقیقی و حقوقی عرضه‌کننده کاغذ، محرز تشخیص داده شد.

مدیرکل امور حقوقی و تعزیرات سازمان حمایت مصرف‌کنندگان و تولیدکنندگان، افزود: با اقدامات انجام شده در طرح نظارت و بازرسی بر عملکرد واحدهای تولیدی و توزیعی کاغذ و با توجه به مشکلات به وجود آمده در حوزه کاغذ، سازمان حمایت از حقوق مصرف‌کنندگان و تولیدکنندگان اجرای طرح نظارت و بازرسی بازار کاغذ را در اولویت کاری بازرسی سازمان‌های صنعت، معدن و تجارت سراسر کشور قرار داد.

مدیرکل امور حقوقی و تعزیرات سازمان حمایت مصرف‌کنندگان و تولیدکنندگان، تاکید کرد:

هرگونه امتناع از عرضه کالا به هر بهانه، اخلال در نظم اقتصادی کشور تلقی شده و با عوامل آن به شدت برخورد خواهد شد.

 

لزوم همکاری عرضه‌کنندگان کاغذ با مراجع نظارتی

 غلامرضا صارمیان در ادامه، تصریح کرد: براساس ماده ۹ قانون تعزیرات حکومتی، پرونده تخلفات واحدها تشکیل و به ادارات کل تعزیرات حکومتی استان‌های تهران، اصفهان، کرمان، گیلان، آذربایجان شرقی و هرمزگان جهت سیر مراحل قانونی ارجاع شده است.

مدیرکل امور حقوقی و تعزیرات سازمان حمایت در پایان، با بیان این که در حال حاضر قیمت کاغذ در کنترل است و بازار در وضعیت مطلوب به سر می‌برد، اظهار داشت: ما خواستار هماهنگی و همکاری تمام واحدهای عرضه‌کننده کاغذ با مراجع نظارتی به منظور اهداف کارگروه تنظیم بازار و هم‌چنین رعایت حقوق مصرف‌کنندگان هستیم.

به خریداران توصیه می‌کنیم که از فروشندگان کاغذ فاکتور بخواهند؛ در این صورت واحدهای صنفی موظف به ارائه فاکتور معتبر هستند.

 

گفت‌وگو با حسین صادقیار نام‌آشنای عرصه پخش کتاب

بازیافت روزانه دو تن کاغذ باطله

یکشنبه, 26 خرداد 1398 ساعت 08:21

شاید امروزه کمتر کسی از اهمیت نقش درختان در زندگی انسان‌ها خبر داشته باشد. این که برای تبدیل یک نهال به یک درخت تنومند و پربازده چقدر باید زمان صرف شود تا بتوان از آن استفاده‌های طبیعی فراوانی برد.

استفاده از درختان در چند سال گذشته بیش از آن که مورد استفاده‌های طبیعی قرار گیرد، برای تولید کاغذ قرار گرفته است و این نعمت بزرگ خدادادی در کشور ما سالیانه میلیونها هکتار جنگل را به مرز نابودی کشانده تا از آن برای تولید کاغذ استفاده شود.

اما افرادی هستند که برای جلوگیری از قطع بی رویه درختان و کمک به حفظ محیط زیست، در قالب یک شغل و درآمد دست به ابتکاری سودمند زده‌اند و با راه‌اندازی کارگاه‌های بازیافت کاغذ، کمک شایانی به حفظ درختان کرده تا بتوان از کاغذهای باطله دوباره استفاده کرد.

یکی از آن افراد موفق که همواره در رسته کتاب فروشی و سر و کار با کاغذ قرار داشته و دارد، حسین صادقیار شهروند نام آشنایی است که به واسطه شغل خود توانسته این ایده را در ذهن خود پرورانیده و عملی سازد.

صادقیار با راه‌اندازی کارگاه بازیافت کاغذ باطله در شیراز، می‌کوشد تا از کتاب و دفترهای غیرقابل استفاده، برای تولید کارتن و مقوا استفاده کند.

او می‌گوید در کارش موفق است و به واسطه آن توانسته ٤ نفر را به طور مستقیم و شهروندان دیگری که کتابها و کاغذهای باطله خود را در اختیار او می‌گذارند، به صورت غیرمستقیم وارد کار و اشتغال کند.

به گفته حسین صادقیار، روزانه بین یک الی دو تن کاغذ باطله پودر و به کارخانه تولید کارتن در اصفهان منتقل می‌شود. وی می‌گوید: «پس از تحویل گرفتن کارتن‌ها، با فروش آنها است که به درآمد و سوددهی می‌رسیم.‌ علاوه بر آن، سفارش چاپ روی کارتن‌ها را نیز گرفته و با نام و لوگوی همان شرکت یا تولیدی، کارتن‌ها را به فروش می‌رسانیم.»

این کتابفروش موفق می‌گوید: «به جز کارگاه ما، سه الی چهار کارگاه دیگر در شهرهایی نظیر تهران و مشهد وجود دارد که کار پودر کردن کاغذ را انجام می‌دهند و چون عمده سفارشات کارتن از شهرهای بزرگ است، کار چاپ نیز در همان شهرها انجام می‌گیرد.»

صادقیار درمورد تحویل کتاب و کاغذ باطله از مردم گفت: «ما با تحویل کاغذباطله از مشتریان، یا به آنها کتاب جدید می‌دهیم یا با توجه به قیمت روز بازار، کتابها و کاغذ باطله‌هایشان را به صورت کیلویی خریداری می‌کنیم.»

وی می افزاید: «کار پودر کاغذ یک کار خدماتی و بازیافتی است. به دلیل آن که برای تولید کاغذ باید درختان زیادی قطع شود، هدف ما از ایجاد این کارگاه علاوه بر درآمدزایی و اشتغال، کمک به حفظ درختان و بازیافت کاغذ باطله  نیز هست.»

صادقیار که حدود ٦ ماه است این کارگاه را راه‌اندازی کرده، می‌گوید: «دستگاه پودر کاغذ را در داخل کشور تهیه کرده و خوشبختانه از ابتدای کار تاکنون با مشکلی مواجه نشده‌ایم.‌»

وی علت موفقیت خود را پشتکار در این راه می‌داند و می‌گوید: «با این کار علاوه بر بازیافت کاغذ و استفاده دوباره از آن، به پاکیزگی شهر نیز کمک می‌شود.»

صادقیار ویژگی‌های یک کارآفرین موفق را در داشتن ایده‌های نو و مؤثر عنوان می‌کند و می‌گوید: «هیچ چیزی در محیط زندگی ما غیرقابل بازیافت نیست و می‌توان با ایده‌هایی، هر کدام از آنها را با شکل‌های دیگر بازگردانی کرد. »

او ادامه می‌دهد: «فعلاً کار ما خدمت‌رسانی به مردم در جهت حفظ محیط‌زیست و درختان و در عین حال ایجاد شغل و درآمد است.»

علاوه بر تحویل کتاب و کاغذ باطله که مردم و ادارات مختلف در اختیار صادقیار می‌گذارند تا پودر و تبدیل به کارتن و مقوا شود، وی سی‌دی‌های غیرقابل استفاده را نیز تحویل می‌گیرد و آنها را در اختیار کارخانجات تولید مواد پلاستیکی می‌گذارد تا استفاده‌های دیگری از آنها شود.

مسئول پخش کتاب صادق، علت بیکاری بیشتر جوانان را نداشتن همت و تلاش عنوان می‌کند و می‌افزاید: «برای مثال نی‌ریز با وجود داشتن محصولات زیاد، یک سوغات‌سرا ندارد تا بتوان محصولات نی‌ریز را به مردم و مسافران عرضه کرد.»

او معتقد است با یک برنامه‌ریزی ساده می‌توان با راه‌اندازی سوغات‌سرا در نی‌ریز، هم محصولات شهرستان را به دیگر شهرهای کشور معرفی و هم شغل ایجاد کرد.

صادقیار می‌گوید: «با کمترین هزینه می‌توان یک کار موفق ایجاد کرد. ابتدا باید قبل از شروع هرکاری، بازار فروش آن را شناسایی و مورد ارزیابی قرار داد. مسئولان ذی‌ربط نیز باید همکاری لازم را با کارآفرینان داشته باشند و افراد را درگیر مسائل پر پیچ و خم اداری نکنند.»

وی اضافه می‌کند: «در حال حاضر به جز پودر کاغد باطله و تحویل سی‌دی‌های غیرقابل استفاده، کار دیگری را در این کارگاه انجام نمی‌دهیم؛ اما با مشورت چند تن از همکاران کتاب فروش در شیراز، ممکن است در آینده کار بسته‌بندی کاغذ A٤ را در اولویت بعدی کار خود قرار دهیم و حتی تولید آن را نیز راه‌اندازی کنیم.»

پخش کتاب صادق در هر زمان آماده دریافت کتابها، دفترها و انواع کاغذ و مقواهای باطله شهروندان، ادارات، نهادها و سازمانهای مختلف است تا همه افراد را در حفظ محیط‌زیست سهیم کند.

معاون بهداشت وزارت بهداشت اعلام کرد

تخصیص ١۶ میلیون دلار ارز دولتی به کاغذ سیگار

یکشنبه, 26 خرداد 1398 ساعت 08:08

معاون بهداشت وزارت بهداشت با انتقاد از آنچه «دست داشتن مافیای قدرتمند در واردات توتون و کاغذ سیگار»، خواند، گفت: معاون بهداشت وزارت بهداشت با انتقاد از آنچه «دست داشتن مافیای قدرتمند در واردات توتون و کاغذ سیگار»، خواند، گفت: با وجود تحریم‌های ظالمانه آمریکا، شاید باورتان نشود که ارز دولتی به سیگار می‌دهند و ١۶ میلیون دلار ارز دولتی ۴٢٠٠ تومانی به کاغذ سیگار دادند؛ در حالی که ما برای ارز دولتی دارو باید چانه‌زنی کنیم.

علیرضا رییسی در نشست خبری هفته مبارزه با دخانیات گفت: اگر مرور تاریخی کنید بحث مبارزه با دخانیات نشان می‌دهد سال ٩٣، بحث ممنوعیت تبلیغات تنباکوهای معسل ابلاغ شد، اما این مصوبه را در دیوان عدالت ملغی کردند و وزارت بهداشت مجددا در این زمینه شکایت کرد و در آبان ماه ٩۶ دیوان عدالت اداری رای داد که تنباکوهای معسل مصادیق تبلیغ است و از آن زمان تاکنون هیچ اتفاقی نیفتاده و این نشان قدرت مافیای موادمخدر است و بعد انتظار داریم که یک کارشناس بهداشت محیط برود قلیان بشکند و با دخانیات مبارزه کند.

معاون بهداشت وزارت بهداشت به رقم نجومی تخصیص ارز به سیگار اشاره کرد و گفت: با وجود تحریم‌های ظالمانه امریکا، بحث تخصیص ارز به دارو و تجهیزات پزشکی داریم و شاید باورتان نشود که ارز دولتی به سیگار می‌دهند و ١۶ میلیون دلار ارز دولتی ۴٢٠٠ تومانی به کاغذ سیگار دادند؛ در حالی که ما برای ارز دولتی دارو باید چانه‌زنی کنیم.

وی افزود: متاسفانه به جای دارو و تجهیزات پزشکی ارز نیمایی به واردات توتون می‌دهند و ١٧٠ میلیون دلار برای واردات توتون ارز نیمایی تخصیص پیدا کرد و با وجود تحریم، در سیگار تحریم نیستیم و برترین برندهای سیگار می‌توانند حتی جلوی وزارت بهداشت شعبه بزنند و مافیای قدرتمند در واردات توتون و کاغذ سیگار دست دارند.

منبع: تعادل

یکشنبه, 26 خرداد 1398 ساعت 08:06

یک پیشکسوت صنعت چاپ با اشاره به نبود مواد اولیه چاپ در بازار گفت:‌ ترک‌ها مواد اولیه خود را از پتروشیمی‌های ما می‌خرند و بازار محصولات چاپی را در دست گرفته‌اند.

رضا رضایی، پیشکسوت صنعت چاپ و مدیرعامل چاپ آپادانا، در گفت‌وگو با خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، با اشاره به وضعیت نامناسب صنعت چاپ در ایران گفت:‌ در ماه‌های اخیر و به‌دنبال وضعیت اقتصادی نامناسب صنایع و فشار تحریم‌‌ها با کمبود مواد اولیه برای صنعت چاپ مواجه شده‌ایم.

وی ادامه داد:‌ این در حالی است که سفارش برای تولید وجود دارد و مشتری در بازار دیده می‌شود،‌ اما چون مواد اولیه نداریم،‌ امکان تولید وجود ندارد. حتی برای تولید فیلم‌های پلیمری که در ایران به سهولت امکان تولید آن وجود دارد،‌ ناگزیر از واردات شده‌ایم‌،  زیرا تولیدکنندگان ایرانی هزینه تولید را می‌گیرند و محصول را 20 روز بعد تحویل می‌دهند‌ و این برای مصرف‌کننده مقرون به صرفه نیست.

رضایی تصریح کرد: با وجود اینکه ترک‌ها مواد اولیه خود را از پتروشیمی‌های ایران تولید می‌کنند،‌ محصول را با سرعت عمل بیشتری تحویل می‌دهند‌، بنابراین عمده لیبل‌هایی که وری بطری نوشیدنی‌های ایرانی چاپ می‌شود‌، اتیکت‌های روی ظرف‌های بستنی وحلواشکری‌ها و ... از ترکیه وارد می‌شود.

وی با بیان این مطلب که عمده چاپخانه‌ها در دو سال گذشته تعطیل شده‌اند،‌ گفت: ما در هفته دو روز نیز فعالیت نمی‌کنیم،‌ همان طور که قبلا گفتم سفارش وجود دارد،‌ اما نبود مواد اولیه ما را به تعطیلی کشانده است،‌ کدام سفارش‌دهنده‌ای حاضر است پول را پیش بدهد و محصول را روزها بعد 20 درصد گران‌تر از جنس خارجی تحویل بگیرد؟

یکشنبه, 26 خرداد 1398 ساعت 07:14

یک کارشناس بازار چاپ با انتقاد از واردات ۹۵۰۰ تن محصولات چاپی به کشور در پاییز سال گذشته روند واردات را نگران‌کننده دانست و گفت:‌ چرا باید ۴۰ هزار برچسب (اتیکت) چای کیسه‌ای به کشور وارد کنیم؟

به گزارش چاپ و نشر، مسعود فرشی‌فرید، مدیرعامل شرکت بازدید و کارشناس چاپ در گفت‌وگو با تسنیم‌، با اشاره به وضعیت نگران‌کننده واردات محصولات چاپی گفت:‌ آمارهای واردات محصولات چاپی به کشور نشان می‌دهد که تنها در پاییز 97 ما 9500 تن کالای چاپی شامل فیلم، پاکت‌های چند لایه آلومینیومی، هولوگرام، خمیر کاغذ و ... از ترکیه وارد کرده‌ایم‌،  البته نمی‌توان گفت که ترکیه بازار واردات به ایران را در حوزه کالاهای چاپی در دست دارد،‌  این موضوع بین دو کشور ترکیه و چین در حال گردش است،‌ زمانی که واردات با سهولت بیشتر انجام می‌شود،‌ چین در صحنه نخست قرار می‌گیرد و زمانی که تبادلات دشوارتر می‌شود،‌ چین جای خود را به ترکیه می‌دهد. بعد از تحریم‌ها نیز چون انتقال ارز برای بانک‌های چینی‌ دشوار شده، ترکیه بازار را به دست گرفته است.

 وی ادامه داد: آمارها نشان می‌دهد که در تابستان سال گذشته،‌ 50 درصد واردات محصولات چاپی به ایران از کشور چین بوده است ما 4200 تن محصول چاپی از چین وارد کرده‌ایم،‌ در پاییز این آمار به 700 تا 800 هزار تن  کاهش پیدا می‌کند. البته حجم واردات پاییز 9500 تن بوده و مابقی این رقم را ترکیه به کشور ما صادر کرده است.

فرشی‌فرید تصریح کرد:‌ در شرایط تحریم طبیعی است که واردات مواد اولیه سخت‌تر  شده و هزینه‌ها نیز افزایش پیدا می‌کند،‌ در نتیجه ما مزیت صادرات و مزیت رقابت با ترکیه را از دست می‌دهیم،‌ چرا که هزینه کارگری و خدمات در ایران بسیار پایین‌تر از چین و ترکیه است، به گونه‌ای که ترک‌ها و چینی‌ها نمی‌توانند با ما در این زمینه رقابت کنند،‌ اما افزایش قیمت مواد اولیه در شرایط فعلی این مزیت را از بین برده است.

وی با بیان این مطلب که  ما ناچار از واردات برخی محصولات چاپی به ایران هستیم،‌ گفت:‌ پاکت‌های چند لایه آلومینیومی پلیمری یکی از این محصولات است که در کشور ما 30 درصد ظرفیت تولید آن وجود دارد‌، پس ما ناچار به واردات 70 درصد مابقی هستیم،‌ چرا که شرکت‌های مواد غذایی منتظر تولید نمی‌مانند و سریعا واردات را انتخاب می‌کنند.

فرشی فرید در عین حال واردات 9500 تن کالای چاپی را نگران‌کننده دانست و گفت:‌ ما از وزارت ارشاد و وزارت صمت درخواست کردیم تا جلساتی ترتیب دهند که واردات برخی محصولات چاپی ممنوع شود،‌ برای نمونه چرا باید 40 هزار اتیکت چای کیسه‌ای به کشور وارد شود یا یک میلیون و 268 هزار بوروشور آموزشی؟ مگر در کشور ما امکان تولید این محصول وجود ندارد؟

وی گفت: هم‌چنین از امارات پاکت مقوایی چند لایه وارد شده است، ما اکنون 6 تولید کننده پاکت چند لایه داریم، آن وقت چرا تتراپک باید ارز دولتی می‌گرفت؟ البته اکنون خوشبختانه این ارز دولتی برداشته شد،‌ در مورد قوطی‌های بسته بندی سلولزی اصلا دلیلی ندارد از خارج از کشور وارد شود،‌ اما متاسفانه سفارش‌دهندگان داخلی اطلاعی از امکانات تولید این محصولات در داخل کشور ندارند و به تولیدکننده‌های خارجی سفارش می‌دهند.

نایب‌رئیس اتحادیه چاپخانه‌داران تهران:

امسال سفارشات چاپی نصف شده است

یکشنبه, 26 خرداد 1398 ساعت 07:10

بهمن پورمند گفت: به دلیل بروز مشکلات اقتصادی حجم سفارشات چاپی به چاپخانه‌ها در سه ماه نخست امسال نسبت به مدت مشابه در سال گذشته 50 درصد کاهش داشته است.

به گزارش چاپ و نشر، بهمن پورمند؛ نایب‌رئیس اتحادیه چاپخانه‌داران تهران در گفت‌وگو با ایبنا، عنوان کرد: تمام ملزومات و مواد مصرفی چاپ وارداتی است و می‌توان گفت که فقط پنج درصد مواد مورد نیاز این صنعت مثل کاغذ ایرانی برای روزنامه در داخل کشور تولید می‌شود.

 وی ادامه داد: وقتی کتابی چاپ می‌شود، غیر از کاغذ به مشتقاتی مثل مقوای گلاسه برای جلد، یووی و چسب صحافی هم نیاز است؛ د‌رحالی‌ که بیشتر روی بحث کاغذ تحریر تمرکز شده.

 پورمند با بیان اینکه برنامه‌ریزی برای هر صنف و صنعتی ضروری است، گفت: هر اقدامی به برنامه‌ریزی کوتاه مدت، میان مدت و بلند مدت نیاز دارد اما در صنف ما وضعیت به‌گونه‌ای شده است که شما حتی برای یک ساعت آینده خود هم نمی‌توانید برنامه‌ریزی داشته باشید؛ زیرا قیمت کاغذ و دیگر اقلام متغیر است.

 وی یادآور شد: در چنین وضعیتی توقع دارید صنعت چاپ چه پیشرفتی داشته باشد؟ باید بگویم که آینده روشنی پیش روی صنف خودمان نمی‌بینم زیرا هر روز بدتر از روز قبل می‌شود؛ آن‌هم در شرایطی که توقع داریم با توزیع کاغذ دولتی قیمت این کالا کاهش پیدا کند، اما بهای کاغذ بالا می‌رود.

 پورمند با بیان اینکه در وضعیت کنونی جلوی گشایش اعتبار برای ورود کالا هم گرفته شده است، گفت: تاکنون برای واردات مواد مورد نیاز چاپخانه‌داران از سوی تعاونی چاپخانه‌داران چندین گشایش اعتبار داشتیم اما جلوی آن‌ها گرفته شده و همه این‌ها شرایط کار را برای ما سخت کرده است.

 وی تاکید کرد: زمانی که با همکاران صحبت می‌کنم، همه نگران و ناراحت آینده کاری خود هستند زیرا هزینه‌ها خیلی بالا است و گذشته از مشکلات کاری، با اداره‌های مالیات و بیمه و ارزش افزوده مشکل داریم.

 

کاهش کار و افزایش هزینه‌ها

پورمند با بیان اینکه این روزها حجم سفارشات نسبت به مدت مشابه در سال گذشته 50 درصد کاهش داشته است، گفت: به دلیل بروز مشکلات اقتصادی حجم سفارشات چاپی به چاپخانه‌ها به شدت افت کرده است و کار نیست، اما هنگام محاسبه درآمد و مالیات اصلا به این موضوعات توجهی نمی‌شود.

 وی ادامه داد: متاسفانه مودیان مالیاتی توجهی به این کاهش حجم کار توجهی ندارند و اعلام می‌کنند باید مالیات 5 تا 10 درصد افزایش پیدا کند.

 نایب‌رئیس‌ اتحادیه چاپخانه‌داران تهران با بیان اینکه اقتصاد کل کشور در وضعیت بیماری به‌سر می‌برد، عنوان کرد: باید از مسئولان و سیاست‌گذاران فرهنگی سوال کرد در حالی که هیچ کمکی به صنف ما نمی‌شود، چگونه می‌توان در چنین وضعیتی مالیات پرداخت کرد.

 وی به اهمیت تولیدات کوچک و متوسط در اقتصاد کشور اشاره کرد و افزود: بنگاه‌های کوچک عموما دلیل به حرکت درآمدن اقتصاد هستند و دولت هم در بازه‌های زمانی مختلف به آن‌ها کمک می‌کند اما در کشور ما برعکس است و نه تنها به این بنگاه‌ها توجهی نمی‌شود؛ بلکه فشار مضاعف است، هیچ کس جوابگو نیست و همه شنونده هستند.

 ورمند تاکید کرد: از سوی دیگر بهای تمام کالاها چند صد درصد بالا رفته اما دستمزد ما 10 تا 15 درصد افزایش داشته که این موضوع اصلا توجیه و سوددهی اقتصادی ندارد؛ زیرا اگر بخواهیم استهلاک دستگاه‌ها را هم در نظر بگیریم، باید از جیب بگذاریم تا به کارمان ادامه دهیم.

 وی با بیان اینکه برای ماه‌های آتی وضعیت بدتری پیش‌بینی می‌کنیم، گفت: در تعاونی چاپخانه‌داران در سال 1395 تمام کالاها با وجود تحریم از کره می‌آمد اما از ابتدای سال 1397 ما ورود نداشتیم و این موضوع ضربه بزرگی به صنعت چاپ که 90 درصد کالاها وارداتی است، می‌زند.

شنبه, 25 خرداد 1398 ساعت 08:34

پس از خرید لوازم خانگی برخی کارتن ها لازم و برخی زائد است.

به گزارش چاپ و نشر به نقل از دیوار؛ بسیاری از افراد موقع کارتن کدام کالاها را نگهداریم؟خریدن وسیله‌ای نو دو دل می‌شوند که کارتنش را نگهداری کنند یا دور بیندازند. این نوشته به شما در تصمیم‌گیری بهتر در این زمینه کمک می‌کند که بسته‌بندی کدام وسیله را بهتر است نگه دارید یا بسته‌بندی کدام وسیله به کارتان نمی‌آید.

آنچه باعث می‌شود که کارتن‌ها را بعد از هر خرید نگه‌داریم، به چند عامل بستگی دارد:

۱- محصول

۲- فضا: با توجه به مساحت نسبتاً کوچک انباری آپارتمان‌های امروزی، نگهداری کارتن‌ها ضروری است؟

۳- فروش: آیا ممکن است در آینده قصد فروش این محصول را داشته باشیم یا نه.

 

مزیت نگهداری بسته‌بندی وسائل

موقع فروش برخی وسایل، ارائه کارتن آن لازم می‌شود چون در این صورت مشتری با اطلاع از هویت کالا و مسروقه نبودن در مورد بعضی کالاهای خاص (مثل گوشی‌های هوشمند)، رغبت بیشتری به خرید محصول نشان می‌دهد و حتی حاضر می‌شود رقم بیشتری برای آن پیشنهاد کند.

 

امکان استفاده از گارانتی

در بعضی از موارد هم مدت گارانتی دستگاه روی جعبه آن آورده شده، کارتن این‌گونه وسایل را باید حتماً از همان ابتدا نگهداری کرد. علاوه بر گارانتی، شماره سریال برخی محصولات هم  روی جعبه آن حک می‌شود که ممکن است در صورتی که دستگاه نیاز به تعمیر یا تعویض پیدا کند، لازم شود.

کدام وسیله؟ کدام کارتن؟

وسایل الکترونیکی و دیجیتالی مهم‌ترین وسیله‌هایی هستند که کارتن‌های آن‌ها باید تا حد امکان نگهداری شود.

برخی از وسایل هوشمند که معمولاً برای فروش دست دوم، جعبه آن مهم است عبارت‌اند از:

  لپ‌تاپ

تبلت

گوشی‌های هوشمند جدید

نکته: اگر هنوز از زمان گارانتی دستگاه باقی‌مانده باشد، داشتن جعبه و کارتن زمانی که قصد فروش وسیله‌ای مثل لپ‌تاپ را داشته باشیم، می‌تواند بر ارزش وسیله بیفزاید. به همین خاطر توصیه می‌شود حتی کاغذهای داخل بسته این قبیل وسایل هم دور ریخته نشود. همچنین اگر گوشی، تبلت یا لپ‌تاپ شما گم یا سرقت شود از طریق شماره سریال روی جعبه می‌توانید سرقت را پیگیری و گوشی خود را احراز مالکیت کنید.

 

و اما برقی‌ها! کارتن کدام کالاها را نگهداریم؟

در رابطه با وسایل صوتی و تصویری باید گفت که استثنائا کارتن این وسایل جز در موقع اسباب‌کشی، کاربرد چندان دیگری ندارد و مثل موبایل و تبلت جزیی از آن به‌حساب نمی‌آید! در هنگام فروش یا جابجایی هم با استفاده از پلاستیک‌های حباب‌دار و یا روکش‌های محافظ می‌توان آن‌ها را بسته‌بندی کرد. جعبه برخی از وسایل مثل یخچال و لباس‌شویی و ظرف‌شویی هم با این‌که فضای زیادی را اشغال می‌کنند، مزیتی در زمان فروش ایجاد نمی‌کنند اما هنگام جابجایی از دستگاه محافظت می‌کنند. اگر  جای لازم برای نگه داشتن کارتن‌ها را دارید، نگه داشتن آن‌ها ضرری نخواهد داشت و در صورتی که نیاز به جابجایی یا تعویض وسایل خود احساس کردید، می‌توانیم از آن استفاده کنیم.

 

وسایل دیگر چطور؟

به‌طور‌کلی می‌توان گفت همان‌طورکه نگهداری کارتن وسایل و اقلام بزرگ‌تر خیلی ضرورتی ندارد، نگهداری کارتن و جعبه بسته‌بندی برخی وسایل ارزان و کم‌اهمیت هم ضروری نیست. جعبه وسایلی مثل وسایل پخت‌وپز، برخی ظروف،‌ هندزفری و هدفون و پوشاک، لوستر و وسایل تزیینی و ازجمله این موارد است که نگهداری از آن در هنگام فروش تفاوت چندانی ایجاد نمی‌کند. 

به خاطر داشته باشید که بعد از هر خرید، امکان نیاز به کارتن آن وسیله را در نظر بگیرید و اگر قصد فروش آن را ندارید به هیچ عنوان نیازی نیست کارتن آن را نگه‌دارید؛ مگر کارتن وسایل هوشمند را! در مورد وسایل هوشمند وضع فرق می‌کند. ‌از جعبه و کارتن این دستگاه‌ها لازم است که به‌دقت نگهداری شود.

شنبه, 25 خرداد 1398 ساعت 08:30

سخنگوی سازمان ثبت‌احوال گفت: در انتظار تولید انبوه بدنه کارت ملی هوشمند توسط چاپخانه دولتی هستیم و هر زمان که این کارت‌ها تولید شود، ثبت‌احوال این آمادگی را دارد که کارت‌های ملی هوشمند متقاضیان را صادر کند.

به گزارش چاپ و نشر، سیف‌الله ابوترابی در گفت‌وگو با ایسنا در خصوص آخرین وضعیت تولید داخلی بدنه کارت ملی هوشمند گفت: چاپخانه دولتی متولی چاپ بدنه‌های کارت ملی هوشمند در داخل کشور است و اولین سری از این بدنه‌ها تولید وثبت‌احوال نیز آنها را چاپ کرده است که در نهایت به عنوان نمونه آزمایشی در دفاتر پست و پیشخوان تحویل صاحبان آن داده شده است.

وی در پاسخ به اینکه چه زمانی قرار است این کارت‌ها به تولید انبوه برسند، اظهار کرد: ثبت‌احوال منتظر تولید انبوه بدنه کارت ملی هوشمندتوسط چاپخانه دولتی برای صدوراست و هر زمان که این کارت‌ها تولید شود، ثبت احوال آمادگی این را دارد که کارت‌ها را صادر کند.در حقیقت ثبت‌احوال ظرفیت صدور ماهیانه ۲.۵ میلیون کارت ملی هوشمند را دارد اما در حال حاضر منتظر تولید کارت‌ها هستیم.

به گزارش ایسنا، سال گذشته تولید بدنه‌های کارت‌ملی هوشمند در کشور کلید خورد و چاپخانه دولتی نیز متولی تولید آنها شد.تعدادی بدنه کارت به صورت پایلوت تولید شدند و از نظر فنی و ایمنی مورد بررسی قرار گرفتند و پس از اخذ تاییدات لازم به صورت آزمایشی به چاپ رسیدند.

شنبه, 25 خرداد 1398 ساعت 08:18

دبیر سندیکای تولید کنندگان کاغذ و مقوای می‌گوید وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی بزرگترین مخالف افزایش تعرفه واردات کاغذ به نفع تولید داخلی است.

به گزارش چاپ و نشر به نقل از مهر؛ سید طاهر شبیری، دبیر سندیکای کاغذ و مقوای ایران از فعالان بخش خصوصی کاغذ است. سال‌ها فعالیت وی در کارخانه چوب و کاغذ مازندران به عنوان مدیر بازرگانی او را به یکی از تحلیل‌گران مطلع درباره وضعیت بازار کاغذ در ایران تبدیل کرده است. در ادامه پرونده مهر با موضوع بررسی وضعیت تولید کاغذ با وی به گفتگو نشستیم.

 

بازار کاغذ این روزها بازار پرآشوبی است. تدابیر دولت هم برای کنترل آن راه به جایی نبرده است و حاصل این شده که دلالان نبض بازار را در دست گرفته‌اند. شما به عنوان یکی از فعالان بازار کاغذ ریشه این موضوع را در چه می‌دانید. این روزها خیلی صحبت از این می‌شود که اگر تولید داخلی کاغذ سامانی داشت وضعیت چنین نبود، نظر شما چیست؟

موضوعی که به آن پرداختید، مسئله‌ای است که باید از چند منظر به آن نگاه کرد و از همه مهمتر بدون توجه به سوابق قبلی آن تحلیل و رسیدن به وضعیت موجود تقریباً، بی‌فایده است.

اتفاقی که در طول‌سال‌ها نسبت به مدیریت آن اقدامی صورت نگرفت و امروز به عنوان معضل گریبانگیر بخش وسیعی از صنعت و فرهنگ گرفته شده است. واقعیت این‌جاست که موضوع کاغذ با توجه به مصارف گوناگون در صنعت و بخش فرهنگ از جایگاه خاص خودش برخوردار بوده است.

اما آنچه‌که مد نظر شماست اگر مصرف کاغذ در حوزه فرهنگ باشد، باید بگویم اساساً شاخص مصرف کاغذ در حوزه نشر و یا رسانه، موید سطح مطالعه در یک جامعه است. حتی امروزه که رسانه‌های مجازی شاید تا حدودی جایگزین برخی رسانه‌های مکتوب شده‌اند بازهم سرانه مطالعه تا حد زیادی به مصرف کاغذ مرتبط است.

ایران از نخستین سال‌های پس از انقلاب تحت تحریم‌های مختلف بوده که شدت و ضعف آن با توجه به شرایط گوناگون تغییر می‌کرده است ولیکن این وضعیت در طول عمر چهل‌ساله انقلاب همیشه وجود داشته. در مقاطع پس از پیروزی بنا بر شرایط مستقر بر نظام مالکیت بسیاری از کارخانجات به دولت و یا بخش‌های وابسته به نظام قرارگرفت تا پاسخ‌گوئی به نیازهای جامعه بتواند تحت کنترل مدیریت بازار انجام شود، خوب با اتخاذ این نوع مدیریت اساساً بهای تمام شده موضوعی ثانویه بوده و تأمین مایحتاج و نیازهای عمومی در اولویت اقدامات صنایع بوده است. از طرفی به دلیل مسئولیت حاکمیت در برابر اشتغال، صنایع برای جذب نیروی کار تحت فشار قرارداشتند و بدون درنظر گرفتن هرگونه آینده‌نگری و تحلیل‌های توسعه‌ای و آینده‌پژوهانه حجم نیروی کار در بخش صنعت افزایش چشم‌گیری داشته، متأسفانه این اقدام در طول سال‌ها به نوعی فرهنگ عمومی در نگاه مدیریت کلان کشور تبدیل شده به صورتی که امروزه نیز از منظر بسیاری سیاسیون صنایع مستقیماً محلی برای رفع معضل اشتغال هستند. در صورتی که این امر سال‌هاست تغییر مسیر پیدا کرده و حجم زیادی از نیروی کار در صنایع خدماتی جذب شده و منافع بسیاری از این طریق عاید کشورها می‌شود.

برای اینکه از موضوع زیاد فاصله نگیریم عرض می‌کنم صنایع کاغذ بواسطه انقلاب تحت مدیریت بخش‌های دولتی و مشابه آن قرارگرفت در زمان جنگ تحمیلی هم این روند ادامه پیدا کرد و به دلیل کنترل قیمت‌ها و استفاده از رانت‌های دولتی توسط کارخانجات داخلی هیچ توجیهی برای ورود بخش خصوصی به سرمایه‌گذاری در این بخش بویژه تولید کاغذ روزنامه و چاپ و تحریر وجود نداشت، مالکین دولتی و یا وابسته به آن هم به هر نحو دلخواه نسبت به مدیریت این واحدها اقدام می‌کردند، نکته مهم این بوده که اساساً اهداف تولید از تأمین نیاز در شرایط بحرانی جنگ با واگذاری واحدهای صنعتی به شرکت‌های شبه دولتی تغییر پیدا کرد به توجیه اقتصادی این واگذاری‌ها از طریق سودآوری.

اما چگونه. عدم سرمایه‌گذاری در به‌روزی آوری ماشین‌آلات و تجهیزات، استفاده از تسهیلات شاید آسان‌تر و ارزان‌تر از طریق مناسبات بالادستی، عدم پرداخت به موقع برخی مصارف عمومی نظیر برق و گاز و بیمه و و استفاده از رایزنی‌های فرادستی برای تعویق پرداخت و درنهایت تبدیل برخی هزینه‌های لازم‌الاجرا به زیان انباشته، تزریق منابع توجیه ناپذیر از طریق شرکت‌ها و یا سازمان‌های متولی و..... و شاید صدها مورد ریز و درشت دیگر که به منظور سرپا نگاهداشتن واحدهای وابسته انجام شده ولی در نهایت، از ایجاد رقبای بخش خصوصی و سرمایه‌گذاری در برخی صنایع جلوگیری کرده است.

 

این مسأله‌ای که بر شمردید مسأله‌ای نیست که متعلق به امروز بازار کاغذ باشد. بلکه ناشی از فعالیت‌هایی است که در طول سال‌ها به وجود آمده بود و نتوانستیم جلوی آن را بگیریم و برنامه‌ای هم برای مقابله با آن را نداشتیم.

در سال‌های پس از انقلاب به خاطر خاص بودن شرایط سیاست‌های دولتی بر کنترل اقتصاد قرار گرفت تا پاسخگوی نیاز جامعه باشد. این مساله در طول دفاع مقدس هم پابرجا بود اما کمی تعدیل شد و بخش خصوصی بیشتر وارد عرصه واردات شد. کارخانه‌هایی که به واسطه شرایط انقلابی تحت مالکیت بخش دولتی قرار گرفته بودند رفته رفته واگذار شدند و بخش خصوصی تازه‌ای در کشور شکل گرفت. اما قسمت اعظم آنها باز هم در اختیار سازمان‌های دولتی و شبه دولتی قرار گرفت. مساله کاغذ و بازار آن ریشه در همان دوران و همان واسپاری‌ها دارد؛ ریشه در بازار دوگانه دولتی خصوصی که هیچ وقت دولت‌ها نخواستند از آن دل بکشند و پاسخگوی نیاز بازار باشند

 

منظور شما این است که دولت نیز منتفع بوده و به نوعی کسب و کار از این وضعیت می‌کند؟

من یک جمله معترضه عرض می‌کنم، عبارت کسب و کار شاید انتخاب درستی نباشد. رنجی که بخش خصوصی سال‌ها با آن دست در گریبان بود و تحمل می‌کرد و می‌کند می‌کشد و ترسی که در اقتصاد دولتی هست و مکرراً به انحاء مختلف تکرار می‌شود، از انتخاب واژه است. با یک واژه می‌شود جلوی یک جریان را گرفت و یا یک جریان را ایجاد کرد. نمونه آن انتخاب واژه وارداتی سرمایه‌دار زالو صفت و تقابل آن با سایر اقشار جامعه و در طول سال‌ها تبدیل آن به کارآفرین و.... بوده است، پس واژه‌ها جریان ساز هستند و دقت در انتخاب آن‌ها هدف‌های کلان را دستخوش تغییر و تحول می‌کنند.

من گمان می‌کنم سیاست‌گذاری‌ها به شکلی بوده که بخشی از اقتصاد را کنترل کنند که به بازار هدف ضربه وارد نشود، اما مدیران سیاستگذاری که برای این بخش انتخاب شدند روششان به شکلی نبود که منجر به ایجاد فضای رقابتی و حضور بخش خصوصی در بازار متوازن شود و حاصل این کار چه مفید و چه غیر مفید تنها به منظور سرپا ماندن این صنایع دولتی بیشتر مبتنی بر رانت و رابطه و دستورالعمل‌های حمایتی بوده است

از طرف دیگر در دنیا صنعت را دیگر یک پدیده اشتغال زا نمی‌دانند. نگاه صنعتی این است که از کارگر کم و کار توسط ماشین و تکنولوژی انجام شود که خستگی و افزایش نرخ دستمزد و اعتصاب و....ندارد. اتفاقاتی که در کشور ما از بابت پایداری صنایع دولتی رخ داده اما منجر به ایجاد یک بخش دولتی فربه و ناکارآمد و فاقد نوآوری بوده که امروز موجب توقف بسیاری از همان صنایع و معضل تعطیلی و رکود و عدم توجیه‌پذیری در ادامه حیات اقتصادی شده است. هم متوقف شده است. شاید ما شانس آورده باشیم که بعد از چهل سال این اتفاق رخ داده است.

 

و در این میان بخش سرمایه‌داری و سرمایه‌گذاری در مقابل این روش به سراغ چه مسیری رفته است؟

مشخصاً مسیری که بتواند از پول در جریان سیال و کم مخاطره استفاده کند، یعنی تجارت و واسطه‌گری جالب اینک بدانیم این سیاست‌گذاری‌های دولتی به خاطر اینکه شرایط سرمایه‌گذاری صنعتی در مقابل سرمایه‌گذاری تجارت همیشه یک امر زمان‌بر بوده است همیشه یک آسیب ایجاد و ضرر مضاعفی به بخش صنعتی وارد می‌کند.

در موضوع صنعت کاغذ هم ما با صنعتی روبرو هستیم که چهل سال به هر شکل ممکن از آن بهره کشیدیم، تقویت انجام نداده‌ایم، از نو آوری و تکنولوژی فاصله گرفته‌ایم به آن آسیب زده‌ایم و آن‌را خسته و کهنه و خسته‌اش کرده‌ایم. تبدیلش کردیم به یک علم از دست رفته و حالا می‌خواهیم با شعار دوباره احیایش کنیم، چگونه؟ متأسفانه مجدداً بدون حضور و استفاده از توانمندی، اطلاعات و تخصص افرادی که این حوزه محل ارتزاق و تخصص حرفه‌ای آنان است.

 

ممکن است مصداقی تر صحبت کنید؟

بله، شرکت کاغذ پارس سال‌های ۱۳۴۰ در ایران احداث شد. در زمان خودش صنعتی پیشرو بود و باگاس یا (تفاله نیشکر) را تبدیل به کاغذ می‌کرد که، تولید در این شرکت بر مبنای ایجاد ارزش افزوده بود. دارای ارزش افزوده بود. باید در طول این سال‌ها این صنعت خودش را رشد می‌داد و همگام با خیلی از تولیدکنندگان کاغذ در دنیا به دنبال تولید در مقیاس جهانی می‌گرفت می‌رفت، ماشین‌آلات و تجهیزات را روزآوری می‌کرد، را اورهال می‌کرد و بازار برای خودش پیدا می‌کرد و در مسیر حفظ و توسعه بازار ادامه حیات می‌داد. مدیریت دولتی چه بلائی بر سر آن آورد؟ در بدترین شرایط و در دشوارترین وضعیت ممکن تصمیم گرفت آن‌را پس از سال‌ها مدیریت راهبردی اشتباه و زیان انباشته کلان و نیروی کار متورم به بخش خصوصی واگذار کند، نمی‌دانم اگر در یک کشور با روحیه سرمایه‌پذیری بودیم، از متقاضی خرید این کارخانه تقدیر و تشکر می‌شد یا در مقابل واگذار کردن بدترین شرایط و خلاص شدن بخش دولتی از گرفتاری‌های کارگری و مالی و مبلغی دریافت می‌شد؟ و امروز با وجود گذشت چندسال وضعیت این کارخانه را بررسی کنیم نتیجه می‌گیریم که یک سرمایه‌گذاری برای حفظ اموالش و توسعه بازار، چگونه تصمیم می‌گیرد و بحران را با چه روش‌هایی پشت سر می‌گذارد.

کارخانه چوب و کاغذ مازندران نیز در زمان فعالیت و افتتاح خود یکی از شاخص‌ترین کارخانه‌های آسیا بود. کارخانه‌ای که مطابق با فن‌آوری‌های روز دنیا تأسیس شد، پیش از افتتاح کارشناسان مختلف آن برای ارتقا دانش تولید و نگه‌داری دوره‌های کاری و آموزشی را در بهترین مراکز دنیا گذرانده بودند و یا در حین زمان طراحی و نصب دانش کافی به مجموعه تولید منتقل شده بود. در یک جمله افتتاح این واحد صنعتی باعث مباهات و افتخار بود و فعالیتش باعث افتخار بود. این واحد صنعتی از بدو تأسیس دچار محدویت‌های عرضه و رقابت شد، با وجود نظارت بر قیمت‌گذاری و صدور حواله برای مصرف‌کنندگان از طریق نهاد دولتی، دستگاه‌های نظارتی اقدام به محاسبه نرخ بهای تمام شده تولید و تخصیص سود محاسبه شده محدود به نظارت برای این واحد تولیدی شدند.

شاید بگویید نتیجه؟ وقتی یک واحد صنعتی امکان مهندسی بازار و استفاده از قابلیت‌های خود برای صادرات و حتی استفاده از بهره‌مندی نرخ منصفانه عرضه و تقاضا را نداشته باشد، یقیناً به لحاظ توان تجدید حیات و وارد کردن خطوط جدید و حفظ و ماندگاری در مقایسه ای جهانی با مشکل روبرو خواهد شد.

یکبار نهادهای نظارتی بررسی کنند در طول مدت صدور حواله‌های کاغذ این کالا به چه کسانی تحویل شد و در کدام مسیر به مصرف رسید و چگونه کاغذهای تحویلی از بازار آزاد سردرمی‌آورد.

 

شما موضوع استهلاک توان تولید در این واحدهای تولیدی را چگونه تفسیر می‌کنید؟

کارخانه چوب و کاغذ مازندران تا سال ۸۵ کاغذ تحریر و روزنامه را تولید می‌کرد و به صورت یارانه‌ای به مصرف‌کننده می‌رساند. یعنی دولت برای مصرف‌کننده حواله یارانه‌ای می‌زد و آنها از کارخانه تحویل می‌گرفتند و مابه‌التفاوت قیمت را دولت تأمین می‌کرد.

این شرکت اما چون متعلق به نهادهای دولتی و عمومی بود و به خاطر نوع قیمت‌گذاری، امکان حضور رقابتی در بازار را نداشت و سود برایش تعریف شده بود و در نتیجه بازگشت سرمایه‌ای نداشت که بتوانند خود را تأمین کنند. این دست صنایع در یک خط مصرف دائمی افتاده بودند و رفته رفته در حال استهلاک افتادند.

نظارت دولت بر قیمت‌گذاری و توزیع کاغذ تا سال ۱۳۸۵ ادامه پیدا کرد، در این سال با فعالیت‌های زیاد و اقدامات و توجیهات علمی و عملی از سوی دولت مصوب شد، یارانه کاغذ از تولیدکننده به سمت مصرف کننده هدایت شود و در جهت ارتقا توان تولید داخلی کاغذ از شمول قیمت‌گذاری خارج شود تا امکان رشد و توسعه واحدها با استفاده از فضای عرضه و تقاضا میسر شود، اما متأسفانه مصوبه دولت به دلیل عدم تاسی وزارت‌خانه‌های مسئول اجرای آن از بندهای حمایتی تولید مسیر دیگری را طی کرد، مسیری که موجب تضعیف بیش از پیش صنعت و نهایتاً کاهش توان تولید داخلی در مقابل واردات در پی داشت.

این داستان و بیش از سیزده سال عدم اجرای بندهای حمایتی، بسیار غم‌انگیزتر از آن است که بشود در یک مصاحبه کوتاه به آن پرداخت.

جهت استحضار مخاطبین شما تنها به ذکر یک نکته اشاره بسنده می‌کنم که در طول این سال‌ها وزارت محترم ارشاد هیچ‌گاه حاضر به پذیرش تعرفه حمایتی از واردات کاغذ روزنامه و چاپ و تحریر نشد و هیچ‌گاه فهرستی از دریافت کنندگان یارانه کاغذ را در اختیار هیچ نهاد و شخصی قرار نداد.

ما بارها و بارها در کمیسیون‌های مختلف مجلس محترم، نهاد مرکز پژوهش‌ها، کمیسیون ماده یک هشدار قاطع دادیم که روش اتخاذ شده مقاومت در برابر افزایش تعرفه به مفهوم هدایت یارانه کاغذ به سمت تولید کننده خارجی است و در صورت اقدام به توقف تولید کاغذ روزنامه و چاپ و تحریر در دو واحد پارس و مازندران، مدیران ما تمام بازار کاغذ را یکجا به تولیدکنندگان خارجی هدیه می‌کنند. اتفاقی که شاهد وقوع آن هستیم، حالا واسطه‌گری می‌تواند با هر قیمت دلخواه مصرف‌کننده واقعی را مجاب به تامین کاغذ کند. لطفاً، از این بخش به دلیل مشقاتی که برده‌ایم بگذریم.

 

چرا بخش خصوصی در مقابل این فرآیند سکوت کرد؟ نمی‌شد علیه یارانه آفت‌زا دولتی اقدامی کرد؟

باید بدانیم که دو واحد تولیدی مورد اشاره اساساً در اختیار بخش خصوصی واقعی نبوده‌اند و سهامداران دولتی و یا وابسته به نهادهای عمومی مالکیت آن‌ها را بر عهده داشتند، اما ما در سندیکای تولیدکنندگان کاغذ و مقوای ایران به دلیل وظیفه ذاتی حمایت از صنعت تا حد ممکن از این صنایع حمایت کردیم، برای ادای دین به سایر کسانی که در طول این سیزده سال مجدانه و مشفقانه با ما همراهی و هم‌افزائی داشتند ذکر نام وزارت صنعت، معدن و تجارت ضروری است، این وزارت‌خانه از مدیریت کل تخصصی سلولزی تا مقام عالی وزارت واقعاً، همراه بودند و جهت استحضار به صورت ویژه و خاص عرض کنم مقابله با صنعت کاغذ هیچ ربطی به هیچ سمت و سوی سیاسی در هیچ دولتی نداشته است و همینطور حمایت وزارت صمت از صنعت کاغذ هم به هیچ خط و ربط سیاسی وابسته نبوده است.

 

پس چگونه تصمیمات کلان نظام در اجرا متوقف می‌شود؟

ما با دولت در آن زمان توافق کردیم و مصوب شد، برای ارتقاء خودمان و مصون ماندن از تاثیرات سو رانتی واردات کاغذ، به ما کمک کنند تا خودمان را ارتقا دهیم. در همین راستا قرار بود به تعریف تعرفه بالمناصفه‌ای برای واردات کاغذ برسیم که بتواند قوای تولید و واردات را هم‌سنگ هم کند. می‌دانیم که جنگ استفاده از ابزار تعرفه‌ها در همه جای دنیا برای حمایت از تولید داخل هست. مورد استفاده قرار می‌گیرد و این یک سیاست منطقی و توجیه‌پذیر است. از سال ۸۵ تا امروز هنوز این اتفاق رخ نداده است و دولت زیر قولش زده است. از سال ۱۳۸۵ تا کنون مصوبه دولت معطل تصمیم‌گیری دولت است. جالب اینکه وزارت ارشاد از همان زمان که یارانه را برای رساندن به مخاطبان در دست گرفت با افزایش تعرفه واردات کاغذ مخالفت کرد.

ما همان زمان هشدار دادیم، در مجلس و کمیسیون‌های آن هشدار دادیم که اگر این دو شرکت روزی تصمیم بگیرند دیگر کاغذ تحریر و روزنامه تولید نکنند و به خاطر نبود توجیه تولید، خود را تعطیل کنند شما صد درصد وابسته به بازار واردات می‌شوید. همه این هشدارها در وضعیتی بود که کارخانه مازندران در سال ۸۵ حدود ۹۰ هزار تن کاغذ روزنامه را تولید کرد که بیش از ۶۰ درصد تولید کشور بود. در عرصه کاغذ تحریر هم وضعیت همین بود.

 

آقای شبیری اما بسیاری از مصرف‌کنندگان از کیفیت پایین تولیدات این دو کارخانه نیز شکایت داشتند و می‌گفتند که نمی‌شود از این محصولات استفاده کرد.

ما باید ببینیم کی هستیم و در چه موقعیتی قرار داریم و چه آینده‌ای روبروی ماست. از همه جهت ما در ایران آماج تحریم هستیم. ناچاریم تجهیزات چاپ دست دوم بخریم یا ماشین آلات به روز را به سختی و با قیمت گزاف تهیه کنیم، شمارگانمان حداکثر پنج هزار جلد است. مرکب مواد اولیه چاپ را هم باید وارد کنیم که امروز هم دچار مصرف اجناس کم مرغوبیت و یا محدود به تولیدکنندگان خاص شده‌ایم. در این وضعیت شما صحبت از چه کیفیتی می‌کنید؟ شاهنامه چاپ مسکو پنجاه سال با کاغذ مکانیکال قبل چاپ شده و هنوز در کتابخانه‌ها مورد استفاده قرار می‌گیرد هست. مگر قرار است همه کتاب‌های ما لوکس و دکوری کلکسیونی است؟ باشد. مگر عمر کتاب‌های درسی ما بیشتر از هشت ماه است. در چند کشور دنیا کتاب درسی را با سفیدی بیش‌تر از ۸۰% تولید می‌کنند؟ تعدادی از کشورها برای برخی نهادها و ارگان‌ها استفاده از کاغذهای تولید شده از بازیافت را الزامی کرده، چشم‌پزشکان بازتاب نور کاغذ با سفیدی بالا را برای مطالعه در مدارس مضر می‌دانند. این موضوع کیفیت که اینقدر می‌گویند بحث انحرافی است.

مساله کاغذ نه مرغوبیت نیست که مطلوبیت است. شما مطلوبتان استفاده از کاغذ خارجی است نه اینکه این کاغذ صرفاً مرغوب باشد دوست دارید از این کاغذ استفاده کنید، اما حق ندارید مطلوبیت مورد نظرتان را در مسیر تغییر و تحدید منافع ملی تعریف کنید. باید خود روزنامه‌های و صنایع داخلی بگویند که چرا حاضر نیستند از محصول داخلی استفاده کنند. اینکه کیفیت کم پائین است را نمی‌پذیریم چون بهانه است. ما حرفه‌ای ترین کارشناسان را از چوب و کاغذ مازندران برای رفع عیوب و یا افزایش رضایت بارها و بارها به چاپ‌خانه‌ها اعزام کردیم، در همکاری متقابل و جلب رضایتمندی هزینه‌های متفاوتی انجام دادیم. کارخانه مازندران در سال ۸۵ کاغذ روزنامه‌های ایران و همشهری و اطلاعات و قدس را تامین می‌کرده.. اگر الان استفاده نمی‌کنند باید خودشان دلیلش را بگویند. منصفانه پاسخ بدهند، کاغذ را از ما با چه شرایطی خریداری می‌کردند؟ چگونه تسویه می‌کردند؟ امروز چطور پول فروشنده را نقداً پرداخت می‌کنند؟ من با توجه به تجربه شخصی خودم می‌توانم مصرف کننده را مجاب به خرید محصولم کنم و دیگران هم می‌توانند. شما باید دنبال ریشه تغییر ذائقه مدیران در مصرف کننده بگردید.

 

شما ریشه مساله را در چه می‌دانید؟

شاید منافع شخصی مدیران و بی‌اطلاعی آنها از وضعیت و مزایای تولید. بنده صلاحیت پاسخ‌گوئی به این سوال را ندارم، چون دغدغه تولید ملی را دارم چون عرق کارگر و سرمایه، سرمایه‌گذار داخلی برایم اهمیت دارد، چون به تهدیدات اقتصادی اهمیت می‌دهم. پاسخ این سوالات را باید کسانی بدهند که فرهنگ و صنعت ما را به این وضعیت کشاندند.

روزی عرض کردم، آقایان محترم دست‌اندرکاران چاپ و نشر، مشکل شما تولید محتوا است، ناآگاهی از ذایقه عمومی است، هدف گذاری تولید در ایجاد انگیزه برای مطالعه ندارید وگرنه افزایش تعرفه‌ای که حامی تولید است در افزایش قیمت کتاب و روزنامه‌ای که مخاطب دارد نگرانی ایجاد نمی‌کند.

شما بازار را به لباس و موبایل و مبلمان و باخته‌اید ایجاد حس نیاز به مطالعه وظیفه و سیاستگذاری شماست. مردم وقتی جاذبه ایجاد می‌شود به سمت مصرف هدایت می‌شوند، چطور داستانی اعتقادی در همین فضای گرانی توسط مولف هموطن به درستی و به زیبائی حکایت و منتشر می‌شود، بارها تجدید چاپ می‌شود و با افزایش قیمت‌های متواتر به فروش می‌رسد؟ چطور مجموعه کتابی ترجمه می‌شود و مردم برای خریدن آن منتظر می‌مانند و آن را به هر قیمت عرضه‌ای تهیه می‌کنند؟ وقتی گفتیم به خودتان برگردید و اشکال را آن‌جا جستجو کنید، تهمت و توهین شنیدیم. وقتی خواستیم از صنعت حمایت شود، تحقیر شدیم. برای همین می‌گویم بنده صلاحیت اظهار نظر در خصوص انتخاب دیگران را ندارم، شاید پی‌گیری امروز شما و سایر رسانه‌ها و حساسیت‌های ایجاد شده بتواند پاسخی برای این پرسش پیدا کند.

 

در موضوع تولید داخلی کاغذ مساله قیمت‌گذاری این محصول و فاصله کم آن با قیمت‌های وارداتی و در نتیجه ترجیح به خرید آنها هم همیشه مطرح بوده است. در این زمینه چه نظری دارید؟

ما هرگز به قیمت‌های نزدیک به قیمت محصولات خارجی نرسیدیم و همیشه تفاوت قیمت داشتیم. کمتر از محصول وارداتی قیمت گذاشته بودیم و این قیمت‌ها همیشه در سازمان حمایت مطرح و بررسی شده بود. این بحث‌ها بازی‌های دلال‌مابانه است. از سوی دیگر کاغذ خارجی را باید نقد خرید اما کاغذ داخلی را می‌شد به صورت ده تا بیست درصد نقد و پرداخت مابقی به صورت شش تا هشت ماهه مدت‌دار خریداری کرد. اینها همه قصه و افسانه است که برای زمین زدن تولید داخلی بافتند و بیان کردند.

 

جناب شبیری در حال حاضر این دو کارخانه به هر تقدیر دیگر کاغذ مصرفی تحریر و روزنامه تولید نمی‌کنند و سیستم تولیدی خود را تغییر داده‌اند. وضعیت الان بازار کاغذ چقدر ناشی از این رویه است؟

با توجه به آماری که من دیدم و از دوستانم شنیدم ما الان کمبود حضور کاغذ در کشور نداریم. مساله اصلی نحوه عرضه است. اینکه کاغذ به دست مصرف کننده نرسیده است. این تشتت ناشی از این است که کانال‌های عرضه محصولات وارداتی تنگ و یا شناخته نشده است. اما یک نکته عرض کنم، دوستانی که در خصوص کاغذ تصمیم‌گیری می‌کنند از سایر مصرف‌کنندگان کاغذ غافل هستند، مصرف کاغذ چاپ و تحریر و روزنامه که فقط در نشر و مطبوعات و فرهنگ نیست، برخی صنایع و مشاغل هم مصرف می‌کنند، خوب برادران من وقتی جائی ارزش افزوده بالاتری داشته باشد، کالا با قیمت بالاتر به همان سمت سرازیر می‌شود، پس وزن این مصارف هم تعیین کننده در شیوه‌های توزیع است.

 

کنترل دولتی بر توزیع را عامل این موضوع می‌دانید؟

دولت‌ها در دنیا در کدام بخش از صنعت و بازرگانی توانسته وارد شوند و موفق خارج شوند؟ شده باشد که کنترل کند. کدام بخش؟ کارنامه بخش دولتی در تولید و عرضه بعد از جنگ چیست؟ بازار در ایران بیش از هزار سال جلوتر از اقتصاد دولتی است. بازار سابقه فکری و عملیاتی بزرگی در ایران دارد. دولت باید به جای دخالت، کنترل را به بازار بسپارد.

 

فکر می‌کنید خروج دولت از عرضه و سپردن به بخش خصوصی این مساله را رفع می‌کند؟

شک نکنید که این اتفاق می‌افتد. مگر اینکه بانک مرکزی در تخصیص ارز نیمایی شروع کند به شناسائی اشخاص مهم و مهمتر. مگر ما در دوران جنگ و تحریم‌ها پس از آن ما بحران کاغذ داشتیم؟ بحران زمانی رخ داد که دولت تصمیم گرفت جراحی اقتصادی کند و کانال‌هایی برای پیشبرد کار اقتصادی تعریف کرد و همه هم از آن فرار کردند خودش هم آن را ابتر و نیمه‌کاره رها کرد، حتی یارانه سوخت را نتوانست تا پایان تیرماه ادامه بدهد، مدیریت را فقط برای چهار ماه را نتوانست تحمل کند. چرا؟ چون آمارهای دولتی با واقعیات موجود فاصله دارد، چون هیچ تصمیم‌گیر دولتی از محل تصمیم‌گیریش ارتزاق نکرده که بداند برای ادامه حیات باید چه گزینه‌هایی را اتخاب کند، چون روی کاغذ نمی‌شود ماتریکس بازار و صنعت را ترسیم کرد.

 

به عنوان سوال آخر بفرمایید که آیا در وضعیت فعلی می‌توان راهکار تولید در مقابل واردات کاغذ را راهکاری برای حل بحران فعلی دانست؟

در بلند مدت بله. راهکار پیشنهادی من این است که ما برای هر کدام از بخش‌های تولید در ایران تشکل‌خصوصی یا NGO داریم. دولت باید کار را به این تشکل‌ها واگذار کند. تشکل‌ها باید تعیین کنند که چقدر می‌توان در تامین محصول مورد نیاز سرمایه بگذارند، از صنعتگران موفق و بازاریان معتبر برای ایجاد و تولید فکر دعوت کنند، به آن‌ها اعتماد کنند، به مدیریتشان اعتماد کنند. از بزرگ‌شدن سرمایه‌های بخش خصوصی هراس نداشته باشند. دولت باید خودش را از بازار و تنظیم بازار دستوری و صنعت و حمایت‌های غیر واقعی و تصنعی دور کند. یادتان باشد که شما اگر در صنعت و بازار حضور داشته باشید، سود بدون حساب و کتاب را نمی‌پذیرید چون برای یک سرمایه‌دار واقعی به جز زیان چیز دیگری ندارد، یک کاسب و صنعتگر واقعی هیچ‌گاه توان مصرف‌کنندگانش را به خاطر منافع خود از بین نمی‌برد. هم مشتری‌هایتان را کم می‌کند و هم بدنامی دارد و هم راه سوء استفاده را نشان بقیه می‌دهد. باید بازار خودش را طوری اداره کرد می‌کند که دیگران به طمع استفاده از آن نیفتند. این قاعده‌ای که تولید کننده واقعی می‌داند و انجامش می‌دهد. ایجاد طمع برای منافع مقطعی نکند.

شنبه, 25 خرداد 1398 ساعت 08:12

ممکن است تصور عموم مردم از تاثیرات منفی سیگار تنها آثار سوء بر سلامت انسان‌ها باشد اما سیگار تاثیرات به شدت مخربی برای محیط زیست دارد و به گفته رئیس اداره محیط زیست انسانی استان تهران، تجزیه ته سیگار (فیلتر سیگار) در آب‌های شیرین ۳۶ ماه طول می‌کشد.

به گزارش چاپ و نشر؛ فاطمه اکبرپور در گفت و گو با ایسنا با بیان اینکه بیش از ۹۰ درصد از فیلتر سیگارهای تولیدی در جهان از اَسِتان سلولز است که به‌سختی تجزیه می‌شوند، اظهار کرد: این ماده به دلیل دارا بودن مواد شیمیایی و خطرناک علاوه بر تهدید محیط زیست، سلامت انسان، گیاهان و سایر جانداران را نیز به مخاطره می‌اندازد.

رئیس اداره محیط زیست انسانی محیط زیست استان تهران ادامه داد: تجزیه و تخریب اَسِتان سلولز در طبیعت در شرایط بی‌هوازی بین یک تا دو ماه، در خاک بین شش تا ۹ ماه و در آب‌های شیرین ۳۶ ماه طول می‌کشد بنابراین یکی از معضلات زیست‌محیطی ناشی از استعمال دخانیات از جمله سیگار صرف نظر از ضررهای آن بر سلامت انسان‌ها، دفع ته سیگارها (فیلتر سیگار) در محیط زیست است که آلودگی خاک و اثرات منفی در رشد گیاهان، جانداران و پرندگان را به دنبال دارد.

به گفته اکبرپور همچنین فیلتر سیگار از طریق روان‌آب‌ها و باران به جریان‌های آبی منتقل و با ورود به زنجیره غذایی سبب مسمومیت پستانداران دریایی، موجودات آبزی، لاک پشت‌ها و ... می‌شود و تنوع زیستی را تهدید می‌کند.

وی با اشاره به اینکه فیلتر سیگار دارای مواد شیمیایی متعدد خطرناک نیز است که باعث آسیب رساندن به محیط زیست می‌شود، تصریح کرد: بالغ بر ۴۰۰۰ ترکیب شیمیایی براثر استعمال سیگار حاصل می‌شود که ۳۰۰۰ مورد آن در فاز گازی و ۱۰۰۰ مورد آن در فاز جامد و نیمه جامد از جمله فیلتر سیگار است.

رئیس اداره محیط زیست انسانی محیط زیست استان تهران افزود: هیدروکربن‌های پلی آرماتیک، نیتروز آمین‌ها، آمین‌های آرماتیک، فرمالدئید، استالدئید، بنزن و فلزات سمی نظیر آلومینیوم، روی، سرب، سلنیم، کرم، نیکل و کادمیم از جمله این مواد خطرناک است که به شکل بیش از ۶۰ ماده شیمیایی ترکیبی دارای خاصیت سرطان زایی تولید می‌شود.

اکبرپور در پایان گفت: این مواد خطرناک با ورود به محیط زیست سبب آلودگی آب، خاک و هوا می‌شوند و سلامتی انسان و تنوع زیستی را نشانه می‌گیرند.

صفحه1 از810

درباره چاپ و نشر

چاپ و نشر ،پرتیراژترین نشریه چاپ کشور

منوی اصلی